زنان:جمعه 21 دی 1386-11 ژانویه 2008

بهترين کار زن از نگاه خزعلي

اعتماد

پنجشنبه 22 آذر 1386-11 دسامبر 2007  

*آيت الله خزعلي حفظ حجاب در دانشگاه را موجب بالا رفتن سطح علمي و معدل بالاي دانشجويان ارزيابي کرد.به گزارش ايسنا عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم در کنگره سراسري علمي فاطمه شناسي در کرمان با تاکيد بر اينکه اگر بخواهيم مردم در جامعه درست کار کنند بايد حجاب رعايت شود ، گفت؛ در غير اين صورت بخشي از نيم ديگر جامعه از کار مي افتد. وي بهترين کار زن را همسرداري خوب توصيف کرد.

حضرت آیت الله خزعلی از فقهای سابق شورای نگهبان قانون اساسی ، البته نیازی به معرفی ندارند. تنها دو نقل قول از بیانات سابق ایشان همه را با تفکرات این فقیه برجسته آشناتر میکند:

یک زیارت عاشورا و دعای کمیل بخوان را (مایلی کهن) بردند و بجای او یک عرق خور کروات را آوردند (تومیسلاو ایویچ). نتیجتا ۷ گل از رم خوردیم . وقتی این عرق خور را عوض کردند و یک مسلمان دیگر را به جای او آوردند (جلال طالبی) ۴ گل به اینتر زدیم.

این جملات در زمانی بر زبان ایشان جاری بود که ایشان فقیه شورای نگهبان بودند.

دلیل رفتن پسران به دانشگاهها ، وجود دختران در این مکانهاست.

یکی از وظایف شورای نگهبان قانون اساسی - که متشکل از ۷ فقیه و ۷ حقوقدان است ، نظارت استصوابی بر کاندیداتوری افراد در انتخابات مختلف ، از جمله مجلس است.

بورس تهران پايان بازار مردانه؟

دنياي اقتصاد

پنجشنبه 22 آذر 1386-11 دسامبر 2007 

سال‌ها است كه در دانشگاه‌هاي كشور ما حضور بانوان نسبت به سال‌هاي قبل پررنگ‌تر و پررنگ‌تر شده است، ولي اين رقابت تنها به حوزه دانشگاه محدود نمي‌شود. در بازار كار نيز زنان جامعه ايراني دست از رقابت بر نداشته و اكنون شاهد آنيم كه زنان وارد حوزه فعاليتي مشاغلي شده‌اند كه در گذشته ظاهرا سبك مردانه به خود گرفته بود.

گروه بورس- زهرا مجتهد: سال‌ها است كه در دانشگاه‌هاي كشور ما حضور بانوان نسبت به سال‌هاي قبل پررنگ‌تر و پررنگ‌تر شده است و اما اين رقابت تنها به حوزه دانشگاه محدود نمي‌شود. در بازار كار نيز زنان جامعه ايراني دست از رقابت بر نداشته و اكنون شاهد آنيم كه زنان وارد حوزه فعاليتي مشاغلي شده‌اند كه در گذشته ظاهرا سبك مردانه به خود گرفته بوده است.

فعاليت در بازار سرمايه كشور يكي از جهت‌گيري‌هاي زنان ايراني را در عرصه كار به خوبي نشان مي‌دهد. كارگزار، مدير مالي و مشاور مالي از جمله مشاغلي است كه زنان جامعه ما كم و بيش در بازار سهام درگير آنها شده‌اند.

اما موفقيت در اين عرصه‌ها نيز حائز اهميت است. تعريف رايج از موفقيت مبتني بر سخت كار كردن، ارتقايافتن، كسب و هويت شغلي، حرفه‌اي و سازماني است.

شواهد و يافته‌هاي موجود نشان مي‌دهد كه در جوامع امروزي زنان شاغل هم در خانه و هم در محيط‌هاي شغلي خود، نقش فعالانه‌اي داشته‌اند و همگام با مردان و حتي بيش از آنان به فعاليت مي‌پردازند و در كار خود موفق نيز بوده‌اند. هم‌اكنون شاهد اين مساله به طور مصداقي در بازار سرمايه هستيم. به طوري كه فعاليت در اين نوع مشاغل به دليل استمرار در پيگيري اخبار و شايعات چگونگي خريد و فروش‌ها به خصوص در بازار سهام گاهي زمان‌بر است و يك زن فعال در اين بخش، به طور ناخودآگاه نسبت به ساير زنان كه در مشاغلي ديگر فعاليت مي‌كنند، تعامل بيشتري را با كار خود دارند.

با وجود اينكه زنان، به خصوص زناني كه در بازار سهام در محيط‌هاي شغلي خود، دچار موانع و مشكلات مي‌شوند، اما باز هم صبورانه و با پشتكار فراوان به تلاش خود ادامه مي‌دهند. اگر چه تمامي اين عوامل مي‌تواند در كارايي، ايجاد انگيزه و پيشرفت روز افزون آنها نقش منفي‌اي را ايفا كند.

همچنين تبعيض جنسيتي از ديگر مشكلات زنان در محيط‌هاي كاري است كه در اين خصوص، زينت مرادي‌نيا مديرعامل كارگزاري رشد پايدار در گفت‌وگو با دنياي‌اقتصاد چنين نظر مي‌دهد: حوزه سرمايه‌گذاري در بورس و شغل كارگزاري جزو عرصه‌هايي است كه از طريق سيستم معاملاتي فعاليت صورت مي‌گيرد و كوچك‌ترين نگاه جنسيتي در آن لحاظ نمي‌شود.

همچنين كيانا پارسا يكي ديگر از كارگزاران بورس مي‌گويد:

در بازار سرمايه هيچ موردي مبني بر عدم پذيرش زنان وجود ندارد.

بر همين اساس، اين بازار داراي امتيازاتي است كه زنان مي‌توانند به راحتي از آن بهره گيرند.

ميترا بيات، كارگزار بازار سهام همه دليل جذابيت بازار ياد شده را امتيازهايي كه در اين بازار وجود دارد، مي‌داند. وي مي‌گويد: بورس، كار جذابي است چه براي خانم‌ها و چه براي آقايان. بنابراين از نظر متقاضي شغلي، نسبت هر دو جنس شرايط برابر است.

اينكه بازار سهام به عنوان بازار نوپا و موثر در كشور ما محسوب مي‌شود، امري بديهي است. حال در شرايطي كه مسوولان بازار اين بخش از اقتصاد كشور را در سال‌هاي اوليه تولد مي‌داند، ورود زنان به بازار سهام و حضور آنان در توسعه و گسترش مي‌تواند نشان از پررنگ شدن نقش اين قشر در بازار سرمايه باشد.

پايان يك تفكر!

مرادي‌نيا در خصوص تغيير ساختار جنسي بازار سهام تصريح مي‌كند: اين عرصه بر اساس شايستگي، افراد مورد نياز خود را جذب مي‌كند، به خصوص در بخش‌هاي كارگزاري و ساير فعاليت‌هاي مالي كه هر چه دانش فرد چه زن و چه مرد بيشتر باشد، فرد شايستگي فعاليت در اين بخش‌ها را خواهد داشت.

وي معتقد است كه به تفكر جنس برتر اعتقادي ندارم و اساسا جنسيت تعيين‌كننده مسير موفقيت نيست.

اگرچه بحث جنسيت در روابط ما بسيار موثر است، چرا كه محافل سرمايه‌گذاران را اكثرا آقايان تشكيل مي‌دهند.

اين كارگزار خبره در مقايسه حوزه بازار سرمايه با ساير حوزه‌هاي فعاليتي زنان در جامعه كنوني اظهار مي‌دارد كه در اين حوزه زن‌ها به لحاظ فرصت‌هاي موجود در وضعيت مطلوب‌تري قرار دارند.

به طوري كه عامل جنسيت در دريافت امتياز، كسب سود يا كسب اطلاعات ممانعتي براي فعاليت ايجاد نمي‌كند.

فعلا مردان

مرادي‌نيا در پاسخ به اين پرسش دنياي‌اقتصاد كه اگر شما به عنوان يك كارگزار نياز به استخدام فردي در كارگزاري خود داشته باشيد، يك مرد و يك زن در شرايط برابر آگاهي، به شما براي استخدام مراجعه كنند، كدام‌يك را انتخاب مي‌كنيد؟ مي‌گويد:‌ متاسفانه بخش زيادي از اخبار در بازار ما به محافل غيررسمي تعلق دارند كه عموما در اختيار مردها است و زن‌ها به آن فضاي غيررسمي راهي ندارند، بنابراين با توجه به توانايي‌هاي برابر، استخدام متقاضي مرد نتيجه بهتري مي‌دهد.

وي ادامه مي‌دهد كه حتي در بخش تعامل با مشتري به دليل نگرش كلي اجتماع ما و اينكه فعلا بخش اعظم بازار ما را قشر مردان تشكيل مي‌دهند، نقش مرد مي‌تواند موثرتر باشد.

اين در حالي است كه كيانا پارسا نظري متفاوت با نظر مرادي‌نيا مي‌دهد. وي چنين مي‌گويد: چون من يك زن هستم از حق و حقوق زنان تا جايي كه در توانم باشد، دفاع مي‌كنم و اگر امكان داشته باشد، زنان‌ را براي استخدام انتخاب مي‌كنم، اما در يك شرايط خاص چنانچه مرد متقاضي سرپرست خانوار باشد، در تفكر خود تجديدنظر مي‌كنم.

به هر حال، موضوع سرپرست خانوار را نمي‌شود ناديده گرفت. اگر اين تفكر قوي نيز در مورد زن متقاضي هم صدق كند، به همين نحو تصميم‌گيري مي‌كنم.

اما چرا توانايي زنان فعال در بازار سرمايه در فرصت‌هاي برابر با مردها به مرحله امتيازدهي نمي‌رسد؟

آيا تنها نگرش اجتماعي به زنان موفق و تحصيلكرده مي‌تواند عاملي باشد كه اينان را از فضايي كه بدان تعلق دارند و روزمره بدان مي‌پردازند دور سازد يا سبب شود تا در حاشيه قرار گيرند؟

كيانا پارسا با تامل مي‌گويد كه فكر مي‌كنم ايراد اصلي از خانم‌ها است. به اين دليل كه اين زنان كار و شغل خود را به طور حرفه‌اي دنبال نمي‌كنند. اكثرا تمايل به داشتن يك كار ثابت و دستمزد و حقوق ثابت دارند. به طور معمول اهل ريسك كردن و پذيرش ريسك نيستند.

وي اذعان مي‌كند: اما در پاره‌اي مواقع مثل پذيرش در مقطع دكترا با مشكل ديگري مواجه مي‌شويم. به طوري كه نسبت پذيرش معادل دو نفر مرد و يك زن است. به همين ترتيب، حضور زنان در مقاطع بالاتر از نظر تحصيلي كم مي‌شود.

زناني كه با بورس بزرگ مي‌شوند

ميترا بيات، كارگزار شركت كارگزاري حافظ كه در كنار محمدرضا رهبر به عنوان كارشناس كارگزاري حافظدر بازار سرمايه مشغول به كار است. از اين جمله براي بيان سابقه خود استفاده مي‌كند: من با بورس بزرگ شدم. وي ادامه مي‌دهد: از اوايل دهه 70 به اين حرفه مشغول شدم، اما در آن موقع بورس يك بازار كوچكي بود و فقط در تهران خلاصه مي‌شد، اما اكنون گسترده شده و به تمام نقاط كشور نفوذ كرده است.

وي اين عامل را موثر در جذب زنان به بازار ياد شده مي‌داند؛ چرا كه معتقد است كه زنان در كار خود صادق‌ترند. به خصوص در بخش مالي، كارفرمايان ترجيح مي‌دهند كه از توانايي يك زن استفاده كنند و معمولا براي استخدام در اين بخش در شرايط مشابه و برابر زن و مرد، اين زن است كه جواب مثبت استخدام را مي‌گيرد.

اينجا؛ پر از استرس و تنش

اما او در مقابل ورود به عرصه بازار سرمايه را پرتنش و پراسترس تلقي مي‌كند. وي مي‌گويد:به همين دليل است كه اكثر زنان كارگزار مجرد هستند؛ چرا كه براي كار مردانه هر روز پس از پايان كار، به ميدان كاري فردا مي‌انديشند و خود را براي مبارزه در روزي ديگر آماده مي‌كنند. وي تاكيد مي‌كند كه پيشرفت در اين كار روحيه‌اي مردانه مي‌خواهد.

اين كارگزار با سابقه بورس كه پيشرفت اين بازار را در سال‌هاي كاري خود ديده است، تصريح مي‌كند كه از اواخر سال 72 سيستم كامپيوتري را وارد بورس كردند كه در ابتداي امر خيلي‌ها مقاومت كردند، اما پس از گذر زمان مشاهده كردند كه بسيار ساده‌تر از فعاليت و گزارش‌دهي دستي است.

به نظر من در سال‌هاي آينده معايب سيستم قبلي بيشتر آشكار مي‌شود و سيستم‌هاي جديد به عنوان راهكارهاي مناسب وارد بازار مي‌شوند.

اين به بهبود معاملات و شرايط بازار كمك خواهد كرد.

بورس ايران پول بيشتري دارد!

بيات در پاسخ به اين پرسش كه آيا تجربه فعاليت‌ در بازارهاي مالي خارجي را داريد، خاطر نشان مي‌كند: خير، بازارهاي مورد نظر شما بسيار بسيار حساب و كتاب دارند و به راحتي نمي‌توان در آنجا تا زماني كه بر محور كاريشان تسلط نداريم، پول كسب كرد.

هيچ جا مثل بازار سهام ايران بازدهي نداشته است. در بورس ايران خيلي راحت‌تر افراد توانستند پول درآورند و سودهاي آن‌چناني را تجربه كنند.

برتري مردان در محافل غيررسمي

كيانا پارسا برخلاف نظر مرادي نيا كه مي‌گويد: مردها فعلا بر بازار تسلط دارند و از اين بابت مردها بيشتر به محافل غيررسمي مي‌توانند نفوذ كنند، چنين مي‌گويد: بازار به دليل اين كه از ريسك بالايي برخوردار است، خانم‌ها در پله‌هاي عقب‌تر مي‌نشينند و كارهاي پرريسك را به مردها واگذار مي‌كنند!

اما اگر واقعيت را بررسي كنيم، خواهيم ديد كه همين تعداد كارگزار زن به راحتي توانسته‌اند كه با مديران و سرمايه‌گذاران ارتباط برقرار كنند و من فكر مي‌كنم كه در اين بازار بحث جنسيت كاملا منتفي است.

فكر كردن، كار كردن و شنيدن در زمان واحد

وي ادامه مي‌دهد: زنان به لحاظ قوه فكري به اين صورت كه همزمان مي‌توانند به راحتي فكر كنند، كار انجام دهند و بشنوند، داراي امتيازهاي برجسته‌اي هستند.

از اين رو به دليل وجود قدرت خدادادي، تقريبا زنان در كار خود به طور عموم موفق‌تر هستند.

كيانا پارسا اميدوار است كه روزهاي پيشروي تالار بورس با حضور زنان متفاوت‌تر رقم بخورد.

صددرصد كارگزاري

وي در پاسخ به اين پرسش كه گام بعدي شما چيست، گفت: صددرصد تاسيس يك كارگزاري است؛ به طوري كه تمام زنان كارگزار مانند خانم نوبري، مرادي‌نيا و افشار همين روال را در پيش گرفتند و موفق هم بوده‌اند.

اصلا مصاحبه نمي‌كنم!

در گزارش مهر، با تلفن‌همراه خانم نوبري تماس گرفتم كه پس از يك سري تبادل اطلاعات در خصوص موضوع گزارش اظهار داشت كه من! اصلا... مصاحبه نمي‌كنم.

زنان متقاضي نمايندگي دو

با توجه به اينكه بازار سرمايه ما در حال گسترش است و اين عرصه زمينه‌هاي مساعدي را براي فعاليت زنان جامعه ما فراهم مي‌كند همچنين آنچه براساس تجربه مشهود است، حضور زنان فعال در اين عرصه‌ بسيار سريع توسعه پيدا كرده است. بنابراين اشتياق براي شركت در آزمون نمايندگي دو سازمان بورس با توجه به ازدحام كلاس‌هاي برگزار شده از سوي اين سازمان كه بخش‌ عمده آنها را زنان تشكيل مي‌‌دهند، روزافزون جلوه مي‌كند.

كيانا پارسا كه معتقد است انتخاب شغل براي زنان بايد به صورت حرفه‌اي انجام شود، مي‌گويد: عملكرد دوستان در سازمان براي انتخاب اشتباه است. من بارها در جلسات متعدد نيز به روش اشتباه انتخاب افراد انتقاد كرده‌‌ام.

بسته‌ علمي جوابگو نيست

وي ادامه مي‌دهد: دليل اين مورد اين است كه هوش و ذكاوت فرد بسيار اهميت دارد. تنها يك بسته علمي جوابگوي بازار ما نيست؛ اگر قدرت تجزيه و تحليل كافي در فرد وجود نداشته باشد.وي معتقد است كه آزمون، يك گزينه از گزينه‌ها است.

در حاشيه بازار

در نهايت اينكه در كشور ما زنان پا به پاي مردان و همدوش با آنها به كار و فعاليت مي‌پردازند.

نمونه اين بحث رامي‌توان در تالار معاملات ديد كه سال‌ها است در كنار ناظر اول بازار، يك زن كار نظارت بر معاملات را انجام مي‌دهد؛ اما هنوز راه براي آنها به عنوان مديران ارشد بازار باز نشده است، حتي پس از تغيير و تحولات پديده آمده...!

چهار هزار بنگاه اقتصادي در دست زنان عرب

موج - تعدادي از زنان عرب به سرعت در بازار سرمايه پيشرفت كرده‌اند و توانسته‌اند سودهاي كلاني براي خود به‌دست بياورند.

در حال حاضر زنان در 7 كشور عربي چهار هزار بنگاه اقتصادي را اداره مي‌كنند كه اكثر كارمندان اين بنگاه‌ها را زنان تشكيل مي‌دهند.تنها در امارات متحده عربي، 11هزار سرمايه‌گذار زن وجود دارد كه حجم سرمايه‌گذاري آنها به 4ميليارد دلار مي‌رسد. وزير اقتصاد امارات گفت: در حال حاضر زنان از فعال‌ترين قشرهاي سرمايه‌گذار در منطقه خليج فارس هستند كه حجم سرمايه‌گذاري آنان در اين منطقه بالغ بر 140ميليارد درهم است.او افزود: با گسترش دانش سرمايه‌گذاري، زنان مي‌توانند فرصت‌هاي منحصر به‌فرد سرمايه‌گذاري را بهتر تشخيص دهند و از اين طريق سرمايه‌هاي خود را در مسير بهتري هزينه كنند.جداي از اين، بر طبق گزارش‌هاي منتشر شده از سوي شركت نفتي سعودي آرامكو، مالكيت خودرو در زنان در بين سال‌هاي 2003 تا 2006 شصت درصد افزايش داشته است و در پايان سال گذشته 5/75هزار زن مالك 120هزار و 334 خودرو بوده‌اند.

نخستین افسران زن فلسطینی

آفتاب

  پنجشنبه 22 آذر 1386-11 دسامبر 2007

 افسران پلیس زن از روز چهارشنبه برای نخستین بار فعالیت خود را در خیابان‌های شهر رام‌اله آغاز كردند كه باعث تعجب بسیاری از رهگذران شد.

به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس، این زنان یونیفورم مخصوص خود كه به صورت شلوار لاجوردی و پیراهن آبی بود را به تن داشتند. بسیاری از آنان نیز برای حفظ حجاب اسلامی روسری‌های آبی بر سر داشتند.

این نیروهای جدید اولین گروه افسران پلیس زن فلسطینی هستند كه به تازگی طرح آموزشی خود با حمایت اتحادیه‌ی اروپا را به پایان رسانده‌اند. این طرح بخشی از تلاش اتحادیه‌ی اروپا برای ارتقای سطح مراكز نیروهای انتظامی ضعیف فلسطین است.

علاوه بر هدایت رفت و آمد خودرو‌ها و رهگذران، این افسران زن وظایف دیگری هم چون انجام گشت‌های راهنمایی و رانندگی، بازرسی خانه‌ها و بازرسی بدنی زنان در زندان‌ها و دانشگاه‌ها را نیز بر عهده دارند.

طبق تازه‌ترین آمار اتحادیه‌ی اروپا مجموع تعداد زنان در بخش خدمات غیرنظامی نیروهای پلیس فلسطین تنها 500 نفر بوده است. این در حالی است كه بیش از 18 هزار افسر مرد در این بخش‌ها مشغول فعالیت هستند و فعالیت زنان بیشتر به پست‌های دفتری و اجرایی محدود می‌شود.

دولت و سازمان ورزش بر سر دوراهی مانده‌اند

 جنجال دوباره ورود زنان به استادیوم‌ها؟

آفتاب

پنجشنبه 22 آذر 1386-11 دسامبر 2007

پس از آنکه سال گذشته طرح ریاست جمهوری مبنی بر ورود زنان به استادیوم های فوتبال با موجی از مخالفت‌های مراجع وبزرگان نظام مواجه شد و مسکوت ماند، حالا پس از گذشت یکسال واندی فدراسیون فوتبال جهان (فیفا) از مسئولین کمیته انتقالی فدراسیون فوتبال خواسته تا تنها در صورتی اساسنامه جدید فدراسیون فوتبال ایران را خواهد پذیرفت که در آن هیچ نوع تبعیضی در مقابل اشخاص، گروهها وملیت ها درزمینه جنسیت، زبان، مذهب، نژاد و سیاست یا موارد مشابه اعمال ننماید و در غیر اینصورت مشمول تعلیق و یا اخراج خواهد شد.

حال باید دید اگر هیات دولت این بند را حذف ننماید و یا آنرا تغییر ندهد، بار دیگر مخالفت‌های شرعی وافکار عمومی در خصوص ورود زنان به ورزشگاههای فوتبال مواجه خواهد شد یا به خاطرعدم تعلیق فوتبال توسط فیفا تن به خواسته‌های فیفا می‌دهد؟

سئوالی که سالهاست برای مردم باقی این است که چرا بانوان می‌توانند در سینماها و تئاتر و در محیطهای سربسته در کنار یکدیگر حضور داشته باشند، اما در فضای باز استادیوم‌ها این امکان فراهم نیست؟

پیش از این علی آبادی در طرحی جدید خواستار آن شده بود تا تنها زنان متاهل بتوانند در کنار خانواده‌هایشان در استادیوم‌های فوتبال حضور یابند که عملا این طرح نیز نیمه‌تمام ماند چون تشخیص وارائه مدرک دال بر اثبات مجرد بودن و یا متاهل بودن در استادیوم‌ها چندان ساده نیست.

این در حالی است که در سالن‌های والیبال و بسکتبال و بسیاری رشته‌های دیگر، تماشای مسابقات برای بانوان آزاد است وتفاوتی بین تماشای مسابقات فوتبال و رشته‌های دیگر نباید وجود داشته باشد.

شکایت خبرنگار زن از فرمانده یگان انتظامی اصفهان 

میدان زنان

پنجشنبه 22 آذر 1386-11 دسامبر 2007

در پی ممانعت یگان ویژه نیروی انتظامی از ورود زنان ایرانی به ورزشگاه فولاد شهر در جریان دیدار فینال رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا ، یکی از این خبرنگاران شکایت خود از یگان ویژه را به مسئولان قضایی تقدیم کرد.

 

بر پایه این گزارش، این خبرنگار که علیرغم تاکید مامور رسانه ای کنفدراسیون فوتبال آسیا قرار بود در ورزشگاه فولاد شهر به همراه زنان ژاپنی حاضر گردد اما ماموران یگان ویژه در بدو ورود ایشان به ورزشگاه، خبرنگاران زن را از خودرو حامل خبرنگاران ، عکاسان ورزشی جدا نمودند و به آنها اجازه ورود ندادند.

در این راستا، یکی از این خبرنگاران با تنظیم شکایت نامه ای از فرماندهی یگان ویژه اصفهان، رفتار این یگان را ناشایست و بر خلاف قوانین بین المللی دانسته است.

شایان ذکر است؛ این امر در حالی صورت می پذیرد که خبرنگاران و تماشاگران زن ژاپنی از نزدیک فینال لیگ قهرمانان آسیا را در فولاد شهر تماشا کردند و AFC نیز رسما نارضایتی خود را از این اقدام به باشگاه سپاهان و فدراسیون فوتبال ایران ابلاغ کرده است.

گفتنی است خبرنگاران زن اصفهان پیش از بازی سپاهان با کاوازاکی، با امضای توماری برای دفتر ریاست جمهوری درخواست حضور در استادیوم را کردند. آنها با مراجعه به تمامی مسئولان استان و پیگیری های مکرر در لحظات آخر توانستند در کنار زنان ژاپنی وارد ورزشگاه شودند اما این اتفاق دیگر تکرار نشد و مسئولان انتظامی اصفهان دیگر اجازه حضور زنان را در بازی بین المللی بعدی ندادند.

نشست روزنامه نگاران در انجمن صنفی در اعتراض به بازداشت مریم حسین خواه و جلوه جواهری

جرم روزنامه نگاران زن چیست؟

کانون زنان ایرانی

پنجشنبه 22 آذر 1386-11 دسامبر 2007

 دیروز روزنامه نگاران ؛ فعالان جنبش زنان ودیگر علاقه مندان در انجمن صنفی روزنامه نگاران دور هم جمع شدند تا تاکید کنند که مریم حسین خواه و جلوه جواهری دو روزنامه نگار و وب نگار در بند را فراموش نکرده اند.

مریم حسین خواه 26 روز پیش و جلوه جواهری 13 روز قبل به اتهام همکاری با سایتهای اینترنتی که بیشتر در ارتباط با مسائل حوزه زنان است بازداشت و روانه زندان اوین شدند.این دو فعال حوزه رسانه به دلیل عدم پرداخت وثیقه های چند صد میلیونی هم اکنون در زندان به سر می برند.

سالن کوچک و سبز رنگ انجمن صنفی روزنامه نگاران مثل چند سال اخیر؛ دیروز هم تنها پناه روزنامه نگارانی بود که به بازداشت این دو فعال اجتماعی اعتراض داشتند .بر در و دیوار این سالن کوچک عکسها و پوسترهائی از این دو روزنامه نگار و وب نگار جوان به چشم می خورد و همچنین نوشته هائی که نشان دهنده نگرانی همکاران برای در بند بودن آنها بود ":جلوه جواهری و مریم حسین خواه را آزاد کنید"."جرم روزنامه نگار زن چیست ؟ تشویش اذهان عمومی یا تنویر افکار "و یا "نوشتن از قوانین تبعیض آمیز تشویش اذهان عمومی نیست.

در گوشه ای از این سالن کوچک که به تدریج پر می شد .تعدادی از اعضای کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین نابرابر هم دیده میشدند. آنها با زدن چسبهائی سیاه رنگ بر لبانشان به شیوه ای سمبلیک به زندانی بودن دوستانشان اعتراض می کردند.کمپین یک میلیون امضا از چندی پیش توسط فعالان حوزه زنان شکل گرفته و هدفش بیان خواسته های مردم برای تغییر قوانین نابرابر بین زن و مرد به شیوه ای مسالمت آمیز است.

دراین جمع چهره بستگان نزدیک این دو روزنامه نگار هم دیده میشد .هنوز چند دقیقه ای از شروع جلسه نگذشته بود که گوهر بیات مادر جلوه جواهری با چادر سیاه رنگش پشت تریبون قرار گرفت:. "دختر من و دیگر زنانی که در این راه گام می نهند ؛خواسته ای جز حقوق برابر ندارند.جلوه به دلیل رشته اش که جامعه شناسی است نمی تواند نسبت به مشکلات جامعه اش بی توجه باشد.من هم به عنوان یک زن بارها مشکلات زنان را لمس کرده ام.

و بعد با مکثی کوتاه ادامه داد ": نه فکر نمی کنم که حق فرزندان ما زندان باشد و همه باید حمایت شان کنند ." مادر جلوه پس از این سخنان کوتاه در حالی به صندلی اش بر می گشت که در چشمان بسیاری از حاضران در جلسه برق اشکی دیده می شد.

نسرین ستوده ؛ وکیل مریم حسین خواه هم از روند حقوقی پرونده مریم سخن گفت :"در همه پرونده های این چنینی روندهای غیر قانونی مشترک دیده می شود و معمولا برای فعالان اجتماعی از هر طیف وثیقه های بسیار سنگینی صادر می شود. درحالیکه در قانون بارها تاکید شده که وثیقه مجرم باید با نوع جرم ؛ شخصیت و احتمال متواری شدن او تناسب داشته باشد.

به عقیده ستوده رقم های سنگین فعلی وثیقه ها که برای مریم حسین خواه به صد میلیون تومان هم رسیده با جرم و شخصیت این متهمان همخوانی ندارد.

او با تاسف سری تکان می دهد: " دادگاه برای متهم تجاوز خانگی که منجر به تولد طفل نامشروع شده وثیقه یک میلیون تومانی تعیین می کند .حال من از شما می پرسم که آیا دوستان ما جرمی بالاتر از قتل عمد مرتکب شده اند که برای شان وثیقه های صد میلیونی می گذارند."از دیگر مواردی هم که ستوده آن را غیر قانونی می داند جمع آوری مدرک پس از بازداشت متهم است در حالیکه متهم باید پس از ادله کافی دستگیر و روانه زندان شود.نه اینکه ابتدا دستگیر شود و سپس به دنبال مدارکی برای اثبات گناه کاری اش بود.

 

دوستان مریم و جلوه نیز در فرصتی کوتاه نوشته های این دو فعال رسانه ای را از بند زنان زندان اوین برای حاضران خواندند.نوشته هائی واضح و روشن از مصائب زندگی زنان زندانی . مصائبی که نمام توجه این دو را در زندان به خود جلب کرده است و در ادامه راهشان مصمم تر.

مریم و جلوه این روزها به فکر تجهیز کتابخانه زندان و کمک به زنان زندانی افتاده اند .جلوه که به تازگی ازدواج کرده است بخشی از هدیه عروسیش را به آزادی پیر زنی که به خاطر بدهکاری 500 هزار تومانی اش در زندان به سر می برد اختصاص داده است.

در جلسه دیروز صحبت از روزنامه نگار دیگری هم شد. مریم نوربخش ماسوله که چند روزی است برای همیشه جمع دوستانش را ترک گفته و به دیار ابدی شتافته است او نیز روزنامه نگاری فعال و علاقه مند به حوزه زنان بود.

زیلا بنی یعقوب ،روزنامه نگار به هر سه ی این روزنامه نگاران اشاره کرد و از مشکلات مریم نوربخش در عرصه روزنامه نگاری حق التحریری گفت و اینکه همه روزنامه نگاران مستقل از نظر اقتصادی در شرایط متوسط و گاه بد به سر می برند و آنگاه پرسید :چگونه است که کسانی در همه این سالها این روزنامه نگاران را به دریافت کمکهای خارجی متهم کرده اند و آیا کسانی که از آنها وثیقه های صد میلیونی طلب می کنند،می دانند که درآمد این روزنامه نگاران اندک است؟

به عقیده این روزنامه نگار مریم حسین خواه و جلوه جواهری هر دو سمبل اعتدال هستند و این در مطالب و فعالیت اجتماعی شان به چشم می خورد :"اگر افرادمعتدلی همچون مریم و جلوه حق فعالیت در این کشور ندارند پس چه کسانی دارند.سیستم قضایی با زندانی کردن فعالان معتدل چه پیامی می خواهد بدهد؟آیا هرجور شده می خواهند فعالان مدنی را به سمت رادیکال شدن ببرند؟.اما خوشبختانه فعالان جنبش زنان نشان داده اند که واکنشی رفتار نمی کنند و در برابر رفتارهای تند بخشی از سیستم ،رادیکال نخواهند شد و به حرکتهای مدنی خود ادامه خواهند داد.

فریده غائب؛ خبرنگار حوزه زنان نیز که سالها با مریم حسین خواه در حوزه های خبری همکار بوده است : از مشکلات انعکاس اخبار زنان در روزنامه ها گفت و اینکه حاکمیت گفتمان مردانه در حوزه زنان هم خودش را فاش می کندو نقد این گفتمان را بر نمی تابد.به گفته او خبر نگاران و روزنامه نگاران این حوزه بیش از حوزه های خبری دیگر طعم سانسور و حتی نگاه تمسخر آمیز اطرافیان را حس می کنند .اما به خاطر عشق به کارشان هرگز نا امید نشده و مصممتر به راهشان ادامه می دهند.

شهلا لاهیجی مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان نیز دیگر سخنران این نشست بود که به دستگیری این دو فعال رسانه ای اعتراض کرد ":گناه کسی که حرفهایش را می زند چیست ؟گناه دوستان ما آیا چیزی جز گفتن عقایدشان است.آیا با گفتن عقاید ذهن کسی مشوش می شود.

آسیه امینی روزنامه نگار ؛ هم با یاد آوری اینکه چهار سال پیش در چنین روزی سران کشورهای جهان پیمان نامه گسترش جامعه اطلاعاتی را امضا کرده اند سخن گفت :"در بندهای این آئین نامه آمده است که هر کسی حق آزادی بیان و عقیده دارد و حالا این سوال را می پرسم که آیا جلوه و مریم جز این موارد را انجام داده اند و آیا زندان پاسخی مناسب به این تعهد بین المللی است ؟مسئولان باید در این زمینه به ما پاسخ دهند چون فردا معلوم نیست که چه کسانی در زندان خواهند بود.

منصوره شجاعی نیز در مقاله ای به ارائه گزارشی از چگونگی تجهیز کتابخانه بند زنان زندان اوین با ابتکار و پیگیری مریم حسین خواه و پشتبانی کتابخانه صدیقه دولت آبادی پرداخت.

محمد شریف حقوقدان؛ بهاره هدایت ازفعالان حوزه دانشجوئی و زنان ؛ فرخنده احتسابیان عضو کمپین مادرا ن صلح ؛ محبوبه حسین زاده خبرنگار حوزه زنان و همسران جلوه جواهری و مریم حسین خواه و ... نیز در جلسه دیروزچند دقیقه ای سخن گفتند و همه بارها در سخنانشان تاکید کردند که هر چه زودتر این دو جوان روزنامه نگار و وب نگار را آزاد کنید بند حق آنان نیست.

 دختر کانادایی، قربانی بدحجابی

ایسکانیوز

پنجشنبه 22 آذر 1386-11 دسامبر 2007

مردی، دختر نوجوانش را در کانادا قربانی و در گفت و گوی تلفنی با پلیس، انگیزه جنایت را فاش کرد.

آگسا پاروز دختر 16 ساله ای بود که با خانواده اش در نزدیکی تورنتو زندگی می کرد.

پدر او که هنوز پلیس، نامش را فاش نکرده است با آگسا بر سر آنچه بدحجابی اش عنوان می شود اختلاف داشت و به همین خاطر بارها به دخترش هشدار داده بود.

این شهروند کانادا بلافاصله پس از اینکه فرزندش را کاردآجین کرد با پلیس تماس گرفت و به جنایت اعتراف کرد.

ماموران خیلی زود با یک دستگاه آمبولانس به قربانگاه رفتند و آگسا را به بیمارستان بردند اما او با وجود تلاش پزشکان، جان باخت.

برادر 26 ساله دختر سیاه بخت نیز به جرم درگیری با پلیس تورنتوبازداشت شده و قرار است پدرش به زودی به بازسازی صحنه جنایت بپردازد.

 

دستورالعمل جديد معاونت فرهنگي سازمان تربيت بدني به فدراسيون‌ها ابلاغ شد ؛

ممنوعيت حضور مربيان و مديران مرد در تيم‌هاي ملي زنان

اعتدال

دوشنبه 26 آذر 1386-17 دسامبر 2007

براساس ضوابط جديد معاونت فرهنگي سازمان تربيت بدني،‌ هيچ مربي مردي نمي‌تواند هدايت تيم ملي بانوان را برعهده داشته باشد.

عبدالرضا ساور معاون حقوقي ، پارلماني و فرهنگي سازمان تربيت بدني كه درمورد ضوابط حضور ورزشكاران در مسابقات المپيك و رقابت‌هاي بين‌المللي در جمع خبرنگاران سخن مي‌گفت ، توضيح داد: ما ضوابط مخصوص ورزشكاران (مرد و زن) را در اختيار فدراسيون‌هاي ورزشي قرار داده‌ايم، اين ضوابط شامل امكانات مالي، داوران و مربيان بخش بانوان، پوشش تعيين شده از سوي سازمان تربيت بدني و... مي‌شود كه طي دستورالعملي براي اجرا در اختيار فدراسيون‌ها قرار گرفته است.

وي با بيان اين كه نوع پوشش ورزشكاران براي حضور در ميادين بين‌المللي از جمله المپيك پكن - مهمترين رقابت پيش رو براي ما اهميت بسزايي دارد، گفت: پس از اين چگونگي حضور و نوع پوشش ورزشكاران به خصوص بانوان بسيار سنگين خواهد شد. از ديدگاه ما دو نوع پوشش براي ورزشكاران وجود دارد . يك پوشش به اردوي تيم‌هاي ملي و پوشش ديگر به مراسم افتتاحيه، اختتاميه و حضور در ميادين بين‌المللي بازمي‌گردد كه هر دو بايد رعايت شود.

وي ادامه داد: لباس‌هاي متحدالاشكل ورزشكاران ما بايد نشانگر يك فرد ايراني باشد و اصالت ارزش‌هاي‌مان را داشته باشد كه تمام اين موارد را به فدراسيون‌ها ابلاغ كرده‌ايم. اگرچه فدراسيون‌هاي ورزشي پيش از اين نيز پيرو ضوابط فوق بوده‌اند.

ساور تصريح كرد: اجبار رعايت ضوابط فرهنگي تا آنجاست كه اگر از آن سرپيچي شود، در نوع همكاري ما با فدراسيون مربوطه و يا ورزشكار تجديدنظر خواهد شد. امور فرهنگي داراي چارچوب خاصي است، بسياري از ورزشكاران به ما اعتراض كردند كه چرا فلان فدراسيون و يا فلان ورزشكار از قوانين سرپيچي كرده است. ،وي در ادامه‌ تاكيد كرد: قطعا پس از اين همه‌ي مربيان تيم‌هاي ملي بانوان بايد زن باشند و هيچ مربي مردي نمي‌تواند تيم بانوان را هدايت كند، هم‌چنين تا حد امكان تيم‌هاي ما بايد در مسابقات بين‌المللي شركت كنند كه داوران آن نيز زن باشند.

هم‌چنين "نيازاده" نايب رييس فدراسيون دووميداني در اين باره گفت:" بر طبق اين دستورالعمل "ليلا رجبي" در پرتاب‌ها و يك مربي اكرايني در پرش ارتفاع به هدايت دووميداني كاران مي‌پردازند و بقيه نيز با خانم اصلانلو فعاليت خواهند كرد. در دوي صحرانوردي كه در محيط عمومي انجام مي‌شود، نيز مشكلي وجود ندارد.

فرهادي‌زاد، نايب رييس فدراسيون قايقراني نيز گفت:شايد در برنامه‌هاي كلان از مردان برنامه بگيريم اما، مدت‌هاست كه در بخش آب‌هاي خروشان و آب‌هاي آرام از مربي زن استفاده مي‌كنيم.

ساور، معاون فرهنگي سازمان تربيت بدني در پايان پيرامون برنامه‌هاي فرهنگي المپيك توضيح داد و گفت: در اين زمينه ستاد عالي فرهنگي با‌ حضور نمايندگان وزارتخانه‌هاي ذيربط تشكيل شده است كه نقطه نظرات آنها جمع‌بندي مي‌شود و براي اجرا در پكن به اطلاع مردم نيز خواهد رسيد. البته ضرورت برگزاري نمايشگاه امور فرهنگي در پكن وجود دارد كه با نظر كميته ملي المپيك، سازمان تربيت بدني در ستاد عالي فرهنگي به تصويب خواهد رسيد. انجام اين كار بستگي به فضاي حاكم در پكن دارد؛ چرا كه در ماكائو (بازي‌هاي داخل سالن آسيا) فضاي انجام اين كار وجود نداشت؛ اما وضعيت در المپيك پكن به گونه‌اي ديگر است.

نامه يک زن محکوم به مرگ به خانواده شوهرش؛ من را به خاطر فرزندانم ببخشيد 

زمانه

دوشنبه 26 آذر 1386-17 دسامبر 2007

يک زن محکوم به مرگ که قرار است به جرم قتل شوهرش صبح روز چهارشنبه در زندان اوين قصاص شود با ارسال نامه يي براي اولياي دم مقتول از آنها خواست به خاطر فرزندانش او را ببخشند.

به گزارش اعتماد، راحله زن 27 ساله يي که دو سال پيش شوهرش علي را به قتل رسانده و جسدش را مثله کرده بود، پس از محاکمه در شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران به قصاص محکوم شد و حکمش از سوي ديوان عالي کشور نيز مورد تاييد قرار گرفت.

راحله در جلسه محاکمه به قتل شوهرش اعتراف کرد و گفت؛ روز حادثه وقتي از منزل خواهرم به خانه خودم بازگشتم متوجه شدم شوهرم در خانه است و زني هم به محض ورود من وارد حمام شد. من و شوهرم بر سر اين موضوع درگيري لفظي شديدي پيدا کرديم و شوهرم مرا از خانه بيرون کرد. شب که برگشتم آن زن نبود اما من و علي بار ديگر به شدت با هم دعوا کرديم و شوهرم گفت که تو ديگر به درد من نمي خوري. من که از شدت خشم کنترل خودم را از دست داده بودم با ميله آهني ضرباتي به سرش زدم و وقتي متوجه شدم ديگر جان ندارد براي مخفي کردن جسدش مجبور شدم او را مثله کنم.

 

وي افزود؛ من و شوهرم نسبت دور فاميلي با هم داشتيم از طرفي چون دو فرزند داشتم نمي توانستم از او جدا شوم.راحله که قرار است چهارشنبه اعدام شود روز گذشته با ارسال نامه يي از خانواده شوهرش تقاضاي بخشش کرد. وي همچنين خواستار توقف اجراي حکم و به دست آوردن فرصت کافي براي اخذ رضايت شد. در اين نامه آمده است؛ من از اين که ناخواسته اين کار را کرده ام پشيمانم. هنوز باورم نمي شود که چه کرده ام. فکر مي کنم خواب ديده ام. آنقدر اذيت شده بودم و آنقدر رنج کشيده بودم که يک لحظه کنترلم را از دست دادم و نفهميدم چه شد. من هم خيلي ناراحتم. باور کنيد من هم دلم براي شوهرم مي سوزد. اما اين کار ناخواسته بود. من مي خواستم زندگي ام را حفظ کنم. اما يک دفعه اتفاق افتاد. کاري کنيد حالا که بچه هايم بي پدر شده اند ديگر بي مادري نکشند. سه سال است که بچه هايم (دختر 5 ساله و پسر 3 ساله ام) را نديده ام. اما مي دانم که الان يک چيز را گم کرده اند؛ مادر مي خواهند. اينها بچه هاي خانواده شوهرم هم هستند از آنها خواهش مي کنم فقط به آرامش خودشان و انتقام از من فکر نکنند به روح و روان بچه هاي من که بچه هاي خودشان هم هستند، فکر کنند. اين بچه ها بدون پدر و مادر چطور بايد بزرگ شوند. وقتي بزرگ شوند نمي گويند چرا مادر ما را نبخشيديد. نمي گويند چرا نگذاشتيد ما بزرگ شويم و تصميم بگيريم. من سه سال است که بچه هايم را نديده ام. چهار بار درخواست کرده ام اما آنها را نياورده اند. قبلاً براي ملاقات آنها خيلي اصرار نداشتم چون مي ترسيدم اگر آنها را ببينم قلبم بلرزد. مي ترسيدم نه خودم ديگر دوري آنها را طاقت بياورم و نه آنها دوري من را. اما حالا مي خواهم آنها را ببينم. دلم ديگر به تنگ آمده، ديگر تحمل دوري بچه هايم را ندارم.آن قتل فقط يک اتفاق بود. من نمي دانم يک لحظه چه بلايي سرم آمد که اين کار را کردم. بچه هاي من تازه اول زندگي شان است چطوري بي پدر و مادري بکشند. آنها به هر حال بزرگ مي شوند اما محبت مادر و بوي تن مادر يک چيز ديگر است. کاش پدرشان بالاي سرشان بود. کاش من مي مردم و اين اتفاق نمي افتاد. من به خاطر خودم نمي گويم، فقط به خاطر بچه هايم مي گويم. اگر پسرشان را دوست دارند فکر بچه هاي او را هم بکنند. نخواهيد که درد بچه ها دو برابر شود. اگر من ظالم و گناهکار هستم، بچه ها که گناهي ندارند. به خاطر آنها مرا ببخشيد و از خون من بگذريد.من خانواده شوهرم را مثل پدر و مادر خودم مي دانم. الان هم خيلي براي آنها ناراحتم و براي اتفاقي که براي پسرشان افتاده خيلي پشيمانم. آنها به خاطر يک لحظه يي که نفهميدم چه شد، فکر مي کنند با پسرشان يا خودشان کينه و دشمني دارم ولي اينجوري نيست و من واقعاً نفهميدم که چه کردم و الان پشيمانم. من هر شب خواب خانواده شوهرم را مي بينم و الان که از خانواده او دور شده ام انگار از خانواده خودم دور شده ام. فکر کنند من هم بچه خودشان هستم. من هم اميدم اين است که آنها از خون من بگذرند. اصلاً نمي توانم تصور کنم آنها طناب دار را دور گردن من بيندازند.

ارث‌بري زنان از دارايي همسران تصويب شد

عصر ایران

سه شنبه 27 آذر 1386-18 دسامبر 2007

وي گفت: برخي معتقدند كه اگر زن از شورهر فرزند داشته باشد مي‌تواند از قيمت زمين نيز ارث ببرد اما قانون مدني مي‌گويد زن فقط مي‌تواند از اموال منقول همسرش ارث ببرد و از عرصه ارثي به او تعلق نمي‌گيرد.

نمايندگان مجلس به يك فوريت طرحي رأي دادند كه در صورت تصويب نهايي آن زنان نيز مانند مردان از كل دارايي همسرانشان ارث مي‌برند.

به گزارش فارس نمايندگان مجلس شوراي مجلس اسلامي در جلسه علني امروز سه‌شنبه دو فوريت طرح اصلاح مواد 946 -947 و 948 قانون مدني مصوبه 1307 را بررسي و با 114 رأي موافق، 49 رأي مخالف و 13 رأي ممتنع از مجموع 215 رأي حاضر به دو فوريت آن رأي ندادند.

نمايندگان سپس يك فوريت اين طرح را كه به امضاي 97 نفر از نمايندگان رسيده است به رأي گذاشتند و با 118 رأي موافق 33 رأي مخالف و 13 رأي ممتنع از مجموع 215 رأي نماينده حاضر يك فوريت آن را به تصويب رساندند، در صورت تصويب نهايي اين طرح ماده 946-947-948 قانون مدني اصلاح مي‌شوند.

بر اساس اين اصلاحيه زوجين از تمام اموال يكديگر ارث مي‌برند ليكن زوجه مستحق دريافت قيمت عرصه عياني و اراضي است. همچنين در صورت تصويب نهايي اين طرح ماده 947 قانون مدني لغو خواهد شد.

همچنين با اصلاح ماده 948 قانون مدني هر گاه درمورد ماده 946 ورثه از اداي قيمت عرصه عياني و اراضي امتناع كند زن مي‌تواند حق خود را از عين استيفاء نمايد.

در بررسي اين طرح كريم شافعي در لزوم دو فوريت اين طرح گفت: در حال حاضر زنان ايراني فقط از اعيان اموال شوهرانشان ارث مي‌برند و وقتي شوهرشان فوت مي‌كند دستشان از اموال شوهر دور است.

وي افزود: به موجب مواد 946 تا 948 قانون مدني زنان حق ندارند از عرصه دارايي همسران خود ارث ببرند ولي مردان از كل دارايي همسرانشان ارث مي‌برند و اين موجب ظلم به زنان شده است.

شافعي گفت: براي رفع چنين مظلوميتي از زنان و عمل به نظر مقام معظم رهبري به اين طرح راي دهيد.

 

وي گفت: برخي معتقدند كه اگر زن از شورهر فرزند داشته باشد مي‌تواند از قيمت زمين نيز ارث ببرد اما قانون مدني مي‌گويد زن فقط مي‌تواند از اموال منقول همسرش ارث ببرد و از عرصه ارثي به او تعلق نمي‌گيرد.

سيدمحمود مدني نيز در مخالفت با اين طرح دو فوريتي گفت: رعايت حقوق زنان و اهميت ويژه‌اي كه شرع مقدس براي آنها قايل شده است به هيچ وجه مورد انكار نيست، اما در هر موردي بايد نظر شارع را پرسيد.

وي اظهار داشت: در اين مورد بين فقها اختلاف نظر است، لذا با تصويب اين طرح مجلس را در موضع انتقاد قرار ندهيد و شأن و جايگاه آن را متزلزل نكنيد.

وي افزود: در مسئله‌اي كه اين طور مورد اختلاف علما است، من وارد ماهيت آن نمي شوم و از نمايندگان مي‌خواهم كه به اين طرح رأي ندهند زيرا تصويب اين طرح مشكلات تنش‌هاي اجتماعي را اضافه خواهد كرد.

هادي حق‌شناس در موافقت با اين طرح گفت: اصل 94 قانون اساسي تكليف را روشن كرده است و همه‌ي مصوبات كه در مجلس تصويب مي‌شود براي تطبقي با شرع به شوراي نگهبان فرستاده مي شود.

وي موضوع اين طرح را يكي از موضوعات مهم جامعه خواند و گفت: همواره در مسايل فقهي اختلافاتي وجود دارد، اما مجلس نبايد به صرف اينكه اين موضوع مورد اختلاف است اين بحث را بررسي نكند.

حق‌شناس اظهار داشت: در حال حاضر زنان بسياري وجود دارند كه همپاي مردان كار مي‌كنند ولي از اين حقوق محروم هستند و با فوت شوهرانشان دچار مشكل مي‌شوند، بنابر اين از نمايندگان مي‌خواهم به دو فوريت اين طرح رأي بدهند.

عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز:

 حجاب تحریک‌کننده زنان خارجی‌ها را هم متعجب کرده!

آفتاب

سه شنبه 27 آذر 1386-18 دسامبر 2007

 عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز ضمن دفاع از ادامه طرح امنیت اجتماعی و عملکرد نیروی انتظامی در این طرح گفت: پوشش، لباس و ظاهر خانم‌ها در تابستان و زمستان، مناسب با معیارهای قرآن، حدیث و ائمه نیست، پوشش مناسب یعنی پوشاندن تمام بدن غیر از گردی صورت.

سیدرضا اکرمی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب افزود: ظاهر بانوان جامعه، مناسب نیست و تحریک کننده هم محسوب می‌شود و حتی موجب شگفتی خارجی‌ها هم شده که خانم‌ها در یک کشور اسلامی، چرا این گونه لباس می‌پوشند.

وی افزود: هنگامی که سوار هواپیما می‌شویم خانمی که برنامه سفر را اعلام می‌کند، بدون استثناء از بانوان می‌خواهد که پوشش و معیار اسلامی را رعایت کنند و این گواه آن است که برخی پوشش اسلامی ندارند.

اکرمی با اشاره به اظهارات اخیر سخنگوی دولت و اعلام مخالفت دولت با طرح امنیت اجتماعی، گفت: اگر آقای الهام یا دولت، صحبتی در این زمینه دارند، باید آن را درون خود حل کنند نه اینکه در یک مصاحبه عمومی به آن بپردازند، چرا که چنین سخنانی از جانب دولتمردان باعث آسیب رسیدن به هدف نیروی انتظامی و خواسته عموم مردم می‌شود.

وی ضمن اعلام موافقت خود با کار نیروی انتظامی افزود: عده‌ای از کار فرهنگی حرف می‌زنند، اما فقط حرف می‌زنند و پیشنهاد می‌دهند، اما عملا قدمی برای اصلاح امور برنمی‌دارند، نمی‌گویند برای کار فرهنگی چه باید کرد برگزاری کلاس، همایش، سخنرانی یا ساختن فیلم، کدام یک را باید انجام داد؟ آنان می‌گویند با بگیر و ببند اوضاع درست نمی‌شود، اما خودشان هم عملا وارد کار نمی‌شوند.

اکرمی افزود: باید از دانشگا‌ه‌ها، آموزش و پرورش، اداره‌ها و غیره آغاز کرد تا به مطلوب برسیم.

وی با بیان اینکه در جامعه ما افکار عمومی دارای نظر و ایده‌های مختلفی هستند، گفت: یک موضوع عده‌ای مخالف و عده‌ای موافق دارد و بین سران مملکت، دولتیان، روحانیان و مردم اختلاف نظر موجود است اما به اعتقاد من، امنیت روحی و روانی خانواده و جامعه باید مورد اهتمام و اعتقاد همه مسئولین کشور از جمله قوه مجریه و نیروی انتظامی قرار گیرد.

اکرمی افزود: هنگامی که یک خانم مسلمان از خانه بیرون می‌آید، باید با آرامش و امنیت روانی برود و با امنیت هم برگردد، با لباس مناسب بیرون آید یعنی با پوشیدن لباس‌های چسبان، کوتاه و کفش‌های نامناسب حواس مردم را پرت و چشم‌ها را به خود خیره نکند، پوشش باید با فرهنگ عمومی و اسلامی هماهنگ باشد، اگر نه افکار عمومی به شدت خدشه‌دار می‌شود و ممکن است کار به جاهای باریک بکشد.

صدور فتوا علیه یک مصری منتقد حجاب زنان ایرانی

آفتاب

سه شنبه 27 آذر 1386-18 دسامبر 2007 

  یک روحانی مسلمان مصری روز دوشنبه خواهان تحریم شرکت های مخابرات متعلق به "نجیب ساویریس"، یک میلیاردر مشهور شد که اخیرا علیه نفوذ اسلام در کشورش سخن گفته بود

   یک روحانی مسلمان مصری روز دوشنبه خواهان تحریم شرکت های مخابرات متعلق به "نجیب ساویریس"، یک میلیاردر مشهور شد که اخیرا علیه نفوذ اسلام در کشورش سخن گفته بود.

به نقل از خبرگزاری فرانسه، "شیخ یوسف البدری" با صدور فتوایی از کلیه مصری ها خواست شرکت های مخابرات ساویریس از جمله شرکت بزرگ تلفن موبینیل را تحریم کنند.

ساویریس که یک مسیحی قبطی مصری است اخیرا از نفوذ رو به رشد مذهب و پوشش اسلامی زنان در کشورش انتقاد کرده و گفته بود: "خیابان های مصر اکنون شبیه ایران شده و افزایش تعداد زنانی که در این کشور روسری به سر می کنند نگران کننده است.

وی همچنین با انتقاد تلویحی نسبت به قوانین حجاب در ایران اعلام کرده بود: " هنگامی که زنان محجبه فراوانی را در خیابان های مصر مشاهده می کنم نگران می شوم و احساس می کنم که در ایران هستم. در این مواقع حس یک فرد غریبه و خارجی را دارم.

شیخ بدری در فتوای خود از ساویریس به خاطر مخالفت با شعار مورد استفاده جنبش اخوان المسلمین مصر با مضمون اسلام، راه حل است به شدت انتقاد کرد.

این فتوا از مسلمانان می خواهد کلیه تماس های خود با شرکت ها و محصولات ساویریس را قطع کنند.

گفتنی است این میلیاردر مصری که براساس گزارش مجله فوربس از ثروتی بالغ بر ۱۰ میلیارد دلار برخوردار است پیشتر اعلام کرد: "قصد دارد در اوایل سال ۲۰۰۸ کانال های جدید تلویزیونی برای مقابله با رشد اسلام گرایی در مصر را راه اندازی کند.

پادشاه عربستان دختر القطیف را عفو کرد

آفتاب

سه شنبه 27 آذر 1386-18 دسامبر 2007

  پادشاه عربستان یک دختر قربانی تجاوز جنسی را که به حبس و تحمل ۲۰۰ ضربه شلاق محکوم شده بود، عفو کرد. 

   پادشاه عربستان یک دختر قربانی تجاوز جنسی را که به حبس و تحمل ۲۰۰ ضربه شلاق محکوم شده بود، عفو کرد

به نقل از روزنامه سعودی "الجزیره"، پرونده این دختر جنجال بسیاری را به راه انداخته بود به طوری که کاخ سفید در اقدامی نادر نسبت به رای صادره توسط یکی از هم پیمانان خاورمیانه ای خود درباره این زن ابراز شگفتی کرد و کانادا از آن به عنوان نوعی بربریت نام برد.

"عبدالله بن محمد الشیخ" وزیر دادگستری عربستان سعودی در گفتگو با روزنامه "الجزیره" خاطر نشان کرد: حکم عفو "ملک عبدالله" به معنای تردید وی نسبت به سیستم قضایی عربستان نیست، بلکه وی تنها به نفع مردم کشورش چنین اقدامی را انجام داده است.

وی افزود: پادشاه همواره بر تخفیف آلام مردم نظر دارد و زمانی که وی مطمئن شده که چنین احکامی تاثیرات روانی بر مجرمین باقی می گذارد، نسبت به منصفانه بودن حکم اطمینان کسب کرده است.

قربانی این پرونده که به "دختر القطیف" مشهور شده است، سال گذشته زمانی که با یکی از هم کلاسی های مذکر خود در اتومبیلی تنها رویت شد، توسط چند مرد مورد حمله و تعرض قرار گرفت.

وی که در زمان تعرض ۱۹ سال سن داشت به اتهام "حضور داشتن با مردی غربیه در داخل یک خودرو" به حبس و تحمل ۲۰۰ ضربه شلاق محکوم شد.

"جورج بوش" رئیس جمهوری آمریکا ضمن ابراز خشم نسبت به رای صادره در مورد این دختر گفت: اگر این دختر، یکی از دختران خود پادشاه عربستان بود، وی با این مورد چگونه برخورد می کرد؟ با این حال بوش نظر خود را مستقیما با پادشاه سعودی در میان نگذاشته است.

"الشیخ" به روزنامه "الجزیره" گفت: پادشاه تنها مقامی است که می تواند حکم عفو را صادر کند و او این کار را علیرغم نظر کابینه سعودی مبنی بر منصفانه و درست بودن سیستم قضایی عربستان انجام داد.

يك مقام قضايی: زنان امروز تخم‌مرغ بلد نيستند بپزند، حق طلاق هم می‌خواهند

نوروز

سه شنبه 27 آذر 1386-18 دسامبر 2007

سرپرست شورای حل اختلاف خانواده در تهران که در برنامه بحث روز رادیو تهران شرکت بود، گفت: با توجه اینکه زنان هشتاد درصد متقاضیان طلاق را تشکیل می‌دهند، اگر حق طلاق رابه آنها بدهیم، همه مردها مجرد خواهند ماند...

فریدون امیرآبادی علت اصلی همه اختلافات خانوادگی را توقعات نابجای زن دانست و ده سال اول زندگی را دوران شناخت طرفین از یکدیگر خواند.

وی تاكيد كرد: زنان امروز حتی توانایی پختن یک تخم مرغ را هم ندارند و اگر حق طلاق را به آنها بدهیم هیچ مردی روز خوش نخواهد دید.

سرپرست شورای حل اختلاف خانواده در تهران صدور حکم طلاق به خاطر اعتیاد مرد را یک اصل منسوخ شده دانست و گفت: در کشور چهار میلیون معتاد داریم در صورتی که بسیاری از اعتیادها به زندگی لطمه نمی‌زند بلکه اعتیاد باید مخل زندگی باشد، بهتر است زنان با این مسئله کنار بیایند تا مردها هم بتوانند با خیال راحت اعتیاد خود را ترک کنند.

گاردين: وضعيت زنان در عراق وخيم است

عصر ایران

چهارشنبه 28 آذر 1386-19 دسامبر 2007

صدام يك ديكتاتور بود اما لااقل ما در زمان حكومت او آزادي داشتيم كه از منزلمان بيرون بياييم. آن زمان فقط يك مجرم بود - صدام - اما الان مجرمان همه جا هستند. زنان ديگر نمي دانند كه چه كسي آنها را آزار خواهد داد.

پس از حمله نظامي به عراق در ماه مارس 2003، دولت آمريكا ادعا كرد كه وضعيت حقوقي و آزادي زنان اين كشور بهترخواهد شد. اما مارك لاتيمر، گزارشگر روزنامه گاردين(چاپ بريتانيا)، پس از سفري كه به عراق داشته، وضعيت زنان اين كشور را طور ديگري ديده است.

او مي گويد كه نه تنها وضعيت زنان اين كشور بهتر نشده بلكه به ميزان زيادي بدتر هم شده است. اين گزارشگر در مقاله اي بلند (كه اخيرا به چاپ رسيد)، از تجاوز جنسي به زنان عراقي، سوزاندن آنها و قتلشان نوشته است. در اينجا چكيده اي از اين گزارش را مي خوانيم:

جورج بوش، رييس جمهور آمريكا، در ماه مارس سال 2004 ميلادي گفت كه "پيشرفت در استقرار آزادي در خاورميانه باعث شده است كه زنان اين منطقه هم حقوق بيشتري داشته باشند و هم اميد تازه اي به آينده خود ... تجاوز به زنان در زمان حكومت صدام حسين براي بي حيثيت كردن خانواده هاي مخالف رژيم سابق به پايان رسيده است.

اما آنچه در عراق كنوني مي گذرد با آنچه سه سال پيش از آقاي بوش شنيديم، خيلي فاصله دارد.

حتي در دوران صدام زنان عراقي، از جمله زنان كرد اين كشور، به خاطر برخوردار بودن از حقوق و پشتيباني قانون مورد قبطه ديگر زنان كشورهاي عرب بودند. آنها در حوزه تجارت، آموزش و همچنين در ادارات دولتي پست هاي بالايي داشتند و حقوق آنها تحت پوشش قانون خانواده تا حد زيادي محفوظ بود. اما از زمان حمله نظامي آمريكا به عراق، تمام پيشرفت هايي كه براي رسيدن به آنها نيم قرن زمان لازم بوده، در حال از بين رفتن است.

در بيشتر نقاط عراق زنان به قدري احساس نا امني مي كنند كه فقط در صورتي از خانه خارج مي شوند كه يك خويشاوند مرد آنها را همراهي كند. همه گروه هاي مسلح مهم، از جمله آنهايي كه به دولت وابسته هستند، از روي عادت به زنان تجاوز جنسي مي كنند.آمار قتل زنان در سراسر عراق به حد بيسابقه اي رسيده است.

سازمان ملل متحد در ماه اكتبر امسال گزارشي منتشر كرد و در آن نسبت به افزايش قتل هاي ناموسي در منطقه نيمه خودمختار كردستان عراق به شدت ابراز نگراني كرد. اين سازمان تائيد كرد كه تنها در شش ماه اول سال 2007، 255 قتل ناموسي در اين منطقه صورت گرفته است كه سه چهارم مقتولين سوزانده شده اند.

پزشكان عراقي به بازرسان سازمان ملل گفته اند كه سوختگي ها ناشي از خودسوزي بوده است. گزارش سال 2006 سازمان ملل آورده: "سوختگي اين زنان بين هفتاد تا صد در صد است كه پزشكان مي گويند توسط خود قرباني صورت گرفته است.

اما فعالان حقوق بشر مي گويند كه اگر اين سوختگي ها ناشي از خودسوزي بوده است به اين خاطر بوده كه زنان وادار به اين كار شده اند.

قوانين جزايي عراق مجازات هاي سبكي را براي قتل هاي ناموسي يا آزار زنان به خاطر مسائل "ناموسي"، در نظر گرفته است به طوري كه برخي از مردها فقط جريمه نقدي بايد پرداخت كنند.

يوسف عزيز، وزير حقوق بشر در دولت محلي كردستان عراق، مي گويد كه قوانين اين منطقه در اين زمينه اصلاح شده اند اما مدافعان حقوق زنان مي گويند كه به رغم تغيير در قانون اساسي عراق و قوانين كردستان، قتل هاي ناموسي همچنان رخ مي دهد.

يكي از اين فعالان براي من تعريف كرد كه وقتي از مردي پرسيده چرا مي خواسته خواهرش را به ظن داشتن رابطه نامشروع به قتل برساند او جواب داده "چون ما الان در عراق دموكراسي داريم." ظاهرا اين مرد فكر مي كند كه دموكراسي يعني اين كه همه مجازند هر كاري كه مي خواهند، انجام بدهند.

اما حماقت اين مرد از يك واقعيت مهم پرده بر مي دارد: در نظام جديدي كه دولت عراق براي توسعه اين كشور پياده كرده، مشاجرات خانوادگي به طور فزاينده اي نه در دادگاه ها بلكه توسط مراجع مذهبي يا طائفه اي حل مي شود.

بسياري از فعالان حقوق بشر در عراق مي گويند كه هيچ مذهبي آزار را تائيد نمي كند و مشكلي كه در عراق وجود دارد هم مشكل فرهنگي است.

خانم رحيم لطيف، از مبارزين خشونت عليه زنان در كردستان عراق، مي گويد كه اين گونه رفتارها در تمام جوامع عراقي از جمله مسيحيان مشاهده مي شود.

 

اما بسياري از مدافعان زنان خود با تهديد جاني روبرو هستند. يكي ديگر از فعالان زن كه حاضر نيست با رسانه ها گفتگو كند، مي گويد: "كار ما بايد مخفي باشد. در كردستان عراق امكان ايجاد يك خانه امن براي زنان وجود دارد اما در بغداد اين كار امكان پذير نيست. اگر ما در بغداد فعاليت كنيم مورد حمله قرار مي گيريم.

در يكي از اين خانه هاي امن در شمال عراق من با زينب آشنا شدم. او همراه با دو فرزند خردسالش به اين مكان پناه آورده چون شوهرش، كه دائم الخمر است و او را آزار مي دهد، حاضر نيست طلاقش بدهد.

زينب مي گويد: "از او فرار كردم و به خانه مادرم رفتم. اما او ولم نمي كرد و من را در خانه مادرم تهديد به مرگ كرد. خانواده ام اصرار دارند كه من طلاق بگيرم و دوباره ازدواج كنم اما من فقط مي خواهم با پسر و دختر باشم. من شوهر نمي خواهم.

مدير اين خانه امن نيز بارها تهديد جاني شده است. او بايد خانواده اين زنان را قانع كند كه جان آنها در خطر است و بايد در خانه امن بمانند. او حتي گاهي مجبور است به خانواده ها بگويد كه اگر بخواهند به زور زنان را به خانه اشان بازگردانند از آنها به دادگاه شكايت خواهد كرد.

او مي گويد: "زنان عراقي بيشتر از قبل درباره حقوق بشر آگاه شده اند اما مردان و فرهنگ اين جامعه مانع مي شود كه زنان حقوقي داشته باشند.

اما از او مي پرسم زناني كه سوخته اند چه بر سرشان آمده؟

او مي گويد: "برخي اوقات خانواده براي تنبيه دختر يا شوهري براي تنبيه همسرش او را مي سوزانند. بعد به بيمارستان مي گويند كه يك حادثه بوده. برخي از اين زنان خود را مي كشند.

نمايندگان زن

وقتي به پارلمان عراق مي روم نمايندگان زن را مي بينم كه در حالي كه لبخند مي زنند در كنار نمايندگان مرد كار مي كنند. برخي از آنها روسري سفيد يا رنگي به سر دارند و تعداد كمتري چادر سياه پوشيده اند و تعداد كمي هم صورت خود را پوشانده اند.

بنا به قانون اساسي جديد عراق يك چهارم از 275 كرسي پارلمان اين كشور متعلق به نمايندگان زن است. اين آمار از جمله بالاترين سهميه نمايندگان زن در پارلمان هاي جهان به شمار مي آيد.

اما همانطور كه يكي از نمايندگان به من يادآوري مي كند حتي به پارلمان آمدن هم كار خطرناكي است: مردم مي بينند كه وارد ساختمان پارلمان شده اي.

در سال 2005 لميعه عبدخدوري، يكي از نمايندگان زن پارلمان عراق در مقابل منزلش به ضرب گلوله كشته شد.

يك پروفسور رشته اقتصاد، كه مانند بسياري از زناني كه با آنها ملاقات كردم نمي خواست هويتش افشا شود، به من گفت:سه سال زمان كوتاهي است كه زنان وارد جريان اصلي سياست شوند. اما زنان عراقي شجاع بوده اند و در قالب فعالان حقوق بشر به ميدان آمده اند. آنها فرصت يافته اند تا توانايي هاي خود را نشان دهند، سازمان هاي غيردولتي تاسيس كنند، در پارلمان كرسي داشته باشند و در بخش خصوصي نيز فعاليت كنند.

وي معتقد است كه تسلط احزاب مذهبي داخل دولت عراق، كه ديدگاه آنها به گفته او معمولا به ضرر حقوق زنان است، به خاطر نا امني تشديد شده و زمينه را براي فرمانروايي اين احزاب مهيا كرده است. او در ادامه مي گويد كه گرچه قانون اساسي زنان را در پارلمان قويتر كرده است اما تاثيري منفي بر موقعيت زنان در خانه و خانواده داشته است.

تا پايان امسال اصلاحيه هاي پيشنهادي يك كميته دولتي در ارتباط با قانون اساسي به پارلمان عراق ارائه مي شود. در همين حال ائتلاف سازمان هاي زنان سعي داشته ماده 41 از قانون اساسي عراق حذف كند.

بنا به ماده 41 قانون اساسي جديد عراق، قانون خانواده اين كشور با نظامي جديد جايگزين خواهد شد كه مي گويد ازدواج، طلاق، حضانت فرزند و ارثيه بر اساس مذهب و قوميت زن تعيين خواهد شد.

مدافعان حقوق زنان در عراق مي گويند كه چنين قانوني باعث خواهد شد كه نهادهاي مذهبي سلطه بيشتري پيدا كنند و "قومي گري وجهه قانوني پيدا كند.

بيش از هر چيز آنها بيم دارند كه چون چنين قوانيني باعث سلطه سنت گرايي مي شود، خشونت ها عليه زنان افزايش يابد.

اما از بيست و هفت عضو اين كميته فقط دو تن از آنها زن هستند و بسياري از نمايندگان زن پارلمان نيز متعلق به احزاب مذهبي محافظه كار هستند. حتي برخي از آنها فقط در صورتي حاضرند از خانه خارج شوند كه شوهرشان همراه آنها باشد.

بسياري از جلسات نمايندگان زن پارلمان عراق در خارج از اين كشور برگزار مي شود. من گروهي از آنها را در امان ملاقات كردم. آنها براي شركت در يك گردهمايي در مورد حقوق زنان به اردن آمده بودند.

سميرا موسوي، يكي از اعضاي ائتلاف شيعه و رييس كميته زنان در پارلمان عراق، در اين گردهمايي گفت: ما در حال پيشرفت هستيم چون اكنون در يك دموكراسي زندگي مي كنيم و مي توانيم مسائل را با يكديگر به بحث و بررسي بگذاريم.

 

وي نگراني ها درباره ماده 41 را بي پايه دانست و گفت كه فقط يك يا دو نفر از اعضاي كميته او خواستار تغيير آن هستند.

در مقابل، يكي از نمايندگان زن اهل سنت گفت: "ما قانون خانواده قبلي را مي خواهيم؛ ما و كردها. اما شيعيان مانع از اين خواسته شده اند.

در حالي كه نمايندگان زن در پارلمان عراق و سازمان هاي مدافع حقوق بشر بر سر ماندن يا حذف ماده 41 جدل مي كنند، خشونت عليه زنان همچنان در سراسر عراق ادامه دارد و رو به افزايش است.

اگر قوانين خانواده در عراق دچار تزلزل شده و از بسياري لحاظ زنان را به شهروندان بي پناه تبديل كرده است، تجاوز جنسي زنان نيز يك سلاح جنگي در اين كشور قلمداد مي شود؛ سلاحي كه نيروهاي امنيتي دولت، فرقه ها و قوم هاي متخاصم و حتي نظاميان آمريكايي نيز از آن استفاده كرده اند.

به گفته مسئول يكي از سازمان هاي زنان در بغداد كه نمي خواست نامش افشا شود، گفت: "صدام يك ديكتاتور بود اما لااقل ما در زمان حكومت او آزادي داشتيم كه از منزلمان بيرون بياييم. آن زمان فقط يك مجرم بود - صدام - اما الان مجرمان همه جا هستند. زنان ديگر نمي دانند كه چه كسي آنها را آزار خواهد داد.

تصويب قانون ضد قاچاق در کامبوج

پایگاه خبری

چهارشنبه 5 دی 1386-26 دسامبر 2007

گروه بين الملل - قانون ضدقاچاق انسان و بهره‌برداري جنسي در مجلس كامبوج تصويب شد

گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس به نقل از خبرگزاري "شين هوا" حاکي است، مجلس ملي كامبوج با اكثريت آرا قانون مبارزه با قاچاق انسان و بهره برداري جنسي را تصويب كرد.

 وزير دادگستري كامبوج اعلام کرد، تصويب اين قانون را  نخستين گام در اصلاح نظام قضايي و دادگاهي اين كشور اعلام كرد.

وي همچنين تصويب قانون مبارزه با قاچاق انسان و بهره‌برداري جنسي در كامبوج را در كمك به تقويت نقش قانون در كاهش فقر در اين كشور موثر خواند.

وزير دادگستري كامبوج بر تلاش اين وزارتخانه براي اجراي همه‌جانبه و دقيق قانون يادشده تاكيد كرد.

بر اساس اين گزارش، كامبوج نخستين قانون مبارزه با قاچاق انسان و بهره‌برداري جنسي اين كشور را كه شامل 10ماده است در سال 1996ميلادي تصويب كرد.

قانون جديد 52 ماده است و نسبت به قانون قبلي جزييات بيشتري را در اين ارتباط در بردارد.

بر اساس اين قانون، مجرمان و متخلفان ممكن است با 20سال زندان و جريمه نقدي برابر با دو هزار و  500 دلار مواجه شوند.

زنان و كودكان كامبوجي بويژه در سال‌هاي اخير همواره براي كارگري و يا سوء‌استفاده‌هاي جنسي به كشورهاي خارجي از قبيل تايلند، تايوان، ماكائو، مالزي، كره‌جنوبي، نيجريه و سومالي قاچاق شده‌اند.

انتقاد امام جمعه ساري از سكوت مسئولان فرهنگي درباره برگزاري كنسرت زنان

خبرگزاري فارس

جمعه 30 آذر 1386-21 دسامبر 2007

امام جمعه ساري از سكوت مسئولان فرهنگي در باره برگزاري كنسرت زنان ايراني در كشور كويت انتقاد كرد. 

به گزارش خبرگزاري فارس از ساري نورالله طبرسي امروز در خطبه‌هاي نماز عيد قربان با اشاره به برگزاري اين كنسرت در كشور كويت افزود: گروهي از خواننده‌هاي زن ايراني در كشور كويت به برنامه موسيقي مي‌پردازند و روزنامه‌هاي ما نيز اخبار آن را منعكس مي‌كنند كه اين مسئله خوش‌آيند نيست.

وي با اشاره به فرا رسيدن عيد قربان از اين عيد به عنوان عيد بندگي و اطاعت از خداوند ياد كرد و اظهار داشت: حضرت ابراهيم با پذيرش دستور خداوند هم اطاعت بي‌چون و چرا از خداوند را عملي كرد و هم شرايط پيغمبري خود را نيز به اثبات رساند.

طبرسي خاطرنشان كرد: ما مسلمانان نيز با درس‌آموزي از سيره نبوي خود را براي بندگي و اطاعت از خداوند هميشه آماده كنيم.

امام جمعه ساري با يادآوري اين نكته كه براي خالص شدن و عبادت خالصانه كردن بايد شيطان‌هاي روزگار را از خود دور كنيم افزود: دوري از شيطان شرايط زندگي همراه با سعادتمندي را براي ما و جامعه فراهم خواهد كرد.

خطيب نماز عيد قربان ساري در پايان با يادآوري اين نكته كه دشمنان ايران با انواع روش‌هاي فرهنگي و جنگ رواني سعي در تخريب افكار جوانان ما دارند خاطرنشان كرد: بايد با مفاهيم اسلامي از راهكارهاي فرهنگي استفاده كرد و به اين مبارزه عظيم پرداخت.

محروميت‌هاي اداري براي برخورد با بدحجابان

عصر ایران

چهارشنبه 28 آذر 1386-19 دسامبر 2007

 

تشويق افرادي كه در ادارات و ارگان‌هاي دولتي و مراكز آموزشي به خوبي ضوابط و ارزش‌هاي اسلامي مانند حجاب اسلامي را رعايت مي‌كنند و محروم كردن كساني كه در اين محيط‌ها خود را مقيد به رعايت اين ارزش‌ها نمي‌دانند، از خدمات دولتي مي‌تواند به عنوان راهي ميانه براي تقويت پايبندي به ارزش‌‌ها تاثيرگذار باشد و كميسيون فرهنگي مجلس نيز مي‌تواند در اين خصوص طرح‌هايي ارائه و تصويب كند.

سيد محمود هاشمي شاهردوي رئيس قوه قضائيه در ديدار با اعضاي كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي خواستار تعامل جدي مجلس با اين قوه و تصويب لوايح آن از سوي نمايندگان شد و گفت: در صورت تصويب دو لايحه اصلاح ماده 2 قانون محكوميت‌هاي مالي و لايحه جرم‌زدايي نزديك به 16 هزار نفر از زندان آزاد مي‌شوند و حدود 300 عنوان مجرمانه نيز كاهش مي‌يابد.

فارس: رئيس قوه قضائيه گفت: محروم كردن كساني كه در محيط‌هاي اداري ارزش‌هاي اسلامي را رعايت نمي‌كنند راه مناسبي براي تقويت پايبندي به ارزش‌هاست.

سيد محمود هاشمي شاهردوي رئيس قوه قضائيه در ديدار با اعضاي كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي خواستار تعامل جدي مجلس با اين قوه و تصويب لوايح آن از سوي نمايندگان شد و گفت: در صورت تصويب دو لايحه اصلاح ماده 2 قانون محكوميت‌هاي مالي و لايحه جرم‌زدايي نزديك به 16 هزار نفر از زندان آزاد مي‌شوند و حدود 300 عنوان مجرمانه نيز كاهش مي‌يابد.

رئيس قوه قضائيه گفت: در حال حاضر متاسفانه سالانه 8 ميليون پرونده وارد دستگاه قضائي مي‌شود كه حاصل بيش از 1500 عنوان مجرمانه‌اي است كه در قوانين ايران ديده شده و تلاش قوه قضائيه اين است تا بسياري از اين عناوين مجرمانه را كه منجر به زنداني شدن افراد مي‌شود كاهش دهد و رسيدگي به آنها به عنوان تخلفات اداري و صنفي خارج از دادگاه‌ها صورت گيرد.

هاشمي شاهرودي به دو لايحه اصلاح ماده 2 محكوميت‌هاي مالي و لايحه جرم‌زدايي اشاره كرد و گفت: اين دو لايحه حدود 3 سال است كه در مجلس معطل مانده در حالي‌ كه در صورت تصويب اصلاحيه ماده 2 محكوميت‌هاي مالي حدود 15 تا 16 هزار نفر از زندانياني كه به دليل عجز از پرداخت مهريه، ديه و ساير مديونيت‌هاي مالي در زندان هستند آزاد مي‌شوند.

رئيس قوه قضائيه افزود: لايحه جرم‌زدايي نيز كه هدف آن تبديل بسياري از جرائم به تخلف است چندين سال در مجلس معطل مانده و در صورت تصويب آن حداقل 300 عنوان مجرمانه كه حكم آن نيز زندان است به تخلف‌هاي اداري و صنفي تغيير مي‌كند و افراد به دليل اين تخلف‌ها زنداني نمي‌شوند تا تبعات زندان گريبان خود و خانواده ‌آنها و جامعه را بگيرد.

هاشمي شاهرودي به لايحه شوراهاي حل اختلاف اشاره كرد و گفت: متاسفانه اين لايحه نيز با وجود تمام تاكيدات دستگاه قضايي درباره لزوم گسترش و تحكيم شوراهاي حل اختلاف و سهم تاثيرگذار فعاليت‌ آن در كاهش ورودي پرونده‌ها به دستگاه قضائي، از سوي نمايندگان به آن توجه نشده است و برخي‌ها قائل به محدود كردن اختيارات اين شوراها هستند كه در آن صورت قوه قضائيه مجددا با حجم انبوهي از مشكلات و اطاله دادرسي مواجه خواهد شد.

رئيس قوه قضائيه با تصريح بر اين نكته كه هم اكنون سالانه حدود 4 ميليون پرونده در شوراهاي حل اختلاف رسيدگي مي‌شود، افزود: محدود كردن اختيارات اين شوراها بسياري از اين پرونده‌ها را دوباره به محاكم دادگستري وارد مي‌كند و موجب بروز مشكلات متعدد مي‌شود.

رئيس قوه قضائيه همدلي و وحدت ميان قواي سه گانه و تمام دستگاه‌هاي اجرايي، قضائي و قانون‌گذار كشور را ضرورت امروز كشور خواند و تاكيد كرد: جمهوري اسلامي ايران تاكنون به موفقيت‌هاي بي‌شماري دست يافته است و براي ادامه اين راه و رسيدن به عزت و عظمت بيشتر و حل مشكلات بايد تمام مسئولان در كنار يكديگر و با جلب اعتماد مردم قدم بردارند.

هاشمي شاهرودي همچنين با اشاره به برخي معضلات فرهنگي در جامعه خواهان تقويت برخوردهاي اداري با افرادي شد كه خود را موظف به پايبندي نسبت به ارزش‌هاي اسلامي نمي‌دانند و در اين زمينه گفت: تشويق افرادي كه در ادارات و ارگان‌هاي دولتي و مراكز آموزشي به خوبي ضوابط و ارزش‌هاي اسلامي مانند حجاب اسلامي را رعايت مي‌كنند و محروم كردن كساني كه در اين محيط‌ها خود را مقيد به رعايت اين ارزش‌ها نمي‌دانند، از خدمات دولتي مي‌تواند به عنوان راهي ميانه براي تقويت پايبندي به ارزش‌‌ها تاثيرگذار باشد و كميسيون فرهنگي مجلس نیز میتواند در این خصوص طرح هایی ارایه و تصویب کند.

شورای فقهی زنان تشکیل می شود

پایگاه خبری

یکشنبه 2 دی 1386-23 دسامبر 2007

بر اساس پیگیری های فراکسیون زنان مجلس هفتم، شورای فقهی زنان تشکیل مي‌شود.

 

 

 

این شورا به منظور انجام تحقیقات لازم در مبانی فقهی مسایل مربوط به زنان و اصلاح قوانینی مدنی در این خصوص فعالیت خواهد کرد.

بررسی قوانین مدنی و جزایی نشان می دهد بخش قابل توجهی از قوانین مطابقت لازم را با قوانین اسلامی نداشته و عنصر زمان و مکان به عنوان یکی از مبانی فقه اسلامی در آن مدنظر نبوده و بر همین اساس بخشی از حقوق زنان جامعه مورد بی توجهی قرار گرفته  است.

فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی پیش از این در این خصوص با رهبر معظم انقلاب و برخی مراجع تقلید از جمله آیت الله مکارم شیرازی دیدار و نظرات این بزرگان را در این خصوص جویا شده بودند.

زندگی فخریه تاج الدینی

ثروتمندترين زن روستاي" سبو بزرگ" در فقر و تنگدستي مرد

فاطمه علی اصغر

جمعه 30 آذر 1386

كانون زنان ايراني:سوزناك تر شده است ،صداي ناله سگان روستا. آخر ، اين روزها ، انسانيت و عاطفه از روستاي سبو بزرگ لواسان رفته است . از عزاداري خبري نيست . مرده است ديگر خاله فرخ ساده دل .از بي توجهي و فقر آن هم با وجود هكتارها زمين و ثروت.

خاله فرخ مرده است بي اينكه زنگي به صدا درآيد يا دل كسي بگيرد. سكوت ،اين قسمت او بود از زندگي . در بي صدايي و تنها و بي كسي هم مرد .آن هم در يكي از بيمارستان هاي كميته امداد .روستا ديگر، تهي شده است از صداي آرام پاهايش .از دلسوزي هايش .خنده هايش .ديگر زني با موهاي رنگ حنا و بلوز گل گلي در روستا سرخوش و رها نمي چرخد.

خاله فرخ در غربت مرد

گريه مي كند ؛يكي از خواهرزاده هايش .او كه خوشبختانه با وي فاميلي يكساني ندارد!مي گويد: آنقدر تنها بود و ساده دل كه نپرس . در تنهايي هم به سوي خدا رفت . هيچ كس نمي داند اما من كه يك روز بعد از مرگش به بيمارستان رفتم مي دانم كه چهار روز در آن بيمارستان ،كسي نبود به دادش برسد .پرستارها با اخم مي گفتند شما پس كجا بوديد وقتي مي خواستيم اسكن بگيريم .دارو بخريم . بيماري پيرزن را درمان كنيم ؟ خيلي اشك ريختم بر اين همه غريبي خاله .اما من چاره اي نداشتم. اصلا ما نمي دانستيم كه او بيمار است ! كسي به ما چيزي نگفته بود.

رها شده بود به حال خود ،محجور ثروتمند ،بدون رسيدگي و مراقبت هاي لازم. آزاد از هرثروتي!. بوي بد گرفته بود، اين اواخر. به خاطر همين بي تفاوتي ها . دل مشغولي اش شده بود جمع كردن زباله هاي ده. هر وقت از او مي پرسيدند كه چرا زباله ها را جمع مي كني و به خانه ات مي بري ، پاسخي نمي داد .انگار اصرار داشت تا حد توانش ده را پاك كند از زباله ها .از ناپاكي ها . كسي اما دركش نمي كرد . حتي مرگش را تا مدت ها برخي از بزرگان و هيات امناي ده تكذيب مي كردند ، آن هم به دلايلي نامعلوم.بزرگاني كه همخون آخرين دختر كدخداي ده بودند.حالا خاله فرخ مرده است . در زمين هايش بادها مي وزند ،بي قرار .از آنجايي كه هيچ گاه ماه پشت ابر نمي ماند .سرانجام همه اهالي شنيدند خبر مرگ دردناك خاله فرخ را .به گورستان رفتند مردم ده . اما ديدند فاميل هايش به جاي عزاداري دارند امضا جمع مي كنند !!!سر قبر خاله فرخ تنها و بي آزار .همه دنبال ارث و ميراثند !گذشته ها گذشته، كسي اشك نمي ريزد بر مرگ زني محجور! آن هم وقتي ثروتي كلان دارد!

گويي صداي پيرزن از قبرش به گوش مي رسد : از همه كساني كه اينقدر طول كشيد تا ثروتم را تصاحب كنند .عذر مي خواهم ! از همه كساني كه تا اينجا آمدند و برايم فاتحه خواندند حلاليت مي طلبم اما يه خواسته اي دارم . با امضاي اين كاغذ حق زني تنها را زير پا نگذارند . اي كاش با اين پول مي شد عده اي از محجور هاي دنيا را حمايت كرد ، به خودم كه وفا نكرد.

چرا امضا جمع مي كنند

زمين هاي فراخ و سرسبز در لواسان ، ثروت كمي نيست كه بشود از مرگ مالكش خوشحال نشد .آن هم براي كساني كه لابد از عاطفه بويي نبرده اند .حداقل تا زماني كه زنده بود تا مقدار اندكي از پولش را صرف ساختن خانه اي كوچك براي او كنند .خاله فرخ در اتاقي تاريك و نمور زندگي مي كرد كه پايينش طويله گاوها بود . مو برتنش سيخ مي شد ،شب ها از صداي نعره گاو ها . دم بر نمي آورد امامحجور بود اما نه منفور.

عاطفه و مهر گويي از دل ها رفته است .زن باشي آن هم محجور! ديگر حسابت با كرام الكاتبين است . چه اندوهي بالاتر از بي تفاوتي اين همه انسان با ادعاي آدميت!

اين را هر كسي كه قصه خاله فرخ را مي شناسد ،مي گويد .زندگي 75 ساله فخريه تاجديني را مي گويم.

مرگ براي او ،جشن عروسي بود . جشني كه هيچ گاه لباس توري پف داري بر تن خسته اش نكرد و نگذاشت تاجي نگين داري بر سرش .افسوس .نگاه ها چه عبث خاك ها را مي پويد !خاله فرخ مدت هاست كه بر اثر بي توجهي ها مرده است .حالا كساني مي خواهند امضا جمع كنند!براي اينكه بگويند پيرزن 75 سال به خوبي و خوشي زندگي كرده است!

 

بي انصافي است . ظلم است . اين را يكي از اهالي لواسان مي گويد و ادامه مي دهد : روزي اتفاقي آمده بودم "سبو بزرگ ".گقتم به خاله فرخ سري بزنم .ديدم در اتاق تنهاست . بوي بدي مي داد .يك عالمه مگس دورش جمع شده بودند .از هجوم مگس ها و آشغال هايي كه دورش ريخته شده بود .نمي توانست نفس بكشد .آخر اين انصاف است .دل هر شنونده اي به درد مي آيد . گفتم بيا خاله ببرمت حمام .گفت نه  فاميل هايم گفته اند كه مي آييم، برايت حمام درست مي كنيم .بالاخره از شر اين همه بدبختي رها مي شوي . خاله بيچاره در حسرت حمام و توالت مناسب ،مرد.

ابوالفضل كردي ،قيم وي اما بيش از همه از مرگ در غايت فقر و بيماري خاله فرخ ناراحت است ،مي گويد : 3سال است كه قيم اين زن هستم نتوانستم تا اموالش را تبديل به پولي براي رسيدگي به وي كنم . دلايل بسياري دست به دست هم داد تا اين زن در تنگدستي بميرد.

به گفته قيم خاله فرخ ، درخواست وي از دادگاه اين بود كه اين پيرزن نياز به خانه اي مناسب و رسيدگي دارد .زمين هاي بسيار هم دارد .ابتدا دادگاه موافقت كرد و گفت كه كارشناس مي فرستد .پس از مدت ها دوندگي و گذر زمان سرانجام يك كارشناس فرستاده شد . برادر زاده هايش و تمام كساني كه در اين ارث سهم داشتند به شدت به اين قضيه اعتراض كردند . دوباره 4 كارشناس فرستاده شد . اما باز به هيچ نتيجه اي نرسيد .كارشكني هاي اين افراد مانع از فروش زمين هاي فخريه تاجديني فرزند آخر محمد حسين تاجديني و رسيدگي به او شد.

ابوالفضل كردي همچنان ناراحت است ،زمزمه مي كند:من تلاش خودم را كردم .افسوس نتوانستم به اين زن كمكي كنم و به دادش برسم .اكنون هم مراحل دادگاهي انتقال ثروت وي در حال انجام است .هيچ كس نمي تواند بدون نظر دادگاه و به طور قانوني زمين هاي اين پيرزن را بفروشد . مگر غير قانوني

وي ادامه مي دهد : حتي اين افراد از وي به زور امضا گرفته اند .از فردي محجور .كساني كه قانون مي دانند ،حرف مرا مي فهمند . نمي شود با فرد محجور معامله كرد.

مرگ مشكوك خاله فرخ

در ده پيچيده است كه امكان دارد مرگ خاله فرخ مشكوك باشد .اما كسي نمي تواند چيزي بگويد يا آنقدر كار دارد كه نمي تواند دنبال مسايل اين پيرزن برود .مرگي مشكوك در بيمارستاني شلوغ!

قيم خاله فرخ مي گويد : نتايج پزشك قانوني كه آمد،آنگاه مي توان نظر داد كه حقيقت درباره مرگ وي چيست. هنوز مردم يادشان است ضجه هاي بي امان خاله فرخ ده را وقتي از بالاي پله هاي خانه پدري اش افتاد .همان خانه اي كه اين اواخر تبديل شده بود به طويله گاو ها و يك اتاق تاريك و نمور. چقدر جيغ كشيد بود .كسي نمي داند .چه مدتي پيرزن بيچاره افتاده بود پشت در .كسي نمي دانست .تنها صداي ناله سگان بود كه سرانجام همسايه ها را كشاند به اين خانه .در خانه پيرزن هميشه باز بود .خانه اي كه تنها يك اتاقش مال او بود و اين اتاق اگر درش بسته مي شد .حتي يك پنجره نداشت كه بداني صبح است يا شب .سرانجام ،اين همسايه ها بودند كه آمدند پشت در ديدند خاله از پله ها افتاده است .نمي توانستند در را باز كنند .از پشت بام آمدند .دستش شكسته بود.تنها توانستند پيرزن را از پله ها طولاني و كوتاه اتاقش بالا ببرند .در رختخوابش بگذارند و ديگر هيچ.

پيرزن تا كي درد كشيده بود ،كسي نمي داند . تا كي در آن تاق تاريك به حال زار خويش گريسته بود كسي نمي داند . ولي همه اين را مي دانند كه اگر مراقبت هاي لازم از پيرزن مي شد با وضع و حال بهتري مي مرد . با بوي ديگري . حالا ثروتش را هركسي مي خواست به راحتي مي خورد.

سپردن خاله فرخ به بردارزاده هايش

از آن روزي كه خاله فرخ خانه نشين شد و بد حال ،مردم ده گاه به گاه برايش غذا مي آوردند . به او مي رسيدند . گاهي فرشته نامي مانند فرشته هاي خدايي .او را حمام مي برد. به او مي رسيد .خليل يكي از خواهرزاده هايش بود ازاين همه بي كسي خاله دلش به درد آمد مدت 5 سال مراقبت از او را به عهده گرفت .اما رفت و آمد هاي او به خانه خاله فرخ براي بردارزاده هايش گران تمام شد .شكايت كردند .دادگاه به اين نتيجه رسيد كه سرپرستي پيرزن را به بردارزاده هايش بسپارد .شواهد و مدارك نشان مي دهد از همان روز بيچارگي اين زن تنها آغاز شد. حالا خاله فرخ مرده است .برسر قبرش امضا جمع مي كنند . معمايي بدون پاسخ .آخر خاله زير نظر كميته امداد بود ! كسي از كميته امداد براي رسيدگي به او پول مي گرفت .اما اين فرد چه كسي بود كسي نمي داند .مددكارانش پاسخ سوالات ما رانمي دهند . پيرزن ثروتمند زير نظر كميته امداد بود! پس برادرزاده هايش چه كسي را سرپرستي كردند .كسي نمي داند ! افسوس .بهزيستي .اداره سرپرستي . قانون .دادگاه هيچ كدام نتوانستند دردي از اين پيرزن دوا كنند افسوس.اي كاش اموالش مي توانست كاري كند براي محجوريني مانند خودش.

عروس 16 ساله به اتهام قتل همسرش روانه دادگاه شد

خبرگزاري فارس

یکشنبه 2 دی 1386-23 دسامبر 2007

عروس 16 ساله‌اي كه با دادن قرص برنج به همسرش وي را به قتل رسانده بود با صدور كيفرخواست روانه دادگاه شد.

  

 

به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، صبح روز 16 ارديبهشت سال جاري ماموران گشت آگاهي تهران از فوت مشكوك يك مرد به نام احمد به دليل مسموميت در بيمارستان باخبر شدند.

با حضور ماموران و بازپرس شعبه سوم كشيك قتل تهران در بيمارستان و بررسي صحنه مشخص شد كه متوفي فردي 23 ساله به نام احمد است كه طبق اظهارات همسرش به دليل نامشخصي مسموم و سپس به بيمارستان منتقل شده‌است.

دلداري قاضي واحد اظهار نظر دادسراي امور جنايي تهران در خصوص اين پرونده گفت: بازپرس پرونده با بررسي بيشتر اظهارات زن متوفي به نام مائده 16 ساله با تناقضاتي مواجه شد كه با بررسي بيشتر مشخص شد اين زوج با يكديگر مشكل خانوادگي داشته‌اند.

دلداري افزود: با بازجويي از همسر متوفي مشخص شد وي با پسر جواني ارتباط داشته و در روز قبل از فوت همسرش با متوفي درگيري شديدي داشته‌است.

وي ادامه داد: مائده سرانجام لب به اعتراف گشود و مدعي شد كه دو عدد قرص برنج را در ليوان آب حل كرده و به احمد داده است.

قاضي واحد اظهار نظر دادسراي امور جنايي تهران افزود: هنگامي كه مائده در آخرين جلسه بازپرسي براي آخرين دفاع به دادسرا آمد ارتكاب قتل شوهرش را انكار كرد و مدعي شد زير بار شكنجه مجبور به اعتراف شده است در صورتي كه تمامي شواهد حاكي از مجرم بودن وي در اين حادثه است.

وي گفت: با مجرم شناخته شدن مائده از سوي بازپرس پرونده و همچنين درخواست اولياي دم احمد، براي مائده كيفرخواست صادر و به همراه پرونده به دادگاه كيفري فرستاده شد.

نگاهي به مشكلات زنان و دختران زيلايي در شهرستان بويراحمد

خبرگزاري جمهوري اسلامي

دوشنبه 3 دی 1386-24 دسامبر 2007

دستان پينه بسته زنان و دختران منطقه زيلايي در شهرستان بويراحمد حاكي از رنج و مشقتي است كه مدت‌ها با آن دست به گربيان بوده اند.

چشمان بي‌فروغ و اميد به دنيا نبسته دختران ۱۷ساله و زناني كه ۳۰ساله هستند اما گويي ۵۰سال از عمرشان مي‌گذرد حاكي از درد بي‌پايان فقر است.

فقري كه پاهاي بي‌رمق آنان را هر روز براي روز ديگر به جايي مي‌كشاند.

آنان در كلبه فقيرانه خود و با نجواي عارفانه و عاشقانه دل به معبود خويش مي‌سپارند تا بگذرد امروز به اميد فردا.

در كنار كلبه‌هاي خشتي خود كه هر روز براي فرور ريختن بر سرشان لحظه شماري مي‌كنند، مي‌نشينند و با پهن كردن سفره دل پاك و بي‌آلايششان امروز را به فردا مي‌رسانند.

دلشان در حسرت بسياري از آمال‌ها و آرزوهاي دختران حداقل بالانشين دهستانشان مي‌تپد و به اميد روزي كه دستي ياريشان كند امروز را به فردا مي‌رسانند.

زير سقفي كه امروز نه، فردا فرو مي‌ريزد درس مي‌خوانند تا كساني شوند كه در فيلم‌ها و داستان‌هاي پخش شده در تلويزيون، قصه‌ها و رمان‌هاي امروزي شوند.

مردان براي امرار معاش ،خانه و كاشانه خود را رها كرده‌اند و به بندرها رفته‌اند.

برخي از زنان با خيال اينكه مردانشان با تكه‌ناني خالي بر مي‌گردند روز را به شب مي‌رسانند.

اما دريغ از روزي كه آنها برگردند و با آرامش در كنارشان باشند.

زنان زيلايي شاكي از رفتن شوهرانشان براي كار به مناطق ديگر و برنگشتن آنها و در صورت برگشتن با زن ديگر هستند.

اختيار كردن زن دوم و يا سوم براي برخي از مردان زيلايي بابي شده كه به بهانه كاركردن در مناطق ديگر بروند و ديگر برنگردند.

طي سفري كه با مديركل امور بانوان استانداري كهگيلويه‌وبويراحمد و برخي از زنان به منطقه زيلايي رفته بوديم از نزديك با رنج‌ها و مشكلات آنها آشنا شديم.

مهناز دختر ۱۷ساله‌اي كه دستانش را به دليل پينه‌بسته بودن مخفي مي‌كرد گفت:نمي خواهم از آرزوهايم بگويم چون توان گفتن آن راندارم.

وي بيان كرد: دخترهاي زيلايي فكر مي‌كنند آرزو فقط براي بالا نشينان روستا است.

ليلا دختري كه با تركه‌اي بر دوش با سه بز در كنارش راه مي‌رفت تا كمكي باشد براي مادرش در غياب پدرش، گفت: من هر روز در كنار اين سه بز امروز را به فردا مي‌رسانم.

وي ابراز داشت:دختران زيلايي همه آرزوهايشان كوچك است و به اندازه خريدن كفش دختران بالانشينان هم نمي‌رسد.

فرحناز زني كه شوهرش براي كار به بندر عسلويه رفته است گفت: شوهرم براي كاركردن به آنجا رفته است.

 

وي اظهار داشت: در صورت فراهم شدن كار براي مردان اين روستاديگر مجبور نيستند به بندرهاي مختلف بروند.

فرحناز گفت:برخي از مردان اين روستا به بهانه كاركردن به مناطق مختلف كشور مي‌رونداما زماني كه بر مي‌گردند،ازدواج كرده‌اند.

خاتون، زن ۳۵ساله‌اي كه در كنار فرحناز ايستاده بود گفت: اين روستا با مشكلات فراواني روبرو است.

وي گفت: كمبود آب آشاميدني، نداشتن گاز، خاموشي هر روزه از مشكلات اين روستاست.

مديركل امور بانوان استانداري كهگيلويه‌وبويراحمد نيز در اين ديدار گفت:

لازم است مسوولين دستگاه‌هاي مربوط براي حل مشكلات اين روستا به ويژه زنان و دختران زيلايي چاره انديشي كنند.

ناهيدجليل پوراظهار داشت:زنان اين استان به ويژه‌اين روستا توانمندي‌هاي فراواني در زمينه‌هاي مختلف دارند كه شايسته است مورد توجه قرار گيرد.

وي افزود: مهمترين مشكلات زنان و دختران اين منطقه نبود امنيت در جاده‌ها براي عبور و مرور، مسائل بهداشتي، آموزشي، درماني است.

جليل پور اضافه كرد:بيش از ۱۲هزار نفر در اين منطقه ساكن هستند كه بيش از پنج هزار و ۳۸۲نفر از آنها را زنان تشكيل مي‌دهند.

وي ابراز داشت:لازم است براي حل برخي از مشكلات اين زنان چاره‌اي انديشيده شود

زنان بیوه به عنوان قشر مورد غصب آئین هندو حمایت می‌شوند

آفتاب

دوشنبه 3 دی 1386-24 دسامبر 2007

  به دلیل رنجها و مشقاتی که آئین هندو برای زنان بیوه فراهم کرده، وزیر توسعه زنان و کودکان هندوستان پیشنهاد کرد برنامه ای برای آموزش، تجدید قوا و انگیزه و همچنین ازدواج مجدد آنها فراهم شود.

   به دلیل رنجها و مشقاتی که آئین هندو برای زنان بیوه فراهم کرده، وزیر توسعه زنان و کودکان هندوستان پیشنهاد کرد برنامه ای برای آموزش، تجدید قوا و انگیزه و همچنین ازدواج مجدد آنها فراهم شود.

به نقل از روزنامه استرالین، در هندوستان که بیشترین جمعیت را پیروان آئین هندو تشکیل داد، زنان بیوه با رویکردهای نامناسب و نه چندان مطلوبی روبه رو شده، اغلب به حاشیه رانده می شوند و پس از مرگ همسران خود از بنیادی ترین حقوق بشری محروم می مانند.

بسیاری از زنان بیوه ( دست کم ۴۰ درصد آنها کمتر از ۵۰ سال سن دارند) توسط اقوام خود طرد شده و زندگی را با گدایی در خیابانها می گذرانند.

مشقت زنان بیوه در فیلم " آب" که برنده جایزه آکادمی اسکار نیز شده بود و از جمله فیلمهای مناقشه برانگیز دینی در تاریخ سینما محسوب می شود به وضوح به تصویر کشیده شده است.

رنوکا چاودوری وزیر توسعه زنان و کودکان هندوستان دیروز یکشنبه ۲ دی ماه گفت: زنان بیوه باید از برنامه های آموزشی مناسب برخوردار شوند تا بتوانند از آن راه امرار معاش کرده و دوباره ازدواج کنند.

یک مقام ارشد در این وزارتخانه گفت: زمانی در هندوستان زندگی زنان با مرگ همسران خود خاتمه می یافت، چرا که هندی ها زنان بیوه را بد یمن می دانستند حتی بسیاری از زنان بیوه از کاستهای اشرافی مجبور بودند خانه های خود را ترک کرده و در شهرهای دینی به نیایش و زندگی در انزوا بپردازند.

براساس آمار اخیر بیش از ۳ هزار زن بیوه در فقر زندگی می کنند.

این در شرایطی است که به علت تعصب دینی هندوها هیچ قطعیتی برای حمایت از طرح وزیر توسعه زنان و کودکان هندوستان وجود ندارد.

غيرقانوني شدن ازدواج دختران زير 14سال

تغییر برای برابری

قانون اجباري شدن تحصيل تا پايان دوره راهنمايي، قانون جنسيتي فقط مربوط به پسران نيست و هر عامل يا قانوني که مانع ادامه تحصيل دختران در اين سن شود بايد مورد بازنگري و تغيير قرار گيرد

به گزارشجهان و به نقل از اعتماد، با اجرايي شدن قانون اجباري شدن تحصيل تا پايان دوره راهنمايي، برخي از نمايندگان مجلس و حقوقدانان خواستار تغيير سن ازدواج قانوني دختران شدند.

سن ازدواج در قانون مدني ايران براي دختران 13سال تعيين شده است اما در سنين 10 تا 13 سال هم ازدواج با اجازه پدر و حکم دادگاه مي تواند انجام پذيرد، همان طور که آمار سال 83 سازمان ملي جوانان حکايت از ازدواج بيش از 27 هزار دختر 10 تا 14 ساله ايراني دارد.

سن قانوني ازدواج در ايران، خود مي تواند مانعي باشد براي اجراي قانون اجباري شدن تحصيل تا پايان دوره راهنمايي.

فاطمه آجورلو، عضو کميسيون آموزش مجلس هفتم، با تاکيد بر تغيير قانون سن ازدواج دختران به اعتماد مي گويد؛ مسلماً قانون اجباري شدن تحصيل تا پايان دوره راهنمايي، قانون جنسيتي فقط مربوط به پسران نيست و قوانين قبلي را تحت الشعاع قرار مي دهد؛ يعني هر عامل يا قانوني که مانع ادامه تحصيل دختران در اين سن شود، بايد مورد بازنگري و تغيير قرار گيرد.وي مي افزايد؛ بايد دستگاه هاي اجرايي، قانون اجباري شدن تحصيل را مد نظر قرار دهند و دفترخانه ها از ثبت ازدواج دختران در اين سن خودداري کنند.

از سوي ديگر براي اينکه ضمانت اجرايي اين قانون بالا برود و از ازدواج دختران در اين سن و سال جلوگيري شود، تضمين هاي لازم براي ادامه تحصيل در نظر گرفته شود.آجورلو مي گويد؛ اگر قانون اجباري شدن تحصيل داراي اشکال اجرايي است بايد آن را برطرف کنيم و اگربراي اجراي آن حتماً احتياج به اصلاح قانون سن ازدواج دختران است، بايد اين مساله را طرح کنيم و به مجلس بياوريم.

وي تاکيد مي کند؛ ما داعيه دار اين هستيم که توسعه را بر اساس دانايي محوري انجام مي دهيم پس بايد مادران ما از حداقل تحصيلات برخوردار باشند که بتوانند نسل آينده را تربيت کنند. از سوي ديگر بحث ازدواج کودکان با استراتژي هاي کلان نظام هم مغايرت دارد. بايد در سطح کلان مسائل را بررسي کنيم و همه را براي اين امر بسيج کنيم.آجورلو از راهکارهاي لازم براي اجراي اين قانون مي گويد؛ بايد همه دستگاه ها دست به دست هم بدهند. دستگاه هاي فرهنگي و اجرايي نيز در اين زمينه فرهنگ سازي کنند که دختران پايين تر از سن مشخصي، توانايي لازم براي ازدواج را ندارند.

مخصوصاً بايد عواملي که مانع ادامه تحصيل دختران در شهرهاي دور مي شود، مورد بررسي قرار گيرند. همچنين بايد دستگاه هاي فرهنگي در کنار دستگاه هاي قانونگذار، وزارت آموزش و پرورش، تحقيقات جامعي در اين زمينه انجام دهند که چند درصد دختران در اين سن و سال نمي توانند ادامه تحصيل بدهند.

رفعت بيات عضو کميسيون بهداشت و درمان مجلس نيز در اين باره به اعتماد مي گويد؛ ممکن است به ندرت چنين شرايطي حاصل شود که دختري در سنين 10تا 14سالگي توانايي ازدواج داشته باشد اما نمي توان حکم کلي داد.

پس بايد با تغيير قانون فضاي ازدواج هاي زودرس براي دختران و پسران زير 18 سال را محدود کنيم. بايد فضاي اين ازدواج ها را با بازنگري و تغيير قانون محدود کنيم تا دادگاه هم موظف به اجراي اين قانون باشد و اجازه ازدواج براي دختران و پسران زير سن 18سال صادر نکند.

وي مي افزايد؛ بايد قانونگذاران، نتايج کارشناسي و جامعه شناسي تاثيرات منفي ازدواج هاي زودرس را به صاحب نظران فقهي ارائه کنند. مسلماً با اين توضيحات از لحاظ شرعي هم مخالفتي در اين مساله صورت نمي گيرد، چون در شرع تاکيد زيادي بر حفظ بنيان خانواده شده است و حفظ خانواده منوط به آمادگي فکري و جسمي زوجين است.

بيات توضيح مي دهد؛ ازدواج نياز به يک نگرش عميق فرهنگي و عقلانيت دارد. رشد فيزيکي نيز يکي از عوامل و گزينه هاي مهم اين آمادگي است. با توجه به موقعيت زماني و ديگر ويژگي هاي اجتماعي عصر امروز، ازدواج در سنين 10تا 14سالگي، مشکلات فرهنگي، اجتماعي و ناهماهنگي بين زوجين ايجاد مي کند.

وي مي افزايد؛ فرق يک دختر 10ساله امروزي با دختر 10ساله پنجاه سال قبل در نوع آموزش ها و فرآيند تربيتي و اجتماعي شدن آنهاست. در آن زمان دختر 13ساله از طريق خانواده، فاميل، مدرسه و مکتب در فرآيند اجتماعي شدن قرار مي گرفت ولي دختران 12ساله امروزي با توجه به عوامل مختلف تربيتي مثل رسانه ها، مدارس، گروه همالان، سينما و... و نبود مرزهاي اطلاعاتي وارد فرآيند اجتماعي شدن مي شوند و مسلماً اين فضا متفاوت از فضاي اجتماعي شدن دختران 50سال قبل است.بيات تاکيد مي کند؛ يک دختر 12ساله در اين شرايط به هيچ وجه آمادگي تشکيل خانواده را ندارد و فرقي هم نمي کند که اين دختر در روستا زندگي کند يا در شهر چون تمام ويژگي هاي اجتماعي شدن يک دختر شهري در روستاها هم وجود دارد و در فضاي روستايي هم دختر اين آمادگي را ندارد که ازدواج کند. مخصوصاً در شرايط امروز جامعه ما که تا 25 سالگي هم مشکل اشتغال جوانان حل نمي شود، چندان نمي توان به آينده اين ازدواج ها خوشبين بود.محمد تقي محصل همداني که رياست کميسيون حقوقي و قضايي مجلس را بر عهده دارد، به اعتماد مي گويد؛ مساله ازدواج دختران متفاوت از مساله عمل جنسي است.

ممکن است دختري به عقد مردي دربيايد اما اين رابطه برقرار نشود تا زماني که دختر به سن بلوغ برسد. حتي اين هم مشکلي ندارد، گاهي ممکن است که بچه ازدواج کند و ممکن است براي تحصيلش بهتر باشد.وي مي افزايد؛وقتي تحصيل اجباري شده است، مردي که با دختري در 10 تا 14سالگي ازدواج مي کند، نمي تواند مانع ادامه تحصيل وي شود. اگر اين ازدواج ها مانع تحصيل دختران است بايد لايحه يي براي تغيير سن ازدواج داده شود تا مجلس آن را تصويب کند.

نيره اخوان عضو کميسيون حقوقي مجلس نيز مي گويد؛ برويد فرهنگ سازي کنيد تا خانواده ها، ادامه تحصيل را به عنوان شرط ضمن عقد بگذارند.

محمد شريف، حقوقدان، درباره اجراي قانون اجباري شدن تحصيل دختران به اعتماد مي گويد؛ مساله اجباري بودن تحصيلات در اسناد بين المللي به روشني تبيين شده است و در اين خصوص مي توان به اصل هفتم اعلاميه حقوق کودک مصوب مجمع عمومي ملل متحد در سال 1959 اشاره کرد. در فراز نخستين آن مقرر شده است که کودک از آموزش رايگان و اجباري حداقل در مدارج ابتدايي بايد برخوردار شود. ماده هفتم کنوانسيون حقوق کودک نيز مقرر کرده است که کودکان نبايد به رغم خواسته شان از والدين خود جدا شوند و جدايي کودک فقط بايد مستند به مقولاتي از قبيل سوءاستفاده والدين باشد. به عبارت ديگر جدايي کودک از والدين به لحاظ ازدواج نيز مشمول ممنوعيت موضوع اين ماده قرار مي گيرد و در بدو اين ماده دولت ها مکلف شده اند که اين تعهد را تضمين کنند.

وي مي افزايد؛ همچنين در بند الف ماده 28 کنوانسيون حقوق کودک، اجباري و رايگان بودن تحصيل مورد اشاره قرار گرفته است. اصل 30قانون اساسي ما نيز به رايگان بودن وسايل آموزشي و پرورشي تا پايان دوره متوسطه اشاره کرده ولي اجباري بودن آن در قانون اساسي لحاظ نشده است. بنابراين اجباري کردن تحصيلات رايگان و جرم انگاري به لحاظ رعايت نکردن اين تعهد از سوي والدين بايد با توجه به اين نکته صورت پذيرد که آيا اين امر براي کودک حق است يا تکليف؟

شريف توضيح مي دهد؛ اگر آن را حق بدانيم قابل احراز است و اگر تکليف باشد غيرقابل احراز؛ به اين معنا که کودک نيز در صورت تکليف بودن نمي تواند از تحصيلات اجباري سرپيچي کند. حال بايد ديد آيا فراهم بودن امکان ازدواج در دوره سني يي که کودک مکلف به تحصيل است، مي تواند اين تکليف را از عهده کودک ساقط کند يا خير؟

چنانچه ازدواج را ساقط کننده تکليف قلمداد کنيم جرم انگاري در اين مورد فلسفه وجودي خود را از دست خواهد داد. به اين لحاظ بايد به ناچار استمرار اين تکليف را بعد از ازدواج نيز جاري قلمداد کنيم و در اين صورت اين نکته مطرح خواهد شد که آيا اين تکليف از عهده والدين بر عهده همسر قرار خواهد گرفت يا خير؟اين حقوقدان مي افزايد؛نظر به پيچيده بودن اين قضيه بايد به تکليف مندرج در اعلاميه حقوق کودک رجوع کرد و ازدواج را از مصاديق ممنوعيت جدايي فرزند از والدين برشمرد و مادامي که دوره اجباري بودن تحصيلات خاتمه نيافته است امر ازدواج را مشمول اين وضعيت برشمرد در غير اين صورت جمع بين ازدواج و تکليف برشمردن تحصيل اجباري ميسر نيست.سيف زاده وکيل دادگستري و حقوقدان نيز مي گويد؛ بايد ديد اين قانون تا چه اندازه مغاير با قانون قبلي مرتبط با سن ازدواج دختران است. معمولاً وقتي قانون گذشته را کنار مي گذارند ذکر مي شود که تاريخ مصوب فلان قانون نسخ مي شود اما اگر چنين مطلبي نوشته نشود بايد حقوقدانان، آن را مورد بررسي قرار دهند و ببينند اين قانون تا چه اندازه قانون قبلي را نسخ کرده است.

وي توضيح مي دهد؛طبق ماده 1041 قانون مدني عقد نکاح دختر قبل از رسيدن به سن 13 سال شمسي و پسر 15 سال شمسي منوط است به اذن ولي با تشخيص دادگاه صالح. من نمي خواهم از ديد انتقادي به اين ماده نگاه کنم که دختر 13ساله چه فهم و درکي از زندگي مشترک دارد و متاسفانه اين ازدواج ها با اجازه دادگاه به راحتي صورت مي گيرد و فاجعه آنجاست که در بسياري از روستاها، مناطق دوردست، ايلات و...حتي اين ازدواج ها ثبت هم نمي شوند.

سيف زاده مي افزايد؛نمي خواهم به اين مساله بپردازم که تغيير قانون سن ازدواج از 15 سالگي براي دختران به 13 سالگي و از 18 سالگي براي پسران به 15سالگي، تا چه اندازه به از هم پاشيده شدن خانواده ها کمک کرده است و سرنوشت بچه هاي حاصل از اين ازدواج، چه شده است و آمار طلاق تا چه اندازه بالا رفته است.

وي مي گويد؛ با توجه به اينکه بعد از ازدواج، دختر از ولايت پدر خارج مي شود و باز طبق ماده 1012 اداره خانواده از خصايص ذاتي مرد است و مسلماً وقتي رياست خانواده از خصايص ذاتي شوهر است، براي اين رياست حقوق و وظايفي هم متصور است؛ بنابراين تا وقتي که دختر تحت ولايت و سرپرستي پدر است، اگر پدر مانع ادامه تحصيل بشود مجازات خواهد شد ولي اگر دختر تن به ازدواج داد تکليف از روي دوش پدر برداشته و بر عهده شوهر گذاشته مي شود و اينجاست که اگر شوهر مانع ادامه تحصيل شود بايد تحت تعقيب قرار بگيرد.

لايحه منع‌حجاب در مجلس جمهوري آذربايجان

آزاد تبریز نیوز

مجلس ملي جمهوري آذربايجان لايحه جديد نظام آموزشي را كه براساس ماده 11 آن داشتن حجاب در مراكز آموزشي اين کشور از دوره هاي ابتدايي تا عالي ممنوع مي شود ، فردا بررسي مي کند.

به گزارش جهان و به نقل از واحد مرکزي خبر، انتشار خبر طرح اين لايحه در مجلس ملي جمهوري آذربايجان که استفاده از حجاب را براي همه نوآموزان ، دانش آموزان ، دانشجويان ، معلمان ، اساتيد دانشگاه و کارکنان مراکز آموزشي اين کشور ممنوع مي کند اعتراض گسترده مردم ، شخصيت هاي مذهبي ، سياسي و فرهنگي به ويژه بانوان محجبه را در پي داشته است.

ديروز و امروز نشست هاي اعتراض آميز در مناطق مختلف جمهوري آذربايجان به ويژه در باكو پايتخت اين کشور برگزار شد.

صدها تن از بانوان محجبه در تجمعي که بعد از ظهر ديروز در مرکز بين المللي مطبوعات باکو برگزار شد به طرح اين لايحه اعتراض كردند. آنان با تاکيد بر اينکه حجاب واجب الهي و شرعي است گفتند: حجاب حق مسلم و آشکار ماست و هيچ کس نمي تواند اين حق را از ما سلب كند.

بانوان محجبه با تاکيد بر اينکه براي دفاع از حق حجاب خود تا آخر ايستاده اند از نمايندگان مجلس جمهوري آذربايجان خواستند: استقبال روزافزون بانوان اين کشور را از حجاب به عنوان واقعيت بزرگ دريابند و با تصويب چنين لايحه اي که بحران هايي در پي خواهد داشت ، مخالفت کنند.

در همين حال برخي از شخصيت هاي مذهبي ، سياسي و فرهنگي جمهوري آذربايجان در گفتگو با خبرنگار واحد مرکزي خبر ، طرح چنين لايحه اي را محکوم کردند.

ايلقار ابراهيم اوغلو رئيس کانون دفاع از حقوق ديني جمهوري آذربايجان با اشاره به اينکه در پشت اين ماجرا انگيزه هاي شيطاني نهفته است ، طرح چنين لايحه اي را نشانه نفوذ گروههاي ضد دين در حاکميت جمهوري آذربايجان دانست.

همچنين واقف عبدالله اف فعال سياسي با اشاره به اينکه 97 درصد مردم اين کشور مسلمانند گفت: حجاب ارزش ديني ، ملي و بخشي از هويت ماست و هيچ شخص و قانوني نمي تواند آن را ممنوع کند.

فاضل غضنفر اوغلو نماينده مجلس هم با اشاره به اينکه اين لايحه با قانون اساسي و آزاديهاي فردي و اجتماعي منافات دارد ؛ گفت: محروم کردن انسانها از تحصيل به علت داشتن حجاب در هيچ منطقي نمي گنجد.

سردار جلال اوغلو رئيس حزب دموکرات جمهوري آذربايجان نيز گفت: اين لايحه حق آزادي انسانها را در جمهوري آذربايجان پايمال مي کند.

همچنين محسن صمد اف رئيس حزب اسلام جمهوري آذربايجان با اشاره به اينکه حفظ حجاب از خطوط قرمز ماست، طرح چنين لايحه اي را جسارت و بي احترامي بزرگ به تاريخ و فرهنگ مردم اين كشور دانست و گفت: چنين قانوني در هيچ کشوري وجود ندارد حتي در دوران حاکميت کمونيستها هم چنين قانوني وضع نشد بنابراين با پايمردي و ايستادگي مردم مسلمان جمهوري آذربايجان ، اين توطئه با شکست مواجه خواهد شد.

اين در حالي است که مطبوعات جمهوري آذربايجان ديروز و امروز مطالبي در اين زمينه چاپ کردند.

دو روز پيش گنجاندن ماده منع حجاب در لايحه نظام جديد آموزشي جمهوري آذربايجان به اطلاع عموم رسيد.

از سوي ديگر کميسيون آموزش مجلس جمهوري آذربايجان تلاش کرده است تا با طرح اين لايحه در روزهاي پاياني سال 2007 همزمان با برپايي جشنهاي سال جديد و تعطيلات سال نو از دامنه اعتراضات و اقدامات مردم در صورت تصويب احتمالي اين لايحه بکاهد.

پارلمان جمهوري آذربايجان طرح ممنوعيت حجاب در موسسات آموزشي را رد كرد

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران

شنبه 8 دی 1386-29 دسامبر 2007

پارلمان جمهوري آذربايجان طرح ممنوعيت حجاب در موسسات آموزشي را رد كرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در باكو، رييس پارلمان جمهوري آذربايجان اظهار داشت: تصميم براي داشتن يا نداشتن حجاب در مراكز آموزشي بر عهده مدير اين موسسات است.

وي خاطر نشان كرد: اين طرح در كميسيون آموزش پارلمان بررسي شد و پس از مذاكرات زياد به اين نتيجه رسيديم كه درباره پوشش موسسات آموزشي توسط اين وزارتخانه تصميم گرفته شود كه در نهايت قرار شد مديران مراكز آموزشي در اين باره تصميم بگيرند.

بررسي طرح ممنوعيت حجاب در مراكز آموزشي جمهوري آذربايجان خشم بسياري از مسلمانان و بويژه زنان محجبه را برانگيخت و نهادها و سازمانهاي مختلفي به اين طرح اعتراض كردند.

معترضان به بررسي اين طرح، ممنوعيت حضور زنان محجبه در موسسات آموزشي را نقض فاحش حقوق بشر عنوان كردند.

همچنين سازمان دفاع از آزادي ديني اعلام كرده كه درصورت تصويب اين طرح، راهپيمايي اعتراض آميزي برگزار خواهد كرد. 

تكرار//امام جمعه اردبيل:

حمايت از بي‌حجابي در جمهوري آذربايجان رأي به نابودي اين كشور است

خبرگزاري فارس

شنبه 8 دی 1386-29 دسامبر 2007

نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه اردبيل گفت: راي به قانون بي حجابي در جمهوري آذربايجان راي به نابودي و بي هويت ساختن اين كشور است.

به گزارش خبرگزاري فارس از اردبيل، سيد حسن عاملي در خطبه‌هاي اين هفته نماز جمعه اردبيل با اشاره به تصميم سرنوشت ساز امروز مجلس ملي آذربايجان در قالب قانون جديد آموزش در اين كشور كه در بندهايي از آن به عدم پوشش زنان در مدارس اشاره شده افزود: اين قانون با فشار آمريكا و صهيونيسم به پارلمان آذربايجان رفته كه اميدواريم با غيرت و همت نمايندگان اين كشور با راي منفي برگشت بخورد.

وي گفت: با تصويب اين قانون، كشور آذربايجان به دوره كشف حجاب رضاخان و مسلك فرنگ طلبانه آتاتورك برگشت خواهد خورد در حالي كه اين مسير شكست خورده و بي نتيجه است.

وي در ادامه به فتنه اخير آمريكا و اسرائيل در برهم زدن وحدت مسلمانان اشاره كرد و گفت: تحركات در زمينه لغو قرارداد الجزاير و فتنه ترور بي نظير بوتو از جمله شرارت هاي اخير دول استعمار است كه بايد در برخورد با آنها با هوشياري و زيركي عمل كرد.

عاملي تحريفات تاريخي را ابزاري در دست دولت‌هاي سلطه طلب دانست و اظهار داشت: دولت‌هاي مستكبر گاه از اين ابزار در جهت مهار و گاه تخريب احساسات بشري استفاده مي كنند و به حيات علمي، سياسي و افتخار آميز يك ملت ضربه مي زنند.

امام جمعه اردبيل در ادامه عيد غدير را روز اعلان نظام سياسي بنام امامت دانست و افزود: محوريت جامعه اسلامي بر رهبري و امامت است و آنقدر اين مسئله اهميت و جايگاه دارد كه خداوند به پيامبر خود حكم مي كند تا با اعلام آن رسالت خويش را تكميل كند.

وي غدير را روز ياس دشمنان و تكميل نعمت الهي دانست و از مسلمانان خواست با محوريت توحيد و رهبري عادل از تفرقه و 2 دستگي دست بدارند.

درگیری گشت ارشاد با مردم در ميدان ولی عصر تهران

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق

جمعه 7 دی 1386-28 دسامبر 2007

کانون زنان ایرانی : در ضلع غربی میدان ولی عصر هیاهوی عجیبی برپاست جایی که خودرو ماموران گشت ارشاد با ماموران همیشگی اش دو خانم و سه مرد بلند قامت درآن از زمان اجرای طرح امنیت اجتماعی جا خوش کرده است. از میان این هیاهو یک صدا بیشتر به گوش میرسد:ولش کنید، اون مریضه. زن با صدای بلند التماس می کرد. اما ماموران دخترک ۱۶_۱۷ ساله اش را به جرم پوشیدن پوتین زمستانی داخل ماشین انداخته اند و تحت هیچ شرایطی نیز حاضر به خروج او نیستند. زنی مبان سال بارویی گندمی و مانتو و شلوار سیاه و روسری قرمز. زن بیشتر التماس می کرد و مردم که نظاره گر این جریان بودند فریاد ولش کنید را سر می دادند. زن که دید حریف ماموران نمی شود خواست همراه دخترش به کلانتری برود. تلاش کرد از در خودرو وارد شود که ماموران مرد بلافاصله او را به عقب هل دادند و در را با شدت هرچه تمام بستند. حالا دیگر مردم آرام نبودند. از میان جمع زنی فریاد زد: اگر این عدالت است نمی خواهیم. مردی نیز گفت: در برابرحق ات دفاع کن. زن آرام و قرار نداشت فریاد می زد و نمی گذاشت ماموران دخترش را به کلانتری ببرند. هر چه بیشتر مقاومت می کرد، ماموران با زور بیشتری او را از اطراف خودرو دورمی کردند. یکی از ماموران زن، با شدت زن را به میله های اطراف میدان کوبید، روسری از سر زن برداشته شد. حالا او فقط گریه می کرد. زن با مامور زن گشت ارشاد دست به یقه شد. در این میان یکی از ماموران مرد نیز بی کار ننشست و به کمک همکارش آمد. زن را به عقب پرت کرد و همکارش را نیز سوار خودرو کرد. و خودرو آماده حرکت شد. اما این پایان ماجرا نبود. زن با دستان باز، خودش را به جلوی خودرو انداخت و اجازه حرکت نمی داد. حالا دیگرعلاوه بر پیاده ها، سواره های ضلع غربی میدان ولی عصر نیز با بوق ماشین هایشان خواهان پایان ماجرا بودند. تعدادی از مردان به یاری زن شتافتند و تلاش کردند خودرو را متوقف کنند، اما نمی شد. مردم که نظاره گر این ماجرا بودند عملکرد نیروی انتظامی با این زن را با هو جواب دادند. بیشتر مردها می ترسند و نمی توانند دخالت کنند این جمله را مرد میانسالی که کنار من ایستاده بود و نظاره گر ماجرا، گفت. حالا دیگر نرده های ضلع غربی میدان ولیعصر نیز گویا مانع رسیدن زن به دخترش شده بود. دختر سواره و زن در تلاش برای رسیدن به او. چند زن از آن طرف خیابان وارد جریان شدند و زن را از جلوی خودرو کنار کشیدند. زن دیگر نیرویی در بدن نداشت. رنگ صورتش نیز هم رنگ روسری اش، سفید شده بود. از میان زنانی که او را از جلو خودرو کنار کشیده بودند کسی می گفت: زن دچار طپش قلب شده است. او را به یک خودرو تکیه دادند و اما این خودرو نیروی انتظامی بود که مغرورانه از فتح صاحبان اش با چراغ های قرمز و بوق زنان به آنان که نظاره گر بودند، فخر می فروخت و می رفت تا سرنوشت نامعلومی را برای دختر بیمار و دیگر سرنشینان بازداشت شده در پیچ و خم راهروهای سرد کلانتری ها، رقم زند. غروب پنجم دی ماه سال ۸۶ برای آنان که رهگذر میدان ولی عصربوده اند هرگز فراموش نمی شود. سرما سوز عجیبی دارد، بیشتر مردم در خیابان ها صورت خود را زیر شال و یقه های پالتو و بارانی خود پنهان کرده اند. سرما شوخی بردار نیست ویروس جدید سرما خوردگی در بین مردم شایع شده است. (اخیرا آنفلوانزای مرغی نیز در بین پرندگان رواج یافته هرچند که وزارت بهداشت آنرا تکذیب می کند.) ساعت ۲۰ دقیقه از ۱۹ گذشته است و این میدان ولی عصر است که زیر گذر عابران بی نام و نشان می گذراند شب را، روز را و هنوز را.

دبيركل جامعه زينب(س):

ـ اگر تعداد خانم‌ها كمتر از 8 نفر باشد،كانديدا نخواهم شد  اسامي حدود20 نفر در ليست استان تهران جبهه‌ متحد اصولگرايان نهايي شده است

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران

یکشنبه 9 دی 1386-30 دسامبر 2007

دبيركل جامعه‌ زينب(س) گفت: از تعداد 30 نفر كانديداهاي فهرست جبهه متحد اصولگرايان در استان تهران حدود 20 نفر مشخص شده‌اند.

 

مريم بهروزي در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) خاطرنشان كرد: از ليست كلي جبهه‌ متحد اصولگرايان در استان تهران تاكنون حدود 20 نفر مشخص شده‌اند كه از اين تعداد 6 نفر خانم هستند.

وي افزود: 5 نفر از اين 6 نفر خانم‌هاي مورد نظر جبهه‌ پيروان خط امام و رهبري با ليست احزاب و اقشار زنان اصولگرا مشترك بودند.

وي در ادامه‌ اين گفت‌وگو با بيان اين‌كه " قرار گرفتن تعداد 8 نفر خانم در ليست نهايي جبهه‌ متحد اصولگرايان از مطالبه‌هاي اصلي شوراي احزاب زنان اصولگرا بوده است" اظهار كرد: اگرچه تا جايي كه من اطلاع پيدا كرده‌ام در ليست 6+5، پنج نفر خانم از كانديداهاي مورد نظر احزاب زنان اصولگرا حضور دارند ولي اگر تعداد نهايي خانم‌ها كمتر از 8 نفر باشد من اولين كسي هستم كه كانديدا نخواهم شد.

وي تاكيد كرد: چنين اقدامي از سوي من به منزله‌ اعتراض و يا به دست آوردن بهانه‌اي براي كانديدا شدن نيست، بلكه از اين طريق هم دست جبهه متحد باز خواهد شد و هم ديگر كانديداهاي خانم شانس بيشتري براي ورود به مجلس پيدا خواهند كرد.

دبيركل جامعه زينب(س) خاطرنشان كرد: اگر شرايطي پيش بيايد كه كانديدا نشوم شخص من از جامعه‌ زينب(س) و احزاب زنان اصولگرا درخواست مي‌كنم تا در انتخابات حضور فعال داشته باشند و تلاش كنند تا ليست جبهه‌ متحد اصولگرايان موفق شده و افراد مورد نظرشان به مجلس راه پيدا كنند. 

نتايج يك مطالعه نشان داد:

مردان در رسانه‌هاي بريتانيا حكم‌فرما هستند

زنان اندكي به مناصب بالا در رسانه‌ها دست مي‌يابند  

 خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران

یکشنبه 9 دی 1386-30 دسامبر 2007

بر اساس يك گزارش منتشر شده در بريتانيا اكثريت خبرنگاراني كه در روزنامه‌ها و رسانه‌هاي جمعي تصميمات كليدي اتخاد مي‌كنند، مرد هستند.

به گزارش سرويس رسانه‌ي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، موسسه‌ي جامعه‌ي فاوست پژوهشي را منتشر كرده كه بر اساس آن رسانه‌ها استعدادهاي زنانه را ناديده مي‌گيرند.

بر اساس اين مطالعه فقط دو سردبير از 17 سردبير روزنامه‌هاي ملي بريتانيا زن هستند؛ در حالي كه از 34 مجري راديو و تلويزيون 15 نفر زن بودند، از 17 سردبير برنامه‌ي خبري تنها يك نفر زن بود.

بنا بر اعلام جامعه‌ي فاوست، تنها 26 درصد از خبرنگاران سياسي كه در مجلس عوام نام‌نويسي كردند يعني 104 نفر از 395 نفر، زن بودند و از 16 سردبير روزنامه‌هاي ملي بريتانيا تنها دو نفر زن بودند.

عزمم را برای فعالیت های امور زنان جزم کرده ام

معصومه ضیاء از دستگیرشدگان تظاهرات زنان در میدان هفت تیر: عزمم را برای فعالیت های امور زنان جزم کرده ام.

سایت کانون زنانی ایرانی

فریده غائب

شنبه 8 دی 1386-29 دسامبر 2007

یکی از عکس های تجمع 22 خرداد در میدان هفت تیر در ذهن ها ماند .همان زنی که انگشت اشاره اش را به سمت یکی از نیروهای پلیس نشانه گرفته بود و با او صحبت می کرد.

معصومه ضیاء از دستگیر شدگان تجمع 22 خرداد همان زن جوان در عکس است که آن روز می خواست به پلیس بفهماند که کارشان نه تنها غیر قانونی نیست بلکه اینگونه سزاوار ناسزا و برخورد خشونت آمیز نیز نیست. معصومه ضياء 22 خرداد سال 85 در تجمعی اعتراضی زنان نسبت به قوانین تبعیض آمیز در میدان هفت تیر دستگیر شد و يك هفته در بند 209 زندان اوين به سر برد.

یک سال حبس تعزیری رایی است که تا کنون دادگاه برای این فعال جنبش زنان صادر کرده است و به همین زودی ها دادگاه نتیجه تجدید نظر را اعلام می کند .اما معصومه ضیاء نسبت به رای نهایی دادگاه موضع خاص خودش را دارد:"برایم فرقی نمی کند. نتیجه هرچه باشد من در راه فعالیت اجتماعی برای زنان مصمم تر شده ام.

رای هایی که دادگاه برای دستگیر شدگان 22 خرداد صادر کرده، معصومه را در بهتی فرو برده که انگار یک سال حبس تعزیری خودش را نمی بیند:"فعالیت های زنان فعالیت هایی نیست که چنین حکم هایی در انتظارشان باشد.احساس می کردم در جامعه ای که جمهوریت را به یدک می کشد زندگی می کنم و بنابراین انتظار چنین حکم هایی را برای این فعالیت ها دور می دانستم.

او می گوید:"قرن 21 قرن گفتگو در چارچوب علمی،اجتماعی و فرهنگی و غیره است اما نتیجه این حکم ها نشان داد که در دادگاهها و زندان های ما چوب و چماق حاکم است و نه گفتگو.

و برای تایید حرف هایش به همان عکس ثبت شده در کنار متروی هفت تیردر روز 22 خرداد اشاره می کند:"نیروهای پلیس مردی را کتک می زد که دیدنش بسیار دردناک بود و قبل از آن هم یک مشت توی صورتم کوبیده بودند که اعتراض من عکسی شد که شما به آن اشاره می کنید.من فقط می خواستم بگویم که این کارشان درست نیست و حتی پس از گذشت دو سال آن صحنه های خشن را نمی توانم فراموش کنم.

معصومه ضیاء حادثه 22 خرداد و دستگیری اش در میدان هفت تیر را نقطه عطف فعالیت هایش می داند:"در زندان بود که قوانین تبعیض آمیز را لمس کردم .این که احساس کردم به عنوان یک زن حق صحبت کردن و اعتراض را ندارم و این خیلی دردناک است.

حدود یک هفته در زندان اوین بودن برای معصومه کوله بار تجربه به بار آورده است:"لحظه لحظه ی زندان برایم خاطره بود و بزرگ ترین درس های زندگی ام را همان زمان ها آموختم.آنجا احساس زیبای با هم بودن و اتحاد را تجربه کردم.و از همان زمان بود که مسئله زنان هم برایم به طرحی جدی تبدیل شد.

"اگر حکم یک سال حبس ات تایید شود چه می کنی؟معصومه با همان آرامش همیشگی اش جوابم را می دهد:"می دانم که آن شرایط را تحمل می کنم.این که کجا باشم مهم نیست . ورودم به فرایند فعالیت های اجتماعی زنان مرا مصمم تر کرده است و حتی اگر حکم ام نهایی شود عزمم را برای مبارزه جزم کرده ام.

او از وقتی وارد جریان های شکل گرفته زنان شده از نزدیک مشکلات را لمس کرده است:"هر چند قوانین ضد زن درزندگی من چندان نقشی نداشته اما تاثیر این قوانین را بر زندگی زنان ایران می بینم.همین دیدگاه های سخیف نسبت به زنان ناشی از این قوانین است.

او می گوید:"در جامعه نگاه غلط به خودم به عنوان زن را حس می کنم اما دوست دارم وقتی دخترم بزرگ شد به دختر بودنش افتخار کند.چه دردی بزرگ تر از این است که ببینی دختران جامعه ات از جنس شان ناراحت باشند و توانایی را در مرد بودن ببیند؟

زن ميانسال و دو دخترش در شعله هاي آتش مرد خشمگين سوختند

سایت خبری قدس

دوشنبه 10 دی 1386-31 دسامبر 2007

به گزارش سرويس اجتماعي سايت خبري قدس به نقل از پايگاه خبري عبرت ،مردي که در اقدامي جنون آميز روي همسر و دو دخترش بنزين ريخته و مرگ دو تن از آنان را رقم زده بود از مجازات قصاص رهايي يافت.

 اين مرد 41 ساله که محمد نام دارد در نخستين روزهاي فروردين ماه سال جاري در پي مشاجره خانوادگي دست به اين اقدام جنون آميز زد و سرانجام پس از محاکمه در شعبه 17 دادگاه کيفري استان اصفهان از قتل عمدي تبرئه و به قتل شبه عمد محکوم شد. تحقيقات در خصوص اين حادثه زماني آغاز شد که يک زن فلاورجاني به همراه دو دخترش به نام هاي مهناز و مهشيد در حالي که به شدت دچار سوختگي شده بودند به بيمارستاني در اصفهان انتقال يافتند.

ماموران پس از اطلاع از اين حادثه ابتدا به بازجويي از سهيلا - زن ميانسال - پرداختند. وي در حالي که با مرگ دست و پنجه نرم مي کرد و نمي توانست به راحتي صحبت کند به ماموران گفت؛ هيچ کس در اين حادثه مقصر نيست و انفجار بخاري باعث آتش گرفتن من و دو دخترم شد. اين زن پس از بازجويي هاي اوليه به رغم تلاش پزشکان به خاطر شدت سوختگي جان باخت و ماموران اين بار به بازجويي از مهناز، دختر بزرگ سهيلا پرداختند.

اين زن گفت؛ من و شوهرم رضا چندي قبل بر سر مسائلي با يکديگر دچار اختلاف شديم و من به خانه پدرم بازگشتم اما پس از مدتي سوءتفاهم ها برطرف شد و تصميم گرفتم به منزل خودم بازگردم اما پدرم با اين کار مخالف بود و از آنجا که با رضا رابطه خوبي نداشت مي خواست مانع آشتي ما شود تا اينکه روز حادثه شوهرم دنبال من آمد. در حالي که رضا جلوي در ايستاده بود من شروع به جمع کردن وسايلم کردم تا همراه وي بروم اما پدرم جلوي مرا گرفت و گفت اجازه چنين کاري را نمي دهد. در اين هنگام مادرم سعي کرد وساطت کند و به غائله خاتمه دهد اما پدرم عصباني شد و هر چه ما اصرار کرديم که دست از لجاجت بردارد توجهي نکرد و سرانجام در حالي که از شدت خشم از کوره در رفته بود سر برادر 12 ساله ام فرياد کشيد و از او خواست گالن بنزين را که در حياط بود برايش بياورد. برادرم نيز از ترس اين کار را انجام داد.

مهناز افزود؛ پدرم در ادامه روي من، مادرم و مهشيد بنزين پاشيد و سپس بقيه گالن را روي خودش خالي کرد و در حالي که فندکي دردست داشت به تهديد ما پرداخت و گفت؛ اگر من بخواهم با رضا آشتي کنم همه ما را در آتش مي سوزاند. در همين هنگام ناگهان انفجاري رخ داد و ديگر نفهميدم چه اتفاقي افتاد.

اين زن جوان نيز ساعاتي پس از بازجويي و تشريح وقايع تسليم مرگ شد و در حالي که تعداد قربانيان اين حادثه به دو نفر رسيده بود محمد - پدر خانواده - بازداشت شد و والدين سهيلا عليه وي شکايت و او را متهم به قتل عمدي کردند. با تشکيل پرونده قضايي، بازپرس جنايي اصفهان به بازجويي از محمد پرداخت. اين مرد 41 ساله در اظهاراتش گفت؛ در آن لحظات به شدت خشمگين بودم و هيچ کنترلي بر رفتارم نداشتم، اما هرگز نمي خواستم چنين حادثه يي رخ دهد.

 

آتش سوزي به خاطر رسيدن بخار بنزين به شعله هاي بخاري آغاز شد. پس از زبانه کشيدن شعله ها من در اتاق را شکستم و خودم و پسر 12 ساله ام را نجات دادم اما نتوانستم براي زن و دو دخترم کاري انجام دهم.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني عبرت در نهايت تحقيقات مقدماتي به اتمام رسيد و محمد در شعبه 17 دادگاه کيفري استان اصفهان تحت محاکمه قرار گرفت. در جلسه محاکمه پسر بزرگ محمد به قيموميت از برادر 12 ساله و خواهرش از شکايت عليه پدرش صرف نظر کرد و اولياي دم سهيلا نيز اعلام گذشت کردند. به اين ترتيب قضات دادگاه وارد شور شدند و با توجه به نظريه هيات کارشناسي محمد را از قتل عمدي تبرئه کردند و وي را در رابطه با قتل شبه عمدي گناهکار شناختند.

مدیرکل مجلس وزارت کشور:

وقوع سالانه 60 تا 90 هزار طلاق در کشور خطرناک است

خبرگزاری مهر

چهارشنبه 12 دی 1386-2 ژانویه 2008

مدیرکل مجلس وزارت کشور، نسبت به کاهش تمایل به ازدواج و افزایش آمار طلاق در جامعه هشدار داد.

به گزارش خبرنگار مهر، محمدمهدی عرب انصاری در کارگاه داوطلبین تنظیم خانواده که امروز در فرهنگسرای بانو برگزار شد، اظهار داشت: جایگاه و مسئولیت اصلی خانواده در حال واگذاری به مراکزی مثل مهدهای کودک، مدارس، مراکز آموزشی و به ویژه رسانه ملی است.

وی با اشاره به اینکه حجم زیادی از وقت کانون خانواده به تماشای تلویزیون اختصاص یافته است، افزود: متاسفانه شاهد یک نوع گسست در خانواده ها هستیم.

عرب انصاری، با عنوان این مطلب که سه واحد اساسی (فرد، خانواده و جامعه) در شکل گیری جوامع نقش دارند، گفت: در غرب، فرد و جامعه مورد نظر است و واحد خانواده معمولا در ملاحظات و دیدگاههای جوامع غربی کمتر دیده می شود.

مدیرکل مجلس وزارت کشور، با اظهار تاسف از اینکه امروز شاهد تضییع حقوق زن از سوی استعمار نو و جهان سرمایه داری هستیم، افزود: زن به جهت اینکه یک نیروی ارزان برای کار است، مورد استثمار قرار گرفته و برای استفاده بیشتر از این نیرو، تلاش می شود بنیان خانواده را متزلزل کنند.

وی، با تاکید بر اینکه استعمار نو، اصل بنیان خانواده را هدف قرار داده است، گفت: مسئله زن و خانواده را می بایست از یکدیگر تفکیک کنیم.

به گفته عرب انصاری، خانواده به عنوان یک واحد موثر در جامعه و زنان به عنوان نیروی اثرگذار در جامعه محسوب می شوند.

مدیرکل مجلس وزارت کشور، با اشاره به اینکه با دو هجمه مواجه هستیم، افزود: زن امروز در دنیا تحت فشار و تهدیدات حملات سنگین "فمینیسم" و "سکسیسم" قرار دارد و همین مسئله موجب بر هم ریختن نظم خانواده شده است.

وی در ادامه به آسیب هایی که کانون خانواده در ایران را تهدید می کند، اشاره کرد و گفت: کاهش تمایل به ازدواج، افزایش سن ازدواج، افزایش طلاق، فرار از خانه و...، تهدیداتی هستند که بنیان خانواده را در کشورمان تهدید می کند.

عرب انصاری، با اعلام اینکه نرخ طلاق در ایران از بعضی کشورها بالاتر است، افزود: آمار 60 تا 90 هزار طلاق در سال می تواند برای کشور خطرناک باشد.

مدیرکل مجلس وزارت کشور، برای برون رفت از این مشکلات، توجه به دو مسئله را مورد تاکید قرار داد و گفت: برخی هستند که از طرح واقعیت ها طفره می روند و بنا ندارند آنچه در جامعه وجود دارد را درک کنند و برخی دیگر نیز مغرضانه به واقعیت ها و مسائلی که در جامعه وجود دارد، نگاه می کنند.

وی، با تاکید بر پرهیز از سیاه نمایی مغرضانه در بیان واقعیت های تلخ جامعه ، افزود: توجه به مسائل زنان در دولت نهم به سمت خانواده و کانون خانواده ، موجب شده که نگرش و رویکرد به آنچه در جامعه از مسائل زنان شاهد هستیم، تغییر کند.

عرب انصاری، تلاش در جهت آسان سازی ازدواج، افزایش میزان وام ازدواج، مشاوره به زنان مطلقه، ایجاد و توسعه مراکز امداد و ارشاد در کنار دادگاههای خانواده و همچنین تلاش در جهت پر کردن اوقات فراغت را، از مهم ترین برنامه های دولت نهم در جهت کاهش آسیب های اجتماعی عنوان کرد.

شصت و سه درصد قتل زنان ایرانی توسط محارمشان صورت می گیرد

فراور

چهارشنبه 12 دی 1386-2 ژانویه 2008

رئيس پليس آگاهي کشور از قتل 63 درصد زنان توسط محارمشان خبر داد.

سردار جعفري روز سه شنبه در همايش ملي کنترل جرائم خشونت بار در خصوص نقش موضوعات اخلاقی در قتل‌هاي کشور افزود: 15 درصد از قتل هايي که در کشور اتفاق مي افتد ناشي از مسائل اخلاقي ، 5/12 درصد ناشي از اختلافات خانوادگي و بيشتر  نيز ناشي از سوء ظن طرفين نسبت به يکديگر است.

 

وي با بيان اينکه 63 درصد از زنان توسط محارم خود به قتل مي رسند گفت اين مقوله ای است که پليس قادر نیست به آن ورود کند.

وي در خصوص سرقت هاي توأم با خشونت با بيان اينکه امروز 16 درصد اين سرقت ها تحت پوشش مسافر نماها و 10 درصد تحت پوشش مسافرکش‌نماها انجام مي شود، اضافه کرد: اين بدان معني است که از هر چهار سرقتي که به اين شيوه اتفاق مي افتد يکي از آنها با وضعيت نابسامان در ناوگان حمل و نقل کشور ارتباط دارد و ما تاوان  بي انظباطي اجتماعي  در بخش حمل و نقل را مي پردازيم.

سردار جعفري ادامه داد: 61 درصد از سارقيني که به اين شکل مرتکب جرم  مي شوند فاقد هر گونه سابقه کيفري اند و بین 18 تا 25 سال سن دارند. به گفته ی سردار جعفری این واقعیت تلخ و وحشتناک ، ریشه در ناکارامدی نظام آموزش و پرورش دارد.

وي با بيان اينکه طایفه ی فیوج ، 90درصد سرقت ها را تحت پوشش مأموران پليس انجام داده اند ، افزود: اين موضوع بيش از آن که يک موضوع امنيتي باشد، يک موضوع فرهنگي و اجتماعي است.

به گفته رئيس پليس آگاهي ناجا با وجود اينکه 42 درصد قتل ها با سلاح سرد اتفاق مي افتد ، تلاش ناجا براي محدود کردن قانوني توليد و عرضه ی سلاح سرد تا امروز به نتيجه اي نرسيده است.

وي عنصر ناتواني در کنترل هيجان و نيز وجود حربه ی در دسترس ، مهمترين عامل قتل‌هايي دانست که در آن قاتل و مقتول هرگز همديگر را نمي‌شناخته اند.

رئيس پليس آگاهي ناجا با بيان اينکه بسياري از قتل‌هاي فجيع  توسط بيماران رواني اتفاق مي افتد ادامه داد: اين مسأله ناشي از اين است که ما بيماري رواني را يک زشتی  مي دانيم و اين افراد نیز اکثرا قادر نیستند به روانپزشک مراجعه کنند.

وي در پايان با بيان اينکه قطعاً پليس به تنهايي موفق در کنترل اين معضلات نيست خاطر نشان کرد که در تمام پرورنده های جنایی ، عوامل و  لايه هاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي مشاهده می شوند.

مردي با ادعاي جلوگيري از فساد، 

پدر: دختر 8 ساله‌ام را کشتم تا فاسد نشود

وي ادامه داد؛ من با اين قتل حق پدري ام را ادا کردم و نگذاشتم فرزندم فاسد شود.

کانون دفاع از حقوق بشر ایران

چهارشنبه 12 دی 1386-2 ژانویه 2008

مردي با ادعاي جلوگيري از فساد، دختر 8 ساله خودش را خفه کرد.

به نوشته اعتماد، جسد دختر 8 ساله يي که نرگس نام داشت در حمام خانه پدربزرگش در اسلامشهر کشف شد و کارآگاهان پس از آنکه با بررسي جسد متوجه شدند اين دختر خفه شده و به قتل رسيده است به دستور بازپرس کريم پروين- رئيس شعبه سوم دادسراي جنايي اسلامشهر- تحقيقات خود را براي شناسايي قاتل آغاز کردند. آنان در بررسي هاي خود متوجه شدند اين جنايت به احتمال بسيار زياد به دست پدر 34 ساله نرگس به وقوع پيوسته است. اين مرد جوان که محمد نام دارد بدون هيچ مقاومتي اتهام فرزندکشي را پذيرفت و گفت؛ من فکر مي کردم بچه ها فرشته هستند اما هنگامي که به 20 سالگي مي رسند، معصوميت شان را از دست مي دهند و تبديل به انسان هايي فاسد مي شوند. من نيز براي فاسد نشدن دخترم تصميم گرفتم او را بکشم. محمد در ادامه اعترافات تکان دهنده اش گفت؛ از 6 ماه قبل براي کشتن نرگس برنامه ريزي کرده و براي اين کار دو مارمولک گرفته و خشک کرده بودم و هدفم اين بود که مارمولک ها را به دخترم بخورانم و از اين طريق او را بکشم اما چون مارمولک ها خشک نشده بودند، تصميم گرفتم وي را خفه کنم. متهم به قتل افزود؛ من همسرم را طلاق داده بودم و نرگس با مادرش زندگي مي کرد اما شب حادثه آن دو براي شرکت در يک جشن عروسي به خانه پدري من آمده بودند و من از طريق يکي از کودکان حاضر در جشن دخترم را که در قسمت زنانه حضور داشت، صدا زدم و به حمام خانه بردم و او را با دستانم خفه کردم. من در هنگام قتل هيچ حرفي به دخترم نزدم و او نيز فقط مرتب مرا صدا مي زد و حرف ديگري نمي زد. وي ادامه داد؛ من با اين قتل حق پدري ام را ادا کردم و نگذاشتم فرزندم فاسد شود.

پس از اعترافات مرد 34 ساله، وي بازداشت شد و کارآگاهان به تحقيق درباره زندگي متهم ادامه دادند. آنان متوجه شدند محمد به خاطر مشکلات مالي و برخي سوءتفاهم ها که ميان وي و همسرش به وجود آمده بود در سال 82 به زندگي مشترک اش پايان داد.

اینجا پاسخ به پافشاری زنان برای رسیدن به خواسته هایشان با مرگ داده می شود؛ گزارشی از سیستان و بلوچستان

تغییر برای برابری

چهارشنبه 12 دی 1386-2 ژانویه 2008

محبوبه حسین زاده

می گوید:من از شهری آمده ام که زنانش با انداختن سه ریگ بر زمین طلاق داده می شوند، بی هیچ ثبتی و بی هیچ حق و حقوقی؛ از شهری که دخترانش در سن یازده سالگی به عقد مردانی درمی آیند بسیار بزرگتر از خود و حتی همسر چندم مردانی می شوند که هم سن پدربزگ شان است آن هم به اجبار پدر. از شهری آمده ام که وقتی مردی، برای پنجمین بار زن می گیرد، زن اول بدون هیچ قانون نانوشته ای طلاق داده می شود باز هم بدون هیچ حق و حقوقی.

تکرار مدام جمله زنانی که هیچ حقی ندارند ما را نه به سوی شهر او بلکه به سوی منطقه ای می کشاند که زنان، دختران و کودکان هم از تبعیض های قانونی رنج می برند و هم از تبعیض های عرفی و سنتی.

کودکان بی هویت زنان ایران

اولین چیزی که در کوچه پس کوچه های اصلی شهر و بعد از آن هم در خیایانهای مناطق حاشیه ای شهر زاهدان، توجه را به خود جلب می کند کودکان دستفروش هستند. در یکی از کوچه ها، دو پسر و یک دختر کوچک با چاقویی کوچک و دسته دار مشغول بریدن تکه ای پارچه هستند تا آن را برای تزئین گاری دستی ای استفاده کنند که اجناس حقیری بر آن گذاشته می شود و به فروش می رسد. در یکی از مناطق حاشیه نشین زاهدان با نام مشهور شیرآباد که دارای جمعیتی زیاد هم هست. کودکان بسیاری هستند که یا در کنار گالن هایی سفیدرنگ پر از بنزین نشسته اند و یا این گالن ها را به سختی حمل می کنند و برای فروش آن به سوی ماشین ها می دوند؛ ده ساله، دوازده ساله. اکثرشان در همین رده سنی قرار دارند ولی از هر کدام که می پرسیم مدرسه نرفته اند و سواد خواندن و نوشتن هم ندارند و همین طور است پسر دیگری با لباسی پر از لکه های خون بر تن که در گوشه بازار محقر منطقه که با تیر و تخته الم شده و چند گاری پر از اجناس، مشغول کندن پر مرغهایی است که به صورت زنده به فروش می رسند و یا پسرک دیگری که نخودشور می فروشد. بعدها با صحبت های اهالی متوجه می شویم که در این منطقه بیشتر کودکان شناسنامه ندارند و دلیل این موضوع را هم بعدتر می فهمم آن هم در جلسه ای که مدیر کل اداره ثبت احوال استان سیستان و بلوچستان آمده است تا بگوید: در سیستان و بلوچستان، افراد زیادی بدون ثبت رسمی ازدواج به صورت کاملاً سنتی با هم زندگی می کنند به طوری که با استناد به آمار سال ۸۳، بیش از ۴۰ درصد ولادت نوزادان در استان متعلق به پدر و مادرهایی بوده که ازدواج شان ثبت نشده است.

روحانی دلیل این موضوع را رواج فرهنگ عشیره ای و سنتی می داند و وقتی از کارهایی می گوید که برای شناسنامه دارشدن افراد و ثبت ازدواج ها کرده اند، با انتقاد از وی در مورد وضعیت این کودکان می پرسم. با خونسردی پاسخ می دهد: این کودکان، حاصل ازدواج مادران ایرانی و پدران افغانی هستند و چون تابعیت ایرانی به آنان تعلق نمی گیرد، شناسنامه ای هم ندارند.

ازدواج در سن ده یازده سالگی

می گویند در مناطق حاشیه نشین شهر زاهدان، خانه هایی فراوان است که در هر اتاق آن یک خانوار زندگی می کنند. فرصتی پیش آمد که ما هم وارد یکی از این خانه ها شویم؛ مادر، خواهر، همسر، همسر برادر؛ پدر و دو برادر مردی که ما را به داخل خانه اش فرامی خواند و البته چند بچه کوچک در یک تک اتاق زندگی می کنند. یکی از عروس ها ۲۷ ساله است و مادر پسری ۱۲ ساله و نوزاد دختری چندین ماهه. وقتی می پرسم در چه سنی ازدواج کرده می گوید: ۱۰ سالگی.

و بعدها افراد دیگری می گویند که در برخی از شهرهای منطقه سن ازدواج همین است؛ ده یازده سالگی. هرچند اگر ازدواج شان به صورت رسمی هم ثبت می شد، بازهم قانون مانعی نبود بر سر راه ازدواج دختر ده ساله ای که مسلمن هنوز درک درستی از دوست داشتن و انتخاب ندارد تا چه برسد به ازدواج؛ قانون مدنی که ماده ۱۰۴۱اش می گوید: مدنی عقد نکاح دختر ۱۳ ساله و پسر ۱۵ ساله منوط به اخذ اجازه ولی (پدر و جد پدری) یا حکم دادگاه است.. آماری که شاید ندانسته منتشر شد، هرچند هیچ نگرانی ای در مسئولان ایجاد نکرد، تائیدی بود بر استفاده به جا و صحیح از این ماده قانونی؟!!! آمار رسمی سازمان ملی جوانان از وجود ۳۰ هزار نوجوان متاهل ۱۰ تا ۱۴ساله ایرانی خبر می داد؛ ۲۴ هزار و ۵۰۶ نفر از این افراد متاهل دختران زیر ۱۴ سال بوده اند. ( آمار در مهرماه امسال منتشر شد و مربوط به سال ۱۳۸۳است)

برخی از نمایندگان مجلس، این آمار را مخدوش اعلام کردند ولی چند روی بعد خبری روی خروجی یکی از خبرگزاری ها قرار گرفت که تائیدی بود بر صحت این خبر. هرچند یک ساعت بعد این خبر از خروجی خبرگزاری حذف شد، اما خبر که مربوط به آمار جدیدی بود که از سوی نماینده قوه قضائیه در جلسه شورای اجتماعی-فرهنگی زنان ارائه شده است، تاییدی مجددی است بر ازدواج کودکان ایرانی. این آمار از ۴۲۲۱۳ مورد صدور حکم رشد خبر می دهد.

نسرین ستوده، وکیل دادگستری، می گوید: طبق قانون مدنی ایران حداقل سن ازدواج برای دختران ۱۳ سال و برای پسران ۱۵ سال است اما با مراجعه به دادگاه و تقاضای صدور حکم رشد، قاضی چند سوال از کودک می پرسد و حکم رشید بودن را برای وی صادر می کند و بدین ترتیب اجازه ازدواج وی داده می شود.

او صدور گواهی رشد را فقط مربوط به ازدواج نمی داند و می گوی: گاهی از دادگاه ها درخواست صدور حکم می شود برای اینکه یک کودک بتواند تصمیم گیری کند که حضانتش با مادر باشد یا با پدر. همچنین گاهی حکم رشد برای این گرفته می شود که کودک بتواند معامله مالی انجام دهد.

 

البته چون آمار ارائه شده از سوی بداغی نماینده قوه قضائیه، در جلسه شورای فرهنگی-اجتماعی زنان دعاوی مربوط به مشکلات خانوادگی بوده است پس تقاضای صدور حکم رشد برای انجام معاملات در این مقوله نمی گنجد.

وقتی به سراغ یکی از نمایندگان مجلس می روم آن هم یک نماینده زن عضو کمیسیون حقوقی و قضائی و از او می پرسم: آیا زمان آن نشده است که فکری برای تغییر این ماده قانونی شود؟ آیا با ازدواج آن هم در سن ۱۰سالگی، یک دخترابتدایی ترین حقوق قانونی خود یعنی حق تحصیل را از دست نمی دهد در حالی که تحصیل تا مقطع ابتدایی اجباری است و البته آقای رئیس جمهور به تازگی مصوب کرده تحصیل تا دبیرستان اجباری است و والدین متخلف جریمه می شود؟ و آیا یک دختر ده ساله که به بلوغ فکری نرسیده است، می تواند مسئولیت اداره یک زندگی را برعهده بگیرد؟ با بی تفاوتی پاسخ می دهد:هستند دخترانی که در سن ده یازده سالگی مثل یک زن بیست ساله می فهمند.

و وقتی می گویم: مسلمن این ازدواج به انتخاب خود این کودکان نیست و باید قانون از آنان حمایت کند و جلوی این ازدواج ها را بگیرد، می گوید:خانواده ها نباید کودکان شان را وادار به ازدواج کنند پس باز هم ربطی به قانون ندارد و با فرهنگ سازی جلوی این موضوع گرفته شود. شما هم بروید فرهنگ سازی کنید.

تلاش برای تغییر؛ تغییر برای برابری

و اما در منطقه ای که از زبان برخی مردم شنیدیم که به جای ازدواج، واژه زن خریدن و نه حتی زن گرفتن را به کار می برند، بودند و هستند جوانانی که به تنگ آمده از این همه تبعیض علیه زنان، تلاش می کنند تا با آگاهی رسانی به مردان و زنان، کاری برای بهبود وضعیت آنان انجام دهند.

فرصتی دست داد تا با آنان از نزدیک آشنا شوم؛ بیشترشان پسر بودند و کمتر از پسران، دختر و همگی بسیار جوان. صحبت از تبعیض های قانونی علیه زنان بود و آنان همگی می گفتند که زنان این منطقه علاوه بر این تبعیض ها از تبعیض های عرفی و سنتی زیادی رنج می برند. از یکی شان که لباس بلوچی بر تن داشت، در مورد طلاق پرسیدم. می گفت: ریش سفیدان قوم و یا محله جمع می شوند و در این مورد قضاوت می کنند. اکثر زنها هم که در این موارد حرفی نمی زنند و نمی توانند از خودشان دفاع کنند، اگر ریش سفید حکم به طلاق داد، مرد سه تا سنگریزه بر زمین می اندازد و زن سه طلاقه می شود. و مهریه و حق و حقوقی به این زن تعلق نمی گیرد چرا که قبل از ازدواج، پولی از سوی خانواده داماد به پدرعروس داده می شود. می پرسم: اگر زنی بخواهد طلاق بگیرد: حق طلاق با مردان است و فقط مرد می تواند زن را طلاق بدهد. و باز صحبت از تبعیض بود و همان حرفهایی تکرار می شد که انگیزه سفرمان شده بود به این شهر.

بیشتر این جوانان که با درد از درد زنان این شهر می گفتند، برای تحصیل به این شهر آمده بودند. اما حجم تبعیض ها نگذاشته بود بی تفاوت از کنار زنانی رد شوند که تنها پاسخ شان به این همه تبعیض، درماندگی است و صبوری.

دختری که ساکن شهری دیگر از همین استان بود، با درد می گفت: اینجا پاسخ به پافشاری زنان برای رسیدن به خواسته هایشان با مرگ داده می شود. دخترانی در خانواده هایی هستند که اگر حرف از ادامه تحصیل بزنند، کشته می شوند وای به حال نه گفتن به ازدواج اجباری. باید در این شرایط چکار کرد؟

باید چکار کرد در شرایطی که در آنجا با حجم عظیم فقر و کمبود امکانات، دختران برای ادامه تحصیل تهدید به مرگ می شوند و در پایتخت، دخترانی دیگر به دلیل تلاش برای تغییر قوانین تبعیض آمیز راهی زندان می شوند. با کدام قانون حمایتگر باید به حمایت از این زنان برخاست؟

این جوانان، اعضای کمپین یک میلیون امضا بودند. جوانانی که برایشان مهم تر از رسیدن به عدد یک میلیون امضا؛ تغییر وضعیت رقت بار زنان و کودکانی است که نمی توان به همین راحتی از کنار حجم عظیم تبعیضی که از آن رنج می برند، گذشت. گفتیم ازآگاهی ای که قرار است خواسته عمومی شود و عاملی برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان. گفتم و گفتند از مسیر سختی که در پیش دارند، از بذر آگاهی ای که قرار است با همه سختی ها، در دل زنان و مردان کوچه پس کوچه های محلات دوردست شهرهای دور سیستان و بلوچستان جوانه زند.

و بالاخره روزی می آید که کودکان برهنه پای کوچه پس کوچه های زاهدان هم سرودی برای خواندن بلد باشند؛ از همان سرودهایی که همه مان در کلاس های مدرسه آموختیم؛ نه به جرم این که حاصل ازدواج مادران ایرانی با مردان افغان هستند، شناسنامه ای نداشته باشند برای مدرسه رفتن می آید روزی که دیگر دخترکان ده ساله شهربه جای خانه شوهر، دست در دست به سوی مدرسه ها بروند؛ شاید آن روز این دخترکان زمزمه کنند سرودی را که از مادران شان به یاد دارند، سرودی را که می گفت: ای زن به پا خیز از نو...

محدوديت پوشش تصويري اخبار انتطامي براي خبرنگاران زن در اصفهان

سه شنبه 11 دی 1386- 1 ژانویه 2008

 

 

 

 

كانون زنان ايراني: دختران خبرنگار در اصفهان نمي توانند با اراذل و اوباش مصاحبه كنند چرا كه به گفته مقامات انتظامی شهر اين كار در شان زنان نيست. اين تصميم رييس پليس اصفهان به دنبال مصاحبه يك دختر خبرنگار اصفهاني با گروهي از تبهكاران يك باند اتفاق افتاد.

اين خبرنگار كه خواست نامش عنوان نشود از پيگيري‌هاي خود درباره تهيه گزارش تصويري از يك باند دستيگر شده خبر داد.

او به دنبال تهيه اين گزارش از سوي نيروهاي امنيتي اصفهان فراخوانده و به مدت هفت ساعت بازداشت شد.

او مي‌گويد: وقتي سردبير بخش خبر و پليس اصفهان تاييد مي‌كنند كه خبر روي آنتن برود ديگر موضوع به خبرنگار ارتباطي پيدا نمي كند، من تنها وظيفه‌ام پيگيري و تهيه خبر است.

رييس پليس اصفهان پخش اين گزارش را عامل اصلي فرار رييس باند تبهكاران از اصفهان عنوان كرده‌است.

به گفته اين دختر خبرنگار سردبير او نيز اعلام كرده است كه ديگر دختران نبايد در حوزه انتظامي پوشش تصويري خبر داشته باشند.

رييس پليس اصفهان معتقد است كه مصاحبه با اراذل و اوباش در شان زنان نيست و آنها نبايد وارد چنين حوزه‌هايي شوند.

او مي‌گويد:در تصويري كه پخش شد اصلا چهره من مشخص نبود و تنها دستم ديده مي‌شد كه آن را هم به ميكروفون گرفته بودم.

او همچنين از اينكه نيروهاي امنيتي از او تعهد خواسته اند خبرداد": تعهد مبنی براینکه دیگر در این حوزه کار نکنم اما تعهد ندادم.

مدير كل بانوان و امور خانواده استانداري آذربايجان شرقي:

درصد فرش صادراتي تبريز را زنان مي‌بافند نود و پنج

خبرگزاري فارس

سه شنبه 11 دی 1386- 1 ژانویه 2008

 مدير كل بانوان و امور خانواده استانداري آذربايجان شرقي گفت: 95 درصد فرش صادراتي تبريز را زنان مي‌بافند.

به گزارش خبرگزاري فارس از قزوين، نسرين پيرسمساري ديشب در جشنواره زنان نان آور و نام آور كه در سالن سازمان تبليغات اسلامي برگزار شد، بيان داشت: امروز زنان ما در كنار شغل شريف نگهداري از فرزند و تربيت آن، در عرصه هاي مختلف اجتماع حضوري پررنگ دارند.

وي ادامه داد: زنان عشاير نمونه‌اي از زنان شجاع و دلاور در كشورمان هستند كه در چادرها با زندگي صميمانه و ساده‌اي كه دارند علاوه بر تربيت فرزندانشان و تحكيم بنياد خانواده به كارهايي نظير گليم بافي و فرشبافي مشغول هستند.

مدير كل بانوان و امور خانواده استانداري آذربايجان شرقي اضافه كرد: اين حضور زنان را در بخش هاي مختلف كشورمان مي بينيم كه نمونه آن زنان تبريزي هستند كه علاوه بر فعاليت هاي مختلف در جامعه در كار بافتن فرش نيز مهارت دارند.

وي افزود: 40 درصد فرش تبريز صادراتي است كه 95 درصد فرش صادراتي تبريز را زنان مي بافند.

پيرسمساري تصريح كرد: دنيا به اين مي انديشد كه زنان در قعر خانواده هستند و بدون حضور در اجتماع و هيچ مشاركت سياسي، از حق راي نيز محروم هستند.

وي تاكيد كرد: اين جشنواره نمادي از حضور و توانمندي هاي زنان كشورمان است چرا كه دنيا بايد بداند زنان ما در عرصه هاي مختلف ورزشي، علمي، هنري و غيره در كشو و حتي در دنيا مطرح اند.

مدير كل بانوان وامور خانواده استانداري آذربايجان شرقي يادآور شد: اميدوارم بتوانيم زنان كشورمان را بيش از پيش ياري كنيم تا هر چه بيشتر در عرصه هاي مختلف كشور و بين الملل مطرح شوند.

وي با تشكر از مقامات و مسئولين استان قزوين به دليل برگزاري اين جشنواره، اتحاد و انسجام را مهمترين دستاورد نمايشگاه و جشنواره زنان نان آور و نام آور دانست.

در ادامه معاون عمراني استانداري قزوين اظهار داشت: در نمايشگاه زنان نان آور و نام آور توانمندي هاي زنان در عرصه هاي مختلف به نمايش گذاشته شده و اين جاي خوشحالي است كه استان قزوين برگزار كننده اين نمايشگاه و جشنواره است.

محمد صادق پورمهدي توضيح داد: نقش و عملكرد زنان در عرصه هاي مختلف اجتماع چشمگير است و اين نمايشگاه گوشه اي از اين نقش را به تصوير كشيد.

وي اضافه كرد: برپايي اين نمايشگاه و جشنواره ايجاد همدلي و وحدت را ميان ما افزايش داد و اميدواريم اين همدلي ها در نظام جمهوري اسلامي ايران و دولت نهم استمرار داشته باشد.

اجراي تك نوازي، تئاتر و سرود از ديگر برنامه هاي اين جشنواره بود.

گفتني است، اين جشنواره 10 شب متمادي در سالن سازمان تبليغات اسلامي قزوين از ساعت 6 الي 9 شب برگزار مي شود كه ديشب در سومين شب اين جشنواره، استان آذربايجان غربي و شرقي به اجراي برنامه پرداختند.

شايان ذكر است اين جشنواره عليرغم اعلام قبلي با يك ساعت و چهل و پنج دقيقه تأخير آغاز شد.

یورش نیروی سرکوبگر انتظامی به آرایشگاه های کرج

ایران پرس نیوز

شنبه 15 دی 1386-5 ژانویه 2008

خبرگزاری حکومتی مهر: فرمانده نیروی انتظامی استان تهران گفت هشت اکیپ از زنان پلیس، آرایشگاه های بانوان در کرج را مورد بازرسی قرار می دهند.

سردار رضا زارعی اظهار داشت: یکی از اماکنی که پاتوق افراد خلافکار است و گزارشات مختلف مردمی مبنی بر عملکردهای خلاف آنان به پلیس 110 تذکر داده شده، آرایشگاه های زنانه بوده که تاکنون جز بازدیدهای صنفی از سوی پلیس توجهی به آنان نشده بود.

وی افزود پلیس استان تهران با توجه به اهمیت موضوع، هشت اکیپ پلیس زن را مامور کرده است که طی این ماه از تمامی آرایشگاه ها بازدید کنند و تاکنون بیش از 100 آرایشگاه مورد بازبینی قرار گرفته است که در تعدادی از این اماکن سی دی های غیراخلاقی، تصاویر زننده، دستگاه های غیر بهداشتی خالکوبی و ... کشف و ضبط شده است.

این مسئول خاطرنشان کرد: باید برای حفظ امنیت جامعه تمامی اماکنی که احتمال رشد جرائم در آن وجود دارد به صورت مستمر و مداوم مورد بازبینی مراجع صنفی و نیروی انتظامی قرار گیرد تا مجرمان در هیچ مکانی احساس آسودگی نداشته باشند.

سردار زارعی یادآور شد: همچنین در این ماه 551 محل توزیع و تولید پوشاک مورد بازبینی قرار گرفت که تعداد زیادی از آنها به دلیل داشتن لباس هایی با مارک های گروه های غیراخلاقی و.. پلمپ شدند.

علي‌احمدي: برنامه‌هاي درسي بر اساس جنسيت تدوين شود

جام جم

جمعه 14 دی ماه 1386     

جام جم آنلاين: سرپرست وزارت آموزش و پرورش در جمع روساي سازمان آموزش و پرورش استان‌هاي كشور با طرح پيشنهاد تشكيل كميته آموزش و پرورش در سفرهاي استاني، اين اقدام را گامي موثر در ارتقاي جايگاه آموزش و پرورش ارزيابي كرد.

به گزارش ايسنا، عليرضا علي احمدي در اين نشست خطاب به روساي سازمان آموزش و پرورش استان‌هاي كشور، گفت: بايد سعي كنيد در سفرهاي استاني، سهم بيشتري از مصوبات را به آموزش و پرورش اختصاص دهيد.

سرپرست وزارت آموزش و پرورش خاطر نشان كرد: جا دارد در كنار مسايلي نظير اشتغال و مسكن، مسايل فرهنگي و آموزشي مورد توجه قرار گيرد.

علي احمدي تفاوت‌هاي فرهنگي،‌ اقليمي و بومي مناطق مختلف كشور را مورد توجه قرار داد و اظهار كرد: برنامه درسي بايد بر اساس جنسيت، فرهنگ بومي و تفاوت‌هاي اقليمي تدوين شود.

سرپرست وزارت آموزش و پرورش ضمن تاكيد بر ضرورت شناخت ويژگي‌هاي شخصيتي دانش‌آموزان، اظهار كرد: بايد بتوانيم در نظام تربيتي همزمان با بلوغ جسمي و فكري دانش‌آموزان برنامه‌اي علمي و آگاهانه داشته باشيم.

وي با بيان اين كه بايد برخورد اولياي مدرسه با دانش‌آموزان بالغ و نابالغ متفاوت باشد، افزود: محيط‌هاي تعليم و تربيت بايد آزادي عمل و شخصيت دانش‌آموزان را به رسميت بشناسند.

دكتر علي احمدي تعليم و تربيت را مقوله‌اي با گستره ملي ارزيابي كرد و يادآور شد: به طور ميانگين40 درصد از وقت دانش‌آموزان در اختيار آموزش و پرورش است و در اين شرايط فرهنگ عمومي، محيط تاثير به سزايي در شكل‌گيري شخصيت دانش‌آموزان دارد.

وي هم راستايي آموزش و پرورش با كليه نهادهاي موثر در فرهنگ عمومي جامعه را ضروري برشمرد و اظهار كرد: همه نهادهاي موثر در شكل‌گيري شخصيت افراد جامعه بايد در نظام تعليم و تربيت مشاركت داشته باشند. 

امارات به زنان اجاره قضاوت مي‌دهد

خبرگزاري جمهوري اسلامي

دوشنبه 17 دی 1386-7 ژانویه 2008

وزير دادگستري امارات عربي متحده گفت: زنان در اين كشور بزودي مي‌توانند در كشور به عنوان قاضي مشغول بكار شوند.

به گزارش ايرنا، روزنامه‌هاي اماراتي روز دوشنبه به نقل از "محمد بن نخيره الظاهري" نوشتند: در حال حاضر زنان اماراتي در موسسه قضايي اين وزارتخانه تحت آموزش قرار دارند.

 

وي گفت: در صورت اصلاح قانون وزارت دادگستري امارات، از قضات زن و داديار در سراسر كشور استفاده خواهد كرد.

در حال حاضر قوانين امارات عربي متحده تنها به مردان مسلمان اجازه قضاوت در اين كشور را مي‌دهد.

در صورت تغيير قانون دادگستري در امارات عربي متحده، اين كشور پس از بحرين دومين كشور عربي منطقه است كه به زنان اجازه قضاوت مي‌دهد.

گزارشي از تنها انجمن غيردولتي زنان بم  

دردهاي پس از زلزله اين زنان

انجمن زنان مدیر کار آفرین

اعتياد، افسردگي و چندهمسري مهم‌ترين معضل و درگيري اين روزهاي زنان بمي است.اين را مريم جزيني‌زاده مدير انجمن دوستدار كودك شهر بم مي‌گويد; انجمني كه  تنها نهاد غيردولتي زنان شهر بم است.

دفتر اين  NGO  در واقع منزل يكي از زنان زلزله‌زدهء بمي است; زني كه همهء خانواده‌اش را در زلزلهء خونين بم از دست داده است و اين روزها فقط با ديدن زنان درد كشيده‌اي مثل خودش آرامش پيدا مي‌كند. اين خانهء كوچك در نزديكي ارگ قديم بم قرار دارد; منطقه‌اي كه بيش‌ترين آسيب را هم در زلزله ديده است.

روز چهارشنبه زماني كه زنان بمي دور هم جمع شده‌اند تا قرعه‌كشي هفتگي صندوق قرض‌الحسنهء خانگي‌شان را انجام دهند به جمع‌شان مي‌روم. 15 زن بمي دور هم جمع شده و به آرامي با يكديگر صحبت مي‌كنند تا تصميم بگيرند صاحب 50 هزار تومان وام اين هفته‌شان چه كسي باشد.

جزيني‌زاده مي‌گويد: برگزاري جلسهء صندوق، برنامهء چهارشنبه‌هاي انجمن است كه حدود 50 زن نيز در آن مشاركت دارند معمولا صاحب وام 50 هزار توماني را با قرعه‌كشي انتخاب مي‌كنيم اما گاهي كه زني به اين پول نياز بيش‌تري دارد با مشورت و رضايت با ديگر اعضاي صندوق در اولويت دريافت وام قرار مي‌گيرد. اين بار هم ظاهرا زني به دليل نيازش در اولويت اين قرعه‌كشي هفتگي قرار گرفته است. ديگر زنان هم پس‌انداز هزار توماني‌شان را به صندوق مي‌پردازند و بعد سرگرم گفت‌وگو با يكديگر مي‌شوند. ديوارهاي سفيد و صورتي خانه با عكس‌هايي از كودكان تزيين شده، در حياط كوچك خانه هم كه چند وقتي نيست كه از بازسازي‌اش مي‌گذرد نخل بلند و زيبايي به چشم مي‌خورد; نخلي كه صاحب‌خانه صغري‌كريم‌زاده با نگاهي عجيب به آن مي‌نگرد: اين نخل چيزهايي مي‌داند كه من نمي‌دانم.او زني با قامتي برافراشته و چهره‌اي مصمم است; زني كه شوهر و دو فرزند پسرش را به همراه پدر و مادرش در زلزله بم از دست داده است. اين روزها خانهء كوچكش پذيراي زناني است كه هر روز داوطلبانه بخشي از اوقاتشان را با هم شريك مي‌شوند. روزي با يكديگر آشپزي مي‌كنند و روز ديگر از يكديگر خياطي مي‌آموزند و به قول مدير انجمن، فعاليت‌هاي جمعي را تمرين مي‌كنند و سعي مي‌كنند تا به اين وسيله از غم و اندوهشان بكاهند.

صغري‌كريم‌زاده مي‌گويد: سكوت و تنهايي شب‌هايم را به اميد رويا و ديدن اين جنب و جوش‌ها و فعاليت‌ها تحمل مي‌كنم. خانه‌ام در تمام هفته‌در اختيار انجمن است و هر روز برنامهء ويژه‌اي را براي زنان برگزار مي‌كنم.

او از شب هولناك زلزله و سپس مرگ دو فرزند و شوهرش و افسردگي چند ساله‌اش مي‌گويد: هر چند هنوز غم سنگيني را_ بر روي سينه‌ام احساس مي‌كنم اما از وقتي كه خانه‌ام را دوباره ساخته‌ام و آن را در اختيار زنان قرار داده‌ام احساس نزديكي بيش‌تري به فرزندان و همسر از دست رفته‌ام مي‌كنم.

در گوشهء ديگر اتاق زني حدودا 35 ساله كه كودكش را در آغوش كشيده ديده مي‌شود. كودك بيش از پنج تا شش ماهه به نظر نمي‌رسد اما مادرش مي‌گويد كه دو سال و نيم دارد. طفل در آغوش مادرش ضجه مي‌زند و دندان‌هاي سراسر پوسيده‌اش را نمايش مي‌دهد.

مادر كودك مي‌گويد: سه فرزندم را در زلزله از دست دادم و فقط يكي از فرزندانم برايم باقي ماند. دو سال قبل هم صاحب اين يكي شدم كه حال و روزش را مي‌بينيد.

دستان و پاهاي كودك آنچنان لاغر است كه با هر حركتي فكر مي‌كني خرد خواهند شد، مدام به تن رنجورش كش و قوسي مي‌دهد و با فريادهاي بلند گريه مي‌كند.

مادر كودك براي معاينهء فرزندش به پزشك‌هاي زيادي مراجعه مي‌كند برخي دليل معلوليت ذهني فرزندش را استرس پس از زلزله و تعدادي هم ازدواج فاميلي مي‌دانند: سه فرزندم كه در زلزله كشته شدند هيچ‌كدام مشكل يا بيماري نداشتند با اين همه اندوه، وجود اين كودك بيمار هم مشكلاتم را دو چندان كرده است.

زني كه چادر مشكي به سر دارد و از چشمانش غم و اندوه مي‌بارد نيز از نااميدي و افسردگي اين روزهايش مي‌گويد: هميشه براي رسيدن روزهاي چهارشنبه و آمدن به صندوق و ديدن زناني كه مثل من درد كشيده‌اند لحظه‌شماري مي‌كنم. باور كنيد افسردگي و غممان نه‌تنها در اين سال‌ها فروكش نكرده بلكه هر لحظه بيش‌تر هم شده است.

 

بيش‌تر زنان حاضر در اين جلسه از افسردگي، بي‌حوصلگي و دلشكستگي‌شان گلايه مي‌كنند; غمي كه در درون‌شان نشسته و تسكين نيافته است و حالا اين انجمن تنها مكان امن و مورد توجه‌شان شده است.   

صغري‌كريم‌زاده كه حالا با چشماني نمناك به اين گفت‌وگو‌ها گوش مي‌دهد مي‌گويد: در سال‌هاي پس از زلزله چون خانه‌ام به طور كامل خراب شده بود با خانواده برادرم زندگي مي‌كردم. در آن سال‌ها با افسردگي و تنهايي روزها و شب‌هايم را در ميان خانواده برادرم مي‌گذراندم; كانون خانوادگي‌اي‌كه حالا پس از زلزله و از دست دادن خانواده‌ام برايم غيرقابل تحمل شده است. باور كنيد از اين‌كه پيش خانواده خوشبختي باشم زجر مي‌كشم.

جزيني‌زاده مهم‌ترين مشكلات زنان بمي را پس از زلزله مشكل افسردگي و افزايش اعتياد در ميان مردان و زنان مي‌داند: پس از زلزله ميزان اعتياد در شهر بم افزايش يافته و بسياري از زنان و مردان بمي با آن درگير شده‌اند. پس از اين فاجعه حتي بسياري از زنان و كودكان بمي هم معتاد شده‌اند.

يكي از برنامه‌هاي انجمن دوستدار كودك آشنايي بيش‌تر با مشكلات زنان بمي و حل آن‌ها‌ست به همين دليل در كارگاه‌هاي آموزشي اين انجمن از زنان خواسته مي‌شود تا مشكلاتشان را در برگه‌‌اي بنويسند و سپس دربارهء آن صحبت كنند.

جزيني‌زاده با توجه به اين كلاس‌ها مشكل افسردگي، اعتياد و رواج چندهمسري را از عمده‌ترين مشكلات اين زنان برمي‌شمارد: فشارهاي روحي موجب افزايش اعتياد و اعتياد هم موجب افزايش آسيب‌هاي اجتماعي شده است. بسياري از زنان نمي‌دانند با مشكل اعتياد فرزندان يا همسران‌شان چگونه برخورد كنند به همين دليل مشاوره و روش برخورد با معتادان و حل اعتياد يكي از برنامه‌هاي اصلي ما بوده است.

او سري تكان مي‌دهد و از رواج چندهمسري در شهر بم مي‌گويد: پس از زلزله بسياري از زنان بمي بيوه شده و برخي از آن‌ها به دليل مشكلات روحي و فرار از فشارهاي اجتماعي تن به ازدواج با مردان غيربومي دادند اما پس از مدت زمان كوتاهي دريافتند كه آن مرد، زن يا فرزندان ديگري هم در شهرهاي ديگر دارد.

يكي از حاضران در جلسه كه زني حدودا 40 ساله است از يكي از اقوامش تعريف مي‌كند، زني كه همهء اعضاي خانواده‌اش را در زلزله از دست داده است و پس از اصرار زياد اطرافيان به عقد مردي كه از سوي يكي از نزديكانش به او معرفي مي‌شود درمي‌آيد اما پس از مدت كوتاهي همسر اول و فرزندان مرد از راه مي‌رسند و دعوا و مرافعه‌اي راه مي‌اندازند كه آن سرش ناپيدا.

جزيني‌زاده مي‌گويد: اين مساله باعث شده كه برخي حتي نسبت به زنان بمي بدبين شوند در حالي كه اين زنان با اين شرايط روحي دچار لطمه دوچنداني هم شده‌اند. زني كه پس از زلزله كانون گرم خانوادگي‌اش را از دست داده و هرگز هم غم از دست دادن شوهر و فرزندانش را فراموش نمي‌كند به خاطر اين كه شهر پر از ناامني است مجبور به ازدواج دوباره مي‌شود و در نتيجه ضربهء مجددي هم مي‌خورد. فكرش را بكنيد كه اين زن پس از اين همه فاجعه چگونه مي‌تواند زندگي دوباره داشته باشد.

مريم زن جواني كه فرزند كوچكش را در آغوش دارد از زندگي در كانكس اظهار نارضايتي مي‌كند: بعد از زلزله من و شوهرم سه سالي است كه در كانكس زندگي مي‌كنيم. شوهرم كه همهء خانواده‌اش را در زلزله از دست داده است به شدت عصبي است و زندگي در كانكس هم در افزايش بحران‌هاي روحي‌اش بي‌تاثير نيست.

او و همسرش كه خيلي سعي كرده‌اند تا شرايط زندگي در كانكس را براي خودشان مطلوب كنند اما با اين همه از زندگي در آن ناراضي‌اند. روزهاي داغ زندگي در كانكس و شب‌هاي سرد آن در زمستان و حالت زندگي موقتي در آن او را بي‌تاب كرده تا جايي كه آن‌ها براي بازسازي خانه‌هايشان لحظه‌شماري مي‌كنند.

جزيني‌زاده هم معتقد است: زندگي در كانكس و چادر مشكلات را در ميان خانواده‌هاي بمي افزايش داده است و بسياري از اتفاقاتي كه هرگز در خانه‌هاي معمولي نمي‌افتد به دليل عدم كنترل كامل خانواده بر شرايط زندگي در چادر و كانكس رخ مي‌دهد.

او پروژهء دوستدار كودك را اولين طرح در بازسازي اجتماعات محله‌اي ايران و حل مشكلات زنان بمي مي‌داند; طرحي كه سعي  در ساختن جمع‌هاي محله‌اي زنان دارد.

در گوشهء اتاق اين خانهء كوچك تعدادي ساك سبزرنگ روي هم چيده شده‌اند. جزيني‌زاده با اشاره به اين كتاب‌ها از طرح يار مهربان اين انجمن هم مي‌گويد: اين ساك پر از كتاب‌هايي با عناوين مختلف است كه براي اعضاي خانواده تهيه و در اختيارشان قرار مي‌گيرد. خانواده‌ها اين كتاب را به امانت برده و پس از مطالعه به انجمن بازمي‌گردانند.

برگزاري كارگاه‌هاي آموزشي و مشاوره نيز از ديگر فعاليت‌هاي اين انجمن غيردولتي براي حل مشكلات زنان بوده است. جزيني‌زاده تنها راه‌حل مشكلات روحي زنان بمي را اختصاص امكانات رفاهي، ورزشي و تفريحي بيش‌تر به آنان ارزيابي مي‌كند.

زنان اصفهاني استخدام نمی شوند؛ رهاخسروي

کانون زنان ایرانی 

 تاریخ: 18  دی  1386 

موضوع به حاشيه راندن زنان در اشتغال به عنوان يكي از سياست‌هاي نه چندان صريح كنوني، هم در دستورالعمل‌ها و هم به شكل شفاف‌تري در عمل دنبال مي‌شود. ظاهرا در استان اصفهان اين رويهء فكري طرفداران جدي‌تري دارد، شنيده‌ها و ديده‌ها حاكي از اين است كه برخي از مديران دستگاه‌هاي دولتي و نيمه دولتي در جذب نيروي قراردادي، كارورز وكارآموز و حتي چينش نيرو در سازمان يا ادارهء تحت مديريت خود، درصدد اعمال نگاه جنسيتي هستند.

در برخي از سازمان‌ها، مديران قسمت نيروي انساني يا بخش استخدام‌ها را ترغيب مي‌كنند كه از به كارگيري نيروي زن در قسمت‌هايي چون روابط عمومي يا به عنوان مسوول دفتر و منشي مديرعامل (كه نياز به ارتباط بيش‌تر با ارباب رجوع يا ساير كارمندان است) تا حد امكان، اجتناب يا جلوگيري كنند و توصيه مي‌شود كه نيروهاي زن به بخش‌هاي بايگاني يا دبيرخانه منتقل شوند تا به نوعي سعي بر اين است كه كارمندان زن همگي در يك بخش متمركز شوند.

اين در شرايطي است كه در برخي از شركت‌ها يا مراكز صنعتي بزرگ كه فضاي فني تخصصي‌تر داشته‌اند، استخدام نيروي زن را از اين به بعد حتي در قسمت اداري نيز ممنوع اعلام كرده‌اند.

پالايشگاه اصفهان يك نمونه از آن است. همچنين سازمان ملي جوانان اصفهان كه تا دو سال پيش، سه كارشناس زن داشت، حالا همگي با كارمندان مرد جايگزين شده‌اند. شركت برق منطقه‌اي اصفهان هم در اين نمونه جا مي‌گيرد. اين شركت به تازگي از پذيرش كارورز زن خودداري مي‌كند. اين فضا اما به ارگان‌هاي دولتي و نيمه‌دولتي محدود نمانده و كم‌كم در حال سرايت به بخش خصوصي نيز هست; ارگان‌هايي كه اگرچه دولتي به حساب نمي‌آيند اما نهادي عمومي به شمار مي‌روند.

شهرداري‌ها از آن دست سازمان‌ها هستند. يكي از خبرنگاران استان اصفهان كه تا پيش از اين به صورت پاره وقت با يكي از شهرداري‌هاي مناطق اصفهان در زمينهء تهيهء بولتن همكاري داشت مي‌گويد كه در حال حاضر همكاري او متوقف شده، چرا كه دوستان شهرداري ترجيح مي‌دهند با نيروي مرد (حتي در مواردي با توانمندي كم‌تر) همكاري كنند.

چندي پيش يوسف طباطبايي‌نژاد، امام جمعهء اصفهان در جلسهء شوراي فرهنگ عمومي استان اصفهان گفته بود كه داشتن شغلي مناسب و آتيه‌دار براي مردان در جامعهء اسلامي در اولويت قرار دارد و دولت بايد دغدغهء اصلي خود را در راه اشتغال مردان به كار گيرد.

او دليل ارايهء پيشنهاد خود را اينگونه عنوان كرده بود: دولت بايد اولويت شغلي را به مردان اختصاص دهد تا شرايط ازدواج مهيا شود، چرا كه در اسلام وظيفهء مرد اداره‌كردن خانواده است.

عليرضا حسيني، مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان اصفهان نيز هم آوا با امام جمعهء اصفهان معتقد است كه حدود مشاغل متعارف و نامتعارف براي زنان بايد مشخص شود و به تعريفي واحد برسد.

او نسبت به ايجاد آثار اشتغال زنان به شغل‌هاي نامتعارف هشدار مي‌دهد: بايد پيش از آن‌كه اين مشاغل نامتعارف در جامعه در مورد زنان مرسوم شده و به يك معضل بزرگ تبديل شود، براي آن حدود تعريف كرد چرا كه انجام كارهايي سخت مانند جوشكاري براي زنان كاري نامتعارف است.

سيدمرتضي بختياري، استاندار اصفهان هم به عنوان يكي ديگر از نيروهاي تاثيرگذار بر برنامه‌هاي اين استان نقش زنان را تنها در بعد مادري مي‌بيند: قهرماني زن به مادربودن اوست و اين جايگاه اصلي زنان در جامعهء اسلامي است. با برنامه‌ريزي‌هاي مشخص در جامعه بخش‌هايي كه قابل فعاليت براي بانوان است بايد مشخص و تعريف شود. كارهاي سخت زنان در تربيت فرزندان تاثيرات منفي خواهد داشت، كار و فعاليت زنان در كنار مردان از سنت‌هاي اصيل در روستا سرچشمه مي‌گيرد و جامعه با اين مساله ناآشنا نيست اما در مورد چگونگي آن در جامعهء كنوني بايد بررسي بيش‌تري شده و فرهنگ‌سازي شود.منصور واعظ، دبيركل نهاد كتابخانه‌هاي كشور نيز در اين جلسه اما كمي متفاوت‌تر از زاويهء نگراني نسبت به فقدان علاقه‌مندي مردان به علم آموزي سخن گفته بود.او ضمن تاييد سياست‌هاي فرهنگي دولت نهم معتقد است كه اكنون در بهترين شرايط به سر مي‌بريم. جديت برخي از بانوان در علم‌آموزي مهم‌تر از مردان است و نگراني ما در آينده اين است كه چگونه مردان را به علم علاقه‌مندتر كنيم.

روايتي از بند زنان زندان اصفهان

زنان

گلرخ افقهي

دو شنبه 31 دسامبر 2007

جمعي از زنان وكيل دادگستري اصفهان در ارديبهشت 1382 اقدام به تأسيس انجمني با عنوان انجمن زنان حقوقدان اصفهان كردند كه اهداف غيرسياسي، آموزشي، فرهنگي و حقوقي دارد اما مراحل ثبت آن به دلايل مختلف تا امروز به طول انجاميده است. انجمن در بهمن 1385 موفق به كسب مجوز بازديد از بند زنان زندان اصفهان شد تا بلكه بتواند در جهت تحقق اهداف خود به زناني كه توان و استطاعت مالي لازم براي كمك گرفتن از مشاور و وكيل را ندارند ياري رساند. آنچه پيش‌رو داريد، گزارش يكي از خوانندگان زنان است كه مشاهدات خود را از بند زنان زندان اصفهان براي ما فرستاده است.

چند ماهي از عضويتم در انجمن زنان حقوقدان نگذشته بود كه قضية بازديد از زندان پيش آمد و من به‌عنوان يك كارآموز وكالت راهي مكاني شدم كه تصويري از آن جز بر پردة سينما نديده بودم. حوالي ساعت 9 صبح بود كه به محل زندان رسيديم. مراحل اولية ورود با انجام تشريفات معمول طي شد. در مرحلة بعد وارد اتاقي شديم كه چند نفر نگهبان اسامي ما را نوشتند و كارت‌هاي شناسايي‌مان را تحويل گرفتند و ما را با يك نگهبان زن روانة محوطه‌اي كردند كه در آن دو در بزرگ، بند زنان را از مردان جدا مي‌كرد. قبل از ورود به بند به ما گوشزد كردند كه با زندانيان گرم نگيريم. نگهبانِ همراه جلو افتاد. در بند زنان كه باز شد، گرماي تهوع‌آوري به صورتم خورد. در اتاق مسئول بند كيف‌ها و ساير وسايل خود را تحويل داديم با اين توصية اكيد كه پول همراه خود نداشته باشيم چرا كه امكان سرقت زياد است. در انتهاي راهرويي كه اتاق مسئول بند در آن بود دري قرار داشت كه به يك فضاي حياط‌مانند باز مي‌شد كه در دو طرف آن طناب‌هاي انباشته از لباس شسته‌شده خودنمايي مي‌كرد. چند زن و دختر در سنين مختلف در حال حرف زدن و خنديدن بودند. زني كه چادري دور سرش پيچيده بود خيره به ما نگاه مي‌كرد. در طول راه براي مددكاري كه همراهمان مي‌آمد توضيح داديم كه اعضاي انجمن همگي وكيل دادگستري هستند و قصد دارند بعد از بازديد، به زندانيان نيازمند خدمات مشاوره و وكالت مجاني ارائه دهند. در طول راه تعدادي از زندانيان قدم پيش گذاشتند و با ما همراه شدند. وارد اتاقي شديم كه تا سقف كاشي بود. دور تا دور اتاق تخت‌هاي سه‌طبقه با ملافه‌هاي تميز ديده مي‌شد. چند نوزاد شيرخوار كنار هم روي زمين خوابيده بودند و حدود 10 تا 12 زن پير و جوان در اتاق مستقر بودند. يكي از زنان كه جوان‌تر از بقيه بود توضيح داد كه اين اتاق چون پله ندارد و به سرويس بهداشتي نزديك‌تر است مختص پيرزنان و زناني است كه نوزاد دارند. دوباره به حياط برگشتيم. در ضلع شمالي حياط اتاق ديگري وجود داشت كه جلو آن تعدادي زن ايستاده بودند. اصلاً شبيه زندان نبود. ياد خانة قمرخانم افتادم. وارد اتاق كه شديم، عده‌اي جلو آمدند و خوش‌آمد گفتند و عده‌اي ديگر كه ظاهراً خوابيده بودند ترجيح دادند به خوابشان ادامه بدهند و زحمت كنار زدن ملافه را هم به خود ندادند. شايد هم به اين ديد و بازديدها عادت داشتند و برايشان چيز تازه‌اي نبود. از پيرزن 70 ساله‌اي كه به جرم مواد مخدر به حبس ابد محكوم شده بود تا دختر 20 ساله‌اي كه به‌دليل عجز در پرداخت دية تصادف غيرعمد به زندان افتاده بود، همه و همه در يك اتاق در كنار هم دوران حبس را سپري مي‌كردند. يكي از زندانيان كه به جرم حمل مواد مخدر محكوم شده بود، و آن‌طور كه بعداً متوجه شديم از زندانيان فعال بود، به توضيح احوال زندانيان پرداخت. از آن اتاق بيرون آمديم و از پله‌هاي كنار حياط بالا رفتيم و وارد راهرويي شديم كه چهار اتاق تقريباً بزرگ در آن وجود داشت. به ترتيب وارد اتاق‌ها شديم. عكس‌العمل‌ها متفاوت بود. عده‌اي بي‌مقدمه از ماجراي محكوميتشان مي‌گفتند و راهنمايي مي‌خواستند و عده‌اي ديگر با شوخي و خنده با ما برخورد مي‌كردند و عده‌اي نيز همچنان در خواب بودند. در اتاق آخر، 3 زن دست در گردن يكديگر به استقبالمان آمدند. از يكي از آنها كه بيشتر از بقيه حرف مي‌زد و مي‌خنديد پرسيدم جرمشان چيست. بدون اينكه كوچك‌ترين تغييري در لحن و چهره‌اش ايجاد شود، گفت: شوهرم را كشته‌ام. اذيتم مي‌كرد. دوستانش را برايم مي‌آورد و طلاقم هم نمي‌داد و بعد رو به بقيه كرد و گفت: بد كاري كردم؟ همة همه‌اتاقي‌ها برايش دست زدند و گفتند: آفرين، اي‌ول، خوب كردي! از جرم بقيه پرسيدم. گفتند همه نوع جرمي داريم؛ قتل، مواد، رابطه، سرقت و... به سمت نمازخانه راه افتاديم كه قرار بود زندانياني كه نياز به مشاوره داشتند آنجا جمع شوند. در راه دوباره از كنار همان زني كه دور سرش چادر پيچيده بود رد شديم. از يكي از زناني كه همراهمان مي‌آمد پرسيدم جرمش چيست. گفت: شوهرش را كشته و بعد هم با گوشتش قرمه‌سبزي درست كرده... همگي شروع به قهقهه زدن كردند. درحالي‌كه تصورش هم حالم را بد مي‌كرد به اين مسئله فكر كردم كه چه عاملي ممكن است انساني را تحريك به چنين عملي كند؟ وارد نمازخانه كه شديم، جمعيت تقريباً قابل ملاحظه‌اي را ديديم. هركدام از ما در گوشه‌اي از سالن نمازخانه نشستيم و گروه‌هايي حلقه‌وار دورمان جمع شدند و به نوبت حرف زدند. يكي از آنها صحبت را شروع كرد: شوهرم معتاد بود. خرجي نمي‌داد و با دوستانش جلوي چشم سه تا بچة كوچكم هروئين مي‌كشيد. زندگي‌ام هر روز از قبل بدتر مي‌شد تا اينكه با پسري آشنا شدم. برايم خانه اجاره كرد، خرج مدرسه و خورد و خوراك بچه‌هايم را مي‌داد. نمي‌گذاشت كسي به من چپ نگاه كند. مي‌خواستم طلاق بگيرم ولي شوهرم طلاق نمي‌داد. دادخواست طلاق دادم كه فقط به شوهرم ابلاغ شد و من نتوانستم در جلسه شركت كنم و نتيجه نگرفتم. يك شب دو نفر پليس پريدند توي حياط و دوستم را به جرم سرقت دستگير كردند. من هم كه شوكه شده بودم آن‌قدر گريه و زاري و التماس كردم كه پرسيدند چه نسبتي با هم داريم. خلاصه، من را هم دستگير كردند و چون وثيقه نداشتم بگذارم، آمدم زندان. الان بچه‌هايم آواره‌اند و كسي نيست از آنها مراقبت كند. همان‌طور كه حرف مي‌زد، عكس كوچكي را از لاي دفتري كه دستش بود درآورد و به سمتم گرفت و شروع به گريه كرد. عكس، دختر كوچكي را نشان مي‌داد كه داشت مي‌خنديد. زن در‌حالي‌كه هنوز گريه مي‌كرد، دختري را كه چهرة معصومي داشت و بيني‌اش متورم و قرمز شده بود نشان داد و گفت: اين از من بدبخت‌تر است، شب تا صبح گريه مي‌كند. دختر شروع به حرف زدن كرد: 27 سالم است و 9 سال است ازدواج كرده‌ام. يك بچة 2 ساله دارم. كلاس بدنسازي مي‌رفتم كه با خانمي آشنا شدم. هر روز به من زنگ مي‌زد. آرام آرام وارد زندگي‌ام شد. چند وقتي بود اصرار مي‌كرد با يكي از پسرهاي فاميلشان بيرون برويم و من هر بار به يك بهانه‌اي مخالفت مي‌كردم. تا اينكه يك روز بالاخره همراه او سر قرار حاضر شدم. خلاصه، يك هفته‌اي به همين منوال گذشت تا اينكه خيلي زود پشيمان شدم و براي تمام كردن قضيه به خانه‌اش رفتم. با همان لباس بيرون روي مبل نشسته بودم و مشغول حرف زدن بوديم كه زنگ در را زدند و سه نفر پليس به‌عنوان مأمور برق وارد خانه شدند. بعداً معلوم شد يكي از همسايه‌ها آنها را خبر كرده. خانه را بازرسي كردند و مشروب پيدا كردند و رسيور ماهواره را هم توقيف كردند. الان در كيفرخواست من رابطة نامشروع و مصرف مشروبات الكلي و داشتن رسيور آمده، ولي من از وجود آنها كوچكترين اطلاعي نداشتم و هر وقت مي‌خواهم به قاضي بگويم به من مي‌گويد ساكت باش زن فاسد. درحالي‌كه به‌شدت گريه مي‌كرد ادامه داد: پدرم وقتي فهميد سكته كرد، ولي شوهرم گفته اگر تعهد بدهم مي‌توانم برگردم سر زندگي‌ام. الان قدر او را مي‌فهمم. دختر جوان ديگري با چهره‌اي افسرده و گرفته جلو آمد و شروع به صحبت كرد: شوهرم معتاد بود. من را با بچة نوزادم از خانه بيرون انداخت و دوباره ازدواج كرد. پدرم از پشت‌بام افتاده و زمين‌گير شده و برادرم هم معتاد است. بايد خرج خودم و بچه‌ام را درمي‌آوردم. با پسري آشنا شدم. در يك كارگاه ريخته‌گري با هم بوديم كه پليس رسيد و ما را دستگير كرد. من هم به زنا اعتراف كردم بلكه مرا بكشند و از اين زندگي راحت شوم. حالا هم كه اينجا هستم. نزديك ظهر شده بود. تقريباً همة جمع حرف‌هايشان را زده بودند و ما هم در حد توان و به فراخور وضعيتشان راهنمايي كرده بوديم. عده‌اي از آنان دور مي‌زدند و داستانشان را براي ديگر اعضاي انجمن هم تعريف مي‌كردند. زني كه ادعا مي‌كرد بعد از 17 سال مصرف مواد ترك كرده است گاه‌گاهي آوازي سر مي‌داد. عزم رفتن كرديم و حدود 10 نفر از زنان ما را تا دم در همراهي كردند. زني كه دور سرش چادر پيچيده بود دم در ايستاده بود و آرام گفت التماس دعا! نمي‌دانم چقدر از گفته‌هايشان واقعيت داشت اما آنچه مي‌دانم اين است كه هيچ‌كدام از انسان‌هايي كه آنجا ديدم جنايتكار يا مجرم بالفطره نبودند. اكثرشان انسان‌هايي بودند مثل ديگران كه تنها ديواري آنها را از دنياي بيرون جدا كرده بود. انسان‌هايي كه اگر در شرايط عادي و طبيعي بودند، دست به ارتكاب اين جرايم نمي‌زدند. من بر اين عقيده‌ام كه حبس كردن افراد در چنين زنداني نه‌تنها اقدامي مؤثر در جهت كاهش آمار جرايم نيست بلكه قبح و زشتي اعمال انجام‌گرفته را در نظر مرتكبان به ميزان قابل توجهي از بين مي‌برد و زمينه و جايگاهي براي آموزش حرفه‌اي جرايم سابقه‌داران به زندانيان عادي فراهم مي‌آورد. اگر سخت‌گيري قانونگذاران در اثبات حق طلاق براي زن وجود نداشت، اگر حق حضانت فرزند تا سن رشد به مادر داده مي‌شد، اگر سطح آگاهي زنان و مردان از مهارت‌هاي زندگي زناشويي ارتقا مي‌يافت و اگر... مطمئناً گام‌هايي بسيار بزرگ در جهت كاهش آمار قتل و روابط نامشروع برداشته مي‌شد. تا زماني كه زنان ما از جهات مالي، فرهنگي و حقوقي پشتوانه‌اي در جامعه نداشته باشند، روزبه‌روز بر آمار شوهركشي، روابط نامشروع، سرقت و اعتياد افزوده مي‌شود. اگر زنان ما از حقوق خود در حد متعارف و معقول مطلع شوند، ممكن است كمتر در معرض سوء‌استفادة سايرين قرار بگيرند.

رئيس مجلس تركيه: مشكل حجاب بايد حل شود

خبرگزاري فارس

چهارشنبه 19 دی 1386-9 ژانویه 2008

رئيس مجلس تركيه با بيان اينكه موضوع حجاب يك مشكل اجتماعي است، تاكيد كرد: اين مشكل تركيه بايد حل شود. 

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري "خبر1" تركيه، كوك سال توپتان رئيس مجلس تركيه كه راهي هفتمين كنگره ملي كشاورزي بود در پاسخ به اين سوال خبرنگاري كه "بعد از تشريح پيش نويسي در رابطه با قانون اساسي ، بحث و گفتگوها درباره موضوعهاي مشخص شروع شد. نظر شما بويژه در باره انتقال دعاوي نظامي به دادگاههاي غيرنظامي چيست ؟"،گفت: تا زماني كه پيشنهاد يك قانون اساسي كه در آن پيش نويس آيين نامه داخلي و قانون اساسي پيش بيني شده است به اندازه كافي به دست ما نرسد بحث و گفتگو در اين باره كار درستي نيست. بعد از آن كميسيون ما با شنيدن سخنان هركس و هرطبقه اي و بحث هاي طولاني پيشنهاد تغيير قانون اساسي را به راي خواهد گذاشت. قبل از ارائه اين پيشنهاد به مجلس دراين باره اظهارنظر نمي كنم.

وي درباره موضوع حجاب با اشاره به اينكه يك مسئله اجتماعي است و بايد به نحوي حل شود بيان كرد: اما از ديدگاه حقوقي ، فكر مي كنم كه با قانون اساسي و ساماندهي قانون اساسي قابل حل نباشد اما به لحاظ اينكه موضوع حجاب يك معضل اجتماعي است لازم است كه اين معضل حل شود.

اینجا ورود آقایان مطلقا ممنوع است

خبرگزاری مهر

چهارشنبه 19 دی 1386-9 ژانویه 2008

ورزش کردن زنان و مردان در کنار هم در باشگاه‌های آلمان چیز غریبی نیست اما بتازگی در شهر کلن باشگاهی راه اندازی شده که درنوع خود کم‌نظیر است. باشگاهی که ورود مردان در آن اکیداً ممنوع است.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از صدای آلمان، باشگاه ورزشی حیات در نگاه اول مثل تمام سالن‌های ورزشی دیگر است که نمونه آنها را در شهر کلن می‌توان به وفور پیدا کرد. یک باشگاه ورزشی معمولی درطبقه دوم یک ساختمان کاملاً معمولی. اما اگر یک مقدار دقیق‌تر شوید و سرتان را اندکی بالاتر ببرید، نگاهتان به پنجره‌های قدی‌ این باشگاه ورزشی می‌افتد که کمی با بقیه باشگاه‌های ورزشی شهر کلن تفاوت دارد.

 

پشت تمام پنجره‌ها کرکره‌های ضخیم سفید رنگی نصب شده‌اند که فضای داخل باشگاه را تماماً از تیررس نگاه‌های کنجکاو دیگران یا بهتر است بگوییم "مردان" می‌پوشانند. تنها کافی است چند قدم دیگر بردارید تا به در ورودی باشگاه برسید. درست همانجاست که می‌شود دلیل اصلی تمام سر و صداهای به پا شده در زمان راه‌اندازی این باشگاه را فهمید. دم در ورودی، زنگ سفید رنگی قرار دارد که روی آن با خط درشت و خوانا نوشته‌اند: "مخصوص مردان!

برای اینکه مراجعه کنندگان متوجه شوند که قضیه از چه قرار است، تابلویی سفید رنگ در کنار زنگ مردانه به دیوار آویخته شده است: "ورود مردان به این سالن ورزشی ممنوع است. برای تحویل هر گونه بسته پستی یا پرسیدن سوال لطفاً زنگ بزنید و منتظر بمانید".  این قانون برای تمام آقایان صادق است زیرا قلمرو این باشگاه ورزشی تماماً در اختیار زن هاست.

 ضمانت‌نامه معتبر

بیشترکسانی که عضوباشگاه حیات هستند، خانم‌های مسلمان و محجبه‌اند. برای این دسته از خانم‌ها اینجا نخستین جایی است که می‌توانند درهنگام ورزش کردن، روسری‌هایشان را از سر بردارند، گرمکن بپوشند و با خیال راحت ورزش کنند. یکی ازهمین ورزشکاران حلیمه دوگان است، خانمی مسلمان و ترک که از زمان افتتاح این باشگاه تاکنون، یک پای ثابت کلاس‌های ورزشی حیات بوده است. البته حلیمه قبلاً هم ورزش می‌کرده، با این تفاوت که در یک باشگاه ورزشی آلمانی: "چیزی که من را اذیت می‌کرد، این بود که مدام یک پستچی یا یک مرد داخل باشگاه می‌آمد. همه حواس آدم می‌بایست دائم به این بود که یک مرد سر و کله اش پیدا شود. اینجا درعوض خیال ‌‌آدم راحت است. واقعاً همه ما از اینجا خوشمان می‌آید. یا بهتر است بگویم اینجا تضمین‌ شده است!       

 دو خانم حدوداً سی ساله وارد ورزشگاه می‌شوند. مانتوی مشکی بلند به تن دارند و موهایشان را هم با روسری کاملاً پوشانده‌اند. تا چند دقیقه دیگر قرار است کلاس "تمرینات ویژه شکم!" شروع شود. فرصت زیادی نیست، مانتوها به سرعت جای خود را با لباس‌های ورزشی رنگی عوض می‌کنند، اما موها همچنان با یک دستمال سرکوچک پوشیده می‌مانند، البته این پوشیدگی این بار به خاطر آقایان نیست بلکه برای جلوگیری از سرازیر شدن قطره‌های عرق در حین تمرین است!

 نخستین جرقه

مدیر باشگاه ورزشی حیات خانمی ترک به نام اِمینه آیدمیر است که از 9 ماه پیش تاکنون این باشگاه ورزشی را اداره می‌کند. امینه شخصاً چند سالی است که مرتب ورزش می‌کند. او بعد از بارداری‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، به خاطر بازگشت دوباره به وزن قبلیش عضو یک باشگاه ورزشی آلمانی می‌شود: "چون من مسلمان هستم و روسری سر می‌کنم، در آن باشگاه متأسفانه نمی‌توانستم بدون روسری باشم چون مربی ورزش آنجا خودش یک مرد بود. بعد پیش خودم فکر کردم که چرا یک باشگاه ورزشی مخصوص خانم‌ها وجود ندارد، جایی که آقایان نباشند. همانجا بود که به خودم گفتم حالا که هیچ باشگاهی نیست، پس تو خودت باید یک چنین باشگاهی را تأسیس کنی.

 البته امینه از حرف تا عمل راهی طولانی را طی کرده است: "خیلی سخت بود، چون که هزینه‌ها بسیار بالا بودند. شوهرم در ابتدا من را جدی نگرفت. اما بعد که قضیه واقعاً جدی شد، هردویمان خیلی فکر کردیم. چه شب هایی که اصلاً خواب به چشمانمان نیامد.  

 دری باز به روی همه

در حال حاضر ۲۸۰ نفر عضو این باشگاه هستند. از دختران جوان گرفته تا خانم‌های مسنی که برای نخستین بار است که روی به ورزش آورده‌اند.  البته اینجا در بین ورزشکاران، تنها زنان مسلمان ترک دیده نمی شوند، غیر مسلمان‌ها هم به گرمی پذیرفته می‌شوند. ایزابلا کوربیس به همین دسته اخیر تعلق دارد، خانمی آلمانی و کاتولیک که مدتی است مشتری باشگاه حیات شده است: "اینجا آدم احساس راحتی می‌کند. همه‌ ما زن هستیم و بیشترمان هم مشکل اضافه وزن داریم. اما در یک باشگاه آلمانی دردسر اول از لباس شروع می شود. همه لباس‌های مارک‌دار به تن دارند. آدم باید شیک باشد و آرایش کند،‌‌‌ اما حالا من وقتی صبح‌ها از خواب بلند می‌شوم می‌دانم که راحت و بدون زرق و برق می‌توانم به اینجا بیایم. اما در یک باشگاه آلمانی به آدم چپ چپ نگاه می کنند.

 درون قلمرو زنانه چه می‌گذرد؟

در این باشگاه ورزشی همه چیز با هیجان پیش می‌رود و خانم‌ها با انرژی و شور و هیجان بیشتری بر روی دوچرخه رکاب می زنند یا وزنه‌های سنگین را با پا بالا و پایین می برند. صحبت‌ها کاملاً متنوع اند و موضوعات بحث هم تمام آن چیزهایی است که در بین بیشتر خانم‌ها پرطرفدار است؛ رژیم‌های غذایی، بچه‌ها و پرسیدن ازهمدیگر برای دانستن این که هر کسی چه میزان وزن کم کرده است.

 البته در این بین مسایل دیگری هم هستند که برای غیر مسلمان‌ها کاملاً جدیدند، مثلاً جشن‌های مذهبی اسلامی برای آناستازیا آزارف یک زن جوان روسی: " آدم در جریان تمام جشن‌ها قرار می‌گیرد. مثلاً چند وقت پیش ماه رمضان بود. درباره‌اش با هم حرف زدیم. البته اینجا کمی خلوت بود، چون اکثراً روزه بودند. اما آخر ماه رمضان اینجا جشن گرفتند و همه به هم تبریک گفتند.

 

 برای آناستازیا آزارف قانون منع ورود مردان آنچنان هم آزار دهنده نیست، چون که به این نکته اعتراف می‌کند کمی خجالتی است و باشگاه حیات حداقل برای او جای مناسبی است. البته بیشتر به این خاطرکه رییس باشگاه، امینه آیدمیر قوانین خاص خودش را دارد: "ما اینجا دوش‌های دسته جمعی نداریم. کابین‌ها همه از هم جدا شده‌اند و  بخش جداگانه‌ای هم برای تعویض لباس داریم.

  یک تیر، دو نشان

با این باشگاه ورزشی، امینه آیدمیر توانسته با یک تیر دو نشان بزند. از طرفی خانم‌ها را به ورزش جلب می کند و از طرف دیگر رضایت مردهای سختگیر را جلب کند: "عده‌ای از مردهای حساس شخصاً تلفن می کنند تا مطمئن شوند که اینجا مردی نمی‌آید. وقتی که مطمئن شدند آن وقت به همسرانشان اجازه دادند تا برای تمرین به اینجا بیایند.

کلاس‌ها کم کم به پایان می‌رسد و اکثراً آماده می‌شوند تا به خانه باز گردند. گرمکن‌های ورزشی دوباره تبدیل به مانتوهای پوشیده و بلند می شوند. بازگشتی دوباره به دنیای زنانه و مردانه. اما کاملاً مجهز، همراه با روسری.

جميله كديور پس از ثبت نام در انتخابات:

كليت پيشنهاد سهميه 30 درصدي زنان از سوي اصلاح‌طلبان پذيرفته شده است

خبرگزاري فارس

پنجشنبه 20 دی 1386-10 ژانویه 2008

جميله كديور گفت: كليت پيشنهاد اختصاص سهميه 30 درصدي به زنان در فهرست انتخاباتي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان پذيرفته شده است.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس‌ مستقر در فرمانداري تهران، جميله كديور در جمع خبرنگاران گفت: پيشنهاد سهميه 30 درصدي پيشنهاد جديدي است و تا زماني كه وضع تاييد صلاحيت كانديداها مشخص نشود نمي‌توان در اين مورد سخن گفت، در عين حال تقاضا از سوي زنان اصلاح طلب براي ثبت نام در انتخابات نيز بايد مورد بررسي قرار گيرد.

وي در مورد سهميه 30 درصدي پيشنهادي زنان گفت: كليت اين پيشنهاد در ائتلاف اصلاح طلبان پذيرفته شده است.

كديور در مورد نقاط قوت مجلس هفتم اظهار داشت: مهمترين نقطه قوت مجلس هفتم همسويي با دولت است.

یک زن آمریکایی توسط همسرش قطعه قطعه شد

ایونا تهران

پنجشنبه 20 دی 1386-10 ژانویه 2008

جوان 25 ساله آمريكايي پس از كشتن همسرش ، جنازه او را قطعه قطعه كرد و تكه هايي از آن را پخت و خورد.

به گزارش ایونا به نقل از سي ان ان ، كريستوفر لي مك وين، پس از انجام جنايتش، به پليس فوق العاده زنگ زد و گفت كه جانا شرر، 21 ساله را كشته و او را در منزل مادرش پخته است.

هنگامي كه نيروهاي پليس به منزل مسكوني مادرش در استان تايلر در ايالت تگزاس آمريكا رسيدند تكه هايي از جنازه دختر مقتول از جمله گوش هاي وي را پيدا كردند كه روي آتش، مي جوشيد.

پليس در ادامه تحقيقاتش، تكه هاي ديگري از گوشت قرباني را در آشپزخانه به دست آورد.

مسوولان پلیس هنوز مطمئن نيستند مك وين، گوشت دوستش را خورده باشد.

فرمانده پليس گفت: هنوز تا اين لحظه نمي توانيم اين موضوع را تاييد كنيم با اين حال احتمال مي رود اين كار را كرده باشد.

کشته شدن 74 زن توسط مردان اسپانیایی در سال 2007

ایونا تهران

پنجشنبه 20 دی 1386-10 ژانویه 2008

گزارشات قوه قضاییه اسپانیا نشان می دهد که در سال 2007 پدیده خشونت علیه زنان به شکل قابل ملاحظه ای افزایش یافته است ، بعد از اینکه مشخص شد در سال 2007 ، 74 زن توسط مردان اسپانیایی کشته شده اند.

به گزارش ایونا ، علی رغم صدور قوانین جدیدی  که مختص به حمایت از زنان اسپانیایی است ، اسپانیا در سال 2007 قربانیان بیشتری نسبت به سال 2000 دارد.

این گزارش حاکی از اینست که نسبت 40 درصد از کسانی که  در این کشور مورد تجاوز قرار می گیرند زنان خارجی هستند.

و علی رغم تلاشها برای آگاه سازی از طریق وسائل ارتباطی و حمله به پدیده خشونت  ضد زنان  با این وجود بسیاری از زنان به خاطر ترس هیچوقت شکایت نمی کنند.

 

در همین زمینه کمیته مراقبت از خشونت خانوادگی و خشونت علیه زنان در اسپانیا خواستار بذل حداکثر تلاش برای مقابله با خشونت علیه زنان گشتند ،خشونتی که زن و خانواده را به یک اندازه تهدید می کند .. و باید  اشاره کرد که اکثر شکایتها توسط نزدیکان فرد مورد تجاوز انجام می گیرد که هیچ آسیبی بدانها نرسیده است.

گزارشی از وضعیت زنان فلسطینی و اوضاع نابسامان آنها

ایونا تهران

چهارشنبه 19 دی 1386-9 ژانویه 2008

مدیر برنامه های حمایت جوانان فلسطینی در کمیته دوستی امریکایی (فدا شافی) از وخامت ادامه بحران وضعیت زنان فلسطینی در نتیجه اقدامات محاصره و بستن راهها و محدود کردن رفت و آمد فلسطینیان و ساخت شهرک و مصادره زمینهای فلسطینی و استمرار عملیات بمباران و قتل و ویرانی که اسرائیلیان از سال 2002 آن را شروع کردند سخن گفت.

به گزارش ایونا ،  شافی در پایان حضورش در جلسه ای که در پایتخت اتریش برگزار شد در مصاحبه مطبوعاتی ابراز داشت : معنی اشغال در واقع تجاوز و توهینی فاحش به حقوق و آزادی های اساسی انسان فلسطینی است که به روشی غیر مشروع که همان اقدامات نظامی که به هیچ مجوز قانونی تکیه ندارد بلکه با تمامی اصول و احکام قانونی بین المللی در تضاد می باشد تصمیم گیری می کند درحالیکه ملت فلسطین نیز حق دارد سرنوشت خود را تعیین کرده و دولتی مستقل با پایتختی قدس داشته باشد.

 فدا شافی اظهار کرد : در این اوضاع  زنان فلسطینی چندین برابر از شرایط زندگی و مصیبتهای فراوان تحت اشغال  و تحمیل شده به مدت 60 سال رنج می برند.

وی تاکید کرد که حقوق زنان فلسطینی در این اواخر به شدت به قهقرا گراییده که در نتیجه استمرار اشغال و عدم توانایی دولت فلسطین در اتخاذ تصمیمات امنیتی و قانونی است که پایین ترین حد حقوق یک فلسطینی را شامل می شود.

سپس فدا شافی از وضعیت زنان فلسطینی در زمینه های مختلف آموزشی  می گوید : نسبت بیسوادی  در میان زنان  در مقایسه با مردان 12 درصد به 3 درصد است و بنابر اطلاعات شبه رسمی در سال 2005 میانگین ثبت نام دختران در مدارس ابتدایی 93،6 در مقابل پسران که 92،8 درصد بوده است  در حالیکه میانگین ثبت نام در دبیرستان میان دختران در همان سال 75،7 درصد در مقابل 76،6 درصد از پسران بوده است.

در مورد مشارکت زنان فلسطینی در امور خدمات عمومی و موسسات دولتی و قانونی  ذکر کرد : نسبت مشارکت زنان در خلال  انتخابات مجلس قانونگذاری که در سال 2005 انجام شد تا میانگین 13 درصد افزایش یافت ، در حالیکه در سال 1994 تنها 5 درصد زن شرکت کرده بودند و همچنین 52 زن نیز در انتخابات شورای شهر در ضفه غربی و قطاع غزه در سال 2004 پیروز  شدند.

به گزارش ایونا ، وی سپس تصاویری از تجاوزات و خشونتها و شکنجه و بد رفتاری با زنان فلسطینی توسط نیروهای اشغالگر را در جامعه فلسطین عرضه کرد و ادامه داد که نیروهای فلسطینی قادر به اتخاذ تصمیمات پیشگیرانه در این زمینه نیستند و این کوتاهی غیر قابل توجیه است.

در همین راستا نتایجی را از آخرین نظر سنجی که در سال 2005/2006 انجام شده بود و 4212 زن در آن به صورت داوطلبانه شرکت کرده بودند قرائت نمود : 23 درصد از زنان فلسطینی در معرض خشونت و شکنجه بدنی قرار گرفته اند در مقابل ، 61،7 درصد از زنانی تنها از مشکلات و اضطرابات روانی رنج می برند. 

ده و نیم درصد از زنان نیز مورد بدرفتاری از جانب همسرانشان قرار می گیرند و فقط 1،5 درصد آنها شکایت می کنند  و کمتر از 1درصد از آنها از حمایت پلیس برخوردار می شدند.