زنان: شنبه 10 آذر 1386 - اول دسامبر 2007
گفتگوي فارس با نخستين استاد فيزيك زن ايران در آسايشگاه سالمندان
كرسي استادي «سوربن» را براي خدمت به كشورم رد كردم
خبرگزاري فارس
یکشنبه 27 آبان 1386-18 نوامبر 2007
نخستين بانوي استاد فيزيك ايران بعد از بنيانگذاري نخستين رصدخانه و تلسكوپ خورشيدي تاريخ نجوم ايران، فارغ التحصيلي از دانشگاه سوربن پاريس و 30 سال تدريس در دانشگاه هم اكنون با خيالي آسوده و خاطراتي خوش بر روي تخت آسايشگاه سالمندان، تنها افتخار خود را تربيت دانشجويان موفق (استادان امروز) ميداند.
آلينوش طريان در سال 1299 در خانواده ارمني در تهران متولد شد. وي در خرداد سال 1326 با درجه ليسانس فيزيك از دانشكده علوم دانشگاه تهران فارغالتحصيل و در مهرماه همان سال به سمت كارمند آزمايشگاه فيزيك دانشكده علوم استخدام شد و يكسال بعد به عنوان متصدي عمليات آزمايشگاهي در دانشكده علوم منصوب شد.
پس از تلاش بينتيجه براي متقاعد كردن استادش (دكتر حسابي) براي كمك به اعزام وي به خارج از كشور، با هزينه شخصي خود به بخش فيزيك اتمسفر دانشگاه پاريس رفت.
دانشنامه دكتراي دولتي را از دانشگاه علوم پاريس در سال 1956 ميلادي(1335 شمسي) دريافت كرد و به دليل خدمت به كشورش پيشنهاد كرسي استادي دانشگاه سوربن را رد كرد و به ايران بازگشت و با سمت دانشيار فيزيك رشته ترموديناميك در گروه فيزيك مشغول به كار شد.
در سال 1338 دولت فدرال آلمان غربي بورس مطالعه رصدخانه فيزيك خورشيدي را در اختيار دانشگاه تهران قرار داد و وي براي اين بورس انتخاب شد و از فروردين سال 1340 به مدت 4 ماه به آلمان رفت و بعد از انجام مطالعات به ايران بازگشت.
سه سال بعد در تاريخ 9 خرداد 1343 به مقام استادي ارتقا پيدا كرد و بدين ترتيب او اولين فيزيكدان زن است كه در ايران به مقام استادي رسيد.
در تاريخ 29 آبان سال 45 عضو كميته ژئو فيزيك دانشگاه تهران انتخاب شد و در سال 48 رسما به رياست گروه تحقيقات فيزيك خورشيدي موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران منصوب شد و در رصدخانه فيزيك خورشيدي كه خود وي در بنيانگذاري آن نقش عمدهاي داشت، فعاليت خود را آغاز كرد.
وي كه اولين كسي بود كه در ايران درس فيزيك ستارهها را تدريس كرد، در سال 58 تقاضاي بازنشستگي داد و به افتخار بازنشستگي نائل شد.
عزتالله ارضي رئيس انجمن فيزيك ايران كه مدتي دانشجوي آلينوش طريان بوده است در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي فارس گفت: استاد طريان بسيار مهربان بود، با دانشجويان به صورت دوستانه و محترمانه رفتار ميكرد و با همه دوست بود. منش و برخورد انساني از ويژگيهاي بارز وي است. وي يكي از تاثيرگذاران بر علم فيزيك خورشيدي در ايران بود كه منجر به رشد شاخه اختر فيزيك و فيزيك ستارهها شد.
آلينوش طريان منزل خود را وقف كرده و از آنجا كه فرزند و بستگاني در ايران ندارد هم اكنون در خانه سالمندان به سر ميبرد.
براي گفتوگو با نخستين بانوي استاد فيزيك ايران به همراه يكي از همكاران قديمياش به آسايشگاه سالمندان توحيد رفتيم. با روي باز و در حالي كه شادي و رضايت در چهرهاش نمايان بود از ما استقبال كرد و با لبخند ما را دعوت به نشستن كرد.
وقتي از وي خواستيم خاطرهاي از دوران تدريسش در دانشگاه براي ما تعريف كند، خندهاي كرد و گفت: تمام خاطراتي كه در دروان تدريس داشتم براي من شيرين است. من دانشجوها را خيلي دوست داشتم و بالطبع دانشجوها هم من را خيلي دوست داشتند و اين مسئله باعث شده بود تا كوچكترين ناراحتياي در دوران تدريسم احساس نكنم و با دانشجويانم مثل دوست رفتار ميكردم و اصلا خودم را نميگرفتم. معلم بايد مهربان باشد زيرا مهرباني را بايد به دانشجوها و دانش آموزانش ياد دهد چرا كه اين جوانان آينده كشور هستند . اگر اساتيد بداخلاق باشند، نميتواند درس اخلاق بدهند.
بهترين خاطره
سی سال تدريس در دانشگاه تهران و تاسيس رصدخانه خورشيدي در ايران
علت اصلي موفقيتتان در دوران تدريس
رفتار انساني. يكي از همكارانم روزي از من پرسيد چرا اينقدر دانشجوها به شما سر ميزنند و با شما صحبت ميكنند در حالي كه اين دانشجويان پيش من نميآيند. من در جواب او گفتم حتما رفتارت طوري نبوده كه بتواند دانشجويان را جذب كند.
براي سفر به فرانسه از بورس تحصيلي استفاده كرديد؟
در دوران تحصيل هميشه نمرات بالا داشتم و مورد توجه معلمين و اساتيد بودم. در زماني كه ليسانس گرفتم از استاد خود براي گرفتن بورس كمك خواستم اما وي به دليل اينكه من زن بودم با بورس من موافقت نكرد و به من گفت تا الان هم زيادي درس خواندم. پدرم گفت من ميتوانم هزينه تحصيل تو را در فرانسه تقبل كنم و بورس را براي افرادي بگذار كه واقعا احتياج دارند. با هزينه شخصي به فرانسه رفتم و دكتراي خود را از دانشگاه سوربن گرفتم و سپس با وجود پيشنهاد كرسي استادي در دانشگاه سوربن به كشورم بازگشتم.
چه چيزي باعث شد اين پيشنهاد را رد كنيد؟
من علاقه داشتم به كشورم، ايران، خدمت كنم. وگرنه در همان فرانسه در حالي كه هنوز فارغالتحصيل نشده بودم، از من دعوت به كار كردند و در جواب استاد فرانسويم كه ميخواست من را استخدام كند گفتم كه من بايد برگردم به كشورم و فقط براي بهتر خدمت كردن به كشورم براي تحصيل به فرانسه آمدم.
بعد از برگشتن به ايران، خيليها به من ميگفتند كه حماقت كردي، اما من چون وظيفه خودم ميدانستم كه برگردم، برگشتم و از برگشتنم به ايران پشيمان نيستم زيرا كه توانستم دانشجويان خوبي تحويل جامعه بدهم و اين مسئله باعث دلخوشي من است.
سفري هم به آلمان داشتيد؟
دولت آلمان بورس مطالعاتي رصدخانه فيزيك خورشيدي را به ايران داد كه از ميان همكاران در دانشگاه تهران من انتخاب شدم و به مدت چند ماه براي فعاليت تحقيقاتي به اين كشور سفر كردم.
چطور شد كه به فكر تاسيس رصدخانه خورشيدي افتاديد؟
وقتي به ايران برگشتم و در دانشگاه مشغول به كار شدم ، درخواست كردم كه رصدخانه خورشيدي راهاندازي شود تا دانشجويان بتوانند مطالعات و تحقيقات خود را در اين رصدخانه انجام دهند. رصدخانه خورشيدي با نظارت من افتتاح شد.
به چند زبان خارجي آشنايي داريد؟
مادرم در سويس تحصيل كرده بود. هم مادرم و هم پدرم به زبان فرانسه، فارسي و ارمني مسلط بودند و بسياري از مواقع با هم به زبان فرانسه صحبت ميكردند. من و برادرم هم كه از كودكي به زبان ارمني و فارسي آشنا بوديم براي فهميدن حرف والدينمان زبان فرانسه هم ياد گرفتيم و آنها را غافلگير كرديم.به زبان تركي و انگليسي نيز آشنايي دارم. زيرا بسياري از مقالات و مجلات علمي به زبان انگليسي هستند.
از حقوق خود راضي بوديد؟
من حقوق بسيار كمي دريافت ميكردم. متاسفانه در ايران، ارزش اساتيد را نميدانستند. بعد از فارغالتحصيلي يكي از دوستان پدرم كه شركت داشت به من پيشنهاد كار با حقوقي تقريبا 10 برابر داد اما به خاطر علاقه به تحصيل، حرفه خود را رها نكردم. متاسفانه ارزش دانشمند در كشور ما هنوز به جايگاه واقعي خود نرسيده است.
تا كنون سفري به ارمنستان داشتيد؟
متاسفانه تا به حال به ارمنستان سفر نكردم و اين آرزوي دوران جواني من بود. زمان قبل از انقلاب مرزهاي ارمنستان بسته بود و اگر كسي به اين كشور سفر ميكرد از كار اخراج ميشد، نتوانستم سفر كنم و بعد از انقلاب هم ديگر توانايي سفر به اين كشور را نداشتم.
اگر بتوانيد به عقب بازگرديد، چكار خواهيد كرد؟
اگر به زمان قديم برگردم بازهم همين راه را ادامه ميدهم و تغييري در زندگي خود نخواهم داد چون به تحصيل و تدريس خيلي علاقه داشتم من افتخار ميكنم كه توانستم در دانشجويانم عشق به فيزيك ايجاد كنم. بسياري از دانشجويان من هماكنون استاد دانشگاه هستند و در زمينه فيزيك حرف براي گفتن دارند.
توصيهاي به اساتيد و دانشجويان داريد؟
اساتيد بايد به طور مرتب مطالعه داشته باشند و بايد اطلاعات خود را مطابق با مطالب روز كنند و دانشجويان هم بايد خوب درس بخوانند.
اینجا زندان است و من زنی در میان زنانی كه دردهايشان مثال روشن نابرابري است
نوشته مریم حسین خواه از بند 3عمومی زندان زنان اوین
چهارشنبه 7 آذر 1386-28 نوامبر 2007
اينجا زندان است. بند زنان زندان اوين. اولين بار نيست كه به اینجا مي آيم. بار اول نيست كه به اوين مي آيم. بار اول خبرنگاري بودم كه با رئیس زندان سلول به سلول جلو مي رفتم و براي اولين بار سرگذشت زناني كه به جرم اعتياد، فحشا، و قتل اسير چهارديواري زندان بودند را مي شنيدم كه بنويسم اما فقط چند كلمه؛ همان قدر كه بودن رئيس اجازه مي داد. همان روز بود كه همه زندانيان در حضور مسئولان بند از شرايط زندان تعريف كردند و گفتند كه مشكلي ندارند، اما هنگام رفتنم، كاغذ مچاله ای را در جيبم گذاشتند كه "به داد ما برسيد، اين جا هيچ كس به فكر ما نيست."
بار دوم من هم زنداني بودم. درست مثل همه آن زندانيان در بند. 30 نفر از فعالان زن در انفرادي بودند و من آشفته و نگران، ميان غم زناني كه هميشه از آنان مي نوشتم، و سرنوشت نامعلوم دوستانم سرگردان بودم. آن روز براي آنها مهماني بودم كه به زودي مي رفت.
اين بار، بار سوم اما، همه چيز متفاوت است. حالا من با اين وثيقه صد ميليون توماني يكي از خودشان هستم. يكي از صدها زني كه سال ها است گرفتار ديوارهاي بلند اوین اند و هيچ دادرسي ندارند. نه قانون به فريادشان مي رسد، نه خانواده و نه هيچ كس ديگر. اصلا معناي بي پناهي را فقط اينجاست كه مي توان فهميد. در چشمان زناني كه اگر قانون كمي، فقط كمي، عادلانه تر بود آنها اينك در خانه هايشان در كنار فرزندانشان بودند. زناني كه هيچ شباهتي به كليشه هاي ما از زنان زنداني ندارند. زناني كه برخي به خاطر تاب نياوردن قوانين نابرابر خود مجري قانون شده اند و به گفته قانونگذار قانون شكن.
برخي به خاطر ناآگاهي و فقري كه هميشه دامن گير زنان بود گرفتار شده اند و برخي همچون ليلا به خاطر اين كه از دادگاه درخواست نفقه كرده اند! باورش سخت است اما ليلا 47 ساله، بيست سال است كه مي خواهد از شوهري كه او و كودك عقب مانده اش را رها كرده و رفته، نفقه اش را بگيرد و هيچ دادگاهي هنوز به داد او نرسيده. ليلا با چشمان پر از اشك به زمين خيره شده و مي گويد:« هنوز دو سال از ازدواجمان نگذشته بود كه فهميدم شوهرم قبل از من زن داشته. دختر عقب مانده ام كه به دنيا آمد ما را رها كرد و رفت. من ماندم و دو بچه كوچك كه يكي هم عقب مانده بود و بايد خرج دوا و درمانش را مي دادم. شوهرم خانه داشت، ماشين داشت، مال و اموال داشت، من فقط آن قدري می خواستم كه خرج اين دو بچه بدبخت و مريض را بدهم اما او نداد و هيچ دادگاهي هم محكومش نكرد.» وقتي می پرسم:«چرا طلاق نگرفتي؟ مي گويد"هنوز اميدم به قانون است كه شاید نفقه فرزندانم را بگيرم." مي گويد: «فقط ده ميليون تومان هم براي بيست سال زندگي بدهد مي روم و خودم را خلاص مي كنم. نمي دهد اما... دو روز پيش شوهر ليلا در دادگاه گفته نفقه نمي دهد و ليلا و بچه هايش را كتك زده. قاضي ليلايي را كه كتك خورده و شوهرش را كه كتك زده با هم به زندان فرستاده به جرم به هم ريختن نظم دادگاه. آن هم به زندان اوين. شوهرش همان شب سند گذاشته و آزاد شده و ليلا با چشماني اشكبار و نگاهي ناباور در انتظار اين است كه شايد كسي برايش سند بگذارد و آزادش كند...
هر گاه از بي حقوقي زنان مي گويیم نفقه و مهريه را به رخ مان مي كشند، همه با ین جمله آشناییم که« با داشتن اين ها ديگر چه مي خواهيد؟!) ليلاها و ليلاها، اما نه مهريه اي دارند كه به اتكاي آن بتوانند زندگي كنند و نه نفقه اي. تجربه ليلا مي گويد «مرد اگر بخواهد نفقه نمي دهد» و هيچ قانون و دادگاهي نمي تواند او را وادار به پرداخت نفقه كند و نبايد حقوق بديهي ای همچون برابري در دیه، ارث، شهادت، حق داشتن طلاق، ... را به بهانه داشتن نفقه و مهريه اي كه گرفتن آن گاه ناممكن مي شود ناديده گرفت.
ليلا يكي از صدها زني است كه به خاطر قانون نابرابر، زندگي اش را باخته و حالا از تمام دنيا فقط يك سقف آهني دارد و ديوارهايي كه تمام نمي شود. اين ها را که مي نويسم، چند قدم آن طرف تر از من زني جوان که بدنش کبود کبود است در حال گريستن است. گريه كه نه ضجه مي زند. سر به ديوار مي كوبد. فرياد مي زند. و مي خواهد خودش را بكشد، با روسري ای كه به گلو گره زده است. شايد همين نااميدي از قانون و عدالت است كه او را تا چند قدمي مرگ آورده است.
شبي كه روز قبلش تهديد به بازداشت شده بودم در فكر برنامه ای بودم که كه در زندان دوام بياورم. اما حالا مي ترسم وقت كم بياورم. ميان اين همه زني كه زندگي و دردهاي هر كدامشان مثالي روشن از نابرابري است.
مقامات بلغاري در حل مسئله دانشجوي محجبه ايراني قول مساعد دادند
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
پنجشنبه اول آذر 1386-22 نوامبر 2007
در پي ممانعت ورود دانشجوي محجبه ايراني به دانشگاه پزشکي شهر وارنا و پيگيري هاي سفارت جمهوري اسلامي ايران،مقامات دولت بلغارستان قول مساعد در حل اين موضوع دادند.
به گزارش گروه دريافت خبرخبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، سفارت جمهوري اسلامي ايران در صوفيه پس از عدم اجازه ورود به خانم دکتر عقيلي دانشجوي سال دوم چشم پزشكي دانشگاه وارنا،موضوع از دو هفته پيش توسط اين سفارت پيگيري شد و ملاقاتهايي با مسئولان وزارت امور خارجه و وزارت علوم بلغارستان صورت گرفت.
در نتيجه اين مذاكرات مسئولان بلغاري قول مساعد دادند تا هرچه زودترموضوع حل و فصل شده و اين دانشجو در كلاسهاي خود حاضر شود.
لازم به يادآوري است ده ها تن از دانشجويان محجبه خارجي و بلغاري در دانشگاه هاي مختلف پزشکي و غير پزشکي دانشگاه صوفيه بدون هيچ مشکلي در حال تحصيل هستند.
رئیس سازمان سنجش سهمیه بندی جنسیتی در کنکور دو سال گذشته را تایید کرد
خبرنامه امیرکبیر
پنجشنبه اول آذر 1386-22 نوامبر 2007
عبدالرسول پور عباس در خصوص درصد قبولی دانشجویان دختر و پسر در کنکور سال ۸۶ گفت: در حدود ۶۴ درصد پذیرش در کنکور سال ۸۶ مربوط به دختران و ۳۷ درصد مربوط به پسران است، که با احتساب دانشگاه آزاد، فنی و حرفه ای و فراگیر این درصد به ۵۱ درصد به نفع دختران و ۴۹ درصد به پسران تبدیل می شود.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر رئیس سازمان سنجش با پذیرش تلویحی سهمیه بندی جنسیتی در کنکور دو سال گذشته، به تشریح نحوه این سهمیه بندی پرداخت و افزود: در دوره های روزانه آزمون سراسری دو سال اخیر در رشته های مهندسی به نفع خانم ها و در بخش انسانی و تجربی پذیرش به نفع آقایان بوده است. این نفع تنها در حد ۱۰۰ تا ۲۰۰ نمره در تراز ۱۳ هزار بوده که تفاوت این ۲۰۰ نمره تنها در ۲ تا ۳ سئوال مشخص می شود بنابراین اتفاق فاحشی از نظر تفاوت در پذیرش جنسیت به وجود نیامده و ما برای پذیرش هر دو قشر تلاش کرده ایم.
هزار امضا در حمایت از مریم حسین خواه
هستیا
چهارشنبه، 7 آذر 1386
بیش از یک هزار تن از مدافعان حقوق بشر با انتشار نامه ای به بازداشت مریم حسین خواه اعتراض کرده و نوشته اند: همه ما همچون مریم حسین خواه در مقابل احقاق حقوق شهروندی زنان هموطن مان، خود را مسئول می دانیم...
روز ۲۶ آبان ماه مریم حسین خواه، یکی از صدها فعال کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز و یکی از بی شمار روزنامه نگاران و نویسندگان مدافع حقوق زنان را در پی احضاریه ای کتبی در دادگاه انقلاب بازجویی کردند و به خاطر نوشته ها و فعالیت هایش در سایت «تغییر برای برابری» (سایت کمپین یک میلیون امضاء) و سایت «زنستان» (ارگان مرکز فرهنگی زنان) به تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب متهم کردند و پس از تعیین قرار وثیقه ای ۱۰۰ میلیون تومانی، به خاطر نداشتن وثیقه به بند عمومی زندان اوین منتقل کردند. این درحالی است که سایت تغییر برای برابری یکی از سایت های کمپین گسترده و پرتنوع یک میلیون امضاء و متعلق به همه اعضا و هواداران آن است و بسیاری از معترضان به قوانین تبعیض آمیز موجود علیه زنان، در آن قلم می زنند، گزارش تهیه می کنند و در مجموع آن را اداره می کنند. ما فعالان حقوق برابر همگی با برداشتن گام هایی هرچند کوچک در جهت آگاهی رسانی به مردم و هموطنان خود در مورد نظام حقوقی تبعیض آمیز کنونی سعی کرده ایم تجربه ها و گزارش ها و دردهای جامعه زنان را هر جا امکان پذیر بوده مکتوب سازیم، چه در سایت های خود همچون تغییر برای برابری، زنستان، کانون زنان ایرانی، میدان و... چه در وبلاگ های خود و چه در روزنامه های رسمی کشور و چه به صورت شفاهی و چهره به چهره.
از این رو اگر مسئولیت و گزندی از فعالیت های قانونی و خبررسانی شفاف و انتشار مکتوبات و مقالات در سایت «تغییر برای برابری» یا سایت «زنستان» متوجه هر یک از کنشگران این جنبش باشد قطعا بر دوش تک تک ما امضاء کنندگان این نامه که خود را متعلق به جنبش حقوق برابر و مدافع آن می دانیم، قرار دارد. همه ما مدافعان و فعالان جنبش حقوق برابر، همچون مریم حسین خواه، گزارشگر درد و رنج زنان کشورمان هستیم، همه ما می نویسیم و به نظام حقوقی ناعادلانه کنونی، معترض ایم. ما نیز با انعکاس رنج و درد جامعه زنان و مکتوب نمودن روند فعالیت های مسالمت آمیز و مصلحانه خود در سایت ها، وبلاگ ها و روزنامه های مختلف از جمله تغییر برای برابری و زنستان، با مریم حسین خواه شریک ایم از این رو همه سایت هایی که از حقوق برابر می نویسند را متعلق به خود می دانیم و بی شک این سایت ها نه از آن یک فرد (مریم حسین خواه) و نه از آن هیچ یک از فعالان جنبش حقوق برابر (به تنهایی) نیست بلکه متعلق به همگی کسانی است که در آن قلم می زنند و اعتراض خود را نسبت به قوانین تبعیض آمیز فریاد می کنند. بنابراین، همگی ما مسئول همه آنچه در این سایت ها و در دفاع از حقوق زنان انتشار می یابد، هستیم. ما امضاء کنندگان این بیانیه در جهت انعکاس درد و رنج زنان و به منظور اصلاح قوانین تبعیض آمیزی همچون تعدد زوجات، دیه نابرابر، افزایش سن مسئولیت کیفری دختران و... مانند مریم حسین خواه در راه احقاق حقوق زنان و بهبود زندگی آنان سعی می کنیم آموزه های خود را از زنانی که دچار معضلات ناشی از وجود این قوانین تبعیض آمیز شده اند در سایت های زنانه و روزنامه ها و مجلات مکتوب و منعکس سازیم. بی شک اگر «مریم حسین خواه» مسئول نوشته ها و فعالیت های خود در سایت های زنانه، از جمله سایت های زنستان و تغییر برای برابری و فعالیت در کمپین یک میلیون امضاء است ما نیز کمتر یا بیشتر، قبل یا بعد از او، در این راه قدم برداشته ایم و حال اگر قرار است او در زندان باشد برای همان کاری که همه ما نیز کرده ایم، پس هزاران فعال و مدافع حقوق برابر در ایران باید راهی زندان ها شوند. از این رو ما امضاء کنندگان این نامه با صدای بلند اعلام می کنیم که: همه ما همچون مریم حسین خواه در مقابل احقاق حقوق شهروندی زنان هموطن مان، خود را مسئول می دانیم و از این رو دست به قلم می بریم و مشکلات را منعکس می سازیم و آن که اکنون در زندان بسر می برد خواهر ماست که بی گناه و به جرمی به زندان برده شده که همه ما هر روز و هر ساعت انجام می دهیم. ما مسئولیم و مانند مریم حسین خواه نگران شرایط دردناک و اسف بار زنان کشورمان هستیم از این رو می نویسیم، گزارش می دهیم و برای حساس کردن افکار عمومی جامعه مان به معضلات زنان، اخبار تهیه می کنیم و اگر ظلمی به دختری در هر جای سرزمین مان روا شود به آن اعتراض خواهیم کرد. چون ما خود را مسئول و دلسوز شهر و کشوری می دانیم که در آن زندگی می کنیم حتا اگر زن باشیم و نظام حقوقی کشورمان حقوق زنان را نیمی از حقوق شهروندان مرد به حساب آورد.
به مناسبت روز جهانی مقابله با خشونت علیه زنان
یکشنبه، 4 آذر 1386
هستیا
عسل اخوان
برای اولین بار در «اولین گردهمایی فمینیستی برای آمریکای لاتین و جزایر دریای کارائیب» که در بوگوتا، کلمبیا، در روزهای ۱۸ تا ۲۱ ژوئیه ۱۹۸۱، تشکیل شد، روز ۲۵ نوامبر به عنوان «روز جهانی علیه خشونت بر علیه زنان» اعلان شد. تاریخ ۲۵ نوامبر به یادبود خاطره ۳خواهر اهل جمهوری دومینیکن، خواهران “میرابال” انتخاب شد. قتل این سه زن در سال ۱۹۶۰ در دوران حکومت دیکتاتوری رافائل تروئیلو صورت گرفت. اعلان این روز به عنوان روز جهانی مبارزه با خشونت بر علیه زنان به عنوان احترام به این سه خواهر و همچنین اذعان به وجود خشونت جنسی در جهان میباشد.
خشونت انواع مختلفی دارد که شامل خشونت خانگی ،جنسی ، روانی ،اجتماعی ،سیاسی و مالی است. خشونت در جامعه ایران ریشه دوانده و زنان زیادی یا بدون اغراق می توانم بگویم اکثر زنان با آن درگیر هستند.
اگر آغاز این خشونت را خانواده بدانیم ، و منشأ آن را در خانواده باید در اخلاق سنتی ، ناموس پرستی، پدر سالاری و مردسالاری جستجو کرد.پدران بدون هیچ واهمه ای و به بهانه غیرت ،زن و دختران خود را مجبور به شیوه ای از زندگی می کنند که آغشته به اجبار و تبعیض است و با خشونت یا تهدید قوانین نابرابر را در خانواده شان نهادینه می کنند؛ با حربه حفظ آبرو و حفظ سنتهای مردسالارانه به تنبیه زنان می پردازند. پدیده “گردش خشونت” که در جامعه شناسی مطرح شده موجب آن می شود در جامعه ای که پر از هنجار های خشونت است و آن را پذیرفته شده می داند این خشونت خانوادگی را تقویت کند و به کسانی که در کودکی شاهد خشونت و یا قربانی آن بوده اند اجازه دهد در بزرگسالی این خشونت را در خانواده منعکس کنند و آن را نسل به نسل اشاعه دهند.خشونت در خانواده ها فراگیر تر از آن است که مخصوص طبقه ،تحصیلات و نژاد خاصی باشد بلکه طبق آمار 70 درصد زنان مورد خشونت واقع می شوند که این تعداد گروه خاصی را دربر نمی گیرد. خشونت خانگی می تواند در اولین شب ازدواج یا سالها بعد پدیدار شود ؛ خشونت خانگی می تواند جسمی،جنسی،روانی ، مالی و یا حتی محدود کردن زن باشد . و متأسفانه تمکین زنان،بخصوص زنان ایرانی،شیوه ی زندگی آنها شده است و با جهانی شدن مبارزه با خشونت علیه زنان در می یابیم که زنان هم باید در این راه از فرودستی خود دست بردارند تا این فرهنگ عوض شود همسو با تغییر قوانین.
خشونت جنسی،خشونت جنسی غیر تماسی، خشونت کلامی، تجاوز،خشونت در مورد جهیزیه، تن فروشی اجباری،بارداری اجباری،ختنه دختران، خرید و فروش زنان و دختران ، خشونت علیه زنان کارمند و مستخدمین زن ،خشونت های ناشی از جنگ،خشونت در زندان، تجاوزهای سیستکاتیک،خشونت نگاهی و رفتاری، خشونت سیاسی و ….از انواع خشونتی ست که بر زنان اعمال می شود.
خشونت جسمی معمولآ افشا نمی شود و زنان از بازگو کردن آن امتناع می کنند.نظام مردسالار ، پذیرش خشونت هنگام رابطه جنسی را وظیفه زناشویی زن و طبیعی جلوه می دهد.زن نیز از ترس یا بدلیل شرمندگی از افشای آن امتناع می ک