زنان:پنج شنبه 20 اسفند ۱۳۸۳ -  10 مارس ۲۰۰۵

 

 

 

 

گزارشی از روز زن در تهران

"ما زنها از نيروی انتظامی نمیترسيم!"

سایت ایران امروز:

مونا ـ تهران سهشنبه ١٨اسفند ـ ٨ مارس

گزارشي از پارك لاله ـ روز جهاني زن

براي رسيدن امروز، يك جوري بيتاب بودم. از وقتي كه اولين بار خبر تظاهرات روز زن در پارك لاله روي يكي از سايتها ديدم، در واقع هر چه به خود روز ٨مارس نزديكتر ميشديم، بيشتر دل توي دلم نبود. ديشب اصلا خواب به چشمم نميآمد. همه اش فكر ميكردم فردا چه اتفاقي ميافته؟ آيا همه ما طبق قرارمان در پارك لاله جمع ميشيم؟ نيروي انتظامي چيكار ميكنه؟ فردا شب اينجا هستم يا در سلولهاي زندان اوين و يا فكر به زندان اوين كمي دچار ترديدم ميكرد اما از اينكه فكر ميكردم، خب ديگه حداقله، حداقله كه فرياد بزنيم و بگيم ما هم انسانيم. يه انسان برابر نه يك نصفه آدم! فكر اينكه خلاصه بايد يك روزي اين حرفهايي كه تو گلوم گير كرده رو فرياد بزنم، باعث ميشد كه اصلا ترسيدن يادم بره. يك چيز ديگه هم بود اين روزها وقتي اطلاعيههاي حمايت از تجمع توي پارك لاله را روي اينترنت ميخوندم و توي اين دنياي مجازي از حمايت و همبستگي خواهرام خبردار ميشدم، بيشتر قوت قلب ميگرفتم.

بالاخره ٨مارس از راه رسيد. من و ساغر و سعيده و مينا روانه پارك لاله شديم. ساغر از سرشب ولم نميكرد مدام يادآوري ميكردكه قرار ساعت ٤يادت نره ها!. حدس ميزنم اون هم گهگاهي مثل من دچار ترديد ميشه و براي مبارزه با آن به من زنگ ميزنه و قرار را يادآوري ميكنه. هميشه وقتي كه حس كني تنها نيستي و كس ديگهاي هست كه جاي جاش دستهاش با دستهاي تو در مقابل هجوم نيروي انتظامي و لباس شخصيها زنجير ميشه، آرامش خاطر پيدا ميكني و عزمت براي آنچه كه ميخواي به دست بياري جزم ميشه.

ساعت چهار به پارك لاله رسيديم. صحنه عجيبي بود تقريبا ما به ازاي هر نفر ٣-٤نفر نيروي انتظامي ايستاده بود. يگانهاي ضدشورش با اون لباسهاي مهيبشون با نيروي انتظامي و لباسشخصيها پياده و سوار بر موتور، داشتند در خيابانهاي اطراف كارگر ، حجاب و انقلاب و اطراف پارك جولان ميدادند. پارك كاملا قرق شده بود. ساغر با خنده گفت فكر نميكردم ديگه اينقدر از ما بترسند! به نظر ميرسه به جاي روز زن، روز نيروي انتظاميه و اونا ميخوان تظاهرات كنن!!

باران ميباريد. پارك هنوز خلوت بود. نيروي انتظامي هر كس كه وارد پارك ميشد رو بازرسي ميكرد و سعي ميكرد نذاره تجمعي شكل بگيره و همه رو به سمت انتهاي پارك متفرق كنه. اما نزديكهاي ساعت ٥بود، كه تجمع شكل گرفت. خيليها از خيابان كارگر وارد پارك شده بودند. با انتظاميها به همه گير ميدادند و مانع تجمع ميشدند، اما كسي گوشش بدهكار نبود. هر چه جمعيت زيادتر ميشد، نيروي انتظامي وحشيتر ميشد. حالا ما تنها زنها نبوديم خيلي از مردها هم براي حمايت و همبستگي آمده بودند. چند بار به جمعيت حمله كردند، اما همه ايستاده بوديم، شعار ميداديم هيچ وقت اينطور از ته دل فرياد نزده بودم: " مرگ بر قوانين ضد زن " ساغر فرياد زد: زنداني سياسي آزاد بايد گردد و همه با او تكرار ميكردند. خانمي داشت عكس ميگرفت كه ريختند سرش و داشتند دستگيرش ميكردند، دوربينش هم شكسته بود. جمعيت براي نجات اين خانم با انتظاميها درگير شد و بكش بكش اساسي بود تا اونو از دست انتظاميها در ببريم. در گرماگرم درگيري با انتظامي خانم مسني فرياد ميزد و اعتراض ميكرد كه به چه علت مزاحم ما ميشيد ما داريم آرام تظاهراتمان را ميكنيم. بعد خطاب به جمعيت گفت: اينها از زنها ميترسند. واي به روزي كه زنها بلند شن!! خيلي از حرفهاي اون خانم خوشم آمد. در اين گيرودار سپيده و مينا را گم كرده بودم. تمام حواسم به ساغر بود كه ديگه از اون جدا نشم. ساغر هم دوربين داشت و دنبال فرصت ميگشت كه بتونه عكس بندازه.

چون نميگذاشتند همه يك جا جمع بشن در پارك تجمعهاي مختلفي شكل گرفته بود. خيليها تونستند خودشان را به آمفي تئاتر برسانند و يك تجمع آنجا شكل گرفت. در آن ميان يك مرد ميانسال را ديدم كه در حمايت از ساير زنان فرياد زد مرگ بر جمهوري اسلامي! مرگ بر رژيم زنستيز! و بلافاصله توسط نيروي انتظامي به داخل ماشين هلش دادن و دستگيرش كردن. سه چهار جوان ديگه هم كه در حال پخش تراكتهاي مجاهدين بودند توسط نيروي انتظامي با ضرب و شتم دستگير شدند. ديگه خون همه به جوش آمده بود. جمعيت براي حمايت و جلوگيري از دستگيري جوانان با نيروي انتظامي درگير شد و در اين درگيري چند نفر از خانمها هم دستگير شدند. كم مونده بود ساغر هم اينجا دستگير بشه كه به زور دستشو كشيدم و از معركه خارج شديم. با هم به طرف انتهاي پارك راه افتاديم. خيليها هم در گروههاي چند نفره به همان سمت ميرفتند. اينجا هم دوباره جمع شديم و حالا به هر گوشه پارك كه نگاه ميكردي تجمعهاي متعدد زنان را مي ديدي كه دارند سرود اي ايران رو ميخوانند.

در راه تو كي ارزشي دارد اين جان ما ــــــ پاينده باد خاك ايران ما

وقتي همه با هم سرود ميخوانديم با اين كه هوا سرد بود و داشت باران ميباريد، احساس ميكردم داغ داغم. گرماي عجيبي بود. يك جوري احساس قدرت ميكردم. احساس ميكردم از شجاعت جمع من هم شجاع شدهام. گويي خودم، ترسها و ترديدهام يادم رفته بود.

نقطه مشترك همه كساني كه به پارك لاله آمده بودند اعتراض به وضعيت حقوقى و اجتماعى زنان در جامعه ما بود. در اين جمع از هر طيف و عقيدهاي به چشم ميخورد. از دختران جوان دانشجو تا زنان خانهدار يا كارمند، از هواداران مجاهدين كه با به جان خريدن خطر دستگيري و عواقبش عكس مريم رجوي را در دست گرفته بودند و يا تراكتهايشان را پخش ميكردند، تا زنان عضو انجمنها و تشكلهاي غيردولتي!

ساعت ٦ شده بود، پارك داشت خلوت ميشد. هنوز نگران سعيده و مينا بودم كه در بين جمع گمشان كرده بودم. دلم نميخواست اونجا رو ترك كنم ساغر دستم را كشيد و گفت تقريبا تمومه بيا بريم جلو پارك از آنجا هم چند عكس بگيرم. بعد از اتمام كار ساغر در حاليكه با عجله به سمت در پارك ميرفتيم چشمم به تراكتي افتادكه روي نيمكت پارك گذاشته شده بود. روي تراكت عكس زني خندان بود با اعتماد بنفس و نگاهي نافذ.. روي تراكت خطاب به حكومتيها نوشته بود: بساط ستم شما به دست زنان برچيده خواهد شد!

 

گردهمايي جامعه حمايت از زنان براي درخواست برابري ميان زن و مرد در سنندج کردستان برگزار شد

چهار شنبه 19 اسفند ۱۳۸۳ -  9 مارس ۲۰۰۵

مراسم هشتم مارس، روز جهاني زنان در ايران به رغم مشکلاتي حتي در برخي شهرستان هاي ايران نيز برگزار شد. جامعه حمايت از زنان براي اعلام تقاضاهاي زنان ايران و درخواست مساوات بين زن و مرد ديروز در سنندج کردستان ميزبان يک گردهمايي بود که به گفته ديبا عليخاني، دبير جامعه حمايت از زنان شمار زيادي از اين مراسم استقبال کردند. ديبا عليخاني، دبير جامعه حمايت از زنان در مصاحبه با راديوفردا مي گويد جمعيت بالاي دو هزار نفر بود که حضور داشتند در سينما بهمن، مرکز اصلي شهر سنندج، خواست و مطالبات جامعه حمايت از زنان که يک تشکل مردمي است، رفع تبعيض، تحقير و هر نوع خشونتي در همه اشکالش است. وي مي افزايد در پايان مراسم قطعنامه هفت ماده اي مبني بر تغيير وضعيت موجود زنان در ايران اعلام شد، سخنراني هايي که در مراسم اعلام شد در خصوص رفع تبعيض عليه زنان، وضعيت فرهنگي و اجتماعي که در حال حاضر زنان در جامعه کردستان و به طور عموم در ايران دارند، اعتراض به قتل هاي ناموسي، برنامه هشتم مارس بود.

فريبا مودت (راديو فردا): مراسم هشتم مارس، روز جهاني زنان در ايران به رغم مشکلاتي حتي در برخي شهرستان هاي ايران نيز برگزار شد. جامعه حمايت از زنان براي اعلام تقاضاهاي زنان ايران و درخواست مساوات بين زن و مرد ديروز در سنندج کردستان ميزبان يک گردهمايي بود که به گفته ديبا عليخاني، دبير جامعه حمايت از زنان شمار زيادي از اين مراسم استقبال کردند.

ديبا عليخاني (دبير جامعه حمايت از زنان): زنان به لحاظ آگاهي در سطحي قرار گرفته اند که براي رسيدن به تامين برابري در کليه زمينه هاي اجتماعي، اقتصادي سياسي در حال تلاش هستند، جنبش اجتماعي زنان در ايران شکل گرفته و مردم شرکت مي کنند.

ماه منير رحيمي (راديو فردا): در سنندج مراسم هشتم مارس چگونه برگزار شد؟

ديبا عليخاني: در سنندج جامعه حمايت از زنان، ميزبان برگزاري هشت مارس بود، مردم با شور خاصي از اين مراسم حمايت کردند، جمعيت بالاي دو هزار نفر بود که حضور داشتند در سينما بهمن، مرکز اصلي شهر سنندج، خواست و مطالبات جامعه حمايت از زنان که يک تشکل مردمي است، رفع تبعيض، تحقير و هر نوع خشونتي در همه اشکالش است. ما با وجود مشکلات خاصي که از طرف هاي مختلف داشتيم، توانستيم مراسم را برگزار کنيم. در پايان مراسم قطعنامه هفت ماده اي مبني بر تغيير وضعيت موجود زنان در ايران اعلام شد، سخنراني هايي که در مراسم اعلام شد در خصوص رفع تبعيض عليه زنان، وضعيت فرهنگي و اجتماعي که در حال حاضر زنان در جامعه کردستان و به طور عموم در ايران دارند، اعتراض به قتل هاي ناموسي، برنامه هشتم مارس بود.

م . م . ر: گفتيد مشکلاتي داشتيد براي برگزاري اين مراسم.

ديبا عليخاني: از ما تعهدهاي خاصي گرفتند که مراسم منافاتي نداشته باشد با قوانيني که در کشور هست، ديروز ظهر ما تا ساعت يک و نيم که موفق شديم مجوز برگزاري برنامه را بگيريم، يکي از اعضاي جامعه حمايت از زنان يعني رئيس هيات مديره، خانم ثريا محمدي در اماکن حضور داشت، اماکن تا آخرين لحظات از برگزاري مراسم با ما مخالفت مي کرد.

م . م . ر : آيا زنان کردستان در شرايط ويژه هستند و مشکلات خاصي دارند متفاوت از کل زنان ايران؟

ديبا عليخاني: من فکر مي کنم ستم بر زنان به خاطر جنسيتشان است نه به خاطر کرد بودن، عرب بودن يا فارس زبان بودنشان در جامعه ايران و قطعا هرجا که محروم تر باشد مشکلات ويژه تري دارد و قشر فرودستان مشکلات خاص تري دارند. زنان در جامعه کردستان مانند لرستان، سيستان و بلوچستان که مسائل قومي و فرهنگي مشکلات زنان را مضاعف تر مي کند.

م . م . ر: در صحبت قبليتان اشاره اي کرديد به قتل هاي ناموسي. آيا اين اتفاق همچنان در کردستان مي افتد؟

ديبا عليخاني: بله، پريروز يعني 17 اسفند آخرين موردي که گزارش شده از يکي از روستاهاي مريوان، يک دختر 18 ساله به اسم دلبر خسروي به دست برادرش سرش از بدنش جدا مي شود، سرش با چاقو بريده مي شود، به خاطر اين که مي خواسته از شوهرش جدا شود و خانواده اش موافق طلاق او نبودند و به او اين را نسبت دادند که حتما کس ديگري در زندگي دلبر وجود دارد. يکي از خواست هاي ما محکوم کردن اين قتل و پيگيري پرونده دلبر خسروي بود.

 

شجاعي با تشريح نتايج اجلاس كميسيون مقام زن: گزارش ملي زنان ايران محرمانه نيست

چهار شنبه 19 اسفند ۱۳۸۳ -  9 مارس ۲۰۰۵

رييس مركز امور مشاركت زنان اعتراض به ممنوعيت حجاب در برخي كشورها به عنوان يكي از مصاديق تضييع حقوق زنان، اعتراض شديد به سوءاستفاده از نقش‌هاي كليدي زنان و استثمار آنها و تحقير زنان در رسانه‌ها را از جمله مهمترين محورهاي گزارش ملي ارائه شده در اجلاس چهل و نهم كميسيون مقام زن خواند.

به گزارش خبرنگار زنان خبرگزاري دانشجويان ايران زهرا شجاعي مشاور رييس‌جمهوري در تشريح نتايج اجلاس چهل و نهم كميسيون مقام زن كه بتازگي در مقر سازمان ملل برگزار شد، اين اجلاس را فرصت مناسبي براي معرفي پيشرفت‌هاي زن ايراني در سايه جمهوري اسلامي و تحت تاثير انقلاب اسلامي، دانست و با اشاره به دستاوردهاي شركت هيأت ايراني در اجلاس اظهار داشت: هيأت ايراني با استفاده از دستاوردهاي ساير اجلاس‌ها و همچنين مكانيزم‌هاي تبليغاتي سعي كرد اطلاع‌رساني مناسبي در مورد وضعيت زنان ايراني و پيشرفت‌هاي آنها داشته باشد. همچنين در اين اجلاس،‌ هيات ايراني علاوه بر برقراري ارتباط با سران ساير كشورها، با نمايندگان كشورهاي اروپايي روابط ديپلماتيك برقرار و علاوه بر نظارت بر تصويب بيانيه و تطابق بندهاي آن با تحفظات جمهوري اسلامي، در ميزگردهاي مقامات بلندپايه كشورها نيز شركت كرد.

وي با اشاره به افزايش تعداد زنان محجبه در اين اجلاس گفت: حضور زنان باحجاب از جلوه‌هاي انديشه اسلامي و دستاوردهاي انقلاب اسلامي بوده؛ به نحوي كه در اجلاس قبلي تنها دو نماينده عالي‌رتبه زن با حجاب اسلامي حضور داشتند؛ اما در اجلاس اخير حداقل 8 رييس هيات كشورهاي اسلامي با حجاب به ايراد نطق پرداختند.

به گزارش ايسنا، شجاعي در ادامه با اشاره به دستور كار اجلاس چهل و نهم كميسيون مقام زن تاكيد كرد:‌ در اين اجلاس، مروري بر ارزيابي عملكرد دولت‌ها در اجراي سند پكن و پكن+5 در دستور كار قرار گرفت و در آن اجلاس 145 كشور، 6 هزار سازمان غيردولتي و 80 وزير امور زنان شركت كردند.

رييس مركز امور مشاركت زنان افزود: در برنامه افتتاحيه، دبيركل سازمان ملل در سخنان خود به پيشرفت‌هاي زنان در حوزه‌هاي آموزش، بهداشت و افزايش سطح درآمد زنان اشاره كرد و به چالش‌هايي همچون بحث قاچاق زنان و دختران، آسيب‌پذيري زنان در مناقشات مسلحانه، خشونت خانگي و ايدز اشاره كرد و گفت: پرداختن به امور زنان صرفا وظيفه‌ خود زنان نيست و در اجلاس سران كه در سپتامبر سال جاري برگزاري مي‌شود، مساله زنان به عنوان يكي از دستور كارها خواهد بود تا دولت‌ها موظف به پرداختن به امور زنان شوند.

به گزارش ايسنا، مشاور رييس‌جمهوري با اشاره به اعضاي كميته تدوين گزارش ملي گفت: اعضاي كميته ملي شامل نمايندگان وزارتخانه‌ها و سازمان‌هاي دولتي، نمايندگاني از شوراي فرهنگي اجتماعي زنان، فراكسيون زنان، قوه قضاييه، سازمان تبليغات، كميته امداد، هلال‌احمر، كميته حقوق بشر اسلامي بودند و به طور كلي حدود 45 نفر در تدوين گزارش ملي مشاركت داشتند.

 

وي افزود: تدوين گزارش ملي، چارچوب مشخصي داشت و بر 12 مورد نگران‌كننده سند پكن استوار بود. دولت‌ها نيز موظف بودند براي هر محور اهداف استراتژيك تعيين و اقدامات خود را طي 10 سال اخير بيان كنند.

به گفته وي، گزارش ملي با همكاري همه دستگاهها و مشاركت فعال آنها تهيه شده و محرمانه نيست بلكه در جهت تقويت جايگاه زنان تهيه شده است.

رييس مركز امور مشاركت زنان خاطرنشان كرد: سازمان‌هاي غيردولتي در مجمع بين‌المللي نقش نظارت بر عملكرد دولت را دارند و گزارشي با عنوان گزارش سايه از فعاليت‌هاي دولت درخصوص امور زنان تهيه مي‌كنند تا مجامع بين‌المللي از مقايسه گزارش دولتي و غيردولتي هر كشور واقعيت‌ها را دريابند.

شجاعي در ادامه در پاسخ به سوالي مبني بر اعتراض نمايندگان مجلس به گزارش ملي وضعيت زنان گفت: اعتراض و تذكر حق نمايندگان است اما اگر نمايندگان با دقت بيشتري گزارش ملي وضعيت زنان را مطالعه كنند، مطمئنا قانع خواهند شد.

رييس مركز امور مشاركت زنان در پايان در مورد بودجه 84 اين مركز اعلام كرد: هنوز تصميم نهايي در مورد بودجه مركز اتخاذ نشده اما پيشنهاداتي كه مبني بر حذف بودجه امور زنان بود، در مراحل بعدي به تصويب نرسيد و بحث حذف بودجه امور زنان منتفي شد.

وي افزود: در خصوص كاهش اين بودجه، آنچه به عنوان متن كميسيون تلفيق در اختيار مركز قرار گرفته، مشخص كردن درصدي از بودجه براي استحكام بنياد خانواده و ازدواج است كه در اين زمينه هنوز تصميمي اتخاذ نشده است.

 

زنان ناشر و نویسنده تجلیل شدند / اولین زن ناشر ایران جایزه گرفت

چهار شنبه 19 اسفند ۱۳۸۳ -  9 مارس ۲۰۰۵

دیروز ، همزمان با هشتم مارس از جمعی از زنان فعال در عرصه ی نشر کشور در محل اتحادیه ی ناشران و کتابفروشان تهران تجلیل شد .

به گزارش خبرنگار کتاب مهر ، این مراسم که توسط مجمع صنفی - فرهنگی زنان ناشر درمحل اتحادیه ی ناشران برگزارشد ، تعدادی از زنان نویسنده که آثارشان درسال 1383 برگزیده شده  و همچنین از تعدادی از زنان پیشکسوت وفعال درعرصه ی نشر ایران تجلیل شدند . 

در این مراسم که عصر دیروز وبا حضور بیش از صدتن از زنان ناشر ، نویسنده ، مترجم وفعالان عرصه ی نشرکشور برگزار شد، از شهلا لاهیجی ، مدیر نشر روشنگران به عنوان اولین زن ناشر در ایران وبنیانگذارمجمع صنفی فرهنگی زنان ناشر ، به خاطر مجموعه ی فعالیت هایش در عرصه ی نشر کشورتجلیل شد .

در ادامه ی این مراسم همچنین به پروین صدقیانی ، مدیر نشر گل آزین ، بخاطر فعالیت مستمر در سال 1383 در حوزه ی مکتوب از طرف مجمع صنفی زنان ناشر جایزه ای داده  شد. شورای کتاب کودک نیز به آزیتا ناصر آذری ، مدیر نشر ابتکار نو ، بخاطر کتاب " زندگی یعنی چه ؟ " ، ترجمه ی محمد رضا جعفری منتشره در 1383 جایزه داد .

به گزارش مهر ، مامک بهادر زاده ، مدیر نشر پیک آوین ، بخاطر انتشار کتاب " از خوب به عالی " با موضوع مدیریت ، از طرف موسسه ی سبا به دلیل انتشار کتاب های برتر مدیریت ، تقدیرشد  این ناشر بخاطر کتاب " یک گوشه ی دنیا " جایزه ی کتاب برگزیده ی نوجوانان را هم دریافت کرد .

از تبسم آتشین جان ، مدیر نشر حوض نقره هم بدلیل انتشار کتاب "شاید اسم من " به عنوان کتاب برتر در سال 1383 از طرف شورای کتاب کوک ، تجلیل به عمل آمد. دیروز همچنین دراتحادیه ی ناشران ، نمایشگاهی ازبهترین کتاب های زنان ناشرکشور برگزار شد . گفتنی است پنجاه تن از ناشران زن کشورعضو مجمع صنفی فرهنگی زنان ناشرهستند وهرساله درهشت مارس ، روزجهانی زن ، از بهترین زنان فعال در عرصه ی تالیف ، ترجمه و انتشار کتاب در کشور تجلیل می کنند.

 

زنان در دهه 40 و 50 نقشي فعال در انتقال از سنت به مدرنيته داشتند

چهار شنبه 19 اسفند ۱۳۸۳ -  9 مارس ۲۰۰۵

زنان در دهه 40 و 50 نقشي فعال در انتقال از سنت به مدرنيته داشتند. البته اين نقش براي رهايي از چارچوب سنتي ايفا شد و جرياني فمينيستي نبود.

به گزارش خبرنگار سرويس فرهنگ و انديشه ايلنا، طاهره هاديان در سخناني با عنوان "زن در سينماي ايران تا انقلاب اسلامي" كه در سمينار زن در تاريخ ايران معاصر ايراد كرد ضمن اشاره به سابقه ورود سينما از زمان مظفر الدين شاه به ايران و اولين فيلم ساخته شده با نقش محوريت زن به نام "دختر لر" و اولين نمايش مخصوص بانوان در سال 1298 هجري شمسي درباره نقش زن در سينماي اين دوران گفت: زن در اين دوران شخصي منحرف و ساده لوح بود كه با جامعه فاصله داشت. بيشتر زنان در پرده بوده و البته سينما هم به نمايش‌‏نامه‌‏هاي ساده خلاصه شده و كاربردي نبود تا در دهه 40 شمسي به ورشكستگي سينماي ملي دچار شد.

وي درباره سينماي دهه 40 اظهار داشت: فيلم به عنوان ابزاري هنري، مسايل اجتماعي را تصوير مي‌‏كرد. زنان در دهه 40 و 50 نقشي فعال در انتقال از سنت به مدرنيته داشتند. البته اين نقش براي رهايي از چارچوب سنتي ايفا شد و جرياني فمينيستي نبود تا اين كه در دوران پهلوي دهه 50 در جهت ملي‌‏گرايي غير مذهبي تلاش‌‏هايي صورت گرفت. قصد رضا شاه بنا كردن هويت ملي ايران بر ايدئولوژي سكولار غربي و انكار هويت اسلامي بود. رضا شاه در زمينه‌‏هاي مختلفي به اصلاحات دست زد. سياست‌‏هايي كه در زندگي روزمره مردم تداخلي ايجاد نمي‌‏كرد توسط مردم مورد اعتراض واقع نمي‌‏شد اما اتخاد حركت‌‏هايي چون منع حجاب موجب مخالفت‌‏هاي زيادي با او شد.

هاديان به مسايلي چون انقلاب سفيد و اعطاي حق راي به زنان در دهه 40 اشاره و ادامه داد: زن در فيلم‌‏هاي اين دوره نقش وابسته داشتند. نقش اول فيلم‌‏هايي چون "دختران هوا" و "فريب دختران" به زنان اختصاص داشت. فيلم هاي اين دوره به الگو قرار دادن زن غربي براي زن ايراني اقدام مي‌‏كرد. ولي زنان اين دوره به اعتقادات مذهبي سخت پايبند بوده و همين سبب شد مخاطب اين گونه فيلم‌‏هاي سطحي‌‏نگر به زن محدود شود و مخاطب اصلي سينما به قشر متوسط و بالاي جامعه انتقال يافت.

وي به حركت فروغ در دهه 40 و معرفي زبان ادبي نوين توسط او اشاره و تصريح كرد: دهه 50 به مانند دهه 40 سير و حركت خود را در عرصه زنان ادامه داد. در اين برهه از زمان زنان ابزار مدرنيته و ابزار تضعيف دين و جامعه بودند. اما جامعه از نظر موقعيت تغيير كرده بود. زنان به حوزه‌‏هاي مردانه نفوذ كرده در انجمن‌‏ها و مجلس شورا راه يافتند. البته شدت اين تغييرات در سينما بسيار كمتر بود. پس زنان بيشتر در نقش وابسته "مادر" مطرح بودند.

طاهره هاديان در انتهاي سخنش درباره دهه 50 شمسي چنين اظهار داشت: در اين دهه با تصويب قوانين حمايت خانواده، زن ديگر وابسته نبود. گر چه زن در دهه 50 (پهلوي دوم) وارد همه عرصه‌‏هاي اجتماع شد. ولي اين جريان دولتي بود نه از درون مردم. انقلاب هم واكنشي به اين نگراني بود.

 

سمينار زن در تاريخ ايران معاصر

سعاد پيرا: راويان داستان كهن زنان هستند

چهار شنبه 19 اسفند ۱۳۸۳ -  9 مارس ۲۰۰۵

قصه‌‏هاي عاشقانه از چندين طريق مثل تماس مستقيم، ‌‏شنيدن تعريف از زن، ديدن تصوير، ديدن زن در خواب، ديدن نشانه‌‏اي از زن و يا شنيدن آوا و صوت زن به شناخت از زن نائل مي‌‏شويم.

 

به گزارش خبرنگار سرويس فرهنگ و انديشه ايلنا، سعاد پيرا در سخناني كه در سمينار زن در تاريخ ايران معاصر ايراد كرد، ضمن اشاره به دو گونه ادبيات افسانه‌‏هاي اساطيري و داستان‌‏هاي كوتاه، اساس ادبيات اساطيري و افسانه‌‏اي را افسانه و نقل سينه‌‏به‌‏سينه دانست و اظهار داشت: شخصيت قصه‌‏گو و راوي در اين داستان‌‏ها قابل بررسي وتامل است. زيرا نقش مهمي در داستان‌‏هاي افسانه‌‏اي دارد. قصه‌‏گو معمولا قهرمان مي‌‏آفريند اما راويان داستان‌‏هاي اين چنيني عموما زن هستند. غالب قصه‌‏گويان قديمي به جنبه‌‏هاي مختلفي چون مذهبي، عاشقانه و هنجارهاي اجتماع توجه داشتند. همچنين انتقال تجربه و حسرت و آرزو هم مورد توجه قصه‌‏گو بود.

وي با اشاره به اينكه در قصه‌‏هاي عاشقانه از چندين طريق مثل تماس مستقيم، ‌‏شنيدن تعريف از زن، ديدن تصوير، ديدن زن در خواب، ديدن نشانه‌‏اي از زن و يا شنيدن آوا و صوت زن به شناخت از زن نائل مي‌‏شويم, افزود: دو تعبير از مجموع تعابير فوق حسي است. از اين رو زيبايي تعابير متفاوت داشته و هر تعبير از جزئيات آن مشخص نمي‌‏شد.

وي عنصر زمان و مكان و نبود ديالوگ در اين گونه داستان‌‏ها را برشمرد و اظهار داشت: راويان اين داستان‌‏ها عموما زن و غايت داستان هم رسيدن به وصل يار است. آرزو، حسرت، بايد و نبايد و مفاهيمي ذهني در اين داستان‌‏ها ديده مي‌‏شوند. قصه‌‏هاي زيادي هم ديده مي‌‏شوند كه زني هشيار در آن ديده مي‌‏شود و عموما هم شوهر اين زن وزير يا پادشاهي است و يا در آينده شوهر او مي‌‏شود. در اين روايت عموما در پايان قصه تفسير و تصوير ناقص از زن ارائه مي‌‏شود.

وي خاطرنشان شد: "مَكر" زنان و استفاده از دلفريبي زبان از رگه‌‏هاي اين گونه داستان‌‏هاست كه در ادامه قصه‌‏گو از اين"مكر"زنانه برحزر كرده و آن را موجب از دست دادن زندگي و عشق مي‌‏داند.

پيرا مشخصه ديگر داستان‌‏هاي كهن را در محور نبودن زن عنوان كرده و توضيح داد: زن كمتر در نقش محوري ظاهر مي‌‏شود يا از دور نظاره‌‏گر بوده و يا همراه شخصيت داستان سير مي‌‏كند. ولي زن در داستان كوتاه كه پديده‌‏اي مدرن پس از مشروطه‌‏است ظاهري جديد پيدا مي‌‏كند. ادبيات اين دوره تحت تاثير انگيزه‌‏هاي اجتماعي و فرهنگي دگرگون شده و در آن نوعي خودشناسي فردي و ملي پديد مي‌‏آيد. در داستان كوتاه قصه‌‏گو چايش را به راوي داد كه ديگر اين راوي زن نيست! تكوين اين پديده مبين عوامل زماني، مكاني، عليت و زبان است.

پيرا در انتها گفت: در داستان‌‏هاي كهن تمام حركت‌‏ها در سطح و ارتباط عميق ممكن نيست. اما داستان مدرن با قصه كهن تعارض دارد زيرا زن داستان مدرن شخصيت خود را در نويسنده متجلي كرده و شخصيت او هويت بخش است.

 

زنان فقيرترين قشر جامعه هستند

چهار شنبه 19 اسفند ۱۳۸۳ -  9 مارس ۲۰۰۵

مديرعامل تعاوني حاميان نگاه سبز, گفت: براساس پژوهش مركز مطالعات دانشگاه تهران, زنان فقيرترين قشر جامعه و زنان سرپرست خانوار فقيرترين فقرا هستند.

به گزارش خبرنگار ايلنا, خديجه مقدم مديرعامل تعاوني حاميان نگاه سبز و سرپرست خانه اشتغال بانوان كيانشهر درجمع خبرنگاران در انجمن روزنامه‌‏نگاران زن ايران, گفت: جاي خوشحالي و اميدواري است كه امسال شاهد برگزاري مراسم بزرگداشت روز جهاني زن يعني هشتم مارس در شهرستان‌‏ها و دانشگاه‌‏هاي مختلف بوديم.

وي افزود: در پايان هر سالي برنامه عمران سازمان ملل متحد رتبه كشورها را از نظر توسعه انساني پايدار با توجه به 150 شاخص تصويب شده در كنفرانس توسعه انساني پايدار با توجه به 150 شاخص تصويب شده در كنفرانس ريو اعلام مي‌‏كند كه رتبه ايران در سال‌‏هاي اخير از بين حدود 140 كشور حول حوش 80 , 90 و 100 بوده است.

مقدم با ابراز تاسف نسبت به جايگاه ايران در اين رتبه‌‏بندي، خاطرنشان كرد: جايگاه ايران در اين رتبه‌‏بندي توسعه انساني پايدار حتي از كشورهاي همجوار مانند كشورهاي عربي و اسلامي پايين‌‏تر است.

مديرعامل تعاوني حاميان نگاه سبز تصريح كرد: 150 شاخص تعيين رتبه توسعه انساني پايدار شامل شاخص‌‏هاي اجتماعي, انساني, حقوق كودكان, مشاركت زنان, حقوق اقليت‌‏ها, آموزش, بهداشت، اقتصاد، اميد به زندگي و توسعه جنسيتي هستند.

به گفته وي؛ ايران در سال‌‏هاي اخير با توجه به ورودي‌‏هاي دانشگاه كه بيش از 64 درصد آن را دختران تشكيل مي‌‏دهند و در زمينه‌‏هاي بهداشتي براساس گزارش‌‏هاي معتبر رشد داشته است؛ هر چند كه نرخ اين رشد كند بود، ولي بحث اقتصاد و كسب درآمد زنان رتبه ايران را در توسعه انساني پايدار پايين مي‌‏آورد.

مقدم در ادامه گفت: آمار 11 درصدي اشتغال زنان در ايران اين مساله را نشان مي‌‏دهد كه با توجه به منابع توانمندي‌‏هايي كه در كشور ما است, بايد اقداماتي براي بهبود اين وضعيت انجام داد. مثلاً در عربستان شهرك‌‏هاي صنعتي براي اشتغال زنان ايجاد شده، يا در جده مركز تجاري زنان تشكيل شده است.

سرپرست خانه اشتغال بانوان كيانشهر, يادآور شد: ايجاد خانه‌‏هاي امن براي زنان با توجه به اين همه مشكلات كه در جامعه ما براي زنان وجود دارد بايد در اولويت برنامه‌‏ها قرار گيرد و نبايد آن را به يك مساله سياسي تبديل نمود؛ همچنين براي اشتغال زنان بايد مقدماتي از جمله ايجاد مهدكودك‌‏هاي رايگان را فراهم كرد.

وي در پايان افزود: مهمترين مساله براي توانمندسازي زنان و رسيدن به توسعه پايدار ابزار آموزش‌‏هاي مستمر، ايجاد مهارت‌‏هاي كاري و اشتغال براي زنان است.

 

اعلاميه‌ جمعيت‌ انقلابي‌ زنان‌ افغانستان (راوا)‌ به‌ مناسبت‌ روز جهاني‌ زن

جمعيت انقلابي زنان افغانستان (راوا)

 ۱٨ حوت ۱۳۸۳ (٨ مارچ‌ ۲۰۰۵)

کابل

آزادي‌ زنان‌ تنها با استقرار دموكراسي‌ مبتني‌ بر سكيولاريزم‌ ميسر است‌ و بس‌!

افغانستان‌ طي‌ ۲۷ سال‌ اخير اول‌ توسط‌ تجاوزكاران‌ روسي و سگ‌هاي‌ زنجيري‌ پرچمي‌ و خلقي‌ آنان‌ لگدمال‌ شد و سپس‌ با سقوط‌ دولت‌ پوشالي‌ در ۱۳۷۱ امارت‌ خون‌ و خيانت‌ تنظيمي داغ‌هاي ناسوري بر جسم‌ و جان‌ مردم‌ ما وارد آورد. و بعد از چهار سال‌ وقتي‌ تبهكاران‌ بنيادگرا نتوانستند استبداد هولناك‌ شان‌ را يكدست‌ سازند، اربابان‌ خارجي‌ آنان‌ نيروي‌ ذخيره‌ شان‌ طالبان‌ را روي‌ صحنه‌ آوردند كه‌ با توحش‌ جنون‌آسا نسبت‌ به‌ زن‌ و مرد اين‌ ديار نه‌ تنها لكه‌ ننگ‌ بر تاريخ‌ افغانستان‌ بلكه‌ جهان‌ حساب‌ شدند. وحوش‌ طالبي‌ هرچند سكوتي‌ گورستاني‌ را بر افغانستان‌ حكمفرما ساختند ولي‌ هنگامي‌ كه‌ با حمايت‌ از تروريست‌هاي‌ القاعده‌ در مقابل‌ آفرينندگان‌ امريكايي‌ شان‌ از خود ياغيگري‌ نشان‌ دادند، بعد از حادثه‌ ۱۱ سپتامبر امارت‌ قرون‌ وسطايي‌ آنان‌ همچون‌ پر كاه‌ برافتاد، اما نيروي‌ نظامي‌ آنان‌ ضربه‌ مهمي‌ نديد و در عوض‌ خون‌ بيش‌ از ۳۰۰۰ هموطن‌ بيگناه‌ ما بود كه‌ بر زمين‌ ريخت‌. با هوا شدن‌ طالبان‌، قدرت‌ سياسي‌ توسط‌ امريكا و متحدان‌ به‌ تبهكاران‌ ائتلاف‌ شمال‌ كه‌ به‌ مراتب‌ ضد زن‌، ضد حقوق‌ بشر، خونريزتر و فرومايه ‌تر هستند سپرده‌ شد و زير سايه‌ بي ۵۲ فاتحان‌ اين‌ سرزمين‌ قلمداد شدند.

ائتلاف‌ شمال‌ امتحانش‌ را در سال‌هاي‌ ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵ داده‌ بود. كافيست‌ گفته‌ شود قساوت و رذالت آن در آن‌ سياهترين‌ مقطع‌ تاريخ‌ افغانستان‌ به‌ حدي‌ شدت‌ گرفت‌ كه‌ مردم‌ ما بمباران‌ها و اعدام‌هاي‌ دستجمعي‌ و اختناق‌ خونين‌ تجاوزكاران‌ روسي‌ و نوكران‌ بومي آنان را فراموش كردند. پس تعجبي ندارد كه‌ با ايجاد دولت موقت انتقالي‌ و انجام‌ انتخابات‌ رياست‌ جمهوري‌ هنوز هم‌ از ثبات‌، امنيت‌ و احياي‌ اقتصاد در كشور خبري‌ نيست چرا كه سگ بر جاي كله‌پز نشسته‌ است‌، چرا كه‌ باندهاي‌ ائتلاف‌ شمال‌ بدون‌ ارتكاب‌ جنايت‌ و تجارت‌ هيروئين‌ نمي‌توانند زنده‌ بمانند.

ادامه‌ وضع‌ نابسامان‌ جاري‌ و حمايت‌ غرب‌ از تروريست‌های ائتلاف‌ شمال‌ در افغانستان‌ ثابت مي‌كند كه‌ امريكا و متحدان‌ كوچكترين‌ اهميتي‌ به‌ ارزش‌هاي‌ حقوق‌ بشر و حقوق‌ زنان‌ قايل نبوده‌ و صرفاً منافع سياسي و اقتصادي خود را در نظر دارند.

مردم‌ و بخصوص‌ زنان‌ ما در جريان‌ انتخابات‌ رياست‌ جمهوري‌ عليرغم‌ تهديد و ترور بنيادگرايي‌ با شركت‌ گسترده‌ و دلاورانه‌ به‌ طرزي‌ شگفت‌انگيز نفرت‌ بي‌پايان‌ خويش‌ عليه‌ جنايت‌سالاران‌ و عشق‌ به‌ آزادي‌ و دموكراسي‌ را به نمايش گذاشتند.

زنان‌ و مردان‌ ما فرصتي‌ يافتند تا با راي‌ دادن‌ به‌ كرزي در واقع به قاتلان فرزندان‌ خود، به تجاوزكاران به مادران هفتاد ساله و دختران‌ هفت ساله‌ شان‌، به‌ عاملان‌ بربادي‌ كشور، به‌ تاراجگران‌ سرمايه‌هاي ملي‌ و آثار تاريخي و به‌ مافياي‌ مذهبي‌ هيروئين‌ تف‌ بيندازند.

 

اما متاسفانه‌ آقاي‌ كرزي به اعتماد مردم‌ پشت‌ پا زد و راي‌ آنان‌ را پاس نداشت‌. با تكيه بر سياف‌، رباني‌، خليلي‌، اسماعيل‌، داكتر عبداله‌، دوستم، ضيامسعود و ديگر جنگ‌سالاران‌ و نصب‌ چند زن‌ معلوم‌الحال‌ بنيادگرا در كابينه‌، اميد مردم‌ را به‌ ريشخند گرفت‌ و خلاف‌ وعده‌هاي‌ خود در جريان‌ انتخابات‌، دولت‌ ائتلافي و مصلحتي‌ تشكيل‌ داد. در اثر لطف‌ آقاي‌ كرزي‌ به‌ جنايت‌پيشگان‌ ائتلاف‌ شمال‌ قاتلان داكتر عبدالرحمن و محصلان‌، جيحون‌ لچك قاتل‌ حيدري‌، بي‌ناموسان‌ پليدي‌ كه‌ به‌ عفت‌ رحيمه‌ نوجوان‌ دست‌ بردند و صدها تن‌ ديگر از اين‌ قماش‌ بدذاتانِ تحت‌ حمايت‌ باندهاي‌ ائتلاف‌ شمال‌، با آسوده‌ خيالي‌ و تبختر و دبدبه‌ در جاده‌هاي‌ كابل‌ و ساير ولايات‌ در خرام‌ اند.

حتي‌ اين‌ روزها خبر ساخت‌ و پاخت‌ رسمي‌ و علني‌ حكومت‌ با خاينان‌ گلبديني‌ و طالبان‌ بالاست‌. اگر آقاي‌ كرزي‌ تصور مي‌كند اينگونه‌ معامله‌گري‌ها با كثيفترين‌ دشمنان‌ مردم‌ ما را ميتواند با جامه‌ به‌ اصطلاح‌ وحدت‌ ملي‌ و امثال‌ آن‌ بپوشاند سخت‌ در اشتباه‌ است‌. تامين‌ وحدت‌ ملي‌ فقط‌ و فقط‌ با پاك‌ نگهداشتن آن‌ از اين‌ فاشيست‌هاي‌ بنيادگرا ميسر است‌. وحدتي‌ كه‌ دربرگيرنده‌ي‌ عناصري‌ با دستهاي‌ آلوده‌ به‌ خون‌ مردم‌ ما باشد، وحدت‌ ملي‌ نه‌ بلكه‌ دقيقاً وحدت‌ ضد ملي‌ و خاينانه‌ خواهد بود.

اگر بنيادگرايان‌ بخاطر خيانت‌ها و جنايت‌هاي‌ بيشماري‌ كه‌ مرتكب‌ شده‌اند به‌ پاي‌ ميز محاكمه‌ كشانده‌ نشوند، توپ‌ و تفنگ‌ آنان‌ جمعآوري‌ نشود و مخصوصاً بليون‌ها دالري‌ كه‌ زده‌ اند از آنان‌ حصول‌ نشود در واقع‌ هيچ‌ كاري‌ صورت‌ نگرفته‌ و تبهكاران‌ مذكور قادر خواهند بود با پول‌هاي‌ بي‌حساب‌ خود به‌ هر رذالت‌ و ترور و توطئه‌ و تقلب‌ در انتخابات‌ پارلماني‌ دست‌ زنند. انتخابات‌ پارلماني‌ در كشوري‌ اسير مافياي‌ ائتلاف‌ شمال‌ سراب‌ و بازي‌ مضحكي‌ خواهد بود، كوچكترين‌ تاثيري‌ بر زندگي‌ مردم‌ و التيام‌ جراحات‌ ديرينه‌ي‌ آنان‌ نخواهد داشت‌ و جنايت‌سالاران‌ كه‌ خود را بيشرمانه‌ رهبران‌ و قومندان‌هاي‌ جهادي‌ مي‌خوانند كماكان‌ بر خر مراد سوار خواهند بود.

اخيراً كميسيون‌ مستقل‌ حقوق‌ بشر سندي‌ را حاوي‌ جرايم‌ جنگي‌ و نقض حقوق‌ بشر از كودتاي‌ هفت‌ ثور تا تار و مار شدن‌ طالبان‌ منتشر كرده‌ است‌ كه‌ اگر بي‌ غرض‌ و مرض‌ و با تمركز بر فرياد جگرخراش‌ حق‌طلبانه‌ مردم‌ استوار مي‌بود بايد همه‌ی جنايتكاران‌ از زبان قربانيان شان‌ معرفي مي‌شدند ولي‌ در سند مصلحتي‌ و دم‌بريده نام هيچ يك از فسادسالاران جاني‌ ذكر نشده‌ است‌. ما قاطعانه‌ برآنيم‌ كه‌ اگر خاينان‌ جنايتكار بي‌درنگ‌ مورد تعقيب‌ و مجازات‌ قرار نگيرند و نام‌هاي‌ همگي‌ آنان‌ به‌ عنوان‌ ممنوع‌الخروج‌ها از ميدان‌هاي‌ هوايي‌ و بنادر كشور اعلام‌ نشود، انتشار اين‌ سند جز فريبكاري و خاك‌ پاشيدن بر چشم‌ مردم مفهومي‌ نخواهد داشت‌. قاطبه مردم ما كه طي‌ ۲۵ سال اخير استخوان‌سوزترين‌ عذاب‌ها را كشيده‌اند غير از محاكمه‌ و اشد مجازات‌ سران‌ و مسئولان‌ باندهاي‌ خلق‌ و پرچم‌، باندهاي‌ بنيادگراي‌ جهادي‌ و طالبان‌ به‌ چيز ديگري‌ قانع‌ نخواهند بود.

جمعيت‌ انقلابي‌ زنان‌ افغانستان‌ مكرراً اعلام‌ داشته‌ كه‌ رهبران‌ خلق‌ و پرچم‌، ائتلاف‌ شمال‌ و طالبان‌ بنابر ارتكاب‌ جنايت‌ها، تاراج‌ سرمايه‌هاي‌ ملي‌ فقط‌ سزاوار نشستن‌ كنار جنايتكاران‌ جنگي‌ در محكمه‌هاي‌ بين‌المللي‌ اند و نه‌ هرگز لم‌ دادن‌ بر چوكي‌هاي‌ وزارت‌ و سفارت‌ و رياست‌ در افغانستان‌.

ما ضمن‌ اين‌ كه‌ روز جهاني زن‌ را به‌ تمامي زنان‌ ستمديده‌ و آزاديخواه‌ افغانستان‌ و ساير كشورها تبريك‌ ميگوييم، معتقديم كه‌ فرخنده‌ترين‌ روز زنان‌ و مردان‌ ميهن‌ بلاديده‌ي‌ ما روز برقراري‌ دموكراسي‌ بر پايه‌ي‌ سكيولاريزم‌ يعني‌ كوتاه‌ شدن‌ كامل‌ دست‌ بنيادگرايان‌ از سوءاستفاده‌ از دين‌ خواهد بود. و فقط‌ در آن‌ هنگام‌ است‌ كه‌ برگزاري‌ روز جهاني‌ زن‌ معنايي‌ واقعي‌ و باشكوه‌ كسب‌ خواهد كرد. ما دست‌ تمام‌ تشكل‌ها و افرادي‌ را مي‌فشاريم‌ كه‌ بخاطر نيل‌ به‌ آن‌ روز و ساختن‌ وطن‌ نازنين‌ با خون‌ و استخوان‌ خويش‌، در پيكاري‌ قاطع‌ بر ضد باندهاي‌ بنيادگرا از هر جنس‌ و ولينعمتان‌ شان‌ ترس‌ و ترديد و محافظه‌كاري‌ به خود راه‌ ندهند.

 

زنان عراقي خواستار قدرت بيشتري در دولت جديد هستند

چهار شنبه 19 اسفند ۱۳۸۳ -  9 مارس ۲۰۰۵

زنان‌‏ عراقي با هدف حمايت از حقوقشان، اعطاي قدرت بيشتر به زنان را در دولت جديد عراق خواستار هستند.

به گزارش سرويس بين الملل ايلنا، درحالي زنان عراقي خواستار اعطاي حق و حقوق بيشتري در دولت جديد عراق هستند كه مسووليت چند وزارتخانه برعهده زنان عراقي است.

به گزارش پايگاه اينترنتي محيط، زنان عراقي در تلاش براي جلوگيري از هرگونه تبديل قانون شهروندي به قانون اسلامي و برپايي ديكتاتوري جديد در عراق به دنبال قدرت بيشتر در دولت جديد عراق هستند.

در حال حاضر مسووليت وزارت محيط زيست و كشاورزي و همچنين وزارت شغل‌‏هاي عمومي و وزارت مهاجرت و مهاجرين و همچنين وزارت كار و امور اجتماعي و وزارت زن برعهده زنان است.

همچنين ميزان حضور زنان در پارلمان عراق 31 درصد است.

"مشكات مومن" وزير محيط زيست گفت: ما دمكراسي را شروع كرديم و مهم اين است كه در به روي همگان باز باشد.

وي در ادامه گفت: و اين دليل اهميت زن در اين موضوع است و در عين حال دليل اهميت برعهده گرفتن پست‌‏هاي عالي از سوي زنان است. درغير اين صورت به ديكتاتوري باز مي‌‏گرديم.

شايان ذكر است, زن در رژيم سابق حزب بعث به رياست "صدام حسين"، از آزادي محروم بود. همچنان كه درحال حاضر ديگر زنان در ديگر مناطق خاورميانه محروم‌‏اند.

 

۹۰ ميليون زن مهاجر در جهان

شرق:چهار شنبه 19 اسفند ۱۳۸۳ -  9 مارس ۲۰۰۵

اميد معماريان: ۹۰ ميليون زن مهاجر در جهان وجود دارد كه ۴۹ درصد كل مهاجران در جهان را به خود اختصاص مى دهند.

رئيس بخش اقتصادى اجتماعى ملل متحد در حاشيه اجلاس جهانى زنان در نيويورك كه روز جمعه پس از دو هفته به پايان مى رسد با اعلام اين مطلب مى افزايد: اين رقم نسبت به سال ،۱۹۶۰ ۴درصد رشد داشته است. با آنكه بسيارى از كسانى كه به صورت غيرقانونى توسط قاچاقچيان از مرزها عبور مى كنند به دنبال چشم اندازهاى بهترى براى زندگى آينده شان هستند و كار قانونى و مشروع را در سرزمين مقصد جست وجو مى كنند، ما شاهد روزافزون كشاندن زنان قاچاق شده به سوى فحشاء، ازدواج هاى غيرقانونى، كار خانگى و كارهاى طولانى طاقت فرسا هستيم كه همگى را مى توان به عنوان مصاديقى از بردگى معاصر نامگذارى كرد. خوزه آنتونيواكامپو معتقد است تعداد زنانى كه به تنهايى مهاجرت مى كنند روز به روز افزايش مى يابد. سوزان مارتين متخصص امور مهاجرت در دانشگاه جورج تاون واشينگتن مى گويد: تقريباً تعداد اندك اما مهمى از مهاجران را پناهندگان تشكيل مى دهند (۱۰ درصد). اما ۷۵درصد اين ۱۰درصد را زنان و كودكانشان به خود اختصاص مى دهند. جنگ، مناقشات مسلحانه، ترس از تفتيش عقايد مذهبى، دلايل سياسى و قوميتى، در كنار خشونت جنسيتى مانند قتل هاى ناموسى، خشونت خانگى، عقيم كردن و... بخشى از مواردى است كه منجر به مهاجرت زنان از كشورهايشان مى شود. اين متخصص امور مهاجرت كه نتايج تحقيق خود را در اين اجلاس ارائه كرده است معتقد است كه آموزش زنان مى تواند آنها را نسبت به شرايط زندگى شان آگاه كند و انتخاب هاى بهترى پيش رويشان بگذارد. وى مى افزايد: ايجاد فرصت هاى اقتصادى براى زنان در كشورهاى مبدا، ايجاد راه هايى براى مهاجرت قانونى و پيداكردن مكانيسم هايى كه از كشيده شدن زنان به سوى شبكه هاى قاچاق انسان جلوگيرى مى كند، بخشى از اين سازوكارها قلمداد مى شود. همچنين تا هنگامى كه قوانين سخت و مجازات هاى سنگين براى كارگران غيرقانونى (ثبت نشده) وجود دارد، افراد قاچاق شده موقعيت خود را گزارش نمى كنند و همين موضوع خطرات زيادى را براى آنان به دنبال دارد و زندگى شان را در معرض تهديدات جدى قرار مى دهد.

بر طبق تحقيق زنان و مهاجرت جهانى؛ نقش زنان در توسعه در سال ۲۰۰۴ كه در اختيار شركت كنندگان قرار داده شد در تاريخ بشرى هيچگاه زنان تا اين اندازه اقدام به مهاجرت نكرده اند. درحالى كه پيش از اين مهاجرت غالباً پديده اى مردانه به شمار مى رفت، هر روزه بر تعداد زنانى كه براى امرار معاش خانواده هايشان مهاجرت مى كنند، افزوده مى شود. همين موضوع زنان را نسبت به موضوع قاچاق و مهاجرت غيرقانونى، بى پناه و در معرض خطرات جدى قرارداده است.

كارولين هانان رئيس بخش ارتقاى وضعيت زنان در كميسيون اقتصادى اجتماعى ملل متحد نيز مى گويد: بايد به نحوى با آگاه سازى مردم نسبت به عواقب خطرناك قاچاق انسان به كاهش تعداد افرادى كوشيد كه براى خارج شدن غيرقانونى از مرزها تن به قاچاق انسانى مى دهند. همچنين بايد سازوكارهايى توسط سياستمداران ايجاد كرد كه بتوان از اين افراد حمايت كرد. همچنين در گزارش سازمان ملل در خصوص وضعيت مهاجرت زنان آمده است: زنان مهاجر در معرض تبعيض مضاعف قرار دارند. اول به خاطر آنكه زن هستند و دوم به خاطر اينكه مهاجر هستند. قاچاق زنان براى كار اجبارى و فحشا هم اينك به يكى از نگرانى هاى عمده جامعه جهانى در جريان فعاليت هاى جهانى تبهكارانه به شمار مى رود و اگرچه برخى از زنان مهاجر مى توانند به موقعيت هاى شغلى مناسب با درآمد مناسب دست يابند، اما اكثريت قريب به اتفاق زنان مهاجر در دنيا به خاطر كمبود قوانين حمايت كننده كافى به كارهاى دست چندم و با درآمد ناكافى مى پردازند. زنان مهاجر در مقايسه با مردان مهاجر نيز از درآمد كمترى برخوردار هستند.

اين گزارش مى افزايد: پيش از اين زنان براى پيوستن به همسران و پدرانشان مهاجرت مى كردند. اما امروز زنان تنها براى بهبود زندگى شخصى خودشان و امرار معاش خانواده هايشان مهاجرت مى كنند. همچنين در فرآيند بين المللى مهاجرت زنان از سرزمين هاى زير سنت هاى كهن و پدرسالارانه به سرزمين هايى كه امكان پيشرفت بيشترى را براى آنها فراهم مى آورد، انجام مى گيرد. استراليا، كانادا و ايالات متحده بيشترين پذيرندگان مهاجرين زن در جهان به شمار مى روند اگرچه اروپا بيشترين تعداد در سال ۲۰۰۰ و كشورهاى غرب آسيا و جنوب آفريقا كمترين تعداد را داشته است.

كارول بلامى رئيس صندوق كمك هاى اضطرارى براى كودكان (يونيسف) يكى از عالى رتبه ترين مقامات سازمان ملل در اين اجلاس با انتقاد از وضعيت حضور زنان در مشاغل تصميم گيرى سازمان ملل، اين سازمان را به صورت تلويحى در خصوص اهميت دادن به مسائل زنان در خود عقب افتاده خواند. بلامى در مصاحبه اى با آسوشيتد پرس مى گويد: اگر سازمان ملل مى خواهد به راستى در حل مسائل زنان جديت به خرج دهد بهتر است زنان را در مشاغل ملل متحد به كار گمارد.

او مى افزايد آنچه ما طى ده سال پس از اجلاس پكن به دست آورده ايم به راستى كافى نيست. اگرچه يونيسف جزء معدود آژانس هاى ملل متحد به شمار مى رود كه از يك مدير زن بهره مى گيرد. كوفى عنان در پاسخ به آنچه كارول بلامى گفته مى گويد: بله. وى كاملاً درست مى گويد و من با او كاملاً موافقم. اما ما در حال انجام آن چيزى هستيم كه وى بدان اشاره كرده است. برطبق آمارهاى رسمى تنها ۹ شغل عالى از مجموعه ۲۷ شغل مديريتى آژانس ها و يا برنامه هاى ملل متحد در اختيار زنان است.

درحالى كه تصميم ايالات متحده براى گنجانيدن الحاقيه اى به برنامه عمل اجلاس پكن در هفته اول اجلاس باعث جنجال هاى زيادى شده بود، تصميم ايالات متحده براى كانديد كردن جان.ار.بولتن از محافظه كاران سرسخت آمريكايى كه به مرد جنگى كاخ سفيد هم مشهور است به نمايندگى اين كشور در سازمان ملل بحث هاى زيادى را در حاشيه اجلاس جهانى زنان به وجود آورده است.

دومين هفته از اجلاس چهل و نهم كميسيون مقام زن در نيويورك روز دوشنبه با برنامه هاى ويژه اى كه براى روز هشتم مارس- روز جهانى زن- تدارك ديده شده بود، آغاز شد. بخشى از اين برنامه ها توسط كشورهاى شركت كننده و بخش ديگر توسط برگزاركنندگان تدارك شده بود و در آن شركت كنندگان بر اهميت اين روز به عنوان نمادى براى توجه به موضوعات زنان تاكيد كردند. در همين جهت هفته فيلم زنان فيلمساز آمريكايى نيز در مركز بين المللى هند آغاز به كار كرده است.

اگرچه هفته اول اين اجلاس جهانى كه مهمترين رويداد پيرامون مسائل زنان در پنج سال گذشته به شمار مى رود، تحت تاثير موضوع بررسى سقط جنين به عنوان يكى از مصاديق حقوق بشر قرار داشت، اما مهاجرت، قاچاق زنان، خشونت و تبعيض از جمله محورهاى ديگرى است كه ۶ هزار شركت كننده از ۱۰۰ كشور جهان به آن پرداختند.

اجلاس دو هفته اى كميسيون مقام زن روز جمعه به كار خود پايان خواهد داد. قرار است در صورت اجماع شركت كنندگان در پايان اين اجلاس بيانيه اى براى تاكيد بر مفاد بيانيه اجلاس پكن و اقدامات عملى تر در حوزه هاى نگران كننده مسائل زنان مورد توجه قرار گيرد.

 

به مناسبت روز جهانى زن

سهيل آصفى- شرق:چهار شنبه 19 اسفند ۱۳۸۳ -  9 مارس ۲۰۰۵

چگونه مى گويى كه زن از ساختن، انديشيدن و جنگيدن براى زندگى ناتوان است، زمانى كه تاريخ حقيقت ديگرى مى گويد!...

باز ماه مارس و باز هم آن هشتمين روزش كه روايتمان مى كند تا بسيار!... خجسته فالى است و نيكو بزمى چرا كه كم شماره فاصله دارد تا نوروز باستانى. ۸ مارس، آن روز تاريخى كه در كوران حوادث تماشايى پيرامون هر اندازه زمان را ميزبان مى شود رنگى ديگر انداخته و لعاب تازه مى كند! در حال و هواى هشت مارس يادى مى كنيم از تاريخچه اين روز كه از ساليانى بس دورتر روز جهانى زن نام گرفته است. روزى كه يادآور تاريخ بلندبالاى مبارزات بى وقفه نه تنها زنان كه انسان امروزى است! پيكار در جهت رفع تبعيض، بى عدالتى و جهالت. هر ساله در هشتمين روز از ماه مارس، زنان و مردان در سرتاسر گيتى با برپايى ميتينگ ها، همايش ها، گردهمايى ها و تجمعات مختلف ضمن گراميداشت روز جهانى زن بر پاسداشت كرامت انسان انگشت نهاده و با واگويى مسائل، معضلات و درخواست هاى خود از جامعه جهانى بر رفع تبعيضات گوناگون در مورد زنان صحه مى گذارند. اما ريشه اين روز تاريخى در كجاى اوراق دفتر كهنه ثبت است؟

در هشتم ماه مارس ،۱۸۵۷ زنان كارگر بافنده در ايالات متحده و در شهر نيويورك طى تظاهرات و اجتماعاتى خواستار افزايش دستمزد و كاهش ساعات كار روزانه (كمتر از ده ساعت در روز) مى شوند. اعتراض زنان كارگر همچنان در جريان است كه ناگهان خواسته كارگران با گلوله پاسخ مى شنود! پليس به اجتماع زنان كارگر در نيويورك حمله برده، تعداد زيادى از زنان كشته و عده زيادى دستگير و زندانى مى شوند. اين همه نيز مى گذرد و اما اين روز هنوز روز جهانى زن نام نگرفته، بلكه تا اين مقطع زمانى، هشتم مارس تنها به عنوان روز مبارزه عليه بى عدالتى ها شناخته شده است. باز هم در هشتم ماه مارس ۱۹۰۶ زنان كارگر نيويورك و شيكاگو كه چون سال   هاى گذشته به تظاهرات آرام دست زده بودند، با مخالفت پليس مواجه مى شوند. زنان مذكور كه عمدتاً از كارگران صنعت نساجى بوده اند، پس از پايان كار در سالنى، اجتماع مى كنند، و باز هم حمله پليس به كارگران. در اين موج دوم نيز تعداد زيادى از زنان كشته، زخمى، دستگير و گروه پرشماره اى نيز از كار خود اخراج مى شوند! اما داستان همچنان ادامه مى  يابد. درست يك سال پس از سركوب تظاهرات زنان در ،۱۹۰۶ در سالگرد حمله پليس نيويورك به كارگران زن تظاهراتى وسيع در نيويورك بر پا مى شود. زنان كارگر در اين تظاهرات ضمن يادبود قربانيان سركوب سال گذشته، به زيادى ساعات كار، بهره كشى از كودكان و نبودن حق راى زنان اعتراض مى كنند. جالب آنكه قصه سركوب باز هم مكرر شده است، اما جنبش را ديگر سر باز ايستادن نيست! پس زود و پرشتاب فركانس هاى قدرتمند اعتراض از مرزهاى جغرافيايى عبور كرد، ايالات متحده را پس پشت گذارده و تا قاره سبز ممتد مى شود. حالا موج عظيم پهناى گيتى را در برگرفته. اروپا سال ،۱۹۱۰ اين كلارا زتكين بانوى نامى آلمانى و دبير سازمان بين المللى زنان است كه در كنگره بين المللى زنان و در كنفرانس كپنهاگ، روز هشتم ماه مارس را به عنوان روز جهانى زن پيشنهاد مى كند، او روزى را كه مقارن با سالگرد تظاهرات زنان در سال ۱۹۰۸ در ميدان راتگرز واقع در شرقى ترين قسمت منهتن بود، به عنوان بهترين روز براى گراميداشت اين جنبش پيشنهاد مى كند. يادبود تظاهرات بزرگى كه در آن، زنان خواستار حق راى و ايجاد يك اتحاديه كارگرى بافندگى بودند. محققان تاريخ معاصر واگويه مان مى كنند كه دو مورد از جشن هاى ويژه كارگرى براساس وقايعى شكل گرفته كه در آمريكا رخ داده است. آنها روز نخست را روز جهانى زن در هشتم ماه مارس و روز ديگر را روز جهانى كارگر در اول ماه مه عنوان كرده اند. اين روز گراميداشت ياد جان باختگانى است كه در تظاهراتى براى پافشارى بر تثبيت ۸ ساعت كار در شبانه روز، كشته شدند. تا دهه ۱۹۵۰ هر دو مناسبت، هر ساله به طور گسترده در آمريكا جشن گرفته مى شد.

(روى رى دل برگردان: بهزاد ميرزايى _ چيستا _ ۶۶۱ _ ص ۵۰۷)

به هرحال شركت كنندگان در اين مراسم غالباً با بن مايه تفكر ماركسيستى به كارزار مى شوند. از زتكين  گفتيم اما مگر مى توان در روزى كه به همت او سرانجام از سال ۱۹۱۱ رسماً روز جهانى زن نام گرفت، سيماى اين زن جريان ساز آلمانى را وانكاويد!

نام اصلى زتكين، كلارا آيزنر (Clara Eissner) بوده است. او در پانزدهم ژوئيه ۱۸۵۷ ميلادى در شهر ويدرو (Wiederau) در ساكسونى (saxony) آلمان چشم به جهان گشود. پدرش معلم مدرسه و مادرش معتقد به آرمان هاى انقلاب فرانسه بود. به گفته روى رى دل زتكين، نخستين آگاهى هاى سياسى اش را در جوانى، زمانى كه در موسسه تربيت معلم لايپزك مشغول به تحصيل بوده كسب مى كند.

گفتارهاى ويلهم ليبكنخت (Wilhelm Liebknecht)، بنيان گذار حزب سوسيال دموكرات آلمان (DSD)، بسيار مورد توجه او قرار گرفته بود، به گونه اى كه در سال ،۱۸۷۸ با وجودى كه پيوستن زنان به احزاب سياسى غيرمعمول بود، او سوسياليسم را باور داشت و با حزب سوسيال دموكرات آلمان ارتباط نزديك برقرار كرده بود... (همان)

اين همه مى گذرد، كار و پشتكار كلارا همچنان ادامه مى يابد، گفته اند كه در كنگره بين الملل دوم كه قرار بود به مناسبت يكصدمين سالگرد شكست باستيل در ۱۴ ژوئيه ۱۸۸۹ در پاريس برگزار شود، كلارا نمايندگى هيات اعزامى را برعهده داشته باشد.

در اين كنگره از ميان ۴۰۰ نماينده از ۱۹ كشور جهان، تنها ۸ نفر زن بوده اند كه زتكين فرد شاخص در اين ميان بوده است.

دو موضوع مطرح در اين كنگره، يكى حق راى و ديگرى دستمزد برابر براى كار برابر بوده است.

سرانجام، تلاش هاى بى وقفه زتكين ثمر داده و قطعنامه اى با اين عنوان به تصويب مى رسد:براساس اصل حقوق برابر، كارگران مرد موظفند كارگران زن را هم رديف خود بدانند و براى دستيابى به دستمزد برابر، بدون تبعيض جنسى و مليتى مبارزه كنند. او بالاخره در ۲۲ ژوئيه ۱۹۳۳ در مسكو چشم از جهان فروبست.

و اما مبارزه براى رهايى در اين سوى كره خاكى نيز با حدت و قوت فراوان ادامه يافته، تاريخچه گراميداشت هشتم ماه مارس در كشورهاى آسيايى نيز حرف و حديث خود را دارد.

خانم نگوين تى دين، مسئول سازمان زنان ويتنام اين پيكار بى امان را چنين به خاطر مى آورد: من از يك خانواده بسيار فقير بودم. در ميان فقر و تنگدستى به دنيا آمدم، زمانى كه وطنم زير سلطه فرانسه بود. عشق و نفرت، آزادى و مبارزه از نخستين كلماتى بود كه به آنها دل بستم... زنى كه با شلوار كتانى سياه و كت خاكسترى چهارخانه درحالى كه موهاى سفيدش را با سنجاق در پشت سر جمع كرده و به پرسش هاى خبرنگاران پاسخ مى گويد، همان زنى است كه در اوج جنگ ويتنام، ماه پرى پارتيزان جنگ رهايى بخش لقب گرفته بود.

رزمنده ويت كنگى كه آمريكا براى دستگيرى اش يك ميليون دلار در آن زمان جايزه تعيين كرده بود، به خاطر مى آورد آن هنگام را كه دخترى بيست ساله بوده و دستگير شده است!

... اكنون سال ها از آن روز مى گذرد، قريب پنجاه سال، اما من هنوز هر وقت كه شاهد عضوگيرى فرد جديدى مى شوم، گرمى و تپش آن سال ها را با همان قدرت و شعله هاى سركش در اعماق قلب خود احساس مى كنم...  بيست ساله بودم كه دستگير شدم و اين آزمايش بزرگى بود در برابر آنچه كه به آن اعتقاد داشتم و من بر اين اعتقاد استوار ماندم. من از زندان سخنى نمى گويم، چرا كه ملت من سال هاى بسيار سختى را سپرى كرده و رنج و اندوه شكنجه من در برابر عظمت رنج هاى مردم بسيار ناچيز است!...

اين زن ويتنامى در روز جهانى زن، روزگاران رفته را به خاطر آورده و هوشمندانه به نكته اى ظريف انگشت مى نهد. او تصريح مى كند: ... من هر خاطره اى مى گويم، خاطره اى ديگر به يادم مى آيد...