كليد آينده ايران در دست زنان است
ناصر اقبالي، جامعهشناس و رييس مركز جامعهشناسي دانشگاه آزاد واحد تهران مركزي:
گروه اجتماعي: دكتر ناصر اقبالي رييس مركز جامعهشناسي دانشگاه آزاد واحد تهران است كه سالها روي فمينيسم و نقش و منزلت زنان مطالعه كرده و نظريات متفاوتي در اين زمينه دارد. او معتقد است: اگر در كشور ما دولت در حوزه جامعه مدني دخالت نكند و نظام ارزشهاي NGOها را به رسميت بشناسد، ما در آينده در بسياري از حوزهها نقش فراگير زنان را خواهيم ديد. در شرايطي به سراغ او رفتم كه خانم شيرين عبادي موفق به اخذ جايزه صلح نوبل شده بود. برهمين مبنا بحث نقشزنان ايراني در قرن بيست و يك را با پيامدهاي اهداي اين جايزه گره زدم و سنتز بحث را تقديم خوانندگان ميكنم.
اهداي جايزه صلح نوبل به يك زن مسلمان ايراني حاصل چه پيامهايي است؟
بدون شك ايران هماكنون در كانون توجهات جهان قرار گرفته، در حالي كه در گذشته اين توجه به نقص حقوق بشر، تروريسم،توسعه سلاحهاي كشتار جمعي ايران متمركز بود. امروز با انتخاب يك زن ايراني، به عنوان نماينده صلح جهان، چرخشي در افكار عمومي جهان به وجود آمده و آن سنگيني و شدت حملات نسبت به ايران كاهش پيدا كرده و اثرات مثبت آن احساس ميشود. خود اهداي جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادي ميتواند يك چتر حمايتي را براي كشور به وجود بياورد و پيام روشني داشته باشد به كساني كه تمايل دارند با شيوههاي تهديدآميز و به بهانه نقص حقوق بشر در مسائل داخلي ايران دخالت كنند. اين جريانات نشان داد كه شيرين عبادي از يكسو به عنوان نماينده فكر و جرياني است كه مدافع و همسو با قوانين جهاني است و از سوي ديگر جنبشها و جريانات خودجوشي در كشور وجود دارد كه ميتواند منتج به نزديكي ايران به دنياي متجدد شود.
از صحبتهاي شما اينطور برداشت كردم كه اعطاي جايزه صلح توانسته ضريب اطمينان ايران را در جهان بالا ببرد. به نوعي ميتوان گفت اگر تا قبل از دريافت اين جايزه در لابي محافظهكاران امريكايي تفكر حمله نظامي به ايران مطرح بوده، اين مولفه هماكنون خيليكمرنگ شده است؟
كاملاص درست است. طبيعتاص اگر فكر حمله به ايران در دولت امريكا قوت بگيرد، بايد بدانند كه آنها به خانه بانوي صلح جهان حمله ميكنند و اين مساله بار منفي سنگيني روي نظر مردم جهان نسبت به غربيها خواهد داشت.
اما نكتهيي كه در اينجا مطرح است اين كه در شرايط كنوني دولتمردان بايد از فضاي جديدي كه بوجود آمده، بهترين استفاده را ببرند و به خانم شيرين عبادي نزديكتر شوند. چرا كه او ديگر صرفا يك روشنفكر يا حقوقدان نيست، بلكه چهرهيي جهاني پيدا كرده و ميتواند سفيري از دولت و ملت ايران باشد، كه پيامهاي ملت ايران را به گوش جهانيان برساند.
يكي از ويژگيهاي مورد توجه در صحبتهاي اخير خانم شيرين عبادي تاكيد بر روي مسلمان بودن و اعتقاد قلبي به اسلام است با توجه به اينكه بعد از 11 سپتامبر بحث تقابل اسلام و مسيحيت مطرح گرديد و جورج بوش در سخنراني بعد از واقعه از واژه )غرب و بقيه جهان( استفاده كرد. به نظر شما شرايط جديد به وجود آمده تا چه حد ميتواند گذشته را ترميم كند؟
قبل از آنكه خانم شيرين عبادي به مسلمان بودن خود صحه بگذارد. كميسيون اعطاي صلح نوبل در بيانيه خود خانم عبادي را به عنوان يك ايراني و زن مسلمان كانديدا كرد. علاوه بر اين به اعتقاد من پيام معروف پاپ به بانوي صلح ايران ميتواند فضاي متخاصم بين مسيحيت و اسلام را كاهش دهد. بعد از 11 سپتامبر همانطور كه شما اشاره كرديد فضاي مخرب و مسمومي عليه مسلمانان به وجود آمد كه آنها را افرادي راديكاليسم و بنيادگرا كه دافع خشونت هستند، معرفي كردند. اما اهداي جايزه پادزهري بود كه اين نگرش را به زير سوال برد و از اين جهت بايد از اين فرصت به به دست آمده استفاده بهتري ببريم.
بحثي در دنياي امروز مطرح است كه جوامع امروز دچار بحران روابط انساني است كه تحتالشعاع روابط اقتصادي قرار گرفته و به نوعي ما دچار بحران عشقورزي هستيم.با توجه به اينكه ايران براي نخستين بار در دنيا نظريه گفتوگوي تمدنها را مطرح كرد، به نظر شما انتخاب خانم عبادي تا چه حد در اين زمينه مفيد خواهد بود و آيا ايران ميتواند با توجه به سابقه فرهنگي غني به عنوان مبدا گفتمان عشقورزي مطرح شود؟
البته هيچوقت نگرشهاي مطلق اقتصادي تعيينكننده نبوده، بلكه كشورهاي ثروتمند در كنار شعارهاي اقتصادي، شعار آزادي و عدالت و دوستي را مطرح كردهاند و زمينههاي توجه به مقام شامخ انساني را مورد تاكيد قرار دادهاند.
اما خب،از طرف ديگر تاحدي حرف شما درست است. در دنياي امروز فردگرايي مفرط تا حد زيادي جايگزين روابط انساني شده است. در جوامع متجدد امروزي عشق اصيل و واقعي پديدهيي نسبتاص نادر است و به جاي آن انواع عشقهاي خيالي و دروغين شيوع يافته است. اما با اين وجود من از يك سو انتخاب خانم شيرين عبادي را به عنوان فردي كه خود را پيامآور صلح،عشق ،دوستي و عدالت معرفي كرده به فال نيك ميگيرم و اميدوارم جوانان با الگوبرداري مناسب از ايشان نقش مثبت و مفيدي در گردش چرخهاي آينده ايران داشته باشند. و از سوي ديگر اولويتبخشي نگرشهاي فرهنگي بر نگرشهاي سياسي و اقتصادي در گروهها و نهادهاي غيردولتي ،ايران را در دايره جديدي قرار داده كه ميتواند در برخي از سطوح،برتري منافع جمعي را نسبت به منافع شخصي ترويج كند و به شهروندان بياموزد كه سود خود و ديگران را در هم آميزند. اگر در جامعه ما اخلاقيات از حوزه خانواده فراتر رود و به حيطه جامعه تسري يابد ميتوان انتظار گسترش فرهنگ مهرورزي را داشت. در غير اين صورت عشقورزي با موانع سنتي پايدار و ساختاري روبرو ميشود و جامعه در ارايه آرمانهايش دچار چالش و گسست مي شود.
به نظر ميرسد با توجه به اهداي جايزه صلح نوبل به يك زن ايراني،منزلت و نقش زنان حداقل در محافل بينالمللي مورد توجه قرار گرفته به نظر شما با توجه به ارزشهاي جديدي كه مطرح گرديده،نقش زنان در الگوسازي فرهنگي آينده ايران چقدر است؟
الان در معيارها و ضوابط توسعه، مشاركت زنان جزو شاخصهاي اصلي توسعه محسوب ميشود. در كشور ما هرچند كه در تاريخ چند هزار ساله و داستانهاي اسطورهيي زنان نقش مهمي داشتهاند اما حضور فعال و جدي بانوان در جنبشهاي اجتماعي سياسي از عصر مشروطه به بعد،كليد خورد و از آن زمان تا انقلاب اسلامي اين جريان ادامه داشت. بعد از انقلاب حضور زنان نه تنها از لحاظ تعداد و كميت رشد را نشان ميدهد بلكه كيفيت فعاليت اين قشر دچار تحول ساختاري شد. طبقآخرين سرشماريها حضور دختران روستايي در مدارس، هجوم گسترده دختران براي ورود به دانشگاهها و تحصيلات عاليه بسيار چشمگيرتر و فراگيرتر از مردان ديده شده . آنچه اين حضور را تكميل كرد،انتخاب خانم شيرين عبادي بود. زن شجاع و انساندوستي كه به پشتوانه علم و تجربه،پافشاري در احقاق حقوق كودكان و زنان توانست به اين جايگاه رفيع جهاني دست پيدا كند. همه اين شواهد نشان ميدهد كه كليد تحولات آينده اجتماعي ، سياسي در دست زنان است.
زنان در طول تاريخ نقش داشتند اما موانعي بر سر راهشان وجود داشته. مثلاص تسلط فرهنگ پدرسالاري كه هنوز ارثيه تلخ آن بر سر جامعه سنگيني ميكند مصداق بارزي محسوب ميشود؟
اين موانع در حال كم شدن است وقتي كه آمار حضور زنان در عرصه آموزش عالي بيش از مردان هست،طبيعتاص اين موقعيتي نيست كه مردان براي زنان به وجود آورده باشند. بلكه نتيجه و ماحصل تلاش خود زنان كشور است كه به مرحله ميوهچيني رسيده.
به نظر من حضور چند زن در مجلس شوراي اسلامي اثراتش به مراتب عميقتر و بيشتر از اكثريت مرداني است كه در آنجا حضور دارند. بنابراين اگر بخواهيم وضعيت موجود را نسبت به موقعيت دو دهه قبل بسنجيم اين نظر به واقعيت ميپيوندد كه آن موانع حقوقي، فرهنگي،اجتماعي كه بر سر دستيابي به حقوق زنان وجود دارد،در حال تضعيف شدن است.
بخشي از حضور زنان در حوزههاي فرهنگي به منصه ظهور رسيده. مثلاص در سالهاي اخير در حوزه سينما و ادبيات، زنان حضور موفقيتآميزي از خود نشان دادند و برخي جوايز بينالمللي را از آن خود كردند.به نظر شما حضور زنان ايراني در عرصههايي مثل سينما تا چه حد در ترويج فرهنگ ايراني موؤثر خواهدبود؟
من جمله شما را تكميل ميكنم و فكر نميكنم حضور زنان فقط در اين عرصهها باشد. بلكه در عرصههاي اجتماعي سياسي درخشش آنها بسيار چشمگير بوده . برخي اعتقاد دارند كه انتخاب آقاي خاتمي مديون حضور فراگير زنان بوده است. سخنان خاتمي اول زنان را تحت تاثير قرار داد و تحت تاثير آن گفتهها حركت زنان براي تحول نظام اجتماعي سياسي ايران شكل گرفت. شما به اجتماعات خودجوش در چند ساله اخير نگاه كنيد، خواهيد ديد كه اكثريت فضا را زنان مديريت كردهاند اما در فضاها و اجتماعات تعريف شده دولتي حضور زنان كمرنگتر است.
درباره سوال شما بايد بگويم كه علت حضورفراگيرتر زنان در عرصههاي فرهنگي شايد به دليل كمخطر بودن اين فضا نسبت به ساير حوزهها باشد. من معتقدم اگر هزينه حضور در بخشهاي مختلف اجتماع كم شود، زنان ما ميتوانند در هر بخشي موفقيت چشمگيري داشته باشند.
فكر ميكنيد با توجه به ظرفيتهاي ايران، ما ميتوانيم به عنوان يك الگوي موفق براي كشورهاي منطقه باشيم؟
نه،... چون ما در دوران گذار بسر ميبريم. كشمكش بين گروه سنتي و تجددخواه همواره وجود دارد كه از ويژگيهاي اين دوران است اما بعد از موفقيت گروه تجددخواه، ميتوانيم الگوسازي كنيم ولي در دوره گذار الگويي تبيين نميشود.
اما اين را از ياد نبريم كه بعد از شروع اصلاحات در ايران، نواي تغييرات در عربستان، سوريه و ... مطرح شده است؟
شما بحث الگو را مطرح كرديد. الگو با پيروي كردن متفاوت است. ما تاكنون الگوي خاصي ارايه ندادهايم. حتي گروه سنتي كه مدت زيادي سكاندار كشور بودند، الگويي مشخص ارايه ندادهاند. ولي شما يادتان نرود كه جنبشهاي عدالتخواهانه از يكصد سال پيش در ايران شروع شده در حالي كه اين صدا بعد از يك قرن به گوش كشورهاي عربي خاورميانه رسيده كه اين موضوع ربطي به طراحي مدل و الگوسازي ندارد.
شما بحث دوره گذار و نظام ارزشهاي مدرن را عنوان كرديد حال با توجه به صحبتهاي شما، اين سوال به ذهنم خطور كرد كه تحولات ساختاري تا چه حد روي مقوله هويت تاثيرگذاشته چون به نظر مي رسد كه بعد از دومين انقلاب انفورماتيك هم اكنون در كشورهاي در حال توسعه مثل ايران هويت جنسي رو به اضمحلال است و به جاي آن هويت مدني در حال شكلگيري است. اين هويت مدني براي قوام به چه پيشزمينههايي نياز دارد؟
ببينيد زماني در ايران مبناي تقسيم كار بر اساس جنسيت تعيين ميشد و نظام اجتماعي وظايف زنان را در حوزه خانواده تعريف و محدود ميكرد. در چنين حالتي مردم در قالب يك فرهنگ تودهيي قوام ميگرفتند اما در شرايط جديد هويت مدني مبناي شكلگيري جوامع جديد است. در چنين جوامعي افراد، متفاوت در نظر گرفته ميشوند و قالبهاي پيش تعيين شده وظايف آنها را رقم نميزند. در شرايط فعلي انتخاب افراد براي احراز پستها و مشاغل نگاه جنسيتي نيست بلكه انتخاب بر اساس هويت انساني شكل ميگيرد. اين پارادايم جديد در ايران در حال تكوين و شكلگيري است و من اميدوارم زماني برسد كه حتي تصدي پست رياست جمهوري و قوه قضاييه براي بانوان كشور منعي نداشته باشد.
به نظر شما با توجه به سرعت تحولات و دگرگونيها و وجود عرصه تخاصمات بين گروههاي سنتي و تجددخواه، چه سياستي را پيشه كنيم تا با حداقل هزينه بيشترين استفاده را از فرصتها داشته باشيم؟
اين موضوع به نگاه و عملكرد هر دو بخش برميگردد. به اعتقاد من نيروهاي مترقي كه اثر بيشتري دارند ميبايست نگاه اقشار سنتي را به جامعه متحول كنند. نيروهاي تجددخواه بايستي در عمل نشان دهند كه ميتوانيم تغيير كنيم و در عين حال ارزشهاي واقعي جامعه را حفظ كنيم. به نظر ميرسد كه هر دو گروه لازم است نظام ارزشهاي فرهنگ ايراني را مورد بازبيني قرار دهند. قطعا تمام بخشهاي سنت ما، مضر و بدون كاركرد نيست بلكه برعكس من معتقدم در نظام سنتهاي ما ارزشهاي مفيد و مورد استفاده در دنياي امروز وجود دارد. اما بخشي از سنت كه در چارچوب تعصبات قومي و تفكرات قالبي تعريف ميشود، ميبايست كنار گذاشته شود. اين آرمان به دست نميآيد، مگر آنكه هر دو گروه روش مباحثه و گفتوگو و نقد علمي را ياد بگيرند.
سپاسگزارم.