زنان: سه شنبه 3 دی 1387-23 دسامبر 2008
تذكر به دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی شیراز
آژانس ايران خبر
سه شنبه 16 مهر 1387-7 اکتبر 2008
در جریان ثبت نام دانشجویان علوم پزشکی شیراز بسیاری از دانشجویان دختر جدید الورود این دانشگاه مورد تهدید قرار گرفتند. از نکات قابل توجه این که، ثبت نام از دانشجویان دختر وپسر به صورت تفکیک شده و در دو نوبت صبح و عصر انجام شد.
در جریان ثبت نام دانشجویان دختر،مسئول خوابگاه های دختران، دانشجویان را با جملاتی چون «اینجا دانشگاه است و طرز پوششتان باید با جامعه فرق کند»، «مراقب سر و وضعتان باشید تا پایتان به حراست باز نشود» تهدید نمود.
البته قابل ذکر است که چنین تهدیدهایی در دانشگاه علوم پزشکی شیراز مسبوق به سابقه است.چنانچه بسیاری از دانشجویان دختر به خاطر پوشش به کمیته انضباطی و حراست احضار و مورد بازخوست و تهدید قرار گرفته اند.
این محدودیت ها به حدی رسیده است که چندی پیش معاون دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی که رئیس کمیته انضباطی نیز هست در تجمع صنفی جمعی از دانشجویان دختر خوابگاه گلستان به جای پاسخگویی به خواسته های صنفی این دانشجویان، با این عبارت که « فراموش نکنید من رئیس کمیته انضباطی هستم» انها را تهدید کرده بود.
قتل همسر بدست شوهرش بدلیل سردرگمی در مخارج عروسی پسر
آژانس ايران خبر
سه شنبه 16 مهر 1387-7 اکتبر 2008
در یکی از خانواده های روستایی اراک پس از فشارهای بسیار زیاد مالی به روی دوش پدر خانواده برای عروسی پسر، طی یک جر و بحث بین زن و شوهر ، پدر خانواده همه اعضای خانواده را به گلوله بسته که مادر خانواده کشته شده و بقیه در بیمارستان بستری هستند.
قتل های خانوادگی رو به افزایش
آژانس ايران خبر
سه شنبه 16 مهر 1387-7 اکتبر 2008
بررسی و تامل در آمار نشان میدهد آمار قتل های خانوادگی روبه افزایش است به طوری که که در یک ماه گذشته شاهد بیش از 30 فقره قتل در تهران بوده ایم، این در حالی است که در مدت مشابه سال گذشته 7 فقره قتل انجام شده ،اعتیاد مشکلات مالی و اخلاقی و بی توجهی به مسائل عاطفی و .. در شکل گیری جنایت های خانوادگی سهم به سزایی دارد و به طور یقین در صورت بی توجهی به این موارد جامعه هزینه های سنگینی را متقبل خواهد شد.
يك زن ديگر در آستانه اعدام
آژانس ايران خبر
سه شنبه 16 مهر 1387-7 اکتبر 2008
ازلابلاي نامه هاي رسيده به آژانس ايران خبر
درقزوين زن نگون بختي به نام دودانگه نيمه شب متوجه ميشود مردي وارد خانه اش شده وقصد تجاوزبه او رادارد وي براي دفاع از خود با وي گلاويز شده واورا ميكشد , پليس اين زن را دستگير ميكند و به جرم زناي محصنه به سنگسار محكوم مي كند ولي چون چند ماه است كه ظاهرا!! سنگسار در ايران لغو شده اين زن به جرم قتل به اعدام محكوم ميشود . در حاليكه جرمش به طور واقعي اين بوده كه نخواسته به خواسته هاي يك مرد هوسبازتن دهد واز خودش دفاع كرده است . قرار است آخرين دادگاه اين زن در آبا ن 87 تشكيل شود.
شنيده ها حكايت از اين دارد كه متاسفانه وكيل تسخيري اين خانم فردي بسيار پولدوست است كه برايش نجات جان موكلش علي السويه است . از آنجا كه اين زن از نظر مالي درشرايط بسيار بدي به سر ميبرد نميتواند وكيل ديگري بگيرد.
خدا ميداند شايد در چند ماه آينده با اعدام اين زن روبرو شويم . اما آيا اين است معني عدالت ؟ آيا اگر اين زن براحتي خودش را در اختيار آن مرد قرار ميداد از حكم اعدام مبرا بود ؟ يا چون ا صولا زن است در هر حال بايد اعدام شود ؟ چه بيگناه چه باگناه!!!
ظهور يك دختر نابغه اروميه اي
آژانس ايران خبر
سه شنبه 16 مهر 1387-7 اکتبر 2008
خبرنگار آژانس ايران خبر از اروميه ، از دختر بچه هفت ساله ای در ارومیه که همپای دوره راهنمایی می تواند بخواند و بنویسد خبر داد ، او که در کلاس اول درس میخواند قادر به خواندن دروس دوره های راهنمایی و دبیرستان است. این دختر بچه استثنایی حتی قادر به صحبت کردن به زبان انگلیسی است.
والدین او از علاقه او به زبان و کامپیوتر می گویند و گفتند که ما خیلی کم به او کمک کردیم و هر چه بلد است از استعداد درونی خود است او حتی به زبان انگلیسی خیلی عالی صحبت می کند. اما افسوس و صد افسوس که این نابغه جای خاصی در کشور ما ندارد و کسی نیست که از استعداد او استفاده شایان بکند.
قتل شخصي در كرمانشاه بر اثر فقر
آژانس ايران خبر
شنبه 14 مهر 1387-6 اکتبر 2008
آژانس ايران خبر: روز چهار شنبه(10 مهر ماه 1387) شخصي به نام محسن احمدي توسط سارقي ناشناس به قتل رسيد.
به گفته ي خبرنگار آژانس ايران خبر در كرمانشاه، قاتل قصد سرقت را داشته اما چون با مقاومت مقتول مواجه شده است نا خواسته محسن احمدي را به سوي ديوار حول داده و بعد از برخورد مقتول به ديوار مقتول دچار خونريزي مغزي شده و در نهايت منجر به قتل شده است.
شايان ذكر است كه هويت قاتل نامشخص بوده و موارد گفته شده تنها بر پايه ي تحقيقات انجام شده از سوي پزشك قانوني كرمانشاه به دست آمده است.
آمار تجاوز به عنف و مواد مخدر زنان در اراک چشمگیر است
آژانس ايران خبر
پنجشنبه 12 مهر 1387-4 اکتبر 2008
چیزی که این روزها در ارا ک شایع ترین جرم محسوب میشود اعتیاد زنان ودختران و تجاوز به عنف است, بر درو دیوار شهر بدون هيچ گونه خجالت وشرمندگي فقط نوشته اند ترک اعتیاد بانوان !! کسی نیست در این خصوص امنیت اجتماعی بر قرار کند . نيروهاي حكومتي هر لحظه برای هر سرکوبی آماده اند کافی است این خبر را دست کسی ببینند درجا بازداشت میشود اما اگر دختری در روز روشن مورد تعدي قرار گيرد هيچ نيرويي براي كمك وجود ندارد
قتل ناموسی دختربچهی 11 ساله در تهران
کانون زنان ایران
شنبه 25 آبان 1387
گناه سارا که به آتش کشیده شد، از نظر پدرش، داشتن تعدادی سی دی و رقصیدن در چند مجلس مهمانی بود. رضا پدر و قاتل سارا در شرح این جنایت چنین گفت: "وقتی به خانه رسیدم، یک گالن چهار لیتری نفت از پشت بام برداشتم و شروع به ریختن نفت در راه پلهها و خانه کردم. بعد به داخل واحد مسکونی آمدم و باقیمانده نفت را روی سر و بدن سارا ریختم. سپس بخاری دیواری اتاق را روشن کردم و سارا را به بخاری چسباندم. او مقاومت زیادی نکرد. او را کنار بخاری نگه داشتم تا ناگهان تمام بدنش شعله کشید.
در جریان بازپرسی معلوم شد که سارا قبل از مرگش سه پیامک برای خالهاش فرستاده و از ترس و وحشت خود نوشته است. او سعی در گریز از دست قاتل (پدرش) را داشت، اما موفق نگردید.
پدر سارا کارمند بانک و معتاد است. وقتی مادرش از او طلاق گرفت، سارا را نزد خود نگاه داشت. اما دیری نگدشت که فوت کرد و پس از آن سارا تا هنگام قتلش در یازده سالگی، نزد مادربزرگش زندگی میکرد
صافي گلپايگاني:
علم بدون اخلاق خطرآفرين است
بانوان در شهر خود تحصيل علم كنند
بايد به جنبههاي معنوي، اخلاقي و ديني دانشجويان توجهي ويژه داشت
خبرگزاري دانشجويان ايران – قم
جمعه 24 آبان 1387
رييس دانشگاه پيام نور و معاون وزير علوم، تحقيقات و فناوري روز پنجشنبه با آيتالله العظمي صافي گلپايگاني ديدار و گفتوگو كردند.
به گزارش ايسنا، آيتالله العظمي صافي گلپايگاني، علم بدون اخلاق را خطرآفرين خواند و اظهار كرد: بايد ابواب علم و معرفت را در جامعه باز كنيم و به دنبال آن با طي كردن مراحل علم و عمل قلههاي معرفت را تسخير كنيم.
وي افزود: ارزش انسان به داشتن علم است و بزرگترين و بالاترين صفات الهي نيز عالم بودن و علم آموزي است.
صافي گلپايگاني افزود: انسان به هر ميزان كه در علم و آموزش جلو ميرود، مجهولات بيشتري نيز رو به رويش ميبيند كه بايد براي يافتن راه آن و پيبردن به دانش آن در جامعه تلاش كند.
وي خاطر نشان كرد: هيچ فقري بدتر از فقر علمي نيست و هيچ صدقهاي بالاتر از علمآموزي به ديگران نخواهد بود.
صافيگلپايگاني ادامه داد: هيچ بنايي بالاتر از بناي علمي نيست و هر كسي كه در راه آموزش علم به ديگران خدمت ميكند به نوعي در راه خدا انفاق كرده و براي او پاداش فراواني از سوي خداوند متعال در نظر گرفته ميشود.
وي با تاكيد بر بالا بردن جنبههاي معنوي دانشجويان افزود: بايد به جنبههاي معنوي، اخلاقي و ديني دانشجويان توجهي ويژه داشت.
وي تصريح كرد: منشا همه كمالات در انسان علم است، بايد تلاش كرد تا تمام علوم در جامعه گسترش يابد. اگر برخي از رشتههاي علمي در جامعه وجود نداشته باشد، آن جامعه دچار كمبود و نقص بزرگي خواهد بود.
استاد درس خارج فقه حوزه ادامه داد: عالم شدن علماي گذشته به اين دليل بوده است كه آنها هيچ نظري به مال دنيا نداشتهاند و تنها مساله مهم قداست علم بوده است و همين مساله سبب رسيدن آنها به مقامهاي عالي شده است.
صافي گلپايگاني همچنين بر تحصيل علم توسط بانوان و در شهر خود تاكيد كرد و گفت: اگر تحصيلات بانوان در محل سكونت آنان و به صورت ديني انجام پذيرد از بسياري ازمفاسد و انحرافات جلوگيري به عمل خواهد آمد.
در ابتداي اين جلسه نيز سيدمحمد حسيني، رييس دانشگاه پيام نور كشور ومعلون وزير علوم، از وضعيت دانشگاه پيام نور گزارشي ارايه كرد و گفت: دانشگاه پيام نور از دستاوردهاي انقلاب اسلامي است و بيش از 20 سال از تاسيس آن ميگذرد.
وي با بيان اينكه 90 درصد دانشجويان دانشگاه پيام نور بوميهستند، گفت: براي فعاليتهاي فرهنگي اين دانشگاه در سالجاري 15 ميليارد تومان هزينه شده است.
واگذاری مسوولیت 30 هزار زن سرپرست خانوار به بخش غیر دولتی مهر: مدیر کل دفتر امور زنان سازمان بهزیستی گفت: « در سال جاری پرونده 30 هزار نفر از خانوارهای زن سرپرستی که تحت پوشش قرار گرفته اند به بخش غیر دولتی مانند کلینیک های مددکاری و موسسات خیریه واگذار می شود.» دکتر فرید براتی افزود: « در سال جاری یک میلیارد و 800 میلیون تومان به منظور اجرای طرح توانمندسازی زنان سرپرست خانوار اعتبار در نظر گرفته شده است همچنین مبلغی را نیز از اعتبارات سال گذشته به این موضوع اختصاص داده ایم .» مدیر کل دفتر امور زنان سازمان بهزیستی تاکید کرد: « امسال 30 هزار زن سرپرست خانوار تحت پوشش قرار گرفتند که با در نظر گرفتن افراد خانواده های آنان در مجموع تعداد افراد تحت پوشش به 100 هزار نفر می رسد.» براتی گفت: «این طرح یکی از گسترده ترین واگذاری ها به بخش غیردولتی است که نمونه آن تاکنون صورت نگرفته بود و برای اولین بار امور اجرایی مددجویان مانند توانمندسازی و بازتوانی و... از سوی موسسات خیریه ، کلینیک های مددکاری و مراکز غیردولتی انجام خواهد شد.
اسيدپاشي روي دختران دبيرستاني
چهارشنبه 22 آبان 1387
افراد ناشناس به روي دختران دبيرستاني در شهر جنوبي قندهار افغانستان اسيد پاشيده و 15 نفر از آنان را زخمي كردند.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، وزارت آموزش افغانستان اعلام كرد حال سه تن از اين دختران وخيم است.
عاطفه 16 ساله كه در اين حمله به شدت زخمي شده، گفت: «ما در حال رفتن به مدرسه بوديم كه دو مرد با موتور نزديك ما توقف كردند. يكي از آنها به صورت خواهرم اسيد پاشيد. من تلاش كردم به او كمك كنم اما آنها به روي من نيز اسيد پاشيدند.
وي افزود: «ما فرياد ميزديم و مردم اطراف ما جمع شدند اما اين دو مرد فرار كردند.
همه اين دختران برقع بر تن داشتند كه سراسر بدن را ميپوشاند.
عاطفه كه نام خانوادگي خود را اعلام نكرد زخمي شد و خواهر 18 سالهاش شمسيه نيز با زخمهايي بر صورت خود در وضعيت وخيمي به سر ميبرد.
حامد علمي، سخنگوي وزارت آموزش افغانستان گفت اين حمله خارج از دبيرستان «ميرويس نيكا» رخ داده است.
وي افزود: «حدود ساعت 8 افراد ناشناس با يك تفنگ اسباببازي به روي دختران اسيد پاشيدند. 15 دختر زخمي شدند و سه تن از آنان در شرايط بسيار بحراني به سر ميبرند.
هنوز هويت مسئول اين حمله مشخص نشده است.
بر اساس قوانين طالبان كه از سال 1996 تا 2001 در افغانستان حكومت ميكردند، دختران از رفتن به مدرسه منع شده بودند.
عاطفه گفت:نميدانم چرا فردي بايد به او و ديگران حمله كند.
وي افزود: «دليل اين مسئله را نميدانم. قندهار امن نيست اما ما نميتوانيم در خانه بمانيم، ما آموزش ميخواهيم. ما نياز به كمك دولت داريم.
جايزه «زن سال» به دختری 10ساله رسید
نجود علي، دختر 10 ساله يمني، جايزه «زن سال» را دريافت كرد.
ایلنا: به گزارش رويتر، جايزه زن سال 2008 را دختربچهاي يمني بهخود اختصاص داد. نجود بهدليل طلاق از همسرش كه سي ساله از او بزرگتر بود اين جايزه را دريافت كرد.
بنا بر اين گزارش، «كاندوليزا رايس»، وزير خارجه آمريكا و بازيكن تيم واليبال ساحلي «ميستي ماي» و «هيلاري كلينتون»، بانوي اول پيشين آمريكا نيز نامزد دريافت اين جايزه بودند.
جايزه زن سال توسط مجله «گليمور» و اسپانسري شركت «لوريال»، سالانه به بانواني داده ميشود كه در حوزههايي چون كار، آموزش، ورزش، علوم، سياست، هنر و بهداشت و رفاه خانواده فعاليت موفق داشته باشند و امسال اين جايزه به اين دختر بچه يمني داده شد.
طبق اين گزارش، با اينكه سن ازدواج در قانون اساسي يمن 15 سال براي دختران ذكر شده، اما نجود مانند بسياري از دختران يمني بهخاطر فقر در سن هشت سالگي مجبور به ترك تحصيل شد تا به عقد مردي درآيد كه سي سال از او بزرگتر بود.
وي با زير پا گذاشتن آداب و رسوم به دادگاه شكايت كرد و پس از آشنايي با وكيل مدافعي كه حامي حقوقبشر بود، موفق شد در آوريل 2008 ميلادي از همسرش طلاق بگيرد.
نجود در جشن دريافت جايزه در نيويورك دليل اين اقدام خود را نجات دختر بچهها از ازدواج زود هنگام عنوان كرد.
وي همچنين نامزد دريافت جايزه ديگري نيز شد كه جايزه «صندوق اقدامات زن سال» نام دارد. اين جايزه به فعاليتهاي زنان برگزيده براي تحقق طرحهايشان اختصاص مييابد.
از ميان زناني كه سالهاي پيش موفق به دريافت جايزه زن سال شدند، ميتوان به سناتور هيلاري كلينتون بهخاطر فعاليتهايش در امور زنان اشاره كرد
قتل های خانوادگی رتبه نخست جنايت در پايتخت
ایران پرس نیوز
سه شنبه، 21 آبان ماه
قتل هاي خانوادگي در رديف اول قتل و جنايت پايتخت قرار دارد و اگر فکري براي آن نشود در آينده به معضلي بزرگ تبديل خواهد شد.
محمد حسين شاملو ،بازپرس ويژه قتل پايتخت در گفتگو با خبرنگار برنا گفت:قتل هاي خانوادگي در درجه اول قتل هاي تهران قرار دارد. با نگاهي گذرا به اين قتل ها مي توان علل و عوامل بروز اين نوع جنايت را در چند مبحث دسته بندي کرد.
مهمترين دليل را مي توان علل رواني دانست به صورتي که بستگان فرد اگر چه از وجود بيماري رواني وي اطلاع دارند ولي در هنگام ازدواج آن را مطرح نمي کنند، در صورتي که با مطرح شدن اين موضوع و اقدامات درماني مي توان از بروز جنايت در اين حوزه، مقداري کم کرد.
مسايل ناموسي يکي ديگر ازعوامل قتل هاي خانوادگي است. گروهي از افراد به علت اتفاقاتي که براي ناموسشان رخ مي دهد و شايد نارضايتي که از دستگاه قضايي در اين زمينه دارند،خود دست به خشونت مي زنند.
از همين دسته ، گروهي نيز به خاطر ارتباط نامشروع دست به جنايت مي زنند به صورتي که زن جواني وقتي براي رسيدن به عشق جديدش همسرش را سد راه خود مي بيند با همدستي مرد مورد علاقه اش نقشه قتل همسر خود را اجرا مي کند . عکس همين قضيه نيز در جنايت هاي خانوادگي وجود دارد. وقتي مردي با زن غريبه اي آشنا مي شود تحت تلقينات وي همسر خود را به قتل مي رساند.
شاملو ادامه داد ؛ دسته ديگر قتل ها به مواد مخدر و روان گردان اختصاص دارد ، هنگامي که فرد براي تهسيل مخارج مواد ، راه ها را بسته مي بيند دست به خشونت بر عليه خانواده خود مي زند.
گروه ديگري که مرتکب قتل مي شوند علل اقتصادي را مهمترين دليل خود براي قتل مي دانند.
وقتي پدري فرزندش را به خاطر فقر قرباني مي کند و يا پسري در يک لحظه به خاطر فشار هاي مالي پدر و اعضاي خانواده خود را قرباني مي کند.
در بعضي از موارد زن و شوهر با توجه به کشمکش هاي زياد در اقدامي ناخواسته دست به قتل مي زنند. آخرين علت قتل هاي خانوادگي نيز تنفري است که ممکن است نسبت به ديگري به وجود آيد که براي رفع آن جز قتل راه حل ديگري به ذهن آنها نمي رسد.
در فاز ديگري از قتل ها انگيزه هايي مثل انتقام جويي نيز وجود دارد. در بحث مالي،سرقت يا کلاهبرداري يا جرايم مالي که براي از بين بردن شاهد جرم يا طلبکار خودشان دست به جنايت مي زدند يا در ضمن سرقت جهت شناسايي نشدن مرتکب قتل مي شوند.
بيشتر قتل ها در تهران به طور اتفاقي رخ مي دهد ، وقتي 2 راننده بر سر جاي پارک با هم درگير مي شوند يکي از آنها در يک لحظه کنترل اعصاب خود را از دست مي دهد و مرتکب قتل مي شود . از اين نمونه ها بسيار در سطح پايتخت شاهد هستيم.
شاملو با اعلام 35 سال به عنوان متوسط سن مقتولان در پايان گفت: يکي از اقدامات مهم قوه قضاييه در کاهش جنايت به خصوص قتل هاي خانوادگي ، رسيدگي سريع و بررسي پرونده ها در زمينه هاي مختلفي از جمله جرم شناسي و بررسي علل وقوع جرم است.
مرد 40 ساله به قتل همسر 17 ساله اش متهم شد
بازیاب
16 آبان 1387
مراد مي گويد چون همسرش برخلاف دستور او به حمام نرفته بود وي را با شلنگ به باد کتک گرفت.
اعتماد : مردي که متهم است همسر نوجوانش را به بهانه واهي به قتل رسانده است در دادگاه کيفري استان فارس محاکمه مي شود.به گزارش خبرنگار ما اواخر سال گذشته ماموران پليس شيراز مطلع شدند زني به نام تهمينه در خانه اش جان باخته است. آنها بلافاصله به خانه اين زن رفتند و در بررسي هاي اوليه متوجه شدند تهمينه 17 سال بيشتر ندارد و او زماني که 15 ساله بوده به عقد مرد 40 ساله يي به نام مراد درآمده است. پليس براي جمع آوري اطلاعات بيشتر و رسيدن به واقعيت مراد را تحت بازجويي قرار داد، اما اين مرد گفت از علت مرگ همسرش هيچ اطلاعي ندارد و او به طور ناگهاني جان باخته است.اظهارات اين مرد در حالي بود که پزشکي قانوني به محض بررسي جسد اعلام کرد، تهمينه ساعاتي پيش از مرگش به شدت کتک خورده و کبودي ها و تورم در نقاط مختلف بدنش حکايت از شکنجه دردناک اين زن دارد.بنابراين از آنجا که مراد تنها فردي بود که در واپسين ساعات زندگي تهمينه کنار همسرش حضور داشت وي به دستور بازپرس پرونده بازداشت و وقتي متوجه شد، مدارک محکمه پسندي عليه وي وجود دارد لب به اعتراف گشود. اين مرد در اعترافات خود گفت؛ شب قبل از مرگ تهمينه قرار بود مهمان به خانه مان بيايد. همسرم از صبح داشت کارهاي خانه را انجام مي داد، من هم قرار شد وظيفه خريد را بر عهده بگيرم. به تهمينه گفتم تا زماني که از خريد برمي گردم حمام کن چون ممکن است، مهمانان سر برسند. چند ساعتي گذشت و زماني که برگشتم متوجه شدم تهمينه حمام نکرده است. از اين رفتارش خيلي ناراحت شدم. او بايد به حرفم گوش مي کرد. تهمينه مي دانست وقتي به حرفم گوش نمي دهد ناراحت مي شوم با اين حال بي توجهي کرده بود.مراد ادامه داد؛ من براي اينکه همسرم را تنبيه کنم، شلنگي برداشتم و تهمينه را براي مدت طولاني کتک زدم. او گريه مي کرد. وقتي خسته شدم شلنگ را به گوشه يي انداختم و خوابيدم. تهمينه هم خواب بود. صبح که بيدار شدم فهميدم نفس نمي کشد و بدنش سرد شده است.اظهارات اين مرد و ساير مدارک موجود در پرونده منجر به صدور کيفرخواست عليه او شد و شعبه دو دادگاه کيفري استان فارس رسيدگي به اين پرونده را آغاز کرد. در جلسه اول محاکمه پس از قرائت کيفرخواست توسط نماينده دادستان مادر تهمينه در برابر قضات قرار گرفت. اين زن گفت؛ ما خانواده فقيري هستيم و به سختي مي توانيم زندگي مان را اداره کنيم. دو سال پيش وقتي مراد به خواستگاري تهمينه آمد به ازدواج آنها رضايت داديم چون نمي توانستيم هزينه هاي زندگي مان را تامين کنيم و در واقع هيچ راه ديگري برايمان وجود نداشت. تهمينه بعد از ازدواج چندباري از رفتار شوهرش گله کرد. من هر بار به دخترم مي گفتم مراد شوهر اوست و بايد تحمل کند.وي ادامه داد؛ مراد پيش از ازدواج با تهمينه دو بار ازدواج کرده بود که در هر دو بار همسرانش از او جدا شده و رفته بودند. زماني که قرار شد تهمينه به عقد اين مرد درآيد من فکر نمي کردم او تا اين حد عصبي و خشن باشد. حالا هم که دختر جوان مرا به قتل رسانده بايد قصاص شود.بعد از مادر تهمينه متهم در جايگاه حاضر شد. وي گفت؛ من همسرم را نکشتم. روز حادثه به خاطر اينکه حمام نکرده بود او را با شلنگ کتک زدم. من نه قصدي در قتل او داشتم و نه کاري کردم که منجر به مرگ همسرم شود.با توجه به اظهارات اين مرد هيات قضات از پزشکي قانوني خواستند علت دقيق مرگ تهمينه 17 ساله را مشخص کند. هيات پزشکي سازمان پزشکي قانوني بعد از انجام بررسي هاي تخصصي اعلام کرد علت مرگ زن نوجوان سکته قلبي بوده و البته ضرباتي که با شلنگ بر بدن وي وارد شده در مرگ او موثر بوده است.با توجه به اين نظريه، مراد يک بار ديگر در شعبه دو دادگاه کيفري استان فارس مورد محاکمه قرار خواهد گرفت
افزایش ختنه دختران و خشونت جنسی علیه آنان
افتاب
پنجم نوامبر 2008
سیدیپ جنلادیپ، مدیر گروه مطالعه خشونت علیه زنان می گوید: قربانیان تجاوز و خانواده آنها در مالی برای حفظ آبرویشان به ندرت ، علیه متجاوزان به عنف شکایت می کنند در حالی که موارد ربودن و تجاوز به عنف در حال افزایش است
سیدیپ جنلادیپ، مدیر گروه مطالعه خشونت علیه زنان می گوید: قربانیان تجاوز و خانواده آنها در مالی برای حفظ آبرویشان به ندرت ، علیه متجاوزان به عنف شکایت می کنند در حالی که موارد ربودن و تجاوز به عنف در حال افزایش است.
بر اساس مطالعات انجام شده، در یک سال از خشونت های جنسی بر علیه زنان در کشور مالی ، هر چهار روز یک تجاوز جنسی به وقوع پیوسته است.
بر اساس این گزارش با این که پلیس به تازگی به صورت هفتگی بررسی هایی در این زمینه انجام می دهد، اما این بررسیها به ندرت به مجازات متهمین ختم می گردد.
این گزارش می افزاید : فقدان دانش ، درک غلط ، سهل انگاری و بدتر از همه بی تفاوتی جامعه نسبت به موضوع مصونیت عاملین این جنایتها را در پی داشته است.
بوباکار مایگا، بازرس پلیس باماکو می گوید: در سال ۲۰۰۸ شش نفر به اتهام خشونت و تجاوز جنسی به زندان محکوم شدند براساس این حکم ۳ نفر از آنها به ۶ ماه و سه نفر دیگر به دو سال زندان محکوم شدند. مایگا ادامه میدهد: در سال ۲۰۰۷ دو نفر به ۶ ماه زندان و پرداخت چهل دلار آمریکا به خانواده های قربانیان محکوم شدند.
"دورت وامبلا"، رئیس یک مرکز مشاوره ای حقوق زنان در باماکو اعلام کرد که نبود حمایت قانونی از زنان دلیل گسترش خشونت است ، نبود و بکار نرفتن قانون "منع خشونت جنسی "متجاوزان به عرف را حریص تر و جسورتر می کند ، وی همچنین با اشاره به رسوم وحشتناک منطقه همچون قطع عضو تناسلی زنان و اجبار زنان به ازدواج با برادر شوهرشان بعد از مرگ وی را نیز از خشونت های معمول می شمارد.
مبارزه ها و راهکارها بر علیه ختنه دختران
بر اساس این گزارش جامعه شناس مالیایی، آکوپادار ماکالو می گوید: تا زمانی که سنتهای مشخصی در جامعه پذیرفته می شود ، نشان می دهد که زنان درباره خشونت علیه خود اقدامی نکرده و بر ضد آن مبارزه نمی کنند، وی با طرح این سوال که " آیا اصلاً زنان از جنبش حمایت از حقوق آنها آگاه هستند؟ آیا در آن شرکت می کنند؟ " می افزاید که بخش عمده ای از زنان از تلاش برای تغییر وضعیت خویش خبر ندارند و در واقع آنها تسلیم عادات و سنتها شده اند و سکوت زنان ، خشونت علیه آنان را افزایش داده است.
همچنین بارابینتو مدیر برنامه " اقدام برای برابری زن و مرد " که خود تامین مالی این مطالعه را به عهده داشته است می گوید: افزایش حاشیه نشینی ، تغییر محلات و سبکهای زندگی ، روابط ساکنین پایتخت و خطر و خشونت علیه زنان را افزایش داده و از این جهت شهر باماکو مورد مطالعه قرار گرفته است.
مدیر گروه مطالعه خشونت علیه زنان (Diop ) خواستار کمک و حمایت جامعه مدنی، اصناف، پزشکان، کارگران، پلیس، قضات و مهم تر از همه خود زنان و دختران در این کشور شده است.
یکی از مسئولان وزارت " توسعه زنان، کودکان و خانواده ها " از طرح دولت برای تصویب قانونی جدید، خبر می دهد که دایره تعریف خشونت را بسط داده و علاوه بر تجاوز، صدمه به آلت تناسلی و ازدواج اجباری را نیز شامل خواهد شد.
وی اظهار اطمینان می کند که اجرای این قانون نقطه پایانی بر خشونت علیه زنان خواهد بود. این مقام مسئول می افزاید که در قانون جدید دوره زندان ثابت مانده ولی جریمه ها افزایش یافته است.
او در پاسخ سوالی درباره نحوه اجرای قانون جدید با توجه به عدم اجرای جدی قانون موجود ، حمایت از زنان می گوید که اجرای قانون بر عهده وزارت دادگستری است. یکی از قربانیان خشونت علیه زنان با اعلام اینکه در پانزده سالگی توسط یکی از محارمش مورد تجاوز قرار گرفته است می گوید: " هنوز آن لحظات سخت از ذهنم بیرون نرفته است" او در پاسخ به این سوال که بهترین نوع حمایت از زنان چگونه می تواند باشد ؟ با گریه می گوید: "شاید خدا بتواند زنان را از این آتش مصون دارد.
هفتاد و چهار درصد درصد زنان آسیب دیده اجتماعی بیکارند
روزنامه سرمایه
شنبه 6 مهر 1387-27 سپتامبر 2008
براساس پژوهش سازمان بهزیستی در بررسی وضعیت زنان آسیب دیده اجتماعی پذیرش شده درمراکز بازپروری، 74 درصد از آنها به هیچ کاری اشتغال نداشته و بیکار بوده اند و بیکاری یکی از دلایل موثر درآسیب پذیری آنها بوده است.در این پژوهش که توسط منیره اسماعیل کوره پز رئیس گروه دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور و روح انگیز کاووسی روان شناس این دفتر انجام شده، ویژگی های دختران و زنان آسیب دیده اجتماعی که در سال های 83 تا 85 درمراکز بازپروری بهزیستی پذیرش شده اند، مورد بررسی قرار گرفته است.
این دو محقق داده های 21 مرکز (19استان) را جمع آوری کرده و مورد مقایسه و تحلیل قرار داده اند و به این نتیجه رسیده اند که در سال 85 ، 74درصد مراجعان به مراکز بازپروری، بیکار بوده اند.
از طرف دیگر، بیشتر افراد مراجعه کننده به این مراکز، افراد بی درآمد بوده اند به طوری که 34 درصد آنها هیچ درآمدی نداشته اند و مشغول به کار نبوده اند، 30 درصد آنها هم درآمدی تا 100 هزار تومان داشته اند. بنابراین بیشتر این زنان آسیب دیده اجتماعی یا درآمدی نداشته اند یا درآمدشان زیر 100هزار تومان بوده و آسیب پذیری آنها نشانگر تبعات منفی ناشی از فقدان درآمد یا نداشتن درآمد مکفی بوده است.
تعداد افراد مراجعه کننده بی درآمد وبا درآمد کمتر از 100هزار تومان طی سال های 83 تا 85 رو به رشد بوده و رشد قابل توجه مربوط به گروهی است که اشتغال موقت داشته اند که در این سال ها تعداد این افراد 365 درصد رشد داشته است.
در مقابل تعداد افرادی که درآمد 300 هزار تومان به بالا داشته اند، طی این سال ها 85 درصد کاهش داشته است.
نوع مراجعه افراد به مراکز بازپروری در بیشتر موارد از طریق قوه قضائیه یا نیروی انتظامی بوده، اما افرادی هم به صورت خودمعرف به این مراکز مراجعه می کنند. نکته قابل توجه در این سال ها کاهش 60 درصدی مراجعه به صورت خودمعرف بوده است و از آنجا که مراجعه خدمت گیرندگان به صورت خودمعرف اهمیت خاص دارد، رشد منفی این نوع مراجعه باید مورد توجه و بررسی قرار گیرد.
از سوی دیگر، بیشتر مراجعان به این مراکز (51 درصد) زنان بدسرپرست و بی سرپرست بوده اند و در بین سال های 83 تا 85 تعداد مراجعه کنندگان خودسرپرست هم 34 درصد رشد نشان داده است.وضعیت تاهل مراجعه کنندگان هم نشان می دهد 52درصد آنها مجرد بوده اند. در این دوره سه ساله میزان مراجعه افراد مجرد رشد 27 درصدی داشته است. در مقابل تعداد مراجعانی که همسر خود را از دست داده بودند، از همه کمتر بوده است.
اما نکته قابل توجه افزایش مراجعان همسر از دست داده با رشد 85 درصدی است. تعداد مراجعه افرادی که متارکه کرده اند، نیز 15 درصد کاهش داشته است.
سن مراجعه کنندگان هم گویای آن است که 30درصد آنها 18 تا 20 سال سن دارند و 27 درصدشان هم 21 تا 26 ساله بوده اند. آنچه مهم است تغییراتی است که در گروه سنی تا 15سال به وجود آمده است. طی این سال ها میزان مراجعه گروه سنی 15سال، 36 درصد رشد داشته که مساله قابل تعمقی است.
در مورد میزان تحصیلات مراجعه کنندگان هم می توان گفت 30درصد آنها تحصیلات ابتدایی و 31درصد تحصیلات دوره راهنمایی داشته اند. به غیر از افراد بی سواد و افرادی که مدرک لیسانس دارند، تعداد افرادی که در تمام سطوح تحصیلی بوده اند رو به رشد بوده و از همه بیشتر رشد مثبت مقطع تحصیلی دانشجو با رقم 367 درصد، رشد قابل ملاحظه ای است که در واقع زنگ خطری هم محسوب می شود.
در مورد بومی بودن یا نبودن این افراد هم باید گفت در سال 85 ، 53 درصد آنها بومی-شهری بوده اند و کمترین رقم به افراد غیربومی-روستایی اختصاص دارد. اما میزان رشد رو به افزایش 28درصد افراد بومی-شهری در این سه سال قابل توجه است.
به این ترتیب بیشترین مراجعان این مراکز بومی-شهری بوده و برای بار اول در این مراکز پذیرش شده اند.
از نظر شیوع بیماری های جسمی در افراد مراجعه کننده در سال 85، بیماری هپاتیت و اچ آی وی ایدز در میان مراجعه کنندگان 100 درصد رشد داشته که این هم رقم نگران کننده ای است و نیاز به تدابیر خاصی دارد.
از طرف دیگر بیشتر زنان مراکز بازپروری در دوران کودکی، آزار را به انواع مختلف تجربه کرده اند که اشکال آن متفاوت و بیشترین نوع آزاد به صورت آزار جسمانی بوده است. آزمون شخصیت از مراجعه کنندگان به این مراکز هم نشان می دهد اختلالات افسردگی ضعیف و شدید در مقایسه با اختلالات دیگر در میان این افراد بیشتر شیوع داشته است.
از سوی دیگر بیشتر مراجعه کنندگان سابقه هم جنس گرایی نداشته اند اما در زندان آن را تجربه کرده اند که لازم است به این موضوع هم توجه شود.
از نظر اعتیاد به مواد مخدر نیز بیشتر مراجعه کنندگان سابقه اعتیاد نداشته اند و تنها هشت درصد آنها به تریاک و شیره اعتیاد داشته اند که آن هم به خاطر سهل الوصول بودن آن است اما آنچه نگران کننده است، رشد مثبت یا رو به افزایش استفاده از هروئین به میزان 110درصد و داروهای توهم زا با 100درصد و الکل با 70 درصد است.در نهایت 51 درصد از افراد در مراکز بازپروری یا به خانواده بازگردانده می شوند یا به مراکز بهزیستی و بقیه آ نها زندگی مستقلی را در پیش می گیرند.
افزایش شکاف جنسیتی در حوزه اشتغال سرمایه : در پایان برنامه سوم توسعه میزان بیکاری مردان کاهش و میزان بیکاری زنان افزایش یافته است.این نتیجه ای است که سهیلا صادقی جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه تهران و سمیرا کلهر کارشناس ارشد مطالعات اجتماعی در تحقیق خود با عنوان ابعاد شکاف جنسیتی و میزان تحقق آن در «برنامه سوم توسعه» به آن رسیده اند. یکی از ویژگی های برنامه پنج ساله سوم توسعه، تاکید بر شاخص ها و ضرورت کاهش شکاف های جنسیتی نسبت به برنامه های قبلی بوده است و در بسیاری از زمینه ها از جمله شاخص توسعه انسانی، آموزش و تامین اجتماعی این شکاف کمتر شده اما در زمینه اشتغال وضعیت برعکس بوده است به طوری که میزان فعالیت زنان طی برنامه پنج ساله (8/11 درصد) تغییری نکرده است. در عین حال درصد بیکاری و اشتغال هر دو جنس در ابتدای برنامه تقریباً یکسان بوده اما در پایان برنامه میزان اشتغال مردان افزایش و برای زنان کاهش یافته است.
در این دوره بیکاری مردان از 5/13 به 2/9 درصد کاهش یافته اما بیکاری زنان از 6/13 به 1/17 درصد رسیده که نشان دهنده افزایش است.
بنابراین شاخص های جنسیتی در زمینه اشتغال و بیکاری طی برنامه پنج ساله برای زنان بدتر شده است. از طرفی نسبت فعالیت زنان به مردان از رقم 19/0 به 18/0 رسیده است و نسبت بیکاران زن به مرد نیز از رقم
01.1 به 86/1 افزایش یافته است که نشان دهنده وجود شکاف عمیق جنسیتی در عرصه اشتغال و نیز عمیق تر شدن آن طی برنامه پنج ساله سوم توسعه است.
در این دوره در ساختار شغلی نیز تغییراتی را بر حسب جنسیت شاهد هستیم به طوری که از سهم زنان در اشتغال بخش خصوصی 2/3 درصد کاسته شده و به بخش عمومی اضافه شده است.
نکته مهم اینکه با وجود پایین بودن سطح اشتغال زنان باز هم حدود یک سوم شاغلان آنها کماکان کارکن فامیلی بدون مزد هستند که در نهایت پولی به صورت مستقیم به دست آنها نمی آید و این شاخص در طول برنامه نیز تغییر ملموسی نکرده است.
در مجموع، تحولات اشتغال برحسب جنسیت نه تنها به نحو مناسبی در طول برنامه به نفع زنان نبوده تا همپای تحولات آموزشی و بهداشتی پیش رود بلکه در مواردی هم عقب گردهایی در جهت تشدید شکاف جنسیتی مشهود است.
همه اینها در حالی است که برعکس برنامه های توسعه قبلی یک ماده مشخص (ماده 158) در برنامه سوم توسعه به مساله زنان اختصاص یافته است و در مقایسه برنامه سوم با برنامه های قبلی باید گفت که اولین برنامه پنج ساله توسعه معطوف به بازسازی خرابی ها و تامین رشد اقتصادی بود و در آن زمان مساله جنسیت و شکاف جنسیتی چندان مطرح نبود به همین دلیل هم هیچ نشانی از زنان و توجه به موضوع آنان در قانون برنامه مشاهده نمی شود.
البته در مجموعه کتاب ها و اسناد برنامه اول توسعه به کنترل جمعیت و کاهش باروری زنان و بهبود پوشش تحصیلی دختران و اعتلای موقعیت زنان از طریق آموزش و مشارکت در امور اقتصادی اشاره شده است.
در قانون برنامه دوم توسعه (1378- 1374) هم دو بار به زنان اشاره شده است؛ یک مورد تخصیص اعتبار برای بهبود تامین اجتماعی با پرداخت مستقیم به اقشار کم درآمد ازجمله زنان و کودکان بی سرپرست است و دیگری اختصاص امکانات ورزشی برای دانش آموزان دختر و بانوان باتوجه به حفظ شئون زن در جامعه اسلامی است اما شروع توجه به مساله جنسیت و زنان از برنامه سوم است به ویژه هنگامی که یک ماده مشخص (ماده 158) به مساله زنان اختصاص یافته و در آن گفته شد که مرکز امور زنان ریاست جمهوری موظف است در جهت زمینه سازی برای ایفای نقش مناسب زنان در توسعه کشور ضمن انجام مطالعات لازم با همکاری دستگاه ها اقداماتی چون شناسایی نیازهای آموزشی فرهنگی و ورزشی خاص زنان، ارائه طرح های لازم برای افزایش فرصت های اشتغال زنان و ارتقای شغلی آنها، تسهیل امور حقوقی و قضایی زنان و حمایت از تشکیل سازمان های غیردولتی زنان را به انجام برساند.
در برنامه چهار ساله چهارم هم بیش از 10 بار به کلمه زنان اشاره شده است و در آن دولت موظف است برای اقشار کم درآمد ازجمله زنان سرپرست خانوار به سازندگان واحدهای مسکونی یارانه پرداخت کند. در این برنامه به افزایش مستمری ماهانه خانوارهای نیازمند و زنان بی سرپرست هم اشاره شده و یک ماده از آن هم به افزایش مشارکت زنان توجه دارد.
از شاخص هایی که طی برنامه سوم توسعه رشد مثبت داشته شاخص تامین اجتماعی است به طوری که در طول این برنامه پنج ساله بر تعداد بیمه شدگان مرد تامین اجتماعی 19 درصد اضافه شده اما این رشد برای زنان بیمه شده بیش از 37 درصد بوده است.
بیشترین رشد در بیمه های اجباری است که نشان دهنده بهبود ساختار شغلی زنان از حیث تحت پوشش بیمه قرار گرفتن در جامعه است. همچنین رشد سه درصدی بیمه های اختیاری نزد زنان حکایت از حساسیت بیشتر آنان به تحت پوشش بیمه بودن خود دارد اما در نهایت زنان شاغل در مقایسه با مردان هنوز از وضعیت بیمه ای یکسانی برخوردار نیستند.
شاخص های آموزشی نیز طی برنامه سوم توسعه نشان می دهد که باسوادی زنان کشور طی این پنج سال، سالانه یک درصد بیشتر شده و در مجموع از 6/75 به 3/80 درصد رسیده است.
این افزایش هم در شهر و هم روستا اتفاق افتاده با این تفاوت که افزایش در روستا بیشتر است.
شاخص شکاف جنسیتی نشان می دهد که افزایش سطح باسوادی برای زنان بیش از مردان رخ داده و نابرابری جنسیتی کمتر شده است.
تعداد دانش آموزان در مقطع آمادگی، طی برنامه، تقریباً دو برابر شده است اما در بقیه سطوح تعداد دانش آموزان کمتر شده که علت آن کاهش رشد جمعیت از دهه قبل و کمتر شدن دختران و پسران نیازمند تحصیل است.بیشترین تفاوت میان دو جنس در مقطع راهنمایی است که در ابتدای برنامه تعداد پسران حدود 17 درصد بیش از دختران بوده اما در پایان برنامه این رقم به 12 درصد رسیده است.
در مقطع متوسطه نیز میزان ثبت نام پسران با ریزش زیادی مواجه بوده است به طوری که در سال پایانی بیش از 63 درصد کل دانش آموزان پیش دانشگاهی را دختران تشکیل داده اند.
از طرف دیگر در حالی که در سال 1378 تنها 7/32 درصد داوطلبان رشته ریاضی و فنی را دختران تشکیل می داده اند اما قبولی های این رشته از میان دختران به 5/38 درصد افزایش یافته اند.
نسبت پذیرفته شدگان دختر دانشگاه های دولتی نیز در انتهای برنامه پنج ساله افزایش چشمگیری داشته و از 3/48 در سال 1378 به 6/53 درصد رسیده است اما نباید فراموش کرد که پسران کماکان در سطوح پیشرفته تر و کیفی تر دانشگاه ها اکثریت دارند ولی در این زمینه دختران نیز در طول برنامه پیشرفت داشته اند.
از شاخص های دیگر، شاخص توسعه انسانی طی برنامه سوم است که ترکیبی از شاخص تولید ناخالص داخلی، شاخص آموزش و شاخص امید به زندگی است.
این شاخص از رقم 723/0 در سال 1378 به رقم 770/0 در سال 1383 رسیده و حدود 5/6 درصد افزایش یافته است اما در اجزای این شاخص تفاوت هایی مشهود است. شاخص امید به زندگی از 760/0 به 742/0 کاهش داشته اما شاخص آموزش
11/6 درصد افزایش داشته و شاخص بهداشت (امید به زندگی) هم در طول برنامه با کاهش مواجه شده است.
در بررسی شاخص سلامت و بهداشت نیز باید گفت که طی سال های 78 تا 81 امید به زندگی از 5/69 سال به 4/71 افزایش داشته است اما انتظار برنامه سوم این بوده که طی پنج سال امید به زندگی برای مردان و زنان حدوداً 6/1 افزایش یابد که عملاً کمتر از این مقدار رخ داده است و با آنکه پیش بینی امید زندگی برای سال 1383 ، 6/71 سال بوده اما عملکرد 3/69 سال را نشان می دهد.
از آنجا که سکته قلبی و مغزی اولین و حوادث رانندگی دومین علت مرگ و میر در ایران است به نظر می رسد رشد شهرنشینی و آلودگی هوا مانع افزایش امید به زندگی در ایران شده باشد.
در پایان می توان گفت گرچه اراده مشخصی برای کاهش شکاف های جنسیتی در قالب برخی مواد برنامه سوم محقق شده است اما فرآیند رخ داده در سطح جامعه بیش از آنکه محصول این اراده باشد ناشی از روند کلی جامعه و فارغ از اراده حاکم است این نتیجه را از تفاوت فاحش در شاخص های بخش اشتغال می توان دید؛ تفاوتی که نه تنها کاهش نیافته بلکه افزایش هم یافته و تفاوت نتایج آن با پیش بینی های برنامه سوم زیاد است به عبارت دیگر مشکل اصلی در ساختار شغلی ایران، فراهم نبودن زمینه برای ورود زنانی است که آماده اند برای بار اول وارد بازار کار شوند.
گزارش قتلهای ناموسی و خودسوزیهای اخیر غرب ایران
مهر 1387 - - نسخه قابل چاپ
کمیته علیه خشونت های ناموسی:
یک دانشجوی دختر 20 ساله به نام نوشین.ب اهل شهرستان بوکان که در دانشگاه پیام نور مهاباد و
رشته شیمی مشغول به تحصیل بود به دلایل نامشخصی دست به خود کشی زده و جان باخته است.
دیروز شنبه هنگامیکه یکی از دوستان نوشین به محل اقامت وی می رود متوجه میشود که نامبرده درب و پنجرههای اتاق خود را بسته و شیر گاز را باز گذاشته است و با پیکر بی جان وی مواجه می شود.
دختری 15 ساله در روستای کانی دینار مریوان به نام سارا اسکات به دلیل مشاجرە با مادرش
حدو د یک هفته پیش خودسوزی نمود و با 85 در صد سوختگی دیروز جان سپرد. ناگفته نماند سارا قربانی یک ازدواج زودرس بود و نامزد داشت.
زنی میانسال به نام منیجه خضری اهل سردشت که دارای 3 فرزند میباشد به علت ازدواج مجدد همسر ش خود را از پشت بام منزلش پایین انداخت و قبل از انتقال به بیمارستان ارومیه جان سپرد.
5- زنی به نام مهناز رسولیان 19 ساله اهل پیرانشهر که دارای یک فرزند سه ساله میباشد و حدود 4 سال است ازدواج کرده و بطور مدام مورد آزار و اذیت همسرش قرار میگرفته و حتی یک بار از همسرش تعهد کتبی گرفته بودند که دیگر حق کتک زدنش را ندارد بعد از شکنجه فراوان همسر با الکل خودسوزی نموده و با 85 در صد سوختگی جان سپرد.
در مریوان زنی به نام شنو خسروی که دارا ی مدرک لیسانس بود و یک فرزند داشت بعد از مشاجره با همسرش در اثر خودسوزی جان سپرد.
در روستای آلمانه مریوان زنی بر اثر خودسوزی جان سپرد.
در شهر مریوان مردی به نام ع-ص در یک نزاع به قتل رسید انگیزه را مسئله ناموسی اعلام کرده اند
در یکی از دهات مریوان دختری به جرم انتخاب همسر ومخالفت برادر توسط او به قتل رسید گزارش کامل ماجرا متعاقباٌ اعلام خواهد شد و دو مورد خودکشی و یک قتل از سقز به دستمان رسیده که به علت ناقص بودن گزارش انتشار کامل آنرا بعد از گزارش تکمیلی درج خواهیم کرد.
کمیته علیه خشونت های ناموسی
اتوبوسهای قزوین به تهران زنانه - مردانه شد
تابناک
چهارشنبه 20 آذر 1387-10 دسامبر 2008
وی طرح تفكیك جنسیتی اتوبوسهای ترمینال قزوین را یك طرح كارشناسانه دانسته و گفته است: «پلیس جلسات متعددی را با دانشجویان و پدر و مادرها در دانشگاهها در این رابطه داشته و روند اجرای این طرح در حال حاضر مطلوب است.
فرماندهی انتظامی استان قزوین، در یك تصمیمگیری ناگهانی دستور داده است كه اتوبوسهای بینشهری قزوین به تهران در پایانه مسافربری این شهر، تفكیك شوند و بهصورت زنانه و مردانه حركت كنند.
به گزارش ایسنا، سردار هدایتی، فرمانده انتظامی استان قزوین درباره اجرای طرح تفكیك جنسیتی اتوبوسهای مسافربری ترمینال گفته است: «این طرح به درخواست دانشجویان دختر دانشگاههای استان و همچنین خانوادهها از تاریخ 15 مهرماه امسال اجرا شده است.» او با اشاره به اینكه این طرح در اردیبهشت و خردادماه بهصورت آزمایشی انجام شده بود، گفته است: «بنابراین طرح اتوبوسهای مسیر قزوین ـ تهران به اتوبوسهای ویژه آقایان، ویژه خواهران و خانوادهها تفكیك شده است.
سردار هدایتی در پاسخ به این سوال كه «آیا تاكنون مواردی درباره ایجاد مشكلی در اتوبوسها به پلیس گزارش شده بود كه منجر به اجرای این طرح شود؟»، گفت: «تاكنون در این زمینه شكایتی را دریافت نكردهایم، همچنین برای ارتقای سطح امنیت در جامعه نیز نباید منتظر به وجود آمدن مشكلی بود تا اقدام به اجرای طرحی كرد.
وی طرح تفكیك جنسیتی اتوبوسهای ترمینال قزوین را یك طرح كارشناسانه دانسته و گفته است: «پلیس جلسات متعددی را با دانشجویان و پدر و مادرها در دانشگاهها در این رابطه داشته و روند اجرای این طرح در حال حاضر مطلوب است.
سردار هدایتی در رابطه با بهوجود آمدن برخی بینظمیها نیز كه به دلیل اجرای طرح در ترمینال قزوین ایجاده شده و نارضایتی برخی از مردم را به دنبال داشته نیز گفته است: «در ابتدای اجرای هر طرح ممكن است بعضی از مردم احساس نارضایتی داشته باشند كه در ادامه، این نارضایتی نیز برطرف خواهد شد.
طرح تفكیك زنان و مردان در اتوبوسهای بینشهری تا به حال سابقه نداشته و مدیران شهر قزوین اولین مدیرانی هستند كه چنین تصمیمی را در این زمینه گرفتهاند. اولینبار، طرح تفكیك جنسیتی در وسایل حملونقل عمومی در اتوبوسهای واحد اتوبوسرانی در اواسط دهه 60 اعمال شد كه مخالفتهایی را نیز برانگیخته بود، اما با اصرار مسوولان این تصمیم اجرا شد. طرح تفكیك جنسیتی در مترو تهران نیز اعمال شده و دو واگن ابتدایی و انتهایی هر قطار مترو به خانمها اختصاص یافته است. البته ورود خانمها به دیگر واگنهای مترو ممنوع نیست.
تصمیمگیریهای چند روز اخیر فرماندههان انتظامی شهر قائمشهر نیز كه تعدادی از جوانان شهر را به دلیل پوشیدن لباسهایی كه نامناسب میدانستند، دستگیر كرده بودند باعث نارضایتیهایی شده بود. طرح ارتقای امنیت اجتماعی از تابستان سال گذشته در تهران و هنگام فرماندهی سردار رادان كه اكنون جانشین فرمانده كل ناجاست، با استقرار گشتهای ارشاد در خیابانها شروع شد.
دو برابري ايدز در زنان سيستان و بلوچستان تهديدي براي آينده است
خبرگزاری جمهوری اسلامی
چهارشنبه 20 آذر 1387-10 دسامبر 2008
معاون پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي زاهدان گفت: شيوع بيماري ايدز در زنان سيستان و بلوچستان، دو برابر گسترش آن در مردان طي سالهاي اخير گزارش شده كه اين مهم تهديدي براي نسل آينده اين استان محسوب مي شود.
دكتر "فاطمه رخشاني" روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا اظهار داشت: 95 درصد اين زنان، آلودگي به ويروس اچآي وي را از طريق همسرانشان دريافت كرده اند.
او افزود: شيوع اين بيماري در كودكان زير 15 سال استان نيز سه برابر ساير مناطق كشور است و همه اين كودكان بيماري را از مادران خود به ارث برده اند.
وي 30 درصد شيوع ايدز را از روابط جنسي پرخطر و 45 درصد را نيز از طريق سرنگ آلوده مشترك، اعلام كرد.
او مهمترين دليل ابتلاي زنان در سيستان و بلوچستان را رفتار و شركاي جنسي پرخطر و افزايش تعدد زوج و ازدواجهاي موقت عنوان كرد.
وي وابستگي اقتصادي زنان به مردان و سكوت در برابر خشونتهاي اعمال شده در روابط جنسي و ناتواني در الزام همسرانشان در استفاده از لوازم و وسائل پيشگيري را سبب افزايش ريسك و احتمال ابتلا به ايدز در جنس مونث برشمرد.
رخشاني توجه و بررسي رابطه شيوع ايدز با جنسيت را لازم دانست و گفت: با ابتلاي زنان به ايدز، فرزندان متولد شده نيز بيمار و بر تعداد مبتلايان در سالهاي آينده افزوده مي شود.
عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي زاهدان، افزايش قدرت و توان تصميم گيري و اعمال نظر در بين زنان، فراهم سازي امكان آموزش و فرصت هاي شغلي براي دختران را مهمترين اقدام در كاهش شيوع اين سرطان قرن برشمرد.
او معتقد است: كنترل ايدز با فشار و تجميع بر روابط زنان حل نشده و نيازمند عزم راسخ و همكاري، تعامل و مشاركت مردان در تدوين و اجراي برنامه هاي اين بخش است.
سهم زنان ایران در مدیریت و قانون گذاری تنها 16 درصد است
سرمایه
چهارشنبه 20 آذر 1387-10 دسامبر 2008
طبق آخرین آمار منتشر شده از سوی سازمان ملل، سهم زنان ایران در مدیریت و قانون گذاری کشور، 16 درصد اعلام شد در حالی که در کشورهایی مانند فیلیپین این سهم 58 درصد و آنگولا 52 درصد است.
به گزارش ايران ديپلماسي به نقل از روزنامه سرمايه طبق آخرین آمار منتشر شده از سوی سازمان ملل، سهم زنان ایران در مدیریت و قانون گذاری کشور، 16 درصد اعلام شد در حالی که در کشورهایی مانند فیلیپین این سهم 58 درصد (بالاترین) و آنگولا 52 درصد است. به این ترتیب رتبه جهانی ایران میان 120 کشور مورد بررسی ، 101 تعیین شده است.
بنابر آماری که سازمان ملل در جولای 2008 منتشر کرد، از 120 کشور در پنج قاره جهان، تنها در پنج کشور، سهم زنان در مدیریت و قانون گذاری کشورهای خود، عادلانه- یعنی 50 درصد و بالاتر است که باوجود انتظار، هیچ کشور اروپایی و آمریکایی جزء آنان نیستند، عبارتند از:
فیلیپین 58 درصد، سنت لوسیا و آنگولا 52 درصد، جزایر کایمان 51 درصد و مغولستان 50 درصد است.
اما پایین ترین سهم زنان در مدیریت و قانون گذاری کشورهای خود، به کشورهای پاکستان سه درصد، قطر و الجزیره پنج درصد، عمان و عربستان سعودی 9 درصد و امارات متحده عربی هشت درصد تعلق دارد. در این بین یک استثنا هم به چشم می خورد. سهم زنان جمهوری کره در مدیریت و قانون گذاری کشورشان هشت درصد است.
زنان در ایران برای دستیابی به مقام های بالای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی همواره دچار موانع جدی حقوقی، عرفی و قانونی هستند. در ایران زنان نمی توانند سفیر، قاضی، دادستان، وزیر و رئیس جمهور شوند. با این حال آنان تاکنون موفق شده اند به بالاترین پست سیاسی در دسترس برای زنان ایرانی یعنی نمایندگی مجلس، دست یابند. هم اکنون از بین 290 نماینده مجلس تنها هشت زن حضور دارند در حالی که در افغانستان 25 درصد نمایندگان مجلس در سال 1385، زنان بودند. تعداد زنان نماینده مجلس ایران از دور اول تا دور هفتم در نوسان بوده ولی تاکنون تعدادشان به ده درصد تعداد نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز نرسیده است.
زنان نماینده این دور مجلس جمهوری اسلامی عبارتند: فاطمه آجرلو (آموزش و تحقیقات)، فاطمه آلیا (امنیت ملی و سیاست خارجی)، نیره اخوان بیطرف (قضایی و حقوقی)، لاله افتخاری (آموزش و تحقیقات)، زهره الهیان (امنیت ملی و سیاست خارجی)، فاطمه رهبر(فرهنگی)، عفت شریعتی (اجتماعی)، طیبه صفایی (آموزش و تحقیقات). زنان ایران به خصوص آن دسته از آنان که در رشته حقوق تحصیل کرده اند، طی سال های گذشته تلاش کرده اند تا جایگاه بالقوه زنان را در پست های کلیدی به جایگاهی بالفعل تبدیل کنند. با این حال این جایگاه نتوانسته است تاکنون از مقام نمایندگی مجلس، فراتر برود.
از جمله تحقیق هایی که در مورد جایگاه زنان در ایران و امکانات آنان برای دستیابی به پست های کلیدی کشور، انجام شده است، تحقیقی است که به وسیله «گیتی ناصحی» محقق و جامعه شناس، منتشر شد. در این تحقیق آمده است که 60 درصد زنان ایرانی، خواهان اشتغال در خارج از منزل هستند و 98 درصد از زنان مسوولیت هایی را که در خانه برعهده دارند، مهم ترین مانع بر سر راه اشتغال خود ذکر می کنند.
در عین حال بیش از نیمی از زنان ایرانی تصور نمی کنند، فرصت مساوی برای اشتغال در اختیار زنان و مردان قرار داشته باشد. اگر چه می توان فهرست بلندبالایی از موانع قانونی و حقوقی رشد زنان ایرانی در سمت های بالای سیاسی و اجتماعی برشمرد اما همزمان نباید از موانع فرهنگی ایرانی که بخش قابل توجهی از آن شامل خود زنان نیز می شود، غافل شد. در همین زمینه رامین ناصح پژوهشگر مسائل زنان معتقد است: «اگر می بینیم در پارلمان انگلیس 160 نماینده زن وجود دارد ولی در مجلس ما نهایتاً 14 زن، این موضوع دیگر متوجه قوانین نیست، بلکه به ضعف ها و نارسایی های فرهنگی ما ایرانیان برمی گردد. چون حق رای و حق نامزد شدن نمایندگی مجلس برای زنان وجود دارد، ولی مردم ما کمتر زنان را برای اداره امور کلان جامعه قبول دارند و حتی خود زنان نیز به خودباوری لازم نرسیده اند.
مديرعامل سازمان تامين اجتماعي خبر داد: افزايش حقوق بازنشستگان تامين اجتماعي
آسمان دیلی نیوز
هیجده دی 1386, بوسيله ى دیاکو
مديرعامل سازمان تامين اجتماعي گفت: از اين پس، حداقل حقوق بازنشستگان سازمان تامين اجتماعي، همانند بازنشستگان كشوري و لشگري محاسبه و پرداخت خواهد شد و به اين ترتيب حقوق اين قشر افزايش مييابد.
به گزارش سرويس «اجتماعي» ايسنا، حسينعلي ضيائي افزود: بر اساس قانون خدمات مديريت كشوري، همزمان با افزايش سنواتي حقوق كارمندان، اين تغييرات در پرداخت حقوق بازنشستگان تامين اجتماعي اعمال خواهد شد.
وي درباره منابع افزايش حقوق بازنشستگان گفت: خوشبختانه با رويكرد جديد سازمان تامين اجتماعي در جذب بيمه شدگان جديد، مشكلي در پرداخت اين افزايش، از منابع داخلي سازمان وجود نخواهد داشت.
ضيائي افزود: بر اساس آخرين آمارها از زمان پذيرش گروههاي جديد تحت پوشش تامين اجتماعي تا پايان آبان ماه امسال آمار بيمه شدگان اين سازمان از پنج ميليون و 700 هزار نفر به شش ميليون و600 هزار نفر افزايش يافته است.
به گزارش ايسنا، مدير عامل سازمان تامين اجتماعي پيش بيني كرد در آينده نيز رشد جامعه تحت پوشش خدمات سازمان تامين اجتماعي ادامه خواهد داشت.
تولد دختر" از عوامل اصلي طلاق در مصر است
کانون زنان ایران
يكشنبه 17 آذر 1387
"آمنه نصير" استاد عقيده و فلسفه در دانشگاه الأزهر گفت: در حاليكه در عصر پيشرفت علمي هستيم، چنين آماري باعث تعجب شديد مي شود زيرا اين رفتارها به عصر جاهلي برمي گردد.
به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری زنان ایران "ایونا" ، براساس آخرين بررسيهاي انجام شده توسط سازمان مركزي آمار در مصر سالانه بيش از ده هزار زن مصري به دليل به دنيا آوردن دختر، توسط همسرانشان طلاق داده ميشوند.
اين آمار موجب به وجود آمدن جنجال ميان كارشناسان جامعه شناسي و علماي ديني مصر شده است.
در همين راستا "نبيل سمالوطي" استاد دانشگاه جامعه شناسي دانشگاه الأزهر گفت: اين آمار غير طبيعي بودن رفتار و حالت اجتماعي مردان مصري را نشان مي دهد و همچنين انحراف فكري آنان آشكار مي شود زيرا ديگر بر همگان آشكار است كه نوزاد دختر و پسر فرقي ندارد.
از سوي ديگر "آمنه نصير" استاد عقيده و فلسفه در دانشگاه الأزهر گفت: در حاليكه در عصر پيشرفت علمي هستيم، چنين آماري باعث تعجب شديد مي شود زيرا اين رفتارها به عصر جاهلي برمي گردد.
گفتني است اين مساله در حالي است كه چندي پيش هم اعلام شد آمار اذيت و آزار زنان در مصر بسيار وحشتناك است بطوريكه نتايج يک مطالعه در تابستان توسط مرکز حقوق زنان مصر نشان مي دهد 98 درصد زنان خارجي و 83 درصد زنان مصري مورد آزارهاي جنسي در اين کشور قرار گرفته اند.
در پي افزايش اين برخوردها بود كه برخي از نمايندگان پارلمان و حقوقدانان اين كشور با هدف مقابله با آزار و اذيت زنان طرحي را با عنوان "به خودت احترام بگذار" آغاز كردند.
در شعارهاي اين طرح آمده است: «به خودت احترا بگذار، ما دريک اتوبوس عمومي هستيم، اين ممکن است خواهر يا مادر يا دختر نامزد تو باشد، حتما در آن لحظه پيش از انجام هرکاري هزار بار فکر ميکني، اين هم يک انسان است.
نحوه شوهریابی کمیتهامداد برای دختران
عصر ایران
چهارشنبه 13 آذر 1387-3 دسامبر 2008
دخترها رابه همراه مادرانشان به اردوهاي زيارتي ميبريم و در آنجا مادران، دخترها را براي پسرهاي خود شناسايي ميکنند و خود به خود زمينه ازدواج اينها فراهم شود.
عضو شوراي مرکزي و معاونت فرهنگي کميته امداد امام (ره) نحوه شوهر يابي براي دختران تحت پوشش اين نهاد را تشريح کرد.
ايلنا: حميد رضا ترقي، عضو شوراي مرکزي و معاونت فرهنگي کميته امداد در نشست خبري اين کميته که امروز برگزار شد در پاسخ به اين سئوال که شما آيا در زمينه همسريابي افراد تحت پوشش خود اقدامي انجام مي دهيد ، گفت: در رابطه با همسريابي براي افراد تحت پوشش کميته امداد دو روش مستقيم و غير مستقيم داريم.
وي افزود: روش مستقيم را فقط در رابطه با دختراني که در طرح جداسازي از والدين معتاد نگه داري ميکنيم و در خوابگاهها پذيراي آنها هستيم به کار ميبريم. چون اين افراد کسي را ندارند که در امر ازدواج به آنها کمک کند.
ترقي ادامه داد: براي اين افراد به وسيله مددکارها و خيران نيکوکار زمينه فراهم کردن شوهر انجام ميشود و افراد مناسبي را براي آنها شناسايي ميکنيم.
وي بيان داشت: براي بقيه روشهايي متفاوتي داريم، مثلا دخترها رابه همراه مادرانشان به اردوهاي زيارتي ميبريم و در آنجا مادران، دخترها را براي پسرهاي خود شناسايي ميکنند و خود به خود زمينه ازدواج اينها فراهم شود.
معاون فرهنگي کميته امداد اضافه کرد: برنامه ديگري که تدارک ديديم اين است که هر ساله در حدود 30 هزار از خانههاي مددجويان مراسم روضه خواني و سخنراني برگزار ميکنيم، روحاني را خودمان اعزام ميکنيم و هزينه برگزاري مجلس را نيز ميپردازيم.
وي ادامه داد: و به اين ترتيب اين مددجو همسايههاي خود را دعوت ميکند و خانه اين مددجوي محروم پذيراي افرادي ميشود که ميتوانند دختران اين خانواده را براي ازدواج شناسايي کنند و به اين صورت به طور غير مستقيم زمينه ازدواج اين افراد را فراهم ميکنيم.
در مقطع سوم دبيرستان شهرستان اراك
هفده درصد دختران دچار اختلال رواني هستند
خبرگزاري فارس
جمعه 15 آذر 1387-5 دسامبر 2008
پژوهشگر شوراي تحقيقات سازمان آموزش و پرورش گفت: در نمونهگيري از 400 نفر از دانشآموزان دختر مقطع سوم دبيرستان اراك، 17 درصد آنها دچار اختلالات رواني و نيازمند پيشگيري هستند.
فريد ثاقبي امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در اراك هدف از اجراي اين طرح تحقيقاتي را بررسي مشكلات رواني و جسماني دختران و راههاي كاهش اين مشكلات بيان كرد و افزود: انتخاب دختران مقطع سوم دبيرستان به علت خارج شدن اين دانشآموزان از دوران بلوغ بوده است.
وي تصريح كرد: براساس نمونهگيري و ارائه پرسشنامه از سوي دانشآموزان اين مقطع تحصيلي مشخص شد 20 درصد دانشآموزان دچار اختلالات اضطراب، 21 درصد وسواس، 7/14 درصد اختلالات روانپريشي و 5/35 درصد مبتلا به اختلالات بدبيني و مرضي تشخيص داده شدند.
ثاقبي خاطرنشان كرد: همچنين براساس اين طرح تحقيقاتي مشخص شد كه 4/26 درصد دانشآموزان به اختلالات خواب، 55 درصد اختلالات بياشتهايي و 9/14 درصد دچار پرخاشگري هستند.
وي آموزش مهارتهاي زندگي به دانشآموزان، تقويت اعتماد به نفس، تقويت خودآگاهي و ارتقاي مهارت خودشناسي، رفع نيازهاي دوران بلوغ، تقويت شخصيت جوانان و تقويت عاطفي، حفظ استقلال و تقويت فكري دانشآموزان را از جمله راهكارهاي پيشگيري از اختلالات رواني و جسماني دانشآموزان عنوان كرد.
خودسوزی يک نوعروس در بندر ترکمن
فعالان حقوق بشر در ایران
چهارشنبه 13 آذر 1387
بنابرگزارشات دريافتي در ساعت 8 صبح روز سه شنبه مورخه 14/8/87 نوعروس 19 ساله اي به نام "سونيا ايري" به دليل فشارها و مشکلات عديده خانوادگي که بغير از عدم حمايت قانونگذار از حقوق وي بافت و ديدگاههاي سنتي نيز بر آن افزوده بود در شهر بندرترکمن اقدام به خودسوزي نمود.
شاهدين عنوان مي نمايند پيش از اقدام به خودسوزي ، مطلعين و مردم طي تماسهاي خود با پليس موضوع را گزارش و خواهان اقدام و پيشگيري نيروي انتظامي گرديده بودند که عملا هيچگونه توجهي از سوي نيروي انتظامي با عنوان اينکه مشکلات خانوادگي مربوط به اين نيرو نمي شود شاهد نبودند.
اين زن جوان که به تازگي ازدواج نموده بود ،دقايقي پس از اقدام به خودسوزي جان خود را به دليل شدت صدمات وارده از دست داد.
با تلاش واحد صلح و سازش دادسراي امور جنايي؛
مرد همسر کش از قصاص رهايي يافت
برنا نیوز
سه شنبه 12 آذر 1387-2 دسامبر 2008
مردي که در يک نزاع خانوادگي همسرش را به قتل رسانده بود ، با تلاش واحد صلح و سازش و رضايت اوليا دم از اعدام نجات پيدا کرد.
به گزارش خبرنگار اجتماعي برنا، هفتم اسفند ماه سال 84 ماموران پليس در جريان درگيري خونين در خيابان 192 قساوان قرار گرفتند. بلافاصله گروهي ازماموران به همراه بازپرس جنايي در محل حاضر شدند.
در تحقيقات اوليه مشخص شد ساعاتي پيش زن و شوهر جواني که بر سر مسائل مالي با هم دچار اختلاف شده بودند با هم به درگيري پرداخته اند که صابر 32 ساله همسرش را به قتل رسانده و متواري شده است.
در تحقيقات از همسايه هاي مقتول آنها مدعي شدند ساعاتي پيش زوج جوان باز هم مثل هميشه با هم درگير شدند که ما صداي کمک خواهي نجيبه را مي شنيديم به همين خاطر براي کمک به وي وارد آپارتمان شديم که با جسد طاق باز وي روبرو شديم.
با توجه به اطلاعات بدست آمده گروهي از کارآگاهان مسوول شناسايي و دستگيري قاتل شدند.
تحقيقات در اين زمينه ادامه داشت تا اينکه کارآگاهان با رد زني توانستند 10 روز بعد از جنايت صابر را در اروميه شناسايي و دستگير کنند.
با دستگيري و انتقال متهم به دادسراي امور جنايي، مرد همسر کش در مورد نحوه قتل گفت: رو ز حادثه من قصد داشتم با فروختن طلاهاي نجيبه بدهکاري هايم را بدهم که وي با اين قضيه مخالفت کرد و با هم درگير شديم . در ابتداي درگيري من تعدادي بشقاب و گلدان شکستم که همسرم با ديدن اين صحنه به شدت عصبي شد و با تلويزيون به من حمله کرد. من هم با چاقو به وي حمله کردم و وي را کشتم.
با تکميل شدن پرونده و ارسال آن به دادگاه کيفري، قضات شعبه 71 با توجه به درخواست قصاص از سوي اوليا دم با اکثريت آرا صابر را به قصاص محکوم کردند. با تاييد شدن حکم قصاص از سوي شعبه 41 ديوان عالي کشور شمارش معکوس براي قصاص داماد قاتل آغاز شد.
در ادامه با تلاش فخرالدين جعفر زاده سرپرست دادسراي امور جنايي، عصمت الله جابري قاضي اجراي احکام و پور مکري عضو ستاد صلح و سازش، اوليا دم با گرفتن 250 ميليون ريال از قصاص داماد قاتل خود گذشت کردند.
شايان ذکر است متهم پس از گذراندن دوران محکوميت خود از لحاظ جنبه عمومي جرم به زودي آزاد مي شود.
قتل ناموسی مشکل جدی استان خوزستان
ایسنا
دوشنبه یازده آذر ۱۳۸۷
رئیس دادگستری استان خوزستان در همایش «خشونت و جنسیت در نهاد خانواده» با بیان اینکه وقوع قتل های ناموسی در استان خوزستان به یک مشکل جدی تبدیل شده است گفت: «در استان خوزستان، وقوع قتل های ناموسی به عنوان یک مشکل جدی هنوز مهار نشده است به این دلیل که ریشه های آن در اجتماع نهادینه شده است.
دکتر جعفری درباره ویژگی های این نوع قتل ها در استان خوزستان اظهار کرد:«عرف محلی، این نوع قتل ها را مجاز می داند.
به این معنا که کشته شدن زنان در این قتل ها تاثری ایجاد نمی کند و حتی گاهی گفته می شود که حق آنها بوده است. ضمن اینکه این قتل ها بسیار فجیع بوده و برخلاف همه قتل ها، قاتل فراری نیست و به راحتی خود را معرفی می کند و خانواده مقتولان نیز معمولاً خواستار مجازات قاتل نیستند حتی در مواردی قتل را وظیفه قاتل دانسته و برای کاهش مجازات وی تقاضای عفو می کنند.
وی افزود: «وقوع این قتل ها بنا به دستور برخی بزرگان این افراد است البته نه به صورت دستورات کتبی و سازمانی که متاسفانه در پرونده این نوع قتل ها آمران آنها مورد تعقیب قرار نمی گیرند.
دکتر جعفری تاکید کرد: «وقوع قتل های ناموسی با سایر قتل ها در استان خوزستان متفاوت است و در آن مقتول متهم به فساد شده و از نظر قاتل بی گناه نیست.
در حوزه خشونت علیه زنان مانند قتل های ناموسی نباید تک بعدی نگاه کرد. اسلام در حوزه اجتماعی اساس را بر رحمت قرار داده و نیز انجام مجازات اصل قرار نگرفته است.» وی افزود: «قواعد حقوقی و قضایی درباره قتل های ناموسی وقتی موثرند که فرهنگ ها و افکار جامعه را در کنار آن بتوان تغییر داد.
رئیس دادگستری استان خوزستان از لزوم مهار خشونت های شدید توسط نظام کیفری و قضایی، انجام کارهای پیشگیرانه و کارهای علمی و فرهنگسازی به صورت آکادمیک در استان خوزستان به عنوان راهکارهای کنترل قتل های ناموسی نام برد و گفت: «جامعه امروز به راحتی از افزایش میزان سرقت و ناامنی ناراحت و عصبانی می شود اما بسیار تعجب آور است که چرا کسی از این نوع قتل ها ناراحت و عصبانی نمی شود و کاری برای آن انجام نمی دهد.
رئیس اسبق مجتمع قضایی خانواده کشور در پایان تاکید کرد: «تا زمانی که عده ای فکر می کنند، می توانند افراد دیگر را بکشند و مجازات نشوند حتی قضات هم نمی توانند اشد مجازات را برای آنها صادر کنند چرا که هیچ شکایتی از آنان وجود ندارد. بنابراین راهکار اصلی حل معضل قتل های ناموسی در استان خوزستان ارائه راهکارهای فرهنگی در کنار راهکارهای قضایی و حقوقی است.
گشت ارشاد به دنبال زنان چکمه پوش در روزهای بارانی
آژانس ايران خبر
دوشنبه 2 دی 1387-22 دسامبر 2008
دو سال از اجرای طرح امنیت اجتماعی می گذرد و در این دو سال بسیاری از دختران و زنان شهر رشت هم مانند سایر هموطنان به علت آن چه که از دید ماموران پلیس بدحجابی خوانده می شود دستگیر می شوند و در صورت مقاومت با ضرب و شتم نیروهای پلیس مواجه میگردند.
اين روزها یکی از اقدامات پليس ,برخورد با زنانی است که چکمه های ساق بلند به پا دارند! در این زمینه نیروهای گشت ارشاد هر روز اقدام به بازدید از نقاط مختلف شهر و جمع آوری تعدادی از زنان می کنند.
از دید پلیس زنانی که چکمه می پوشند مخل امنیت و آسایش شهروندان هستند! چند هفته اخیر گشت ارشاد در راستای طرح امنیت اجتماعی ویژه زمستان, اقدام به جمع آوری زنان و دختران رشت و انتقال آنها به مراکز آگاهی كرد, تا این افراد تنبیه شده و با قرار وثیقه و تحمل توهین و ضرب و شتم دیگر چکمه نپوشند.
در حالی که شهر رشت یکی از شهرهای باران خیز کشور است و حجم بارندگی زیاد ,افراد (اعم از زن و مرد) را مجاب می کند که اقدام به پوشیدن چکمه و کفش های ساق بلند کنند . به همین خاطر این اقدام پلیس موجب نارضایتی تعداد زیادی از شهروندان زن شده است. طوری که آن ها با احتیاط و ترس چکمه می پوشند.
در چند روز گذشته خیابان های اصلی رشت محل عبور و مرور گشت های ارشاد بوده است و تعدادی از جوانانی هم که طبق سلیقه نیروهای پلیس بازداشت می شوند اعتراض نمی کنند تا هتاکی پلیس به آنان در میان جامعه بیش از این موجب از دست رفتن آبرويشان نشود.
به گزارش آژانس ایران خبر از رشت، به جز زنان و دختران، تعداد زیادی از فروشندگان پوشاک و از جمله فروشندگان کفش از این بابت نگرانند و تعدادی از آنان ادعا کردند که مسایلی را راجع به برخورد پلیس با فروشندگان چکمه و هر نوع کفش زمستانی ساق بلند شنیده اند که عملی خواهد شد و اين امرموجب نگرانی این صنف شده است.
اخراج كارگران زن از شركت مهرگان كوشا
آژانس ايران خبر
دوشنبه 2 دی 1387-22 دسامبر 2008
به گزارش خبر نگار آژانس ايران خبر ,شرکت مهرگان کوشاواقع در شهر قدس کیلو متر 20 جاده قدیم شهرک صنعتی زاگرس که زیر مجموعه شرکت توليدي خودروي سایپا می باشد ودرگذشته رو دری بدنه پراید تولید میکرد.چهارماه قبل کلیه کارگران مرد را اخراج نمود و پرسنل زن را استخدام نمود. زيرا زنان كارگربه حقوق کم قانع می شوند چراكه دراين وضعيت بد اقتصادي وتورم و بيكار ي ناشي از همين وضعيت آنان مجبور به تن دادن به اين شرايط هستند حال در چنين شرايطي اين شركت تصميم دارد,کلیه پرسنل زن را اخراج کند.
زیرا به قول خودش ميخواهد تولیدات خود را تغیير دهد .یعنی زین پس صندلی خود رو تولید نماید و به گفته خودش چون جابجائی قطعات تو لیدی جدید سنگین میباشدباید زنان اخراج شوند و به جای ان کارگران مرد را استخدام نما ید.
آری اینگونه این مدیر عامل شرکت با سرنوشت کارگران بازی میکند ,كارفرما فقط به خاطر منافع خودش نان این افراد را میبرد, اين درحالي است كه دولت نه تنها كنترلي بر وضعيت اقتصادي و تورم موجود در جامعه ندارد حتي هيچ نظارتي بر كارواحدهاي توليدي ورعايت قانون در اين واحدها نيز نميكند.
کارآفرين برتر بخش خصوصي:
لايحه كاهش ساعات كار، زنان را از مشاغل رده بالا حذف ميكند
تهران- خبرگزاري كار ايران
دوشنبه 2 دی 1387-22 دسامبر 2008
يك كارآفرين برتر بخش خصوصي اظهار داشت: اين لايحه موجب كنار رفتن زنان از مشاغل رده بالا و مديريتي است.
لعيا رويايي در گفتگو با خبرنگار "ايلنا"، افزود: مشاغل مديريتي نيازمند مسائلي چون زمان زياد و بررسي و سفر است كه در صورت اجراي اين قانون زنان مدير ديگر نمي توانند فرد مفيد و موثري براي جامعه باشند.
وي تاكيد كرد: همچنين اينگونه قوانين و مقررات شور و اشتياق زنان را براي يادگيري بيش تر به منظور ارتقاي سطح كار كاهش ميدهد و حتي روانه كردن آنان به سوي خانه موجب تاثير گذاشتن در روحيه فرزندان آنان خواهد شد.
رويايي تصريح كرد: اينگونه قوانين سرمايه گذاري هاي دولت را هدر خواهد داد.
اين كارآفرين بخش خصوصي در ادامه گفت: زنان چه در زمان انقلاب و چه پس از آن جهش خوبي در جهت كسب علم و حضور در محيط هاي شغلي داشتهاند.
مجمع زنان اصلاح طلب از خاتمي براي حضور در انتخابات دعوت کرد
تهران- خبرگزاري کار ايران
دوشنبه 2 دی 1387-22 دسامبر 2008
مجمع زنان اصلاحطلب به صورت رسمي از سيد محمد خاتمي براي شرکت در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري دعوت کرد.
نائب رئيس مجمع زنان اصلاح طلب در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين خبر اظهار داشت: در پي برگزاري جلسات تحليل و بررسي انتخابات رياست جمهوري توسط مجمع زنان اصلاح طلب و بر اساس نظر سنجي از اعضا در جلسه روز يکشنبه مجمع که به صورت فوق العاده برگزار شد،مصوب شد که مجمع رسما از سيد محمد خاتمي براي کانديداتوري در انتخابات دهم رياست جمهوري دعوت به عملآورد.
فخرالسادات محتشمي پور ادامه داد: به همين منظور به زودي اعضاي مجمع زنان اصلاح طلب سراسر کشور در ديدار با ايشان اين خواسته جمعي را اعلام خواهند کرد.
وي همچنين در ارتباط با ساير موضوعات مطرح شده در اين جلسه گفت: به دنبال ارائه گزارش کميتههاي فرهنگي و استاني مجمع تصميماتي در مورد فعالتر شدن وب سايت مجمع با توجه به قابليتهاي آن و نيز تعامل بيشتر با مجامع استاني اتخاذ شد.
به گفته محتشمي پور در جلسه فوق العاده مجمع زنان اصلاح طلب نسبت به برخي لوايح پيشنهادي ،اقدامات و اظهار نظرهاي واپسگرايانه نسبت به زنان ،در آستانه سي امين پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي از جمله کاهش ساعت کار زنان در حوزه صنعت ،سهيمه بندي جنسيتي به نفع داوطلبين پسر درکنکور سراسري و الزام مراجعين مجلس شوراي اسلامي در استفاده از چادر اظهار نگراني شد
سیاه بمیرد، آبی بماند
سرمایه
دوشنبه چهارم آذر 1387
نرگس جودکی : پنج میلیون نوزاد دختری که هر سال باید در هند متولد شوند به خاطر فرهنگ مردسالار حاکم بر جوامع شهری و روستایی و ترس از جهیزیه ای که در آینده باید فراهم کنند محکوم به مرگ هستند.هر سال پنج میلیون مادر که به تشخیص کلینیک های غیرمجاز از وجود جنین دخترشان باخبر می شوند خود را به تیغ جراح می سپارند. آمار بالای سقط جنین، خشونت خانگی، فقر و فحشا در هند، فعالان اجتماعی، رسانه ها و سازمان های بین المللی را به مداخله جدی در مسائل مربوط به زنان و کودکان واداشته است. با اینکه زنان سهم هشت درصدی در پارلمان هند دارند و رئیس جمهور کشور «پراتیبهاپتیل» یک زن است اما همچنان زنان برای در دست گرفتن 33 درصد کرسی های مجلس تلاش می کنند. سازمان های غیردولتی، مراکز متعدد آموزش و مشاوره زنان را در سراسر کشور توسعه می دهند و با همکاری رسانه ها دولت را به اجرای برنامه های ترویج برابری جنسیتی تشویق می کنند.
هند کشور تنوع و تضادهاست. در همه خیابان ها کودکان و زنان گدا دیده می شوند. دو میلیون سازمان غیردولتی و 800 هزار رسانه (روزنامه، مجله و شبکه تلویزیونی) فعال هستند اما هنوز جوابگوی مسائل جمعیت یک میلیارد و 150 میلیون نفری هند نیستند.
هند بالاترین میزان مرگ و میر کودکان خردسال را دارد.
بسیاری از فرزندان دختر سقط می شوند، 34 درصد پسران و دختران کوچک دچار سوء تغذیه هستند. ازدواج کودکان در استان های شمالی هنوز اتفاق می افتد، زنان انواع آزار روحی و جسمی را تحمل می کنند یا دست به خودسوزی می زنند.
جونسیا چاترجی استاد دانشگاه بعد از بررسی ازدواج کودکان در سه استان کشور فقر را دلیل اصلی ازدواج ها می داند. در نمونه های مورد بررسی دختر سه ساله ای است که پدرش او را به عقد مردی جوان درآورده است:
به دخترک شکلات دادند و گفتند عروس شده است، او هم خوشحال شد. پدر دختر می ترسید شوهر مناسبی برای دخترش پیدا نشود و قادر به تامین جهیزیه نباشد.» ازدواج کودکان در هند در حالی اتفاق می افتد که قانون اساسی این کشور سن ازدواج را برای دختران 18 سال و برای پسران 21 سال تعیین کرده است.
دخترانی که هرگز زاده نمی شوند
دختر من، نیروی من یکی از برنامه های آگاهی علیه جنین کشی است که به ابتکار سازمان های غیردولتی در شهرها و روستاهای هند اجرا می شود. به دنیا نیامدن سالانه پنج میلیون نوزاد دختر به دلیل تشخیص جنسیت آنان در کلینیک های پزشکی در بسیاری از استان های شمالی باعث بر هم خوردن نسبت دختران وپسران (کمبود 50 میلیون دختر) شده است.
چاترجی، فعال اجتماعی می گوید: «در حال طراحی برنامه ای برای تشکیل هیات نظارت بر جنین کشی دختران و آگاهی دادن به پزشکان هستیم. با اینکه تلاش فعالان اجتماعی قانون ممنوعیت تشخیص جنسیت به تصویب رسیده است پلیس هند قدرت لازم را برای برخورد با این اقدام ندارد. پزشکان هم به شکل غیررسمی با گرفتن رشوه جنسیت جنین را به والدین اعلام می کنند.» با شدت گرفتن نظارت بر تعیین جنسیت جنین راه های تقلب در این کار هم تغییر کرده است. بعضی وقت ها دکتر با قلم آبی یا سیاه برگه را امضا می کند و این رنگ ها خود نشانه ای بین او و والدین برای پسر یا دختر بودن جنین است و این تقلب و فرار از قانون دیگر به راحتی قابل تنبیه نیست. جونسیا چاترجی می گوید: «ما به دنبال آگاه کردن مادران هم هستیم تا آنها به راحتی راضی به سقط جنین نباشند. امنیت برای دختران در شهرهای کوچک کم است و مادران نیز مانند پدران پسر را نیروی خانواده می دانند و ترجیح می دهند 38 دلار برای سقط جنین بپردازند تا در آینده مجبور به تهیه سه هزار و 800 دلار جهیزیه نباشند.
سازمان های غیردولتی فعال در حوزه زنان برای تسریع در توقف جنین کشی مراکز مشاوره را در پنج ایالت هند راه اندازی کرده اند و درصدند تا باجلب شرکا (پلیس، وکلای دادگستری و وزرای مربوطه) این مساله را در سطح استانی و ملی همزمان با رایزنی با دولت حل کنند.
همکاری با پلیس
یکی از برنامه های سازمان های غیردولتی برقراری ارتباط نزدیک پلیس درباره مسائل زنان و کودکان است. چاترجی می گوید: «مردم نظر مثبتی درباره پلیس ندارند، چون اغلب پلیس با زنانی که برای شکایت مراجعه کرده اند برخورد مناسبی نداشته است. نمایندگان سازمان های غیردولتی پلیس را دعوت به همکاری کرده و سعی دارند پلیس را نسبت به مسائل زنان حساس کنند.» به تازگی قانونی علیه خشونت علیه زنان در محل کار به تصویب رسیده که زنان فعال می خواهند دولت، سازمان های غیردولتی را هم در هیات نظارت بر اجرای این قانون مشارکت دهد. ایجاد خانه های امن برای زنان و دختران نجات یافته از فاحشه خانه ها یکی دیگر از اقدامات دولت است که در اداره آن از سازمان های غیردولتی کمک می گیرد. شماره تلفن 1098 در هند مخصوص کسانی است که کودکان و زنان فراری را پیدا می کنند و به پلیس اطلاع می دهند.
یکی از این مراکز سازمان پرایاس (به معنی سعی و تلاش) است. از دو ردیف پله ورودی یکی به مرکز آموزش معلمان جوان محله های فقیرنشین ختم می شود و دیگری به خانه امنی که دختران فراری و آزاردیده در آن نگهداری می شوند.
تخت های دوطبقه همه سالن را پر کرده اند. دختران روی تشک های تیره رنگ نشسته اند، یکی موی دیگری را شانه می زند و می بافد. آن طرف تر نورجهان دختر 14 ساله اهل نپال نشسته است که به گفته مدیر خانه امن مورد تجاوز یک راننده قرار گرفته و از یک سال و نیم پیش پدرش او را به این خانه امن فرستاده مبادا دوباره مورد تجاوز قرار بگیرد. «آستا» یکی از مشاوران خانه امن می گوید: «بعضی از این دختران مورد تجاوز پدر یا برادر خود قرارگرفته یا توسط دلال ها به فاحشه خانه ها فروخته می شوند. اولین مرحله در کمک به این کودکان مشاوره های پیاپی است. روح وجسم آنان نیازمند درمان است و مدت زمانی طول می کشد تا آنان به زندگی عادی برگردند و برای شرکت در مدارس دولتی آماده شوند.
نورجهان نقاشی رنگارنگش را تمام می کند و نشانم می دهد. مسوولان خانه امن به استعداد او در کشیدن نقاشی پی برده اند و او را تشویق می کنند. او جوایز مختلفی از مسابقات نقاشی گرفته است.
جهیزیه کلید خوشبختی و بدبختی
میزان جهیزیه نوعروسان هندی خوشبختی و بدختی آنان را در زندگی مشترک تعیین می کند.
آمارها از کشته شدن 15 هزار زن در سال به خاطر نداشتن یا کم بودن جهیزیه خبر می دهند. در دهه گذشته مرگ و میر ناشی از مشاجره بر سر جهیزیه افزایش داشته و هزاران نفر به خاطر اینکه شوهر و خانواده شوهر از جهیزیه ای که زن تهیه کرده ناراضی بودند خود را مجروح کرده یا کشته اند.
زنان از کوچک شمرده شدن، تهدید، تمسخر و کتک خوردن پس از ازدواج هراس دارند.
در یکی از مراکز مشاوره زنان آسیب دیده (مدیر مرکز آنان را
پریشان احوال می خواند) که در منطقه کلیان کوری شهر دهلی قرار دارد تعدادی از زنان جوان هندی با لباس های رنگ به رنگ روی زمین نشسته اند. هر کدام از آنان به دلیلی از رفتار همسرشان گلایه دارند و به مرکز مشاوره آمده تا از راهنمایی و در صورت لزوم مشاوره حقوقی برای تنظیم شکایت استفاده کنند.
شانتی 37 ساله است با گوشواره هایی آویز و النگوهای زرشکی و لباس یکدست سفید. هشت سال از جشن ازدواج او می گذرد و از همان زمان شوهر و خانواده شوهر او را کتک می زدند. از شش سال پیش به مرکز مشاوره زنان آمده تا راهی برای تغییر رفتار شوهرش پیدا کند. روزهای اول اجازه آمدن به مرکز را هم نداشت. شوهرش در را روی او قفل می کرد و تنها با همراهی او می توانست از خانه خارج شود.
او می گوید: «من نقش خدمتکار شوهرم را داشتم نه همسرش را. به سختی راضی شد تا من به این مرکز مشاوره بیایم بعد از جلسه های متعدد تصمیم گرفتم از او شکایت کنم. او همان سال های اول ازدواج مرا مجبور کرد که شغلم را کنار بگذارم. خرجی هم نمی داد و مدام مرا به خاطر کم بودن جهیزیه تحقیر می کرد. حالا دادگاه او را مجبور به پرداخت ماهانه دو هزار و 500 روپیه به عنوان نفقه کرده و رفتارش هم کمی بهتر شده است.
گرسیت کار هم زن 22 ساله ای است که یک دختر شش ساله دارد. شوهر و خانواده شوهر او هم مدام کتکش می زنند. بارها به خانه پدرش رفته اما با عذرخواهی مختصر شوهرش به خانه برگشته است و این داستانا سال هاست که ادامه دارد.
مدیر مرکز مشاوره زنان می گوید: «گاهی به صورت جداگانه شوهران این زنان را ملاقات می کنیم و به آنها توضیح می دهیم که باید با همسر خود رفتار انسانی داشته باشند، در صورتی که این شوهران به وعده های خود عمل نکنند برای زنان وکیل رایگان گرفته و برای شکایت در دادگاه آنان را همراهی می کنیم.» شماره تلفن 100 برای خشونت خانگی است که به تازگی پلیس دهلی برای حمایت از این دست زنان ایجاد کرده است.
براساس قانونی که برای جلوگیری از خشونت خانگی تصویب شده، مرد حتی نمی تواند بدون اجازه زن اسباب خانه را هم بفروشد اما جامعه هنوز قوانین نوشته شده را نادیده می گیرد و زنان بسیاری کمترین حقوق را در خانه همسر خود ندارند.
ناجی زنان و دختران آسیب دیده دهلی
در حاشیه دهلی، ریشیا کانت، دبیر سازمان غیردولتی مبارزه با قاچاق زنان به نام «شکتی واهینی» به معنی «سپاه نیرو» از مصائب تا قاچاق زنان در استان های مختلف شمال و شرق می گوید: «در شمال هند که بیشترین ساکنانش از فرقه سیک ها هستند تبعیض فمینیستی بیشتر است و به همین دلیل سقط جنین هم بیشتر انجام می شود. دختران و زنان را از استان های شمالی به دهلی، پنجاب و هریانا آورده و می فروشند. این دختران گاه برای ازدواج اجباری و بیشتر به منظور فاحشگی خریداری می شوند که به گفته کانت جنبه های دیگری مثل گدایی و فروش اعضا هم به تازگی به اهداف قاچاقچیان اضافه شده است.
ریشیا کانت با تاسف ادامه می دهد: «قیمت زنانی که پوست روشن تری دارند افزایش یافته است، زنان ایالت های آسام وبنگال را شصت هزار روپیه و نپالی ها را هفصد هزار روپیه در فاحشه خانه و رقاصخانه ها می فروشند.
کانت مردی چهل و چند ساله است با پوستی تیره و موبایلی در دست که مرتب زنگ می خورد. او در لابه لای پاسخ هایش به همه تلفن ها هم جواب می دهد. هر گاه حادثه ای در حوزه قاچاق زنان و کودکان اتفاق بیفتد، او که هماهنگ کننده 700 روزنامه نگار این حوزه در سراسر هند است آنان را به جلسه ای اضطراری می خواند تا درباره پرداختن به موضوع تصمیم بگیرند.
کانت بریده جرایدی را روی میز می گذارد که خبر کتک خوردن دختری 13 ساله را پوشش داده اند: «دختر اهل گرگانو، در 25 کیلومتری دهلی نو بود که برای خدمت در خانه یک بازرگان به دهلی آمد. کارفرما و زنش آنقدر او را کتک زدند که چشم هایش را از دست داد.
جدا از تبعیض جنسیتی که در خانواده های هندی فراوان دیده می شود، درجه بندی شهروندان از نظر مذهب، قوم و قبیله و تمکن مالی هم یکی از دلایل برتری یک طبقه و به تبع آن امکان رشد و در مقابل تضعیف دیگران است، این از ویژگی های و جامعه کاستی است و با همه پیشرفت های هند در دستیابی به دموکراسی هنوز این فرهنگ کاستی گریبان طبقات فرودست را می گیرد و هند را نیازمند تلاش افزون تر نخبگان و فرهنگیان می کند.
کانت می گوید: « با اینکه کارفرما آدم بانفوذی بود گزارش های متعدد روزنامه ها، اعتراض خاموش کنشگران اجتماعی (با شمع های روشن) باعث شد او با رای در دادگاه به زندان محکوم شود.
او معتقد است کنشگران اجتماعی باید سازمان ملل متحد را مجبور به مشارکت کنند نه اینکه در یک اتاق کولردار می نشینند و فکر می کنند با پرداخت پول وظیفه خود را انجام داده اند: «ما آنها را وادار می کنیم که از نزدیک ببینند که مردم با چه مشکلاتی دست به گریبان هستند.
او می گوید: «تبعیض جنسیتی در تعداد زیادی از شهرهای هند وجود دارد ولی در پنجاب بیشتر از دیگر مناطق است و همین باعث شده در مقابل هر هزار پسر تنها 300 دختر وجود داشته باشد. در «هریانا» هم تعداد پسران و دختران متفاوت است و به همین دلیل برای ازدواج دختران شرق هند را به زور می خرند.
او به خاطر می آورد: «وقتی آنها برای داشتن همسر پول می پردازند رفتار غیرانسانی هم با او خواهند داشت، یک بار پسری از دختری که خریده بود خواست که با برادرش ارتباط نداشته باشد وقتی با مخالفت دختر روبه رو شد سر دختر را برید. بعد از این واقعه روزنامه ها انتقاد کردند و از مسوولان استان هریانا توضیح خواستند.
با اینکه قوانین متعددی علیه قاچاق زنان و کودکان و خشونت خانگی در خانه و محل کار به تصویب رسیده است ولی به دلیل فقر اقتصادی و فرهنگی دختران استان های شرقی به گدایی در شهرهای مرکزی گماشته می شوند.
قاچاق از هند به سنگاپور مساله ای دیگر است که کانت پس از خداحافظی با همکارش در آن سوی خط تلفن از آن می گوید: «در عملیات پلیس به تازگی هفت دختر از استان های شرقی را در سنگاپور نجات دادند. برای حل مشکل قاچاق به آن سوی مرزها در حال شبکه سازی با همکاری پاکستان، بنگلادش و افغانستان هستیم.
چرا زنان به تن فروشی راضی می شوند.
ریشیا کانت معتقد است «فقر علت اصلی است. در نزدیکی یکی از ایستگاه های قطار فاحشه خانه ای است که اگر پای دختران به آنجا برسد امکان نجات او محال می شود. پلیس پول می گیرد و از اجرای قانون چشم می پوشد و دختران در این مکان ها آنقدر مورد آزار جسمی و روحی قرار می گیرند که دیگر قادر به نجات خود نیستند. گاه 20 نفر در این فاحشه خانه فقط مسوول کتک زدن دختران جوان هستند.
او ادامه می دهد: «در پنج ایالت آموزش پلیس ها را شروع کرده ایم. یک بار که با یک پلیس صحبت می کردم می گفت سن بلوغ 13 سال است. این نشان می دهد آگاهی پلیس در این زمینه ناچیز است و باید آن را تربیت کرد.
کانت به خاطر جسارت در فعالیت اش در استان هریانا تهدید شده است اما دست بردار نیست: «من دختری را از فاحشه خانه نجات داده ام که اکنون کنشگر زنان است و خود خیلی ها را نجات داده است.
کانان روزنامه نگار روزنامه هندوی و «The hindu » که 14 سال سابقه فعالیت دارد و با پروژه بین المللی حقوق کودکان کار همکاری دارد که در رسانه های هند به اشکال مختلف در مسائل اجتماعی از این دست مشارکت دارند، آنها مسائل مردم را پوشش می دهند و همین طور از فعالیت های سازمان های غیردولتی مربوطه می نویسند و اگر این سازمان ها از وظایف خود کوتاهی کنند به این مساله اعتراض می کنند. فعالیت رسانه ها در زمینه مسائل زنان از 20 سال پیش آغاز شده است: «گفت وگو بین سازمان های غیردولتی و روزنامه نگاران همیشه هست، گاه آنها بر سر مسائل دعوا می کنند ولی حرف هایشان را می زنند. در 10 سال گذشته همواره مسائل حقوق بشری را پوشش داده ایم.
سانسور ایدئولوژیک زنان در کتابهای درسی ایران
آزاده اسدی
رادیو زمانه
21 آذر 1387
گروهی پنج نفره از دانشجویان ایرانی در آمریکا زیر نظر اعضای هیأت علمی دانشگاههای کانادا،نیویورک، مریلند و پاریس طرح بررسی کتابهای درسی ایران را انجام دادند.
در این تحقیق، ۱۰۰ کتاب درسی از سال اول دبستان تا آخرین سال دبیرستان بررسی شده است. یازده هزار صفحه کتاب درسی و سه هزار و صد تصویر در این کتابها تحلیل شده است.
در این پروژه که هفت ماه طول کشید، تبعیض و عدم تحمل در کتابهای درسی ایران با روشهای تحلیلی کیفی و کمی ـ آماری در سال تحصیلی ۸۵ ـ۸۶ بررسی شد.
در این تحقیق پدیدهی تبعیض، عدم تحمل در سه زمینه بین زن و مرد، اقلیتهای مذهبی و قومی و نوع برخورد با کشورهای همسایهی ایران مورد تحلیل قرار گرفت.
دکتر سعید پیوندی، استاد دانشگاه پاریس هشت، پژوهشگر و کارشناس مسایل آموزشی ایران که یکی از اعضای هیأت علمی بوده و تحقیق زیر نظر وی و همکارانش انجام شده است، در مورد وضعیت آموزش دختران در ایران میگوید:
«اگر چند خبری را که در پنج، شش ماه اخیر در مورد محدودیتهای جدید برای دختران مطرح شد، در کنار چیزهایی بگذاریم که قبلاً در نظام آموزشی ایران وجود داشته، فکر میکنم هر کس میتواند به این نتیجه برسد که در ایران به جای اینکه شاهد اقداماتی برای بهبود وضعیت آموزشی دختران باشیم، نسبت به کشورهای دیگر دنیا در جهت عکس حرکت میکنیم.
ایشان ادامه میدهد: «همهی میثاقهای مهم بینالمللی در زمینهی آموزش و حقوق بشر و جوانان به مسألهی برابری زن و مرد در آموزش از دورهی ابتدایی تا پایان دورهی آموزش عالی تاکیدی ویژه دارند. ولی در ایران شاهد هستیم که راه برعکس طی میشود و افکار جدیدی در جهت تشدید تبعیضهای موجود مطرح میشود.
آقای پیوندی معتقد است بررسیها و پژوهشهایی که در ۲۵ سال اخیر روی نظام آموزشی ایران انجام شده، روی یک نکته با هم توافق دارند که برنامهی درسی که به دانشآموزان ارایه میشود، سمتگیری روشن مذهبی و ایدئولوژیک دارد:
در جامعهای هستیم که دختران باید با تلاش بسیار زیادی، تبعیضهای موجود را دور بزنند که بتوانند به این درجه از پیشرفت برسند که الان رسیدهاند. متأسفانه به جای اینکه تشویق بشوند و مورد حمایت قرار بگیرند، از آنجایی که حکومت با این حرکت و حضور زنان در جامعه مخالف است در صدد به وجود آوردن چالشهای جدید و سدهای جدید برای آموزش دختران است.»
آقای پیوند معتقد است: «با وجود تغییرات ایدئولوژیکی، اسلامی در سالهای بعد از انقلاب، محمود احمدینژاد، رییس جمهور ایران هنوز هم نظام آموزشی ایران را تحت تأثیر افکار سکولار میداند و خواهان انقلاب فرهنگی جدیدی است و از سویی دیگ وزیر آموزش و پرورش از ضرورت جدا کردن کتابهای درسی برای دختران و پسران میگوید.
هدف اصلی طرح بررسی کتابهای درسی ایران، پژوهش در زمینهی اشکال مختلف تبعیض و عدم تحمل دگراندیشان در برنامه درسی رسمی ایران بوده است. وظیفه دیگر این پروژه، مشخص کردن مصداقها و چند و چون تبعیضها و گروههای اجتماعی که قربانی آنها میشوند، است. بر اساس این تحقیق مشخص شده است که تئوری جنسیتی و نگاه به زنان از ابتدای سال تحصیلی به نوعی به گوشهنشینی زنان میانجامد. آیا ترسی از استقلال زنان از سوی حکومت ایران وجود دارد؟
دکتر سعید پیوندی، استاد دانشگاه پاریس هشت
استاد دانشگاه پاریس هشت در این مورد میگوید: «اتفاقاتی که در جامعه ایران در ۱۵ـ ۱۶ سال پیش افتاده، برای خیلی از مسوولین کنونی به خصوص دولت فعلی تا حدود زیادی غیرمنتظره بوده است. ما یک آموزش کاملاً سنتی را به دختران ارایه میدهیم و همانطور که از محتوای کتابهای درسی میتوان برداشت کرد، به طور دایم به دختران میگوییم نقش اصلیشان در خانه، نقش مادری و نقش همسری است.
پیوندی معتقد است: «زنان در کتابهای درسی بیش از آنکه یک انسان کامل اجتماعی باشند، زن، مادر، دختر، همسر یا خواهر این یا آن مرد هستند. اما نتیجه این در مدارس ایران آن چیزی نبوده که آنان انتظارش را داشتند. گزارش تبعیض یا عدم تحمل در کتابهای درسی، پنج بخش دارد.
این گزارش شامل پنج بخش است؛ بخش اول به ابعاد مذهبی و دامنهی مطالب دینی در دورس مختلف میپردازد. در بخش دوم به موضوع نابرابریهای مختلف بین زن و مرد در متنها و تصاویر کتابهای درسی پرداخته میشود. بخش سوم، به نوع برخورد و نگاه به اقلیتهای مختلف ساکن ایران مربوط میشود.
در بخش چهارم، نوع برخورد با کشورهای همسایه و منطقه بررسی میشود. در بخش پنجم، چگونگی طرح حکومت اسلامی برای دانشآموزان و جایگاه ارزشهای اساسی ایدئولوژیک مثل شهادت، ایثار یا جهاد در کتابهای درسی ایران را نقد یا تحلیل میکند.
دکتر پیوندی دربارهی طرحهای جدید حکومت و دولت ایران برای جلوگیری از استقلال و رشد زنان ایران میگوید: «دختران علیرغم این تصویر به قهقرا رفته کم و بیش منفی که در کتابهای درسی وجود دارد، و تصویر سنتی که از زن ارایه میشود، کاملاً دنیای امروز را زندگی میکنند و این را به جامعهی ایران تحمیل کردند. اگر همهی نشانههای جامعهشناسی و جمعیتشناسانهی ایران را در ۱۵ سال پیش ورود بکنیم میبینیم که جامعهی زنان ایران به این سمت حرکت کرده است.
دکتر پیوندی ادامه میدهد: «به افزایش جمعیت نگاه کنید، در واقع در دورهای که تشویق میشود زن باید بچه داشته باشد، مادر خوب و همسر خوبی باشد، با شدیدترین کاهش جمعیت در تاریخ ایران مواجه بودیم. از جمعیت سه درصدی به یک و چهار رسیدیم.
استاد دانشگاه پاریس هشت در ادامه میگوید: «حدود ۱۵ سال پیش در سال، چیزی حدود دو و نیم میلیون بچه در ایران متولد میشد، الان حدود یک میلیون و صد هزار بچه متولد میشود، تقریباً جمعیت ایران حدود دو برابر شده است. با تحولی که اتفاق افتاده، دیگر زن نقش مادری و همسری را مهمترین نقش اجتماعی خودش در عمل نمیداند، میخواهد از طریق تحصیل، حضور در بازار کار یا فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی وارد جامعه شود.
او در ادامه سخنانش میگوید: «به تعداد رماننویسان زن، شاعر زن، نقاش زن و فیلمساز زن نگاه کنید که گاهی تعدادشان در خیلی از زمینهها از مردان بیشتر است. با اینکه زمینهی کار برای آنان خیلی خیلی از مردان دشوارتر است. با توجه به همهی این محدودیتها، در همهی زمینهها شاهد رشد جامعهی زنان ایران بودیم. به خصوص در بخش تولید فرهنگ، علم و مشارکت علمی و این آن چیزی است که اینها منتظرش نبودند.
دکتر پیوندی میافزاید: «از هر سه پزشکی که در دانشگاه تربیت میشود، دو نفر زن است. از سه فارغالتحصیل رشتههای علمی، دو نفر دخترند، از چهار فارغالتحصیل رشتههای هنر، سه نفر دخترند. اینها به خصوص برای این بخش از حاکمیت، نه مطلوب بوده و نه منتظرش بودند. برای همین، در پی این است که به نوعی جلوی این تحول را بگیرد که طرح سهمیهی جنسیتی یکی از آنها بوده است.
استاد دانشگاه پاریس معتقد است: «طرح بومیسازی پذیرش که به معنای جلوگیری از جابجا شدن جغرافیای دختران در سطح ایران است، یکی دیگر از آنها است. اینکه کتابهای درسی را دخترانه، پسرانه کنند از همه ارتجاعیتر است و بالاخره آخرین طرحی که فعلاً فقط حرفش را زدهاند، اما معلوم نیست بخواهند اجرا کنند ـ به نظر من خواستهاند امتحان کنند تا ببینند واکنشش چیست ـ حتا دورههای تحصیلی را زنانه ـ مردانه بکنند. با این بهانه که دختران باهوشتر از پسران هستند میخواهند دورهی تحصیلی دختران را کوتاه کنند. به این ترتیب که در عمل آنها زودتر وارد خانواده شوند، زودتر مادر و زودتر بچهدار شوند.
استاد دانشگاه پاریس هشت دربارهی برنامهریزی تبعیضآمیز و مشخص دولت نهم برای گوشهگیر کردن زنان با توجه به شعارهای تبلیغاتی رییس جمهور ایران در زمان نامزدی ریاستجمهوری میگوید:
تبعیضهای جدید یا برخوردهای جدید با تجاوزهای جدید به حقوق زنان یا محدود کردن بیشتر زنان میتوانست چه شکلی به خودش بگیرد. همه منتظر بودیم ببینیم بالاخره با این حرفها این دولت به کجا خواهد رفت. وقتی در مورد حجاب از آقای احمدینژاد سوال کردند، واکنش خیلی تندی نشان داد و گفت چرا این مسأله آنقدر مهم است که ما باید مطرح بکنیم؟ اصلاً به زنان چکار داریم. کشور ما مسایل خیلی مهمتری دارد.
او ادامه میدهد: « رئیس جمهور به نوعی میخواست بگوید نمیخواهد سختگیری بکند. آن موقع تبلیغات انتخاباتی بود، ولی بعد از آن دیدیم که چه اتفاقاتی افتاد. در زمینههای دیگر باید منتظر ماند و دید واکنش اینها به طور مشخص چیست. به طور مشخص طرحهایی که دنبالش هستند، یعنی هر چهار طرحی که از آن صحبت شده، طرحهایی هستند که جامعهی ایران را رو به قهقرا میبرند و تبعیضآمیز هستند.
دکتر پیوندی معتقد است: « تحقیقی که در مورد همه کتابهای درسی انجام دادیم و به انگلیسی و فارسی چاپ شده، به طور کامل نشان میدهد کتابهای درسی ایران یکی از تبعیضآمیزترین کتابهای درسی در تمام دنیا در مورد زن است. شاید در دنیا فقط عربستان و یمن از ایران بدتر باشند.
در این تحقیق با توجه به بررسی تصویر زن در کتابهای درسی اشاره شده که در نگاه کتابهای درسی، زن و مرد بیشتر به صورت دو فرد اجتماعی متفاوت مطرح میشوند که مکمل همدیگر هستند. نقشهای آنها ویژه و جنسیتی است.
این استاد ایرانی دانشگاه پاریس هشت میگوید: «دورهی تحصیلی برای دختران کوتاهتر شود به این معناست که عملاً در آینده دختران را از اینکه بتوانند رقابت برابر با پسران داشته باشند، بازداریم. همین الان هم که کلی از رشتههای دانشگاهی برای دختران آزاد نیست، دختران بیشتر از پسران قبول میشوند. در این تحقیق از وجود یک ایدئولوژی جنسیتی صحبت کردم. در ایدئولوژی جنسیتی، در حقیقت زن و مرد انسانهای برابر نیستند. یعنی شهروندان برابر جامعه نیستند.
این استاد در ادامه، میافزاید: «زن حالت مکمل مرد را دارد. یعنی کارهایی را که یک مرد نمیتواند بکند، زن باید انجام دهد. در مثالهایی که در کتابهای درسی آورده میشود، زن همه جا حتا در خانه، آن نقشهایی را بازی میکند که در تقسیم کار داخلی خانه، کارهای خیلی معمولی است. مثل جابجا کردن اثاث خانه، رنگ زدن خانه، انجام خرید. به نقش زن آنجایی اشاره میشود که مرد نباید آن کار را بکند یا نمیتواند آن کار را بکند یا بهتر است که نکند.
دکتر پیوندی معتقد است: «لغاتی مثل سرپرست خانواده، مسوول خانواده، رییسخانواده و نانآور خانواده به طور عمده دربارهی مرد به کار میرود. از این جنبه میتوان گفت که یکی از بنیادهای این ایدئولوژی جنسیتی، همین قایل بودن نقش مکمل و نابرابر برای زن است. زن، موجودی است که تفاوت میکند، بنابراین به خاطر تفاوتش باید نقشهای اجتماعی و خانوادگی متفاوتی را به عهده بگیرد. به نظر من، این یکی از نکات شروع کنندهی این ایدئولوژی جنسیتی بود که بدون هیچ پردهپوشی آشکار بود و توضیح میدهد زن و مرد نابرابر هستند.
استاد دانشگاه پاریس هشت میگوید: «به خاطر همین نابرابر بودن، نقشهای اجتماعی متفاوتی دارند. روندهای جامعهپذیریشان فرق میکند، در واقع نوع انتظاراتی که از آنان دارند، و نوع زندگیشان فرق میکند. جامعهای را تصویر میکنند که دو نیمه دارد، یک نیمهی فرودست و نیمهای که در جامعه، همهی مسایل اصلی را به عهده دارد و تولید اصلی علم و فرهنگ با اوست و آن جامعهی مردان ایران است. تاریخ اینگونه نوشته شده است. کتاب فارسی هم اینگونه نوشته شده است.
این گزارش که توسط یک گروه پژوهشی در واشنگتن تهیه شده، راهی برای گفتمان ایدئولوژیک مذهبی دوران ما در حوزهی آموزش و تضادهای مهم آن با مبانی حقوق بشر و دموکراسی است.
پیوندی صحبتهای خود را اینگونه ادامه میدهد: «اتفاقی نیست که هیچ تصویر زنی جز، پروین اعتصامی از زنهای شناخته شده در کتابهای درسی نیست. برای اینکه دخت