زنان:پنج شنبه 20 مرداد ۱۳۸۴ - 11 اوت ۲۰۰۵

 

 

 

 

شعر زن از آغاز تا امروز زير ذره بين يك زن

چهار شنبه 19 مرداد ۱۳۸۴ - 10 اوت ۲۰۰۵

كتاب تحقيقى «شعر زن از آغاز تا امروز» نوشته پگاه احمدى بزودى منتشر مى شود.

به گزارش ايسنا، احمدى در اين كتاب به بررسى شعر زنان شاعر ايرانى از اولين شاعر تا شاعران معاصر مى پردازد. سيمين بهبهانى، شيوا ارسطويى، پوران فرخزاد، فروغ فرخزاد، منيره پرورش و ندا آبكارى از جمله شاعرانى هستند كه در اين كتاب به آنان پرداخته شده است.

اين كتاب قرار است بزودى توسط نشر چشمه به بازار كتاب عرضه شود. دفتر هاى شعر روى سل پايانى، كادسن و اين روزهايم گلوست از كارهاى منتشر شده قبلى احمدى است.

 

«مكر زنان» را در توپخانه سوختند

نسيم خليلى:پنج شنبه 20 مرداد ۱۳۸۴ - 11 اوت ۲۰۰۵

شرق:هيچ كس نمى دانست دخترك كم سن و سالى كه هر از گاه در محفل مردانه «مجمع آدميت» حضور پيدا مى كند و با شور و شوق از حقوق مفقوده زنان دم مى زند، در آينده اى نزديك به يكى از پيشتازان مبارزه سياسى و اجتماعى زمانه خود بدل خواهد شد. محترم اسكندرى فرزند شاهزاده عليخان، محمد ميرزا اسكندرى، از موسسان مجمع آدميت و به تعبير برخى از مورخان، لژ فراماسونرى در ايران، از روزهاى نوجوانى به مسائل كلان سرزمين خود و به ويژه دغدغه ها و كمبود هاى زنان توجه خاصى داشت و در واقع با همين علاقه و جديت بود كه حتى پدرش را هم به پيگيرى و مبارزه براى احقاق حقوق گمشده زنان در طول تاريخ برانگيخت. از همان روز ها بود كه محترم مى كوشيد انديشه ايجاد محفل روشنفكرانه زنانه اى را در ذهن خود بپروراند. محفلى كه با اقتدار به بحران هاى ديرينه زنان ايرانى بپردازد.او از جمله زنان جوانى بود كه در مدت كوتاه عمر چند ساله خويش كوشيد خاطرات برجسته اى از مبارزه خود به يادگار نهد. از جمله مهم ترين اين خاطرات مبارزاتى به زمانى باز مى گشت كه محترم با همفكرى دوستان روشنفكر خويش تصميم گرفت در اقدامى سمبليك، مجموعه جزوه هايى را كه به نام «مكر زنان» پخش شده بود و در آنها به حقوق و فعاليت هاى آزاديخواهانه زنان تاخته بودند و زن را به تحجر و خانه نشينى فرا خوانده بودند، با تلاشى فراوان از سطح شهر جمع كرده و در ميدان توپخانه تهران به آتش بكشاند. خاكسترى كه از اين كاغذ هاى سوخته لاى باد بعدازظهر روز پائيزى بر فراز ميدان كهنسال توپخانه به پرواز درآمد، نويد عصر تازه اى از مبارزه و حضور زن ايرانى معترض را به نمايش گذاشت. از مهم ترين اقدامات فرهنگى و مبارزاتى محترم تاسيس انجمنى بود كه در تاريخ به نام «جمعيت نسوان وطنخواه» معروف شد. اين جمعيت با همكارى عده اى از زنان فرهنگى و متجدد و مبارز كه اكثراً تحصيلكرده غرب بودند و زنانى كه همسرانشان افكار متمايل به چپ داشتند و در به ثمر رسيدن اين جمعيت (كه اتفاقاً داراى تمايلات سوسياليستى بود)، موثر بودند، تاسيس شد. محترم در كنار اين انجمن روزنامه اى به نام «زنان ميهن» تاسيس كرد تا در آن درباره فعاليت هاى انجمن نوشته و به آموزش توده زنان ايرانى بپردازد. در واقع محترم نيز همچون انگشت شمار زنان روشنفكر زمانه خود، روزنامه نگارى را بهترين ابزار براى بيان درد ها و دغدغه هاى فسيل وار زنان جامعه مردسالار خويش مى انگاشت. از اعضاى جمعيت نسوان وطنخواه ايران مى توان به كبرى چنانى، مهرانگيز اسكندرى، طويس بقايى، عفت الملوك و نظم الملوك خواجه نورى، فخر عظمى ارغون،  هايده مقبل، توران افشار، اخترالسلطنه سيادت، آصف الملوك، عشرت الزمان، آصف اختر السلطنه، فروهر فرخ لقا، هدايت، نصرت الزمان مشيرى، ملكه فاتحى، عاليه خانم و... اشاره كرد. جمعيت نسوان وطنخواه از جمله فعال ترين انجمن هاى مبارزاتى زمانه خود بود. برگزارى سخنرانى هاى پرشور، كه خطيبانش اغلب در آنها زنان را به بيدارى و مبارزه فرا مى خواندند، تشكيل كلاس هاى اكابر براى سوادآموزى زنان بزرگسال و از همه جالب تر برگزارى تئاتر ها و نمايشنامه هايى درباره اهداف جنبش مبارزاتى نوپاى زنان، از جمله مهم ترين برنامه هاى اين انجمن بود. بعد تر محترم اقدام به تاسيس مجله نسوان وطنخواه كرد. شماره اول مجله مذكور در ۲۶ صفحه به قطع كوچك خشتى طبع و در سال ۱۳۰۲ش. (۱۹۲۳م) منتشر شد. وجه اشتراك مجله كه به شكل نامنظم منتشر مى شد براى داخله سالى ۱۵ قرآن و براى خارجه سالى ۲ تومان بود. تك شماره ۳۰ شاهى بود. مندرجات مجله غالباً مطالب مربوط به زنان و تربيت دوشيزگان بود. اين مجله مى كوشيد تا تغييراتى در طرز تفكر و زندگى زنان ايجاد كند.اما محترم تازه به سن سى سالگى رسيده بود كه از درد ستون فقرات به بيمارستان رفت و در اثر عمل جراحى كه در آن زمانه تازگى داشت، درگذشت. در شماره هاى ۷ و ۸ مجله «نسوان وطنخواه ايران» صديقه دولت آبادى در سوگ از دست رفتن محترم اسكندرى نوشت: «حادثه مولمه مرحومه محترم خانم اسكندرى آنقدر خاطر مرا افسرده كرده كه شرحش را نتوان داد، چون كه من خوب قدر زحمات آن دختر شجاع ايران را مى دانم و فقدان او را يك بدبختى بزرگ تصور مى كنم. بله فداكارى هاى او قابل تقدير است، فراموش نمى كنم كه مكرر در كنفرانس ها او را مورد سخريه قرار مى دادند. به گوش خود مى شنيد و ابداً تكدر خاطر حاصل نمى كرد. با عزم ثابت و قدم قوى باز رو به مقصود مى رفت. در عمر خودم اين اول زن ايرانى بود كه ديدم خسته نشد و فكر خود را تعقيب كرد...»

 

بانكى كه تنها به زنان وام مى دهد

شرق:پنج شنبه 20 مرداد ۱۳۸۴ - 11 اوت ۲۰۰۵

«بانك زنان اول» پاكستان روياى هر بانكدارى است چرا كه نرخ باز پرداخت وام هايش ۱/۹۶ درصد است و اين بدان معنا است كه اين بانك تقريباً هيچ وام گيرنده بد حسابى ندارد. شايد دليلش اين باشد كه بانك كراچى بيشتر به زنان وام مى دهد. زرين عزيز مدير بانك زنان مى گويد: «زنان پاكستانى بسيار شريف و پركارند. آنها ستون اصلى كشورند.» عزيز ۵۱ سال دارد و از سال ۲۰۰۱ تا به حال سرپرست اين بانك است. عزيز مى افزايد كه بانكدارى نيز نقش مشابهى در كشور دارد. البته در دهه ۱۹۹۰ بانك هاى پاكستانى از جمله بانك عزيز تحت تاثير سوء مديريت و فساد مالى شديد بودند. در ۱۹۹۶ يك تاجر كلاهبردار شيوه سوء استفاده از بازار مبادله ارز را پيدا كرد و از اين طريق ۵/۴ ميليون دلار به بانك زنان ضرر زد. در سال ۱۹۹۹ پرويز مشرف، شوكت عزيز را به وزارت دارايى كشور برگزيد و او نيز در راستاى اصلاحات اقتصادى اش تحولاتى را در بانك ها به وجود آورد. عزيز براى حل مشكلات بانك زنان نياز به بانويى مثل زرين عزيز داشت كه گرداننده عمليات «زنان اول» در پنجاب بود. شوكت عزيز به زرين عزيز ۱۸ ماه فرصت داد تا اوضاع بانك را سامان دهد. عزيز مى گويد: «من بايد بانك را مثل يك بانك اداره مى كردم نه مكانى براى زنان.» بانك زنان اول از يك وام دهنده خرده اعتبار به بانكى تجارى تبديل شد. در سال ۲۰۰۵ سود اين بانك به ۵ برابر افزايش يافت. عزيز از سال ۱۹۸۹ يعنى سال تاسيس بانك توسط بى نظير بوتو، تنها نخست وزير زن پاكستان كه به منظور قدرت بخشيدن به زنان كشور انجام شده بود، با اين بانك همكارى داشت. فرهنگ بانك از شعارش، يعنى «تنها بانك زنان جهان» و برنامه هايش كه با هدف غلبه بر عدم عدالت جنسيتى در پاكستان طراحى شده اند، مشخص است. اين بانك در صورتى به شركت هاى خصوصى وام مى دهد كه حداقل ۵۰ درصد سهامشان متعلق به زنان باشد. به علاوه از شرايط اعطاى وام اين است كه حداقل يكى از زنان در كادر ارشد مديريت شركت باشد. بانك زنان اول جزء  بانك هاى بزرگ پاكستان نيست. سرمايه اين بانك ۱۶۰ ميليون دلار است اما ۳۵ شعبه در سراسر كشور دارد. سال گذشته سود (بدون ماليات) بانك زنان ۵/۳ ميليون دلار بوده است و اين در حالى است كه پيش از انتصاب عزيز يعنى در سال ۲۰۰۰ سود بانك تنها ۴۳۳۰۰۰ دلار بود. اما عزيز در كشورى كه زنان از آزادى اندكى برخوردارند، با چالش هاى زيادى مواجه است. ۳۰ درصد از زنان پاكستانى بى سوادند. زنان مشغول به كار در اين كشور نصف مردان حقوق مى گيرند.

 

زنان عراقي براي تثبيت حقوق‌شان در قانون اساسي اين كشور تظاهرات كردند

چهار شنبه 19 مرداد ۱۳۸۴ - 10 اوت ۲۰۰۵

صدها تن از زنان عراقي با برپايي تظاهراتي در ميدان فردوس در مركز بغداد، خواهان تثبيت حقوق‌شان در قانون اساسي كشور شدند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از روزنامه‌ي الشرق الاوسط - چاپ لندن - تظاهركنندگان پلاكاردهايي در دست داشتند كه روي آن نوشته شده بود: " قانوني را مي‌خواهيم كه نشان دهنده‌ي دولت قانوني، حق و برابري باشد" و "سازشي در قبال حق زنان عراقي در قانون اساسي وجود ندارد."

آنها با صدور بيانيه‌هايي خواهان حضور 40 درصدي زنان در تصميم‌گيري‌هاي مهم كشور و از بين رفتن تبعيض و خشونت عليه زنان شدند. قانون اداري دولت موقت عراق به زنان تنها 25 درصد حق حضور در پارلمان را داده است.

تظاهركنندگان در اين بيانيه خطاب به كوفي عنان، دبيركل سازمان ملل، از وي خواستند تا نقش فعال‌تري را در تدوين قانون اساسي كه نتايج آن افق‌هاي دموكراسي در عراق جديد را تعيين مي‌كند، بازي كند.

اين تظاهرات از سوي زنان وابسته به جناح‌ها، احزاب سياسي و سازمان‌هاي ويژه‌ي زنان سازمان‌دهي شد.

در طول تظاهرات، گروهي از زنان شيعه‌ي محجبه به تظاهركنندگان پيوستند و خواهان نقش بيشتر اسلام در تدوين قانون اساسي شدند. آنها پلاكاردهايي در دست داشتند كه روي آن نوشته شده بود: "اسلام بهترين ياور زنان است، مي‌خواهيم اسلام منبع اصلي قانون‌گذاري باشد."

از سوي ديگر، تعدادي از زنان وابسته به سازمان‌ها و اتحاديه‌هاي زنان كردستان در مقابل ساختمان شوراي ملي كردستان عراق تجمع كردند و از شوراي ملي خواستند تا با حمايت از خواسته‌هايشان، حقوق آنها را در قانون اساسي دايم عراق تثبيت كند.

تجمع كنندگان يادداشتي را به پارلمان كردستان عراق ارايه كردند كه در آن تاكيد شده بود: اسلام بايد به عنوان يكي از منابع قانون‌گذاري باشد، بايد به تمامي معاهدات و قوانين بين‌المللي كه در خصوص حقوق بشر، زنان، كودكان و نيازمندان است، عمل شود. بايد به تعهدات قبلي مبني بر اعطاي حق 25 درصدي به زنان در هيات‌هاي قوا‌ي قضاييه، مقننه و مجريه عمل شود.

آنها هم‌چنين خواهان مساوات و برابري بين همه‌ي مردم عراق و عدم تبعيض و خشونت عليه زنان در قانون اساسي شدند.

 

وزير امور زنان عراق: در قانون اساسي حقوق زنان نقض شده است

چهار شنبه 19 مرداد ۱۳۸۴ - 10 اوت ۲۰۰۵

فريد ايار اظهار داشت: كميسيون عالي انتخابات براي گشايش مراكز همه‌پرسي قانون اساسي در مناطق بحراني كشور به ويژه شهر موصل و استان الانبار و برخي شهرهاي سني‌نشين، با مشكلات زيادي مواجه است.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از روزنامه‌ي الشرق الاوسط - چاپ لندن - فريد ايار، عضو كميسيون مستقل عالي انتخابات عراق، در كنفرانس مطبوعاتي بيان داشت: اعضاي كميسيون تلاش‌هاي زيادي را براي تسهيل روند ثبت نام از اهالي مناطق ياد شده انجام مي‌دهند.

از سوي ديگر، گروه‌هايي از فعالان امور زنان در دومين كنفرانس زنان كه در وزارت كشور عراق برگزار شد، خواهان تثبيت حقوق زنان در قانون اساسي جديد و به حاشيه نكشاندن آنها شدند.

دكتر ازهار الشيخلي، وزير امور زنان، در گفت‌وگو با روزنامه‌ي الشرق الاوسط گفت: آنچه كه در حال حاضر در قانون اساسي مشاهده مي‌شود، بسيار نااميدكننده است. من در خصوص حقوق زنان صحبت نمي‌كنم؛ بلكه درباره‌ي حقوق و آزادي‌ها صحبت مي‌كنم. فصل دوم پيش‌نويس قانون اساسي كاملا با بي‌نظمي تنظيم شده است و اين فصل فقط در خصوص حقوق تنظيم شده نه آزادي؛ بنابراين بايد قوانيني جدي و دقيقي در قانون اساسي تدوين شود.

وي افزود: در قانون اساسي پيشنهادي، حقوق زنان نقض شده است.

 

طالبان يك زن افغان را به اتهام جاسوسي كُشت

چهار شنبه 19 مرداد ۱۳۸۴ - 10 اوت ۲۰۰۵

يك گروه از طالبان يك زن افغاني را به اتهام جاسوسي براي نيروهاي آمريكايي به قتل رساندند.

به گزارش گروه اخبار بين‌‏الملل خبرگزاري كار ايران (ايلنا)، منابع رسمي افغانستان اطلاع دادند كه يك گروه از طالبان يك زن افغاني را به اتهام جاسوس براي نيروهاي آمريكايي كشتند.

اين منبع همچنين از دستگيري يك عضو طالبان و كشف چندين قبضه سلاح در جنوب كشور خبر داد.

آسوشيتدپرس گزارش داد: «شش مرد مسلح به سوي يك زن به هنگام خروج از خانه‌‏اي در ولايت زابل آتش گشودند.»

مهاجمان اين زن را به دادن اطلاعات به نيروهاي آمريكايي متهم كرده بودند.

به دنبال وقوع اين حمله مظنونان طالبان با كمك موتورسيكلت از محل حادثه گريختند.

«والي» محله «ميزان» در ولايت زابل همچنين اطلاع داد كه سربازان افغاني ديروز با تفتيش يك خانه موفق به كشف چندين مين، نارنجك دستي و شش موتورسيكلت شده‌‏اند.

صاحب اين خانه نيز دستگير شد.

 

«زن‌ زيادي‌» "دنبال‌ حقوق‌ گمشده‌ زنان‌

پنج شنبه 20 مرداد ۱۳۸۴ - 11 اوت ۲۰۰۵

اعتماد:زن‌ زيادي‌، هشتمين‌ ساخته‌ تهمينه‌ ميلاني‌ است‌ كه‌ در آن‌ امين‌ حيايي‌، پارسا پيروزفر، مريلا زارعي‌ و السا فيروز آذر نقش‌ آفريني‌ كرده‌اند.

داستان‌ فيلم‌

زن‌ زيادي‌ داستان‌ زني‌ تحصيلكرده‌ به‌ نام‌ سيما است‌ كه‌ به‌ شغل‌ معلمي‌ مشغول‌ است‌ كه‌ نقش‌ آن‌ را مريلا زارعي‌ بازي‌ مي‌كند. در اين‌ ميان‌ امين‌ حيايي‌ كه‌ نقش‌ احمد شوهر سيما را بازي‌ مي‌كند و دايما به‌ فكر عياشي‌ و لاابالي‌گري‌ است‌ با دختري‌ به‌ نام‌ صبا )السا فيروزآذر( ارتباط‌ برقرار مي‌كند و براي‌ رساندن‌ صبا به‌ روستاي‌ زادگاهش‌ با او همراه‌ مي‌شوند. در ميان‌ راه‌ آنان‌ گرفتار ماموران‌ انتظامي‌ مي‌شود. احمد مستاصل‌ با سيما تماس‌ مي‌گيرد و از او مي‌خواهد كه‌ مقابل‌ پليس‌ صبا را خواهرزاده‌ خود معرفي‌ كند. به‌ اجبار سيما نيز به‌ تقاضاي‌ او پاسخ‌ گفته‌ و با آنان‌ همراه‌ مي‌شود. در ميانه‌ راه‌ به‌ دليل‌ بسته‌ بودن‌ جاده‌ در يك‌ هتل‌ اقامت‌ مي‌گزينند. سيما در اين‌ هتل‌ بطور تصادفي‌ رحيم‌ )پارسا پيروزفر( را مي‌بيند كه‌ پليس‌ به‌ جرم‌ قتل‌ زنش‌ به‌ دليل‌ خيانت‌ در تعقيب‌ او است‌. سيما سعي‌ مي‌كند كه‌ رحيم‌ را از دست‌ پليس‌ برهاند. در اين‌ راه‌ از احمد و صبا كمك‌ مي‌خواهد. اما بين‌ احمد و رحيم‌ درگيري‌ پيش‌ مي‌آيد. رحيم‌ حين‌ دعوا تير خورده‌ و كشته‌ مي‌شود. در پايان‌ فيلم‌ سيما و صبا دست‌ در دست‌ هم‌، احمد را در خيال‌ و آرزوهاي‌ خود رها مي‌كنند و به‌ راه‌ خود ادامه‌ مي‌دهند.

فيلمي‌ به‌ دنبال‌ حقوق‌ زنان‌

در يكي‌ از سكانس‌هاي‌ فيلم‌، زن‌هاي‌ همسايه‌ در حياط‌ خانه‌ سيما )شخصيت‌ زن‌ اصلي‌ فيلم‌( نشسته‌ و سرگرم‌ پاك‌ كردن‌ سبزي‌اند. يكي‌ از زنان‌ با صداي‌ بلند، خبري‌ را در روزنامه‌يي‌ كه‌ سبزي‌ لايه‌ آن‌ پيچيده‌ شده‌ مي‌خواند كه‌ مربوط‌ به‌ كنوانسيون‌ رفع‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ است‌. بعد از زن‌هاي‌ ديگر مي‌پرسد: مگر زنها هم‌ حق‌ دارند?!

با اين‌ سكانس‌، تهمينه‌ ميلاني‌ پرسشي‌ را مطرح‌ مي‌كند كه‌ فيلم‌ زن‌ زيادي‌ مي‌خواهد به‌ آن‌ پاسخ‌ دهد و اينكه‌ آيا زنان‌ ايران‌ به‌ حقوق‌ خود رسيده‌اند يا همچنان‌ زير سلطه‌ مردان‌ و جامعه‌ مردم‌سالارانه‌، به‌ آگاهي‌ و شناخت‌ حقوق‌ خود نرسيده‌اند. ميلاني‌ در ميان‌ فيلمسازان‌ زن‌ ايراني‌، تنها فيلمسازي‌ است‌ كه‌ با ساختن‌ فيلم‌هايي‌ مانند «دو زن‌، نيمه‌ پنهان‌، واكنش‌ پنجم‌ و زن‌ زيادي‌» به‌ عنوان‌ يك‌ فيلمساز فمينيست‌ و كسي‌ كه‌ بطور مشخا درباره‌ مسائل‌ زنان‌ كار مي‌كند، شناخته‌ شده‌ است‌. «دو زن‌» اعتراض‌ سنجيده‌ و انتقاد هوشمندانه‌ ميلاني‌ به‌ وضعيت‌ زن‌ تحصيلكرده‌ و نسبتاص مدرن‌ ايران‌ در يك‌ خانواده‌ سنتي‌ مردم‌سالار بود. زني‌ كه‌ حقوق‌ ابتدايي‌ او، خواست‌ها و تمايلات‌ زنانه‌اش‌ از سوي‌ همسرش‌ ناديده‌ گرفته‌ شده‌ و به‌ آساني‌ لگدمال‌ مي‌شود. در «زن‌ زيادي‌» نيز ميلاني‌ دوباره‌ اين‌ موضوع‌ را دستمايه‌ كار خود قرار داده‌ است‌. فيلم‌ «زن‌ زيادي‌» با اينكه‌ عناصر لازم‌ شكل‌گيري‌ يك‌ ملودرام‌ جذاب‌ و ديدني‌ را دارد، اما شخصيت‌پردازي‌ ضعيف‌ و وجود ايده‌هاي‌ اضافي‌، تحميلي‌ و لحن‌ شديدا شعاري‌ و موعظه‌گر فيلم‌، مانع‌ از آن‌ مي‌شود كه‌ اين‌ فيلم‌ به‌ يك‌ ملودرام‌ محكم‌ و پذيرفتني‌ تبديل‌ شود. مشكل‌ كارگرداني‌ ميلاني‌ آن‌ است‌ كه‌ كتاب‌ها

ي‌ جامعه‌شناسي‌ يا روان‌شناسي‌ كه‌ مي‌خواند و يا سمينارهاي‌ زنان‌ كه‌ مي‌شنود، عيناصدستمايه‌ فيلم‌ خود قرار مي‌دهد بدون‌ اينكه‌ كمترين‌ خلاقيت‌ هنري‌ در آن‌ جا مي‌دهد.او در گفت‌وگوهايش‌ هم‌ هميشه‌ بر اين‌ نكته‌ تاكيد دارد كه‌ سينما براي‌ او تنها وسيله‌يي‌ است‌ كه‌ بتواند حرف‌هايش‌ را بزند و در اين‌ باره‌ مي‌گويد: اساسا اينكه‌ من‌ سينماگر شدم‌، هدفم‌ صرفاص ساختن‌ فيلم‌ نبود. من‌ فكر مي‌كردم‌ بايد راجع‌ به‌ زنان‌ با مردم‌ حرف‌ بزنم‌ و سينما را براي‌ اين‌ كار انتخاب‌ كردم‌. بديهي‌ است‌ كه‌ چنين‌ رويكرد تقليل‌گرايانه‌ به‌ سينما نمي‌تواند منجر به‌ توليد يك‌ اؤر سينمايي‌ درخشان‌ و برجسته‌ شود، اين‌ نگاه‌ ميلاني‌ باعث‌ شده‌ كه‌ فيلم‌هاي‌ او از سطح‌ يك‌ ملودرام‌ ضعيف‌ با روابط‌ و مناسبات‌ ساختگي‌ فراتر نرود. مشكل‌ ديگر ميلاني‌ در فيلم‌هايش‌ آن‌ است‌ كه‌ مي‌خواهد در قالب‌ يك‌ داستان‌ دراماتيك‌ حرف‌هايش‌ را بزند اما شخصيت‌هاي‌ او آن‌ قدر پرورش‌ يافته‌ نيستند كه‌ بتوانند حامل‌ شعارهاي‌ سياسي‌ اجتماعي‌ او باشند. در فيلم‌هاي‌ ميلاني‌ ، زن‌ آنقدر درمانده‌، بيچاره‌ و ترحم‌ برانگيز است‌ كه‌ كمترين‌ واكنشي‌ را در تماشاگر ايجاد نمي‌كند. بر همين‌ اساس‌ وقتي‌ زنان‌ فيلم‌هاي‌ ميلاني‌، در ديالوگ‌هاي‌ خود، حرف‌هايي‌ فراتر از محاورات‌

روزمره‌ و عادي‌ مي‌زنند، بسيار غير واقعي‌ و تصنعي‌ به‌ نظر مي‌آيد و در حقيقت‌ رفتار و مناسبات‌ شخصيت‌ها اصل‌ باورپذيري‌ تماشاگر را خدشه‌دار مي‌كنند.

ضعف‌ شخصيت‌ سيما

رابطه‌ زناشويي‌، احمد بي‌هويت‌ با سيماي‌ معلم‌ و تحصيلكرده‌ تا حد زيادي‌ غير منطقي‌ است‌. سيما با آنكه‌ تحصيلكرده‌ است‌ اما آنقدر خرفت‌ است‌ كه‌ نمي‌داند شوهر هرزه‌اش‌ در بيرون‌ از خانه‌ با زن‌هاي‌ فاسد مانند صبا رابطه‌ نامشروع‌ دارد و وقتي‌ پي‌ به‌ اين‌ موضوع‌ مي‌برد، بهت‌زده‌ و ناباورانه‌ نظاره‌گر رفتار آنها مي‌شود. او حتي‌ حاضر مي‌شود براي‌ نجات‌ شوهرش‌ از چنگال‌ پليس‌ با او تباني‌ كند و به‌ دروغ‌ رابطه‌ او با صبا را موجه‌ جلوه‌ دهد.

سيما شخصيتي‌ است‌ كه‌ قرار است‌ در طول‌ اين‌ سفر تحميلي‌ و غير منطقي‌ متحول‌ شده‌ و از يك‌ زن‌ عقب‌ مانده‌ سنتي‌ به‌ يك‌ زن‌ آگاه‌، شجاع‌، قدرتمند و مستقل‌ تبديل‌ شود كه‌ با قاتلي‌ فراري‌ همدلي‌ كرده‌ و او را از دست‌ ماموران‌ نجات‌ دهد، مشروب‌ بخورد فاسق‌ همسرش‌ را به‌ عنوان‌ يك‌ قرباني‌ پذيرفته‌ و دست‌ در دست‌ او پشت‌ به‌ شوهر خائنش‌ در افق‌ دور شود. احمد با بازي‌ ديدني‌ امين‌ حيايي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ لمپن‌ بي‌قيد و بند كه‌ تنها به‌ پول‌ و زن‌ فكر مي‌كند، شخصيت‌ قابل‌ قبولتري‌ دارد اما او نيز آنقدر مزه‌ پراني‌ مي‌كند كه‌ حضورش‌ با فضاي‌ جدي‌ و روشنفكرانه‌ فيلم‌ ناهمخوان‌ است‌ و تاؤير شعارهاي‌ اخلاقي‌ و اجتماعي‌ ميلاني‌ را از بين‌ مي‌برد.

درس‌ها و شعارهاي‌ اخلاقي‌ فيلم‌

فيلم‌ «زن‌ زيادي‌»پر است‌ از شعارها و درس‌هاي‌ اخلاقي‌ كه‌ از زبان‌ شخصيت‌هاي‌ اصلي‌ و فرعي‌ صادر مي‌شود. از مرد كه‌ در داخل‌ رستوران‌ گرفته‌ كه‌ با وقاحت‌ و بي‌شرمي‌ مشتريان‌ رستوران‌ را به‌ باد فحش‌ و ناسزا مي‌گيرد و زن‌ها را فاسد و مردان‌ همراهشان‌ را بي‌غيرت‌ مي‌داند، تا افسر پليسي‌ كه‌ با زنان‌ درمانده‌ مانند سيما و صبا احساس‌ همدردي‌ كرده‌ و مراقب‌ آنهاست‌ تا گير مردان‌ ناجور مانند رحيم‌ و احمد نيفتند.

از فيلمسازي‌ چون‌ ميلاني‌ انتظار مي‌رود كه‌ به‌ عنوان‌ يك‌ فيلمساز فمينيست‌، منتقد زيرساخت‌ها، مناسبات‌ اجتماعي‌ و امنيتي‌ جامعه‌ مرد سالارانه‌ باشد. جامعه‌يي‌ كه‌ ريشه‌ نابساماني‌هايي‌ است‌ كه‌ زنان‌ فيلم‌هاي‌ او را رنج‌ مي‌دهد، اما اين‌ زيرساخت‌ها در فيلم‌هاي‌ ميلاني‌، نه‌ تنها ايرادي‌ ندارند بلكه‌ بسيار هم‌ خوب‌ هستند. سكانس‌هاي‌ پاياني‌ فيلم‌ هم‌ بسيار ضعيف‌ است‌. سيما بدون‌ هيچ‌ دليل‌ منطقي‌ و قانع‌كننده‌يي‌ احمد و معشوقه‌ او را به‌ كلبه‌ قاتل‌ فراري‌ )رحيم‌( مي‌كشاند تا گره‌گشايي‌ فيلم‌ در آنجا صورت‌ گيرد. در سكانس‌ پاياني‌ نيز همه‌ چيز ناشيانه‌، سرهم‌ بندي‌ شده‌، احمد و رحيم‌ به‌ صورتي‌ ساختگي‌ با هم‌ درگير مي‌شوند و رحيم‌ به‌ ساده‌ترين‌ شكل‌ ممكن‌ از بين‌ مي‌رود.

به‌ اين‌ ترتيب‌ نمي‌توان‌ گفت‌ كه‌ ميلاني‌ به‌ پرسش‌ اصلي‌ فيلم‌ خود پاسخ‌ درستي‌ داده‌ است‌.

 

مردان افغانى تحت فشار قرار دادن زنان را حق خود مى دانند 

 آذين حيدرى نژاد: چهار شنبه 19 مرداد ۱۳۸۴ - 10 اوت ۲۰۰۵

رادیو آلمان:خشونت در برابر زنان، ازدواجهاى اجبارى، فروش دختران، كشتن زنان به بهانه حفظ شرافت خانواده و مبادله زنان به عنوان ابزارى براى فرونشاندن مشاجرات قبيله اى، اين ها همه نمونه هايى است از شرايط اسفناك زنان در افغانستان.

داستان مصيبت هاى زنان افغانى، داستانى است قديمى و ريشه دار. به ويژه در جنوب كشور، آنجا كه در كنارقوانين اسلامى، قوانين قرون وسطايى قبيله اى هم حاكمند و حتى طبيعى ترين حقوق زنان هم ناديده گرفته مى شود. وبه راستى آيا به كار بردن اصطلاحاتىاز قبيل حقوق زنان در جايى كه موجوديت زن به خودى خود ارزشى ندارد و زن فاقد هر گونه حقى است، ساده انگارى محض نيست؟

 

اين جا آمريكايى ها به دنبال بن لادن ميگردند و زنان افغانى كه از شدت سنگينى بار نظامى مرد سالارانه ، در رنجند، را نميبينند. از سوى ديگرسازمان ها و نهادهاى مدافع حقوق بشر و به ويژه مدافع حقوق زنان، يا اجازه ورود به قند هار و بررسى  اوضاع از نزديك را ندارند و يا اينكه همانند حكومت افغانستان خود را درگيرمسائل و مشكلات  قبيله اى  نميكنند.

چند وقتى است كه شعله هاى اين نابرابرى كه ريشه در قرنهاى دور دارد، از جان زنان افغانى زبانه كشيده است. زنان افغانى به نشانه اعتراض به هر چه كه به اسم سنت و دين بر آنان روا گشته، پيكر خويش را به آتش مى كشند. شايد كه اين اقدام منجر به بيدارى جوامع مدافع حقوق بشر شود و دختر بچه هاى افغانى را از سر نوشت سوزناكى كه اين نظام مرد سالارانه براى آ نها رقم زده برهاند.

عفيفه معروف،  يكى از اعضاى كميسيون حقوق بشر، يك سازمان مستقل افغانى ، از بيمارستانى در قندهار ديدار كرده است. او از زنانى حرف مى زند كه براى پايان رنج هايشان به خود سوزى دست ميزنند. او آمار اين خود سوزى ها را  ۶۰نفر در سال تخمين مى زند. قبل از رسيدن موج خود سوزى ها به قند هار، مواردى از اين گونه خود كشى ها از استان غربى يعنى هرات گزارش شده بود اما خبرهايىاز قبيل حملات طالبان به ارتش ملى افغانستان بر اهميت اين موضوع سايه مى انداختند زيرا در افغانستان اخبار مربوط به زنان در درجه دوم اهميت قرار دارد.

عفيفه معروف در جواب اين سئوال كه قربانى ها چه كسانى هستند ميگويد:

"به طور كلى ازدواجهاى اجبارى و شوهر دادن دخترانى كه هنوز به سن بلوغ نرسيده اند از دلايل اين خودسوزى هاست. اما در اصل ساختارريشه دار مرد سالارانه جامعه كه در آن زن به حساب نمى آيد واين كه زنان در جامعه مقام و منزلتى مانند مردها ندارند و به مردها اجازه مى دهد كه زنان را زير فشار قرار دهند، دليل اصلى اين خود سوزى هاست."

اين زن فعال در مسائل حقوق بشر، اميدى به بهبودى اوضاع ندارد. با توجه به اين مسئله كه اوضاع امنيتى در افغانستان به شدت متزلزل است و طالبان دوباره فعال شده و تهديد به بر هم زدن انتخابات آتى اين كشور را كرده، مسلما موضوع حقوق بشرو رسيدگى به وضعيت نابسامان زنان درافغانستان به فراموشى سپرده خواهد شد.به عقيده او بر هم زدن نظامى كه ريشه در قرون و اعصار دارد احتياج به زمان دارد و او تنها راه حل را در آموزش و بيدارى اقشار جامعه ميبيند.

به همين دليل اين سازمان بر آن است كه با برگزارى سمينارو كارگاه‌هايى آموزشى گامى در روشنگرى اين  جامعه بنياد گرا بر دارد. در سطح بين المللى هم شوراى امنيت سازمان ملل در صدد است تا با اعزام گروههاى پاسدار صلح به مناطقى كه در آن ها حقوق زنان به شدت پايمال مى شود، به زنان ستم ديده افغانى يارى رساند.

بايد منتظر بود و ديد كه آيا همكارى اين نيروها تاثيرى مثبت در مسئله زنان افغان خواهد داشت يا خير؟

 

امريكايي‌ها نخستين‌ رييس‌ جمهور زن‌ خود را مي‌بينند

چهار شنبه 19 مرداد ۱۳۸۴ - 10 اوت ۲۰۰۵

اعتماد:اينكه‌ امريكايي‌ ها آمادگي‌ پذيرش‌ يك‌ زن‌ را به‌ عنوان‌ حاكم‌ مطلق‌ كاخ‌ سفيد دارند يا نه‌، از ماه‌ آينده‌ و با روي‌ آنتن‌ رفتن‌ يك‌ مجموعه‌ تلويزيوني‌ به‌ بوته‌ آزمايش‌ گذاشته‌ مي‌ شود.به‌ گزارش‌ مهر، مجموعه‌ فرمانده‌ كل‌ كه‌ قرار است‌ در پربيننده‌ترين‌ ساعات‌ شبكه‌ تلويزيوني‌ ئإؤ پخش‌ شود، داستان‌ معاون‌ مستقل‌ رييس‌ جمهور امريكا را روايت‌ مي‌ كند كه‌ مادر دو نوجوان‌ و يك‌ كودك‌ خردسال‌ است‌ و پس‌ از سكته‌ رييس‌ جمهور بايد جانشين‌ او شود. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ سران‌ حزب‌ دوست‌ ندارند يك‌ زن‌ براي‌ نخستين‌ بار به‌ رياست‌ جمهوري‌ ايالات‌ متحده‌ برسد و به‌ همين‌ دليل‌ از او مي‌خواهند هر چه‌ زودتر استعفا دهد تا رييس‌ كنگره‌ به‌ كاخ‌ سفيد برود. نقش‌ نخستين‌ رييس‌ جمهور زن‌ ايالات‌ متحده‌ را در مجموعه‌ تلويزيوني‌ فرمانده‌ كل‌ جينا ديويس‌ ايفا مي‌ كند كه‌ پيشتر در تلما و لوييس‌ ريدلي‌ اسكات‌ درخشيده‌ بود.

پخش‌ اين‌ مجموعه‌ در حالي‌ از شبكه‌ ئإؤ آغاز خواهد شد كه‌ دموكرات‌ها از همين‌ حالا خانم‌ هيلاري‌ كلينتون‌ را يكي‌ از نامزدهاي‌ خود براي‌ انتخابات‌ رياست‌ جمهوري‌ ايالات‌ متحده‌ در سال‌ 2008 مي‌ دانند و براي‌ موفقيت‌ او به‌ عنوان‌ نخستين‌ رييس‌ جمهور زن‌ اين‌ كشور سرمايه‌گذاري‌ فراواني‌ انجام‌ داده‌اند. در هر حال‌، توفيق‌ يا ناكامي‌ فرمانده‌ كل‌ مي‌ تواند تا حدودي‌ سمت‌ و سوي‌ ذايقه‌ سياسي‌ مردم‌ ايالات‌ متحده‌ را براي‌ پذيرفتن‌ زني‌ به‌ عنوان‌ رييس‌ جمهور نشان‌ دهد.

جالب‌ اينجاست‌ كه‌ ديويس‌ علاوه‌ بر گرفتن‌ برخي‌ از ويژگي‌ هيلاري‌ كلينتون‌ در ايفاي‌ نقش‌ مكنزي‌ آلن‌، از مدل‌ موي‌ معروف‌ كاندوليزا رايس‌ نيز تقليد كرده‌ است‌. رود لوري‌ به‌ عنوان‌ كارگردان‌ مجموعه‌ فرمانده‌ كل‌ در اين‌ باره‌ مي‌گويد: به‌ نظر من‌ ايده‌ انتخاب‌ يك‌ رييس‌ جمهور زن‌ براي‌ ايالات‌ متحده‌ فوق‌ العاده‌ است‌. اگر زنان‌ فرصتي‌ براي‌ ورود به‌ كاخ‌ سفيد نداشته‌ باشند، ما شانس‌ 50 درصد افراد جامعه‌ را براي‌ بزرگ‌ شدن‌ از آنان‌ گرفته‌ايم‌.در هر حال‌، نظرسنجي‌ ها نشان‌ مي‌دهد كه‌ امريكايي‌ها بتدريج‌ آماده‌ انتخاب‌ يك‌ زن‌ براي‌ پست‌ رياست‌ جمهوري‌ هستند.

 

نرخ مشاركت زنان در سال جاري به 8/17 درصد مي‌‏رسد

سه شنبه 18 مرداد ۱۳۸۴ - 9 اوت ۲۰۰۵

رييس مركز امور مشاركت زنان, گفت: در طول دوران 8 ساله اصلاحات در شاخص‌‏هاي توسعه انساني بر حسب جنس (GDT) , به خصوص در حوزه آموزش و مشاركت اجتماعي و سياسي رشد چشمگيري صورت گرفته است و سازمان مديريت و برنامه‌‏ريزي نرخ مشاركت زنان را در سال 84, 8/17 درصد اعلام كرده است.

به گزارش خبرنگار ايلنا, دكتر زهرا شجاعي, رييس مركز امور مشاركت زنان, گفت: آمار درصد اشتغال زنان براساس آمار بانك جهاني در سال 84, 8/9 درصد بوده و اين به معناي جهت قابل ملاحظه رشد زنان در زمينه اقتصادي است.

وي افزود: آمارهاي موجود نشان مي‌‏دهد؛ نرخ بيكاري زنان 18 درصد است، در صورتي‌‏كه اين آمار در مردان به 3/10 درصد مي‌‏رسد، يعني در واقع به موازات بالا رفتن نرخ اشتغال زنان, نرخ بيكاري آنها نيز بالا است.

شجاعي خاطرنشان كرد: در طول اين سال‌‏ها از جمعيت زنان فعال غيراقتصادي يعني بيكاران داراي درآمد, دانشجويان, دانش‌‏آموزان, زنان خانه‌‏دار كاسته شده و بر جمعيت فعال يعني زنان جوياي كار و شاغل افزوده شده است.

رييس مركز امور مشاركت زنان, تصريح كرد: نرخ مشاركت كل 7/41 درصد است كه 65 درصد آن به مردان اختصاص دارد و 8/17 درصد آن مربوط به زنان است؛ بنابراين بالا بردن ظرفيت استفاده از نيروي كار در زنان بيشتر است.

وي در پايان اظهار اميدواري كرد: برنامه‌‏ريزان از اين فرصت فراهم شده، استفاده كرده و به ايجاد فرصت‌‏هاي شغلي براي زنان به عنوان يك ضرورت اجتماعي توجه كنند تا به تدريج از جمعيت غيرفعال كم و نرخ مشاركت افراد به ويژه زنان افزايش يابد.

 

زن‌ و جامعه‌

نسرين‌ قرباني‌:اعتماد: سه شنبه 18 مرداد ۱۳۸۴ - 9 اوت ۲۰۰۵

براي‌ گرفتن‌ مدركم‌ نياز به‌ ارايه‌ دادن‌ پايان‌نامه‌ داشتم‌ و بايد راجع‌ به‌ موضوعي‌ تحقيق‌ مي‌كردم‌.هميشه‌ به‌ موضوع‌ زنان‌ و نحوه‌ زندگي‌ آنها علاقه‌مند بودم‌ براي‌ اين‌ موجودي‌ كه‌ يا در انزوا بوده‌ يا اينكه‌ اگر هم‌ به‌ شكلي‌ در اجتماع‌ حضور داشته‌ باشد، باز به‌ عناويني‌ مورد ظلم‌ قرارگرفته‌.براي‌ رنج‌هايي‌ كه‌ در زندگي‌ متحمل‌ مي‌شوند و براي‌ تبعيض‌هايي‌ كه‌ در موردشان‌ اعمال‌ مي‌شود، همه‌ و همه‌ مرا وا مي‌داشت‌ تا براي‌ چندمين‌ بار سري‌ به‌ راهروهاي‌ دادگستري‌ بزنم‌ و در مورد زندگي‌ آنها و مصايب‌شان‌ كنكاش‌ كنم‌.

هميشه‌ گفته‌اند و شنيده‌ايم‌ كه‌ حق‌ گرفتني‌ است‌ و نه‌ دادني‌! و اين‌ گرفتن‌ را بهايي‌ بسيار گزاف‌ بايد پرداخت‌.تا به‌ كي‌ فقط‌ بايد شعار داد و از حق‌ و حقوق‌ زن‌ گفت‌.آيا حق‌ فقط‌ در لابه‌لاي‌ صفحات‌ كتاب‌ها پيدا مي‌شود و بس‌.دختر در 16 سالگي‌ حق‌ ازدواج‌ دارد ولي‌ همين‌ دختر وقتي‌ در زندگي‌ به‌ بن‌ بست‌ مي‌رسد حتي‌ اگر چهل‌ ساله‌ هم‌ باشد حق‌ طلاق‌ ندارد و اگر خودش‌ خواهان‌ باشد، بايد از خيلي‌ حق‌ و حقوق‌ قانوني‌ خود بگذرد. آيا اين‌ منصفانه‌ است‌? چرا بايد فرزندان‌ در ازدواج‌هاي‌ ناموفق‌ فدا شوند?اگر زن‌ از نظر مالي‌ تامين‌ باشد و نگاه‌ جامعه‌ را عادت‌ بدهيم‌ كه‌ يك‌ زن‌ مطلقه‌ با مردي‌ كه‌ زنش‌ را طلاق‌ داده‌ هيچ‌ فرق‌ نمي‌كند و هر دو حق‌ ادامه‌ حيات‌ دارند، آنگاه‌ مي‌توانيم‌ اميدوار باشيم‌ كه‌ به‌ نتايجي‌ رسيده‌ايم‌.

يك‌ مرد به‌ خود اجازه‌ مي‌دهد فرزند را از مادرش‌ جدا ساخته‌ و روح‌ هر دو را آزرده‌ كند فقط‌ به‌ اين‌ خاطر كه‌ خواسته‌ روحيه‌ عصيانگري‌ خود را ارضا نمايد.آيا روزي‌ كه‌ پيمان‌ مي‌بستند در مقابل‌ هم‌ بودند يا در كنار هم‌?

اگر به‌ خود زحمت‌ داده‌ و سري‌ به‌ دادگاه‌ها بزنيد و از نزديك‌ شاهد فجايع‌ و حق‌كشي‌هايي‌ كه‌ در مورد طبقه‌ نسوان‌ مي‌شود، باشيد آن‌ وقت‌ به‌ كنه‌ فاجعه‌ پي‌ خواهيد برد.

وقتي‌ قدم‌ به‌ دادگاه‌ حمايت‌ خانواده‌ مي‌گذاري‌ و به‌ دقت‌ در چهره‌ زناني‌ كه‌ نه‌ از سر خوشي‌ بلكه‌ در اوج‌ ناكامي‌ و تحقير به‌ آنها آمده‌اند،نگاه‌ كني‌، حاصلي‌ جز اشك‌ حسرت‌ بر عمر و جواني‌ برباد رفته‌ و آينده‌يي‌ نامعلوم‌ نمي‌يابي‌.اشكي‌ كه‌ روزگاري‌ لبخندي‌ زيبايي‌ بود كه‌ تمام‌ اميد و آرزوهاي‌ دنيا را با خود يكجا يدك‌ مي‌كشيد.

روزي‌ كه‌ فكر مي‌كردند هيچ‌ نكته‌ مبهمي‌ در وجود يكديگر نمي‌يابند.اگر شناخت‌ دقيق‌، روراستي‌ و هدف‌ را به‌ فرزندانمان‌ نياموزيم‌، بايد نسل‌ به‌ نسل‌ شاهد بي‌ عدالتي‌ و اشك‌ حسرت‌ باشيم‌.

يك‌ مرد به‌ خود اجازه‌ مي‌دهد چنان‌ درنده‌يي‌ خون‌ آشام‌ به‌جان‌ زن‌ افتاده‌ و تا سرحد مرگ‌ او را كتك‌ بزند.هيچكس‌ نمي‌تواند حقارت‌ و خفت‌ زني‌ را كه‌ مورد ضرب‌ و شتم‌ قرارگرفته‌ درك‌ كند مگر اينكه‌ خود تجربه‌ كرده‌ باشد.ولي‌ نهايتا مي‌گويند مرد است‌ چرا? پس‌ خصايل‌ انساني‌ چه‌ مي‌شود و چه‌ جايگاهي‌ دارد?

قبل‌ از اينكه‌ پاي‌ سفره‌ عقد بنشينيم‌ هدفمان‌ را براي‌ خود مشخص كنيم‌ آيا فقط‌ بخاطر فرار از تنهايي‌ است‌ كه‌ به‌ بن‌بست‌ مي‌رسيم‌.

آيا از عشقي‌ ديگر سرخورده‌ شده‌ايم‌ كه‌ باز هم‌ به‌ بيراهه‌ رفته‌ ايم‌.انتظارات‌ معقولي‌ كه‌ از خود و از همسر آينده‌مان‌ داريم‌ بايد كاملا مشخا باشد.زندگي‌ را به‌ صحنه‌ تئاتر تبديل‌ نكنيم‌.زندگي‌ بسيار جدي‌تر از آني‌ است‌ كه‌ ما به‌ شوخي‌ بگذرانيم‌.

هيچكس‌ كامل‌ نيست‌ ولي‌ بايد هر روزمان‌ بهتر و بي‌اشكال‌تر از روز گذشته‌ باشد.منتظر معجزه‌ نباشيم‌.خداوند به‌ انسان‌ عقل‌ داده‌.كسي‌ نمي‌تواند با تحقير كردن‌ طرف‌ مقابل‌، خود را بزرگ‌ جلوه‌ دهد.فقط‌ قسمتي‌ ازعقده‌هاي‌ آشكار و پنهان‌ خود را تخليه‌ مي‌سازد.

 

هيچ‌ زن‌ و شوهري‌ بدون‌ اختلاف‌ نيستند ولي‌ نحوه‌ حل‌ كردن‌ اختلاف‌ مهم‌ است‌ كه‌ همان‌ هم‌ به‌ فرزندان‌ منتقل‌ مي‌شود.بايد ياد بگيريم‌ كه‌ با احترام‌ و نه‌ با تمسخر با يكديگر رفتار كنيم‌ و به‌ خواسته‌هاي‌ يكديگر احترام‌ بگذاريم‌.عشق‌ زماني‌ قشنگ‌ و عميق‌ است‌ كه‌ روابطي‌ برپايه‌ احترام‌ متقابل‌ باشد.

چه‌ كسي‌ مي‌تواند جلوي‌ آتشفشان‌ را بگيرد? آيا مرد مي‌انديشد كه‌ اگر زن‌ را مورد تحقير و آزار خود قرار دهد، او را زير سلطه‌ خود برده‌ است‌? خير، اين‌ زخم‌ ناسور روزي‌ نيش‌ زده‌ و سپس‌ سر باز خواهد كرد.

در خانواده‌يي‌ كه‌ از كودكي‌ فرزند پسر بر دختر ارجحيت‌ داشته‌ و با همين‌ طرز فكر هم‌ رشد مي‌كنند آيا حرفي‌ از حق‌ و حقوق‌ باقي‌ مي‌ماند?

مرداني‌ كه‌ كناياتي‌ زشت‌ و توهين‌آميز از قبيل‌ خوردن‌ و خوابيدن‌ كار تو است‌، را در مورد همسرشان‌ به‌ كار مي‌برند، دانسته‌ يا ندانسته‌ ضربه‌ هولناكي‌ را بر روح‌ و روان‌ شريك‌ زندگي‌ خود وارد مي‌سازند و به‌ مرور آنها را به‌ آدمك‌هايي‌ تبديل‌ مي‌كنند كه‌ فقط‌ در كنار هم‌ و بخاطر فرزندان‌ و اغلب‌ اوقات‌ هم‌ عاري‌ از عشق‌، زنده‌ هستند.

چرا بايد زن‌ همواره‌ هراس‌ داشته‌ باشد تا بخاطر اينكه‌ مبادا از چشم‌ حضرت‌ مرد! بيفتد، سپس‌ در طي‌ سالها به‌ شخصيتي‌ مبدل‌ شود كه‌ ديگر نه‌ خودش‌ است‌ و نه‌ سايه‌اش‌.

آيا واقعا مرد هميشه‌ حق‌ مي‌گويد و هرگز اشتباه‌ نمي‌كند? استغفرالله‌ مگر خداست‌? آيا خود هم‌ باور كرده‌ كه‌ جنس‌ برتر است‌? مگر نه‌ اينكه‌ خداوند زن‌ و مرد را يكسان‌ آفريده‌? پس‌ چرا بنده‌هاي‌ خدا پا روي‌ مقررات‌ آفريننده‌ جهان‌ هستي‌ مي‌گذارند?

قصد من‌ اين‌ نيست‌ كه‌ تمامي‌ مردها را محكوم‌ كرده‌ و زنها را تبرئه‌ كنم‌. خير، زن‌ هم‌ اگر درشتگري‌ و ناسازگار باشد، مي‌تواند به‌ دست‌ خود مرد را به‌ راه‌ ديگري‌ كشانده‌ و زندگي‌اش‌ را تباه‌ سازد. همه‌ مردها بد و همه‌ زنها خوب‌ نيستند. اما چون‌ معمولا زن‌ است‌ كه‌ مورد ستم‌ واقع‌ مي‌شود، به‌ همين‌ خاطر روي‌ سخنم‌ با اين‌ جنس‌ شكننده‌ است‌ و تاكيدم‌ روي‌ جواناني‌ است‌ كه‌ در آينده‌يي‌ نه‌ چندان‌ دور مي‌خواهند از من‌ به‌ ما تبديل‌ شوند.

من‌ منكر اين‌ نيستم‌ كه‌ مرد از نظر بدني‌ قوي‌تر از زن‌ است‌ ولي‌ بايد بداند كه‌ خداوند همه‌ چيز را به‌ امانت‌ در اختيار بندگانش‌ قرار داده‌ و اگر به‌ خود مغرور شود، چنان‌ از او گرفته‌ مي‌شود كه‌ خود هم‌ باورش‌ نخواهد شد.

چرا بايد منتظر باشيم‌ تا مورد غضب‌ خداوند قرار بگيريم‌ و بعد ابراز ندامت‌ و پشيماني‌ كنيم‌. هميشه‌ وقت‌ جبران‌ نيست‌ چرا به‌ اشارتهايي‌ كه‌ مي‌دهد توجه‌ نمي‌كنيم‌?

و در پايان‌ ازدواج‌ را شوخي‌ و سرسري‌ نگيريم‌ و از آن‌ مهمتر بچه‌دار شدن‌ را. هيچكس‌ با زن‌ گرفتن‌ يا صاحب‌ بچه‌شدن‌ عيوبش‌ برطرف‌ نخواهد شد. بايد مساله‌ را حل‌ كرد نه‌ اينكه‌ بدون‌ حل‌ آن‌ سراغ‌ مساله‌يي‌ ديگر برويم‌. كار بايد از ريشه‌ درست‌ شود و تا زماني‌ كه‌ چنين‌ نشده‌ همچنان‌ بايد شاهد طلاق‌ها و در نتيجه‌ كودكاني‌ كه‌ فداي‌ خودخواهي‌هاي‌ بزرگترها مي‌شوند، باشيم‌.

 

رواج‌ پديده‌ كودكان‌ خياباني‌ در عراق‌

سه شنبه 18 مرداد ۱۳۸۴ - 9 اوت ۲۰۰۵

اعتماد:سال‌ها استبداد رژيم‌ صدام‌، سه‌ دوره‌ جنگ‌، تحريم‌هاي‌ اقتصادي‌ بين‌المللي‌ و حمله‌ اخير نيروهاي‌ ائتلاف‌ به‌سركردگي‌ امريكا به‌ عراق‌، به‌ شيوع‌ بيش‌ از پيش‌ پديده‌ كودكان‌ خياباني‌ در شهرهاي‌ اين‌ كشور دامن‌ زده‌است‌.

پس‌ از حمله‌ نيروهاي‌ ائتلاف‌ به‌ اين‌ كشور، اغلب‌ كودكان‌ بي‌سرپرست‌ از نوانخانه‌هاي‌ شهرهاي‌ عراق‌ گريخته‌ و در خيابان‌ها به‌ تكدي‌گري‌، فروختن‌ فال‌ و آدامس‌ و واكس‌ زدن‌ كفش‌ها مشغولند.در اين‌ ميان‌ به‌ كودكاني‌ كه‌ والدينشان‌ را براؤر وقوع‌ انفجارهاي‌ پياپي‌ از دست‌ مي‌دهند و براي‌ تامين‌ زندگي‌شان‌ مجبور به‌ انجام‌ چنين‌ كارهايي‌ مي‌شوند نيز واژه‌ كودكان‌ خياباني‌ اطلاق‌ مي‌شود.

يكي‌ از اين‌ كودكان‌ بي‌گناه‌، «محمدالبدر» شش‌ ساله‌ است‌ كه‌ در انفجاري‌ همه‌ اعضاي‌ خانواده‌اش‌ را از دست‌ داد و خود نيز بطور معجزه‌آسايي‌ از آن‌ انفجار نجات‌ يافت‌، براي‌ تامين‌ خود مجبور به‌ فروش‌ قرآن‌هاي‌ جيبي‌ در خيابان‌هاي‌ بغداد است‌.

اخيرا سازمان‌ بين‌المللي‌ امداد در نقاط‌ مختلف‌ عراق‌ براي‌ اين‌ كودكان‌ بي‌ پناه‌ مراكز اسكان‌ ساخته‌اند. اين‌ مراكز كه‌ عمدتا از كادري‌ متخصا و مجرب‌ برخوردارند، وظيفه‌ نگهداري‌ از كودكاني‌ كه‌ خانواده‌ خود را در اينگونه‌ انفجارها از دست‌ داده‌اند را برعهده‌ دارند.

اخيرا سازمان‌ جهاني‌ يونيسف‌ نيز ضمن‌ هشدار بر روند روبه‌رشد پديده‌ كودكان‌ خياباني‌، اوضاع‌ اين‌ كودكان‌ را بسيار نگران‌ كننده‌ توصيف‌ كرده‌ است‌.اين‌ سازمان‌ از اقدامات‌ فوري‌ به‌ منظور حمايت‌ از كودكان‌ خياباني‌ اين‌ كشور خبرداده‌ كه‌ البته‌ حمايت‌ مالي‌ همه‌ كشورها را مي‌طلبد.

 

خشونت عليه زنان نقطه كور قانون

ایران:پنج شنبه 20 مرداد ۱۳۸۴ - 11 اوت ۲۰۰۵

دكتر حسن حميديان*

مدير كل هماهنگى امور استانهاى قوه قضاييه

خشونت عليه زنان در چارچوب آداب و رسوم غلط نه تنها در بعضى از مناطق ايران حتى در تهران بلكه در بسيارى از كشورهاى ديگر نيز تهديدات و افق سوء اى را براى اقشار مختلف جامعه ايجاد نموده كه على رغم وجود اصل ارزشمند و مسلم قانونى بودن جرم و مجازات كه در موازين شرعى و قانون اساسى مورد تأكيد جدى قرار گرفته اين اصل جايگاه رفيع خود را از دست داده و با تعرض به اين اصل زنان و دختران مظلومه و حتى معصوم را به صرف مظنونيت به قتل رسانده و حق حيات و زندگى را از آنان سلب مى كنند شهادت صامت صدها زن و دختر بى گناه ۱۷ ساله، ۱۵ ساله، ۱۳ ساله، ۱۲ ساله و ۹ ساله و بعضاً جسد مثله شده آنها نشان دهنده مهجوريت موازين شرعى و قانون اساسى در بعضى از خطه ميهن اسلامى ما است كه على رغم كاهش چشمگير اينگونه اعمال همچنان شاهد تعطيل شدن حدود الهى، ريخته شدن خون بى گناهان، آلوده شدن فضاى اخلاقى و فرهنگى، غارت اموال، هتك نواميس مردم و احياى ارزشهاى جاهلى و به خطر افتادن امنيت اجتماعى زنان و تبعات فاسد و ويرانگر آن مانند محروم ساختن از حقوق شرعى و قانونى به صورت اجراى مجازاتهاى شخصى هستيم و بعضى از موارد زنان مظلومه در دادگاه هاى غير قانونى خودساخته فاميلى محاكمه و به صرف مظنونيت و تخيل محاكمه و على رغم باردار بودن و حتى دارا بودن كودك شيرخوار آنها را به دليل اتهام فرضى به قتل رسانده و پس از آن طرف مقابل را با دريافت غرامت هاى كلان يا تبعيد از محل سكونت به ديار ديگرى مجازات مى كنند و كسى را نيز ياراى مراجعه به دادگاه و دادخواهى نيست، قتل نفسى كه خداوند سبحان قاتل نفس محترم را در جهنم ابدى قرار داده به راحتى آب خوردن انجام و در رابطه با اقدام خشونت بار خود توجهى به مقصر بودن يا نبودن و يا حتى بزه ديده بودن زن يا دختر ندارند و چه با پزشك قانونى در بسيارى از موارد خلاف نظر و سوءظن قاتلين را به اثبات رسانده است، در نوعى ديگر از خشونت انواع و اقسام ازدواجهاى غيرشرعى و حرام را بر دختران معصوم تحميل مى كنند، ازدواج هايى كه مقام معظم رهبرى با اشاره به آن، آن را خلاف بين شرع و حرام اعلام فرموده اند و در بعضى از موارد بستگان يك دختر براى خود اين حق را قائلند كه مانع ازدواج يك دختر با همسر دلخواه خود حتى تا سن ۶۰ سالگى گرديده و به او اجازه ازدواج ندهند و او را عاقره (پير و موسفيد) نمايند. يكى از افرادى كه طبق رسوم خاص خود از قضات عرفى (قضات غيرقانونى) محسوب مى گردند اعلام نموده بود ما در رابطه با حل مسائل و مشكلات خود راه حل هايى ارائه مى دهيم كه گاهى اوقات اين راه حل ها مطابق با شرع است، ملاحظه مى كنيد كه اين گروه از افراد براى تصميمات خويش قداستى بالاتر از شرع و قانون قائل شده و بدون توجه به هيچ يك از اصول شرعى و قانونى مبادرت به صدور حكم و سپس اجراى آن توسط ايادى خود نموده و پس از اجراى حكم قضاوت را شروع و درخواست غرامت و يا ... مى نمايند.

بديهى است در چنين شرايطى استقلال قوه قضاييه به عنوان تنها مرجع تظلمات و دادخواهى كه اعمال آن يك حق الهى است به شدت مورد تجاوز قرار گرفته و متجاوزين و متجاسرين به قانون با مبسوط اليد دانستن خود و با ولايت بناحقى كه براى خود قائل هستند جان و مال و ناموس و هستى افراد را به دلخواه خود تغيير مى دهند و در واقع براى حاكميت پشيزى ارزش قائل نمى گردند. لازم به توضيح است بعد از سال ۷۲ و درنظر گرفتن حبس براى قاتلين (على رغم عدم مراجعه يا عدم شكايت و يا گذشت اولياى دم) مجريان خشونت عليه زنان براى فرار از حبس اقدام به سوزاندن فرد موردنظر نموده و سپس براى فرار از مجازات قانونى اعلام مى نمايند كه فلان دختر يا فلان زن خودكشى و يا خودسوزى نموده است. سرنوشت گل بهار، مريم، حكيمه و زنان و دختران امثال آن كه در گزارش دوشنبه ۱۷ مرداد ۸۴ همين روزنامه بدان اشاره شده است شهادت صامتى است بر عدالت در زنجير و وجود نقاط كور قانونى على رغم صراحت بسيارى از اصول قانون اساسى. در اينجا به اصول مهجور قانون اساسى كه نشان دهنده جهت و اصول كلى مبارزه با خشونت در آشكار مختلف آن بوده اشاره اى كوتاه نموده بديهى است وظيفه قوه قانونگذارى است كه با توجه به اين مبانى و جهت كلى تعيين شده در قانون اساسى به تصويب قوانين عادى درجهت رفع اين معضل اجتماعى بپردازد. برخى از اين اصول عبارتند از:

۱- اصل ۱۹ قانون اساسى درخصوص حقوق مساوى براى افراد كه مى گويد: «مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند از حقوق مساوى برخوردارند و رنگ و نژاد و زبان و امثال اينها سبب امتياز نخواهد بود.» لذا قرابت نسبى يا سببى غير از اذن پدر در ازدواج دختر باكره كه آن هم مقيد به شرايطى است امتيازى نيست كه بتوان به وسيله آن دخترى را از ازدواج با همسر دلخواه و موردنظر منع نمود و يا او را به قتل رساند.

۲- اصل ۲۰ قانون اساسى مى گويد: «همه افراد ملت از زن و مرد يكسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانى، سياسى، اقتصادى، اجتماعى و ... برخوردارند» با توجه به اين اصل چرا در بعضى از نقاط زنان مظلومه مورد تعرض و خشونت قرار گرفته و حتى به دليل ترس از اقدامات بعدى حق مراجعه به خيمه گاه عدالت را نداشته و نتوانند شكايت خويش را مطرح كنند.

۳- اصل ۲۱ قانون اساسى «دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعايت موازين اسلامى تضمين نمايد» كه در اين زمينه نيز هيچ تضمينى براى حقوق زنان و دخترانى كه بدان اشاره شده است وجود نداشته و نه تنها مادران و دختران حمايت نمى گردند بلكه بعضاً در دوران باردارى و يا با داشتن كودكان شيرخوار به قتل مى رسند (در يك قضيه اسفناك از دو بانوى مقتوله دو كودك ۶ ماهه و ۲ ساله برجاى مانده است).

اصل ۲۲ قانون اساسى مى گويد: «حيثيت، جان، مال، حقوق، مسكن و شغل اشخاص از تعرض مصون است. مگر در مواردى كه قانون تجويز كند» تشكيل دادگاه هاى غيرقانونى و اجراى شخصى مجازاتها و كوچاندن جمعى خانواده ها و ... مصداق كامل تعرض به موضوعاتى است كه به صراحت مورد توجه قانونگذار اساسى است.

اصل ۳۴ قانون اساسى دادخواهى را حق مسلم هر فرد دانسته و تأكيد نموده است كه هيچ كس را نمى توان از دادگاهى كه به موجب قانون حق مراجعه به آن را دارند منع كرد. دستاورد هاى آمارى نشان مى دهد كه زنان مورد خشونت نه تنها حق مراجعه به دادگاه بلكه حتى جرأت اطلاع رسانى در اين گونه موارد به مراجع قانونى نيز از آنها سلب گرديده است و در معدود مواردى كه به دادگاه مراجعه مى كنند بعد از بازگشت به منزل به شدت مجازات خواهند شد.

اصول ۳۵ درخصوص حق انتخاب وكيل و ۳۶ درخصوص حكم به مجازات و اجراى آن از طريق دادگاه صالح و قانون و همچنين اصل ۳۷ درخصوص اصل برائت و اينكه هيچكس از نظر قانونى مجرم شناخته نمى شود مگر اينكه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد نيز مورد تعرض واقع شده و خارج از نظامات حاكم بر جامعه فجايع ناگوارى را ايجاد

مى كنند كه جامعه را از حالت تعادل و توازن خارج خواهدكرد.

اصل ۶۰ قانون اساسى درخصوص منع اضرار به غير مى گويد: «هيچكس نمى تواند اعمال خويش را وسيله اضرار به غير يا تجاوز به منافع عمومى قرار دهد» معلوم نيست طبق كدام حق مى توان دخترى را عاقره نمود و از ازدواج با همسر دلخواه بازداشت و يا با ازدواج تحميلى وادار به ازدواج با شخصى كرد كه هيچگونه هم شكلى و هم سويى و همفكرى و هم سنخى با آن دختر را ندارد.

اصول ۶۱ درخصوص اعمال قوه قضاييه به وسيله دادگاه هاى دادگسترى كه برخلاف اين اصل مسلم قانون اساسى محاكمه در موارد فوق الذكر در دادگاه هاى غيرقانونى و غيرشرعى و خودساخته بدون وجوب تكليفى يا عينى انجام و سپس اجرا مى گردد.

و اصل ۱۶۵ درخصوص علنى بودن محاكمه و اصول ۱۶۶ و ۱۶۷ دائر بر مستدل و مستند بودن احكام دادگاه ها به مواد قانونى و اصل ۱۷۱ درخصوص اعاده حيثيت از متهم و ده ها اصل ديگر از ۱۷۷ اصل قانون اساسى مورد تعرض و ضربه هاى جبران ناپذيرى را به اصول انقلاب وارد نموده اند كه جا دارد مسؤولين نظام براى ادامه حيات منطقى و سالم جامعه اسلامى و براى مبارزه با معضل فوق مبادرت به راه حل هاى فرهنگى، اجتماعى، قضايى و ... نموده و مظلومين خسته دل خصوصاً عروسان جمهورى اسلامى را از اينگونه خشونت ها و ستم ها نجات دهند تا مبادا در روز حساب به هنگام ميزان عدل و داد و در حضور دادرس بزرگ، خداوند قهار سرافكنده شويم. اين نكته مهمى است كه فراست بيشتر اقامه كنندگان عدل را طلب مى نمايد زيرا زيرپا نهادن بخش مهمى از اصول قانون اساسى به عنوان خونبهاى ملت با يك پشتوانه ۱۴۰۰ ساله يقيناً يك مسأله كوچك نخواهد بود و هيچ كس حق ندارد با قانون مادر و قانون برتر اين چنين بازى نموده و نظاره گر تجاوز به آن باشد، به ياد آوريم كلام آن امام حكيم بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران را كه مى فرمود: «بايد سعى خودتان را بنماييد تا خداى نكرده اسلام متهم به عدم قدرت اداره جهان نگردد» شهادت صامت هزاران نفر از قربانيان خشونت در خيمه گاه عدالت گوياى اين مطلب است كه همه آنها منتظرند تا ببينند بارگاه عدالت با قوه مقننه و مجريه و عاليترين مجمع تصميم گيرى يعنى مجمع تشخيص مصلحت نظام و در يك كلام سياستگذاران نظام چگونه براى آنها دادخواهى خواهند نمود و اين پناهگاه هاى منيع براى صيانت نظام و دختران مظلومه چه تصميمى خواهند گرفت.