زنان:دوشنبه 8 فروردین ۱۳۸4 -  28 مارس ۲۰۰۵

 

 

 

سال 83 و جنبش زنان در یک نگاه

امشاسپندان: دوشنبه ۱ فروردین ۸۴

خوب! پرونده سال 83 هم بسته شد. سالی که شادی داشت، غم فراوان داشت و بالا و پایین های رایج. جدا از اینکه این سال از منظر شخصی چگونه سالی بود، شاید بد نباشد به بررسی اجمالی و کوتاه این سال برای جنبش زنان هم بپردازیم.

جرقه اعتراضات جنبش از همان نوروز آغاز شد. از همان هنگام که صدا و سیمای ایران، پخش سریال مبتذل و بی ارزش بانویی دیگر را آغاز کرد. سریالی که این بار، رسمن جنبش زنان و زنان روزنامه نگار و فعال در مسایل زنان را نشانه گرفته بود. سریالی که به نحوی چندش آور، مثلث عشقی مضحکی را توصیف می کرد که در آن باز مرد آقا و سرور بود و دو ضلع دیگر مثلث، که هر دو زنانی روزنامه نگار و فعال در مسایل زنان بودند، برای رضایت خاطر این سرور دست به سنتی ترین کارها از جمله پختن غذایی خوشمزه تر و چشم هم چشمی های تهوع آور می زدند. این توهین، دیگر جای هیچ گونه سازش و بی توجهی ر ا باقی نمی گذاشت. جمعی از زنان فعال در مسائل زنان فراخوانی را انتشار دادند و در محل انجمن صنفی روزنامه نگاران تجمعی اعتراضی را علیه برنامه های زن ستیزانه صدا و سیما ترتیب دادند. تجمعیی که با استقبال خوبی روبرو شد و جمعیت قابل توجهی در آن شرکت کردند. تجمع سخنرانانی همچون دکتر فیروزه مهاجر، فریبا داوودی مهاجر، مرضیه مرتاضی لنگرودی، لیلی فرهاد پور و دکتر نیره توکلی داشت و در پایان مراسم نیز قطعنامه ای قرائت و خواسته های زنان از صدا و سیما مطرح شد. البته در پابان این مراسم دو سه نفری از جمله خورشید خانوم خودمان هم دستگیر و برای ساعاتی بازجویی شدند. حاصل این اولین اعتراض مدنی به صدا و سیما، پخش برنامه ای در نکوهش چند همسری از سوی صدا و سیمای زن ستیز بود.

در سال 83، مجلس هفتم که تاریخی ترین مجلس هاست آغاز به کار کرد. زنان نماینده مجلس هفتم به هیچ وجه نماینده زنان و خواسته های بر حق انان نیستند و این موضوعی است که دیگر بر هیچ کس پوشیده نیست. در همان روزهای نخست، فاطمه آلیا با صحبت درباره چند همسری و اینکه چند همسری در نهایت به نفع زنان است و مرد همچون سفره ای است که چند نفر می توانند سر آن غذا بخورند! جنجالی را موجب شد. اعتراض های بسیاری از سوی اقشار مختلف به آلیا شد و وی بعد سعی در تعدیل و اصلاح سخنش نمود و طبق رویه رایج این مجلس، خبرنگاران را متهم کرد که صحبت وی را به نحو بدی منعکس کرده اند. عشرت شایق، دیگر نماینده این مجلس هم از همان روزهای نخست جنجالی ظاهر شد و با ارائه نظریه "اگر 10 تا زن خیابانی کشته شوند دیگر زن خیابانی نخواهیم داشت" موج وسیعی از اعتراض ها به این نظر غیر کارشناسی و ساده انگارانه را موجب شد. وی بعد تر نیز با نوشتن نامه به رئیس جمهور و اعتراض شدید به جشن ملی جوان، که برای اولین بار در روز جوان از سوی سازمان ملی جوانان برگزار شده بود در صدر اخبار قرار گرفت. از دیگر اعتراض های بهت آور زنان این مجلس، اظهارات نیره اخوان بیطرف مبنی بر ارائه طرحی از سوی دولت برای جدا سازی دختران و پسران در دانشگاه ها بود! و دست آخر طرح لباس ملی که مجلس و کمیسیون فرهنگی هنوز هم درگیر آن است و شاید اظهارات صریح شیرین عبادی در این باره بهترین پاسخ باشد، شیرین عبادی می گوید: حتی اگر چنین قانونی تصویب شود، از زمره قوانینی خواهد بود که تنها در کتاب های حقوقی باقی خواهد ماند و این تصور باطلی است که فکر کنیم چون روسری را به زور بر سر زنان کردیم می توانیم دوباره و چند باره لباس آنان را با زور تحمیل کنیم. کارنامه مجلس هفتم تا به امروز نشان داده است که زنان نماینده فرسنگ ها از خواسته ها و مطالبات زنان امروز جامعه دور هستند.

چند سالی هست که زن یا زنانی متهم به قتل، در صدر اخبار قرار می گیرند. زنانی همچون کبری رحمانپور یا افسانه نوروزی که عمدتن قربانی فقر و مرد سالاری جامعه هستند. شهلا جاهد نیز یکی از همین زنانی است که در صدر اخبار و حوادث قرار گرفت. وی که متهم به قتل لاله سحر خیزان همسر ناصر محمد خانی است، پس از یک سال سکوت سرانجام قتل لاله را به این دلیل که ناصر بیش از این خودش راعذاب ندهد و خودکشی نکند گردن گرفت. محاکمه وی از جنجالی ترین مجاکمه های سال های اخیر بود. بنا به گفته وکیل شهلا، ابهامات پرونده این قتل آنقدر زیاد است که می توان با استناد به انها شهلا را تبرئه نمود. اما حکم اعدام شهلا نیز در دیوان عالی کشور تایید شده است. زنان فعال در برابر این موضوع مواضعی متفاوت را اتخاذ کردند. در یک سو زنانی بودند که همچون ماجرای کبری و افسانه، موضعی روشن در دفاع از شهلا که قربانی هوس بازی های یک مرد بود اتخاذ نمودند و به انعکاس اخبار مربوط به وی دست زدند. اما دسته دیگر زنانی بودند که رابطه پنهانی شهلا با محمدخانی و اینکه وی همسر دوم بوده است را مواردی برای تخریب چهره وی در جامعه می دانستند و دفاع علنی از وی را موجب جبهه گرفتن مردم جامعه علیه جنبش زنان می دانستند و یا به سکوت از کنار این موضوع گذشتند و یا در لفافه به موضوع پرداختند.

صحبت از زنان متهم به قتل شد. در آخرین روزهای سال، افسانه نوروزی سرانجام پس از هفت سال بازداشت آزاد شد. اما سرنوشت دفاع مشروع هنوز مبهم است چرا که افسانه با رضایت خانواده مقتول و پرداخت دیه آزاد شد و دادگاه باز دفاع مشروع را نپذیرفت و این ابهام قانونی همچنان جای سوال و مناقشه است.

امسال، کنفرانس ((پکن+10)) را نیز داشتیم. این کنفرانس از جهتی دیگر هم بسیار مهم بود چرا که برای اولین بار تنها زنان دولتی راهی این کنفرانس نشدند و عده ای از زنان فعال در جنبش که نماینده حقیقی جنبش زنان بودند به طور مستقل راهی این سمینار مهم شدند. زنانی همچون دکتر فیروزه مهاجر( از مرکز فرهنگی زنان)، دکتر محبوبه عباسقلی زاده( رئیس مرکز کارورزی های سازمان های غیر دولتی زنان)، جلوه جواهری( از کانون هستیا اندیش)، فائزه طباطبایی و لیلا موری( از سایت زنان ایران) ، منیژه حکمت( فیلمساز) فریبا داوودی مهاجر( روزنامه نگار و از اعضای هیئت مدیره انجمن روزنامه نگاران جوان) و...پس از بازگشت از کنفرانس بود که عده ای از شرکت کنندگان مورد بازجویی قرار گرفتند و روزنامه جمهوری اسلامی در مقاله ای به حضور این گروه اعتراض و وضعیت گروه ایرانی را بسیار زشت و نا پسند توصیف کرد. این مقاله هدف سازمان های غیر دولتی را مقابله با نظام جمهوری اسلامی دانست و این اظهارات واکنش های تند گروه ایرانی را به همراه داشت.

از تلخ ترین روزهاس سال 83، موج دستگیری های روزنامه نگاران و فعالین اجتماعی در پرونده موسوم به وبلاگ نویسان بود. این موج سهمگین جنبش زنان را هم بی نصیب نگذاشت. ابتدا فرشته قاضی، خبرنگار روزنامه اعتماد و تنها چند روز بعد محبوبه عباسقلی زاده دستگیر شدند. فرشته قاضی از داشتن وکیل هم محروم بود اما شادی صدر وکالت عباسقلی زاده را عهده دار شد. روزهای بسیار دشوار و هراس انگیزی برای جنبش زنان فرا رسیده بود. سر انجام عباسقلی زاده بعد از 29 روز بازداشت و قاضی پس از تحمل 49 روز بازداشت آزاد شدند. فرشته قاضی به دلیل وخامت اوضاع جسمی و روحی سریعن به بیمارستان منتقل شد ، وی سپس از بازجوی خویش به دادستان تهران شکایت کرد و شکنجه هایی را که تحمل کرده بود را ذکر نمود. دادگاه این دو فعال امور زنان هنوز برگزار نشده است.

از دیگر اخبار مهم این سال، سفر یاکین ارتورک گزارشگر امور زنان سازمان ملل به ایران بود. وی در طی سفر سه هفته ای خویش با بسیاری از فعالین امور زن در ایران گفت و گو کرد، سفری به ایلام که خودسوزی زنان در این منطقه بیداد می کند نمود و با بازداشت شده گان پرونده وبلاگ نویسان نیز دیدار و گفت و گو کرد. این سفر، رخدادی با اهمیت است و ارتورک مشروح کامل گزارش سفرخویش را در مجمع سال آینده سازمان ملل ارائه خواهد نمود.

از دیگر رخدادهای تلخ این سال اعدام عاطفه 16 ساله در نکا مازندارن و تایید حکم اعدام لیلا مافی 18 ساله بود. عاطفه دخترک 16 ساله نکایی را به جرم اشاعه فحشا در ملا عام به دار محازات آویختند و سن وی را نیز 22 سال ذکر کردند. اهالی شهرستان نکا گواهی داده اند که وی از سلامت عقلی کامل بهره مند نبوده است، در کودکی مادرخویش را از دست داده است و پدرش نیز که فروشنده ای دوره گرد است همیشه در سفر است. عاطفه نزد مادر برزگ و پدر بزرگ پیر خود زندگی می کرده است.بعد از اعدام وی، ماجرا انعکاس بین المللی وسیعی یافت روشن شد که بسیارانی با وی ارتباط جنسی نا مشروع داشته اند، بسیارانی که صاحب منصب و مقام بودند و به گفته خودمانی این دختر باید اعدام می شد!! وکالت این پرونده را شادی صدر عهده دار شده است. و اما لیلا مافی. لیلا دخترک 18 ساله است که عقب مانده ذهنی می باشد. مادرش از 8 سالگی وی را وادار به فحشا می کرده است. لیلا را در 12 سالگی به مرد افعانی می فروشند که وی را صیغه کرده و مجبور به تن فروشی می کرده است. لیلا مادر سه فرزند است که هرگز فرزندانش را ندیده است. وی را در باند فحشایی دستگیر کردند که رئیس باند، که مردی مسن است، در ازای 5 هزار تومان لیلا را به مردان متقاضی می فروخته است و عجبا که این مرد به پنج سال حبس و لیلا به اعدام محکوم شده است!! قاضی پرونده می گوید حکم اعدام به این دلیل است مه وی اعتراف کرده است که برادرانش از کودکی به و ی تجاوز میکرده اند. برادران وی آزاد مشغول گشت و گذارند و لیلا منتظر اعدام!!

هیشه در آخرین روزهای سال، شاهد فرا رسیدن 8 مارس، روز جهانی زن، که مهم ترین رو تقویم سال برای جنبش زنان هست می باشم. پس از سال هاتلاش و سختی، زنان توانسته بودند 8 مارس را از چهار دیواری خانه هایشان به اماکن عمومی و پارک ها بکشانند. اما امسال سال عقب گرد بود و جنبش زنان زیر فشار و زور ناچارن 8مارس را باز به چهار دیواری های تنگ برد. چند روز پیش از 8 مارس، دفتر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان که بیشتر به کار چاپ آثار زنان و مطالعات زنان مشغول است در حادثه آنش سوزی عمدی سوخت. شهلا لاهیچی، مدیر این انتشاراتی، این رخداد را مرتیط با 8 مارس دانست. تمامی اسناد، مجوزهای کتاب و پرونده های این انتشاراتی هم اینک از بین رفته اند.اما از اتفاقات فرخنده این 8 مارس، افتتاح کتابخانه مرکز فرهنگی زنان بود که اولین کتابخانه تخصصی غیر دولتی مطالعات زنان بود. این مهم بدون کمک زنان آزاده و مردان همراه میسر نمی شد و افتتاحش را به فال نیک می گیریم. از دیگر مراسم خوب این 8 مارس، برنامه همبستگی دانشگاه صنعتی شریف بود که زنان طیف های مختلف جنبش زنان در ان شرکت کرده و اعلام همبستگی نمودند. در روز 8 مارس نیز، عده ای از زنان راهی پارک لاله شدند تا در تجمعی آرام در سکوت بنشینند و کتاب بخوانند، اما نیروهای انتظامی این اندک را هم تاب نیاورده و زنان را متفرق کردند. موضوع مهم دیگری که امسال جنبش زنان را هم متاثر کرد، ارائه طرح رفراندوم بود که امسال اساس صحبت های زنان به مناسبت 8 مارس گردید. نوشین احمدی خراسانی در صحبتهای خویش در دانشگاه های تهران و امیر کبیر اظهار کرد که جنبش دانشجویی این طرح راوامدار جنبش زنان است چرا که جنبش زنان از ابتدای حیات، جنبشی ضد جنگ و خواستار تغییر در قوانین بوده است و اصلن زنان بودند که برای اولین بار اصلاح در قوانین را خواستار شدند. احمدی خراسانی خواهان تشکیل کمیته ای از زنان فعال برای نوشتن قانون اساسی بر مبنای برابری بشر و ارائه ان در 8 مارس سال آینده شد که با استقبال زنان بسیاری مواجه شد.

از دیگر وقایع این سال هم می توان به ارائه نتیجه تحقیق مرکز امور مشارکت زنان در باب خشونت علیه زنان، برگزاری سمینار بین منطقه ای زنان کشور های جنوب، دریافت نشان یونسکو پری صابری، نامه شیرین عبادی به رئیس جمهوری، انتخاب دکتر الهه کو لایی به عنوان سخنگوی دولت احتمالی معین، برگزاری اولین دوره بازی های المپیک زنان کشورهای اسلامی-آسیایی و ... اشاره کرد.

در کل، سال 83 سال چندان پر باری برای جنبش زنان نبود. جنبش در این سال، مجبور به عقب گرد هایی شد که ابدن مطلوب نیست. باشد که سال 84، با یاری و همبستگی هرچه بیشترمان، سالی پر بار و نوید بخش باشد. ایدون باد!

 

حركت جهاني براي تبليغ منشور حقوق بشر زنان آغاز شد

منيژه نجم عراقي

fdc_najm@yahoo.com

تريبون فمينيستي ايران: شنبه 6 فروردین ۱۳۸4 -  26 مارس ۲۰۰۵

اگر خبر شبكة حركت جهاني زنان براي تبليغ منشور حقوق بشر زنان را در اين سايت يا جاي ديگر خوانده يا شنيده باشيد شايد بخواهيد بدانيد كه اين حركت چگونه پيش مي‌رود. سعي مي‌كنم در طول مدتي كه اين حركت جريان دارد شما را در جريان اخبار آن قرار دهم.

 

گفته بودم كه حركت جهاني زنان شبكه‌يي متشكل از 5500 گروه از بيش از 163 كشور و ناحيه است كه هدف اصلي آن مبارزه با فقر و خشونت عليه زنان ‌است.

برنامة اين شبكه براي سال 2005 نوعي راهپيمايي امدادي (اين اصطلاح را از ورزش دو و ميداني قرض گرفته‌ام!) براي معرفي و تبليغ منشور حقوق بشر زنان است. قرار بر اين بوده كه در 8 مارس (برابر 18 اسفند) ــ يعني روز جهاني زن ــ راهپيمايي را زنان برزيلي از شهر سائوپولو آغاز ‌كنند در حالي كه زناني از شهر كِبِك كانادا (جايي كه اين حركت نطفه بست), و نمايندگان زنان كامرون, كنگو و بوركينافاسو آنان را همراهي مي‌كنند و به تبليغ و آموزش فرازهاي منشور حقوق بشر زنان و گفت‌وگو با مردم دربارة آن مي‌پردازند.. اين برنامه نزديك به شش ماه ادامه مي‌يابد و منشور از كشوري به كشور ديگر در سراسر جهان سفر مي‌كند. پايان راهپيمايي 17 اكتبر(برابر با 25 مهر) ــ يعني روز جهاني مبارزه با فقر ــ در بوركينافاسو است كه فقيرترين كشور جهان است و شكل‌هاي گوناگون خشونت عليه زنان در آن جا جريان دارد و زنان علاوه بر تجاوز و خشونت خانگي از ختنه و ازدواج‌هاي اجباري يا زودرس در عذاب‌‌اند.

ضمناً قرار بر اين است كه در اين مدت چهل‌تكه‌يي نيز به منزلة نماد همبستگي زنان فراهم شود كه ارزش‌هاي منشور در قطعات آن به تصوير كشيده شده‌است. اين چهل‌تكه به مرور و در طول مدتي كه منشور از كشوري به كشور ديگر سفر مي‌كند از دوختن پارچه‌هايي كه گروه‌هاي مختلف زنان تهيه كرده‌اند به وجود مي‌آيد. از ظهر روز 17 اكتبر (به وقت محلي بوركينافاسو) زنان در سراسر جهان به مدت يك شبانه‌روز برنامه‌هايي براي نمايش همبستگي فمينيستي تدارك مي‌بينند.

من گزارش كوتاهي از اخبار اين حركت را تا امروز كه 23 مارس است برايتان فراهم كرده‌ام, اما خودتان هم مي‌توانيد اخبار را همراه با عكس‌هاي شوق‌انگيز مراسم شخصاً‌ از طريق آدرس www.marchemondiale.orghttp:// يا جست‌وجو در اينترنت با كليدواژة world march of women دريافت كنيد.

 8 مارس 2005: چهل هزار زن در سائوپولوي برزيل روز جهاني زن را جشن گرفتند و منشور حقوق بشر زنان را براي راهپيمايي امدادي آن به حركت درآوردند.

در شهر سائوپولو هزاران زن به خيابان‌ها آمدند و خواست خود را براي خلق جهاني سرشار از آزادي, برابري, همبستگي, عدالت و صلح فرياد زدند. و همراه با زناني كه از مناطق ديگر به‌ آنان پيوسته بودند نخستين قطعة چهل‌تكة همبستگي جهاني زنان را به وجود آوردند. در اين تظاهرات خواست‌هاي ويژة زنان برزيلي (به‌ويژه حق دسترسي به سقط‌جنين در شرايط ايمن) نيز مطرح شد.

 13 مارس 2005: نزديك به سه هزار نفر عبور منشور حقوق بشر زنان را از پورتو خاوير (ريوگرانده) در برزيل جشن گرفتند. اين زنان از روستاهاي دور و نزديك برزيل, و از آرژانتين و پاراگوئه گرد هم آمده‌بودند تا اعلام كنند كه قصد دارند دنياي ديگري را كه در منشور تصوير شده‌است به وجود آورند. سپس منشور به زنان آرژانتيني تحويل داده شد.

در عصر اين روز زنان از سراسر بوئنوس‌آيرس در ميدان مركزي شهر گرد آمدند تا به منشور كه قرائت مي‌شد گوش فرادهند. قرائت منشور با شعرخواني و موسيقي و نمايش همراه بود. در پايان مراسم منشور سفر خود را به سوي مركز كشور و سپس مرز بوليوي ادامه داد.

 

 15 مارس 2005: آنتونيا تولابا, مادر هفت فرزند, منشور را در سالتا دريافت كرد تا به لاكوئيلاكا ببرد. فعالان جنبش‌هاي اجتماعيِ هر دو كشور هنگام رسيدن او به مرز بوليوي از او استقبال كردند. سپس او روي پل مرزي آرژانتين و بوليوي منشور را به زنان بوليويايي تحويل داد.

شايد خالي از لطف نباشد اگر در ايران نيز گروه‌هايي كه منشور حقوق بشر زنان را براي خلق دنيايي عاري از فقر و خشونت عليه زنان مي‌پسندند, براي مشاركت در تهيه يك چهل‌تكة همبستگي زنان ايراني, تصويري از دنياي رويايي خود يا اصلي‌ترين خواستة خود را روي يك قطعه پارچة (ترجيحاً چهارگوش) نقش بزنند. به اين ترتيب دست‌كم مي‌توانيم آرزوهاي خود را براي چنين جهاني به بيان درآوريم و با پيوند زدن نيروهاي خود به يكديگر در راه تحقق آن‌ها گام برداريم. مگر نه اين كه بسياري از واقعيت‌هاي امروز ــ تلخ يا شيرين ــ روياها و آرزوهاي ديروز بوده‌اند؟

در صورت تمايل به مشاركت در اين كار مي‌توانيد از طريق سايت مركز فرهنگي زنان يا آدرس fdc_najm@yahoo.com مرا در جريان قرار دهيد.

 

زنان اكثريت كشته‌شدگان «سونامي» را تشكيل مي‌دهند

شنبه 6 فروردین ۱۳۸4 -  26 مارس ۲۰۰۵

آمار سازمان كمك‌رساني «آكسفام» كه در «هند»، «اندونزي» و «سريلانكا» تهيه شده است، سه ماه پس از حادثه سونامي نشان مي‌دهد كه تعداد زناني كه در اين حادثه در آسيا كشته شده‌اند بيش از مردان بوده است.

به گزارش گروه «حوادث» ايسنا، «بي‌بي‌سي» به نقل از موسسه «آكسفام» اعلام كرد: زنان به اين دليل متحمل بيشترين آسيب شدند كه در زمان وقوع سونامي در سواحل در انتظار بازگشت ماهيگيران بودند يا در خانه‌هاي خود از بچه‌ها مراقبت مي‌كردند.

گفتني است نتايج اين تحقيقات نشان مي‌دهد اين آمار در برخي نقاط چهار زن در برابر يك مرد است.

 

موانع و هزينه مشاركت هاى‎ ‎اجتماعى براى زنان ايرانى

مهيندخت مصباح- رادیو آلمان: چهار شنبه 3 فروردین ۱۳۸4 -  23 مارس ۲۰۰۵

آيا ناامنى هاى موجود در فضاى سياسى‎ ‎اجتماعى ايران مهم ترين عامل عدم حضور مستقيم زنان در فعاليت هاى اجتماعى اند؟ ‏آيا‎ ‎دليل اين است كه هزينه هايى كه يك زن براى مشاركت هاى اجتماعى بايست تقبل كند به‎ ‎مراتب از مرد بيشتر است و مثلا ‏خانواده در غياب مرد بازداشت شده از هم نمى پاشد چون‏‎ ‎زن از آن حراست ميكند؟‎ ‎

مدتهاست بموازات تحولات پرشتاب منطقه اى و بين المللى و در هم تنيده شدن هر چه‎ ‎بيشتر گره هاى اجتماعى كه جامعه ايران را ‏به آستانه بحران هاى جدى كشانده، انتشار‎ ‎بيانيه از سوى شخصيت ها و گروهها در تحليل  اوضاع و ارائه پيشنهاد براى برون ‏رفت از‎ ‎انسدادها خطاب به مردم يا عاملان دشواريها، روندى رو به افزايش يافته است. از جمله‎ ‎نكات جالب توجه در اين روند، ‏دگرگونى هايى است كه به تدريج در تركيب امضاء كنندگان‎ ‎اين بيانيه ها بوجود آمده اند.اگربيانيه هاى دو سه سال قبل الزاما نام ‏شاخص ترين‎ ‎فعالان سياسى اجتماعى را پاى خود داشتند، اطلاعيه هايى چون فراخوان به مردم آمريكا‎ ‎براى جلوگيرى از دخالت ‏نظامى دولت شان در امور ايران يا بيانيه اساتيد دانشگاهها و‎ ‎كارشناسان اقتصادى در مورد وضعيت بحرانى اقتصاد ايران و اين ‏اواخر، بيانيه ۵۶۵ نفره‏‎ ‎ى هشدارآميز خطاب به حاكمان انتصابى، واجد اسامى وهويت هاى گوناگونى هستند. همزمان‎ ‎در تقسيم ‏بندى جنسيتى امضا كنندگان به فوريت ميتوان ديد كه حضور زنان در اين فهرست‎ ‎ها بسيار اندك است. آيا ناامنى هاى موجود در ‏فضاى سياسى اجتماعى ايران را ميتوان‎ ‎مهمترين عامل عدم حضور مستقيم زنان در فعاليت هاى اجتماعى تلقى كرد؟ آيا دليل ‏اينست‎ ‎كه هزينه هايى كه يك زن براى مشاركت هاى اجتماعى بايست تقبل كند، به مراتب از مرد‎ ‎بيشتر است؟ و مثلا خانواده در ‏غياب مرد بازداشت شده ازهم نمى پاشد چون زن از آن‎ ‎حراست ميكند ؟ يا اصولا زنان ما هنوز در گام هاى آغازين مشاركت هاى ‏اجتماعى اند؟‎ ‎

خانم مرضيه مرتاضى لنگرودى فعال اجتماعى و مدافع حقوق زنان، در پاسخ به اين پرسش‎ ‎كه چرا بيانيه ۵۶۵ نفره با امضاى ‏مسلط آقايان است ميگويد:

والله من فكر ميكنم يك دليل اينست كه جامعه ايران هنوز كاملا پدرسالار است و‎ ‎اين علقه و سلطه تفكر پدر سالارى حتى از فكر ‏و ذهن نخبگان و روشنفكران ما هم پاك‎ ‎نشده است. يك دليل ديگر اينست كه وقتى متاسفانه در ايران هر مسئله اى حتى پوشش زنان‎ ‎سياسى تلقى ميشود و حاكميت در آن دخالت ميكند، زنان ترجيح ميدهند وارد مسائل‎ ‎اجتماعى نشوند و اين وضعيت تناقض آميزى ‏را براى آنها ايجاد ميكند. از طرفى اين نگاه‎ ‎سياست گريز باعث ميشود حاكمان و سياست موجود آنها را به حاشيه برانند و از ‏طرف ديگر‎ ‎همين عدم حضور زنان در عرصه اجتماع باعث ضايع شدن حقوقشان ميشود. اما در مقابل‎ ‎مردان جامعه ما و حتى ‏نخبگان و مردان آرمانخواه هم سعى ميكنند از زير بار هزينه‎ ‎هايى كه زنان سياسى و آرمانخواه به نظام خانواده و زندگى زناشويى ‏تحميل ميكند، فرار‎ ‎كنند.  البته زنان ايرانى الان بيشتر وارد عرصه شده اند اما تعريف خودشان را از‎ ‎سياست دارند. مثلا مقاومت ‏هاى ناگفته و نانوشته اى بين زنان ايرانى وجود دارند كه‎ ‎نمودش حتما امضاى بيانيه ها نيست. آنها از طريق راههاى خودشان عمل ‏ميكنند.”

بايد پذيرفت كه به دليل ناامنى هاى موجود و خطراتى كه در كمين آزادى حاضران يك‎ ‎نشست ده نفره وجود دارد، الزاما حتى ‏مردان امضاء كننده اين قبيل بيانيه ها گردهم‎ ‎جمع نشده و تشكيل جلسه نداده اند. بنابراين منطقى به نظر ميرسد كه فرصت ارائه اين‎ ‎قبيل بيانيه ها به بسيارى، اعم از زن و مرد و بحث پيرامون آن نبوده باشد. با اين‎ ‎همه به آغاز سخن برميگرديم و با خانم مرتاضى ‏لنگرودى اين سوال را طرح ميكنيم كه اگر‎ ‎زنان بخاطرهزينه هاى بالاى مشاركت هاى اجتماعى يا خود كنار ميكشند يا وادار به ‏كنار‎ ‎كشيدن ميشوند، پس جنبش زنان  با اتكاء  به چه زمينه هايى فعاليت ورشد ميكند؟‎ ‎

جنبش هاى اجتماعى تغيير شكل داده اند. امروزه ديگر چالش با قدرت به معناى‎ ‎رويارويى آشكار با آن نيست كه اگر موفق نشد، ‏زير زمينى شود. تجارب رفتارهاى چريكـى‎ ‎نشان داده كه آن اتفاق چيز خوبى براى جنبش اجتماعى نبود زيرا مبارزان را از مردم‎ ‎جدا ميكرد. جنبش هاى نوين اصرار دارند شفاف باشند و به صورت آشكار با مسائل دست و‎ ‎پنجه نرم كنند. در عين حال هر چند ‏جنبش هاى اجتماعى ايران بخاطر تبعيض هاى طبقاتى و‎ ‎فقر، مولفه هاى عدالتخواهانه دارند اما امروزه مبتنى بر نيازهاى ‏غيرمادى و غير‎ ‎اقتصادى هم هستند. در بخش زنان موضوع هويت، اعتبار و تخصص بسيار اهميت دارد. زنان‎ ‎اگر فضايى از ‏نظر حداقل امنيت و رفاه برايشان ايجاد شود در اين عرصه ها حرفهاى‎ ‎زيادى براى گفتن دارند. اين زنان به دنبال كسب اعتباراتى ‏هستند كه مبتنى بر هويت و‎ ‎تخصص و توانمند سازى است.”

‎ ‎خانم مرتاضى لنگرودى مى افزايد جنبش زنان با تعاريف جديدى متولد ميشود كه گاه‎ ‎تكان دهنده است. مثلا درعقب افتاده ترين ‏روستاها يا اعماق حوزه علميه قم ديگر به  برخى قوانين و فرامين به ديده تقدس نگريسته نميشود. زنها خيلى اوقات ظالمانه بودن‎ ‎آنها را حس ميكنند چون مسائل حقوقى شان مشترك است. آنها سعى ميكنند دستكم با بلاغت‎ ‎به موارد بازدارنده نه بگويند.”

به اطلاعيه بازميگرديم و از خانم مرتاضى لنگروى مى پرسيم درحاليكه بسيارى امضا‎ ‎كنندگان كارشناسان علمى و به اصطلاح ‏تكنوكرات هستند و ما اينهمه زن تحصيلكرده داريم‎ ‎باز چرا جاى اين دسته زنان در بيانيه خالى است؟ مگر نه اينكه ۶۷ درصد ‏ورودى هاى ما‎ ‎به دانشگاه دختران اند؟ سهم آنها از اظهار نظرهاى كارشناسانه چيست؟

اين درصد بالاى دخترها خيلى فرخنده است و حاصل جنبش سواد آموزى صد سال پيش‎ ‎زنان است. البته مجلس اول مشروطه ‏با اين حق مخالفت كرد. اما نتيجه آن مبارزات الان‎ ‎خود را نشان ميدهد كه اين همه آمار تحصيلكردگان ما بالاست. از طرف ديگر ‏نبايد‎ ‎فراموش كرد كه از ميان همين تحصيلكردگان ۶۵ درصدشان خانه دار ميشوند چون كار نيست و‏‎ ‎ازتيپ يك دختر تحصيلكرده ‏مدرن به يك زن نفقه بگير مبدل ميشوند.بيكارى و فقر آنها را‎ ‎وابسته به مرد ميكند. در عين حال اينكه دانشگاه آزاد در بسيارى ‏شهرهاى كوچك شعبه‎ ‎دارد باعث شده حق طلبي زنان در همه جاى ايران رسوخ كند. من البته فكر نميكنم صد سال‎ ‎بكشد كه زنان ‏ما به طور ملموس وارد اجتماع شوند. قطعا ما در ده سال آينده در حوزه‎ ‎فلسفه و هنر و علم و اقتصاد متخصصانى اززنان خواهيم ‏داشت كه نمى توان ناديده شان‎ ‎گرفت.”