زنان:دوشنبه 5 دی ۱۳۸۴ - 26 دسامبر ۲۰۰۵

 

 

 

 

جریانهای فکری زنان در جهان اسلام(1)

زنان ایران- 1/10/84

نسرین افضلی

سمینار "بررسی جریانهای فکری زنان در جهان اسلام" روز سه شنبه 29 آذر ماه در محل موسسه تخقیقات و توسعه انسانی، برگزار شد. سخنرانان این سمینار که در نوع خود نخستین سمینار با این موضوع بود، دکتر فاطمه صادقی، استاد دانشگاه در رشته مطالعات زنان؛ محبوبه عباسقلی زاده،فعال مسائل زنان ؛ دکتر عزت السادات میرخانی، عضو شورای فرهنگی- اجتماعی زنان؛ فاطمه گوارایی و دکتر علی اصغر مهاجری، جامعه شناس بودند.

پس از سخنرانی زهرا نژادبهرام ، دبیر علمی همایش، فاطمه صادقی به عنوان اولین مهمان، مقاله خود را با عنوان"مقدمه ای بر رویکرهای موجود در جهان اسلام در نظریه پردازی در مورد زنان" ارائه داد. وی با اشاره به دو رویکرد "متن گرا " و " زمینه گرا"، به بررسی این دو نوع رویکرد پرداخت و با ارائه مثالهایی از آیات و روایات و احادیث، به تفاوت این دو دیدگاه و تاثیر این تفاوت در مواجهه با مسائل زنان اشاره کرد. به عقیده وی متن گرایان، تنها به آنچه صریحا در متن بدان اشاره شده توجه دارند ، در حالیکه زمینه گرایان علاوه بر توجه به متن به شرایط تاریخی، اجتماعی و فرهنگی آن متن نیز توجه دارند.

 

صادقی به احادیثی درباره حجاب در سوره های نور و احزاب پرداخت و گفت:" در سوره نور،جلباب برای این به زنان پیشنهاد شده که از آزار و اذیت مصون بمانند ودر نتیجه اگر زنی مورد آزار قرار نگیرد و نخواهد از جلباب به این خاطر استفاده کند هیچ اجباری در آن نیست".

او افزود نکته دیگر قاعده ناسخ و منسوخ است که با توجه به آن می بینیم که سوره نور دیرتر از احزاب نازل شده و در نتیجه ناسخ آن است. وی سپس آیه ای از قرآن خواند که معنای فارسی آن به این مضمون بود که زن و شوهر می توانند با رضایت هریک ، فرزند را از شیر بگیرند و واژه عربی "تراض" به معنای شیردهی گرفته شده بود در حالیکه باید به معنای رضایت داشتن گرفته شود و اینگونه معنا شود که" کودک می تواند با پدر یا مادر با توافق هریک بماند " یعنی سرپرستی کودک می تواند با مادر هم باشد نه مطابق برخی نظرات، مختص پدر باشد.

نژادبهرام به دو شرطی که در آیه 34 سوره نساء ، برای برتری مردان و صدق "قوامون علی النساء" آمده اشاره کرد که شامل انفاق مردان به زنان از اموالشان و فضیلت آنان بر زنان است، و اگر زن استقلال مالی داشته باشد دیگر مصداق نمی یابد. او همچنین به تاثیر زبان بر فهم موضوع اشاره کرد و گفت:" ما اکنون شاید نتوانیم و یا به سختی بتوانیم بفهمیم جلباب در آن زمان چه معنایی داشته و بسیاری از موضوعات زمان صدر اسلام به کل بلاموضوع شده است، علاوه بر این رابطه خدا و پیامبر شفاهی بوده در حالیکه آنچه به ما رسیده کتبی است و خود این موضوع باعث گسست معنایی شده است".

 

محبوبه عباسقلی زاده،مدیر موسسه غیر دولتی مرکز کارورزی سازمانهای غیردولتی دیگر مهمان این سمینار، بحث خود را به بررسی جریانهای فکری زنان در جهان اسلام، از منظر جامعه شناختی ، اختصاص داد. وی گفتمان غالب در حرکتهای زنان- آگاهانه و ناآگانه، فردی و جمعی- را به سه گفتمان :تکلیف مدار،هویت گرا ، و حق مدار تقسیم بندی کرد.

گفتمان نخست گفتمان تکلیف گراست. این گفتمان، فرزند اصولگرایی اسلامی است. زنانی که با وجود اعتراضهایی که دارند پا را از چارچوب شریعت فراتر نمی گذارند . آنها با زبان فقهی مسائل خود را طرح می کنند ولی اگر در موردی هم استفتا کنند به آن فتوا ، هر چه باشد تسلیمند و چون و چرا نمی کنند.

نگاه فرد به شریعت ، در این گفتمان از منظر بندگی و عبودیت است و به دنبال فردیت خود نیست. مثلا در ایران با حکومت اسلامی ، جامعه الزهرا نمونه ای از چنین مجامعی است . این گفتمان با نواندیشی دینی و اخیرا با اجتهاد پویا، چالش دارد. نیزهویتهای چندگانه برایش قابل قبول نیست و فقط هویت اسلامی را به رسمیت می شناسد.

 

گفتمان بعدی، گفتمان هویت گراست.عباسقلی زاده، پیشینه هویت گرایی زنان در جهان اسلام را به 4-5 دهه قبل و از زمان ورود اسلام گرایی سیاسی به تاریخ سیاسی منطقه منسوب دانست، در کشورهاای مثل ایران ، مصر، ترکیه، لبنان و الجزایر که زنان بدین وسیله نسبت خود را با قدرت به این نحو تعیین می کردند. در ایران این گفتمان، که اولین گفتمان زنان مسلمان ایرانی بود، در دهه پیش از انقلاب یعنی دهه 50 ، بر اساس فضای سیاسی و چالشهایی که مسمانان مبارز داشتند شکل گرفت.

 

نوشته های مرحوم شریعتی و معرفی الگوهایی مانند حضرت فاطمه و زینب تاثیر فراوانی بر زنان و دختران آن دوره داشت. به سرعت نحوه پوشش، به خصوص در میان دختران دانشجو تغییر کرد؛ عینک با زنجیر، کفشهای ساده و سبک، چادر کیفی کشدارو ... از ویژگیهای ظاهری، و نحوه خاص رفتار و حضور بیش از پیش در مجامع عمومی، از نمودهای اجتماعی این رویکرد بود. ورود افرادی مثل زهرا رهنورد و اعظم طالقانی یا بسیاری دیگر از مسوولان زن پس از انقلاب ،به فضای اسلام سیاسی، به آن دوره برمی گردد.آنها اکثرا ازدل خانواده هایی به شدت سنتی یا کاملا مدرن برمی آمدند ولی خود، هویتی کاملا مستقل و مجزا از آنان داشتند.

وی علت و شرایط ایجاد چنین گفتمانی را نبود یا ضعف اتوریته اسلامی ذکر کرد و گفت به همین دلیل اکنون با حضور حکومت اسلامی در ایران ، این گفتمان بسیار ضعیف است اما در میان اقلیتهای مسلمان غرب یا کشورهای مسلمان نشین با حکومتهای غیردینی مثل ترکیه بسیار به چشم می خورد. این گفتمان فرزند اسلام گرایی سیاسی تکثرگرا( و نه اصولگرا) ست و در حال حاضر با جهانی سازی چالش دارد و اگر از اسلام استفاده می کند به این دلیل است که یک سری آداب و سنن سیاسی از دین بگیرد و با آن با دشمن به مبارزه برخیزد. این دسته به بخشهای اجتماعی اعمال دینی توجه دارند نه فردی؛ مثلا نماز جماعت و جمعه را بر نماز شب ترجیح می دهند، تا بدین وسیله به نمایش سیاسی و قدرت در مقابل دشمن بپردازند. این گفتمان در مقابل تغییرات در فقه و اصول و احکام، منجمد نیست . دیگر هویتها را انکار نمی کند اما مسلمانی را در راس قرار می دهد.

و آخرین گفتمان ، گفتمان حق گراست. افراد در این گفتمان در عین اینکه دیندارند و معتقد ، اما دین را امری فردی و خصوصی می دانند و در ارتباط با قدرت، سکولارند. آنها معتقدند هرچه دین را بیشتر وارد حوزه عمومی و سیاسی کنیم ، بیشتر به سمت مردسالاری گرایش می یابد. رویکردهای حقوق بشری و تکثرگرایی ِ دموکراتیک در آن نمود دارد و جریانی آلترناتیو در مقابل اسلام گرایی سیاسی است .

در کشورهایی که اتوریته سیاسی شریعت قوی است وجود دارد و در کشورهای غربی دیده نمی شود. زنان مسلمان در این گفتمان، شریعت را با نیازها و خواسته های خود مطابقت می دهند نه خود را با شریعت. چالشهای این گفتمان با افراط گرایی دینی است و نیز نو محافظه کاری( معتقدند نومحافظه کاری آمریکایی، افراط گرایی دینی را تشدید می کند). زنان ،در این گفتمان ، تنها در نسبت با قدرت خود را مسلمان معرفی می کنند و در کنار هویتهای دیگر خود شاید نامی از مسلمانی بیاورند.

به عقیده عباسقلی زاده دو گفتمان حق گرا و تکلیف مدار ، گفتمانهای غالب در ایران هستند. گفتمانهای هویت گرا و حق گرا را می توان در راستای اعتقادات فمینیستی دانست ، اما گفتمان تکلیف گرا هیچ نسبتی با فمینیسم ندارد.

 

در كنفرانس بررسي راههاي مقابله با خشونتهاي سنتي عليه زنان در اتريش وزير امور خارجه اين كشور به ضرورت توانمندسازي زنان در فرايند تشكيل «كميسيون ايجاد صلح» تأكيد كرد.

جمعه 2 دی ۱۳۸۴ - 23 دسامبر ۲۰۰۵

به گزارش خبرنگار «زنان» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اورسولا پلاسنيك، وزير امور خارجه اتريش در كنفرانس راههاي مقابله با خشونت‌هاي سنتي نسبت به زنان با اشاره به اهميت اتخاذ اقداماتي از سوي وزراي دولت فدرال و همچنين سازمانهاي بين‌المللي براي ارتقاي جايگاه و موقعيت زنان گفت: زنان در تمامي كشورها و در تمامي سطوح اجتماعي به طرق مختلف مورد خشونت واقع مي‌شوند، از اين رو آنها نيازمند كمك و مساعدت هستند، لذا فراهم كردن كمكهاي ضروري براي زنان يك وظيفه سياسي و شخصي است.

پلاسنيك در ادامه اتخاذ تصميماتي براي مبارزه با خشونت عليه زنان را يكي از موضوعات و جنبه‌هاي فعال سياست خارجي اتريش دانست، بيان كرد: ما براي مبارزه با خشونت عليه زنان نه تنها در همكاري‌هاي توسعه‌اي اتريش، بلكه در تعامل با سازمان ملل متحد، سازمان امنيت و همكاري اروپا، شوراي اروپا و اتحاديه اروپا به آن توجه خاص داريم.

وي در ادامه افزود: در صدديم تا با زنان متأثر از خشونت، همكاري و مشاركت داشته باشيم تا بدين طريق آنها بتوانند با حضور در خانواده و فعاليت در امر سياست و اقتصاد، در جامعه خود نقش مؤثر و فعالي را ايفا كرده و در روند تصميم‌سازي نيز حضور داشته باشند.

به گزارش ايسنا، وزير امور خارجه اتريش با اشاره به نقش مهم زنان در مواقع حساس همچون شرايط پس از جنگ اظهار كرد: طي نامه‌اي كه خطاب به دبيركل سازمان ملل متحد تهيه و ارسال كرديم خواستارآن شديم تا در فرايند تشكيل كميسيون ايجاد صلح (Peace-building commission) به گونه‌اي عمل شود تا موارد مربوط به توانمندسازي زنان را در تمامي توصيه‌ها و فعاليتهاي خود مورد توجه قرار دهند.

وي در پايان با اشاره به همكاري‌هاي توسعه‌اي اتريش، به پروژه‌هاي تأمين اعتبارشده از سوي اين كشور در خصوص مبارزه با قاچاق زنان و حمايت از ايجاد سرپناهي براي زنان در بلگراد و كوزوو تصريح كرد: در رابطه با حمايت از حقوق زنان، همكاري تنگاتنگي در اتيوپي و كنيا با افراد خير سنتي براي خاتمه بخشيدن به ختنه زنان وجود دارد.

 

متن سخنرانی ملالی جویا

در نخستین مجلس مشرانو جرگه (پارلمان) که متاسفانه برایش اجازه داده نشد که متن کامل آنرا قرائت نماید.  ۱۹ دسامبر ۲۰۰۵

من اگر برخیزم

تو اگر برخیزی

همه بر می خیزند

من اگر بنشینم

تو اگر بنشینی

چه کسی برخیزد؟

چه کسی با دشمن بستیزد؟

چه کسی

پنجه در پنجه هر دشمن دون آویزد؟

 

بنام خدا

با درود به روان پاک شهدای راه آزادی وطن که کارنامه های شان باعث غرور و مباهات مردم و تاریخ ماست.

نخست از همه می خواهم اعتماد بزرگ مردم را به آن عده از وکلایی که با رای راستین مردم و به امید خدمت به آنان اینجا آمده اند، تبریک گفته و به خاطر حضور نامیمون عده‌ای از جنگساران، هیروئین سالاران و جنایتکاران در جمع نمایندگان مردم آنهم در محل تمثیل اراده مردم یعنی پارلمان به مردم کشورم تسلیت گویم.

به عنوان یک زن افغان افتخار دارم که مردمم بدون این که کوچکترین منفعت مادی را از من انتظار داشته باشند، بدون این که مسایل تنظیمی، سمتی، لسانی، جنسی، مذهبی وغیره در بین باشد، بدون این که پوستر های تبلیغی چندین متره داشته باشم و یا وعده های عوامفریبانه و کاذب داده باشم، مرا به صفت نماینده شان به این جا فرستاده اند تا درد شان را فریاد و از منافع شان دفاع کنم. من می‌خواهم این نکته را هم صراحت بخشم، با آنکه از ولایت فراه به پارلمان آمده‌ام و مصرف کمپاین و پوسترهای تبلیغی ‌ام را مردم شریف آن ولایت متقبل گردیده اند، که از این بابت از آنان تشکر می‌نمایم، خود را نماینده زنان و مردان وطندوست و درد رسیده نه تنها ولایت فراه، بلکه تمام کشور دانسته چند قطره خونی را که در رگ ها دارم برای دفاع از منافع آنان ارزانی می‌دارم.

 

من فکر می‌کنم تنها دلیلی که مردمم بر من اعتماد نموده اند تا نماینده شان باشم سخنانم در لویه جرگه قانون اساسی است و ازین جهت می‌خواهم با صراحت و صاف و پوست کنده بگویم که من در این جا نه به خاطر پلو خوری آمده‌ام و نه هم هیچگونه امتیاز و مدالی خواهد توانست چشمانم را کور و زبانم را لال کند.

من اگر فکر کنم یک لحظه از زندگی‌ام به خاطر اندیشیدن به مردم سوگوارم صرف نمی‌شود و هر گامم به خاطر بهروزی آنان و آزادی شان نیست زندگی‌ام بیهوده بوده و چی بماند به زندگی پارلمانی و امتیازاتش.

از مردمم انتظار دارم اگر خلاف آن چیزهایی که وعده داده‌ام در گفتگوهای طولانی و خسته کن غرق دسته بازی ها و خیانت ها از طریق قانونیت بخشیدن به خیانت باشم بدون تامل از من سلب اعتماد کنند. ولی این صداقت را دارم تا به هموطنانم وعده دهم که اگر نتوانم ماهیت خاینان بیگانه پرست و تداوم خیانت را درچهارچوب پارلمان به مردم آفتابی بسازم درآنصورت اولین فرد خواهم بود که استعفا بدهم.

 

به گفته برشت «آنکه حقیقت را نمی‌داند جاهل است و آنکه می‌داند ولی انکار می‌کند تبهکار است.»

من اینجا هستم و حقیقت را میدانم و نمی‌خواهم تبهکار باشم و حقایق را به مردمم نگویم. من صرف چند هزار رای مردم را نمی‌گویم، خوشبختی من درین است که حمایت اکثریت مردم مظلومم را با خود دارم و به عنوان فرزند کوچک شان در موقعیتی قرار گرفته‌ام که دردهای شان را بازگو کنم و این مسئولیت سترگی است بر شانه‌هایم که تا آخر و به قیمت نثار خونم حرمتش را پاس خواهم داشت.

 

به مثابه یک فرد در جمع کوچک از زنان و مردان دموکراسی خواه در شرایطی به پارلمان راه یافته‌ام که هنوز از قاتلان ۶۵ هزار کابلی، از ویرانگران شهر کابل، از جنایتکارانی که دختران مظلوم شهر هرات را از روی سرک دستگیر و جهت معاینه به طب عدلی می‌فرستادند، از افرادی که در کشتار دسته جمعی یکاولنگ، افشار ، کراله‌ی کنر، پولیگون پلچرخی، قتل عام های مزار و هزار و یک مورد دیگر هیچگونه بازخواستی به عمل نیامده و اعلامیه های «دیده‌بان حقوق بشر» و انعکاس قضاوت مردم در گزارش «کمسیون مستقل حقوق بشر» بنابر مصلحت های ضد مردمی نادیده گرفته می‌شود، برای بستن زبان داکتر بشردوست ها تلاش دیوانه‌وار صورت می‌گیرد، روی جنایاتی که به عمل می‌آید سرپوشی به نام کمسیون گذاشته می‌شود و عده‌ای از جنایتکارانی هم که از حاکمیت بیرون مانده اند به مصداق «کند همجنس با همجنس پرواز» با اعزاز و احترام به عضویت مجلس مشرانو جرگه (سنا) منصوب می‌شوند.

 

زنان و مردان وطنم خود را همچو کبوتران بال شکسته‌ای احساس میکنند که اگر از قفس طالبی تا حدی رسته اند خود را در بند خفاشان خونریز مسمی به جنگسالاران میبینند. کبوترانی که با هر پرواز، با هر بار بلند نمودن فریاد جگرِ سوخته‌ی شان، هربار به فرق خورده اند اما هرگز عزم شانرا برای آزادی و بهزیستی از دست نداده اند.

 

بعد از واژگونی طالبان عده‌ای تصور می‌کردند که ممکن است طناب های اسارت که قرن ها دست و پا و چشم و گوش و ذهن مردم ما را به بند کشیده بود، گسسته شوند ولی با به قدرت رسانیدن مجدد سلاطین هیروئین، وطنفروشان مذهبی و غیرمذهبی، و جنایت سالاران ائتلاف شمال که عاملین اصلی خیانت به استقلال و دموکراسی در کشور بوده اند خود را به طور پیهم زیر شمشیر داموکلس احساس می‌کنند که هرلحظه ممکن است بر گلوی شان فرود آید.

منظور من ازین حرف ها نه به علت حمله مسلحانه بر منزلم است و نه هم می‌خواهم به مجلس یکی از همین جنایتکاران اشاره داشته باشم که گفته بود: «در صورتی که ملالی جویا حرف های گذشته‌اش را تکرار کرد او را از کلکین پارلمان به پایین می‌اندازیم.» منظور من دفاع از رحیمه های نوجوانیست که در کندز مورد تجاوز اوباشان تفنگسالار قرار گرفت، منظور من به محکمه کشاندن قاتلان آمنه ها در بدخشان است که او را وحشیانه سنگسار نمودند، منظور من از محاکمه قاتلانی چون جیحون است که به خارج کشور فرستاده میشوند، منظور من دفاع از نادیه انجمن هاست که می‌توانست باعث افتخار کشور ما باشد، منظور من بازخواست از قاتلان داکتر عبدالرحمن ها، سرکوبگران تظاهرات محصلان و اعتراضات سرتاسری مردم ماست که با آسوده خیالی و تبختر و دبدبه در کابل حکومت میکنند.

 

با الهام از خشم و نفرت بیکران و آگاهی بیسابقه مردم ماتمدار ما میخواهم به تمام جانیان و خاینان مذکور بفهمانم که افغانستان سرزمین مردم فقیر اما آزادیخواه است که دیگر هرگز اجازه نخواهند داد فاشیست های دین فروش تا آخر بر آن سایه افگنند.

من با استفاده از همین فرصت و مکررا در برابر مردم داغدیده‌ام تعهد میسپارم زخم های جسمی و روحی عظیم شانرا لحظه‌ای از یاد نبرم و با حرکت از همین امر از وکلای شرافتمند و باوجدان، که در خیانت ها و جنایات ۲۵ سال اخیر در کشور ما دست نداشته اند تقاضا می‌کنم که برای خدمت صادقانه به مردم و وطن خود تجسم یک صف متحد بر ضد مسببان بربادی کشور و قتل و آوارگی مردم ما بوده، دین تاریخی و ملی خود را با افشا و طرد خاینان رنگارنگ با روکش دموکراتیک و یا روکش دین و مذهب و قوم و زبان انجام دهیم. در غیر آن با نشستن خنثی و یا لفاظی های میان تهی و پوک معنی ای نخواهد داشت جز خاک زدن به چشم مردم، رنگ و لعاب دادن به دموکراسی کاذب و پشت کردن به وعده هاییست که برای رای دهندگان خود داده‌ایم.

 

کمیته دفاع از ملالی جویا

Defense Committee for Malalai Joya

http://www.malalaijoya.com

mj@malalaijoya.com