یکشنبه 13 تیر 1389-4 ژوئیه 2010

قتل عروس های بنگلادشی بخاطر جهیزیه

یازده تیر 1389

این سنت همچنان ادامه دارد و زنانی که با خودشان جهیزیه کافی به منزل شوهر نبرند مورد ضرب و جرح قرار می گیرند و حتی کشته می شوند.

یکی از سنتهای قدیمی مردم بنگلادش این بوده است که عروس به هنگام ازدواج کردن باخودش جهیزیه ببرد.

به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه تلویزیونی الجزیره انگلیسی، سی سال پیش این سنت غیرقانونی اعلام شد اما همچنان این سنت بویژه در مناطق روستایی اجرا می شود. کمبود جهیزیه سبب بروز خشونتها و کشته شدن صدها زن در هر سال می شود. کسانی که در بنگلادش ، جهیزیه مطالبه کنند زندانی یا جریمه می شوند یا اینکه مجبور به تحمل هر دو مجازات می شوند. اما این سنت همچنان ادامه دارد و زنانی که با خودشان جهیزیه کافی به منزل شوهر نبرند مورد ضرب و جرح قرار می گیرند و حتی کشته می شوند.

این مساله به معضلی اجتماعی در بنگلادش تبدیل شده است. اسیدپاشی به صورت دختران و زنان نیز از جمله عوارض این مشکل است. سنت اعطای جهیزیه در طبقات پایین و متوسط بنگلادش فراگیر است

انتصاب 50 زن به عنوان امام جماعت

تابناک

9 تیر 1389

کريمه عرجيلي يکي از اين 50 بانوي مبلغه است که 26 سال سن دارد و معتقد است که انتصاب او به اين منصب، مسئوليت بزرگي را بر دوش او گذاشته است.

براي نخستين بار در کشورهاي اسلامي، 50 زن به عنوان امام جماعت زنان در کشور مغرب (مراکش) منصوب شدند.

به گزارش مرکز خبر حوزه، اين زنان که به آنها عنوان مرشد ديني نيز داده شده است به تعليم مسايل ديني در مساجد، مدارس، بيمارستان‌ها و زندان‌ها خواهند پرداخت و اجازه اقامه نماز جمعه را نخواهند داشت.

کريمه عرجيلي يکي از اين 50 بانوي مبلغه است که 26 سال سن دارد و معتقد است که انتصاب او به اين منصب، مسئوليت بزرگي را بر دوش او گذاشته است.

وي در گفت‌وگو با روزنامه کويتي الوطن گفت: در نظر دارد با انجام وظايف خود در راستاي تغيير نگاه منفي نسبت به اسلام تلاش کند و روحيه رحمت و گشايش در دين اسلام را معرفي نمايد.

خاطرنشان مي‌شود؛ گروهي از فقهاي مسلمان اعم از شيعه و عامه معتقدند که زنان مي‌توانند امامت جماعت براي زنان را با رعايت شرايط برعهده بگيرند.

بي حرمتي و توهين نسبت به زنان و دختران توسط گشتهاي سركوبگر ارشاد  

آژانس ايران خبر - ۱۳۸۹/۴/۱۱

به گزارش خبرنگار آژانس ايران خبــــــــــــرگشت هاي سركوبگر به اصطلاح ارشاد , سطل هایی از تاید و آب و ابر در خیابان مي آورند و جلوي بانواني را كه آرايش دارند ميگرند وآنها را مجبور ميكنند كه همانجا با آن آب و تاید آرایش خود را پاک کنند!!!!!! اين اعمال وقيحانه نسبت به زنان ميهنمان بيش از بيش به انزجار عمومي از حكومت واپسگراي آخوندي افزوده است.

مادران عزادار همچنان پيگير و پايدار، بر خواسته هاي به حق خود پاي مي فشارند

آژانس ايران خبر - ۱۳۸۹/۴/۹ 

از آغاز جنبش اعتراضي مردم ايران که ابتدا به خاطر اعتراض به نتيجه انتخابات مهندسي شده خرداد سال ۱۳۸۸ شکل گرفت سالي گذشت. سالي که خيابان‌هاي ايران انسان‌هاي آزادي خواهي را که خواهان پاسخ گويي مسئولان به تقلب آشکار انتخاباتي در قالب جنبشي مدني بودند، پذيرا شدند.حکومت اما اعتراض قانوني مردم را پاسخي جز شکنجه و گلوله و کشتار در زندانهايش و در خيابانها نداشت و نداد.به بند کشيدنها و کشتارها بار ديگر مادرهاي بسياري را به سوگ دلبندانشان نشاند و بسياري را براي آگاهي از وضعيت فرزندهايشان جلوي زندان‌ها و دادگاه‌ها کشاند.مادران داغدار و خانواده زندانيان سياسي در اعتراض به سرکوب،زندان،شکنجه،کشتار و همين‌طور به نشان دادخواهي فرزندهاي کشته شده‌شان سياه پوشيدند و خواهان محاکمه و مجازات عاملين و آمرين جنايت هاي صورت گرفته در زندان ها و خيابان ها شدند.

مادران عزادار طي فراخواني در ۴ تيرماه سال ۸۸ اعلام کردند که در يک حرکت نمادين، هر شنبه ساعت ۷ تا ۸ بعدازظهر در ميدان آب نماي پارک لاله و پارکهاي ديگر تهران گردهم مي آيند و با در دست گرفتن عکس فرزندان خود، شمع روشن مي‌کنند و صداي اعتراضشان را به گوش مردم دنيا خواهند رساند و تا رسيدن به خواسته هايشان دست از مبارزه برنخواهند داشت.پس از انتشار اين فراخوان گروه‌هاي حامي مادران عزادار در شهرهاي مختلف ايران و جهان شکل گرفت و آن‌ها نيز هر هفته همراه با مادران عزادار ايران تجمعات اعتراضي برگزار کردند.

آغاز حرکت اعتراضي مادران عزادار ششم تيرماه ۱۳۸۸ بود.از آن روز تعداد بسياري از مادران و حاميان‌شان(قريب به ۹۰ نفر)، در نوبت هاي مختلف مورد حمله و يورش نيروهاي امنيتي قرار گرفتند و دستگير شدند و در تمام اين مدت خود و خانواده‌هايشان مورد تهديد،اذيت و آزار ،احضار و ضرب و شتم نيروهاي سرکوبگر قرار گرفتند.مادران اما روز به روز همبستگي‌شان بيشتر شد و مصمم به اشکال مختلف مبارزه مدني، از تجمع جلوي زندان اوين و دادگاههاي انقلاب،تجمع در ساير پارک‌ها گرفته تا همراهي با اعتصاب غذاي زندانيان و شرکت در مراسم يادبود کشته شدگان، ديدار و همدردي با خانواده‌هاي جان‌باختگان در تهران و شهرستان‌ها و اعتراض و مخالفت با اعدام هم چنان برخواسته‌هاي خود پاي فشردند. اين حرکت اعتراضي، به شکلي گسترده مورد حمايت بسياري از گروه هاي سياسي و اجتماعي در سراسر دنيا نيز قرار گرفت که از آن جمله مي‌توان به حمايت مادران سياه‌پوش کوبا ومادران ميدان مايا/ آرژانتين و همين طور برخي شخصيت هاي حقوق بشري و صلح خواه ايراني و بين المللي ، فعالان جنبش زنان، جنبش دانشجويي،هنرمندان سينما ، تاتر ، شاعران و نويسندگان اشاره کرد.

تهديد، ارعاب، دستگيري و زندان نه تنها مانع حرکت اعتراضي مادران نشد، بلکه خواسته هايشان را عمق بخشيد تا براي جلوگيري از تکرار تاريخ، تابوهاي گذشته را شکستند، خط کشي ها را کنار زدند و همراه با خانواده زندانيان سياسي و جان باختگان کنوني و گذشته، خواستار:

محاکمه علني و مجازات آمرين و عاملين جنايات سي و يک سال گذشته

آزادي تمامي زندانيان سياسي و عقيدتي،

محکوم کردن مجازات اعدام و پايان دادن به احکام اعدام شدند.

امروز پس از يک سال اگر چه مادران عزادار رخت عزا از تن در آورند، ولي از پاي نخواهند نشست و با قامتي استوار، پيگير و پايدار و تا جان در بدن دارند، مادران دادخواهي هستندکه براي رسيدن به خواسته هاي خود مبارزه خواهند کرد.

مادران عزادار 

بگذاريد دخترم زنده بماند-گفتگو با پدر زينب جلاليان  

آژانس ايران خبر - ۱۳۸۹/۴/۸ 

زينب جلاليان، فعال کردي که به اعدام محکوم شده است روز گذشته در تماس با خانواده از آنان خواست از طريق دکتر شريف، وکيل دادگستري، پرونده اش را پي گيري کنند.او همچنان در بند 209 زندان اوين است و از هفته پيش با فرد ديگري هم سلول شده است. پدر زينب در مصاحبه با "روز" از آخرين وضعيت دخترش گفته است:" 20 روز پيش زينب را ديديم؛ حالش خوب بود و مي خواست پرونده اش را پي گيري کنيم، قبل از شما هم زنگ زد و جوياي پرونده اش بود".اسماعيل جلاليان، برادر زينب نيز به "روز" مي گويد: "روز يکشنبه از طريق يکي از اقوام شنيديم که سايت ها نوشته اند مي خواهند زينب را اعدام کنند، پدرم از زينب پرسيد ولي او خبري نداشت و گفت پرونده اش را پي گيري کنيم؛ اکنون دکتر شريف پي گير پرونده زينب است.

اما دکتر محمد شريف، وکيل دادگستري به "روز" مي گويد که طي يک ماه گذشته با تمام پي گيريها و تلاش هايش موفق به ديدار زينب و امضاي وکالت نامه توسط او نشده اما همچنان پي گير پرونده زينب است و تلاش ميکند وکالت نامه را به دست وي برساند.زينب جلاليان، از سال 86 در زندان به سر مي برد او به اتهام خروج غير قانوني از کشور به يک سال حبس تعزيري و به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده است. خانم جلاليان اکنون در بند 209 زندان اوين در حالي در بازداشت به سر مي برد که ديوان عالي کشور، حکم اعدام او را تاييد و طي روزهاي گذشته برخي سايت هاي اينترنتي، اخباري در مورد اعدام قريب الوقوع او را منتشر کرده اند. اين سايت ها دو روز پيش از اعدام زينب در "ساعات آينده" خبر داده بودند، اما زينب ديروز در تماسي با پدرش گفته حالش خوب است و تنها خواسته اش پي گيري پرونده اش توسط دکتر شريف است.در عين حال با توجه به سابقه جمهوري اسلامي در اعدام فعالين سياسي، بدون اطلاع خانواده و وکلاي آنها، نگراني ها درباره وضعيت زينب همچنان وجود دارد. مصاحبه با پدر و برادر زينب جلاليان و همچنين دکتر محمد شريف، وکيل تعييني خانواده اودر پي مي آيد.

محمد شريف: پرونده را پيدا نمي کنيم دکتر شريف که از سوي خانواده زينب جلاليان به عنوان وکيل او انتخاب شده به "روز" مي گويد: يک ماه است تلاش ميکنم بتوانم پرونده زينب را پيدا کنم و وکالت نامه را روي پرونده بگذارم اما موفق نمي شوم. وي مي افزايد: پدر زينب از ماکو به تهران آمد و از من خواست وکالت دخترش را برعهده بگيرم. به او گفتم پي گيري ميکنم و تمام تلاشم را به عمل مي آورم. بعد شروع به پي گيري کرديم. رفتيم و گفتيم که ميخواهيم پرونده را ببريم ديوان عالي کشور و روي اعاده دادرسي کار کنيم اما گفتند او سر موضع است. گفتيم خب بگذاريد او را ببينيم و با او حرف بزنيم و در همين مورد هم صحبت کنيم اما فعلا اجازه نداده اند؛تاکنون هم نه موفق شده ام وکالت نامه را به امضاي زينب برسانم و نه او را ديده ام.

دکتر شريف در توضيح نحوه پي گيري هاي خود مي گويد: روز يکشنبه، مشخصات حکم بدوي زينب در کرمانشاه و شعبه دادگاهي که او را محاکمه کرده و ساير موارد را به دست آورديم؛ چون حکم در شهرستان صادر شده و براي اجرا به تهران آمده است. اين پرونده هايي که از شهرستان به تهران مي آيد، ابتدا به دايره نيابت در تهران مي رود. رفتيم اما آنجا هم نبود و گفتند پرونده اينجا نيامده است. رفتيم و نامه اي در دفتر دادستان به ثبت رسانديم اما هنوز خبري از اينکه پرونده کجاست، نيست.اين وکيل دادگستري سپس درباره برخي شايعات منتشر شده مبني بر اجراي قريب الوقوع حکم اعدام زينب مي گويد: اگر چنين امري صحت داشته باشد، خانواده زينب که به طور مستمر پي گير هستند در جريان قرار مي گرفتند اما آنها از اين امر ابراز بي اطلاعي مي کنند. در عين حال حکم براي اجرا به تهران آمده اما اينکه وارد مرحله اجرايي شده يا نه، فعلا خبري نداريم و اميدواريم اين شايعات، پايه و اساس درستي نداشته باشند.

دکتر شريف در پاسخ به اين سئوال که با توجه به قطعي شدن حکم در ديوان عالي کشور، چه راهي براي شکستن حکم اعدام زينب و جلوگيري از اجراي اين حکم باقي مانده مي گويد: کماکان مي شود تقاضاي اعاده دادرسي داد. البته شرايطي دارد يعني اگر سند جديد يا مستنداتي به دست بيايد که قبلا لحاظ نشده باشد، مي توان چندين بار تقاضاي اعاده دادرسي کرد. مساله توبه هم هست اما همه اينها بستگي به اين دارد که من زينب را ببينم و با او حرف بزنم و وکالت نامه را روي پرونده بگذارم. از دکتر شريف مي پرسم گفته مي شود زينب با پ کا کا همکاري داشته؛ آيا دستگاه قضايي ايران مي تواند او را به عنوان همکاري با پ کا کا مجازات کند؟ اين وکيل دادگستري پاسخ ميدهد: زينب، تا جايي که ما ميدانيم، بعد از آمدن به ايران هم با پژاک ارتباط داشته است و آنطور که من از هم بندي ها و هم سلولي هاي زينب که آزاد شده اند متوجه شدم، او به گفته خودش با پژاک هم ارتباط داشته است. در عين حال ارتباط و همکاري با پ کا کا در ايران جرم محسوب نمي شود. من قبلا يک موکل داشتم که تبعه سوريه بود و به اتهام همکاري با پ کا کا بعد از ورود به ايران بازداشت شده بود. البته ارتباطاتي هم با پژاک داشت اما در حکمي که براي او صادر شد ارتباط با پ کا کا هم به لحاظ شده بود در حاليکه مطابق ماده 498 و 499 قانون مجازات اسلامي، که مربوط به ارتباط و عضويت در گروههاي غير قانوني است و اين احکام به استناد آنها صادر مي شود، ارتباط با پ کا کا نمي تواند شامل اين ماده ها شده و مبناي صدور حکم شود.پدر زينب جلاليان:، زينب را نکشيد وقتي با آقاي جلاليان تماس گرفتيم، تازه با زينب صحبت کرده بود. اين پدر نگران از سرنوشت فرزندي که در ميان مرگ و زندگي قرار دارد، دنبال دختر ديگرش هم ميگردد که ده سال پيش به همراه زينب ناپديد شده است.آقاي جلاليان از زينب چه خبري داريد؟امروز زنگ زد در 209 زندان اوين است و حکم اعدام دارد و هنوز معلوم نيست چي به سرش خواهد آمد. پرونده اش هم معلوم نيست کجاست.زينب پاي تلفن حرف خاصي زد؟گفت از طريق دکتر شريف پرونده اش را پي گيري کنيم. مي پرسيد پي گيريها به کجا رسيد.زينب در سلول انفرادي است؟ ميدانيد در چه شرايطي است؟يک هفته پيش که زنگ زده بود مي گفت او را به سلولي برده اند که با يک نفر ديگرست و تنها نيست. الان هم نميدانم با همان فرد يا فرد ديگر، اما ميدانم که هم سلولي دارد.

طي روزهاي گذشته برخي سايت ها از احتمال اعدام زينب خبر داده اند. آيا شما در جريان اين مساله هستيد و آيا از دادگاه يا اجراي احکام خبري به شما داده اند؟نه دادگاه هيچ خبري به ما نداده است. زينب هم که زنگ زد از او پرسيدم، اما او هم از اين قضيه خبري نداشت.آيا شما با دخترتان ملاقات داريد؟ مي توانيد او را ببينيد؟بيست روز پيش با مادر زينب رفتيم تهران و در زندان اوين او را ديديم. حالش خوب بود اما خيلي ناراحت بود. شب و روز تنها بود و تنهايي خيلي اذيتش ميکرد. اما يک هفته پيش که زنگ زد گفت ديگر تنها نيست.

ممکن است بگوييد زينب کجا بود و چگونه بازداشت شد؟ده سال پيش زينب به اتفاق خواهرش رفت. هيچ خبري از آنها نداشتم. نميدانستم کجا هستند. الان زينب دو سال و 7 ماه است که در زندان است، و ما دنبال خواهرش هم ميگرديم اما هيچ اثري از او نيست و او را پيدا نمي کنيم. ما هيچ خبري از اينها نداشتيم تا اينکه از اطلاعات کرمانشاه به ما زنگ زدند و گفتند زينب دست ما است و مي تواني بيايي و او را ببيني. رفتم ملاقات و زينب را ديدم. از او پرسيدم کجا بودي؟ گفت عراق بود. پرسيدم چرا تو را گرفتند و خواهرت کجاست؟ گفت: از خواهرم هيچ خبري ندارم. من عراق بودم و داشتم بر مي گشتم خانه که در ميني بوس مرا چون کارت شناسايي نداشتم بازداشت کردند. بعد از زينب پرسيدم وقتي تو را گرفتند چيزي هم داشتي؟ چي از تو گرفتند؟ گفت: هيچي نداشتم و کاري هم نکرده بودم. از او پرسيدم چرا تو را نگه داشته اند؟ گفت مي گويند با پ کا کا همکاري کرده اي.شما قبلا گفته بوديد وکيلي در اروميه براي زينب گرفته ايد. اکنون دکتر شريف دنبال امضاي وکالت نامه از زينب است. وکيل سابق زينب چي شد؟هيچ کاري نکرد. به زينب اعدام دادند. بعد وکيل زنگ زد گفت نمي توانم کاري بکنم. پرسيدم چرا؟ گفت به من اختيار نمي دهند و اجازه نمي دهند کاري بکنم و از من خواسته اند از پرونده کنار بکشم. من هم کنار مي کشم. گفتم از ما 12 ميليون پول خواسته بودي و 5 ميليون هم به شما داده ام. گفت پول را پس ميدهد. اما يک ميليون را پس نداد و گفت خرج کرده است. هيچ کاري براي زينب نکرد و يک ميليون از پول را هم نداد. در حاليکه من ميش هايم را فروختم، از فاميل قرض کردم تا اين پول را جور کردم.اکنون چگونه ميخواهيد وضعيت دخترتان را پي گيري کنيد؟يک ماه پيش زينب زنگ زد و گفت با دکتر شريف به عنوان وکيل صحبت کنيد. من هم رفتم تهران، همان موقع که زينب را ملاقات کرديم رفتم سراغ دکتر شريف و از او خواستم وکالت زينب را قبول کند. خيلي آدم خوبي است. در تهران که رسيدم ساعت 6 صبح بود؛ جايي نداشتم بروم آدرس خانه اش را داد و رفتم گفت پرونده را پي گيري ميکند. بعد از زينب شماره پرونده را گرفتم و به دکتر شريف دادم. از وکيلي که در اروميه بود هم شماره دادنامه را گرفتم اما گفت نميداند پرونده در کدام شعبه بوده است. دکتر شريف الان يک ماه است پي گيري ميکند. ديروز هم با او صحبت کردم اما گفت هنوز پرونده را پيدا نکرده ام و پي گير هستم. مشخص نيست پرونده در کدام شعبه است.آقاي جلاليان يک دخترتان در زندان و در خطر اعدام است و از دختر ديگرتان هم بي خبر هستيد. آيا حرفي داريد که بخواهيد منتشر شود و به گوش مسئولان برسد؟به خدا نگران هستيم. شب و روز نداريم. آخر زينب چکار کرده که او را اعدام کنند؟ قاتل است؟ اسلحه داشته؟ اسلحه کشيده؟ جنگ کرده؟ به خدا کاري نکرده که به او اعدام داده اند. وقتي او را گرفتند دست خالي بوده؛ توي ميني بوس او را گرفته اند. او را برده بودند عراق. پشيمان که شده بود فرار کرده بود. ميخواست برگردد به خانه و زندگي اش را بکند. الان ده سال است که اين دو دختر رفتند و جز ناراحتي و بدبختي چيزي براي ما نبوده. مادر زينب به شدت مريض است. 70 سال دارد من هم 61 سال دارم. پير شده ايم ديگر، تنها مانده ايم. هيچ کس نيست به دادمان برسد. من فقط ميخواهم زينب را نکشند، بگذارند زنده بماند. بيايد خانه پيش من و مادرش و...برادر زينب جلاليان: خواهرم نگران ماست اسماعيل جلاليان، برادر زينب نيز به "روز" مي گويد آزادي خواهرش، براي وجهه جمهوري اسلامي در جهان بهتر است.او همچنين خبر ميدهد که از زينب خواسته بودند اعتراف تلويزيوني بکند اما زينب براي حفظ جان خانواده اش، تن به اين مصاحبه نداده است. آقاي جلاليان، خبري از اعدام قريب الوقوع زينب که در برخي سايت ها منتشر شده است. آيا از سوي دادگاه يا اجراي احکام به شما اطلاعي در باره احتمال اعدام زينب داده اند؟ نه هيچ خبري نداده اند؛ ما هم پي گير هستيم ولي تاکنون که خبري نيست. دکتر شريف به من گفتند به ايشان گفته شده زينب سر موضع است. شما خبري از اين قضيه داريد؟ من دو ماه پيش با زينب ملاقات کردم اما دفعه آخر که پدر و مادرم براي ملاقات رفتند نتوانستم بروم. در همان ملاقات زينب گفت از او خواسته اند در تلويزيون صحبت کند اما او به خاطر ما ترسيده و اينکار را نکرده است. چرا به خاطر شما ترسيده؟ دليل خاصي وجود دارد؟ آيا حرفي به شما زد؟ ميگفت اگر من در تلويزيون صحبت کنم شماها را مي کشند. ما هم گفتيم تو صحبت کن اشکالي ندارد بگذار ما را بکشند.آيا توضيح داد که در صورت مصاحبه تلويزيوني زينب، چه کسي شما را مي کشد؟نه، ما فقط ده دقيقه او را ديديم و هيچ توضيحي نداد. اما نگران ما بود. 20 روز پيش هم که پدر و مادرم براي ملاقات رفته بودند، هيچ حرفي نزده بود.اکنون که حکم زينب در ديوان عالي کشور قطعي شده است و دکتر شريف هم موفق به گذاشتن وکالت نامه در پرونده نشده، شما چه اقدامي ميخواهيد انجام دهيد؟ما شماره پرونده و تاريخ صدور حکم و همه موارد را به دکتر شريف داده ايم. پي گيري ميکند و جز اين کاري از دستمان بر نمي آيد. اعدام هم بکنند چکاري مي توانيم انجام دهيم. خبر نمي دهند که. شايد يک روز بشنويم اعدام شد. اما روي حرف من با مسئولان است. زينب را در بند 209 نگه داشته اند. حداقل او را ببريد به بند عمومي. زينب نه اسلحه به دست گرفته و نه عليه ايران و نظام کاري کرده و نه ادم کشته است. ما نمي دانيم او را کجا برده بودند، حتي از خواهر ديگرمان هم خبري نداريم که کجاست، حالش چطور است؟ زنده است؟ اما ميدانيم که زينب نمي توانست برگردد و در اولين فرصت برگشته، او پشيمان بود. اما عليه دولت ايران هم کاري نکرده با حزب پ کا کا بوده است. من از مسئولان ميخواهم زينب را عفو و آزاد کنند. ما آدم هاي فقير و بيچاره اي هستيم. بگذاريد اين دختر به زندگي برگردد. اعدامش کنيد چي دستتان مي آيد؟ خارجي ها باز عليه دولت ايران، تبليغات ميکنند اما اگر او را عفو و آزاد کنيد باور کنيد خيلي از کساني که رفته اند، وقتي بفهمند زينب آزاد شده، به آغوش خانواده هايشان باز ميگردند.

برادر زينب جلاليان: يک ماه است که از زنيب هيچ خبري نداريم   

آژانس ايران خبر - ۱۳۸۹/۴/۷   

زينب جلاليان، زنداني محکوم به اعدام 

رهانا: زينب جلاليان، زنداني محکوم به اعدامي است که روز گذشته خبرهاي تاييد نشده‌اي مبني بر انتقال او براي اجراي حکم اعدام در سايت‌هاي خبري منتشر شد. تا ظهر امروز از اجراي اين حکم يا از نزديک بودن اجراي جکم خبري به دست نيامده است.

زينب جلاليان دختري ۲۸ ساله و متولد شهرستان ماکو است که در سال ۱۳۸۸ به اتهام همکاري با حزب پژاک به اعدام محکوم شد. وي در سال ۱۳۸۶ در کرمانشاه دستگير و از آن به بعد در زندان سنندج به سر مي‌برد، تا اين‌که در ماه‌هاي گذشته بدون دليل مشخصي به بند ۲۰۹ زندان اوين منتقل شده و علي‌رغم داشتن حکم در اين بند امنيتي نگهداري مي‌شود.

حکم اعدام او در آذرماه ۸۸ به اتهام محاربه از طريق عضويت در گروه پژاک صادر شده و در ديوان عالي کشور نيز اين حکم به تأييد رسيده است. به گفته فعالان کرد، دادگاه رسيدگي به اتهامات زينب جلاليان بدون حضور وکيل مدافع برگزار شده است. دادگاهي که تنها چند دقيقه به طول انجاميده و نتيجه آن صدور حکم اعدام براي يک دختر ۲۷ ساله بوده است. نزديکان وي مي‌گويند که جلاليان اين اتهامات را نمي‌پذيرد.

بعد از انتشار خبر اجراي حکم اعدام قريب‌الوقوع زينب جلاليان که با توجه به اجراي گسترده احکام اعدام در طي ماه‌هاي گذشته به نوعي زنگ خطر تلقي مي‌شود، تلاش زيادي بايد براي عدم اجراي اين حکم صورت بگيرد. پيدا کردن خانواده‌ي وي آسان نبود، اما به هر طريق وکمک دوستان ممکن شد.

خانواده‌ي زينب جلاليان از خبر اجراي حکم زنيب جلاليان خبري ندارند، برادر کوچک زينب جلاليان در گفت‌و‌گو با رهانا مي‌گويد: بعد از پيگيري‌هايي که ما انجام داديم، به ما جواب دادند که پرونده‌ي زينب گم شده است و از آن خبري نداريم.

وي در خصوص آخرين تماس زينب با منزل به رهانا گفت: آخرين بار يک ماه پيش، زينب با ما تماس گرفت و گفت که در تهران و زندان اوين است، بعد از آن هيچ ارتباطي با ما نداشت و ما هم نتوانستيم هيچ خبري از وي به دست بياوريم.

برادر زينب جلاليان نااميدانه مي‌گويد کاري از دست‌مان بر نمي‌آيد و ادامه مي دهد: چند وقت پيش با شماره‌يي که داشتيم تماس گرفتيم و گفتند پرونده زنيب هم‌چنان پيدا نشده و هيچ خبر جديدي از آن نيست.

گم شدن پرونده زينب جلاليان، از ديگر مسائل مشابهي است که در مورد زندانيان محکوم به اعدام اتفاق مي‌افتد، پاشا جلاليان، برادر ديگر زينب نيز گفت: من هيچ خبري از پرونده‌ي خواهرم ندارم، حتا وکيل‌ها هم نمي‌توانند پي‌گير کار او باشند.

او افزود: تا کنون دو وکيل براي او گرفته‌ايم که بعد از مراجعه‌ي آن‌ها به دادگاه، پرونده در اختيار آن‌ها قرار نگرفت و آن‌ها هم به ما گفتند که کاري از دست‌شان بر نمي‌آيد.

پاشا جلاليان به انتقاد از وکلا و فعالين حقوق بشر مي‌گويد: شما چرا کاري انجام نمي‌دهيد؟ خيلي از شما تا به حال تماس گرفته و گفته‌ايد کمک مي‌کنيم، اما کاري نکرده‌ايد. وکلا کاري نمي‌توانند بکنند. شما چراکاري نمي‌کنيد؟ اگر اين‌طور پيش برود حکم زينب اجرا مي‌شود، و کاري از دست هيچ کس ساخته نيست. حکم‌اش تاييد شده و اجرا مي‌شود.

روز گذشته نيز خليل بهراميان، وکيلي که قصد به دست گرفتن پرونده‌ي زينب جلاليان را داشت، به رهانا گفته بود: من نتوانستم هيچ دسترسي به پرونده‌ي اين زنداني کرد داشته باشم و در حال حاضر تنها کاري که از دست ما بر مي‌آيد، تما با دبيرکل سازمان ملل است تا از او بخواهيم به صورت مستقيم عمل کند.

با اين همه همچنان مشخص نيست زنيب جلاليان اکنون در چه وضعيتي است و پرونده او در چه مرحله‌اي قرار دارد.

خودسوزی یک دختر دبستانی درسرپل ذهاب  

آژانس ايران خبر - ۱۳۸۹/۴/۷ 

به گزارش خبرنگار آژانس ايران خبــــــــر روز پنجم تیرماه یک دختر بچه کلاس چهارم دبستان که تنها ۱۱ سال داشت در شهرستان سرپل ذهاب با پاشیدن نفت بر روی خود اقدام به خودسوزی نمود وتلاش خانواده برای مهار آتش راه به جایی نبرد و بعد از دقایقی این دانش آموز جان خود را از دست داد . هنوز از علت این خودسوزی گزارش مستندی دریافت نشده است . آمار خودکشی در شهرستان سرپل ذهاب همچنان بالا است وهرسال دهها زن ومرد بر اثر خودسوزی جان خود را از دست می دهند

صدور و اجراي احکام سنگسار ادامه دارد   

آژانس ايران خبر - ۱۳۸۹/۴/۴   

سنگسارمجازاتي غير انساني  

سنگسار از احکامي است که مسوولان قضايي جمهوري اسلامي ايران از آن با عنوان مجازات اسلامي نام ميبرند. در سالهاي اخير و به دنبال فشارهايي از سوي فعالان حقوق بشر و کمپين قانون بي سنگسار، هاشمي شاهرودي، رئيس سابق قوۀ قضاييه با اشاره به اينکه اجراي اين حکم در اختيار حاکم شرع است، از تلاش جمهوري اسلامي براي تعيين مجازات جايگزين براي اين نوع از جرايم خبر داده بود.

بر اساس گزارشهاي منتشر شده در روزهاي اخير، بار ديگر زني در خطر سنگسار شدن قرار گرفته است. به گزارش راديو فرانسه سکينۀ محمدي که چهار سال پيش به جرم زناي محصنه دستگير شده و در زندان مرکزي تبريزبه سر ميبرد، دو بار تقاضاي عفو و بخشش کرده و هر دو بار اين درخواست توسط اعضاي کميسيون عفو و بخشودگي رد شده است. پروندۀ وي به بخش اجراي احکام دادگستري تبريز ارسال شده و اين يعني اينکه هر لحظه امکان اجراي حکم سنگسار وي وجود دارد.

عفو کسي که به سنگسار محکوم شده است تنها يکبار در سالهاي اخير اتفاق افتاد و زني به نام ليلا مافي از سوي هاشمي شاهرودي، رئيس وقت قوۀ قضاييۀ جمهوري اسلامي ايران عفو و حکم سنگسار وي به زندان بدل شد.

سنگسار از احکامي است که مسوولان قضايي جمهوري اسلامي ايران از آن با عنوان مجازات اسلامي نام ميبرند. در سالهاي اخير و به دنبال فشارهايي از سوي فعالان حقوق بشر و کمپين قانون بي سنگسار، هاشمي شاهرودي، رئيس سابق قوۀ قضاييه با اشاره به اينکه اجراي اين حکم در اختيار حاکم شرع است، از تلاش جمهوري اسلامي براي تعيين مجازات جايگزين براي اين نوع از جرايم خبر داده بود. هم او بود که دستور داده بود اجراي چند حکم سنگسار متوقف شود. اما هيچ کس به اين دستور توجه نکرد و چند مورد سنگسار تکرار شد.

طبق گزارشات طي سه سال گذشته، بيش از چهار مورد سنگسار صورت گرفته است. اصرار به سنگسار عليرغم وعدۀ رئيس سابق قوۀ قضاييه شايد به دليل وجود مخالفان جايگزيني احکام اسلامي با احکام جديد است. غلامرضا رضواني، يکي از فقهاي شوراي نگهبان در اين باره با ابراز مخالفت با استفاده از احکام ديگر بجاي سنگسار و يا شلاق ميگويد بجاي سنگسار نميتوان مجازات ديگري را به عنوان حکم تعيين کرد چرا که احکام اسلامي بر حسب پسند و ناپسند جامعه تغيير نمي يابند و بهمين دليل است که تاکنون بکار ميروند.

فشارها و اعتراض هاي زيادي که از سوي فعالان حقوق بشر داخلي و بين المللي براي توقف اين مجازات از سوي ايران وجود دارد نتوانسته اجراي کامل سنگسار را متوقف کند و بسياري از قضات به اجراي اين حکم اصرار دارند و حتي گاهي اتفاق افتاده که به دستور قاضي محلي عليرغم دستور رسيدگي دوباره به پرونده توسط مراجع بالاتر محکوم به اين مجازات، به سرعت سنگسار شده است. در مورد سنگسار زن و مردي در قزوين همين اتفاق افتاد و با وجود دستور توقف اجراي حکم، قاضي دادگاهي در تاکستان اين استان خودسرانه ، طبق گفتۀ سخنگوي قوۀ قضاييه، حکم سنگسار را در مورد مرد متهم در اين پرونده اجرا کرد اما اجراي حکم سنگسار زني که در همين پرونده به سنگسار محکوم شده بود با اعتراض گستردۀ فعالان مدني و حقوق بشر متوقف شد.

شادي صدر، حقوقدان و فعال حقوق زنان در تحليل ادامۀ اجراي حکم سنگسار در ايران، بر جامعۀ بين المللي ايراد ميگيرد که نميتواند ايران را مجبور کند عليرغم تعهدهاي خود در مقابل ميثاق حقوقبشر که اتفاقاً ايران عضو آن است، اين احکام را متوقف کند.

وي ميگويد در چنين شرايطي که سازوکارهاي جامعۀ بين المللي ناکاراست، طبيعي است که دولت جمهوري اسلامي به نقض حقوق بشر ادامه خواهد داد. تنها اميدواري اين است که فشارهاي فعالان حقوق بشري ايراني بتواند افکار عمومي را عليه مجازات سنگسار آگاه کند و به اين شکل به حکومت براي توقف آن فشار بياورد.

به گفتۀ اين حقوقدان، عليرغم موانعي مثل شوراي نگهبان، فشار افکار عمومي ميتواند تغييرات را ايجاد کند.

نامه شيوا نظرآهاري خطاب به پدرش: تو يادم دادي که نشکنم پدر  

آژانس ايران خبر - ۱۳۸۹/۴/۴ 

آزادي روزنامه نگاران زنداني: شيوا نظر آهاري سال پيش در روز پدر در بند 209 اوين زنداني بود و توانست با مداد و کاغذي که بازجو در اختيارش گذاشته بود نامه اي خطاب به پدرش بنويسد .وقتي چند ماه بعد به طور موقت از زندان آزاد شد ،اين نامه را که از زندان با خودش بيرون آورده بود ، به پدرش داد ."تا آزادي روزنامه نگاران زنداني" به مناسبت فرارسيدن روز پدر نامه شيوا نظر آهاري به پدرش را در حالي منتشر مي کند که وي همچنان در زندان است:

روز مادر که نبودم تا دستان مادرم را بوسه زنم و اينک در روز تو هم نيستم پدر.

يک روز در تمام طول سال براي تو پدر!.گريه کن! اشکهايت تمام غمهاي اين روزگار را با خود خواهد برد!گريه کن بيقرارم باش....بگذار گريه هايت در حجم تنهايي هاي من فرو بريزد و غوطه ور کند در ميان تمام جرم هاي ناکرده ام.

گريه کن پدر!دردها را بيرون بريز حق داري.آخر چند ماه است که مي داني من نخوابيده ام در اتاق کناري.

چند ماه است که بي خبري از سرنوشت دردانه دخترت حالا نوبت توست و من نيستم دوباره...اما بگذار بگويم پدر در ميان تمام اين مقاومت ها هنوز دستهايم دستهاي تو را کم دارد.هنوز شانه هايم شانه هايت را مي خواهد پدر.هرچند که بزرگ شده باشم هرچند حالا در زنداني به نام اوين مشق مقاومت کنم.هرچند محکم شده باشم اما هنوز هم وقتي نيستي شانه هايم انگار چيزي کم دارد.

پدر هنوز وقتي از خيابان رد مي شوم دستهايم دستهاي تو را طلب مي کند تا نکند که ناگهان ماشيني برزمينم زند.

تو نيستي پدر تا تکيه کنم برتو! تو نيستي تا دستم را بگيري و من دستم را هر روز صبح به ديوار مي گريم و به اراده ام تکيه مي زنم.

تو يادم دادي که نشکنم،تو ايستادگي را در حرف ها و قصه هايت برايم معنا کردي. تو گفتي پدر که ظلم رفتني است و آنچه مي ماند حديث آدم هاي خوب است.

من نخواستم که اينجا باشم ، تو يادم دادي پدر و حالا من هر روز کلامت را مرور مي کنم تا نکند اينهمه تنهايي و سکوت از پا درم بياورد.

گريه کن پدر نه براي من براي سرزميني که بهترين فرزندانش را روانه زندان مي کند اما استوار بمان پدر شانه هاي من ستبري شانه هايت را مي خواهد مبادا کمرت خم شود که آنوقت چيزي ندارم تا بر آن تکيه کنم.استوار بمان پدر.

 

ربودن و شکنجه وحشیانه عروس منصور اسالو توسط مامورین وزارت اطلاعات  

آژانس ايران خبر - ۱۳۸۹/۴/۳ 

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی ایران" روز گذشته خانم صمدی عروس منصور اسالو رئیس سندیکای شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه توسط 3 تن از مامورین وزارت اطلاعات ربود شد و مورد شکنجه وحشیانه آنها قرار گرفت.

روز چهارشنبه 2 تیرماه حوالی ساعت 17:30 هنگا می که خانم زویا صمدی عروس منصور اسالو رئیس سندیکای شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه از محل کارش عازم منزل بود در ایستگاه متروی کرج وقتی که از مترو پیاده شد تا مسافرین بتوانند از مترو خارج شوند مورد یورش وحشیانه مامورین وزارت اطلاعات قرار گرفت. آنها در مقابل چشمان بهت زده مسافرین که شاهد صحنه یورش وحشیانه و غیر انسانی مامورین وزارت اطلاعات بودند موهای خانم صمدی را چنگ زدند و در حالی که او از موهایش گرفته بودند و می کشاندند وی را مورد ضرب وشتم قرار می دادند. خانم صمدی فریاد می زد و تقاضای کمک می کرد و به مسافرین اعلام می کرد که من عروس آقای اسالو هستم همزمان برای ممانعت از اعتراض و فریاد کمک بر دهان او چسب زدند و ربودند و به نقطه نامعلومی منتقل کردند.

سپس خانم صمدی که توسط سه نفر ربوده شده بود سوار بر یک ماشین نمودند و به یک نقطه نامعلومی با خود بردند.او را در سلولی که در نقطه نامعلومی بود قرار دادند . سپس به او دستبند ،پابند و چشم بند زدند و به جایی او را بستند و برای مدت طولانی تحت وحشیانه ترین شکنجه ها قرار دادند.

ضربات و حشیانه بر سر و صورت او متمرکز بود و همچنین سر او را بارها به دیوار کوبیدند. آثار شکنجه بر تمامی اعضای بدن او عیان است و باعث پارگی لثه،آسیب دیدگی دندانها،متورم شدن سر،زخمی شدن دستها و پای راست و همچنین تمامی بدن او در اثر این شکنجه های وحشیانه کبود شده است.

مامورین وزارت اطلاعات هنگامی که او را مورد شکنجه وحشیانه قرار می دادند با فریادهای وحشیانه به خانم صمدی می گفتند: تو باید تعهد بدهی که اگر اسالو آزاد شد نباید اینجا بمونه و نباید کاری انجام بده.

مامورین وزارت اطلاعات پس از ساعتها شکنجه و اذیت وآزار جسم شکنجه شده و در شوک فرو رفته او را حوالی ساعت 21:45 به زیر پل سید خندان انداختند و آنجا را ترک کردند.آنها همچنین به او تاکید کردند که نباید شکایت کند و در این مورد با کسی صحبت کند در غیر اینصورت عواقب آن را خواهد دید.

خانم زویا صمدی علیرغم گذشت نزدیگ به 24 ساعت هنوز در شوک بسر می برد و وضعیت عادی خود را باز نیافته است.

اوچند ماه است که ممتد مورد تهدید تلفنی بازجویان وزارت اطلاعات قرار دارد و حتی یک بار او را به شعبه 14 دادگاه انقلاب احضار کردند . وقتی که خانواده به آنجا مراجعه می کند به آنها گفته می شود که ما چنین احظاریه ای را صادر نکرده ایم. مامورین وزارت اطلاعات سال گذشته خانم صمدی را مورد ضرب و شتم قرار دادند و قصد ربودن او را داشتند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،یورش ،ربودن و شکنجه وحشیانه یکی از اعضای بی گناه خانواده فعال سندیکایی منصور اسالو را به عنوان یک عمل جنایتکارانه محکوم می کند و از دبیر کل،کمیسر عالی حقوق بشر ،گزارشگران ویژه زنان و شکنجه سازمان ملل متحد و سازمان جهانی کار برای دفاع از فعالین کارگری اسیر و خانواده های بی دفاع آنها خواستار اقدامات عملی است.

زنان پيش قراولان اعتراضات درنجف آباد   

آژانس ايران خبر - ۱۳۸۹/۳/۲۲ 

به گزارش خبرنگار آژانس ايران خبـــر ساعت 22.00 در نجف آباد, تجمعي اعتراضي از زنان و دختران جلوي مسجد بازار شهر(مسجد جامع) صورت گرفته است و تجمع كنندگان پلاكاردهايي حاوي شعار منتظري فرياد ,فرياد در دست داشته اند.

تهاجم يك دختر دلير به مزدوران انتظامي  

آژانس ايران خبر - ۱۳۸۹/۳/۲۲ 

به گزارش خبرنگار آژانس ايران خبـــر هنگامي كه درميدان آزادي نيروي انتظامي با مردم درگير شده بودند, يكي از دختران تظاهر كننده با نيروهاي انتظامي درگير شد و كتك خورد, ولي اين دختر دلير بلافاصله تهاجم كرده وبا ماموريني كه اورا كتك مي زدند درگير شده و آنها را متقابلا كتك زد.

آزار واذيت زنان ميهنمان در بابل   

آژانس ايران خبر - ۱۳۸۹/۳/۲۱ 

به گزارش خبرنگار آژانس ا يران خبـــــــر, در بابل مأموران سرکوبگر حكومتي تحت عنوان مبارزه با بدحجابى سعى در گسترش فضاى رعب و وحشت داشته اند که با واکنش منفى واعتراضي مردم شهر مواجه شده اند.

در حالحاضر جو فعلى شهر متشنج است. 

خواهر شبنم مددزاده : شبنم يك دانشجووبرادرم يك كارگر و يك راننده ساده بود ,حق آنها زندان وتبعيد نيست        

آژانس ايران خبر - ۱۳۸۹/۳/۱۵   

راديو فردا , فهيمه خضر حيدري: بازداشت فعالان سياسي و رسانه يي از يك سو و صدور احكام سنگين حبس, تبعيد و محروميت از فعاليت سياسي و اجتماعي از سوي ديگر در آستانة سالگرد انتخابات رياست جمهوري در ايران هم چنان ادامه دارد. آخرين گزارشها در اين زمينه حاكي از صدور ده سال حبس قطعي و تبعيد براي شبنم مددزاده, نايب دبير شوراي تهرانِ دفتر تحكيم وحدت و برادرش فرزاد است. شبنم مددزاده كه در يكم اسفند ماه سال 1387 به اتهام اقدام عليه امنيت ملي بازداشت شده بود در ششم بهمن ماه 1388 به اتهام محاربه از طريق ارتباط با سازمان مجاهدين خلق محاكمه شد. اين فعال دانشجويي و برادرش كه بيش از 70روز را در سلول انفرادي بند 209 گذرانده بودند, هيچ يك از اتهامات طرح شده را نپذيرفتند. با وجود اين اعتراض اين خواهر و برادر نتيجه نبخشيد و شعبة 54 دادگاه تجديد نظر استان تهران هم حكم دادگاه بدوي را عيناً تأييد كرده است.

خواهر شبنم مددزاده در اين زمينه مي گويد: بابا روز سه شنبه رفتن دادگاه براي شعبة 54 و از آنجا اطلاع يافتند كه بله, 5سال زندان و تبعيد به رجايي شهر خواهر و برادرم تأييد شده. حقشان اين نبود. شبنم يك دانشجو بوده, فرزاد يك كارگر سادة راننده.

او هم چنين در مورد اين شائبه كه دستگاه قضايي جمهوري اسلامي فعاليت ساير اعضاي خانوادة مددزاده را در امور سياسي ملاكي براي صدور حكم عليه شبنم و فرزاد مددزاده قرار داده باشد, توضيح مي دهد: فقط چون خواهر و برادرم تو قرارگاه اشرفن, به خاطر آنها, اين 5سال را بايد بكشند. اصلاً ارتباطي نداشتند. حتي خواهر و برادرم كه رفتند آنجا با خانوادة من هيچ ارتباطي ندارند. چون مي دانند كه اينجا خانواده را اذيت مي كنند.

خواهر شبنم و فرزاد مددزاده از فعاليتهاي خواهر و برادرش پيش از دستگيري مي گويد: فرزاد هيچ فعاليتي نداشته. يك راننده يي بوده كه يك ماشين با قسط خريده بوده, آنجا كار مي كرده و خرجي شبنم و خانوادة بابام را در مي آورد. چون بابام ديگر سن 72, 70سال داشت, ايشان نمي توانست كار كند. شبنم هم يك فعال دانشجويي بوده كه تو آن دانشگاه.

خانم مددزاده هم چنين از وضعيت نامساعد نگهداري خواهر و برادرش در زندان اوين گله مند است و از بدرفتاريهايي كه با اين دو زنداني سياسي مي شود, مي گويد: با فرزاد بدرفتاري شده از نظر جسمي و روحي. با شبنم هم از نظر روحي بدرفتاري شده و سه ماه دقيقاً اينها تو بند 209 بودند, انفرادي بودند, شكنجه شدند. وضعيت 350 كه فرزاد آنجاست و وضعيت نسوان كه شبنم آنجاست , براي شبنم اينها كه از نظر بيماريهاي زنان تو بند نسوان بيشتر است.

در اين ميان اما كوهيار گودرزي, فعال حقوق بشر و عضو كميتة گزارشگران حقوق بشر با وجود آن كه بيش از 160 روز از بازداشت او مي گذرد, هم چنان در زندان اوين به سر مي برد. مينا جعفري, وكيل كوهيار گودرزي در بارة آخرين وضعيت او خبر مي دهد.

مينا جعفري: من روز چهارشنبه كه دادگاهشان بود, ايشان را ملاقات كردم. وضع روحيشان خيلي خوب بود خدا را شكر, پرونده شان هم يك اتهام بيشتر ندارد و آن هم فعاليت تبليغي است. براي ايشان وثيقه صادر شده, منتها مشكلي كه مادرشان هم حالا مطرح كرده بودند اين بود كه چندين بار به دادگاه انقلاب در دفتر اوين مراجعه كرده بودند, اما خوب پرونده اش مشخص نبوده كجاست و بعد از پيگيريهايي كه انجام شده دادستان دستور دادند كه سريعتر پروندة ايشان رسيدگي بشود. روز شنبه به شعبة 26 ارجاع شده بوديم, 26 دادگاه انقلاب و دو روز بعدش هم رسيدگي به فوريت انجام شده خدا را شكر. گويا حالا دادستان دستور دادند كه براي پرونده هايي كه زنداني دارند سريعتر رسيدگي انجام بشود. حالا يا سريعتر آزاد بشن يا اين كه سريعتر دورة محكوميتشان را بگذرانند. 

پخش تصاوير ورزش زنان از تلويزيون حرام است

فراور 

 18 خرداد 1389 ساعت 10:22 

 روزنامه کيهان به نقل از امام جمعه کاشان نوشت: هيچ شغلي بهتر از همسرداري براي خانم ها نيست و اينکه در 30 سال گذشته خانم هاي خانه دار هيچ حقوقي نداشته اند اشتباه بوده است.

آيت الله عبدالنبي نمازي گفت: از نمايندگان مردم در مجلس مي خواهيم اولويت هاي شغلي خانم ها را مشخص کنند.

وي اظهار داشت: خانم ها بايد در مشاغل مربوط به خودشان به کار گرفته شوند. اختلاط اجنبي و اجنبيه نبايد صورت گيرد چرا که اصل ارتباط بين دو نامحرم غيرمجاز است.

وي در بخش ديگري از سخنان خود نقش رسانه ملي در ترويج حجاب و يا بدحجابي در جامعه را بسيار موثر دانست و گفت: مراجع تقليد اتفاق نظر دارند که ورزش بانوان نبايد از سيما پخش شود و مربيان و تصويربرداران هم بايد از بانوان باشند.

وي يادآور شد: در ايام بزرگداشت حضرت فاطمه(س)، رسانه ملي اقدام به پخش مسابقات تيراندازي خانم ها که توسط سازمان تربيت بدني در ميدان آزادي تهران انجام شده بود، کرد که فيلمبرداران اين مسابقه و رهگذران عبوري همه مرد بودند که اين اقدام اشتباه است.

استعفای اعتراض آمیز پنج گوینده زن الجزیره

دوشنبه 31 مه 2010 - 10 خرداد 1389

لونا شبل (چپ) گوینده اهل سوریه، هفت سال سابقه گویندگی در الجزیره داشت.

پنج تن از گویندگان اصلی شبکه تلویزیونی الجزیره در اعتراض به سیاست های این شبکه عربی در مورد نحوه پوشش گویندگان زن، استعفا داده اند.

آن ها همراه با سه گوینده زن دیگر، چهار ماه پیش نامه ای به وضاح خنفر، مدیر فلسطینی تلویزیون الجزیره نوشته و اعتراض کرده بودند که سختگیری هایی در مورد پوشش و آرایش آنان اعمال می شود که برگرفته از فضای افراط گرایی اسلامی و مغایر با سیاست هایی است که در کشور قطر، مرکز استقرار این شبکه، در زمینه گشایش فضای جامعه و افزایش مشارکت اجتماعی زنان در پیش گرفته شده است.

مدیر تلویزیون الجزیره، هیئتی برای رسیدگی به این شکایت تشکیل داد اما این هیئت سه شنبه گذشته اعلام کرد که تعیین نحوه پوشش و آرایش گویندگان، حق گردانندگان شبکه تلویزیونی و متناسب با روح این شبکه و تصویری است که می خواهد از خود به مردم بنمایاند.

در پی اعلام نظر هیئت، پنج نفر از هشت گوینده معترض، روز جمعه استعفای خود را اعلام کردند

لینا زهرالدین (راست) علاوه بر گویندگی، از شاعران "ادبیات مقاومت" لبنان است

سه تن از این گویندگان لبنانی اند، از جمله جمانه نمور که با دوازده سال سابقه، کهنه کارترین گوینده مستعفی است.

لینا زهر الدین که علاوه بر گویندگی، از شاعران "ادبیات مقاومت" لبنان است و جلنار (گلنار) موسی که پنج سال است برنامه گفتار بامدادی (حدیث الصباح) را اجرا می کند، این برنامه مضمونی اجتماعی و فرهنگی دارد.

لونا شبل، گوینده سوری که هفت سال سابقه گویندگی در الجزیره دارد، از جمله برجسته ترین گویندگان این شبکه به شمار می رود، یکی از مشهورترین کارهای او، گفتگویی است که با منوچهر متکی، وزیر امورخارجه ایران انجام داد.

گوینده مستعفی دیگر نوفر عفلی، اهل تونس است.

شبکه الجزیره چهار جانشین برای این گویندگان پیدا کرده که دو نفر از آنها مرد هستند و یکی از آنها، نوران سلام، گوینده محجبه تلویزیون عربی بی بی سی است.

جمانه نمور با دوازده سال سابقه کهنه کارترین گوینده مستعفی است

شبکه های تلویزیونی عربی به تکیه بر جذابیت ظاهری گویندگان زن خود مشهورند و حتی در کشورهایی که جوامع سنتی تری دارند و سختگیری هایی در مورد حجاب در آنها اعمال می شود و نسبت به حضور زنان محلی بی حجاب بر صفحه تلویزیون تعصب یا محدودیت وجود دارد، از گویندگانی استفاده می شود که اهل کشورهای آزادتر، بویژه لبنان هستند.

تلویزیون الجزیره با اینکه کار خود را به عنوان شبکه ای با مشی لیبرال آزاد کرد و در آغاز رسانه ای خط شکن در گشایش فضای فرهنگی جهان عرب و حرکت بسوی تسامح و چندصدایی به شمار می رفت، به گفته ناظران، پس از حوادث یازدهم سپتامبر تحت تأثیر موج افراطی گری و غرب ستیزی در جهان عرب قرار گرفت، تا آنجا که این فضا علاوه بر سیاست های خبری شبکه، فضای داخلی آن را هم تحت تأثیر قرار داد.

هنگام آغاز به کار تلویزیون الجزیره، هیچیک از گویندگان آن، چه زن و چه مرد، اهل کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس نبودند و همه زنان گوینده، بی حجاب بودند.

خدیجه بن قنه، گوینده الجزایری و یکی از اولین گویندگان این شبکه پس از چند سال، به خواست همسرش، باحجاب شد و نخستین گوینده الجزیره شد که باحجاب بر صفحه تلویزیون ظاهر شد.

با این حال، خانم بن قنه نیز یکی از هشت گوینده ای است که با امضای نامه ای، به سیاست مدیریت شبکه الجزیره در مورد سختگیری بر پوشش گویندگان زن اعتراض کرده اند.

در میان گویندگان مرد هم طی چند سال اخیر گویندگانی هم از کشورهای عربی خلیج فارس به این شبکه افزوده شده اند که با لباس عربی بر صفحه تلویزیون ظاهر می شوند.

اجرای طرح پوشش یکسان برای زنان فعال در مشاغل آزاد

دوشنبه 3 خرداد 1389

مرتبط با : جهش اجتماعی و اقتصادی / اجتماعی

رئیس مجمع امور صنفی، توزیعی و خدماتی شهر تهران از بررسی طرحی خبر داد که در صورت تصویب و اجرای آن تمام زنهایی که در مشاغل آزاد فعالیت می کنند باید از لباسهای فرم و حجاب اسلامی استفاده کنند. مهر: رئیس مجمع امور صنفی، توزیعی و خدماتی شهر تهران از بررسی طرحی خبر داد که در صورت تصویب و اجرای آن تمام زنهایی که در مشاغل آزاد فعالیت می کنند باید از لباسهای فرم و حجاب اسلامی استفاده کنند.

قاسم نوده فراهانی با تاکید بر اینکه اجرای طرح عفاف و حجاب وظیفه تمامی دستگاهها و وزارتخانه هاست گفت: یکی از مهمترین برنامه های اجرا شده توسط مجمع امور صنفی تهران ایجاد فروشگاههای جلوه حجاب در سطح شهر بوده ولی این اقدامات هنوز هم کافی نیست.

 

فراهانی گفت: به زودی دستورالعملی به اتحادیه های صنفی ابلاغ می شود مبنی بر اینکه در فروشگاههای عرضه لباسهای زیر زنانه حتما باید از فروشندگان خانم همراه با پوشش ویترین استفاده شود.