زنان:دوشنبه 15 اسفند 1384-6 مارس 2006

نايب رئيس فراكسيون زنان مجلس:

پيشرفت كشور مستلزم آشنايي زنان با تعاليم اسلامي است

خبرگزاری فارس

یکشنبه 14 اسفند 1384-5 مارس 2006

خبرگزاري فارس:نايب رئيس فراكسيون زنان مجلس گفت: اگر دستگاه هاي فرهنگي و آموزشي كشور زنان جامعه را با تكيه بر تعليمات اسلامي و با همان معارفي كه اسلام معين كرده آشنا كنند، بدون شك پيشرفت و ترقي كشور دو چندان خواهد شد.    

به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس ، عشرت شايق در جمع شركت كنندگان سمينار يك روزه زن حجاب و سياست كه از سوي بسيج ناحيه شرق تهران برگزار شد، افزود: جايگاه زن در اجتماع و محيط زندگي آنچنان كه شايسته بانوان است بايد تبيين شود اگر چه تاكنون كار چنداني در اين مورد انجام نگرفته است.

وي گفت: وقتي راجع به مسئوليت خانوادگي زن صحبت مي كنيم منظور اين نيست كه مسئوليت اجتماعي از دوش زن برداشته شود بلكه زنان در عين حال كه به وظايف داخل منزل مي پردازند بايد در ميدان هاي مختلف اجتماعي حضور فعال داشته و به وظيفه خطير خود به عنوان يك زن مسلمان عمل نمايند.

نايب رئيس فراكسيون زنان گفت: حجاب دژ محكم پاسداري از حريت و آزادگي زنان است و مي تواند عامل رشد و ترقي زنان در مشاركت هاي مختلف اجتماعي و سياسي باشد به اين معني كه در يك محيط سالم است كه استعدادهاي زن مسلمان فرصت بروز و ظهرو مي يابد و از نظر اسلام زن مي تواند تمام مراحل كمال را طي كند و به عنوان يك عنصر فعال در همه ابعاد ايفاي نقش كند.

شايق بيان كرد: حضور موثر بانوان در صحنه هاي مختلف نشان دهنده روند رو به افزايش حضور و فعاليت اجتماعي زنان در كشور مي باشد و اگر دستگاه هاي فرهنگي و آموزشي بتوانند جامعه زنان را با تكيه بر تعليمات اسلامي و با همان معارفي كه اسلام خواسته است آشنا بكنند بدون شك پيشرفت و ترقي كشور مضاعف خواهد شد.

نماينده مردم تبريز با اشاره به مقاومت زنان ايران در مسله كشف حجاب و صحنه هاي مختلف مبارزات انقلابي و دوران دفاع مقدس گفت: زني كه حاضر است براي عقيده و آرمان هايش فداكاري كند در اوج افتخار، عظمت و آزادي است نه زني كه مانند جوامع غربي خود را به صورت يكك كالاي پر زر و زيور در اختيار چشم هاي حريص قرار مي دهد.

وي با بيان اينكه مسله حجاب در جامعه ما يك ضرورت ديني، اجتماعي و فرهنگي است، افزود: حفظ نقش زنان در پيدايش و استمرار انقلاب اسلامي مستلزم اين است كه زنان به مجاهدت خود براي گرفتار نشدن در دام هاي فرهنگ تباهگر غرب ادامه داده و تحت هيچ شرايطي تسليم اغواي آنان كه زن را ابزاري براي پيشبرد سياست هاي ويرانگر و اسارت بار خود مي خواهند نشوند.

شاق گفت: غربي‌ها با نام ايجاد تحول اجتماعي و اقتصادي، الگوهاي فاسد و فرهنگ منحط خود را در نقابي از پيشرفت و تمدن به زنان جهان تحميل مي‌كنند و با اين كار نه تنها به بانوان بلكه به انسانيت خيانت مي كنند و مي خواهند با اسارت فرهنگي زنان به آساني فرزندان و تربيت يافتگان سست عنصر چنين مادراني را چون ابزار بي اراده استثمار كنند.

در پايان اين مراسم، شركت كنندگان با امضاي طوماري از مسئولان درخواست كردند تا بيش از پيش در تقويت ايمان و بنيان هاي اعتقادي جامعه اسلامي و احياي ارزش هاي آن سرمايه گذاري كرده و با نظارت لازم و مستمر از آسيبها و ناهنجاري هاي اجتماعي جلوگيري كنند.

 

سرپرست گروه زنان و خانواده مركز پژوهشهاي مجلس:

برابري زنان و مردان در فرصت‌هاي شغلي، بنيان خانواده را تضعيف مي‌كند

خبرگزاری فارس

یکشنبه 14 اسفند 1384-5 مارس 2006

خبرگزاري فارس: سرپرست گروه زنان و خانواده مركز پژوهشهاي مجلس گفت: برابري زن و مرد در فرصت‌هاي شغلي در جامعه امروز ايران، عملا موجب تضعيف بنيان خانواده مي‌شود.

  

 

محمد تقي كرمي در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: من در جايي پرسيدم كه چه سازماني متولي امور خانواده در كشور است؟ گفتند: مركز امور زنان و خانواده. در حالي كه اين سازمان آن قدر لاغر و ضعيف است كه براي حمايت خانواده كافي نيست.

وي گفت: آن چه لازم و كافي است، تشكيل شوراي عالي خانواده به رياست رئيس جمهور با داشتن سند ملي تحكيم خانواده است كه در آن چشم انداز 20 ساله در بحث تحكيم خانواده و نهادهاي درگير و دستگاههاي متولي به تفكيك مشخص شده باشد و دستگاههاي آكادميك نيز مفاهيم پايه خانواده را روشن كرده باشند.

كرمي بيان كرد: مثلا در حالي كه از لحاظ حقوقي در حريم خانواده، نفقه با مرد است، در حريم اجتماع، بحث‌ فرصت‌هاي برابر شغلي را بين زن و مرد مطرح مي‌كنيم كه اين با ساختار حقوقي ما كه معاش را بر عهده مرد گذاشته، توازن ندارد. اين نگاه، بنيان‌هاي خانواده را تضعيف مي‌كند، يعني مردي كه شغل ندارد، امكان ازدواج پيدا نمي‌كند و زني كه داراي استقلال اقتصادي است، وابستگي‌اش به خانواده كم مي‌شود و اين دو با هم نمي‌سازد.

وي ادامه داد: حال تصور كنيد كه در برابر چنين اوضاعي، يك سازمان ضعيف بخواهد كاري از پيش ببرد. وقتي در سياست و اقتصاد، بنياد خانواده را سست مي‌كنيم، نگاه حمايتي ما در خانواده تبديل به نگاه امدادي مي‌شود. يعني هيچ حمايتي از خانواده نكرده‌ايم و چون پايه‌هاي آن را ضعيف مي‌بينيم با يك برنامه سطحي و سازمان ضعيف به امداد آن مي‌شتابيم.

 

مردان برای مقابله با اشکال خشونت علیه زنان از کجا آغاز کنند؟

هستیا

شنبه 13 اسفند 1384-4 مارس 2006

وقتی صحبت از خشونت علیه زنان می شود، یقینا مردان بخش قابل توجهی از مخاطبان را تشکیل می دهند. البته با نقش آفرینی هایی متفاوت. مثلا شوهر، برادر، پدر، عمو، دایی، پدربزرگ، دوست پسر و...

شاید حوادث و رویدادهای زیادی را خوانده یا شنیده باشیم که طی آن، مردان در این جایگاه ها، فجایع تلخی را آفریدند.

به چند نمونه توجه کنید:

مردي که همسرش را مي فروخت ( شرق 11 مهر)

مرد معتاد 22 ساله اي بنام جواد ، چند ماه پس از ازدواج با دختر 19 ساله اي ، براي تامين مخارج اعتيادش اورا وادار به خود فروشي مي کرد.

ليلا همسر اين مرد در باز جوئي گفت : سه ماه بعد از ازدواج ، جواد مرا مجبور کرد که با مردان غريبه رابطه بر قرار کنم . اومرا به خيابان هاي شمال شهر مي برد و مجبور مي کرد تا سوار خودروهاي مدل بالا شوم.

 

خواستگار به صورت دختر مورد علاقه خود اسيد پاشيد ( شرق 16 آبان)

جواني به نام احسان دانشجوي سال دوم پزشکي به خواستگاري دختر هم دانشکده اي خود ميرود وپس از شنيدن جواب رد تصميم به انتقام مي گيرد وبه روي دختر اسيد مورد علاقه خود اسيد مي پاشد . دخترازناحيه سر وصورت دچار سوختگي مي شود.

 

مرد پس از کشتن همسرش جسد را در يخچال پنهان کرد (8 آبان شرق)

محمد 22 ساله پس از دستگيري گفت : يک ماه پيش با اکرم که 21 سال داشت ازدواج موقت کردم . اکرم بيشتر اوقات بدون اجازه من بيرون مي رفت ودر برگشت از من مواد مخدر مي خواست وما باهم ديگر مي شديم چون نمي توانستم يک ميليون تومان مهريه اورا تهيه کنم واز او جداشوم اورا به قتل رسانيدم وبراي اينکه بو نگيرد جسد اورا داخل يخچال جاسازي کردم . ( کرج)

و...

تجربیات آن دسته از مردان که توانسته اند، تغییر کنند و نوع نگاه خود را به زنان از محدوده سخت و ضمخت مردسالاری خارج سازند، اما می تواند دست مایه های خوبی برای تغییر در دیگر مردان باشد. جالب هم اینجاست که بسیاری از آن مردان، نمی دانستند که می شود این همه تغییر را پذیرفت، زیرا تا همین اواخر، آنها نیز عضوی کوچک از جمعیت بزرگ مردان خشن بودند. اما چگونه می توان این تغییرات را آغاز کرد.

حتما همگی می دانیم که بخشی از زمان حضور فیزیکی مردان در خانه سپری می شود، بنابراین خانه می تواند محیط مناسبی برای نخستین تغییرات باشد.

برای این کار شاید بهتر باشد که اینگونه آغاز کنیم:

در خانه می توانیم به حرف های زنان پیرامون مان برای آشنا شدن با تجربیات آنها درباره خشونت گوش دهیم، می توانیم با آنچه که به نظر آنها مصادیقی از انواع خشونت بوده است، آَشنا شده و در ادامه برای ارزیابی از برخورد هایمان کافی است که خود را جای آنها بگذاریم و ببینیم که اگر کسی همان برخوردها و رفتارهای خشن را با ما داشت، آیا حاضر به پذیرش آن رفتارها می شدیم و در اینصورت چه واکنشی از خود نشان می دادیم؟

در کنار اینها اما خواندن مطبوعات، نشریات، کتاب ها و حتی دیدن فیلم هایی که به نوعی اشکال مختلفی از تبعیض علیه زنان را نشان می دهد می تواند به دگرگونی در سطح فکر و بینش ما کمک کند. این ابزار می توانند مسیر تغییرات ما را آسان تر و دست یافتنی تر کنند. در بسیاری از موارد گزارش شده است که خواندن یک گزارش، یا دیدن یک مصاحبه از زنان تحت خشونت و ... توانسته است فرد را با دنیای زنان پیوند دهد و موجب شود تا دنیا و تمام حوادث وابسته به آن را از منظر زنان ببیند. در کنار اینها شاید هم لازم باشد تا به خواندن موضوعاتی که مربوط به مردان می شود و مطالعه درباره تمام آن چیزهایی که از دوران کودکی با کلیشه های جنسیتی به ما یاد داده شده است، مروری دوباره داشته باشیم و با خود درستی یا نادرستی آنها را به قضاوت بنشینیم. اگر به این نتیجه رسیدیم که این کلیشه های مردسالارانه درست نیستند، بیندیشیم که برای اصلاح این وضعیت چه باید انجام دهیم؟ به عنوان مثال در مقام یک همسر بیاندیشیم که آیا واقعا، زنی که می خواهد عقایدش را مطرح کند و از قضا این عقاید باب میل ما نیست، حتما سزاوار کتک خوردن و زدن است؟ آیا زن بر اساس آموزه های حقوقی و قانونی و کلیشه های مردسالارانه باید صرفا در خانه به تربیت و پرورش کودکان بپردازد؟ پس استعدادهای دیگر او چگونه باید در سطح اجتماع عینیت پیدا کند و آیا از آغاز زنان آفریده شدند تا بیافرینند و بپرورند؟ و...

اما انعکاس دادن تجربیات ما می تواند مثمر ثمر نیز باشد. ما می توانیم نحوه برخوردهای خشونت آمیز خود، را با زنانی که به آسانی می توانیم در باره خصوصی ترین بخش از زندگی هایمان صحبت کنیم، در میان بگذاریم و توضیح دهیم که چرا مجبور به خشونت شدیم؟ و بعد جویا شویم که آیا واقعا با اعمال خشونت، توانستیم چیزی را به دست بیاوریم؟ و اگر این طور بوده به چه قیمتی؟ آیا نمی توانستیم از راه های مسالمت آمیز تری وارد شویم و آیا واقعا همه راه ها بسته بود و فقط و فقط راه خشونت باز بود؟

یکی از موثرترین و کارآمدترین راه های مقابله با خشونت علیه زنان، ازاقدامی بسیاری آسان به دست می آید و آن هم عدم استفاده از گفتارهای سکسی و جنسی است. این شاید اولین تمرین برای آنانی باشد که می خواهند تغییر کنند. می دانیم که در محفل های مردانه و دوستانه، استفاده از گفتارهایی که زیر بنای آن حقارت زن و برتری مرد در روابط جنسی است و این موضوع از طریق لطیفه ها و جک ها و .... منتقل می شود، می تواند تداوم بخش یک بینش و برداشتی فرو دستانه از زنان باشد. مقابله ی ما با این نوع از گفتارها و جلوگیری از ترویج آن می تواند، محیطی مناسب تر را برای تشخیصی درست از نسبت های موجود میان ما و زنان به وجود آورد. در همین رابطه می توانیم از مردان مختلفی که به نحوی با آنها در ارتباط صمیمانه ای هستیم، بخواهیم تا به طور جدی از محصولات سکسی مانند فیلم ها، نشریات و ... استفاده نکنند. باید بتوانیم این مفهوم را جا بیاندازیم که در این نوع از محصولات، تجاوز به زن در نزدیک ترین روابط، مورد توجه جدی قرار می گیرد و این ها مسایلی است که ما را از شناخت واقعی دنیای زنان غافل می کند. ما نمی توانیم به زن، نگاه صرفا اندام وار داشته باشیم و آنگاه بخواهیم به دنبال حفظ شخصیت، حقوق و ارزش های انسانی شان باشیم. اینها در تناقض های جدی هستند.

شاید هم یکی از دلایلی که در جامعه ایران، برای تغییر نگرش مردان در زنان با موفقیت کمتری مواجه می شویم،از این نوع نگاه نشات یابد. نگاهی که تنها از زنان، اندامی برهنه برای ارضای نیازهای جنسی می شناسد و بدتر از همه اینکه وقتی دقیقتر به پیرامون مان نگاهی می افکنیم، متوجه می شویم که این موضوع تیپ و طبقه اجتماعی نمی شناسد و از سنتی ترین لایه های جامعه تا مدرن ترین آنها، محصور در برداشت های جنسی از زنان هستند.

مردان برای احقاق حقوق از دست رفته زنان، باید به دنبال مبارزه و مقابله با برداشت های سخیف مردان جامعه از زنان باشند و در این راه نیاز به همیاری و هم اندیشی کلیه مردان است.

برای مقابله با کلیه اشکال خشونت علیه زنان، شاید راه ها و مسیرهای دیگری نیز باشد که نیاز به باز اندیشی و تامل بر آنان است اما فراموش نکنیم که جامعه در نهایت با به کار بستن اقدامات عملی دگرگون خواهد شد. ما اکنون نیازمند آنیم که مردان از تجربیات شان بنویسند و بگویند که برای تغییر و دگرگونی از کجا آغاز کرده اند. شاید تجربیات آنها کمکی بزرگ به دیگر مردانی باشد که همچنان در لایه های سخت مرد سالاری گرفتار آمده اند.

 

تخفيف مجازات عاملان يك قتل ناموسى در تركيه   

 ميزان خشونت خانوادگی نسبت به زنان در تركيه بالاست 

خبرگزاری آلمان  

 تعصب‌های ناموسى و قتل زنان برای حفظ آبرو در كشورهاى شرقى يا كشورهاى داراى فرهنگ مذهبى و مردسالار همچنان قربانى می‌گيرد. تركيه از جمله كشورهايى است كه آمار زنانى كه در آن به دليل رابطه ممنوع به دست برادر يا پدر و اقوام مرد خود كشته می‌شوند، بالاست و سازمانهاى مدافع حقوق زن و حقوق بشر تلاش‌هاى ويژه‌اى براى كنترل اين پديده در آن دارند.

دادگاهى در تركيه، مجازات‌هاى سنگين سه مرد را كه خواهر و دختر عموى خود را چهار سال قبل سنگسار كرده بودند، كاهش داد.  اين زن سى و پنج ساله  ”سمزه الك“ نام داشت و در دهى در استان مردين واقع در جنوب شرقی تركيه زندگى می‌كرد.سمزه به دليل داشتن رابطه ممنوع با مرد همسايه و آبستن شدن، توسط خانواده‌اش به مجازات سنگسار محكوم شد. سمزه در سنگسار خانوادگى به شدت مجروح شد و پنج ماه بعد در بيمارستان درگذشت. در مراسم تدفين سمزه حتى يك نفر از بستگان و اعضاى خانواده‌اش شركت نداشتند و خاكسپارى و مراسم پس از آن توسط  تشكيلات متعلق به زنان برگزار شد.  از سرنوشت سمزه فيلمى تهيه شده و نمايشنامه‌اى بر اين اساس نيز بارها توسط نهادهاى حقوق بشرى ترك و بين‌المللى به مورد اجرا درآمده است. مدافعان حقوق زن و حقوق بشر محلى و جهانى تلاش مى كنند دولت تركيه را متقاعد سازند تا اعدام‌هاى خانگى و قتل‌هاى ناموسى در اين كشور را كه هر سال به ويژه در روستاهاى اين كشور دهها قربانى برجاى می‌گذارد، مهار كند.

دادگاه تجديد نظر استان مردين، روز جمعه سوم مارس مجازات حبس ابد را كه قبلا براى برادر سمزه صادر شده بود به ۲۰ سال كاهش داد. علت كاهش مجازات برادر زمزه و دو پسر عموى او، علاوه بر دفاعى كه هيات وكلا كردند، اثبات اين بود كه آنها را براى اقدام به مجازات سمزه تحريك كرده بودند. پنج مرد ديگر كه مظنون به مشاركت در اين سنگسار بودند، به دليل فقدان مدرك كافى، تبرئه شدند.