زنان:شنبه 18 تير ۱۳۸۴- 9 جولاى ۲۰۰۵

 

 

 

جهان ديگري, جهان بهتري ممكن است !

گزارش منيژه از نمايشگاه چهل‌تكه‌دوزي خودمان

تريبون فمينيستي ايران جمعه ۱7 تير ۱۳۸۴- 8 جولاى ۲۰۰۵

مرا ببخشيد كه اين گزارش كمي طولاني است. اگر حوصلة درددل‌هايم را ‏نداشتيد رج بزنيد و به بخش 2 برويد كه دربارة نتيجة رأي‌گيري در نمايشگاه ‏است!!

بخش 1:

زماني كه ايدة زيباي شبكة حركت جهاني زنان ‏WMW‏ را براي تهيه يك ‏چهل‌تكة همبستگي در يكي دو مراسم 8 مارس معرفي كردم گمان ‏نمي‌كردم كه روزي در اين ديار پُرغوغا هم گامي براي پيوستن به اين حركت ‏برداشته شود تنها اميدم اين بود كه گروه‌هاي فعال زنان مفاد منشور را به ‏بحث بگذارند و به روياي مشتركي برسند و شروع كنند به تبليغ و انتشار ‏گستردة آن ميان همة زنان (و مردان). اما همان طور كه در گزارش جلوه ‏‏(سايت هستياانديش) و فخري (سايت مركز فرهنگي) خوانده‌ايد, اين انتظار ‏اوليه چندان برآورده نشد. روياي شيرين جهاني‌ ديگر, جهاني بهتر البته با ‏هيچ يك از تلاش‌هاي اجتماعي‌سياسي ما در هر قد و قامتي كه بوديم و ‏هستيم ـ مغايرتي نداشت, پس من با سماجت تمام همچنان اخبار را از ‏سايت ‏WMW‏ (پيش از اين كه فيلتر شود) براي شما نقل مي‌كردم بي‌آن كه ‏دست‌كم مرا با آه حسرتي از اين كه چرا ما نمي‌توانيم به اين حركت ‏نمي‌پيونديم همراهي كنيد. گويي روياپردازي هم براي ما به وسيله‌‌يي ‏تجملي يا ليبرالي بدل شده, يا مصداق دوري از واقعيت‌هاي تلخ زندگي زنان ‏ايراني است كه علاوه بر همة مصائب پيشين, در اين سال‌ها گروه گروه خود ‏را مي‌سوزانند يا به حراج مي‌روند يا از فرط خشم و استيصال همسرانشان را ‏به قتل مي‌رسانند,....

اما, مثل هميشه زناني از گوشه و كنار اين سرزمين نشان دادند كه غيرقابل ‏پيش‌بيني‌اند. زناني كه صد سال پيش بي‌پرواي تهمت و تكفير و چماق ‏مدارس دخترانه را برپا داشتند تا امروزِ ما با ديروزمان فرق كند, زناني كه در ‏زندان‌ها با ظلم و تحقير مقابله كردند,...... زناني كه تنها فرياد صلح‌خواهي و ‏اعتراض ايرانيان به هجوم آمريكا به عراق را در پارك لاله سر دادند, زناني كه ‏به جرم فرياد دادخواهي در 22 خرداد امسال كتك خوردند اما به جاي ناله ‏سرود خواندند....

باري, در مدت كوتاهي كه جسته و گريخته و با بضاعت درخور اوضاع و احوال ‏ما, منشور حقوق بشر زنان اين سو و آن سو خوانده ‌شد و بر دل‌ها ‌نشست ‏دست‌هاي زنان به كار افتاد و حاصل آن در نهايت شگفتي بيش از چهل تكه ‏شد. چهل و هفت اثر كه در نمايشگاه روز دوشنبه جمعي از ما در كنار هم به ‏تماشاي آن‌ها نشستيم

بخش 2

قرار گذاشته بوديم به كمك بازديدكنندگان يكي را از ميان چهل و هفت تكه ‏برگزينيم, با اين اميدواري كه بتوانيم آن را به نام زنان ايراني مشاركت‌كننده در ‏اين حركت به چهل‌تكة همبستگي جهاني بيافزاييم.

اين گزينش شايد براي بازديدكنندگاني كه گمان مي‌كردند به يك گالري هنري ‏آمده‌اند كار چندان سختي نبود, چون از نظر آن‌ها شايد هيچ يك از اين آثار با ‏معيارهاي رايج زيباشناختي به‌اصطلاح ارزش هنري نداشتند. از سوي ديگر, به ‏قول پروين, مضمون بسياري از آثار چندان گوياي همبستگي و اصول منشور ‏نبود. با اين همه, براي من و شايد براي اغلب دوستاني كه در عرصة مسايل ‏زنان تكاپويي دارند گزينش يك قطعه كار دشواري بود. ارزش‌گذاري بر شوقي ‏كه زنان براي مشاركت در اين حركت از خود نشان داده بودند آسان نبود. چه ‏طور مي‌توانستي فراموش كني كه قطعه‌يي از اين كارها نخستين اثرِ ‏به‌اصطلاح هنري زني خانه‌دار است كه قلبش در جنبش نوپاي زنان ايران ‏مي‌تپد؟ چه طور مي‌توانستي ميان كار زنان اِوُز كه اولين قطعه را در نخستين ‏روزهاي فراخوان به تهران فرستاده بودند, يا آثار گروه‌هاي پرشور تبريزي, يا كار ‏زنان اسكو, رشت, ورامين, شيراز, يا كرج يكي را انتخاب كني؟ با آثار ‏تهراني‌ها چه كني يا با آثار زنان سنندج و يانه؟ 

در هر حال چاره‌يي نبود. به همديگر نويد داديم كه اين كار را در همين جا ‏پايان‌يافته ندانيم و راه را بر روي ديگراني كه ممكن است بعد از اين بخواهند ‏حرف دلشان را روي يك تكه پارچه تصوير كنند نبنديم. پس هر كدام به سه اثر ‏امتياز داديم

در مجموع 227 رأي كه به صندوق ريخته شد كه بايد از ميان سه قطعه‌اي كه ‏بيشترين امتياز را آورده‌اند يكي را به عنوان قطعة برتر ايران انتخاب كنيم. ‏بنابراين در اين جا فقط مي‌گويم كه قطعات كُد 17 (تبريز)- كُد 45 (تهران) - كُد ‏‏41 (تهران) - كُد 8 (تبريز) - كُد 29 (تهران) - و كُد 35 (كرج) بيش از قطعات ‏ديگر با استقبال بازديدكنندگان روبرو شده‌اند. لازم به تأكيد نيست كه يكايك ‏آثار براي همة ما عزيز است چون نشانه‌يي است از نزديك‌شدن ما به يكديگر. ‏پس من به نوبة خودم به صاحبان آثار سپاس مي‌گويم و آرزو مي‌كنم در گامي ‏كه براي تحقق روياي شيرين جهاني ديگر و بهتر برداشته‌اند استوار بمانند.

من فقط كُد و شهرستان آثار را مي‌دانستم و اميدوارم كمي صبر كنيد تا پس ‏از انتخاب قطعة برتر عكس قطعات برگزيده و اسامي صاحبان آن‌ها را اعلام ‏كنيم.

پيش از آن كه گروه‌ها و افراد مشاركت‌كننده در اين حركت را نام ببرم اين را ‏اشاره كنم كه يكي از بازديدكنندگان كه به احتمال زياد از آقايان بوده‌است در ‏برگ رأي خود نوشته است:

Justice for all, not only for women‏ يعني عدالت براي همه, نه فقط براي ‏زنان!!

اين دوست عزيز حتماً منشور را نخوانده بوده, ولي حتي اگر به پوستر ‏نمايشگاه يا شعارهاي روي ديوارها هم بهتر نگاه مي‌كرد متوجه مي‌شد كه ‏حركت جهاني زنان براي ساختن جهاني بهتر براي همه است, نه فقط براي ‏زنان. و در اين راه مردان را هم به ياري فراخوانده است. گيريم كه شايد ‏بسياري از ما زنان چندان اميدي به ياري مردان نداريم و فكر مي‌كنيم آن‌ها ‏عدالت و برابري را براي همه مي‌خواهند اما براي خودشان كمي بيشتر!!!

و اما مشاركت‌كنندگان:

از تبريز : گروه‌هاي آنيل- ايشيق- چاليش- ياشيل يول ياناشي - انتشارات ‏آناس,

و تركان منظم- ليلا خادم‌زاده- نسيم صادقي (همگي از تبريز)

و فاطمه, سميرا, زيبا, منوچهري (از تبريز و اروميه)

از سنندج: زنان كرد مدافع صلح و حقوق بشر, انجمن زنان بانه, انجمن زنان ‏آذرمهر, انجمن راه سبز كردستان

از تهران: تعاوني زنان محيط‌زيست, سايت ضدجهاني‌سازي, كانون ‏هستياانديش, كميته‌هاي جوانان و زنان انجمن تلاشگران سلامت, گروه زنان ‏اسفند, گروه 8 مارس, مركز فرهنگي زنان

همچنين گروه زنان عصر اِوز - زنان خورشيد از ورامين- جمعي از زنان اسكو

و دوستان ديگرمان: مليحه (بم) فهيمه (شيراز) - اقدس و ناهيد و سوسن ‏‏(اسكو)- ژاله صلاحي‌زاده و دوستانش (كرج)- طيبه راستگويان (ورامين) فرح ‏قادرنيا (تهران)- مكرمه قنبري (تهران)- عزت و دوستانش (تهران) ‏ 

 

نگاهى به وضعيت مديران زن در جامعه

سهم زنان درمديريت

ايوب جمشيدى: شنبه 18 تير ۱۳۸۴- 9 جولاى ۲۰۰۵

زنان به عنوان نيمى از جمعيت فعال كشور تنها ۱۲ درصد از فعاليت اقتصادى جامعه را برعهده دارند. اين سهم اندك طى ۴۰ سال گذشته حدود ۱۰ درصد بوده است. اين وضعيت به گونه اى پيش رفته كه به گفته كارشناسان تعداد زنان شاغل در ۲۰ سال اخير تغيير نكرده است تا سهم آنان از تعداد بيكاران كشور دو برابر سهم آنان در كل اشتغال كشور باشد. يك بررسى آمارى نشان مى دهد درصد شاغلان زن نسبت به كل شاغلان ۹/۴ درصد است. در اين بررسى مشخص شده كه زنان شاغل در بخش عمومى نسبت به كل زنان با رقم ۳۹/۵ درصد، در صدر قرار دارند. اين در حالى است كه سهم زنان شاغل در گروه مديران عالى رتبه به كل زنان شاغل در بخش عمومى تنها ۴/۹ درصد است. داده هاى مورد نظر به اين نكته اشاره مى كنند كه درصد شاغلان زن كارفرما و كاركنان مستقل در بخش خصوصى نسبت به كل زنان شاغل در بخش خصوصى ۳۷/۱ درصد و درصد شاغلان زن در تعاون به كل زنان شاغل تنها ۴/۹ درصد است. نتايج اين تحقيقات در مورد سهم مديريتى زنان در بخش تعاونى باز هم به ارقامى اشاره مى كند كه چندان اميدوار كننده نيست. اين رقم تنها ۱/۱۸ درصد را شامل مى شود.

داده هاى مورد نظر در حالى بر سهم اندك زنان در بخش هاى مديريتى جامعه تأكيد مى كنند كه همين تعداد اندك نيز در محيط هاى كارى خويش با مشكلاتى مواجه اند. كارشناسان در بررسى اين مشكلات با توجه به ساختار مردانه اى كه به بيشتر محيط هاى كار حاكم است به دو دسته از مواضع اجتماعى و شخصيتى در اين مورد اشاره مى كنند. سهيلا پور مقدم كارشناس مسائل اجتماعى در توضيح اين دو بخش مى گويد: در بخش اجتماعى ما با مشكلاتى نظير بى اعتمادى به عملكرد مديران زن مواجه ايم. به اين معنى كه زنان از ابتدا در كارهايى مورد استفاده قرار مى گيرند كه امكان پيشرفت در آن وجود ندارد. دومين مشكل مربوط به مسائل شخصيتى است. از اين زاويه زنان نمى توانند شبكه ارتباطى مناسبى با اطرافيان خود در محل كار ايجاد كنند به نحوى كه از طريق اين شبكه بتوانند خود را در فعاليت شغلى بالا كشيده، به موفقيت هاى بالاترى دست يابند.

وى در توضيح اين بخش مى افزايد: اين امر نه به معناى ناتوانى زنان در ايجاد ارتباط است و نه به معناى بى توجهى همكاران مرد به آن ها. مسلماً مردم با كسانى ارتباط برقرار مى كنند كه فاكتورهاى مشتركى با آنها داشته باشند و چون جنسيت فاكتور اول در اين زمينه به شمار مى آيد، امكان ارتباط با مديران زن خود به خود كاهش پيدا مى كند. اين كارشناس مسائل اجتماعى ادامه مى دهد: اين ارتباط همان عاملى است كه در موفقيت بسيارى از مديران مرد نقش اساسى ايفا مى كند. براى مثال يك كارمند يا معاون مرد به راحتى براى صرف ناهار با رئيس خود بيرون مى رود، در حالى كه زنان در روابط اجتماعى خود محدوديت هايى داشته و قادر به برقرارى ارتباط به اين شكل نيستند.

پور مقدم در توضيح عوامل شخصيتى به تصور نادرست زنان از شگردهاى مديريتى اشاره كرده و مى افزايد: اكثر مديران زن تصور مى كنند كه در نقش يك مدير بايد رفتارى مردانه از خود نشان دهند. اين در حالى است كه نتايج تحقيقات نشان داده كه هرچه مديران خشن مرد در محيط كارى خود ستايش مى شوند، مديران خشن زن بيشتر طرد مى شوند. همين دوگانگى، اعتماد به نفس اكثر زنان را گرفته است.

با اين حال همه مشكلات مديران زن و ميزان موفقيت يا عدم موفقيت آنها به اين نكات محدود نمى شوند. كمبود فرصت شغلى مناسب براى مديران زن در جامعه يكى ديگر از موضوعاتى است كه زنان مدير را با تنگنا مواجه كرده است. اين وضعيت به گونه اى است كه در حال حاضر شمار مديران مرد در كشور ما ۳۵ برابر مديران زن افزايش يافته است.

هايده قره ياضى مدير پژوهشى مركز امور مشاركت زنان در اين مورد مى گويد: حاكميت نگاه مرد سالارانه، تفكر غالب نسبت به توانايى مرد در برابر زن، تصورى كه زنان به لحاظ مسؤوليت هاى خانوادگى و خانه دارى دارند و همچنين عدم خودباورى زنان باعث كمرنگ شدن حضور آنها در عرصه هاى مديريتى شده است. وى مى افزايد: پژوهش ها نشان مى دهد كه جامعه آينده نيازمند استفاده بيشتر و كارآمدتر از نيروى بالقوه زنان در مديريت است. وى براى تأييد گفته هاى خويش به ذكر آمارى پرداخته و مى گويد: نتايج تحقيقات انجام شده طى سال هاى ۷۵ تا ۸۰ نشان مى دهد كه تعداد مديران زن با ۱۰/۳۲ درصد رشد سالانه از ۷۲۶ نفر به يك هزار و ۱۸۶ نفر افزايش يافته كه از اين تعداد ۶۸ درصد در سطح مديريت عالى، ۲۴/۸۸ درصد در سطح ميانى و ۷۶/۴۴ درصد در سطح مديريت پايه هستند. قره ياضى در ادامه با بيان اين كه در سال ۸۰ زنان ۲۸ درصد از مديريت كشور را برعهده داشته اند، مى گويد: براساس آمار موجود و تحقيقات انجام شده مديران زن در وزارتخانه هاى بهداشت، امور اقتصادى و دارايى، علوم تحقيقات و فناورى به ترتيب با ،۳۰۴ ۲۲۹ و ۱۰۴ بالاترين حضور را در سمت هاى مديريت ميانى داشته اند.

به نظر مى رسد كه يكى از جدى ترين مشكلات مديران زن در جامعه كه اتفاقاً باعث كمرنگ تر شدن نقش اجتماعى آنها در حوزه فعاليت هاى شغلى و بالطبع حضور كمرنگ آنها در حوزه هاى مديريتى مى شود، مشكلات فرهنگى است. در اين بخش ما با جامعه اى روبه روييم كه در آن برخى مديران زن، فقط و فقط به خاطر مشكلات خانوادگى ناشى از شغل خويش از ادامه كار در پست مديريتى سرباز مى زنند.

محققان در توصيف چنين مشكلاتى يك فرضيه در نظر گرفته اند اين فرضيه چنين مى گويد: مسؤوليت هاى خانوادگى عامل عدم ارتقاى زنان به سطوح مديريتى است. اين فرض از چند شاخص برخوردار است: ارزش وابستگى به خانواده، طرز تفكر همسر و رسيدگى به امور فرزندان.

محققان احساسى بودن زنان را به عنوان يكى از دلايل عدم توفيق آنها در رده هاى مديريتى، رد مى كنند. تحقيقات به عمل آمده نشان مى دهد كه پاسخ دهندگان به چنين پرسشى با رد اين فرض ميزان استفاده مديران زن از مشورت ديگران را با مديران مرد، همانند عنوان كرده اند. به اين ترتيب كاركرد مديران زن، با ويژگى هاى مدير مطلوب منطبق بوده و يا بسيار نزديك اعلام شده است. با اين حال شرايط فرهنگى حاكم بر جامعه همچنان علايقى را در سطح جامعه به نمايش مى گذارد كه مانع ارزش گذارى واقعى فعاليت مديران زن در جامعه مى شود. باور غلط به برتر بودن جنس مذكر نسبت به مؤنث از جهت قدرت مديريتى، گرايش به مردسالارى در انتصاب مديران، باور به اين كه زنان در موضع تصميم گيرى محتاطانه تر عمل مى كنند، باور به عاطفى تر و احساسى تر بودن و... از باورهايى است كه در اين زمينه تأثير مى گذارند. اين در حالى است كه مى توان از نگاهى ديگر نيز به فعاليت جدى اين قشر فعال جامعه نيز نگاه كرد. اين نگاه آن سوى نقطه فعاليت مديران زنان را نشان مى دهد. رويه اى كه به عمد مورد بى توجهى قرار گرفته است. در اين رويه باورهايى چون درستكارتر بودن زنان، باور به اختصاص وقت بيشتر از سوى زنان براى كار، بردبارى بيشتر در زنان و توجه بيشتر زنان به آرمان ها و ذهنيت ها خودنمايى مى كند. آيا جامعه به هر دو روى اين سكه به يك اندازه نگاه مى كند؟

 

شانزدهمين کنفرانس بين االمللي بنياد پژوهش هاي زنان ايران در وين

انسانها و تلاشهاي ناشناخته،

اما جاري و در کار ساختن جهاني انساني تر

پنج شنبه ۱6 تير ۱۳۸۴- 7 جولاى ۲۰۰۵

فرزانه عظيمي

عصرنو - امروز شانزدهمين کنفرانس بين االمللي بنياد پژوهش هاي زنان ايران در وين کار خود را آغاز کرد. زنان ايراني از چهارگوشه جهان امسال براي دومين بار در وين گرد آمده اند. خانم فيروزه مشرفي، ضمن خوش آمد به مهمانان و تشکر از تمام دست اندرکاران برگزاري کنفرانس و نيز سازمانهائي که با پشيباني مالي خود، به برگزاري اين مراسم کمک کرده بودند، به مشکلات فراروي برگزاري آن اشاره کرد.

اولين سخنران زن خانم اديت شلافرنويسنده و متخصص علوم اجتماعي بود. خانم ژيلا ديبائيان که به معرفي اي سخنران پرداخت از جمله اشاره کرد که وي سه سال پيش جنبش جهاني زنان بدون مرز را پايه گزاري کرد، و سالها مديريت مرکز تحقيقات Ludwig Boltzmann Institut در امور سياسي و راوبط اجتماعي را عهده دار بوده است. خانم شلافر در سخنان خود به مسائل مشترک و استراتژي هاي رو به پيش اشاره کرد و به اهميت اقتصادي و امنيتي حمايت از زنان خاورميانه پرداخت. او نقطه آغاز را براي کشورهائي که اکثريت آنان را جوانان تشکيل مي دهند، به جوانان داده و آنان را بعنوان عوامل استراتژيک در توسعه کشور و استحکام دمکراتيک آن  اعلام کرد. در عين حال بر ضرورت احتراز جوانان، بخصوص دختران جوان از بازتوليد انتظارات جاافتاده و سنتي تاکيد کرد.

بعد از آن نوبت به معرفي زن سال منتخب بنياد توسط خانم ياسمين درويش بود. خانم ياسمين درويش ضمن اعلام اينکه زن منتخب امسال بنياد خانم "بدري خادمي" مي باشد، به شرح زندگي خانم خادمي پرداخت. اين شرح زندگي که همراه با عکسهائي از ايشان بود، و با صحبتهاي خانم خادمي تکميل شد، نشان دهنده شور و حال ، استقامت و انرژي و توان زني بود که نه تنها بعنوان اولين زن، قله علم کوه را فتح کرد، بلکه قله هاي ديگري در عرصه علمي و زندگي خصوصي خود را درنورديده است. خانم خادمي که متولد اسفند ۱۳۰۹ است، بعد از گرفتن ديپلم، وارد مدرسه پرستاري شده و در سن ۲۵ سالگي به تحصيل خود در دانشگاه تهران در رشته فيزيک و رياضي ادامه داد. وي که به گفته خود عاشق خواندن و تحصيل علم بود، در دانشکده بهداشت و انستيتو تحقيقات بهداشتي تحقيقات خود را روي راديو اکتيويته محيط زيست متمرکز نمود و به عنوان اولين زن در اين رشته کارهاي صحرائي را شروع کرد و در نتيجه موفق به شناسائي يک منطقه راديو اکتيو در رامسر شد. بعد از شناسائي اين منطقه، رامسر تبديل به يک منطقه تحقيقات بين المللي شد که او دکتري خود را در اين زمينه دريافت نمود.

بدليل دانش وي در اين زمينه، در دوران جنگ و پس از بمباران منطقه جنوب، از طرف سازمان بهداشت و سازمان انرژي اتمي و به درخواست وزارت بهداري، ماموريت يافت تا به منظقه رفته و علائم احتمالي راديواکتيو را جستجو کند. وي که با راننده اي به اين منطقه اعزام شد، مي گويد که " هرجا که مي رفتم، کسي با من حرف نمي زد. با راننده ام حرف مي زدند و از آنجا که در مناطق جنگي جائي براي زنان در جبهه درنظر گرفته نشده بود، يک اتاق موشک خورده نصيب من شد. من پس از تحقيقاتم، گزارش خود را فرستادم و وقتي برگشتم، بخاطر ديدن رنج هائي که به جوانان مي رفت، حتي حق جبهه خود را نگرفتم".

 

زماني که خانم خادمي از فعاليتهاي ورزشي اش سخن مي گفت، اشاره کرد که " آنموقع که من رفتم ننگ مي دانستند که زن کوه برود. خانواده ام نيز خجالت مي کشيد..." اما خانم خادمي عليرغم تمام محدوديتهائي که سنت و خانواده براي وي داشتند، هميشه برخلاف جريان شنا کرد و توانست به عنوان يکي از زنان برجسته کشور ما در عرصه هاي مختلف توانائي هاي يک زن، يک مادر، يک محقق را و بالاخره اين واقعيت را که براي زن مصمم هيچ قله اي غيرقابل فتح نيست، با طبع سرزنده خود، به اثبات رساند.

پس از اتمام صحبتهاي خانم خادمي، خانم گلناز امين از بينانگذاران بنياد پژوهشها، ضمن قدرداني از تلاشهاي خانم خادمي، لوح بنياد را به ايشان اهدا کردند.

آخرين برنامه نخستين روز، دو فيلم درباره خودفروشي زنان در ايران بود به نامهاي "فحشا زير حجاب" ساخته ناهيد پرشون و "اپيتاب" ساخته مسلم منصوري. اين دو فيلم هر يک بنحوي زندگي رنجبار مادران و زنان خودفروش را بنمايش گذاشته و سرنوشت محتوم فرزندان آنان را به تصوير مي کشيدند. سوال اين زنان اين است: "تا کي بايد براي گذران زندگي به اين کار ادامه دهيم؟"

پس از پايان فيلم ها، استراحت شام فرا رسيد. پشت صحنه کنفرانس، گروههاي چندنفره که دور هم جمع شده اند و از ديدار دوباره يکديگر ابراز شادي مي کردند و آخرين ديده ها و شنيده ها را با هم مبادله. و خبرنگاران کنجکاوي که در پي کشف انسانهائي بودند، که سالها مشغول کار و تلاشند و آنها از آن بي اطلاع.

براستي که بايد دست برگزار کنندگان و سازمان دهندگان اين کنفرانسها و بنياد پژوهشهاي زنان را فشرد که به همه ما فرصت شناخت بهتر آنچه را که در دور و بر ما مي گذرد، داده و نه فقط دردها و مشکلات زنان، که تلاشهاي آنان و حاصل اين تلاشها را نيز به معرفي مي نشينند و يک بار ديگر باعث مي شوند تا تو بر اين همه کار و  انساندوستي  سر تعظيم فرود آوري و بداني اگر بسياري از اين تلاشها و انسانها ناشناخته باقي مي مانند، اما جاري اند و در کار ساختن جهاني انساني تر.

 

دختران‌ پاكستاني‌؛ قربانيان‌ خاموش‌

پنج شنبه ۱6 تير ۱۳۸۴- 7 جولاى ۲۰۰۵

اتخاذ سياست‌هاي‌ پراشتباه‌ دولت‌ پرويز مشرف‌ موجب‌ شده‌ تا خانواده‌هاي‌ زيادي‌ در پاكستان‌ از فقر رنج‌ ببرند. سياست‌هاي‌ پراشتباهي‌ كه‌ هر روز به‌ شكاف‌ بيشتر ميان‌ طبقات‌ اين‌ كشور مي‌انجامد.

طبق‌ تازه‌ترين‌ آمارهاي‌ رسمي‌ منتشر شده‌ از سوي‌ دولت‌ پاكستان‌، بيش‌ از 40 درصد شهروندان‌ پاكستاني‌ در زير خط‌ فقر زندگي‌ مي‌كنند كه‌ اگر اصلاحات‌ سياسي‌ و اقتصادي‌ در اين‌ كشور رخ‌ ندهد، در آينده‌يي‌ نه‌ چندان‌ دور ما شاهد افزايش‌ چشمگير اين‌ درصد خواهيم‌ بود.

در اين‌ ميان‌، اغلب‌ دختران‌ خانواده‌هاي‌ فقير، قربانيان‌ اصلي‌ نابرابري‌هاي‌ اقتصادي‌ موجود در كشورشان‌ هستند. و به‌ علت‌ اينكه‌ پدرانشان‌ قادر به‌ پرداخت‌ قروض‌ خود به‌ طلبكارانشان‌ نيستند، اين‌ دختران‌ معصوم‌ بايد به‌ عقد دايم‌ يا موقت‌ فرد طلبكار در آيند تا بدينسان‌ قروض‌ پدرانشان‌ از بين‌ برود. بايد گفت‌ كه‌ آنها قرباني‌ فقر خانواده‌هايشان‌ هستند.

اخيرا رسانه‌هاي‌ گروهي‌ پاكستان‌، سكوت‌ را شكسته‌ و به‌ حمايت‌ از دختران‌ بيگناه‌ پاكستاني‌ پرداخته‌اند. اخيرا اين‌ رسانه‌ها از نبود حقوق‌ شهروندي‌ در اين‌ كشور براي‌ حمايت‌ از زنان‌، انتقادهاي‌ صريحي‌ كرده‌اند. آنها براي‌ اؤبات‌ حرف‌ خود به‌ ازدواج‌ اجباري‌ يك‌ دختر هشت‌ ساله‌ در يكي‌ از روستاهاي‌ هريبور واقع‌ در 50 كيلومتري‌ اسلام‌آباد اشاره‌ مي‌كنند كه‌ به‌ علت‌ فقر خانواده‌اش‌ به‌ عقد دايم‌ يك‌ پيرمرد 80 ساله‌ درآمده‌ است‌.

به‌ موجب‌ قانون‌ پاكستان‌، در صورت‌ ازدواج‌ يك‌ مرد مسن‌ با دختري‌ نوجوان‌، وي‌ ملزم‌ به‌ پرداخت‌ تنها 20 دلار جريمه‌ است‌ كه‌ اين‌ مساله‌ خود عمق‌ اجحاف‌ نسبت‌ به‌ زنان‌ اين‌ كشور را براي‌ همگان‌ آشكار مي‌سازد.آنها همچنين‌ به‌ سرنوشت‌ تلخ‌ دختر نوجوان‌ ديگري‌ اشاره‌ مي‌كنند كه‌ به‌ علت‌ فقر و بدهي‌ مجبور به‌ ازدواج‌ با يك‌ مرد عيالوار شده‌ بود.

تحليلگران‌ امور اجتماعي‌ پاكستان‌، ضمن‌ انتقاد از سياست‌هاي‌ پراشتباه‌ دولت‌ مشرف‌ كه‌ بيش‌ از گذشته‌ به‌ فقر در اين‌ كشور انجاميده‌ است‌، خواستار اصلاحات‌ بنيادين‌ در مورد حقوق‌ زنان‌ و دختران‌ معصوم‌ شدند. تا هر چه‌ سريعتر براي‌ ايجاد تحولاتي‌ اساسي‌ وارد عمل‌ شده‌ و اين‌ معضل‌ را از بين‌ ببرند.

اين‌ رسانه‌ها همچنين‌ به‌ وظيفه‌ اطلاع‌رساني‌ و افزايش‌ درصد آگاهي‌ مردم‌ و بويژه‌ زنان‌، مرتب‌ از پيامدهاي‌ ازدواج‌ در سنين‌ پايين‌ كه‌ بشدت‌ جان‌ آنها را تهديد مي‌كند، مي‌گويند تا به‌ وظيفه‌ خود در راستاي‌ افزايش‌ ضريب‌ آگاهي‌ها عمل‌ كرده‌ باشند، اما بايد گفت‌ فقر واقعيت‌ پزشكي‌ را نمي‌شناسد و روزانه‌ صدها دختر مجبور به‌ پذيرش‌ چنين‌ ازدواج‌ هاي‌ تحميلي‌ مي‌شوند.به‌ نظر مي‌رسد شيوه‌هاي‌ سنتي‌ زندگي‌ از جمله‌ قبيله‌ و قانون‌ مختا به‌ آن‌، سياست‌هاي‌ غلط‌ دولت‌ مشرف‌، تلفيقي‌ از جهل‌ و فقر به‌ وجود آورده‌ با اين‌ تفاوت‌ كه‌ قربانيان‌ ساكت‌ آن‌ زنان‌ هستند.

 

حقوق‌ زنان‌ كويتي‌ ؛چيزي‌ مثل‌ توپ‌ فوتبال‌

پنج شنبه ۱6 تير ۱۳۸۴- 7 جولاى ۲۰۰۵

اعتماد:اعطاي‌ حقوق‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ به‌ زنان‌ كويتي‌ به‌ توپ‌ فوتبالي‌ بدل‌ شده‌ كه‌ سردمداران‌ كويت‌ براي‌ شانه‌ خالي‌ كردن‌، مدام‌ به‌ همديگر پاس‌ مي‌دهند.

اما اخيرا مقام‌هاي‌ اين‌ كشور تحت‌ فشارهاي‌ روزافزون‌ جامعه‌ بين‌الملل‌، بر آن‌ شده‌اند تا كمي‌ از فضاي‌ بسته‌ سياسي‌ عليه‌ زنان‌ اين‌ كشور را بكاهند. اين‌ مساله‌ در سفر چند روز پيش‌ نخست‌وزير اين‌ كشور به‌ امريكا، عينيت‌ بيشتري‌ يافت‌ تا جايي‌ كه‌ اعطاي‌ حقوق‌ مدني‌ به‌ زنان‌ كويتي‌ از جمله‌ مهمترين‌ موضوعات‌ مطروحه‌ در نشست‌ او با جرج‌ بوش‌ بوده‌ است‌.

كويت‌ كه‌ بطور رسمي‌ در سال‌ 1963 تشكيل‌ پارلمان‌ و تصويب‌ قانون‌ اساسي‌ را تجربه‌ كرده‌ است‌، تا به‌ همين‌ امروز منتظر فراهم‌ آمدن‌ شرايطي‌ است‌ كه‌ زنان‌ اين‌ كشور نيز از حقوق‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ مشابه‌ با مردان‌ برخوردار شوند.

مقام‌هاي‌ كويتي‌ امروزه‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌اند كه‌ اگر بخواهند در توسعه‌ و پيشرفت‌ به‌ كشور همسايه‌ شان‌ يعني‌ امارات‌ متحده‌ عربي‌ برسند بايد آنها به‌ حقوق‌ زنان‌ احترام‌ گذاشته‌ و از نيروي‌ فعال‌ آنها براي‌ توسعه‌ كشورشان‌ سود جويند.

گويي‌ انتصاب‌ خانم‌ لبني‌ القاسمي‌ به‌ سمت‌ وزارت‌ تجارت‌ و بازرگاني‌ امارات‌ به‌ الگويي‌ براي‌ ساير كشورهاي‌ عربي‌ بدل‌ شده‌ و آنها سعي‌ مي‌كنند كه‌ در اين‌ مورد به‌ شيوه‌هاي‌ اتخاذ شده‌ در امارات‌ بنگرند.

در اين‌ ميان‌ به‌ نظر مي‌رسد يكي‌ از جمله‌ گروه‌ هايي‌ كه‌ همواره‌ بر سر راه‌ مشاركت‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ زنان‌ در كويت‌ موانعي‌ ايجاد مي‌كنند، گروه‌ اسلامگرايان‌ افراطي‌ اين‌ كشور باشند كه‌ با هر نوع‌ حضور زن‌ در عرصه‌هاي‌ مهم‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ مخالفت‌ مي‌كنند.

اگرچه‌ دولت‌ كويت‌ در خلال‌ چند ماه‌ گذشته‌ تبليغات‌ وسيعي‌ براي‌ مشاركت‌ زنان‌ در جامعه‌ به‌ راه‌ انداخته‌ و البته‌ تشويق‌هاي‌ جامعه‌ بين‌الملل‌ بويژه‌ امريكا را در پي‌ داشته‌، اما تا زمان‌ اجراي‌ عملي‌ اين‌ اصلاحات‌ راه‌ زيادي‌ مانده‌ و زنان‌ در حصول‌ به‌ اين‌ حقوق‌ همچنان‌ محرومند.

در اين‌ ميان‌ بين‌ گروه‌هاي‌ كويتي‌ در خصوص‌ اعطاي‌ حقوق‌ زنان‌ و فراهم‌ كردن‌ بستر مشاركت‌ آنها در جامعه‌ اختلاف‌نظرهاي‌ بنيادين‌ وجود دارد. در حالي‌ كه‌ اسلامگرايان‌ مرتجع‌ بومي‌ با هرگونه‌ حضور زنان‌ در جامعه‌ بشدت‌ مخالفند و آن‌ را بر خلاف‌ موازين‌ شرعي‌ مي‌دانند اما حزب‌ سلفي‌ها با مشاركت‌ زنان‌ در جامعه‌ بشدت‌ موافقند و از آن‌ حمايت‌ كرده‌اند.

دكتر ساجد العبدلي‌ يكي‌ از بنيانگذاران‌ حزب‌ الامه‌ كه‌ يك‌ روشنفكر مسلمان‌ است‌ در قبال‌ اعطاي‌ حقوق‌ اجتماعي‌ و سياسي‌ زنان‌ موضعي‌ كاملا همسو دارد و مي‌گويد كه‌ حزب‌ متبوعش‌ بارها نقطه‌نظرات‌ خود مبني‌ بر ضرورت‌ غيرقابل‌ انكار اعطاي‌ حقوق‌ زنان‌ را به‌ مسوولان‌ كويتي‌ گوشزد كرده‌ است‌. اما به‌ ز عم‌ او، اين‌ دولت‌ كويت‌ است‌ كه‌ عامل‌ اصلي‌ تعويق‌ اعطاي‌ حقوق‌ زنان‌ مي‌شود.

بايد گفت‌ روشنفكران‌ مذهبي‌ همچون‌ خانم‌ ساجد العبدلي‌ در كويت‌ تلاش‌ مي‌كنند كه‌ زنان‌ كويتي‌ بتوانند از حق‌ داشتن‌ گواهينامه‌ رانندگي‌ برخوردار شوند امري‌ كه‌ در عربستان‌ گناهي‌ فاحش‌ قلمداد مي‌گردد.

آقاي‌ اقبال‌ الاحمد يكي‌ از مهمترين‌ فعالان‌ سياسي‌ كويت‌ نيز بارها از موضع‌ تند دولت‌ كويت‌ در قبال‌ زنان‌ اين‌ كشور انتقاد كرده‌ و مي‌گويد كه‌ اين‌ موضع‌گيري‌ها هر چه‌ سريعتر، بايد اصلاح‌ گردد.

وي‌ در ادامه‌ مي‌افزايد: تاكنون‌ چندين‌ نشست‌ با مسوولان‌ دولتي‌ كويت‌ در مورد اعطاي‌ هر چه‌ سريعتر حقوق‌ اجتماعي‌ و سياسي‌ به‌ زنان‌ اين‌ كشور تشكيل‌ شده‌ اما هر بار اين‌ نشست‌ها به‌ علت‌ عدم‌ حضور مسوول‌ يا مسوولان‌ تشكيل‌ نشده‌ است‌.

امروز همه‌ نگاه‌ها به‌ دولت‌ كويت‌ خيره‌ شد تا زنان‌ اين‌ كشور را از حق‌ راي‌ دادن‌ و كانديداتوري‌ بهره‌مند سازند.