زنان: یکشنبه 7 مرداد 1386 - 29 ژوئیه 2007
سالانه پانصد هزار زن در دوران حاملگي و هنگام تولد فرزند ميميرند
خبرگزاري جمهوري اسلامي
دوشنبه 18 تیر 1386-9 جولای 2007
بان كي مون، دبيركل سازمان ملل، در پيامي به مناسبت روز جهاني جمعيت ( ۱۱جولاي) گفت: ۹۹درصد از پانصد هزار زني كه در دوران حاملگي و زمان تولد فرزند، در جهان جان خود را از دست ميدهند، مربوط به كشورهاي در حال توسعه است.
نسخهاي از پيام كي مون، روز دوشنبه از طريق دفتر نمايندگي سازمان ملل در كابل پايتخت افغانستان در اختيار رسانهها گذاشته شد.
موضوع امسال روز جهاني جمعيت، "مردان به عنوان همكار براي سلامت مادري" نامگذاري شده است.
دبيركل سازمان ملل در پيامش گفته است كه تعداد زيادي از زنان با سختي- هايي كه بر زندگي آنان و خانواده تاثير ميگذارد، مواجهاند كه اين موارد هميشه قابل پيشگيري است.
وي افزوده است: مردان ميتوانند به مثابه همكاران براي سلامت مادران، زندگي آنان را نجات دهند، زيرا نقشي قاطع در زمينههاي مختلف ايفا ميكنند.
كي مون، اظهارداشته است: مردان در مورد برنامهريزي خانوادگي و استفاده از منابع خانواده نيز تصميم ميگيرند.
وي در بخشي از پيامش با اشاره به گسترش بيماري ايدز در ميان زنان گفته است كه در بيشتر جاها زنان توانايي حفاظت از سلامت خود را ندارند.
وي افزوده است: بيشتر كشورها طي يك دهه بعد از تامين حق دسترسي زنان به برنامهريزي خانوادگي و پرستاري، در كاهش ميزان مرگ و مير مادران موفق بودهاند.
كي مون خاطرنشان كرده است: براي تحقق اهداف توسعه هزاره در بهبود سلامت مادران تا سال ميلادي دو هزار و پانزده بايستي تلاش بيشتري صورت گيرد.
وي از مساوات جنسي بعنوان يكي ديگر از اهداف هزاره ياد كرده و گفته است كه اين امر در صورتي تحقق خواهد يافت كه مردان درك كنند كه زندگي زنان و مردان به هم وابسته است.
چندي قبل، صندوق سازمان ملل براي توسعه زنان ( U.N.I.F.E.Mدر افغانستان، در گزارشي اعلام كرد كه( وضعيت زنان اين كشور نسبت به پنج سال گذشته، بهبود قابل ملاحظهاي يافته است.
طبق اعلام يونيفم، ميزان مرگ و مير مادران افغان در يكصد هزار ولادت يك هزار و ۶۰۰تا يكهزار و ۹۰۰مورد است كه بيشترين ميزان در جهان است.
در بخشي از گزارش، متوسط بارداري هر زن افغان، ۶/۶مورد اعلام شده كه اين رقم از فقيرترين كشورهاي دنيا بيشتر است و سالانه يك ميليون نفر به جمعيت كشور افزوده ميشود.
نيمي از جمعيت ۳۱ميليون نفري افغانستان زن هستند.
حکم جنجالی سنگسار در قزوین اجرا شد
ادوار نیوز
یکشنبه 17 تیر 1386-8 جولای 2007
منابع نزدیک به
جنبش زنان از اجرای حکم سنگسار برای جعفر کیانی متهم مرد پرونده سنگسار در تاکستان
خبر می دهند.
سایت میدان که از سایتهای نزدیک به جنبش زنان است در این باره اورده است:اخبار موثق
حاکي از آن است که پنجشنبه گذشته، جعفر کياني، مردي که به اتهام زناي محصنه با
مکرمه ابراهيمي به سنگسار محکوم شده بود و قرار بود دو هفته پبش همراه وي در بهشت
زهراي تاکستان سنگسار شود، سنگسار شده است.
برخي از منابع از سنگسار وي در ملاءعام خبر داده اند.
گفتني است پس از انتشار وسيع خبر مجکوميت اين مرد و زن به سنگسار و فراهم آمدن
مقدمات اجراي آن، مسئولان قضايي در سطوح مختلف اصل صدور اين حکم يا اجراي آن را
تکذيب کرده بودند.
سعيد اقبالي، يکي از وکلاي مکرمه ضمن ابراز نگراني از وضعيت وي به خبرنگار "ميدان"
گفت: مسئولان دادسراي تاکستان و قاضي پرونده همچنان قصد اجراي حکم را دارند.
بر طبق شنيده ها، حدود 13 سال پيش مکرمه و جعفر پس از ازدواج با يکديگر، صاحب
فرزندي شده اند که اکنون 11 سال دارد اما قاضي پرونده ازدواج اين دو تن را قبول
نکرده و رابطه آنها را براساس علم خود زنا تشخيص داده است.
بعد از دلارام علی، صدور یک حکم سنگین دیگر برای عالیه اقدام دوست فعال زنان
ادوار نیوز
یکشنبه 17 تیر 1386-8 جولای 2007
به دنبال صدور حکیم سنگین حبس برای دلارام علی فعال دانشجویی و جنبش زنان ،عالیه اقدام دوست یکی دیگر از فعالان زن که در تجمع زنان در میدان هفت تیر بازداشت شده بود نیز به 3 سال زندان محکوم شده است.
شعبهي 15
دادگاه انقلاب تهران، عاليه اقدامدوست از متهمان پروندهي تجمع 22 خرداد سال 85 را
به 3 سال و 4 ماه حبس و 20 ضربه شلاق محكوم كرد.
نسيم غنوي، وكيل مدافع عاليه اقدامدوست در این خصوص به ایسنا گفته است: موكلم
دربارهي اتهام اقدام عليه امنيت كشور از طريق شركت در تجمع غيرقانوني، به تحمل 3
سال حبس و در مورد اتهام اخلال در نظم و آسايش عمومي، به تحمل 4 ماه حبس و 20 ضربه
شلاق محكوم شده است.
وي افزود: آخرين جلسهي محاكمهي موكلم 16 خرداد بود و راي امروز به ما ابلاغ شد كه
در مهلت قانوني به آن اعتراض خواهيم كرد.
مديركل دفتر آسيبديدگان اجتماعي بهزيستي اعلام كرد:
رشد12درصدي طلاق درسال گذشته
افزايش فاصله سن بلوغ جنسي و ازدواج
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
دوشنبه 18 تیر 1386-9 جولای 2007
مديركل دفتر آسيبديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي يكي از جديترين و بيشترين آسيبهاي اجتماعي كشور را مربوط به طلاق دانست و گفت: آمارها حاكيست كه از 788 هزار و 23 ازدواج در سال گذشته 94 هزار و 40 مورد آن منجر به طلاق شده است.
به گزارش خبرنگار «اجتماعي» ايسنا سيد حسن موسوي چلك، روز دوشنبه در نشست مطبوعاتي كه به منظور تبيين برنامهها و فعاليتهاي اجتماعي سازمان بهزيستي برگزار شد، افزود: اين آمار نشان ميدهد ازدواجهاي ثبت شده در سال 85 22/1 درصد نسبت به سال 84 رشد منفي دارد و در مقابل، طلاق در سال گذشته 42/11 درصد نسبت به سال 84 رشد داشته است.
وي با بيان اين كه نسبت طلاق به ازدواج در سال 84 از 7/10 درصد به 1/12 درصد در سال گذشته افزايش يافته است، اذعان كرد: ميانگين سن ازدواج در ميان زنان به 9/27 و مردان به 7/29 سال رسيده است.
موسوي چلك ادامه داد: همچنين سن بلوغ جنسي بدليل دسترسي افراد به بهداشت، تغذيه و اطلاعات كاهش يافته و متاسفانه هر ساله فاصله بين بلوغ جنسي و ارضاي طبيعي غريزه جنسي بوسيله ازدواج دائم نيز در حال افزايش است.
به گفته وي، نسبت طلاق به ازدواج 03/1 درصد در حال افزايش بوده و اين مسألهاي قابل تامل است.
موسوي چلك، با اشاره به اين كه استان تهران در ميان ساير استانهاي كشور رتبه اول طلاق و ايلام پايينترين ميزان طلاق را به خود اختصاص داده است، عنوان كرد: آمار مراكز مداخله در بحران و خانواده سازمان بهزيستي به منظور كاهش طلاق نشان ميدهد، زنان با 48 درصد بيشترين متقاضيان، زوجين با 29 درصد و مردان با 23 درصد متقاضيان طلاق هستند.
مدير كل دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي تصريح كرد: آمارها نشان ميدهد هرچه تعداد فرزندان در خانواده بيشتر باشد، ميزان طلاق در اين خانوادهها كمتر ميشود.
وي ادامه داد: 52 درصد كساني كه درخواست طلاق ميدهند، فرزندي نداشتهاند و 20 درصد داراي يك فرزند بودهاند.
موسوي چلك با بيان اين كه 52 درصد كساني كه به مراكز بهزيستي براي درخواست طلاق مراجعه ميكنند مدت زندگي مشترك آنها زير 5 سال است گفت: وضعيت تحصيلي زوجين نيز تاثير عمدهاي در ميزان طلاق آنها دارد. به طوي كه 58 درصد از مرداني كه درخواست طلاق ميدهند داراي تحصيلاتي در حد مقطع راهنمايي و 49 درصد زنان داراي تحصيلات كمتر از مقطع راهنمايي هستند.
به گزارش ايسنا موسوي با بيان اينكه مراجعيني كه سابقه يك بار طلاق و تجربه تلخ آنرا دارند كمتر به سمت طلاق مجدد ميروند، خاطرنشان كرد: در سال 84، 7/5 درصد زوجين در دوران عقد دچار اختلاف شده بودند اما اين رقم در سال گذشته به 68/14 درصد افزايش يافته است و اين امر ضرورت مشاوره هاي اجتماعي قبل از ازدواج را بيان ميكند.
وي در ادامه با اشاره به لايحه حمايت از خانواده گفت: طبق اين لايحه قوه قضاييه ملزم است ظرف مدت 3 سال مراكز مشاوره طلاق را در كنار تمامي دادگاههاي خانواده راهاندازي كند و بهزيستي با داشتن 92 مركز مشاوره و مداخله در بحران، وجود تيمهاي مشاورهاي مددكاري تخصصي، آمادگي همكاري با اين نهاد را دارد.
وي ادامه داد: بهزيستي حاضر است كل تيم با تجربه خود را در مراكز قوه قضاييه مستقر كند، اما پيشنهاد ما در كميسيون اجتماعي دولت راي نياورد و هم اكنون در حال پيگيري اين موضوع هستيم و اعلام آمادگي خود را براي مداخله در طلاق و كاهش آن در قالب لايحه حمايت از خانواده به قوه قضاييه اعلام ميكنيم. البته براي اين امر نياز به اعتبار داريم. در اين راستا پيشنهاد تامين اعتبار از محل بند «ب» تبصره «15» را دادهايم كه اميدواريم از اين محل اختصاص يابد.
مسوول جمعيت حمايت ازحقوق بشر زنان درگفتوگوباايسنا:
ديدگاههاي مقام معظم رهبري به مسايل زنان ميتواند بسيار راهگشا باشد
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
دوشنبه 18 تیر 1386-9 جولای 2007
مسوول جمعيت حمايت از حقوق بشر زنان گفت: ديدگاههاي نو كه به دنبال حل مشكلات و تطبيق دادن شرايط با اوضاع و احوال زمانه است ميتواند بسيار راهگشا باشد.
شهيندخت مولاوردي در گفتوگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دربارهي بيانات اخير مقام معظم رهبري مبني بر اين كه "برخي مسايل كه در فقه در باب احكام زنان وجود دارد سخن آخر نيست بلكه ممكن است با تحقيق يك فقيه ماهر و مسلط به مباني و متد فقاهت نكات جديدي استنباط شود" با بيان اينكه اين اولين بار نيست كه ايشان به اين مساله اشاره كردهاند، اظهار داشت: به نظر ميرسد تاكنون كار جدي دربارهي ديدگاههاي ايشان در جامعه انجام نگرفته است.
مولاوردي ادامه داد: با توجه به اينكه بيشتر قوانين ريشه در فقه دارد و با آن گره خورده است و به ويژه در فقه اماميه و قول مشهور فقها ريشه دارد و اساس قوانين مدني و كيفري ما را تشكيل ميدهد پس اين نگاه ميتواند بسيار راهگشا باشد و زمينهي بسياري از بازنگريها و تجديدنظرها را فراهم كند تا بتوان در چارچوب همان فقه جواهري با همان روشها و رجوع به همان منابع فقهي ديدگاههاي جديد متناسب با تحولات زمانه ارايه دهيم.
مسوول جمعيت حمايت از حقوق بشر زنان با بيان اينكه بحث قوانين دقيقا تحرك و فعاليت قوهي مقننه را ميطلبد، افزود: قوانين براي تغيير بايد كانال و مسير خود را طي كنند و با ارتباط تنگاتنگي كه قوانين با فقه دارند ما نميتوانيم براي تغيير گزارههاي ديني خودمان از راه ديگري وارد شويم لذا بايد اين ارتباط بسيار مستمر و مداوم با حوزههاي ديني برقرار باشد و مركز پژوهشهاي مجلس و نهادهاي مدني زنان نيز ميتوانند نقشي موثر ايفا كنند تا شاهد برخي تغيير و تحولات در اين حوزه باشيم.
وي با بيان اينكه اين اظهارات ميتواند بسيار موثر باشد، خاطر نشان كرد: اگر اين صحبتها و ديدگاهها مطرح نشود به هيچ وجه نميتوانيم شاهد تغييراتي در اين حوزه باشيم زيرا ديدگاه سنتي الان در جامعهي ما بسيار قدرتمند است و اين ديدگاههاي نو كه مطرح ميشود و به دنبال حل مشكلات و تطبيق دادن شرايط با اوضاع و احوال زمانه است، ميتواند بسيار راهگشا باشد.
دختر جوان سه ساعت قبل از عروسي مهريه اش را به اجرا گذاشت
نواندیش
دوشنبه 18 تیر 1386-9 جولای 2007
عروس جوان ساعاتي قبل از آغاز جشن عروسي مراسم را به هم زد و گفت تا زماني که مهريه اش را نگيرد به خانه شوهر نخواهد رفت.
به گزارش اعتماد عروس جوان که فرداي روز عروسي براي به اجرا گذاشتن مهريه اش به دادگاه خانواده مراجعه کرده بود، به قاضي دادگاه گفت؛ 4 سال قبل به عقد صادق شوهرم درآمدم، من او را دوست داشتم و فکر مي کردم زندگي خوبي را مي توانيم آغاز کنيم، اما صادق هر بار بهانه مي آورد و من در اين مدت در خانه پدرم زندگي مي کردم تا اينکه متوجه شدم شوهرم معتاد شده است.
دختر جوان افزود؛ مي خواستم از شوهرم جدا شوم، اما مادر شوهرم از من فرصت خواست و خواهش کرد کمي صبر کنم تا صادق اعتيادش را ترک کند، من هم چون زندگي ام را دوست داشتم قبول کردم، هر چند صادق اعتيادش را ترک کرد، اما خيلي به پدر و مادرش توجه مي کرد، من از اينکه او به مادرش محبت دارد ناراحت نبودم اما چون مرا به خاطر آنها اذيت مي کرد هميشه عذاب مي کشيدم.
وي ادامه داد؛ همين موضوع باعث شد تا من هم همه اين مشکلات را در شب عروسي تلافي کنم. من سه ساعت قبل از آغاز جشن عروسي را بر هم زدم و از حق قانوني خودم استفاده کردم و اکنون تا مهريه ام را نگيرم به خانه شوهرم نمي روم و تمکين نمي کنم.
در حالي که عروس جوان همچنان به حق قانوني خودش پافشاري مي کرد، شوهرش به قاضي دادگاه گفت؛ قبول دارم که همسرم با خانواده من اختلاف داشت، اما من سعي مي کردم اين اختلاف را برطرف کنم، به همين خاطر هم سعي کردم مراسم عروسي را هر چه زودتر برگزار کنم، من سالن جشن اجاره کرده و ميوه و شيريني و شام تدارک ديده بودم، حتي کارت دعوت هم براي ميهمانان پخش کرده بودم اما چند ساعت قبل از آغاز مراسم عروسي همسرم گفت تا مهريه اش را نپردازم به خانه من نخواهد آمد. خيلي ها را واسطه کردم تا شايد کوتاه بيايد، اما حاضر شد از خواسته اش صرف نظر کند تا من سه ميليون تومان ضرر کنم .قاضي دادگاه خانواده کرج پس از شنيدن حرف هاي اين زن و شوهر از آنجايي که دختر جوان از «حق حبس» استفاده کرده است و مطابق اين قانون دختر قبل از رفتن به خانه شوهرش مي تواند تمام مهريه اش را از شوهرش طلب کند، راي بر پرداخت مهريه صادر کرد.
با اعتراض صادق پرونده به شعبه 26 دادگاه تجديدنظر فرستاده شد و اين حکم مورد تاييد قرار گرفت و صادق موظف شد ابتدا مهريه همسرش را بپردازد و سپس توقع داشته باشد همسرش از او تمکين کند.
متوسط سن ازدواج دختران به 9/27 و پسران به 7/29 رسيد
نوانديش
دوشنبه 11 تیر 1386-2 جولای 2007
مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي با ارائه مجموعهاي از راهكارهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بر لزوم حل مشكل افزايش متوسط سن ازدواج در كشور تاكيد كرد.
به گزارش "نوانديش" دفتر مطالعات فرهنگي اين مركز ضمن بررسي «نقش حكومت در حل مشكل افزايش سن ازدواج» تصريح كرد كه در حال حاضر متوسط سن ازدواج براي دختران به 9/27 سال و براي پسران به 7/29 سال افزايش يافته و اين در حالي است كه ميانگين سن ازدواج در سال 1375 براي پسران تقريبا 26 سال و براي دختران حدود 23 سال بوده است.
مركز پژوهشها سپس با اشاره به تاكيدات شريعت و همچنين پيامبر گرامي اسلام (ص) بر ضرورت تعجيل و تسريع در ازدواج پس از فرا رسيدن مرحله بلوغ تاكيد كرد كه در حال حاضر حتي در ميان روستائيان نيز شاهد افزايش سن ازدواج – خصوصا در بين دختران روستايي – هستيم و در مجموع سن ازدواج در ميان دختران بيش از پسران بالاتر رفته است.
اين گزارش علل و عوامل موثر در بروز تاخير در ازدواج را متعدد دانست و با اين وصف تصريح كرد كه تاثير برخي از عوامل مانند عامل اقتصادي - از قبيل اشتغال و مسكن - در اين زمينه آشكارتر و تاثير برخي عوامل ديگر همچون ايجاد تحول در ديدگاهها نسبت به مفهوم ازدواج و مفاسد اخلاقي كمتر مشهود است.
در بخش ديگري از اين گزارش، تاخير در ازدواج و نيز عدم ازدواج از خصايص بارز جامعه كنوني ايران برشمرده شده و آمده است: اين وضعيت داراي آثار و تبعات جسمي و روحي – رواني و فردي و اجتماعي متعدد و گستردهاي است كه در صورت تداوم ميتواند جامعه را به سوي بيماري، عدم تعادل و انحراف سوق دهد و به همين دليل بر عهده دولت و نهادهاي اجتماعي است كه در چارچوب سياستهاي كلي برنامه چهارم در بخش امور اجتماعي، سياسي ، رفاهي و امنيتي، علاوه بر تقويت نهاد خانواده، در خصوص تامين شرايط و امكانات اساسي براي جوانان اقدامات موثري به عمل آورند و به مقابله با اين معضل بپردازند و از گسترش و شيوع هر چه بيشتر آثار و تبعات آن در جامعه پيشگيري نمايند.
مركز پژوهشها در ادامه پيشنهادها و راهكارهاي خود براي حل معضل تاخير در ازدواج را در قالب راهكارهاي اقتصادي و اجتماعي – فرهنگي تبيين كرده و افزود: دولت مكلف است موانع اقتصادي ازدواج را از سر راه جوانان برداشته و جاده ازدواج را براي آنان هموار و مسطح نمايد و بدين منظور افزايش منابع اقتصادي و فراهم نمودن زمينه هاي توليد ثروت براي جوانان و كاهش هزينهها و مخارج زندگي ضرورت دارد.
استاندار تهران در مراسم اختتامیه زنان سرزمین من:
لباس زن ایرانی باید الگویی برای زنان دنیا باشد
تهران- ایسکانیوز
دوشنبه 18 تیر 1386-9 جولای 2007
استاندار تهران گفت: ما سعی داریم با تشویق طراحان کشور در جهت الگوسازی لباس های زنان ایرانی، پوشش مناسب با طرح لباس هایی که کرامت انسانی زن را به نمایش می گذارد الگویی برای تمامی زنان دنیا شویم.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی ایسکانیوز ،مراسم اختتامیه جشنواره بین المللی زنان سرزمین من و تقدیر از افراد برتر جشنواره امروز دوشنبه با حضور دکتر دانشجو استاندار تهران، دکتر ایوبی معاون امور اجتماعی وزارت کشور و دکتر مظفر رییس مجمع نمایندگان مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و جمعی از مسوولین کشوری در مرکز آفرینش های هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار شد.
در این مراسم دکتر کامران دانشجو اظهار داشت: برگزاری این مراسم و حساسیت های شکل گرفته موجب پویایی هر چه بیشتر این جشنواره شد و صنایع دستی، علمی، تاریخ لباس، ادیان و نمایش های زنده با استقبال بی نظیر مردم مواجه شده است.
وی با خاطرنشان کردن دعوت از 22 کشور مسلمان و 22 استان کشور در جشنواره بین المللی افزود: هدف ما ایجاد اتحاد ملی و انسجام اسلامی بوده که با استقبال بی نظیر آنها به نتایج درخشانی دست پیدا کرده ایم.
دانشجو با بیان اینکه قبل از آغاز جشنواره وزارت ارشاد در مورد نحوه اجرای این مراسم نکاتی را خاطرنشان کرده بود ابراز داشت: سعی شده در این مراسم هنجارهای جامعه مورد احترام قرار گیرد و از مرزهای دینی عبور نکند.
وی در سخنان خود از وزارت بازرگانی، وزارت صنایع، سازمان شهرداری، وزارت میراث فرهنگی و سازمان آموزش و پرورش که در ایجاد این جشنواره نقش بسزایی داشتند تشکر کرد.
در ادامه این مراسم دکتر ایوبی معاون امور اجتماعی وزارت کشور ضمن تبریک هفته زن و نقش زنان ایرانی در تمامی ادوار تاریخ گفت: زنان ما پشتوانه خود را تاریخ پرافتخار این کشور و قرار دادن حضرت زهرا(س) به عنوان الگوی یک زن مسلمان می دانند.
وی با اشاره به سخنان امام راحل(ره) در تاریخچه انقلاب اسلامی اظهار داشت: زنان ایرانی به فرمان امام خمینی در پیدایش انقلاب اسلامی خانه نشینی را کنار گذاشته و دوشادوش مردم به مبارزه پرداختند.
ایوبی افزود: زنان ما در زمان دفاع مقدس در جبهه های جنگ نقش های ایثار، شجاعت و فداکاری را از خود به یادگار گذاشتند و برای دفاع از کشور از جان خود گذاشتند.
معاون امور اجتماعی وزارت کشور با در نظر گرفتن فعالیت زنان امروز در عرصه های مختلف اجتماعی گفت: در ایران کنونی این مردانند که خواستار حقوق مساوی با زنان هستند چرا که زنان ایرانی در عرصه های مختلف اجتماع نشان دادند که قابلیت ها و توانایی هایشان به هیچ عنوان کمتر از مردان نیست بلکه در مواردی گوی سبقت را از مردان ربوده اند.
در ادامه این مراسم دکتر حسین مظفر رییس مجمع نمایندگان مردم تهران با تاکید بر اجرای مناسب جشنواره بین المللی زنان سرزمین من ابراز داشت: پدیده های اجتماعی در جوامع انسانی بسیار پیچیده است و ما باید به آسیب شناسی آنها بپردازیم و سعی کنیم با تحلیلی مناسب علت آن را دریابیم.
وی با بیان اینکه برای کسب علت یابی نیاز به برنامه ریزی دقیق و طرح الگوهای مناسب بااستفاده از فرهنگ غنی کشور داریم افزود: باید به وسیله تشویق، تبلیغ و اغناء بتوانیم الگوی زیبایی جایگزین تبلیغ کورکورانه از الگوهای غربی داشته باشیم.
دکتر مظفر افزود: حجاب تجلی اعتقادات ظاهر برای زن مسلمان است چرا که اگر زن مسلمان حجاب نداشته باشد دچار نفاق خواهد شد.
در پایان فرحناز قندفروش دبیر جشنواره ضمن تشکر از استقبال بی نظیر مردم و حضور مستمر مسوولین گزارشی از عملکرد این جشنواره بین المللی اعلام کرد: 53 درصد از مردم البسه زیر 15 سال کم ارزیابی کردند و برای دختران ایرانی که در 9 سالگی به پوشش کامل اسلامی دست پیدا می کنند کاستی هایی وجود دارد و بر این مبنا در نظر گرفته شد که فراخوانی در جهت طرح لباس های مناسب برای نوجوانان در نظر گرفته شود.
وی با بیان اینکه 70 درصد از مدل های ارایه شده از نظر مردم مناسب ارزیابی شد گفت: 46 درصد مانتوها مناسب، 44 درصد سهولت استفاده از لباس های ارایه شده و 66 درصد تنوع چادرها در دیدگاه مردم مناسب ارزیابی شده است و همچنین 37 درصد نیز بر این باورند که می توان این طرح ها را در سطح جامعه به اجرا درآورند.
دبیر جشنواره اظهار داشت: زنان کشورهای مسلمان 50 مدل پوشش های خاص سرزمین خود را در این جشنواره به نمایش گذاشتند و با همکاری کشورهای مسلمان در راستای انسجام اسلامی این جشنواره زمینه ساز پیوند مبارکی از تعامل کشورهای مسلمان شد.
قندفروش افزود: استقبال مردم آنقدر زیاد بود که عده ای از آنان خواستار تمدید مدت زمان استمرار جشنواره بین المللی زنان سرزمین من شدند.
در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال برگزار می شود:
نخستین همایش کشوری چالش های حقوق زن و خانواده در جامعه ایران
تهران- ایسکانیوز
دوشنبه 18 تیر 1386-9 جولای 2007
معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال اولین همایش کشوری چالش های حقوق زن و خانواده در جامعه ایران را برگزار می کند.
به گزارش روز دوشنبه گروه علمی فرهنگی ایسکانیوز، دکتر زهرا ابراهیمی، معاون فرهنگی این واحد دانشگاهی با اعلام خبر فوق، افزود: همایش چالش های حقوق زن و خانواده در جامعه ایران در واقع پاسخی است به نیازهای جامعه امروز و رفع شبهات موجود پیرامون حقوق زنان، او افزود: رویکرد اصلی این همایش با هدف جمع بندی و ارایه آخرین دستاوردها و تحقیقات پژوهشی در این زمینه است که مخاطبین اصلی آن، متخصصان و صاحب نظران است.
ابراهیمی تصریح کرد: پژوهشگران و علاقه مندان حوزه و دانشگاه می توانند مقامات خود را با رویکردهای قرآنی، روایی، فقهی، جامعه شناختی، زبان شناسی، تاریخی، تطبیقی به دبیرخانه این همایش واقع در ساختمان ستاد دانشگاه آزاد اسلامی، دفتر مدیر مطالعات پژوهش های فرهنگی ارایه دهند.
معاون فرهنگی واحد تهران شمال، محورهای اولین همایش کشوری چالش های حقوق زن و خانواده در جامعه ایران را به شرح زیر نام برد:
تبیین نظام خانواده در اسلام
تعامل مسوولیت های زنان در خانواده و جامعه
خانواده در جامعه ایران و تقابل سنت و مدرنیسم
همایش فوق 21 آذرماه سال جاری همزمان با سالروز ازدواج حضرت امام علی و حضرت فاطمه زهرا در دانشکده مدیریت و علوم اجتماعی واحد تهران شمال برگزار می شود.
جانشین فرماندهی نیروی انتظامی تهران بزرگ در پاسخ به ایسکانیوز:
پلیس زن به زودی در مترو مستقر می شود
ایسکانیوز
دوشنبه 18 تیر 1386-9 جولای 2007
جانشین فرماندهی نیروی انتظامی تهران بزرگ با اشاره به اینکه حضور پلیس زن در مترو با توجه به تردد کثیر مردم یک امر ضروری است، گفت: به زودی پلیس زن در مترو تهران و حومه استقرار پیدا خواهد کرد.
به گزارش روز دوشنبه خبرنگار گروه اجتماعی ایسکانیوز، سردار حسین ساجدی نیا جانشین فرمانده نیروی انظامی تهران بزرگ با اعلام این مطلب افزود: با توجه به پیشرفت هایی که در عرصه تکنولوژی صورت گرفته بنابراین اینکه می گوییم پلیس در مترو حضور دارد فقط بحث فیزیکی آن نیست چرا که پلیس از طریق دوربین های مدار بسته که در تمام سکوهای مترو نصب شده است امنیت را در آنجا تامین می کند.
وی همچنین از استمرار طرح های امنیت اخلاقی و اجتماعی خبر داد و تصریح کرد: پلیس همچنان با کسانی که به نوعی باعث سلب امنیت مردم شوند قاطعانه برخورد می کند.
سردار ساجدی نیا در ادامه در خصوص میزان خسارات مربوطه به فروشگاه شهروند در شب سهمیه بندی بنزین گفت: 3 میلیارد تومان خسارت به فروشگاه شهروند وارد شد که پیگیری ها در این خصوص همچنان ادامه دارد.
جانشین فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران مبنی بر اینکه چهره شهر تهران با توجه اینکه پایتخت کشور است حالت پلیسی پیدا کرده است خاطرنشان کرد: پلیس چه الان و چه در گذشته همچنان حضور داشته و دارد ولی اینکه الآن شما حضور پلیس را بیشتر احساس می کنید به خاطر این است که رسانه ها بیشتر روی این مساله مانور داده اند با توجه اجرای طرح های امنیت اجتماعی مردم حضور پلیس را بیشتر احساس کردند که البته از این امر بسیار راضی و خرسند هستند.
وی ادامه داد: بیشترین تماس های مردم با پلیس در خصوص مواد مخدر و اراذل و اوباش است که جدا همکاری صمیمانه ای را با پلیس داشتند.
ساجدی نیا در پایان از همکاری مردم و رسانه ها در خصوص اجرای طرح های امنیت اجتماعی که همچنان ادامه دارد تقدیر و تشکر کرد.
توانمندی های زنان آذری در قاب عکاسان
اردبیل- ایسکانیوز
دوشنبه 18 تیر 1386-9 جولای 2007
عکاسان استانهای آذربایجان شرقی و اردبیل در قالب مسابقه عذرا در پارس آباد مغان توانمندیهای زنان آذربایجانی را به تصویر کشیدند.
به گزارش روز دوشنبه خبرنگار گروه علمی فرهنگی ایسکانیوز ؛ این مسابقه با هدف شناسایی و نمایش توانمندی های فرهنگی ، سیاسی، هنری ، اقتصادی ، اجتماعی ، ورزشی و خانوادگی زنان غیرتمند آذربایجانی و با حضور عکاسان استانهای اردبیل و آذربایجان شرقی برگزار می شود. مسابقه عکس عذرا به همت اداره فرهنگ وارشاداسلامی شهرستان پارس آباد و با مشارکت کانون عکاسان مردمک استان و موسسه فرهنگی و هنری مغان هنر در شهرستان پارس آّباد مغان برگزار شد.
بر اساس اعلام دبیرخانه این مسابقه ، با پایان یافتن زمان ارسال آثار ، بیش از شصت عکس در موضوعات مختلف ارسال شده شده که تعداد چهل قطعه عکس برای برگزاری نمایشگاه انتخاب شده است. مراسم اختتامیه و تجلیل از برگزیدگان این مسابقه روز پنجشنبه بیست و یکم تیرماه در مجتمع فرهنگی و هنری آراز این شهر برگزار خواهد شد.
برگزاری اردوی تفریحی و عکاسی از مراکز سیاحتی و گردشگری با حضور عکاسان شرکت کننده در مسابقه از برنامه های جنبی این رویداد هنری است.
اصلاح قانون كار شرايط اشتغال زنان را متحول ميكند
خبرگزاري جمهوري اسلامي
دوشنبه 18 تیر 1386-9 جولای 2007
مشاور وزير كار در امور بانوان گفت: اصلاح قانون كار شرايط اشتغال زنان را متحول ميكند و قانون كار بايد متناسب با وضعيت و شرايط زنان شاغل تغيير پيدا كند.
به گزارش روز دوشنبه ايرنا و به نقل از روابط عمومي وزارت كار و امور اجتماعي، "شهلا باقري" در نخستين نشست خبري خود برنامههاي اين حوزه را تشريح كرد.
وي گفت: برنامههاي متعددي براي حوزه امور بانوان در وزارت كار و امور اجتماعي طراحي شده است كه سعي ميكنيم اين ايدهها و طرحها را اجرايي كنيم.
وي افزود: يكي از مباحثي كه در قانون كار وجود دارد، وضعيت زنان شاغل در قانون كار است. در خصوص وضعيت زنان بايد تغييراتي در قانون كار صورت گيرد به همين منظور طرحي را آماده كردهايم.
باقري به ديگر برنامههاي خود اشاره كرد و گفت: بحث مزد و حقالسعي دامنه و حيطه وسيعي را شامل ميشود بنابراين بايد حيطه و دامنه آن به ويژه براي زنان مشخص شود.
وي رسيدگي به وضعيت زنان شاغل را مهم ارزيابي كرد و افزود: رسيدگي به وضعيت زنان از طريق منعطفسازي ساعات كار يكي از اولويتهاي كاري حوزه امور بانوان است به نحوي كه زنان بتوانند بدون كاهش دستمزد از خدمات آنان استفاده شود.
باقري در پايان گفت: ارايه تسهيلات اشتغال به زنان يكي از اولويتهاي كار امور بانوان وزارت كار است كه سعي داريم از طريق شورايعالي اشتغال ارايه تهسيلات اشتغال به زنان را گسترش دهيم.
گزارش گروه کاري جنسيت سازمان ملل متحد در تهران
اصلاح قانون خانواده براي رفع نابرابري جنسيتي
اعتماد
دوشنبه 18 تیر 1386-9 جولای 2007
گروه اجتماعي؛ براي رفع نابرابري هاي جنسيتي بايد قانون خانواده و برخي قوانين مدني اصلاح شده، موانع اجتماعي و فرهنگي در نيل به برابري جنسيتي مرتفع شوند و داده هاي قابل اعتماد در خصوص مسائل جنسيتي توليد شوند.
«محمد عبدالاحد» رئيس گروه کاري جنسيت سازمان ملل متحد با تاکيد بر اين مطلب در گزارشي که از سوي اين گروه ارائه داده شده است، گفت؛ آژانس هاي ملل متحد در ايران با گروه هاي مختلف دولتي و مذهبي ايران در خصوص مسائل زنان گفت و گو کرده و با وجود برخي اختلاف نظرها به نقاط مشترکي نيز رسيده ايم.
وي که در نشست خبري ارائه گزارش گروه کاري جنسيت UN به رسانه ها سخن مي گفت، ادامه داد؛ مثلاً ما به برابري جنسيتي اعتقاد داريم و در مذاکره با مقامات دولتي مي گويند بايد از عبارت «عدالت جنسيتي» استفاده کنيد اختلاف نظر ديگر هم در کنوانسيون رفع تبعيض از زنان است که با وجود پيوستن 180 کشور از 190 کشور جهان ايران هنوز به آن نپيوسته است در حالي که سازمان کنفرانس اسلامي نيز از کشورهاي مسلمان خواسته تا به اين کنوانسيون ملحق شوند.
او در عين حال بهترين راهکار را تعامل و گفت و گو عنوان کرد و افزود؛ به عنوان مثال ما در جريان دستگيري فعالان زن در آستانه 8 مارس اقداماتي را انجام داديم و در برخوردهايي که با زنان بدحجاب مي شد نيز مذاکراتي با نمايندگان مجلس داشتيم.
در اين نشست «کنوت اوستبي» هماهنگ کننده مقيم سازمان ملل متحد در ايران نيز با اشاره به اينکه توسعه زنان در ايران بايد از طريق فعاليت خود آنها شکل بگيرد، تجربه هايي همچون کنوانسيون رفع تبعيض از زنان و برنامه عمل پکن را ارزش هاي مشترکي خواند که همه جوامع مي توانند با گفت و گو درباره آنها به تفاهم برسند.
در گزارشي که گروه کاري جنسيت سازمان ملل متحد در ايران با عنوان تحليل وضعيت جنسيت در جمهوري اسلامي ايران منتشر کرده است، اصلاح قوانين خانواده و قانون مدني براي تضمين حقوق زنان، افزايش مشارکت زنان در روند هاي تصميم سازي و سياستگذاري، از ميان برداشتن کليشه هاي منفي موجود از زنان، افزايش اشتغال زنان و ارتقاي برابري جنسيتي در بازار کار از جمله چالش هاي عمده کشور در مسائل جنسيتي مطرح شده است.
بنا بر اين گزارش خشونت عليه زنان همچنان يک چالش عمده به حساب مي آيد و فقدان اطلاعات رسمي و قابل اعتماد و نگرش هاي فرهنگي براي پنهان کاري در مورد اين خشونت ها، مانع از اين شده که عموم مردم مشکلي به نام خشونت خانگي را به رسميت بشناسند. بررسي وضعيت زنان در قدرت و تصميم سازي، بخش ديگري از اين گزارش است. سازمان ملل انتصاب چهار زن به عنوان معاون وزير و نيز زناني به عنوان مشاوران وزير، مديرکل، شهرداران و مديران مياني ارشد را از جمله پيشرفت هاي زنان در اين حوزه مي داند.
براساس اين گزارش بين سال هاي 1990 تا 2002 تعداد زنان نماينده مجلس از 2 درصد به 5 درصد افزايش پيدا کرد. درصد زنان انتخاب شده در دور دوم انتخابات شوراهاي شهر و روستا 51/1 درصد و تعداد مديران زن در بخش دولتي شاهد 33/63 درصد افزايش بين سال ها 1996 و 2000 بوده است با اين وجود چنانچه در اين گزارش تاکيد شده است، چالش هاي مهمي در مسير افزايش تعداد زنان در پست هاي مديريتي و نقش هاي تصميم سازي وجود دارد. زنان در صحنه سياسي به منابع دسترسي کافي ندارند و پايگاه هاي قدرت سياسي آنان محدود است.
براساس همين وضعيت است که اين گزارش لازم مي داند پشتيباني هاي قانوني و حمايت هايي از زنان به عمل بيايد تا آنان بتوانند بين زندگي خانوادگي خود و وظايفي که به دوش مي گيرند تعادل ايجاد کنند، چراکه نگرش هاي ضعيف جنسيتي در سياست هاي ملي و فقدان برنامه هايي براي مشارکت زنان به موانع موجود پيش روي آنها مي افزايد. در بخش مربوط به حقوق بشر زنان، اين گزارش تضمين و احترام به حقوق زنان را از جمله چالش هاي عمده پيشرفت زنان در ايران به حساب آورده است. در اين گزارش آمده؛ «يکي از مهمترين اقداماتي که لازم است در اين حوزه صورت گيرد، اصلاح قوانين به منظور ايجاد محيطي قانوني، مطابق با استانداردهاي بين المللي حقوق بشري است. اين کار مستلزم حذف برخي از قوانين تبعيض آميز عليه زنان و اصلاح برخي قوانين ديگر است.»
پيوستن به کنوانسيون ملل متحد در خصوص رفع کليه اشکال تبعيض عليه زنان بدون وارد کردن شروط افراطي، اتخاذ نگرش جنسيتي قوي تر در سياستگذاري ملي و تحکيم و تقويت نقش سازمان هاي غيردولتي و جامعه مدني در حمايت از حقوق زنان از توصيه هاي اين گزارش براي بهبود وضعيت زنان در ايران است. در ادامه نشست، آژانس هاي ملل متحد در تهران گزارشي از برنامه هاي شان در رابطه با موضوعات جنسيت را ارائه دادند.
دکتر بصير نماينده صندوق جمعيت ملل متحد در گزارشي که درباره پروژه همياران دادگاه خانواده ارائه داد، شناخت فرآيند رسيدگي به امور دادگاه هاي خانواده و کمک به زنان مراجعه کننده را از اهداف اصلي اين پروژه برشمرد. به گفته او بيش از 80 درصد مراجعه کنندگان دادگاه خانواده زنان هستند و اطلاعات زنان درباره سيستم قضايي و دادگاه خانواده کافي نيست.
بصير لزوم بهبود در روش اصلاح و سازش در دادگاه خانواده و لزوم آموزش قضات نسبت به کارکردهاي مشاوره خانواده را از يافته هاي اين پروژه برشمرد و اضافه کرد؛ «طي اين پروژه 540 زن براي ارائه دادخواست مهريه مراجعه کرده بودند، 32 درصد آنها پس از دو تا سه جلسه از طلاق منصرف شدند و 65 درصد نيز که حاضر به صلح و سازش نبودند در هر حال تقاضاي طلاق داشتند.»
ترويج مبتني بر شواهد براي قانونگذاري در حمايت در برابر خشونت مبتني بر جنسيت «ترويج در زمينه بهداشت باروري، حقوق باروري و جنسيت»، «افزايش آگاهي ها و بهبود ارائه خدمات در خصوص
و بهبود ایدز، مشاوره و خدمات بهداشت باروري براي جوانان، از ديگر طرح هاي صندوق جمعيت سازمان ملل متحد در تهران هستند.
سازمان بهداشت جهاني در گزارش خود ظرفيت سازي زنان رابط بهداشت براي ارائه مراقبت بهداشتي پيشگيرانه و تدريجي در بم و توانمند سازي اقتصادي زنان رابط بهداشت بم را از جمله برنامه هاي خود عنوان کرد.
طرح درآمدزايي و اجتماعي با استفاده از رويکرد نيازهاي اوليه توسعه در سه استان بوشهر، آذربايجان غربي و چهارمحال و بختياري از ديگر طرح هاي اين سازمان در ايران است. آمار رسمي اعتياد زنان تاکنون اعلام نشده اما براساس پژوهش موجود بيش از 6درصد معتادان را زنان تشکيل مي دهند.گلاره مستشاري کارشناس ارشد کاهش دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل با بيان اين مساله گزارش اين دفتر در رابطه با جنسيت را ارائه داد.
به گفته وي مراجعه زنان معتاد به مراکز درماني به مراتب کمتر از حد انتظار است و با وجود اينکه تعداد زنان معتاد بسيار کمتر از مردان است اما آسيب هاي پيش و پس از اعتياد، در زنان بالاتر است.
مستشاري اعمال خشونت بيشتر مردان معتاد عليه همسران شان را از عوارض جانبي اعتياد روي زنان دانست. او تاکيد کرد؛« زنان همسر معتاد در معرض مشکلات عديده خانوادگي، اقتصادي و اجتماعي قرار دارند.» درمان «سوءاستفاده مصرف مخدر»، «اقدامات براي پيشگيري و مبارزه با قاچاق انسان» و «کمک به ارتقاي روند اصلاح قوه قضائيه و نظام زندان ها» ازجمله طرح هاي اين آژانس ملل متحد در ايران است.
نماينده دفتر هماهنگي امور انسان دوستانه سازمان ملل متحد (اوچا) نيز با اشاره به اهميت جنسيت در وضعيت اضطراري به توضيح چارچوب برنامه ريزي هاي بخش در پاسخ براساس جنسيت پرداخت. او بر طبقه بندي و بررسي داده هاي آماري براساس جنسيت، ديدگاه متوازن جنسيتي در برنامه ريزي ها و اقدام براساس تجزيه و تحليل جنسيتي تاکيد کرد. «اوچا» تيم کشوري سازمان ملل براي آمادگي و پاسخ به بلاياي طبيعي در ايران را طراحي کرده است و اين طرح را با داشتن نگاه جنسيتي به پيش مي برد.
نگراني از افزايش طلاق
اعتماد
دوشنبه 18 تیر 1386-9 جولای 2007
مديرکل دفتر پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي بهزيستي گفت؛ طلاق مهمترين آسيب اجتماعي کشور است که رشد آن نسبت به رشد ازدواج 12 درصد بيشتر شده است و آمارهاي موجود در اين زمينه نگران کننده است. سال گذشته 788 هزار و 23 مورد ازدواج و 94 هزار و 40 مورد طلاق ثبت شد که بر اساس اين آمار نسبت رشد طلاق نسبت به ازدواج 1/12درصد است در حالي که اين ميزان در سال 84، 7/10 درصد بود.
مديركل دفتر امور زنان وزارت آموزشوپرورش:
زنان شاغل فرهنگي با 120 مشكل مختلف مواجهند
سرمایه
دوشنبه 18 تیر 1386-9 جولای 2007
مديركل دفتر امور زنان وزارت آموزش و پرورش گفت: «بيش از 540 هزار زن شاغل فرهنگي در وزارت آموزش و پرورش مشغول به كار هستند.» سويزي اظهار كرد: «بيشترين آمار شاغلان زن در كشور متعلق به وزارت آموزش و پرورش است.» وي با اشاره به اين كه «طبق بررسيهاي انجام شده 120 مشكل مختلف در ميان زنان شاغل فرهنگي وجود دارد»، افزود: «اين مشكلات در 12 محور طبقهبندي شده و مورد بررسي قرار ميگيرد.» وي راه برونرفت از مشكلات قشر فرهنگي كشور را ايجاد نظام تحصيلي روان و آسان عنوان و تصريح كرد: «در راستاي تحقق اين هدف، شوراي راهبردي زنان در وزارت آموزش و پرورش تشكيل شده كه اميدواريم به نتايج قابل قبولي دستيابيم.» سويزي مهمترين مشكل زنان شاغل فرهنگي را سرپرست خانوار بودن آنها دانست و گفت: «ارتقاي تحصيلات تكميلي و_ نقل و انتقال زنان شاغل نيز از ديگر مشكلات اين قشر از جامعه است.» مديركل دفتر امور زنان وزارت آموزش و پرورش با بيان اينكه هفت هزار و 670 زن فرهنگي سرپرست خانوار وجود دارد»، اظهار كرد: «بازنشستگي زودهنگام، حمايت نظام اداري، فراهم كردن شرايط خاصي جهت كمكرساني و نيز استخدام فرزندانشان از جمله راهكارهاي تعديل اين فشار كار بر روي زنان سرپرست خانوار شاغل در وزارت آموزش و پرورش است.
وي با اشاره به انتشار ماهنامهء زنان فرهنگي در تمامي مدارس دخترانه از مهر ماه سال تحصيلي آينده، گفت: «به علت وجود يك تريبون صنفي براي جامعهء زنان جهت ارايهء پيام و ديدگاهايشان اين ماهنامه براي اولين بار منتشر خواهد شد.»
صدور احکام غیرمنتظره برای فعالین جنبش زنان
ایران پرس نیوز
دوشنبه 18 تیر 1386-9 جولای 2007
سایت تغییر برای برابری : در پی احضار دلارام علی به دادگاه، او روز دوشنبه 11 تیرماه 1386در شعبه 15 دادگاه حاضر و دلیل احضارش را جویا شد اما در آنجا حکم اش به او ابلاغ و تنها به او اجازه داده شد که از روی حکم رونوشت بردارد.
دلارام علي، فعال اجتماعی، امور زنان و دانشجویی و از اعضای کمپین یک میلیون امضا، به دليل شرکت در تجمع مسالمت آميز 22 خرداد سال 85 در ميدان هفت تير تهران که در اعتراض به نقض حقوق زنان در قوانین برگزار شده بود به دو سال و ده ماه حبس، و ده ضربه شلاق، بدون هيچگونه تعليق، محکوم شد.
بر اساس حکم بدوي دادگاه انقلاب – شعبه 15، که رياست آن را قاضي صلواتي بر عهده دارد؛ ايشان به استناد مادتين 500، 610، و 618 قانون مجازات اسلامي، به اتهام فعاليت تبليغي عليه نظام به شش ماه حبس، به علتِ شرکت در تجمع 22خرداد به دو سال حبس، و در مورد اخلال در نظم عمومي به چهارماه حبس و ده ضربه شلاق محکوم گرديد. صدور اين حکم در حالي است که در موارد مشابه، بر اساس همين اتهامات و با استناد به مواد قانوني فوق، احکام متفاوتي براي ساير پرونده ها در نظر گرفته شده است؛ و اين مسئله نشان از عدم وحدت رويه قضايي در صدور احکام دارد.
در جاي ديگري از حکم صادره براي دلارام علي آمده است که بنا به گزارش سازمان اطلاعات استان تهران و ديگر شواهد و قرائن، بزهکاري ايشان احراز شده است. چنين برخوردي با فعاليت هاي مدني که متاثر از نگاهي امنيتي و توطئه نگر است، نه تنها استقلال قوه قضائيه را زير سوال مي برد، بلکه ادعاهايي همچون مردمسالاري و احترام به حقوق انساني و مدني را خدشه دار مي کند. بعلاوه، عدم به رسميت شناختن اقدامات مدني، که يک فعال اجتماعي را «بزهکار» خطاب کرده و وي را به تحمل «شلاق» محکوم مي کند، متناقض ترين و به تبع آن نامشروع ترين جنبة چنين حکمي است.
پيش از اين، احکام ديگري براي ساير فعالين جنبش زنان صادر شده بود، که برخي از آنها به قرار زير است:
. فريبا داوودي مهاجر: سه سال حبس تعليقي و يک سال حبس تعزيري
. نوشين احمدي خراساني: سه سال حبس (دوسال و نیم تعلیق تا 5 سال و 6 ماه حبس تعزیری
. پروين اردلان: سه سال حبس (دوسال و نیم تعلیق تا 5 سال و 6 ماه حبس تعزیری
4. شهلا انتصاري: سه سال حبس (دوسال و نیم تعلیق تا 5 سال و 6 ماه حبس تعزیری
. سوسن طهماسبي: دو سال حبس،یک سال و نيم حبس تعليقي و شش ماه حبس تعزيري
. آزاده فرقانی دو سال حبس تعليقي
. بهاره هدایت دو سال حبس تعلیقی
حکم مريم ضيا، نسیم سلطان بیگی و عالیه اقدام دوست نیز هنوز اعلام نشده است.
حجاب زمینه حضور فعال بانوان را در اجتماع فراهم می کند
تهران - ایسکانیوز
سه شنبه 19 تیر 1386-10 جولای 2007
حجتالاسلام والمسلمین قاضی رئیس دانشگاه قم، برپایی جشنواره بانوان را پتانسیل و استعداد بسیار بالای بانوان قمی دانست و بر، برپایی این جشنواره در سطح کشور تأکید کرد.
به گزارش روز سه شنبه خبرنگار گروه اجتماعی ایسکانیوز به نقل از مرکز خبر حوزه، رئیس دانشگاه قم اظهار داشت: برگزاری چنین جشنواره هایی با عناوین و ابعاد مختلف نه تنها استعدادهای بانوان را آشکار می کند، بلکه بستر شکوفایی بالندگی بیشتر آنان را نیز فراهم می کند.
قاضی، برگزاری این نمایشگاه را دلیل بارزی بر عدم ایجاد محدودیت برای بانوان دانست و تصریح کرد: حجاب نه تنها محدودیت نیست بلکه آزادی بیشتری برای حضور بانوان در اجتماع فراهم می کند.
وی افزود: توانمندی های زنان با وجود داشتن حجاب، افزایش یافته و بعد از انقلاب نگاه ابزاری به زنان وجود ندارد.
رئیس دانشگاه قم، ضمن تأکید بر برگزاری جشنواره بانوان در سراسر کشور، برگزاری آن را در سطوح بین المللی دور از انتظار ندانست و یادآور شد: برپایی جشنواره به صورت کشوری نه تنها در معرفی توانایی و قابلیت های زنان به عنوان شهری مذهبی و انقلابی کمک می کند، بلکه زمینه رشد بیشتر آنان را فراهم می کند.
خاطرنشان می شود نخستین جشنواره فرهنگی و هنری بانوان استان قم از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان به مناسبت هفته بزرگداشت مقام زن از سیزدهم تا بیستم تیر در محل دائمی نمایشگاه های این استان در حال برگزاری است.
سمینار "زن و خانواده در اسلام" در بنگلادش برگزار شد
تهران - ایسکانیو ز
سه شنبه 19 تیر 1386-10 جولای 2007
همزمان با سالروز میلاد حضرت فاطمه(س) و روز زن سمینار یک روزهای تحت عنوان "زن و خانواده در اسلام" از سوی رایزنی فرهنگی ایران، در محل تالار "بیام" شهر داکا با حضور پروین احمدینژاد برگزار شد.
به گزارش روز سه شنبه خبرنگار گروه اجتماعی ایسکانیوز ؛ در این سمینار سخنرانان به بیان ویژگیهای شخصیتی حضرت فاطمه زهرا(س) و نقش ایشان در ارائه الگوی کامل یک زن مسلمان اشاره کرده و عمل به رهنمودها و دستورات را تنها راه برون رفت از بحرانهای اجتماعی کنونی که گریبانگیر زنان میباشد، عنوان کردند.
این سمینار روز شنبه شانزدهم تیرماه در قالب دونشست تشکیل شد وشش مقاله و پنج سخنرانی در آن ارائه شد.
هاشمی رایزن فرهنگی کشورمان در داکا در این سمینار ضمن تبریک سالروز ولادت حضرت زهرا(س) گفت حضرت فاطمه (س) معیار زنان مسلمان میباشد و آنان بایستی ایشان را به عنوان الگوی خود انتخاب کنند. اما سوگمندانه باید گفت آن حضرت اسوة و الگوی رفتاری بسیاری از زنان مسلمان نشده است و آنان از دستورات اسلامی در زمینههای مختلف حقوق خود، نحوه زیست انسانی و اسلامی، نحوه تعامل با محیط و جامعه آشنا نیستند و این زیبنده زن مسلمان و جامعه اسلامی نیست.
مسعوده چودوری استاد دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه داکا نیز در مقاله ای تحت عنوان "بنیان خانواده در معرض تهدید و روشهای مقابله با آن" ضمن بررسی جایگاه مستحکم کانون خانواده در اسلام،به اهمیت آن با استفاده از آیات و روایات متعدد پرداخته است.
شهیده رفیق استاد دانشگاه داکا نیز در مقاله ای تحت عنوان "حقوق زن و مرد از دیدگاه اسلام" به پیدایش زن و مرد بخشی از خلقت خداوند کریم پرداخته و آورده است نقش مردان در ترویج دین و فرهنگ امری انکار ناپذیر است. زن و مرد متضاد یکدیگر نیستند. بلکه مکمل همدیگرند و در عین حال با هم تفاوتهایی نیز دارند.
حمیده پروین، مدرس مدینة العلوم (حوزه علمیه داکا)نیز با ارائه مقاله ای تحت عنوان "حجاب از دیدگاه قرآن، احادیث و ضروریات اجتماع" گفت حفظ حجاب از جمله دستورات اکید جامعه اسلامی است که برای حفاظت جامعه از انحراف، فخشاء و منکرات وضع شده است. مردان مامور هستند تا در حفظ حجاب زنان را یاری دهند. هدف حجاب محدود نمودن زن در خانه نیست بلکه حفظ حرمت زن و ایجاد امنیت اجتماعی و همزیستی احترام آمیز بههمراه مرد در جامعه انگیزه اصلی این مهم میباشد.
حسن فرازنده سفیر کشورمان در بنگلادش ضمن تبریک به مناسبت سالروز تولد زهرای مرضیه (س)، حضرت فاطمه زهرا(س) را به عنوان محبوبترین چهره دینی، علمی، تقوایی و اخلاقی در میان تمامی زنان عالم عنوان کرد و گفت: شخصیت حضرت فاطمه زهرا(س) "الگویی تام برای تمام زنان عاشق عفت و فضیلت است. وی افزود: دردامن حضرت فاطمه زهرا(س) بود که دو شخصیت ممتاز عالم بشریت حضرت امام حسن(ع) مطهر حلم و وقار و حضرت امام حسین(ع) سرور و سالار شهیدان تربیت یافتند.
سفیر سفیر کشورمان با اشاره به وضعیت زنان در ج.ا.ایران گفت: امروز جامعه ایرانی استقلال خود را پیدا کرده و زن ایرانی در سایه عمل به دستورات و فرمایشات حضرت فاطمه زهرا(س) الگوی تازهای از یک زن مسلمان به جهان اسلام و جهان بشریت معرفی نموده است.
در ادامه سرکار خانم احمدی نژاد به عنوان میهمان ویژه این سمینار در بخشی از سخنان خود گفت از نظر اسلام قلمرو زن در سه قلمرو می تواند به فعالیت بپردازد که عبارتند از قلمرو تکامل انسانی، قلمرو اجتماعی، و قلمرو خانواده.
احمدی نژاد طی سخنان خود با استناد به برخی آیات قرآن مجید که شأن نزول آنها حضرت فاطمه زهرا(س) میباشد، گفت: حضرت فاطمه زهرا الگوی یک زن کامل برای تمام زنان جهان به شمار میرود. فاطمه (س) رسالت مادری و همسر داری خود را به بهترین نحو به انجام رساند و شخصیتهایی را تحویل جامعه بشریت داد که نقشهای ماندگاری از خود برجای گذاشتند. وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: در سایه پیروی از فاطمه (س) است که موانع دانشافزایی برای زنان در بسیاری از جوامع اسلامی برچیده شد و زنان به مدارج بالایی از علم و دانش دست یافتند، در حالی که در غرب پس از گذشت سالهای طولانی این حقوق به زنان اعطا شد.
عضو شورای اسلامی شهر تهران در پایان سخنان خود با اشاره به شان نزول سوره کوثر، حضرت فاطمه(س) را به عنوان شخصیتی که بسیاری از سرچشمههای نورانی دین اسلام از ایشان نشات می گیرد، مطرح نموده و ابراز امیدواری نمود تمام زنان مسلمان با عمل به رفتار و کردار حضرت فاطمه (س) بتوانند چهره واقعی یک زن مسلمان را به جهانیان ارائه نمایند.
پس از سخنرانی احمدی نژاد ترجمه بنگالی کتاب نظام حقوق زن در اسلام اثر استاد مطهری که توسط رایزنی فرهنگی ج.ا.ایران به مناسبت سالروز تولد حضرت زهرا(س) ترجمه و منتشر شده است، رونمایی شد و نسخههایی از آن به سخنرانان بنگالی اهدا شد.
زن سریلانکایی با مجازات گردن زدن در عربستان روبروست
تهران-ایسکانیوز
سه شنبه 19 تیر 1386-10 جولای 2007
یک زن سریلانکایی که به عنوان پیشخدمت در منزل یک عربستانی مشغول به کار بود به جرم قتل کودک 4 ماهه خانواده با مجازات گردن زدن روبروست.
به گزارش روز سه شنبه گروه بین الملل ایسکانیوز به نقل از پایگاه خبری بی بی سی ، ریزانا نافیک متهم به قتل کودکی است که از وی نگهداری می کرد و او مدعی است که تحت فشار و آزار و اذیت والدین خانواده کودک مرتکب قتل وی شده است.
بیش از یک میلیون زن سریلانکایی به عنوان پیشخدمت و پرستار کودک در منازل مردم عربستان مشغول به کار هستند.
با این حال این زن جوان سریلانکایی برای درخواست استیناف و تجدید نظرخواهی از دادگاه یک هفته وقت دارد.
در عین حال کمیسیون حقوق بشر آسیایی که در هونگ کونگ مستقر است اعلام کرد که یک تراژدی بزرگ در حال اتفاق است و از دولت عربستان خواست تا از اعدام این زن جوان بی گناه خودداری کند.
بررسی مشکلات بانوان قالیباف گرمسار
سمنان –ایسکانیوز
سه شنبه 19 تیر 1386-10 جولای 2007
بمناسبت هفته زن وبزرگداشت مقام زن مسایل ومشکلات بانوان قالیباف شهرستان گرمسار با برگزاری همایشی در این شهرستان مورد بررسی قرار گرفت.
به گزارش روز سه شنبه خبرنگار گروه اقتصادی ایسکانیوز؛بمناسبت هفته زن وبزرگداشت مقام زن مسایل ومشکلات بانوان قالیباف شهرستان گرمسار با برگزاری همایشی در این شهرستان مورد بررسی قرار گرفت.
معاون بازرگانی داخلی سازمان در این همایش ایجاد مجتمع کارگاههای تولیدی فرش وکارگاههای متمرکز ونیمه متمرکز را از اهداف مرکز ملی فرش ایران بیان کرد.
آقای کهنسال افزود : در این زمینه تاکنون در استان سمنان ومجتمع کارگاهی ایجاد شده ویک کارگاه در حال راه اندازی است وی گفت : امروز باید با نگاه تولید ، صادرات وخدمات رسانی به فرش توجه کنیم وبا توجه به این دیدگاه باید مطابق با سلیقه ها ونیازهای روز در تولید فرش اقدام کنیم.
وی به مسئله آموزش قالیبافان اشاره کرد وگفت : سال گذشته با بیش از 198 میلیون ریال اعتبار 11 دوره آموزشی برای 450 نفر از قالیبافان در استان سمنان برگزار شد.
در این همایش برخی از قالیبافان نبود بازار مناسب برای فروش ، نبود کارگاههای قالیبافی وتسهیلات بانکی را از مشکلات خود در عرصه تولید فرش بیان کردند.
در این مراسم از طرف شورای شهر گرمسار 200 متر مربع زمین بطور رایگان در اختیار شرکت تعاونی قالیبافان برای ایجاد کارگاه قرار گرفت .همچنین در این مراسم 20 نفر از بانوان بافنده با اهدای جوایزی مورد تقدیرقرار گرفتند شرکت تعاونی فرش بانوان گرمسار 721 عضو رسمی و406 عضو فعال دارد.
بیش از شش درصد از معتادان ایرانی، زنان هستند
تهران- ایسکانیوز
سه شنبه 19 تیر 1386-10 جولای 2007
کارشناس ارشد کاهش تقاضای دفتر مقابله با موادمخدر و جرم سازمان ملل متحد گفت: بر اساس پژوهش های موجود بیش از شش درصد معتادان در ایران را زنان تشکیل می دهند.
به گزارش روز سه شنبه خبرنگار گروه اجتماعی ایسکانیوز، "گروه مستشاری" شامگاه دیروز در نشستی که به مناسبت بزرگداشت هفته زن در دفتر سازمان ملل متحد در تهران برگزار شد، افزود: با وجود اینکه آمار رسمی اعتیاد در سال های اخیر اعلام نشده اما آمارهای موجود در گزارش ها حدود 2 میلیون نفر بوده است که خوشبختانه مراجعه زنان معتاد به مراکز درمانی به مراتب کمتر از حد انتظار است.
وی ادامه داد: بیکاری، کناره گیری از جامعه، افت وضعیت سلامتی فرد و اختلال در ارتباط با خانواده به همراه خشونت خانگی از عوارض ناشی از اعتیاد در میان زنان است.
مستشاری همچنین مشکلات اقتصادی، ارتکاب جرم، ابتلا به بمیاری های عفونی مانند ایدز و هپاتیت را از دیگر عوارض ناشی از اعتیاد دانست و افزود: تعداد زنان معتاد بسیار کمتر از مردان است، اما آسیب های همراه قبل و بعد از اعتیاد در زنان بسیار بالاتر است.
وی خاطر نشان کرد: توجه به مساله اعتیاد زنان باید به صورت جدی مورد توجه مسوولان قرار گیرد و سازمان ملل نیز این موضوع را در دستور کار خود قرار داده است.
شهلا از زندان خسته شده است
جام جم
سه شنبه 19 تير ماه 1386 00:01
:به دنبال تاييد حکم اعدام شهلا جاهد در شعبه سوم تشخيص و اظهارات متهم در رسانه ها، وکيل مدافع وي در گفتگو با «جام جم» عنوان کرد ، اظهارات اخير شهلا مبني بر درخواست اجراي حکم ، به دليل خسته بودن وي از زندان است.
عبدالصمد خرمشاهي وکيل مدافع شهلا جاهد با اشاره به اين موضوع به خبرنگار ما گفت: پس از دستگيري و محکوميت شهلا در چند شعبه و اختلاف نظر تعدادي از قضات درباره محتويات پرونده اتهامي موکل من مبني بر بي گناه بودن وي در قتل لاله سحرخيزان ، شهلا اکنون در شرايط بد روحي به سر مي برد و اظهارات وي مبني بر اجراي حکم دليل بر قبول قتل از جانب وي نيست و او به صرف خسته بودن از پنج سال زندان اين اظهارات را بيان کرده است.
خرمشاهي با اشاره به اين که قانون همان گونه که براي خانواده مقتول حقوقي قائل است به همان ميزان نيز براي متهم حقوقي قانوني در نظر گرفته ، افزود: اگر موکلم از من بخواهد در مقابل حکم صادره اعتراض نکنم بنده نيز براساس قانون از وي تمکين خواهم کرد.
وي اظهار کرد: تا زماني که وکيل قانوني شهلا باشم از وي دفاع و به وظيفه قانوني خود عمل مي کنم.
شهلا در گفتگو با برخي رسانه ها مطالبي را بيان کرده است که پس از درج اين اظهارات ، وي عنوان کرده نتوانسته است منظور خود را برساند.او در ارتباط با اين پرونده تنها در يک بخش خود را مقصر مي داند که وارد زندگي ناصر محمدخاني شده است.
خرمشاهي تاکيد کرد: موکل من از ابتدا قتل لاله را انکار کرده و ادامه فعاليت من در ارتباط با پرونده شهلا، توافق نهايي با وي است و در هر مرحله از مراحل تجديدنظر خواهي که منجر به اعتراض جديدي شده است اين اعتراض با ارائه وکالت نامه از سوي موکل بوده که اعتراضات انجام شده به درخواست موکل صورت گرفته است.
بنابراين به نظر مي رسد اين مطلب که عنوان نموده اند ادامه اعتراضات خواسته ايشان نبوده صحيح نيست و همان گونه که عنوان نمودند اظهارات فوق در اثر فشار روحي ناشي از تحمل زندان از سوي شهلا بوده و منطبق بر واقعيات نيست.
خرمشاهي با تاکيد بر اين که پس از توافق با شهلا با قاطعيت پيگير پرونده خواهد بود، افزود: وکيل و قاضي دو بال فرشته عدالت براي روشن شدن زواياي تاريک پرونده هستند.
از ابتدا با هدف لوث کردن ، پرونده وکالت شهلا را به عهده نگرفتم ، بلکه پس از مطالعه متوجه شدم او بي گناه است و تاکيد مي کنم ، قصاص حق قانوني خانواده مقتول و دفاع نيز حق مسلم يک وکيل از متهم قلمداد مي شود.
در اين پرونده به دنبال اين هستيم که عدالت اجرا شود و اکنون پس از 5سال موکل من در شرايطي قرار مي گيرد که با روحيه فرسوده و خسته درخواست مجازات خود را مي کند و...يادآوري مي شود پس از گفتگو با شهلا، ارغوان رضايي ، دختر ورزشکار ايراني - فرانسوي با ارسال نامه اي به «جام جم» از خانواده سحرخيزان درخواست کرده است تا اين متهم مورد عفو و بخشش قرار گيرد.
کوزه گران بي مزد
جام جم
چهارشنبه 20 تير ماه 1386-12 جولای 2007
بايد از نزديک ببينيد. نه بايد از نزديک حس کنيد. نه! نه! شعار دادم
بايد ساليان سال بار محروميت اين ستم کشيدگان را بردوش بکشيد تا شايد زماني که مسووليتي را از طالع خوب ، به شما بخشيدند، فراموشتان نشود که کلپورگان ، همچنان کوزه گران بي مزد مي پروراند.
حق داريد اگر با تمام مشغوليت هاي ذهني و کاري ، دمي را به فکر زناني نباشيد که ساليان سال تنها به خاطر 500 تا تک توماني ، گلي را به خمره اي تبديل مي کنند! چه مي دانيد و چه مي دانم که چند ساعت از شبانه روز را بايد روي اين حصير پاره پهن شده زير نور شديد آفتاب يا در سرماي زمستان بنشيند تا شايد گلي به کوزه اي ، گلداني و... تبديل شود و پولي از آن براي سير کردن شکم کودکانش به دست بيايد.
شايد حق با ماست نه با آن دختران زود پير شده و به خاموشي گراييده.
در عصر فولاد و آهن ديگر چه کسي نيازي به کوزه هاي گلي و گلدان هاي سفالي خواهد داشت؟ ديگر چه کسي ، بوي خاک و نوازش گل را مي فهمد؟ چه کسي ريشه وجودي خويش را درک مي کند؟! شايد اين بيوه زنان نيز از روي گرسنگي و غم نان است که اسرار و حرفهاي نگفتني خاک را هنوز به گوش جان مي خرند.
نمي دانم حق با کدام يک از ماست؟ با مايي که هزاران برنامه و طرح براي رشد صنايع دستي و ايجاد اشتغال براي هنرمندان اين صنعت داريم يا با آن زنان زود پير شده کلپورگاني که به خاطر فقر، هنر خويش را نيز چندي ديگر فراموش خواهند کرد. به نظر مي آيد اين دختران و زنان کلپورگاني ، سرسخت و بي نيازتر از من و توي بچه شهري نازپرورده باشند که مي توانند اسرار خاک را درک کنند، حرفهاي گلهاي خيس را بشنوند و با دستان خالي آن طور که اين گلهاي سست مي خواهند به گلدان يا کوزه يا هرچيز ديگري تبديل کنند.
کلپورگان لحظه هاي احتضار خود را مي گذراند
مدتها از سفري که به سيستان و بلوچستان رفته بودم مي گذرد. اما روستاي کلپورگان و آن زنان سياه چادر زود پير شده ، هنوز از ذهنم بيرون نرفته اند.
روستاي کلپورگان که بزرگترين يا شايد تنها کارگاه کوزه گري که به روش سنتي اشياي سفالي را توليد مي کند، هنوز ذهنم را مي آزارد. وقتي قرار بود به اين کارگاه برويم ، اصلا فکرش را نمي کردم که با يک سالن کوچک و چند قطعه سنگ ، تيشه هاي کوچک و زناني تکيده رو به رو شويم.
در اين کارگاه کوچک رنگ پريده که هيچ بويي از زندگي ندارد، نيازي نبود آدمک هاي اطراف من چيزي بگويند يا گلايه اي کنند. چشم که بازمي کرديد همه چيز را بوضوح مي ديديد.
فقر بود و بي توجهي هزار ساله! بي انگيزگي و نابودي! لحظه هاي احتضار اين کارگاه کوچک و شمارش نفسهاي آخرش کاملا هويدا بود. تک تک چهره هاي زنان هنرمندش و حتي صاحب اين کارگاه ، نبود امکانات و بي توجهي مسوولان به اين قشر هنرمند را يادآور مي شد.
اينجا واقعيت تصويري از شکوفايي ، رشد و توجه مسوولان به اين هنر جا مانده از گذشتگانمان را نشان نمي دهد، بلکه کارگاه سفال کلپورگان واقعيت نابود شدن صنايع دستي و هنر بومي استان سيستان و بلوچستان را بوضوح نشان مي دهد.
سرگذشتي تلخ ، اما حقيقي
کلپورگان تنها کارگاه سفالي است که در جهان نظيري ندارد. به گفته صاحب اين کارگاه ، سفال و توليداتش آنقدر ارزش دارد که آن زن فرانسوي سالانه هزاران فرسخ راه را مي پيمايد، به اين کارگاه مي آيد و فهرست سفارش هاي مختلف خود را به صاحب کارگاه تحويل مي دهد و حتي نيمي از کارمزد را در ابتداي قرارداد مي پردازد و مي سپارد که اگر زودتر آماده شد، حتما خبرش کنند!شايد البته آن زن فرانسوي هم کمي به زندگي بي توجه است! چرا که اگر چيزي بود، بايد من ، تو و تمام مسوولاني که صداشان تا فراسوي ثريا بلند شده اين گوهرهاي با ارزش را مي ديدند.
مسوولان بسياري براي بازديد از کارگاه سفال مي آيند و مي روند اما تغييري در وضعيت ما ايجاد نشده است.
تمام کارگاه را که مي گشتيد، ابزار تخصصي گران پيدا نمي کرديد. تکه هاي کوچک از چوب ، سنگ و گل! مي گفتند گل آن ، از نوع خاصي است که چندکيلومتر آن طرف تر، به وسيله گروهي از نوجوانان به اين کارگاه منتقل و در ازايش چند اسکناس سبز رنگ پرداخت مي شود.
اين گل با تلاشهاي زنان و دختران کلپورگان به کوزه ها، گلدان ها و قندان هايي تبديل شده ، با ريختن آب بر روي سنگ مخصوص ، ساعتهاي طولاني سابيده مي شود تا از آن سنگ رنگي توليد شود. بعد از آن هم به وسيله يک تکه چوب کوچک نقاشي شده و براي پخته شدن به کوره منتقل مي شود. آن هم کوره اي که به دليل نداشتن بنزين و نفت ، روزهاست که خاموش مي ماند. تمام ماجرا اين است که «بزرگزاده» معاون سابق صنايع دستي سيستان و بلوچستان نيز به آن باور دارد: «نبايد صنايع دستي با سازمان ميراث فرهنگي ، گردشگري ادغام مي شد، زيرا صنايع دستي با اين کار نابود خواهد شد.»
يادم نبود يا نمي خواستم از او بپرسم چند صباحي بيشتر نيست که اين ادغام صورت گرفته است ، اما از عمق زخمهاي اين کلپورگاني ها معلوم است که ساليان سال اين درد را در خود نهفته اند و با آن زندگي مي کنند. اين درد ساليان سال است که آنها را مي آزارد تا جايي که ديگر آه هايشان به فرياد تبديل شده است. پس چرا تا به حال اتفاقي در اين روستاي دور افتاده نيفتاده است.
با هزار زحمت از اين زنان ترسيده بي تفاوت مي پرسم که چگونه و چرا اين گلها کوزه مي شود؟ در جواب با نگاهي بي تفاوت که دلم مي خواست هرگز به نگاهم گره نمي خورد، پاسخ مي دهند چند ماهي است که سوختي براي روشن کردن اين کوره نداريم. سفالها را مي سازيم و چون در مرحله آخر يعني پخته شدن با مشکل مواجه مي شويم ، سفالها آماده نمي شود و چون سفالي آماده نمي شود، هزينه اي هم بعد از ساعتها کار به ما تعلق نمي گيرد. براي ساخت هر کوزه يا هر سفال ، بسته به حجم کار حداقل 4 تا 6 روز زمان صرف مي شود. دراين مدت ، نهايت 4 کوزه آماده مي شود. براي هر کوزه هم تنها 5 تا 100 توماني دريافت مي کنيم. حقوقمان هم به صورت روزمزد است. اگر آماده شود، اسکناس ها را مي دهند و اگر نشود بايد باز هم انتظار بکشيم.
بي تفاوت ادامه مي دهد که مسوولان بسياري چون شما براي بازديد از اين کارگاه مي آيند و مي روند، اما تغييري در وضعيت ما ايجاد نشده است. همچنان در روزهاي گرم سال روي اين حصير شکسته در قسمتي از کارگاه که آفتاب بر آن نمي تابد، مي نشينيم و از ساعت 8 صبح تا زماني که بتوانيم کار مي کنيم.
در فصلهاي سرد سال هم اين حصير را جابه جا کرده و جلوي در مي کشيم و در را باز مي گذاريم تا با نوري که از اين در آهني به داخل تابيده مي شود، خود را گرم نگه داريم. با اين کار نور آفتاب به جانمان تابيده و دستانمان را براي کار کردن گرم نگه مي دارد. با آه و ناله از زمين بلند مي شوند و مي نشينند و ادامه مي دهند: «تمام بدنمان درد مي کند، ساليان سال است که اين کار را انجام مي دهيم. بسياري از دختران و زناني که براي کار به اين کارگاه مي آيند، بيمار مي شوند. سرانجام دير يا زود، گريبان همه دختران و زناني که در اين کارگاه کار مي کنند، به وسيله بيماري هاي کليوي ، ريوي و انواع آرتروز گرفته خواهد شد. اينجا براي کار مي آييم و با انواع و اقسام بيماري ها از در خارج مي شويم. با اين هزينه هاي کم و بيماري هاي بسيار، تنها بايد خرج دارو و درمانمان را بدهيم. بيمه که نيستيم ، تمام اين کارها هم براي 500 تومان است.»
ديگر نگاهش را از من دزديده است ، انگار او هم فهميده که کاري از دست من و امثال من برنمي آيد.
کارگاه کلپورگان را با تمام دردها، رنجها و شکوه هاي زنان زودپيرشده اش تنها مي گذاريم و سوار ماشين مي شويم و جاده الاکلنگي را به سوي سراوان ادامه مي دهيم. جاده اي که با فراز و نشيب هاي عميقش بيشتر شبيه به يک زمين بازي يا شهر بازي است تا يک جاده براي حرکت کردن ماشين ها!از دور، مزداهاي دوکابين و يک کابين ، نيسان وانت هايي که پر از پيتهاي بنزين است از جلوي چشمانمان با سرعتي بسيار در طول جاده ، پرواز مي کنند! ماشين هايي که اگر قطره هايي از آنها، به کارگاه سفال کلپورگان مي رسيد، شايد ديگر اين زنان سرسخت کلپورگاني ، لب به شکوه نمي گشودند. اما افسوس که کلپورگان هنوز هم تنها شاهد حمل و انتقال بنزين است نه مصرف کننده آن! ساليان سال است که براي مصرف درست بنزين ، سهميه بندي در استان سيستان و بلوچستان انجام شده ، اما هنوز هم کلپورگان کوزه گران بي مزد مي پروراند.
هیچ زنی نباید به خاطر زندگی بخشیدن به دیگری بمیرد
تهران- ایسکانیوز
چهارشنبه 20 تير ماه 1386-12 جولای 2007
خانم ثریا احمد عبید، دبیر اجرایی صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در پیامی به مناسبت روز جهانی جمعیت 11جولای 2007 برابر با 20 تیرماه 1386 ضمن اعلام اینکه هیچ زنی نباید به خاطر زندگی بخشیدن به دیگری جان خود را از دست بدهد، خواستار مشارکت تمامی مردان در سلامت مادران شد.
به گزارش روز سه شنبه گروه اجتماعی ایسکانیوز متن کامل پیام وی به شرح زیر است: روز جهانی جمعیت زمان تمرکز بر تعهد و اقدام جهت اطمینان بخشیدن به این هدف است که هر بارداری خواسته؛ هر زایمان ایمن؛ همه جوانان بدور از بیماری ایدز و هر دختر و زن مورد احترام باشند. موضوع روز جهانی جمعیت امسال، نقش مردان در سلامت مادران است.
رهبران جهان، خود را متعهد به بهبود سلامت مادران و پیشبرد برابری جنسیتی کرده اند مردان با استفاده از قدرتشان می توانند سهم بسزایی در ایجاد تغییرات مثبت داشته باشند. مردان در موقعیت های گوناگون، از تصمیم گیری های شخصی و خانوادگی گرفته تا تصمیمات سیاسی و برنامه ریزی درتمام سطوح کشور، صاحب قدرتند.
صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، از ابتکارات مربوط به سلامت مادران در سراسر دنیا حمایت می کند. ما با دولت ها و سایر شرکا، برای اطمینان یافتن از دسترسی هر زن به خدمات سه گانه بهداشت باروری که نجات بخش زندگی آنهاست، همکاری می کنیم. این خدمات شامل استفاده داوطلبان از روشهای تنظیم خانواده، زایمان توسط افراد دوره دیده و مراقبت های اضطراری زایمان درصورت بروز مشکلات در زمان وضع حمل است، تجربه نشان می دهد که مشارکت مردان می تواند موجب تفاوتهای قابل توجهی شود با عدم تشویق ازدواج زودهنگام بالا بردن سطح تحصیلات دختران، ترویج ارتباط های عادلانه و هم تراز و حمایت از سلامت و حقوق مادران، پیشرفت حاصل خواهد شد.
امروز در روز جهانی جمعیت، زمان آن فرا رسیده است که تمامی مردان، به عنوان پدر، برادر، همسر، رهبران اجتماعی و مذهبی و مقامات رسمی دولت در سلامت مادران مشارکت کنند ما با کمک یکدیگر می توانیم امروز را به آخرین روزی که در آن 1440 زن در طی دوران بارداری و وضع حمل می میرند، تبدیل کنیم. بیایید با این پیام ادامه دهیم: هیچ زنی نباید به خاطر زندگی بخشیدن به دیگری بمیرد و بیایید تمام توان خود را برای افزایش حق هر زن در برخورداری از یک زندگی سرشار از سلامتی، احترام و فرصت های برابر، به کار بندیم.
زن و دختر قزويني به دليل بدحجابي دستگير شدند بیست و یک
نوانديش
پنجشنبه 21 تیر 1386-12 جولای 2007
سرهنگ داود نصيحتي، رئيس پليس اطلاعات و امنيت عمومي قزوين در جمع خبرنگاران با اعلام اين مطلب گفت: از اول خرداد سه هزار و 264 نفر مورد تذكر شفاهي ماموران قرار گرفتند كه 136 تن از آنان به پاسگاه پليس منتقل شده و تعهد كتبي دادهاند.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني استان قزوين ، وي گفت: بحث بدحجابي يكي از موضوعات اين طرح است و علاوه بر آن با عواملي چون ايجاد ناهنجاري هاي اجتماعي، آلودگي صوتي، مزاحمين خياباني و توليدكنندگان پوشاك غيرمتعارف برخورد ميشود.
نصيحتي افزود: به اصناف و فروشندگان لباسهاي غيرمتعارف در 128 مورد تذكر شفاهي داده شده است و از 35 واحد تعهد كتبي گرفته شد همچنين 10 واحد متخلف تعطيل و سه واحد پلمپ شد.
وي درباره نحوه برخورد با عوامل تكثير و توزيع فيلم مبتذل گفت: در اين زمينه 50 مورد تذكر شفاهي، 13 مورد تعهد كتبي، سه مورد تعطيلي و يك مورد لغو پروانه و پلمپ صورت گرفته است.
اين مقام انتظامي گفت: سه كافي نت در قزوين كه امكان استفاده از سايتهاي مبتذل را براي كاربران فراهم ميكردند، تعطيل شدند.
همچنين به 20 كافي نت تذكر شفاهي داده شد و از 8 مورد تعهد كتبي اخذ شد.
وي در ادامه به برخورد با آرايشگاههاي زنانه اشاره كرد و گفت: در اين مدت به 40 واحد تذكر شفاهي دادهايم و از 28 واحد تعهد گرفتهايم همچنين دو واحد متخلف تعطيل شدند.
سرهنگ نصيحتي درباره طرح پاكسازي مناطق استان قزوين از ارازل و اوباش گفت: در اين راستا 11 نفر دستگير شدهاند.
حکم جنجالی سنگسار در قزوین اجرا شد
ادورار نیزو
یکشنبه 17 تیر 1386-8 جولای 2007
ادوارنیوز: منابع نزدیک به جنبش زنان از اجرای حکم سنگسار برای جعفر کیانی متهم مرد پرونده سنگسار در تاکستان خبر می دهند.
سایت میدان که از سایتهای نزدیک به جنبش زنان است در این باره اورده است:اخبار موثق حاکي از آن است که پنجشنبه گذشته، جعفر کياني، مردي که به اتهام زناي محصنه با مکرمه ابراهيمي به سنگسار محکوم شده بود و قرار بود دو هفته پبش همراه وي در بهشت زهراي تاکستان سنگسار شود، سنگسار شده است.
برخي از منابع از سنگسار وي در ملاءعام خبر داده اند.
گفتني است پس از انتشار وسيع خبر مجکوميت اين مرد و زن به سنگسار و فراهم آمدن مقدمات اجراي آن، مسئولان قضايي در سطوح مختلف اصل صدور اين حکم يا اجراي آن را تکذيب کرده بودند.
سعيد اقبالي، يکي از وکلاي مکرمه ضمن ابراز نگراني از وضعيت وي به خبرنگار "ميدان" گفت: مسئولان دادسراي تاکستان و قاضي پرونده همچنان قصد اجراي حکم را دارند.
بر طبق شنيده ها، حدود 13 سال پيش مکرمه و جعفر پس از ازدواج با يکديگر، صاحب فرزندي شده اند که اکنون 11 سال دارد اما قاضي پرونده ازدواج اين دو تن را قبول نکرده و رابطه آنها را براساس علم خود زنا تشخيص داده است.
دادستاني انتظامي قضات به اقدام قاضي صادركننده اجراي حكم سنگسار رسيدگي ميكند
نواندیش
پنجشنبه 21 تیر 1386-12 جولای 2007
يك مقام مسوول در قوه قضاييه خبر داد: به اقدام قاضي صادركننده اجراي حكم سنگسار در دادستاني انتظامي قضات رسيدگي ميشود.
اين مقام مسوول درگفتوگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دربارهي اجراي حكم سنگسار يك متهم در تاكستان قزوين با دستور قاضي پرونده عنوان كرد: دادستاني انتظامي قضات به اين اقدام قاضي پرونده كه خلاف دستور رييس قوه قضاييه بوده است، رسيدگي ميكند.
سخنگوي قوهي قضاييه روز گذشته در يك نشست خبري، اجراي حكم سنگسار در يكي از روستاهاي تاكستان را تاييد كرد و گفت: براساس ماده 83 قانون مجازات اسلامي حكم رجم پيشبيني شده كه طريق اثبات آن هم ساده نيست. وجود چهار شاهد عادل و چهار بار اقرار يا علم قاضي طبق شرع و قوانين باعث شده كه ما شاهد صدور موارد محدود و معدودي از حكم رجم در كشور باشيم.
وي با بيان اين كه ديدگاه قوه قضاييه در مورد احكام رجم برگرفته از شرع و قوانين است البته مواردي بوده كه اين حكم صادر شده اما متوقف شده است، گفت: اخيرا نيز حكمي به وسيله قاضي شعبهاي در تاكستان اجرا شد اما در قوهي قضاييه بنا بر اين نبوده كه چنين احكامي به اين شكل اجرا شود و دستور توقفي كه از سوي رييس قوه قضاييه صادر ميشود براي دقت لازم از سوي قضات در صدور و اجراي چنين احكامي است اما در اين مورد چون حكم قطعي شده بود در مورد آقا اجرا شد اما در مورد خانم فعلا متوقف است.
سخنگوي قوه قضاييه ادامه داد: اينكه دستور رييس قوه قضاييه چقدر ميتواند مانع از استقلال قاضي باشد بحث مفصلي است اما قاضي استقلال دارد البته با دستور رييس قوه قضاييه ضرورت دارد در صدور و اجراي اين احكام دقت بيشتري صورت گيرد.
جمشيدي تاكيد كرد: سياست قوه قضاييه درمورد چنين احكامي برگرفته از شرع و قوانين، اين است كه در موارد بسيار معدود و نادري حكم صادر و اجرا شود.
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی:
اجرای طرح مبارزه با بدحجابی موجب گسترش پوشش مناسب شده است
تهران- ایسکانیوز
جمعه 22 تیر 1386-13 جولای 2007
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با اشاره به طرح مبارزه با پدیده بدحجابی توسط نیروی انتظامی گفت: اجرای این طرح در جهت اصلاح و گسترش پوشش مناسب و اسلامی، در سطح جامعه شده است.
دکتر لاله افتخاری در گفتوگوی اختصاصی روز پنجشبه با خبرنگار گروه اجتماعی ایسکانیوز، با اشاره به عملکرد مناسب نیروی انتظامی با بدحجابی در سطح جامعه بیان کرد: نیروی انتظامی در جهت گسترش پوشش مناسب لباس و هماهنگ با جامعه اسلامی در گام های پیوسته، دست به اقدامات مناسبی زده است.
وی با اشاره به این عملکردها افزود: در اجرای این طرح، گام اول برخورد ارشادی است و امر به معروف در صورتی که فرد بدحجاب به مخالفت بپردازد با برخورد انتظامی و دادن تعهد مواجه خواهد شد و در نهایت در صورت استمرار بدحجابی با فرد خاطی برخورد قضایی صورت خواهد گرفت.
نماینده مردم تهران ضمن بیان اینکه اجرای این طرح اصلاح گرانه، موجب رفع بسیاری از ناهنجاری ها در جامعه شده است ابراز داشت: نیروی انتظامی به وسیله اجرای قاطع و مستمر این طرح، دغدغه و نگرانی های مردم را که قبل از اجرای این طرح در سطح جامعه، رو به گسترش بوده به طور جامع بهبود داده است.
افتخاری اشاره کرد: مردم و مسوولان از اجرای این طرح اظهار خشنودی کرده و امیدوار هستند که اجرای این طرح همچنان با اقتدار کامل به دوام خود ادامه دهد.
بررسي آسيبي اجتماعي در گفت وگو با شهربانو اماني
سن فرار دختران از خانه به زير 14 سال رسيد
اعتماد
پنجشنبه 21 تیر 1386-12 جولای 2007
زهرا بيگدلي
مي گويد از خانه فرار کرده ام و اين فرار يعني عصيان. عصيان عليه ناپدري و فقر شايد. سرنوشت او آن قدرها گنگ نيست. آوارگي در خيابان و تن دادن به هر چه که ذهن تو، نه ما آن را غريب و غيراخلاقي مي داند. سرنوشتي که همان عصيان برايش رقم خواهد زد. او، اما عصيان کرده تا به خوشبختي برسد، دنيايي تازه و مرفه. فرار نکرده تا برچسبي نازيبا بر پيشاني اش حک شود. اما چه دردناک است اين برچسب لعنتي که ديگر پاک نمي شود. سراغ شهربانو اماني کارشناس امور زنان مي رويم تا از دختران فراري براي مان صحبت کند.
پديده دختران فراري، پديده يي است که در عرض چند سال گذشته، صحبت از افزايش آن بوده است، پس اين پديده بايد تعريفي عام داشته باشد. چون، بسياري از دختراني که در خيابان ها زندگي مي کنند، در واقع از خانواده فرار نکرده اند، بلکه امکان مالي براي داشتن نوعي سرپناه را ندارند. در حالي که دختر فراري کسي است که عليه خانواده طغيان کرده و نتوانسته سنت هاي خانواده را تحمل کند. به نظر شما، اين نوع تقسيم بندي درست است؟
دختر فراري يعني کسي که از خانواده فرار کرده و به خانواده پشت پا زده. يعني کسي که خروج از خانه داشته است. منتها دختران فراري، لاجرم دختران خياباني نيستند. همه زنان و دختران خياباني فراري نيستند. بعضي از زن ها يا دختران ممکن است در خيابان زندگي کنند به اين دليل که سرپناهي ندارند يا از روستاها به شهر مهاجرت کرده اند و چاره يي ندارند جز اينکه در خيابان کار و زندگي داشته باشند. دختران فراري را بايد وراي اين بحث ديد. بسياري از دختران خياباني رفتارهاي غيراخلاقي هم دارند، اما الزاماً دختر فراري به سمت مسائلي مثل تن فروشي کشيده نمي شود. البته من سعي مي کنم به جاي فرار کلمه بهتري پيدا کنم شايد گريزان شدن از خانه اصطلاح بهتري باشد. اين موضوع با بحث در مورد عوامل گريز از خانه بهتر معلوم مي شود.
حالا که تعريف اين قشر به نوعي با عوامل ارتباط پيدا مي کند، از عوامل صحبت کنيد.
عوامل گريز از خانه به نظر کارشناسان بيشتر، مسائل و مشکلات خانوادگي است. خشونت هاي جسمي و روحي موجود در خانه اعم از تنبيه يا توهين و تحقير. در بسياري از خانواده ها هم شرايط اجتماعي تغيير پيدا کرده و نوعي گسست بين نسلي ايجاد کرده است. يا بسياري تفاوت هاي فرهنگي ديگر دختران جوان و خانواده ها. از طرف ديگر، الان جوانان و نوجوانان مثل گذشته نيستند که به راحتي همه چيز را تحمل کنند. آستانه تحمل جوانان پايين تر آمده. جوانان نمي توانند هوش هيجاني را به راحتي کنترل کنند و تصميمات آني مي گيرند. بر اساس آمارها، بيشتر دختران از خانواده هايي فرار مي کنند که سطح سواد والدين کم است. در حالي که اين آمار، در خانواده هايي با سطح سواد بالا بسيار اندک است. اين مساله سواد در بين خود دختران هم نقش عمده يي دارد. يعني بسياري از آنها که فرار مي کنند، افرادي هستند که ترک تحصيل کرده اند. در هر صورت اين شاخص ها را به چند دسته مي توان تقسيم کرد؛ بدسرپرستي والدين عامل اصلي فرار از خانه است. بعد از آن اعتياد والدين است. آزار و ضرب و شتم رتبه سوم را دارد و فقر با وجود اينکه بسياري بر آن تکيه مي کنند چهارمين عامل فرار دختران از خانه است. در حقيقت سرپرستي مناسب نداشتن پدران يکي از عوامل عمده است. طلاق هم البته عامل مهمي است. در حقيقت سرد شدن کانون خانواده در دختران بسيار تاثير مي گذارد.
از سرپرستي نامناسب پدر صحبت به ميان آورديد. فکر نمي کنيد اينجا نوعي خلأ قانوني وجود دارد. اينکه دختر بتواند از اين سرپرستي نامناسب به نهادي شکايت کند؟
در قانون اين اجبار و الزام وجود دارد که مرد بايد نفقه زن را تامين کند، اما هيچ جاي قانون به صورت صريح نيامده است که پدر موظف به تامين نيازهاي مادي فرزند است. البته در عمل و عرف قانون نانوشته يي هست که برطبق آن پدر بايد معيشت فرزندان را تامين کند. به نوعي خانواده هايي که مشکلات متعدد دارند، خانواده هايي هستند که پدر در آنها نقش آفريني مفيد و موثر ندارد. طبق نظر کارشناسان خنثي بودن و بي توجه بودن پدر دامن مي زند به خروج فرزندان از خانواده. واقعيت اين است که تمام تصميمات اقتصادي و اجتماعي دولت بر خانواده ها تاثير مي گذارد. وقتي شرايط اقتصادي به گونه يي است که پدر خانواده مجبور است چند جاي مختلف کار کند، ديگر توانايي اين را ندارد که براي فرزندان وقت مناسب بگذارد. نزديک ترين فرد به عنوان يک غيرهم جنس به دختري که به سن بلوغ وارد مي شود، پدر است. اگر دختر ارتباط صميمي با پدر داشته باشد، پديده فرار از خانه کاهش پيدا مي کند. آموزش دختران، پدران و حتي مادران در اين زمينه مي تواند موثر باشد که متاسفانه وجود ندارد.
شما در عواملي که برشمرديد به معضلات و تضادهاي فرهنگي هم اشاره کرديد، مي توانيد اين موضوع را بيشتر توضيح دهيد؟
امروزه وسايل ارتباط جمعي بسيار گسترده شده است. دختراني هم که فرار مي کنند متعلق به خانواده هاي کم سواد هستند. يعني در اين خانواده ها مشکل دختران حل نشده باقي مي ماند. تنها مشکل فقر مادي نيست. فقر فرهنگي هم مشکل بزرگي است. جوان امروز، تنها از خانواده آموزش نمي بيند. بلکه از صدا و سيما، ماهواره، اينترنت و در کنار اينها سينما بيشترين تاثير را از گروه همسالان مي گيرد. نرم افزارهاي ديداري و شنيداري در تکوين شخصيت افراد نقش بسيار مهمي دارند. اگر خانواده نتواند اين مظروف را پر کند ديگران آن را پر مي کنند. از طرف ديگر، بيش از بيست و سه نهاد، امروزه در جامعه هست که نقش فرهنگي و تربيتي دارند، اما اين نهادها وظايف خود را به درستي انجام نمي دهند و تضادهاي فرهنگ سنتي با فرهنگ جديد را حل نمي کنند. خانواده ها، مهمترين مسووليتي که دارند، يعني تربيت فرزند را به عهده نهادهايي مثل مدرسه و دانشگاه گذاشته اند. به همين خاطر بين آموزش هاي اجتماع و خانواده ها هم نوعي تضاد به وجود آمده. شايد با يک مثال بهتر موضوع روشن شود. دختران جوان در سني خاص دوست دارند مورد توجه باشند. چه اشکالي وجود دارد اگر معلمان تربيتي مسابقه آرايش مو برگزار کنند؟ در محيطي مثل مدرسه، که محيطي امن است و دختران در ديد نامحرم هم قرار نمي گيرند. اين نوع برنامه ها مي تواند هيجانات جوانان را تخليه کند چون امکانات مالي هنگفتي هم دارند. يا به مساجد نگاه کنيم. اين نهاد نتوانسته تضاد فرهنگي را حل کند. اين غفلت، بخشي مربوط به زمان جنگ است و از ديگر طرف به دليل به روز نشدن سيستم آموزش بوده است.
شما معتقديد نهادهاي آموزشي نتوانسته اند خود را با نيازهاي روز جوانان هماهنگ کنند، اين يک روي سکه است و روي ديگر تضاد فرهنگي است که ميان خانواده ها و مدارس وجود دارد. اين تضاد چرا شکل گرفته است؟
از ديرباز ايراني با تضاد فرهنگي زندگي کرده است. از زمان قبل از انقلاب خانواده ايراني با هر نوع وسيله تازه مخالفت کرده است. جامعه ايران، جامعه يي است مذهبي. در جامعه مذهبي بايد فتاوا و الگوهاي ديني رعايت شود. اما اين الگوها بايد به روز شوند که در جامعه ايران، اين حلقه، حلقه يي مفقوده است. در رژيم گذشته، آموزش رسمي با مسائل مذهبي گره نخورده بود. هميشه فرهنگ ما، تضاد داشته. الان خانواده ها بر بي بندوباري تاکيد نمي کنند، اما فرهنگ بسياري از خانواده ها با فرهنگ و ضوابط کلان کشور تفاوت دارد. جوانان تا حدي از خانواده پذيرش دارند، کمبودها را متوجه گروه همسالان مي کنند. البته هنجارهاي کلان اجتماعي هم بي تاثير نيست. وقتي دستگاه حاکم پوشش را نوع خاصي تعريف مي کند، علاوه بر تضاد بين خانواده و دستگاه آموزش، نوعي تضاد بين خانواده و فرزند هم به وجود مي آيد. مثلاً در بحث حجاب، وقتي برخوردهاي اجتماعي زياد مي شود، فشار بر دختران در خانواده هم زياد مي شود. البته اين تضادها، ابعاد گسترده تري هم دارد؛ خانواده ها از سنين پايين فرزندان را براي تحصيل، تحت فشار قرار مي دهند. دانشگاه را تنها راه رسيدن به اشتغال مي دانند و نمره پايين تر از هجده را نمره يي پايين به حساب مي آورند. فشار، اين طوري زياد مي شود. جايي فرزند کم مي آورد و چون آگاهي ندارد خروج از خانه چه عواقبي دارد به راحتي با يک تلنگر يا فحش و ناسزا از خانه گريزان مي شود.
حالا سن فرار از خانه به چند سال رسيده؟
طبق آمار سال 83، سن تن فروشي چهارده سال است و سن فرار از خانه کمتر از چهارده سال.
سال گذشته نيروي انتظامي آماري داد مبني بر اينکه آمار فرار دختران از خانه کاهش پيدا کرده است. به نظر شما با وجود عواملي که برشمرديد اين آمار مي تواند آمار صحيحي باشد؟
به هر حال زماني که پديده يي در جامعه شکل مي گيرد شکل هاي مختلف پيدا مي کند. شايد حالا روش هاي ديگر مثل رفتن به خانه دوستان هم جنس و غير هم جنس جايگزين مراجعه به نيروي انتظامي شده و به همين خاطر آمار پليس کاهش پيدا کرده، اما اين پديده به جاي خود است و حتي شايد افزايش پيدا کرده باشد. نهادهاي دولتي از جمله بهزيستي بودجه کافي براي روبه رو شدن با چنين موضوعي را ندارند. در حالي که نهادهاي حمايتي بايد با توجه به بدنه کارشناسي که دارند پيش از بحران، زنگ خطرها را به صدا درآورند. به خانواده ها و نهادهاي تصميم گير هشدار دهند، يعني رفتارهاي پيشگيرانه داشته باشند. حالا در پديده دختران فراري همه انگشت اشاره را به سمت بهزيستي مي گيرند. چون بهزيستي تنها نهادي است که به صورت شفاف گفته با اين پديده روبه رو مي شود. پايگاه هايي هم براي نگهداري دختران فراري دارند. اما اين پايگاه ها، بودجه و نيروي انساني کافي ندارند. پس در اولين فرصت، خانواده ها را شناسايي کرده و بدون اينکه مشکل دختران را حل کنند آنها را تحويل خانواده مي دهند. اگر مشکل، مشکل خانوادگي باشد پذيرش دختر بسيار سخت مي شود و مهر بي امني هم بر پيشاني دختري که فرار کرده زده مي شود. اين دختران در ساعات اوليه فرار، پيش از اينکه وارد باندهاي مختلف شوند، تحويل خانواده داده مي شوند، بدون اينکه آموزشي در کار باشد مبني بر اينکه چطور مي توان مشکلات اين دختران را حل کرد. دختر با چند علامت سوال و بدبيني برمي گردد به همان محيط قبلي. اگر هم به پليس معرفي نشوند در عرض 24 ساعت وارد باندهاي مختلف مي شوند که بعد از آن چاره يي جز تن فروشي براي ادامه زندگي ندارند. خانواده ها هم دختر فراري را مساوي با زن خياباني مي گيرند. اين برخورد خانواده باعث فرار دوباره دختران با مهارت بيشتر مي شود. دختران فراري بعد از اين ديگر به پليس مراجعه نمي کنند. پس آمار پليس کاهش پيدا مي کند. در اين رفت و آمدها مکان هاي ديگري جايگزين قوه قضائيه، پليس و خانه هاي سلامت مي شوند.
شما اشاره کرديد که پليس دختران فراري را تحويل خانه هاي سلامت مي دهد، بسياري اعتقاد دارند فضاي اين خانه ها مناسب نيست، نوعي ارزيابي از اين خانه ها انجام مي دهيد؟
وقتي بودجه کافي در اختيار نباشد، به هر حال کساني هم که در اين مراکز کار مي کنند، مهارت هاي مناسب ندارند. به همين دليل هم در اولين اقدام، دختران به خانواده ها برگشت داده مي شوند. در حالي که اين فرصت مي تواند فرصت آموزشي بسيار خوبي باشد. منابع مالي ناکافي داشتن، امکان فيزيکي نامناسب داشتن و نبود تيم تخصصي مناسب دليلي مي شود تا دختر براي مدتي کوتاه در محيطي امن باشد. براي مناسب شدن اين فضاها بايد دولت اجازه دهد تا بخش خصوصي وارد عمل شود N.G.Oهاي موفق در اين زمينه را شناسايي کند و دولت تنها نقش نظارتي داشته باشد. منابع مالي دولتي کافي نيست. براي سال 1386، بودجه کل کشور پنج ميليارد تومان براي برخورد با آسيب هاي مختلف است.
با وجود اينکه خانه هاي سلامت، کارکرد درستي ندارند اما مي توانند آمار جالبي در اختيار ما قرار دهند. از اين آمارها هم صحبت مي کنيد؟
آنهايي که با پدر و مادر زندگي مي کنند، درصد پاييني از دختران فراري را تشکيل مي دهند. آنها که تنها با پدر زندگي مي کنند 10 درصد و آنها که تنها با مادر زندگي مي کنند 17 درصد هستند. آمار آنها که با پدر و نامادري زندگي مي کنند سه برابر بيشتر از آنهايي است که با مادر و ناپدري زندگي مي کنند. آنها که پدر و مادر شاغل دارند، کمتر از خانه فرار مي کنند. نيمي از دختراني که از خانه فرار کرده اند، تحصيلات زير ديپلم داشته شده اند. از نظر سلامت روان، جسم و روح اکثر اين افراد در وضعيت نرمال هستند. 90 درصد آنها که فرار کرده اند مشکل خاصي نداشته اند. تنها 10درصد مشکل داشته اند که آن هم سوء هاضمه يا کم خوني بوده است. به لحاظ بهره هوشي هم 86 درصد دختران در وضعيت نرمال بوده اند و يک درصد هوش ممتاز داشته اند.
شرايط جامعه امروز نسبت به قبل تفاوت خاصي پيدا نکرده. وضعيت اقتصادي بسياري از خانواده ها نامطلوب است و به همين خاطر پدر نمي تواند بيش از گذشته براي فرزندان دقت صرف کند، ساختار آموزش، همچنان همان ساختار کهنه است و تضاد فرهنگي هم به قوت خودش پابرجا است. فکر مي کنيد در چنين شرايطي مي شود پديده دختران فراري را کنترل کرد؟
حقيقت اين است که نوعي بي اعتمادي نسبت به نهادهاي دولتي در اين زمينه شکل گرفته است. وقتي چنين وضعيتي پيش مي آيد، دولت بايد وظايفش را برعهده سازمان هاي غيردولتي که در سال هاي گذشته موفق عمل کرده اند، بسپارد. نبايد دست روي دست گذاشت. بايد علت ها را کنترل کنيم و آموزش دهيم. به موقع آموزش هاي لازم را مطرح کنيم. صدا و سيما مي تواند اين فرهنگ و آموزش را ايجاد کند
ان جی او ها اگر دولت را حمایت کند با بودجه های کمتری می توانند این نقش را بر عهده بگیرند.جامع یی که نا امن است برای همه ناامن است.
استمداد از مردم : جلو سنگسار مکرمه را بگيريد
میدان زنان
07/12/2007
در روز 5 شنبه 15 تيرماه سال 1386 جعفر کياني، همجرم مکرمه ابراهيمي،توسط نيروي انتظامي محلي و قاضي اجراي احکام تاکستان سنگسار شد تا نه تنها مردم روستاي آقچه کند ، که شهروندان تاکستان و قزوين و ساير شهر هاي ايران باور کنند که هنوزممکن است انساني کفن پوش، وحشت زده و ملتمس، تا سينه و گردن در چاله فرو برده شود و نه سنگ هايي به اندازه گردو بلکه کلوخ هايي به اندازه دو مشت ، آنچنان بر پيکراو فرود آيد که ساعتي بعد جان بسپارد.
بيش از يک سال است که فعالان کمپين قانون بي سنگسار به همراه ساير شهروندان بشر دوست خبر از انجام مجدد حکم سنگسار در ايران مي دهند وبيش از يک سال است وکلاي داوطلب به صورتي خستگي ناپذير محکومين در انتظار سنگسار را در گوشه و کنار کشور شناسايي مي کنند و تلاش دارند تا از طريق دفاع قانوني آنان را از چاله هاي مرگ نجات دهند، اما در تمام اين مدت هيچگاه چاله هاي مرگ سنگي تا بدين حد به باور شهروندان ايراني نزديک نشده بود.
بارها و بارها در بيانيه هاي مختلف کمپين قانون بي سنگسارو دادخواستهاي مکرري که توسط بشردوستان ايراني و ديده بانان حقوق بشر منتشر شده بود از مقامات قضايي و قانونگذاران در خواست شد که با توجه به تعهد دولت ايران به اجراي ميثاقين حقوق بشر، مجازات سنگسار غير قانوني اعلام شود و هر بار وجود سنگسار در ايران تکذيب شد اما اينک همه ما پس از اعلام خبر رسمي سخنگوي قوه قضاييه در مورد سنگسار جعفر کياني و بي اعتنايي صريح مقامات ايراني به ميثاقين حقوق بشر باور مي کنيم که اراده ايي فراتر از اراده مسئولين رسمي چاله هاي سنگي مرگ را مي کند.
در 29 خرداد ماه سال 1386بود که انتشار خبر سنگسار مکرمه و جعفر ، کارزاري گسترده و مردمي را باعث شد و در کمتر از بيست و چهار ساعت دستور توقف حکم سنگسار مکرمه و جعغر توسط رياست قوه قضاييه صادر گرديد اما کلوخ هاي خونين اطراف روستاي آقچه کند شهادت مي دهد که عمر اين دستور بيش از دو هفته نپاييد.
اينک همه شهروندان ايراني باور دارند که اگرديروز سنگسارمحبوبه، م. و عباس ح. به صورت غير علني وبا تدابير امنيتي شديد در بهشت رضاي مشهد برگزار شد و هيچ مقام مسئولي حاضر به پاسخگويي درباره آن نبود و اگر امروز جعفر کياني در برابر ديدگاه جهان سنگسار مي شود و سخنگوي رسمي قوه قضاييه ضمن اعلام رسمي، وقوع آن را به حساب استقلال قاضي مي گذارد، پس ناباورانه نيست اگر که فردا هم نوبت مکرمه ابراهيمي باشد و آن هم نه در بياباني بين دو روستا که در وسط قبرستان شهر.
جمجمه جعفر زير ضربه سنگها مچاله و خونين شد تا همه ما باور کنيم که سنگسار قانوني است، که وقتي سنگسار قانوني است با نامه و بخش نامه محرمانه و علني رياست قوه قضاييه قابل جلوگيري نيست، که قضاتي هستند که با علم خودشان حکم سنگسار مي دهند، که ماموراني هستند که با وعده بهشت سنگ مي زنند، که قاضي القضاتي هست که اگر فرمان توقف دهد اجرا نمي شود اما اگر فرمان اجرا دهد اجرا مي شود، که سخنگويي هست که فشار افکار عمومي جهاني را موجب وهن اسلام نمي داند، که سياستمداري هست که تعهدي در برابر امضاي اسناد بين المللي توسط دولت ايران ندارد، که ديده باناني هستند که اضطراب و بيماري مکرمه در زندان و کلوخ هاي خونين صحرايي در بين روستاي آقچه کند و سفر ناگهاني مسئولين اجراي حکم و... از نظرشان دور نيست.
و اينهاست که باعث مي شود باور کنيم که حکم سنگسار مکرمه هر آن قابل اجراست، که حکم اجراي سنگسار 9 زن ديگر در گوشه و کنار کشور نيز هر آن قابل اجراست، و باور کنيم که کاري از دست ديده بانان حقوق بشر و فعالان حقوق زنان در برابر آن اراده به کندن چاله هاي سنگي مرگ ساخته نيست اگر که شهروندان ياريمان نکنند.
اکنون پس از گذشت يک سال از درخواست ها و تلاش هاي مکرر جهت غير قانوني شدن سنگسار در ايران، به همراه ساير فعالان حقوق بشر دست ياري به سوي شما دراز کرده ايم.
ما دست ياري به سوي شما دراز کرده ايم چون اعتقاد داريم تغييرات و اصلاحات قانوني جز به خواست مردم و جز با اراده خودجوش و آزاد شهروندان حاصل نمي شود. چون اعتقاد داريم عرف و خواسته مردم منبع اساسي قانونگذاري است و آنچه که زمان و مکان به درون تاريخ تف مي کند نمي تواند از درون چاله هاي مرگ سنگي سر بيرون آورد.
بر اساس همين باور است که به شما روي آورده و از شما مي پرسيم : براي نجات جان مکرمه چه بايد کرد؟
درخواست مي کنيم استمداد ما را براي نظرخواهي بپذيريد و با نوشتن پيشنهادها و راه حلهايي که به نظرتان کارساز خواهد بود در کادر نظرخواهي پايين اين متن به نجات جان مکرمه ابراهيمي و ساير زنان و مردان مجکوم به سنگسار و تغيير اين قانون کمک کنيد. لازم به ذکر است کامنتهاي غير مرتبط با موضوع يا جاوي مطالب توهين آميز پاک خواهد شد.
صبح ديروز در محله مارالان تبريز
زن قاتل به همراه دو همدستش در ملاء عام اعدام شدند
اعتماد
یکشنبه 24 تیر 1386-15 جولای 2007
کريم محمدپور، خبرنگار اعتماد در تبريز؛ زن جواني که متهم بود با همدستي 2 مرد اعضاي خانواده شوهرش را قتل عام کرده به اتفاق همدستانش در ملاء عام به دار آويخته شد. به گزارش خبرنگار ما از ساعت 8 صبح ديروز، مطابق اعلام قبلي دادگستري شهرستان تبريز، حوريه زن 29 ساله و 2 پسر جوان ديگر به نام هاي رضا و فرهاد که متهم بودند اعضاي خانواده شوهر حوريه را قتل عام کرده اند به دار آويخته شدند. اين جنايت 29 فروردين ماه سال جاري رخ داد و پليس زماني در جريان قرار گرفت که حوريه به ماموران مراجعه کرد و مدعي شد اعضاي خانواده شوهرش توسط افرادي ناشناس به قتل رسيده اند. اين زن به پليس گفت؛ شب گذشته ما در خانه مادرشوهرم ميهمان بوديم، قرار شد شوهرم شب در آنجا بماند، من هم به اتفاق 2 فرزندم به خانه خودمان که طبقه بالاي خا