زنان:پنج شنبه 10 شهريور ۱۳۸۴ – اول سپنامبر ۲۰۰۵

 

 

 

يك‌‏سوم زنان ايراني مبتلا به كم‌‏خوني هستند

چهارشنبه ۹ شهريور ۱۳۸۴ - ۳۱ اوت ۲۰۰۵

عضو انجمن تنظيم خانواده, گفت: يك‌‏سوم زنان ايراني مبتلا به كم‌‏خوني ناشي از سوء تغذيه در هنگام بارداري، هستند.

به گزارش خبرنگار ايلنا, دكتر حوريه شمشيري, عضو انجمن تنظيم خانواده، در چهارمين ميزگرد اهداف توسعه هزاره در رابطه با كاهش ميزان مرگ و مير كودكان و بهبود بهداشت مادران, گفت: با وجود بهبودي كه در وضعيت اعداد و ارقام پيش‌‏ آمده؛ ولي در عمل مشاهده مي‌‏كنيم كه شرايط مادران و نوزادان تعريف چنداني ندارد.

وي افزود: اگر زايمان و توليد نسل يك امر طبيعي است، ميزان مرگ و مير مادران و نوزادان چرا بايد تا اين اندازه بالا باشد؛ بنابراين بايد يك سلسله فرايندهايي بايد انجام داد تا با مرگ و مير نوزادان و مادران مبارزه كرد.

شمشيري, در پايان با بيان اينكه تنها نبايد به مرگ و مير نوزادان و مادران توجه كرد, خاطرنشان كرد: مسائلي مانند نارسايي كليه، كم‌‏خوني، نارسايي قلبي, بي‌‏اختياري ادرار و مدفوع و ديابت نيز از ديگر مسائلي است كه ممكن است در اثر عدم رعايت مسائل بهداشتي براي مادران و نوزادان به وجود بيايد.

 

انسان بودن مشکل است، زن بودن مشکل‌تر

شيوا ارسطويى:رادیو آلمان: سه شنبه 8 شهريور ۱۳۸۴ -  30 اوت ۲۰۰۵

مثل این که انقلاب [سال ۱۳۵۷] ما را نسبت به خودمان دچار یک توهم کرده. فکر می‌کنیم حالا چون اینجا یک اتفاق تاریخی خیلی مهم افتاده، ما باید حرفهای خیلی مهم بزنیم. در صورتی که مهمترین حرفها در روزمره‌ترین حرفها نهفته است.

بیشترین رمانهای منتشر شده‌ی سال ۱۳۸۳ را زنان نوشته‌اند. آیا موقعیت پیچیده‌ی زن ایرانی پس از انقلاب دلیلی برای جستجوی راههای تازه‌ای برای بیان خود و از جمله روی آوردن به نوشتن است؟ در این باره با یکی از زنان نویسنده، شیوا ارسطویی، گفتگوی کوتاهی انجام دادیم و نظرش را پرسیدیم. ارسطویی در سالهای اخیر با انتشار هفت مجموعه شعر و داستان و رمان (و دریافت جایزه‌ی گلشیری و جایزه‌ی یلدا در سال ۱۳۸۲ به خاطر مجموعه داستان «آفتاب مهتاب»)  در ادبیات معاصر ایران حضوری مشخص داشته است. او با شرکت در کلاسهای داستان‌نویسی رضا براهنی و با تجربه‌ی آموزش در کلاسهایی که چند سال است بر پا کرده، با بخشی از نویسندگان جوان از نزدیک آشنا شده و تحول کار آنها را شاهد بوده است. شیوا ارسطویی در گفتگویی برای دویچه‌وله می‌گوید:

«کاملا واضح و مشخصه که ادبیات زنان خیلی دارد پیشرفت می‌کند. در حدود هفت هشت سالی که من کلاسهای داستان‌نویسی را اداره می‌کنم بیشتر مراجعه کنندگان برای یادگیری داستان زنها هستند. همان موقعیت پیچیده، همان نیاز بیشتر به بیان شدن، همان نیاز بیشتر به حضور، هم آن زنی که دارد زنانگی خود را به صورت پنهان زندگی می‌کند، این دلش می‌خواهد آشکارتر بشود، بیشتر بیان بشود. و همین کنجکاویهای خود ما، خود همین جامعه ایرانی، که ما چطور داریم این بحران را پشت سرمی‌گذاریم. آره خود من هم به عنوان یک خواننده وقتی کتابی از یک خانمی چاپ می‌شود کنجکاو می‌شوم. می‌خواهم ببینم این زن در این موقعیت با این بحرانهای عجیب و غریب چطور دارد زندگی می‌کند، واکنش‌اش چیه. چون کار هنری و به خصوص ادبیات یک جور واکنش نسبت به آن بحران است دیگر. طبیعی است هر کتابی از هر زنی چاپ می‌شود آدم خیلی خوشحال می‌شود. آدم اگر یک خرده عادلانه فکر کند دوست دارد این کتابها بیشتر بشود، رقابت بیشتر بشود

برخی اعتقاد دارند کیفیت اثار ادبی نه بر مبنای جنسیت نویسنده که بر اساس ارزش ادبی آن باید سنجیده شود. زن بودن نویسنده در چه شرایطی می‌تواند در اثر او نقشی داشته باشد؟

«آنجا که زن بودن در چنین جامعه‌ای می‌شود یک مسئله، یک عارضه. آنجا که تبدیل به یک عارضه می‌شود دیگر می‌توانیم بگوییم مشکلاتش با مشکلات مشترک با مردانی که می‌نویسند باید تفاوت کند. این که بگوییم نه تفاوت نمی‌کند شعار بیهوده‌ای است. باید تفاوت کند. در این پروسه‌ی تاریخی باید مخاطب بداند که زبان زن چه موقعیتی پیدا کرده. واکنش زبان زنانه نسبت به این موقعیتها، نسبت به این بحرانها چطور بوده. اینجا دیگر فرق می‌کند. انسان بودن در این شرایط مشکل است زن بودن مشکل‌تر. این یک واقعیت است و نمی‌شود انکارش کرد

اما به رغم گسترش کمی قابل توجهی که در حوزه‌ی داستان و رمان‌نویسی ایجاد شده، هنوز ادبیات امروز ما، از برخی نمونه‌های موفق که بگذریم، تصویر روشنی از انسان معاصر ایرانی به خواننده ارائه نمی‌کند. به نظر می‌رسد تمایل به نوعی عمیق‌نمایی و عالم نمایی برخی از آثار داستانی را با واقعیتهای زندگی امروز بیگانه کرده باشد:

«ولی می‌بینم، من یک مواقعی در آثار زنان می‌بینم که حتا مثلا آن طبیعت حبس در خانه‌اش، اینها دارد مطرح می‌شود، زندگیهای واقعی اینجوری. جایزه‌های ادبی‌ای هم که می‌گیرند نشان می‌دهد که به هر حال یک خرده دارند واقعی‌تر حرف می‌زنند. به خاطر این که بیشتر با مسائل روزمره سر و کله می‌زنند. ولی اگر زن و مرد بودن را کنار بگذاریم و این بحران را به صورت کلی در نظر بگیریم، مثلا  وقتی آدم سفر می‌کند و با آثار دیگران و با نویسندگان کشورهای دیگر آشنا می‌شود، با نوع زندگی آنها ... آدم احساس می‌کند مثل این که انقلاب [سال ۱۳۵۷] ما را نسبت به خودمان دچار یک توهم کرده، نسبت به واکنشهایمان نسبت به اطرافمان. فکر می‌کنیم حالا چون اینجا یک اتفاق تاریخی خیلی مهم افتاده ما باید حرفهای خیلی مهم بزنیم. در صورتی که مهمترین حرفها در روزمره‌ترین حرفها نهفته است. یعنی یک جور فیلسوفانه نوشتن و یک جور، نمی‌دانم، عارفانه به دنیا نگاه کردن ... این توهمی، که می‌بینیم در کشورهای مشابه‌مان هم دارد اتفاق می‌افتد. این ایراد را باید یک جایی درون، در ژن آدم ایرانی پیدا کنیم که چرا اینقدر دوست دارد فیلسوف باشد. در صورتی که فیلسوف بودن همان توجه به چیزهای روزمره کردن است. فلسفه، زندگی، اگزیست، اینها همه همین است دیگر. ولی آره، من احساس می‌کنم دچار یک جور توهم [هستیم].کتابهای نویسنده‌ها را، به خصوص نویسنده‌های معاصر را که می‌خوانیم مثل این که خجالت می‌کشند راجع به عادی ترین مسائلی که دارد اتفاق می‌افتد بنویسند. چیزی که خیلی کم داریم طنز است. طنز آن فاصله‌ایست که آدم از موقعیت و پیچیدگیهای آن، که هر روز دارد در جوامعی که بحران در آنها هست اتفاق می‌افتد، می‌گیرد. طنز هم بیشتر توی آن ماجراهای عادی و روزمره است. مدام دارد اتفاق می‌افتد. ولی ما اینها را منعکس نمی‌کنیم

زندگی شهری، و به ویژه زندگی روشنفکران از دستمایه‌های اصلی اثار داستانی ارسطویی است. مجموعه داستان «آفتاب مهتاب» در سال ۱۳۸۲ جایزه ادبی یلدا و جایزه گلشیری را نصیب شیوا ارسطویی کرد و «آسمان خالی نیست» آخرین رمان منتشر شده‌ی اوست.

بهزاد کشمیری‌پور، گزارشگر صدای آلمان در تهران

 

اولين جرقه حذف زنان از عرصه‌‏هاي اجتماعي و اقتصادي زده مي‌‏شود .

سه شنبه 8 شهريور ۱۳۸۴ -  30 اوت ۲۰۰۵

دومين جلسه كميته مشاوره سه جانبه كار و اشتغال زنان استان آذربايجان شرقي ، با حضور مديردفتر اشتغال بانوان وزارت كار و امور اجتماعي برگزار شد .

به گزارش ايلنا ، در اين نشست ، خانم "الهه علافر"، مدير دفتر اشتغال زنان وزارت كار و امور اجتماعي ، حضور فعالانه و كارشناسانه زنان را در اين كميته مورد تجليل قرار داد و گفت : بهترين راه همكاري با سازمان بين المللي كار ، آگاه سازي زنان است .

علافر ، حدود و اختيارات كميته مشورتي زنان را در ارايه راهكارها و پيشنهادات ذكر كرد و گفت : ساختار اين كميته ، سه جانبه بوده و جنبه مشورتي دارد .

درادامه اين نشست ، "علي روحاني" ، مدير كل كار و امور اجتماعي استان آذربايجان‌‏شرقي ، با اشاره به بسترسازي مناسب براي اشتغال زنان و فرهيختگان زن در جامعه ، كاهش نرخ بيكاري در قشر زنان را قابل پيش بيني دانست .

وي افزود : براي مشاركت و اشتغال زائي زنان ، همه گروه ها و ارگانها بايستي دست به دست هم دهند ، تا بتوان حضور زنان را با توجه به توانمنديها ، در عرصه هاي مختلف گسترش داد .

روحاني ، فعاليتهاي كانون خواهران خانه كارگر تبريز را در اين زمينه ستود .

در ادامه اين جلسه ، "اصغري" ، مسوول امور بانوان خانه كارگر تبريز كه به عنوان نماينده تشكل هاي كارگري در اين نشست شركت كرده بود ، با اشاره به اعضاي قابل توجه جامعه كارگر ، به بررسي مشكلات زنان كارگر در استان پرداخت .

وي با اذعان به اين نكته كه حضور زنان در تشكل هاي كارگري كمرنگ شده ، علت اين امر را تهديد كارگران به اخراج از كار از سوي كارفرمايان دانست و افزود : از آنجايي كه تشكلهاي كارگري به بررسي مشكلات عمده كارگران از جمله دستمزد پايين ، طولاني بودن ساعات كاري و آسيب هاي شغلي مي پردازند و افراد شاغل را از حق و حقوق خود واقف مي سازند ، كارفرمايان تمايل كمتري براي عضويت كارگران خود در اين تشكل هاي كارگري دارند.

خانم اصغري ، افزود : اگر چه سال گذشته سه نفر از زنان در شوراهاي اسلامي كاربه عنوان نماينده زن عضويت داشتند ، اما در سال جاري هيچ نماينده اي از قشر زنان در اين شوراها حضور نداشته‌‏اند و اين اولين جرقه حذف زنان از عرصه‌‏هاي اجتماعي و اقتصادي استان محسوب مي شود.

 

عراق می بایستی دست رد به قانون اساسی که زنان را به بردگی می کشاند،بزند

هوژان محمود*

ایندیپندنت

برگردان المیرا مرادی

www.donyayema.org

عراقی ها می بایستی قانون اساسی را که در آن زنان را به بردگی می کشاند را رد نمایند. امروز مهلت مقرر برای طبقات و اقشار سیاسی قانونگذاران عراقی جهت توافق بر سر قانون اساسی جدید این کشور به پایان می رسد، اما اجازه ندهید شما را اغفال کنند، این قانون اساسی چیزی بغیر از بندگی برای زنان عراقی چیزی در بر ندارد. بیشتر بحث ها پیرامون اصول و قواعد اصلی قانون جدید در مرکز این موضوع قرار دارد که اسلام منبع و منشا قوانین آینده عراق قرار گیرد. این قانونی است مصیبت بار برای زنان عراقی و عقب نشینی و وادادن به آن دسته از گروههای تروریستی اسلامی است که بر اساس گفته عفو بین الملل کار روزانه آنان انجانم جنایت علیه بشریت است.

 

کمیته پیش نویس قانون اساسی، مانند مجلس قانونگذاری عراق، تحت تسلط و سلطه مذهبیون و گروههای قومی و قبیله ایست. اعضای کمیته برای داشتن یک قانون اساسی که منشا اسلامی داشته باشد ، فشار می آورند تا در آینده بتوانند قوانین حقوقی را با توجه به شرع اسلام بنویسند و در این زمینه با توسل به زور تلاش می کنند که هر گونه حقوقی را که با استانداردهای " حقوق بشری" مطابقت داشته باشد را مانع گشته وبرتری خود را در زمینه به منصه ظهور رساندن دیدگاههای دینی و شرعی وعرصه قانونی دادن به آن را با حرکات و قیام های اسلامی تداوم بخشند.

با این حساب قانون اساسی تکمیل شده ، آنگونه که سموم فکری گروههای اسلامی در روند عمومی زندگی عراقی ها تا کنون جاری کرده است، می رود تا انعکاس نیروی فشاری باشد برای اسلامیزه کردن زندگی عراقیها. حتی سیاستمداران میانه علاقه ای به درگیر شدن با قدرت روزافزون گروههای مذهبی اسلامی ندارند، گروههای مذهبی که هم اکنون در تمامی گوشه و کنار عراق دوره اشغالی حاضرند.

تاثیر القاعده و گروه ابو معصب الزرقاوی چه بر سنی و چه بر شیعه، چه بر حکومت و چه بر اپوزیسیون محسوس است. و یا حضور بعثی های سابق که خود را مستقل می دانند و نام جنبش " جنگجویان مقاومت" را برخود دارند. اما آنچه که همه گروهها اسلامی را در عراق با هم متحد می کند، زن ستیزی است چیزی که همپا و برابر است با نفرتشان از اشغالگران آمریکائی و انگلیسی. در گوشه و کنار کشور، فشارهای زیادی بر زنان و حقوق آنان در جریان است، بدون آنکه گزارشی در جایی ثبت شود و یا اینکه از طرف حکومت مورد بررسی قرار گیرد. گروههای اسلامی روزانه بدلایل متعددی زنان را بقتل رسانده و یا با بکارگیری اسلحه و یا پاشیدن اسید بر زنان، آنان را زخمی و مجروح می نمایند.

 

گروه حقوقی زنان ما، سازمان آزادی زنان در عراق، بعنوان سازمانی بر علیه خشونت بر زنان ، طبقه بندی شده است. برای مثال در ماه مارچ امسال پیروان روحانی معروف مقتدا ال صدر یک بازدید دانشجویی دانشجویان بصره را مورد حمله قرار دادند. یک گروه مختلط از دختران و پسران که در پارک عمومی بصره سرگرم بازی فوتبال و گوش دادن به موسیقی بودند ، مورد حمله قرار گرفتند. در این حمله یکی از دانشجویان پسر بدلیل دفاع از دختران دانشجو و حائل شدن میان انان و دار و دسته مقتدا صدر که سعی داشتند لباس های دختران را پاره کنند ، کشته شد. در این هنگام دارو دسته صدر از دخترانی که لباس هایشان را پاره کرده بودند و نیمه لخت بودند عکس می گرفتند و دختران را تهدید می کردند در صورتیکه آنها از چنین رفتارهای غیر اخلاقی دست برندارند، انها این عکس ها را برای خانواده دختران می فرستند. بطور وسیع، زنان متخصص مورد هدف آنان قرار می گیرند و کشته می شوند بخصوص در شهر موصل، و اخیرا گروههای اسلامی ضد زنان در بغداد به صورت زنان اسید پاشی می کنند و یا اگر پاهایشان پوشیده نباشد بر آنها اسید می پاشند.

 

"قتل ناموسی" و همچنین دزدیدن زنان و تجاوز به انان بسیار رایج است. سر بریدن زنان شایع و زنان بعنوان بردگان سکسی فروخته می شوند. چند ماه پیش زمانیکه در بغداد بودم، بدون داشتن یک محافظ نمی توانستم به هیچ کجا رفت و آمد کنم. احساس خطر و تهدید در همه جا وجود داشت. سرکوب زنان توسط گروههای اسلامی بخشی از هویت خشونت بار و ترور اخلاقی آنهاست. گروههای اسلامی با هزاران اعلامیه، شعارهای دیواری و هشدارهای لفظی به جنگ علیه زنان بی حجاب، زنانی که آرایش دارند، و زنانی که با مردان دست می دهند و یا در محیطی مختلط با مردان بسر می برند، می روند. دکترهای زن از معالجه مردان منع شده اند و دکتر های مرد از معالجه و ویزیت زنان برحذر گشته اند.

این دستور العملی است برای بردگان نسل آینده، شهروندان درجه دوم و نادیده انگاشته. هزاران دانشجوی زن در دانشگاهها درس را رها کرده اند تا از تهدیدات گروههای اسلامی در امان باشند. سوء رفتار اسلامی مانند یک اپیدمی و عملی واگیردار است که روزانه در درجات بالایی از سیاست و مباحث سیاسی گسترش پیدا می کند. اخیرا بحث هایی در سطح جامعه جاریست که به مرد حقوقی مانند داشتن چهار زن قانونی، داشتن حق مسلم برای طلاق و هم چنین داشتن قیمومیت بچه ها اعطا می کند. حتی زنان عضو مجلس ملی ( پارلمان) عراق برای دادن حق " زدن و تادیب زنان" توسط قیم و سرپرست آنان ( مردان خانواده مانند همسر و یا پدر زن) درخواست صدور قطعنامه ای را داشته اند.

تمامی اینها نتایج و پی آمدهای اشغال کشور عراق بدست امریکا و متحدینش است. تمامی این جنایات تحت لوای آزادی عراق صورت پذیرفته است و آنچه که ما تحت شرایط اشغال عراق واقعا شاهد آن هستیم از دست رفتن آزادی های زنان بدست اسلامیون سیاسی است که براحتی این احساس را پیدا کرده اند که شخصیت زنان را به ترور و نابودی بکشانند. اسلامی ها به این کشور تحت اشغال که اسمش را " سرزمین مسلمانها " گذارده اند، برای به اصطلاح آزادی عراق هجوم آورده اند، اما در واقعیت نه آمریکا و نه اسلامی ها برای آزادی ما عمل نمی کنند. هم آمریکا و هم اسلامی ها برای بدست آوردن قدرت و تاثیر گذاشتن بر حیات سیاسی – اجتماعی عراق می جنگند. هم انتخابات ژانویه گذشته و هم قانون اساسی که این روزها در تدارکش هستند، همگی بخشی از پروسه مشروعیت بخشیدن به حکومتی دست نشانده در عراق است.تنها در سایه فضای اشغال و ترور است که آنها می توانند در پیشبرد افکار مرتجعانه و واپس گرایانه موفقیت حاصل کنند.

این قانون اساسی ساخته شده است تا بیم و نگرانی را در زندگی زنان عراقی رشد و افزایش دهد، در جائیکه حقوق تمامی زنان عراقی بدست بدخواهان اسلامی نادیده انگاشته و بدور ریخته شده است. زنان عراقی و حقوق آنها هم اکنون بشدت در معرض برگشت به عصر تحجر و سیاهی ها می باشد.ما می بایستی وقوع این ترازدی را قبل از اینکه خیلی دیر شود، متوقف کنیم. می بایستی به قانون اساسی که بر مبنای به بردگی کشیدن زنان، فرقه گرایی مذهبی و قبیله ایست ، دست رد زد.

 

* هوژان محمود : مدیر بخش لندن ، سازمان آزادی زنان در عراق است و یکی از پایه گذاران کنگره آزادی عراق می باشد.

 

چشمان‌ پردرد زنان‌ افغان‌

یکشنبه 6 شهريور ۱۳۸۴ - ۲8 اوت ۲۰۰۵

اعتماد:جديدترين‌ گزارش‌هاي‌ سازمان‌ ملل‌ متحد از سطح‌ پايين‌ ميانگين‌ سني‌ عروس‌هاي‌ افغانستان‌ خبر مي‌دهد كه‌ همين‌ امر افزايش‌ ميزان‌ مرگ‌ و مير مادران‌ افغاني‌ را در پي‌ داشته‌ است‌. در اين‌ گزارش‌ همچنين‌ آمده‌ است‌ كه‌ ازدواج‌ زودهنگام‌ دختران‌ افغان‌ به‌ رغم‌ تصويب‌ قانون‌ ممنوعيت‌ ازدواج‌ كمتر از 16 سال‌، هنوز هم‌ در سراسر افغانستان‌ صورت‌ مي‌گيرد و مردم‌ هيچ‌ گونه‌ اعتنايي‌ به‌ لازم‌الاجرا بودن‌ قانون‌ مذكور ندارند. شاهد اين‌ ادعا ازدواج‌ دختران‌ شش‌ ساله‌ افغاني‌ است‌.

پژوهش‌هاي‌ جديد كميسيون‌ دفاع‌ از حقوق‌ بشر سازمان‌ ملل‌ متحد نشان‌ مي‌دهد كه‌ در نيمه‌ نخست‌ سال‌ جاري‌ بيش‌ از 500 دختر افغان‌ به‌ منظور حل‌ اختلافات‌ قبيله‌يي‌ ناخواسته‌ به‌ ازدواج‌هاي‌ اجباري‌ تن‌ داده‌اند كه‌ 90 نفر از آنها كمتر از 13 سال‌ سن‌ داشتند.

در همين‌ حال‌ خانم‌ «سيما سيمار» رييس‌ كميسيون‌ غيروابسته‌ حقوق‌ بشر در افغانستان‌، با اشاره‌ به‌ شمار بالاي‌ ازدواج‌هاي‌ اجباري‌ دختران‌ افغاني‌ افزود: عمده‌ اين‌ دختران‌ كمتر از ده‌ سال‌ سن‌ دارند و به‌ علت‌ فقر خانوادگي‌ بايد به‌ ازدواج‌ با مردان‌ مسن‌ تن‌ دهند. 60 تا 80 درصد اين‌ دختران‌ در خانه‌ شوهر مورد تنبيه‌ بدني‌ و شكنجه‌هاي‌ جنسي‌ قرار دارند. در اين‌ كشور سنت‌ بيشتر از قانون‌ اعمال‌ مي‌شود و هيچ‌ كس‌ به‌ فكر زن‌ دردمند افغان‌ نيست‌.

 

تشكيل كميته مشاوره سه جانبه" كار و اشتغال" زنان در 24 استان كشور

شنبه ۵ شهريور ۱۳۸۴ - ۲۷ اوت ۲۰۰۵

تاكنون در 24 استان كشور كميته مشاوره سه جانبه كار و اشتغال زنان تشكيل شده است.به گزارش ايلنا،به گفته مدير دفتر اشتغال بانوان وزارت كار و امور اجتماعي، اين كميته هاي سه جانبه در راستاي آيين نامه اجرايي شوراي مشاوره سه جانبه ملي شكل در 6 استان ديگر كشور با تعيين نمايندگان تشكل هاي كارگري به زودي فعاليت خود را آغاز مي كند.

"الهه علافر" افزود: اين كميته هاي مشاوره سه جانبه با توجه به سياست توسعه و ارتقاء شغلي بانوان و توانمند سازي زنان در خصوص آشنايي آنان با حقوق كار در راستاي اجراي توصيه هاي سازمان بين المللي كار به ايران فعاليت مي نمايد و تلاش دارند با آگاه سازي زنان و هم چنين در فازهاي بعدي با هدف گذاري و ارايه راهكارها و پيشنهادات در زمينه اشتغال و مسايل فراروي زنان برنامه هاي خود را دنبال كنند.