زنان:سه شنبه 30 فروردین ۱۳۸۴-  19 آپریل 2005

 

 

 

تعداد زيادي از دختران در ايران هنوز از آموزش محرومند

دوشنبه 29 فروردین ۱۳۸۴-  18 آپریل 2005

خبرگزاري فارس: صندوق كودكان سازمان ملل متحد با انتشار اطلاعيه‌اي‌ اعلام كرد، به رغم پيشرفت‌هاي حاصل شده در آموزش دختران هنوز تعداد زيادي از دختران در ايران محروم از آموزش هستند.

 

به گزارش خبرگزاري فارس در اين اطلاعيه آمده است: تعداد بيشتري از كودكان به مدرسه مي‌روند و اين تا حدي به اين دليل است كه دختران بيشتري به مدرسه مي‌روند "اين خبر بسيار خوشحال كننده‌اي است از گزارش اخير "پيشرفت براي كودكان" يونيسف درباره تساوي جنسيتي در برخورداري از آموزش ابتدايي.

اين در حالي است كه ميليون‌ها كودك در سراسر جهان همچنان از آموزش ابتدايي محرومند علي رغم اين كه تفاوت‌هاي جنسيتي در حضور در مدارس ابتدايي در همه كشورها رو به كاهش مي‌باشد. هنوز در بسياري از نقاط جهان اين تفاوت‌ها به طور چشمگير ديده مي‌شوند، موانعي كه در كشورهاي در حال توسعه دختران را به دور از مدارس نگه مي‌دارد، نه تنها آنان را از فرصت‌هاي آتي محروم مي‌نمايد بلكه تاثير منفي بر سلامت و بقاي آنان دارد.

كارول بلامي، رياست صندوق كودكان سازمان ملل متحد مي‌گويد: آموزش تنها فراگير نيست، بلكه در بسياري از كشورها وسيله نجات دهنده زندگي افراد به خصوص دختران است."وي همچنين مي‌گويد: "دختري كه خارج از مدرسه باشد بيشتر در معرض HIV و ايدز بوده و كمتر مي‌تواند خانواده‌اي سلامت داشته باشد."

در ايران در حالي كه ميزان ثبت نام در سطح ملي بسيار رضايت بخش مي‌باشد، هزاران دختر در مناطق حاشيه‌اي زود ترك تحصيل مي‌كنند.

"كاري اگه" نماينده يونيسف در ايران مي‌گويد: "كيفيت پايين مدارس و معلمين كم تجربه در برخي از شهرهاي محروم كشور باعث شده است تا حضور و باقي ماندن كودكان در مدارس و تكميل دوره آموزشي با مشكلات متعددي مواجه شود.

وي مي‌افزايد: تلاش‌هاي بيشتري بايد صورت گيرد تا فرصت‌هاي برابر براي دختران همچون پسران مهيا شود تا نسل‌هاي آينده محكوم به فقر و شرايط نامناسب زندگي نشوند.

در اين اطلاعيه همچنين آمده است: در استان‌هاي محروم مانند سيستان و بلوچستان تعداد كمتري از معلمان مايلند در نقاط روستايي و كوچ نشين با جمعيت پراكنده تدريس كنند. اين بدين معناست كه اكثر معلمان را مشمولان خدمت سربازي تشكيل مي‌دهند و خانواده‌ها اين افراد را مناسب براي تدريس دختران نمي‌دانند. علاوه بر اين، به دليل كمبود نه تنها معلمان بلكه فضاهاي آموزشي، بسياري از كلاس‌هاي درس، براي چند مقطع تحصيلي به طور همزمان و در فضاي باز برگزار مي‌شود.

همچنين در اين تقاط از كشور هنوز نگرش منفي نسبت به آموزش دختران و زنان وجود دارد. دختران به نظر بسياري از خانواده‌ها براي كار خانه و يا مراقبت از اطفال خردسال مناسب‌تر مي‌آيند. خانواده‌ها در حالي كه ممكن است به دختران خود اجازه شركت در مدرسه ابتدايي نزديك به محل زندگي را بدهند. مايل به اين كه دخترانشان براي ادامه تحصيل در مقطع راهنمايي مسير طولاني‌تري را بپيمايند، نيستند.

نماينده يونيسف در ايران مي‌افزايد: " اگر جهان بخواهد تا سال 2015 كه توسط سازمان ملل به عنوان مهلت براي رسيدن به يكي از مهم‌ترين اهداف توسعه هزاره - آموزش ابتدايي در سطح جهان - مطرح شده است دست يابد. تساوي جنسيتي پيش شرط لازم مي‌باشد و به همين دليل است كه يونيسف در تلاش است تا به ايران كمك كند تا دختران در مدارس باقي مانده و از اين طريق اطمينان حاصل كنند كه دختران نيز از فرصت‌هاي برابر چون پسران برخوردارند.

 

نماينده صندوق جمعيت سازمان ملل در ايران: 60 درصد افراد بازمانده از تحصيل در جهان، دختران هستند

دوشنبه 29 فروردین ۱۳۸۴-  18 آپریل 2005

خبرگزاري فارس: نماينده صندوق جمعيت سازمان ملل در ايران با بيان اينكه جمهوري اسلامي دستاوردهاي خوبي در اجراي عمل به اسناد پكن داشته است گفت: 60درصد افرادي كه در جهان از تحصيل محروم شدند دختران هستند.

محمد عبدالاحد در مراسم تقدير از دست اندركاران تدوين گزارش ملي وضعيت زنان در جمهوري اسلامي ايران (پكن +10) با بيان اينكه صندوق جمعيت سازمان ملل از اينكه در تهيه گزارش ملي نقشي بزرگ داشته افتخار مي‌كند گفت: 10 سال پيش در پكن برنامه عملي تدوين شد تا در راستاي برابري و توانمند سازي زنان گام‌هاي برداشته شود.

وي اهداف استراتژيك پكن را تكميل كننده اهداف كنفرانس بين‌المللي جمعيت ، توسعه و اهداف هزاره دانست و گفت: امروزه زنان جهان به پيشرفت قابل ملاحظه‌اي در وضعيت سياسي، اجتماعي و اقتصادي دست يافته‌اند بطوري كه 40 كشور قوانين مبارزه با خشونت عليه زنان را گذرانده و 70 كشور CEDAW كنوانسيون منع تبعيض عليه زنان را پذيرفته‌اند.

عبدالاحد ادامه داد: با اين وجود ساليانه نيم ميليون زن بر اثر عوارض بارداري و زايمان جان خود را از دست مي دهند و 2 سوم از بيسوادان بالاي 15 سال زنان هستند.

نماينده صندوق جمعيت سازمان ملل در ايران از جمله دستاوردهاي جمهوري اسلامي را نسبت سواد زنان به مردان از 94 به 97 درصد دانست و افزود: نسبت دختران به پسران در مدارس ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان از 85 درصد به 93 درصد افزايش يافته كه مرگ و مير مادران از 52 درصد در هزار به 37 درصد و مرگ و مير كودكان از 41 در هزار تولد زنده به 28 درصد رسيده است.

وي از جمله چالش ‌هاي موجود براي زنان را كمبود آمار آنان دربرخي موقعيت ها دانست و گفت: با ارتقاي نقش زنان در بازار كار، شغلهاي مديريتي و تصميم گيري ، بازنگري قوانين مربوط به زنان ، الحاق به كنوانسيون منع تبعيض عليه زنان و ارتقاي نقش سازمان‌هاي غيردولتي مي‌توانيم شاهد برطرف شدن تمامي اين چالشها باشيم.

عبدالاحد گفت: مسائل جنيسيتي پيچيده و حساس است كه دولت، سازمان‌هاي غيردولتي و سازمان ملل براي موفقيت در تعهدات اسناد پكن بايد همكاري كنند.

در اين مراسم، دست اندركاران تدوين گزارش ملي وضعيت زنان در جمهوري اسلامي از سوي رئيس مركز امور مشاركت زنان تقدير و تشويق شدند.

 

40 درصد زنان تحصيلكرده و 6/10 درصد مردان تحصيلكرده كشور بيكارند

دوشنبه 29 فروردین ۱۳۸۴-  18 آپریل 2005

خبرگزاري زنان ايران - خبرنگار : شهرياري – گلستان

در سال هاي اخير گسترش تحصيلات دانشگاهي و اقبال دانش آموزان دختر به تحصيل در مقاطع بالاتر هر چند اقدام مثبتي است اما ، عدم توانايي بازار كار براي جذب فارغ التحصيلان به معضلي تبديل شده است.

بر اساس آمارهاي اعلام شده اين معضل در مورد بانوان همواره بيشتر نمود داشته كه بيكاري 40 درصد زنان تحصيلكرده و 6/10 درصد مردان تحصيلكرده كشور از جمله نمودهاي آن مي باشد .

بر اساس گزارش " آمارگيري از ويژگي هاي اشتغال و بيكاري خانوار "كه بهار امسال از سوي مركز آمار ايران انتشار يافته است ، اين تفاوت در مناطق شهري براي زنان و مردان به ترتيب 3/43 و 9/12 درصد و در مناطق روستايي 4/21 و 5  درصد بوده است .

اين مشكل متاسفانه در اكثر نقاط كشور به صورت مشترك وجود دارد ، اما در برخي استان ها همچون گلستان كه بيشتر به استان كشاورزي شناخته شده تا صنعتي ، نمود بيشتري دارد.

در اين ارتباط جمعي از زنان داراي تحصيلات عالي كردكوي در غرب استان گلستان به خبرنگار سرويس زنان ما گفتند : ميزان بيكاري زنان در اين شهرستان بيشتر از مردان است ، بر اساس اعلام اداره كار و امور اجتماعي كردكوي ميزان بيكاري در اين شهرستان 15 درصد است كه اكثر بيكاران را زنان تشكيل مي دهند.

به گفته وي يكي از بانوان داراي مدرك كارشناسي در كردكوي ، در سال هاي اخير تعداد كمي از زنان اين شهرستان جذب دستگاه هاي دولتي شده اند .

يكي از فارغ التحصيلان بيكار گفت: ليسانس جغرافيا و كارنامه قبولي آزمون ادواري را دارم ، مدت سه سال است كه بيكارم و هنوز موفق به پيدا كردن شغل مناسب نشدم .

آذر مسلمي افزود: در آزمون هاي مختلف استخدامي شركت كرده ام، اما به علت نداشتن معرف موفق به قبولي نشده ام .

مشاور فرماندار كردكوي در امور بانوان نيز گفت : گسترش مشاركت زنان درعرصه هاي اقتصادي واجتماعي در آينده ، طبق الگوهاي فعلي قابل تصور نيست و تنها سياست هاي جديد ازسوي مسوولان و دست اندركاران امر اشتغال درشهرستان مي تواند به حل اين معضل كمك كند.

مهرانه پورحاجي افزود: با ايجاد واجراي طرح هاي مناسب اشتغال زايي مي توان تاحدودي پيامدهاي بيكاري درشهرستان راكاهش داد.

شهرستان كردكوي در25 كيلومتري غرب گرگان 70 هزار و681 نفر جمعيت دارد كه 39 هزار و853 نفر آنان در روستاها و30 هزار و 828 نفر درشهر سكونت دارند.

 

پول‌ به‌ صداي‌ مردانه‌ سخن‌ مي‌گويد!

سه شنبه 30 فروردین ۱۳۸۴-  19 آپریل 2005

اعتماد:درست‌ در روزهايي‌ كه‌ جامعه‌ جهاني‌ در فكر خاكسپاري‌ پاپ‌ ژان‌ پل‌ دوم‌ بود زني‌ 59 ساله‌ از اين‌ جهان‌ رفت‌ كه‌ از بزرگترين‌ فمينيست‌ها و فعالين‌ حقوق‌ مدني‌ و از مهمترين‌ نويسندگان‌ امريكا بود. اين‌ در حالي‌ بود كه‌ همان‌ كليساها و محافظه‌كاران‌ مذهبي‌ با اين‌ زن‌ آشتي‌ناپذير با وقاحت‌ نگاري‌ حاكم‌ بر جهان‌ سرستيز داشتند و انديشه‌هاي‌ او را ضد ارزش‌هاي‌ خانواده‌ و مضر به‌ وضع‌ جامعه‌ تلقي‌ مي‌كردند.

مفسر گاردين‌ در مرگ‌ خانم‌ آندرا دوركين‌ نوشت‌ كه‌ او نقدهاي‌ فمينيستي‌ خود را با انتشار اولين‌ كتابش‌ در 27 سالگي‌ آغاز كرد و دوركين‌ در آخرين‌ اؤرش‌ كه‌ اتوبيوگرافي‌ او است‌ سابقه‌ شورش‌ فمينيستي‌اش‌ را به‌ سال‌هاي‌ نوجواني‌اش‌ در مدرسه‌ نسبت‌ داد . او نبرد با خشونت‌، بدرفتاري‌، تن‌فروشي‌ و تجاوز به‌ حقوق‌ زنان‌ را در 41 فصل‌ شرح‌ داد. دوركين‌ بعد از انتشار اولين‌ كتابش‌ جنگ‌ گسترده‌يي‌ را براي‌ غيرقانوني‌كردن‌ وقاحت‌ نگاري‌ در امريكا آغاز كرد،او با كمك‌ يك‌ ستاره‌ فيلم‌هاي‌ وقيح‌ در سال‌ 1983 ماجرا را به‌ دادگاه‌ كشاند و پيش‌نويس‌ يك‌ قانون‌ براي‌ ممنوعيت‌ وقاحت‌ نگاري‌ فراهم‌ آورد، اگرچه‌ اين‌ پيش‌نويس‌ در دادگاه‌ تجديدنظر رد شد اما آن‌ ستاره‌ افشا كرد كه‌ به‌ اجبار و زور در فيلم‌هاي‌ ضد اخلاقي‌ شركت‌ كرده‌ است‌.

دوركين‌ با اينكه‌ يهودي‌ بود اما «اسراييل‌ را نيز متوجه‌ انتقادات‌ خود مي‌كرد.» اسراييلي‌ كه‌ مردي‌ زورگو و ستمگر را نمايندگي‌ مي‌كند و هم‌ تجسم‌ مرد يهودي‌ است‌ و هم‌ محافظ‌ آن‌ و زن‌ درون‌ دولتش‌ خلع‌ سلاح‌ شده‌ است‌. او در كتاب‌ خود به‌ تجاوز به‌ زنان‌ يهودي‌ در جريان‌ كشتارها و تعقيب‌هاي‌ نازي‌ها مي‌پردازد و مي‌پرسد «چرا اين‌ همه‌ تجاوز جنسي‌ در ميان‌ اين‌ همه‌ يادبودها و نمايشگاهها عليه‌ جنايات‌ نازي‌ جايي‌ ندارد». چنين‌ بود كه‌ اسراييلي‌ها و شبكه‌هاي‌ گسترده‌ يهوديان‌ طرفدار تجاوزطلبي‌هاي‌ دولت‌ اسراييل‌ نيز با او خصم‌ بودند. دوركين‌ درباره‌ حق‌كشي‌ زنان‌ در جوامع‌ عرب‌ نيز واكنش‌ نشان‌ مي‌داد: «عربستان‌ سعودي‌ در حافظه‌ من‌ جايي‌ است‌ كه‌ زن‌ در آن‌ يك‌ كاست‌ محبوس‌ و منفور است‌ كه‌ حقوق‌ مدني‌ او انكار مي‌شود، او را در ازدواج‌ مي‌فروشند و به‌ عنوان‌ يك‌ خدمه‌ جنسي‌ در حرم‌ نگه‌ مي‌دارند. عربستان‌ سعودي‌ جايي‌ است‌ كه‌ در آن‌ استفاده‌ از وسايل‌ پيشگيري‌ جنايت‌ به‌ شمار مي‌آيد و جايي‌ كه‌ زنان‌ را مجبور مي‌كنند آن‌قدر بچه‌ بزرگ‌ كنند كه‌ البته‌ آن‌ هم‌ بهتر است‌ پسر باشد! تابميرند.»

دوركين‌ نه‌ تنها با صهيونيسم‌ كه‌ با ليبراليسم‌ و آپارتايد نيز جنگيد. از نظر او ليبراليسم‌، دموكراسي‌ را به‌ يك‌ دروغ‌ بيمارگونه‌ تبديل‌ كرده‌ است‌.

اين‌ نويسنده‌ امريكايي‌ به‌ حدي‌ در حوزه‌ فمينيسم‌ يك‌ پاداشت‌! كه‌ حتي‌ زنان‌ نخبه‌يي‌ را كه‌ در خدمت‌ جامعه‌ مردسالار در مي‌آيند به‌ سخره‌ مي‌گيرد. در كتاب‌ «سياست‌ رام‌شدگان‌ مونث‌» كه‌ در باره‌ زنان‌ صاحب‌مقام‌ دست‌ راستي‌ است‌ از اين‌ نكته‌هاي‌ طنز آميز زياد است‌. البته‌ او يك‌ چپي‌ نبود كه‌ فقط‌ راستي‌ها را مورد هجوم‌ قراردهد، چپ‌ها نيز به‌ مردستيزي‌ و تقليل‌گرايي‌ او انتقاد داشتند. اين‌ فعال‌ پرشور سياسي‌ وقتي‌ مرد نويسنده‌يي‌ درباره‌اش‌ نوشت‌: «در هر قرن‌ تنها چند نويسنده‌ به‌ وجود مي‌ آيند كه‌ به‌ تحول‌ بشر كمك‌ كنند. دوركين‌ يكي‌از آنها بود.» و نويسنده‌يي‌ شهامت‌ او را در طرح‌ مطالبات‌ انقلابي‌ و راديكال‌ ستود.

دوركين‌ كه‌ عمري‌ عليه‌ تبعيض‌ جنسي‌ ، تبعيض‌ نژادي‌ و هر گونه‌ تبعيض‌ ديگري‌ جنگيد در 1965 وقتي‌ كه‌ فقط‌ 18 سال‌ داشت‌ بخاطر شركت‌ در تظاهرات‌ عليه‌ هيات‌ نمايندگي‌ امريكا در سازمان‌ ملل‌ دستگير و در زندان‌ زنان‌ نيويورك‌ زنداني‌ شد و در آنجا مورد آزار قرار گرفت‌. دوركين‌ اين‌ امر را به‌ وسيله‌يي‌ براي‌ افشاگري‌ تبديل‌ كرد. تحليلگر گاردين‌ نوشته‌ است‌ شهادت‌ دوركين‌ در مورد آنچه‌ در زندان‌ بر سرش‌ آوردند، در جهان‌ بازتاب‌ يافت‌ و چنان‌ فشاري‌ از پايين‌ بر دولت‌ وارد كرد كه‌ مجبور شدند اين‌ زندان‌ را تعطيل‌ كنند.

دوركين‌ در مخالفت‌ با جنگ‌ امريكا عليه‌ عراق‌ نيز فعال‌ بود. او در انتخابات‌ امريكا عليه‌ بوش‌ به‌ كري‌ راي‌ داد و بوش‌ و دارودسته‌اش‌ را بسيار خطرناك‌ ارزيابي‌ كرد: «بمب‌هاي‌ زيادي‌ فروخواهند ريخت‌ و بي‌گناهان‌ بسياري‌ كشته‌ خواهند شد.» اين‌ نويسنده‌ ضد محافظه‌كار كه‌ نه‌ خشونت‌، تجاوز، بدرفتاري‌و تن‌فروشي‌ را در زندگي‌ شخصي‌ خود تجربه‌ كرده‌ در آخرين‌ كتابش‌ حرف‌هايي‌ نوشت‌ كه‌ تا مدت‌ها از يادها نخواهد رفت‌.

پول‌ سخن‌ مي‌ گويد، اما با صداي‌ مردانه‌.

 

گردهمايى زنان شهادت طلب در تهران برگزار مى شود

دوشنبه 29 فروردین ۱۳۸۴-  18 آپریل 2005

گروه سياسى: در پاسخ به تهديد اخير صهيونيست ها همايش بين المللى پاسداشت زنان شهادت طلب فلسطينى با عنوان «دختران زيتون» در تهران برگزار مى شود.

به گزارش خبرگزارى فارس به نقل از ستاد خبرى همايش بين المللى دختران زيتون ستاد پاسداشت شهداى نهضت جهانى اسلام، به دنبال تهديدات اخير رژيم اشغالگران قدس مبنى بر تخريب مسجدالاقصى و برانگيخته شدن خشم مسلمانان جهان، همايش بين المللى پاسداشت زنان شهادت طلب فلسطينى با عنوان «دختران زيتون» به كوشش ستاد پاسداشت شهداى نهضت جهانى اسلام، بنياد شهيد و امور ايثارگران انقلاب اسلامى و جمعيت دفاع از ملت فلسطين برگزار خواهد شد.

در اين مراسم كه ساعت ۱۶ چهارشنبه ۳۱ فروردين ماه جارى در محل تالار سيدالشهدا واقع در ميدان هفتم تير، آغاز مى شود، ضمن تجليل از مقام خانم مرضيه حديدچى (دباغ) به عنوان زن شهادت طلب ايرانى، سخنرانان به تبيين عمليات شهادت طلبانه در جهان اسلام پرداخته و همچنين تصاويرى مستند از زنان شهادت طلب فلسطينى پخش خواهد شد.

همچنين در اين مراسم از داوطلبين عمليات استشهادى ثبت نام به عمل مى آيد.

 

مشاركت فزاينده زنان در توسعه از مهمترين موضوعات اجلاس آينده كميسيون مقام زن است

دوشنبه 29 فروردین ۱۳۸۴-  18 آپریل 2005

رييس مركز امور مشاركت زنان، گفت: مشاركت فزاينده زنان در توسعه و مشاركت برابر زنان و مردان در فرآيند تصميم‌‏سازي در كليه سطوح از مهمترين موضوعات در اجلاس آينده كميسيون مقام زن، است.

به گزارش خبرنگار ايلنا، دكتر زهرا شجاعي، رييس مركز امور مشاركت زنان، در مراسم تقدير از دست اندركاران تدوين گزارش ملي، گفت: سال 2005, مصادف است با دهمين سالگرد برگزاري چهارمين كنفرانس جهاني زن در پكن (1995) كه در برگزاري آنها يكي از تدابيري است كه توسط سازمان ملل براي ارتقاء و بهبود وضعيت زنان دنيا اتخاذ مي شود و كميسيون مقام زن به عنوان يك كميسيون كاركردي, برنامه ريزي و برگزاري اين كنفرانس ها را بر عهده ارد.

وي افزود: متعاقب برگزاري كنفرانس1995 پيگيري روند اجراي مصوبات آن كنفرانس و ايفاي نقش تسريع كننده و بازنگري منظم حوزه‌‏هاي نگران كننده تعيين شده در سند پكن، در دستور كار اين كميسيون قرار گرفت.

شجاعي خاطر نشان كرد: بر اين اساس برنامه كاري 5 ساله‌‏اي براي دوره‌‏هاي 2001 - 2006 به تصويب رسيد كه در چارچوب آن طي هر اجلاس ساليانه كمسيون مقام زن در حوزه نگران كننده در سند پكن در جلسات و ميزگردها با حضور كارشناسان و صاحبنظران از سراسر دنيا مورد بحث و بررسي قرار مي‌‏گيرد.

رييس مركز امور مشاركت زنان تصريح كرد: در چهل و نهمين اجلاس كميسيون مقام زن كه از بيست و هشتم فوريه تا يازدهم مارس در نيويورك برگزار شد، دو موضوع بررسي اجراي كار پايه عمل پكن و سند نهايي اجلاس ويژه مجمع عمومي (پكن +5) و چالش‌‏هاي جاري و تاثيرگذار و راهبردهاي آينده‌‏نگر در زمينه پيشرفت و توانمند سازي زنان و دختران در دستور كار قرار داشت.

به گفته وي, بعد از بررسي دو موضوع مورد بررسي در اجلاس آينده، بررسي كليه محورهاي 12 گانه سند پكن به اتمام رسيده است و بعد از آن، جهان خود را آماده برگزاري پنجمين كنفرانس جهاني زن در فاصله زماني 2007 تا 2010 خواهد كرد.

رييس مركز امور مشاركت زنان يادآور شد: در اين جلسه آيين‌‏نامه اجرايي كميته به تصويب اعضاي آن كه نمايندگان تام الاختيار وزارتخانه‌‏هاي ذيربط و نمايندگاني از NGO هاي زنان بودند، رسيد. طبق آن چهار كار گروه تدوين گزارش ملي, دولتي, تدوين گزارش ملي غيردولتي, تبليغات و اطلاع رساني, آماده سازي و آموزش تشكيل شد.

وي افزود: براي تهيه گزارش ملي وضعيت زنان در جمهوري اسلامي ايران (ده سال بعد از پكن)تلاش همه جانبه‌‏اي در جلسات متعدد براي جلب مشاركت همه اعضاي كميته ملي صورت گرفت و اقدامات انجام شده در حوزه زنان از كليه دستگاه‌‏هاي ذيربط جمع‌‏آوري و توسط گروه تدوين مستقر در بخش امور بين‌‏الملل مركز و با همكاري مشاوران UNFPA تحت دوازده حوزه نگران كننده طبقه بندي شد.

شجاعي خاطر نشان كرد: در اين گزارش پيشرفت هاي صورت گرفته, موانع و اقدامات آتي دولت جمهوري اسلامي ايران، همراه با داده‌‏هاي آماري در چارچوب اسناد پكن و پكن +5 ارايه شده و بالاخره طي يك كارگاه مشاركتي يك روزه و با حضور نمايندگان كميته ملي پيش‌‏نويس اوليه مورد بررسي دقيق و همه جانبه قرار گرفت و به اين ترتيب گزارش به دست آمد.

رييس مركز امور مشاركت زنان تصريح كرد: اين اجلاس فرصت مغتنمي براي ارزيابي و بازنگري در نتايج جهاني و منطقه‌‏اي اسناد پكن و پكن +5 بود و ملت‌‏هاي جهاني اعلاميه‌‏اي تاريخي و برنامه اقدامي را به منظور حذف موانع مشاركت زنان در همه حوزه‌‏هاي زندگي عمومي و خصوصي تصويب كردند.

به گفته وي، امروز توانمند سازي زنان و ارتقاي وضعيت آنها به يك دستور كار جهاني تبديل شده است و در اين ميان دولت جمهوري اسلامي ايران نيز موفقيت‌‏ها و دستاوردهايي را در اين 10 سال در جامعه زنان ايراني ارزاني داشته است، هر چند هنوز موانع بسياري براي نيل به وضعيت مطلوب وجود دارد و زنان ايراني ثابت كرده‌‏اند كه با تكيه بر هويت ديني و پشتوانه درخشان و قوي ملي و تمدني خود، توانايي غلبه بر موانع و مبارزه با چالش‌‏ها را دارند و تا رسيدن به سر منزل مقصود از پاي نخواهند نشست.

شجاعي در پايان گفت: امروزه توسعه بر محور دانايي استوار است و نيازمند انسانهايي است كه بتوانند نقش‌‏هاي چندگانه مبتني بر دانش و مهارت خود را عرضه كند كه در اين عرصه تمايزات و تفاوت‌‏هاي جنسيتي زنان و مردان به سرعت، موضوعيت خود را از دست مي‌‏دهد و افراد مي‌‏توانند جايگاه خود صرف نظر از جنسيت و صرفا براساس دانش و توانمندي‌‏هاي خود بازتعريف نمايند.

 

ارائه تصوير واقعي از وضعيت زنان در ايران از اهداف گزارش ملي زنان است

دوشنبه 29 فروردین ۱۳۸۴-  18 آپریل 2005

مهمترين اهداف تهيه گزارش ملي ارائه اين گزارش به اجلاس چهل و نهم مقام زن, ارائه تصوير واقعي از وضعيت زنان در جمهوري اسلامي ايران در طول 10 سال و ارزيابي عيني از وضعيت زنان در ايران بر اساس توصيه‌‏هاي سازمان ملل است.

به گزارش خبرنگار ايلنا، گزارش ملي در چارچوب سند چهارمين كنفرانس جهاني زن در پكن و اهداف استراتژيك تعيين شده در 12 محور نگران كننده توسط كميته‌‏اي متشكل از وزارتخانه‌‏ها, سازمان‌‏هاي دولتي, مجلس شوراي اسلامي, قوه قضائيه مجمع تشخيص مصلحت نظام, شوراي فرهنگي اجتماعي زنان, كميسيون حقوق بشر اسلامي , NGO ها و رسانه آمده شده است.

براساس اين گزارش, اطلاعات و آمار لازم براي تهيه اين گزارش توسط مركز امور مشاركت زنان و مركز ملي آمار جمع‌‏آوري شده است.

از مهمترين دستاوردهاي تهيه اين گزارش ملي تشكيل كميته ملي امحاي خشونت عليه زنان, تدوين طرح ملي اقدام, اجراي پروژه ملي بررسي عوامل خشونت, تربيت پليس زن, اصلاح نظام جامع حقوقي و قضايي زنان و ارائه يافته‌‏هاي آن در قالب لايحه به هيات دولت براي ارسال به مجلس است.

همچنين ايجاد كتابخانه‌‏هاي تخصصي, ايجاد مراكز آمار, حمايت دولت از زنان ناشر, مولف, فيلمساز, هنرمند, ارتقاء مهارت‌‏هاي علمي, ايجاد مركز اطلاع‌‏رساني حقوقي زنان با همكاري برنامه عمران ملل متحد, شناسايي ابعاد جنسيتي فقر, فقرزدايي در مناطق روستايي و عشايري, افزايش اميد به زندگي از ديگر دستاوردهاي تهيه اين گزارش است.

اين گزارش حاكي است؛ تلاش براي تنظيم خانواده‌‏ها, مشاركت‌‏هاي مردمي, طرح‌‏هاي بهداشتي، رشد 44 درصدي كانديداهاي زن, حضور 99/43 درصدي راي‌‏دهندگان زن, افزايش نرخ اشتغال زنان از 52/76 درصد در سال 1372 به 82/79 درصد در سال 1383 و پاسخگو كردن هر چه بيشتر بودجه دولتي در برابري جنسيت و افزايش منابع مالي نيز از ديگر دستاوردها است.

همچنين بازآرائي ساختار تشكيلات زنان و تقويت دستگاه ملي, برنامه‌‏ريزي براي فرايند جهاني‌‏شدن فرهنگ و اقتصاد, مقابله با عوامل فروپاشي بنيان‌‏هاي خانواده, مقابله با بحران‌‏هاي بيكاري و پالايش چهره دين از زنگارهاي جهل و خرافه از اقدامات آتي ذكر شده در اين گزارش است.

طبق اين گزارش، تدوين برنامه عمل ملي مبارزه با خشونت عليه زنان, بررسي اشكال و عوامل خشونت خانگي, تلاش براي نقش آفريني بيشتر زنان در نهادهاي جامعه مدني، ارتقاي جايگاه زنان در عرصه‌‏هاي كلان مديريتي و سطوح كليدي تصميم‌‏گيري و افزايش سهم زنان در اقتصاد و به ويژه در سطوح عالي تصميم‌‏سازي و جلب مشاركت مردان به عنوان شركاي مساوي زنان از اقدامات آينده، است.

همچنين، دستيابي به توسعه برابري جنسيتي, عدالت حقوق بشر و دموكراسي, توانمندسازي در ICI , توسعه مراكز تفريحي و ورزشي, بهسازي كامل تصاوير و متون كتب درسي, بازنگري كامل قوانين و مقررات و سازگاري آن با تحولات عصر حاضر با استفاده از نتايج پروژه اصلاح نظام جامع حقوقي و قضايي زنان نيز از اين اقدامات است.

اين گزارش مي‌‏افزايد: توانمندسازي زنان روستايي, زنان سرپرست خانوار, تبادل تجارت و اطلاعات با زنان دنيا, ارتقاي نقش و جايگاه زنان در سازمان كنفرانس اسلامي و نهادينه‌‏سازي جريان جنسيتي به عنوان يك رويكرد سيستماتيك براي تضمين اجراي سياست‌‏ها و برنامه‌‏هاي جنسيتي در تمام سطوح نيز از اقدامات آتي، است.

بر اساس اين گزارش, براي تحقق اين اقدامات و برنامه‌‏ها، موانعي وجود دارد كه ناكافي بودن تدابير اتخاذ شده جهت مقابله با خشونت عليه زنان از نظر قانوني, عدم بهسازي كامل تصاوير و ارايه شده از زن در كتب درسي و عدم وجود آمار دقيق از آن جمله است.

همچنين، تاثير منفي يك جانبه‌‏گرايي و اعمال تحريم‌‏هاي اقتصادي يك سويه بر رشد اقتصادي و سطح عمومي رفاه اجتماعي, عدم برخورداري از امكانات كشورهاي توسعه يافته در كشورهاي در حال توسعه از ديگر موانع موجود پيشرفت زنان در جامعه است.

 

تاسيس كتابخانه تخصصي زنان با همكاري ايران در افغانستان

یکشنبه 28 فروردین ۱۳۸۴-  17 آپریل 2005

خبرگزاري فارس: ايران براي تاسيس كتابخانه تخصصي زنان در افغانستان به منظور بالا بردن سطح علمي زنان با مشاور رئيس جمهور و رئيس مركز امور مشاركت زنان اين كشور همكاري مي‌كند.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از اداره كل روابط عمومي و بين الملل بنياد شهيد و امور ايثارگران، در جريان ديدار وزير امور شهداي افغانستان با مشاور رئيس جمهور و رئيس مركز امور مشاركت زنان، زهرا شجاعي ضمن آرزوي موفقيت براي وزير امور شهداي كشور افغانستان گفت:‌كشور ايران آمادگي كامل براي هر نوع همكاري براي بالا بردن ميزان اطلاعات زنان كشور افغانستان دارد.

وي با اشاره به موافقت نامه امضا شده در سال قبل توسط دفتر امور زنان و وزير افغانستان افزود: در سال جاري گامهاي نخست موافقت‌نامه ايران و افغانستان برداشته خواهد شد.

در اين ديدار صديقه بلخي وزير امور شهداي افغانستان نيز از همكاري‌هاي كشور ايران با افغانستان تشكر كرد.

 

تنها كتابخانه تخصصي زنان راه‌‏اندازي شد

جمعه 26 فروردین ۱۳۸۴-  15 آپریل 2005

مركز امور مشاركت زنان، به منظور تامين نيازهاي اطلاعاتي كاربران و پژوهشگران اقدام به راه‌‏اندازي كتابخانه تخصصي زنان كرده است.

به گزارش خبرنگار ايلنا، اين كتابخانه با هدف گردآوري، سازماندهي، اشاعه و روز آمد كردن اطلاعات مرتبط با امور زنان و با بكارگيري تكنولوژي نوين كتابداري و اطلاع رساني، امكان ارائه خدمات جامع و سريع براي متقاضيان را فراهم شده تا بستري مناسب جهت رشد و سرعت بخشيدن به تحولات مسائل زنان در جامعه باشد.

اين گزارش مي‌‏افزايد: اطلاع‌‏رساني مركز امور مشاركت زنان مشتمل بر 2 بخش كتابخانه تخصصي زنان و پايگاه اطلاعاتي است كه كتابخانه تخصصي زنان بخش‌‏هاي مخزن، مرجع نشريات اداري، گزارشات و رايانه را در بر مي‌‏گيرد.

بر اساس اين گزارش، در بخش مخزن بيش از ده هزار نسخه كتاب فارسي،‌ ‏عربي و انگليسي موجود است، همچنين بسياري از منابع ناياب و كمياب در موضوع زنان در اختيار مراجعين قرار مي‌‏گيرد، در بخش نشريات ادواري 50 عنوان نشريه تخصصي فارسي و 20 عنوان نشريه انگليسي با موضوع زنان و خانواده موجود است و آن دسته از نشريات مربوط به زنان كه پس از انقلاب منتشر شده‌‏اند، به طور كامل در اين بخش وجود دارد.

در اين گزارش آمده است: كتابخانه تخصصي زنان در بخش گزارشات مي‌‏تواند پيش از 1200 عنوان گزارش فارسي و انگليسي در موضوعات مختلف زنان را به صورت الكترونيكي در كمترين زمان در اختيار مراجعه كنندگان قرار دهد و در بخش رايانه از طريق اتصال به شبكه جهاني اينترنت، خدمات جستجوي اطلاعات از سايت‌‏هاي مختلف را در موضوعات گوناگون به زنان ارائه كند.

گفتني است؛ در بخش پايگاه اطلاعات، بانك‌‏هاي اطلاعاتي موجود در اين مركز با بيش 60 هزار ركورد اطلاعاتي شامل پايان‌‏نامه‌‏ها، بانك طرح‌‏هاي تحقيقاتي و گزارشات و بانك مقالات است.

همچنين در بخش بانك مقالات، اين كتابخانه، امكان كاوش كامپيوتري بيش از 37 هزار ركورد اطلاعات كتاب‌‏شناسي مقالات را براي مراجعين را فراهم كرده است.

 

زن شرقي : فعال يا منفعل ؟

هما مداح - تريبون فمينيستي ايران: دوشنبه 29 فروردین ۱۳۸۴-  18 آپریل 2005

زندگي زن شرقي ( در اينجا منظورم از زن شرقي بيشتر زنان ‏خاورميانه و كشورهاي عربي است )

سال هاست كه براي جامعه شناسان و تحقيق گران مسائل ‏اجتماعي موضوعي جالب به حساب مي آيد. فعالان حقوق بشر درباره حقوق پايمال شده اين زنان مطالب ‏بسياري نوشته اند و گزارشگران و روزنامه نگاران مقالات و كتاب هاي بسياري درباره ظلم و ستم اعمال ‏شده بر آنان در زندگي روزمره اجتماعي و قوانين به رشته تحرير درآورده‌اند. 

در اين نوشته ها با دو چهره متفاوت از زنان مواجه هستيم : چهره اول، موجوداتي اسير در چنگال مردان، ‏سر تا پا پيچيده در حجاب و اسير و تسليم تقدير و سرنوشت؛ حداكثر ذكاوتي كه آنان مي توانند به خرج ‏دهند گول زدن مردان و كشيدن آنها به راه دلخواهشان است، حداكثر كار بزرگي كه انجام مي دهند بزرگ ‏كردن فرزندانشان است و ..... . چهره دوم زناني هستند كه هر چند زير سلطه مردان زندگي مي كنند اما ‏سعي در تعديل سلطه مردان نيز مي‌كنند ، آنها خود را اسير تقدير و سرنوشت نمي‌دانند ، تقدير را مي‌توان ‏تغيير داد، آنها در حيطه زندگي خود تغيير ايجاد مي‌كنند.

براي اينكه بهتر منظورم را برسانم به دو نمونه واقعي از اين گرايشات اشاره مي‌كنم؛ از دو كتابي كه درباره ‏زندگي زنان شرقي نوشته شده است. اولي كتابي است به نام خلخال كه نويسنده آن نيره عطيه نقاش و ‏نويسنده مصري/ امريكايي است. نيره در كودكي مصر را ترك مي‌كند و در بزرگسالي به كشورش ‏بر‌مي‌گردد. او آن چنان كه خودش مي گويد به قصد شناخت وطنش با تعداد زيادي از مصري ها ( اعم از زنان ‏و مردان) مصاحبه مي‌كند. از بين اين مصاحبه ها او پنج گفتگو را براي كتابش انتخاب مي‌كند. گفتگو با پنج ‏زن عادي در سنين 20 تا 50 سال. ام‌جاد( همسر نگهبان گاراژ)، آليس( فعال امور خيريه)، سودا( خدمتكار)، ‏دنيا (خانه‌دار و خدمتكار) و ام نعيمه ( زن ماهيگير). نمونه دوم، كتابي است كه در آمريكا به اسم عشق ‏ممنوع و در ديگر كشورها با نام ‏honor lost‏ ( من ترجمه خوبي برايش پيدا نكردم! شايد آبروي از دست‌رفته) ‏چاپ شده است. زماني كه در اينترنت درباره قتل هاي ناموسي جستجو مي كردم با نام زني به اسم نورما ‏حوري (‏norma khouri‏) به دفعات برخورد كردم. نورما يك زن اردني است كه بعد از قتل صميمي‌ترين ‏دوستش داليا توسط پدرش و در جريان اين قتل ناموسي، به خاطر تهديدهايي كه از طرف خانواده دوستش ‏بر او اعمال مي‌شود، از اردن مي‌گريزد و به يونان مي‌رود. كتابش را در يك كافه اينترنتي به صورت مخفي ‏نوشته و سرانجام پس از پناهندگي در استراليا، كتابش را منتشر مي‌كند. موضوع كتاب عشق بين دالياي ‏مسلمان و يك افسر جوان مسيحي به نام مايكل است كه به قتل داليا منجر مي‌شود. نويسنده حين تعريف ‏داستان نگاهي به شرايط زندگي زنان در جامعه اردن دارد. 

در كتاب خلخال حين خواندن داستان زندگي زنان به موضوعات بسيار جالبي بر مي‌خوريم، در ميان ‏روايت‌هاي به ظاهر ساده و عاميانه آنها از زندگي روزمره شان به نقش پر‌اهميتشان در زندگي عادي پي ‏مي‌بريم . آنها در مسائل مالي دخالت مي‌كنند و هر جا كه لازم است خانواده شان را نجات مي‌دهند، كاري ‏كه مردان به دليل فقر و مشكلات روزمره از آن باز مانده‌اند . ام‌جاد براي ما تعريف مي كند كه چطور براي ‏خانواده‌اش يك تلويزيون مي خرد: " ما تلويزيون داريم. اين را هم با تشکيل يک تعاوني خريدم. يک دفعه 120 ‏پوند قرض گرفتم ......... يک آلماني که روبروي ما زندگي مي‌کرد به وطنش بر‌مي‌گشت. وسايلش را ‏مي‌فروخت . اين موضوع را به آشپز اتيوپيايي‌اش گفته بود . آشپز آمد و به من گفت "ام‌جاد ، اين مرد دو تا ‏راديو و يک تلويزيون و يک دستگاه تهويه ي هوا براي فروش دارد........." بعد از يك دعوا و جدال حسابي ‏ام‌جاد موفق مي شود تلويزيون را به قيمت 90 پياستر ( پول رايج مصر) بخرد و بعد مي گويد: "الان اين ‏تلويزيون كه مارکش سانيوست، 200 پوند ميارزد. اين طوري کسي يک پياستر را ده پياستر مي‌کند". او به ‏همراه ديگر زنان، تعاوني‌اي تشكيل مي‌دهد و از اين طريق خانه مي‌سازد: "روزي که شروع به ساختن ‏خانه‌ي جديد در جيزه کردم ، فقط 300 پوند ( در حدود 500 دلار ) در جيبم داشتم. خرج ساخت خانه، 2500 ‏پوند ( در حدود 4000 دلار ) شد. خانه متعلق به آينده و بچه‌هاست. فکر ساختن خانه، يک روز به من الهام ‏شد. به عمر گفتم " خانه مي سازيم ." فحش داد و گفت " با چه پولي خانه مي‌سازي، زن؟ مگه با 300 ‏پوند مي‌شود خانه ساخت ؟ " به او گفتم " ببين ، ما سعي‌مان را مي کنيم و خدا هم کمکمان خواهد كرد. ‏يک سنگ مي اندازيم و دنبالش مي‌دويم . خدا بزرگ است . " پس دويدم و خدا بهمان پاداش داد. بعد يک ‏تعاوني با ماهي 20 پوند راه انداختم. دخترخاله‌ام مقداري پول به من قرض داد، همه ي پول خانه تا حالا ‏ديگر پرداخت شده است." آليس براي آنكه خودش و بچه هايش راحت تر زندگي كنند، خياطي ياد مي گيرد ‏و كار مي‌كند: "سعد درس مي داد و من در خانه مي‌ماندم. بي‌قرار بودم و مي خواستم وضع زندگي‌مان را ‏از آنچه بود، بهتر کنم. آن زمان مقداري طلا داشتم و کمي هم پول پس‌انداز كرده بودم. همه را به سعد ‏دادم تا بفروشد و با پولش خانه‌ي کوچکي براي خودمان خريديم. اما كافي نبود. احساس مي‌کردم بايد ‏کاري هم بکنم. دبيرستان را تمام نکرده بودم. پس خياطي ياد گرفتم. مقداري پول پس انداز کردم و چرخ ‏خياطي خريدم و شروع به کار کردم". سودا هم كار مي‌كند تا هم براي خودش جهيزيه بخرد و هم به ‏خانواده اش كمك كند، هر چند كسي جز نزديكانش( مادر، خواهر ، برادر و دايي‌اش) از كار كردن او خبر ندارد ‏‏( شايد گزارشگران و نويسندگان هم به همين دليل از كار كردن او بي خبرند و او را موجودي خانه نشين ‏مي‌دانند!)، اما كار به او آزادي هم مي بخشد: " وقتي سر کار رفتم و متوجه شدم که هر پني چطور به ‏دست مي آيد، به خودم گفتم " خداي من ، مي‌خواستم ازدواج کنم تا امنيت مالي داشته باشم، تا در خانه ‏ي خودم باشم و مردي حمايتم کند. اما حالا اينجا هستم. مي توانم خودم از خودم مراقبت کنم. بنابراين ‏نيازي نيست براي ازدواج عجله كنم." دنيا زماني كه متوجه مي‌شود بچه‌دار نمي شود تن به تقدير ‏نمي‌دهد، خود را به آب و آتش مي زند تا بچه دار شود. اگر او تقديرگرا و منفعل است، پس اين همه تقلا ‏براي چيست ؟ آندريا راگ، انسان شناسي كه مقدمه كتاب را نوشته است، چنين مي گويد" سرشت ‏جبرگرا يكي ديگر از صفاتي است كه به شرقيان نسبت داده مي‌شود . از آن براي شرح آنچه عدم تحرك يا ‏رفتار نامناسب در برابر سختي است، استفاده مي شود. داستان‌ها به سرعت عموميت اين نوع نگرش را تا ‏جايگاه مناسبش،يعني قبرستان مشاهدات غلط و غير‌هوشمندانه ، پايين مي‌آورند. حقيقت، طبق معمول، ‏بسيار پيچيده تر است. انفعال واكنش لازم يا حتي طبيعي فلسفه ي جبرگرا، كه همه‌ي وقايع و كارها را ‏مكتوب - نوشته شده - مي داند، نيست. برعكس، مردم چون خود را ابزار تقدير مي دانند، عكس‌العمل ‏نشان مي‌دهند . پذيرش تقدير توسط آنها از اين حقيقت نشات مي‌گيرد كه همانطور كه مردم درباره ي ‏مرده ها مي گويند " كاري بيشتر از آنچه كه كرديم نمي‌شد كرد چون مشيت الهي اين بود."، آنها ناتواني ‏شان را در پيش‌بيني وقايع آينده احساس مي‌كنند، اين درست است، اما اين طرز برخورد به اندازه ي نوع ‏برخورد جوامع پيشرفته ، كه امكان محدود درست بودن پيش‌بيني‌ها را دريافته‌اند، عاقلانه است."

اما در كتاب ديگر، داليا و نورما با اينكه هر دو از طبقه متوسط بالاي شهري مي‌آيند، حجاب ندارند و كار ‏مي‌كنند، چيزي بيشتر از بازيچه هايي در دست پدران و برادرانشان نيستند. حداكثر كاري كه قادر به ‏انجامش هستند ريختن نقشه‌اي زيركانه براي وادار كردن پدران شان به موافقت با كار آرايشگاه شان است. ‏نارضايتي آنها از وضع موجود تنها در قالب آه و ناله‌هايشان نمود پيدا مي كند. هيچ كدام از آنها حتي براي ‏يكبار با برادران شان وارد بحثي جدي درباره موقعيت زنان نمي شوند، هر چند كه هر دو برادراني تحصيل ‏كرده و جوان دارند. نورما در سراسر كتابش از ترسي حرف مي‌زند كه بر زندگي آنها سايه افكنده است. ‏نمود ساختارشكني آنها كشيدن سيگار در اتاق پشتي آرايشگاه است. گويي زنان در اردن، همگي ‏موجوداتي حقير و ناتوان‌اند كه هيچ كاري براي تغيير شرايط زندگي نمي‌توانند بكنند، چرا كه در صورت چنين ‏عملي كشته مي‌شوند. مادران داليا و نورما برده اند. مردان در اردن همه مستبد و قاتل اند. پس مايكل، ‏دوست داليا، از كجا پيدايش مي شود؟ مگر او مرد نيست؟ اردني نيست؟ كار كردن نورما و داليا در سالن ‏آرايش‌شان هيچ امكان تازه اي براي آنها فراهم نمي كند؟ اين بينش، در دل خود پيام‌آور ضرورت وجود ‏نيرويي خارجي براي بهبود زندگي رقت‌بار زنان و مردم عادي است، حال چه ارتش امريكا يا لطف و مرحمت ‏سازمان ملل و سازمان هاي مختلفش و چه دولتي مدرن و دموكراتيك (!) كه با تصويب قوانين مترقي(!)، ‏گوش مردان و مستبدان را مي‌گيرد و آزادي را به جبر در جامعه پياده مي‌كند. بدين ‌ترتيب در اين نگاه، تا به ‏حال در زندگي زنان عادي چيزي جز نكبت و بدبختي نبوده، زندگي و تاريخ واقعي از لحظه‌اي شروع خواهد ‏شد كه قدرت سياسي و دولت، "دموكراتيك" شود و به دست "متمدنين" جامعه افتد.

هر چند كتاب ها درباره دو سرزمين متفاوت( مصر و اردن) نوشته شده است، اما نمي توان باور كرد كه ‏شرايط اجتماعي در دو كشوري كه عرب و مسلمانند، تا به اين اندازه متفاوت باشد. 

من سال گذشته كتاب خلخال را به فارسي ترجمه كردم و زماني كه از وجود كتاب " عشق ممنوعه" باخبر ‏شدم، موضوع كتاب آنقدر برايم جالب بود كه آن را تهيه كردم. بعد از خواندن كتاب، به قدري تحت تاثير ‏داستان كتاب قرار گرفتم كه تصميم گرفتم آن را ترجمه كنم! چون دوست داشتم از نورما حوري هم اجازه ‏بگيرم در اينترنت دنبال ايميل او گشتم. همراه با ايميل حوري، مطالب بسيار جالب ديگري هم پيدا كردم:

رعنا حسيني، روزنامه نگار اردني است كه از 1993 درباره قتل هاي ناموسي در كشورش مي‌نويسد. او ‏براي شجاعت در روزنامه نگاري برنده جايزه هاي فراواني، از جمله جايزه آيدا بي‌ولز(‏Ida B. Wells‏( شده ‏است. شايد مقدار زيادي از توجه و اهتمامي ( حداقل در ظاهر) كه دولت و خانواده پادشاهي اردن متوجه ‏موضوع قتل هاي ناموسي كرده اند در نتيجه تلاش هاي او باشد. زماني كه كتاب نورما حوري در استراليا ‏منتشر مي‌شود، رعنا حسيني كتاب را مي‌خواند و حدس مي‌زند كه داستان كتاب واقعي نيست، بلكه ‏داستانيست كه نورما حوري براي غربيان سر‌هم كرده است. او دست به تجزيه و تحليل صفحه به صفحه ‏كتاب مي‌زند و با درآوردن تمام تناقضات موجود در كتاب، ناشر را قانع مي‌سازد كه كتاب خيالي است! نه ‏داليايي وجود داشته و نه نورمايي و خلاصه اينكه، خانم حوري از احساسات ضد شرقي غربيان به نحو تمام ‏استفاده كرده است و 200000 جلد از كتابش را فروخته است. نورما حوري در كودكي اردن را ترك كرده و ‏بعد از آن، مگر براي سفرهاي كوتاه در اردن نبوده است. البته كه موضوع به همينجا ختم نشد و خانم حوري ‏كلاهبرداري از آب درآمد كه هزاران دلار دزديده است و پليس بين الملل هم به دنبال اوست و الي آخر! حرف ‏هاي او در كتاب به قدري خوب و ماهرانه تعريف شده بود كه من هم آنها را باور كردم اما با خواندن دوباره ‏كتاب تناقض‌هايش بر من آشكار شد: چگونه مرداني چنين غيرت مند به ناموس هاي خود! اجازه مي دهند ‏كه سالن آرايشي هم براي زنان و هم براي مردان باز كنند؟ ( خانم حسيني گفته است كه اصلا سالن ‏هاي آرايش براي زنان و مردان با هم در اردن غير‌قانوني است) چطور نورما مي تواند ساعت 5 و نيم صبح به ‏در خانه داليا برود ؟ چطور خانواده هاي غيرتمند آنها آنقدر احمق و اهمال كارند كه گول نقشه هاي ساده ‏آنها را مي خورند؟ چطور برادري كه سگ نگهبان اين دو دختر است سرگرم شدن با ماشين تازه اش را به ‏نگهباني از آنان ترجيح مي‌دهد ؟ چطور اثري از بوي سيگار در اتاق كوچك پشت آرايشگاه باقي نمي‌ماند؟ ‏اصلا در جامعه اي كه زن هيچ محدوده شخصي از خود ندارد چطور سيگارها را نگه مي‌دارند ؟ چطور زنان ‏موهاي مردها را كوتاه مي كنند ؟ و.............................و نكته بسيار جالب و انتهايي اين كه سال قتل ‏داليا در كتاب 1996 نوشته شده است. در صورتي كه كتاب خانم حوري درست بعد از واقعه 11 سپتامبر به ‏بازار آمده است. راستي دليل اين همه تاخير چيست؟

تجربه من دربرخورد با زنان ايراني مي گويد كه تصوير اول تصوير كامل‌تر و بهتري است، هرچند مي‌توان با ‏كنكاش در زندگي زنان طبقات و اقشار مختلف، تفاوت ها ميان ايشان را بررسي كرد. واقعيت اين است كه ‏زن شرقي در زندگي خود تاثيرگذار است . او ديگر مثل 100 سال پيش زندگي نمي‌كند. ممكن است ‏كنشگر اجتماعي نباشد، ممكن است به چشم نيايد و درباره‌اش صحبتي نشود، اما منفعل هم نيست. ‏واقعيت اين است كه تصوير زن شرقي منفعل، تصوير دلخواه غربيان از جامعه شرقي است . مردماني كه ‏نشسته اند تا تقدير سرنوشت شان را تعيين كند. مردماني كه هر چه به سرشان آمده حق شان است؛ ‏كه به صورت ژنتيكي تنبل اند! و البته در مقابل آنان غربيان قرار دارند كه بر سرنوشت خود مسلط اند و دنيا ‏را عوض مي كنند!‏