زنان:چهار شنبه 24 فروردین ۱۳۸۴-  13 آپریل 2005

 

 

 

شيخ "عبدالعزيزآل الشيخ" مفتي كل و رييس هيات كبار علماي عربستان با صدور فتوايي وادار كردن زنان به ازدواج را "معصيت" دانست.

سه شنبه 23 فروردین ۱۳۸۴-  12 آپریل 2005

ایرنا:آل الشيخ در فتوايي كه روز سه‌شنبه منتشر شد، گفت: مجبور كردن زنان به ازدواج با خود يا شخص ديگري از انواع ظلم محسوب مي‌شود.

مفتي عربستان افزود: ازدواج اجباري زنان از انواع منكرات آشكار است و هر كس كه اين عادت دوران جاهليت را انجام دهد بايد زنداني شود.

وي با بيان اينكه اسلام با ازدواج اجباري زنان بشدت مخالف است، گفت:

كساني كه اينگونه فكر مي‌كنند بايد زنداني شوند و تا اظهار ندامت و سپردن تعهد كتبي مبني بر ترك اين فكر آزاد نشوند.

آل الشيخ از رسانه‌هاي جمعي و مبلغان ديني خواست با ابراز مخالفت با اين عادت ناپسند، مردم را از عواقب سوء آن آگاه كنند.

وادار كردن دختران به ازدواج به‌ويژه از سوي پدر يا برادر به دليل بافت قبليه‌اي عربستان بسيار رايج است.

 

جمع‌آوري بيش از 13 هزار كودك خياباني از پايانه‌ها و سطح شهر تهران

سه شنبه 23 فروردین ۱۳۸۴-  12 آپریل 2005

مديرامور آسيب هاي اجتماعي شهرداري تهران از جمع‌آوري بيش از 13 هزار كودك خياباني از پايانه‌ها و سطح شهر تهران طي مدت 8 ماه منتهي به سال 84 خبر داد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، محمدرضا فردين افزود: از اواخر تيرماه تا پايان سال گذشته در مجموع 13 هزارو 644 كودك خياباني از پايانه‌ها و سطح شهر تهران جمع‌آوري شدند كه از اين تعداد 984 نفر دختر و 12 هزارو 660 نفر پسر بوده‌اند و آن تعداد از كودكاني كه نياز به نگهداري موقت و يا دايم داشته‌اند به مراكز نواب و ياسر ( تحت پوشش بهزيستي ) منتقل شده‌اند.

وي با تاكيد بر اينكه در حال حاضر نگهداري موقت و يا دائم كودكان خياباني و نوجوانان فراري از خانه و ساماندهي آنها بر عهده بهزيستي است، اظهار داشت: وظيفه شهرداري تهران فقط شناسايي و جمع‌آوري كودكان خياباني و نوجوانان فراري از خانه آن هم با تعامل نهادها و سازمانهاي ذيربط از جمله بهزيستي و نيروي انتظامي بوده و نگهداري، ساماندهي و رسيدگي به وضعيت اين كودكان بر عهده سازمانهاي متولي از جمله بهزيستي است.

 

يونيسف: 10 ميليون كودك در جهان عرب به مدرسه نمي‌روند و بيش از نيمي از زنان بي‌سوادند سرويس: سه شنبه 23 فروردین ۱۳۸۴-  12 آپریل 2005

بر اساس گزارش مشتركي كه از سوي يونيسف و اتحاديه‌ي عرب منتشر شده، اعلام شده است كه بيش از 10 ميليون كودك در جهان عرب به مدرسه نمي‌روند و بيش از نيمي از زنان عربي خواندن و نوشتن بلد نيستند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از روزنامه‌ي البيان -چاپ امارات متحده‌ي عربي- در اين گزارش آمده است كه تعداد جمعيت در كشورهاي عربي سير رو به رشد دارد به طوريكه احتمال مي‌رود تا سال 2015 اين تعداد به 400 ميليون نفر برسد.

اين گزارش افزود: در برخي از كشورهاي عربي حدود نيمي از جمعيت را كودكان تشكيل مي‌دهند.

اين گزارش با بيان اينكه بيشتر اين كودكان كه از نعمت تحصيل برخوردار نيستند، در سودان، مصر، عراق و مراكش به سر مي‌برند، اعلام كرد: بيش از نيمي از زنان بي‌سواد در جهان عرب به دليل عدم دسترسي به مراكز اطلاعات و خدمات بهداشتي و اجتماعي شيوه صحيح زندگي كردن را بلد نيستند.

بر اساس اين گزارش به استثناي كشور امارات متحده‌ي عربي تعداد زنان بي‌سواد در بقيه كشورهاي عربي بيش از مردان است.

در گزارش اين دو سازمان هم چنين به اهميت آموزش كودكان قبل از سن رفتن به مدرسه اشاره شده و آمده است كه بر اساس آماري كه در سال 2000 - 1999 گرفته شد تنها 16 درصد از كودكان قبل از سن رفتن به مدرسه از آموزش برخوردار بوده‌اند.

 

مرد هندي‌ با 92 زن‌ ازدواج‌ كرد

سه شنبه 23 فروردین ۱۳۸۴-  12 آپریل 2005

اعتماد:يك‌ مرد روستايي‌ هندي‌ كه‌ مي‌خواست‌ در طول‌ عمرش‌ 100 بار ازدواج‌ كند، سرانجام‌ ناكام‌ از 8 ازدواج‌ ديگر ماند و پس‌ از 92 بار ازدواج‌ در سن‌ 82 سالگي‌ مرد.

لايي‌ كه‌ پنج‌ روز پيش‌ درگذشت‌، در دوران‌ جواني‌ براي‌ اولين‌ بار در روستا عاشق‌ يك‌ دختر كه‌ معلم‌ بود شد و سپس‌ با او ازدواج‌ كرد اما ازدواج‌ آنها دوام‌ چنداني‌ نياورد و همسر وي‌ پس‌ از 15 روز بخاطر اختلاف‌ بر سر محل‌ زندگي‌ او را ترك‌ كرد. لايي‌ تصميم‌ داشت‌ در روستا بماند، ولي‌ زن‌ او خواهان‌ زندگي‌ در شهر بود و زندگي‌ آنها به‌ جدايي‌ انجاميد واز آن‌ پس‌، تصميم‌ گرفت‌ كه‌ در طول‌ زندگي‌ خود 100 بار ازدواج‌ كند تا ؤابت‌ كند براي‌ وي‌، كمبود همسر وجود ندارد.

لايي‌ پس‌ از جدايي‌ از زن‌ اول‌، 91 بار ديگر ازدواج‌ كرد ولي‌ نود و سومين‌ ازدواج‌ وي‌ ناكام‌ ماند و قرار بود با 8 نفر ديگر كه‌ سه‌ امريكايي‌، سه‌ ژاپني‌ و دو آلماني‌ بودند و تقاضاي‌ ازدواج‌ با وي‌ را داشتند، نيز ازدواج‌ كند.

گفتني‌ است‌، لايي‌ كه‌ بسيار فقير بود هنگام‌ مرگ‌ احساس‌ خستگي‌ زيادي‌ داشت‌ واز لحاظ‌ روحي‌، بسيار شكسته‌ و افسرده‌ شده‌ بود. لايي‌، در تمام‌ مدت‌ عمر خود داخل‌ يك‌ كلبه‌ ساخته‌ شده‌ از چوب‌ زندگي‌ كرد.

 

زنانه نويسى، حقيقت نويسى است/ گفتگويى با عزت گوشه گير

سه شنبه 23 فروردین ۱۳۸۴-  12 آپریل 2005

فعاليت زنان ايرانى در زمينه انعكاس ابعاد مختلف زندگى شان، به عنوان فرزند، همسر و يا مادر، در خانواده و يا در اجتماع، بسيار متنوع و گوناگونند و به اشكال مختلف هنرى و ادبى نشان داده مى شوند. خانم عزت السادات گوشه گير نمايشنامه و داستان نويس مقيم آمريكا كه در دانشگاه دپاول شيكاگو به تدريس مشغول است، سعى كرده كه بازتاب احساسات خود را در نثر شعرگونه، در داستان هاى كوتاه و يا نمايشنامه هايش، به تحرير درآورد. او در مصاحبه اى با صداى آلمان درباره كار ادبى خود و بازتاب هويت زنانه در آن مى گويد:

مصاحبه گر: شيرين جزايری

دويچه وله: خانم گوشه گير، خيلی ممنون که وقت در اختيار ما گذاشته ايد. من مجموعه مقالاتی را از شما خوانده ام با عنوان خاطرات مهاجرت. موضوع اصلى  مورد توجه شما در اين مقالات چيست و چرا خاطرات مهاجرت؟

گوشه گير: من از دوران بچگی ام بدون اينکه کسی به من گفته باشد که خاطراتت را بنويس يا چيزی بنويس، خودم علاقمند به نوشتن بودم و خاطره نويسی جزيی از وجود من است. البته، متاسفانه آن خاطره هايی که در ايران نوشته بودم به نوعی اکثرشان از بين رفته اند. ولی، موقعی که وارد خاک فرانسه شدم و بعد هم آمدم به آمريکا فکر کردم که روزانه بايد هر چيزی را که بر من اتفاق می افتد و يا هر چيزی را که حس می کنم بنويسم.

دويچه وله: چه موضوعات اصلی يی را بعنوان خاطرات مهاجرت گرفته ايد؟ چه مسئله ای اصلی يی بعنوان يک مهاجر توجه تان را جلب کرده است؟

گوشه گير: در آغاز هيچ موضوعی برای من مطرح نبود، فقط بطور حسی می خواستم مسايلی را که در اين گذار مهاجرت با آنها روبرو هستم بنويسم. بعد وقتی که نگاه کردم ديدم که حدود ۳۰ تا مجموعه، يعنی کتاب بزرگ نوشته دارم.

دويچه وله: بعنوان يک زن مسئله ای را داشته ايد که در اين خاطرات مهاجرت مطرح کنيد؟

گوشه گير: بله، تماما مسئله ی زن است در اين مجموعه. من يک مجموعه ای از خاطرات آناييس نن که اسپانيايی است و به فرانسه رفته بود و بعد به امريکا آمده بود را خواندم. در همين اولين سال يا در حقيقت دومين سالی که وارد امريکا شدم. او هم همين طور خاطرات خودش را روز به روز می نوشت. و به پرباری اين خاطره نويسی معتقد شدم بعنوان يک شکل از نوشتار ادبی و هنری. در حقيقت به نظر من، حقيقت نويسی خودش زنانه نويسی است يا زنانه نويسی خودش حقيقت نويسی ست. يعنی وقتی تو با حقيقت وجود خودت يک چيزی را می نويسی بشدت زنانه می شود و بشدت می تواند مجموعه ی بزرگتری را دربر بگيرد. البته‌، خيلی چيزهايش خصوصی ست و بهرحال لزومی ندارد آن را به همه گفت. تکه هايی از آن را انتخاب می کنم و يک مقدار زوايدش را از بين می برم و يک مقدار بهرحال آنرا دوباره می نويسم.

دويچه وله: چه مسئله ای در اينجا بطور عمده شما را تحت تاثير قرار داده است که درباره آن بنويسد و آن را منتشر كنيد؟

گوشه گير: خيلی مسايل. ببينيد، اين يک گذار است. من می خواهم بگويم ما در اين گذار با چه مسايلی روبرو هستيم. وقتی به تاريخ برمی گرديد، می بينيد که چقدر اين سفرهای متوالی که بعضی مثلا هومر يا اديسه داشته اند، اين نوشته ها، براساس پروسه ی گذار انسان در طول زندگی و حياتش است. اين حيات، يعنى هستی ما، در اين گذار با چه مسايلی روبرو است. در گذار مهاجرت بعنوان يک زن و يک زن تنها يا زنی که بچه دارد و در ارتباط با يک جهان بسيار متفاوت است، در ارتباط با زبان جديد است و بعد مسايلی اقتصادی اش را بايد بتواند حل كند و يا با مشكلات اقتصادی جديدی روبرو می شود و بعد می خواهد خود را به عنوان يک مهاجر در يک محيط جديد جا بکند، بايد بر زبان و محيط تسلط پيدا کند، موجوديت خودش را در آن محيط کشف کند. در حقيقت با مسايل ريز و درشتی زيادی آدم روبرو است. يک جستجوست برای کشف خود. اين خود کی هست، از کجا آمده و در اين پروسه چقدر تغيير می کند، با چه مسايلی سنی وارد يک محيط جديد شده است و چه گونه با اين مسایل مبارزه می کند و خودش را جزيی از محيط جديد می کند. يعنی يک پروسه ی خيلی عميق و همه جانبه است که انسان تکه تکه و در زندگى روزانه با آن بهرحال روبرو می شود.

دويچه وله: خانم گوشه گير، می توانيد بگوييد يکی از سخترين مشکلاتی که شما داشته ايد چه بوده است؟

گوشه گير: به عنوان يک مادر تنها، يعنی يک زن تنها که يک بچه داشتم، بزرگترين مسئله ی من اين است که زندگی خودم را چه شکلی از نظر اقتصادی بگذرانم، پسرم را بزرگ کنم و در حقيقت خودم را جزو مهمی از اين جامعه بکنم. يعنی دستاوردهايی که سعی کردم در طول زندگی ام در ايران بدست بياورم ،به همانها و شايد هم بيشتر نائل بشوم. يعنی تحصيلم را ادامه بدهم، به زبان تسلط پيدا بکنم و پاره ای از وجود جامعه ی جديد بشوم. يعنی اگر در محيطی هستم که از فرهنگهای مختلف آنجا هستند، آنها من را همانطوری از خودشان بپذيرند که فرهنگهای خودشان را می پذيرند. و ورود به اين حيطه بهرحال يک پروسه ی خيلی طولانی و سختی است و ساده نبوده است. و اينکه با چه رده ی سنی آدم وارد اين محيط می شود، مثلا کسی که در سن ۱۶ سالگی وارد يک کشور ديگر می شود يا در ۲۰ سالگی فرق می کند تا کسی که در سن ۳۴ سالگی. در اين سنين آدم يادگيری هايش کمتر است و توانايی هايش خيلی متفاوت است و وارد محيط جديد شدن زحمات بيشتری را می طلبد.

دويچه وله: خانم گوشه گير، شما الان چه کار می کنيد؟

گوشه گير: الان من تدريس می کنم.

دويچه وله: در چه زمينه ای؟

گوشه گير: همان رشته ی خودم را، نمايشنامه نويسی.

دويچه وله: در کجا؟

گوشه گير: شيکاگو، در دپاول يونیورسيتی

دويچه وله: شما گفتيد که کتابهايی هم تا حالا از شما چاپ شده است. اين کتابها به زبان فارسی ست يا به انگليسی؟

گوشه گير: نه اينها همه به زبان فارسی ست. من هم به زبان فارسی می نويسم و هم به زبان انگليسی. نمايشنامه های من به زبان انگليسی در جاهای مختلف اجرا شده است و بهرحال کشفی بود،‌ زبان جديد در اينجا من را به زوايای مسئله ی زبان کنجکاو کرد. مسئله ی نوشتن به زبان ديگر، مسئله ی بسيار حساسی ست و می شود از زوايای مختلف درباره اش صحبت کرد. اولين مجموعه ای که چاپ کردم، چون من ۲ مجموعه ی شعر را در ايران از دست دادم، ولی موقعی که وارد امريکا شدم، در واقع ماه اولی که وارد امريکا شدم به شعر پرداختم و اولين مجموعه ای را که چاپ کردم به اسم مهاجرت در آفتاب بود که مجموعه ای از ۲۰ شعر کوتاه است و در سال ۸۷ چاپ شده. بعد، دومين کتابم يک مجموعه ی قصه است به اسم و ناگهان پلنگ گفت زن. سومين مجموعه آن زن، آن اتاق کوچک و عشق نام دارد که اين کتاب در سال ۲۰۰۴ چاپ شده است، انتشارات باران در سوئد آن را به چاپ رسانده و چهارمين، مجموعه ی دو نمایشنامه ای ست به اسم دگرديسی و حاملگی مريم. تمام نوشته های من مربوط به مسايل زنان است.

مسئله ی اصلی من شناخت و هويت زن است،  لايه های متفاوتی که در روح زنان است. من تصور می کنم که شناخت زن در ارتباط با شناخت مرد است، يعنی چيزی که ما زنها در طول تاريخ مبارزات زنان كمتر مورد توجه قرار داده ايم، مسايل مردان است. چون در حقيقت مردها از وجود و از بطن ما زاده شده اند. برای اینکه اين وجه را بهتر بشناسيم و بتوانيم بعنوان زن در کليت جهانی، بهتر با آن روبرو بشويم و اصلا بتوانيم از مسائل خودمان شناختی پيدا کنيم، شناخت مسئله ی مردان خيلی مهم است. چون آنموقع است که می توانيم به ارتباط  متساوی در مورد زنان و مردان با همديگر بپردازيم. بخاطر اينکه بهرحال هر جامعه ای را ما زنان و مردان با هم می سازيم.

دويچه وله: خانم گوشه گير، شما گفته ايد که نمايشنامه هايی نيز از شما روی صحنه رفته است، به زبان انگليسی و يا فارسی. اينها چه بوده اند؟

گوشه گير: همين نمايشنامه ی دگرديسی اولين اش بود، بعد نمايشنامه ی دومی حاملگی مريم بود که در مورد بارداری دختران نوجوان قبل از ازدواج نوشته شده است و بهرحال مسايلی اش که در جامعه ای مثل ایران با چه مسايلی روبرو خواهد بود. نمايشنامه ی سومی، درباره ی قرة العین بود. نمايشنامه ها مجموعه ای هستند از بيوگرافی نويسی و کنکاشی در وجود زنان. بيوگرافی هايی که نوشته ام يکی همين قرة العين و فروغ فرخزاد است . سودابه ی فردوسی و بهتر بگويم  سياوش، و بعد نمايشنامه های ديگر. بهرحال اولين نمايشنامه ام در مورد زنان مهاجر آيينه های روبرو بود. نمايشنامه های خيلی زيادی دارم، يک نمايشنامه دارم در مورد سهراب شهید ثالث که به لحظات آخر زندگی شهيد ثالث پرداخته شده است،‌ ولی از ديد و نگاه يک زن که بازهم کنکاشی ست در روح سهراب شهيد ثالث و نگاهش به زن. بهرحال نمايشنامه های متعددی نوشته ام و شايد حدود ۱۵ نمايشنامه در امريکا نوشته ام که اکثرشان روی صحنه رفته و يا روخوانی صحنه ای شدند.

دويچه وله: خانم گوشه گير، شما از كتاب ناگهان پلنگ گفت زن نام برديد. اين کتاب در چه موردی ست؟

گوشه گير: اين کتاب مجموعه ی ۱۰ قصه است. از يک زن در يک دهکده ی کوچک عرب نشين شروع شده و بعد به تهران مى رسد، از يک محيط کوچک به محيطى بزرگتر. بعد به مسئله ی سنگسار پرداخته شده است. از آنجا، در پروسه ی گذار، از ده به شهر کوچک و بعد به شهر بزرگ و بعد به يک کشور ديگر و بعد به کشورى بزرگتری که امريکا هست. در بخش هاى مختلف آن مسائل زنان است که در اين حيطه های مختلف زندگی مطرح شده، در هر بخش از ديد خودشان و با مسايل خودشان. در آنجا بيشتر  به مسئله ی خشونت و نابرابری در مورد زنان پرداخته شده است و اين موضوع مورد توجه قرار گرفته كه چگونه در اين پروسه، زن از يک موجود ضعيف، حقير و قربانی به يک زن بسيار قدرتمندی که خودش می تواند قانونمند و قانونگذار زندگی خود و زندگی جامعه باشد.

در حقيقت زن آخرين قصه که اسمش هست و ناگهان زن گفت پلنگ آنجاست که زن به قدرتهای پنهان خودش پی می برد و سعی می کند که در حقيقت به مرد که حالا خودش را در لايه های ديگری پنهان کرده است و در ظاهر يک پلنگ است و درونش بشدت حساس و يک روح بسيار لطيفی دارد و ترسهايی که در وجود آن مرد است و او را تبديل به يک پلنگ کرده و تبديل به موجودی کرده است که زن را گاهی بسلاخی کشانده و موجب خشونت های بی نهايت می شود،‌ به او، آن زن، مثل يک موجود جديد نگاه می کند و به او يک هويت جديد می دهد. در حقيقت آخرين قصه يک داستان پيچيده است و در نهايت مرد آخرين کلامش اين است که می گويد: و ناگهان پلنگ گفت زن. يعنی در حقيقت اتحادى در آخر داستان بوجود می آيد، شناخت زن از مرد و مرد از زن.

دويچه وله: يعنی تلاش شما برای بوجود آوردن اين تفاهم ، نزديکی و درک متقابل است؟

گوشه گير: کاملا درست است.

دويچه وله: شما کارگردانی هم انجام داده ايد؟

گوشه گير: بله، همين سال گذشته بود که يک کاری را كه خودم نوشته بودم ، که يک نوع کار با رقص و موزيک و حرکت بود، به روى صحنه بردم.  قطعه کوچکى بود دوباره در مورد مسايل زنان، که از قرة العين شروع شد و با فروغ فرخزاد ادامه پيدا کرد و با زنان ديگرى مانند مهرانگيز کار و شيرين عبادی خاتمه يافت، كه سمبولی از زن امروز در ايران را ارائه مى دهند. اينکه از سالهای ۱۸۰۰ تا به امروز اين پروسه از کجا شروع شده و اكنون به چه شکلی و به چه زمينه ای درآمده است.

دويچه وله:‌ خيلی ممنونم از اينکه وقت در اختيار ما گذاشتيد و برايتان آرزوی موفقيت می کنم.

 

روایت مردانه از خاکسپاری پاپ

زنان ایران: دوشنبه 22 فروردین ۱۳۸۴-  11 آپریل 2005

برای تماشای به خاکسپاری مردی که توانست بیش از 9 ملکه و پادشاه و 70 رییس دولت را در کنار هم جمع کند ، بسیار مشتاق بودم. برای پیدا کردن تصویری مناسب تر تند تند از این کانال به آن کانال می رفتم . اولش برای پیدا کردن و دیدن تصویری از رییس جمهور در این مراسم جهانی از این کانال به آن کانال می رفتم . می خواستم ببینم بالاخره به طور اتفاقی با بوش روبه رو می شود یا نه و بیش تر از آن می خواستم ببینم وقتی با رییس جمهور ایرانی الاصل اسراییل روبه رو شد با او حرف می زند یا نه ؛ اما چیزی که از این جست و جو نصیبم شد چیز دیگری بود ، چیزی که اصلا دنبالش نمی گشتم و خودش آمد.

من تقریبا شبکه های مهم خبری را با هم تماشا می کردم و در این تماشا کردن دیدم که حضور زنان در این مراسم بسیار کم رنگ است .تنها یک زن از بین چندین و چند مرد مجری مراسم به خواندن دعا پرداخت و خیلی ساده کمتر زنی به عنوان زنی که رییس دولتی باشد در مراسم حضور داشت . از آن 4 5 ملکه بگذریم . این اولین چیزی بود که پیدا کردم . بعد از خودم پرسیدم چرا؟ اولین جواب به دین بر می گشت و به سخت گیری کاتولیک ها ، اما این جواب خیلی زود رنگ باخت ، چون یکی از شبکه ها گویا دوربین از دستش در رفت گروهی از خواهران روحانی را نشان داد که تعدادشان هم کم نبود . تازه وقتی دوربین به میان مردم عادی هم می رفت ، تعداد زنان به نحو چشمگیری زیاد می شد ، اما دوربین ها اغلب آن جایی نبود که زنان هم بودند. دوربین ها کاتولیک نبودند و تلویزیون ها هم . اما باز هم زنان در دوربین آنان جای نمی گرفتند.

چرا دوربین ها فقط مردان را نشان می دادند؟ جواب خیلی روشن است . چون دوربین ها بیش تر دنبال شخصیت های سیاسی و مقام های جهانی بودند و در میان مقام ها زنان چندان زیاد نیستند. اغلب زنان در میان مهمانان ویژه مراسم ، آدم های درجه 2 بودند که با حضور همسرانشان معنا می شدند .اغلب زنان خودشان نبودند، یکی زن بوش بود یکی زن بشار اسد ، یکی زن یکی دیگر .

البته وقتی برنامه تشییع جنازه پاپ تمام شد زنان هم به تلویزیون ها بر گشتند ، اما خوب که دقت می کردم باز هم چندان فرقی نداشت . نقشی که اغلب آنان داشتند با دیگری معنا می شد واستقلالی نداشتند چه در فیلم ها و چه در شو ها . سوژه هایی بودند برای دیگران .

 

گزارشى از نشست كميسيون بين المللى حقوق زنان در نيويورك

ضرورت برقرارى عدالت جنسيتى در قوانين

الهه كولايى _ استاد دانشگاه تهرانشرق: دوشنبه 22 فروردین ۱۳۸۴-  11 آپریل 2005

اسفند ماه گذشته در نخستين روزهاى ماه مارس سال جارى (۲۰۰۵) ۱۰ اسفند ماه نمايندگان دولت ها   و سازمان   هاى غيردولتى جهان در نشست كميسيون مقام زنان در نيويورك (سازمان ملل متحد) گردهم آمدند تا در مورد اقدامات هر يك از كشورها در مورد دفاع از حقوق زنان به تبادل نظر و مبادله اطلاعات و تجارب بپردازند. اين نشست كه ۱۰ سال پس از برگزارى نشست پكن ۱۹۹۵/۱۳۷۴ برگزار مى شد، دستاوردها و چالش هاى دولت هاى جهان را در اجراى بيانيه پكن، Beijing Plan of Action، اجراى كنوانسيون رفع كليه اشكال تبعيض عليه زنان CEDAW و اهداف توسعه هزاره MDGS مورد بحث و بررسى قرار داد. در بيانيه پكن با اشاره به شرايط زنان در سراسر جهان، به ويژه در كشورهاى در حال توسعه، با توجه به ضرورت تامين شرايط مناسب براى دفاع از كرامت انسانى و حقوق بشرى آنان، ۱۲ محور به عنوان ابعاد نگران كننده مورد تاكيد قرار گرفت:

۱ _ فقر پايدار كه به زنانه شدن فقر منجر شده است.

۲ _ نابرابرى ها و عدم دسترسى براى زنان همانند مردان به آموزش در سطوح مختلف.

۳ _ نابرابرى  ها در دسترسى به امكانات بهداشتى و خدمات مرتبط.

۴ _ خشونت عليه زنان.

۵ _ پيامدهاى خسارت بار درگيرى هاى مسلحانه و خشونت بار براى زنان، به ويژه آنان كه در سرزمين هاى تحت اشغال زندگى مى كنند.

۶ _ نابرابرى در ساختارهاى اقتصادى و سياست  ها، در همه اشكال فعاليت هاى توليدى و بهره مندى از مزاياى اقتصادى.

۷ _ نابرابرى زنان با مردان در دسترسى به فرصت هاى تصميم گيرى در همه سطوح.

۸ _ فقدان مكانيسم هاى مناسب براى تامين پيشرفت زنان.

۹ _ فقدان توجه به شرايط مناسب براى بهبود و ارتقاى حقوق انسانى زنان.

۱۰ _ كليشه عدم توانايى زنان براى شركت در فرايند جريان اطلاعات، به ويژه نقش ضعيف آنها در رسانه ها.

۱۱ _ نابرابرى هاى جنسيتى در مديريت منابع طبيعى و حفظ محيط زيست.

۱۲ _ تبعيض پايدار عليه زنان و نقض مستمر حقوق دختربچه ها.

به اين ترتيب كاملاً مشهود است كه مسئله زنان اينك به مسئله اى جهانى تبديل شده است.

در كنار تعهدات دولت هاى جهان به اجراى مفاد كنوانسيون رفع كليه اشكال تبعيض عليه زنان CEDAW كه تعداد اندكى از كشورها و متاسفانه جمهورى اسلامى ايران، هنوز به آن نپيوسته اند، اينك اجراى اهداف توسعه هزاره كه در اجلاس سال ۲۰۰۰ مجمع عمومى سازمان ملل متحد به عنوان اهداف جهانى براى تحقق توسعه تصويب شد، در كنار بيانيه پكن ۱۹۹۵ و كنوانسيون CEDAW به ضرورتى براى مبارزه با عقب ماندگى و توسعه نيافتگى در جهان تبديل شده است. اين عميق امروز به وجود آمده است كه اگر برنامه هاى توسعه با نگاه جنسيتى همراه نشود، به نتيجه قابل قبول نخواهد رسيد.

اينك جامعه جهانى به خوبى اهميت دفاع از حقوق انسانى زنان را در تامين شرايط مناسب براى جهانى امن تر و پيشرفته  تر مورد توجه قرار داده است. اسناد بين المللى كشورهاى عضو جامعه جهانى را به ايفاى نقش مثبت براى تامين مصوبات موظف مى سازد. اجراى مفاد كنوانسيون CEDAW اينك از طريق مصوبات جلسات متعدد منطقه اى و بين  المللى مورد تاكيد روزافزون قرار مى گيرد. هر چند در كشور ما هنوز فرايند رسمى شدن پيوستن به آن نهايى نشده، ولى همكارى هاى بين المللى و حضور فعال در جامعه جهانى به اشكال گوناگون دولت را به اجراى مفاد آن ملزم مى سازد. اينك كشورهاى جهان در خصوص الحاق به پروتكل الحاقى به آ ن بحث مى كنند  و از مسئله پيوستن عبور كرده اند. به اين ترتيب برنامه ارتقاى جنسيتى و توانمندسازى زنان با شناسايى چالش ها و دستاوردهاى آن اينك به يك دستور كار جهانى تبديل شده، كه كشورهاى جهان مى كوشند در جريان تبادل تجارب، اقدامات و موفقيت هاى خود را به جامعه جهانى ارائه نمايند. نشست هاى متعدد منطقه اى و بين المللى براى تامين اين هدف برگزار مى شود كه از اهداف اصلى آن شناسايى انواع و گونه هاى مختلف سازوكارهاى رسمى ايجاد شده در سطح ملى و نقش هاى خاص ايفا شده براى تدوين، اجرا و نظارت بر راهبردهاى ملى براى ارتقاى برابر جنسيتى (و نه جنسى) و توانمندسازى زنان بوده است. تسهيل در امر گسترش نگاه جنسيتى در برنامه ريزى هاى توسعه ملى نيز به طور جدى مورد تاكيد قرار گرفته است. در نشست اخير كميسيون مقام زنان در نيويورك تعداد بسيارى از نمايندگان كشورها را وزراى زنان تشكيل داده اند، كه نشان دهنده ارتقاى مكانيسم هاى نهادى در كشورهاى جهان است، اين تجارب مورد مبادله قرار گرفت. حضور فعال سازمان هاى غيردولتى در كنار نمايندگان دولت  ها در اين نشست بسيار برجسته بود. در همه نشست هاى جهانى امروز سازمان هاى غيردولتى به عنصرى فعال در شكل دادن به جامعه مدنى جهانى تبديل شده اند. حضور تعدادى از سازمان   هاى غيردولتى ايرانى، به رغم برخى نارسايى ها و مشكلات كه انتظار مى رود به زودى مورد بررسى و حل و فصل قرار گيرد، نمايى از چهره جامعه مدنى ايرانى بود. هر چند هماهنگى لازم ميان آنان از طريق حمايت هاى دولتى همچنان وجود نداشته است. اين هماهنگى مى تواند در چارچوب توانمندسازى آنان در طول اجراى برنامه هاى منظم به منظور دفاع از ارزش هاى بومى شكل گيرد. امروز هنجارهايى در جامعه جهانى در حال شكل گيرى و گسترش است كه تنها با حضور، حضورى فعال و موثر مى توان بر آن اثر گذاشت. بدون ترديد غيبت و عدم حضور مشكلى را حل نمى كند. پيامدهاى اين تحولات دير يا زود همه جوامع جهانى را تحت تاثير قرار خواهد داد.