زنان:سه شنبه 10 آبان ۱۳۸۴ – 1 نوامبر ۲۰۰۵
65 ميليون دختر محروم از تحصيل در سراسر جهان
یکشنبه 8 آبان ۱۳۸۴ - 30 اكتبر ۲۰۰۵
تبعيض عليه دختران هنوز هم در بسياري از فرهنگهاي جهان رايج است؛ به گونهاي كه در نقاطي از دنيا ارزش پسران درست پس از تولد بيش از دختران ميشود، اين تعبيض بويژه در سطوح آموزشي در برخي كشورها مشاهده ميشود؛ به نحوي كه طبق دادههاي يونيسف 60 درصد 110 ميليون كودك 6 تا 11 ساله محروم از مدرسه در جهان دختر هستند.
به گزارش خبرنگار «زنان» خبرگزاري دانشجويان ايران طبق اعلام صندوق كودكان سازمان ملل (يونيسف) 65 ميليون دختر در سراسر جهان از آموزش و تحصيل محرومند كه اين موضوع خط فقر مفرط، مرگ در دوران كودكي، ايدز و همچنين خطر انتقال به نسل آينده را افزايش ميدهد؛ اين در حاليست كه اگر يك دختر بدون آگاهي بزرگ شود و اطلاعاتي از مهارتهاي زندگي نداشته باشد، خطرات بيشتري او را نسبت به همتاهاي تحصيلكردهاش تهديد ميكند و اين دختر، ناقل اين خطرات به نسلهاي آينده نيز خواهد بود.
مريم شربتدار قدس، مدير كل دفتر امور بانوان وزارت آموزش و پرورش با اشاره به زمينههاي فرهنگي، اقتصادي و ضعف دولتها در رساندن امكانات آموزشي به كودكان در محروميت از تحصيل دختران به ايسنا ميگويد: به نظر ميرسد عمده دليل محروميت از تحصيل دختران مشكلات اقتصادي خانوادهها باشد، از اين رو وزارت آموزش و پرورش در اين زمينه طرح آموزش از راه دور را براي اين كودكان در نظر گرفته تا شايد از نظر اقتصادي و فرهنگي برخي مشكلاتشان حل شود.
به گزارش ايسنا اين اظهارات در حاليست به گفته محققان بزرگترين مانع تحصيل دختران شهريههاي مدارس است. زماني كه خانواده مجبور به پرداخت شهريه براي آموزش فرزندانش باشد، ترجيح ميدهد كه پسران خود را به مدرسه بفرستد و از تحصيل دختران صرف نظر كند؛ هر چند كه فينفسه نميخواهد مانع رفتن دخترانش به مدرسه شود.
پيراني ، مشاور امور بانوان وزير آموزش و پرورش در سيستان و بلوچستان با اشاره به فراهم بودن بازار كار در كشورهاي حوزه خليج فارس بيان ميكند: گاهي اوقات پدر خانواده براي كار به اين كشورها ميرود و خانواده وي در كشور رها ميشود؛ در نتيجه مشكلات فراواني براي زنان به عنوان سرپرست خانواده و كودكان آنها ايجاد ميشود، بنابراين چندان رغبتي براي ادامه تحصيل به دليل مشكلات ايجاد شده از خود نشان نميدهند.
شربتدارقدس با بيان اين كه در برخي مناطق، دوري از تحصيل تنها دامنگير دختران نبوده و حتي پسران نيز از تحصيل محروم هستند تصريح ميكند: زماني كه مسأله اقتصادي در محروميت از تحصيل مطرح ميشود پسران را هم درگير ميكند، به گونهاي كه خانوادهها ترجيح ميدهند پسرانشان به سمت مشاغلي مثل كشاورزي بروند و حتي در برخي استانها با روي آوردن به سوي كارهاي خلاف تحصيل را رها ميكنند.
به گفته وي بعد اقتصادي محروميت از تحصيل در استانهاي محروم كشور بيشتر به چشم ميخورد كه طبيعتا ناشي از فرهنگ غلط و فقر فرهنگي موجود در اين استانهاست كه پدران آنها نيز با آن دست به گريبان بودهاند و آنها فكرميكنند كه تحصيل مانع از درآمدزايي آنها ميشود.
به گزارش ايسنا، عليرغم امكانات لازم براي پوشش تحصيلي دانشآموزان در برخي مناطق روستايي محروم، خانوادهها به دليل فقر فرهنگي حاضر به ادامه تحصيل فرزندان خود نيستند.
مريم شربتدار قدس عمده دلايل فرهنگي محروميت از تحصيل دختران را ازدواج در سنين پايين، وجود نگرشهايي مبني بر اين كه دختر آموزش را ميخواهد چه كند؟ ميداند و اظهار ميكند: محروميت از تحصيل در استانهايي مانند سيستان و بلوچستان ، خراسان جنوبي، و استانهاي محروم بيشتر ديده ميشود.
پيراني نيز تعصبات قومي، ضعف فرهنگي، ازدواج دختران در سنين پايين، پراكندگي روستاها و به حد نصاب نرسيدن دانشآموزان براي تشكيل كلاس، عدم آگاهي و فقر فرهنگي، كمبود و نبود مدارس راهنمايي دخترانه در محل، نبود نيروي متخصص زن در مدارس راهنمايي دخترانه مدارس، مخالفت والدين، آمار كم دانشآموزان و عدم امكان افتتاح آموزشگاه، نبود وسيله نقليه و صعبالعبور بودن جادهها در مناطق روستايي، بعد مسافت روستاها تا محل تحصيل را از ديگر عوامل محروميت از تحصيل خواند.
وي با بيان اين كه در حال حاضر برخي از نگرشهاي خانوادهها درباره تحصيل فرزندان خود و به ويژه دخترانشان تغيير كرده ميگويد: در سالهاي گذشته ما با اجبار و خواهش و تمنا از خانوادهها ميخواستيم كه دانشآموزان دختر خود را وارد مدرسه كنند، اما آنها به ويژه از مقطع ابتدايي به بعد تمايل چنداني براي ادامه تحصيل دخترانشان نداشتند.
مشاور وزير آموزش و پرورش در سيستان و بلوچستان خاطر نشان ميكند: اگر در جايي مدارس دخترانه نبود خانوادهها مايل نبودند دختر خود را از منطقهاي به منطقه ديگر با اين دليل كه ضرورتي براي ادامه تحصيل دختر وجود ندارد بفرستند، از سوي ديگر ازدواج زودرس نيز باعث محروميت از تحصيل دختران ميشد.
شربتدار قدس مشاور وزير آموزش و پرورش وجود تفكراتي مانند اين كه دختر بايد بيشتر در خانه بنشيند چرا كه با بيرون رفتن ، چشم و گوشش باز ميشود را از ديگر دلايل فرهنگي دخيل در محروميت از تحصيل ميداند و به خبرگزاري دانشجويان ايران ميگويد: زماني كه تحصيل براي پسران مطرح ميشود خانواده آنها آن را راهي براي درآمدزايي ميدانند اما در قبال دختر بيان ميكنند كه آنها تحصيل را ميخواهند چه كنند، دختر ازدواج ميكند و كنج خانه مينشيند.
وي با اشاره به اجرايي شدن اين باورهاي فرهنگي غلط در برخي از روستاهاي كشور تصريح ميكند: اجراي اين باورها به محروميت از تحصيل دختران دامن ميزند.
مشاور وزير آموزش و پرورش ادامه ميدهد: متأسفانه ما در ميان برخي از مسؤولين نيز با اين امر اما با شكلي متفاوت روبرو هستيم؛ چرا كه محروميت از تحصيل براي دختران ديگر بسيار قديمي شده و در حال حاضر صحبت از اين است كه آموزش و تحصيل براي همه باشد اما خطر در جاي ديگري احساس ميشود، مواردي ديده ميشود كه القائاتي مبني بر اين كه «چه كسي گفته زنان وارد جامعه شوند» ديده ميشود.
به گفته وي اين دسته از افراد تحصيل زنان را ميپذيرند و معتقدند كه اگر مادر باسواد باشد در تربيت فرزندان هم مؤثر خواهد بود، اما تا همين مرحله قانع هستند؛ به عبارتي ديگر، آنها با تحصيل موافق ولي با مشاركت زنان مخالفند كه اين مسأله از همان فقر فرهنگي در ميان برخي مسؤولين ناشي ميشود كه به ما نشان ميدهد ما نبايد به دنبال اين مسأله تنها در دورافتادهترين روستاها باشيم.
قدس با اشاره به ضرورت تغيير نگرش در برخي مسؤولين به بحث افزايش حضور دختران در دانشگاهها اشاره ميكند و ادامه ميدهد: جنجالي كه به دليل ورود بيشتر دختران به دانشگاهها راه افتاد و طرح مسايلي از قبيل اين كه پسران ديگر با دختران تحصيلكرده ازدواج نميكنند و آسمان و ريسمانهايي كه در اين زمينه بافته شد ناشي از اين باورهاست.
مدير كل دفتر امور بانوان وزارت آموزش و پرورش خاطر نشان ميكند: حال اگرتعداد دختران در دانشگاهها بيشتر باشند چرا ما نميآيئم ريشهيابي كنيم كه پسران به چه دليل كمتر سراغ تحصيل ميروند و ترجيح ميدهند تحصيل را رها كرده و وارد بازار كار شوند؛ از اين روبرخي بجاي ريشهيابي اين قضيه سريع نگران شدند كه چرا دختران بيشتر وارد دانشگاه شدهاند.
به گفته وي ايجاد چنين مباحثي خاص اقشار محروم نيست چرا كه آنها را ميتوان طي يك يا دو جلسه توجيه كرد و با اقدامات فرهنگي به تشريح لزوم تحصيل دختران پرداخت؛ چرا كه اگر مشكلات اقتصادي آنها بر طرف شود سريع آن را ميپذيرند اما نگراني در جاي ديگر است.
به گزارش ايسنا، شربتدار قدس معتقد است كه وجود تفكراتي كه موجب محروميت از تحصيل دختران ميشود باعث انتقال همين شيوه تربيت و نگرش به نسل بعدي توسط همين دختران ميشود، اين در حاليست كه نميتوان منكر تاثير آموزش و تحصيل حتي براي كسي كه ميخواهد كنج خانه بنشيند در تربيت نسل بعدي باشيم.
وي كمترين فايده تحصيل در ميان دختران را عدم ممانعت از تحصيل فرزندان خود ميداند و اظهارميكند: اين در حاليست كه اهميت دانش تنها براي دختران نبوده و نميتوان آن را خاص آنها كرد، اما به دليل اين كه محروميت بيشتر در ميان دختران در تاريخ قديمي كشور ديده شده تاكيد بيشتري بر روي دختران ميشود در غير اين صورت كسب دانش براي همه لازم است.
در اين زمينه پيراني مشاور وزير آموزش و پرورش در استان سيستان و بلوچستان بيان ميكند: آسيبهاي ناشي از محروميت از تحصيل در درازمدت خود را نشان ميدهد؛ به گونهاي كه تحقيقات نيز نشان ميدهد از نظر روحي ـــ رواني كودكاني كه شرايط ادامه تحصيل برايشان فراهم نبوده اكثرا دچار افسردگي شدهاند و از نظر روحي ـــ رواني، موقعيت اجتماعي، شغلي و آسيبهايي آنها را تهديد ميكند.
گزارش مجمع ملي حقوق بشر عراق از هتك حرمت زنان بازداشت شده در مراكز پليس وابسته به وزارت كشور عراق خبر داد.
دوشنبه 9 آبان ۱۳۸۴ - 31 اكتبر ۲۰۰۵
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از خبرگزاري عراق، مجمع ملي حقوق بشر عراق از وضعيت ناگوار زندانيان زن عراقي كه در مراكز پليس وابسته به وزارت كشور بازداشت شدهاند، به شدت ابراز نگراني كرد.
هيات دادستاني وابسته به شوراي عالي قضايي عراق نيز به موارد هتك حرمت زندانيان زن از سوي افسران تحقيق در مراكز پليس عراق اعتراف كرده است.
وزارت دادگستري عراق بر اساس گزارشهاي رسيده از سوي دفاتر اصلاحات در زندانهاي اين كشور وابسته به سازمان حقوق بشر و وزارت دادگستري عراق، موارد آزار و شكنجه و هتك حركت زندانيان در زندانها را تاييد كرده است.
عصام الچلبي، رييس جمعيت حقوق بشر عراق تاكيد كرد: طي بازديد هياتهاي وابسته به جمعيت حقوق بشر عراق و بررسي وضعيت زندانيان، موارد زيادي از آزار و شكنجهي جسمي و روحي زندانيان زن گزارش شده است.
اين در حالي است كه وزارت كشور عراق تمامي اين اتهامات را رد كرده است.
يك مقام مسوول در اين وزارتخانه تاكيد كرد: هيچ دليلي براي اثبات ادعاهاي موجود وجود ندارد.
وي ضمن اعتراف به اعمال خشونت برخي از افسران پليس هنگام بازجويي از متهمان اظهار داشت: اين اعمال خشونتها در مراكز پليس در سطحي گسترده ديده نميشود؛ زيرا وزارت كشور با اين روش مخالف است و آنها را مغاير با حقوق بشر ميداند.
فائزه مهدي هزاع، رييس زندان زنان كاظميه نيز تاكيد كرد: طي بازديدهايي كه از سوي سازمانهاي حقوق بشر دولتي و غير دولتي از اين زندان به عمل آمده، هيچ موردي از موارد نقض حقوق زندانيان گزارش نشده است.
وي همچنين بر تلاش مسوولان اين زندان در حفظ حقوق زندانيان تاكيد كرد.
توسعه جنسيتي در ايران 78 پله عقبتر از دنيا
دامنه شغلي زنان، محصور در ميان 10 انتخاب
خشونت خانگي، تجربه 66 درصد زنان كشور
دوشنبه 9 آبان ۱۳۸۴ - 31 اكتبر ۲۰۰۵
پژوهشگر مسايل زنان اعلام كرد: ايران در شاخص توسعه جنسيتي در ميان 140 كشور دنيا در رتبه 78 قرار دارد، اين درحاليست كه كشورهاي حوزه خليجفارس در اين شاخص از شرايط مطلوبتري برخوردارند.
به گزارش خبرنگار «اجتماعي» ايسنا، دكتر ژاله شاديطلب افزود: كشور بحرين در زمينه شاخص توسعه جنسيتي در رتبه 47، تركيه 70، كويت 39، عمان 60 و عربستان 65 قرار دارد، بنابراين مشاهده ميشود كه ايران در مقايسه با همه كشورهاي حوزه خليجفارس در اين شاخص عقبتر است.
وي با بيان اين كه در قانون اساسي كشور «عدالت اجتماعي» براي تمامي شهروندان بدون در نظر گرفتن سن، جنس و قوميت به صراحت بيان شده است، تصريح كرد: عدالت جنسيتي در زير چتر عدالت اجتماعي، براي كل جامعه مطرح است و از نگاه جنسيتي برابري فرصتها براي همه افراد فارغ از سن، جنس و قوميت به معناي عدالت جنسيتي است.
وي با اشاره به پررنگ شدن نقش مادري و همسري زنان، تصريح كرد: عليرغم همه اهميت اين موضوع، نقش زنان در فعاليتهاي اقتصادي كمرنگ و با تقسيم شغلها به زنانه و مردانه دامنه انتخاب شغل براي آنها محدود شد.
اين پژوهشگر مسايل زنان تصريح كرد: زنان در عرصه مشاركت سياسي تنها رأيدهندگان فعالي بودند كه اجازه داشتند رأي دهند و البته اجازه داشتند كه انتخاب شوند، ولي كسي نيست كه به آنها رأي دهد.
به گزارش ايسنا، شاديطلب يادآور شد: كشور در اين دوران از توقف زنان در مديريت خانه راضي بود، البته آموزش نقطه قوت اين دوران را تشكيل ميداد، چرا كه گسترش آموزش ابتدايي در سالهاي اول انقلاب بتدريج دختران را به آموزش عالي سوق داد.
به گفته وي هرچند كه دختران با آموزش عالي شانس اشتغال بيشتري پيدا ميكنند، اما بيكاري دختران با تحصيلات عالي و متوسطه در شرايط كنوني جامعه بسيار جدي است، چنانچه نرخ بيكاري دختران با تحصيلات عالي در جامعه شهري 28 درصد و نرخ بيكاري دختران با تحصيلات متوسطه در كل كشور حدود 50 درصد است، البته اين آمار تنها مربوط به دختراني است كه اجازه اشتغال دارند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران اين جامعهشناس خاطرنشان كرد: بررسي نرخ مشاركت زنان در اشتغال كشور طي سالهاي 1345 تا 1380 از 6/12 به 9 درصد كاهش و مجددا هماكنون به حدود 14 و در خوشبينانهترين برآورد به 15 درصد رسيده است.
وي افزود: بيشترين افت نرخ مشاركت زنان در اشتغال در سال 65 مربوط به بخش صنعت است، چنانچه در طول سالهاي 57 تا 65، هر سال 24 هزار زن از بخش صنعت اخراج شدند، اين درحاليست كه صنعت بخش پيشرو اقتصاد كشورهاست و خروج نيروي عظيم در رشد اقتصادي كشور و وضعيت كنوني زنان مؤثر بوده است.
شاديطلب نرخ مشاركت زنان در اشتغال را يكي از جنبههاي عدالت جنسيتي در كشور دانست و گفت: چه تفاوتي ميان زنان و مردان به لحاظ سواد به عنوان عاملي براي آمادهكردن آنها براي اشتغال است، در حالي كه ميان زنان شاغل، افراد تحصيل كرده بيشتر وجود دارند، اما نقش كليدي در تصميمگيري به عنوان افراد تحصيلكرده به آنها واگذار نشده است.
وي خاطرنشان كرد: سهم زنان در مديريت بخش دولتي در 40 سال اخير بدون تغيير همچنان 8/2 درصد است، بنابراين تحصيلات تاثيري براي حضور زنان در تصميمگيري نداشته است.
به گزارش ايسنا، اين جامعهشناس و پژوهشگر مسايل زنان اظهار داشت: معيارهاي استخدامي نابرابر براي زنان نسبت به مردان وجود دارد و دستمزد نابرابر به ازاي كار يكسان در بخش كشاورزي به وضوح مشاهده ميشود كه اين مسأله در ساير بخشهاي اشتغال نيز وجود دارد، گرچه براساس قانون دستمزد برابر، در مقابل كار مساوي بايد پرداختها مساوي باشد، ولي زنان و مردان با هم به طور مساوي شروع ميكنند ولي سرعت رشد و كسب امتيازات آنها با يكديگر مساوي نيست.
به گفته وي دامنه انتخاب شغل زنان بين 8 تا 10 محصور مانده است؛ در حالي كه دامنه فعاليت مردان 37 است.
شاديطلب با اشاره به فرصتهاي نابرابر براي آموزشهاي فني و حرفهاي بين زنان و مردان در كسب مهارتهاي شغلي گفت: دسترسي زنان به منابع توليدي نيز به دليل قوانين و ساختار فرهنگي جامعه نابرابر است، همچنين مشاركت نابرابر در تصميمگيري و امكان نابرابر در ارتقاي شغلي ميان زنان و مردان وجود دارد.
اين جامعهشناس با اشاره به رابطه بين حضور زنان در بازار كار و تصميمگيري و توسعهيافتگي كشورها، گفت: در موارد ديگر از تصميمگيري نيز، زنان حضور ندارند، چنانچه تعداد كرسيهاي مجلس در اختيار زنان بين يك تا 1/4 درصد است، يعني 96 درصد نمايندگان كشور را مردان تشكيل ميدهند و هر گاه پرسشي در خصوص برقراري عدالت در اين زمينه مطرح شد، عدهاي از اصلاحطلبان اعتراض كردند كه زنان نبايد سهمخواهي كنند در حالي كه به عنوان نيمي از جمعيت كشور حق سهمخواهي دارند.
به گزارش ايسنا، وي با بيان اين كه نابرابريها و بيعدالتيها در مورد زنان به فضاي عمومي محدود نميشود، گفت: بررسي كموزني كودكان زير 5 سال كشور نشان ميدهد كه در تمام استانها دختران بيش از پسران دچار كموزني هستند، چنانچه در استان مركزي مناطق شهري و روستايي 11 درصد پسران و 18 درصد دختران و در استان سيستان و بلوچستان 18 درصد پسران و 31 درصد دختران شهري و 9/30 درصد پسران و 47 درصد دختران روستايي از كموزني رنج ميبرند.
شاديطلب خاطرنشان كرد: 40 درصد زايمانهاي استانهاي شرقي كشور به كمك فرد دوره نديده انجام ميگيرد، يعني زنان براي نقشي كه براي آنها تعريف شده است نيز از بهداشت و درمان كامل برخوردار نيستند.
وي با اشاره به معضل ازدواجهاي شرعي ثبت نشده در كشور گفت: ازدواجهاي شرعي و ثبتنشده در شناسنامه به خصوص در استانهاي مرزي پديدهاي است با پيامدهاي اجتماعي ناگوار كه سلامت اجتماعي كشور را به خطر مياندازد و نتيجه آن وجود هزاران كودك بدون شناسنامه استان سيستان و بلوچستان است كه از تحصيل محروم ماندهاند.
اين پژوهشگر مسايل زنان در ادامه گفت: حدود 9 درصد خانوارهاي كشور زن سرپرست هستند كه تراكم معنيداري در شرق كشور دارند و 37 درصد آنها جزء فقيرترين فقرا بوده و در دو دهك پايين درآمدي قرار دارند.
شاديطلب همچنين با اشاره به نتايج طرح ملي بررسي خشونت خانگي عليه زنان گفت: 66 درصد زنان در خانوادههاي كشور خشونت خانگي را تجربه كردهاند.
وي با بيان اين كه در 64 درصد خانوادههايي كه زنان خشونت را تجربه ميكنند، ازدواج تحميلي بوده است، افزود: فشارهاي روحي و رواني عليه زنان در خانوادهها 21 درصد، تحقير 18 درصد، منت گذاشتن مداوم بابت تامين معاش 18 درصد و ممانعت از اشتغال 17 درصد بوده است.
به گزارش ايسنا، شاديطلب خاطرنشان كرد: براساس تحقيقات در چند سال اخير 25 درصد دختران از جنسيت خود راضي نيستند و 7/36 درصد دختران دانشآموز شهر اصفهان اختلال رواني دارند، همچنين افسردگي زنان در خانوادههايي با ساختار قدرت عمودي 3/2 برابر ساير زنان است.
مرکز امور زنان و خانواده اعلام کرد؛ چهار بوستان بزرگ ويژه بانوان در تهران احداث ميشود
شنبه 7 آبان ۱۳۸۴ - 29 اكتبر ۲۰۰۵
مركز امور زنان و خانواده اعلام كرد؛ چهار بوستان بزرگ ويژه بانوان در تهران طراحي و ساخته خواهد شد.
به گزارش خبرنگار ايلنا, مركز امور زنان و خانواده اعلام كرد؛ براي احداث بوستانهاي بانوان تهران را به چهار بخش تقسيم و بعد از مكانيابي طراحي اين بوستانها را آغاز كردهاند.
نخستين بوستان به مساحت 27 هكتار در جنوب شرقي تهران در حال احداث است.
بر اساس اين گزارش, همچنين بوستانهاي ويژه بانوان چيتگر به مساحت 7 هكتار در شمال غربي, بوستان يافتآباد در جنوب غربي و بوستان مادر در شمال شرقي تهران، در دست احداث است.
روزانه يازده نفر در كشور خودكشى مى كنند
دوشنبه 9 آبان ۱۳۸۴ - 31 اكتبر ۲۰۰۵
شيوا زرآبادى:شرق
شايد بهتر باشد محرمانه بماند. اين طورى هم براى خانواده، هم براى جامعه و هم براى حيثيت ملى بهتر است. اگر قرار باشد علت هايش بررسى شود، از نقطه الف كه شروع كنى تا به نقطه برسى بايد مقدار زيادى وقت، هزينه و توجه به خرج بدهى. با خودكشى همه شواهد، قرائن و علت ها و چراهاى عمل فرد خودكشته تمام مى شود. در حالى كه اصل ماجرا قبل از رسيدن به نقطه پايان است. مطالعات در كشورهاى ديگر نشان داده اند كه بيشترين ميزان خودكشى متعلق به جوانان است. از اين رو است كه سازمان بهداشت جهانى دهم سپتامبر را به روز جهانى خودكشى اختصاص داده است. در ايران ۶۵ درصد افرادى كه اقدام به خودكشى مى كنند، بين ۱۸ تا ۳۴ سال سن دارند. از اين تعداد ۵۹ درصد ۱۸ تا ۲۴ ساله و ۴۱ درصد ۲۵ تا ۳۰ ساله هستند. در فاصله سال هاى ۱۳۶۰ تا ۱۳۸۰ تعداد پرونده هاى اقدام به خودكشى در كشور افزايش قابل توجهى داشته و از ۲۰۱ مورد به ۳۲۷۵ نفر رسيده است و از ۹۲۲ مورد خودكشى منجر به فوت در سال ۷۳ به ۳۱۴۳ مورد در سال ۷۸ رسيده است.مطابق با آخرين آمار وزارت بهداشت در سال ۱۳۸۰ روزانه ۷۰۰ تا ۸۰۰ نفر در ايران مى ميرند. از اين ميزان روزانه يازده نفر به علت خودكشى و از اين تعداد چهار نفر با خودسوزى فوت مى كنند كه رقم ۴۰۱۵ نفر در كشور را نشان مى دهد. اين در حالى است كه مطابق با آمار وزارت كشور در سال ،۷۵ شش نفر در هر صد هزار نفر جمعيت يعنى ۳۶۸۳ نفر و در سال ،۷۹ پنج نفر در هر صد هزار نفر جمعيت يعنى ۳۱۸۷ نفر خودكشى كرده اند.از سوى ديگر طبق تحقيق درباره وضعيت خودكشى در ايران كه در مجله علمى پزشكى قانونى كشور چاپ شده است در كشور حدود ۲۸۴۰ مورد مرگ ناشى از خودكشى در مراكز پزشكى قانونى در سال ۱۳۸۰ ثبت شده است كه نسبت به سال قبل از آن ۵/۱۴ درصد در بين مردان و ۶۲/۰ درصد بين زنان افزايش داشته است. نتايج به دست آمده اين تحقيق نشان داده است كه استان هاى تهران ۶۶/۱۳ درصد، آذربايجان شرقى ۴۵/۸ درصد و فارس ۶۹/۷ درصد از كل موارد خودكشى مردان و استان هاى كرمانشاه ۵۴/۱۲ درصد، فارس ۰۳/۱۲ درصد و آذربايجان غربى ۰۱/۱۱ درصد از كل موارد خودكشى زنان را به خود اختصاص داده اند.با در نظر گرفتن جمعيت استان ها، استان هاى همدان با ۵/،۱۳ لرستان با ۴/۱۱ و ايلام با ۳/۱۱ خودكشى به ازاى هر ۱۰۰ هزار مرد بالاترين نرخ خودكشى مردان را دارند و استان هاى ايلام با ۵/،۱۵ كرمانشاه ۱/۱۳ و لرستان ۷/۱۱ خودكشى به ازاى هر ۱۰۰ هزار زن بالاترين نرخ خودكشى زنان را داشته اند.بالاترين نسبت جنسى خودكشى به استان قزوين (۴/۹ مرد به ازاى يك زن)، گيلان (۱/۷ مرد به ازاى يك زن)، تهران (۷/۶ مرد به ازاى يك زن) و پايين ترين آن به استان ايلام (۷/۰ مرد به ازاى يك زن)، كرمانشاه (۸/۰ مرد به ازاى يك زن) و لرستان، آذربايجان غربى و خوزستان (يك مرد به يك زن) اختصاص دارد.مطابق با آمار وزارت كشور بالاترين انگيزه خودكشى طى سال هاى ۷۹-۷۴ اختلافات خانوادگى ۴۰ درصد و پس از آن شكست و نااميدى با ۷ درصد در رتبه دوم انگيزه خودكشى قرار دارد. پس به ترتيب اختلال حواس، فقر، ناموس و تحصيل و ازدواج در مراتب بعدى قرار دارند.مطابق با تحقيق سازمان ملى جوانان به طور متوسط سالانه ۴/۲ جوان در هر صد هزار نفر جمعيت در آذربايجان شرقى، ۲/۳ جوان در استان آذربايجان غربى، ۷/۱ جوان در استان اردبيل، ۳/۱ جوان در استان اصفهان، ۹۵/۱۴ جوان در استان ايلام، ۵۶/۳ جوان در استان بوشهر، ۲/۱ جوان در استان تهران، ۳/۳ جوان در استان خراسان، ۴/۳ جوان در استان چهارمحال و بختيارى، ۴/۲ جوان در استان خوزستان، ۵/۳ جوان در استان زنجان، ۶/۳ جوان در استان سمنان، ۸/۰ جوان در استان سيستان و بلوچستان، ۷/۲ جوان در استان فارس، ۴/۱ جوان در استان قزوين، ۴ جوان در استان كردستان، دو جوان در استان كرمان، ۳/۱۰ جوان در استان كرمانشاه، ۴ جوان در استان كهگيلويه و بويراحمد، يك جوان در استان گلستان، ۶/۱ جوان در استان گيلان، ۶ جوان در استان لرستان، ۳ جوان در استان مازندران و مركزى و هرمزگان و ۳/۳ جوان در استان يزد خودكشى مى كنند.در سال ۷۹ ايلام بالاترين و تهران و سيستان و بلوچستان پايين ترين ميزان خودكشى را داشتند.
• مرزهاى باريك
بين خودكشى و اقدام به خودكشى تفاوت وجود دارد. اگر فردى قبل از خودكشى قصدش را به كسى بگويد، اين را علامتى براى جلب توجه و محبت مى گويند. بنابراين عده اى قصد اساسى در اقدام به خودكشى را تنها مرگ نمى دانند بلكه آن را نوعى موضع گيرى در ارتباط با گروه تلقى مى كنند. بسيارى، كسانى را كه مرتكب خودكشى مى شوند و آنها كه واقعاً خودكشى مى كنند متفاوت مى دانند. بنابراين قصد خودكشى هدف هاى ديگرى غير از نابود كردن خود دارد. مثل درخواست كمك و حمايت، اعلام يك حالت سردرگمى و ناتوانى، سوءاستفاده از آن براى تهديد و اخطار و يا فرار از شرايط. طيف رفتارى خودكشى از چندين بخش ايده خودكشى، تهديد به خودكشى، ادا و ژست خودكشى، اقدام به خودكشى و خودكشى كامل تشكيل شده است.
• ضعف هاى اجتماعى يا فردى
نظرات متفاوتى بين كارشناسان درباره علت خودكشى وجود دارد، عده اى علت خودكشى را ضعف هاى ساختار اجتماعى، عده اى اجتماعى _ اقتصادى و عده اى تنها فردى مى دانند. دكتر سعيد مدنى پژوهشگر مسائل اجتماعى درباره علل و عوامل خودكشى مى گويد: «گروهى خودكشى را يك پديده اجتماعى مى دانند و در تحليل آن ساختارهاى اجتماعى را در نظر مى گيرند. بيشتر جامعه شناسان چون كنش هاى روانى انسان ها را تحت تاثير شرايط اقتصادى اجتماعى مى دانند، حتى در مواردى كه بين علل روانى و خودكشى رابطه ايجاد مى شود، باز هم منشاء عمل روانى را به ساختارهاى اجتماعى نسبت مى دهند.
• دهه ۷۰ و افزايش ناگهانى خودكشى
گفته مى شود پس از پايان جنگ علائم افزايش خودكشى در برخى مناطق ايران شايع باشد. دكتر مدنى درباره علت آن مى گويد: «به دليل اينكه فاصله عقب افتادگى مناطق جنگى از مناطق ديگر ايران بيشتر بوده كه نوعى فاصله ارزشى را ايجاد كرده و بحران هاى ويژه اى را به همراه آورده از سال ۷۵-۷۴ به بعد هم فراوانى خودكشى و هم الگوى آن در اين مناطق كه از شاخص هاى توسعه يافتگى پايين ترى برخوردار بودند، متفاوت شد.»وى معتقد است در دوران جنگ از آنجا كه يك عزم ملى براى دفع بيگانه وجود دارد و بسيارى از انتظارات پايين مى آيد، افراد سعى مى كنند بين خودشان و وضعيت موجود تطابق بدهند و بسيارى از سختى ها را مى پذيرند و به اصطلاح انتظارات اجتماعى پايين مى آيد، اما بلافاصله بعد از پايان جنگ اين انتظار ايجاد مى شود كه وضعيت به سرعت بهبود پيدا كند و گسست ارزشى شروع مى شود.در اين رابطه در مقاله «جوان و آسيب هاى اجتماعى» در نشريه فرهنگ ايلام آمده است كه معضلات خودكشى در اين استان بعد از پايان جنگ تحميلى آغاز شده و سير صعودى دارد. به طورى كه ميزان خودكشى موفق در سال ۷۸ نسبت به سال ۷۹ ، ۷ درصد افزايش داشته و سال ۷۳ نسبت به سال ۷۰ ، ۱۰ درصد افزايش داشته است و در كل سال ۷۸ نسبت به سال ۷۰ حدود ۳۷ درصد با افزايش خودكشى مواجه بوده ايم. ۲/۸۳ درصد افراد زير سى سال كه ۷۰ درصد آنها زن و ۳۰ درصد آنها مرد بوده اند.
• نامحرمانه اما محرمانه
بحث راجع به خودكشى بايد محتاطانه باشد. بسيارى از كشورهاى دنيا معتقدند گفت وگو و بحث راجع به خودكشى اگر با دقت صورت نگيرد مى تواند زمينه هاى هنجار شدن خودكشى را فراهم كند مثل اينكه جوانان فكركنند براى هر ماجراى پيش پاافتاده اى راه حل تنها خودكشى است. در انگلستان چاپ برخى كتاب ها را كه خواندن آن موجب افزايش تمايل به خودكشى مى شود متوقف مى كنند و بيشتر كشورها در نشان دادن خودكشى در رسانه هاى ملى حساسيت ويژه اى دارند. اگرچه در آمارگيرى كه از ۷۵ هزار جوان ۲۹-۱۴ ساله شهرى و روستايى استان هاى كشور در سال ۸۱ توسط سازمان ملى جوانان درباره وضعيت و نگرش و مسائل جوانان صورت گرفته، مشخص شده است كه ۵۴ درصد جوانان مراكز استان هاى كشور دچار سطوحى از افسردگى، فقدان احساس شادى، امكان دست زدن به خودكشى، آرزوى به دنيا نيامدن، فقدان چيزى در زندگى براى لذت بردن و نااميدى براى رسيدن به اهدافشان هستند، ۴۲ درصد اعتماد به نفس كافى ندارند و ۵۱ درصد دچار اضطراب اند. در حالى كه مطالعات نيم قرن گذشته در سطح جهان نشان داده كه ميزان خودكشى جوانان ۱۹-۱۵ ساله از ۷/۲ نفر در ۱۰۰ هزار نفر جمعيت به ۳/۱۱ نفر در ۱۰۰ هزار نفر جمعيت رسيده است و در بين جوانان ۲۴-۱۵ ساله سومين عامل منجر به مرگ بوده است. مدنى درباره وضعيت ايران مى گويد: «هنوز فراوانى اين پديده در ايران كمى مطلوب تر از ميانگين جهانى است اما زمينه هايى وجود دارد كه مى تواند ما را در يك شرايط غافلگيركننده قرار دهد.»
• جدى بگيريم
دكتر عليرضا كاهانى، متخصص پزشكى قانونى با اشاره به اينكه تهديد به خودكشى را بايد جدى گرفت مى گويد: «ما در مورد اين پديده با دو اصطلاح خود آسيبى عمدى و خودكشى روبه رو هستيم. افرادى كه به خود آسيبى عمدى دست مى زنند ۱۰ درصد اورژانس ها را تشكيل مى دهند كه ۹۰ درصد آنها با مصرف دارو با مقدار بالا و ۵ تا ۱۰ درصد با آسيب فيزيكى به بدن خود صدمه مى زنند. اين افراد كه اكثراً جوانند از عزت نفس پايين، داراى رفتارهاى پرخاشگرانه، خلق متزلزل، مشكل در روابط فردى و سابقه سوءاستفاده از مواد مخدر و الكل برخوردارند عده اى از آنها از داروى ضد اضطراب، مسكن و ضدافسردگى ها استفاده مى كنند. عواملى كه در اقدام به خودكشى موثرند يكسرى عوامل زمينه ساز هستند. مثل از دست دادن والدين در كودكى و يا مورد سوءاستفاده جنسى قرار گرفتن در كودكى. عوامل ديگرى وجود دارند به نام آشكارساز كه پيش زمينه خودكشى است مثل استرس ها و بحران ها در زندگى. عوامل مربوط به اختلالات روانى مثل اضطراب و افسردگى كه به طور مثال ۲۶ درصد افرادى كه خودكشى مى كنند سابقه افسردگى جدى داشته اند. افرادى داراى اختلال شخصيتى هستند كه يك سوم تا نيمى از افراد خودكش را تشكيل مى دهند و يك مرتبه دست به خودكشى مى زنند. يك چهارم افراد خودكش فكر قطعى براى خودكشى و مرگ ندارند و تنها براى فرار از مشكلات يا نفوذ موقت روى ديگران اين كار را انجام مى دهند. عوامل مستعدكننده باعث مى شود ۲۵ _ ۲۰ درصد افرادى كه تهديد به خودكشى مى كنند سال بعد دوباره دست به خودكشى بزنند. ۲ درصد افرادى كه دست به خود آسيبى مى زنند سال بعد خودكش مى كنند و نيمى از افراد خودكش تاريخچه خود آسيبى دارند.كاهانى درباره ميزان استعداد افراد براى خودكشى مى گويد: «۱۵ درصد افرادى كه افسردگى شديد دارند، ۱۰ درصد اسكيزوفرن ها، ۲۰ درصد معتادان به الكل و مواد مخدر اقدام به خودكشى مى كنند و افرادى كه داراى بيمارى هاى جسمى خطرناك هستند مثل سلطان، صرع و... ۴ برابر بيشتر از مردم عادى خودكشى مى كنند.»اگر بتوان چند نتيجه گيرى كلى از مطالعات و تحقيقات خودكشى را نام برد، پايان نامه بهروز على شيرى در مورد بررسى عوامل اجتماعى و روانى موثر بر قصد خودكشى در تهران است كه آورده زنان بيشتر از مردان و گروه سنى جوانان بيشتر از سايرين در معرض تهديد خودكشى قرار دارند. بيكارى از جمله عوامل اقدام به خودكشى است. افراد مجرد بيشتر از افراد متاهل در معرض تهديد به خودكشى قرار دارند و تمايل به تنهايى و دورى از ديگران در اين افراد بالا است.خودكشى در بين مردان بيشتر از زنان است. تنها در كشور چين خودكشى زنان بيش از مردان است. طبق مطالعات سال ۷۹ دكتر كاهانى اقدام به خودكشى در زنان دو برابر مردان است اما به دليل شيوه هاى خشن تر در مردان تعداد مرگ در زنان كمتر از مردان است. در ايران در كل تعداد اقدام به خودكشى نيز در مردان بيشتر از زنان است ولى برخى استان ها اقدام به خودكشى زنان بيشتر است. در كرمان زنان ۵/۱ برابر مردان و در اصفهان ۲ برابر مردان و در تهران ۳ برابر مردان اقدام به خودكشى مى كنند.