زنان: دوشنبه 14 آبان 1386-5 نوامبر 2007

 

 

 

 

 

«هرچه برسرم آورد راخاك كردم وبرسرش پاشيدم»

هفتاد درصد زنان آزارديده به انتقام ازهمسران مي‌انديشند

روايتي ازشوهركشي وهشداريك محقق:سيرصعودي ازهم‌پاشيدگي خانوادها  

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران

جمعه 11 آبان 1386-2 نوامبر 2007

 

با صداي وحشتناكي ناگهان از خواب پريدم.

همه‌جا تاريك بود و سرد.

رو صورتم، خون پاشيده شده بود.

دخترم كه در آغوشم آرميده بود، مثل بيد مي‌لرزيد، لباسش غرق خون بود.

چشمامو آروم‌آروم باز كردم.

«كارش تمام شد»

باور نمي‌كردم.

در خون غوطه‌ور بود.

هنوز هم ازش مي‌ترسيدم.

آلوده به موادمخدر، به فساد هم كشيده شد و منو نيز در منجلاب خودساخته‌اش فرو برد.

بارها به خانوادش هشدار داده بودم، ولي آنها توجه نكردن، حتي تهديد كردم؛ به همه گفته بودم «يا منو سر به نيست كنين يا حساب اين مرد را برسين.»

اما كسي حرفها و ضجه‌هايم را باور نكرد. ديگر تحمل اين شرايط ننگين برايم سخت شده بود؛ هر شب مي‌شستم و عياشي و كثافت‌كاريشو تحمل مي‌كردم. آمد و رفت مردهاي غريبه كلافه‌ام كرده بود. مرتب بايد از دختربچه بيگناهم مراقبت مي‌كردم. هميشه نگران و مضطرب بودم كه نكنه يه شب، به سر اين آدمها بزنه و دست به كار كثيفي بزنن.

كم‌كم شده بودم سوژه‌ مشتريهاش؛ نمي‌دانيد وقتي اين آدماي عوضي، كراك و شيشه و هزار زهر‌ماري ديگه مصرف مي‌كنن در چه وضعيتي قرار مي‌گيرن؟!

 

بايد مي‌كشتمش!

12 سال از زندگي مشتركمون گذشته بود و حاصل آن، سه فرزند دختر و پسر بود، اما وقتي ماموران، ازش مواد پيدا كردن، به سادگي انداخت گردن من و باز هم به خاطر يك لقمه نون و حفظ فرزندانم مجبور شدم همه‌چيزو به گردن بگيرم و يكسال و 5 ماه حبس را تحمل كنم، فقط واسه اين كه سايه آقا، بالا سر بچه‌هام باشه.

بارها ناچارم كرد به خواسته‌هاي كثيفش تن بدم، كي مي‌تونست باور كنه...

چندين‌بار نشستم و بهش گفتم «يا منو بكش يا من، تو رو مي‌كشم»، باور نمي‌كرد؛ يعني هيچ‌كس باور نمي‌كرد. به مادر و خواهر و برادرش هم كه مي‌گفتم باور نمي‌كردن و تنها تمسخرشان برايم باقي مي‌ماند، تازه بعضي وقتها، خبرهايي هم بهش مي‌دادن كه به جانم ميفتاد و كتك مفصلي مي‌زدم.

چندين‌بار قصد فرار كردم، ولي باز هم فكر بچه‌ها، آزارم مي‌داد؛ كتك خوردن‌ها، تحقيرشدن‌ها، سوژه مردان سوءاستفاده‌گر و كثيف شدن، ديگر كارد را به استخوانم رسانده بود.

 

بايد مي‌كشتمش!

اما چگونه؛ خودم كه قدرتشو نداشتم...

اينها درددل‌هاي زني بود كه به اتهام معاونت در قتل شوهرش بازجويي مي‌شد.

به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، يكروز پس از آن كه زن سالخورده‌اي با مراجعه به پليس اصفهان از ناپديد شدن فرزندش خبر داد، ماموران در جريان تحقيقات از او دريافتند كه پسر اين زن با همسرش اختلافات شديدي داشته، به طوري كه تا مرز تهديد به قتل نيز پيش رفته است.

بر اين اساس همسر جوان مرد ناپديد شده براي انجام تحقيقات به پليس آگاهي فراخوانده شد و در حالي كه ابتدا نسبت به موضوع اظهار بي‌اطلاعي مي‌كرد، در جريان بازجويي‌ها، راز گمشدن همسرش را فاش كرد و گفت: «بايد مي‌كشتمش.»

اين زن در بيان جزئيات ماجرا به ماموران، گفت: «ديگه طاقت نداشتم، منو كرده بود، سوژه مشتريهاش، دو فرزند پسر و يك دختر داشتم. خانه‌مان آنقدر كوچيك بود كه من و دخترم مجبور بوديم، شبها همانجايي بخوابيم كه شوهرم و اون آدمهاي كثيف، داشتن مواد مصرف مي‌كردن. چندين بار التماسش كردم كه دست از كارهاي كثيفش برداره، ولي انگار نه انگار.»

به اجبار، موضوعو با برادر ناتني‌اش در ميان گذاشتم، اما او هم باور نمي‌كرد، تا اين كه از او خواستم به طور پنهاني سرنوشت تحميل شده بر من را تعقيب كنه، گفتم: «بيا و از نزديك شاهد همه‌چيز باش؛ اگر دروغ گفتم، منو بكش و اگر راست بود، تكليفو يكسره كن.

سرانجام «ابراهيم» پذيرفت كه به بهانه اين كه نزديك منزل ما كارگري مي‌كنه، چند روزي را در منزل ما سپري كنه.

«ابراهيم» ديد كه برادرش چه مي‌كنه: يكروز از كوره در رفت و زماني كه مردي مي‌خواست به زور وارد خونمون شه تا مواد مصرف كنه و ... شخصا مداخله كرد و او را از آنجا انداخت بيرون و بر سر همين مساله، با برادرش هم درگير شد. شوهرم وقتي فهميد من همه كثافت‌كارياشو به برادرش گفته‌ام، چاقو برداشت كه منو بكشه، ولي فرار كردم. چند روز بعد، «ابراهيم» را ديدم. بهم قول داد كه ديگه نمي‌ذاره برادرش زنده بمونه.

پنج‌شنبه بعد از ظهر، «ابراهيم» آمد منزل ما و گفت آدميو پيدا كرده كه مي‌تونه براحتي شوهرم تكه‌تكه كنه. بعدا فهميدم كه اين آدم، يكي از همون مردايي بوده كه گاه‌گاهي به منزلمان رفت و‌ آمد داشته و مواد مصرف مي‌كرده.

لحظه‌شماري مي‌كردم كه كي از دست اين آدم پليد نجات مي‌يابم.

شب بدي بود، همه‌جا تاريك و سرد، لحظه شماري مي‌كردم كه كي از دست اين آدم پليد نجات پيدا مي‌كنم. اول فكر مي‌كردم كار به سادگي تموم مي‌شه، اما لحظه به لحظه بر اضطرابم افزوده مي‌شد. از دم‌دماي غروب، شوهرم به همراه برادرش «ابراهيم» و همون مرد غريبه، داخل يكي از اتاقا نشستن و مثل هميشه بساط مصرف مواد را پهن كردن.

 

كارش تمام شد

شام بچه‌هارو دادم و رفتم مثل هميشه كنار ديوار همان اتاق. تنها مونسم كه دختر 10 ساله‌ام بود، كنارم پناه گرفت. پسرانم هم داخل اتاق اونطرفي خوابيدن. كم‌كم خواب چشمامو فرا گرفت. هيچ صدايي شنيده نمي‌شد. ناگهان ساعت نمي‌دانم دو بامداد بود يا سه، اما با صداي وحشتناكي از خواب پريدم. روي صورتم خون پاشيده شده بود. دخترم مثل بيد مي‌لرزيد، لباس اونهم غرق خون بود. چشمانم را كه باز كردم، ديدم شوهرم در خون غوطه‌ور است و برادرش يه گوشه نشسته و مي‌گه: «كارش تمام شد.

 

حالا من باور نمي‌كردم

حالا من باور نمي‌كردم، با دخترم گريه مي‌كرديم. «ابراهيم» هم گريه مي‌كرد، اما اون مرد غريبه هيچ

صبح نزديك بود، تمام روزهاي تلخ زندگي همچون يك نمايش خنده‌دار مقابلم ظاهر مي‌شدند، او پدر بچه‌هام بود، اما مسبب همه بدبختيهام. پتو رو آوردن و روي جسدش انداختن، بعد بردنش كنار ديوار و داخل چاله‌اي دفنش كردن.

همه‌چيز تموم شد، باور نمي‌كردم.

بالاي گورش نشستمو هر چه بر سرم آورده بود را به مشتايي از خاك تبديل كردم و رويش مي‌پاشيدم

اين پرونده را در گفت‌وگو با سيد ضياء‌الدين فائق، محقق و پژوهشگر مسايل اجتماعي تحليل كرديم:

در سالهاي اخير از هم‌پاشيدگي خانواده‌ها سير صعودي داشته است.

واقعيت اينست كه خانواده نقش محوري و پراهميتي در زندگي فرد و اجتماع پيرامونش دارد و هر گونه تغيير و تحول اجتماعي بايد از خانواده آغاز شود. نمي‌توان انكار كرد كه در سالهاي اخير از هم‌پاشيدگي خانواده‌ها سير صعودي داشته و جدايي، اختلاف و عناد زوجين نسبت به يكديگر، خشونت و خصومتي كه طي زندگي مشترك ايجاد شده را رو به فزوني گذاشته است؛ چنانچه يافته‌ها نشان مي‌دهند: بين سوءرفتارهايي مانند پرخاشگري، داد و فرياد كردن طرفين، ايراد ضرب و جرح، گوشه و كنايه زدن به يكديگر، تحقير و عيب‌جويي و از همه مهمتر سكوت و طلاق عاطفي، فحش دادن و قهر كردن، تحقير كردن و عيب يكديگر را بي‌پروا در حضور ديگران گفتن و جدا شدن اتاق‌ها و فاصله گرفتن زن و مرد و از همه مهمتر، گرايش مرد به مصرف مواد مخدر و داروهاي روانگردان به عنوان يك جايگزين نامطلوب و افسردگي خانمها و بعضا داشتن رابطه با ديگران براي پر كردن خلأهاي عاطفي موجود و وقوع جناياتي از اين دست (همسركشي) رابطه معني‌داري وجود دارد.

به اعتقاد اين پژوهشگر، از طرف ديگر، بزرگ كردن ضعف‌هاي خانم‌ها، مقايسه كردن آنها با ديگران و ايجاد معادلاتي در خصوص زيبايي و نوع رفتار و اعمال زنانه و ايجاد فضاي ترس و تهديد و زير پا قرار دادن ارزش‌هاي اخلاقي، بي‌توجهي به بهداشت فردي، درخواستهاي خلاف اخلاق و عفت و شرم‌آور و بهره‌جويي‌هايي كه بيشتر حاصل تماشاي فيلمهاي پورنو است را نيز مي‌توان از جمله مهمترين عوامل وقوع اين اتفاقات برشمرد.

به گزارش سرويس «حوادث» خبرگزاري دانشجويان ايران، نبود راه‌هاي مناسب براي جدا شدن همسران به ويژه زنان و مقاومت بعضا بيجاي والدين و اطرافيان و مراجعه نكردن به روان‌درمان‌ها و مشاوران براي رسيدن به راه‌حل مطلوب، از موارد مهم ديگر افزايش اينگونه وقايع است؛ بررسي‌هاي گسترده به عمل آمده در برخي كشورها بيانگر اين نكته است كه اعمال خشونت نسبت به زنان، به هر صورتي كه باشد خطر ابتلاء به اختلالات روحي - رواني را افزايش مي‌دهد و نتايج مطالعات انجام شده در اين رابطه حاكيست كه قربانيان خشونت از مشكلات زيادي از جمله اختلالات افسردگي، ‌اضطراب و اختلالات خوردن رفتارهاي اجتنابي رنج مي‌برند و بين همسرآزاري و افسردگي در زنان رابطه معناداري وجود دارد.

فائق، محقق و پژوهشگر مسايل اجتماعي در اين باره به ايسنا مي‌گويد: «بين اعمال خشونت و آسيب‌هاي جسماني – جنسي و رواني از جمله اختلالات تجربه‌اي، صدمه زدن عمدي به رفتارهاي جنسي نامطلوب و اقدام به خودكشي و اضطراب رابطه وجود دارد و اين ويژگي‌ها را در تمامي متهمان به همسركشي به سادگي مي‌توان يافت و شايد همين موارد، مقدمه بسياري مسايل از جمله خيانت به همسر و رابطه با غير باشد و به اين ترتيب از آنجا كه به دليل شرايط خاص عاطفي و خصوصيات ويژه افسردگي، عموما زنان به اين باور غلط مي‌رسند كه اشخاص ديگر قادر به درك آنها هستند و از اين رو به عشق‌هاي نادرست هدايت و وقتي با مقاومت همسرشان در جدايي روبه‌رو مي‌شوند، در حالي كه قانون نيز راه را بر آنها بسته، به سمت جنايت براي از ميان برداشتن شوهرشان به عنوان مانع گرايش پيدا مي‌كنند.

 

بيشتر شوهركش‌ها، ازدواج را با علاقه آغاز نكرده‌ و به «طلاق عاطفي» مبتلا بوده‌اند.

شايع‌ترين نمونه آزار جسمي، استفاده ضربات سنگين دست و پا بوده است.

وي با استناد به مطالعات انجام شده روي پرونده زناني كه مرتكب همسركشي شده‌اند، اظهار مي‌كند: بر اين اساس به سادگي مي‌توان رد پاي اين عوامل را در اين موارد ديد و لا‌به‌لاي اظهارات آنها به نكات ياد شده دست يافت؛ بيشتر آنها، ازدواج را با علاقه آغاز نكرده‌ و به «طلاق عاطفي» مبتلا بوده‌اند و مسأله مشترك بين همه آنها كه در جريان بررسي‌هاي قضايي و پليسي عنوان كرده‌اند، اينست: «همسرمان، كتكمان مي‌زد و مرتب به ما اتهام مي‌زد و از ديگران سخن به ميان مي‌آورد و در مهماني‌ها، بيشتر از آنكه به من توجه داشته باشد، دنبال ديگران بود.

بر اساس گزارش ايسنا از يافته‌هاي يك مطالعه بر روي 570 زن كتك خورده كه مورد خشونت فيزيكي همسرانشان قرار گرفته و در مراجع قضايي شكوائيه تنظيم كرده و نيز جهت معاينه، طي سه ماه به مراكز پنجگانه پزشكي قانوني تهران ارجاع شده بودند: «بيشتر زنان كتك خورده بين 21 تا 30 سال و عمده مردان آزاررسان بين 26 تا 36 سال سن داشتند. همچنين شايع‌ترين نمونه آزار جسمي، استفاده ضربات سنگين دست و پا بوده و در بسياري از موارد علاوه بر اين اعمال، از آلات ضرب و جرح نيز عليه زنان استفاده و در اغلب موارد، مشاجره و درگيري بين زوجين بلافاصله پس از ازدواج آغاز كه شايع‌ترين علل آن به ترتيب انحراف اخلاقي شوهر، ‌مشكلات اقتصادي،‌ نداشتن تفاهم،‌ دخالت بيجاي اطرافيان و نيز اختلافات فرهنگي ذكر شده است.

 

اقدام همسركش‌ها پاسخي به خشونت‌هاي اعمال شده در طول زندگي است

فائق در اين رابطه تأكيد مي‌كند: «همين مسايل هشداردهنده موجب مي‌شود كه علاوه بر بررسي راهكارهاي جلوگيري از بروز مسايل مشابه‌ به ويژه در زمان همسرگزيني،‌ زمينه‌هاي مناسبي براي افراد درگير فراهم شود تا چنانچه با تصميماتي از اين دست روبه‌رو شدند، بتوانند راهكارهاي مناسب را جايگزين كنند، چراكه پديده همسركشي و دل به عشق‌هاي غيرحقيقي در دنياي مجازي بستن، پديده‌اي بسيار كهنه و قديمي است كه تنها، شكل و شمايل آن تغيير كرده است؛ معمولا زناني كه دست به جنايت و جنحه عليه همسرانشان مي‌زنند به دليل نارضايتي پايداري عمل مي‌كنند كه مهمترين علت آن، خشونت عليه همسر و سوءاستفاده از او است و بر اين اساس مي‌توان گفت: «اقدام همسركش‌ها پاسخي به خشونت‌هاي اعمال شده در طول زندگي است.

 

 

وجود محدوديت‌هاي فراوان قانوني در احقاق حقوق زنان، آنها را مجبور مي‌كند كه خود، وارد عمل شوند.

آشنايي‌هايي كه بدون انتظار نيست...

با جديت مي‌توان گفت: وجود محدوديت‌هاي فراوان در احقاق حقوق زنان از راه‌هاي قانوني، آنها را مجبور مي‌كند كه خود، وارد عمل شوند، البته نمي‌توان نقش محركان و عناصر مداخله‌گر را ناديده گرفت، چرا كه اصولا زنان كمتر قادرند به تنهايي چنين اقداماتي را سامان داده و يا عملياتي كنند و همين مسأله، آنها را به سوي ديگران سوق مي‌دهد؛ آشنايي‌هايي كه بدون انتظار نيست و به اين ترتيب پس از هر رابطه، علاوه بر ايجاد علاقه، مستنداتي به وجود مي‌آيند كه راه بازگشت را خواهد بست.

 

هفتاد درصد زنان كه تحت خشونت خانگي قرار دارند به انتقام از همسرانشان مي‌انديشند

شايد بد نباشد در اين رابطه به نتايج يك پژوهش اشاره ‌كنيم: «1/70 درصد زنان كه تحت خشونت خانگي قرار دارند به انتقام از همسرانشان مي‌انديشند.

به اعتقاد محققان مسايل اجتماعي، ايجاد خانه‌هاي امن و مناسب كه داراي امكانات خاصي هم باشند، مي‌تواند در پيشگيري از خشونت زناني كه مورد خشونت قرار گرفته‌اند، بسيار موثر باشد.

توقف در سير رسيدگي به دعواي زوجين سمت و سوي خطرناك پيدا مي‌كند.

فائق، پژوهشگر آسيب‌هاي اجتماعي به ايسنا مي‌گويد: «متاسفانه در خصوص آزار به همسر، ابزار قانوني قدرتمندي وجود ندارد و بعضا سير طولاني رسيدگي به اقامه دعواي زنان هم به بروز اين زمينه‌ كمك مي‌كند؛ اگرچه قضات درصددند با ايجاد فاصله در مورد اينگونه دعواها، زمينه مصالحه و آشتي را فراهم كنند، ولي بايد گفت: تا زماني كه همين توقف سير رسيدگي، زير نظر متخصصان و مشاوران و كارشناسان مجرب قرار نگيرد، اين احتمال وجود دارد كه مصائب، شدت بيشتر بگيرند و سمت و سوي خطرناكي پيدا كنند.

 

زيبايي زندگي به راهيست كه رفته‌ايم

 

فرزندان بايد بياموزند كه زيبايي زندگي در آنچه به دست آورديم، نيست، زيبايي زندگي به راهيست كه رفته‌ايم و اين همان راهيست كه تمامي زندگي ما را دگرگون مي‌كند. ما در هيچ سرزميني زندگي نمي‌كنيم، ما حتي بر كره زمين هم زندگي نمي‌كنيم، منزل حقيقي ما قلب كساني است كه دوستشان داريم و اگر نتوانيم در انتخابهايمان، اين مسأله را لحاظ كنيم، خودمان را در زنداني محبوس مي‌كنيم كه براي نجات از آن، يا بايد اقداماتي نادرست انجام داد و يا بايد تا آخر در آن ماند و محاسبه كرد.

 

 

بياموزيم كه به چه كسي بايد دل بست و چگونه بايد دل بست

بهترين راه‌حل، آخرين راه‌حل نيست

با ايجاد خانه‌اي امن، معادله كشتن به ماندن تبديل مي‌شود

جوانان بايد بفهمند كه به چه كسي بايد دل بست و چگونه بايد دل بست و اگر دچار مشكل شدند، راه‌حل‌ها چه خواهد بود. بايد بدانند كه بهترين راه‌حل، آخرين راه‌حل نيست و به عاقبت هر اقدامي، بينديشند. كشتن و يا كشته‌شدن هيچ مشكلي را حل نمي‌كند. با ايجاد خانه‌اي امن قطعا معادله كشتن به ماندن تبديل مي‌شود.

 

 

 

 

 

يونيسف اعلام كرد:

هفتاد درصد از فقيرترين افراد جهان را زنان تشكيل مي‌دهند

تنها يك‌دهم كل ثروت دنيا متعلق به زنان است  

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران

جمعه 11 آبان 1386-2 نوامبر 2007

 

 

به گزارش يونيسف در بهترين شرايط حقوق متوسط زنان سه چهارم دستمزد مردان است و با وجودي كه دو سوم كل ساعات كار جهان مربوط به زنان است، آن‌ها تنها مالك يك دهم ثروت دنيا هستند.

به گزارش خبرنگار «زنان» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، يونيسف اعلام كرد: بهترين راه براي مقابله با وضعيت نامناسب دختران و زنان جهان، فراهم كردن شرايط مناسب براي تحصيل و آگاهي از حقوق زنان است.

در اين گزارش آمده است: در سنين 13 الي 14 سالگي، دختران به دليل ناپختگي ممكن است و داشتن اطلاعات اندك از حقوق خود، دست به ريسك زده و در سنين خيلي پايين تن به ازدواج مي‌دهند. اين ازدواج‌ها ممكن است به خواست و اجبار والدين و يا به طور ناخواسته و غيرارادي بر اساس فشارهاي جامعه و اجتماع صورت گيرد.

بنابر گزارش يونيسف، اين دختران در صورتي كه مايل به اشتغال خارج از منزل باشند، نيز با مشكلاتي چون بهره‌كشي در محيط كار، حقوق پايين و يا بدرفتاري صاحبان كار مواجه خواهند شد. برخي ديگر از آن‌ها نيز در وضعيتي به مراتب اسفناك‌تر قرار دارند.

به عنوان مثال در برزيل، حدود 500 هزار دختر در سنين كمتر از 20 سال مجبور به خود فروشي مي‌شوند چرا كه از نظر آن‌ها اين كار تنها راه كمك به معيشت خانواده است.

در واقع دختراني كه حق تحصيل ندارند، همواره خود را در معرض خطر زندگي ملامت بار در بزرگسالي قرار مي دهند، چرا كه حدود 70 درصد از فقيرترين افراد در سراسر جهان را زنان تشكيل مي‌دهنند.

يونيسف در اين گزار ش تصريح كرد: بنا به همه اين دلايل، لازم و واجب است كه دختران تحت آموزش‌هاي لازم قرار گرفته و از حق تحصيل بهره‌مند شوند.

 

 

 

 

وزير خارجه‌ي عربستان:

زنان بايد رانندگي كنند!  

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران

جمعه 11 آبان 1386-2 نوامبر 2007

وزير خارجه‌ي عربستان گفت: بايد به زنان عربستان اجازه رانندگي داده شود، اما تحميل اين تغييرات بر جامعه مربوط به دولت نيست.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از خبرگزاري رويتر، در عربستان كه محافظه‌كاران در دولت حضوري پررنگ دارند، زنان اجازه رانندگي ندارند.

سعود الفيصل، وزيرخارجه‌ي عربستان در سفر خود به لندن به همراه ملك عبدالله، پادشاه اين كشور به اخبار كانال 4 انگليس گفت: من خودم اعتقاد دارم كه بايد زنان رانندگي كنند اما فقط ما نيستيم كه در رابطه با اين موضوع تصميم مي‌گيريم، خانواده‌هاي آنان هستند كه در مورد اين موضوع بايد نظر بدهند.

وي افزود: براي ما اين موضوع سياسي نيست بلكه موضوعي اجتماعي است. ما معتقديم كه اين موضوعي است كه خانواده‌ها و مردم بايد در مورد آن تصميم بگيرند بدون آنكه از طرف دولت به رانندگي كردن و يا رانندگي نكردن مجبور شوند.

محدوديت‌هاي سختگيرانه براي حقوق زنان در عربستان سعودي موضوعي بود كه انتقادهايي را از جانب سياستمداران مخالف و رسانه‌ها در حين بازديد ملك عبدالله از انگليس به وجود آورد.

دفتر نخست وزيري انگليس اعلام كرد انگلستان در مورد حقوق بشر با مهمانان خود مذاكره مي‌كند اما سعود الفيصل گفت: چنين موضوعي مورد بحث قرار گرفته نشد.

وي گفت: حقوق بشر موضوعي است ميان دولت و مردم. ما در قبال مردم خود و اقدامات خود براي آنها مسوول هستيم و آنها كساني هستند كه از ما درباره اينكه چه حقوقي را تضمين مي‌كنيم سوال خواهند كرد. اما تاكنون ما به عنوان دولت در مورد اين موضوع با دولتي ديگر مذاكره نكرده‌ايم.

 

 

 

 

 

در گفت‌وگو با ايسنا عنوان شد:

پنجاه درصد زنان آسيب‌ديده مركز بازپروري يزد غيربومي هستند  

خبرگزاري دانشجويان ايران - يزد

یکشنبه 13 آبان 1385-4 نوامبر 2007

كارشناس مسؤول امور آسيب ديدگان اجتماعي بهزيستي استان يزد گفت: 50 درصد افراد پذيرش شده در مركز بازپروري زنان استان غيربومي بوده و در خانواده‌هاي پرجمعيت زندگي مي‌كردند.

مرضيه يگانگي در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي ايسنا -منطقه يزد- درخصوص مركز حمايت و بازپروري زنان و دختران آسيب ديده اجتماعي بيان كرد: ‌در اين مركز دختران و زنان آسيب ديده اجتماعي نگهداري يا به صورت غيرشبانه روزي تحت پوشش قرار مي‌گيرند.

وي گفت: اين مركز با ارائه خدمات تخصصي از قبيل مددكاري،‌ روان شناسي و بهداشتي زمينه‌هاي توانمندسازي و بازگشت زنان و دختران آسيب ديده به زندگي سالم از طريق پيوند مجدد با خانواده، ‌آموزش، ايجاد اشتغال، ازدواج و غيره در تامين حداقل نيازهاي اقتصادي و حل و فصل مسائل و مشكلات آنها را ياري مي‌دهد.

وي با بيان اين كه مركز بازپروري زنان آسيب ديده اجتماعي در استان يزد به نام خانه اميد در سال 81 راه‌اندازي شد، تصريح كرد: اين دختران و زنان يا به صورت خود معرف يا ارجاعي از دادگستري يا نيروي انتظامي و يا دستگاه‌هاي ذي‌ربط ديگر شناسايي شده و به مركز منتقل شدند.

اين كارشناس امور آسيب ديدگان اجتماعي با اشاره به اين كه در سال 85 بيشتر افراد پذيرش شد در سن 26-21 سال قرار دارند افزود: تحصيلات اكثر اين افراد در حد ابتدايي يا راهنمايي بوده و شغل مناسبي نداشتند، اكثر آنان در خانواده‌هاي پرجمعيت زندگي مي‌كردند و در دوران كودكي مورد اذيت و آزار قرار گرفته‌اند.

وي خاطرنشان كرد: ‌حدود 50 درصد افراد پذيرش شده غيربومي استان بوده كه از استانهاي ديگر به استان مهاجرت و بيشتر اين افراد به سابقه جرم اعتراف كردند كه اكثرا فرار از منزل يا رابطه نامشروع را عنوان كردند.

يگانگي در پايان در تعريف دختر و زن آسيب ديده گفت: ‌زنان و دختراني كه پايبند به ارزشهاي اجتماعي و اخلاقي نبوده و فاقد سرپرست يا سرپرستي موثر بودند و آمادگي و درايت اجتماعي و رواني لازم يا توان اقتصادي كافي براي زندگي مستقل را نداشته و در نتيجه دچار آسيب اجتماعي شدند را زن و دختر آسيب ديده اجتماعي تعريف مي‌كنند.

 

 

 

 

 

معاون وزير كار خبر داد:

انعقاد تفاهم نامه‌هايي در مورد حجاب و عفاف

شناسايي 300 هزار كارگر براي واگذاري مسكن  

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران

یکشنبه 13 آبان 1385-4 نوامبر 2007

انعقاد تفاهم‌نامه‌هايي در مورد حجاب و عفاف، گسترش آموزه‌هاي قرآني و فرهنگ غدير در واحدهاي كارگري از جمله برنامه‌هاي معاونت فرهنگي وزارت كار است.

به گزارش خبرنگار كار و اشتغال خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، علي اكبر طاهايي ـ معاون امور فرهنگي و اجتماعي وزارت كار و امور اجتماعي ـ در گردهمايي مسوولان سازمان‌هاي كار و امور اجتماعي كشور با اشاره به روز مبارزه با استكبار جهاني گفت: نفي استكبار فقط مربوط به مسلمانان نيست و هر انساني به حكم انسان بودنش