زنان:شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۴  - ۲۰ اوت ۲۰۰۵

 

 

 

 

نگاهي‌ به‌ مشكلات‌ زنان‌ و جوانان‌ افغان‌" بي‌ سرنوشتي‌

 شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۴  - ۲۰ اوت ۲۰۰۵

اعتماد:افغان‌ها هنوز گرفتارند. آنان‌ امنيت‌ ندارند. از آينده‌ خود بيمناك‌اند و معضلات‌ گوناگون‌ اجتماعي‌، كشورشان‌ را فرا گرفته‌ است‌. با گذشت‌ بيش‌ از سه‌ سال‌ از سقوط‌ رژيم‌ طالبان‌ در افغانستان‌ در حال‌ حاضر بسياري‌ از جوانان‌ افغان‌ از بيكاري‌ رنج‌ مي‌برند. برخي‌ از اين‌ جوانان‌ كه‌ اكنون‌ در ايران‌ بسر مي‌برند، ادعا مي‌كنند با وجود ميليون‌ها دلار كمك‌ جهان‌ به‌ افغانستان‌ ظرف‌ سه‌ سال‌ گذشته‌ دولت‌ اين‌ كشور نتوانسته‌ است‌ براي‌ آنان‌ زمينه‌هاي‌ شغلي‌ فراهم‌ كند. در عين‌ حال‌ بسياري‌ از اين‌ جوانان‌ براين‌ باورند كه‌ ورود هزاران‌ كارگر خارجي‌ از كشورهاي‌ همسايه‌ به‌ افغانستان‌ زمينه‌هاي‌ موجود كاري‌ براي‌ آنان‌ را تا حداقل‌ كاهش‌ داده‌ است‌. از اين‌ رو آنان‌ هم‌ مجبورند به‌ كشورهايي‌ مانند ايران‌ بطور غيرقانوني‌ مهاجرت‌ كنند تا بلكه‌ بتوانند، شغلي‌ براي‌ خود دست‌ و پا كنند. احمد صادق‌ جواني‌ است‌ كه‌ به‌ تازگي‌ از افغانستان‌ به‌ ايران‌ آمده‌ است‌. او با اينكه‌ مي‌ترسد بخاطرقانون‌ بازگشت‌ اتباع‌ خارجي‌ از ايران‌ بايد برود اما با اين‌ وجود بسختي‌ به‌ تهران‌ آمده‌ و كارگري‌ مي‌كند. اين‌ جوان‌ در مورد وضعيت‌ بيكاري‌ جوانان‌ افغاني‌ مي‌گويد: اگر در كشورمان‌ براي‌ جوانان‌ زمينه‌هاي‌ كاري‌ و شغلي‌ فراهم‌ باشد، آنان‌ به‌ سوي‌ آينده‌ خ

وبي‌ پيش‌ مي‌روند اما وضعيت‌ كنوني‌ اكثريت‌ جوانان‌ افغان‌ در مقايسه‌ با گذشته‌ نيز وخيم‌تر شده‌ است‌.

بسياري‌ از جوانان‌ افغان‌ كه‌ در كشورهاي‌ خارجي‌ پناهنده‌ شده‌ و در محيط‌ خارج‌ از افغانستان‌ رشد كرده‌اند، با برگشت‌ به‌ كشورشان‌، در پي‌ سرنوشتي‌ بسر مي‌برند. جوان‌ افغان‌ ديگري‌ كه‌ تمام‌ دوران‌ زندگي‌اش‌ را در ايران‌ به‌ سر برده‌ نيز مي‌گويد: با سقوط‌ طالبان‌ مدتي‌ به‌ افغانستان‌ بازگشتم‌، تا شايد بتوانم‌ در كشورم‌ كار و زندگي‌ خوبي‌ پيدا كنم‌ اما متاسفانه‌ در طول‌ آن‌ مدت‌ به‌دنبال‌ هويت‌ و سرنوشت‌ خود سرگردان‌ بودم‌ همچنين‌ در آنجا تصوير روشني‌ از زندگي‌ خود نداشتم‌ و نمي‌دانستم‌ كه‌ چه‌ آينده‌يي‌ در انتظارم‌ است‌. در كنار اين‌، بيكاري‌ آفات‌ ديگري‌ را نيز براي‌ جوانان‌ به‌ همراه‌ داشته‌ است‌ كه‌ از اين‌ جمله‌ مي‌توان‌ اعتياد شماري‌ از آنان‌ به‌ مصرف‌ مواد مخدر نام‌ برد.

سيد سليم‌، جوان‌ ديگري‌ است‌ كه‌ به‌ واسطه‌ بيكاري‌ به‌ ايران‌ آمده‌ است‌. او مي‌گويد: در افغانستان‌ براي‌ يافتن‌ كار روزمزد از صبح‌ تا ساعت‌ هشت‌ شب‌ مي‌گشتم‌. اما دريغ‌ از يافتن‌ كار. براي‌ همين‌ براي‌ رهايي‌ از اين‌ زندگي‌ به‌ كشيدن‌ مواد مخدر روي‌ آوردم‌، در اين‌ اواخر چندبار هم‌ كارم‌ تا بيمارستان‌ كشيد. الان‌ هم‌ سعي‌ كردم‌ به‌ كشورهاي‌ همسايه‌ بروم‌ به‌ همين‌ جهت‌ ايران‌ را براي‌ كار كردن‌ انتخاب‌ كردم‌.

اين‌ جوانان‌ به‌ واسطه‌ سرگرداني‌ در كشور خود و كشورهاي‌ همسايه‌ كه‌ عمدتاص در ايران‌ پرسه‌ زده‌اند، مشكل‌ بي‌سوادي‌ را نيز حمل‌ مي‌كنند. آنان‌ هيچ‌گاه‌ نتوانسته‌اند به‌ مقاطع‌ متوسطه‌ راه‌ يابند. عموم‌ آنها فقط‌ سواد خواندن‌ و نوشتن‌ را دارند. حتي‌ بعضي‌ از آنها از همين‌ سواد خواندن‌ و نوشتن‌ برخوردار نيستند. كشورهاي‌ همسايه‌ همچون‌ ايران‌ با كمك‌ سازمان‌ ملل‌ مهاجرين‌ افغاني‌ را به‌ كشورهايشان‌ باز مي‌گرداند. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ هم‌ اكنون‌ در كابل‌ و شهرهاي‌ ديگر افغانستان‌ بيكاري‌ براي‌ جوانان‌ موج‌ مي‌زند. در واقع‌ سازمان‌ ملل‌ به‌ كمك‌ دولت‌ افغانستان‌ بايد براي‌ رهايي‌ جوانان‌ افغان‌ برنامه‌هاي‌ وسيع‌ اشتغال‌ زا ايجاد كنند. بازگشت‌ هزاران‌ آواره‌ خارج‌ از افغانستان‌ به‌ داخل‌ آن‌ كشور بطور حتم‌ برمشكلات‌ دولت‌ نوپاي‌ افغانستان‌ افزوده‌ خواهد كرد. به‌ همين‌ جهت‌ مجامع‌ جهاني‌ و در راس‌ آن‌ سازمان‌ ملل‌ تمهيدات‌ خاصي‌ براي‌ دگرگوني‌ اين‌ اوضاع‌ اسف‌ بار در افغانستان‌ بايد بينديشند.

در افغانستان‌ فقط‌ جوانان‌ در عذاب‌ نيستند. زنان‌ و دختران‌ بسياري‌ از وجود سنت‌هاي‌ غلط‌ حاكم‌ برقبايل‌ و خانواده‌ها رنج‌ مي‌برند. خشونت‌ در برابر زنان‌، ازدواج‌هاي‌ اجباري‌، فروش‌ دختران‌، كشتن‌ زنان‌ به‌ بهانه‌ حفظ‌ شرافت‌ خانواده‌ و مبادله‌ زنان‌ به‌ عنوان‌ ابزاري‌ براي‌ فروشاندن‌ مشاجرات‌ قبيله‌يي‌، نمونه‌هايي‌ است‌ از شرايط‌ اسفناك‌ زنان‌ در افغانستان‌.

داستان‌ مصيبت‌هاي‌ زنان‌ افغاني‌، داستاني‌ است‌ قديمي‌ و ريشه‌دار. بويژه‌ در جنوب‌ آن‌ كشور، آنجا كه‌ هنوز قوانين‌ قبيله‌يي‌ حاكمند و طبيعي‌ترين‌ حقوق‌ زنان‌ ناديده‌ گرفته‌ مي‌شوند. سازمان‌ها و نهادهاي‌ حقوق‌ بشر نيز يا اجازه‌ ورود به‌ قندهار و بررسي‌ اوضاع‌ از نزديك‌ را ندارند يا اينكه‌ همانند حكومت‌ افغانستان‌ خود را درگير مسائل‌ و مشكلات‌ قبيله‌يي‌ نمي‌كنند. اكنون‌ كار به‌ جايي‌ رسيده‌ كه‌ شعله‌هاي‌ اين‌ نابرابري‌ از جان‌ زنان‌ افغاني‌ زبانه‌ كشيده‌ است‌. اين‌ زنان‌ به‌ نشانه‌ اعتراض‌ پيكر خويش‌ را به‌ آتش‌ مي‌كشند. شايد كه‌ اين‌ اقدام‌ به‌ بيداري‌ جوامع‌ مدافع‌ حقوق‌ بشر منجر شود و دختربچه‌هاي‌ افغاني‌ را از سرنوشت‌ سوزناكي‌ كه‌ برايشان‌ رقم‌ خورده‌ است‌، برهاند.

عفيفه‌ معروف‌، يكي‌ از اعضاي‌ كميسيون‌ حقوق‌ بشر، يك‌ سازمان‌ مستقل‌ افغاني‌، از بيمارستاني‌ در قندهار ديدار كرده‌ است‌. او از زناني‌ حرف‌ مي‌زند كه‌ براي‌ پايان‌ رنج‌هايشان‌ به‌ خود سوزي‌ دست‌ مي‌زنند. او آمار اين‌ خودسوزي‌ها را 60 نفر در سال‌ تخمين‌ مي‌زند. قبل‌ از رسيدن‌ موج‌ خودسوزي‌ها به‌ قندهار، مواردي‌ از اينگونه‌ خودكشي‌ها از استان‌غربي‌ يعني‌ هرات‌ گزارش‌ شده‌ بود اما خبرهايي‌ از قبيل‌ حملات‌ طالبان‌ به‌ ارتش‌ ملي‌ افغانستان‌ براهميت‌ اين‌ موضوع‌ سايه‌ مي‌انداختند زيرا در افغانستان‌ اخبار مربوط‌ به‌ زنان‌ در درجه‌ دوم‌ اهميت‌ قرار دارد. او در مورد اينكه‌ قرباني‌ها چه‌ كساني‌ هستند مي‌گويد: بطور كلي‌ ازدواج‌هاي‌ اجباري‌ و شوهر دادن‌ دختراني‌ كه‌ هنوز به‌ سن‌ بلوغ‌ نرسيده‌اند از دلايل‌ اين‌ خودسوزي‌هاست‌. اما در اصل‌ ساختار ريشه‌دار مرد سالارانه‌ جامعه‌ كه‌ در آن‌ به‌ حساب‌ نمي‌آيد و اينكه‌ زنان‌ در جامعه‌ مقام‌ و منزلتي‌ مانند مردها ندارند به‌ مردها اجازه‌ مي‌دهد كه‌ زنان‌ را زير فشار قرار دهند، دليل‌ اصلي‌ اين‌ خودسوزي‌هاست‌. اين‌ زن‌ فعال‌ در مسائل‌ حقوق‌ بشر، اميدي‌ به‌ بهبودي‌ اوضاع‌ ندارد: با توجه‌ به‌ اين‌ مساله‌ كه‌ اوضاع‌ امنيتي‌ در افغانستان‌ بشدت‌ متزلزل‌ است‌ و طالبان‌ دوباره‌ فعال‌ شده‌ و تهديد به‌ بره

م‌ زدن‌ انتخابات‌ آتي‌ اين‌ كشور كرده‌ موضوع‌ حقوق‌ بشر و رسيدگي‌ به‌ وضعيت‌ نابسامان‌ زنان‌ در افغانستان‌ به‌ فراموشي‌ سپرده‌ خواهد شد. به‌ عقيده‌ او برهم‌ زدن‌ نظامي‌ كه‌ ريشه‌ در قرون‌ و اعصار دارد احتياج‌ به‌ زمان‌ دارد و او تنها راه‌حل‌ را در آموزش‌ و بيداري‌ اقشار جامعه‌ مي‌بيند. به‌ همين‌ دليل‌ اين‌ سازمان‌ برآن‌ است‌ كه‌ با برگزاري‌ سمينار و كارگاه‌هايي‌ آموزشي‌ گامي‌ در روشنگري‌ اين‌ جامعه‌ بنيادگرا بردارد. در سطح‌ بين‌المللي‌ هم‌ شوراي‌ امنيت‌ سازمان‌ ملل‌ درصدد است‌ تا با اعزام‌ گروه‌هاي‌ پايدار صلح‌ به‌ مناطقي‌ كه‌ در آنها حقوق‌ زنان‌ بشدت‌ پايمال‌ مي‌شود، به‌ زنان‌ ستم‌ ديده‌ افغاني‌ ياري‌ رساند. بايد منتظر بود و ديد كه‌ آيا همكاري‌ اين‌ نيروها تاؤيري‌ مثبت‌ در مساله‌ زنان‌ افغان‌ خواهد داشت‌ يا خير.

 

تحقيقات نشان ميدهد زنان دانشمند با تبعيض روبرو هستند

جمعه 28 مرداد ۱۳۸۴ - ۱9 اوت ۲۰۰۵

همبستگی ملی:نتايج تحقيقات توسط متخصصين برجسته آمريكايي نشان ميدهد زناني كه تلاش مي‌كنند دانشمند بشوند با خصومت ها و بي احترامي هايي روبرو هستند كه آنها را عقب نگه ميدارد.

خبرگزاري رويتر امروز (جمعه 28 مرداد 84) نوشت: يك گزارش تحقيقاتي كه در شماره اخير مجله علوم Scince منتشر شد ميگويد اين موانع هم باعث ميشود زنان از حرفه هاي علوم هراس داشته باشند و زناني نيز كه در اين زمينه تلاش ميكنند با موانع جدي روبرو شوند.

”جو هندلزمن“، پروفسور انستيتو پزشكي در دانشگاه ويسكانسين در مديسون، كه رياست تيم تحقيقات را بعهده داشته است ميگويد «هنوز دشمني هاي بسياري بطور علني و غير علني نسبت به زنان وجود دارد.»

«برخي از آنها آشكارا رفتاري غير قانوني است اما برخي پنهاني است. اين رفتارها باعث ميشود زنان احساس كنند ارزش كمتري دارند و محترم شمرده نمي‌شوند.»

در اين تحقيقات متخصصيني مانند ”دانا شلالا“، رئيس دانشگاه ميامي، و متخصصيني از دانشگاه هاي سيراكيوس و دانشگاه سنتا كروز در ايالت كاليفرنيا، و دانشگاه كاليفرنيا در ديويس شركت داشته اند.

آنها ميگويد «هيچ شواهدي نيافته اند كه نشان دهد حضور زنان در زمينه علوم به جنسيت آنها ربط پيدا ميكند.»

آنها گفتند اين تحقيقات نشان ميدهد زناني كه در علوم آكادميك اشتغال دارند درباره «دشمني همكارانشان و جو ناخوشايند دانشگاه» شكايت كردند در حاليكه مردان با آن روبرو نيستند.

اين گزارش افزود حتي كساني كه معتقدند مورد تبعيض واقع نشده اند اغلب بدون اينكه خودشان متوجه باشند مورد تبعيض واقع شده‌اند و دانشگاه ها برقراري تعادل بين خانواده و شغل را مشكل ميسازند.

آليس هوگان، رئيس ”برنامه پيشرفته بنياد ملي علوم“، كه براي بررسي تأثير پيشرفت زنان در علوم تشكيل شده است، گفت «در حالي كه در آمريكا ما پيشرفت هاي قابل توجهي در زمينه جذب زنان به اكثر رشته هاي زنان و علوم داشته ايم ما هنوز مشاهده مي‌كينم كه باتوجه به تعداد زياد زنان داراي درجه دكترا، زنان كمتري پروفسور ميشوند و يا به سطوح رهبري آكادميك ميرسند.»

 

اعضاي برخي از سازمان‌هاي ويژه‌ي زنان در عراق با تحصن در مقر مجمع ملي اين كشور خواهان تضمين حقوق زنان در قانون اساسي جديد عراق شدند.

چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۴  - ۱۷ اوت ۲۰۰۵

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از روزنامه‌ي البيان -چاپ امارات متحده عربي - تعدادي از روسا و اعضاي احزاب و سازمان‌هاي ويژه‌ي زنان عراق با تجمع اعتراض آميز در مقابل مجمع ملي عراق، خواهان ديدار با اعضاي اين مجمع شدند.

اين افراد خواهان تضمين حقوق زنان در تدوين قانون اساسي عراق شدند.

تساوي حقوق زن و مرد، توجه به حقوق زنان با توجه به گوناگوني اديان و مذاهب در عراق و توجه بيشتر به سازمان‌هاي فعال ويژه‌ي زنان از جمله خواسته‌هاي معترضان بود.

زكيه خليفه، يكي از فعالان زن عراقي تاكيد كرد: در صورت عدم تاييد حقوقمان در قانون اساسي، هرگز به اين قانون راي مثبت نخواهيم داد.

هنا ادوارد، رييس يكي از سازمان‌هاي زنان در عراق نيز اعلام كرد: ديدار ما با اعضاي مجمع ملي عراق به معناي پايان ماجرا نيست، بلكه ما تا زماني كه عملا حقوق خود را دريافت نكنيم، از اعتراض دست نخواهيم كشيد.

تعداد ديگري از زنان عراقي نيز با سردادن شعار و در دست داشتن پلاكاردهايي تا پايان جلسه مجمع ملي در اين محل حضور داشتند و اعتراض خود را اعلام كردند.

در همين حال اعضاي مجمع ملي از ديدار با تحصن كنندگان خودداري كردند و حاجم الحسني، رييس مجمع ملي عراق نيز مانع پوشش خبري صحنه‌هاي اين تحسن از سوي رسانه‌ها شد.

 

خودسوزي‌ زنان‌ افغان‌

دوشنبه 24 مرداد ۱۳۸۴ - 15 اوت ۲۰۰۵

اعتماد:خشونت‌ در برابر زنان‌، ازدواج‌هاي‌ اجباري‌، فروش‌ دختران‌، كشتن‌ زنان‌ به‌ بهانه‌ حفظ‌ شرافت‌ خانواده‌ و مبادله‌ زنان‌ به‌ عنوان‌ ابزاري‌ براي‌ فرونشاندن‌ مشاجرات‌ قبيله‌يي‌، اينها همه‌ نمونه‌هايي‌ است‌ از شرايط‌ اسفناك‌ زنان‌ در افغانستان‌. داستان‌ مصيبت‌ هاي‌ زنان‌ افغاني‌، داستاني‌ است‌ قديمي‌ و ريشه‌ دار. بويژه‌ در جنوب‌ كشور، آنجا كه‌ در كنارقوانين‌ كشور، قوانين‌ قرون‌ وسطايي‌ قبيله‌يي‌ هم‌ حاكمند و حتي‌ طبيعي‌ترين‌ حقوق‌ زنان‌ هم‌ ناديده‌ گرفته‌ مي‌شود. و به‌ راستي‌ آيا به‌ كار بردن‌ اصطلاحاتي‌ از قبيل‌ حقوق‌ زنان‌ در جايي‌ كه‌ موجوديت‌ زن‌ به‌ خودي‌ خود ارزشي‌ ندارد و زن‌ فاقد هرگونه‌ حقي‌ است‌، ساده‌ انگاري‌ محض‌ نيست‌?

اينجا امريكايي‌ ها به‌ دنبال‌ بن‌ لادن‌ مي‌گردند و زنان‌ افغاني‌ كه‌ از شدت‌ سنگيني‌ بار نظامي‌ مرد سالارانه‌ ، در رنج‌ هستند، را نمي‌بينند. از سوي‌ ديگرسازمان‌ ها و نهادهاي‌ مدافع‌ حقوق‌ بشر و بويژه‌ مدافع‌ حقوق‌ زنان‌، يا اجازه‌ ورود به‌ قند هار و بررسي‌ اوضاع‌ از نزديك‌ را ندارند يا اينكه‌ همانند حكومت‌ افغانستان‌ خود را درگير مسائل‌ و مشكلات‌ قبيله‌يي‌ نمي‌كنند.

چند وقتي‌ است‌ كه‌ شعله‌ هاي‌ اين‌ نابرابري‌ كه‌ ريشه‌ در قرنهاي‌ دور دارد، از جان‌ زنان‌ افغاني‌ زبانه‌ كشيده‌ است‌. زنان‌ افغاني‌ به‌ نشانه‌ اعتراض‌ به‌ هر چه‌ كه‌ به‌ اسم‌ سنت‌ بر آنان‌ روا گشته‌، پيكر خويش‌ را به‌ آتش‌ مي‌ كشند. شايد كه‌ اين‌ اقدام‌ منجر به‌ بيداري‌ جوامع‌ مدافع‌ حقوق‌ بشر شود و دختر بچه‌ هاي‌ افغاني‌ را از سر نوشت‌ سوزناكي‌ كه‌ اين‌ نظام‌ مرد سالارانه‌ براي‌ آ نها رقم‌ زده‌ برهاند.

عفيفه‌ معروف‌، يكي‌ از اعضاي‌ كميسيون‌ حقوق‌ بشر، يك‌ سازمان‌ مستقل‌ افغاني‌ ، از بيمارستاني‌ در قندهار ديدار كرده‌ است‌. او از زناني‌ حرف‌ مي‌ زند كه‌ براي‌ پايان‌ رنج‌ هايشان‌ به‌ خود سوزي‌ دست‌ مي‌زنند. او آمار اين‌ خودسوزي‌ ها را 60نفر در سال‌ تخمين‌ مي‌زند. قبل‌ از رسيدن‌ موج‌ خود سوزي‌ها به‌ قندهار، مواردي‌ از اين‌ گونه‌ خودكشي‌ ها از استان‌ غربي‌ يعني‌ هرات‌ گزارش‌ شده‌ بود اما خبرهايي‌ از قبيل‌ حملات‌ طالبان‌ به‌ ارتش‌ ملي‌ افغانستان‌ بر اهميت‌ اين‌ موضوع‌ سايه‌ مي‌انداختند زيرا در افغانستان‌ اخبار مربوط‌ به‌ زنان‌ در درجه‌ دوم‌ اهميت‌ قرار دارد.

عفيفه‌ معروف‌ در جواب‌ اين‌ سوال‌ كه‌ قرباني‌ها چه‌ كساني‌ هستند مي‌گويد: «بطور كلي‌ ازدواج‌هاي‌ اجباري‌ و شوهر دادن‌ دختراني‌ كه‌ هنوز به‌ سن‌ بلوغ‌ نرسيده‌ اند از دلايل‌ اين‌ خودسوزي‌ها است‌. اما در اصل‌ ساختارريشه‌ دار مرد سالارانه‌ جامعه‌ كه‌ در آن‌ زن‌ به‌ حساب‌ نمي‌ آيد واين‌ كه‌ زنان‌ در جامعه‌ مقام‌ و منزلتي‌ مانند مردها ندارند و به‌ مردها اجازه‌ مي‌ دهد كه‌ زنان‌ را زير فشار قرار دهند، دليل‌ اصلي‌ اين‌ خودسوزي‌ها است‌.» اين‌ زن‌ فعال‌ در مسائل‌ حقوق‌ بشر، اميدي‌ به‌ بهبودي‌ اوضاع‌ ندارد. با توجه‌ به‌ اين‌ مساله‌ كه‌ اوضاع‌ امنيتي‌ در افغانستان‌ بشدت‌ متزلزل‌ است‌ و طالبان‌ دوباره‌ فعال‌ شده‌ و تهديد به‌ برهم‌ زدن‌ انتخابات‌ آتي‌ اين‌ كشور را كرده‌، مسلما موضوع‌ حقوق‌ بشر و رسيدگي‌ به‌ وضعيت‌ نابسامان‌ زنان‌ درافغانستان‌ به‌ فراموشي‌ سپرده‌ خواهد شد.به‌ عقيده‌ او بر هم‌ زدن‌ نظامي‌ كه‌ ريشه‌ در قرون‌ و اعصار دارد احتياج‌ به‌ زمان‌ دارد و او تنها راه‌ حل‌ را در آموزش‌ و بيداري‌ اقشار جامعه‌ مي‌بيند.