هشت مارس روز همبستگی زنان زحمتکش جهان مبارک باد
تاریخچه روز جهانی زن،نگاهی اجمالی به وضعیت زنان در جهان و ایران ویژه هشت مارس(از اسفند ماه 1384-85)
گردآوری و تنظیم: الف.آناهیتا
تاریخچه هشت مارس
هر سال هشت مارس،روز جهانی زن، یادآور تظاهرات زنان کارگر صنعت نساجی نیویورک در هشت مارس 1857 را متجلی می کند. در هشتم مارس 1857، زنان کارگر پارچه باف در آمریکا به مبارزه برخاستند. شرایط کار و زندگی کارگران زن وحشتناک بود.آنان از ساعات کار طولانی و کشنده، دستمزد اندک و محرومیت از هر گونه امکانات رفاهی محروم بودند،علاوه بر این آنها بار نگهداری و بزرگ کردن فرزندان و کار خانگی را نیز به دوش داشتند، پس به خیابانها ریختند و خواهان افزایش دستمزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط کار شدند. گرچه این تظاهرات به شکل خشونت آمیزی توسط پلیس از هم پاشیده شد اما در سال 1860،زنان کارگر با تشکیل اتحادیه ها یی خواستهایشان را در خصوص بهبود شرایط کار و درآمد مساوی تکرار کردند. هشت مارس در سال 1970،همراه با جهانی شدن جنبش سوسیالیستی و پدیدار شدن زنان سوسیالیست انقلابی که مبارزه برای رفع تبعیض جنسیتی و تبعیض طبقاتی را در پیوندی ارگانیک می دانستند و مساله مبارزه برای رهایی زن را در دستور کار قرار داده بودند، توسط زنان کارگر حرفه دوزندگی برای اولین بار بطور غیررسمی برگزار شد. این مراسم برای بزرگداشت هزاران زن،که در اعتصابهای کارگری بیشمار اوایل قرن بیستم در برخی از مراکز کارگری،از قبیل مونترال،شیکاگو،فیلادلفیا و نیویورک،شرکت کرده بودند برگزار شد. در این بزرگداشت،زنان برای حق رای،دستمزد عادلانه،خاتمه شرایط کار طاقتفرسا و خاتمه بیگاری گرفتن از کودکان،دست به اعتراض زدند. سال 1910،در جریان "دومین کنفرانس زنان سوسیالیست" که زن سوسیالیست و انقلابی "کلارا زتکین" از رهبران آن بود پیشنهاد کرد که برای بزرگداشت مبارزات تاریخی زنان روزی انتخاب گردد. زنان سوسیالیست اتریشی قبلا روز "اول ماه مه" را پیشنهاد کرده بودند. اما اول ماه مه، جایگاه و مفهومی داشت که می توانست اهمیت و جایگاه مبارزه مشخص بر سر مسئله زن را تحت الشعاع قرار دهد. پیشنهاد کلارا زتکین در این کنفرانس توسط زنان هفده کشوری که در این کنفرانس حضور داشتند پذیرفته شد. در سال 1910،خیابانهای آلمان، اتریش، سوئیس و دانمارک با مارش قدرتمند زنان بلرزه در آمد. تعداد زنان تظاهر کننده در اتریش به 30 هزار نفر می رسید. نیروهای پلیس به تظاهرات حمله برده، به ضرب و شتم زنان پرداختند و گروهی را دستگیر کردند.
در 19 مارس 1911،در آلمان نخستین مراسم روز زن برگزار شد. علت انتخاب این روز،اهمیت تاریخی آن در مبارزات پرولتاریای آلمان بود. سال 1913 "دبیرخانه بین المللی زنان" (یکی از نهادهای انترناسیونال سوسیالیستی دوم)، هشتم مارس را با خاطره مبارزه زنان کارگر نساجی در آمریکا، بعنوان «روز جهانی زن» انتخاب کرد. در همان سال، زنان زحمتکش آگاه و روشنفکر انقلابی در روسیه تزاری و در سراسر اروپا، مراسم هشت مارس را بشکل تظاهرات و میتینگ برگزار کردند. زنان در شهرهای سن پترزبورگ و مسکو جلسه های بحث و سخنرانی تشکیل داده و تصمیم به انتشار مجله به نام «زن کارگر» گرفتند.در سال 1914، سرمایه داری،جهان را با جنگ جهانی اول روبرو ساخت،جنگی که فقط منافع سرمایه داران را تامین می کرد. زنان انقلابی تلاش کردند تظاهرات 8 مارس 1915 و 1916 را تحت شعار مرکزی "علیه جنگ امپریالیستی" برگزار کنند. در کشورهای درگیر جنگ، اقشار و طبقات مختلف به موافقان و مخالفان جنگ تقسیم شده بودند. جنبش زنان نیز از تحولات عمومی و جهت گیریهای گوناگون سیاسی بر کنار نبود و نمی توانست باشد، چرا که این جنبش از دل همان جوامع و تضادهایش سر بلند کرده بود و از فضای سیاسی حاکم، جدا نبود. انشعاب در صفوف جنبش زنان، مانع از برگزاری سراسری و گسترده «روز جهانی زن» شد. در سال 1915، و همزمان با شروع جنگ جهانی اول،زنان تلاش کردند که روز هشتم مارس «روز تظاهرات زنان بر ضد جنگ» شناخته شود و در آن تظاهراتی در سطح بین المللی انجام پذیرد که تنها در کشور نروژ تظاهراتی بزرگ برگزار شد.
ستاره هشتم مارس بار دیگر در سال 1917 درخشیدن گرفت. تظاهرات زنان کارگر در پتروگراد روسیه علیه گرسنگی و جنگ و تزاریسم، بانک آغازین انقلاب بود. کارگران شهر در پشتیبانی از این تظاهرات، اعلام اعتصاب عمومی کردند. 8 مارس 1917 به یک روز فراموش نشدنی در تاریخ انقلاب روسیه تبدیل شد. به همین دلیل روز هشت مارس را «انقلاب فوریه» نیز می نامند. با پیروزی انقلاب اکتبر، زنان روسیه گامهای مهمی در راه کسب حقوق سیاسی و اجتماعی و اقتصادی خویش و رفع تبعیضات و ستمهای جنسی به پیش برداشتند.
سال 1921، "کنفرانس زنان انترناسیونال سوم کمونیستی" در مسکو برگزار شد. در آن کنفرانس، روز 8 مارس بعنوان «روز جهانی زن» بتصویب رسید. کنفرانس، زنان سراسر دنیا را به گسترش مبارزه علیه نظم موجود و برای تحقق خواسته هایشان فرا خواند.
از اواسط دهه 1930، دنیا یک بار دیگر بسوی یک جنگ جهانی جدید روان شد. برگزاری تظاهرات «روز جهانی زن» در کشورهایی که تحت سلطه فاشیسم بودند،غیر قانونی اعلام شد. علیرغم این ممنوعیت، در هشتم مارس 1936، زنان در برلین تظاهرات کردند. آنها از گرسنگی و فلاکت و بیکاری به تنگ آمده بودند. در همان روز، اسپانیای زخمی از فاشیسم شاهد تظاهرات هشتم مارس در مادرید بود. 30 هزار زن رزمنده کمونیست و جمهوریخواه، شعار "آزادی و صلح" سر دادند.
در پی جنگ جهانی دوم، انقلابات و جنبشهای رهایی بخش در هر گوشه دنیا شکوفا شد. چین با شمار عظیم زنان و مردانش زنجیرهای کهنسال ستم و انقیاد را در هم شکست و در مدت زمانی کوتاه گامهای بزرگی در جهت رهایی زنان به پیش برداشت. در آن سالها، عمدتا دولتها و تشکیلات های مترقی و انقلابی بودند که در بر پایی «روز جهانی زن» می کوشیدند.
در دهه 1960، اوضاع سیاسی در گوشه و کنار دنیا پر التهاب و توفانی بود. در کشورهای آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین جنبشهای رهایی بخش بپا خاسته بود. در کشورهای سرمایه داری پیشرفته نیز جنبشها و مبارزات انقلابی و ترقیخواهانه بالا گرفته بود. بر بستر این اوضاع، جنبش رهایی زن نیز اوج و گسترشی چشمگیر یافت.
در آمریکا و اروپا، زنان علیه سنن و قیود و قوانین مردسالارانه و احکام اسارت بار کلیسایی بپا خواستند. در جنبش زنان موضوعاتی نظیر "حق طلاق"، "حق سقط جنین"، "تامین شغلی"، "منع آزار جنسی"، "ضدیت با هرزه نگاری"، "کاهش ساعات کار روزانه" و غیره مطرح شد. این جنبش موفق شد در برخی از این زمینه ها پیشروی کند. دستآوردهای آن مبارزات در برخی از کشورها ماندگار شد. در آن دوره نیز، جنبش رهایی زنان بدرستی از جنبش عمومی انقلابی در اروپا و آمریکا جدا نماند و نمی توانست بماند. یک نمونه این امر، تظاهرات هشتم مارس 1969 در آمریکا بود. زنان انقلابی و مبارز در دانشگاه برکلی گرد آمدند و علیه جنگ تجاوزکارانه علیه ویتنام تظاهرات کردند.
در سی سپتامبر 1921،قرارداد بین المللی «الغای خرید و فروش زنان و کودکان» به تصویب رسید. در ده دسامبر 1948،«اعلامیه جهانی حقوق بشر» بوسیله مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسید. در اعلامیه مذکور بر اصل برابری افراد بشر تاکید شده است. به موجب ماده یک این اعلامیه،افراد از نظر حقوق و آزادی ها،بدون در نظر گرفتن جنسیت،برابر هستند.
در سال 1949،بر اساس پیشنویس کمیسیون حقوق بشر ملل متحد،«کنوانسیون حقوق سیاسی زنان» در مجمع عمومی ملل متحد به تصویب رسید و برای تصویب دولت ها و امضای آنها از سوی مجمع عمومی در بیست دسامبر 1952 آماده شد.
تا سال 1960،بزرگداشت روز زن تنها در کشورهایی مانند چین،آلمان و اسپانیا برگزار می شد. در ایالت متحده آمریکا،این یادبود از سال 1967 توسط زنان به شکل های مختلف آغاز شد.
کنوانسیون «حقوق سیاسی زنان» که در سال 1952 به تصویب مجمع عمومی رسیده بود،از هفت ژانویه 1954 لازم الاجرا گردید. در این کنوانسیون حق انتخاب کردن،انتخاب شدن و تصدی مشاغل برای زنان بدون تبعیض در نظر گرفته شده است.
در سال 1957،«کنوانسیون تابعیت زنان متاهل» در مجمع عمومی به تصویب رسید.
سال 1972،مجمع عمومی ملل متحد سال 1975 را سال بین المللی زنان اعلام کرد و اولین کنفرانس جهانی زنان در مکزیکو سیتی برگزار شد و بدین ترتیب راه برای مداخله متشکل و متحد زنان در سطح جهانی برای ایفای حقوق خود باز شد. این تلاش در چهارمین کنفرانس بین المللی زنان در پکن به میزان قابل توجه ای نتیجه داد. در سال 1977،قطعنامه سازمان ملل تصویب شد و از تمام کشورهای دنیا دعوت شد که یک روز را به مناسبت حقوق زنان و صلح جهانی جشن بگیرند. در سال 1979،«کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان» از سوی مجمع عمومی آماده شد،و کمیته رفع تبعیض علیه زنان شکل گرفت.
در ایران نیز،هشت مارس،روز پیکار سترگ زنان برای اولین بار در رشت در سال 1301 از طرف جمعیت «پیک سعادت نسوان» و سپس در سال 1305 توسط جمعیت «بیداری زنان» جشن گرفته شد. زنان ایرانی به رغم تمام مشکلات و موانعی که بر سر راه آنان وجود داشته،همواره این روز را جشن گرفته و با برگزاری راهپیمایی و یا گردهمایی در این روز بر خواست های به حقشان پافشاری کرده اند.
امروزه،زنان در سراسر جهان با فرارسیدن هشتم ماه مارس، باری دیگر بر مطالبات بر حق خود با راه انداختن راهپیمایی و جلسات سخنرانی تاکید می کنند. از آنجا که هشت مارس ریشه در مبارزات طبقاتی علیه سیستم سرمایه داری دارد،دولتمردان تلاش می کنند با راه انداختن مجالس و جشن های فرامایشی هدف اصلی مبارزه تاریخی زنان را به فراموشی بسپارند،اما با نگاهی به تظاهرات و گردهمایی زنان در بسیاری کشورها می توان بخوبی متوجه شد که آنان در این کار موفق نشده و نخواهند شد.
امروزه اعمال
مجدد سیاست های نولیبرالیستی و سیاست های جنگ طلبانه از سوی سوداگران سود و سرمایه
به تشدید هر چه بیشتر تضاد بین کار و سرمایه انجامیده است و این مهم که رابطه ای
تنگاتنگ با مسایل زنان زحمتکش جهان دارد، باعث شده که مبارزه زنان وارد فازهای
جدیدتری شود.
ستم طبقاتی و جنسی بعنوان مساله ای جهانشمول به درستی نشان می دهد که صحنه مبارزه
طبقاتی برای استقرار دموکراسی،
صلح و
سوسیالیسم هر چه بیشتر حضور زنان در عرصه مبارزه طبقاتی را طلب می کند.
جهانی سرشار از خشونت و اعمال تبعیض علیه زنان
گردآوری شده از گزارشات سازمان ملل و دیگر مراجع خبری
بیش از صد و سی و پنج میلیون زن و دختر جوان در سراسر جهان قربانی عمل وحشیانه ختنه قرار گرفته اند. علاوه بر این ختنه،جان بیش از دو میلیون زن دیگر را هر سال تهدید می کند.
تجاوز جنسی یکی از بدترین فرم های آزار و اذیت های جنسی نسبت به زنان اعلام شده است. این موضوع معمولا به بارداری ناخواسته و یا انتقال بیماری های مقاربتی مانند ایدز می شود که میزان بسیار قلیلی از آنان اصولا گزارش می شود. علاوه بر این در رابطه با تجاوزاتی که توسط زنان مورد شکایت قرار می گیرد،میزان بسیار کمی از پرونده ها به دادگاه ارجاع شده و در موارد بسیار نادری، فردی که این عمل وحشیانه را انجام می دهد، محکوم می شود. یک زن از هر پنج زن در سراسر جهان قربانی تجاوز جنسی شده و یا تهدید به تجاوز جنسی در طی طول عمر خود می شود.
آمار متجاوزان به زنان و دختران زندان هاى انگلستان در دهه اخير به دو برابر افزايش يافته است. براساس برآورد كارشناسان در سال هزار و نهصد و نود و چهار،اين متخلفان نوزده نفر بوده اند. اما اين رقم در سال دو هزار و چهار به بيش از چهل نفر رسيده است. مسئولان و محققان انگلستان رشد اين معضل در اين كشور را شوكه كننده توصيف كرده اند و از تمامى مسئولان در اين بخش درخواست همكارى كرده اند. به گفته يكى از مسئولان، آمار تجاوز در انگليس هر سال افزايش مى يابد.
سالانه، صدها هزار زن در مكزيك، مورد آزار و سواستفاده جنسي قرار ميگيرند. به گزارش پايگاه اينترنتي روزنامه اتريشي "استاندارد"، آمارهاي ارايه شده توسط دولت مکزیک نشان می دهد که سالانه بیش از صد و بیست هزار زن و دختر مورد آزار و اذیت جنسی قرار می گیرند و این در حالیست که كه نه تنها به آنان كمك نميشود بلكه با عاملين آن نيز، برخورد قانوني صورت نميگيرد. در همين حال، ديدبان حقوق بشر معتقد است كه امكان دارد اين رقم به يك ميليون نفر در سال نیز برسد.
بر اساس گزارش سازمان ملل،زنان در کشور اتیوپی بیشتر از همه توسط همسران خود مورد آزار و اذیت قرار می گیرند. بر اساس این گزارش شصت درصد از زنان در اتیوپی مورد آزار و اذیت جنسی از جمله تجاوز از طرف همسران خود قرار می گیرند. در همین گزارش آمده است که دست کم در هفتاد و یک کشور قوانین کافی جهت حمایت از زنان وجود ندارد. در 100 کشور جهان قانونی مبنی بر منع خشونت خانگی وجود ندارد و در پنجاه کشور،کسانی که مرتکب عمل ختنه زنان می گردند، تحت پیگرد قانونی قرار نمی گیرند.
بر اساس گزارش سازمان ملل،استرالیا در لیست شصت و دو کشوری که بیشترین میزان اعمال خشونت علیه زنان از طرف خویشاوندان و همسران را دارند،نزدیک به صدر قرار دارد. در میان کشورهایی که بالاترین میزان خشونت خانگی را دارا می باشد،گینه جدید با شصت و هفت درصد و زیمباوه با چهل و نه درصد قرار دارند. در میان کشورهای صنعتی،لیتوانی با چهل و دو درصد و استرالیا با سی و یک درصد نزدیک به راس قرار دارند. در همین رابطه سال گذشته سازمان های مدافع حقوق زنان به دلیل مخالفت برخی اعضای پارلمان زیمباوه با تصویب لایحه ای که خشوت خانگی را ممنوع می کرد،دست به تحصن زدند.
حدود نود درصد از زنان كشور افغانستان مورد خشونت قرار ميگيرند. شصت درصد از دختران این کشور قبل از سن شانزده سالگی ازدواج می کنند. اخبار و گزارشات بر فروش حتی دختران هشت ساله جهت امرار معاش خانواده های افغانی خبر داده است. شمار اين عروسهاي كم سن و سال رو به افزايش است و پيش بيني مي شود تا ده سال ديگر شمار عروسهاي زيرهیجده سال به صد ميليون نفر برسد. گرچه زنان نیمی از جمعیت بیست و چهار میلیونی نفري افغانستان را تشكيل ميدهند،اما آنان در دستيابي به حقوق اجتماعي و راهيابي به دانشگاهها و موسسات آموزشي نسبت به زنان كشورهاي همسايه بسيار عقب هستند. علاوه بر این زنان افغان بیست درصد كمتر از ساير زنان جهان عمر ميكنند. وضعیت زنان افغانستان بعد از سقوط طالبان تغییری نکرده است و بر اساس گزارش سازمان زیرزمینی مدافع حقوق زنان افغانستان، بیش از بیست و پنج درصد از زنان بدلیل فقر روز افزون مجبور به تن فروشی شده و به دام مافیای سکس گرفتار شده اند.
ده ميليون زن ايتاليايي بين 14 تا 59 سال متحمل تجاوزات جنسي و يا باج جنسي قرار گرفتهاند. يك سوم از زنان در اينباره با كسي صحبت نميكنند و آمار تجاوزات پنهاني كه هرگز فاش نميشود و قابل دسترسي نيست.
به گزارش روزنامه الشرق الاوسط شمار موارد خودکشی در کردستان عراق افزایش یافته است. فقط در طی دو ماه،بیست زن در سلمانیه عراق دست به خودکشی زده اند. بر اساس این گزارش سرنگونی صدام حسین نتوانسته نقطه پایان این مساله شود،هنوز سنت های قبیله ای بر سرنوشت زنان کرد عراقی حاکم است. بر اساس همین گزارش بیشترین خودکشی بین طبقه فقیر صورت می گیرد.
دست کم یک زن از هر سه زن،یک بیلیون زن در سراسر جهان مورد آزار و اذیت قرار گرفته و مجبور به انجام آمیزش جنسی در طی دوران زندگی خود شده اند. مقصر این عمل معمولا از اعضای خانواده زنان و یا مردی است که آنان را می شناسد.
یک زن هر پانزده ثانیه معمولا توسط همسر و یا دوست پسر خود مورد آزار و اذیت قرار می گیرد.
روزانه سی و شش هزار زن در روسیه توسط همسر و یا دوست پسر خود مورد آزار و اذیت قرار می گیرد.
هفتاد درصد زنانی که به قتل رسیده اند توسط همسران خود جان خود را از دست داده اند.
بر اساس گزارشات متعدد بیش از یک زن هر هفته در کنیا توسط همسر خود به قتل می رسد.
در آفریقای جنوبی هر دو دقیقه،دو زن مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند.
هر نود ثانیه،یک زن در آمریکا مورد تجاوز جنسی قرار می گیرد. بر اساس گزارش دیگری مندرج در رویتر بیش از چهل درصد زنان آمریکایی توسط همسر و یا دوست پسر خود مورد خشونت قرار می گیرند. علاوه بر این زنان مورد خشونت قرار گرفته دو برابر بیشتر از دیگران از افسردگی رنج می برند.
يك سوم از زنان ژاپني با خشونتهاي خانگي مواجهند.
آمار خودكشي زنان در جهان 15 در هر 100 هزار نفر و اين آمار در انگلستان دو در 100 هزار و در هندوستان 148 در هر 100 هزار نفر گزارش شده است.
بر اساس گزارش مسوولین کشور سوید آمار قتل زنان در کشور سوید نسبت به سال 2005،بطور چشمگیری افزایش یافته است.
بخشی اعظمی از افرادی که به دلایل متفاوت مجبور به ترک وطن شده اند را زنان و کودکان تشکیل می دهد.
از هر چهار زن سوري، يكي از سوي همسر، پدر يا برادر خود مورد آزار جسمي قرار ميگيرد. برابر آخرين آمار رسمي، زنان چهل و نه درصد از جمعيت هیجده و نیم ميليوني سوريه را تشكيل ميدهند. خشونت خانگي در سوريه، مسالهيي خانوادگي تلقي مي شود، چرا كه تنها يك درصد از زنان قرباني خشونت، حاضر به تاييد آن هستند و در واقع آن را، رفتار سرپرستان خانواده اعم از پدر، برادر يا همسر ميدانند. زنان متاهل بيش از دختران مورد ضرب و شتم قرار ميگيرند كه معمولا از طرف شوهر و به بهانهي كوتاهي در انجام وظايف و خواستههاي همسر است.
طي سال 2005 ميلادي حدود شش هزار زن و كودك از ويتنام به خارج از اين كشور قاچاق شدهاند. اکثریت این شش هزار زن و كودك با اهدافي همچون ازدواجهاي غيرقانوني، بهره کشی جنسی و یا كار اجباري در سال 2005 ميلادي قاچاق شدهاند.
سالانه هفتاد هزار زن در سراسر جهان و به ويژه در كشورهاي فقير، براثر کورتاژ غيراصولي جان خود را ازدست ميدهند و شمار زيادي دچار آسيب جدي ميشوند.
چهل و چهار درصد از مرگوميرهاي مادران در جهان در اثر کورتاژ غيربهداشتي و ناسالم در كشورهاي آفريقايي اتفاق ميافتد.
مرگ و مير زنان افغان هنگام زايمان فاجعه است، به ازاي يكصد هزار مورد زايمان در اين كشور، يكهزار و پانصد زن جان خود را از دست ميدهند. علت اصلي افزايش مرگ و ميرها ناشي از محدوديت در دسترسي زنان افغان به مراقبتهاي بهداشتي و نبود افراد آموزش ديده در اين كشور اعلام شده است.
براساس آمار رسمي، از هر دویست و پنجاه مورد زايمان در تاجيكستان يك مادر هنگام تولد فرزندش ميميرد و نود و یک نوزاد نيز قبل از رسيدن به يك سالگي فوت ميكند.
با اینکه دولت نپال بالاخره در سال 2002،عمل کورتاژ را قانونی اعلام کرد اما هنوز نیمی از مرگ و میر مادران در نپال بدلیل کورتاژهای غیربهداشتی و ناامن در بیمارستان ها اعلام شده است.
هشتاد درصد زنان افغاني به امكانات بهداشتي دسترسي ندارند و تنها دوازده درصد زنان افغانستان با سوادند.
طبق آخرين آمار سازمان جهاني بهداشت، در حال حاضر بيش از 7/5 ميليون نفر در هند آلوده به ايدز هستند كه بيشترين تعداد را در كل كشورهاي جهان دارد. مركزمطالعات ملي بهداشت خانواده (NFHS)،بعنوان گسترده ترين پژوهش بر روي سلامت و تغديه در هند اعلام كرد: بر اساس آخرين گزارش اين مركز تنها 57 درصد از زنان در اين كشور درباره ايدز اطلاعاتي دارند. در مناطق روستايي كه بيشتر مردم اين كشور را در خود جاي داده، كمتر از نيمي از زنان برابر46 درصد،از اين بيماري آگاهي دارند.
ميزان درخواست طلاق در اسپانيا 77 درصد افزايش يافته است. به گزارش روزنامه الپاییس، اصلاحات انجام شده در قانون طلاق در اسپانيا و تسهيل آن در نيمه دوم سال دو هزار و پنج ميلادي علت افزايش شمار موارد طلاق و كاهش سی و دو و شش دهم درصدي دوره جدايي پيش از طلاق بوده است. پيش از به اجرا درآمدن قانون جديد طلاق در اسپانيا، زوجهاي اين كشور براي درخواست طلاق بايد به مدت دو سال از يكديگر جدا زندگي ميكردند و سپس تقاضاي طلاق را ميكردند كه اين روند، دست كم سه سال مراحل قانوني آن طول ميكشيد. قابل توجه است که از هر ده مورد تقاضاي طلاق در اسپانيا شش مورد طلاق در سال گذشته با تفاهم طرفين انجام گرفته است.
خشونت بر علیه زنان در جنگ و کشمکش های نظامی بصورت فزاینده ای افزایش یافته تا آنجا که به معضلی جهانی تبدیل شده است.
از تجاوز جنسی دست جمعی زنان، بطور سیستماتیک به عنوان ابزاری برای ترور آنان استفاده می شود.
در طی جنگ داخلی بین بوسنی و هرزگووین بین سالهای 1995-1992،بیست هزار تا پنجاه هزار زن مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند.
وضعیت زنان در عراق بسیار نگران کننده است،جان و حقوق آنان نه تنها از طرف حکومت بنیادگرا که قدرت را پس از حمله نیروهای ایتلاف به دست گرفت بلکه از طرف نیروهای اشغالگر و نیروهای رژیم مبتنی بر ولایت فقیه نیز تهدید می شود. زنان عراقی که بی شک نسبت به دیگر کشورهای خاورمیانه از حقوق بهتری برخوردار بودند نه تنها با دخالت شرعت در قانون اساسی جدید بسیاری حقوق خود را از دست دادند بلکه هر لحظه مورد حمله و خشونت فرقه گرایان،بنیادگرایان و اشغالگران قرار دارند. خانم ينار محمد، رييس ”سازمان آزادى زنان عراق“،در سخنرانى خود در سالن كنفرانس راديو صداى آلمان از مشكلهايى گفت كه هم اكنون زنان عراقى با آن مواجه هستند: از بيكارى و نبود امنيت و از خشونتهاى مذهبى كه در بسيارى موارد زنان قربانى آن مىشوند. از قانون اساسى جديد عراق مىگويد كه قوانين خانواده عراق را، دستاورد مبارزات زنان عراقى طى دهههاى بسيار را، زير سوال برده است. زيرا اصلى در اين قانون وجود دارد كه مىگويد همه قوانين عراق بايد همخوان با قوانين شريعت باشند، قوانينى كه با موازين بينالمللى حقوق بشر همخوانى ندارند. بدين ترتيب بسيارى فشارها بر زنان جنبه قانونى پيدا مىكنند، همچون شيوه طلاق، چند همسرى، سرپرستى كودكان و بسيارى مسائل ديگر كه زنان ايرانى نيز طى چند دهه اخير با آن روبرو بودهاند. بر اساس گزارش دیگری هفتاد درصد از زنان بصره همسر خود را از دست داده اند و در
خیابان های این شهر مشغول به گدایی هستند. زنان در عراق ربوده می شوند،در زندان توسط نیروهای اشغالگر مورد تجاوزه جنسی قرار می گیرند و در صورت ازاد شدن به نام دفاع از ناموس به قتل می رسند،ربوده می شوند و ...
خانم حلیما احمد حسین،مدافع حقوق زنان عراقی،سی و هشت ساله در برابر چشمان فرزندانش توسط ده نفر مسلح در محل مسکونی خود به قتل رسید. در همین رابطه خانم امیره عبدالکریم العقابی،مسوول بخش زنان در سندیکای کارگری عراق که مخالف شدید دخالت رژیم حاکم بر تهران در مسایل عراق بود، بدست عوامل جمهوری اسلامی به طرز وحشیانه ای کشته شد.
فعال،نویسنده و مربی عراقی،امان احمد خماس در رابطه با تجربیاتش به عنوان یک شهروند و یک زن عراقی در دانشگاه پرینس جرج در مری لند ابراز داشت که ما سیستم آموزش و پرورش خوبی قبل از جنگ داشتیم،اما امروز سیستم آموزشی بسیار صدمه دیده است. بسیاری از مدارس و دانشگاه های کشور هنوز فعال هستند اما بسیاری از آنان به غارت رفته و ویران گشته است. بسیاری مکان های ورزشی مخصوص زنان بسته شده اند زیرا مدیران این موسسه ها نامه های تهدید کننده از طرف بنیادگرایان دریافت کرده اند. جان آموزگاران و پرفسوران زن در خطر است . بسیاری از دانشجویان بدلیل هراس به قتل رسیدن دست از تحصیل کشیده اند. با وجود تمام خطراتی که زنان عراقی را تهدید می کند،آنان خاموش ننشسته اند. به عنوان مثال، بیش از دویست نفر زن در ماه می سال دو هزار و شش با برگزاری راهپیمایی در نزدیکی محل استقرار نیروهای آمریکایی در بغداد از نیروهای آمریکایی و عراقی خواستند تا مانع حمله گروه های بنیادگرا به عراقیها شوند.
از ميان 550 ميليون كارگر كم درآمد جهان، حدود 330 ميليون نفر يا (حدود 60 درصد) را زنان تشكيل ميدهند. به طوری كه درآمد آنان به سبب اندك بودن نميتواند جوابگوی نيازهای انها و خانوادههايشان باشد.
بر اساس گزارشی كه از سوی ماهنامه "كار و جامعه" موسسه كار و تامين اجتماعی وزارت كار و امور اجتماعی انتشار يافته است، ميزان بيكاری زنان در جهان بيش از مردان است و اين تفاوت در كشورهای شمال افريقا، خاورميانه و حاشيه صحرای افريقا بيش از ساير كشورها است. به ازای هر 100 مرد در جهان 68 زن به كار اشتغال دارند كه بيشترين تفاوت در كشورهای خاورميانه و شمال افريقا 36 زن و كمترين در كشورهای در حال گذار و شرق آسيا به ترتيب 91 و 83 زن به ازای هر 100 مرد شاغل است. بر اساس آمار سازمان ملل متحد زنان نيمي از جمعيت جهان را تشكيل ميدهند اما نزديك به دوسوم از كار جهان برعهده ايشان است،فقط ده درصد از درآمد جهان را دريافت ميكنند و دارايي آنها كمتر از يك درصد است.
بر اساس گزارش سال 2005 یونیسف،چهل درصد از فعالیت های اقتصادی جهان را زنان انجام می دهند. اما عایدی زنان در آسیای شرقی و میانه شصت و دو درصد عایدی مردان تخمین زده شده است. درآمد زنان حتی در کشورهای در حال توسعه فقط پنجاه و هفت درصد عایدی مردان است. شکاف جنسیتی در پرداخت دستمزد در تمام