مصاحبه روزنامه مجاهد با خانم زينت ميرهاشمي، عضو كميتة مركزي سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران،
سردبير نشريه نبرد خلق و عضو شوراي ملي مقاومت

خانم زينت ميرهاشمي، با سلام به‌شما و با بزرگداشت سالگرد حماسة سياهكل، ياد شهيدان قهرمان اين حماسه به‌ويژه فدايي شهيد صفايي فراهاني را گرامي مي‌داريم.
لطفاً براي خوانندگان ما مخصوصاً نسل جديد كه در سال 49 هنوز به‌ دنيا نيامده بودند خلاصه‌يي از جريان سياهكل را بازگو كنيد.

تعدادی از جوانان دلیر، جان برکف، متعهد در 19 بهمن‌1349 با حمله به یک پاسگاه ژاندارمری درسیاهکل مبارزه به شکل نوین را اعلام نمودند. «گروه جنگل» با این عملیات اعلام موجودیت نمود. این عملیات محصول چندین سال تفکر و سازماندهی مبارزه مسلحانه و نیز نقطه‌آغاز جنبش مسلحانه انقلابی بود. عملیات سیاهکل و به‌طور کلی تولد سازمان چریکهای فدایی خلق ایران برآیند تصمیم‌گیری و یافته‌های تحقیقی بعد از سالها بحث و ارتباط بین دو گروه «بیژن جزنی ـ ظریفی» و «پویان ـ مسعود احمدزاده» بود. کنشگران عرصه مبارزه مسلحانه، در مقابل کرنش، سکوت و پای‌بوسی چکمه‌پوشان دیکتاتوری پهلوی را به چالش گرفتند.
به همین دلیل است که این رویداد را می‌توان واکنشی به دو دهه سکوت، عقب‌نشینی و فرصت‌طلبی چپهای سنتی ایران دانست.
رزمندگان فدایی شرایط نوینی را در برابر روشنفکران متعهد، جوانان و کمونیستهای انقلابی گذاشتد. این رویداد در سریعترین زمان در میان مردم و نیروهای روشنفکر منعکس شد. این رویداد شگفت‌انگیر و دگرگونساز، به زودی تبدیل به داستانی شد.
دریا‌دلان گروه جنگل، این غول‌پیکران مبارزه، شب را شکافتند و آتش در جنگل افروختند. جوانانی به پا خاستند و در میان کوهی از غیر‌ممکنها، تونلی زدند. تونلی به سوی آزادی.
این‌جا به شعر زیبای سروده شده توسط شاملو اشاره می‌کنم:
«در برابر تندر می‌ایستند
خانه را روشن می‌کنند و می‌میرند».
کودتای 28‌مرداد و شکست سنگین حزب توده، وابستگی این حزب به اتحاد شوروی سابق، میان مردم و به ویژه جوانان بی‌اعتمادی نسبت به کمونیستها را به وجود آورده بود. رستاخیز سیاهكل مانند خورشیدی درخشید و ارزشهای جاودانه‌يی آفرید که در آن زمان در ادبیات، فرهنگ، موزیک و در زندگی مردم تأثیرش را گذاشت و این رهاوردها هنوز بعد از چند دهه و نیز ضربه‌های سنگینی که بر پیکر جنبش فدایی وارد آمده است، هم‌چنان ماندگار است. به عبارتی می‌توان گفت که نسل سیاهکل، نسل بیژن جزنی و مسعود احمدزاده، حمید اشرف و امیرپرویز پویان و… از نسل «ماهی سیاه کوچولو»یی بودند که صمد بهرنگی در داستان «ماهی سیاه کوچولو» تصویر کرده است.
گروه جزنی ـ ظریفی در بستر سرکوب و شکست جبهه ملی دوم به‌وجود آمد. بیژن جزنی و ظریفی همراه با تعدادی دیگر از این گروه در سال‌1346 دستگیر شدند. اعضای باقیمانده به سازماندهی خود ادامه دادند و خود را برای مبارزه مسلحانه آماده نمودند. حماسه سیاهکل برآمد توافق و نزدیکی دو گروه روی همکاری مشترک و عملیات مسلحانه بود. بیژن جزنی درباره مبارزة مسلحانه، می‌گوید: «پیشاهنگ قادر نیست بدون این که خود مشعل سوزان و مظهر فداکاری و پایداری باشد، توده ها را در راه انقلاب بسیج کند».
حماسه جاودانه سیاهکل به فرماندهی علی‌اکبر صفایی فراهانی انجام شد. بازماندگان گروه جنگل و گروه مسعود احمد‌زاده در اواخر فروردین‌1350 درهم ادغام و چریکهای فدایی خلق ایران را به‌وجود آوردند.
از گروه جنگل 13‌نفر بعد از شکنجه‌های طاقت‌فرسا روز 26‌اسفند سال‌1349 تیرباران شدند

.

ويژگي اصلي حماسة سياهكل چه بود و چه نقشي در شكستن فضاي اختناق آن روزگار داشت

یکی از ویژگیهای برجسته حماسه 19‌بهمن در فضای سکون و خفقان آن زمان، شوریدگی نسلی از جوانان چپ و کمونیست علیه دیکتاتوری شاه بود. آنان با دست‌زدن به شیوه نوین مبارزه، همانند یک آلترناتیو مبارزاتی سر برافراشتند. رژیم شاه در اوج قدرت‌نمایی و مردم در اوج نومیدی بودند. در آن شرایط رژیم در آستانه برگزاری مراسم «جشنهای 2500‌ساله» بود و ادعا می‌کرد که ایران جزیره ثبات است.
ویژگی مهم و اساسی دیگر رستاخیز سیاهکل، گسستگی نسلی از جوانان معتقد به مارکسیسم از ارزشها و قالبهای وابسته به «ایسم»های چیهای سنتی آن دوران بود. آنها با گامهایی مطمئن جنبشی را آغاز کردند که بر خلاف چپ سنتی آن دوران متکی به قطبهای جهانی نبود و اساساً اعلام موجودیتشان هم نه بر اساس منافع قطبهای جهانی «چپ» آن زمان مانند شوروی و چین بلکه در پاسخ به شرایط مشخص ایران بود.
پس ویژگی اصلی جنبشی که با سیاهکل آغاز شد، تکیه بر شرایط خاص ایران، جدی بودن در عملی کردن ادعاهایشان و مستقل‌بودن از قطبهای جهانی آن زمان است.
حماسة سياهكل اولين عمليات مسلحانه عليه رژيم ديكتاتوري شاه در دوران معاصر است. اين عمليات چه تأثيري در پيشبرد مبارزات مردم ما عليه ديكتاتوري شاه داشت؟
این جنبش ارزشهای جاوانه‌يی در جنبش چپ و مردم آفرید که در روزهای قیام به شعار «ایران را سراسر سیاهکل می‌کنیم» تبدیل شد. سیاهکل پوسته‌شکنی کرد و نوزادی را متولد کرد که فرزند زمان بود. در شرایط خفقان آن زمان و با الهام از مبارزه مسلحانه و حماسه سیاهکل، در گوشه و کنار ایران، جوانان خود دست به تشکیل گروههای انقلابی زدند. این تشکلها بدون این که ارتباطی با سازمان داشته باشند فعالیت می‌کردند. این را می‌توان در زندانها و از میزان دستگیریهایی فهمید که بدون ارتباط مستقیم با سازمان بودند.
سیاهکل هم شور آفرید و هم راهگشایی کرد که اثر آن را ما در آستانه قیام بهمن‌57 دیدیم.

مدتی پس از عمليات سياهكل این اقدام مورد حمله و انتقاد برخي جريانهاي فرصت‌طلب قرار گرفت. اين جريانات انقلابيون را به تندروي و جدابودن از تودة مردم متهم مي‌كردند. لطفاً دربارة ريشه‌هاي اين قبيل تحليها توضيح بدهيد.

در اوایل دهه چهل بحرانی بزرگ در میان نیروهای چپ در جهان بروز کرد. اختلاف بین حزب کمونیست چین و حزب کمونیست اتحاد شوروی ابعاد وسیعی پیدا کرد.
این اختلاف تأثیر خودش را در احزاب چپ آن زمان بر جای گذاشت. آنهایی که خود را وابسته به یکی از این دو قطب می‌دانستند طبیعتاً منافع مردم ایران را از دریچه ارجحیت‌دادن به منافع احزاب این دو قطب که احزابی حاکم بودند و لذا منافعشان به عنوان یک دولت عمل می‌کرد، می‌دیدند. خوب عده‌يی بلند شدند و در مقابل این وابستگی ایستادند و دنبال راهکارهای مبارزه با توجه به شرایط مشخص ایران بودند. گسستگی از قالبهای چپ سنتی و ایستادگی در برابر آن و به ویژه ساختن آلترناتیو در برابر آن طبیعتاً در دنیای آرام و عزلت‌گزینانه آنها توفانی به پا کرد و مخالفان خود را به رویارویی کشاند. این که راهکارها، شیوه‌ها و تاکتیک یک جنبش چه میزان غلط و چه اشتباهاتی می‌تواند داشته باشد حرکت تاریخ و زمان روشن می‌کند. جنبش فدايیان مانند هر جنبشی در حال حرکت و نه در سکون و ایستایی می‌تواند اشتباهاتی کرده باشد اما بدون شک این که امروز بعد از گذشت سه دهه حتي مخالفان دیروزی و امروزی آن نمی‌توانند از این جنبش چشم‌پوشی کنند و یا این که ارزشهای جاودانه‌يی که در عرصه‌های سیاست، هنر و ادبیات ایران بر جای گذاشته است را انکار کنند، می‌تواند نشان دهندة تأثیرات و پیوند آن با توده‌ها باشد. قیام بهمن‌1357 و استقبال وسیع از جنبش فدایی و در مقابل عدم‌توجه مردم به اپورتونیستها و فرصت‌طلبان نشان داد که چه کسی جدا از مردم است.

اگر خاطره‌يي از حماسة سياهكل داريد براي ما بازگو كنيد.

شناخت من از فدايیان با حماسه سیاهکل که در آن زمان در روزنامه‌ها درج شد، بود. در رفت و آمد به زندان، و در محیطی سیاسی که بودم و به‌رغم کمی سن، این حماسه مرا با دنیایی دیگر آشنا کرد. «خرابکارانی» که برای نسل من مانند جرقه‌يی درخشیدند و آرزو و امید را زنده کردند. از آن پس بود که پیوستن به آنها برایم تبدیل به آرزو و تلاش شده بود. در مدرسه و در خیابان صحبت از آنان بود و نسلی مثل مرا شیفته خود کرده بود.
شور، شوق، امید و این که می‌توان کاری کرد و باید کاری کرد نکته‌هایی بود که از حماسه سیاهکل بر من، دوستانم و همشاگردیهایم در آن زمان تأثیر گذاشت. بعد از سه دهه با بازنگری سیاهکل و رویدادهای پس از آن به بودنم در جنبش فدایی افتخار می‌کنم و شوق آن هم‌چنان برایم زنده است.

پيام حماسة سياهكل براي جامعة امروز ما چيست؟

مهمترین پیامی که من از این حماسه گرفتم و هم‌چنان تا امروز با خودم حمل می‌کنم این که برای تعییر و تحول باید جدی بود. همه چیز می‌تواند تغییر کند. در کوه غیر‌ممکنها می‌توان نفوذ کرد و آن را ممکن کرد. می‌توان دنیا را تغییر داد و دنیایی دیگر ساخت و ما هر کدام می‌توانیم به سهم خود از کنشگران و تغییردهندگان آن باشیم. این امر اراده، تعهد، آگاهی و مهمتر از همه عزم استواری می‌طلبد. در یک جمعبندی و خلاصه بگويم، می‌توان ایستاد و به ارتجاع نه گفت، می‌توان در برابر کسانی که منافعشان را با منافع حاکمان ایران در پیوند می‌بینند ایستاد حتي اگر متهم شوی، می‌توان سکوت را شکست و در مقابل به حرکت، تلاش و جنبش کمک کرد.
و برای عینیت بخشیدن به ایده‌های انسانی ایثار کرد، فداکاری کرد و آن‌جا که ضروری است از جان گذشت و بدین سان با درک ضرورت به آزادی دست یافت. با این پیامهاست که حماسه و قیام سیاهکل، گوهری ماندگار و جاودانه در جنبش مردم ایران شده است.

با تشكر از شما به‌خاطر شركت در اين مصاحبه