زنان: سه شنبه 11 فروردین 1388-31 مارس 2009

 

تداوم اعدام ، سنگسار و اعتراض در ايران

آژانس ايران خبر 

دوشنبه 10 فروردین 1388-30 مارس 2009

 در حالي که مجمع عمومي سازمان ملل بيش از يک سال پيش قطعنامه اي را به تصويب رساند که در آن از کشورهاي عضو خواسته شده بود تا ضمن تعليق مجازات اعدام، در راه حذف چنين مجازاتي گام هاي اساسي بردارند، در ايران روند اعدام در سال 87 هم متوقف نشد.

مقام هاي قضايي آمار دقيقي از اعدام ها در ايران منتشر نمي کنند، اما بنا به اخبار پراکنده مطبوعات و خبرگزاري هاي رسمي، حداقل 289 نفر در سال 87 اعدام شدند، با اين حال فعالان مدني مي گويند آمار واقعي اعدام ها بيش از موارد منتشر شده است.

عفو بين الملل در چهارم فروردين 1388 با انتشار آمار اعدامي هاي سال 2008 ميلادي اعلام کرد که ايران با 346 اعدامي همچنان بعد از چين در رتبه دوم بزرگ ترين مجري حکم اعدام در دنيا ايستاده است.

صدور و اجراي احکام اعدام براي متهمان به قتل، قاچاق مواد مخدر، بازداشت شدگان در طرح امنيت اجتماعي که از آنها به عنوان اراذل و اوباش نام برده مي شود، برخي از مخالفان سياسي، اقليت هاي مذهبي و قومي و بعضي از متهمان جرايم امنيتي در سال 87 تداوم داشت.

بنا به گزارش خبرگزاري هاي ايران، در سال گذشته، حداقل 12 نفر در زاهدان و چابهار به اتهام 'محاربه'اعدام شدند. براساس اين گزارش ها، مولوي عبدالقدوس ملازهي و مولوي محمد يوسف سهرابي دو مولوي اهل سنت و يعقوب مهرنهاد، فعال مدني و وبلاگ نويس از جمله اعدام شدگان در استان سيستان و بلوچستان هستند.

همچنين فرزاد کمانگر، فرهاد وکيلي، علي حيدريان، هيوا بوتيمار و انور حسين پانوهي پنج متهم سياسي در کردستان از جمله کساني هستند که به اعدام محکوم شده اند و هرچند حکم اعدام آنها هنوز اجرا نشده، اتحاديه اروپا خواستار لغو احکام اعدام آنها شده است.

در اين سال همچنين دو نفر به اتهام جاسوسي در زندان اوين تهران اعدام شدند: داوود عبدالهي متهم به جاسوسي پس از هفت سال زندان در تيرماه و علي اشتري که در خريد و فروش تجهيزات پيشرفته با نهادهاي امنيتي و نظامي جمهوري اسلامي همکاري مي کرد، 'به اتهام جاسوسي براي اسرائيل' در آبان ماه اعدام شدند.

عليرضا پيغان از اعدام شدگاني است که وزارت اطلاعات وي را به اتهام محاربه و ادعاي امامت از سال 85 در قم بازداشت کرده بود.

وي که با انتشار کتابي 600 صفحه اي خود را جانشين امامان شيعه معرفي کرده و پيرواني نيز داشت، يک سال پس از بازداشت در آذر 86 به اتهام خرافه پرستي و ادعاي امامت از سوي دادگاه انقلاب قم به اعدام محکوم و در آذر 87 اعدام شد.

تعدادي ديگر از اعداميان سال 87 نيز به اتهام محاربه و افساد في الارض اعدام شده اند، اما مقام هاي قضايي جزئيات پرونده آنها را اعلام نکرده اند. دو اعدامي فروردين ماه در ساري، يک اعدامي شهريور ماه در خرم آباد و دو اعدامي در تيرماه و اسفند ماه 87 در زندان اروميه از جمله همين اعدام شدگان هستند.

سنگسار؛ از مناقشه تا اجرا

در سال 87 اجراي چند مورد سنگسار بار ديگر اعتراض مدافعان حقوق بشر در ايران و ساير کشورها را برانگيخت.

جديدترين مورد اجراي سنگسار تنها چند روز پيش از سال نو در رشت مرکز استان گيلان به اجرا در آمد و طي آن مردي 30 ساله به اتهام 'زناي محصنه' سنگسار شد.

سخنگوي قوه قضائيه در 24 دي ماه 87 و پس از انتشار اخباري در مورد سنگسار سه نفر در شهر مشهد آن را تائيد کرد و گفت: 'رجم دو مرد به اتهام زناي محصنه اجرا شده که به گفته دادستان مشهد اين افراد جرائم مختلفي حتي قتل نيز مرتکب شده اند که با توجه به فرار يکي از آنها، رجم براي او اجرا نشده است.

آقاي جمشيدي در خصوص عدم اعتنا به بخشنامه قبلي رئيس قوه قضائيه در مورد تعليق اجراي احکام سنگسار در کشور تا زمان نهايي شدن لايحه جديد مجارات اسلامي، آن بخشنامه را 'توصيه رئيس قوه قضائيه' ناميد و گفت با توجه به استقلال قاضي ممکن است به توصيه‌هاي رئيس قوه قضائيه عمل نشود.

روزنامه سرمايه در دي ماه 87 گزارش داد که هم اکنون حداقل 10 شهروند ايراني ديگر با خطر قطعي سنگسار مواجه هستند.

در مهرماه 87 دبير کل سازمان ملل در گزارشي از وضعيت حقوق بشر در ايران به مجمع عمومي اين سازمان اعلام کرد درحالي که 'حکم سنگسار 14 نفر به تعليق در آمده، اما در تيرماه 87 براي 9 نفر ديگر حکم سنگسار صادر شده است.

بان کي مون همچنين تاکيد کرد که کميسيونر عالي حقوق بشر سازمان ملل نگراني عميق خود را در اين زمينه به مقامات جمهوري اسلامي اعلام کرده است.

دبير کل سازمان ملل همچنين از ديدگاه متفاوت مقام ها و روحانيون در ايران در باره سنگسار خبر داده بود.

به عنوان نمونه، آيت الله يوسف صانعي، از مراجع تقليد در قم اعلام کرده اجراي حکم سنگسار در شرايطي که امام دوازدهم شيعيان در غيبت به سر مي برد، مجاز نيست.

به فاصله چند روز بعد از اعلام نظر آيت الله صانعي، برخي از روحانيان محافظه کار خواستار اجراي علني حکم سنگسار شدند.

آيت الله ابراهيم اميني در نماز جمعه قم با تاکيد براينکه 'در اجراي احکام دين خدا نبايد تساهل کرد'، گفت:'بايد حد شرعي زناکاران در ملاء عام اجرا شود.

البته تلاش هاي مخالفان سنگسار براي تعليق يا لغو اين مجازات، در مواردي مانند نقض حکم سنگسار دو خواهر به نام هاي زهره و آذر کبيري، به نقض يا تاخير در اجراي حکم سنگسار انجاميده است.

اين دو که يک سال پيش در آستانه اجراي حکم سنگسار قرار داشتند، با اعتراض وکيلشان جبار صولتي و موافقت آيت الله محمود هاشمي شاهرودي، رئيس قوه قضائيه، دوباره محاکمه شدند اما اين بار هيات قضات شعبه 77 دادگاه کيفري استان تهران به رياست دادرس افتخاري با اکثريت آرا زهره و آذر را از اتهامات وارده تبرئه کرد.

اعدام 'نوجوانان'

منتقدان حکومت ايران همچنين مي گويند اين کشور در سال 87 همچنان پيشتاز اعدام کساني بود که قبل از رسيدن به 18 سالگي مرتکب جرم شده بودند. البته مقام هاي ايران مي گويند کسي را زير 18 سال اعدام نمي کنند و اعدام افراد جوان پس از 18 سالگي آنها و تنها بر اساس حکم اسلامي قصاص و به درخواست خانواده قرباني صورت مي گيرد.

در سال گذشته، دست کم هفت مورد گزارش رسمي در مورد اعدام کساني که فعالان مدني آنها را 'نوجوان' مي خوانند، در رسانه ها منتشر شد: محمد حسن زاده، رحمان ‏شهيدي، بهنام زارع، حسن مظفري، رضا حجازي، غلامرضا-ح و ملا گل حسن تبعه افغانستان در سال 1387 در زندان هاي مختلف ايران اعدام شدند.

صغري نجف پور، بهنود شجاعي، رضا علي نژاد، دلارا دارابي، محمد فدايي، امير امرالهي، بهمن سليمان، محمدرضا حدادي، رحيم احمدي کمال آبادي، ابومسلم سهرابي و حسين ترنج که همگي به خاطر ارتکاب جرايمي در سنين زير 18 سال به اعدام محکوم شده بودند، از جمله افرادي هستند که درسال 87 تا مرز اعدام پيش رفتند.

اما اعتراض مدافعان حقوق بشر، وکلا و در مواردي دخالت محمود هاشمي شاهرودي و در بعضي از موارد کسب رضايت از اولياي دم اعدام آنها را متوقف کرد.

محمد مصطفايي وکيلي که خود وکالت بيش از بيست 'نوجوان' محکوم به اعدام را بر عهده دارد، در اواسط سال 87 طي نامه اي به رئيس قوه قضائيه تعداد نوجوانان محکوم به اعدام را که در زندان ها در انتظار اجراي اعدام هستند، بيش از 100 نفر اعلام کرد و از آيت الله شاهرودي خواست که براي جلوگيري از اعدام اين افراد تلاش کند.

اعدام متهمان جوان از جمله محمد حسن زاده که در زمان اجراي حکم در زندان سنندج تنها 17 سال داشت، در سال گذشته با اعتراض گسترده نهادهاي بين المللي مدافع حقوق بشر مواجه شد.

سازمان ديده بان حقوق بشر در مرداد ماه 87 ضمن اعتراض به تداوم و اوج گيري اعدام نوجوانان در جمهوري اسلامي، از ايران به عنوان کشور داراي رتبه اول اعدام نوجوانان در دنيا ياد کرد.

سازمان عفو بين الملل نيز در سال 87 بارها ضمن اعتراض به اعدام هاي گسترده و به خصوص اعدام 'نوجوانان' در ايران اعتراض کرد و از مقام هاي جمهوري اسلامي خواست يک بار و براي هميشه مجازات اعدام را متوقف کند.

اين نهاد در گزارش فروردين 1388 خود اعلام کرد که در سال 2008 ميلادي هشت نفر که حين ارتکاب جرم زير 18 سال سن داشتند، در ايران اعدام شدند و به اين ترتيب ايران از اين نظر در دنيا اول است.

دولت ايران پيشتر دو سند بين المللي 'ميثاق حقوق مدني و سياسي' را در سال 1354 و 'کنوانسيون حقوق کودک' را در سال 1372 امضاء کرده که در هر دو، مجازات اعدام و زندان ابد براي افراد زير 18 سال ممنوع اعلام شده است.

جرم ما اين است كه زن هستيم و ميخواهيم در محيطي سالم مانند مردان كار كنيم

آژانس ايران خبر 

دوشنبه 10 فروردین 1388-30 مارس 2009

از لابلاي نامه هاي رسيده به آژانس ايران خبر

من زنی 40 ساله دارای 2 فرزند دختر و پسرهستم, دخترم 19 سال دارد , ديپلمش را گرفته است و براي ورود به دانشگاه درس ميخواند و پسرم سال پنجم ابتدايي است. مدت 10 سال است همسرم فوت کرده , متاسفانه كارش هم كاري دولتي نبود كه بيمه باشد و ما بتوانيم از طريق بيمه حقوق و يا مستمري دريافت كنيم , به همين خاطر من مجبور به كار هستم و با حقوقي اندك و كمك خانواده زندگي را ميچرخانم.

يكي از مشكلات بسيار اساسي براي ما زناني كه همسرمان فوت كرده است اين ميباشد كه اگر از بيمه پولي دريافت ميكنيم ديگر خودمان نبايد كار كنيم , ولي مشكلات اقتصادي آنقدر زياد و كمرشكن است كه ما مجبور هستيم كار كنيم.

من از سال اول با حقوق 20.000 تومان شروع به کار کردم البته ساعت کار 5 ساعت در روز است, مشكل اساسي ما كارمندان بخصوص زنان روابط داخلي در محيط كار است , اگر در كار تن به پارتي بازي و كارهايي از اين دست بدهيم, هواي ما را دارند و مزايا در اختيار ما قرار ميدهند, مانند موبايل و حقوق بيشتر و سيم كارت و گاهي هم تا خانه و ... اما اگر بخواهي با وجدان و با صداقت كار كني آنجاست كه كار سخت ميشود, اگر تن به دروغ و دزدي در كار بدهي تو را نگه ميدارند اگر دزدي و كلاه برداري هايشان را تحمل نكني و اعتراض كني و يا در مقابلشان بايستي تو را اخراج ميكنند.

مشكل اساسي ديگر هم سو استفاده ها و پيشنهادات غير اخلاقي است كه ما زنان در محيط كار با آن روبرو هستيم , در يك كلام به جرم زن بودن حتي حق داشتن شغل و كار كردن در محيطي خارج از نگاهي سطح پايين به زن و سو استفاده از آن نداريم , جرم ما اين است كه زن هستيم و ميخواهيم در محيطي سالم مانند مردان كار كنيم , براي فرزندان خود آينده اي روشن بسازيم, اما در اين جامعه اين امكان پذير نيست , يا ما بايد تحت شرايط سخت وطاقت فرساي اقتصادي تن به آنچه نميخواهيم بدهيم يا اخراج هستيم و بي پول و فقير.

ده فعال جنبش زنان آزاد شدند

آژانس ايران خبر 

دوشنبه 10 فروردین 1388-30 مارس 2009

ده تن از فعالان جنبش زنان كه در تاريخ 6فروردين دستگير شده بودند با قرار كفالت آزاد شدند اما با وجود صدور قرار کفالت برای همه آنها کفالت خدیجه مقدم و محبوبه کرمی پذیرفته نشد و همچنان اين دو عضو كمپين در زندان اوين به سر ميبرند 

آخرین وضعیت عالیه اقدام دوست در زندان اوین

آژانس ايران خبر 

دوشنبه 10 فروردین 1388-30 مارس 2009

عالیه اقدام دوست، فعال "کمپین یک میلیون امضا" که در بهمن ماه گذشته، جهت تحمل دوران محکومیت خود روانه زندان شد، همچنان بدون داشتن حق ملاقات با وکلای خود در بند عمومی زندان اوین نگهداری می شود.

وی همچنین، با اطلاع از ابلاغ " بخشنامه ممنوعیت مرخصی نوروزی زندانیان سیاسی" ، از نوشتن درخواست مرخصی نوروزی خودداری کرده و در ایام تعطیلات نوروز نیز، در زندان اوین به سر برد.

روز پنج شنبه، 10 بهمن، ماموران اجرای احکام دادسرای انقلاب تهران، عالیه اقدام دوست، را در منزل خود دستگیر و برای تحمل سه سال حبس به زندان اوین منتقل کردند.

اجرای نامنتظره حکم عالیه اقدام دوست، اولین اقدام در به اجرا گذراندن احکام صادره علیه جنبش زنان در ایران به شمار می آید. عالیه اقدام دوست، اولین زندانی جنبش زنان است که جهت تحمل حکم حبس قطعی خود روانه زندان شده است.

پیش از این، دستگاه قضایی در ایران نتوانسته بود احکام حبس فعالان زن را به اجرا در آورد. در سال 1386 درحالی که شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب، قصد به اجرا درآوردن حکم 2 سال و 10 ماه حبس دلارام علی را داشت، در پی اعتراضات گسترده داخلی و بین المللی و به دستور ریاست قوه قضائیه، اجرای حکم متوقف شد. پس از آن دادگاه انقلاب ایران اگرچه به صدور احکام حبس تعلیقی و تعزیری برای فعالان زن ادامه داد، با این حال هیچ یک از این احکام به مرحله اجرا در نیامد.

گفتنی است، دادگاه عالیه اقدام دوست، در 16 خرداد 1386 در شعبه 15 دادگاه انقلاب برگزار و در روز 15 تیر 1386 حکم وی ابلاغ شد. او به اتهام اقدام عليه امنيت ملی از طريق شركت در تجمع غيرقانوني(22 خردادماه )، به تحمل 3 سال حبس و در مورد اتهام اخلال در نظم و آسايش عمومي، به تحمل 4 ماه حبس و 20 ضربه شلاق (در مجموع 3سال و 4 ماه حبس و 20 ضربه شلاق) محكوم شد و در نهایت با کفالت 20 میلیونی در انتظار رأی دادگاه تجدید نظر ماند. این دادگاه نیز حکم سه سال حبس وی را تأیید کرد.

لازم به یادآوری است در روز 22 خردادماه به دعوت تشکل های فعال در حوزه زنان، تجمعی در اعتراض به قوانین نابرابر در میدان هفت تیر برگزار شد که با برخورد خشونت آمیز نیروهای انتظامی مواجه شد. در این تجمع بیش از 100 تن بازداشت شده و بسیاری از زنان پس آزادی با احکام سنگین حبس مواجه شدند.

كميته گزارشگران حقوق بشر

انتقال 4 تن از بازداشت شدگان کمپين يک ميليون امضا به زندان قزل حصار 

آژانس ايران خبر   

یکشنبه 9 فروردین 1388-29 مارس 2009 

بیست و نه مارس 2009 - آخرين خبر از بازداشت شدگان کمپين يک ميليون امضا، حاکي است، 4 تن از بازداشت شدگان به زندان قزل حصار انتقال يافته اند.

محمد شوراب، علي عبدي، آرش نصيري اقبالي و امير رشيدي، 4 فردي هستند که امروز علي رغم صدور قرار کفالت از سوي قاضي، از زندان اوين به زندان قزل حصار منتقل شدند.

ساير بازداشت شدگان که شامل خديجه مقدم، دلارام علي، ليلا نظري، محبوبه کرمي، فرخنده احتسابيان، بهارا بهروان، شهلا فروزانفر و ثريا يوسفي هستند، همچنان در بند مالي زندان اوين به سر مي برند.

همچنين خانواده هاي بازداشت شدگان، که امروز جهت سپردن قرار کفالت به دادگاه انقلاب مراجعه کرده بودند، اجازه حضور در دادگاه و ملاقات با قاضي را بدست نياوردند.

گفتني است روز پنجشنبه ششم فروردين، بيش از 10 نفر از اعضاي کمپين يک ميليون امضا در خيابان سهروردي تهران بازداشت شدند.

قرار بود اين افراد براي تبريک سال نو به خانواده هاي برخي از زندانيان، به منازل آنان بروند. اما هنگامي که همگي سر قرار، در ابتداي خيابان سهرودي و جنب پل سيد خندان حاضر شدند توسط ماموران نيروي انتظامي بازداشت و به کلانتري نيلوفر منتقل شدند. آنها سپس از کلانتري به زندان اوين انتقال يافتند و جهت آزاديشان قرار کفالت پناه ميليون ريالي صادر شد.

کميته گزارشگران حقوق بشر

نظام پاسخگو باشد:دختر 5 ساله معتاد به كراك

آژانس ايران خبر 

پنجشنبه 6 فروردین 1388-26 مارس 2009 

بر اساس خبرهاي دريافتي ازمركز ترك اعتياد كوثر شهرستان شهريار,دراين مركز ترك اعتياد, هم اكنون دختري 5ساله كه معتاد به كراك است در حال معالجه مي باشد.گفتني است مركز ترك اعتياد كوثر شهريار مخصوص دختران وزنان است.در اين مركز دختران وزنان جوان زيادي مشغول ترك اعتياد خود مي باشند اما تكان دهنده ترين خبر دريافتي از اين مركز وجود يك دختربچه ي 5ساله معتاد به كراك است.به گفته ي مادر اين كودك 5 ساله عامل اعتياد اين كودك معصوم برادربزگترش بوده است.نكته ي تكان دهنده و قابل تامل اين است كه برادر اين كودك تنها 14 سال دارد.رو شدن پرونده هاي اعتياد اين كودكان خردسال موجب نگراني عميق اذهان عمومي خواهد شد ونظام حاكم برايران بايد پاسخگوي اين نابهنجاري هاي اجتماعي باشد.

چرا كودكان ايراني به چنين دردهايي مبتلا شده اند؟

رکسانا صابري تهديد به اعتصاب غذا کرد 

آژانس ايران خبر

چهارشنبه 5 فروردین 1388-25 مارس 2009 

اوين 

بیست و چهار مارس 2009 - رکسانا صابري، که در ايران براي رسانه هاي خارجي گزارش تهيه مي کرد، از بهمن ماه سال جاري در زندان اوين تهران در بازداشت به سر مي برد.

رکسانا صابري، روزنامه نگار ايراني- آمريکايي که در زندان اوين بسر مي برد، در تماس تلفني به پدرش گفته است: اگر اورا آزاد نکنند، دست به اعتصاب غذا خواهد زد.

رضا صابري، پدر رکسانا صابري، به خبرگزاري رويترز گفته است که روز سه شنبه دخترش از زندان به وي تلفن زده است.

رضا صابري درباره گفت وگوي تلفني با دخترش تصريح کرده است:من خيلي نگران هستم. او تمايل زيادي به خودکشي دارد.

رضا صابري که در ايالت داکوتاي شمالي زندگي مي کند،اضافه کرده است: او گفت در صورتي که آزاد نشود، دست به اعتصاب غذا خواهد زد. من تلاش کردم که او را آرام کنم. به او گفتم داريم تمام تلاش مان را انجام مي دهيم تا آزادي او را تضمين کنيم و او بهتر است طاقت بياورد.

رکسانا صابري، که در ايران براي رسانه هاي خارجي گزارش تهيه مي کرد، از بهمن ماه سال گذشته در زندان اوين تهران در بازداشت به سر مي برد.

رکسانا صابري در تماس تلفني روز سه شنبه گفته است که تصميم مقامات قضايي ايران درباره وي تغيير کرده است و احتمالا او را به مدت چندماه تادو سال در زندان نگه خواهند داشت.

اين در حالي است که حسن حداد، معاون امنيت دادسراي عمومي و انقلاب تهران، 16 اسفندماه گفته بود که تحقيقات درباره پرونده رکسانا صابري انجام شده است و او طي روزهاي آينده آزاد مي‌شود.

هيلاري کلينتون، وزير امور خارجه آمريکا، پيشتر از مقام هاي ايران خواسته بود تا هرچه زودتر رکسانا صابري را آزاد کنند.

هيلاري کلينتون در اسفندماه به بخش خبري شبکه تلويزيوني اي‌بي‌سي گفته بود که از تمام ابزارهاي موجود براي بازگرداندن رکسانا صابري بهره خواهد گرفت.

رکسانا صابري، 31 ساله، شش سال قبل براي فعاليت هاي خبري به ايران رفت و با مجوز دولت ايران به خبر رساني براي راديو ان. پي. آر و ديگر رسانه هاي خارجي مشغول بوده است.

اين در حالي است که حسن قشقاوي، سخنگوي وزارت امور خارجه ايران، در واکنش به بازداشت اين خبرنگار ايراني-آمريکايي گفته بود: فعاليت هاي رکسانا صابري از از سال 85 13 غير مجاز بوده است.

آقاي قشقاوي همچنين افزوده بود: کارت خبرنگاري اين خانم از سال 1385 به وزارت ارشاد مسترد شده و او مجوز لازم براي دريافت اخبار و اطلاعات را نداشته است.

از سوي ديگر پدر رکسانا صابري در اسفندماه درباره دلايل دستگيري فرزندش گفته بود: رکسانا در آخرين گفت‌وگوي تلفني به وي گفته بود که فردي به او بطري شرابي فروخته و سپس اين موضوع را گزارش کرده و همين امر منجر به دستگيري او شده است.

رکسانا صابري از پدري ايراني و مادري ژاپني در داکوتاي شمالي در آمريکا متولد شده و در سال 1997 به دليل موفقيت‌هاي ورزشي و هنري خود به عنوان دختر شايسته ايالت داکوتاي شمالي انتخاب شد.

گزارش پرونده زنی در آستانه محکومیت به اعدام 

آژانس ايران خبر

چهارشنبه 5 فروردین 1388-25 مارس 2009    

گزارش پرونده زنی در آستانه محکومیت به اعدام  

حکیمه حسن زاده فرزند حسین، یکی دیگر از زنان ایرانی است که ناعادلانه در شرف محکومیت به اعدام است.

حکیمه متولد 1358 در دشتستان بوشهر است و در میان هفت خواهر کوچک‌تر از خود، زندگی قبل از ازدواج خود را در خانه‌ی پدری و در خانواده‌یی فقیر و کم بضاعت سپری کرد. بعد از ازدواج با پسرعموی خود از شهرستان آغاجاری در استان خوزستان به شهر اشک‌زر در استان یزد منتقل شد. او دارای دو فرزند به نام‌های زهرا 10 ساله و عباس 9 ساله است.

حکیمه پیش از بازداشت‌اش در گل‌خانه‌ی خیار در شهر اشک‌زر مشغول به‌کار بوده و معیشت خانواده را بر گردن داشته است. مقتول به نام عیدان بلوچی حدوداً 33 ساله و از بستگان پدری حکیمه بود.

حکیمه در روز 7 اردیبهشت ماه سال جاری، ساعت 5:30 بامداد در حالی‌که آماده‌ی رفتن به محل کار خود می‌شود، با صدای کوبیدن محکم در منزل خود مواجه می‌شود و زمانی‌که در را باز می‌کند، عیدان بلوچی (مقتول) را می‌بیند که به زمین افتاده و دو مردی که روی خود را پوشانده‌اند با چوب و آهن به سر و صورت عیدان می‌زدند. عیدان که در شهرداری اشک‌زر مشغول به‌کار بوده صبح زود قصد رفتن به‌ محل کار را داشته که این دو نفر به قصد کشتن او را دنبال می‌کنند تا این‌که او دوان دوان خود را به در خانه‌ی حکیمه می‌رساند تا باب نجاتی برای او باشد و او را از کشته شدن برهاند . حکیمه با مشاهده‌ی ضرب و شتم محکم قاتلان که بر سر و صورت عیدان می‌زدند، خود را بر روی عیدان انداخته تا او را کشان کشان به خانه ببرد، که در این میان ضربه‌یی بر فک و دست‌اش اصابت می‌کند که باعث شکستن دست و فک او می‌شود  قاتلان صحنه را ترک می‌کنند و حکیمه یکی از فامیل را به کمک می‌طلبد تا عیدان بلوچی را به بیمارستان منتقل کند.

در این حادثه که مقتول دچار ضربه‌ی مغزی شده بود، بعد از عمل جراحی به کما رفته و بعد از 15 روز فوت می‌کند.

در تاریخ 07/02/87 بازپرسی‌های دایره‌ی آگاهی رضوان شهر(شهر صدوق) آغاز شد، و متهم اصلی را حکیمه قلمداد کردند و از آن تاریخ تاکنون این زن را یا در آگاهی و یا در ندامت‌گاه زیر انواع شکنجه‌های روحی و جسمی قرار دادند که اعتراف بکند قاتل کیست؟ و چه رابطه‌یی با تو داشته؟

حکیمه بارها به رئیس آگاهی، آقای بیگی و شاکری بازپرس شعبه یک دادگاه استان یزد اعلام کرده که من بی گناه هستم و قصدم فقط کمک رساندن به عیدان بوده است ولی متاسفانه شکنجه و اصرار بر این‌که تو قاتل هستی به جایی رسیده که حکیمه دیگر بعد از نه ماه انگیزه‌یی برای زنده ماندن ندارد و بسیار از این اوضاع خسته شده و زیر برگه‌یی که باب میل بازپرسان است مبنی بر این‌که من قاتل هستم را امضاء کرده.

با این‌که مسئولان دخیل در پرونده خود به وضوح می‌دانند که حکیمه نمی‌تواند قاتل باشد چرا که نوع و شدت ضربات وارده بر مقتول به نوعی بوده که خارج از توان یک زن است و هم‌چنین ضربات وارده بر حکیمه نشان دهنده این است که قاتل یا قاتلان شخص ثالثی است ولی برای این‌که پرونده را مختومه اعلام کنند این اعتراف را قبول کرده و برای صدور حکم نهایی به دادستان ارجاع دادند که بدون شک حکم‌اش اعدام خواهد بود.

فرزندان حکیمه محصل هستند و زهرا در حال حاضر با مادر حکیمه در آغاجاری و پسرش عباس با خواهر حکیمه در بندرلنگه زندگی می‌کنند. شوهر حکیمه نیز تمام وسایل زندگی خود را حراج کرده تا خرج دادگاه و دیگر مسائل پرونده‌ی حکیمه را بدهد و دیگر آهی در بساط ندارد و برای پیدا کردن شغل به شهر بندرعباس رفته است.

لازم به ذکر است که در شهریور ماه حکیمه را برای ادامه‌ی تحقیقات به آگاهی تهران بزرگ منتقل کردند که دو ماه در آن‌جا نیز تحت انواع شکنجه قرار گرفته بود که موجب شکسته شدن یکی از دندان‌های او شد و طبق گفته‌ی خود او و شاهدان عینی از شدت شوک برقی او را با ویلچر به دادگاه می‌بردند.

حکیمه بعد از نه ماه اذیت و آزار، خلاصی جز مرگ برای خود نمی‌بیند و چاره‌یی جز قبول حرف‌های قاضی پرونده و مأمورین آگاهی را ندارد و زندگی و آبروی خود را در یک صبح تلخ از بین رفته می‌داند. حتی خانواده‌ی مقتول نیز ناباورانه روند عدالت را ملاحظه می‌کنند؛ پدر حکیمه 70 سال سن دارد و مادرش نیز پیرزنی فرتوت است و توان پی‌گیری پرونده‌ی او را ندارد . حکیمه فاقد وکیل مدافع و امکان دفاع از خود است، اگر در اسرع وقت به وضعیت ایشان رسیدگی نشود، حکم اعدام وی در چند روز آینده صادر خواهد شد.

فعالان حقوق بشر در ایران

دستگیری 83 دختر جوان و 167 پسر در شب چهارشنبه آخر سال د رمشهد

آژانس ايران خبر   

چهارشنبه سوري  جوانان د رچهارشنبه سوري

در چهارشنبه آخر سال بیش از 250 جوان مشهدی توسط نیروی انتظامی خراسان رضوی دستگیر و روانه زندان های آماده شدند.

به گزارش خبرنگار آژانس ایران خبر از شهر مشهد ، نیروی انتظامی با انتقال این تعداد دستگیر شده که به ادعای آنها موجب اخلال نظم اجتماعی شده اند آنها را تا روز پانزده فروردین ماه در زندان های آماده خود نگهداری خواهد نمود.

خانواده هایی که فرزندانشان دستگیر شده اند نیز در مقابل دفتر فرماندهی نیروی انتظامی در شهر مشهد تجمع کرده اند و خواهان آزادی فرزندانشان هستند.

فرمانده انتظامی مشهد در اطلاعیه ای اعلام کرد که تا پایان روز پانزدهم فروردین ماه سال جاری هیچ یک از دستگیر شدگان آزاد نخواهند شد.

ضرب و شتم دختر جوان در پی اجرای طرح امنيت اخلاقی در زاهدان

آژانس ايران خبر   

سه شنبه 27 اسفند 1387-17 مارس 2009

عصر روز سه شنبه 20 اسفند در پی مقاومت دخترک جوان زاهداني در خصوص سوار شدن بر خودرو ماموران گشت ارشاد, یکی از اين ماموران که از مقاومت دخترک بی گناه به ستوه آمده بود با مورد حمله قرار دادن وی به زور او را سوار بر خودرو کرد.

گفتنی است این نوع برخورد موجب بروز اعتراضاتي از شاهدان ماجرا بود که با عکس العمل شدید ماموران این اعتراض نیز خاموش شد.

این روزها خیابان های زاهدان شاهد عبور و مرور متعدد مامو ران انتظامي ،راهنمایی و رانندگی و سایر عوامل برهم زننده آسایش روانی مردم میباشند.

بازداشت یک زن بهایی در ساری

آژانس ايران خبر  

چهارشنبه 21 اسفند 1387-11 مارس 2009  

در ادامه برخورد با بهاییان در ایران یک زن بهایی در شهرستای ساری توسط مامورین اطلاعات بازداشت و به زندان کچویی ساری منتقل شد

بنابر گزارش های دریافتی از شهرستان ساری، خانم شیرین فروغیان (صمیمی) روز یکشنبه 18/12/87 توسط مامورین اداره ی اطلاعات در بازداشتگاه امنیتی کچوئی ساری زندانی شدند.

گفتنی است در اواسط مرداد ماه مغازه ی همسر ایشان عادل صمیمی، از طرف اداره ی اطلاعات بسته شد و به فاصله ی کوتاهی در اواخر مرداد ماه منزل ایشان بازرسی شده و وسایلی از جمله: کامپیوتر، ماهواره و عکس‌ها و کتب امری را با خود بردند و آقای صمیمی را در تاریخ 2/11/87 به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت کرده و طی 9 روز بازجویی آزاد کردند. پس از تهدیدهای مداوم جهت بازداشت خانم فروغیان، ایشان نیز بازداشت و به زندان منتقل شدند.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران

افزايش مرگ و مير خدمتكاران زن خارجي در اردن

تهران ، خبرگزاري جمهوري اسلامي

اجتماعي. اردن. خارجي

پنجشنبه 8 فروردین 1388-27 مارس 2009

امان - آمارهاي رسمي در اردن از افزايش مرگ و مير خدمتكاران زن خارجي در اين كشور خبر مي‌دهند.

به گزارش ايرنا از امان و به استناد آمارهاي رسمي اردن ، طي سه ماه اول سال ميلادي جاري ۲۵خدمتكار زن خارجي در اين كشور فوت كرده اند.

وزارت كشور اردن با انتشار اين آمار اعلام كرد: مرگ حدود ۱۸نفر از آنها بر اثر خودكشي و هفت مورد بر اثر حوادث بوده است.

بر اساس اين آمار ، همچنين حدود ۱۰۰نفر از اين خدمتكاران دست به خودكشي زده اما موفق به از بين بردن خود نشده اند.

بيشتر خدمتكاراني كه اقدام به خودكشي كرده‌اند از طريق پرت كردن خود از يك بلندي يا حين فرار از خانه‌هاي ارباب خود از طريق بالكن يا پنجره هاي اين خانه‌ها قصد خود را عملي كرده اند.

احمد الهباهبه رييس سنديكاي دفاتر جذب و بكارگيري خدمتكاران غير اردني علت بالا بودن ميزان مرگ و مير در ميان خدمتكاران زن خارجي در اردن را وجود شرايط و دشواري‌هاي كاري در خانه‌ها و وضعيت روحي نامناسب در نتيجه دوري آنان از خانواده هايشان مي‌داند.

الهباهبه افزود : از جمله مشكلات اين خدمتكاران كه باعث مي‌شود تعداد زيادي از آنان از خانه‌هاي محل كار خود فرار كرده و به سفارتخانه‌هاي خود پناه ببرند پايبند نبودن صاحبكاران به پرداخت مزد ماهيانه ، اجازه ندادن براي تماس با خانواده هايشان و همچنين كتك زدن و زخمي كردن آنان است.

بر اساس آمار رسمي ، حدود ۶۵هزار خدمتكار زن كه اكثر آنان از كشورهاي فيليپين و سريلانكا هستند در اردن مشغول كار هستند.

حقوق ماهيانه آنان حدود ۱۰۰دينار (هر دينار (۱/۴۳است و دولت اردن نيز ساليانه ۳۰۰دينار از هر نفر دارنده خدمتكار ماليات مي‌گيرد.

رئيس دانشگاه آزاد اميديه:

رفع تبعيض جنسيتي در پذيرش دانشجو در رشته‌هاي مهندسي ضروري است

اميدواريم سال آينده در رشته‌هاي مهندسي نفت دانشجوي دختر پذيرش كنيم

خبرگزاري دانشجويان ايران - اهواز

سرويس: شهرستان‌ها

چهارشنبه 7 فروردین 1388-26 مارس 2009

رئيس دانشگاه آزاد اسلامي واحد اميديه گفت: بايد از توان، پتانسيل و استعداد دختران هم در رشته‌هاي مهندسي اين دانشگاه استفاده شود.

مسعود سرحدي، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) ـ منطقه خوزستان ـ اظهار داشت: با توجه به اينكه بيشتر رشته‌هاي دانشگاه آزاد اسلامي اميديه شامل رشته‌هاي مهندسي و صنعتي هستند، بيشتر دانشجويان پذيرش شده در اين رشته‌ها را هم پسران تشكيل مي‌دهند.

وي با اشاره به توان و ظرفيت بالاي علمي دانشجويان دختر، افزود: سال گذشته دانشگاه آزاد اميديه در رشته مهندسي پليمر از ميان دختران هم پذيرش دانشجو داشته است و حدود 64 درصد از ورودي‌هاي اين رشته را دختران تشكيل دادند.

رئيس دانشگاه آزاد اسلامي واحد اميديه با اشاره به لزوم رفع تبعيض جنسيتي در پذيرش دانشجو در رشته‌هاي مهندسي، گفت: سال آينده هم در صورت نبود موانع تخصصي و منوط به دريافت مجوز، اميدواريم در رشته‌هاي مهندسي نفت پذيرش دانشجوي دختر داشته باشيم.

ارسال به دوستانزنان سعودی نيز به شغل آتش نشانی پيوستند

شغل آتش نشاني در گذشته تنها به مردان اختصاص داشت اما اخيرا" دولت عربستان سعودي اجازه داد زنان نيز در آتش نشاني فعاليت کنند.

واحد مرکزی خبر: تعدادي از زنان عربستاني اخيرا" وارد عرصه آتش نشانان شدند.

شغل آتش نشاني در گذشته تنها به مردان اختصاص داشت اما اخيرا" دولت عربستان سعودي اجازه داد زنان نيز در آتش نشاني فعاليت کنند.

تاکنون بيست وپنج نفر از زنان عربستاني دوره امدرساني و اطفاء حريق را با موفقيت گذرانده و درسازمان آتش نشاني عربستان به کارگرفته شدند. يک زن آتش نشان مي گويد: درصورت وقوع آتش سوزي درخانه اي در عربستان ورود مردان آتش نشان به اين خانه که زنان غير محجه در آن زخمي شده اند براي اين زنان ناخوشايند است به همين سبب زنان آتش نشان به راحتي مي توانند به محل حريق وارد شوند و زنان مجروح را به بيمارستان ها منتقل کنند.

اين زنان آتش نشان اکنون با شعار زن در خدمت زن بلافاصله خودرا به محل حريق مي رسانند و به امدادرساني و اطفاء حريق و انتقال بيماران به بيمارستانها مي پردازند.

زنان آلمانی کمتر از مردان حقوق می‌گیرند

رادیو المان

نتیجه‌ی تحقیق مشترک مؤسسه‌ی تحقیقاتی نورنبرگر در امور مربوط به بازار کار و مشاغل و دانشگاه کونستانس نشان می‌دهد که اختلاف درآمد زنان و مردان آلمانی فاحش‌تر از دیگر کشورهای اروپایی است.

بنا بر این گزارش، در آمد متوسط زنان شاغل در مشاغل تمام‌وقت در ایالت‌های قدیمی آلمان در سال ۲۰۰۶ بیست و چهار ‌‌درصد کمتر از مردها بود و در سال‌های بعدی این اختلاف باز هم بیشتر شد.

هرمان گارتنر، یکی از محققان موسسه‌ی  IAB می‌گوید در حالی که دیگر کشورهای اروپایی توانستند تا حدودی بر این اختلاف چیره شوند،‌ در آلمان شکاف بین درآمد زنها و مردها بیش از پیش شد. به گفته‌ی وی، تفاوت دستمزد زنان و مردان در هر ساعت، در دیگر کشورهای اروپایی بین سال‌های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۶ از ۱۷درصد به ۱۵ درصد کاهش یافت. اما در آلمان این اختلاف از ۲۱ درصد به ۲۲ درصد رسید. در قبرس این اختلاف به ۲۴ درصد رسید که نسبت به آلمان فاحش‌تر است.

مراقبت از فرزند عاملی مهم در ایجاد این تفاوت است

محققان یکی از علل به وجود آورنده‌ی این اختلاف را گسترش فزاینده‌ی کارهایی با درآمد نازل نامیدند. به گفته‌ی آنها، زنان تمایل بیشتری برای کار در بخش‌های کم‌درآمد دارند و این موضوع بر نرخ متوسط اختلاف درآمد آنان با مردان تأثیر می‌گذارد.

علت دیگر این است که مردان در اضافه‌کاری‌ها شرکت فعال‌تری دارند و بیشتر پست‌های ارشد نیز توسط مردان اشغال می‌شود.

اما عامل دیگری که محققان آن را بسیار تأثیرگذار می‌دانند، توقف کاری زنان به دلیل لزوم مراقبت از فرزند و آمار بالای شرکت زنان در کارهای نیمه‌‌وقت است.

به گفته‌ی مؤسسه‌ی تحقیقاتی IAB اختلاف درآمد زنان و مردان آلمانی حتی در شغلی مشابه ۲۱ درصد است. بررسی جدید این مؤسسه نشان می‌دهد که حتی در یک دوره‌ی آموزشی، شغل یا سن یکسان و در یک مکان کاری مشابه، زنان به طور متوسط ۱۲ درصد کمتر از مردان حقوق می‌گیرند.

وزیر خانواده آلمان خواستار برابری حقوق مردان و زنان شد

رادیو آلمان

اورسولا فون لاین، وزیر خانواده‌ی آلمان، از حزب دمکرات‌مسیحی، خواستار رعایت عدالت بیشتر در پرداخت حقوق به زنان و مردان شد. وی گفت‌، اختلاف ۲۳ درصدی دستمزد زنان با مردان، آلمان را در میان کشورهای اروپایی در هفتمین رده‌‌ی ‌انتهایی قرار داده و این برای این کشور خفت‌بار است.

بسیاری از دیگر سیاستمداران و اتحادیه‌های آلمانی نیز خواستار انجام اقداماتی جهت برابری حقوق مردان و زنان شدند.

بنگلادش تمامی قوانین تبعیض آمیز علیه زنان را لغو می کند

خبرنامه امیرکبیر

برچسب ها

جمعه 30 اسفند 1387-20 مارس 2009

به گزارش دیلی استار، دولت قرار است تمام قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان را لغو کند.

حسنیه در سخنرانی خود، در مراسم افتتاحیه روز جهانی زن در عثمانی مموریال هال، وعده داد: ما برنامه توسعه ملی زنان را که طی آخرین دوره زمامداری دولت لیگ آوامی اتخاذ شده بود، به اجرا درخواهیم آورد.

او همچنین افزود، برای انتخابات ۲۹ دسامبر، حداکثر کاندیداهای زن را معرفی کرده و در هیئت دولت نیز تا حد ممکن از زنان استفاده خواهد شد. او در توضیح دلایل این تصمیم گفت، برای تضمین شأن اجتماعی و مشارکت در امور اقتصادی، توانمندسازی سیاسی زنان ضروریست و فقط با تصویب قوانین نمی‌توان حقوق برابر زنان را تضمین کرد و مانع خشونت علیه آنان شد.

وی ضمن اشاره به نقش زنان در دوره جنگ رهایی در سال ۱۹۷۱، گفت: در حدود ۲۰۰ هزار زن توسط ارتش پاکستان و همدستان وی تحت ستم قرار گرفتند.

بنگلادش تمامی قوانین تبعیض آمیز علیه زنان را لغو می کند       

تغییر برای برابری

پنجشنبه 29 اسفند 1387-19 مارس 2009

تعداد زنان در مجلس باید تا صد نفر افزایش یابد. این را شیخ حسنیه، نخست وزیر بنگلادش هفته پیش به "خبرگزاری هند و آسیا" گفت.

به گزارش "دیلی استار"، دولت قرار است تمام قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان را لغو کند.

حسنیه در سخنرانی خود، در مراسم افتتاحیه روز جهانی زن در "عثمانی مموریال هال"، وعده داد: "ما برنامه توسعه ملی زنان را که طی آخرین دوره زمامداری دولت لیگ آوامی اتخاذ شده بود، به اجرا درخواهیم آورد.

او همچنین افزود، برای انتخابات 29 دسامبر، حداکثر کاندیداهای زن را معرفی کرده و در هیئت دولت نیز تا حد ممکن از زنان استفاده خواهد شد. او در توضیح دلایل این تصمیم گفت، برای تضمین شأن اجتماعی و مشارکت در امور اقتصادی، توانمندسازی سیاسی زنان ضروریست و فقط با تصویب قوانین نمی‌توان حقوق برابر زنان را تضمین کرد و مانع خشونت علیه آنان شد.

وی ضمن اشاره به نقش زنان در دوره جنگ رهایی در سال 1971، گفت: "در حدود 200 هزار زن توسط ارتش پاکستان

حرکت مشترک زنان چپ در تهران و کرج در8 مارس

عصر نو

جمعه 30 اسفند 1387-20 مارس 2009

پس از گفتگو و برنامه ريزی های فراوان روز يکشنبه ۱۸ اسفند برای اجرای حرکت مشترک زنان چپ انتخاب شد: ساعت ۵ تا ۳۰/۵ غروب همزمان در تهران و کرج. چهار گروه درتهران و دو گروه در کرج. از چهارگروه تهران دوگروه موظف شدند که علاوه بر پخش تراکت به نصب طومار شعارها نيز بپردازند. دو گروه ديگر وظيفه اشان پخش تراکتها بود. طومارها در بالای پل های عابر پياده: يکی بالای پل عابر پياده ی ميدان هفت تير و ديگری بالای يکی از پل های بزرگراه جلال آل احمد نصب شد. تراکت های تهران در ميدان هفت تير، ميدان ولي عصر، پارک دانشجو، ميدان انقلاب، ستارخان، مجتمع تجاری ميلاد نور، ستارخان، گيشا، حکيميه تهرانپارس، شهرک اميد در شرق تهران و در کرج: در منطقه پل آزادگان و سه راه گوهردشت به اشکال مختلف پخش شد: تعدادی از تراکتها به دست مردم داده شد، تعدادی در خانه ها و کوچه ها انداخته شد. و تعدادی ديگر از بالای ساختمانها و يا پلهای هوايی عابرپياده و يا در خيابانها بين جمعيت پخش شد.

برخی از شعارهايی که روی طومارها نصب شده بودند ويا به صورت تراکت پخش شدند:

هشت مارس روزجهانی زن گرامی باد

لغو حجاب اجباری: خواست مسلم زنان

مردم از فقر و گرانی به تنگ آمدهاند

زندانی سياسی آزاد بايد گردد

گلزار خاوران ماندگار در تاريخ ايران و جهان

آزادی بيان، عقيده، انديشه، رسانه، تشکل، تجمع، تظاهرات و... آزادی زنان، آزادی جامعه

کارخانگی زنان در خانواده بيگاری آشکار است

نابودی محيط زيست، آلودگی آب، زمين و هوا از سياست های سلطه طلبانه، سودجويانه و تخريبی سرماي هداری است جهان ديگری ممکن است: به دور از سلطه وسرمايه...

خانواده مردسالاری از عوامل تحکيم فرودستی زنان است

خشونت جسمی و روانی عليه زنان در همه عرصه ها ممنوع

لغو هرگونه شرايط نابرابر کار زنان، لغو قراردادهای موقت، لغو نابرابری دستمزد برای کار برابر اعدام، سنگسار، شکنجه، قصاص و... محکوم است

محو نظام سلطه و سرمايهی جهاني

محو هرگونه تبعيض اعم از جنسيتی، طبقاتی، حقوقی، مذهبی، نژادی، قومی و

گسترش صنايع نظامی به ويژه صنايع هستهای يعنی نابودی انسان و محيط زيست و

آيا میدانيد به جای صرف بودجه های کلان برای جنگ و کشتار می توان ميليو نها امکان شغل سالم ايجاد کرد ورزش عاری از بار جنسيتی: خواست زنان

ورزش آزادنه در همه رشته ها حق مسلم زنان است

در زير گزارشی است از يکی از گروه های تهران که مناطق: هفت تير، ميدان وليعصر، پارک دانشجو و ميدان انقلاب را پوشش دادند: از مدتها قبل در انتظار روزجهانی زن شوروشوقی برما حاکم بود و از سويی نگرانی از اينکه با توجه به اوضاع و احوال نامساعد آيا می توان مراسم بزرگداشتی داشت يانه.

در ايران زنان درگير مشغله ها و مسائل گوناگونی هستند. در مناسبت های ويژه و نقاط عطفی چون ۸ مارس که اولويت آن ساير مسائل را تحتالشعاع قرار میدهد کارها فشردهتر میشوند، بخصوص با توجه به جوحاکم براين روزها که آخرين روزهای سال است، شروع سال جديد و نوروز.

حوالی عصر به سمت ميدان هفت تير، يکی از شلوغ ترين ميادين مرکزی تهران روانه شديم با طوماری از شعارهايی که چکيده ی تفکری در اقليت بود.

پس از يک بررسی سريع بر روی اولين پل هوايی عابر پياده در بلوار کريمخان رفتيم و طومار را نصب کرديم. به هنگام پايين آمدن از پله ها رانندهی اتوموبيلی که تصادفا هنگام عبور ما را ديده و توقف کرده بود، با اشارهی سرودست از ما حمايت کرد. از اين حرکت حس مثبتی در ما ايجاد شد: اينکه علیرغم تمام فشارها و سرکوب ها هنوز حس اعتراض و مبارزه جويی در مردم زنده است.

به سوی ميدان ولیعصر راهی شديم. به بالای يکی ازساختمان های تجاری رفتيم و از پل ارتباطی بين دو ساختمان اين پاساژ مقداری از تراکتها را به پايين ريختيم. دو نفر از پنجره باز ساختمانی ما را ديدند و وقتی کاغذها در هوا پخش شد فرياد تشويق آنان نيز به هوا برخاست. با ديدن عابرانی که تراکتها را برداشته با تعجب اطراف را نگاه میکردند و به خواندن میپرداختند احساس شعف میکرديم. به ميدان هفت تير برگشتيم و بر روی پل هوايی عابر پياده که درست مقابل مسجد است، تعدادی ديگر از تراکت ها را پخش کرديم. پس از آن به ميان عابرين رفتيم و ضمن تبريک روز زن با تکتک مردم صحبت کرده و تراکتها را به دست آنان داديم. عکس العمل ها و برخوردهای مردم بسيار خوب بود. بعضی از زنان ضمن تشکر می گفتند در اينجا کسی به فکر زنان نيست و از اينکه شما به ياد ما هستيد خوشحاليم. متاسفانه تعدای از مردم به ويژه زنان از وجود چنين روزی بیاطلاع بودند و در اين مورد سوال میکردند. بعضی از مردان خودشان به سمت ما آمده و سوال میکردند و تراکتها را میگرفتند که پخش کنند.

روی هم رفته برخورد مردم حمايتگرانه و تشويق کننده بود. اين تجربه نشان داد که علیرغم جو اختناق و سرکوب حاکم و فضای پليسی به ويژه در مناسبت های خاص که گاه در حد حکومت نظامی فضا پليسی می شود، می توان با مردم مستقيم ارتباط برقرار کرد و نظرات خود را طرح نمود. ۲۰ اسفند ۱۳۸۷

زنان بامیان با دستان خالی جاده ساختند

مدرسه فمینیستی

پنجشنبه 29 اسفند 1387-19 مارس 2009 

مدرسه فمینیستی (ترجمه سحر مفخم): به گزارش هیئت ملل متحد در افغانستان یک زن جسور در استان بامیان، زنان دیگر روستای خود را به ساخت داوطلبانه جاده ترغیب کرده است. زینب رضایی 45 ساله که چهار سال پیش ایران را ترک کرده است اکنون در یک بیمارستان محلی به عنوان ماما مشغول به کار است. او می گوید شغل خود را نه به خاطرمنافع اقتصادی بلکه فقط به خاطر اینکه شاهد درد و رنج و مرگ و میر ناشی از زایمان زنان در آن منطقه بوده، انتخاب کرده است.

خارج از دره اژدر، روستاییان هیچ گونه راه ارتباطی مناسبی با دیگر شهرهای اصلی نداشتند، برای رفع این معضل زنان تصمیم گرفتند تا خود بیل ها را در دست گرفته و جاده سازی کنند. زینب رضایی مدیر شورای توسعه جامعه زنان در روستای دره اژدر می گوید: من حدود هفتاد زن داوطلب را برای ساخت جاده جمع آوری کردم، ما از اینکه منتظر بمانیم تا دولت به نیاز ما که ساخت جاده بود پاسخی بدهد، خسته شده بودیم.

استان بامیان، میزبان دو مجسمه معروف و عظیم بودا است که توسط طالبان از بین رفت، اما این استان هیچگونه راه صاف و سنگفرش شده ای به استان های همجوار خود نداشت. هزاران افغانی بازگشته به کشور بدون داشتن امکانات زیر بنایی در اردوگاه های پناهندگان زندگی می کنند. دره اژدر یکی از آن اردوگاه هاست. زینب رضایی به عنوان مدیر شورای توسعه بسیاری پروژه های زیر بنایی را اجرا ویا تکمیل کرده است. او می گوید: ما مشکلات زیادی برای رفتن به شهر داشتیم و به همین دلیل در ابتدا خواستیم که مردان را به ساخت جاده ترغیب کنیم و وقتی دیدیم اقدامی صورت نپذیرفت زنان بیل ها را بر دست گرفتند.

رضایی بیست پروژه زیر بنایی را برای اردوگاه پناهندگان اجرا کرده است از جمله سیستم تخلیه فاضلاب و پروژه انرژی خورشیدی. او می گوید همواره مشکلاتی از طرف اعضای مرد شورای توسعه برایش بوجود آمده است حتی زمانی که زنان شروع به کار جاده سازی کردند اعضای مرد این شورا، آنها را به بی آبرو کردن مردان متهم کردند. رضایی می گوید در پاسخ به آنها گفتم این مسئله ربطی به آبرو ندارد، ما فقط سعی می کنیم محل زندگی خود را بسازیم.

زینب رضایی که مادر چهارفرزند است معتقدست که زنان نقش مهمی در ساخت جامعه دارند. وی می گوید مادران تحصیل کرده می توانند فرزندان تحصیل کرده تربیت کنند و این گونه است که جامعه رشد می کند. رضایی از ساخت جاده بسیار خشنود است، جاده ای که 350 خانوار از مزایای آن بهره مند شده اند و از همه مه متر اینکه به راحتی به بیمارستان دسترسی پیدا می کنند.

در پی انتشار خبر اقدامات و تلاش های زینب رضایی به همراه دیگر زنان، توجه تعدادی از نهادهای غیردولتی به دره اژدرجلب شده است. در حال حاضر کلاس های بهداشت و سواد آموزی برای زنان و کامپیوتر و علوم برای دختران بر پاست.

زینب رضایی می گوید زنان روستای او از کارکردن باز نخواهند ایستاد تا زمانی که مردان در راس قدرت هستند.

جهت رفع مشکلات آنان تصمیمی اتخاذ کنند

امروز فردا را می سازیم

پنجشنبه 22 اسفند 1387-12 مارس 2009

ارسال به دوستانهمسایه ها میتوانند زن وشوهر همسایه را طلاق دهند!

همانطور که شوهر حق طلاق دارد و یا زن حق خلع دارد، جامعه همین حقوق را دارد. اسلام برای زن مرد حقوق برابری قائل شده و به مرد حق طلاق و به زن حق خلع را داده است. حال اگر همسایه ها درخواست طلاق دو نفر را داده باشند اما یکی یا هردو نفر آنها مایل نباشند از هم جدا شوند. رییس سابق کمیته فتوای الازهر در فتوایی اعلام کرد: "همسایه ها و اهل محل اگر شاهد جر و بحث زوجین باشند و تشخیص دهند زن و شوهر همسابه نمی توانند باهم زندگی کنند، می توانند برای آنها درخواست طلاق کنند.

به گزارش فردا و به نقل از العربیه، شیخ جمال قطب که در جمع اتحادیه روزنامه نگاران مصری سخن می گفت اضافه کرد: همانطور که شوهر حق طلاق دارد و یا زن حق خلع دارد، جامعه همین حقوق را دارد. اسلام برای زن مرد حقوق برابری قائل شده و به مرد حق طلاق و به زن حق خلع را داده است.

وی ادامه داد: جامعه که شاهد وقوع ازدواج بین زن و مرد بوده است در صورت مشاهده بروز مشکل بین زوجین به حدی که امکان تفاهم بین آنها وجود نداشته باشد، حق دارد این پیوند زناشویی را پایان دهد! در این خصوص همسایه ها و با فامیل زن وشوهر می توانند با مراجعه به قاضی درخواست برای زوج همسایه در خواست طلاق کنند.

وی در پاسخ به این سوال که اگر همسایه ها درخواست طلاق دو نفر را داده باشند اما یکی یا هردو نفر آنها مایل نباشند از هم جدا شوند در اینصورت قاضی چه تصمیمی باید بگیرد؟پاسخ داد: اگر قاضی تشخیص دهد ادامه زندگی آنها باعث ادامه مشکل می شود حکم به طلاق می دهد و زن وشوهر هم باید آنرا بپذیرند!

وی در بیان دلیل این استدلال خود آورده است: در غیر این صورت ممکن است عدم درخواست طلاق از سوی مرد با خلع از طرف زن به خاطر فرار از مسولیت و یا ترس از محروم شدن از حقوق باشد. بنابراین وثتی همسایه ها درخواست طلا دهند قاضی آنها را ملزم به طلاق میکند.

افتتاح بازداشتگاه موقت نسوان زندان بيرجند

خبرگزاري فارس

چهارشنبه 21 اسفند 1387-11 مارس 2009

افتتاح بازداشتگاه موقت نسوان زندان بيرجند، بررسي مشكلات مردم روستاهاي فردوس و... از مهم‌ترين اخبار خراسان جنوبي در 24 ساعت گذشته است.

به گزارش خبرگزاري فارس از بيرجند ادامه مسابقات سال نوآوري و شكوفايي برترين‌هاي مسابقات تئاتر و سرود دانش‌آموزان پسر فردوس معرفي شدند.

در اين دوره از مسابقات، نمايش دست‌هاي رنگي به كارگرداني محمد رضايي‌فر از هنرستان شهيد باهنر و نمايش اجازه آقا از راهنمايي شهيد مطهري به كارگرداني جواد اكرمي‌نژاد به مقام برتر دست يافتند.

در ادامه مسابقات سال نوآوري و شكوفايي از بين 10 گروه سرود شركت كننده، گروه سرود هنرستان فني شهيد باهنر و راهنمايي شهيد مطهري به مرحله استاني راه يافتند.

مرحله استاني مسابقات دانش‌آموزي در ارديبهشت سال آينده برگزار مي‌شود.

بدرقه كاروان راهيان نور زهان

بخشدار زهان در مراسم بدرقه كاروان راهيان‌نور اين بخش گفت: ايران اسلامي مديون راست قامتاني است كه در هشت سال دفاع مقدس با اهداي جان خود سبب عظمت انقلاب اسلامي شدند.

محمد شباني با بيان اينكه سرزمين‌ها و مناطق جنگي بوي عشق، ايمان و شهادت مي‌دهد، افزود: محورهاي سوسنگرد، بستان، دهلاويه، طلائيه، هويزه، شوش، شيارالمهدي و ديگر مناطق جنگي مانند خورشيدي در آسمان ايثار و فداكاري مردم ايران مي‌درخشد.

وي ياد جبهه و شهدا را درس مجاهدت و ايثار دانست و گفت: مناطق جنگي مملو از درس‌هاي آزادانديشي و آزادگي است و آن جا با شهدا فاصله‌اي ندارد.

بررسي مشكلات مردم روستاهاي فردوس

با حضور فرماندار فردوس، مديركل دفتر امور روستايي استانداري خراسان جنوبي، بخشدار مركزي و جمعي از مديران ادارات و نهادهاي دولتي و به منظور بررسي مشكلات و رفع كمبودها و ديدار با روستاييان برنامه دهگردشي در روستاي حسين‌آباد برگزار شد.

دهيار روستاي حسين‌آباد در اين آيين با تقدير و تشكر از خدمات رساني‌ مسئولان در دولت نهم براي روستاييان، رفع كمبودها و رفع نواقص روستا براي جلوگيري از مهاجرت جوانان و روستاييان به شهر فردوس و شهرستان‌هاي همجوار را خواستار شد.

علي بخشي رسيدگي به وضعيت زمين‌هايي كه از طرف شوراي اسلامي حسين‌آباد به خريداران واگذار و متقاضيان اين زمين‌ها تاكنون هيچ اقدامي براي ساخت و ساز آن به عمل نياورده‌اند را خواستار شد و افزود: اجراي طرح هادي روستاي حسين‌آباد يكي از خواسته‌هاي اصلي مردم است.

عباس اقبال فرماندار فردوس نيز مسائل و مشكلات مردم روستاي حسين‌آباد را بررسي و نسبت به رفع مسائل و مشكلات مردم روستا قول مساعد داد.

عباس غلامي رئيس جهاد كشاورزي فردوس نيز براي تأمين علوفه يارانه‌اي از قبيل جو و كنسانتره دامي با قيمت هر كيلو 200 تومان برار دامنداران حسين‌آباد قول مساعد داد و گفت: براي قنات روستا پس از اخذ مجوزهاي لازم اقدام مقتضي انجام مي‌شود.

در ادامه اين مراسم از سوي بنياد مسكن در مورد پرداخت وام قرض‌الحسنه 500 هزار توماني به روستاييان براي ساخت حمام در منازل مسكوني قول مساعد داده شد.

افتتاح بازداشتگاه موقت نسوان زندان بيرجند

بازداشتگاه موقت نسوان زندان بيرجند با هدف كاهش آسيب‌هاي ناشي از حبس با حضور دادستان بيرجند و مسئولان محلي افتتاح شد.

مدير‌كل زندان‌هاي خراسان جنوبي گفت: در اين بازداشتگاه زنان و دختران براي مدت كوتاه و يا موقت با معرفي مراجع قضائي نگهداري مي‌شوند.

محمود اميني افزود: مهم‌ترين ويژگي بازداشتگاه موقت اين است كه از افراد انگشت نگاري نشده است و سابقه سويي براي آنان ايجاد نشده و ضمن تاديب موقت فرد امكان بازگشت بدون آسيب‌هاي ناشي از سو سابقه و يا آسيب‌هاي درون زندان فراهم است.

وي با اشاره به جمعيت جوان و موقعيت دانشجويي شهرستان بيرجند گفت: يكي از مقتضيات چنين شهري با چنين جمعيت جواني وقوع جرائم كوچك و يا دعواهاي جوانان است كه در صورت اعزام به زندان حتي به مدت كوتاه نيز براي آنان سو سابقه شده و از نظر روحي و رواني نيز در معرض انواع آسيب قرار مي‌گيرند.

بیست سال حبس برای دانشجوی افغان تایید شد

بی بی سی

سه شنبه 20 اسفند 1387-10 مارس 2009

دادگاه عالی افغانستان تصمیم دادگاه تجدید نظر (استیناف) در مورد پرویز کامبخش، دانشجوی افغان را تایید کرده است.

کامبخش چند ماه پیش از سوی دادگاه تجدید نظر در کابل، به اتهام اهانت به اسلام، به بیست سال حبس محکوم شد.

این دانشجوی افغان متهم است که "یک مقاله کفرآمیز" را که به جایگاه زن در اسلام می پردازد، از یک سایت انترنتی چاپ کرده و آن را در اختیار دوستان خود قرار داده است.

نهادهای مدافع حقوق بشر و همچنین نهاد های مدافع روزنامه نگاران پیش از این به بازداشت پرویز کامبخش و تصامیم دادگاه های ابتدایی و تجدید نظر در مورد آن اعتراض کرده بودند.

کامبخش حدود یک و نیم سال پیش در شهر مزار شریف، در شمال افغانستان بازداشت شد و دادگاه ابتدایی در بلخ او را به اعدام محکوم کرد.

'نهایی'

عنایت الله کمال، معاون دادستانی کل افغانستان می گوید:"با تایید دادگاه عالی پرونده کامبخش نهایی شد و او به بیست سال حبس محکوم شد.

خبرنگاران بدون مرز، به نقل از محمد افضل نورستانی، وکیل مدافع کامبخش گزارش داده اند که تصمیم دادگاه عالی افغانستان در این مورد، تعجب آور بوده است.

آقای نورستانی تصمیم دادگاه عالی را "تعجب آور" خوانده است

آقای نورستانی به نقل از این اعلامیه ابراز تعجب کرده که چگونه ممکن است دادگاه عالی تصمیم دادگاهی را تایید کند که در آن هیچ شاهدی علیه کامبخش شهادت نداد و هیچ سندی وجود ندارد که آنان "مقاله کفرآمیز" را از کامبخش دریافت کرده اند.

با این حال آقای نورستانی گفته که در حال بررسی راه های قانونی برای درخواست تجدید نظر در مورد حکم دادگاه عالی است.

'فرمان رهایی'

تصمیم دادگاه عالی افغانستان واکنش نهادهای دفاع از روزنامه نگاران را بدنبال داشته است.

خبرنگاران بدون مرز با پخش اعلامیه ای از رئیس جمهور کرزی خواسته تا در این پرونده شخصا مداخله کرده و فرمان رهایی پرویز کامبخش را صادر کند.

کمیته دفاع از خبرنگاران افغانستان نیز همین درخواست را تکرار کرده است.

ضیا بومیا، مسئول این کمیته می گوید هیچ تضمینی برای مصئونیت آقای کامبخش در زندان وجود ندارد و این مسئله باعث نگرانی آنان شده است.

آقای بومیا تاکید کرد که رئیس جمهور کرزی باید با استفاده از صلاحیت خود و با توجه به نگرانی هایی که در مورد ادامه بازداشت کامبخش وجود دارد، حکم رهایی او را صادر کند.

چند درصد ایرانی ها موافق برابری حقوق مرد و زن هستند؟

عصر ایران

دوشنبه 19 اسفند 1387-9 مارس 2009

در همین حال حدود دو سوم از پاسخگویان در سراسر جهان با این نظریه موافق بودند که سازمان ملل باید اقدامات بیشتری برای حمایت از حقوق زنان صورت دهد.

عصر ایران- برپایه یک نظرسنجی صورت گرفته توسط موسسه نظرسنجی آمریکایی ورلد پابلیک آپینیون به مناسبت روز جهانی زن، عموم مردم دنیا از برابری کامل حقوق زنان و مردان حمایت می کنند.

به گزارش عصر ایران (asriran.com) نتایج این نظرسنجی که در 22 کشور جهان صورت گرفت، نشان داد 86 درصد مردم جهان بر اهمیت برخورداری زنان از حقوق برابر در مقایسه با مردان تاکید کردند.

در این میان بخش بزرگی از کشورهای اسلامی مورد بررسی در این نظرسنجی اعلام کردند: برابری حقوق زن و مرد از اهمیت بسیاری برخوردار است.

هفتاد و هشت درصد ایرانی ها، 83 درصد اردنی ها، 85 درصد آذربایجانی ها، 90 درصد مصری ها، 91 درصد اندونزیایی ها، 91 درصد ترکیه ایها و 93 درصد ساکنان سرزمین های فلسطینی، برخورداری زنان از حقوق برابر در مقایسه با مردان را بسیار مهم و مهم ارزیابی کردند.

در ایران 44 درصد (بخش آبی پررنگ در نمودار زیر) برابری حقوق زن و مرد را بسیار مهم تلقی کردند در حالی که 34 درصد (بخش آبی کم رنگ در نمودار زیر) این شاخص را مهم دانستند.

به علاوه در آمریکا 97 درصد پاسخگویان اعلام کردند که حقوق برابر برای زنان مهم (77 درصد) یا بسیار مهم (20 درصد) است.

در این نظرسنجی همچنین اکثریت کشورهای مورد بررسی اعلام کردند دولت ها باید تلاش بیشتری برای رفع تبعیض به عمل آورند. در این بین 58 درصد در آمریکا با این نظر موافق بودند، در حالی که 35 درصد آمریکایی ها گفتند اقدامات دولت کافی است.

در همین حال حدود دو سوم از پاسخگویان در سراسر جهان با این نظریه موافق بودند که سازمان ملل باید اقدامات بیشتری برای حمایت از حقوق زنان صورت دهد.

استیون کال، مدیر موسسه نظرسنجی ورلد پابلیک آپینیون با بیان اینکه یک توافق گسترده جهانی در مورد حقوق برابر و حمایت دولت ها از رفع تبعیض وجود دارد اظهار داشت: "این ایده که زنان باید حقوق برابری با مردان داشته باشند ایده نسبتاً جدیدی در در تاریخ بشر است.

نمودار مربوط به نظرسنجی اهمیت حقوق زنان در 22 کشور جهان به صورت زیر است؛ آبی پررنگ مربوط به درصد کسانی است که از نظر آنها برابری کامل حقوق زن و مرد بسیار اهمیت دارد و آبی کم رنگ نیز درصد کسانی را نشان می دهد که این برابری را تا حدی مهم دانسته اند.

زنان نيمي از كارگران كوره پزخانه ها هستند

يكشنبه 18 اسفند 1387

کانون زنان ایرانی

باران محمدی

داستان همه برج هاي جهان از يك نقطه آغاز مي شود، ... كوره پزخانه. و اين داستان حكايت روزهاي خاكستري كارگراني است كه با رنج و محنت و از روي اجبار خشت ها را به آجر تبديل مي كنند.

پانزده كيلومتر دورتر از جنوب شرق تهران، جايي ميان زباله و دود، خاك و خاكستر اجتماعي از كوره هاي سر به فلك كشيده در وسعتي بيش از 120 هكتار خودنمايي مي كند. بيش تر كه دقت مي كني يك كوره را مي بيني كه در وسط زميني به وسعت بيش از سه هكتار قرار گرفته است. وسعت اين زمين ها گاهي به هشت هكتار هم مي رسد كه توسط ديوارهايي از هم جدا شده است و از آن سوي ديوار، محيط پيراموني كوره پزخانه ديگر شروع مي شود. اينجا محمودآباد است، انتهاي جاده خاوران، نزديك خاورشهر.

هفده كارگاه كوره پزخانه با قدمت بيش از 50 سال كه اكنون با قطع 60 روزه گاز در ارتفاع پايين دست جاده خاوران آرام گرفته اند.

روبه روي كوره پزخانه مكان هايي براي زندگي كارگران تعبيه شده است، در محمودآباد اين مكان ها در دو طبقه مجزا (هم سطح و فوقاني) حوالي محوطه ميدان كوره پزخانه قرار مي گيرند. اين مكان ها متشكل از 10 الي 15 آلونكي است كه با پارچه هاي مندرس و پتوهاي سربازي پوشيده شده است. آلونك ها در راهروهايي باريك با سقف ريخته و خشت نما و كابل هاي برق آويزان از هر سو در يك رديف به گونه اي قرار گرفته اند كه باد از هر سو درهاي آن را به هم مي پيچاند. آلونك ها اتاق هايي 9 متري هستند كه از دو الي 12 نفر در آن زندگي مي كنند كه معمولا توسط استادكارها در اختيار خانواده ها قرار مي گيرد. كف راهرو تنها نقطه اي از مكان كوره پزخانه است كه با موزاييك فرش شده و خارج از راهرو جز گل و لاي چيز ديگري نمي بيني.

نرده هاي آهني، پنجره هاي آلونك ها را تشكيل مي دهند و فضاي باز روبه روي آن ها كه توسط ستون هايي آجري از يكديگر جدا شده است اين امكان را مي دهد كه از آنجا محيط اطراف كوره پزخانه را به تماشا بنشيني.

راننده، كمك راننده، كوره چين، سركارگر، كوره سوز، آجردار، چرخكش، انبارزن، قالب كش، گل ساز، قالب دار، كمك كوره سوز، زغال كش، بار جمع كن، عمله مزدي، پاچرخكش، منشي و دفتردار از جمله شغل هاي موجود در يك كوره پزخانه است.

سی درصد كارگران يك كوره پزخانه سنتي، دايمي و 70 درصد آن فصلي هستند، قالب كش، گل ساز، بار جمع كن و قالب دار شغل هايي است كه كارگران فصلي مي توانند داشته باشند.

كارگران فصلي، هزاري خشت مي زنند، يعني هر يك هزار قالب خشت كه تحويل كارفرما مي دهند دستمزد مي گيرند. تا سال گذشته كارفرمايان براي هر هزار خشت پنج هزار تومان به كارگران مي دادند اما امسال با گران شدن آجر اين دستمزد تا مرز 9 هزار تومان هم رسيد. هر خشت آجر دو كيلو است اما به دليل اين كه كارفرماها آجرها را تني مي فروشند و كارگران را مجبور مي كنند كه هر خشت را دوكيلو و نيم بگيرند.

پيمان دسته جمعي كارگران كوره پزخانه كه در قالب فصل هفتم قانون كار با حضور نمايندگان كارگري و كارفرمايي و مسوولان وزارت كار تدوين شده، كارفرمايان را مجاب كرده كه از هر چهارنفر كارگري كه به خدمت مي گيرند يك نفر آنان زن باشد اما در حال حاضر از هر دو كارگر كوره پزخانه يك نفر آن زن است.

طبق اين پيمان زنان تنها مي توانند بار جمع كن باشند اما در حال حاضر به جز گل ساز، زنان در مشاغل قالب كشي و قالب داري نيز به كار گرفته مي شوند. كوره چين و كوره سوز استاد همه كارگران كوره پزخانه است و قالب دارها حداكثر 16 ساعت و حداقل12 ساعت بايد كار كنند. در هر حال كارگران در اين كوره ها مشغول به كار مي شوند اما زمان حضور بازرسان سازمان تامين اجتماعي تنها نام عده محدودي از آنان در فهرست بيمه اي اين سازمان قرار مي گيرد.به گفته رييس انجمن هاي صنفي كارگران كارخانجات آجرسازي، زماني كه بازرسان اين سازمان براي بازرسي مراجعه مي كنند برخي كارفرمايان كارگران را مجبور كرده اند كه از چشم بازرسان خود را پنهان کنند. در غير اين صورت اين كارگران اخراج مي شوند.

از هر خانواده تنها يك نفر بيمه مي شود

غلامرضا عباسي مي گويد:بيش تر كارگران فصلي با اعضاي خانواده خود به كوره پزخانه ها مهاجرت مي كنند و به كار گرفته مي شوند اما متاسفانه در فهرست بيمه تامين اجتماعي تنها يك نفر از هر خانواده بيمه مي شود.

او خاطرنشان مي كند: طبق پيمان دسته جمعي كارگران كوره پزخانه، اين كارگران بايد هفت ساعت و 20 دقيقه كار كنند اما در حال حاضر شرايط به گونه اي است كه ساعت كار می كنند.

او ادامه مي دهد:در پنج سال گذشته ركود در بسياري در كوره پزخانه ها حاكم بود و كارفرما هر چه توليد مي كرد نمي توانست توليدات خود را به نرخ معمول به فروش برساند و مجبور به فروش آن به زير نرخ معمول بود يعني اگر قيمت هر تن آجر 12 هزار تومان تمام مي شد، آن را 9 هزار تومان مي فروخت و همین موضوع روی دستمزد کارگران اثر منفی گذاشت.

دولت نظارتي بر كوره پزخانه ها ندارد

بر اساس مفاد پيمان دسته جمعي كارگران كوره پزخانه ، كارفرما بايد به هر چهار نفر يك اتاق 12 متري و به هر خانوار چهارنفره يك آشپزخانه بدهد.

اوايل انقلاب كه نظارت دولت بيش تر بود اين گونه اقدامات صورت مي گرفت اما در حال حاضر آشپزخانه از محل زندگي كارگران حذف شد و نظم و انضباط در خصوص دسته بندي افراد نيز از بين رفته است.

رييس انجمن هاي صنفي كارگران كارخانجات آجرسازي با بيان مطلب فوق يادآوري مي كند:رختشويخانه، حمام و سرويس هاي بهداشتي كه بر اساس مفاد پيمان دسته جمعي بايد با ضوابط خاص و تعيين شده در اختيار كارگران قرار مي گرفت نيز حذف شده است.

عباسي مي گويد:در حال حاضر نه تنها سرويس هاي بهداشتي و حمام براي كارگران احداث نشده است بلكه حتي شرايط اوايل انقلاب نيز حفظ نشده و روز به روز شرايط بهداشتي اين كارگران در حال وخيم تر شدن است.

دستمزدها منصفانه نيست

مشكلات بيمه اي كارگران، عدم پرداخت حق بيمه توسط كارفرمايان و نبود ثبات در پرداخت دستمزدها از جمله مشكلات اصلي كارگران كوره پزخانه است. عباسي مي گويد:ماه گذشته كارگري كه 40 سال از عمرش را در كوره پزخانه كار كرده بود به علت بيماري فوت كرد اما به دليل اين كه كارفرما حق بيمه او را به صورت منظم پرداخت نكرده بود هيچ مستمري اي به خانواده اين كارگر تعلق نگرفت.

محمودآباد بهشت كارگران كوره پزخانه

در حال حاضر كوره پزخانه هاي استان تهران در شش منطقه دسته بندي شده اند كه اين شش منطقه داراي تشكلات كارگري نيز هستند. مناطق پاكدشت، قرچك و پيشوا و جوادآباد، محمودآباد (در جاده خاوران)، اسماعيل آباد (دولت خان)، يافت آباد و شمس آباد شش منطقه موجود مي باشند. به گفته عباسي، رييس انجمن هاي صنفي كارگران كارخانجات آجرسازي محمودآباد در جاده خاوران، بهشت كارگران كوره پزخانه است چرا كه در ديگر مناطق اتاق ها شبيه اصطبل هايي است كه در آن همه جور كارگر يافت مي شود؛ زن باردار، كودك دو ساله، جوان 25 ساله، پيرزن و پيرمرد 60 الي 70 ساله اما در آجرسازی محمود آباد وضع تا حدی بهتر است.

2000 دخترک کار تهرانی در معرض تهدید جنسی

عصر ایران

یکشنبه 18 اسفند 1387-8 مارس 2009

پیش از این یک دختر کار که سه بار مورد تجاوز ربایندگان قرار گرفته بود، با پائین انداختن خود از یک ساختمان خودکشی کرد. در حال حاضر 10 درصد از کل کودکان کار را دختران تشکیل می دهند که حدودا در تهران به 2 هزار نفر می رسند...

اتوبان ها، داخل مترو و اتوبوس ها، پشت چراغ های قرمز، میادین اصلی شهر و بسیاری از جاهای دیگر پاتوق آنهاست. این روزها و در آستانه سال نو، اجناس زیادی برای فروختن دارند. کافی است نیم نگاهی به آنها بیندازی تا برای فروختن جنسشان مسیری طولانی را قدم به قدم همراهت بپیمایند. 

به گزارش جهان؛ معتمدی، روانشناس و عضو هیئت رییسه مرکز قربانیان خشونت درباره کودکان کار و کودکان خیابانی می گوید: اخیرا در سطح تهران تعداد کودکان دختر کار افزایش یافته است. به گفته وی آمار کودکان خیابانی در سال های مختلف رقم های متفاوتی بوده است. اما آخرین آمار این کودکان در سطح کشور 20 هزار مورد گزارش شده است.

این در حالی است که شهرداری تهران و عضو شورای شهر تهران این رقم را حدود 5 هزار مورد در سطح کشور اعلام کرده اند. وی درباره تناقض میان آمارهای اعلام شده از سوی مسئولان دولت می گوید: هیچ گاه نمی توان آمار رسمی در این خصوص ارائه کرد. اما گزارشات و تحقیقات همان رقم تقریبی 20 هزار مورد را تایید می کند.

 مرکز قربانیان خشونت نیز که کارشناسان و متخصصان آن تحقیقات و بررسی های گسترده ای را بر معضلات اجتماعی از جمله کودکان کار و خیابانی انجام داده اند این رقم را تایید می کند. معتمدی همچنین در پاسخ به این سوال که سهم کودکان دختر از کل کودکانی که کار می کنند چه میزان است، می افزاید: 10 درصد از کل کودکان کار را دختران تشکیل می دهند که حدودا در تهران به 2 هزار نفر می رسند.به گفته وی دخترها بیشتر با اعضای خانواده و به صورت دسته جمعی کار می کنند. همچنین باندها و دسته هایی هم هستند که با ربودن کودکان مخصوصا دختران به آنها تجاوز و وادار به کار می کنند.

 لازم به ذکر است پیش از این یک دختر کار که سه بار مورد تجاوز ربایندگان قرار گرفته بود، با پائین انداختن خود از یک ساختمان خودکشی کرد. در همین رابطه دكتر فاطمه قاسم زاده، عضو هیأت علمى دانشگاه تهران تحقیقى درخصوص كودكان كار و خیابانى انجام داده است. بر اساس یافته های این پژوهش ۹۲درصد كودكان خیابانى بین ۱۴ تا ۱۸ سال، در هرچهار زمینه رشد جسمى، ذهنى، عاطفى واجتماعى دچار مشكلات فراوان هستند كه با بیشترین و سهمگین ترین آسیب ها مواجه هستند.

براساس این تحقیق در زمینه رشد اجتماعى، ۸۰درصد این كودكان دچار پرخاشگرى وخشونت، ۳۷درصد دچار اعتیاد، ۵۰درصد آنان به سرقت ، ۴۱درصد خرید وفروش موادمخدر و ۸۵درصد تخریب اموال عمومى مبادرت كرده واین درحالى است كه۵۰ درصد آنان مورد سوءاستفاده جنسى قرار گرفته اند. بر اساس یک گزارش جهانی درصد بالایی از کودکان و نوجوانان موجود در خيابان ها مورد آزار جسمي، جنسي و رواني و همچنين سوءاستفاده و استثمار قرار مي گيرند. به طوري که دختران عمدتاً در همان 24 ساعت اول خروج شان از خانه مورد سوءاستفاده جنسي قرار گرفته و معمولاً در معرض انواع بيماري ها از جمله ايدز، هپاتيت و... قرار خواهند گرفت.

دختران کار ، پدیده ای است که طی آن دختران کم سن وسال اقدام به فروش انرژی جسمانی خود در مقابل بهای اندکی که می گیرند، می کنند. باب شدن مفهوم استقلال ، سیاست های اقتصادی نامعقول، عدم توجه به هنرها و صنایع دستی محلی، مدیریت فرهنگی نادرست، شکاف بین دارا و ندار، رقابت و چشم و همچشمی اجتماعی و اقتصادی و ... از جمله دلایلی هستند که در طول سالها منجر به بروز پدیده دختران کار شده است.

گزارش: حقوق زنان در کشورهای خلیج فارس

صدای امریکا

شش مارس 2009

بر گزارش یک سازمان حقوق شهروندی زنان در منطقه ، در طول پنج سال گذشته زن های عرب در کشورهای خلیج فارس توانسته اند حقوق و امتیازاتی کوچک اما چشمگیر و ارزنده ای به دست بیاورند. این سازمان غیردولتی علاوه بر پژوهش های گوناگون به کار ایجاد برنامه هایی برای پیشبرد آزادی و دمکراسی در کشورهای مختلف در سراسر جهان نیز اشتغال دارد.

یکی از آخرین پژوهش های گروه حامی حقوق زنان به نام خانه آزادی ، اهداف آن را در آخرین یافته های این گروه خلاصه می کند: پیشرفت زنان عرب در احقاق حقوق شهروندی در کشورهای خلیج. سونیا کلی مدیر این مطالعات می گوید این پژوهش تکمیل کننده پژوهش مشابهی است که پنج سال پیش در کشورهای بحرین، امارات عربی، کویت، عمان، قطر و عربستان سعودی صورت گرفت.

سونیا کلی در ادامه این سخنان می گوید: نتایج این پژوهش ها بسیار رضایت بخش بوده است. جریان های مربوط به حقوق زنان در این کشورهای عربی درحال حرکت به جلو هستند هرچند این منطقه یکی از مشکل ترین مناطق برای ایجاد تغییرات در قوانین موجود در رابطه با حقوق زنان محسوب می شود. با این وجود فعالین حقوق زنان توانسته اند در بسیاری از این موارد پافشاری کرده و به نتایج نسبی برسند.

بنا برگفته سونیا کلی، مهم ترین این تغییرات در کشور کویت در رابطه با حقوق زنان دراین کشور انجام گرفته است : ما متوجه شدیم که زنان این منطقه توانسته اند از طریق به دست آوردن قدرت های اقتصادی و مالی به حقوق وامتیازات خیلی بیشتری دست یابند. در نتیجه ما شاهد 5 درصد ازدیاد در تعداد زنان شاغل در کویت و بهبود وضعیت کلی آن ها بوده ایم. در سال ۲۰۰۳ تنها ۴۶ درصد از زنان به کار اشتغال داشتند در حالی که امروز بیش از ۵۱ درصد از زنان در کشور کویت شاغل هستند.

زنان کویتی هم چنین در زمینه های سیاسی نیز دست آوردهای مثبتی داشته اند.

درسال ۲۰۰۵ پس از سه دهه مبارزه، زنان کویتی توانستند حق رای دادن در انتخابات را به دست آورند.

دکتر لوبنا آلکازی پروفسور رشته جامعه شناسی از دانشگاه کویت و یکی از فعالین اصلی جنبش زنان و مبارزات برای به دست آوردن حقوق زنان در این کشور است. او در پژوهش اخیر خانه آزادی می گوید: به دست آوردن حق رای برای زنان کویتی یکی از مهم ترین دست آوردهای جنبش زنان در این کشور بوده است.

آلکازی می گوید: از دیگردست آوردهای مهم ایجاد یک کمیته زنان است که انجام شده و هم چنین حضور زنان به عنوان نمایندگان شوراها و مجلس که از اهمیت خاصی برخوردار است. این به ما قدرت های تازه ای داده است تا بتوانیم بسیاری از قوانین ضد زن و ناهمگون کنونی را متوقف یا معلق کنیم.

عمان یکی دیگر از کشورهای خلیج فارس است که به تازگی زنان آن توانسته اند حقوق نسبی به دست آوردند. بنا برگفته روزنامه نگار، رفیا ال طالعی علیرغم تبعیضات شدید نسبت به زنان در این کشور، فعالین توانسته اند امکاناتی برای شراکت زنان در سیاست ، بازار کار و تحصیلات عالیه بوجود آوردند.

این زن روزنامه نگار خود یکی از نامزدهای انتخابات برای ورود به پارلمان کشور عمان در سال ۲۰۰۳ بوده است. طالعی با ۱۰۰ رای کمتر در این انتخابات بازنده شد: این یک تجربه ارزنده و قدرت دهنده نه تنها برای من بلکه برای زنان دیگر نیز بود. زنانی که تشویق شدند تا در دوره بعدی این انتخابات شرکت کنند. در سال ۲۰۰۳ تعداد نامزدهای کل کشور برای این مقام ۱۵ نفر بود در انتخابات بعدی این تعداد به ۲۰ تن رسید.

زنان دیگر کشورهای عربی از جمله بحرین و امارات نیز در حال حاضر از احقاق این امتیازات جزئی بهره مند شده اند.

سونیا کلی می گوید: در کشورهایی چون امارات با وجود تمام قوانین خشک شهروندی و تعصبات موجود نسبت به زنان نیز به تازگی و به صورت محدودی به زنان اجازه داده شده است که در انتخابات اعضای شورای شورای ملی فدرال شرکت کرده و یا رای بدهند. یک زن در این جریان انتخاب شد.

با این وجود ، گزارش خانه آزادی نشان می دهد که علیرغم وقایع پیش برنده اخیر، زنان کشورهای خلیج به خصوص در عربستان سعودی، راه طولانی و دشواری را در احقاق حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خود در پیش دارند.

دکتر النوردوماتو کارشناس مسائل زنان می گوید: درسال ۲۰۰۷ ممنوعیت ورود زنان بدون همراه به داخل هتل ها و اجاره آپارتمان به زن های تنها لغو شد. هم زمان یک هتل زنانه در دورترین نقطه خارج شهر ریاض گشوده شد اما زنان هنوز برای ورود به داخل یک هواپیمای مسافری و پرواز به خارج از کشور به اجازه خروج شوهران و پدران خود احتیاج دارند. علیرغم تغییرات عمده در قوانین جاری ، سیستم قضایی هنوز نسبت به شهروندان به ویژه زنان شرایط سختی را به اجرا در می آورد. زنان در عربستان سعودی هنوز هم حق رانندگی ندارند.

. سونیا کلی علیرغم تمام این عدم رعایت حقوق شهروندی به آینده این زنان امیدوار است: به دست آوردن امتیازات کوچک کنونی می تواند ابزاری باشد برای پیروزی های بزرگ تر آینده برای زنان کشورهای خلیج فارس.

مرد افغان گوش هاي همسرش را بريد

هموطن سلام

شنبه 17 اسفند 1387-7 مارس 2009    

مردي در افغانستان به خاطر سوءظن به همسرش گوش هاي او را کند.

به نقل از رسانه هاي افغان اين رويداد در شهرستان چهارسده استان غور روي داده است.مسوولان درماني استان غور خبر داده اند در حال حاضر وضعيت جسمي اين زن که در منزلش به سر مي برد خوب نيست.

در نشست علمی قاچاق زنان و کودکان در آسیای مرکزی مطرح شد

قاچاق زنان ایرانی به پاکستان

کانون زنان ایرانی - ترانه بنی یعقوب  

پنج شنبه 15 اسفند1387-5 مارس 2009

دختران ایرانی پس از قاچاق در پاکستان به فروش می رسند.این دختران اغلب با ازدواج های قلابی به این کشور منتقل و در شهرهای مختلف آن به فروش می رسند ."این گفته شهلا معظمی استاد دانشگاه تهران در سی و سومین نشست علمی قاچاق زنان و کودکان در آسیای مرکزی است که عصر سه شنبه در دانشگاه تهران برگزار شد.

در این نشست علمی که تمرکز اصلی اش بر پدیده قاچاق زنان و کودکان در آسیای مرکزی بود ابعاد متفاوت این موضوع توسط معظمی پور و دیگر استاد این دانشگاه الهه کولائی بررسی شد.

هر چند در این نشست درباره قاچاق زنان و کودکان ایرانی سخن زیادی گفته نشد اما این دو عضو هیات علمی دانشگاه تهران تاکید کردند که ایران مقصد قاچاق انسان محسوب نمی شود و معمولا دختران ایرانی هستند که به کشورهای دیگر منتقل می شوند . این پدیده در مناطق حاشیه ای ؛ روستائی و فقیر نشین بیشتر زنان را تهدید می کند.

معظمی می گوید :"توده های عوام و زنان روستائی کمترین آگاهی را نسبت به این موضوع دارند . در مناطق فقیر نشین کشور ما مانند خراسان جنوبی خیلی از خانواده ها با عقد رسمی دختران شان را با تصور شوهر دادن به این دام می اندازند . ازدواج هائی که قلابی است و بعدا این دختران از کشورهائی خلیج فارس و پاکستان سر در می اورند.

او به آگهی های تبلیغاتی که برای جذب نیروی کار تهیه می شود هم اشاره می کند : "آگهی هائی که در پشت پرده شان منظوری دیگر نهفته است اما عده ای به دلیل ناآگاهی فریب می خورند.

او از قاچاق انسان به عنوان بردگی نوین نام می برد. بردگی ای که در عصر مدرن همه حقوق انسان را از او سلب می کند .قاچاقچیان زنان و دختران جوان جویای کار را می فریبند و در انبار کشتی پنهان و با شرایط رقت بار قاچاق می کنند . گاه این زنان به خاطر شرایط بد انتقال هرگز به مقصد نمی رسند و گاه هم به دریا انداخته می شوند.

او به رشد وسیع این جرم سازمان یافته در طی سالهای اخیر اشاره می کند ": قاچاق زنان و کودکان برای قاچاقچیان کم خطر تر است .اغلب این زنان با رضایت کامل جابه جا می شوند و پس از رسیدن به مقصد می فهمند به دام افتاده اند.

سازمان ملل در این باره فیلمی ساخته است فیلمی که در پشت اگهی های استخدام با وعده زندگی بهتر و شغل مناسب تر بسیاری از دختران فریب می خورند و پس از رسیدن به مقصد به فحشای اجباری یا کار در شرایط غیر انسانی گمارده می شوند.

به گفته معظمی پور این افراد به شدت در جهت افزایش قدرت سیاسی شان می کوشند چون هر قدر دولت و پلیس با انها همراه شوند بیشتر می توانند فعالیت هایشان را انجام دهند .بنابر این یک دولت سالم بهترین تهدید کننده این گروهها محسوب می شود و فساد مالی این سیستم هم بهترین تقویت کننده این باندها است.

او می گوید ": این سازمانهای جنایت کار برای بهبود وجهه خود تصویری خوب از خود را با کارهای تبلیغاتی به افکار عمومی ارائه می دهند . برخی از انها دارای بخشهای تحقیقاتی اند که چگونه می توانند زندگی های افسانه ا ی را برای فریب قربانیان به تصویر بکشند . بسیاری از دختران با دیدن این تصاویر و به تصور ملکه زیبائی شدن ؛ مانکن شدن .و..دست به هر کاری می زنند.

او ادامه می دهد : "جهانی شدن و رشد مرزها باعث شده مجرمان بیشترین بهره را از مناطق خاکستری ببرند . این مناطق مناطقی هستند که حکومت ها کمترین کنترل و ساماندهی قانونی را بر آن اعمال می کنند.

اما چه کسانی بیشتر شکار این باندهای سازمان یافته می شوند او در پاسخ به این سوال می گوید "کسانی که اسیب پذیر ترند همچون کودکان و زنان بیشتر از همه در معرض اسیب قرار دارند افرادی که کمترین وابستگی را به نهادهای خانوادگی ؛ دوستان و دیگر نهادهای سنتی دارند انها با فریب شوهرکردن ؛ فرزند خواندگی ....به این دام تن در می دهند .این پدیده نشان دهنده نا اگاهی این افراد و مهارتهای اندکشان برای یافتن شغل است.

او به راههای مختلف به بردگی کشیدن این افراد هم اشاره می کند راههائی مثل ضبط پاسپورت قربانی ؛ زندانی کردن شان در خانه وقطع ارتباط شان با دنیای خارج ؛ افزایش بدهی های فرد. این موارد هر روز زنان را در دامی که در ان فرو رفته اند بیشتر غرق می کند .این زنان با این شرایط اسف بار روزی 16 تا 18 ساعت کار می کنند و در معرض بیماری های خطرناکی چون ایدز و دیگر بیماری های مقاربتی قرار می گیرند.

الهه کولائی استاد دانشگاه نیز در ادامه این نشست می گوید :"جهانی شدن امکان دست یابی به تصویرهای تحریف شده را بر اساس شکافی که بین کشورهای توسعه یافته و نیافته وجود دارد افزایش داده است . تصویرهای تبلیغاتی که از غرب به جوانان نشان داده می شود بستری را فراهم کرده که آنان نااگاهانه برای خروج از کشور در دام بیفتند.

به گفته او در کشورهائی مثل ازبکستان و قزاقستان به دلیل مشکلات اقتصادی و اجتماعی این مناطق این پدیده رشد زیادی داشته است . اکنون ازبکستان اصلی ترین مبدا قاچاق زنان به کشورهای حاشیه خلیج فارس ؛ کره ؛ یونان و حتی کشورهای همجوار خود قلمداد می شود .40 در صد کسانی که در روسپی خانه های یونان هستند از این کشور قاچاق شده اند.

نتایج تحقیقات در اسیای مرکزی نشان می دهد که بیشتر قربانیان با ارائه چشم اندازی رویائی گول این باندها را می خورند .در بسیاری موارد آژانس های مسافرتی با فریب دادن این قربانیان انتقال شان را انجام می دهند . این قربانیان اغلب زبان بلد نیستند و امکان دسترسی به نهادهای قانونی را ندارند و نمی توانند از هیچ امکانات قانونی بهره ببرند .به گفته او 15 درصد از زنان تاجیکی که قاچاق شده اند نیز در این فرایند معتاد شده و بسیاری نیز به خدمتکاری منازل با کمترین حقوق گمارده شده اند.

او می گوید :"پدیده فقر در این مناطق هم مانند بسیاری دیگر از نقاط جهان پدیده ای زنانه است .50در صد از زنان ازبک و تاجیک از مناطق روستائی قاچاق شده اند.  

عروس 16ساله به قصاص محکوم شد

چهارشنبه - ۱۴ اسفند ۱۳۸۷   

اعتماد: زن نوجواني که متهم است شوهرش را با خوراندن قرص برنج به قتل رسانده است به قصاص محکوم شد. به گزارش خبرنگار ما، اين زن که مائده نام دارد سال گذشته در پي مرگ شوهرش که با قرص برنج کشته شده بود، بازداشت شد. مائده پس از دستگيري ابتدا منکر قتل احمد شد و گفت؛ شوهرم دارو مصرف مي کرد و روز حادثه به اشتباه قرص برنج را به جاي دارويش استفاده کرد. با توجه به اينکه اين زن 16ساله حاضر به همکاري با پليس نبود به دستور بازپرس تحقيقات در مورد زندگي خصوصي او آغاز شد.کارآگاهان متوجه شدند وي از مدتي قبل با جواني به نام عليرضا رابطه پنهاني داشته و همين مساله باعث اختلاف شديد بين او و شوهرش شده است، بنابراين فرضيه قتل به خاطر رابطه عاشقانه براي ماموران قوت گرفت و مائده يک بار ديگر تحت بازجويي قرار گرفت. وي اين بار اتهام قتل شوهرش را پذيرفت و گفت؛ مدتي قبل يکي از اقوام احمد فيلمي را براي او آورد و ادعا کرد زني که در فيلم است، من هستم، از آن به بعد رفتار شوهرم با من عوض شد و بر سر اين مساله اختلاف پيدا کرديم. من هرچه براي شوهرم توضيح دادم تصورش اشتباه است و من اصلاً در آن ميهماني نبودم، قبول نمي کرد، به همين خاطر هم قرص برنج خريدم و در ظرفي قرار دادم که احمد داروهايش را در آن مي گذاشت، زماني که همسرم سراغ قوطي رفت به جاي قرص هاي خودش قرص برنج را برداشت و خورد. مائده در جلسه بعدي بازجويي ها حرفش را پس گرفت و گفت؛ من زماني که به قتل شوهرم اعتراف کردم تحت فشار بودم. واقعيت اين است که من احمد را نکشتم و قرص هاي برنج را براي مصرف خودم خريده بودم و مي خواستم خودکشي کنم. زن نوجوان ادامه داد؛ زماني که 12ساله بودم به عقد احمد درآمدم، البته آن موقع با او اختلاف نداشتم و فقط ماجراي آن فيلم باعث اختلافاتي بين ما شد ولي من و شوهرم بر سر اين مساله با هم صحبت کرديم و من او را قانع کردم که درباره فيلم اشتباه مي کند با اين وجود خانواده همسرم به او بسيار فشار مي آوردند و مرتب کنايه مي زدند. بين من و احمد بسيار فاصله افتاده بود. در همين مدت بود که با عليرضا آشنا شدم. مائده ادامه داد؛ شرايط برايم بسيار سخت شده بود. شوهرم به من شک داشت و از طرفي عليرضا هم وارد زندگي ام شده بود، براي اينکه به اين شرايط پايان دهم تصميم گرفتم خودکشي کنم، به همين خاطر قرص برنج خوردم و آنها را روي ميزي در خانه گذاشتم. در مورد اينکه مي خواهم خودکشي کنم هم به کسي چيزي نگفتم. يک روز از اين ماجرا گذشته بود و من مطابق معمول هر روز، سر کار رفته بودم و قصد داشتم وقتي برگشتم قرص ها را بخورم، زماني که وارد خانه شدم، ديدم شوهرم بي حال روي زمين افتاده است. روي ميز را که نگاه کردم، متوجه شدم احمد به جاي قرص معده قرص برنج را خورده و بيهوش شده. بلافاصله وي را به بيمارستان رساندم اما او فوت شد. با توجه به ادعاي جديد مائده بازپرس پرونده تصميم گرفت فردي را که فيلم را در اختيار مقتول قرار داده بود مورد بازجويي قرار دهد. اين شخص گفت؛ فيلم از طريق يکي از دوستان برايم بلوتوث شد، وقتي آن را ديدم متوجه شدم زني که در فيلم است کسي جز مائده نيست، به همين خاطر هم موضوع را به احمد خبر دادم و او هم با توجه به شباهتي که آن زن با مائده داشت مثل من فکر کرد. البته مدتي بعد ما متوجه شديم اشتباه کرده ايم و آن زن مائده نيست. مائده زن نوجوان پس از پايان بازجويي مورد محاکمه قرار گرفت. فلاح وکيل مدافع مائده ديروز به خبرنگار ما گفت؛ به رغم اينکه مائده در جلسه محاکمه نيز دوباره اعلام کرد شوهرش را به قتل نرسانده است قضات محاکمه کننده او را با توجه به تقاضاي اولياي دم به قصاص محکوم کردند. وي ادامه داد؛ دلايل زيادي در پرونده وجود دارد که نشان مي دهد گفته هاي اين زن درست است و ما در مهلت قانوني به راي صادره اعتراض خواهيم کرد

قاتل: مادرم را کشتم تا فاسد نشود   

سیزده اسفند 1387 

فارس: جوان 28 ساله‌اي كه مادر خود را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود از سوي بازپرس جنايي تهران مجرم شناخته شد.

ساعت 2 بامداد روز 15 مرداد مأموران كلانتري 116مولوي از قتل يك زن ميانسال در خانه محل سكونتش با خبر شدند.

مأموران با حضور در صحنه دريافتند اعضاي يك خانواده مدعي‌اند مادرشان به طرز مشكوكي از شب قبل ناپديد شده و به احتمال زياد توسط پسر بزرگش به نام حسين به قتل رسيده است.

اصغرزاده بازپرس شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران در خصوص اين پرونده گفت: با حضور در صحنه مشخص شد بر روي ديوار خانه لكه‌هاي خون وجود دارد و فرش داخل يكي از اطاق‌ها نيز شسته شده و خيس است.

وي گفت: پسر كوچك خانواده به نام حسن 18 ساله در خصوص ماجرا مدعي شد شب يكشنبه به همراه مادرش به محل كار پدرش در غرب تهران رفته و ساعتي را پيش وي بوده اما شب هنگام حسين به آنجا آمده و مادرش را به خانه برگردانده است.

اصغرزاده ادامه داد: حسن مدعي است ديگر از مادرش خبري نداشته تا اين كه شب حادثه خواهرش به همراه دامادشان به خانه آمده و متوجه نبود مادرش در خانه و وجود لكه‌هاي خون روي ديوار شده است.

وي گفت: تحقيقات از حسين آغاز شد تا اين كه مشخص شد روي صندوق عقب خودروي پرشياي وي لكه‌هاي خون وجود داشته و لاستيك‌هاي خودرو نيز شسته شده است اما وي حاضر به هيچ‌گونه اعترافي نشده و مدعي شد مادرش صبح روز دوشنبه از خانه خارج شده و ديگر به خانه برنگشته است.

بازپرس شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران ادامه داد: همسايه‌ها در تحقيقات مدعي شدند شب يكشنبه صداي درگيري مقتوله و حسين را شنيده‌اند اما به يك‌باره صدا قطع شده و ديگر اطلاعي از مقتوله در دست نبوده است.

وي ادامه داد: تا روز پنج‌شنبه 17 مرداد نه جسدي در دست بود و نه حسين اعترافي كرده بود اما صبح روز پنج‌شنبه حسين در بازجويي به ارتكاب قتل مادرش اعتراف كرد و با توجه به اعتراف وي مأموران موفق شدند جسد اين زن ميانسال را در حوالي ميدان پونك كشف كنند.

وي ادامه داد: با توجه به اين كه حسين به ارتكاب قتل اعتراف كرد احمد پدر خانواده كه در بازداشت به سر مي‌برد آزاد شد اما همچنان تحقيقات از حسين ادامه يافت.

اصغرزاده گفت: حسين صبح روز 19 مرداد در اولين جلسه بازجويي مدعي شد مدتي به دليل بيماري رواني در بيمارستان بستري بوده و روز حادثه دچار جنون شده و با انگيزه آن كه مادرم مجال ارتكاب فساد اخلاقي را پيدا نكند وي را كشتم.

وي ادامه داد: حسين چندين سال به مالزي سفر كرده و به گفته خودش در آنجا نيز چندين بار مرتكب درگيري و مشاجره با شهروندان كشور مالزي شده است كه با مطرح شدن اين موضوع تحقيقات درخصوص صحت اين ادعاي حسين نيز انجام شد.

وي افزود: سرانجام با انجام تحقيقات و همچنين بازسازي صحنه حسين به اتهام قتل عمدي مادر خود مجرم شناخته شد.

گزارشی از سوء رفتار با دختران در مرکز بهزیستی زنجان

ایران پرس نیوز

چهار مرداد 1387

با اين‌كه چشم من ناراحت بود و بايد به پزشك مراجعه مي‌كردم، اجازه نمي‌دادند و حتي هر ‌وقت خواهرم مراجعه مي‌كرد، مي‌گفتند به شما ربطي ندارد. در تابستان‌ها ما را در هواي داغ ظهر براي تنبيه به حياط مي‌بردند و وادار مي‌كردند كه به آفتاب نگاه كنيم.

سایت پارسینه: رحمت الله بیگدلی، عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي‌ زنجان و مديرمسؤول هفته‌نامه‌ي بهار زنجان در ادامه گزارشی در رابطه با داغ گذاشتن بر کودکان بهزیستی زنجان، طی گزارشی به شرح آنچه بر دختران مرکز نگهداری شکوفه های نرگس رفته است می پردازد:

یک: بعد از انتشار خبر ماجراي داغ‌گذاري بر بدن سه كودك در مركز نگهداري كودكان مهر بهزيستي زنجان در شماره‌ي 268 هفته‌نامه‌ي بهار زنجان به تاريخ 22/4/1387 و سكوت و بي‌تفاوتي مسؤولان در قبال آن كه بناچار منجر به انعكاس خبري وسيع آن در شبكه‌ي جهاني اينترنت و رسانه‌هاي خارجي و مطبوعات سراسري شد، بنا به دلايلي قصد نداشتم به انتشار برخي از فجايعي كه در ديگر واحدهاي وابسته به بهزيستي استان زنجان روي داده و به مراتب اسفناك‌تر از فاجعه‌ي داغ‌گذاري مذكور است بپردازم؛ زيرا انتشار اين‌گونه اخبار موجب جريحه‌دار شدن احساسات مردم سراسر جهان به ويژه مردم رقيق‌القلب ايران و از سوي ديگر موجب پيدايش جو منفي نسبت به هزاران مددكار و مربي و نيروهايي مي‌شود كه در سراسر كشور در سازمان بهزيستي عاشقانه به ارائه‌ي خدمت به مددجويان مشغولند و جا دارد كه از خدمات ارزنده‌ي آنان قدرداني شود.

دو: اما با كمال تأسف در شماره‌ي 2338روزنامه‌ي جام‌جم، مورخ 2/5/1387 خواندم كه در خصوص پيگيري ماجراي داغ‌گذاري آورده است: موبايل‌ها مثل هميشه خاموشند، در دسترس نيستند. موبايل‌ها با زنگ اول روي بوق اشغال مي‌روند، مديران ارشد، ما را به روابط عمومي‌ها پاس مي‌دهند و روابط عمومي سازمان بهزيستي هم به بوق اشغال...، به شش نفر از مديران ارشد التماس مي‌كنيم درباره‌ي حادثه نظر دهند، اما كسي حاضر به پاسخگويي نيست. هيچ ‌يك از مسؤولان تمايل ندارند در باره‌ي ضعف سازمان بهزيستي در گزينش كاركنان و نظارت بر مراكز نگهداري كودكانش حرفي بزنند. تا دست آخر يكي از مديران كه نمي‌خواهد به هيچ‌وجه نامش فاش شود، مي‌گويد: چرا قصد داريد قضيه را به ضعف نظارت بهزيستي به مراكز نگهداري‌اش نسبت دهيد. شايد شكنجه‌ي بچه‌ها كار كساني بيرون از بهزيستي باشد...! به او مي‌گويم: فرض كنيم آدم بد قصه‌ها كه نمي‌دانيم كيست، روزي از پنجره‌ي مركز نگهداري بچه‌ها تو آمده و داغ روي تن آن‌ها گذاشته است. فرض كنيم او اصلا از پرسنل مركز نبوده، اما اگر براي فرزند خودتان در خانه چنين حادثه‌اي پيش بيايد، آيا مي‌توان شما را از اتهام ناتواني در نگهداري از كودكان مبرا كرد.

سه: پس همان‌طوري‌ كه ملاحظه مي‌شود برخي از مديران سازمان بهزيستي، اين سازمان را با مراكز سياسي و امنيتي عوضي گرفته‌اند و بر اساس تئوري توهم توطئه، به جاي پذيرفتن سهل‌انگاري در انتخاب نيروهاي سازمان، مي‌خواهند با اين‌گونه خيال‌پردازي‌هاي ماليخوليايي خود را از زير بار فشار سنگين افكار عمومي و وجدان دروني نجات دهند، غافل از اين كه اساس و زيربناي اصلاح، پذيرش اشتباه و سهل‌انگاري است و نبايد در چنين مواردي به مصداق الغريق يتشبث بكل حشيش؛ غريق به هر خس و خاشاكي چنگ مي‌زند، به اين‌گونه خيال‌بافي‌ها متشبث شد؛ زيرا برخورد صادقانه با واقعيت‌ها قدم اول در شناخت آن‌ها و حركت به سوي اصلاح نابساماني‌هاست.

چهار: فلذا تصميم گرفتم كه در آستانه‌ي تشرف به حرمين شريفين و زيارت خانه‌ي خدا، درخواست برخي ديگر از آسيب‌ديد‌گان مراكز وابسته به بهزيستي زنجان را اجابت كنم و تا جايي كه اخلاق عمومي اجازه مي‌دهد، بخشي از ظلم‌هايي را كه بر آنان رفته است به اطلاع افكار عمومي برسانم تا شايد از يك‌سو دين خود را به اين عزيزاني كه مظلوم واقع شده‌اند ادا كنم و از سوي ديگر شايد انعكاس اين‌گونه مسائل در افكار عمومي برخي از غافلان را از خواب غفلت بيدار كند و اين نكته را دريابند كه مديريت، علم، تخصص، تجربه، توان و ... لازم دارد. امام صادق(ع) فرمود: ما ابالي الي من ائتمنت خائنا او مضيعاً؛ براي من فرقي ندارد كه كار را به آدم خائن بسپارم يا به آدم ناشي و خراب كننده‌ي امور.(1) مسؤولان امور بايد اين نكته را دريابند كه مديريت افراد فاقد تخصص و توان لازم مديريتي به تعبير امام صادق(ع) نتيجه‌اي همسان با مديريت خائنان دارد كه همانا تضييع امور است.

پنج: از اين‌رو در اين نوشتار به انعكاس بخشي از مصائبي مي‌پردازم كه بر دختران آسيب‌ديده در مركز نگهداري شكوفه‌هاي نرگس بهزيستي زنجان وارد آمده است و از ساحت مقدس امام زمان(عج) عذرخواهي مي‌كنم كه برخي در مركزي كه به نام مقدس مادر بزرگوار آن قطب عالم امكان ناميده شده و جهان در انتظار ظهور اوست تا بنياد ظلم براندازد و عالم را پر از عدل و داد كند، چه ظلم‌هايي را بر دختران مظلوم و بي پناه اين مرز و بوم روا داشته‌اند! البته همان‌طوري كه در بند 4 معروض داشتم، صرفا ‌به بخشي از اطلاعاتي كه توسط همكاران هفته‌نامه‌ي بهار زنجان و جمعي از خيرين استان زنجان فراهم آمده، آن‌ هم تا آن‌جا كه اخلاق عمومي اجازه مي‌دهد و كمتر احساسات مردم را جريحه‌دار مي‌كند مي‌پردازم. در اين مختصر به انعكاس اظهارات سه دختر آسيب‌ديده و يكي از بستگان آن‌ها اكتفا مي‌كنم. اين اظهارات بر روي نوار ضبط شده است.

شش: يكي از بستگان مددجويان مركز نگهداري شكوفه‌هاي نرگس بهزيستي زنجان به نام ل.الف مي‌گويد: سه تن از خواهران من كه فرزند طلاق مي‌باشند، به دليل بدسرپرستي با حكم دادگاه، تحويل مركز نگهداري شكوفه‌هاي نرگس بهزيستي زنجان شدند. وي با اشاره به بدرفتاري‌هايي كه با اين دختران شده است مي‌گويد: به خاطر اذيت و آزار خانم [...] يكي از خواهرانم به نام ز. الف فرار كرد. چون اين خانم، مفصل، او را كتك مي‌زد؛ در حدي كه خون دماغ مي‌شد و از شدت خون‌ريزي دچار ضعف مي‌شد. گاهي فرش‌ها را جمع مي‌كردند و آن‌ها را وادار مي‌كردند كه بر روي موزائيك و موكت‌ بخوابند و يا آن‌ها را بدون لباس وادار مي‌كردند كه در زمستان و هواي سرد و برفي به حياط بروند. اين خانم مي‌گويد: البته مدت كوتاهي خانم [...] به عنوان مسؤول آن‌جا بود كه اوضاع خوب و وضع بچه‌ها بهتر بود و ديگر كسي فرار نمي‌كرد، ولي متأسفانه از ارديبهشت سال 86 مربي جديدي مسؤوليت آن‌جا را برعهده گرفت و با تغيير مديريت، اذيت و آزارها افزايش يافت. خانم مزبور مي‌گويد: خواهران من ش.الف19 ساله و ظ.الف14 ساله در آن‌جا بودند و به خاطر اخلاق خوب خواهرانم همه‌ي بچه‌ها از آن‌ها راضي بودند به طوري كه ش.الف 19ساله، مربي بچه‌ها شده بود و در مدرسه هم خيلي از آن‌ها راضي بودند. ظ.الف هم به خاطر انضباط و اخلاق مورد تأييد همه، مخصوصاً مسؤولان خود بهزيستي بود. اما با آمدن خانم [...]، اذيت و آزارها خيلي شدّت يافت، بين بچه‌ها درگيري ايجاد كردند به طوري كه براي ش. الف كه 17 سال داشت پرونده تشكيل دادند و وي را به كلانتري بردند! متأسفانه به پيگيري‌هاي ما هم ترتيب اثر ندادند. مي‌گفتند: چون اين‌ها فرزندان بهزيستي هستند شما حق هيچ دخالتي را نداريد. خانم ش.الف مي‌گويد: با اين‌كه چشم من ناراحت بود و بايد به پزشك مراجعه مي‌كردم، اجازه نمي‌دادند و حتي هر‌وقت خواهرم مراجعه مي‌كرد، كه مرا نزد پزشك ببرد اجازه نمي‌دادند و مي‌گفتند به شما ربطي ندارد. همين خانم مي‌گويد: در تابستان‌ها ما را در هواي داغ ظهر براي تنبيه به حياط مي‌بردند و وادار مي‌كردند كه به آفتاب نگاه كنيم كه همين موضوع موجب ضعيف شدن چشم من شده است. وي مي‌افزايد: بچه‌هاي كوچك را در تابستان و زمستان براي تنبيه در توالت‌هاي حياط و زيرزمين زنداني مي‌كردند و بعضا ما را مجبور به ... توالت مي‌كردند.

خانم ل.الف مي‌گويد: البته مسؤولان قبلي بچه‌ها را به نزد چشم پزشك و ... مي‌بردند و اين كارها را انجام مي‌دادند، ولي از وقتي كه خانم[...] مسؤول شد از اين كارها ممانعت مي‌كرد و مي‌گفت: مگر چه خبر است كه اين‌ها فكر مي‌كنند، هميشه بايد به نزد پزشك بروند؟! وي مي‌افزايد: در حالي كه بعضا دختران در ايام [...] به شدت درد مي‌كشيدند از دادن دارو به آن‌ها جلوگيري مي‌كردند و حتي از برگزاري كلاس‌هاي فوق‌العاده‌ي رياضي و ... كه توسط عده‌اي از خيرين تشكيل مي‌شد، ممانعت مي‌كردند. خانمل.الف مي‌گويد: در اواخر سال قبل به شدت اوضاع افتضاح شد. بچه‌ها را در زيرزمين و توالت زنداني مي‌كردند و اجازه نمي‌دادند كه من با خواهرانم صحبت كنم، همچنين بچه‌ها را وادار مي‌كردند كه توالت‌ها را ليس بزنند! تا اين‌كه صبرم تمام شد و من شخصاً به آقاي [...] و آقاي سيدّي‌فرد كه آن موقع سرپرست بودند و الآن رئيس مركز استان شده‌اند و آقاي [...] و خانم [...] نامه نوشتم، نه تنها ترتيب اثر ندادند، بلكه آقاي [...] گفت: من خودم دستور داده‌ام كه ش را به زيرزمين بياندازند و به او غذا ندهند تا ادب و آدم شود.

وي مي‌افزايد: من و مادرم از تهران به زنجان آمديم و به مركز مراجعه كرديم تا آن‌ها را ترخيص كنيم و با خود ببريم كه اجازه ندادند آن‌ها را با خود ببريم، تا اين‌كه يك‌روز بعد از اين كه ما از زنجان به تهران آمديم شنيديم كه اثاثيه‌ي اين دو دختر جوان را در آن سنين بحراني به وسط خيابان پرت كرده‌‌اند. همسايه‌ها با ديدن آن‌ها گريه كرده بودند و مي‌گفتند: مگر اين‌ها صاحب ندارند؟ البته باز ما كار خواهرانمان را پيگيري مي‌كرديم، ولي بقيه‌ي بچه‌ها كسي را نداشتند كه پيگيري كنند. خانم ل.الف ادامه مي‌دهد: همان‌طورري‌ كه گفتم اثاثيه‌ي اين دو خواهر را به خيابان ريختند تا اين‌كه خانم عطايي از اورژانس اجتماعي آمده و آن‌ها را برده بود. حتي خانم عطايي هم كه متوجه اذيت و آزار به دختران شده ‌بودند با آقاي سيدي‌فرد صحبت كرده بودند كه چرا اين‌ها را به خانه‌ي سلامت فرستاده‌اند. خانم عطايي به آقاي سيدي‌فرد گفته‌ بودند كه اين‌ها دختران خوب و سالمي هستند. حدود دو ماه هم در آن‌جا مانده بودند كه من و مادرم رفتيم و آن‌ها را با خودمان برديم. من خودم هم براي آقاي سيدي‌فرد نامه بردم، ولي ايشان به جاي رسيدگي به من گفتند: ما خودمان دستور داده‌ايم كه اين‌ها را تنبيه كنند! من به پاي ايشان افتادم و كفش او را بوسيدم و التماس كردم كه اين بچه‌ها را نجات دهيد، اين بچه‌ها را دارند مي‌كشند. وي ادامه مي‌دهد: سابقاً كسي نمي‌دانست كه اين‌ها بچه‌هاي بهزيستي هستند، ولي از وقتي كه اين‌‌ها آمده‌اند، خانم [...] به مدرسه مي‌رفت و به همشاگردي‌هاي بچه‌ها مي‌گفت: اين‌ها بچه‌هاي خانه‌‌ي سلامت‌اند! اين‌ها آدم‌هاي درست و حسابي نيستند كه شما با اين‌ها دوست هستيد.

ل.الف با اشاره به وضعيت برخي از دختران ديگر مي‌گويد: مثلاً دختري هست به‌نام ش و دختر ديگري به اسم م و دختر ديگري به‌نام الف كه اجازه‌ي مدرسه رفتن را به آن‌ها نمي‌دهند. وي مي‌افزايد: ظ.الف خواهر كوچك ما بهترين دانش‌آموز مدرسه‌ي حجاب شهرك كارمندان بود كه به خاطر اعتراض به اين‌كه چرا خواهر مرا به مركز سلامت (محل نگهداري زنان و دختران فراري) فرستاده‌ايد مانع رفتن او به مدرسه شده‌بودند! وي در خصوص برخورد نامطلوب با افراد در اين مركز مي‌گويد: اين‌ها با بي‌اعتنايي و بي‌احترامي با من و مادرم كه يك زن 50 ساله است، برخورد مي‌كردند. مادرم پاي آقاي [...] افتاده بود، ولي او را بيرون كرده و اجازه نداده ‌بودند كه دخترانش را ببيند، به او گفته بودند: چون ازدواج كرده‌اي نمي‌تواني دخترانت را ببيني! در حالي كه قبلاً هم مي‌گفتند: چون ازدواج نكرده‌‌اي حق نداري بچه‌هايت را ببيني.

خانم ش. الفمي‌گويد: پولي‌هايي را كه ‌بستگان ما به ما مي‌دادند از ما مي‌گرفتند، طلاهايي را كه براي ما مي‌خريدند از ما مي‌گرفتند.

خانم ل.الف مي‌گويد: خلاصه، خواهران مرا با اين وضع بدون اين‌كه كوچك‌ترين كمكي بكنند بيرون كردند. خواهرم هميشه مي‌گفت: آه‌ من اين‌ها را خواهد گرفت.

وي مي‌افزايد: الآن هم در آن‌جا دختري به نام ش هست كه دختر بسيار خوبي بود. اين دختر تكواندوكار و ورزشكار بود، ولي متأسفانه به علت بدرفتاري مسؤولان با وي معتاد شده و هرچند روز يك‌بار با تيغ خودزني و خودكشي مي‌كند. وي ادامه مي‌دهد: تمام اين‌ها را من به آقاي سيدي‌فرد گفتم، ولي متأسفانه او مرا تهديد كرد.

ظ.الف مي‌گويد: براي تنبيه و آن هم بي‌جا بر روي دست ما داغ مي‌گذاشتند،.

خانم ل.الف مي‌گويد: خواهرم ظ هميشه شاگرد ممتاز بود و در مدرسه‌ي غيرانتفاعي درس مي‌خواند، ولي كاري كردند كه اخيرا تجديد آورده است. الآن دو خواهرم در تهران نزد من زندگي مي‌كنند و من كه در تهران هستم و مجرد مي‌باشم با دو خواهرم زندگي مي‌كنيم و من ماهيانه 350 هزار تومان اجاره‌ خانه مي‌دهم. من از آقاي دكتر فقيه وقت گرفتم و تقاضاي كمك كردم. ايشان هم در 22 اسفند 86 دستور دادند، ولي هيچ كمكي به من نشد.

وي مي‌گويد: من به خاطر اين ظلم‌هايي كه شده ‌بود و دست ما هم به جايي نمي‌رسيد، هرگز فكر نمي‌كردم كه روزي دست‌هاي اين‌‌ها رو و اين‌گونه چهره‌ي آن‌ها براي مردم شناخته شود. من وقتي مي‌ديدم كه در بهزيستي اين‌گونه با ما و بچه‌ها رفتار مي‌كنند مي‌گفتم ديگران هم مثل اين‌ها هستند و حتي جرأت نمي‌كردم كه به مطبوعات مراجعه كنم و فقط دردم را با خدا در ميان مي‌گذاشتم تا اين‌كه خداوند با عنايت خودش زمينه‌اي را فراهم آورد و آقاي بيگدلي اقدام به افشاي بخشي از ظلم‌هايي كه به بچه‌ها شده بود كردند و موجب شدند كه درد اين بچه‌ها اين‌گونه به گوش همه برسد. من از آقاي بيگدلي مي‌خواهم كه اين حمايت خودشان را از اين بچه‌هاي مظلوم ادامه دهند تا شايد انشاء الله مشكلات آن‌ها حل شود.

هفت: حال اين‌جانب به عنوان مديرمسؤول يك نشريه و استاد دانشگاه كه ملبس به لباس روحانيت نيز مي‌باشم و با اقشار وسيعي از اين انسان‌هاي رنج‌ديده و مظلوم ارتباط دارم و فرياد‌هاي دادخواهي آنان را مي‌شنوم چه بايد بكنم جز تلاش براي عمل به اين كلام درخشان مولايم علي(ع) كه آن را از دوران كودكي آويزه‌ي گوش خويش كرده‌ام؟ علي(ع) خطاب به دو فرزند گرامي‌اش فرمود: كونا للظالم خصما و للمظلوم عونا؛ همواره دشمن ظالم و ياور مظلوم باشيد. اينك از مديران عالي كشور مي‌پرسم كه مگر چه بايد بشود كه به بي‌كفايتي كساني كه مسبب اين‌گونه فجايع دردناك شده‌اند پي ببرند و در صدد اصلاح وضعيت موجود برآيند؟! آيا انجام اعمال ساديستي همچون داغ‌ گذاشتن بر دست كودكان معصوم و مجبور كردن آنان به ليسيدن توالت و ... ظلم‌ نيست؟ آيا سپردن جسم و جان كودكان معصوم به دست چنين موجوداتي مصداق بارز ظلم نيست؟! پس چرا شب با خيال راحت سر بر بالين مي‌گذاريد و از خشم خداوند قهار كه در كمين ظالمان است برخود نمي‌لرزيد؟!

هشت: هنگامي که خليفه‌ي سوم، از علي(ع) خواست كه با مردمي كه عليه او شورش كرده‌اند، سخن بگويد و از آنان بخواهد كه مهلتي براي اصلاحات اجتماعي و احقاق حقوق مردم قرار دهند، علي(ع) فرمود: ما كان بالمدينه فلااجل فيه، و ما غاب، فاجله وصول امرك اليه؛ آنچه در مدينه است (يعني کارها و اصلاحاتي که بايد در مدينه انجام شود) هيچ مهلتي نمي‌خواهد و آنچه در خارج از مدينه است، مهلت آن همان اندازه است که دستور تو به آن جا برسد..

يعني نبايد در اصلاح امور كوچكترين تعللي شود كه در اين صورت، حاكمان، مسؤول ظلم‌هايي خواهند بود كه به علت تعلل آنان در اصلاح امور بر مردم رفته است. اي كاش، مسؤولان قبل از انتشار اين‌گونه اخبار در رسانه‌هاي بين‌المللي به خود آيند و به اصلاح امور همت گمارند. اگر برخي از مسؤولان از خداوند متعال به اندازه‌ي فلان راديو و تلويزيون و رسانه‌هاي بيگانه مي‌ترسيدند، بسياري از مشكلات زودتر حل مي‌شد.

نه: از همه تأسف بارتر در خصوص اين ماجرا عملكرد رسانه‌ي ملي و برخي از مطبوعات و ... بود؛ زيرا با اين كه از اصل ماجرا خبرداشتند سكوت كردند و از انعكاس اين فاجعه‌ي بزرگ خودداري ورزيدند و در حالي كه بسياري از رسانه‌ها داخلي و خارجي برخي از مطالب عمده‌ي خود را به اين موضوع اختصاص داده بودند، رسانه‌ي ملي سكوت كرد و روزنامه‌ي اصولگراي(سابقا عصر و امروز صبح) كه خود را قسيم‌ النارو الجنه مي‌داند همزمان با انتشار اين خبر در رسانه‌هاي داخلي و خارجي صرفا به انعكاس اين خبر از زنجان اكتفا كرد: بارش باران تابستاني مردم زنجان را خوشحال كرد. بارش باران تابستاني در استان زنجان موجب خوشحالي مردم و كاهش دما و خنك شدن هوا شده است.(كيهان)گوش باز و چشم باز و اين عمي

حيرتم از چشم بندي خدا

ده: در پايان ضمن تشكر از احساس مسؤوليت مطبوعات، خبرگزاري‌ها، وبلاگ‌ها و ديگر رسانه‌هاي خبري كه با اظهار تأسف شديد ما را در انعكاس خبر فاجعه‌ي داغ‌گذاري بر بدن كودكان معصوم درمركز نگهداري كودكان مهر بهزيستي زنجان ياري كردند، خداوند متعال را به اسماي حسنايش مي‌خوانم كه به همه‌ي ما توفيق دفاع از مظلوم و مبارزه با ظالم عنايت فرمايد. تا بعد.

رحمت الله ییگدلی عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي‌ زنجان و مديرمسؤول هفته‌نامه‌ي بهار زنجان

قتل يك دختر جوان در بانه با انگيزه‌های ناموسی     

خبرگزاری ديده‌بان حقوق بشر كردستان

خبرگاه

جمعه 9 اسفند 1387-27 فوریه 2009

دختر جوانی به نام ز ـ ع در تاريخ 8 اسفند ماه در يكی از روستاهای شهرستان بانه در استان كردستان به قتل رسيد.

اين قتل زمانی اتفاق افتاد كه خانواده اين دختر 17 ساله از ارتباط دوستانه و عاطفی وی ‌با يك پسر اطلاع يافتند.