زنان:یکشنبه 18 اسفند 1387-8 مارس 2009

 

هشت مارس روز جهانی زن

بنا برخبر دريافتي روز پنج شنبه دو مراسم و جشن به مناسبت 8 مارس روز جهانی زن در دو نقطه تهران برگزار شد, یکی از طرف مجریان کانون مدافعان حقوق کارگر بود و دیگری از طرف انجمن تلاشگران سلامت بود که هر دو آنها از ساعت سه تا هشت برگزار و با مقاله خوانی همراه بود.

در کانون مدافعان حقوق کارگر که در محل دفتر مجله راه آینده برگزار شد , در ابتدا قریب به 50 نفر حضور داشتند که رفته رفته به 70 نفر رسیدند که اکثرا" از فعالین ، زنان ، دانشجویان و تشکل های کارگری و ان جی او بودند.

در انجمن تلاشگران سلامت که محفلی دوستانه تر بود قریب به 50 الی 60 نفر از فعالین زن و فعالین کارگری در خانه یکی از فعالین زن گردهم آمدند.

اين مراسم باموسیقی و سرود خوانی همراه بودو ناصر خسرو (ان جی او) گرمی بخش محفل بودند.

شایان ذکر است که در هر دو مراسم نمایشگاهی از کتاب نيز برقرار بود که مورد توجه همگان قرارگرفت.

در مراسم انجمن تلاشگران سلامت امضائی از حضار مبنی بر تایید خواسته های زنان که قرار بود به مجلس ارائه شود جمع آوری شد که در عکس ملاحظه ميفرماييد.

متاسفانه مشکل اساسی فعالين براي برگزاري 8 مارس اين است که اجازه بیرون آمدن و در فضاي باز برنامه اجراكردن را نميدهند وفعالين را مجبورميكنند كه در خانه ها و مكانهاي سرپوشيده مراسم اجراكنند تا مانع از به هم پيوستن صدا ي اعتراضات زنان شوند.

جمهوری اسلامی ، زنان را به پستوها می برد 

آژانس ايران خبر

شنبه 17 اسفند 1387-7 مارس 2009

شعار عدالت دولت جمهوری اسلامی ظاهرا حربه ای برای فریب افراد ساده ای است که در مناسبت های مختلف به عنوان سیاهی لشکر و تحت نام امت حزب الله به خیابانها کشیده می شوند در حالی که واقعیت ها از ناعدالتی های شدید در این مملکت حکایت می کند.

در این میان زنان اولین قربانیان شعار عدالت محوری دولت جمهوری اسلامی هستند . شواهد امر حاکی است که سیاست دولت کشاندن زنان به پستوهای خانه و ممانعت از حضور بیشتر آنان در عرصه های اجتماعی و سیاسی است . کاهش بودجه دفتر امور زنان نهاد ریاست جمهوری به عنوان تخصصی ترین مرکز اداری مربوط به زنان جامعه در بودجه سال جاری یکی ازدلایل این امر می تواند باشد . بودجه دفتر امور زنان در حالی به 8 میلیارد تومان تقلیل یافته که قبلا 22میلیارد تومان بودجه این دفتر بود . همچنین آمارهای به دست آمده نشان می دهد که تعداد زنان شاغل در دستگاههای دولتی 3 در صد کاهش یافته است . هر چند دولت یکسری اقدامات حمایتی همچون کاهش ساعت کار زنان و افزایش مرخصی زایمان به 6 ماه را انجام داده ومرتب این اقدامات را به عنوان توجه به زنان تبلیغ می کند اما واقعیت آن است که تمامی این اقدامات هم در راستای همان محدود کردن حضور زنان در عرصه اجتماع است . این در حالی است که زهرا شجاعی یکی از مسئولان امور زنان در دولتهای گذشته جمهوری اسلامی نیز در مصاحبه با یکی از خبرگزاریهای داخلی نسبت به وضعیت موجود انتقاد کرد و گفت در صورت ادامه این روند، بحران ها و آسیب های اجتماعی جدی به عنوان تهدیدی برای جامعه زنان اتفاق می افتد

تجمع شماري از زنان مشهد در مقابل دادگاه انقلاب 

آژانس ايران خبر

شنبه 17 اسفند 1387-7 مارس 2009   

تجمع شماري از زنان مشهد در مقابل دادگاه انقلاب  

جمعی از فعالین حقوق زنان در مشهد ، مقابل دادگاه انقلاب این شهر تجمع کردند.

به گزارش خبرنگار آژانس ايران خبر در پی محاکمه 2 دختر 18 و 23 ساله در شهر مشهد به جرم قتل غیرعمد 1 جوان مزاحم، زنان مشهدی خواستار توقف محاکمه و آزادی این دو را دارند.

سارا و مریم حسینی  خواهر مشهدی هستند که مدتی قبل در درگیری با  جوان مزاحم وی را از پا در آورده و دادگاه انقلاب در شهر مشهد این دو را به اعدام محکوم کرده است.

گزارش خبرنگار ما از شهر مشهد حاکی است : با توجه به فرارسیدن هشتم مارس روز جهانی زن تدابیر شدید نیروی انتظامی در برابر این اقدام زنان مشهدی شدت گرفته است .نیروی انتظامی مشهد با اعزام 3 یگان مجهز از کلانتری بانوان و 2 یگان مجهز مسلح به سلاح های گرم و مواد اشک آور برای مقابله با اعتراض زنان مشهدی در مقابل دادگاه انقلاب حاضر شده اند .هنوز هیچ یک از مسئولان دادگاه انقلاب در شهر مشهد حاضر به مصاحبه بانشریات و رسانه های گروهی در مورد حکم اعدام این دو خواهر بازداشت شده نشده اند 

گراميداشت روزجهاني زن در كانون مدافعان حقوق كارگر

آژانس ايران خبر

جمعه 16 اسفند 1387-6 مارس 2009

به مناسبت روز زن 8 مارس مراسمی از ساعت 15 الی 19 روز 5 شنبه 15 اسفند در مکان کانون مدافعان حقوق کارگر برگزار گردید .در این مراسم که بیش از 100 نفر از فعالین زن و جنبش های کارگری حضور داشتند در ابتدا خانم صفرزاده عضو کانون توضیحاتی در رابطه با حقوق زن ارائه نمودند و یکی از شاعران چند قطعه شعر در مقام زن خواند و بعد در رابطه با روز زن سال 57 یک کلیپ 10 دقیقه ای پخش شد و در انتها یک تریبون آزاد برگزار شد و چند نفر از فعالین عرصه زنان در این رابطه صحبت کردند 

تفکیک جنسیتی در آموزش و پرورش شتاب بیشتری میگیرد 

آژانس ايران خبر

جمعه 16 اسفند 1387-6 مارس 2009

بعد از این که مکان های آموزشی در نظام جمهوری اسلامی از هم تفکیک شده و مدارس دخترانه و پسرانه کاملا از هم جدا شدند ، تفکیک جنسیتی معلمان نیز در دستور کار وزارت آموزش و پرورش قرار گرفت . بر این اساس طی بخشنامه های مختلف حضور معلمان مرد در مدارس دخترانه کاملا ممنوع اعلام شد . هر چند این بخشنامه مشکلات فراوانی را برای برخی مناطق خصوصا مناطق محروم که با کمبود معلم زن روبرو بودند ایجاد کرد اما آموزش و پرورش بی توجه به این مشکل با اصرار زیاد دستور خود را اجرایی نمود . با روی کار آمدن دولت افراطی و تندرو احمدی نژاد ، بحث تفکیک جنسیتی در آموزش و پرورش شتاب بیشتری گرفته و اکنون کتاب های درسی دانش آموزان مشمول این تفکیک واقع شده است  وزیر آموزش و پرورش روز گذشته در همایش بررسي و تبيين نگاشت اول سند برنامه درس ملي با تاکيد بر اينکه تفاوت‏ها، جنس، دانش آموزان دختر و پسر بايد در تاليف کتب درس، لحاظ شود ، گفت : محتواي برخي كتب درسي دختران و پسران با توجه به شرايط جغرافيايي و زبان بومي بايد متفاوت نگاشته شود تا تاثير و اثربخشي لازم را داشته باشد. کارشناسان آموزش و پرورش معتقدند با توجه به این که محتوای دروس آموزش و پرورش " عمومی " است و همه دانش آموزان با هر جنسیتی باید این دروس و مهارتها را یاد بگیرند تفکیک جنسیتی مطالب و محتوای آموزشی اقدامی غیر کارشناسی و غير علمی است.

برگزاري نشست زنان اکنون به مناسبت روز جهاني زن 

آژانس ايران خبر

پنجشنبه 15 اسفند 1387-5 مارس 2009

کميته آموزش و پژوهش کميسيون حقوق بشر کانون وکلاي دادگستري مرکز در راستاي طرح گروهي ارتقاء حقوق بشر و دسترسي بيشتر به عدالت به مناسبت روز جهاني زن در روز يکشنبه 18 اسفند ماه سال هزار و سيصد و هشتاد هفت از ساعت 14 لغايت 17 نشستي تحت عنوان " زنان اکنون" در سالن آمفي تئاتر پارک ورشو واقع در خيابان کريم خان، خيابان استاد نجات الهي، نبش خيابان ورشو برگزار مي کند.

در اين نشست حقوقدانان و وکلاي دادگستري از جمله سرکار خانم ها دکتر بهشيد ارفع نيا، دکتر رزا قراچورلو، زهره ارزني، شهيندخت مولاوردي، نسرين ستوده، شادي صدر سخنراني کرده، پس از پرسش و پاسخ و تبادل نظرات، فيلم مستندي نيز پخش خواهد شد.

به کارگیری مردان در فروشگاههای لباس زنانه ممنوع شد  

آژانس ايران خبر

چهارشنبه 14 اسفند 1387-4 مارس 2009 

فروشگاه لباس زنانه  

عزیزالله رجب زاده رئیس پلیس نیروی انتظامی تهران بزرگ در جلسه خود با اصناف تهران اعلام کرد از این به بعد استخدام و به کارگیری مردها در فروشگاههای عرضه کننده لباس زنانه ممنوع بوده و با متخلفان به شدت برخورد می شود . رجب‌‏زاده تصريح كرد: همين‌‏طور زناني كه به فروشگاه‌‏هاي عرضه لباس مراجعه مي‌‏كنند در صورت بدحجابي و بدپوششي صاحبان فروشگاه موظف هستند به اين افراد تذكرات لازم را بدهند ! این تصمیم در راستای محدودیت های بیشتر اجتماعی برای شهروندان است که روز بروز دامنه این محدودیت ها بیشتر هم می شود . قبلا نیروی انتظامی مغازه داران را موظف کرده بود که در ورودی مغازه خود تابلو " ورود بانوان بد حجاب ممنوع " را نصب کنند اما مردم به این تابلوها هیچ اهمیتی نمی دادند . این تصمیمات به جز ابراز انزجار بیشتر مردم از تصمیم گیرندگان هیچ نتیجه دیگری در پی نخواهد داشت.

تفکیک جنسیتی بوفه دانشگده حقوق دانشگاه تهران را هم در برگرفت  

آژانس ايران خبر

دوشنبه 12 اسفند 1387-2 مارس 2009

بنا بر خبر دريافتي راهرو بوفه دختران و پسران دانشکده حقوق دانشگاه تهران هم تفکیک جنسیتی شد, این کار غیر ممکن که با ساخت دیواری بزرگ ممکن شد در حالی صورت گرفت که ساختمان این دانشکده جزو میراث فرهنگی کشور می باشد و هرگونه ساخت و ساز باید در جهت حفظ این میراث صورت گیرد.

تفكيك جنسيتي كلاس ها 

آژانس ايران خبر

یکشنبه 11 اسفند 1387-1 مارس 2009 

دانشگاه فردوسي مشهد 

معاونت فرهنگي دانشگاه فردوسي مشهد از تفكيك جنسيتي كلاس ها در آينده

نزديك خبر داد. وي كه پس از جلسه خود با رياست و مسولين دانشگاه وامام جمعه مشهد اين اظهارت عجيب را گفت خاطر نشان كرد:اين اقدام به درخواست تعداد بيشماري از دانشجويان دختر دانشگاه فردوسي است!!! وبه صورت آزمايشي انجام خواهد شد.گفتني است امام جمعه مشهد(علم الهدي)چندي پيش با سخنراني تندي كه داشته دانشگاهيان را به شدت زير سوال برده,گويا اين آخوند افراطي دانشگاه را با فيضيه اشتباه گرفته است.

فشار روي دختران دانشگاه سهند تبريز

آژانس ايران خبر

چهارشنبه 7 اسفند 1387-25 فوریه 2009

يكي از دختران دانشجو در دانشگاه سهند به خبرنگارما گفت : از ترم پیش خانمهای محجبه ای را در دانشگاه استخدام کرده اند تحت عنوان مشاور!!که تمام حرکات و رفتار دخترن را زیر نظر دارند و همين افراد ترم پیش چند نفررا تهدید به حکم کمیته ی انضباطي و....کردند.

از طرفي یکی از دختران دانشگاه سهند تبريز را به علت بدحجابی يك ترم از تحصيل تعليق كردند و دركمال وقاحت با در ج جمله داشتن ارتباط نامشروع وي را متهم کردند همچنين يكي ديگر ا ز دختران دانشگاه را با همین عنوان ممنوع الورود اعلام کردند و گفتندتا وقتی پدرت را نیاوردی حق ورود به دانشگاه را نداری!!

در سهند تبريزفشار روي دختران دانشجو زياد است و سختگيري هاي مضاعفي بر دختران دانشجو حاكم است 

پرستاران به بهانه بدحجابي در بيمارستان هزار تختخوابي تهران در آستانه اخراج قراردارند 

آژانس ايران خبر

جمعه 2 اسفند 1387-20 فوریه 2009

بنا بر خبر دريافتي روز چهارشنبه 30 بهمن حدود 35 تا 40 پرستار در بیمارستان هزار تخت خوابی تهران تهدید به اخراج شده و در آستانه اخراج هستند.

اين امرفقط بدلیل بد حجابی و کمبود اعتقاد(کذایی مذهبی )به مبانیهای جمهوری اسلامی است.

این اولین بیمارستانی نیست که در این شرایط قرار گرفته در سالهای پیش هم به بیمارستانهای دیگری گیر داده بودند, پرستاران زحمتکشی که بخاطر شغل طاقت فرسایشان بعضی مواقع با همکاران جمع میشوند و گپی میزنند یا چایی می نوشند از نظر جمهوری اسلامی کار غیر اخلاقی انجام میدهند و اینها با شئونات جمهوری اسلامی مغاير است.

حال پرستاران منتظر تصمیم گیری حضرات هستند تا ببینند کی اخراج خواهند شد.

تعدادی از پرستاران زن بیمارستانهای تهران با دلایل واهی در آستانه اخراج هستند

آژانس ايران خبر

دوشنبه 28 بهمن 1387-16 فوریه 2009

بنابه گزارشات رسیده از بیمارستان 1000 تختخوابی (بیمارستان خمینی)تهران 35 نفر از پرستاران زن این بیمارستان به بهانه های واهی عدم رعایت حجاب و عدم اعتقاد به مبانی جمهوری اسلامی در آستانه اخراج هستند.

از اوایل بهمن ماه 35 نفر از پرستاران زن بیمارستان 1000 تختخوابی(بیمارستان خمینی)تهران که وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشند به هسته گزینش دانشگاه تهران فرآخوانده شدند.در آنجا به آنها اعلام گردید که اخراج هستند . علت اخراج آنها را تحت عنواین واهی عدم رعایت حجاب و عدم اعتقاد به مبانی جمهوری اسلامی اعلام کرده اند.این در حالی که هیچ کدام از خانم های پرستار در طی مدت خدمت خود اخطار و یا تذکری در این مورد از هسته گزینش و یا بخشهای دیگر دریافت نکرده اند . پرستارانی که در آستانه اخراج قرار دارند از فارغ التحصیلان ممتاز بودند و با معدلهای بالاتر از 17 از دانشگاه فارغ التحصیل شدند. آنها قبل از استخدام از فیلترهای گزینش محلی و اعتقادی و سیاسی عبور کرده بودند.

گزارشهای دیگر حاکی از آن است که علاوه بر بیمارستان 1000 تختخوابی در بیمارستانهای دیگر که وابسته به دانشگا ه علوم پزشکی تهران هستند مانند بیمارستان آرش،امیراعلم ،بهارلو،روزبه،فارابی،ضیائیان،ولیعصر قرار است که تعدادی از پرستاران زن این بیمارستانها تحت عنواین فوق اخراج شوند.

فردی که در هسته گزینش دانشگاه تهران با پرستاران زن احضار شده برخورد می کرد, خانم دادگستر نام دارد که با لحن تندی با آنها برخورد می کرد.

همزمان با اخراج این پرسنل و گذاردن سهمیه استخدامی 25 درصدی برای بسیجیان عضو در گردانهای عاشورا و الزهرا ،هسته گزینش با همکاری واحد استخدامی، آزمونی فرمایشی برای استخدام نیروهای مورد نیاز خود قرار است در تاریخ 2 اسفند ماه برگزار گردید تا بدون سر و صدا و هر گونه اعتراضی نیروهای بسیجی و اطلاعاتی خود را جایگزین پرستاران اخراجی نمایند که همگی با احساس مسئولیت و دادن شیفتهای سنگین غیر قانونی که بیمارستان برای آنها تعیین می کرد و حق هیچ گونه اعتراضی را نداشتند،کند

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،اخراج پرستاران زن که گامی در هر چه بیشتر محدود کردن زنان میهنمان است و محروم کردن آنها از حق اشتغال می باشد محکوم می کند و از سندیکای پرستاران کشورهای مختلف جهان خواستار حمایت از همکاران خود در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 28 بهمن 1387 برابر با 16 فوریه 2009 

براي اولين بار يک زن وارد کابينه عربستان سعودي شد 

آژانس ايران خبر

شنبه 26 بهمن 1387-14 فوریه 2009 

عربستان سعودي  

ملک عبدالله در ترميم کابينه بلند پايه ترين قاضي کشور را برکنار کرد.

ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودي کابينه خود را ترميم کرده و براي اولين بار يک زن را وارد کابينه کرده است.

پادشاه سعودي همچنين دو شخصيت پر قدرت مذهبي را برکنار کرده است.

وزير آموزش و پرورش جديد عربستان، شاهزاده فيصل بن عبدالله، داماد ملک عبدالله است و خانم نوره الفيض، سمت معاون وزير آموزش و پرورش در امور زنان را عهده دار مي شود.

اين سمت بالاترين پست رسمي است که تا کنون به يک زن در عربستان سعودي واگذار شده است.

رئيس پليس مذهبي و شيخ صالح که بلند پايه ترين قاضي عربستان سعودي است نيز کنار گذاشته شده اند.

شيخ صالح سال گذشته با اظهارات بحث انگيزش مبني بر اين که کشتن کساني که 'برنامه هاي غير اخلاقي' پخش مي کنند مجاز است، سر و صداي زيادي به پا کرد.

ملک عبدالله همچنين مسئول چهار وزارتخانه و نيز رئيس بانک مرکزي عربستان سعودي را عوض کرد.

اين تغييرات که بخشي از ترميم غير منتظره کابينه و قوه قضاييه عربستان محسوب مي شود تلاش ملک عبدالله براي اصلاح نهاد مذهبي کشور است که به خصوص به خاطر عملکرد پليس مذهبي و نيز قوه قضاييه، مورد انتقاد قرار گرفته است.

تحليلگران مي گويند ترميم کابينه عربستان سعودي، که اولين ترميم کابينه از هنگام پادشاهي ملک عبدالله در ماه اوت 2005 است، حائز اهميت است زيرا نفوذي را که تندروها براي دهه ها بر نهادهاي مذهبي داشتند کاهش مي دهد.

ملک عبدالله که به دفعات از لزوم ترميم کابينه صحبت کرده بود اکنون گروه جديدي از مقامات و دانشگاهيان را که جوان تر بوده و در مقايسه با سياستمداران قبلي، تنوع فرهنگ هاي اسلامي را بيشتر مي پذيرند، بر سر کار آورده است.

جداسازی دختران و پسران در کلاس‌های ریاضی 

آژانس ايران خبر

شنبه 19 بهمن 1387-7 فوریه 2009

از دانشگاه علم و صنعت خبر می‌رسد مسوولان این دانشگاه اقدام به جداسازی جنسیتی در بعضی دروس کرده‌اند.

بر اساس گزارش‌های رسیده از این دانشگاه، دانشجویان ملزم به انتخاب برخی از دروس علوم پایه بر اساس جنسیت خود شده‌اند تا دختران و پسران در دروسی مانند ریاضی۱ و۲، معادلات دیفرانسیل و فیزیک۲ جدا از هم و بر اساس تفکیک‌ جنسیتی سر کلاس‌های درس بنشینند.

این در حالی است که کمبود اعضای هیات علمی و فضای آموزشی یکی از مشکلات عمومی دانشگاه‌های کشور است. به رغم آنکه آمار رسمی وزارت علوم نسبت اعضای هیات علمی به دانشجو را یک به 5/17 عنوان می‌کند، این نسبت در دانشگاه علم و صنعت در سال گذشته یک به 26 بوده است. بر اساس آماری که سال گذشته روابط عمومی این دانشگاه اعلام کرد به ازای 2800 دانشجو، 378 عضو هیات علمی وجود دارد. جداسازی دانشجویان در واقع خارج کردن تقریباً نیمی از ظرفیت هیات علمی و فضای آموزشی از گردش کلاس‌های دانشگاه است.

انتخاب واحد ترم جدید دانشگاه علم و صنعت که از روز شنبه آغاز شده و تا چهارشنبه نیز ادامه داشته است، با مشکلات فراوانی همراه بوده که نارضایتی دانشجویان را در پی داشته است. به دلیل تمهيدات نامناسبی که مسوولان این دانشگاه برای ترم جدید اندیشیده‌اند، انتخاب واحد ترم جاری در مقایسه با ترم گذشته مشکلات بیشتری را به همراه داشته و سرگردانی و نارضایتی افزونتری به ارمغان آورده است. شورای صنفی این دانشگاه پیش‌تر در این باره تذکر داده بود.

با این حال جداسازی دختران و پسران، در دروس علوم پایه اقدامی بی‌سابقه به نظر می‌رسد. به جز دانشگاه‌هایی که به طور رسمی و از طریق کنکور دانشجویان دختر و پسر را به طور مجزا پذیرش می‌کنند، تا به امروز هیچ دانشگاهی در دروس تخصصی و علوم پایه اقدام به تفکیک جنسیتی نکرده است. حتی سال گذشته شایعه جداسازی دختران و پسران در دروس عمومی دانشگاه تهران، شرایطی را به وجود آورد که مسوولان این دانشگاه به سرعت این خبر را تکذیب کردند.

مدیر امور آموزش دانشگاه علم و صنعت در توضیحاتی درباره جداسازی جنسیتی در دروس علوم پایه، اجرای این کار را بر اساس تصمیم شورایی در دانشگاه توجیه کرد، اما از بردن نام آن شورا خودداری کرد.

بحث جداسازی جنسیتی در نظام‌های آموزشی یکی از پروژه‌هایی بوده است که به طور متناوب از سوی مسوولان دولت نهم دنبال شده است. پیش‌تر بسیاری از دانشجویان ودانش آموزان به طرح‌هایی چون جداسازی کتاب‌های درسی دانش‌آموزان دختر و پسر، سهمیه‌بندی جنسیتی کنکور و جداسازی برخی کلاس‌های درس اعتراض کرده‌اند.

تفكيك جنسيتي در كلاس هاي پايه علم وصنعت

آژانس ايران خبر

جمعه 18 بهمن 1387-6 فوریه 2009

به گفته دانشجويان دانشگاه علم وصنعت كلاس هاي دختران وپسران در برخي از دروس پايه از ترم جديد جدا برگزار ميشود. اين علاوه بر تمام مشكلاتي بود كه پيش از اين در باره انتخاب واحد در اين دانشگاه اتفاق افتاده بود.

با پيگيري هاي دانشجويان وشوراي صنفي گرفتن اين تصميم به شورايي مجهول ومجعول نسبت داده شده كه هنوزكسي از نام وموجوديت اين شورا خبري ندارد.

گزارش: حقوق زنان در کشورهای خلیج فارس 

بنا بر گزارش یک سازمان حقوق شهروندی زنان در منطقه ، در طول پنج سال گذشته زن های عرب در کشورهای خلیج فارس توانسته اند حقوق و امتیازاتی کوچک اما چشمگیر و ارزنده ای به دست بیاورند. این سازمان غیردولتی علاوه بر پژوهش های گوناگون به کار ایجاد برنامه هایی برای پیشبرد آزادی و دمکراسی در کشورهای مختلف در سراسر جهان نیز اشتغال دارد.

یکی از آخرین پژوهش های گروه حامی حقوق زنان به نام خانه آزادی ، اهداف آن را در آخرین یافته های این گروه خلاصه می کند: پیشرفت زنان عرب در احقاق حقوق شهروندی در کشورهای خلیج. سونیا کلی مدیر این مطالعات می گوید این پژوهش تکمیل کننده پژوهش مشابهی است که پنج سال پیش در کشورهای بحرین، امارات عربی، کویت، عمان، قطر و عربستان سعودی صورت گرفت.

سونیا کلی در ادامه این سخنان می گوید: نتایج این پژوهش ها بسیار رضایت بخش بوده است. جریان های مربوط به حقوق زنان در این کشورهای عربی درحال حرکت به جلو هستند هرچند این منطقه یکی از مشکل ترین مناطق برای ایجاد تغییرات در قوانین موجود در رابطه با حقوق زنان محسوب می شود. با این وجود فعالین حقوق زنان توانسته اند در بسیاری از این موارد پافشاری کرده و به نتایج نسبی برسند.

بنا برگفته سونیا کلی، مهم ترین این تغییرات در کشور کویت در رابطه با حقوق زنان دراین کشور انجام گرفته است : ما متوجه شدیم که زنان این منطقه توانسته اند از طریق به دست آوردن قدرت های اقتصادی و مالی به حقوق وامتیازات خیلی بیشتری دست یابند. در نتیجه ما شاهد 5 درصد ازدیاد در تعداد زنان شاغل در کویت و بهبود وضعیت کلی آن ها بوده ایم. در سال ۲۰۰۳ تنها ۴۶ درصد از زنان به کار اشتغال داشتند در حالی که امروز بیش از ۵۱ درصد از زنان در کشور کویت شاغل هستند.

زنان کویتی هم چنین در زمینه های سیاسی نیز دست آوردهای مثبتی داشته اند.

درسال ۲۰۰۵ پس از سه دهه مبارزه، زنان کویتی توانستند حق رای دادن در انتخابات را به دست آورند.

دکتر لوبنا آلکازی پروفسور رشته جامعه شناسی از دانشگاه کویت و یکی از فعالین اصلی جنبش زنان و مبارزات برای به دست آوردن حقوق زنان در این کشور است. او در پژوهش اخیر خانه آزادی می گوید: به دست آوردن حق رای برای زنان کویتی یکی از مهم ترین دست آوردهای جنبش زنان در این کشور بوده است.

آلکازی می گوید: از دیگردست آوردهای مهم ایجاد یک کمیته زنان است که انجام شده و هم چنین حضور زنان به عنوان نمایندگان شوراها و مجلس که از اهمیت خاصی برخوردار است. این به ما قدرت های تازه ای داده است تا بتوانیم بسیاری از قوانین ضد زن و ناهمگون کنونی را متوقف یا معلق کنیم.

عمان یکی دیگر از کشورهای خلیج فارس است که به تازگی زنان آن توانسته اند حقوق نسبی به دست آوردند. بنا برگفته روزنامه نگار، رفیا ال طالعی علیرغم تبعیضات شدید نسبت به زنان در این کشور، فعالین توانسته اند امکاناتی برای شراکت زنان در سیاست ، بازار کار و تحصیلات عالیه بوجود آوردند.

این زن روزنامه نگار خود یکی از نامزدهای انتخابات برای ورود به پارلمان کشور عمان در سال ۲۰۰۳ بوده است. طالعی با ۱۰۰ رای کمتر در این انتخابات بازنده شد: این یک تجربه ارزنده و قدرت دهنده نه تنها برای من بلکه برای زنان دیگر نیز بود. زنانی که تشویق شدند تا در دوره بعدی این انتخابات شرکت کنند. در سال ۲۰۰۳ تعداد نامزدهای کل کشور برای این مقام ۱۵ نفر بود در انتخابات بعدی این تعداد به ۲۰ تن رسید.

زنان دیگر کشورهای عربی از جمله بحرین و امارات نیز در حال حاضر از احقاق این امتیازات جزئی بهره مند شده اند.

 

سونیا کلی می گوید: در کشورهایی چون امارات با وجود تمام قوانین خشک شهروندی و تعصبات موجود نسبت به زنان نیز به تازگی و به صورت محدودی به زنان اجازه داده شده است که در انتخابات اعضای شورای شورای ملی فدرال شرکت کرده و یا رای بدهند. یک زن در این جریان انتخاب شد.

با این وجود ، گزارش خانه آزادی نشان می دهد که علیرغم وقایع پیش برنده اخیر، زنان کشورهای خلیج به خصوص در عربستان سعودی، راه طولانی و دشواری را در احقاق حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خود در پیش دارند.

دکتر النوردوماتو کارشناس مسائل زنان می گوید: درسال ۲۰۰۷ ممنوعیت ورود زنان بدون همراه به داخل هتل ها و اجاره آپارتمان به زن های تنها لغو شد. هم زمان یک هتل زنانه در دورترین نقطه خارج شهر ریاض گشوده شد اما زنان هنوز برای ورود به داخل یک هواپیمای مسافری و پرواز به خارج از کشور به اجازه خروج شوهران و پدران خود احتیاج دارند. علیرغم تغییرات عمده در قوانین جاری ، سیستم قضایی هنوز نسبت به شهروندان به ویژه زنان شرایط سختی را به اجرا در می آورد. زنان در عربستان سعودی هنوز هم حق رانندگی ندارند.

سونیا کلی علیرغم تمام این عدم رعایت حقوق شهروندی به آینده این زنان امیدوار است: به دست آوردن امتیازات کوچک کنونی می تواند ابزاری باشد برای پیروزی های بزرگ تر آینده برای زنان کشورهای خلیج فارس.

ارزیابی عفو بین‌الملل از وضعیت حقوق زنان در کشورهای اسلامی

سازمان عفو بین‌الملل از تلاش‌ و مبارزه‌ی فعالان حقوق زنان در چند کشور قدردانی کرد. دو زن از پاکستان و اردن مشمول این قدردانی‌ شده‌اند. گزارش تازه‌ی عفو بین‌الملل حاکی از پیشرفت تدریجی حقوق زنان در کشورهای اسلامی است.

روز سه‌شنبه، ۳ مارس، سازمان عفو بین‌الملل از تلاش‌ها و مبارزات فعالان حقوق زن در پاکستان، اندونزی، اردن و نیجریه قدردانی و ستایش کرد.

مختاران مای از جمله زنانی بود که عفو بین‌الملل از او قدردانی به عمل آورد. مختاران که اهل پاکستان است سال ۲۰۰۲ به تصمیم شورای روستای محل سکونتش محکوم به آن شد که از سوی ۶ مرد مورد تجاوز قرار گیرد. دلیل تصمیم شورا رفتار ناپسند برادر مختاران عنوان شده بود.

مختاران با وجود آن که سواد خواندن و نوشتن نداشت، در باره‌ی تجاوز به خود، بر خلاف بسیاری از موارد مشابه، سکوت نکرد و ماجرا را به افکارعمومی و مراجع عالی قضایی پاکستان کشاند. اقدام و تلاش مختاران اندکی بعد بازتابی جهانی یافت. او به رغم همه‌ی تهدیدهایی که از این بابت متوجه‌اش شده بود در روستای خود ماند و آنجا را ترک نکرد. قوه‌ی قضائیه‌ی پاکستان سرانجام به سود مختاران رأی داد. او بخشی از غرامتی را که از دولت پاکستان دریافت کرد به ایجاد دو مدرسه و یک مرکز کمک به زنان اختصاص داده است.

تقریباَ ۳۰ درصد مردان و ۷۳ درصد زنان پاکستان بی‌سوادند. در مدرسه‌هایی که به همت مختاران تأسیس شده‌اند تا کنون ۲۵۰ دختر و ۱۶۰ پسر سواد آموخته‌اند. خود مختاران که اینک ۳۶ سال دارد نیز، مشغول سوادآموزی است. او حالا شاگرد کلاس پنجم ابتدایی است.

شکستن تابوی صحبت در باره‌ی "قتل‌های ناموسی"

زن دیگری که تلاش‌هایش از سوی عفو بین‌الملل مورد تجلیل و قدردانی قرار گرفت، رانا حسینی از فعالان حقوق زنان در اردن است. خانم حسینی به عنوان خبرنگار و گزارش‌گر حقوقی روزنامه‌ی انگلیسی‌زبان "اردن‌تایمز" با گزارش‌های گیرا و قابل اعتنایی که در ۱۰ سال گذشته در زمینه‌ی قتل‌های ناموسی انتشار داده، تابوی بحث و گفتگو در این باره را شکسته است.

این گزارش‌ها سبب شده‌اند که سازمان‌های مدافع حقوق بشر، گروه‌های حامی حقوق زنان و حتی دربار پادشاهی اردن نسبت به جرم و جنایاتی که تحت عنوان "حفظ آبروی خانواده و ناموس" صورت می‌گیرد توجه و حساسیت بیشتری نشان دهند. عبدالله دوم، پادشاه اردن شخصاَ از اعمال و تشدید مجازات در باره‌ی قتل‌های ناموسی حمایت کرده است.

در نتیجه‌ی تلاش‌ها و گزارش‌های رانا حسینی، اردن از سال ۲۰۰۷ صاحب اولین خانه‌ی امن برای زنان مورد تهدید شده است. اوایل ژانویه‌ی ۲۰۰۸ نیز، پارلمان اردن قانونی را تصویب کرد که به موجب آن خشونت در محیط خانواده ممنوع و مشمول مجازات شده است.

پیشرفت تدریجی حقوق زنان در جهان اسلام

در همین حال، در گزارشی که این هفته از سوی عفوبین‌الملل در باره‌ی وضعیت زنان در شماری از کشورهای دنیا انتشار یافته، از پیشرفت تدریجی در زمینه‌ی برابر حقوقی میان زن و مرد در کشورهای اسلامی سخن می‌رود. برای مثال، در نیجریه، پرجمعیت‌ترین کشور آفریقا که شمال آن مسلمان‌نشین است، تعداد زیادی سازمان‌های مدافع حقوق زنان مشغول فعالیت هستند.

 

 

عایشه امام، از بنیانگذارن "مجمع برای حقوق زنان" در نیجریه، به سازمان عفو بین‌المللی گفته است که تهدید به مرگ شده، زیرا چند هفته پیش از حق زن در ارضای جنسی در اسلام سخن گفته است. "انجمن کشوری زنان" نیجریه نیز که از سال ۱۹۸۲ مشغول به کار است، بیش از ۷۲۰ تعاونی را در سراسر کشور با وام‌های کوچک و حمایت‌های فنی کمک می‌کند تا زنان مناطق روستایی بتوانند به لحاظ اقتصادی از حداقلی از امکانات برخوردار باشند.

تجربه‌ی مثبت مراکش

بنا به گزارش عفو بین‌الملل، گرچه در قانون اساسی کشورهای خاور نزدیک و میانه بندها و پاراگرف‌هایی در باره‌ی برابر حقوقی‌زن و مرد در برابر قانون وجود دارد، ولی قوانین مربوط به خانواده و ارث، معمولاَ شامل مقررات و احکامی تبعیض‌آمیز علیه زنان هستند. برای مثال، در زمینه‌ی ازدواج، طلاق و سهم‌بردن از ارث، زنان در قیاس با مردان آشکارا از حقوق کمتری برخوردارند. رفع این تبعیض‌ها اینک به محور مبارزات زنان در کشورهای یادشده بدل شده‌است. عفو بین‌الملل در گزارش خود از اقدام سازمان‌های زنان ۱۳ کشور عربی به تشکیل یک نهاد نمادین با نام "دیوان عالی دائمی برای رفع خشونت علیه زنان" خبر داده است.

در ادامه‌ی گزارش عفو بین‌الملل، همچنین به تجربه‌ی مثبت مراکش اشاره می‌شود که در نتیجه‌ی مبارزات چندین دهه‌برای حقوق زنان، نهایتاَ سال ۲۰۰۴ قانون حقوق فردی به تصویب رسید. بنا به این قانون، زن در برابر همسر خود مجبور به اطاعت و فرمانبری نیست و در امور مالی و حقوق خانواده نیز از حق یکسان برخوردار است. علاوه بر این، سن ازدواج نیز طبق قانون جدید برای دختر و پسر به ۱۸ سال افزایش یافته است.

بازگشت وزيرآموزش‌‏و‌‏پرورش به خاطرات دوران کودکي:

بايد در طراحي مدارس، اندروني و بيروني تعريف شود  

تهران- خبرگزاري کار ايران

دوشنبه 12 اسفند 1387-2 مارس 2009

وزير آموزش و پرورش با بيان اين‌‏که پوشش زنان و مردان در مدرسه الزاماً‌ نبايد مانند پوشش آنها در خارج از مدرسه باشد، گفت: بايد در طراحي مدارس اندروني و بيروني تعريف شود و حريم مدرسه رعايت شود.

به گزارش خبرنگار "ايلنا"، عليرضا علي‌‏احمدي وزير آموزش و پرورش در همايش مدرسه ايراني - معماري ايراني که در محل دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران برگزار شد، با بيان اين‌‏که نظام ارزشي اسلامي در جامعه الزاماتي را در نظام تعليم و تربيت ايجاد مي‌‏کند، که از جمله اين الزامات بحث محرم‌‏سازي در مدارس است، ابراز داشت: ‌‏مدارس بايد به گونه‌‏اي طراحي شود که معلمان آگاهي عمل خود را داشته باشند.

وي با تاکيد بر اين‌‏که با ورود افرادي غير از معلم و دانش‌‏آموز در محيط مدرسه نبايد فعاليت‌‏هاي جاري مثل زنگ ورزش دانش‌‏آموزان دچار اخلال شود، گفت: نيازهاي دختران و پسران متفاوت است و وجود نمازخانه براي دختران از دوره ابتدايي با توجه به تکليف آنها در سن نه سالگي نياز ضروري به شمار مي‌‏رود.

وي در ادامه به مقتضيات زندگي آپارتماني و تاثير آن بر روحيه دانش‌‏آموزان اشاره کرد و افزود: اگر مدارس گسترده و وسيع را نتوانستيم طراحي کنيم، بايد فضاهاي خاصي را در آن احداث کنيم و با ورزش‌‏هاي ويژه از فضاها و مدارس کوچک بتوانيم انجام دهيم.

وي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به اين‌‏که متوسط عمر مدارس در ايران 40 سال است، خاطر نشان کرد: در انتخاب مصالح نوع طراحي، ساخت و نظارت ساخت مدارس بايد اين فرآيند را به گونه‌‏اي دنبال کنيم تا مدارسمان از استحکام بيشتري برخوردار شوند.

علي‌‏احمدي افزود: بايد سرعت بيشتري به ساخت مدارس بدهيم تا در مواقع لزوم از طريق الگوهاي پيش‌‏ساخته به سرعت اقدام به ساخت آنها کنيم و مدرسه‌‏اي بسازيم که با فرهنگ و نيازهاي دانش‌‏آموزان مطابقت داشته باشد.

وي به بحث انرژي و اتلاف آن در مدارس اشاره کرد و افزود: در بحث انرژي و اتلاف آن با توجه به هدفمند کردن يارانه‌‏ها بايد روي در،‌‏پنجره و مصالح مورد استفاده تجديد طراحي کنيم.

علي‌‏احمدي که در همايش مدرسه ايراني - معماري ايراني سخن مي‌‏گفت، نظام تعليم و تربيت کشور را به شدت تحت تاثير رسانه‌‏ها و فرهنگ عمومي کشور معرفي و ابراز کرد: مدارس ما امروز رقيب پيدا کرده‌‏اند و منزلت معلمان نيز تغيير يافته است، اگر در گذشته بيشتر وقت دانش‌‏آموزان در خانه و مدرسه مي‌‏گذشت، امروز اکثر آنها وقت زيادي را صرف اينترنت، ‌‏ماهواره و رسانه‌‏هاي ديگر مي‌‏کنند.

وزير آموزش و پرورش با توجه به اين‌‏که بارها سخن از نقش رسانه‌‏ها، ماهواره و اينترنت بر روي دانش‌‌‏آموزان در برنامه‌‏ها و همايش‌‏هاي مختلف سخن گفته بود، اضافه کرد: بايد فضا و امکانات لازم براي کارگاه‌‏هاي آموزشي و آزمايشگاه‌‏هاي جديد پيش‌‏بيني کنيم و همچنين زيرساخت‌‏هاي فناوري اطلاعات در مدارس و اتصال مدارس به اينترنت نيز پيش‌‏بيني شود.

مرد افغان گوش هاي همسرش را بريد

عصر ایران

شنبه 17 اسفند 1387-7 مارس 2009

مردي در افغانستان به خاطر سوءظن به همسرش گوش هاي او را کند.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس به نقل از رسانه هاي افغان اين رويداد در شهرستان چهارسده استان غور روي داده است.

مسوولان درماني استان غور خبر داده اند در حال حاضر وضعيت جسمي اين زن که در منزلش به سر مي برد خوب نيست.

 در نشست علمی قاچاق زنان و کودکان در آسیای مرکزی مطرح شد

قاچاق زنان ایرانی به پاکستان

کانون زنان ایرانی - ترانه بنی یعقوب  

پنجشنبه 15 اسفند 1387-5 مارس 2009

دختران ایرانی پس از قاچاق در پاکستان به فروش می رسند.این دختران اغلب با ازدواج های قلابی به این کشور منتقل و در شهرهای مختلف آن به فروش می رسند ."این گفته شهلا معظمی استاد دانشگاه تهران در سی و سومین نشست علمی قاچاق زنان و کودکان در آسیای مرکزی است که عصر سه شنبه در دانشگاه تهران برگزار شد.

در این نشست علمی که تمرکز اصلی اش بر پدیده قاچاق زنان و کودکان در آسیای مرکزی بود ابعاد متفاوت این موضوع توسط معظمی پور و دیگر استاد این دانشگاه الهه کولائی بررسی شد.

هر چند در این نشست درباره قاچاق زنان و کودکان ایرانی سخن زیادی گفته نشد اما این دو عضو هیات علمی دانشگاه تهران تاکید کردند که ایران مقصد قاچاق انسان محسوب نمی شود و معمولا دختران ایرانی هستند که به کشورهای دیگر منتقل می شوند . این پدیده در مناطق حاشیه ای ؛ روستائی و فقیر نشین بیشتر زنان را تهدید می کند.

معظمی می گوید :"توده های عوام و زنان روستائی کمترین آگاهی را نسبت به این موضوع دارند . در مناطق فقیر نشین کشور ما مانند خراسان جنوبی خیلی از خانواده ها با عقد رسمی دختران شان را با تصور شوهر دادن به این دام می اندازند . ازدواج هائی که قلابی است و بعدا این دختران از کشورهائی خلیج فارس و پاکستان سر در می اورند

او به آگهی های تبلیغاتی که برای جذب نیروی کار تهیه می شود هم اشاره می کند : "آگهی هائی که در پشت پرده شان منظوری دیگر نهفته است اما عده ای به دلیل ناآگاهی فریب می خورند

او از قاچاق انسان به عنوان بردگی نوین نام می برد. بردگی ای که در عصر مدرن همه حقوق انسان را از او سلب می کند .قاچاقچیان زنان و دختران جوان جویای کار را می فریبند و در انبار کشتی پنهان و با شرایط رقت بار قاچاق می کنند . گاه این زنان به خاطر شرایط بد انتقال هرگز به مقصد نمی رسند و گاه هم به دریا انداخته می شوند.

او به رشد وسیع این جرم سازمان یافته در طی سالهای اخیر اشاره می کند ": قاچاق زنان و کودکان برای قاچاقچیان کم خطر تر است .اغلب این زنان با رضایت کامل جابه جا می شوند و پس از رسیدن به مقصد می فهمند به دام افتاده اند.

سازمان ملل در این باره فیلمی ساخته است فیلمی که در پشت اگهی های استخدام با وعده زندگی بهتر و شغل مناسب تر بسیاری از دختران فریب می خورند و پس از رسیدن به مقصد به فحشای اجباری یا کار در شرایط غیر انسانی گمارده می شوند.

به گفته معظمی پور این افراد به شدت در جهت افزایش قدرت سیاسی شان می کوشند چون هر قدر دولت و پلیس با انها همراه شوند بیشتر می توانند فعالیت هایشان را انجام دهند .بنابر این یک دولت سالم بهترین تهدید کننده این گروهها محسوب می شود و فساد مالی این سیستم هم بهترین تقویت کننده این باندها است.

او می گوید ": این سازمانهای جنایت کار برای بهبود وجهه خود تصویری خوب از خود را با کارهای تبلیغاتی به افکار عمومی ارائه می دهند . برخی از انها دارای بخشهای تحقیقاتی اند که چگونه می توانند زندگی های افسانه ا ی را برای فریب قربانیان به تصویر بکشند . بسیاری از دختران با دیدن این تصاویر و به تصور ملکه زیبائی شدن ؛ مانکن شدن .و..دست به هر کاری می زنند.

او ادامه می دهد : "جهانی شدن و رشد مرزها باعث شده مجرمان بیشترین بهره را از مناطق خاکستری ببرند . این مناطق مناطقی هستند که حکومت ها کمترین کنترل و ساماندهی قانونی را بر آن اعمال می کنند.

اما چه کسانی بیشتر شکار این باندهای سازمان یافته می شوند او در پاسخ به این سوال می گوید کسانی که اسیب پذیر ترند همچون کودکان و زنان بیشتر از همه در معرض اسیب قرار دارند افرادی که کمترین وابستگی را به نهادهای خانوادگی ؛ دوستان و دیگر نهادهای سنتی دارند انها با فریب شوهرکردن ؛ فرزند خواندگی ....به این دام تن در می دهند .این پدیده نشان دهنده نا اگاهی این افراد و مهارتهای اندکشان برای یافتن شغل است.

 

او به راههای مختلف به بردگی کشیدن این افراد هم اشاره می کند راههائی مثل ضبط پاسپورت قربانی ؛ زندانی کردن شان در خانه وقطع ارتباط شان با دنیای خارج ؛ افزایش بدهی های فرد. این موارد هر روز زنان را در دامی که در ان فرو رفته اند بیشتر غرق می کند .این زنان با این شرایط اسف بار روزی 16 تا 18 ساعت کار می کنند و در معرض بیماری های خطرناکی چون ایدز و دیگر بیماری های مقاربتی قرار می گیرند.

الهه کولائی استاد دانشگاه نیز در ادامه این نشست می گوید :"جهانی شدن امکان دست یابی به تصویرهای تحریف شده را بر اساس شکافی که بین کشورهای توسعه یافته و نیافته وجود دارد افزایش داده است . تصویرهای تبلیغاتی که از غرب به جوانان نشان داده می شود بستری را فراهم کرده که آنان نااگاهانه برای خروج از کشور در دام بیفتند.

به گفته او در کشورهائی مثل ازبکستان و قزاقستان به دلیل مشکلات اقتصادی و اجتماعی این مناطق این پدیده رشد زیادی داشته است . اکنون ازبکستان اصلی ترین مبدا قاچاق زنان به کشورهای حاشیه خلیج فارس ؛ کره ؛ یونان و حتی کشورهای همجوار خود قلمداد می شود .40 در صد کسانی که در روسپی خانه های یونان هستند از این کشور قاچاق شده اند.

نتایج تحقیقات در اسیای مرکزی نشان می دهد که بیشتر قربانیان با ارائه چشم اندازی رویائی گول این باندها را می خورند .در بسیاری موارد آژانس های مسافرتی با فریب دادن این قربانیان انتقال شان را انجام می دهند . این قربانیان اغلب زبان بلد نیستند و امکان دسترسی به نهادهای قانونی را ندارند و نمی توانند از هیچ امکانات قانونی بهره ببرند .به گفته او 15 درصد از زنان تاجیکی که قاچاق شده اند نیز در این فرایند معتاد شده و بسیاری نیز به خدمتکاری منازل با کمترین حقوق گمارده شده اند.

او می گوید :"پدیده فقر در این مناطق هم مانند بسیاری دیگر از نقاط جهان پدیده ای زنانه است .50در صد از زنان ازبک و تاجیک از مناطق روستائی قاچاق شده اند.

دبيرکل سازمان ملل:

خشونت عليه زنان تهاجم به اساس تمدن ما است  

ایونا تهران

شنبه 17 اسفند 1387-7 مارس 2009

بان کي مون دبير کل سازمان ملل در پيامي به اجلاس کميسيون مقام زن در نيويورک تصريح کرد خشونت عليه زنان تهاجم عليه همه و علبه اساس تمدن ما است.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری زنان ایران "ایونا" , دبير کل سازمان ملل در پيام خود همگان را به تلاش براي پايان دادن به خشونت ها عليه زنان فرا خوانده است.

وي افزوده است : خشونت عليه زنان سلامت را نابود کرده و موجب فقر دائمي شده و بر ضد برابري و قدرت بخشيدن عمل مي کند.

دبير کل سازمان ملل گفته است : گزارش ها نشان مي دهد در سراسر جهان از پنج زن يک زن مورد خشونتهاي جنسي قرار گرفته و بک زن از سه زن مورد ضرب وجرح قرار مي گيرد . اين آمار به منزله اعلام خطر بوده و موجب حيرت عموم شده اند و اين اعمال بايد متوقف شوند.

بان افزوده است : خشونت عليه زنان پليدي و بر خلاف تمام اصول و منشور سازمان ملل است.

تاثيرات خشونت بر زنان و دختران , خانواده هاي آنان , اجتماع و جامعه شان در شکل ويران کردن زندگي و نابودي خود را مي نماياند که حتي قابل محاسبه نمي باشند.

در بسياري از مواقع جنايات تحميل شده بر زنان بدون مجازات باقي مي مانند و خاطي با آزادي از کنار موضوع گذر مي کند.

هيچ کشوري , هيچ فرهنگي , هيچ زني , جوان يا پير از خشونتها در امان نمي باشد.

زنان به مدت طولاني عليه خشونت صحبتها داشته اند و يکديگر را مورد حمايت قرار داده اند و در مواقعي صداي خود را از طريق اقدامات در سيستم سازمان ملل يافته اند.

مردان نيز صداي خود را در اين رابطه به گوشها رسانده اند.

از نمونه هاي جهاني ميتوان از ستاد روبان سفيد و همچنين ستاد روز "وي" و در کنار آن از ستاد "وي"- مردان نام برد.

در بسياري از کشورها به مردان آموزش داده مي شود که مرد واقعي به زنان احترام مي گذارد.

خشونت عليه زنان نمي تواند قابل تحمل باشد , در هيچ شکلي , در هيچ معنايي , تحت هيچ شرايطي يا توسط هيچ رهبر سياسي و يا هيچ دولتي.

قاتل: مادرم را کشتم تا فاسد نشود

خبرگزاری پارس

شنبه 17 اسفند 1387-7 مارس 2009

جوان ۲۸ ساله‌ای که مادر خود را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود از سوی بازپرس جنایی تهران مجرم شناخته شد.

 

ساعت ۲ بامداد روز ۱۵ مرداد مأموران کلانتری ۱۱۶مولوی از قتل یک زن میانسال در خانه محل سکونتش با خبر شدند.

مأموران با حضور در صحنه دریافتند اعضای یک خانواده مدعی‌اند مادرشان به طرز مشکوکی از شب قبل ناپدید شده و به احتمال زیاد توسط پسر بزرگش به نام حسین به قتل رسیده است.

اصغرزاده بازپرس شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران در خصوص این پرونده گفت: با حضور در صحنه مشخص شد بر روی دیوار خانه لکه‌های خون وجود دارد و فرش داخل یکی از اطاق‌ها نیز شسته شده و خیس است.

وی گفت: پسر کوچک خانواده به نام حسن ۱۸ ساله در خصوص ماجرا مدعی شد شب یکشنبه به همراه مادرش به محل کار پدرش در غرب تهران رفته و ساعتی را پیش وی بوده اما شب هنگام حسین به آنجا آمده و مادرش را به خانه برگردانده است.

اصغرزاده ادامه داد: حسن مدعی است دیگر از مادرش خبری نداشته تا این که شب حادثه خواهرش به همراه دامادشان به خانه آمده و متوجه نبود مادرش در خانه و وجود لکه‌های خون روی دیوار شده است.

وی گفت: تحقیقات از حسین آغاز شد تا این که مشخص شد روی صندوق عقب خودروی پرشیای وی لکه‌های خون وجود داشته و لاستیک‌های خودرو نیز شسته شده است اما وی حاضر به هیچ‌گونه اعترافی نشده و مدعی شد مادرش صبح روز دوشنبه از خانه خارج شده و دیگر به خانه برنگشته است.

بازپرس شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران ادامه داد: همسایه‌ها در تحقیقات مدعی شدند شب یکشنبه صدای درگیری مقتوله و حسین را شنیده‌اند اما به یک‌باره صدا قطع شده و دیگر اطلاعی از مقتوله در دست نبوده است.

وی ادامه داد: تا روز پنج‌شنبه ۱۷ مرداد نه جسدی در دست بود و نه حسین اعترافی کرده بود اما صبح روز پنج‌شنبه حسین در بازجویی به ارتکاب قتل مادرش اعتراف کرد و با توجه به اعتراف وی مأموران موفق شدند جسد این زن میانسال را در حوالی میدان پونک کشف کنند.

وی ادامه داد: با توجه به این که حسین به ارتکاب قتل اعتراف کرد احمد پدر خانواده که در بازداشت به سر می‌برد آزاد شد اما همچنان تحقیقات از حسین ادامه یافت.

اصغرزاده گفت: حسین صبح روز ۱۹ مرداد در اولین جلسه بازجویی مدعی شد مدتی به دلیل بیماری روانی در بیمارستان بستری بوده و روز حادثه دچار جنون شده و با انگیزه آن که مادرم مجال ارتکاب فساد اخلاقی را پیدا نکند وی را کشتم.

وی ادامه داد: حسین چندین سال به مالزی سفر کرده و به گفته خودش در آنجا نیز چندین بار مرتکب درگیری و مشاجره با شهروندان کشور مالزی شده است که با مطرح شدن این موضوع تحقیقات درخصوص صحت این ادعای حسین نیز انجام شد.

وی افزود: سرانجام با انجام تحقیقات و همچنین بازسازی صحنه حسین به اتهام قتل عمدی مادر خود مجرم شناخته شد.

عروس 16ساله به قصاص محکوم شد

اعتماد

چهارشنبه  ۱۴ اسفند ۱۳۸۷   

اعتماد: زن نوجواني که متهم است شوهرش را با خوراندن قرص برنج به قتل رسانده است به قصاص محکوم شد. به گزارش خبرنگار ما، اين زن که مائده نام دارد سال گذشته در پي مرگ شوهرش که با قرص برنج کشته شده بود، بازداشت شد. مائده پس از دستگيري ابتدا منکر قتل احمد شد و گفت؛ شوهرم دارو مصرف مي کرد و روز حادثه به اشتباه قرص برنج را به جاي دارويش استفاده کرد. با توجه به اينکه اين زن 16ساله حاضر به همکاري با پليس نبود به دستور بازپرس تحقيقات در مورد زندگي خصوصي او آغاز شد.کارآگاهان متوجه شدند وي از مدتي قبل با جواني به نام عليرضا رابطه پنهاني داشته و همين مساله باعث اختلاف شديد بين او و شوهرش شده است، بنابراين فرضيه قتل به خاطر رابطه عاشقانه براي ماموران قوت گرفت و مائده يک بار ديگر تحت بازجويي قرار گرفت. وي اين بار اتهام قتل شوهرش را پذيرفت و گفت؛ مدتي قبل يکي از اقوام احمد فيلمي را براي او آورد و ادعا کرد زني که در فيلم است، من هستم، از آن به بعد رفتار شوهرم با من عوض شد و بر سر اين مساله اختلاف پيدا کرديم. من هرچه براي شوهرم توضيح دادم تصورش اشتباه است و من اصلاً در آن ميهماني نبودم، قبول نمي کرد، به همين خاطر هم قرص برنج خريدم و در ظرفي قرار دادم که احمد داروهايش را در آن مي گذاشت، زماني که همسرم سراغ قوطي رفت به جاي قرص هاي خودش قرص برنج را برداشت و خورد. مائده در جلسه بعدي بازجويي ها حرفش را پس گرفت و گفت؛ من زماني که به قتل شوهرم اعتراف کردم تحت فشار بودم. واقعيت اين است که من احمد را نکشتم و قرص هاي برنج را براي مصرف خودم خريده بودم و مي خواستم خودکشي کنم. زن نوجوان ادامه داد؛ زماني که 12ساله بودم به عقد احمد درآمدم، البته آن موقع با او اختلاف نداشتم و فقط ماجراي آن فيلم باعث اختلافاتي بين ما شد ولي من و شوهرم بر سر اين مساله با هم صحبت کرديم و من او را قانع کردم که درباره فيلم اشتباه مي کند با اين وجود خانواده همسرم به او بسيار فشار مي آوردند و مرتب کنايه مي زدند. بين من و احمد بسيار فاصله افتاده بود. در همين مدت بود که با عليرضا آشنا شدم. مائده ادامه داد؛ شرايط برايم بسيار سخت شده بود. شوهرم به من شک داشت و از طرفي عليرضا هم وارد زندگي ام شده بود، براي اينکه به اين شرايط پايان دهم تصميم گرفتم خودکشي کنم، به همين خاطر قرص برنج خوردم و آنها را روي ميزي در خانه گذاشتم. در مورد اينکه مي خواهم خودکشي کنم هم به کسي چيزي نگفتم. يک روز از اين ماجرا گذشته بود و من مطابق معمول هر روز، سر کار رفته بودم و قصد داشتم وقتي برگشتم قرص ها را بخورم، زماني که وارد خانه شدم، ديدم شوهرم بي حال روي زمين افتاده است. روي ميز را که نگاه کردم، متوجه شدم احمد به جاي قرص معده قرص برنج را خورده و بيهوش شده. بلافاصله وي را به بيمارستان رساندم اما او فوت شد. با توجه به ادعاي جديد مائده بازپرس پرونده تصميم گرفت فردي را که فيلم را در اختيار مقتول قرار داده بود مورد بازجويي قرار دهد. اين شخص گفت؛ فيلم از طريق يکي از دوستان برايم بلوتوث شد، وقتي آن را ديدم متوجه شدم زني که در فيلم است کسي جز مائده نيست، به همين خاطر هم موضوع را به احمد خبر دادم و او هم با توجه به شباهتي که آن زن با مائده داشت مثل من فکر کرد. البته مدتي بعد ما متوجه شديم اشتباه کرده ايم و آن زن مائده نيست. مائده زن نوجوان پس از پايان بازجويي مورد محاکمه قرار گرفت. فلاح وکيل مدافع مائده ديروز به خبرنگار ما گفت؛ به رغم اينکه مائده در جلسه محاکمه نيز دوباره اعلام کرد شوهرش را به قتل نرسانده است قضات محاکمه کننده او را با توجه به تقاضاي اولياي دم به قصاص محکوم کردند. وي ادامه داد؛ دلايل زيادي در پرونده وجود دارد که نشان مي دهد گفته هاي اين زن درست است و ما در مهلت قانوني به راي صادره اعتراض خواهيم کرد.

((شوراي فرهنگي اجتماعي زنان))

خواهان برخورد شديدتر در زمينه حجاب با زنان شد

شوراي فرهنگي اجتماعي زنان در بيانيه اي كه به مناسبت روز زن در جمهوري اسلامي انتشار داد، خواستار برخورد شدير با زنان در زمينه آزادي هاي فردي و اجراي ((طرح اصول ، مباني و روش هاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف)) در كشور شد كه در سال ١٣٧٩ به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيد. در اين بيانيه آمده است: ((با وجود گذشت چندين سال از تصويب اين طرح ، هنوز فرهنگ صحيح حجاب اسلامي در جامعه اجرا نشده و مظاهر بدحجابي بگونه اي است كه متصديان امر را به چاره انديشي واداشته است.

اين شورا در طرح خود اعلام كرد: ((براي تحقق فرهنگ عفاف ، ارائه آموزشهاي لازم در باره تعيين حدود رفتار زن و مرد و برقراري روابط صحيح و متعادل اجتماعي بين آنها در جامعه ، ادارات و غيره از طريق كتب ، صدا و سيما و مطبوعات و نيز برنامه ريزي و آموزش نيروي انساني به منظور احياي امر به معروف و نهي از منكر ضروري است.

پيشنهاد ديگر شوراي فرهنگي اجتماعي زنان براي تحقق فرهنگ عفاف در اين طرح ، ((يافتن مكانيزم هاي مناسب انتقال هنجارهاي فرهنگي در جوانان و راه هاي مقابله با نفوذ عوامل تضعيف كننده فرهنگ عفاف توسط وزارت آموزش و پرورش)) است.

همچنين بر اساس اين طرح ، ((سيستم تبليغي كشور موظف است نسبت به جهت دادن تبليغات تجاري بسوي حفظ فرهنگ عفاف و حس اعتماد به نفس و كاهش روحيه غرب گرايي و خودباختگي اقدام نمايد.

پيشنهاد ديگر اين طرح ، ((ارتقاي سطح محتوايي برنامه هاي تفريحي و سرگرمي صدا و سيما، تبيين نيازهاي اعضاي خانواده و تقويت حس مسئوليت پذيري از طريق برنامه هاي جدي ، با محتوا و جذاب است.

همچنين اين طرح پيشنهاد كرد: ((وزارت ارشاد اسلامي با نظارت دقيق بر مطبوعات و كتب از اشاعه فرهنگ بدبيني و توهم در اذهان جوانان براي ناكارا جلوه دادن دستورهاي اسلام در پاسخگويي به نيازهاي جوامع بشري جلوگيري كند.

پيشنهاد اين شورا به سيستم تبليغي كشور، اعم از صدا و سيما، ائمه جمعه و جماعات ، سازمان تبليغات اسلامي ، رسانه هاي مكتوب و آموزش و پرورش اين است كه زنان و مردان جامعه را پيرامون توسعه فرهنگ عفاف و پوشش ، جمعا مخاطب قرار دهند و صرفا زنان را مسئول و مخاطب اين امر ياد نكنند.

در طرح شورا همچنين آمده است: ((ضابطان و نهادهاي نظارتي موظفند بر مجتمع هاي مسكوني بزرك ، اماكن عمومي ، پارك ها، بوتيك ها، ادارات و شركت هاي خصوصي برنامه ريزي و نظارت داشته باشند.

اجراي طرح عفاف در مشهد

طرح عفاف به منظور برخورد با زنان و دختران بدحجاب و جوانان آغاز شده است. جانشين معاونت اطلاعات فرماندهي انتظامي خراسان در محل اجراي اين طرح (بلوار سجاد مشهد) گفت: اين طرح توسط اطلاعات فرماندهي انتظامي خراسان و ماموران فرماندهي انتظامي مشهد و با هماهنگي مقامات قضايي در حال اجرا است.

وي در توضيح چگونگي اجراي اين طرح گفت: در خيابانهاي فرعي با رانندگاني كه از طريق پخش موسيقي مبتذل با صداي بلند موجبات آزار و اذيت شهروندان را فراهم مي آورند و ايجاد مزاحمت مي كنند و در خيابانهاي اصلي نيز با زنان و دختران بدحجاب كه رعايت شئونات اخلاقي و اسلامي را نمي نمايند برخورد مي شود. وي افزود: برخي از زنان و دختران با لباسهاي بسيار زننده و نامناسب در شهر ظاهر مي شوند كه در شان يك شهر مذهبي نيست و آنان با حضور در جامعه به اهداف و آرمانهاي شهروند بي اعتنايي مي كنند و موجب مي شوند جوانان به انحراف كشيده شوند. يك مقام آگاه در فرماندهي انتظامي خراسان نيز در محل اجراي اين طرح گفت: طبق قانون با مظاهر علني فساد برخورد شديد مي شود و اين افراد بدانند كه پليس در جامعه حضور دارد. وي با ذكر اين نكته كه تا كنون تعدادي از دختران و پسران!! بدحجاب دستگير شده اند گفت: اين طرح ادامه خواهد داشت و با افرادي كه اخلاق عرفي و شئونات اسلامي جامعه را زير سئوال ببرند برخورد خواهد شد.

همچنين در كلانتري سجاد شهر مشهد افراد دستگير شده بلافاصله توسط قاضي مجتبي عليزاده مورد بازجويي و محاكمه قرار گرفتند.

 سه ميليون زن ويژه و دختر فراري

مسئول امور بانوان سازمان بهزيستي اعلام كرد كه در حال حاضر ٣ ميليون زن ويژه ، نابهنجار، ويژه و دختر فراري در كشور وجود دارد كه اين مساله مسئوليت سنگيني براي بهزيستي ايجاد مي كند. زهرا درخشنده مسئول امور بانوان سازمان بهزيستي گفت: علت وجود اين همه دختر فراري در جامعه كوتاهي مسئولان و مادران است زيرا به اشتباه فكر مي كنيم كه حضور زن در جامعه ضروري تر از حضورش در خانه است.

وي افزود: ٢٠ درصد خانمها در دنيا شاغل هستند و بيش از ٨٠ درصد آنها خانه داري مي كنند و حرف ما هم اين نيست كه زن را از خانه بكشيم بيرون و نقش مادري او را كمرنگ كنيم.

به گفته وي زنان و جوانان خيلي زود در مظان اتهام قرار مي گيرند و به همين دليل هميشه در حقوق بشر از اين دو قشر حرف مي شود. درخشنده تصريح كرد: محور اصلي در مسائل اقتصادي ، سياسي ، فرهنگي و اجتماعي زنان هستند و به نوعي شريان مملكت در دست بانوان است.

"زنان مهندس در خانه کار کنند

معاون مرکز بانوان ریاست جمهوری ایران: برای حضور دختران در دانشگاه باید حد و حدود ایجاد کردمعاون مرکز بانوان ریاست جمهوری ایران، کار زنان در عرصه‌هایی غیر از پزشکی و آموزشی را غیر ضروری خوانده است. به گفته‌ی وی زنان مهندس می‌توانند در خانه کار کنند. در همین حال، بحث حجاب زنان جنبه‌ی تازه‌تری پیدا کرده است. 

زهرا سجادی، معاون آموزشی و پژوهشی مرکز امور بانوان و خانواده‌ی ‌ریاست جمهوری، در نخستین همایش علمی ـ پژوهشی "درآمدی بر کارنامه‌ی نظام جمهوری اسلامی" که روز دوشنبه، ۱۲ اسفند در تهران برگزار شد، مشکل اصلی در مسائل مربوط به زنان را در بخش "شاخص‌های کیفی و تحلیلی" دانست. او در توضیح این شاخص‌ها به مواردی همچون "عفاف، دینداری و خودباوری" اشاره کرد.

لزوم ایجاد "حد و حدود"

سجادی با توجه به رشد آمار پذیرفته‌شدگان زن در موسسات آموزش عالی، این رشد را از آن جهت که باعث ایجاد بحران در عرصه‌ی اشتغال می‌شود، نگران‌کننده توصیف کرد. او با اشاره به "فشارهای روحی، روانی و اجتماعی حاصل از این روند، دولت را ملزم به "ایجاد حد و حدود" در پذیرش دختران به موسسات آموزش عالی دانست. با این حال سجادی توضیح نداد که منظورش از فشارهای یاد شده چیست.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، معاون آموزشی و پژوهشی مرکز امور بانوان و خانواده‌ی ‌ریاست جمهوری در ادامه، اشتغال و حضور زنان در بخش‌هایی غیر از پزشکی و آموزشی را غیرضروری دانست. او گفت: به عنوان مثال، زنان در بخش فنی و مهندسی می‌توانند از درون خانه خدماتی به جامعه ارائه کنند، بنابراین پیشنهاد ایجاد مشاغل خانگی از سوی مرکز امور بانوان و خانواده‌ی ‌ریاست جمهوری مطرح شده تا زمینه‌ی حضور غیررسمی و انتخابی زنان را در اجتماع فراهم کنیم.

سجادی سپس با تأکید بر این که "در اسلام تامین اقتصادی خانواده ‌بر عهده‌ی مرد گذاشته شده و زنان وظیفه‌ی تربیت فرزندان را بر عهده دارند"، افزود: جایگاه رشد فعالیت زنان در جامعه فراهم است، اما خدا آن را از زن به عنوان تکلیف و مسوولیت نمی‌خواهد.

سخنان زهرا سجادی در حالی عنوان می‌شود که طرح سهمیه‌بندی برخی از رشته‌های دانشگاهی در دستور کار دولت نهم بوده است و با طرح "بومی سازی" تحصیل دختران، گام‌هایی در راستای ممانعت از حضور دختران شهرستانی در دانشگاه‌های بزرگ غیرمحلی برداشته شده است. این طرح با مخالفت گروه‌های مختلف هوادار حقوق زنان مواجه شده، زیرا آن را محدودسازی امکانات دختران در تحصیل و مانعی در برابر جابه‌جایی، تحرک و تجربه‌ی اجتماعی آنها می‌دانند.

"مانتوهای نامتعارف"

در همین حال، سردار محمدعلی نجفی، رئیس اماکن عمومی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی از این که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی الگوی مناسبی را برای لباس زنان تهیه و ارائه نمی‌کند، از این وزارتخانه ابراز گله‌مندی کرده است.

به گزارش خبرگزاری ایلنا، نجفی گفته است که وزارت بازرگانی در مجموعه‌ی کمیسیون هیات عالی نظارت، کمیته فرهنگی تشکیل داد تا بتواند سیاست‌گذاری کند و اهدافی که اشاره می‌کنم را دنبال کند. یکی از این اهداف با توجه به اینکه جامعه ما یک جامعه فرهنگی و اسلامی است، اقداماتی در حوزه‌ی پژوهش نسبت به نیاز جامعه ما و وضعیت شکل ظاهری مردم به خصوص بانوان است که باید مورد توجه قرار بگیرد. به گفته‌ی این مقام نیروی انتظامی، اقدامات انجام شده شامل این است که در حال حاضر کمیسیون یادشده "با استفاده از ابزار قانونی خودش و آن سلسله مراتب مربوط به خود مجامع، اتحادیه‌ها و شورای اصناف و توزیع و تولیدکنندگان پوشاک را مدیریت کند.

قانونی که "تعطیل‌بردار نیست"

نجفی در ادامه با اشاره به اجرای قانون مد و لباس، و دستورالعمل اجرایی عفاف و حجاب گفته است که این قانون به نحوی است که در هیچ زمان و در هیچ فصلی قابل توقف نیست.

تمرکز بر پوشش زنان و "مبارزه" با آنچه که "بد حجابی و بدپوششی" خوانده می‌شود، گرچه در سه دهه‌ی گذشته کم و بیش ادامه داشته ، اما در یکی دو سال اخیر به عنوان بخشی از "طرح ارتقای امنیت اجتماعی" با شدت و حدت بیشتری پیگیری شده است. این سخت‌گیری‌ها با انتقادها و اعتراض‌های اجتماعی متفاوتی همراه بوده است. مخالفان و منتقدان، رویه جاری را ناقض حقوق شهروندی زنان می‌دانند. آنها همچنین از این امر شکایت دارند که پس از ۳۰ سال هنوز هم ملاک و مصادیق "بدپوششی و بدحجابی" مشخص نیست و هر مأموری می‌تواند تعریف خاص خود را از این مفاهیم داشته باشد و خودسرانه با زنان برخورد کند.

با این حال، به گزارش ایلنا، رئیس اماکن عمومی ناجا در ادامه اظهارات خود، زنانی را که "با پوشیدن لباس‌های زننده، بدحجابی یا بدپوششی را در جامعه رواج دهند یا چهره جامعه را لائیک نشان دهند" به برخورد شدید قانونی" تهدید کرده است.

از سویی، با سخت‌گیری‌ها و محدودیت‌هایی که درارائه‌ی مانتوهای زنانه اعمال می‌شود، ظاهراَ مانتوهای رایج در بازارهای ایران بیش از پیش شکلی یکنواخت و واحد به خود گرفته‌اند. این امر سبب شده که برخی از زنان پس از خریدن مانتو، آن را نزد خیاط برده تا در آن تغییراتی دلبخواه ایجاد ‌کنند. رئیس اماکن عمومی ناجا این گونه تغییرات را نیز مشمول مجازات دانسته است. به گفته‌ی وی وقتی فروشنده، مانتو یا لباس متعارفی را به فروش می‌رساند، خریدار پس از خریدن آن مانتو یا لباس، سریعا به خیاطی مراجعه و آن لباس را غیرمتعارف کرده و به تن می‌کند که نیروی انتظامی با مشاهده این افراد به شدت با آن‌ها برخورد قانونی می‌کند.

کنترل ترافیک پایتخت پرو در دست زنان

دو شنبه 12 اسفند 1387

شهرزاد نیوز: کنترل ترافیک شهر هشت میلیونی " لیما "، به دست زنان پلیس راهنمایی و رانندگی سپرده شد.

گزارش خبرگزاری آلمان در این مورد حاکیست که بر پایه یک همه پرسی، پلیس های زن، نسبت به همکاران مرد خود، در اجرای قوانین مصمم تر و رشوه ناپذیرتر هستد. به همین دلیل، ایجاد نظم در ترافیک پر هرج و مرج پایتخت پرو به زنان سپرده شده است.

مرکز پلیس راهنمایی لیما اعلام کرد که 500 پلیس مرد باقیمانده در این اداره به تدریج به دیگر ادارات منتقل خواهند شد. فرمانده پلیس راهنمایی، همچنان یک مرد، ژنرال " آرتوروُ دیاویلا "، خواهد بود.

به گزارش سرویس خبری سوئیس،برای مردان آمریکای جنوبی ( ماچوها )، حتا دیدن زنان موتور سوار پلیس هم غیر عادی بوده و اینک با در دست گرفتن کنترل شهر توسط زنان، بدترین کابوس شان تعبیر شده است. آن ها دیگر نمی توانند با پرداخت رشوه کوچکی به نقض مقررات راهنمایی و رانندگی ادامه دهند.

اولین قدم برای اصلاح قانون سقط جنین در اسپانیا

شهرزاد نیوز

یکشنبه، 11 اسفند ماه 1387 برابر با 2009

روز چهارشنبه مجلس اسپانیا با تصویب گزارش اصلاح قانون سخت‌گیرانه جاری سقط‌ جنین، اولین قدم در جهت رفرم این قانون را برداشت.

با وجود محدودیت قانونی برای انجام سقط جنین در دهه گذشته، تعداد سقط جنین انجام شده در اسپانیا به میزان دو برابر افزایش داشته است. طبق آمار سالانه 100 هزار سقط جنین در اسپانیا انجام می‌گیرد. از همین رو، سال گذشته دولت اسپانیا هیاتی متشکل از کارشناسان آکادمیک، وکلا و نمایندگان دولتی برای تحقیق و ارائه‌نظر در جهت اصلاح این قانون گمارد.

با وجود مخالفت تند کلیسای کاتولیک اسپانیا و واتیکان، دولت قول داده است که امسال تغییراتی در این زمینه صورت خواهد گرفت.

قانون سقط جنین اسپانیا که در سال 1985 تصویب شده است، انجام سقط جنین را تنها برای کسانی که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند (در 12 هفته اول بارداری)، کسانی که حامل جنین ناقص می‌باشند (تا هفته 22) و مادرانی که از نظر روانی یا جسمی در خطر می‌باشند، مجاز می‌داند.

قانون اصلاح شده در تمامی مناطق اسپانیا ثابت و بدون قید و شرط قابل اجرا خواهد بود. هم‌چنین به پیشنهاد دولت، انجام آن مانند بسیاری از کشورهای اروپایی محدود به 12 هفته اول بارداری خواهد بود.

کانادایی ها یک هفته را به عنوان هفته زن اعلام کردند

سمانه موسوی

شنبه 10 اسفند 1387-28 فوریه 2009

 

مدرسه فمینیستی : در سال 1977، مجمع عمومی سازمان ملل متحد فراخوانی صادر و یک روز را به عنوان روز جهانی زن برای دستیابی به حقوق زنان و صلح جهانی، اعلان نمود. به تبع آن، دولت کانادا 8 مارس را به عنوان روز جهانی زن برگزید.

هر ساله در این روز، کانادایی ها حرکت بسوی برابری و مشارکت کامل برای زنان را گرامی می دارند و برای کاهش موانع بر سر دستیابی زنان به برابری و دیگر خواسته هایشان برنامه ریزی می کنند و چشم انداز آینده را در جهت دستیابی به برابری برای همه زنان و در همه ابعاد و جنبه های زندگی شان مورد توجه قرار می دهند.

علاوه بر آن، به مناسبت روز جهانی زن، به مدت یک هفته، به بررسی مجموعه ای از رویدادها، نتایج و فعالیت هایی که یادآور این روز در سراسر کشور است می پردازند. هفته جهانی زن در سال 2009 از دوشنبه 2 مارس آغاز م یشود و با بزرگداشت روز جهانی زن در یکشنبه 8 مارس پایان می گیرد.

موضوع امسال کانادایی ها برای روز / هفته جهانی زن سال 2009 : رهبری قدرتمند + زنان قدرتمند + جهان قدرتمند = برابری

موضوعی که امسال رسما به مناسبت روز جهانی زن اعلام شده: رهبری قدرتمند + زنان قدرتمند + جهان قدرتمند = برابری است. دلایل انتخاب این موضوع برای موضوع 8 مارس امسال طی اطلاعیه ای چنین بیان شده است: این موضوع بازتاب اعتقاد راسخ ما به مشارکت و دسترسی فزاینده زنان به وظایف رهبری است. فرصت های مناسب به پیشرفت زنان و دختران کمک خواهد کرد، تمام استعدادهای نهان و پتانسیل شان را آزاد کنند و به آرزوهای شان واقعیت ببخشند، و کمک می کند تا کانادایی مترقی تر و کامیاب تر بنا نهاده شود. برای کانادایی ها، برابری به مفهوم اشتراک زنان و مردان در مسئولیت ها، تعهدات، وظایف و هم چنین فرصت ها و پاداش ها، در زندگی و محل کار است.

پيرمردي كه متهم است دخترش را قرباني سوء ظن خود كرده،بازداشت شد

ایسنا

یکشنبه 13 بهمن 1387-اول فوریه 2009

پيرمردي كه متهم است دخترش را قرباني سوء ظن خود كرده است، پس از 9 ماه از وقوع جنايت بازداشت و در مقابل بازپرس ويژه‌ي قتل تهران به تشريح جنايت پرداخت.

به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ساعت هشت صبح روز چهارم ارديبهشت ماه سال جاري ماموران كلانتري 133 شهرزيبا، قاضي حسين اصغرزاده بازپرس كشيك قتل پايتخت را از كشف جسد دختري در يك منزل مسكوني با خبر كرده و اعلام داشتند كه اين دختر ظاهرا بر اثر خفگي جان باخته است.

با آغاز تحقيقات پليسي به دستور قاضي اصغرزاده، مشخص شد كه مقتوله به نام اعظم 32 ساله با افراد زيادي در ارتباط بوده و مردان زيادي به منزل وي رفت و آمد داشته‌اند.

در پي شناسايي افراد مرتبط با مقتوله و بازجويي از آنان، فرضيه‌هاي بازپرس به اين سمت رفت كه عامل جنايت از اعضاي خانواده‌ي مقتوله است و به اين ترتيب تحقيقات جهت يافتن عامل اصلي جنايت وارد مرحله‌اي تازه شد.

پس از دو ماه از وقوع قتل، ماموران متوجه شدند كه پدر مقتوله به طرز مشكوكي ناپديد شده است. به اين ترتيب با قوت گرفتن فرضيه‌ي به قتل رسيدن دختر جوان به دست پدرش، تلاش‌ها جهت يافتن اين شخص كه علي نام داشته و 61 سال سن دارد آغاز شد و نهايتا اين فرد پنجشنبه شب هفته‌ي گذشته از سوي ماموران آگاهي بازداشت و به مقام قضايي در شعبه‌ي دوم بازپرسي (ويژه‌ي قتل) دادسراي امور جنايي تهران تحويل شد.

به گزارش ايسنا، اين متهم صبح امروز با حضور در شعبه‌ي ويژه‌ي قتل در مقابل بازپرس جنايي تهران به تشريح جنايت پرداخت و گفت: از مدت‌ها قبل از طريق همسايگان و آشناها شنيده بودم كه اعظم با مردهاي زيادي در ارتباط است اما خودم چيزي از او نديده بودم تا اين‌كه روز حادثه، پسرم با من تماس گرفت و گفت كه دخترم به زور از او خواسته از منزل اجاره‌اي‌مان در شهرزيبا بيرون برود چون قرار است برايش مهمان بيايد. ظاهرا سر همين موضوع با هم درگير شده بودند و پسرم اين موضوع را به من اطلاع داد.

وي افزود: از كرج يك خودروي دربستي كرايه كردم و ساعت هشت صبح مقابل درب منزل‌مان در شهرزيبا رسيدم. آرام به طبقه‌ي اول رفتم و متوجه شدم دخترم با فردي در خانه است. وقتي داخل شدم، مشاهده كردم كه دخترم در وضعيت بسيار نامناسبي به سر مي‌برد و به دليل خوردن قرص اكس، بيحال است. از شدت عصبانيت به سمت آشپزخانه رفتم كه چاقو را بردارم اما در همين حين، جواني كه در منزل بود پا به فرار گذاشت و من در مقابل دخترم نشستم، سپس در حاليكه به ديوار تكيه داده بود، او را با دست راست خفه كردم و پس از خروج از خانه، با خودروي پژو كه متعلق به دخترم بود، به كرج رفتم.

اين متهم به قتل ادامه داد: وقتي به خانه رسيدم، پسرانم را در جريان موضوع قرار دادم و بعد از آن هم، همسر و دخترانم را از اين قضيه با خبر كردم. هر روز قصد داشتم خودم را معرفي كنم اما مي‌ترسيدم.

 

پيرمرد متهم به جنايت در پاسخ به اين سوال بازپرس كه آيا قبلا از ارتبا‌ط‌هاي دخترت با ديگران با خبر بودي؟ اظهار داشت: من از آشنايان فقط شنيده بودم اما روز حادثه با چشم خودم ديدم و اصلا از كاري كه كردم پشيمان نيستم، دخترم فاسد بود و بعد از مرگ شوهرش، او هم بايد مي‌مرد.

قاضي اصغرزاده بازپرس شعبه‌ي دوم بازپرسي دادسراي جنايي تهران در مورد اين پرونده به ايسنا، گفت: از تاريخ كشف جسد، تحقيقات جهت شناسايي عامل جنايت آغاز شد و در اين رابطه، اكثر مرداني كه با مقتوله در ارتباط بودند شناسايي شدند اما در شخصيت هيچكدام از اين افراد، رگه‌هاي جنايت و احتمال ارتكاب قتل وجود نداشت به همين دليل وارد شاخه‌اي ديگر از تحقيقات شديم و روي اعضاي خانواده‌ي مقتوله، تمركز كرديم كه نهايتا دو شب پيش با رديابي پدر اين دختر در شهرستان كرج او را بازداشت كرديم.

وي افزود: متهم ادعا مي‌كند كه دخترش داراي فساد اخلاقي بوده و ظاهرا همه‌ي آشنايان و اطرافيان خانواده‌ي اين دختر روي اين موضوع اتفاق داشتند اما به هر حال بايد صحت ادعاهاي متهم تحت بررسي قرار گيرد تا بتوان اظهارنظر قطعي كرد.

قتل يك دختر جوان در بانه با انگيزه‌های ناموسی

خبرگزاری ديده‌بان حقوق بشر كردستان       

شنبه 10 اسفند 1387-28 فوریه 2009

دختر جوانی به نام ز ـ ع در تاريخ 8 اسفند ماه در يكی از روستاهای شهرستان بانه در استان كردستان به قتل رسيد.

اين قتل زمانی اتفاق افتاد كه خانواده اين دختر 17 ساله از ارتباط دوستانه و عاطفی وی ‌با يك پسر اطلاع يافتند.

گزارشی از زندگی در کوره پز خانه ها و بازیافت زباله ها

سرمایه

دوشنبه 5 اسفند 1387-23 فوریه 2009

دقیقا در فاصله ای چند کیلومتری از نشان پیشرفت تجاری و اقتصادی تهران "برج پر جاذبه ی میلاد" در منطقه ای به نام محمود آباد و اشرف آباد(جنوب شرقی تهران بزرگ) مجرمانی درپست ترین شرایط روزگار می گذرانند،مجرمانی که بزرگترین جرم نابخشودنی آنان مهاجرت و از آن بدتر اسارت در چنگال فقر و سیه روزی و محرومیت است که در واقع جامعه ی بیرحم سرمایه داری فقط به فراموشی آنان بسنده نکرده بلکه در بدترین شرایط ممکن آنان را به بن بست کشانده و شاهد فقر و نابودی تدریجی آنان است، بی آن که خم به ابرو آورد.

اگر چه در این منطقه و دیگر مناطق جنوب تهران و دیگر کلان شهرها کم نیستند شمار مردمی که بواسطه ی ناتوانی از تامین زندگی روزمره به طور اتوماتیک به حاشیه ها رانده شده و در بدترین شرایط اقتصادی, محیطی و بهداشتی و غذایی به سر می برند؛ اما نکته ی قابل توجه آن است که این شکاف عظیم اجتماعی و اقتصادی و تبعیض  و نابرابری موجود حتی در کمترین فاصله ها از نقاط مرفه و پر زرق و برق پایتخت, به رغم  ادعای دولتمردان بسیار عمیق تر و فاجعه بارترخودنمایی می کند و پرداختن به آن نه از جهت جدید بودن و یا عجیب بودن قضیه است چون شواهدی از این دست در جامعه ی نابرابر و دو قطبی ایران دیریست همچون یک بیماری اجتماعی, جامعه را درگیر ساخته است,بلکه هدف از بیان این پدیده ها و دیگر مسایل انسانی بذل توجه جامعه جهت بکارگیری راهکارهای اساسی در تقلیل و پایان دادن به مسایل لاینحل انسانی و اجتماعی است.

در قسمتهای جنوبی تهران در منطقه ی پاکدشت، محمود آباد، اشرف آباد و شمس آباد و.... تمرکز کوره های آجرپزی و بازیافت زباله و ایجاد کار فصلی برای خیل عظیم کارگران بیکار دیگر شهرستانها و روستاهای مناطق محروم و دورافتاده ی کشوراز جمله کردستان,خراسان ,آذربایجان و....و حتی مهاجران افغان , باعث جذب و روی آوردن کارگران فصلی به همراه خانواده هایشان به این نقاط شده است.

این مناطق جز مناطق حومه ی شهر به حساب آمده و هنوز فاقد سیستم فاضلاب و آب آشامیدنی سالم و دیگر امکانات بهداشتی لازم می باشند و بدتر از آن این که در هر یک از واحد های مسکونی کارگران که بخشی از آنها را نوجوانان بین 13 تا 17 ساله ای تشکیل می دهند که مطلقاً از خواندن ونوشتن و حتی اندکی سواد بهره مند نیستند و همچنین از داشتن حمام و حداقل زندگی محرومند و برای حمام رفتن باید مسافتی طولانی تا شهر را طی کنند و غذایشان را که  لقه نانی بیش نیست در میان بوی مشمئز کننده و تلی از زباله های تفکیک شده و نشده می خورند و در آلونک هایی که در همان محیط جمع آوری زباله ها ساخته شده و بجای درب، پتو یا پلاستیکی از آن آویزان است تا  تن این کارگران کوچک خسته از کار روزانه را  از سرما و گرمای بیابان محفوظ دارد و اینان به شکل دسته جمعی و مجرد زندگی می کنند و این کارگران مهاجر به دلیل بیرون راندن خانواده ها به کشورهای خود، معمولا  خانواده ای ندارند.  و این کودکان که در ایران بدنیا آمده اند از داشتن هرگونه کارت و هویت شناسایی محرومند.

 اما در بالای تپه ای کمی بالاتر محله ای دیگری وجود دارد که معمولا کارگران با خانواده هایشان در اینجا زندگی می کنند که اتاق هایشان در بهترین شکل آن دو اتاق تو در تو بیشتر نیست که گاه بیش از 10 نفر اعضای یک خانواده زندگی می کنند. در این آلونکهای قدیمی و غیراستاندارد که در بیشتر موارد سقف و دیوارها ترک برداشته و در حال فرو ریختن است خانواده های کارگران در هوای دم کرده و نمور اتاق در معرض خطر انواع بیماری های تنفسی و پوستی قرار دارند ,سرویس بهداشتی و حمام مشترک برای ساکنان هر کوچه به صورت عمومی وجود دارد  و تنها منبع آب ساکنان هر کوره یک شیر آب در محوطه ی باز اطراف آلونک ها می باشد که زنان کارگران که خود نیز کارگران کمکی به حساب می آیند به شست و شوی لباسها و ظروف می پردازند که به دلیل تراکم گاه شاید مجبور به برنامه ریزی قبلی و تعیین نوبت استفاده از شیر آب می شوند و علاوه برآن جمع شدن آب  در چاله های مسیر باعث ایجاد گل و لای و مخصوصا سخت تر شدن تردد ساکنان و جمع شدن حشرات موذی می شود. از همه ی اینها گذشته نزدیکی فاضلاب های صنعتی و شهری به این محل باعث آلوده بودن هوا و حتی گاهی اختلالات تنفسی می شود. محل بازی کودکان فضای باز اطراف کوره و جوی های آلوده به فاضلاب های اطراف بوده که در شرایط معمول حداقل عارضه ی آن برای کودکان در تماس بودن با مواد خطر زای فاضلابهاست و در فصول گرم سال آلودگیهای جدی تر سلامت آنان را به خطر می اندازد طوری که بیشتر کودکان ساکن این مناطق مبتلا به انواع عفونت های تنفسی و بیماریهای ریوی و آسم می باشند. ساکنان این مناطق به دلیل پرت بودن منطقه و خارج بودن از مسیر اتوبوس های شهری و دیگر وسایل نقلیه عمومی, امکان دسترسی به امکانات شهری از جمله بهداشت و درمان و آموزش و پرورش را نداشته و کودکان از مدرسه و دیگر خدمات اموزشی محروم می باشند و به دلیل بیکاری کارگران در فصل سرما و نبودن امکان تردد روزانه برای کارگران مرد جهت اشتغال در دیگر بخشهای خدماتی شهرتهران و دیگر شهرستانهای اطراف آنان از اوایل پاییز تا آغاز بهار دیگر بیکار بوده و در فصول کاری مجبورند تا از همان درآمد اندکشان  به فکرپس انداز برای ماههای بیکاری بوده و در بیشتر موارد همچون بسیاری ازدیگر شهروندان درجیره ی غذایی روزانه ی آنان نه تنها از انواع ویتامین های لازم خبری نبوده بلکه حتی تامین حداقل مواد غذایی برای خانواده امکان پذیر نمی گردد.

در بازدید به عمل آمده از اشرف آباد و ساکنان چند کوره و دیدار و گفتگو با زنان و دختران کارگر بیشتر آنان ازبیماری های زنان و کیست های عفونی, دیسک کمر, دردهای عضلانی و.....شکایت داشتند و بالا بودن نرخ خدمات بهداشتی و نداشتن بیمه های تامین اجتماعی آنان را از بهره مندی از خدمات عمومی محروم ساخته که البته در این محرومیت هم کارگران ایرانی و هم غیر ایرانی در وضعیتی مشابه به سر می برند و این نشان می دهد که محرومیت این طیف فقط از غیرایرانی بودن آنان ناشی نمی شود و این موید تقسیمات غیر انسانی شهروندان به طبقات برخوردار و محروم شده که حتی ساکنان پایتخت را بسیار شدیدتر مورد تهاجم قرار داده است اما در حالت معمول مهاجران افغانی به دلیل نداشتن هویت ایرانی و شناسنامه و کارت ملی ایرانی به عنوان جمعیت مازاد از هر گونه خدمات اجتماعی از جمله تحصیل در مدارس عادی محروم می باشند که بر دیگر مشکلات این بخش از کارگران افزوده می گردد. اما نکته ی قابل توجه این که متاسفانه در میان همین قشر محروم باز دسته بندی افراد به محروم و محرومتر وجود دارد طوری که خود ساکنان به این مسئله اشاره کرده و از آن شکایت داشتند و این نشان از آن است که حتی قشر ضعیف جامعه به دلیل ناآگاهی از حقوق خود وتحلیل ریشه های محرومیتشان خود به نوعی شکاف موجود را دامن می زنند.

در میان همه ی نارساییها و مشکلات ساکنان این منطقه بهترین نقطه ی امیدوار کننده نفوذ ان جی او های مدنی در این مناطق جهت ارتقای وضعیت این ساکنان هم از لحاظ فرهنگی , بهداشتی و.... حتی در سطحی نازل می باشد. از آن جا که ساکنان این منطقه به دلایل ذکر شده امکان تحصیل در مراکز رسمی را ندارند ان جی او "گل های زندگی"  به پی گیری های مستمر خود اقدام به دایر کردن کلاسهای درسی دوره ی ابتدایی و نیز زبان, کامپیوتر, حسابداری و بهداشت برای دختران جوان نموده است که بنا به اظهارات دختران نقطه ی روشن امیدواری ساکنان به وجود افرادی بود که هنوز در کشاکش رقابت سرمایه دغدغه ی اجتماع را دارند و برای ساختنش در تلاشند و از آن مهمتر به زن جوان و پر همتی برخوردیم که با جثه ی ریز اما همت و اراده ی بلند از تمام آنچه داشت برای کمک به کودکان و نوجوانان مایه می گذاشت این زن بزرگ که براستی گنجینه ی انسانیت و همنوع دوستی و مبارزه برای زندگی بهتر است کبری غلامی نام دارد که مادر 4 بچه  واز مهاجران افغانی است و به همین دلیل فاقد شناسنامه بوده و توانسته است تحصیلات ابتدایی رافقط تا سطح 5 ابتدایی داشته باشد,اما با همت و تلاش پی گیر از همه ی توانش برای کمک به دیگر هم سرنوشتانش به همراه همسرش دلسوزانه تلاش می کند,این انسان آزاده با قرار دادن خانه ی محقرش در اختیار ان جی او به عنوان کلاس درس و نیز همکاری با اعضای انجمن به عنوان معلم ابتدایی به کودکان درس می دهد و با چنان تلاش و شوری کارش را انجام میدهد که شاید این درجه از اشتیاق را نتوان به آسانی در جایی یافت. او که در تمام ساعات دیدار با لبخند گرم و چهره ی مهربانش پذیرای ما بود,بسیار آرام و مسلط دردها را می شناخت و با تمام شعور و انرژی برای کمک به دیگر همنوعانش در تلاش بود طوری که با دیدن آن همه احساس مسئولیت نمی شد شاد و امیدوار نشد . به راستی دنیا به وجود چنین انسانهایی بزرگ و ارزشمند نیاز دارد تا بتواند جای امنی برای زندگی و آرامش همگان باشد و همچنین جا دارد تا به تلاش دوستان در ان جی او "گلهای زندگی" آفرین گفت.

دستهایتان را به گرمی میفشارم.

ثریا محمدی- کانون دفاع از حقوق زنان وکودکان

فعالان ممنوع الخروج شده شکایت کردند

تغییر برای برابری

هفت اسفند 1387

تغییر برای برابری- در پی ادامه ممنوع الخروجی فعالان مدنی و سیاسی و زنان، برخی معترضان به این امرشکایت خود را به دادسرا ارائه دادند. نسرین ستوده از وکلا و همین طور شاکیان پرونده که خود نیز ممنوع الخروج شده است با اعلام این خبر افزود علاوه برخودم تاکنون شکایت عیسی سحرخیز، پروین اردلان، منصوره شجاعی و طلعت تقی نیا به شعبه اول بازپرسی دادسرای کارکنان دولت ارجاع شده است و این شعبه در اولین اقدام ممنوع الخروجی این افراد را از اداره گذرنامه استعلام کرده است.

طرح وزارتخانه زنان در واکنش به فضای جامعه       

مدرسه فمینیستی

دوشنبه 23 فوریه 2009

در پی طرح شدن مسئله زنان در کشور و قدرت گرفتن آن در سطح جامعه , دولت و مجلس نیز طرح هایی را برای مسائل زنان مطرح کرده اند که از جمله آنها تشکیل وزارتخانه زنان است . لاله افتخاری سخنگوی فراکسیون زنان و خانواده مجلس شورای اسلامی،مدتی پیش عنوان کرده بود :در دیدار اعضای فراکسیون زنان مجلس با سعیدلو معاون اجرایی رئیس جمهور، پیشنهاد شد مرکز امور زنان و خانواده به سطح وزارت امور زنان و خانواده ارتقا یابد.

به گزارش خبرنگار پارلمانی آفتاب، وی افزود: در جلسه دیروز چالش‌های عمده امور زنان و خانواده وساماندهی برنامه ها بررسی شد و بر اعمال تدابیر لازم در وضع زنان سرپرست خانوار و خودسرپرست در بحث هدفمند کردن یارانه‌ها تاکید شد.

اما مطرح شدن این طرحها نمایشی از سوی دولت و مجلس هستند که سعی در آرام کردن فضای جامعه دارند . طرحهایی که بعد از طرح شدن به زودی با دلایل خود مجلسیان رد می شوند . به طوریکه عفت شريعتي کوهبناني ، نماينده و عضو کميسيون اجتماعي مجلس شوراي اسلامي ضمن رد تشکیل چنین وزارتخانه ای در گفتگو با ایونا بیان کرد: تشکيل وزارت زنان محاسن و معايبي دارد. يعني اگر بخواهند مسائل زنان را در وزارت خانه جدا تفکيک کنند و هرچه مشکل است در اينجا مطرح شود اين مساله اي نشدني است.

وي با بيان اين مطلب که در کشوري که نيمي از جمعيت را زنان تشکيل مي دهند نمي توانند وزارت خانه اي براي 35 ميليون تشکيل دهند گفت : اگر مسائل اصلي اين وزارت خانه حل مسائل ويژه زنان باشد و صرفا جدا از مسائل ديگر باشد شدني است مثل مرکز امور زنان رياست جمهوري يا شوراي فرهنگي اجتماعي زنان . يعني اگر براي مشکلا ت مخصوص خانم ها اين وزارت خانه تشکيل شود خوبست . اما اگر تمام مشکلات زنان را به اين مرکز ارجاع دهند اين مساله نشدني و غير ممکن است . وي در ادامه تصريح کرد : همه وزارت خانه ها براي همه مردم و جامعه است و نمي توان وزارت خانه ها را تفکيک جنسيتي کرد البته در حال حاضر نمي توان در اين مورد قضاوت کرد ولي اين اطلاع به اين نکته ضروري است که اگر کاري نسنجيده صورت گيرد نتيجه عکس خواهد داشت . بايد کار با برنامه ريزي صورت گيرد و اگر بخواهيم وزارت خانه اي جدا براي زنان داشته باشيم و شاهد مشکلات زياد و جديدتري باشيم اين جالب نيست و مي تواند تبعات زيادي داشته باشد

لزوم دست‏دادن با زنان خارجی تکذیب شد

خبرگزاری فارس

4 اسفند 2009

مصطفی کواکبیان نماینده سمنان در مجلس و دبیرکل حزب مردم سالاری اخبار منتشر شده به نقل از وی در خبرگزاری فارس مبنی بر لزوم مصافحه با زنان خارجی را تکذیب کرد.

به نوشته سرمایه، مصطفی کواکبیان تاکید کرد: در نهمین نشست مردمی گزارش به مرم سمنان که با حضور هزاران نفر برگزار شده است اساساً چنین پرسشی از سوی هیچ یک از حاضران و جوانان مطرح نشده است.

عضو فراکسیون اقلیت مجلس در ادامه تصریح کرد: هم اکنون در منبع مورد استناد یعنی در هیچ یک از گروه ها و سرویس های خبری خبرگزاری فارس (چه به صورت آرشیو یا اخبار یومیه) اساساً اثری از این خبر وجود ندارد.

هرچند از برخی سایت های مدعی اصولگرایی جای تعجب است که چرا به نقل از یک خبرگزاری، مطلبی را منعکس کرده اند که در اصل آن منبع مورد استفاده اساساً چنین خبری وجود ندارد.

   آزادی حجاب برای زنان مسلمان نیروی پلیس نروژ لغو شد

خبرگزاری مهر

شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۷  

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از تایمز مالت، نوت استوربرگت وزیر دادگستری نروژ طی یک نشست خبری گفت: ما امروز تصمیم گرفتیم که درخواست مطرح شده را لغو کنیم.

اظهارات استوربرگت چند هفته پس از آن صورت گرفته که دولت چپ گرای نروژ با تصمیم پلیس مبنی بر پوشش حجاب زنان مسلمان نیروی پلیس موافقت کرد تا روند خدمت مسلمانان در نیروی پلیس بهبود یابد.

این تصمیم منجر به انتقادهایی از سوی کسانی شد که مدعی شدند این پیشرفت به اسلامی شدن تدریجی کشور منجر خواهد شد.

اتحادیه پلیس نیز در این میان خواستار خنثی ماندن لباس نیروهای خود شده است.

استوربرگت وزیر دادگستری نروژ یادآور شد : این درحالی است که وزارت دادگستری و دولت تلاش می کند با اتکا به اقدامات موجود نحوه خدمت اقلیتهای دینی و قومی در نیروی پلیس را بهبود ببخشد چرا که این مسئله از اهیمت ویژه ای برخوردار است.

گزارشی از ضرب و شتم زنان کرمانشاه

از پزشکی قانونی تا بخش سوختگی( گزارشی از ضرب و شتم زنان کرمانشاه)

تغییر برای برابری

یکشنبه 11 اسفند 1387-1 مارس 2009

سایت تغییر برای برابری؛ ژیلا گل عنبر: ...صد قدمي از بيمارستان بيستون فاصله داشت. چشمم که به تابلوي سازمان افتاد پياده شدم. شايد اولين مراجعه کننده بودم. نگهبان ساعتش را نگاه کرد و گفت: هنوز 7:30 است. کار اداري 8:15 شروع مي‌شود. چهل و پنج دقيقه وقت داشتم. کتابي در کيفم بود در حالي‌که قدم مي‌زدم آن را ورق زدم. افکارم اما متمرکز نبود. آن را دوباره به سر جاي اولش برگرداندم. صبحانه جاي کتاب را پر کرد و بعد قدم زدم. خيلي زود عقربه‌ها 8:15 را نشان دادند. از حياط ساختمان رد شدم از پله‌هايش بالا رفتم و به داخل راهرو رسيدم. مراجعه کنندگان اغلب صندلي‌ها را اشغال کرده بودند. در همان فاصله قدم زدن‌هايم آمده بودند يا شايد هنگام برگشتن..

جماعتي ايستاده و تعدادي هم در رفت و آمد بودند. اولين اتاق پذيرش معاينات بود. جهت معاينه فيزيکي آمده بودند و بايد مبلغي را واريز مي‌کردند تا معاينه شوند. چه شکايت از ضرب و شتم و چه تصادفات رانندگي! هيچ کس مضطرب به نظر نمي‌رسيد. آن‌ها که آثار کبودي و ضربه روي اندام‌شان مانده بود شايد با آمدن به آن‌جا اضطراب‌شان را وا نهاده بودند. راهي اتاق رئيس شدم. روابط عمومي از من کارت شناسايي خواست. پس از چند لحظه به اتاق رئيس رفتم. بدون مقدمه از آقاي دکتر مالمير، رئيس پزشک قانوني استان، آمار ضرب و شتم زنان مراجعه کننده را خواستم.

دکتر مالمير گفت: ما گزارش يا آمارهاي‌مان را به سه قوه مي‌دهيم. طرح طبقه‌بندي شده داريم که چه آماري بدهيم يا ندهيم. براي يافتن آمار کلي از استان هم بايستي از سازمان در تهران مجوز بگيرم. آمار ضرب و شتم زناني که به اين‌جا مراجعه مي‌کنند، مشخص است. اما اين‌که ضارب اين زنان کيست، نامعلوم است! يعني ما دنبال اين نيستيم که چه کسي زده! اين‌که چه کسي اين زنان را مورد ضرب و شتم قرار داده، جزو حيطه‌ي کاري ما نيست. صرف اين‌که نزاع بوده يا تصادف در پزشکي قانوني معين مي‌شود، آن هم با مجوز پزشکي قانوني تهران قابل ارائه دادن است. او در پايان گفت: شما مي‌توانيد در اين رابطه کنيد و با همکاران ما در اين سازمان کار پژوهشي انجام دهيد.

بخش سوختگي بيمارستان امام

از پزشکي قانوني که نااميد شدم به بخش سوختگي رفتم. تا لااقل در اين بخش خلأ آماري پيشين را جبران کنم. صداي ناله‌هاي بيماران اين بخش فضاي راهرو طويل بيمارستان را پر کرده بود. پدراني در پشت پنجره دختران سوخته‌شان را مي‌پاييدند و به شدت نگران به نظر مي‌رسيدند. در چشمان يکي از آن‌ها حلقه‌هاي اشک جمع شده بود. با بغض گفت: دخترم اين‌جاست. مي‌ترسم از دستم برود. او خودسوزي کرده، نمي‌دانم چرا! ديگران طول راهرو را مي‌پيمودند و دوباره در پشت پنجره‌ها هراسان دختران‌شان را مي‌پاييدند... پرستاران و پزشکان پيوسته در رفت و آمد بودند.

از مسئول اين بخش خواستم توضيحاتي در مورد خودسوزي‌هاي زنان بدهد.

مسئول بخش سوختگي آدرس دفتر رئيس را داد و اين‌که بايد رئيس نامه بدهد تا او همکاري کند. در دفتر آقاي رئيس هم عنوان شد که بايد از حراست علوم پزشکي نامه بياورم. آن هم لازمه‌اش اين بود که دقيقاً عنوان کنم اين آمار را به چه منظوري مي‌خواهم. ناچاراً به طور غيررسمي با دو نفر از کارکنان اين بخش گفت‌وگو کردم؛ با اين تعهد که نامي از آن‌ها برده نشود. آن‌ها البته در جريان چند و چون خودسوزي زنان نبودند. فقط تجارب شخصي‌شان با زنان بخش سوختگي را بيان کردند.

خودسوزي

خودسوزي نوعي اعتراض خشن است به نگرش، رفتار و اعمال اطرافيان! نوعي خودآزاري دردناک است عليه وضعيت موجود؛ رنجيدگي خاطر از رفتار، اعمال و کلام نزديکان که به نظر مي‌رسد در شهرهاي کوچک و مخصوصاً روستاها آمار آن بيش‌تر است. خودسوزي دلايل رواني، عاطفي، فرهنگي و اقتصادي دارد. به گفته يکي از کارکنان بخش سوختگي دليل خودسوزي براي دختران و زنان جوان، مسايل عشقي و عاطفي است.

او مي‌گويد: اين زنان نمي‌دانند خودسوزي چه عواقبي دارد. يک خانمي به خود من گفت: به اين خاطر خودسوزي کردم که عزيز شوم. شايد براي ترساندن اطرافيان است. آن‌ها با اين حرکت اعلام مي‌کنند ما را هم ببينيد. ما هم وجود داريم! يکي ديگر از کارکنان اين بخش مي‌گويد: گاه اين زنان از ما مي‌پرسند: ما خوب مي‌شويم؟ جاي سوختگي ما مي‌ماند؟.

اين سوال‌ها نشان از نوعي پشيماني دارد و نشان از نوعي نگراني! همه اين‌ها مشخص مي‌کند که اين زنان عواقب خودسوزي را نمي‌دانسته‌اند و نسنجيده به اين کار روي آورده‌اند. اين کارمند بخش ادامه مي‌دهد: زناني که خيلي افسرده‌اند، همکاري نمي‌کنند. به دختري 19 ساله گفتيم: اگر زيربغلش را بلند نکند، زخم‌ها مي‌چسبد او در پاسخ گفت: خوب بچسبد، من مي‌خواهم بميرم.

کانون خودسوزي‌ها

اولين کانون خودسوزي‌ها، کوهدشت در استان لرستان است. در لرستان چون امکان درمان اين بيماري وجود ندارد، آن‌ها را به کرمانشاه منتقل مي‌کنند، دومين کانون خودسوزي زنان ايلام و سومين آن نورآباد (بين هرسين و خرم آباد) است. زنان سوخته کامياران را هم به کرمانشاه مي‌آورند و سرانجام مناطق مختلف استان کرمانشاه است که شهرهاي مختلف اين‌جا از جمله اسلام آباد، گيلان غرب، پاوه و اورامانات و بقيه شهرها و روستاهاي استان را در بر مي‌گيرد.

ما در غرب کشور بيمارستان سوختگي نداريم. اين‌جا فقط بخش سوختگي است و اين درمان بيماران شهرهاي استان و خارج استان را جواب‌گو نيست. بيماران عفوني کودک و بزرگسال يک‌جا با هم در يک بخش نگهداري مي‌شوند. در حالي‌که اين‌ها بايد از هم جدا شوند. اما به دليل کمبود امکانات آن‌ها در يک محل و در جوار هم‌اند.

تيم درمان توان‌بخشي اين بخش شامل ترميمي، سوختگي، جراح عمومي، روان شناسي، اندام ساز و... است که ناقص است. روزانه در کرمانشاه 20 نفر بستري مي‌شوند، يکي دو نفر مرخص و به همين ميزان اضافه مي‌شوند. در اين ميان 20 درصد سوختگي‌ها مربوط به مردان و کودکان است که اغلب در اثر سانحه و تصادف اتفاق مي‌افتد، 10 درصد سوختگي‌هاي سانحه‌اي مربوط به زنان است، 70 درصد بقيه سوختگي‌ها مربوط به زنان است که از نوع خودسوزي است. مواردي از خودسوزي گاه شامل زنان ميان‌سال تا 80 سال است که به علت فقر و درگيري خانوادگي رخ مي‌دهد. اما براي زنان جوان اغلب عاطفي است.

اين زنان روزهاي اول منگ‌اند. آن‌ها گروه درمان را به علت غيرواقعي سوختگي، دچار سردرگمي مي‌کنند. وقتي از آن‌ها سوال مي‌شود که چه اتفاقي افتاده؟ آن‌ها به همراه‌شان نگاه مي‌کنند و همراه، گروه درمان را به جايي سوق مي‌دهد که گوياسانحه بوده!

چرا خودسوزي را سانحه قلمداد مي‌کنند؟

يکي از کارمندان بخش مي‌گويد: شايد نگران‌اند که گروه درمان آن‌ها را ملامت کند، يا ترس از مشمول نشدن امکانات گروه درماني و اين‌که قبلاً خودسوزي‌ها تحت پوشش بيمه قرار نمي‌گرفتند. جديداً بيمه خودسوزي را هم تحت پوشش برده است. حتي گاه بيمار را با دفترچه ديگري به بيمارستان منتقل مي‌كنند. پس از فوت بيمار مشخص مي‌شود که نام واقعي بيمار چه بوده است!

جالب است که در زمان تعطيلي‌هاي چند روزه موارد خودسوزي و خودکشي بيش‌تر مي‌شود. متأسفانه به نظر مي‌رسد اوقات فراغت فرصتي براي جدال بوده است! در تعطيلي‌هاي چند روزه، روزانه 6 ـ 5 مورد بيماران خودسوزي به بيمارستان منتقل مي‌شوند.

مواردي از زنان بستري

ماريا 27 ساله با 50 درصد سوختگي مي‌گويد: من هر روز کتک مي‌خوردم. اين خشونت‌ها آن‌قدر تکراري شده بود که گاه برايم عادي جلوه مي‌کرد. اوايل نگران بودم که بگويم در اثر ضرب و شتم خود را سوزاندم. زيرا با اين سوال مواجه مي‌شدم که چرا کتک خورده‌اي؟ اين سوال في نفسه غلط است. هرگز ضرورتي براي تنبيه وجود ندارد و ضرب و شتم و کتک اساساً مردود است. شايد هيچ حرکت، رفتار و گفتاري ضرب و شتم زنان را توجيه ننمايد، اما به نظر مي‌رسد آزارهاي فيزيکي و بدني روح بيمار اين قبيل مردان را تسلي مي‌دهد.

نسيم 25 ساله با 55 درصد سوختگي مي‌گويد: مرداني که سبب آزار ما مي‌شوند، با انگيزه نگرش مالکانه به زنان اين خشونت‌ها را انجام مي‌دهند. من نيز آزارهاي بدني، روحي و فحاشي روح و جسمم را خسته کرده است. به همين دليل به انفجار رسيدم و خود را سوزاندم. مي‌خواستم راحت شوم و بميرم نه اين‌که به زندگي آزار دهنده‌ام برگردم.

ضرب و شتم زنان ناشي از فقر فرهنگي است، گويي زنان کودکاني هستند که خير و شر خود را تشخيص نمي‌دهند و با چنين ضرباتي قصد آن دارند که زنان را از حرکات، رفتار و کلامي که به مذاق مردان ضارب (پدر، شوهر، برادر و...) خوش نيامده است، بازدارند. اين مدتي که در اين‌جا بوده‌ام زنان و دختران زيادي خودسوزي کرده‌اند که اغلب فوت کرده‌اند و تعدادي هم مرخص شده‌اند. آمارش را نمي‌دانم اما به گمانم زناني که خشونت ديده‌اند يا خودسوزي کرده‌اند، در لابه‌لاي آمار مسئولان گم شده‌اند.

ـ نسيم فکر مي‌کني برگردي منزل دوباره کتک بخوري؟

نمي‌دانم. هيچ بعيد نيست. مادرم که خيلي ناراحت است.

خاطرات کارکنان بخش از خودسوزي زنان

خانمي تحصيل‌کرده که شوهرش پزشک بود، پس از رفتن به مجلس عروسي در جمع زنان مي‌رقصد. پس از برگشت شوهرش او را به شدت زير ضرب و شتم مي‌گيرد، سپس زن روي خودش نفت مي‌ريزد. در حالي که شوهرش تماشا مي‌کرده او خود را به آتش مي‌کشد. اين خانم بعدها از همسرش جدا شد و در رشته شيمي (كارشناسي ارشد) ادامه تحصيل داد. در واقع زنان تحصيل‌کرده‌اي که خودسوزي مي‌کنند ميانگين سني‌شان زير 25 سال است.

زني 30 ساله به دفعات متعدد خودکشي داشته است، او انواع خودکشي‌ها را آزموده است، حلق آويز، سم، گچ و اخيراً خودسوزي! مسلماً چنين کسي مشکلات روحي زيادي دارد.

يک همکار داشتيم که همسرش با چند بچه قد و نيم قد خودسوزي کرد و منجر به فوت شد. بار دوم او با دختر ۱۹ ساله‌اي ازدواج کرد، اين دختر هم خودسوزي کرد..

پخش فوتبال بانوان برای نخستین‏بار از تلویزیون عربستان

تابناک

اول اسفند 1387

برای نخستین بار، یک شبکه تلویزیونی عربی، فوتبال بانوان در عربستان را به نمایش گذاشت.

به گزارش خبرنگار تابناک، در حالی که در عربستان سعودی، حتی رانندگی زنان، شامل برخوردهای شدید و محدودیت‌های بسیاری برای آنان اعمال می‌شود، تلویزیون العربیه که سهام آن به شاهزادگان سعودی، تعلق دارد، برای نخستین بار، اقدام به پخش یک مسابقه دست‌گرمی فوتبال بین شماری از دختران و بانوان عربستانی در شهر ساحلی جده کرد.

این گزارش ده دقیقه‌ای، در حالی از تلویزیون عربستان پخش شد که چند روز پیش، ملک‌عبدالله، پادشاه عربستان برای نخستین بار در تاریخ این کشور، یک زن را وارد کابینه این کشور کرده بود.

در این گزارش، نخست تابلو ورود آقایان به این محل اکیدا ممنوع، به چشم می‌خورد و سپس گزارشگر 9 بانوی عربستانی را نشان می‌داد که همراه با روسری و پوشیه، مشغول فوتبال بازی‌ هستند و به گفته بازیکنان این تیم، برای حضور در رقابت‌های بین‌المللی فوتبال بانوان آماده هستند. این بانوان با آرایش‌های غلیظ و برای مثال با ناخن‌های لاک زده بسیار بلند و اندامی که قدری چاق به نظر می‌رسید، به دنبال توپ بودند.

بنابراین، به نظر می‌رسد، نمایش این فیلم در عربستان، حکایت از چراغ سبز حکومت ملک عبدالله برای دادن آزادی‌های بیشتر به بانوان سعودی باشد تا آنان از زندگی که تنها برایشان ازدواج، به دنیا آوردن فرزند، آرایش و کار در منزل را رقم زده است، بیرون روند.

یادآور می‌شود در مسابقات اخیر تیم ملی فوتبال عربستان در بیرون از این کشور، گروهی از بانوان جوان عربستانی در حالی که حجاب نیز نداشتند و صورت‌های خود را نیز رنگ کرده بودند، به تشویق تیم ملی کشورشان می‌پرداختند.

گفتنی است،‌ اینها همه در حالی است که روحانیون متعصب وهابی و بافت‌های عشیره‌ای و سنتی عربستان به شدت با این کارها مخالف بوده و از گسترش آن می‌ترسند.

مشاور زن وزیر ارشاد استعفا داد

خبرگزاری انتخاب

28 بهمن 1387

  خبرگزاري انتخاب :سميرا اصلان‌پور از سمت مشاورت وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در امور بانوان استعفا داد. 

خبرگزاری انتخاب: سميرا اصلان‌پور از سمت مشاورت وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در امور بانوان استعفا داد.

اصلان‌‌پور به خبرنگار فارس، گفت: پس از بيان انتقادهايي درباره بي‌توجهي مسئولان به مقولات فرهنگي بانوان، اميدوار بودم كه مشكلات بانوان حل شود، اما ظاهرا برداشت شده كه ما ديگر نمي‌خواهيم با وزارت ارشاد همكاري كنيم و به همين دليل همكاري من با امور بانوان اين وزارتخانه قطع شد.

چندي پيش اصلان‌پور گفته بود: امسال برخلاف اين‌كه به مناسبت سي‌امين سال پيروزي انقلاب اسلامي فعاليت‌ بسياري از نهادها و مراكز گسترش يافته، فعاليت امور بانوان كاهش پيدا كرده است.

فاطمه آجرلو:بررسي طرح تصويب تفکيک جنسيتي دانشگاه‌‏ها در مجلس

ایلنا

چهار شنبه 30 بهمن 1387

عضو کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس اعلام کرد: طرح تصويب تفکيک جنسيتي در دانشگاه‌‏ها در مجلس بررسي مي‌‏شود.

به گزارش خبرنگار"ايلنا" بحث جداسازي جنسيتي يکي از پروژه‌‏هايي است که به طور متناوب طي سال‌‏هاي اخير دنبال شده است و بسياري از دانشجويان به طرح تفکيک جنسيتي اعتراض کرده‌‏اند.

طرح سهميه‌‏بندي جنسيتي با مخالفت شديد سازمان‌‏ها و فعالان حقوق دانشجويان رو به رو شده است. با اين حال يکي از اعضاي انجمن دانشجويي دانشگاه آزاد اسلامي در تماسي با "ايلنا" از تفکيک جنسيتي در دانشگاه آزاد قم خبر داد. وي در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، افزود: در دانشگاه آزاد قم سه روز اول هفته به دخترها و سه روز ديگر به پسرها اختصاص دارد.

اما با اين حال فاطمه آجرلو، عضو کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا" از اين موضوع اظهار بي‌‏اطلاعي کرد و گفت: موضوع تفکيک جنسيتي در دانشگاه‌‏ها بايد در مجلس بررسي شود.

فاطمه آجرلو جداسازي جنسيتي فقط در بعضي از واحدهاي دانشگاهي را آسيب رساندن به حوزه علمي و آموزشي دانشگاه‌‏ها عنوان کرد و اظهار داشت: تفکيک جنسيتي در دانشگاه‌‏ها بايد از نظر علمي بررسي شود و اگر نتيجه اين بود که جداسازي آسيبي به روند علمي و آموزشي دانشگاه وارد نمي‌‏کند بايد دستورالعمل آن براي تمام دانشگاه‌‏ها ابلاغ شود و در غير اين صورت هيچ دانشگاهي نبايد اين کار را انجام دهد.

وي در ادامه به فضاي نامناسب فرهنگي در دانشگاه‌‏ها اشاره کرد و افزود: در حال حاضر فضاي فرهنگي حاکم بر دانشگاه‌‏هاي دولتي و آزاد مورد قبول نيست و بايد در مباحث جامعه شناختي و روان‌‏شناختي گفتمان و ريشه فرهنگي را مد نظر داشته باشيم

 چهل و دو درصد زنان در تركيه مورد سوء‌استفاده قرار مي‌گيرند

بر‌اساس يك بررسي آماري مشخص شد كه نزديك به ‌٤٢ درصد از زنان در تركيه، حداقل يك بار توسط مردان مورد سوءاستفاده جنسي و جسمي قرار مي‌گيرند.

به گزارش سرويس زنان خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به نقل از روزنامه‌ حريت، بر‌اساس يك تحقيق صورت گرفته بر روي ‌١٣ هزار زن در شهرهاي مختلف تركيه مشخص شد كه از هر دو زن، يكي در طول زندگي خود گرفتار خشونت مي‌شود.

اين در حاليست كه بر‌اساس اين آمار، نزديك به ‌٤٢ درصد زنان تحت خشونت فيزيكي، جسمي و جنسي توسط شوهران، برادران و يا پدران خود قرار مي‌گيرند.

در اين تحقيق آمده است كه زنان بيشتر از شوهران قمار‌باز و يا معتاد خود كتك خورده و يا مورد سوء‌استفاده جنسي قرار مي‌گيرند، بطوري‌ كه در برخي موارد مجبورند پس از ‌٢٠ تا ‌٣٠ سال زندگي مشترك، طلاق گرفته و به تنهايي زندگي كنند.

اعداد و ارقام موجود در اين تحقيق حاصل چندين سال مطالعه صورت گرفته توسط موسسه ملي حمايت از حقوق زنان در برابر خشونت‌هاي خانگي در تركيه است كه به وسيله بودجه دو ميليون و ‌٥٠٠ هزار يورويي اتحاديه اروپا تامين و حمايت مي‌شود.

هنريتا جانسن ـ رييس پروژه تحقيقاتي ـ در مصاحبه‌اي با روزنامه‌ حريت گفت: مساله خشونت عليه زنان يك موضوع جهاني است، اما گروه تحقيقاتي ما در تركيه تمام تلاش خود را به كار بسته تا از افزايش و گسترش اين امر ناپسند جلوگيري كند.

اعمال خشونت‌هاي خانگي عليه زنان در تركيه و كشورهاي عضو اتحاديه اروپا امري معمول است، به طوري ‌كه آمارها نشان مي‌دهد از هر پنج زن، يك نفر خشونت‌هاي خانگي را در طول زندگي خود توسط مردان تجربه كرده است.

هنريتا جانسن در ادامه يادآور شد: اگر بخواهيم آمارهايي را كه توسط سازمان حمايت از حقوق زنان در تركيه منتشر شده با آمارهاي كشوري پيشرفته نظير انگلستان مقايسه كنيم، متوجه مي‌شويم كه روزانه يك زن از هر سه نفر به دليل اعمال خشونت‌هاي خانگي كه توسط مردان انجام مي‌گيرد، جان خود را از دست مي‌دهد. در هلند نيز از هر پنج زن، يك نفر به دليل اعمال خشونت جان خود را از دست مي‌دهد.

وي در ادامه بيان كرد: اما در تركيه، اكثر خشونت‌ها به شيوه فيزيكي انجام مي‌شود و اعمال خشونت جنسي كمتر گزارش شده است؛ چرا كه اكثر خانواده‌ها در تركيه مسلمان هستند و اعتقاداتشان مانع از اعمال خشونت جنسي عليه زنان مي‌شود. اين درحاليست كه خشونت فيزيكي ‌٣٩ درصد و خشونت جنسي تنها سه درصد را شامل مي‌شود.

همچنين بر‌اساس اين تحقيق مشخص شد كه اكثر خشونت‌هاي فيزيكي نسبت به زنان به دليل آن است كه مردان در تركيه؛ زنان را از كار كردن در بيرون از منزل منع مي‌كنند و اگر زنان از اين امر سرپيچي كنند، مورد خشم شوهرانشان قرار مي‌گيرند. از طرفي از هر ‌١٠ زن ازدواج كرده، سه زن مورد خشونت و سوء‌استفاده فيزيكي توسط همسران خود قرار مي‌گيرند. اين در حاليست كه از ميان هر ‌١٠ زن باردار نيز يك نفر مورد خشونت همسر خود قرار مي‌گيرد.

در اين پژوهش همچنين آمده است كه بي‌توجهي و بي‌اعتنايي خانواده‌ شوهر و مشكلاتي كه آن‌ها ايجاد مي‌كنند، نيز سبب بروز پديده خشونت عليه زنان در تركيه مي‌شود.

ميزان سطح سواد و درآمد خانواده‌ نيز از ديگر عوامل بروز خشونت عليه زنان در اين كشور به شمار مي‌رود.

علاوه بر اين، ‌٥/٤٨ درصد از زنان ترك معتقدند كه نبايد در مورد اعمال خشونت، ضرب و شتم توسط شوهرانشان با كسي حرفي بزنند؛ چرا كه بازگو كردن اين مسئله آبرويشان را به خطر مي‌اندازد.

‌٦١ درصد از اين زنان كه اعمال خشونت نسبت به خودشان را مخفي مي‌كنند، بي‌سواد و ‌٥٤ درصد هم از خانواده‌هاي فقير هستند.

همچنين اكثر زناني كه مورد خشونت همسران خود قرار مي‌گيرند يا سكوت اختيار مي‌كنند يا آن‌كه براي مدت كوتاهي خانه را ترك مي كنند.

‌٩٢ درصد از زناني هم كه مورد خشونت قرار مي‌گيرند، نسبت به كمك گرفتن از مقامات رسمي نظير ماموران پليس هيچ اعتقادي ندارند، با اين حال جاي اميدواري است كه حداقل يك درصد از زنان ترك از پليس و يا خدمات اجتماعي يا آژانس‌هاي حمايت از زنان و كودكان براي بهتر شدن اوضاع زندگي و خلاصي از دست شوهرانشان كمك مي‌طلبند.

نيمت چوبوكو ـ وزير كشور تركيه در امور زنان ـ معتقد است كه اكثر زنان ترك يا از آينده فرزندانشان در هراسند و يا آن ‌كه از ترس شوهرانشان هيچ اقدامي نمي‌كنند و به عبارتي مي‌سوزند و مي‌سازند تا فرزندانشان را به سرانجامي برسانند. اگر هم از آن‌ها بپرسيد كه چرا با وجود خشونت‌ها و اعمال زوري كه شوهرانشان عليه آن‌ها انجام مي‌دهند، كاري نمي‌كنند، در پاسخ مي‌گويند، ما آن‌ها را بخشيديم.

وي افزود: مشكل اصلي پژوهشگران و آژانس‌هاي حفاظتي از زنان و كودكان، سكوت اختيار كردن زنان ترك است. ما بايد ابتدا به آن‌ها آموزش دهيم كه با سكوت كردن هيچ چيز درست نشده و تنها وضع عليه آن‌ها بدتر مي‌شود

طالبان یک مدرسه دخترانه دیگر را آتش زدند

ایرنا

چهار شنبه 30 بهمن 1387

کابل - سخنگوي وزارت آموزش و پرورش افغانستان گفت که شورشيان مسلح مخالف دولت يکشنبه شب يک مدرسه ابتدايي دخترانه را در شهر اسد آباد مرکز ولايت کنر در شرق کشور آتش زدند.

به گزارش ايرنا، در بيانيه روز دوشنبه اين وزارتخانه به نقل از محمد آصف ننگ آمده است که در اين مدرسه حدود 300 دانش آموز تحصيل مي کردند.

وي ضمن محکوم کردن اين اقدام از نيروهاي امنيتي و مردم خواست تا در حفظ و حراست از حريم واحدهاي آموزشي و مدارس ديني با دولت همکاري کنند.

آصف ننگ تاکيد کرد: به تازگي با تلاش علما، شخصيت هاي متنفذ قومي و با همکاري مردم در ولايات هلمند، قندهار و غزني 27 واحد آموزشي و و مدرسه ديني بازگشايي شده است. در سال جاري بيش از 300 مدرسه به علت فعاليت شورشيان و تهديد گروه هاي مسلح عمدتا در مناطق جنوب شرق ، شرق و جنوب غرب کشور تعطيل شد.

در سال تحصيلي 1387 شمسي 6 ميليون و 200 هزار دانش آموز در افغانستان تحصيل مي کردند.

بر اساس تقويم آموزشي افغانستان سال تحصيلي از دوم فروردين آغاز و به مدت 9 ماه ادامه داشت ، اما اين هفته اعلام شد که سال تحصيلي آينده از 15 اسفند آغاز خواهد شد.

نيمی از زنان خانه دار تهرانی خشونت خانگی را تجربه کرده اند

بامداد خبر

نوزده فوریه 2009  

بامدادخبر: براساس تحقيقی که روی زنان خانه دار متاهل ساکن شهر تهران انجام شده نيمی از اين زنانه خانه دار تجربه خشونت خانگی داشته اند و بيشتر آنها (۶/۶۱ درصد) غير از صبر و تحمل اقدام ديگری را در برابر اين معضل انجام نداده اند.

مريم زمانی در پايان نامه کارشناسی ارشد خود (۱۳۸۷) با بررسی ۳۸۴ نفر از زنانه خانه دار ساکن تهران که متاهل بوده و در زمان تحقيق شاغل نبوده اند به از اين نتيجه رسيد که ۲/۴۸ درصد اين زنان تجربه خشونت خانگی از سوی همسر را داشته اند و ۵۵ درصد آنها تجربه خشونت روانی، ۶/۷ درصد خشونت جسمی، ۳/۹ درصد خشونت مادی را داشته اند و ۲۸ درصد آنها نيز تمام اشکال خشونت را تجربه کرده اند.

مريم زمانی که در پژوهش خود ميزان آگاهی زنان از حقوق فردی و اجتماعی شان را مورد بررسی قرار داده متوجه شد که بيشتر زنان يعنی ۶/۶۱ درصد صبر و تحمل را در برابر اين مشکل در پيش گرفته اند و اقدام ديگری انجام نداده اند.

نتايج اين تحقيق همانند نتايج بررسی سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۰۵ است که براساس آن گزارش در کشورهای بنگلادش، برزيل، پرو، ژاپن، تايلند، تانزانيا، اتيوپی، ناميبيا و... ۵۵ تا ۹۵ درصد زنانی که مورد بدرفتاری قرار می گيرند هرگز در جست وجوی خدمات رسمی نبوده اند و اين عدم تمايل شايد حاکی از ناآشنايی زنان با خدمات رسمی يا روند استفاده از آن باشد.براساس پژوهشی که زمانی انجام داده است.

۱/۱۴ درصد زنان خانه داری که مورد خشونت خانگی قرار گرفته اند، قهر کردن بوده و ۵/۱۳ درصد نيز مقابله به مثل کرده اند و تنها ۸/۳ درصد شکايت و تهديد به طلاق در اين مواقع را انجام داده اند.

۳/۴ درصد نيز تهديد به خودکشی يا اقدام به خودکشی کرده و بازهم تنها ۵/۰ درصد به مراکز مشاوره مراجعه کرده اند.از زنان مورد بررسی در اين تحقيق ۴۴ درصد ديپلم، ۲۵ درصد ابتدايی يا راهنمايی،

۱۰ درصد ليسانس، هفت درصد بی سواد، هفت درصد فوق ديپلم و دو درصد فوق ليسانس بوده اند و ۲۸ درصد آنها سابقه اشتغال داشته اند.هنگامی که از اين زنان پرسيده شد که چه حمايتی به آنها در برابر خشونت خانگی کمک می کند با بيشترين فراوانی، ۵/۳۷ درصد پاسخی به اين سوال نداده اند و ۸/۱۳ درصد هم ترکيبی از حمايت های خانواده، حمايت مالی، حمايت مسوولان و آگاه سازی را مطرح کرده اند.۲/۱۱ درصد هم آگاه سازی زنان از حقوق شان و ۷/۱۱ درصد حمايت قانونی از زنان را مطرح کرده اند.در نتيجه بيشتر زنان ترکيب چند حمايت را موثر دانسته اند و آگاهی دادن به زنان در مورد حقوق شان و نيز تغيير قوانين و حمايت های قانونی، از انواع حمايت هايی بوده که درصد بيشتری از زنان خواستار آنها هستند و آن را موثر می دانند.از يافته های ديگر اين پژوهش آن بود که تعداد فرزندان در ميزان آگاهی زنان از حقوق خانوادگی شان موثر است به طوری که با کاهش تعداد فرزندان آگاهی بيشتر شده است .همچنين نتايج اين تحقيق نشان می دهد زنانی که بيش از ۳۰ سال از زمان ازدواج آنها می گذرد و آنهايی که کمتر از يک سال از زمان ازدواج شان می گذرد، کمترين ميزان آگاهی از حقوق خانوادگی را نسبت به سايرين داشته اند و کسانی که بين ۱۶ تا ۲۰ سال از زمان ازدواج شان می گذرد، بيشترين آگاهی را دارند. از نتايج ديگر اين تحقيق آن است که شغل همسر در ميزان آگاهی از حقوق خانوادگی تاثير دارد و زنانی که شغل همسر خود را مشاغل آموزشی، کارمند، مهندسی و نظامی عنوان کرده اند بيشترين آگاهی را دارند و مشاغل آزاد، بازنشسته و مغازه دار نسبت به سايرين آگاهی کمتری از حقوق خانوادگی خود دارند. از سوی ديگر تحصيلات همسر زنان هم به ميزان آگاهی آنها از حقوق خانوادگی شان تاثير داشته است.همچنين تحصيلات خود زنان هرچه افزايش يافته، آگاهی آنها نيز از حقوق خانوادگی بيشتر شده و آنهايی که سابقه اشتغال داشته اند، به حقوق خود آشناتر بوده اند.

دفاع معاون احمدی نژاد از تبعیض جنسیتی وزارت علوم 

خبرنامه امیرکبیر

یکشنبه 27 بهمن 1387-15 فوریه 2009

در حالی که سیاست های جنسیتی دولت نهم در عرصه آموزش، همواره مورد نقد و توجه کارشناسی این حوزه بوده است، معاون اول رئیس جمهور به دفاع از عملکرد دولت متبوع خود در این زمینه پرداخت و بر سیاست شایسته سالاری در نظام آموزشی ایران تاکید کرد.

پرویز داوودی که با فارس سخن می گفت، بدون توجه به مصادیقی چون سهمیه بندی جنسیتی در کنکور، بومی گزینی جنسیتی، تفکیک جنسیتی کتاب های درسی مدارس، تفکیک جنسیتی کلاس های درس برخی دانشگاه ها و گفت؛ در صحنه ها و رقابت های علمی مساله زن یا مرد بودن مطرح نیست، آنچه مهم است رقابتی است که انجام می شود و ما به این نوع رقابت ارج می نهیم. داوودی درباره افزایش نابرابری ورودی دانشجویان دختر نسبت به پسر نیز آن را امری طبیعی و منطبق بر شایستگی افراد ارزیابی کرد و موکداً گفت؛ قابلیت ورود به دانشگاه ها در دولت نهم به جنسیت بستگی ندارد.

معاون اول رئیس جمهور سپس به طور کلی و گذرا به برخی اقدامات تفکیکی اشاره یی جزیی کرد و این قبیل اقدامات را ناشی از تفاوت در قابلیت های فیزیکی مرد و زن و همچنین اهمیت تشکیل خانواده دانست و گفت؛ البته ناگفته نماند قرار است در برخی از رشته های دانشگاهی که قابلیت فیزیکی مردانه مطرح است، این امر مورد توجه قرار گیرد. وی ادامه داد؛ حضور زنان در برخی از رشته ها ممکن است در امر تشکیل خانواده ، اداره و مدیریت زن در خانه اختلال ایجاد کند، به همین دلیل وزارت علوم با توجه به این دیدگاه در پذیرش برخی از رشته ها سیاستگذاری خاصی دارد. داو ودی البته این تفاوت ها را به نفع یک جنس مخالف ندانست و به برتری فیزیکی زنان در برخی رشته ها هم چنین اشاره کرد؛ همان گونه که مردان بر اساس توانایی های فیزیکی که خداوند به آنها داده است در برخی رشته ها موفق ترند، زنان هم باید در رشته هایی فعالیت کنند که حضورشان بارز و تاثیرگذار باشد.

اگرچه بارها مسوولان حوزه آموزش عالی اعلام کرده اند با به کارگیری تمهیداتی چون سهمیه بندی جنسیتی در تلاش برای برقراری تعادل نفر میان مردان و زنان در رشته هایی نظیر پزشکی اند، اما پرویز داوودی تفسیر جدیدی از سیاست های تعادلی وزارت علوم به دست داد که سیاستگذاری بر مبنای جنس مونث نام دارد. معاون اول احمدی نژاد گفت؛ در چندین سال اخیر حضور زنان در رشته های همچون پزشکی، مامایی و پرستاری نسبت به قبل پررنگ تر شده و وزارت علوم هم در تلاش است پذیرش ورودی این رشته های دانشگاهی را بر مبنای جنس مونث سیاستگذاری کند.

درد گلزخم ها روي بدن دختر قاليباف زنجاني

گزارش اعتماد از 14 سال كودك آزاري يك دختر بافنده قالي

نويسنده: بنفشه سام گيس

گروه اجتماعي، ليلاجان چه كسي اين زخم ها را به تنت انداخته؟ / خواهرم / چرا؟نمي دانم / دلت مي خواد برگردي خانه؟ نه هيچ وقت.

    ليلا، 18 ساله، روز چهارشنبه - 9 بهمن- صبح از خانه فرار كرد. خانه دو طبقه يي در شهرك قائم زنجان. ليلااز زيرزمين خانه فرار كرد: جايي كه از ساعت 30/5 صبح تا 9 شب پشت دار قالي زندگي مي كرد. پشت دار قالي زندگي مي كرد و از خواهر ناتني 30 ساله اش كتك مي خورد. خواهر ناتني ليلارا با قلاب قالي بافي كتك مي زد. (قلاب قالي بافي يك چاقوي بلند دسته چوبي است كه سر قلاب مانندي دارد و بدنه چاقو مثل تيغ تيز است تا بتواند نخ هاي قالي را به راحتي ببرد.) خواهر ناتني با دفتين قالي بافي توي سر ليلامي زد. (دفتين قالي بافي يك شانه دندانه فلزي است تا بتواند پودهاي قالي را مرتب و هموار كند.   

ليلاجان بلوزت را بالابزن.   

    آستين هاي بلوز كوتاه بود. از بالاي بازوهاي لاغرش كه از مچ دست من هم نازك تر بود، سفيدي زخم هاي كهنه معلوم بود. آستين را كه بالاتر زد از فاصله شانه تا بازو، زخم كهنه بود و زخم نو. بدون هيچ جايي براي نفس كشيدن. بلوز را بالازد. از پشت گلو از محل رستنگاه مو تا انتهاي كمر، آن وسعت صاف و عريض و نحيف مثل نقش هاي قالي پر از جاي زخم بود. زخم هاي كهنه كه گوشت آورده بود و زخم هايي كه هنوز بهبود نيافته بود و خون در مجراي زخم ها دلمه بسته بود.   

    ليلاجان چرا فرار كردي؟   

    از كتك ها فرار كردم.   

    ليلاساعت 9 صبح از خانه بيرون آمد. بعد از 18 سال از خانه بيرون آمد. وقتي بقيه خواهرها و برادرها و عروس خانه و مادر و پدر در طبقه دوم مشغول خوردن صبحانه بودند.    

   پس صبحانه هم نخوردي؟   

    نه نخوردم.از 30/5 صبح قالي بافته بود و در تمام ثانيه هايي كه تا 9 صبح گذشت، به فكر فرار بود. رفتن از آن خانه، رفتن از آن زيرزمين براي هميشه. براي هميشه. 9 صبح بي صدا از زيرزمين خانه فرار كرد با همان ژنده هايي كه بر تن داشت و با تنها اسكناس ته جيبش كه دايي اش داده بود چند كلوچه خريد. وسط خيابان دختري را ديد هم قد خودش. هم قد نه، همسن. دختر شايد 9 ، 10 ساله بود. ليلا18 ساله بود. به دختر التماس كرد او را به خانه شان ببرد. گفت از خانه فرار كرده. گفت او را كتك مي زدند. دختر مي رفت نان سنگك بخرد. دختر به پليس تلفن كرد. كلانتري 15 شهرك قائم دو مامور فرستاد. يكي از مامورها ليلارا كه ديد گفت اين دستفروش است. كلوچه مي فروشد. آن يكي گفت برويم كلانتري. ليلاو مامورها رفتند كلانتري. فكر كردند ليلاعقب مانده ذهني است. او را به توانبخشي بهزيستي تحويل دادند. توانبخشي او را به ما تحويل داد. به اورژانس اجتماعي. فرزانه عطايي، كارشناس مسوول آسيب هاي اجتماعي اداره كل بهزيستي استان زنجان و همكارانش اولين كساني بودند كه ليلارا ديدند. ليلارا و زخم هاي تنش را. حرف نمي زد. وقتي وارد اتاق شديم او را نديديم. گوشه اتاق مچاله شده بود و ترس تمام صورتش را پر كرده بود. نگران بود كه مبادا او را دوباره به آن خانه برگردانيم.ليلابعد از يك روز، پنجشنبه صبح آنقدر به حواس آمده بود كه بتواند همراه با مددكاران بهزيستي به سمت خانه برود. وقتي به شهرك قائم رسيدند ليلانمي دانست خانه كجاست.آنقدر كم از خانه خارج شده بود كه حتي نشاني خانه را نمي دانست. برگشتيم بهزيستي. ظهر، خواهر و مادر ناتني اش كه سراغ نيروي انتظامي رفته بودند آمدند پيش ما. با هم رفتيم خانه. زيرزمين خانه كه ليلاو دو خواهر ناتني اش آنجا قالي مي بافتند.ليلاو دو خواهر ناتني 27 و 30 ساله در آن زيرزمين زندگي مي كردند. همان جا مي خوابيدند. ساعت 9 صبح، و يك بعدازظهر و 9 شب اجازه داشتند كار را قطع كنند و غذا بخورند. ليلادر تمام اين سال ها نان و پنير خورده بود. دفعات معدودي هم برنج با قورمه. 14 سال اين طور زندگي كرده بود. 14 سال در سوء تغذيه زندگي كرده بود و حالابه قامت يك دختربچه 9 ساله بود. 14 سال از 30/5 صبح تا 9 شب قالي بافته بود. نفس كشيده بود و قالي بافته بود.   

    ليلاجان چند تا عروسك داري؟   

    عروسك ندارم.   

     پس چه وقت بازي مي كردي؟   

    هيچ وقت. من هيچ وقت بازي نكردم.   

    ليلاهيچ وقت مدرسه نرفت. سواد هم نداشت. دوست نداشت به خانه برگردد. هيچ كدام از اعضاي آن خانه را دوست نداشت. نه مادر، نه پدر، نه برادرها، نه خواهرها كه همه ناتني بودند. فقط نرگس را دوست داشت. نرگس عروس خانه بود. دخترك 15 ساله يي كه چند ماه قبل عروس شده بود و گاهي پنهاني با ليلاحرف مي زد. در همان زيرزمين و پاي دار قالي. زخم هاي تن ليلارا ديده بود و گفته بود خدا عوض شان را مي دهد. خرج عروسي نرگس از پول قاليبافي تهيه شده بود.آن خانه دو طبقه را هم با پول قاليبافي خريده بودند. آن اتومبيل پرايد صفر كه توي حياط خانه پارك شده بود، هم. طبقه اول خانه اجاره رفته بود. و ليلاو دو خواهر 30 و 27 ساله اش از 30/5 صبح تا 9 شب، هر روز و هر روز قالي مي بافتند. وقتي به خانه رفتيم و پدر ليلارا ديديم، از پدر كه البته در سن ازكارافتادگي بود و بيماري قند داشت پرسيديم دخترهايت چه كار مي كنند؟ گفت دخترهاي من هيچ كاري نمي كنند. دختر كه نبايد كار كند. سواد ندارند چون استعداد درس خواندن نداشتند و فقط براي خودشان مي گردند و تفريح مي كنند

    وقتي از پدر پرسيديم كه پس خرج زندگي شما چطور تامين مي شود، گفت خدا روزي مان را مي رساند.   

    كف دست هاي ليلاپر از جاي زخم بود. زخم هايي روي پينه ها و پوست ضخيم دست.انگشت ها تغيير شكل داده بود و بي ريخت وكج از رشد مانده بود .پشت دستش هم جاي زخم بود. جاي داغ شدگي.   

    كي پشت دستتو داغ كرده ليلاجان؟   

    خواهرم.   

   با چي داغ كرده؟   

    با سوهان قاليبافي.   

    موهاي وسط سر ليلاكنده شده بود. تكه تكه، جاي كنده شدن موها معلوم بود و زير موها زخم هاي دلمه بسته.   

     ليلاجان سرت چه شده؟   

    زخم شده.   

   كي زخم كرده؟   

    خواهرم با دف قاليبافي زده.   

    فرزانه عطايي تعريف مي كند كه خواهر ناتني ليلا، مادر ناتني و پدر ليلابا كتك خوردن و آزار ديدن ليلاو با زخم هاي تنش خيلي عادي برخورد كرده اند. انگار هيچ اتفاقي نيفتاده. انگار همه چيز طبيعي است. به نظرشان مي آمد كه او را تنبيه كرده اند تا از زير كار فرار نكند يا از خانه نرود. اما به نظر مي رسد كه خواهرها تلافي زجر و استثماري كه برشان روا داشته شده بود را سر ليلاخالي مي كردند. خواهرها هم مثل ليلااز چهار سالگي قالي بافته بودند. نه گردش مي رفتند و نه مسافرت و نه دوستي داشتند و نه كسي را مي شناختند. خواهر 30 ساله مي گفت خواستگار داشته ولي چون نان آور خانه بوده هيچ وقت ازدواج نكرده و مي گفت كه آن يكي خواهر را هم كسي نديده كه خواستگاري داشته باشد. به نظر، اين سه خواهر به عنوان وسيله كار مورد توجه بوده اند و نه به عنوان يك انسان.   

    دكتر فردين بلوچي رئيس اداره كل بهزيستي استان زنجان در پاسخ به اعتماد درباره اينكه وضعيت آتي ليلاچگونه خواهد شد، مي گويد: روز شنبه صبح، بهزيستي استان زنجان به عنوان مطلع از جرم واقع شده به دادستاني كل استان زنجان گزارشي فرستاد و وضعيت اين دختر را به طور كامل شرح داد. در حال حاضر به حكم نيروي انتظامي، ليلابه بهزيستي استان تحويل شده و تا زماني كه قوه قضائيه و نيروي انتظامي به ما دستور ندهد، ما اين دختر را به خانواده تحويل نخواهيم داد. در صورت اثبات فقدان صلاحيت خانواده هم، حضانت او توسط قوه قضائيه به ما واگذار خواهد شد كه در آن زمان، ليلابر چشم هاي ما قدم مي گذارد.   

    دكتر بلوچي در پاسخ به اينكه چرا بار قبلي كه ليلااز خانه فرار كرده و به كلانتري پناه برده، نيروي انتظامي او را به خانواده تحويل داده، اظهار بي اطلاعي كرده و مي گويد كه شايد اطلاعات نيروي انتظامي از وضعيت اين دختر كامل نبوده اما تاكيد مي كند كه در حال حاضر، حتي با شكايت پدر هم، ليلابه خانواده تحويل داده نمي شود. بلوچي مي گويد هيچ گاه موردي مثل ليلاو زخم هايي مثل زخم هاي تن ليلارا در زنجان نديده است. وقتي به مركز ما تحويل شد، حتي نمي دانست اسمش چيست. نمي دانست پدر و مادرش چه كساني هستند. نمي دانم. من تا به حال چنين موردي را نديده بودم. سه روز گذشته است. سه روز از زماني كه من ليلارا ديدم. ليلاو زخم هاي تنش را. سه روز از زماني كه آن لبخندهاي بي رنگ و خجالت زده روي صورت زخمي اش سايه مي انداخت. از زماني كه وقتي بلوزش را بالازد و پشت به ما داشت تا از ديدن آن زخم هاي دلمه بسته شوكه شويم، پشت دست هاي كوچكش را به چشم مي كشيد و اشك هايش را پاك مي كرد. ليلاانسان بود. يك انسان مثل من، تو، و تمام آدم هايي كه حق زندگي دارند اما با آينده يي نابود شده. با آينده يي پر از تنهايي و پر از خاطرات تلخ و پر از نفرت. نفرت از آن خواهر ناتني، نفرت از آن مادر ناتني، نفرت از آن پدر و آن برادر و نفرت از تمام گل هاي قالي.

نود درصد از سوادآموزان را زنان تشكيل مي‌دهند

خبرگزاری فارس

به گزارش لوبیا به نقل از خبرگزاری فارس، مدير سوادآموزي آموزش و پرورش شهرستان‌هاي استان تهران گفت: بيش از 90درصد سوادآموزان را زنان تشكيل مي‌دهند.

مجتبي سعادتي در گفت‌‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: هرچند كه مردان به ظاهر نياز بيشتري به سواد دارند ولي تمايل زنان براي يادگيري سواد بيشتر است.

مدير سوادآموزي آموزش و پرورش شهرستان‌هاي استان تهران اظهار داشت: ‌آمار بالاي بي‌سوادي در بين زنان همچنين داشتن اوقات فراقت بيشتر از جمله علت‌هاي گرايش زنان به سواد است.

سعادتي تصريح كرد:‌ در حال حاضر 42 هزار سوادآموز زن و مرد در سنين مختلف در سطح شهرستان‌هاي ‌تهران در دوره مقدماتي و تكميلي در تحصيل مي‌كنند. وي تأكيد كرد:‌ هدف بسياري از سوادآموزان فقط سواد خواندن و نوشتن نيست به‌طوري كه بعد از گذراندن دوران مقدماتي به مراحل دانشگاهي راه يافته و براي كسب مدارك بالاتر تلاش مي‌كنند.

سعادتي خاطرنشان كرد: به منظور اطلاع يافتن از وضيعت سوادآموزاني كه به مقاطع دانشگاهي راه يافته‌اند،‌ سال گذشته فراخواني صورت گرفت كه نشان داد بيش از 200نفر از اين افراد در مقاطع ليسانس،‌ فوق ليسانس و دكترا مشغول به تحصيل هستند البته اين فراخوان در سطح كلان نبود و فقط تعدادكمي از آن مطلع شدند.

مدير سوادآموزي آموزش و پرورش شهرستان‌هاي استان تهران افزود:‌ امسال حضور بي‌سوادان در رده سني زير30 سال،‌ هم از لحاظ كمي و هم از لحاظ كيفي نسبت به سال گذشته رشد خوبي دارد و بر اساس آمارها گرايش به سواد در بين بي‌سوادان هر سال نسبت به سال قبل افزايش مي‌يابد.

آخرين آمار وضعيت ازدواج و طلاق در کشور

برنا نیوز

يكشنبه 9 دی 1386

برنا نيوز-اميررضا پرحلم:آمارها نشان مي دهد بيشترين ميزان ازدواج در بين مردان گروه سني 20 تا 24 سال بوده است. همچنين بررسي هاي آماري حکايت از آن دارد که ادعاي رسيدن سن ازدواج دختران به 24 و 25 سال صحيح نبوده و بيشترين ميزان ازدواج دختران در 6 ماهه اول سال 86 در گروه سني 15 تا 19 سال ثبت شده است. همچنين تهران، کردستان، کرمانشاه، مرکزي و بوشهر پرطلاق ترين استان هاي کشور هستند.

نگاه آماري به وضعيت ازدواج و طلاق در کشورمان، صرفنظر از بررسي عميق علل و پيامدها از اين نظر حائز اهميت است که با يک ارزيابي کمي مي توان چالش ها و پيشرفت هاي حاصله در اين حوزه را مورد مقايسه قرار داد.

بررسي وضعيت ازدواج در کشور در شش ماهه نخست سال 1386 حاکي از افزايش ازدواج و طلاق نسبت به مدت مشابه سال قبل است به طوري که مي توان گفت ازدواج و طلاق در 6 ماهه نخست سال 86 به ترتيب از رشد 61/11 درصدي و 9/11 درصدي برخوردار بوده است.

اين آمارها از سوي ديگر بيانگر آن است که رشد طلاق و ازدواج در مناطق روستايي بيشتر از مناطق شهري بوده است. بنا بر گزارش برنا، برخلاف آمارهاي ارايه شده قبلي از سوي مرکز پژوهش هاي مجلس مبني بر افزايش سن ازدواج که بلافاصله با تکذيب مسوولان سازمان ملي جوانان روبرو گرديد، آمارها نشان مي دهد بيشترين ميزان ازدواج در بين مردان گروه سني 20 تا 24 سال بوده است.

همچنين بررسي هاي آماري حکايت از آن دارد که ادعاي رسيدن سن ازدواج دختران به 24 و 25 سال صحيح نبوده و بيشترين ميزان ازدواج دختران در 6 ماهه اول سال جاري گروه سني 15 تا 19 سال را شامل گرديده است.

اين آمار که گفته مي شد سن ازدواج مردان در حال رسيدن به مرز 35 سال است نيز طبق بررسي هاي علمي صورت گرفته دقيق نبوده و سهم جوانان 15 تا 29 سال دختر و پسر از ازدواج هاي صورت گرفته در مدت ذکر شده 5/85 درصد بوده است.

مطابق آمار اعلام شده اداره ثبت احوال مجموع کل ازدواج هاي 30 سال به بالاي زنان در سطح کشور تنها 6/6 درصد بوده که بيشترين آنها متعلق به زنجان و کمترين آن استان يزد را شامل مي شده است.

اين آمار (ازدواج 30 سال به بالا) در گروه مردان کل کشور 6/13 درصد بوده است که استانهاي تهران بيشترين و يزد کمترين سهم را داشته اند.

استانهاي کم ازدواج و پر ازدواج

بررسي هاي استاني ازدواج نيز گوياي نکات جالبي است. اين بررسي ها نشان مي دهد که مردان استان هاي يزد، خراسان جنوبي و گلستان و زنان يزدي، اصفهاني و ايلامي بيشترين تمايل را به آغاز زندگي مشترک داشته اند.

اما کمترين ميزان ازدواج در بين مردان استان تهران، کرمانشاه و ايلام مشاهده شده است. در حالي که بي ميل ترين زنان به ازدواج از استان هاي زنجان، سيستان و بلوچستان و همدان بوده اند.

طلاق در مرز بحران

نتايج يافته هاي اخير حاکي از به صدا در آمدن زنگ خطر در حوزه طلاق است. همچنين بايد گفت که بسياري از ازدواج ها به صورت احساسي و نسنجيده بوده است که افزايش ميزان طلاق در مناطق روستايي و سپس شهري گواه اين مدعاست.

عوامل طلاق

انتخاب نادرست و عدم دقت اوليه در امر همسر گزيني و آشنايي ها و دلبستگي هاي عاشقانه بي محتوا که طبعا تحميل نظرات به والدين را در پي داشته از مهمترين عوامل شيوع طلاق در کشور بوده است. همچنين ارزيابي ها نشان داده که صنعتي شدن و توسعه شهرها و حاشيه هاي شهر و کمرنگ شدن نظام سنتي خانواده گسترده، تغيير شکل روابط افراد به طرز سطحي را موجب شده به طوري که آشنايي هاي مختصر در خيابان، پارک يا اتومبيل به صورت اتفاقي بيشترين زمينه ازدواج هاي ناموفق را بوجود آورده است.

با اين حال آشنايي دختر و پسر با گزينه هاي مورد نظر در دانشگاه ها نسبت به موارد ذکر شده از تبعات منفي کمتري برخوردار بوده است. اما در اين ميان عوامل ثانوي طلاق نيز حايز اهميت هستند.

 

گاه شرايط ازدواج با سير مراحل صحيح انجام مي شود اما عوامل اجتماعي فرهنگي، اقتصادي و محيطي منشاء بروز اصطکاک و اختلاف شده و متغير هايي چون نازايي، ازدواج مجدد مردان، ناامني اقتصادي ، بيماري هاي جنسي و نابردباري هاي طرفين امکان و زمينه از هم گسيختگي خانواده ها را فراهم مي آورد.

استان هاي پر خطر و پاک به لحاظ طلاق

تهران، کردستان، کرمانشاه، مرکزي و بوشهر پرطلاق ترين استان هاي کشور هستند. آمارهاي رسمي حاکي از کمترين ميزان طلاق ثبت شده در ايلام، يزد، چهارمحال و بختياري، سيستان و بلوچستان و خراسان جنوبي است. همچنين در نقاط روستاييِ استان هاي يزد و قم اين ميزان صفر (بدون طلاق) بوده است.

رابطه طول مدت زناشويي و طلاق

در اين خصوص آمارهاي قبل از سال 86 حاکي است که 2/15 درصد کل طلاق ها در فاصله کمتر از يکسال از زندگي زناشويي رخ داده است و بقيه موارد به شرح ذيل است: 9/28 درصد کمتر از دو سال از زندگي زناشويي، 4/39 درصد کمتر از سه سال از زندگي زناشويي، 2/47 درصد کمتر از چهارسال از زندگي زناشويي، 72 درصد کمتر از ده سال از زندگي زناشويي.

افزايش 39 درصدي طلاق در کشور طي 10 سال

ارزيابي ها در اين خصوص حاکيست که اولا در فاصله سال هاي 1370 تا 1380 يعني طي مدت زماني ده سال ميزان طلاق در کل کشور 39 درصد افزايش يافته است که در اين ميان استان هاي تهران با 12/98 و همدان با 28/95 درصد بيشترين طلاق و کردستان و سمنان به ترتيب کمترين طلاق ثبت شده را داشتند. اما بررسي وضعيت طلاق در سال ماقبل 86 از ورود استان هاي جديد به محدوده خط قرمز طلاق حکايت دارد. در اين خصوص باز هم تهران در جايگاه نخست قرار دارد اما بعد از تهران استان هاي خراسان رضوي، اصفهان، فارس، خوزستان و مازندران قرار مي گيرند که اين امر بيانگر تحول استاني مقوله طلاق در سطح کشور است. کمترين ميزان طلاق نيز در سال 85 به ترتيب در استان هاي ايلام، چهارمحال و بختياري، سمنان، خراسان جنوبي، کهکيلويه و بوير احمد و يزد به وقوع پيوسته است. نرخ رشد طلاق در سال 85 در چهار استان به سطح هشدار رسيده که استان هاي مذکور عبارتند از: گلستان، گيلان، اصفهان، خراسان شمالي

افزايش طلاق در مناطق روستايي

رشد 2/7 درصدي طلاق در مناطق روستايي کشور از ديگر خبرهاي نگران کننده اي است که با مد نظر قرار دادن افزايش طلاق در مناطق روستايي در سه ماهه نخست سال 86 ، ابعاد بحراني تري به خود مي گيرد. در اين خصوص مناطق روستايي خراسان رضوي، گيلان، فارس، تهران، آذربايجان غربي و کردستان در وضعيت قرمز قرار دارند. همچنين بنا به اعلام مراکز رسمي دليل صفر بودن ميزان طلاق در مناطق روستايي استان هاي يزد و قم ضعف تشکيلات ثبتي و نبود دفاتر قانوني ثبت ازدواج و طلاق بوده است. همچنين در سال 85 از هر 100 مورد ازدواج 12 مورد به طلاق انجاميده است که اين رقم به تدريج در حال رشد است. در مجموع به نظر مي رسد که بررسي وضعيت ازدواج و طلاق در کشور به لحاظ افزايش کمي را نمي توان پيشرفتي قابل ملاحظه دانست. در اين راستا به نظر مي رسد که حلقه مفقوده اي به نام آموزش و فرهنگ سازي همچنان بر سر اين دو موضوع سنگيني مي کند.

اگرچه پرداختن آماريِ صرف به موضوع ازدواج و طلاق نمي تواند به عنوان يک ملاک مناسب مورد توجه باشد و در اين راستا ضرورت توجه همزمان به سياستگذاري هاي ملي و فرهنگ سازي قومي را مي طلبد، اما بايد از رهگذر آمارهاي مستند به اهميت اجتناب ناپذير پيشگيري قبل از وقوع هر بحران توجه داشته باشيم تا با ارايه راهکارهاي پيشگيرانه از افزايش روند صعودي منحني هاي طلاق در کشور جلوگيري کنيم.

اين گزارش بر اساس تحقيقات و آمارهاي موجود در پژوهش "بررسي تحولات ازدواج و طلاق جوانان کشور" و به همت معاونت مطالعات و تحقيقات سازمان ملي جوانان تهيه و منتشر شده است.

زندگي‌١٨درصد زنان سالمند فاقد درآمد در شهرها

نتايج يك پژوهش در كشور نشان داد:

متاهل بودن تنها‌٧٥/٤٩درصد زنان سالمند

زندگي‌١٨درصد زنان سالمند فاقد درآمد در شهرها

كاهش ميزان بيسوادي زنان شهري بالاي‌٦٠سال

براساس آخرين سرشماري صورت گرفته در كشور (سال 1385)، تنها 75/49 درصد از زنان سالمند ايراني متاهل و داراي همسر هستند، اين در حاليست كه ميزان تاهل در مردان سالمند با 22/90 درصد، نزديك به دو برابر درصد تاهل زنان سالمند است.

به گزارش خبرنگار اجتماعي ايسنا، طبق مطالعات صورت گرفته در سال 73، 1/68 درصد سالمندان با همسر و يا همسر و فرزندان خود زندگي مي‌كردند. همچنين در اين سال 9/22 درصد با فرزندان بسر مي‌برند و در حالي كه تعداد زنان سالمندي كه به تنهايي زندگي مي‌كردند، 8/12 درصد بود كه اين رقم در مردان سالمند تنها 5/2 درصد بوده است.

 

مصرف قليان در ميان زنان روستايي بيش از زنان شهري است

مطالعه تحليلي حاصل از اجراي طرح وضعيت سلامت زنان سالمند ايران كه با جمع‌آوري داده‌ها و اطلاعات سازمان‌هاي رسمي و اجرايي ذي‌ربط در سال 84 به دست آمده است، درباره مصرف دخانيات در بين زنان نشان مي‌دهد كه با افزايش سن زنان، احتمال مصرف دخانيات به خصوص قليان در بين آن‌ها افزايش مي‌يابد كه اين افزايش در ميان زنان روستايي بيش از زنان شهري ديده شده است.

كاهش ميزان بي‌سوادي زنان شهري بالاي 60 سال بر اساس آخرين سرشماري

از ديگر سوي، نتايج بررسي وضعيت سلامت سالمندان كشور در سال 78 نشان مي‌دهد، ميزان بي‌سوادي در بين زنان سالمند ايراني به ويژه زنان روستايي به طور چشمگيري بيشتر از مردان سالمندان است، به طوري كه 1/79 درصد زنان سالمند شهري و 95 درصد زنان سالمند روستايي بي‌سواد بودند.

همچنين نتايج سرشماري اخير نيز گوياي اين است كه ميزان بي‌سوادي در جمعيت مردان و زنان بيش از 60 سال به ترتيب 56 درصد و 15/80 درصد است كه در زنان روستايي اين ميزان 95 درصد باقي‌مانده، اما اين رقم در زنان شهري به 9/71 درصد كاهش يافته است.

هیجده درصد زنان سالمند فاقد درآمد در شهرها زندگي مي‌كنند.

معلوليت چشم و گوش شايع‌ترين نوع معلوليت گروه سني 70 سال به بالاست

نتايج بررسي‌هاي انجام شده، نشان مي‌دهد: زنان سالمند ايراني به خانواده‌ خود عمدتا از طريق مراقبت و نگهداري از كودكان كمك مي‌كنند و درصد اشتغال در زنان سالمند بسيار كمتر از مردان سالمند است، به طوري كه 4/18 درصد زنان سالمند فاقد محل درآمد يا امرار معاش در شهرها و 4/13 درصد آن‌ها در روستاها زندگي مي‌كنند.

با افزايش سن، ميزان معلوليت نيز افزايش يافته است، به طوري كه در گروه سني 70 سال به بالا، 4/12 درصد زنان معلول هستند كه شايع‌ترين نوع معلوليت آن‌ها، معلوليت چشم و گوش است.

طبق سرشماري سال 85، افزايش جمعيت افراد بيش از60 سال كشور، بيش از رشد كلي جمعيت است

طبق سرشماري سال 85، جمعيت افراد بيش از 60 سال كشور، 3/7 درصد از كل جمعيت كشور را تشكيل مي‌دهد كه طي20 سال گذشته، اين رقم بيش از دو برابر افزايش يافته است، به طوري كه اين افزايش بيش از رشد كلي جمعيت طي اين دوره بوده است.

همچنين زنان 48 درصد جمعيت اين گروه سني را تشكيل داده است كه در اين ميان شمار زنان هيچ گاه بيش از مردان در اين گروه سني (60 سال) نبوده است.

به گزارش ايسنا، اين در حاليست كه با توجه به بالاتر بودن و افزايش بيشتر اميد به زندگي در زنان (73 سال در زنان و 68 سال در مردان) انتظار مي‌رود، نسبت جمعيت زنان به مردان در ميان جمعيت سالمندي بيشتر باشد.

گرايش به سالمندي در جمعيت زنان روستايي بيشتر از زنان شهري است

آمارها نشان مي‌دهد، با كاهش ميزان باروري در ايران، جمعيت زنان نيز به تبعيت از كل جمعيت از يك ساختار جوان به سوي يك ساختار سالمند تحول مي‌يابد، به طوري كه طي دهه‌هاي گذشته، جمعيت زنان سالمند به كل جمعيت زنان از سه درصد به 1/4 درصد و سپس به هفت درصد در سال 85 افزايش يافته است. بنابراين پيش‌بيني مي‌شود در دهه‌هاي آينده نيز اين روند افزايشي ادامه يابد.

لازم به ذكر است كه گرايش به سالمندي در جمعيت زنان روستايي ايران در مقايسه با جمعيت زنان شهري 9/7 درصد در مقابل 6/6 درصد است.

شيوع درد مفاصل كوچك و بزرگ در زنان ايراني گروه سني 50 سال به بالا نزديك به 6 برابر مردان اين گروه است

شيوع پرفشاري خون و ديابت در زنان بيش از 70 سال 2 برابر مردان اين گروه سني است

نتايج بررسي سلامت و بيماري در ايران كه در سال 1380 صورت گرفته، حاكيست شايع‌ترين بيماري‌ها در زنان بيش از 40 سال به ترتيب پرفشاري خون، اختلال عصبي و زخم اثني‌عشر است.

همچنين در زنان 70 سال به بالا، ابتلا به پرفشاري خون به بيش از دو برابر افزايش يافته و آب مرواريد دومين بيماري شايع در اين گروه سني به شمار مي‌رود.

شيوع پرفشاري خون و بيماري ديابت در زنان گروه سني بالاتر از 70 سال، دو برابر مردان اين گروه سني است.

از طرف ديگر، شيوع درد مفاصل كوچك همچون انگشتان و مفاصل بزرگ همچون زانو، لگن و شانه در زنان ايراني گروه سني 50 سال به بالا، نزديك به شش برابر مردان اين گروه گزارش شده است.

56 درصد زنان و 7/16 درصد مردان گروه سني 69 تا60 سال دچار پوكي استخوان هستند

زنان گروه سني 40 تا 69 سال نزديك به 2 برابر بيشتر از مردان اين گروه سني دارو مصرف مي‌كنند

به گزارش ايسنا، نتايج بررسي پوكي استخوان در ايران نيز نشان مي‌دهد كه در گروه سني 69 تا60 سال، زنان 3/56 درصد و مردان 7/16 درصد دچار پوكي استخوان هستند.

 

همچنين در سال 80، شيوع شكستگي ناشي از پوكي استخوان در زنان به عنوان يكي از شايع‌ترين عوارض پوكي استخوان با حدود چهار هزار و 337 مورد در استخوان ران، 917 مورد در ستون مهره‌ها و يك‌هزار و 806 مورد در بازو برآورد شده است

در مورد مصرف دارو در زنان سالمند نيز بايد يادآور شد، زنان گروه سني 40 تا 69 سال نزديك به دو برابر بيشتر از مردان اين گروه سني دارو مصرف مي‌كنند به طوري كه اين رقم در زنان 27 درصد و در مردان 16 درصد است و در گروه سني 70 سال به بالا نيز ميزان مصرف دارو در زنان 9/34 درصد و در مردان 4/25 درصد است.

زنان بيش از مردان بر اثر بيماري‌هاي قلبي ـ عروقي، سرطان و حوادث و سوانح غيرعمدي فوت كرده‌اند

بررسي علت مرگ در سال 80 و در 18 استان كشور حاكيست، سه علت عمده مرگ در زنان گروه سني 50 سال به بالا، در نظر گرفتن مرگ ناشي از كهولت سن، بيماري‌هاي قلبي ـ عروقي، سرطان و حوادث و سوانح غيرعمدي بوده است كه سكته قلبي رتبه اول علل مرگ ناشي از بيماري‌هاي قلبي ـ عروقي را دارد و زنان بيش از مردان بر اثر اين بيماري‌ها فوت كرده‌اند

دو وکیل زن کاندیدای منصب قضاوت در فلسطین ‌شدند

خبرگزاری مهر

جمعه 1 شهریور 1387

برای نخستین بار و با حمایت قاضی القضات فلسطین، دو وکیل زن کاندیدای انتخاب قاضیان شرعی در این کشور شدند و به منظور پیوستن به دادگاههای فلسطین در مسابقه انتخاب قاضی شرعی شرکت می‌کنند. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اسلام آنلاین، در اقدامی بی سابقه در فلسطین اشغالی، دو وکیل زن فلسطینی در مسابقه انتخاب قاضیان شرعی به منظور پیوستن به منصب قضاوت شرکت کردند.

با نامزد شدن دو وکیل زن، فلسطین نیز به دیگر کشورهای عربی و حوزه خلیج فارس چون مصر، امارات، بحرین و دیگر کشورها به منظور انتخاب زنان به عنوان قاضی پیوست.

شیخ تیسیر تمیمی رئیس شورای قاضیان شرعی فلسطین اظهار داشت: این برای اولین بار در تاریخ قاضیان شرعی فلسطین است که زنان در مسابقه انتخاب قاضی مشارکت می کنند. تصمیم من برای اجازه به زنان به عنوان اینکه قاضی شرعی باشند، بر اساس آرای فقهی بوده است. سابقه من در این خصوص نشان می دهد که وجود قاضی زن در دادگاههای شرعی لازم و ضروری است.

وی با بیان اینکه از میان 45 نفر تنها 10 قاضی پس از برگزاری امتحان انتخاب می شوند که این فرصتی مساوی میان زنان و مردان است، اظهار امیدواری کرد تعداد زنان کاندید شده در مسابقه قاضیان شرعی در دوره های آینده افزایش یابد.

تیسیر تمیمی با اشاره به اینکه این امر ممکن است انتقاداتی از سوی علما و فقهای دین درپی داشته باشد، یادآور شد: قاضی زن می تواند در خصوص مسائل شخصی، ازدواج، طلاق، میراث، حضانت کودک و دیگر مسائل قضاوت و داوری کند.

با توجه به اینکه فلسطین آخرین کشوری است که به زنان اجازه قاضی شدن داده است، کشورهای عربی در این امر سابقه دارند. به طوری که در پایان سال 2007 برای نخستین بار دو زن وکیل در امارات انتخاب شدند.

در آغاز سال 2007 نیز به زنان مصری اجازه داده شد به عنوان قاضی فعالیت کنند و شورای عالی قاضیان این کشور نخستین قاضی زن را انتخاب کردند.

در بحرین نیز در سال 2006 نخستین قاضی زن در دادگاه عالی مدنی این کشور منصوب شد. در سودان در سال 1965 زن قاضی در دادگاه مدنی مشغول فعالیت شد. در سال 1959 نیز زن قاضی در مراکش انتخاب شد.

بر این اساس در الجزایر تعداد قاضیان زن به 500، در سوریه به 117 و در لبنان به 56 نفر می رسد.