زنان: شنبه 6 مهر 1387-27 سپتامبر 2008

خود كشي زن 50 ساله كوهدشتي به خاطر فقر مالي 

آژانس ايران خبر

دوشنبه 18 شهریور 1387-8 سپتامبر 2008

روز شنبه، شانزدهم شهريور، زني حدوداً 50 ساله در كوهدشت لرستان، بر اثر مشكلات بوجود آمده در اثر فقر و بيكاري شوهر و فرزندان ، خود را حلق آويز نمود.

شايان ذكر است براساس گفته هاي مسئولين بيمارستان خميني كوهدشت ،روزانه موارد متعددي ازخود كشي وارد اين بيمارستان مي شود. 

موافقان دفاع از چند همسري در راديو تلوزيون تبليغ مي كنند 

آژانس ايران خبر

دوشنبه 18 شهریور 1387-8 سپتامبر 2008

با وجود اعتراضات نهادهاي مدني و خانواده ها ، راديو تلويزيون، تعدادي از مدافعان لايحه دفاع از چند همسري را دعوت كرده تا عملا چند همسري را تشويق و ترويج دهند.

غلامحسین الهام وزیر دادگستری با انتشار یادداشتی در پایگاه اطلاع رسانی دولت، ضمن دفاع از ماده 23 لایحه حمایت از خانواده به زنان و خانواده ها درباره پیامدهای ناشی از خروج این ماده از لایحه حمایت از خانواده هشدار داد. سخنگوی دولت در بخشی از این یادداشت آورده است: در این برهه حساس نمی توانم از وقوع و ادامه یک ظلم که با ازدواج های مکرری که با نقض احکام شریعت مقدس و صرفاً برای هوی و هوس مردان صورت می گیرد بی تفاوت بمانم. دولت اعلام کرده آمادگی کامل دارد لایحه را مسترد و عین لایحه پیشنهادی قوه محترم قضائیه را بی هیچ کلمه ای کم یا زیاد به مجلس محترم ارائه دهد که خیلی زود عوارض خطرناک آن برای خانواده ها روشن خواهد شد.

رسانه ملی طی چند روز گذشته جلساتی را با عنوان نقد و بررسی لایحه حمایت از خانواده برگزار کرد. جلساتی با حضور مدافعان این لایحه و با تبلیغ ماده مناقشه برانگیز آن یعنی ماده 23 که چندهمسری را ترویج می کند.این جلسات در حالی برگزار می شود که حتی یک منتقد لایحه حمایت از خانواده در آنها حضور ندارد. پنجشنبه گذشته برنامه ویژه خبری شبکه دوم با حضور سه مدافع سرسخت این لایحه برگزار شد. غلامحسین الهام، سخنگوی دولت در این جلسه محور سخنانش را به صورت کامل در دفاع از ماده 23 یکی از موادی که دولت به لایحه پیشنهادی قوه قضائیه افزوده است، اختصاص داد. ماده 23 به چندهمسری و ازدواج مجدد مردان اختصاص دارد. بسیاری از کارشناسانی که پنجشنبه شب شاهد تماشای این گفت وگو بودند، نمی توانند تعجب و حیرت خود را از یکجانبه برگزار کردن این برنامه پنهان کنند. مریم بهروزی دبیر جامعه زینب در این باره می گوید: رسانه ملی به همه ملت تعلق دارد و باید در بررسی موضوعی مثل لایحه حمایت از خانواده از نظرات همه شخصیت ها استفاده شود. حضور یک طرفه موافقان لایحه در این برنامه از عدالت به دور است. او به صدا و سیما توصیه

می کند از اینگونه جوسازی ها دوری کند چرا که متعلق به همه مردم است.

الهام در این برنامه که به همراه طبیب زاده رئیس مرکز امور زنان و خانواده و زهرا آیت اللهی عضو شورای فرهنگی- اجتماعی زنان حضور یافته بود در دفاع از لایحه پیشنهادی دولت به ویژه ماده 23 سخن گفت.

او گفت: ماده 23 ،محل اصلی اختلاف میان دولت و قوه قضائیه است که به موجب آن ازدواج دائمی مجدد مردان منوط به اجازه دادگاه پس از احراز توانایی مالی مرد و تعهد او برای اجرای عدالت بین همسران است.

به گفته الهام از آنجا که در لایحه پیشنهادی قوه قضائیه هیچ محدودیتی برای ازدواج مجدد پیش بینی نشده بود دولت با هدف کمک به بقای کیان خانواده و جلوگیری از ازدواج های توجیه ناشده مردان ،ماده 23 را در این لایحه گنجانده است، او ماده 23 را برای اجرا نیازمند یک آیین نامه ویژه دانست که در آن باید مساله توانمندی مرد برای تهیه خانه و نیازهای جاری همسر اعم از مسکن، لباس، هزینه های درمانی، و...لحاظ شود.

الهام این سخنان را در حالی به زبان می آورد که به عقیده بسیاری از حقوقدانان این لایحه بسیاری از سختی های ازدواج مجدد برای مردان را از میان برداشته و تنها به شرط تمکن مالی و اجرای عدالت بسنده کرده است.

فعالان حوزه زنان نسبت به اقدام صدا و سیما در این باره انتقاد دارند.

یکی از این فعالان می گوید: یک رسانه که تاثیری فراگیر دارد چگونه به خود اجازه می دهد یک طرفه چندهمسری را رسماً ترویج کند.

الهام در این جلسه بیان می کند در شرایطی به مرد اجازه اختیار همسر دیگری می دهد که حقوق و نفقه همسر اول خود را به خوبی پرداخت کرده باشد و از چنان امکانات و تمکن مالی برخوردار باشد که بتواند امکان زندگی زن دیگری را فراهم سازد بدون آنکه در تامین آسایش و امکانات زن اول خللی وارد شود و در همه زمینه های مادی و معنوی شرایط رفاه و آسایش دو زندگی را بتواند تامین کند.این فعال زن این سخنان الهام را اینگونه تفسیر می کند: یعنی ازدواج مجدد جایزه ای برای مردان خوبی است که رضایت همسر اول خود را به دست آورده باشند.

الهام دلیل وضع ماده 23 توسط دولت و افزودن آن به لایحه پیشنهادی قوه قضائیه را خلاء قانونی درباره ازدواج مجدد می داند در حالی که در ماده 16 و 17 قانون حمایت از خانواده مصوب سال 53 قوانین مربوط به ازدواج مجدد کاملاً مشخص شده است.

در ماده 16 قانون حمایت از خانواده مرد نمی تواند با داشتن زن، همسر دوم اختیار کند مگر در مواردی که رضایت همسر اول را کسب کرده یا زن اول قادر به ایفای وظایف زناشویی نبوده یا زن از شوهر خود تمکین نکند یا به جنون و امراض صعب العلاج مبتلا باشد و همچنین عقیم بودن زن، مفقود الاثر شدنش و ابتلایش به هرگونه اعتیاد مضر از جمله این شروط بوده است.

در ماده 17 این قانون نیز همان شروط برای ازدواج مجدد مرد قید شده که اکنون در ماده 23 لایحه حمایت از خانواده آورده شده است.

همچنین طبق این ماده هرگاه مردی با داشتن همسر بدون اجازه دادگاه ازدواج کند به حبس از شش ماه تا یک سال محکوم خواهد شد و همین مجازات برای عاقد و سردفتر ازدواج و زن جدید که آگاه به ازدواج اول مرد باشد تعیین شده است. هرچند شورای نگهبان در سال 63 این بخش از ماده 17 یعنی مجازات مرد را غیرشرعی اعلام کرد.

شادی صدر حقوقدان که از این سبک برگزاری جلسات نقد و بررسی لایحه در صداوسیما بسیار عصبانی است، می گوید: اینگونه برنامه ها تماماً مصداق این ضرب المثل معروف ایرانی است: هرکه تنها به قاضی برود راضی برمی گردد.

به گفته او در حالی به موافقان این لایحه تریبون داده می شود که حتی یک حقوقدان مخالف هم حضور ندارد.

او می گوید: آقای الهام در این برنامه مدام مطرح کرد که ماده 23 به نفع زنان و برای رفع خلاء قانونی ازدواج مجدد است در حالی که به لحاظ حقوقی گفته او اشتباه است چراکه ماده 16 و 17 قانون حمایت از خانواده مصوبه سال 53 شرایط ازدواج مجدد مرد را به صورت کامل عنوان کرده و حتی اجازه همسر اول و حق طلاق لحاظ شده است.

او با صراحت خطاب به سخنگوی قوه قضائیه می گوید: مساله این است که آقای الهام و دوستانش در دولت و مجلس این خلاء قانون را دستاویزی قرار داده اند در حالی که ماده 23 خیلی بدتر و واپس گراتر از قانون سال 53 است.

مریم بهروزی دبیر جامعه زینب از تشکیل جلسه ای برای تدوین پیشنهاد و اصلاح لایحه حمایت از خانواده و خانه احزاب خبر می دهد: تعدادی از اعضای کمیته زنان خانه احزاب، حقوقدانان، وکلا، برخی از نمایندگان مجلس و مستشاران قوه قضائیه در این جلسه حضور داشتند و این لایحه را به طور تخصصی و با تکیه بر نگاه های جامعه شناختی و روان شناختی مورد بررسی قرار دادند که نتایج آن را طی روزهای آینده به مجلس می فرستیم.

به گفته بهروزی در صورت حذف ماده 23 این لایحه باید آخرین بند که می گوید همه قوانین درباره حمایت از خانواده، حضانت، ازدواج مجدد و ... حذف می شود نیز لغو شود. در صورت حذف نشدن بند آخر، ماده 23 باید به طور کامل اصلاح شود وگرنه تعدد زوجات بدون قانون می ماند.

دستگاه قضائية حكم اعدام دو زنداني از جمله يك زن جوان را در تهران صادر كرد.اين دو زنداني طاهره و مجتبي نام دارند 

آمار دختران فراري

آژانس ايران خبر

جمعه 5 مهر 1387-26 سپتامبر 2008

براساس امار جديد دفتر امور اجتماعي وزارت كشور امار دختران فراري در استان هاي كشور طبق نمودار ذيل مي باشد. يك براورد آماري نشان مي دهد استان قم داراي بيشترين درصد امار فراردر بين دختران مي باشد.

اين بر اساس داده هاي اين گزارش مي توان نسبت مستقيمي ميان سخت گيري ها وفرار دختران پيدا نمود. اين در حالي است كه چندي پيش نيز در يك امار رسمي از سوي بخش اجتماعي وجرم شناسي نيروي انتظامي كشور استان قم در رديف نخست جرم خيزترين استان كشور قرار گرفت و امرا جرم وجنايت وتجاوز در اين استان بيشتر از ساير مناطق ايران بود.

اين آمار رو كه مي بينيد آخرين تحقيق دفتر امور اجتماعي وزارت كشور در زمينه فرار دختران هست و جالبترين نتيجه اينكه آمار دختران فراري در استان قم و استان سمنان از تهران بيشتراست به طوري كه باعث تعجب همه شدكه بالاترين آمار دختران فراري متعلق به قم است

سی و یک درصد طلاق ها در سال اول ازدواج

آژانس ايران خبر

سه شنبه 2 مهر 1387- 23 سپتامبر

يك آسيب شناس با تاكيد بر شناخت و معرفي عوامل پايداري ازدواج به زوج هاي جوان قبل از شروع زندگي مشترك ، گفت: در استان تهران 31 درصد طلاق ها درسال اول ازدواج رخ مي دهد. حسين فرجاد با بيان اين مطلب افزود: بايد سعي كنيم تا عوامل مختلفي كه باعث افزايش اين امر مي شود را بيابيم و نسبت به رفع آن اقدام كنيم. بيشتر خانواده ها تصور مي كنند تنها عوامل مادي است كه مي تواند موجب طلاق شود  در صورتي كه اين طور نيست عوامل ديگري نيز هستند كه بايد شناخته و به زوجين معرفي شوند.البته نبايد از نظر دور داشت

كه فقر از عوامل اصلي مي باشد كه متاسفانه در كشور ما به وفور وجود دارد.اين آسيب شناس با بيان اينكه تشكيل ازدواج به عوامل مختلفي بستگي دارد ،

براي حفظ و پايداري نيز بايد عوامل مختلفي را مدنظر داشته باشيم ، اظهارداشت: صداقت ، پاكي و راستگويي از عواملي است كه در پايداري و دوام زندگي مشترك بسيار حايز اهميت است. وي ادامه داد: زماني كه خانواده هاي دو طرف شرايط و بستر شروع زندگي مشترك فرزندانشان را فراهم مي كنند بايد آنها رابا مسئوليت ها و وظايفشان كه به واسطه ازدواج صورت گرفته ، اشنا كنند.

اين آسيب شناس با اشاره به آموزش هاي قبل از ازدواج تصريح كرد: بايد قبل از ازدواج به جوانان آموزش هايي در اين زمينه داده شود ، ارايه فيلم هاي آموزشي مي تواند به زوجين كمك كند تا در صورت قرار گرفتن در موقعيت هاي نشان داده شده چگونه برخورد كنند. 

حکم زندان و شلاق نسرین افضلی برخلاف قانون تایید شد 

آژانس ايران خبر

سه شنبه 2 مهر 1387- 23 سپتامبر

شعبه 21 دادگاه تجدیدنظر استان تهران برخلاف قانون، حكم به شش ماه حبس وده ضربه شلاق تعلیقی صادره از شعبه 13 دادگاه انقلاب نست به خانم نسرین افضلی را تایید کرد.

در تاريخ 13 اسفند ماه سال 1385 مقرر شد تا محاكمه پنج از فعالان حقوق زن، در يكي از شعبات دادگاه انقلاب برگزار گردد چون موضوع از اهميت بالايي برخوردار بود عده اي از زنان به خصوص روزنامه نگاران و همچنين فعالان حقوق زن ، جهت شركت در محاكمه در دادگاه انقلاب حاضر شدند.

دادگاه حضور افراد غير مرتبط با پرونده را نپذيرفت و به ناچار حاضرين در مقابل درب دادگاه انقلاب ، منتظر اتمام محاكمه شدند بدون آنكه اقدام ناشايستي انجام دهند. از طرفي چون دادگاه با تأخير آغاز شد اين عده نيز همچنان منتظر بودند. مسلماً اگر دادگاه در موعد مقرر برگزار مي گرديد و به اتمام مي رسيد اين تعداد از زنان متفرق مي شدند. به هر حال بودن اين عده زن باعث عدم رضايت پليس امنيت گرديد تا اينكه به يكدفعه ، پليس امنيت تهران با دو دستگاه ون به سراغ زنان آمده و تعداد 33 نفر از آنها كه هيچگونه فعل خلاف قانون مرتكب نشده بودند را به ناحق دستگير و بدواً به كلانتري واقع در خيابان وزراء برده و در شب همان روز به زندان اوين منتقل و اتهامات: اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت كشور، اخلال در نظم عمومي و تمرد در مقابل پليس تفهيم و قرار مجرميت و كيفر خواست از طريق معاونت امنيت دادسراي انقلاب صادر و در نهايت با ارجاع پرونده ها به شعبه 13 دادگاه انقلاب تعدادي از زنان محاكمه و تبرئه گرديد و تعدادي همچون نسرين افضلي به اتهام اخلال در نظم عمومي به شش ماه حبس و ده ضربه شلاق با در نظر گرفتن مادة 25 قانون مجازات اسلامي، مجازات هاي فوق به مدت دو سال تعليق گرديد. قاضي شعبه سيزدهم صرفا اتهام اخلال در نظم عمومي را به خانم افضلي تفهيم و در نهايت به همين اتهام حكم به محكوميت ايشان صادر نموده و او را بري از ديگر اتهامات دانستند.

اتهام اخلال در نظم عمومي از جمله جرايم خارج از شمول مادة 5 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مي باشد مادة 5 قانون مذكور صلاحيت دادگاه انقلاب را در رسيدگي به جرايم احضاء نموده است كه عبارتند از 1- كليه جرايم عليه امنيت داخلي و خارجي و محاربه يا افساد في الارض 2- توهين به مقام بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و مقام معظم رهبري 3- توطئه عليه جمهوري اسلامي ايران يا اقدام مسلحانه و ترور و تخريب مؤسسات به منظور مقابله با نظام 4- جاسوسي به نفع اجانب 5- كليه جرائم مربوط به قاچاق و مواد مخدر6- دعاوي مربوط به اصل 49 قانون اساسي.

ملاحظه مي فرمائيد كه جرم "اخلال در نظم عمومي" خارج از مواد ياد شده بوده و رسيدگي به اتهام نسرين افضلي در صلاحيت دادگاه عمومي ذيصلاح مي باشد.

همانطور كه مرقوم گرديد افرادي كه در مقابل دادگاه انقلاب منتظر اتمام محاكمه دوستان خود بودند بي آنكه مرتكب اقدام خلاف قانوني از جمله هياهو و جنجال يا حركات غير متعارف يا تعريض به افراد نمايند دستگير شدند در اين خصوص چون دادگاه ، موكل را به استناد ماده 618 قانون مجازات اسلامي محكوم به حبس و شلاق نموده است ضمن بيان عين ماده قانوني ، عدم تطبيق حضور خانم افضلي در دادگاه انقلاب با متن قانوني را تشريح خواهم نمود.

ماده 618 قانون فوق الاشعار مقرر مي دارد : هركس با هياهو و جنجال يا حركات غير متعارف يا تعرض به افراد موجب اخلال نظم و آسايش و آرامش عمومي گردد يا مردم را از كسب و كار باز دارد به حبس از سه ماه تا يكسال و تا ( 74 ) ضربه شلاق محكوم خواهد شد.

اولاً جرم مذكور از جمله جرائم مقيد مي باشد و مشروط است به اينكه هياهو يا حركات نامتعارف عملاً موجب اخلال در نظم و آسايش عمومي يا ممانعت مردم از كسب و كار گردد.

در تمام اوراق پرونده حتي به يك مورد از موارد ياد شده اشاره نشده و احدي از افراد شكايتي عليه موكله يا ديگر دستگير شدگان ننموده اند چرا كه اخلال در نظم و آسايش عمومي يا ممانعت مردم از كسب و كار مستلزم آن است كه لااقل يك نفر مورد آزار و اذيت قرار گيرد و يا از كسب و كارش باز ماند.

هياهو به معناي شور و غوغا و داد و فريادي هم صورت نگرفته و دليلي نيز تاكنون مبني بر وجود اين عناوين در پرونده وجود نداشته و از جانب معاون محترم دادستان ارائه نشده است.

نتيجه اينكه عنصر مادي جرم در رابطه با اتهام متهم ، وجود نداشته و از اين لحاظ حكم صادره مخدوش است.

جالب اينكه تعدادي از اين دستگير شدگان از جمله خانم آسيه اميني قبل از موكله، محاكمه و تبرئه گرديدند ليكن پس از آن وضعيت به يكدفعه تغيير نمود و خانم افضلي به همراه چند نفر ديگر از دستگير شدگان به حبس و شلاق محكوم شدند.

ثانياً صرفنظر از اينكه اخلالي در نظم و آسايش و آرامش عمومي صورت نگرفته ، حتي فكر اخلال در نظم و آسايش و آرامش عمومي در ذهن خانم افضلي خطور نكرده است تا بگوئيم وي سوء نيت در ارتكاب جرم داشته باشد وي به عنوان خبرنگار نشرية زنان جهت تهيه گزارش حاضر شده و قصد داشت تا از روند رسيدگي به محاكمه پنج فعال حقوق زن گزارش تهيه كند كه متأسفانه بر خلاف قانون دستگير و به بازداشتگاه اعزام شد.

فعالین حقوق بشر وجدان بيدار جامعه مي باشند كه با فعاليتهاي قانوني شان، صرفا قصد دارند خدمتي به جامعه نموده، فعالین حقوق زن می خواهند تبعيضات نابرابر بين مرد و زن حذف و اين قشر از افراد اجتماع از حقوق يكسان برخودار باشند كه اين امر نه تنها جرم نيست بلكه يكي از اهداف بديهي قانون اساسي كشورمان مي باشد.

به هر حال این حکم ناعادلانه تایید شده و در موعد مقرر از دادستان کل کشور درخواست رسیدگی مجدد را خواهم خواست.

محمد مصطفايي 

نود درصد از معتادان استان مرکزی دختران و زنان هستند 

آژانس ايران خبر

سه شنبه 2 مهر 1387- 23 سپتامبر 2008

با افزایش تبلیغات ترک اعتیاد بانوان و تحقیقات صورت گرفته مشخص گردید نود درصد معتادان استان مرکزی را دختران و زنانی تشکیل میدهند که سرپرست خانواده نیز هستند و این یعنی خواری و خفتی برای مدیران و مسئولان نظام که علی رغم ادعاهای فراوان هیچگونه تسلطی بر کاهش این امار و بلاهای خانمان سوز ندارند.

مریم حسین خواه: زهرای 11 ساله با چراغ سبز قانون، به حجله مرگ فرستاده شد

تغییر برای برابری

چهار مهر 1387, بوسيله ى دیاکو

زهرا فقط 11 سال داشت. 11 سال و هزار آرزو. می خواست "درس بخواند، روزنامه نگار شود و از دخترهای بدبخت دفاع کند". به هیچ کدام از آرزوهایش نرسید. پدرش می خواست به مردی 35 ساله شوهرش دهد  دخترک تنها بود و بی پناه. مخالفت که کرد کتک خورد، بیشتر از همیشه، طاقتش که تمام شد خودش را کشت. با قرص برنج.

چند روز پیش از خودکشی زهرا مادرش خبردار شده بود که می خواهند دخترش را شوهر دهند، یکی از همسایه ها خبرش کرده بود تا شاید بشود جلوی فاجعه را گرفت.

تلفن زدم به مغازه پدربزرگش، التماسش کردم که با لیلا این کار را نکنند، که زندگی اش را خراب نکنند. گفتم خودم می آیم و می برمش. خودم خرجش را می دهم. به حرفم گوش نکرد. گفت دختر باید برود خانه شوهر چند سال اینور و آنورش چه فرقی می کند.

اینها را لیلا می گوید. زن 35 ساله ای که هنوز باور نمی کند دخترک 11 ساله اش خودش را کشته است. از شوهرش که جدا شد، مهریه و نفقه و جهاز و همه حق و حقوقش را بخشید و در عوض حضانت زهرا را گرفت. چند سال بعد وقتی برای 8 میلیون تومان بدهی به زندان افتاد زهرا را به خانواده پدرش دادند و دخترک در تمام این چهار سال اجازه یک تماس تلفنی با مادرش را نداشت:"زندانی که شدم هشت ماهی زهرا با من بود. هم زهرا و هم دختر دیگرم که شش ماه داشت. پا به پای من زندان را تحمل می کرد و دم برنمی آورد. یک بار که پدرش آمد ملاقاتش نرفت. اینقدر جیغ کشید و گریه کرد که زندانبان ها رضایت دادند و نبردندش برای ملاقات..می ترسید از پدرش. نمی خواست ببیندش. یک روز پدر همسر دومم آمد ملاقات و گفت زهرا را بده ببرم بیرون اسمش را بنویسم مدرسه. بچه را که بهشان دادم، یک هفته بعد فهمیدم او را پیش پدرش برده اند. توی زندان کاری از من برنمی آمد. حتی نمی گذاشتند با دخترم حرف بزنم. سه سال تمام از زهرا بی خبر بودم.

 

چند ماه پیش بود که لیلا از زندان مرخصی گرفت تا بدهی هایش را قسط بندی کند. همه امیدش این بود که برای مهرماه زهرا را پیش خودش بیاورد. رفت شهرستان و دو اتاق کوچک در یک زیر زمین اجاره کرد تا با خیاطی خرج خودش و پسر 2 ساله اش که در زندان بدنیا آمده بود را بدهد.

پدر کودکش وقتی که او زندان بود غیابی طلاقش داده بود. بهانه اش این بود که زنش زندانی است و نگفته بود که بخاطر ضمانت بدهی های من زندانی شده. نگفته بود که من فرار کرده ام او بخاطر من دارد تاوان می دهد. راهی هم برای اثبات این ادعاها نبود. هیچ کس را نداشت و باید روی پاهای خودش می ایستاد و همه چیز را دوباره می ساخت. مثل آن روزهایی که زهرا داشت می مرد و او با فروش کلیه اش دخترک را مداوا کرد و یک چرخ خیاطی خرید و دوباره سرپا شد:"هپاتیت A داشت. دکتر گفته بود اگر درمان نشود هپاتیت B می گیرد. پدرش چند ماهی می شد رفته بود و هیچ خبری ازش نداشتیم. هیچ کس هم نبود که کمکی بکند. کلیه ام را فروختم یک میلیون. پانصد هزارتومانش را دادم خرج بیمارستان زهرا. با بقیه اش چرخ و وسائل خیاطی خریدم و دستم دخترم را گرفتم و رفتم تهران.

همه آن روزها گذشت، لیلا دوباره زندگی اش را ساخت. دوباره ازدواج کرد. یک دختر دیگر بدنیا آورد، چکهای شوهرش که او پشتش را امضا کرده بود برگشت خورد و دوتایی به زندان رفتند. شوهرش فرار کرد ولیلا ماند با همه بدهی ها و بالاخره توانست از آن زندان لعنتی بیاید بیرون و حالا همه فکر و ذکرش زهرا بود. اگر طلاق نامه ازدواج دومش را نمی گرفت شاید هیچ وقت نمی توانست زهرا را بدست آورد. هم زهرا را و هم دو کودکش دیگرش را. می دانست که اگر طلاق نامه نداشته باشد حضانت بچه ها را از او می گیرند. به هردری زد و بعد چند ماه طلاق نامه اش را گرفت تا بتواند سراغ زهرا برود.

هنوز روبراه نشده بود که همسایه ها از اهواز زنگ زدند که دخترت در بیمارستان است. خودش را کشته.... شبانه راه افتاد و سه روز تمام بالای سر دخترش بود به جای تمام سه سالی که زهرا را ندیده بود. به جای تمام ماه ها و روزهایی که حسرت شنیدن صدایش را داشت. دخترک اما بهوش نیامد. معده اش از 24 ساعت قبل خودکشی خالی بود و سم "قرص برنج" به جانش نشسته بود.

آخرین بار چند روز قبل از این اتفاق شوم بود که صدایش را شنیده بود. تلفن کرده بود و به جای همه حرفهایی که این سالها روی دلش مانده بود، التماس کرده بود که دیگر به پدربزرگ زنگ نزن:"بعد از تلفن تو من را اذیت می کنن. طاقتم تمام شده دیگر. بگذار هرکاری می خوان بکنن. شوهرم که دادن فرار می کنم و می آیم پیش تو.

دردل هایش را بعدا نوشته بود. روی ورق پاره ای که بعد مرگ، در جیب لباسش پیدا کردند:

امیدوارم این نامه بدست مامان لیلا برسه و گرنه خیلی حرفهام که دوست داشتم بهش بگم، نگفته می مونه. مامانی خیلی دوستت دارم. می دونم با این کارم خیلی ناراحت می شی و غصه می خوری. اما اگه تو هم جای من بودی این کار را می کردی. شاید اگه اینجا بودی با هم این کار را می کردیم و اون دنیا با هم زندگی می کردیم. اینجا همه اش از من ایراد می گیرن. کتکم می زنن. بهم فحش می دن. نمی ذارن راحت باشم. حالا هم که می خوان شوهرم بدن. مگه من چند سالمه که اینقدر منو اذیت می کنن؟ دیروز عمو علی منو زد. بابا هیچی نگفت. طرف من را هم نگرفت.

نمی ذارن با تو حرف بزنم. نمی ذارن پیشت بیام. خسته شدم. چقدر زور می گن. چقدر کتک می زنن. آخه مگه من خرم؟

دلم می خواد درس بخونم و دکتر بشم، پاهاتو خوب کنم. ولی نه دلم می خواد مثل دوستت روزنامه نگار بشم و از دخترهای بدبخت مثل خودم، دفاع کنم. می دونم بعد از مردن من، تو آبروی اینها را می بری و پدرشونو درمیاری.غصه نخور من اونجا منتظرتم. فهمیدم برای من داداش آوردی، خوشحال شدم. ولی ناراحتم که ندیدمش. عسل دیگه باید مدرسه بره. مواظب اون باش. از اینکه تنها می شی ببخش. هیچ وقت تو و عسل و خوشبختی قبلمون را یادم نمی ره.

دوستت دارم مامان توپولی.

پزشکی قانونی هم نوشته های زهرا را تایید می کند. بنا به گزارش پزشک قانونی اهواز و تهران آزمایشات انجام شده نشان دهنده شکنجه جسمی بوده و آثار شلاق یا شبیه آن روی بدن، ترکیدگی داخل لب بالا، کنده شدن قسمتی از موها، کبودی زیر ناخن پاها، خالی بودن معده که نشان دهنده شرایط سخت است، کبودی زیر چشم و کبودی پشت ساعد پا روی بدن زهرا مشاهده شده است.همسایه های پدر زهرا هم گواهی داده اند که بارها صدای ناله های او را زیر کتک پدر و عموها شنیده اند.

با شکایت مادر زهرا، قاضی شعبه هفت کیفری اهواز علت خودکشی را فشار شدید روحی و روانی از سوی خانواده تشخیص داده و نوشته است:"با توجه به ضرب و شتم قرار گرفتن قبل از اقدام به خودکشی و نظریه قضات و مدعی العموم علت خودکشی شبه عمد(قتل) محسوب شده و نیاز به بررسی بیشتر داد و پدر متوفی تحت پیگرد قانونی است.

دادگاه رسیدگی به خودکشی زهرا، ماه آینده تشکیل می شود. زهرا و زهراها اما هر روز در گوشه و کنار این مملکت خودکشی می کنند، به قتل می رسند و یا هر روز هزاربار مرگ را آرزو می کنند برای اینکه قوانین ما حداقل حقوقی انسانی را برای زنان درنظر نگرفته است.

اگر بر اساس قانون سن ازدواج دختر 13 سال نبود و به پدر این اجازه داده نشده بود که قبل از 13 سالگی نیز بتواند با گرفتن سن رشد از دادگاه دخترش را شوهر دهد، شاید الان زهرا زنده بود و پدرش جرات نمی کرد بگوید اختیارش با من است ومی خواهم شوهرش بدهم.

اگر اجازه ازدواج دختر در انحصار پدر نبود و قانونگزار برای مادر نیز حقی در نظر می گرفت شاید عطوفت مادرانه و تجربه هایی سختی که زنان از ازدواج های زودرس و اجباری دارند می توانست مانع به زور شوهر دادن زهرا و زهرا ها شود و حالا زهرا و سه دختر دیگری که در همان بیمارستان برای فرار از ازدواج اجباری خودکشی کرده بودند زنده بودند.

اگر قوانین ما برای عقد ازدواج دختر قبل از سن پایینی که قانون تعیین کرده مجازات تعیین می کرد،شاید دیگر هیچ پدری جرات نمی کرد دختر بچه ها را به جای مدرسه به حجله بفرستد. حجله ای که گاه حجله مرگ می شود.

زهرا فقط یکی از هزاران دختری است که با چراغ سبز قانون، به حجله مرگ فرستاده می شوند. نتیجه این قانون تبعیض آمیز و ازدواج هایی که نه تنها شروعشان به انتخاب و رضایت زن نبوده که در اتمام آن نیز زن اختیاری ندارد، گاه شوهرکشی است. گاه خودکشی و گاه فرار از خانه و گرفتار شدن در هزارتوی جامعه ای که یک خانه امن برای حمایت از زنان خشونت دیده و آسیب دیده ندارد.

بسیارند زنهایی که با همه این خشونت ها واجبارها هم شجاعت و توان "نه" گفتن به عرف و قانون مردسالار و ضد زن را ندارند و تمام عمر سر خم می کنند و می سوزند و می سازند و زندگی می کنند با مردانی که انتخابشان نکرده اند، دوستشان ندارند و به اجبار به آنها "بله" گفته اند.

لیلا از همین حالا نگران دختر 6 ساله اش است که فقط یک سال دیگر حضانتش با او است و سرپرستی و اجازه ازدواجش از همین الان با پدرش است. نگران است که او هم به سرنوشت زهرا دچار شود.

راحله هم در آخرین روزهای زندگی اش نگران دخترش بود. می گفت فقط به خاطر دخترم است که نمی خواهم بمیرم. می دانم که هنوز 15 سالش نشده شوهرش می دهند و من هم نیستم که به دادش برسم.

تا وقتی قانون اجازه ازدواج دختربچه ها را می دهد، تا وقتی پدر می تواند هرگاه که خواست دخترش را شوهر دهد، تا وقتی مادر هیچ حقی در تعیین سرنوشت فرزندش ندارد، تا وقتی قانون نابرابر بر زندگی ما زنان حاکم است..... همه مادرها نگران دخترانشان اند. نگران اینکه هیچ وقت فرصت کودکی کردن نیابند. نگران اینکه با یک ازدواج زودرس واجباری همه زندگی شان تباه شود.

ناجا: گشت‌های ارشاد دو برابر شد

خبرنامه امیرکبیر

چهار مهر 1387, بوسيله ى دیاکو

با دو برابر شدن تعداد گشت‌های ارشاد و امنیت اخلاقی بیش از گذشته با مصادیق بدپوششی برخورد خواهد شد. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی پلیس، نیروی انتظامی تهران بزرگ روز سه‌شنبه با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد طرح برخورد با بدپوششی و بدحجابی تا منزه‌شدن سیمای جامعه از هرگونه ناهنجاری‌های اخلاقی ادامه می‌یابد. بنابراین گزارش، نیروی انتظامی تهران بزرگ با صدور اطلاعیه‌ای ضمن اعلام این خبر افزود، با دو برابر شدن تعداد گشت‌های ارشاد و امنیت اخلاقی بیش از گذشته با مصادیق بدپوششی برخورد خواهد شد. این نیرو در ادامه خاطرنشان کرد، طرح برخورد با بدپوششی و بدحجابی تا منزه‌شدن سیمای جامعه از هرگونه ناهنجاری‌های اخلاقی ادامه می‌یابد.

 بانو تنها نشریه زنان دانشگاه های شیراز توقیف شد

خبرنامه امیرکبیر

 دوم مهر 1387, بوسيله ى دیاکو

نشریه بانو که در دانشگاه علوم پزشکی شیراز منتشر می شد، پس از انتشار دومین شماره خود با حکم کمیته ناظر بر نشریات این دانشگاه به مدت سه ماه توقیف شد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر نشریه بانو که تنها نشریه زنان دانشگاه های شیراز می باشد پس از انتشار اولین شماره خود نیز به کمیته ناظر بر نشریات احضار شده بود. این نشریه که در زمینه حقوق زنان فعالیت می کرد به اتهام طرح مطالب موجب تضاد میان زن و مرد از طریق دفاع غیر شرعی از حقوق آنان مطابق بند ۱۰ ماده ۶ قانون مطبوعات محکوم گردیده است.

گفتنی است اخیرا فشار بر نشریات منتقد دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شیراز افزایش یافته است، به نحوی که پس از محکومیت نشریات ایران آرمانی ، و صدا، نشریه راه سوم نیز به کمیته ناظر بر نشریات این دانشگاه احضار شده است.

غیراجتماعی شدن دختران با تحصیل در محل اقامت خود

سلام دموکرات

 دوم مهر 1387, بوسيله ى اردوان

با تصویب طرح پذیرش تحصیلات دختران در محل اقامت پدر و مادر و یا همسر، دختران به موجودات غیراجتماعی تبدیل می‌شوند.

محمدحسین فرجاد آسیب‌شناس اجتماعی با اعلام این مطلب گفت: ممکن است این طرح از نظر عاطفی برای یک دختر دانشجو خوب باشد ولی جلوی رشد اجتماعی وی را می‌گیرد.

وی با اشاره به اینکه دختران دانشجو باید بتوانند خارج از خانواده روی پای خود بایستند تصریح کرد:‌ دختران دانشجو باید احساس کنند که عضوی از این جامعه هستند و بتوانند در شهرهای بزرگ مستقل زندگی کنند. این آسیب‌شناس گفت: به دلیل ناهنجاری‌های اجتماعی در شهرهای بزرگ و مشکلات خوابگاه در ابتدا این طرح بسیار پسندیده است ولی خانواده‌ها می‌توانند با آگاه کردن فرزندان خود نسبت به انحرافات اجتماعی زمینه را برای اجتماعی شدن آنها فراهم کنند.

وضعیت دختران دانشجو در طرح بومی‌سازی دانشگاه و اعتراضات دختران دانشجو

کانون زنان ایرانی

دوشنبه 1 مهر 1387

سازمان سنجش آموزش کشور با اشاره به به اعلام نتیجه نهایی آزمون سراسری سال ۸۷ دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی کشور گفت: در آزمون امسال ۴۳۷هزار و ۶۹ داوطلب پذیرفته شدند که ۶۴ درصد آنها را دختران تشکیل داده‌اند.

این درحالی است که بیش از ۵۰ درصد برترین‌های کنکور امسال، دختر بودند از جمله نفر اول علوم انسانی، هنر و تجربی دختر هستند.

موفقیت های دختران در کنکور، اما سویه مثبت ماجراست. اما اقدامات مجلس برای کنار گذاشتن دختران از صحنه عمومی همچنان ادامه دارد. بنابه گزارش مردمک مجلس شورای اسلامی قصد دارد طرحی را پیگیری و تصویب کند که بر اساس آن، دانشجویان دختر در دانشگاه‌های محل سکونت خود پذیرش شوند.

علی کریمی فیروزجایی، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس این طرح را در راستای عدالت آموزشی دانسته است.

گفته می‌شود اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات از امضاکنندگان این طرح هستند.

این طرح که قرار است در صورت تصویب از سال تحصیلی ۸۸ اجرا شود، قصد دارد از تبعات فرهنگی و فشارهای اقتصادی که خانواده‌ها به خاطر جابه‌جایی فرزندان از استان محل سکونت به استان‌های دیگر متحمل می‌شوند، بکاهد.

کریمی فیروزجایی گفته است که دانشجویان اعم از دختر و پسر با مراجعه به مجلس، تسهیل در امور نقل و انتقال محل تحصیل را خواستار شده‌اند.

اما وی نگفته است که چرا در طرح الزام دانشگاه‌ها به پذیرش دانشجویان دختر در محل سکونت به پسران و مشکلات احتمالی آن‌ها برای تحصیل در شهری به غیر از محل سکونت اشاره‌ای نشده است.

وزارت آموزش عالی با استناد به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، در کنکور سال ۸۷ بر اساس مناطق بومی دانشجویان را پذیرش کرد. بر اساس این مصوبه، تعداد زیادی از رتبه‌های دو و سه رقمی در هیچ یک از دانشگاه‌ها قبول نشدند.

این دانشجویان چندین بار جلوی سازمان سنجش و مجلس شورای اسلامی تجمع کرده و نسبت به این مساله اعتراض کردند.

این در حالی است که نمایندگان مجلس بارها از وزارت علوم خواسته بودند طرح بومی‌سازی را به مجلس ارائه دهد، اما این وزارت خانه در این مورد سهل‌انگاری و کوتاهی کرده بود.

به دنبال تجمع دانشجویان، رییس و نمایندگان مجلس در خصوص رسیدگی وزارت علوم به اعتراض‌ها تاکید کردند و حتی وزیر علوم را به کمیسیون آموزش و تحقیقات کشاندند.

وزارت علوم تصمیم گرفت برای جبران کوتاهی خود در اطلاع‌رسانی به دانشجویان، به میزان ۱۰ درصد ظرفیت پذیرش دانشجو در دانشگاه‌های تهران را افزایش دهد.

رد دادخواست تنها دختری که به سهمیه بندی جنسیتی اعتراض کرده بود.

به گزارش کانون زنان ایرانی دادخواست تنها دختر دانشجویی که در مورد سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاه ها به دیوان عدالت اداری شکایت کرده بود رد شد.

سوم بهمن ماه سال گذشته دادخواستی به طرفیت وزارت علوم و سازمان سنجش که دو متولی اصلی برگزاری کنکور سراسری در ایران هستند توسط دو تن از وکلا(مریم قنبری و مینا جعفری) در خصوص تبعیض جنسیتی اعمال شده در گزینش دانشجو در مورد موکل خانم م.خ تقدیم دیوان عدالت اداری شد و در پی آن نیز وزارت بهداشت به دادرسی جلب شد؛ چرا که سازمان سنجش در جوابیه خود به وکلا اظهار داشته بود که این سازمان صرفا مجری طرح سهمیه بندی جنسیتی بوده و درواقع گزینش دانشجو به پیشنهاد وزارت بهداشت برای رفع کمبودها و نارسایی های موجود در تامین نیروی متخصص و مورد نیاز کشور به روش تناسب سازی صورت می گیرد.

در نهایت دیوان عدالت اداری نیز با بیان اینکه باتوجه به این موضوع که سازمان سنجش ، صرفا مجری و برگزار کننده آزمون براساس اعلام ظرفیت دانشجو در رشته های پزشکی از سوی وزارت بهداشت بوده و همچنین وزارت علوم نیز در پذیرش دانشجو در رشته های پزشکی دخالتی ندارد رای بر حقی موکل نسبت به این دو سازمان صادر کرد.

همچنین در خصوص وزارت بهداشت نیز دیوان معتقد است که با عنایت به اینکه به موجب ماده ۷ قانون تشکیل وزارت بهداشت ، سیاست گذاری ، تعیین خط مشی و برنامه ریزی آموزش پزشکی بر عهده وزارت بهداشت بوده و نبز طبق بندهای ۱، ۴ و ۱۶ ماده یک قانون تشکیلات و وظایف وزارت بهداشت ، اجرای برنامه های آموزشی بر اساس استانداردهای مربوطه از وظایف وزارت بهداشت اعلام شده و مطابق بند ۵ آیین نامه شورای عالی برنامه ریزی پزشکی ، تعیین جنسیت قابل پذیرش از اختیارات شورای مزبور است و تعیین جنسیت پذیرش نیز بر اساس نیاز جامعه صورت می گیرد و در گزینش دانشجویان نیز جنس زن یا داوطلبان زن و جنس مرد با داوطلبان مرد مورد مقایسه قرار می گیرد . از همین رو دیوان دلیلی بر تخلف وزارت بهداشت و اعمال تبعیض ناروا در حق موکل ندیده و در این بخش نیز رای بر بی حقی موکل صادر کرده است.

این در حالی است که موکل درزیرگروه علوم تجربی آزمون سراسری سال ۸۶ ، رتبه ۱۵۷۶ را کسب کرده و قادر به قبولی در رشته دامپزشکی استان تهران شده است درحالی که پسری در همان شرایط و بدون بهره گیری از سمهیه های خاص، با کسب رتبه ۳۲۵۹ قادر به قبولی در رشته پزشکی استان همدان گردیده بود.

مشکل خوابگاه دانشجویان دختر

همه این اعمال محدودیت ها درحالی است که دختران دانشجو هنوز از مشکلاتی که پیش از چنین طرح هایی با آن دست به گریبان بوده اند حل نشده است. به گزارش خبرنامه امیرکبیر در آستانه آغاز سال تحصیلی و در زمانی که هنوز تمام دانشجویان به دانشگاه بازنگشته اند، بیش از یکصد تن از دانشجویان دختر ساکن خوابگاه گلستان دانشگاه علوم پزشکی شیراز در نامه ای اعتراض آمیز خواستار رسیدگی و حل مشکلات خوابگاه خود شدند.

گفتنی است که در آغاز سال تحصیلی تعداد افراد ساکن در هر اتاق این خوابگاه به چهار نفر افزایش یافته است، که این موضوع اعتراض شدید دانشجویان را در پی داشت.

همزمان با تحویل این نامه اعتراض آمیز، بیش از چهل نفر از این دانشجویان در دفتر معاونت دانشجویی دانشگاه حاضر شده و به بی توجهی مسئولین دانشگاه، نسبت به نظرات و مشکلات دانشجویان اعتراض کردند. عدم پاسخ گویی دکتر بلند پرواز نسبت به خواسته های دانشجویان موجب شدت گرفتن اعتراضات دانشجویان حاضر گردید، که در این هنگام وی با لحنی تهدید آمیز خطاب به آنها گفت: :فراموش نکنید که من رئیس کمیته انضباطی هستم.

چندی پیش نیز دانشجویان ساکن خوابگاه دستغیب (پسران) و خوابگاه ارم (یکی دیگر از خوابگاه های دختران) نیز، نسبت به مشکلات صنفی و برخوردهای توهین آمیز حراست و احضارهای مکرر کمیته انضباطی، تجمعات اعتراض آمیز داشته اند.

گفتنی است از آغاز ریاست دکتر محمد هادی ایمانیه، احضار دانشجویان به کمیته انضباطی به شدت روند صعودی داشته است و تعداد زیادی از دانشجویان این دانشگاه با احکام این کمیته مواجه شده اند. چنان که اخیرا چند تن از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه نیز به کمته انضباطی احضار شده اند.

دادستان زنجان: بین دو متهم دانشگاه زنجان صیغه محرمیت جاری شده است

سلام دمکرات

 هشت مرداد 1387, بوسيله ى دیاکو

به گزارش خبرنامه امیر کبیر کمتر از یک ماه و نیم پس از واقعه زنجان و تلاش حسن مددی، معاون دانشجویی دانشگاه زنجان برای تعرض به یک دختر دانشجو، دادستان زنجان روز گذشته در اظهارات خود با بیان اینکه بین دو متهم دانشگاه زنجان صیغه محرمیت جاری شده است، مقدمات تبرئه حسن مددی را فراهم ساخت.

گل محمدی، دادستان زنجان، در مصاحبه ای که خبرگزاری ایسنا منتشر کرده، گفته است: با توجه به اظهارات دو متهم در قضیه دانشگاه، بین دو طرف صیغه محرمیت جاری شده، اما با این وجود نیز آنان حق انجام حرکات و اعمال ناشایست را در محیط دانشگاه نداشته‌اند.

وی همچنین برای منطقی جلوه دادن اظهاراتش و با جابجا کردن جای شاکی و متهم افزود: اگر دختری قصد ازدواج داشته باشد، اجازه پدر لازم است. وی ادامه داد: با ارسال اخطاریه جهت آخرین دفاع برای این افراد، حکم نهایی آنان بزودی صادر خواهد شد.

دادستان همچنین در حالی مدعی شد هیچ دانشجویی در پی اعتراضات دانشجویان دانشگاه زنجان بازداشت نشده است که ۳ دانشجوی دانشگاه زنجان، پیام شکیبا، آرش رایجی و حسن جنیدی از حدود ۱ ماه پیش بازداشت شده اند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، وضعیت بازداشت و محل نگهداری این سه دانشجو همچنان نامشخص می باشد.

وی افزود: افرادی را در خارج از دانشگاه که باعث تشویش اذهان عمومی و تعطیلی کلاس‌های دانشگاه شده‌اند را بازداشت کرده‌ایم که اکثر این افراد نیز اصالتا زنجانی نمی باشند. گل محمدی همچنین گفت: مسائل دیگری نیز در این پرونده موجود است که نمی توان به آن اشاره کرد..پیش از این نیز بلافاصله بعد از ماجرای رسوایی معاون انتصابی دانشگاه زنجان، زاهدی وزیر علوم در سخنانی مشابه و برای اثبات اینکه اتفاقی به وقوع نپیوسته است، گفته بود: آن ‌چه در فیلم آمده، اگر شما خود نیز دیده باشید، این بوده است که دختری مراجعه کرده به اتاق و در آن‌جا روسری نداشته است و شما تنها یک عدم روسری را می‌بینید.

در همان زمان زاهدی با حمایت رسانه های حامی دولت و برای سرپوش نهادن بر رسوایی یکی دیگر از مدیران انتصابی، وقایع دانشگاه زنجان را ابتدا ناجوانمردانه و سپس توطئه عنوان کرد. پس از آن نیز وزیر علوم در همایشی از تاسیس رشته هایی برای ایجاد جنگ روانی همانند واقعه دانشگاه زنجان خبر داده و گفته بود: در روزهای اخیر دشمن تلاش کرده در موضوعاتی همچون گرانی چای و دانشگاه زنجان جنگ روانی ایجاد کند.

لازم به ذکر است مددی، معاون دانشجویی دانشگاه زنجان، از حدود ۲ هفته پیش آزاد است. وی در پی صدور قرار بازداشت توسط دادستان زنجان برای مدتی در زنجان بازداشت بود، که سپس به درخواست دادستان تهران به زندان اوین منتقل شده و سپس آزاد شد.

برخی از حوادث و موارد مربوط به زنان در مرداد ماه

طلعت تقی نیا

سلام دموکرات

 سی و یک شهریور 1387, بوسيله ى دیاکو

مدرسه فمینیستی: نيروى انتظامى از عملكرد همه رسانه ها در ايجاد احساس امنيت در جامعه رضايت كامل دارد. سردار اسماعيل احمدى مقدم، فرمانده نيروى انتظامى روز پنجشنبه در جمع خبرنگاران با اعلام اين مطلب افزود: پليس از تمام رسانه ها به عنوان پل ارتباطى مهم بين نيروى انتظامى ومردم رضايت دارد. رسانه ها دو وظيفه ذاتى مهم برعهده دارند؛ از جمله انتقال پيام نهادها و ارگان ها به مردم و همچنين رساندن خواسته هاى مردم به گوش مسئولان. وى خواستار نقد منصفانه از سوى رسانه ها در انعكاس فعاليت نهادها شد و گفت: در اين راستا بايد از بيان اشكالات نهراسيم، بلكه بايد با ديد كارشناسانه و دقيق براى رفع معضلات اقدام كنيم.سردار احمدى مقدم در ادامه از كاهش ۵۰ درصدى ارتكاب جرايم خشن در كشور خبر داد و گفت: شاخص هاى امنيت روز به روز در حال ارتقاء و گسترش است كه در مدت دو يا سه سال گذشته با ارتقاى اين شاخص ها توانستيم جرايم خشن را به ميزان ۵۰ درصد در سطح جامعه كاهش دهيم.

در رسانه ها و گزارش ها نقد و پرسشی از کارشناسان به ندرت دیده میشود. در صفحات حوادث از متهمان با الفاظ زنان و مردان جنایت کار، ستمگر و شرور نام برده میشود و آماج نفرت و حمله متوجه مجرمین است اگر چه درمجازات مجرمین بحثی نیست اما وظیفه گزار شگر تحلیل و نگاه ریشه ای به حوادث است زیرا حادثه اتفاق نیست بلکه مشکل اجتماعی است . آمار واقعی از کاهش و ازدیاد اشکال خشونت بار به درستی در دست نیست . چیزی که به خوبی دیده میشود اخبار حوادث در رسانه هاست که آن هم تمام حوادث نیست. اخبار سرقت ، اختلافات زناشویی، چند همسری، همسر صیغه ای و تجاوز نسبت به ماه قبل قابل توجه است به وبژه سارقین زن که همدست باندهاي تبهکار مي شوند و بر تعداشان به شکل تعجت آوری افزوده مي شود.این شکا از حوادث نمایانگر جامعهای با اقتصاد بیمار است که جای تامل و بحث دارد.

زنان سارق

1/ 5 / 87- سی و دوطلا فروشى ازسراسر كشور با ارائه عكس و فيلم هاى ضبط شده دوربين هاى مداربسته مغازه هايشان از دو زن سارق به نام های سيما و نسرين شكايت كرده اند. این دو زن پس از سرقت از يك طلا فروشى در سال ۸۳ در شهرستان رى با دستور عليزاده بازپرس شعبه پنجم دادسراى شهرستان رى، تحت تعقيب قرار گرفتند. این دو زن به بهانه خريد انگشتر وارد طلافروشى ها میشدند و زن جوان تر طلا فروش ها را به بهانه اى سرگرم كرد ه و زن دیگر با برداشتن چند تکه طلا بدون اين كه خريد كنند از طلافروشى بيرون می رفتند. اواخر سال گذشته ۳ طلا فروش ديگر با مراجعه به پايگاه نهم پليس آگاهى تهران از دو زن به اتهام سرقت از طلافروشى هايشان شكايت كردند. مأموران دريافتند كه شگرد دو زن شباهت زيادى با دو زن تحت تعقيب دارد. مأموران دو زن را هنگام اجراى نقشه دزدی از يك طلافروشى به دام انداختند. عكس متهمان بدون چشم بند در روزنامه ايران چاپ شد. همزمان با انتشار اين خبر، ۲۸ طلافروش از سراسر كشور با مراجعه به پايگاه نهم پليس آگاهى از سارقان شكايت كردند. اين در حالى بود كه همه مالباختگان فيلم هاى سرقت را در اختيار پليس قرار دادند.در اين ميان يك طلافروش تبريزى در شكايت خود اعلام كرد: دو زن سارق ۵۰ ميليون تومان از طلاهاى مغازه اش را با شگرد ماهرانه اى سرقت كرده اند. دو زن از سارقان حرفه اى و سابقه دار اند.سيما داراى ۹ فقره سابقه سرقت در شهرستان هاى مختلف كشور است.

- زن و شوهرى در نیمه ها ی شب با خوراندن آبميوه مسموم به مسافران قطار، پس از سرقت پول ، طلا و اموال گرانبهاى مسافران می گریزند . رئيس پليس راه آهن كشوردراين باره گفت: مهماندار قطار مسافربرى مشهد- تهران هنگام بازرسى چند واگن متوجه شد حال چند تن از مسافران دو كوپه وخيم است. پليس و مهمانداران قطار پس از بررسى موضوع دریافتند زن و مردى در ايستگاه نيشابور سوار قطار شدند و با مسافران دو كوپه مزیور طرح دوستى ريخته سپس نيمه هاى شب به بهانه توزيع شربت نذرى، آبميوه هاى مسموم را به مسافران از جمله اعضاى يك خانواده تعارف كردند. همزمان با بيهوش شدن مسافران به راحتى پول، طلا و اموال باارزش آنها را دزديده و در ايستگاه ورامين پياده شدند . مدتی بعد مأموران ايستگاه راه آهن يزد با هوشيارى يكى از مسافران، اين زن و مرد را هنگام تعارف آبميوه شناسايى ودستگير كردند.دربازرسى كيف دستى آنها نيز اموال مسروقه به همراه ۶۰۰ عدد قرص خواب آور و مقدارى آبميوه مسموم كشف شد.زن و مرد جوان در بازجويى ها به چندين فقره سرقت از مسافران قطار اعتراف كردند. دختر تحصيلكرده ای به دلیل قبول نشدن در رشته پزشکی كيف دستى بيش از يكصد دختر دانشجو را سرقت كرد. این دختر در باره انگیزه سرقت های سریالی به بازپرس شعبه دهم دادسراى ناحيه ۶ خارك  گفت: وقتى در دبيرستان تحصيل مى كردم خانواده ام به شدت علاقه داشتند در رشته پزشكى قبول شوم. به همين خاطر بعد از ديپلم در كنكور سراسرى شركت كردم اما در رشته مهندسى يك دانشگاه معتبر در شيراز قبول شدم. از ترس اينكه سال آينده قبول نشوم، ناچار در دانشگاه ثبت نام كردم. در اين مدت شركت در كلاس ها برايم يك كابوس بود. هميشه خود را سرزنش مى كردم. كم كم اين مسئله برايم به يك عقده بزرگ تبديل شد به همين خاطر هفت سال طول كشيد تا ليسانس گرفتم. دو سال قبل وقتى فارغ التحصيل شدم به بهانه شركت در كلاس هاى فوق ليسانس به تهران آمدم و در يكى از خوابگاه هاى خصوصى در مركز تهران اتاقى اجاره كردم. چند بار به كلاس هاى تقويتى در يكى از دانشگاه ها رفتم. با ديدن دانشجويان رشته هاى پزشكى به ياد گذشته و آرزوهاى تحقق نيافته پدر و مادرم افتادم. از شدت خشم و كينه تصميم گرفتم، از دانشجويان انتقام بگيرم. با آنكه نياز مالى نداشتم و هميشه در حساب بانكى ام مقدار زيادى پول از طرف خانواده ام واريز مى شد، با اين حال در نمازخانه، دستشويى و رستوران دانشگاه ها كمين كرده و در فرصتى مناسب كيف دانشجويان را برمى داشتم و بلافاصله پس از ورود به خيابان محتويات كيف ها را خالى مى كردم. اما به هيچ يك از آنها دست نمى زدم. در همه جا خودم را دانشجوى رشته جراحى عمومى و كارمند يك بيمارستان معروف معرفى مى كردم. این دختر تخصیل کرده قراربود باخواستگار جوان و ثروتمندى كه از وی خواستگارى كرده بود ازدواج کند . 13 / 5 - زن ميانسالى در تماس با پليس ۱۱۰ مأموران را از هجوم دزدان قوى هيكل به خانه اش و سرقت ميليون ها تومان اموال با ارزش خانه اش با خبر كرد. پس از حضور مأموران كلانترى (۱۴۵) ونك در محل حادثه، زن صاحبخانه به آنها گفت: من و مادرم مقيم امريكا هستيم كه چند روز قبل براى ديدار اقوام و سركشى به كارهايمان به تهران برگشتيم. از آنجا كه مادرم به شدت بيمار است، تصميم گرفتم تا پايان اقامت در تهران برايش مستخدمى بگيرم. بنابراين با يك شركت خدماتى تماس گرفتم. آنها هم پس از عقد قرارداد يك مستخدم خانم به خانه مان در شمال شهر فرستادند.صبح روز جمعه من و مادرم خواب بوديم كه ناگهان دو مرد قوى هيكل را بالاى سرم ديدم. آنها با تهديد سعى كردند دست و پايم را ببندند، اما وقتى مقاومت كردم، با مشت و لگد به جانم افتادند و آنقدر كتكم زدند كه نيمه جان شدم. همان موقع مستخدم خانه به طرفم آمد و با دستمال چشمانم را بست و بعد هم دست و پايم را طناب پيچ كرد.درحالى كه از گوشه چشم بند آنها را مى ديدم، متوجه شدم به سراغ كيف و كمدهاى خانه رفتند و هزاران دلار به همراه مقدار زيادى پول و طلا به ارزش تقريبى ۱۰۰ ميليون تومان را برداشته و دقايقى بعد هم به تصور اين كه من مرده ام، فرار كردند.چند دقيقه بعد كه دستم را باز كردم، با تعجب زن مستخدم را ديدم كه كنار تخت مادرم روى زمين خوابيده است. زن مستخدم دربازجويى ها منكر هر نوع دخالت در اين ماجرا شد و گفت: آنها دو مرد افغانى بودند كه به زور وارد خانه شدند و من هم هيچ رابطه اى با آنها نداشتم.اما شاكى با صراحت گفت: خودم اين زن را ديدم كه با آنها همكارى داشت.در حال حاضر پرونده براى تحقيقات و شناسايى دزدان در اختيار كارآگاهان پايگاه سوم پليس آگاهى تهران قرار دارد.

كارمند ثبت احوال كه با همدستى يك زن گواهى تولد جعلى و شناسنامه غير اصيل مى فروختند. این موضوع توسط مأموران حراست اين سازمان از دى ماه سال ۸۲ و هم زمان با كشف ۴۰ برگ گواهى ولادت جعلى در اداره ثبت احوال شهرستان رى فاش شد. مأموران پايگاه نهم پليس آگاهى تهران به دستور بازپرس شعبه سوم دادسراى شهرستان رى به بررسى موضوع پرداختند. فرشاد- مسئول وقت صدور شناسنامه- با همدستى زنى به نام مريم به شناسايى زنان و مردانى مى پرداختند كه دنبال تهيه شناسنامه هاى غيرقانونى بودند. بدين ترتيب آنها با دريافت مبالغ قابل توجه، گواهى ولادت نوزادان را جعل و براى متقاضيان شناسنامه صادر مى كردند.فرشاد و مريم پس از دستگيرى و اعتراف با دستور بازپرس روانه زندان شدند فرشاد ضمن اعتراف به جرايم خود و ابراز پشيمانى به قاضى گفت: اشتباه كردم و فريب خوردم. چرا كه با وسوسه به دست آوردن پول هنگفت و زندگى آرام و راحت، زندگى خود و خانواده ام را تباه كردم.

مردجوانى با مراجعه به مأموران پليس كرج، از سرقت خودروى خود خبر داد.. او در شكايت خود اظهار داشت: امروز در حال رفتن به محل كارم بودم كه دو دختر نوجوان را به صورت دربستى سوار كردم. در بين راه آنها از من خواستند كه به فاز چهار مهرشهر بروم. در همين موقع يكى از دختران حالش به هم خورد و دوستش نيز از من خواست براى او آب تهيه كنم. سريع در مقابل يك سوپرماركت توقف كردم تا براى آنها نوشيدنى بخرم. اما هنگامى كه بازگشتم، دو دختر با خودروام فرار كرده بودند. مأموران خودروى سرقتى را كه تصادف كرده بود، در يكى از خيابان هاى كرج كشف كردند.با پيدا شدن خودرو مأموران موفق شدند يكى از دختران را كه يلدا نام دارد، شناسايى كنند. آنها براى دستگيرى او به خانه اش در منطقه گلشهر رفتند كه در تحقيق از برادر وى مشخص شد يلدا به همراه فريده، يكى از بستگانش خودرو پرايد سفيدرنگى را در پاركينگ خانه مخفى كرده است. بازپرس پرونده پس از بازجويى و تحقيق از يلدا دستور دستگيرى فريده، همدست او را نيز صادر كرد.

شش دختر و پسر که با تشكيل يك باند با موتوسيكلت اقدام به سرقت كيف پول دختران و زنان مى كردند توسط گشت هاى ضربت پوششى پليس دستگير شدند آن ها با تشكيل شبكه هاى جداگانه اى در سطح تهران با موتورسيكلت اقدام به سرقت كيف پول دختران و زنان جوان مى كردند.دختران كه همگى فرارى هستند، به عنوان ترك نشين موتوسيكلت همراه پسران در سطح شهر بخصوص در اطراف مراكز تجارى و بانك ها مى گشتند و پس از شكار سوژه هاى خود در يك لحظه اقدام به كيف قاپى مى كردند.اين افراد كه بين ۲۰ تا ۲۵ سال سن دارند، در بازجويى ها به ده ها فقره كيف قاپى اعتراف كرده اند كه تعداد زيادى از مالباخته ها نيز شناسايى شده اند.

راننده يك نيسان با مراجعه به شعبه (۱۱) بازپرسى دادسراى عمومى و انقلاب قم از سه زن ناشناس به اتهام سرقت شكايت كرد و گفت: با خودرويم در يكى از خيابان هاى خلوت حاشيه شهر حركت مى كردم كه دو زن ميانسال به همراه زنى جوان را در كنار خيابان سوار کردم وقتی آنها به مقصد رسيدند و پياده شدند متوجه شدم دو ميليون تومان پول نقد كه زير صندلى جاسازى كرده بودم به سرقت رفته است. با طرح اين شكايت تصوير چهره نگارى ومشخصات ظاهرى هر سه زن فرارى در اختيار پليس قرار گرفت. مأموران كلانترى با زنان كولى در حاشيه خيابان رو به رو شدند و آنها را دستگیرو به كلانترى انتقال دادند. متهمان به جرم خود اعتراف كردند با سپردن وثيقه تا زمان محاكمه آزادشدند.

همزمان با آزادى متهمان، راننده يك خودروى پرشيا به دادسرا مراجعه كرد و از سرقت چند ميليون تومان طلا از سوى سه زن كولى خبر داد و گفت: من طلاساز هستم و امروز به همراه ۱۲ كيلوگرم طلا از تهران به مقصد اراك حركت كردم تا طلاها را بفروشم. اما درقسمتى از مسير كه براى خريد آب معدنى و رفع تشنگى توقف كرده بودم، سه زن كولى با اصرار از من خواستند آنها را به شهر قم برسانم. من نپذيرفتم اما يكى از آنان بدون توجه به اعتراض من در خودرو را باز كرد و روى صندلى جلو و دو همدست او نيز در صندلى عقب نشستند. به ناچار حركت كردم تا آنها را به حومه شهر برسانم. يكى از زنان به بهانه فروش پارچه مرا سرگرم كرد در شهر قم آنان پياده شدند. ناگهان به ياد طلاها افتادم اما وقتى در ساك را باز كردم، زنان سارق ۱۲ كيلوگرم طلا را از داخل ساك لباسم به سرقت برده و به جاى آن پارچه هاى كهنه داخل آن گذاشته بودند. با توجه به شگرد سارقان و مشخصات ظاهرى هر دو سرقت توسط همان سه زن كولى صورت گرفته است. اين سه زن داراى ۹ فقره سابقه كيفرى هستند.

اخاذی زن و شوهر برای ویزای قلابی مسافران اروپا

26 / 5 /1387 - چند ماه قبل چند دختر و پسر جوان همراه اعضاى خانواده هايشان به دادسراى ويژه فرودگاه مراجعه كرده و ازيك زوج قلابى فرانسوى شكايت كردند.آنها به بازپرس مهاجرى گفتند: زن و مرد جوانی كه خود را پزشك و تبعه فرانسه معرفى مى كردند به بهانه دريافت ويزاى قانونى اروپا ميليون ها تومان از آنها كلاهبردارى كرده و متوارى شده اند.

سیاوش پدر يك دختر در اين باره گفت: دخترم محبوبه از مدتى قبل تصميم گرفت براى ادامه تحصيل نزد خواهرش به فرانسه برود.اما موفق به گرفتن ویزا نشدیم همان موقع مرد جوانى مودب با ظاهرى آراسته جلوی در سفارت گفت با توجه به امكانات و ارتباط هاى ويژه اى كه در خارج از كشور دارد مى تواند شرايط سفر قانونى دخترم به فرانسه را فراهم كند. پس از چند جلسه ملاقات با پسر جوان كه خود را سينا معرفى مى كرد به او اطمينان كرديم. دخترم نيز دائم مرا تحت فشار قرار می داد زودتر مقدمات سفرش را فراهم كنم، ناچار با پرداخت شش ميليون تومان و ارائه مدارك براى اعزام دخترم اعلام آمادگى كردم. پس از چند روز محبوبه - دخترم - راهى تركيه شد. يك هفته بعد هم آنها دخترم را برخلاف توافق از تركيه به بوسنى بردند. در آنجا نيز با گذرنامه جعلى او را همراه چند مسافر ديگر، توسط قاچاقچى ها به يك منطقه كوهستانى منتقل كردند. پس از چند روز سرگردانى در جنگل و كوهستان از سوى پليس مرزبانى فرانسه دستگير شدند.دادگاه فرانسه نيز دخترم را به سه ماه زندان و پرداخت پنج هزار يورو جريمه و اخراج از فرانسه محكوم كرد. دو پسر جوان به نام هاى سهيل و محسن نيز با مراجعه به دادسرا عليه اعضاى شبكه قاچاق سینا شكايت كردند.

سهیل گفت :من و دوستم محسن با سختى فراوان حدود پنج ميليون تومان پول تهيه كرديم تا براى ادامه زندگى و كار به اروپا برويم. با سينا آشنا شديم. او با چرب زبانى گفت: از طريق يك زوج فرانسوى مى تواند براى ما ويزا و مجوز كار در اروپا تهيه كند. او سپس با دريافت شش ميليون تومان از من و دوستم ما را به تركيه فرستاد تا از اين طريق به آلمان برويم.دو هفته اى در آنكارا سرگردان بوديم. تا اين كه زن و مرد فرانسوى با دو گذرنامه نزد ما آمده و گفتند: بايد سه هزار دلار ديگر بپردازيم تا ويزاى آلمان صادر شود.در نتيجه تمام دارايى مان را به آنها داديم. پليس پس از بررسى گذرنامه هاى ما، پى به جعلى بودن آنها برد.دادگاه نيز ما را به اتهام استفاده از گذرنامه و ويزاى جعلى و عضويت در شبكه قاچاق انسان به زندان و پرداخت جزاى نقدى محكوم كرد.

مأموران سرانجام سينا را بازداشت كردند.وى در بازجويى ها گفت: من ايرانى هايى كه قصد سفر به كشورهاى اروپايى را دارند و نمى توانستند ويزا بگيرند شناسايى و به خاله و شوهر خاله ام درترکیه معرفى می کردم .بازپرس پرونده با چهره نگارى از زوج ایرانی از پليس بين الملل خواست تا آنها را شناسايى و دستگير و براى محاكمه به ايران منتقل كنند.

تجاوز

زن ۲۹ ساله اى به پليس مراجعه وگفت: ديروز در خيابان منتظر تاكسى بودم كه خودروى مسافربرى مقابلم ترمز كرد. پس از سوار شدن راننده با عبور از چند خيابان ناگهان به طرف محل خلوتى تغيير مسيرداد. وقتى با سروصدا و اعتراض من روبرو شد با تهديد چاقو مرا به خانه اش كشاند و پس از آزار و اذيت النگوهايم را از دستم درآورد.بعد هم شماره تلفن همراهم را گرفت و تهديدم كرد در صورتى كه شكايت كنم،كشته خواهم شد. با طرح شكايت اين زن، دادستان عمومى و انقلاب قم با دستور ويژه اى از پليس درخواست شناسایی ودستگيری فرد مزبور را کرد. چند روز بعد پلیس در جریان تماس تلفنى و قرارملاقات با زن جوان قرار گرفت و توانست مخفيگاه متهم را شناسايى و او را در خانه مجردى اش دستگيرکند. در بازرسى از مخفيگاه متهم مأموران آلبوم عكسى به دست آوردند كه در آن تصاوير ۳۰ زن و دختر به چشم مى خورد. دربررسى سوابق كيفرى این مرد مشخص شد وى سال ۸۴ زنى را با وعده ازدواج فريب داده و بعد هم وى را مورد آزار واذيت قرارمی دهد و پس از سرقت طلاهايش ناپديد میشود وشاكى به خاطر حفظ آبروى خود اعلام رضايت كرد و متهم نيز پس از محكوميت به شلاق و زندان،آزاد شد. ادامه بررسى سوابق كيفرى متهم نيزنشان مى داد وى داراى چند فقره سابقه محكوميت كيفرى به اتهام رابطه نامشروع است.در ادامه تحقيقات، مأموران ۳ مخفيگاه ديگر پسر ۲۲ ساله را نيز شناسايى كرده و از خلوتگاهش در يك انبار متروكه مقدار زيادى طلا و جواهر متعلق به زنان قربانى كشف كردند.با دستگيرى متهم و اعلام اين خبر، چند دختر جوان نيز به دادسرا مراجعه كرده و ازاین مرد به اتهام آزار و اذيت و آدم ربايى شكايت كردند. پس از بررسى شكايت ها و اظهارات ديگر شاكى ها نيز مشخص شد متهم با وعده ازدواج، زنان را فريب داده و به خلوتگاه خود كشانده او پس از سرقت طلاها و آزار و اذيت، از رابطه خود با زنان فریب خورده فيلمبردارى كرده و با تهديدكه فيلم و عكس ها را در شهر پخش مى كند از قربانيانش می خواهد دختران ديگرى را به وى معرفى كنند. پرونده پس از صدور كيفرخواست، براى رسيدگى در اختيار شعبه ( ۸) دادگاه تجديد نظر استان قم قرار گرفت.

اغفال ، تجاوز سریالی زنان

دادستان عمومى و انقلاب قم در پى دريافت گزارش هاى مردمى، از حضور يك مرد رمال شياد و فريبكار در شهر باخبر شدندكه به شكار زنان تنها، درمانده و گرفتار مى پرداخت. زمانی که مرد رمال در حال فريب چند زن در اطراف يكى از اماكن مذهبى بود شناسايى و دستگير شد . اين مرد به زنان درمانده وعده مى داد طلسم زندگى يا مشكلات مختلف آنها را مى شكند و همه را از غم و اندوه نجات مى دهد. پس از دستگیری در بازجويى این مرد منكر ارتكاب هر نوع جرمى شد. در بررسى تلفن همراه وى تصاوير و پيامك هاى متعدد غيراخلاقى مشاهده شد.از آنجا كه تصاوير بيش از ۲۰۰ قربانى در تلفن همراه كشف شد، بلافاصله به خاطر حساسيت و گستردگى موضوع با دستور دادستان بازجويى هاى شبانه از متهم آغاز شد.وى مدعى بود به تازگى وارد قم شده، گفت: از سال ها قبل در اطراف مشهد سكونت دارم و تنها چند روز است كه به قم سفر كرده ام. مأموران در تماس با دو شماره تلفن كشف شده به جزئيات بيشترى در اين باره دست يافتند.یکی از دختران جوانى كه ساكن تهران است به مأموران گفت: قصد ازدواج داشتم اما به دليل ناتوانى در تصميم گيرى، از اين مرد كه ظاهرى فريبنده داشت، راهنمايى و كمك خواستم. او هم پس از اجراى يك مراسم ساختگى در خانه اش، مرا مورد آزار و اذيت قرار داد.زن جوان ديگرى نيز كه در مشهد به دام اين مرد گرفتار شده بود، گفت: از مدتى قبل با شوهرم اختلاف داشتم، به همين خاطر جدا از هم زندگى مى كرديم. شوهرم حاضر به زندگى با من نبود. به همين خاطر از مرد فالگير خواستم تا شوهرم را به خانه برگرداند، اما او ادعا كرد به خاطر اين كه در ساعتى شوم به عقد شوهرم درآمده ام، بايد از او جدا شوم. بنابراين مرا تشويق به طلاق كرد. بعد هم براى رهايى از یک بلای عجیب ازمن خواست تا به خواسته شيطانى اش تن دهم. تماس هاى مأموران با فريب خوردگان ادامه دارد. دادستان ضمن درخواست چاپ عكس بدون پوشش متهم در روزنامه ايران از شاكى ها خواست براى شكايت و پيگيرى موضوع با دادستانى قم تماس بگيرند.

هشدار تجاوز به زنان تنها

روند رسيدگى به پرونده مرد ی كه پس از آزار و اذيت زنان در كرج اموال آنها را به سرقت مى برد، با طرح شكايت هاى جديد وارد مرحله تازه اى شد.

فرشيد - متهم - با همدستى يك دختر فرارى طعمه هاى خود را در استخر و آرايشگاه هاى زنانه شناسايى مى كرد.به گزارش خبرنگار روزنامه ایران ، راز فعاليت مجرمانه مرد شيطان صفت با شكايت زن جوانى بر ملا شد. این زن در شکایت خود در اداره آگاهى استان تهران به مأموران گفت: روز گذشته مرد ناشناسى تحت عنوان مأمور اداره برق وارد خانه ام شد. او پس از بررسى خانه با تهديد مرا به داخل اتاقى كشاند و مورد آزار و اذيت قرار داد و پس از سرقت پول و لوازم باارزش خانه متوارى شد. در بررسى آلبوم مجرمان حرفه اى هويت متهم فرارى، فرشيد را شناسايى كردند.فرشيد داراى سوابق متعدد كيفرى بود. مأموران اواخر تيرماه او را هنگام ورود به خانه پدرش شناسايى و دستگير كردند. زن ديگرى نیز از فرشید شکایت کرد که وی پس از ورود به خانه اين زن او را نيز مورد آزار و اذيت قرار داده بود. مرد در اعترافات خود اظهار داشت: سال ۸۵ به جرم رابطه نامشروع روانه زندان شدم. در آنجا از طريق يكى از هم سلولى هاى خود شماره تلفن دخترى به نام افسانه را به دست آوردم و پس از آزادى از زندان با او آشنا شدم.افسانه هشت سال قبل از خانه فرار كرده بود و به تنهايى زندگى مى كرد. به همين خاطر اغلب اوقات در منزل او بودم. پس از مدتى تصميم گرفتيم تحت عنوان مأمور، از افراد پولدار اخاذى كنيم.براساس نقشه اى افسانه به استخرها و آرايشگاه هاى زنانه و كلاس هاى خصوصى مراجعه و زنان پولدار را شناسايى مى كرد. او سپس با طرح دوستى نشانى محل سكونت آنان را به دست مى آورد. من هم در يك فرصت مناسب تحت عنوان مأمور اداره برق وارد خانه آنها مى شدم و با آزار و اذيت زن صاحبخانه اموال باارزش وى را سرقت مى كردم.متهم در ادامه به آزار و اذيت دو زن و هشت مورد سرقت اعتراف كرد. مريم دختر جوانی که در سرقت با فرشید همکاری می کرد دستگير شد.او به مأموران گفت: حدود ۱۰ روز قبل در يكى از بوستان هاى كرج با فرشيد آشنا شدم و از كارهاى خلاف وى هيچ گونه اطلاعى ندارم. بدين ترتيب دو متهم براى تحقيقات بيشتر در اختيار مأموران پليس آگاهى قرار گرفتند. صبح ديروز با طرح يك شكايت جديد از فرشيد - متهم اصلى پرونده  روند رسيدگى به پرونده وارد مرحله تازه اى شد.زن جوان به مأموران گفت: فرشيد از آشنايان همسرم است. او چند روز قبل نزد من آمد و مدعى شد شوهرم با زن جوانى ارتباط دارد. او با حرف هايش مرا فريب داد و به بهانه كمك به من وارد خانه ام شد اما در يك لحظه به سويم حمله كرد و پس از آزار و اذيت از خانه گريخت. پس از اين ماجرا دچار بيمارى روحى و روانى شدم اما به خاطر ترس از حيثيت خانوادگى ام شكايتى را مطرح نكردم تا اين كه از دستگيرى او مطلع شدم و به پليس مراجعه كردم.پليس از افرادى كه به اين شيوه مورد آزار و اذيت قرار گرفته اند خواست با مراجعه به اداره آگاهى استان تهران با شناسايى متهم شكايت خود را مطرح كنند.

والدین کشی

شهريور ۸۶ مرد ميانسال تحصيلكرده اى، پليس را در جريان كارگذارى يك شىء مشكوك شبيه بمب داخل اتومبیلش قرار داد وگفت: ساعتى قبل فرد ناشناسى به بهانه طرح يك موضوع مهم تلفنى با خانه ام تماس گرفت و از من خواست خودم را به يكى از خيابان هاى شرق تهران برسانم. مرد غريبه با تلفن كارتى تماس گرفته بود و همه حرف هايش هم مشكوك به نظر مى رسيد، هنگام خروج از خانه قبل از روشن كردن ماشين و خارج شدن از پاركينگ، متوجه يك رشته سيم تقريباً نامريى که به يك باطرى و جعبه اى مشكوك وصل شده بود شدم . از آنجا كه هر لحظه خطر انفجار بمب ساكنان مجتمع مسكونى را تهديد مى كردپلیس را در جریان قرار دادم.تيم ويژه خنثى سازى بمب راازکار انداختند. شاكى که مهندس و موقعیت خوبی دارد پسر خود را عامل جاسازى بمب مى دانست به مأموران گفت: پسرى دارم كه با وجود برخوردارى از هرگونه امكانات رفاهى و مالى متأسفانه دچار مشكلات روحى، روانى از جمله بدبينى و حسادت شديد است. تا جايى كه حتى چشم ديدن مرا هم ندارد. اوازموقعيت اجتماعى بالاى من عذاب مى كشد به همين خاطر سعى دارد مرا از بين ببرد. تمام محبت هايم نيز اثرى در دلش ندارد. پسر در بازجويى هاى پليسى گفت: از پدرم بيزارم و بدون هيچ دليلى دوبار نقشه قتل او را كشيدم. اولين بار سعى كردم با شليك گلوله او را به قتل برسانم اما پدرم زنده ماند. بار دوم با اجير كردن يك مهندس، با راهنمايى هاى او براى خريد مواد منفجره به يكى از شهرهاى مرزى رفتم. چند روز بعد مواد منفجره را در اختيارش گذاشتم از او خواستم تا در ساخت بمب كمكم كند.

زن جوانى با مراجعه به كلانترى( 116 ) تهران اعلام كرد: مادرش -رقيه- ناپديد شده است. اين زن به مأموران گفت: ديشب هر قدر با خانه پدر و مادرم تماس گرفتم، كسى جواب نداد بنابراين خيلى نگران شدم. وقتى به خانه آنها رفتم با ديدن آثار خون روى ديوار و فرش داخل اتاق به وحشت افتادم. هيچ كس در خانه نبود. از همسايه ها پرس وجو كردم، آنها گفتند: شب گذشته صداى درگيرى و فريادهاى مادرم را از خانه شنيده اند. مأموران پليس ، پدر خانواده را که در يك مجتمع مسكونى در غرب تهران سرايدار است و شبانه روز آنجا زندگى مى كند احضار کردند. بدين ترتيب پدر و دو پسرش براى بازجويى احضار شدند.احمد -50ساله- به بازپرس جنايى گفت: يكشنبه شب وقتى پسرم حسين، مادرش را به خانه برد، حدود ساعت چهار صبح در حالى كه بسيار مضطرب بود، نزد من برگشت و به سرعت لباس هايش را عوض كرد، وقتى علت را پرسيدم، گفت، مادرش از او خواسته تا خودرواش را در پاركينگ مجتمع ما پارك كند، اما بين راه با يك نيسان تصادف كرده و لباسش پاره شده است. كارآگاهان وى را به اتهام قتل مادرش بازداشت كردند. همچنين پدر وى نيز به اتهام مخفى كردن حقايق و معاونت در قتل بازداشت شد.در حالى كه بازجويى ها از پدر و دو پسر در اداره دهم پليس آگاهى ادامه داشت، سرانجام روز پنجشنبه حسين لب به اعتراف گشود و از قتل مادرش سخن گفت.حسين گفت: مادرم از بچگى مرا تحقير مى كرد و به جاى ادامه تحصيل مجبورم مى كرد كار كنم. وقتى پس از سال ها كار در يك خياطى توانستم پولى پس انداز كنم و خانه اى بخرم، از من خواست كه خانه را بفروشم و پولش را به او بدهم.از طرفى مادرم هميشه با پدرم اختلاف و درگيرى داشت و من به همين دليل دچار بيمارى اعصاب شده بودم. بالاخره هم تصميم به قتل او گرفتم و شب حادثه وقتى تنها بوديم، او را با كاردى كه از قبل خريده بود، كشتم و جسدش را در صندوق عقب خودرو گذاشته و كنار رودخانه كن رها كردم.جسد رقيه -مقتول- نيز چند ساعت پس از اعتراف هاى متهم به قتل از سوى كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهى تهران در همان منطقه پيدا شد.

زنان فراری

مرد جوانى در تماس با پليس ۱۱۰ از حضور مشكوك زن جوان ناشناسى در خانه اش خبر داد و گفت: سه روز قبل همراه همسر و فرزندانم براى خريد رفته بوديم كه ناگهان در يكى از خيابان هاى شرق تهران، زن جوانى هراسان و گريان از يك خودروى مدل بالا پياده شد و با عجله به طرف ما دويد و درخواست كمك كرد. او مى گفت راننده ماشين برايش مزاحمت ايجاد كرده و جانش هم در خطر است. ما هم با ديدن اين صحنه به او اعتماد كرده و او را همراه خود، به خانه امان برديم. زن كه خود را سودابه و جراح قلب معرفى مى كرد به ما گفت: چندى قبل يك عمل ناموفق روى قلب كودكى انجام داده كه حالا خانواده بيمار به فكر انتقام افتاده اند او هم به ناچار از خانه و محل كارش متوارى است.

با گذشت چند روز از اقامت زن جوان به رفتارهايش مشكوك شديم. چون او به بهانه هاى مختلف از ما پول مىگرفت و ساعت ها از خانه خارج مى شود. تصميم گرفتيم به هر شكل ممكن هويت واقعى او را پيدا كنيم. بالاخره يك روز كه در خانه نبود به سراغ كيف دستى اش رفته و با كشف چند كارت شناسايى و شماره تلفن نام اصلى اش را پيدا كرديم. كارآگاهان زن جوان را دستگير كردند.

در ادامه تحقيقات مشخص شد وى ۳۵ روز قبل از خانه اش گريخته و همسرش نيز با تسليم شكايتى در شعبه دوم داديارى دادسراى جنايى تهران براى يافتن او تقاضاى كمك كرده است. زن جوان صبح ديروز درحالى كه براى بازجويى به دادسرا منتقل شده بود وقتى در برابر قاضى سليمانى ايستاد سكوت كرد و حاضر به بيان انگيزه خود از فرار نشد. همسر وى نيز گفت: چند سال قبل با هم ازدواج كرديم اما تاكنون صاحب فرزند نشده ايم. با اين حال هيچ مشكلى هم نداشتيم. اما نمى دانم چرا همسرم به طور ناگهانى از خانه فرار كرد.

انتقام به خاطر طلاق

همزمان با اعلام خبر انفجار مهيب در يك خانه، مأموران پليس، امدادگران آتش نشانى و اورژانس شهر قدس خود را به محل حادثه رساندند.آنها پس از ورود به خانه با پيكر بى جان سكينه - ۶۵ ساله و۶ تن از اعضاى مجروح خانواده روبه رو شدند. تحقيقات پليسى از شاهدان حادثه نشان مى داد داماد سابق خانواده ساعت ۶ صبح به خانه مادرزن سابقش رفته و پس از شليك دو گلوله او را به قتل رسانده است. همزمان با وقوع اين درگيرى نارنجكى را نيز به سوى سايرين پرتاب كرد و از آنجا گريخت.

در اين حادثه شش تن از ساكنان مجروح و به بيمارستان منتقل شدند. همسر سابق متهم - يكى از مجروحان - در تحقيقات به پليس گفت: چهار سال قبل شوهرم زندانى شد. من نيز در آن زمان از او طلاق گرفته و حضانت دو فرزندم را نيز از دادگاه گرفتم. على به محض اطلاع از اين ماجرا پيغام فرستاد که به محض آزادى از زندان انتقام مى گيرد. اما حرف هايش را جدى نگرفتيم. تا اين كه صبح امروز با يك اسلحه و نارنجك به خانه مادرم آمد و اين فاجعه را به بار آورد. در حال حاضر كارآگاهان پليس آگاهى شهريار با دستور بازپرس ويژه قتل، تلاش براى شناسايى و دستگيرى داماد فرارى را آغاز كرده اند.

مريم - 29 ساله - وقتى متوجه شد همسرش حاضر نيست او را طلاق دهد، تصميم گرفت تا با طراحى نقشه اى او را به عنوان قاچاقچى مواد مخدر گرفتار زندان كند.وی 1۰ گرم كراك را در روكش صندلى خودروى شوهرش پنهان كرد و به كلانترى شهرستان رى رفت و به مأموران گفت: شوهرم مردى بداخلاق، شرور و قاچاقچى مواد مخدر است. او با ضرب و شتم، مرا به همراه دختر شش ساله ام وادار مى كند كه در امر خريد و فروش و توزيع مواد مخدر از جمله كراك و هروئين با وى همكارى كنيم. مأموران در محل مورد نظر حضور يافتند و پس از بازرسى داخل خودروى او اثرى از وجود مواد مخدر - كراك - به دست نياوردندومی خواستند آنجا را ترك كنند، که زن جوان مأموران را به محل جاسازى شده مواد مخدر راهنمايى كردو همین امرمأموران را مشكوك کرد مریم مورد بازجويى قرار دادند.وى با اعتراف به جرمى كه مرتكب شده بود، به مأموران گفت:هفت سال پيش با سياوش آشنا شدم و باهم ازدواج كرديم اما در اين مدت هميشه با همديگر اختلاف داشتيم و سرانجام از او خواستم كه مرا طلاق دهد اما او نپذيرفت و من هم نمى خواستم با او زندگى مشتركى داشته باشم. پرونده با صدور قرار مجرميت و كيفرخواست به شعبه ۳۱ دادگاه عمومى و انقلاب شهرستان رى ارجاع شد.شوهر اين زن در حالى كه بشدت گريه مى كرد،نزد قاضى پرونده رفت و براى او درخواست عفو و بخشش كرد.سياوش به قاضى پرونده گفت: مريم همسرم را دوست دارم و تحت هيچ شرايطى حاضر به طلاق او نيستم.

28/5/1387- مأموران پليس ۱۱۰ در جريان يك درگيرى خانوادگى در خانه اى واقع در خيابان ولى عصر قرار گرفتند. آنها پس از حضور در محل متوجه شدند يك مرد۶۲ ساله و همسرش كه يك سال قبل ازدواج كرده بودند، با هم درگير شده اند. مأموران هر دو را به كلانترى منتقل كردند.

زن43 ساله در حالى كه به شدت عصبانى بود به افسر تحقيق گفت: قبلاً چهار بار ازدواج كرده ام اما هر بار به دلايل مختلف به شكست انجاميد. تا اين كه يك سال قبل مردى به خواستگارى ام آمد و تقاضاى ازدواج كرد. وقتى شنيدم او يك بار ازدواج ناموفق داشته و فرزندانش هم زندگى مستقل و جداگانه اى دارند، جواب مثبت دادم. بنابراين از او خواستم ۱۰۰۰ سكه طلا مهريه ام كند تا بقيه عمرم را در آسايش و آرامش زندگى كنم، اما فكر نمى كردم اين بار دخالت هاى فرزندان شوهرم مرا به ستوه آورد.چرا كه آنها دائم به بهانه هاى مختلف از من ايراد مى گرفتند. به طورى كه چند روز قبل شوهرم به خاطر تحريك آنها مرا به باد كتك گرفت. مرد در حالى كه به حرف هاى همسرش اعتراض مى كرد گفت: روز قبل به خاطر بدرفتارى هاى همسرم به سراغ آخرين شوهرش رفتم و علت جدايى شان را پرسيدم.

بنابراين وقتى به خانه بارگشتم موضوع را با زنم در ميان گذاشته و با طعنه به او گفتم اگر كمى طرز رفتار با شوهرهايش را مى دانست طلاقش نمى دادند. اما او با شنيدن اين حرف بشدت برآشفت و با من درگير شد. پس از معرفى زن به پزشكى قانونى و دريافت گواهى طول درمان، شوهر به اتهام ايراد ضرب و جرح عمدى مجرم شناخته شد و پرونده به دادگاه عمومى جزايى تهران ارسال شد. قاضى دادگاه نيز شوهر را به پرداخت ديه و دو ميليون ريال جزاى نقدى بدل از مجازات حبس محكوم كرد. اما پس از ابلاغ حكم به طرفين پرونده، هر دو به دفتر دادگاه مراجعه كرده و زن از مجازات شوهرش صرفنظر كرد. او گفت: از اين همه آوارگى خسته شده ام. به همين خاطر تصميم گرفته ام شوهرم و زندگى مشتركم را تا آخر عمر حفظ كنم. حال آن كه همسرم نيز قول داده مرا بيش از گذشته درك كند.

همسر کشی

مرد ميانسالى پيكر بى جان همسرش را به يكى از بيمارستان هاى تهران منتقل كرد. او به پزشكان گفت: ديشب خواب بوديم كه ناگهان متوجه تنفس هاى غير عادى همسرم شدم، كمى كه دقت كردم، ديدم به سختى نفس مى كشد، درراه بیمارستان همسرم فوت كرد.بدين ترتيب پزشكان پس از معاينه فائزه - ۳۷ ساله - مرگ او را تأييد كردند. نخستين بررسى ها نشان مى داد وى به علت مسموميت شديد جان باخته است. مسئولان بيمارستان مرگ مشكوك فائزه را به پليس گزارش كردند، مأموران كلانترى (۱۵۰ )تهرانسر موضوع به بازپرس جنايى تهران خبرداد .مامورین جنایی پس از حضور در خانه اين زوج متوجه به هم ريختگى وسايل خانه و آثارى مبنى بر وجود درگيرى شدند. بازجويى از همسر فائزه آغاز شد. رضا - ۴۲ ساله - به كارآگاهان گفت: ديشب يكى از دوستانم ميهمان ما بود. ساعتى پس از صرف شام دوستم به خانه اش رفت و ما هم بدون هيچ جر و بحثى خوابيديم، اما نيمه شب حال همسرم بد شد . مرگ مرموز این زن در حال بررسی است.

يك مرد همسرش را به دليل سوء ظن به جنگل هاى اطراف كرج کشاند و به قتل رساند. مردى با مراجعه به كلانترى( 106 ) نامجو، راز يك جنايت هولناك در اطراف كرج را فاش كرد.اين مرد به مأموران گفت: امروز برادرم سعيد نزد من آمد و ادعا كرد به رفتارهاى همسرش مشكوك است و از من خواست او را تحت نظر داشته باشم.يك روز وقتى همسر برادرم از خانه خارج شد به اتفاق برادرم او را تعقيب كرديم. دقايقى بعد متوجه شديم او سوار يك خودروى تعليم رانندگى شد ، ما نيز با موتوسيكلت آن را تحت نظر گرفتيم و پس از طى مسافتى برادرم آن را متوقف كرد و از همسرش خواست پياده شود ؛اگرنه با بنزين آن را به آتش خواهد كشيد.راننده كه ترسيده بود، از زن خواست پياده شود و سپس با موتورسيكلت سه نفرى راهى كرج شديم. سعيد در كنار يك باغ توقف كرد و زن و شوهر به داخل باغ رفتند، اما با گذشت نيم ساعت برادرم هراسان و سراسيمه از باغ بيرون آمد و وحشت زده به من گفت: زنم را كشتم. جسد زن جوان در يك باغ در حاشيه جاده چالوس پیدا شد. كارآگاهان وبازپرس كشيك قتل كرج در محل جنايت حاضر شدند.در بررسى هاى اوليه مشخص شد مقتول زنى ۳۰ ساله است كه سه روز قبل با روسرى خفه شده است.

مردى در تماس با پليس از جنايتى هولناك در يكى از روستاهاى اطراف ملاير خبر داد. پليس آگاهى ملاير همراه بازپرس كشيك قتل در محل جنايت حاضر شدند. مأموران پس از تحقيق متوجه شدند پدر خانواده پس از قتل فاطمه - دختر خردسالش - همسرش را نيز با ضربه هاى كارد مجروح كرده است كه دقايقى بعد زن توسط همسايه ها به بيمارستان انتقال داده شد.يكى از همسايه ها كه پس از وقوع جنايت خود را به محل حادثه رسانده بود، به كارآگاهان پليس آگاهى گفت: ساعت چهار بعدازظهر متوجه صداى درگيرى جعفر - متهم به قتل - و همسرش شديم. زن جوان با داد و فرياد تقاضاى كمك مى كرد. به خاطر اين كه احتمال مى داديم جعفر قصد كشتن همسرش را دارد از بالاى ديوار وارد خانه شديم. با پيكر خونين فاطمه دختر كوچولوى خانواده كه دركف اتاق افتاده بود روبه رو شديم، ضمناً جعفر نيز در حالى كه كاردى در دست داشت در حال ضربه زدن به همسرش بود.سريع خود را به جعفر رسانديم و كارد را از دست او گرفتيم. همسر او را به بيمارستان انتقال داديم تا از مرگ نجات يابد. مأموران جعفر - 32 ساله - را به اتهام قتل دختر خردسال و مجروح كردن همسرش دستگير كردند.متهم پس از انتقال به اداره آگاهى مورد بازجويى قرار گرفت. او به كارآگاهان پليس گفت: از چندى قبل به رفتار همسرم مشكوك شدم و اين موضوع آزارم مى داد و روز حادثه به خاطر اين موضوع با همسرم درگير شدم و تصميم به قتل او و دخترم گرفتم. متهم از چندى قبل بيكار شده كه در همين رابطه با همسرش اختلاف پيدا كرده بود. براى تغيير مسير تحقيقات ادعاى دروغ سوءظن به همسرش را مطرح كرده است.

قتل همسر صیغه ای

مرد جوانى سال گذشته با مراجعه به پليس آگاهى تهران با تسليم شكايتى از ناپديدشدن خواهر ۳۹ ساله اش خبر داد و گفت: خواهرم چند سال قبل از همسر اولش جدا شد، او كه زن پولدارى بود به تنهايى زندگى مى كرد اما چند روزى است از او خبرى نداريم.در نخستين تحقيقات مشخص شد آمنه از دو سال قبل به عقد موقت مردى ۴۵ ساله به نام مجيد درآمده بود. كارآگاهان مجيد را براى تحقيق و بازجويى به اداره آگاهى منتقل كردند. او ضمن تأييد موضوع گفت: من داراى همسر و فرزند هستم. از مدتى قبل با آمنه آشنا شده و او را به عقد موقت خودم درآوردم اما چند روز قبل آمنه به من گفت مى خواهد با خودروى شخصى اش به مسافرت برود و ديگر از او خبرى ندارم. جستجو خودرو آمنه ادامه داشت تامعاون مبارزه با جرائم جنايى پليس آگاهى تهران خودروى آمنه را رديابى و درحالى كه مرد جوانى ادعاى مالكيت آن را داشت توقيف شد.مرد جوان در بازجويى ها گفت: اين خودرو را چندماه قبل از يك زن و مرد ميانسال خريدارى كرده ام.در بررسى مدارك خودرو مشخص شد فروشنده زنى به نام آمنه ومجيد ـ شوهر صيغه اى وی بوده است. پلیس مجيد را دستگير كرد. مجیددر بازجويى هاى پليسى لب به اعتراف گشود و راز ناپديدشدن ۳۰ ماهه همسر دومش را فاش كرد.وى در اعتراف هاى خود به بازپرس شعبه سوم دادسراى جنايى گفت: دو سال قبل با آمنه آشنا شدم اما بعد از مدتى دريافتم وى معتاد است به همين خاطر با او اختلاف پيدا كردم. آمنه وضع مالى خوبى داشت و بيشتر درآمدش را صرف اعتيادش مى كرد. بارها وسوسه شدم تا به نوعى اموال او را تصاحب كنم سرانجام تصميم گرفتم او را به قتل برسانم و پول ها و خودرو اش را بردارم. يك روز او را به بهانه اى به اطراف كرج كشاندم و پس از قتل، جسد او را به آتش كشيدم و سپس همسر اولم را به جاى آمنه به دفترخانه بردم و با جعل امضاى او خودرواش را فروختيم.

سوء ظن جان دونفر را گرفت

كارآگاهان جنايى پليس آگاهى تهران مرد ميانسالى را كه دو ماه قبل مرتكب جنايت شده بود، شناسايى و دستگير كردند. نيمه شب دو مرد با يك دستگاه موتوسيكلت مردى را با ضربه هاى كارد از پاى درآوردند. كارآگاهان ردپاى زن جوانى را در اين پرونده يافتند. پس از دستگيرى مژگان وى به آشنايى با مهدى اعتراف كرد و گفت: يك سال قبل از همسرم- رسول- طلاق گرفتم اما او در اين مدت همچنان برايم مزاحمت ايجاد مى كرد تا اين كه با مهدى آشنا شدم و تصميم به ازدواج با او گرفتم. اما شوهر سابقم متوجه شد و شروع به تهديد كرد. رسول در تماس با من گفت: به زودى انتقام خود را از مهدى مى گيرم.مژگان در ادامه گفت: چون تهديد رسول را جدى گرفته بودم، موضوع را به مهدى گفتم و از او خواستم مراقب باشد. كارآگاهان همسر سابق او را دستگير كردند.وى در بازجويى ها ضمن اعتراف به قتل مهدى، انگيزه خود را از اين جنايت انتقام جويى عنوان كرد. در ادامه تحقيقات كارآگاهان متوجه شدند در سال ۷۶ جنايت هولناكى براى يكى از اعضاى خانواده مژگان - همسر سابق متهم- رخ داده بود كه با وجود گذشت ۱۱ سال از اين جنايت مأموران موفق به كشف راز آن و دستگيرى قاتل نشده بودند.در اين پرونده جنايى مرد ۳۵ ساله اى به نام هادى با ضربات جسم نوك تيز در خانه خواهرش در خيابان گيشا به قتل رسيده بود.بدين ترتيب ابتدا مژگان براى بازجويى و تحقيق در اين باره به اداره آگاهى احضار شد.مژگان در اين باره گفت: هادى از بستگان من بود و ما از دوران كودكى با هم بزرگ شده بوديم. وقتى با رسول ازدواج كردم، او به روابط من و هادى حساس شده بود و اجازه نمى داد با يكديگر رفت و آمد داشته باشيم. چند ماه بعد در حالى كه خواهر هادى به مسافرت رفته بود، وى در خانه خواهرش به طرز مرموزى به قتل رسيد كه هنوز قاتلش شناسايى و دستگير نشده است.كارآگاهان پس از شنيدن اظهارات مژگان با احتمال وقوع جنايت از سوى رسول بار ديگر تحقيقات خود را از وى آغاز كردند تا اين كه سرانجام رسول به قتل هادى نيز اعتراف كرد و گفت: 11 سال قبل وقتى با مژگان ازدواج كردم، يكى از بستگان شان به من گفت هادى با مژگان ارتباط داشته است و اين موضوع مرا دچار سوءظن شديد نسبت به هادى كرد. يك روز كه او در خانه خواهرش تنها بود؛ به آنجا رفتم تا با او صحبت كنم اما كار به درگيرى كشيد و او را كشتم.

 نود و هشت سال زمان برای دریافت مهریه

با حكم قطعى دادگاه، يك زن كه به خاطرثروت خانوادگى شوهرش با مهريه ۶۰۰ سكه طلا به خانه بخت رفته بود، طى ۹۸ سال مهريه اش را دريافت خواهد كرد. زن جوان كه پس از ازدواج پى برد همسرش مجنون است و قادر به كنترل رفتار خود نيست،. به شعبه( 245 ) دادگاه خانواده تهران ضمن تسليم دادخواستى خواستار دريافت مهريه ۶۰۰ سكه طلاى خود شد و به قاضى گفت: 10 سال پيش با پسر مرد ثروتمندى آشنا شده و بدون شناخت، به عقد هم درآمديم.شوهرم جوانى گوشه گير و كم حرف بود. تصميم گيرى در همه امور زندگى اش هم با پدرش بود و قرار بود با پدرش کار کند . سه سال بعد همزمان با تولد فرزندمان، پدر همسرم براى مان يك واحد آپارتمان خريد در حالى كه طى سه سال زندگى مشترك متوجه رفتار و حركات عجيب و غريب شوهرم شده بودم اما اميد داشتم با تولد فرزندمان او به زندگى دلگرم شود. با اين حال نه تنها رفتار شوهرم تغيير نكرد، حتى حاضر نبود سر كار برود.

كم كم مشكلات روحى شوهرم شديدتر شد. او در ذهن خود نقشه خريد يك كشتى را طراحى كرده بود و تمام روز در فكر طراحى كابين و عرشه كشتى خيالى اش به سر مى برد. كابوس غرق شدن كشتى و برخوردش با صخره هاى دريايى همواره در خواب آزارش مى داد. او هميشه خود را در تاريكى قبر مى ديد. تا اين كه شوهرم براى رسيدن به رؤياهايش و به اميد تهيه پول خريد كشتى،مرتكب سرقت شد.او در هر فرصتى به چك هاى پدرش دستبرد مى زد. بى خبر خانه را ترك مى كرد. مدتىبعد برمى گشت ادعا مى كرد به طرز معجزه آسا پس از غرق شدن كشتى اش، نجات پيدا كرده است. تصميم گرفتم مهريه ام را به اجرا بگذارم، شايد با آن زندگى مان را از فقر و نابودى نجات دهم. اما متوجه شدم شوهرم مدتى قبل سند آپارتمان را به نام مادرش منتقل كرده و هيچ دارايى اى ندارد. ، مرد با معرفى چند شاهد به دادگاه ادعا كرد كه به خاطر تنگدستى و ناتوانى مالى قادر به پرداخت يكجاى مهريه نيست. قضات دادگاه نيز از آنجا كه هيچ اموالى از مرد براى توقيف در دسترس نبود و او شغل ثابت و درآمدى هم نداشت، حكم دادگاه بدوى را تأييد كردند.بدين ترتيب زن جوان پس از دريافت ۱۰ سكه به عنوان پيش قسط، بايد ۹۸ سال به انتظار بنشيند تا آخرين سكه مهريه اش را دريافت كند. در صورتى كه شوهر تا ۹۸ سال ديگر زنده بماند و تمام اقساط مهريه را به موقع بپردازد، زن در سن ۱۲۸ سالگى آخرين برگ از پرونده دريافت مهريه اش را در دادگاه امضا خواهد كرد.

دیگر کشی

جوان كشاورزى با مشاهده پيكر خون آلود مرد ناشناسى در مزرعه اش، مأموران پليس را در جريان قرار داد. كارآگاهان پليس آگاهى شهريار همراه بازپرس جنايى در حوالى روستاى دهشاد بر سر پیکرجوانی که با ضربه های چوب و کارد از پا در آمده بود حاضر شدند . 24 ساعت پس از كشف جسد، خانواده پسر جوانى با مراجعه به اداره آگاهى از ناپديد شدن مرموز پسرشان خبر دادند. جسد كشف شده در مزرعه متعلق به رحيم است. مأموران در ادامه بررسى هاى خود، متوجه شدندجسد متلق به رحیم است که آخرین بار همراه يكى از دوستانش به نام سعيد ديده شده بود که به اتفاق همسرش به محل نامشخصى رفته اند.کارآگاهان زن و شوهررا در يك كارگاه آجرپزى شناسايى و دستگيركردند.

سعيد در بازجويى ها منكر هرگونه اطلاعى از قتل شد، اما همسرش در جريان بازجويى ها جزئيات قتل پسر جوان را فاش كرد.زن جوان اظهار داشت: مقتول از دوستان همسرم بود و به واسطه اين دوستى به خانه ما رفت وآمد داشت تا اين كه به من ابراز علاقه كرد و خواست از همسرم جدا شوم و با او ازدواج كنم. از رحيم خواستم اين موضوع را فراموش كند اما وى دست بردار نبود.سرانجام موضوع را به همسرم گفتم و او نيز نقشه قتل دوستش را طراحى كرد. چند روز بعد شوهرم، رحيم را براى انتقام به مزرعه اى در اطراف شهريار كشاند و با ضربه هاى چوب و كارد او را به قتل رسانديم و به شهرستان لامرد فرار كرديم.

زوج سالخورده اى با مراجعه به كلانترى(۱۳۸) جنت آباد از ناپديد شدن پسرشان خبر داده و به مأموران گفتند: حدود دو سال قبل مجيد - 41 ساله - از خارج به ايران بازگشت و به تنهايى زندگى مى كرد اما از ۹ روز پيش ناپديد شده و خبرى از او نداريم.پس از طرح اين شكايت مأموران كلانترى به خانه مجيد رفته و پس از ورود به خانه با آثار خون و درگيرى روى ديوارها و تشك وى كه وسط اتاق افتاده بود روبه رو شدند.كارآگاهان در ادامه تحقيقات متوجه شدند مجيد با زن جوانى ارتباط داشته است. بنابراين با شناسايى هويت وى بلافاصله دستور تحقيق و بازجويى از زن جوان صادر شد. مينا در بازجويى ها گفت: از مدتى قبل به عقد موقت مجيد درآمدم و به خانه اش رفت و آمد داشتم تا اين كه چند روز قبل به من گفت خانواده همسر اولش قرار است از شهرستان به ديدن او بيايند و از من خواست چند روزى با او تماس نگيرم و به ديدنش نروم.كارآگاهان پس از تحقيق از مينا دريافتند وى دخالتى در اين رابطه نداشته بنابراين او را آزاد كردند.اما در ادامه بررسى ها مشخص شد برادر كوچك مجيد در طبقه پائين همان ساختمان زندگى مى كند؛ بنابراين مأموران پليس به بازجويى از وى پرداختند.سعيد در اين باره به مأموران پليس گفت: وقتى فهميدم خانواده همسر برادرم به ديدنش آمده اند تصور كردم برادرم با آنها سرگرم است ديگر به سراغش نرفتم اما وقتى چند روز از ماجرا گذشت و خبرى از وى نشد نگران شدم.به گفته خانواده مجيد، وى با خانواده همسر اولش اختلاف مالى داشته و ۲۰۰ ميليون تومان از آنها طلبكار بوده است. بازپرس پرونده دستور تحقيق از خانواده همسر مجيد را صادر كرد.

اسید پاشی

آمنه 29 ساله كه چهار سال قبل از سوى مجيد 25 ساله - هدف اسيدپاشى قرار گرفته بود، به بازپرس رئيس شعبه ششم دادسراى جنايى تهران - گفت: 12 آبان ۸۳ حوالى پل سيدخندان - بيرون آمدم تا همراه مادرم به يكى از امامزاده هاى شمال تهران برويم، هنوز چند قدم بيشتر نرفته بودم كه سايه سنگين مردى را پشت سرم احساس كردم. به عقب برگشتم، مجيد را ديدم كه با يك ظرف قرمز به طرفم حمله كرد. همان موقع بشدت احساس سوختگى كردم، ابتدا فكر كردم آب جوش ريخته تا مرا بترساند. اما چند ثانيه بعد از شدت سوزش و درد فرياد كشيده و كمك خواستم. مردم مرا به بيمارستان رساندند، اما متأسفانه همان شب چشم چپم نابينا شد. چشم راستم نيز پس از ۱۷ عمل جراحى در اسپانيا، بعد از ۲ سال نابينا شد. همان موقع بهترين و معروف ترين پزشكان اروپا روى چشم من عمل هاى مختلف جراحى انجام دادند، اما در نهايت اعلام كردند نمى توانند اندكى از بينايى ام را به من هديه دهند.

دختر نابينا درباره نحوه آشنايى اش با متهم گفت: بعد از آن كه در رشته الكترونيك فوق ديپلم گرفتم، در كنكور كارشناسى شركت كرده و در دانشگاه اسلامشهر قبول شدم. يك روز كه درس عملى داشتيم، به آزمايشگاه رفتم و مشغول كار بوديم كه متوجه حركات غير عادى يكى از بچه ها شدم. مجید را بار اول مى ديدم. همان روز هم جر و بحث مان شد و ديگر او را نديدم. اما چند هفته بعد خانمی با ما تماس گرفت و خودش را مادر مجيد معرفى كرد و گفت: مى خواهد از من خواستگارى كند. او مادر همان پسر مزاحم بود ، به آنها جواب منفى دادم. اما از آن به بعد مزاحمت هاى او آغاز شد.آمنه به عنوان آخرين درخواست خود خواستار قصاص متهم شد و گفت: من فقط قصاص مى خواهم. بايد اين فرد را در همان محلى كه به صورتم اسيد پاشيد قصاص كنند تا بفهمد كه من و خانواده ام در اين مدت چه كشيده ايم. ضمن اين كه درس عبرتى براى ديگران هم باشد. مجيد - پسر اسيدپاش گفت: اشتباه كردم. فكر مى كردم اگر اين كار را انجام بدهم، به او خواهم رسيد. اما حالا فهميدم كه زندگى يك دختر، خودم و چند خانواده را نابود كرده ام. مجيد درحالى كه به گريه افتاده بود، در ميان هق هق بلندش گفت: شما را به خدا مرا قصاص نكنيد، بلكه اعدامم كنيد تااز زندگى توأم با رنج و عذابم راحت شوم.

پرونده پسر ى كه در اقدامى كينه جويانه با اسيد زن، مورد علاقه اش را به قتل رسانده بود، با صدور قرار مجرميت و كيفرخواست براى محاكمه به دادگاه كيفرى فرستاده شد.

رهگذران خيابانى در منطقه ابوسعيد دو مرد موتورسوار را ديدند كه به سرعت به زن جوانى نزديك شده و يكى از آنها مايعى را به صورت او پاشيد.با فريادهاى زن جوان، مردم ، او را به بيمارستان لقمان الدوله رساندند و از آنجا به دليل شدت سوختگى، زن را به بيمارستان بقيه الله منتقل كردند، كه تلاش پزشكان براى نجاتش مؤثر واقع نشد و او جان باخت. فرد ناظری شماره پلاك موتورسيكلت را در اختيار كارآگاهان قرار داد. خانه سارا ۲۴ ساله- قربانى اسيدپاشى- در نزديكى محل حادثه قرار داشت. زن جوان چند سال قبل از همسرش طلاق گرفته و با پسر خردسالش به تنهايى زندگى مى كرد. او چهار سال پيش با پسر جوانى به نام عليرضا آشنا شده و قصد ازدواج داشتند.. پليس ردپاى مسعود یکی از موتورسوارها را در يكى از شهرهاى مرزى كشور هنگام فرار به كشور ارمنستان پیدا کرد و او را دستگير كردند. مسعود به اداره آگاهى اعتراف كرد عامل اصلى اسيدپاشى، دوست صميمى اش عليرضا است. او به سارا علاقه داشت اما اخيراً به وى مشكوك شده بود و براى اين كه از او انتقام بگيرد، تصميم گرفت روى وى اسيد بپاشد. عليرضا در جريان بازجويى ها درباره انگيزه اش گفت: مى خواستم با او ازدواج كنم اما خودش نخواست و با رفتار و گفتارش مرا دلسرد كرد. بارها ارتباطم را با او قطع كردم اما هر بار قول مى داد رفتارش را تغيير دهد. با اين حال نتوانست. بنابراين من هم تصميم گرفتم از او انتقام بگيرم.آن شب وقتى از كنارم رد شد، اسيد را از پشت روى بدنش ريختم. اصلاً باورم نمى شد به خاطر اين حادثه بميرد.

چند همسری

مرد ثروتمند كه از ناسازگارى هاى همسر دومش به ستوه آمده بود، براى رهايى از مشكلات خانوادگى مالكيت ۲۵۰ واحد تجارى و يكى از مجتمع هاى تهران را به همسرش واگذار كرد.

این مرد با مراجعه به شعبه (۲۶۴) دادگاه خانواده تهران و ارائه دادخواست طلاق گفت: 15 سال پيش زن ميانسالى كه از شوهرش جدا شده و سرپرستى ۲ فرزندش را برعهده داشت، براى كار به دفترم مراجعه كرد. من هم پس از بررسى وضعيت زندگى خانوادگى اش و از آنجا كه سرپرستى ۲ فرزندش را نيز برعهده داشت او را به عنوان منشى استخدام كردم. او طى چند سال كار، به خوبى از وضعيت مالى و خانوادگى ام باخبر شد. خصوصيات اخلاقى ام را مى دانست و دريافته بود كه ثروت زيادى دارم. با داشتن همسر و چند فرزند حاضر شدم او را به عقد خود درآورم. پس از عقد نيز خانه اى مجلل به همراه ماشينى گرانقيمت برايش تهيه كردم تا با فرزندانش كنار هم به راحتى زندگى كنند. حتى مخارج ازدواج فرزندانش را نيز تأمين كردم. اما مدتى پس از ازدواجمان، او به بهانه هاى مختلف بناى ناسازگارى گذاشت و با داد و فرياد در محل كار و زندگى ام آبرويم را به بازى گرفت. او در طول ۵ سال زندگى مشتركمان ۴ بار دادخواست طلاق داد و دو بار نيز خواستار دريافت نصف دارايى ام بود. به هر بهانه اى برايم پرونده كيفرى تشكيل مى داد به طورى كه با طرح ۱۴ شكايت كيفرى بارها مرا به دادسرا كشاند. اما به خاطر واهى بودن شكايت هايش هر بار قرار منع تعقيب صادر و پرونده مختومه مى شد.

مرد ثروتمند ادامه داد: با مرور اتفاقات گذشته متوجه شدم اين زن از ابتدا قصد زندگى با مرا نداشته بلكه به طمع تصاحب ثروت و دارايى ام با نقشه قبلى مرا فريب داده است. به همين خاطر از او بيزارم و تقاضاى صدور حكم طلاق دارم. قاضى دادگاه خواستار احضار زن در جلسه بعدى شد. او وقتى در برابر قاضى ايستاد، گفت: شوهرم مردى سرمايه دار است و حالا كه قصد دارد از من جدا شود، بايد طبق شرايط عقدنامه نيمى از دارايى اش را به من واگذار كند. از قاضى پرونده ۴۵ روز فرصت خواست تا فهرست اموال و دارايى هاى شوهرش را به دادگاه ارايه كند. بدين ترتيب وى اوراق واحد تجارى و ادارى، چندين دستگاه آپارتمان ادارى و مسكونى در نقاط مختلف شهر و برگه هاى ترخيص خودروهاى گرانقيمت وارداتى متعلق به شوهرش را به دادگاه ارائه كرد.زن دوم با مهريه ۱۴ سكه طلا به عقد شوهرش درآمده بود، با تصاحب نيمى از ثروت ميلياردى شوهرش از او جدا شد.

ازدواج سوم مرد ثروتمند در حالى فاش شد كه وى قربانى نقشه زن صيغه اى اش شده بود. مأموران پليس هنگام گشت در خيابان خاوران به يك دستگاه پژو با دو سرنشين مشكوك شدند و دستور توقف دادند. اما راننده بر سرعت خود افزود و پس از طى مسافتى بر اثر برخورد با يك پرايد متوقف شد. سرنشنیان زن و شوهر جوانى به نام هاى فاطمه ومصطفى بودند، در بازرسى از خودروى آنان جسد متعفن يك مرد كشف شد.مصطفى در بازجويى هاى پليسى با اعتراف به قتل ابراهيم گفت: مادرزن ۴۴ ساله ام صيغه مرد ثروتمندى به نام ابراهیم شد همسر و فرزندان اين مرد در خارج از ايران بودند و مادرزنم به طمع به دست آوردن ثروت شوهرش نقشه قتل او را طراحى كرد. چهار ماه قبل به همراه مادرزنم به خانه ابراهيم رفتيم و دست و پايش را در رختخواب بستيم. او را خفه كرده و داخل گودالى در اتاق خواب دفن كرديم.مصطفى ادامه داد: مادرزنم در ادامه نقشه اش سندى جعل كرد تا اموال قربانى را تصاحب كند. اما از آنجا كه مى ترسيد راز جنايتش فاش شود، بار ديگر به اتفاق او به خانه مقتول رفتيم و تا جسد را به اطراف تهران منتقل كنيم. مادرزن پس از دستگيرِی ادعاهاى دامادش را تأييد كرد.

پرونده با صدور كيفرخواست به شعبه (۷۴ )دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شد اما در حالى كه قرار بود عاملان قتل پاى ميز محاكمه بنشينند، مشخص شد كه ابراهيم علاوه بر داشتن يك دختر و پسر كه در انگلستان زندگى مى كنند، از همسر سومش فرزندى دارد كه شناسنامه او را جعل كرده تا راز اين رابطه پنهان بماند. به گزارش خبرنگار ما، رسيدگى به اين پرونده تا شناسايى ساير اولياى دم و احضار آنان به تعويق افتاد.

خواستگار کلاهبردار

کلاهبردار شيك پوش که هنگام مرخصى از زندان با طرح نقشه اى تحت عنوان خواستگاری از يك دختر ثروتمند كلاهبردارى كرده بود به دام افتاد.

شكايت دختر جوانى به شعبه چهارم دادسراى ناحيه(۱۶) ـ بعثت ـ در دستور كار مأموران پليس آگاهى تهران قرار گرفت.شاكى به بازپرس گفت: صاحب يك مهد كودك بودم. اما چندى قبل ساختمان فرسوده را فروختم تاسر فرصت آپارتمان نوساز ديگرى بخرم. بنابراين پول آنجا را نيز به حساب جارى ام واريز كردم.چند روزى از فروش ساختمان گذشته بود كه زن ناشناسى به نام منير به خانه ام آمد و گفت: برادرش مسعود چند روز قبل مرا در بانك ديده و نشانى خانه ما را پيدا كرده است. حالا هم قصد دارد، از من براى برادر ثروتمندش خواستگارى كند.

شاكى ادامه داد: ابتدا من و خانواده ام به دليل اين كه هيچ شناختى از آنها نداشتيم مخالفت كرديم. اما وقتى با اصرار وى روبه رو شديم، ناچار اجازه داديم. شب خواستگارى هم مسعود همراه منير به خانه مان آمدند. او كه خود را صاحب يك شركت و كارخانه در ايران و چند كشور خارجى معرفى مى كرد دائم از دارايى ميلياردى اش حرف مى زد. در مدت كوتاه آشنايى، او با چرب زبانى هايش من وخانواده ام را به راحتى فريب داد. حتى چندبار براى جلب اطمينانم، مرا مقابل چند خانه گرانقيمت برد و مدعى شد، خانه ها متعلق به خودش است. اما هر بار كه اصرار مى كردم يكى از آنها را ببينيم بهانه اى مى تراشيد. سرانجام در حالى كه سرگرم تدارك مراسم ازدواج بوديم، نامزدم تلفن زد و گفت: براى شركت در يك مزايده احتياج به پول نقد دارد. اما به دليل اينكه حسابدار شركتش چندروزى به مسافرت رفته امكان صدور چك ندارد. بنابراين من هم ۴۰ ميليون تومان موجودى حسابم را در اختيارش قرار دادم، او هم قول داد به زودى آن را باز گرداند. اما ده روز بعد از اين ماجرا، ناگهان ناپديد شد. مأموران پس از چهره نگارى و بررسى آلبوم مجرمان دريافتند متهم فرارى از تبهكاران حرفه اى است كه تاكنون چندين بار به اتهام هاى سرقت، زورگيرى، كلاهبردارى و جرايم مشابه زندانى بوده است.مأموران متهم و همدستش منیر ـ همسر موقت ـ را شناسايى و دستگير كردند. كارآگاهان احتمال مى دهند زن و مرد شياد به همين شيوه خانواده هاى ديگرى را نيز فريب داده باشند.

خودکشی خواستگار

دختر جوانی با مأموران پليس ۱۱۰ تماس گرفت و گفت: جوان ۲۹ ساله اى به نام محمود كه به خواستگارى ام آمده بود، پس از شنيدن جواب رد از خانواده ام، قصد دارد در مقابل خانه امان خودكشى كند.مأموران كلانترى ۱۴۰ باغ فيض در محل حادثه حاضر شدند و مشاهده كردند پسر جوان از يك درخت سه مترى بالا رفته و رشته طنابى را به قصد خودكشى به گردنش حلقه زده است. او درحالى كه تلاش مى كرد سر ديگر طناب را به شاخه درخت متصل كند با فرياد از خانواده دختر مى خواست كه پيشنهاد ازدواج او را قبول كنند.اهالى محل از وى خواستند كه آرامش خود را حفظ كند و از درخت پائين بيايد اما خواستگار لجباز كه هيجان زده شده بود در جواب مردم گفت: تا موقعى كه پدر دختر مورد علاقه ام به من قول ازدواج ندهد از درخت پائين نخواهم آمد.در همين موقع شاخه درخت شكسته شد وجوان عاشق به پائين سقوط كرد.امدادگران، جوان خواستگار را كه دست و پاهايش مصدوم شده بود با آمبولانس به بيمارستان انتقال دادند.

قتل خواستگار بدست همسر سابق

مأموران كلانترى( 119) مهرآباد در جريان قتل مرد جوانى در خيابان قرار گرفتند.مأموران كلانترى پس از حضور در محل حادثه با پيكر بى جان مهدى - 35 ساله - روبه رو شدند كه بر اثر اصابت ضربه هاى كارد به قتل رسيده بود.

تحقيقات بازپرس نشان داد مقتول شب حادثه در خانه مادر همسرش ميهمان بوده و موقعى كه از محل كارش به خانه آنها مى رفته، در نزديكى آنجا از سوى دو مرد موتورسوار مورد حمله قرار گرفته و به قتل رسيده است. كارآگاهان به ارتباط پنهانى مقتول با زن جوانى پى بردند. با احضار زن جوان وى تحت بازجويى قرار گرفت.مژگان در بازجويى ها گفت: يك سال قبل از همسرم جدا شده و مدتى بعد با مهدى آشنا شدم، با آنكه او متأهل بود، از من نيز خواستگارى كرد. مى خواستيم با يكديگر ازدواج كنيم، اما همسر سابقم از موضوع باخبر شد و با تهديد از من خواست از ازدواج با مهدى صرف نظر كنم. همسر سابقم با من تماس گرفت و گفت كه مى خواهد با كمك برادرش، مهدى را به قتل برساند. دستور دستگيرى همسر سابق مژگان و برادرش صادر شد. وى در بازجویی اعتراف كردشب حادثه با همدستى برادرش به سراغ مهدى رفته و او را به قتل رسانده وانگيزه خود را انتقامجويى عنوان کرد.

ازدواج اجباری

پسر جوانى كه به شدت كتك خورده و آثار ضرب و جرح روى بدنش نمايان بود، با مراجعه به پليس با تسليم شكايتى از ربوده شدن نوعروس ۱۶ ساله اش خبر داد و گفت: بعدازظهر امروزبه اتفاق نامزدم - شيما - براى برگزارى مراسم عقد به دفترخانه مى رفتيم. خانواده هايمان در دفترخانه منتظر ما بودند

در بين راه شيما از من خواست خودرويم را مقابل يك بوستان در يافت آباد نگه دارم تا برايش بستنى بخرم. اما دقايقى بعد كه برگشتم ناگهان سه پسر جوان به من حمله كردند و پس از ضرب و شتم من يكى از آنها پشت فرمان خودروى زانتيايم که نامزدم داخل آن نشسته بود نشست و او را ربود.

پس از شكايت تازه داماد، پليس آگاهى با انجام بررسى متوجه ارتباط پنهانى دختر نوجوان با پسر جوانى به نام رضا شدند که از سه سال قبل با شيما آشنا بوده و به او علاقه داشته است حتى يك بار نيز به خواستگارى وى رفته است و خانواده دختر شرط موافقت با اين ازدواج را رفتن به سربازى عنوان كردند. اما وقتى رضا به سربازى رفت دخترشان را به خواستگار ديگرى دادند. دختر و پسر جوان با حضور در كلانترى( 153 )شهرك وليعصر خود را تسليم پليس كردند شيما نوعروس - 16 ساله - راز ربوده شدن ساختگى خود را فاش كرد.وى گفت: ما سه خواهر هستيم كه پدرمان به علت ورشكستگى مالى توان تأمين هزينه زندگى ما را ندارد به همين خاطر وقتى يكى از بستگان مادرم مرا براى پسرش كه تاجر فرش است خواستگارى كرد پدر و مادرم نيز موافقت كردند. اما من مى خواستم با رضا ازدواج كنم. اما خانواده ام به نظر من اهميتى ندادند من براى فرار از ازدواج اجبارى، این نقشه را با همدستى پسر مورد علاقه ا م طراحى و اجرا كردیم.

ایدز

زن زندانى وقتى از ابتلاى خود و دختر چهارساله اش به بيمارى ايدز باخبر شد، براى درمان دختر خود از رئيس قوه قضائيه درخواست عفو كرد.

مرداد سال گذشته مأموران زندان قزل حصار به رفتارهاى زن جوانى كه به ملاقات همسرش آمده بود، مشكوك شده و او را مورد بازرسى قرار دادندو 21 گرم ماده مخدر كراك از اين زن كشف كردند كه با جاسازى آن در لباس هايش قصد انتقال آن به داخل زندان را داشت.

شهرزاد با اعتراف به جرم خود گفت: شوهرم چندى قبل به اتهام قاچاق مواد مخدر دستگير و به زندان محكوم شد. او چند روز بعد از دستگیری از من خواست بسته مواد مخدر را از دوستش گرفته و آن را به زندان منتقل كنم. شهرزاد پس از محاكمه مجرم شناخته شد و به شش سال زندان و چهار ميليون تومان جزاى نقدى و ۳۰ ضربه شلاق محكوم شد . يك سال پس از اين ماجرا مشخص شد شهرزاد و دختر چهار ساله اش مبتلا به بيمارى ايدز شده اند. شهرزاد باپيگيری و تحقيق از دوستان همسرش دريافت شوهرش پنج سال قبل از ازدواج با وی به اين بيمارى مبتلا شده و در اين مدت موضوع را مخفى نگه داشته است.

حضانت

زن ۲۹ ساله اى ، در شعبه پنج دادسرا ى شهر رى، با طرح شكايتى از خانواده شوهرش به خاطر فروش پسر ۱۰ ساله و دختر ۸ ساله اش، به قاضى گفت: 12 سال قبل با احمد آشنا شدم و با او ازدواج كردم. هنوز چند ماهى از زندگى مشترك ما نگذشته بود كه فهميدم شوهرم بيكار و معتاد است.

در آن زمان مادرشوهرم در خانه يك زوج در شمال تهران كار مى كرد و نيمى از دستمزد خود را مخفيانه به پسرش مى داد و هر بار نيز به او اعتراض مى كردم، نتيجه اى نمى گرفتم. اما با اين وجود به زندگى مشترك خود ادامه دادم به اين اميد كه وجود بچه در زندگى ما احمد - همسرم - را متحول خواهد كرد. پس از دو سال ما صاحب يك پسر و یک دخترشديم با وجود دو بچه نه تنها زندگى ما سر و سامان نگرفت، بلكه اعتياد شوهرم بيشتر شد. در همين ايام فهميدم همسرم قبل از عروسى با من، يك ازدواج ناموفق داشته كه آن زن به خاطر اعتياد، بيكارى و بداخلاقى احمد، از او جدا شده است. توافقی وبا بخشيدن مهريه و نفقه طلاق گرفتم اما به دليل آن كه توانايى تأمين هزينه هاى دو فرزندم - ميثم و سميه - را نداشتم، قاضى حضانت آنها را به پدرشوهرم سپرد. البته بر اساس حكم صادره هر ۱۵ روز يك بار به من اجازه داده شد كه با بچه هايم ملاقات داشته باشم.يك سال اين حكم اجرا شد، اما از چندى قبل برای ديدن فرزندانم مى رفتم، خانواده احمد اجازه نمى دادند آنها را ببينم و هر بار بهانه اى مى آوردند تا آنها را نبينم. در اين باره به تحقيق پرداختم و متوجه شدم آنها بچه هايم را به يك زوج پولدار فروخته اند.

همه جا را جست و جو كردم. سرانجام آن زوج را پيدا كردم و فهميدم مادرشوهرم در خانه آنها كار مى كند و فرزندانم نيز در آنجا زندگى مى كنند..پدربزرگ به همراه دو نوه خود - ميثم و سميه - در بازپرسى حاضر شد و در بازجويى ها با رد شكايت مادر بچه ها هرگونه جرمى را منكر شد و به بازپرس پرونده گفت: همسرم در خانه يك زوج جوان كار مى كند و هر موقع به سر كار مى رفت، بچه ها را با خود مى برد تا مشكلى براى آنها پيش نيايد.سميه و ميثم که به همراه پدربزرگ شان در جلسه بازجويى حضور داشتند، در پاسخ به سؤال قاضى پرونده مبنى بر اين كه شما كجا زندگى مى كنيد، گفتند: در يك خانه بزرگ و قشنگ نزد يك خانم و آقا هستيم.

میهمانی جان یک دختر را گرفت

مأموران كلانترى( 101 ) تجريش در تماس با بازپرس ويژه قتل از مرگ دختر جوانى بر اثر سقوط ازطبقه دهم يك برج خبر دادند. كارآگاهان جنايى پليس پس از تحقيقات دريافتند مريم - 24 ساله - به همراه ۱۱ دختر و پسر ديگر در يكى از واحدهاى اين برج مسكونى واقع در منطقه الهيه ميهمان بوده است و صاحبخانه نيز كه از بستگان يكى از ميهمانان بوده در مسافرت خارج از كشور به سر مى برد. در جريان اين ميهمانى شبانه ناگهان دو مرد جوان پس از نشان دادن كارت شناسايى بدون داشتن حكم قضايى ورود به خانه وارد آنجا شدند و اقدام به دستگيرى ۱۲ دختر و پسر كردند، دو مرد ناشناس داخل خانه در حال تحقيق و بازجويى از دختران و پسران بودند. در همين موقع ناگهان صداى جيغ دلخراش يكى از دختران از اتاق به گوش رسيدوقتی حاضرین به سمت اطاق رفتند یکی از مامورین که در اطاق بود بسرعت خارج شد.پس از تحقيق و بررسى كارت شناسايى دو مرد كه خود را مأمور معرفى كرده بودند، معلوم شد كارت آنان جعلى بوده و آنها هيچ ارتباطى با نيروى انتظامى ندارند.بازپرس پرونده دو مأمور قلابى را به اتهام جعل عنوان نيروى انتظامى بازداشت كرد و براى تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان پليس آگاهى تهران قرار داد تا مشخص شود انگيزه آنها از ورود به برج مسكونى چه بوده است و چه ارتباطى با مرگ دختر جوان دارند.همچنين بازپرس جنايى تهران دستور بازداشت ۱۱ دختر و پسر جوان را كه در غياب صاحبخانه آنجا را به مكانى براى برگزارى ميهمانى هاى شبانه تبديل كرده بودند، صادر كرد.در حال حاضر تحقيق براى يافتن علت اصلى سقوط دختر جوان ادامه دارد و بازجويى از ۱۱ دختر و پسر و دو مأمور قلابى و همچنين مأموران كلانترى براى روشن شدن ابهامات موجود در پرونده آغاز شده است.

نود و شش و شش دهم درصد از دختران مصری چه مسلمان وچه مسیحی ختنه شده اند

خبرگزاری بلوچ نیوز

بیست خرداد 1387, بوسيله ى اردوان

العربیه : مجلس شورای ملی مصر در جلسه روز شنبه 7-6-2008 خود با تصویب قانونی ، خنته دختران بجز در "شریط استثنایی" را جرم به شمار آورد . طبق اظهارات یک منبع پارلمانی طی گفتگو با خبر گزاری فرانسه درج "شرایط استثایی" راه را برای تفسیر قانون ودرنتیجه کاهش تآثیر آن باز خواهد کرد.

این منبع افزود که طبق قانون جدید ،مجازات ختنه دختران سه ماه تا دوسال زندان وپرداخت جریمه ای نقدی بمبلغ هزار تا پنجهزار لیره (118 تا 590 یورو) خواهد بود ، اما این قانون ختنه دختران را در صورت تشخیص ضرورت از سوی پزشک امکان پذیر می سازد.

این منبع پارلمانی اعلام داشت که قانون منع ختنه دختران در چارچوب قانون ویژه کودکان مورد تصویب قرار گرفت که از چندین هفته به شدت مورد بحث ومناقشه مجلس ملی مصر قرار داشت . کما اینکه سعد الکتاتنی رییس فراکسیون اخوان المسلمین در پارلمان طی اظهاراتی به خبرنگار فرانس پرس گفت " در اسلام مجازاتی برای ختنه در نظر گرفته نشده است " . وی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا این قانون را یک پیروزی برای جمعیت اخوان المسلمین بشمار می آورد ، گفت : بدون شک آری.

محمد طنطاوی شیخ ازهر و اسقف شنوده رهبر مسیحیان قبطی بارها تاکید کرده اند که هیچگونه اساس دینی برای ختنه دختران در تعالیم اسلامی ویا مسیحی وجود ندارد ، در حالیکه طبق گزارشهای رسمی دولتی که به دنبال پژوهشهای انجام شده در سال 2005 روی زنان از گروههای سنی 15 تا 45 سال ،منتشر گردید ، نشان می دهد که 96,6% از دختران مصری چه مسلمان وچه مسیحی ختنه شده اند.

طرفداران ختنه دختران بر این باور هستند که در صورت "بسیار برجسته" بودن اعضای تناسلی زن انجام ختنه مشروع می باشد ،کما اینکه این عمل را برای پاکدامن نگهداشتن زنان ضروری می بینند. ا ز سوی دیگر حاتم الجبلی وزیر بهداشت مصر به منظور مبارزه با این پدیده کهنه وقدیمی با اصدار بخشنامه ای در ژوئن سال گذشته انجام ختنه توسط پزشکان وکارکنان دستگاههای درمانی در مراکز عمومی وخصوصی را ممنوع اعلام کرد.

شایان ذکر است که دولت مصر ده سال پیش نیز ختنه دختران را ممنوع اعلام کرده بود ،ولی استثنائا به بعضی از پزشکان در صورت وجود بیماری اجازه انجام آن را داده بود .

یونیسف اعلام کرد:

مرگ سالانه 500 هزار زن باردار در کشورهای در حال توسعه

امید

تاريخ  ارسال:جمعه 5 مهر 1387

صندوق کودکان سازمان ملل متحد ( یونیسف ) اعلام کرد: سالانه 500 هزار زن در هنگام بارداری و یا در زمان وضع حمل از دنیا می روند که اغلب این مرگ و میرها در کشورهای در حال توسعه رخ می دهد.

به گزارش مركز خبري اميد، به نقل از شینهوا، میزان مرگ و میر مادران در کشورهای در حال توسعه به واسطه مشکلات ناشی از بارداری یک مورد در هر 76 نفر است در حالی که این میزان در کشورهای صنعتی و توسعه یافته یک مورد در هر هشت هزار نفر است.

در گزارش یونیسف آمده است: در سال 2005 در مجموع 536 هزار مورد مرگ مادران باردار در جهان گزارش شد که بیش از 99 درصد از این مرگ و میرها در کشورهای در حال توسعه و به طور خاص 84 درصد از آن در آفریقا و آسیای جنوبی رخ داده بود. که خونریزی دلیل اصلی مرگ مادران در هنگام بارداری بوده است.

برهمین اساس عفونت، مشکلات سقط جنینی، ایدز و گرفتگی ماهیچه ها از دلایل دیگر مرگ مادران باردار است . مرگ و میر مادران اغلب با این تفکر سنتی که مادران پس از زایمان نباید از مراقبتهای پزشکی بهره مند شوند در ارتباط است.

به گفته یکی از مسئولان یونیسف، دلایل مرگ و میر مادران مشخص است و برای آنکه بتوان با این مشکلات مقابله کرد سالانه نیازمند 10 میلیارد دلار بودجه هستیم.

 نيجر خطرناك‌ترين كشور جهان براي بارداري

تابناک

جمعه 5 مهر 1387-26 سپتامبر 2008

به گزارش يونيسف، خطر مرگ در اثر بارداري در كشورهاي در حال توسعه يك نفر در هر 70 نفر است كه اين ميزان در كشورهاي صنعتي يك نفر در هر 8 هزار نفر است.

صندوق كودكان سازمان ملل متحد (يونيسف) اعلام كرد كه هنوز هم سالانه بيش از نيم ميليون نفر از زنان جهان در اثر بارداري يا زايمان جان خود را از دست مي‌دهند و نيجر خطرناك‌ترين كشور دنيا براي بارداري و زايمان است.

به گزارش فارس به نقل از رويترز از ژنو، يونيسف اعلام كرد كه به رغم پيشرفت‌هاي تقريبي به ويژه درآسيا اما مرگ و مير ناشي از بارداري و زايمان به دليل نبود منابع مالي و اراده سياسي كافي، هنوز هم تقريباً ثابت است.

بيش از 99 درصد 536 هزار مرگ و مير ناشي از بارداري و زايمان در جهان در سال 2005 در كشورهاي در حال توسعه رخ داده است كه نيمي از آن در صحراي آفريقا بوده است.

اين سازمان يكي از مشكلات اساسي را نبود متخصصين مامايي در اين مناطق دانسته و اعلام كرده كه اكثر مرگ‌ها ناشي از خونريزي بعد از زايمان بوده است. حدود 50 ميليون زايمان يا حدود 4 مورد از هر 10 مورد زايمان در جهان در حال توسعه بدون حضور نيرو‌هاي آموزش ديده و متخصص صورت مي‌گيرد.

به گفته اين سازمان خونريزي مهم‌ترين عامل اين‌گونه مرگ و ميرها در آفريقا و آسياست و يك مورد از هر 3 مورد مرگ را شامل مي‌شود. عفونت،‌ اختلالات فشار خون،‌ پيچيدگي‌هاي سقط جنين و ايدز از جمله عوامل ديگر هستند.

به گزارش يونيسف، خطر مرگ در اثر بارداري در كشورهاي در حال توسعه يك نفر در هر 70 نفر است كه اين ميزان در كشورهاي صنعتي يك نفر در هر 8 هزار نفر است.

خطرناك‌ترين كشور دنيا براي زايمان نيجر است كه خطر مرگ در اثر بارداري يا زايمان يك نفر در هر 7 نفر است. اين ميزان در سيرالئون يك نفر در هر 8 نفر است.

كشورهايي مانند سريلانكا و موزامبيك هم در كاهش ميزان مرگ و مير موفق بوده‌اند.

بومی گزینی طرحی برای خانه نشینی دختران سرمایه: هنوز تب اعتراض دانشجویان به بومی گزینی در کنکور سال 87 فرو ننشسته که اعضای کمیسیون آموزش مجلس از طرح الزام دانشگاه ها به پذیرش بومی دانشجویان دختر برای آزمون سراسری 88 خبر می دهند. شیرزاده عبداللهی کارشناس مسائل آموزش وپرورش معتقد است بومی گزینی دم دست ترین و سطحی ترین راه حل برای حل مشکل ظرفیت خوابگاه ها و دوری دانشجویان از خانواده است بومی گزینی باب طبع محافظه کارانی است که از جابه جایی دانشجویان در پهنه کشور می هراسند.

امسال با اجرای این طرح خانواده ها غافلگیر شدند، اما ذهن خلاق ایرانی راه حل های مناسب برای دور زدن مصوبه را پیدا می کند. شاید دو سال زودتر به تهران مهاجرت کنند یا فرزندان خود را از سال دوم دبیرستان به تهران بفرستند تا بومی تهران شوند.

علی کریمی فیروزجانی درگفت وگو با خبرگزاری مهر به تشریح این طرح پرداخته است. سیاست کلی جذب دانشجو که مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی است و سازمان سنجش نیز امسال به استناد همین مصوبه، بومی گزینی را در دستور کار خود قرار داده، عنوان می کند: داوطلبان دارای شرایط در صورت امکان در نزدیکی محل سکونت خودشان پذیرش شوند. البته این قضیه برای خواهران مضاعف است. البته این به آن معنا نیست که بخواهیم فرصت پذیرش در دانشگاه های معتبر را از افراد نخبه بگیریم بلکه اعتقاد داریم کاری که امسال سازمان سنجش در پذیرش دانشجو انجام داده باعث شده حق تعداد زیادی از نخبه های شهرستانی ضایع شود زیرا ظرفیت سازی نشده بود.

کریمی پس از تایید ضایع شدن حق دانشجویان شهرستانی در طرح بومی گزینی سال 87 می گوید: در راستای اجرای سیاست بومی گزینی و مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، باید توسعه کمی و کیفی مراکز آموزش عالی در دستور کار وزارت علوم و دانشگاه آزاد اسلامی قرار بگیرد یعنی اگر قرار است به یک شهروند کهکیلویه و بویراحمد حق انتخاب دانشگاه های معتبر در تهران و اصفهان و شیراز را ندهیم، باید در دانشگاه های آن استان فرصت هایی را ایجاد کنیم تا داوطلب آن استان بتواند از دانشگاهی در استان خود بهره مند شود که هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی توسعه یافته است.

طرحی برای خانه نشینی دختران

به گفته کریمی که از امضا کنندگان طرح است بسیاری از اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با اجرای آن موافق هستند.

این طرح پس از تصویب یک فوریت در دستور کار کمیسیون قرار می گیرد. کمیسیون های اصلی و فرعی آن تعیین شده و از سازمان سنجش، وزارت علوم، وزارت بهداشت و دانشگاه آزاد اسلامی در این کمیسیون دعوت می شود.

کریمی معتقد است از هم اکنون داوطلبان باید از طرح الزام دانشگاه ها به پذیرش دانشجویان دختر در محلی که سکونت می کنند مطلع شوند. او دلیل اعتراض گسترده دانشجویان به بومی گزینی سال 87 را اطلاع رسانی ضعیف سازمان سنجش عنوان می کند.

اما الهه کولایی استاد دانشگاه و فعال حوزه زنان درباره این طرح می گوید: متاسفانه در ماه های اخیر با اقدامات متنوع و پیاپی برای محروم کردن دختران از فرصت های اجتماعی مواجه بوده ایم. این اقدام نیز گامی علیه توسعه و برخلاف قانون اساسی جمهوری اسلامی است که دولت را موظف کرده امکان ادامه تحصیل را برای همه شهروندان در همه سطوح فراهم کند. دولت وظیفه دارد شرایط لازم برای ادامه تحصیل دختران در دانشگاه های مختلف را متناسب با توانایی و استعداد آنها به وجود آورد و اجرای قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز از وظایف مجلس است.

او ادامه می دهد: متاسفانه آنچه در دو، سه سال اخیر شاهد آن بوده ایم پاک کردن صورت مساله به جای ایجاد امکانات مناسب برای قشری است که آینده جامعه در گرو افزایش آگاهی ها و مهارت های علمی و عملی آنهاست.

کولایی با اشاره به ایجاد محدودیت برای ارتقای تحصیلی دختران با اعمال سهمیه بندی جنسیتی می گوید: امیدواریم اعمال سهمیه بندی جنسیتی برداشته شود و این طرح هم در همین مرحله متوقف شود تا بر دامنه محرومیت دختران افزوده نشود.

به گفته این استاد دانشگاه موافقان طرح از تحولات جهانی بی اطلاع هستند: امروز این فرصت در همه جهان فراهم آمده که افراد بتوانند برای شکوفاکردن استعدادهایشان در دورترین نقاط جهان به تحصیل بپردازند. این یکی از آموزه های دینی هم هست که برای کسب علم در صورت لزوم باید به دوردست ها سفر کرد اما به جای تحقق این آموزه ها، گرایش های ضد زن توسعه پیدا کرد و به عناوین مختلف قصد محرومیت، خانه نشینی و انتقال انرژی آنها به حوزه های دیگر را دارند.

شیرزاد عبداللهی طرح چنین مباحثی را در مجلس نتیجه نگاه جزئی نگر مجلسیان به مسائل کلان کشور می داند: مجلس باید قوانینی را تصویب کند که به توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کشور منجر شود و در جهت اهداف سند چشم انداز باشد. مثلاً درباره دانشجویان باید به مساله اشتغال فارغ التحصیلان توجه کند. در حال حاضر انبوهی از آنان در شهرهای کوچک در انتظار یافتن کسب و کارند در حالی که فقط پنج درصد آنها جذب ادارات دولتی می شوند. اقتصاد در شهرستان ها بسته است و کارخانه های تولیدی- خدماتی وجود ندارد. اشتغال دختران در این شهرستان ها نزدیک به صفر است.

او با اشاره به دلایل نمایندگان برای توجیه این طرح ادامه می دهد: اگر مجلسیان به فکر اقتصاد خانوار و هزینه های خوابگاه دانشجویی و سفر به شهرستان ها هستند، بهتر است فکری برای اشتغال آنان کنند.

او می گوید: 20 قانون مصوب مجلس برای کنکور وجود دارد که اکثر آنها در تناقض با هم هستند. حتی مسوولان سنجش هم از این شرکت گله دارند.

این کارشناس تصدی گری دولت را در انتخاب رشته و دانشگاه و محل تحصیل مصداق دخالت در مسائل خصوصی فرد و خانواده عنوان می کند: این مصوبات با اهداف اعلام شده دولت در تناقض است. سیاست های کلی دولت خواستار مهاجرت مردم از کلانشهر به شهرهای کوچک است اما طرح جدید مجلس مهاجرت نخبگان شهرستانی را به تهران و شهرهای بزرگ تحریک می کند و نخبگان اقتصادی، فرهنگی شهرها را به کلانشهرها سوق می دهد.

شیرزاد عبداللهی طرح جدید کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس را خلاف عدالت آموزش می داند: محروم کردن دختران شهرستانی از تحصیل در شهرهای دیگر خلاف عدالت است که از یک نگاه سیاسی فرهنگی بسته به دانشگاه نشأت می گیرد. خوابگاه های دانشجویی مرکز سیاسی و تبادلات فرهنگی است. آنها می خواهند به جای حل مشکل خوابگاه از شر پدیده پردردسری به نام خوابگاه دانشجویی راحت شوند. عده ای معتقدند دانشجویان سفیران سیاسی- فرهنگی هستند و تحصیل دانشجوی شهرستانی در جایی مثل تهران دیدگاه های بسته او را متحول می کند. حضور دانشجویان در شهرهای کوچک تاثیر فرهنگی دارد پس بهتر می دانند که از جابه جایی دانشجویان جلوگیری کنند.

محكوميت 9 سال حبس براي مرد متهم به اسيدپاشي روي همسرش

پیک ایران

سی شهریور   

وكيل مهناز زني كه از سوي شوهرش مورد اسيدپاشي قرار گرفته، خبر داد كه متهم اين پرونده به 9 سال حبس تعزيري محکوم شد.

محمد مصطفايي در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي ايسنا اظهار كرد: غلامحسين (شوهر مهناز) که متهم است در 24 تيرماه سال گذشته در لاهيجان، يک گالن اسيد روي همسرش پاشيده و بعد از سوزاندن او فرار کرده، پس از محاکمه در شعبه 101 دادگاه جزايي لاهيجان به اتهام اسيدپاشي به هشت سال حبس تعزيري و پرداخت ديه و به اتهام تهديد با قمه به يک سال حبس تعزيري محکوم شد.

وي گفت: غلامحسين پس از پاشيدن اسيد به روي همسرش مهناز متواري شد تا اين‌که با تلاش‌هاي فراوان در ساعت ‌12 و ‌30 دقيقه،20 شهريور ماه سال 86 در منزل پسرش توسط مأموران ستاد خبري نيروي انتظامي شهرستان قم دستگير شد. از زمان ارتکاب جرم مداواي مهناز آغاز شد اما به رغم تلاش پزشکان، وي به خاطر شدت سوختگي بينايي يک چشم خود را از دست داد.

مصطفايي در ادامه گفت: غلامحسين مردي متاهل بود که با مهناز آشنا و به وي علاقه‌مند مي‌شود و از آنجا که همسر اولش به دليل بيماري قادر به راه رفتن نبود، از او براي ازدواج مجدد اجازه مي‌گيرد و به خواستگاري مهناز مي‌رود و خودش را مردي متمول و تاجر برنج معرفي مي‌کند و بعد از ازدواج مشخص مي‌شود وي برخلاف ادعاهايش بيکار است. به اين ترتيب نخستين جرقه‌هاي اختلافات خانوادگي زده مي‌شود و براي اينکه خانواده همسرش به دروغگويي‌هاي او پي نبرند به شهري ديگرمي‌رود و آزار و اذيت‌هاي او شروع مي‌شود.

وي گفت: با بازداشت غلامحسين به اتهام کلاهبرداري تحت عنوان تاجر برنج، مهناز با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق مي‌كند؛ با ابلاغ اين دادخواست به شوهر، وي با سپردن وثيقه از زندان آزاد و همسرش را مورد ضرب و شتم قرار مي‌دهد. او با ترفند همسر و فرزندانش را به سفر برده و به اين بهانه که کارت بنزينش را نياورده به جست‌وجوي بنزين مي‌رود سپس با يک گالن 10 ليتري به ساحل بازگشته و ادامه مسير مي‌دهند.

مصطفايي افزود: در ساعت 2 بامداد غلامحسين به بهانه خستگي و خواب آلودگي کنار جاده توقف کرده و زماني كه همسر و دو دخترش به خواب فرو رفته‌اند، گالن 10 ليتري پراز اسيد را به صورت مهناز پاشيد. وي خود را از خودرو به بيرون پرت مي‌كند و در اين لحظه مرد تصميم مي‌گيرد با اتومبيل همسرش را زير بگيرد اما هنگامي که دو دخترش مانع اين کار وي شدند، پا به فرار گذاشت. ساعتي بعد مهناز که به شدت آسيب ديده بود به همراه دو دخترش توسط خودروهاي عبوري به بيمارستاني در لاهيجان منتقل شد.

وكيل مهناز زني كه از سوي شوهرش مورد اسيدپاشي قرار گرفته، گفت: با بازداشت غلامحسين، شعبه 101 دادگاه جزايي لاهيجان پس از محاکمه وي به استناد دلايل موجود در پرونده، متهم را به هشت سال حبس تعزيري و پرداخت ديه به اتهام اسيدپاشي به صورت مهناز و نيز يک سال حبس تعزيري به اتهام تهديد با قمه محکوم کرد.

جام جم آنلاين: چادر ايراني در رنگ‌هاي متنوعي طراحي شده است.

سه شنبه 26 شهريور 1387

به گزارش ستاد خبري نخستين جشنواره و همايش بين‌المللي حجاب و عفاف - كه 9 آبان برگزار مي شود - فتانه جنابي، طراح چادر ايراني ضمن بيان اين مطلب گفت: از آنجا كه جوانان به تنوع رنگ و مدل در انتخاب لباس اهميت مي‌دهند و به اقتضاي سن و سال‌شان مايلند از مدل‌هاي متنوعي براي پوشش خود استفاده كنند، فكر اوليه چادر ايراني با طرحي متفاوت در ذهن من شكل گرفت.

وي ادامه داد: در گذشته گرايش قشر جوان و حتي كودكان به چادر بيشتر از امروز بود؛ اما امروزه به دليل تنوع ساير پوشش‌ها از جمله مانتو و روسري شالي و همچنين سختي سر كردن چادر براي برخي خانم‌هاي جوان به لحاظ گرما و وزن آن، دختران جوان كمتر به استفاده از آن تمايل نشان مي‌دهند بنابراين چادر ايراني با بهره‌گيري از سبكي جديد در طراحي، مي‌تواند در سال نوآوري و شكوفايي به عنوان گزينه مناسبي براي كساني كه مايلند پوشش كامل و در عين حال سبك و راحت داشته باشند، شناخته شود.

طلاق نوعروس منجر به قتلش شد

کانون زنان ایران

شنبه 23 شهریور 1387

نوعروس ۱۷ ساله كه سه ماه پس از ازدواج، تقاضاى طلاق داده بود از سوى شوهر و پدرشوهرش به قتل رسيد.

به گزارش ایران، ساعت يك بعدازظهر چهارشنبه اهالى محله اى در اطراف مهرشهر كرج در تماس با مركز فوريت هاى پليسى ،۱۱۰ از وقوع يك درگيرى خونين خبر دادند. بلافاصله گروهى از مأموران كلانترى مهرشهر خود را به محل حادثه رساندند.

يكى از شاهدان در نخستين تحقيقات اظهار داشت: دقايقى قبل مرد ميانسالى همراه پسر جوانش به پدر و دخترى حمله كرده و آنها را با ضربه هاى كارد به شدت مجروح كردند. اهالى نيز پس از محاصره ضاربان، مرد ميانسال را دستگير كردند اما پسرش در موقعيتى مناسب فرار كرد.

بلافاصله با اورژانس و پليس تماس گرفتيم كه امدادگران نيز پدر و دختر نيمه جان را به بيمارستان منتقل كردند. مأموران پس از انتقال متهم به كلانترى و براى اطلاع از سرنوشت مجروحان راهى بيمارستان شدند. در آنجا دريافتند دختر - آزيتا ۱۷ ساله - به علت شدت خونريزى جان باخته، پدرش نيز در بخش مراقبت هاى ويژه بسترى است.

با مرگ دختر جوان، مأموران موضوع را به بابك گل محمدى - بازپرس كشيك قتل دادسراى جنايى كرج - اعلام كردند. پس از حضور بازپرس جنايى و كارآگاهان در بيمارستان تحقيقات براى كشف راز جنايت آغاز شد.

پزشكى قانونى نيز بعد از معاينه جسد اعلام كرد: دختر جوان بر اثر اصابت ۱۴ ضربه كارد و خونريزى شديد جان باخته است. بازپرس جنايى سپس به بازجويى از متهم دستگير شده پرداخت.

رشيد با اعتراف به همدستى در قتل گفت: حدود شش ماه قبل پسر ۱۹ ساله ام وحيد با آزيتا آشنا شد و از ما خواست به خواستگارى برويم. ابتدا به دليل سن كم پسرم با موضوع مخالفت كرديم اما سرانجام به خاطر اصرارهاى او به خواستگارى رفتيم. در جلسه خواستگارى خانواده دختر به ما جواب مثبت دادند. بدين ترتيب آنها سه ماه قبل ازدواج كرده و راهى خانه بخت شدند. اما بعد از يك ماه اختلاف هايشان آغاز شد تا اين كه عروسم با مراجعه به دادگاه تقاضاى طلاق داد.

ساعت ۱۰ صبح چهارشنبه وقت رسيدگى به درخواست عروسم در دادگاه بود .از آنجا كه جلسه اول دادگاه بود قاضى از زن و شوهر و خانواده ها خواست سعى كنند با صلح و آشتى اين ماجرا را خاتمه دهند. بدين ترتيب از دادگاه بيرون آمديم. همان موقع از عروسم و پدرش خواستم براى حل اختلاف ها به خانه ما در مهرشهر بيايند. اما نزديكى خانه وحيد و آزيتا دوباره با هم درگير شدند. به همين خاطر عروس و پدرش از آمدن به خانه خوددارى كردند. همزمان با بازگشت آنها من و پسرم با كاردى كه همراه داشتيم به طرف شان حمله كرديم. تعدادى از اهالى با مشاهده اين صحنه مرا دستگير كردند اما پسرم موفق به فرار شد.

با اعتراف هاى اين مرد بازپرس گل محمدى به گروهى از كارآگاهان مأموريت داد داماد فرارى را رديابى و دستگير كنند.اين در حالى است كه پزشكان وضعيت جسمانى پدر مقتول را نيز وخيم گزارش كرده اند.

تمهيدات امنيتي بوستان پرديس بانوان

برنا نیوز    

بیست و پنج شهريور ۱۳۸۷ 

 مدير بوستان پرديس با اشاره به اينکه عملا تمامي امکانات بوستان از بعد از ماه مبارک رمضان قابل استفاده است، گفت: "ما نمي خواهيم اتفاقات بوستان نشاط براي اينجا تکرار شود و يک آزادي بي حد و حصر براي خانم‌ها ايجاد شود... بردن هرگونه دوربين و موبايل دوربين دار به داخل مجموعه ممنوع است و از همراه‌آوردن پسران بالاي 5 سال به داخل محوطه ممانعت به عمل مي آيد...از پرسنل نيروي انتظامي در اطراف پارک جهت حفاظت کمک گرفته شده که بيرون از پارک از پرسنل مرد و در داخل از پرسنل زن استفاده شده است.

زهرا عسکري، مدير بوستان پرديس بانوان در گفتگو با خبرنگار باشگاه جواني برنا در مورد افتتاح رسمي بوستان بانوان پرديس در منطقه 15 تهران گفت: "اين بوستان رسماً به‌وسيله شهردار تهران افتتاح شده اما هنوز همه قسمت هاي آن فعال نشده است. فضاي بوستان آماده است و مي شود از آن استفاده کرد منتها مجموعه ورزشي و مکان هاي بسته مجموعه هنوز کاملاً راه اندازي نشده و کارگران در اين فضا مشغول چک کردن تاسيسات و تست دستگاه ها و سرويس ها هستند.

وي درباره زمان دقيق آغاز به کار بوستان گفت: "عملا تمامي امکانات بوستان از بعد از ماه مبارک رمضان قابل استفاده است.

عسکري در پاسخ به سوال خبرنگار برنا مبني بر اينکه آيا ايمن سازي بوستان باعث مي شود بانوان بدون حجاب در بوستان به فعاليت مشغول شوند، گفت: " فضاي انتهاي پارک با برزنت و همچنين قسمتي از پارک آبي آزادگان که مشرف بر فضاي بوستان بوده، ايمن سازي شده است اما به جهت باز بودن فضاي اطراف بوستان و ساخت شهرک در اطراف آن، باز هم محدوديت هايي براي حجاب در داخل فضاي باز بوستان نياز است.

وي ادامه داد: "شايد در آينده با انبوه شدن درختان محوطه، بتوان به مرور در قسمت هاي مختلف بوستان، مانند اطراف درياچه قانون الزامي بودن حجاب را لغو کرد اما اين امر در کوتاه مدت ميسر نيست.

مدير بوستان پرديس تاکيد کرد: "ما نمي خواهيم اتفاقات بوستان نشاط براي اينجا تکرار شود و يک آزادي بي حد و حصر ايجاد شود" او که نسبت به اداره فضاي پارک نشاط منطقه 3 تهران انتقادهايي دارد، ادامه مي‌دهد: "هر پروژه اي که اولين بار به اجرا در مي آيد داراي نواقص فراوان است. بوستان بهشت مادران پارک نشاط نيز چون اولين کار در اين طرح بود، نقص زيادي داشت و بانوان مراجع به اين بوستان، چون تا به حال با چنين فضايي مواجه نشده بودند به يک آزادي بي حد و حصر در فضاي بوستان روي آوردند در حاليکه شايد ايمن سازي لازم در آنجا صورت نگرفته باشد.

عسکري در اين باره مي افزايد:"شايد کار پارک نشاط و تجارب آنها بود که به ما ياد داد چگونه اينجا را ايمن سازي کنيم و از مشکلات و نواقص کار بکاهيم. فعاليت هاي پارک نشاط آسيب شناسي شد تا نتايج آن در اينجا مورد استفاده قرار بگيرد.

وي در اين گفتگو به تفاوت هايي درباره دو بوستان پرديس و بهشت مادران پارک نشاط اشاره کرد و گفت:" پار ک نشاط يک بوستان عمومي است که قسمتي از آن را براي بانوان اختصاص داده اند و به نام بوستان بهشت مادران حصاربندي کرده اند. در آنجا قانوني براي حجاب بانوان در داخل محوطه بوستان وجود ندارد و البته امکانات چنداني هم براي بانوان در نظر گرفته نشده است در حاليکه اينجا يک بوستان بزرگي است که مختص بانوان احداث شده و داري امکانات بسياري است که قانون حجاب در محوطه باز براي خانم ها همچنان وجود دارد.

مدير بوستان پرديس در مورد تدابير در نظر گرفته شده براي حفظ حريم ها و جلوگيري از سوء استفاده هاي احتمالي در بوستان گفت: " از پرسنل نيروي انتظامي در اطراف پارک جهت حفاظت کمک گرفته شده که بيرون از پارک از پرسنل مرد و در داخل از پرسنل زن استفاده شده است. همچنين بردن هرگونه دوربين و موبايل دوربين دار به داخل مجموعه ممنوع است و از همراه‌آوردن پسران بالاي 5 سال به داخل محوطه ممانعت به عمل مي آيد. نيروهاي حراست و انتظامات مستقر در پارک نيز نسبت به اقدامات مشکوک افراد کاملاً توجيه شده اند.

عسکري درباره نيرو هايي که در بوستان پرديس بانوان به کار گرفته شده اند به برنا گفت: "نيرو هايي که به کار گرفته شده اند اعم از باغبانان، خدمه، حراست و انتظامات همه خانم هستند و سعي شده است از خانم هايي استفاده شود که سرپرست خانواده هستند تا به اين وسيله بخشي از مشکلات بانوان سرپرست خانوار حل شود. در واقع بوستان بانوان نوعي اشتغال زايي براي بانوان کرده است.

وي همچنين در مورد امکانات ورزشي بوستان پرديس گفت: "امکاناتي از قبيل مجموعه استخر، سونا، جکوزي و سالن کاملا پوشيده آفتاب با اين امکان که خانم ها بتوانند حمام آفتاب بگيرند، سالن ورزش هاي توپي مثل واليبال، بسکتبال، بدمينتون و سالن بدنسازي از  ويژگي‌هاي مجموعه ورزشي بوستان است." وي اضافه کرد: "گذشته از مجموعه بسته سالن هاي ورزشي، زمين فوتبال استاندارد روباز که از اطراف محصور و ايمن سازي شده است، پيست دوچرخه سواري و مسير پياده روي در محوطه باز بوستان قرار دارد.

عسکري درباره ديگر امکانات بوستان پرديس نيز به خبرنگار برنا گفت: "خانه سلامت و مهد کودک مجهز به زمين بازي جهت نگهداري کودکان همراه با اجراي برنامه هاي آموزشي، وجود درياچه اي مصنوعي و آلاچيق هاي چوبي که در قسمت هاي مختلف بوستان از جمله اطراف درياچه قرار داده شده، کتابخانه، رستوران و گلخانه اي که مجهز به کلينيک آموزش گل و گياه است و بانوان مي توانند کاشت گل و گياه را در آنجا فرا بگيرند از ديگر امکانات بوستان است.

لازم به ذکر است بوستان پرديس بانوان 30 مردادماه توسط شهردار تهران افتتاح شد. اين بوستان اختصاصي بانوان که در منطقه 15 تهران جنب پارک آبي آزادگان واقع شده است يکي از بوستان هايي است که در طرح احداث پارک هاي ويژه بانوان در جنب پارک هاي شهري فرا منطقه اي در دست اقدام بوده است.