زنان:شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۳ - ۲۶ فوريه ۲۰۰۵

 

 

 

دعوت به همياری در کارناوال 8 مارس 

جمعه 7 اسفند 1383 25 فوریه 2005

از دوستان و علاقه مندان به ویژه وبلاگ نويسان، سايت های اینترنتی، مخاطبان اينترنتی و سه نقطه نويسان [...] دعوت می کنیم در برگزاری کارناوال 8 مارس، ما را ، خودشان را و دیگران را ياری کنند. متن فراخوان علاوه بر صفحه اصلی در زير نيز آمده است:

براي حيثيت دارکردن لکه ها، ازباد گرفتن ناموس ها و بر باد دادن مصونيت هايمان با ما همراه شو[بييييييييب]

اطلاع رساني تريبونک فمينيستي، شاخه اقليت فرا پست آنارکو فمينيسم چپ راديکال ليبرال :

دوستان دنياي مجازي زير سايتي ضد تريبون! به ما بپيونديد. هرجا سخن از تحقق آرزوهاي [بييب] ست تريبونک در خدمت شما [بييب]. تا خفمون نکردن مي گوييم که آرزوهايتان را به ما بسپاريد صحيح و سالم برآورده شون مي [بييب] اگر به ما بپيونديد آرزوهاي ما را هم شما بر آورده مي [بييب].

ما همه اين عدم خالي بندي ها را در کارناوال 8 مارس برگزار مي [بييب]. به ما اعتماد سازي فعال کنيد. انواع و اقسام مشارکت هاي حداکثري، حداقلي، راستي ، چپي ، فراچپي، فرافرا راست چپي، جنبش هاي تو [بييب]ده اي مردمي ، رفراند[بييب]، انتخابات رئيس [بييب]ي را مي توانيد در تريبون فمينيستي [بييب]... آمريکا برو گم شو راهت نمي ديم ... با تريبونک رويايي ترين عروس سال شويد و همين طور خشن ترين [بييب]، مسابقه مرد شايسته [بييب]، مرده ها را زنده کنيد و زنده ها را [بييب]... بي ناموس چرا نمي ذاري حرفمو بزنم ؟ آخ خف[بييب].ما ...ما ...ما.هزاران برنامه داريم از سخنراني، مناظره ، تئاتر زير حوضي و پشت هشتي و پست پست پستويي تا رقص و آو[بييب] جمعي برپا [بييب]. در فضاي مجازي آزادي را نفس [بييييييييييييييييب] هه [بييب] .

بياييد دست در دست هم پاي همديگر را لگد کنيم، پلاکاردهايمان را از صندوق خانه ها در آو[بييب] و تميزشان کنيم و از پشت شيشه اتاق هايمان گيس[بييب] هايمان را افشان کنيم فرياد بزنيم زنده باد مرده باد، مرده باد زنده باد، باد باد باد و براي ديوارهاي شهر در بگذاريم و فرارکنيم و پيش نامه و ميان نامه و قطعنامه هايمان را پاره کنيم. اگر بياييد خيلي کارها مي کنيم اما اگر نياييد خودمان بي دست در دست هم يک کاريش مي [بييب].

براي از دست ن[بييب] فرصت هايمان وقت کم داريم، براي ائتلاف با ما اعتصاب ن[بييب]، اعتراض نکنيد ، مجادله ن[بييب]، گفتمان ن[بييب]، اصلا فکر نکنيد. تا 8 مارس فقط چند روز باقي است فرصت هايتان را به ما بسپاريد تا خرابشان کنيم. براي اعلام هر گونه کمک فکري ، آرزو سازي فني و فکري، شرکت فعالانه در خروج از تريبون حين آرامش فعال با ايميل carnaval@iftribune.com تم[بييب]اس ب[بييب].

اگر دوستمان داريد خب چيکار کنيم استراتژي نداريم .

اگر دوستمان نداريد آرزوهايتان را زنداني نکنيد وگرنه فرار مي کنند.

اگر از ما متنفريد فحش هايتان را برايمان در ستون پيشنهادات بنويسيد اما حرف بد نزنيد چون آرزوهايمان مي شکنند.

اگر به قولمان عمل نکرديم به ما [بييب] دهيد.

تريبونک فمينيستي ايران

 

تجديدنظر در قانون مجازات زنان

پروين بختيار نژاد- شرق: شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۳ - ۲۶ فوريه ۲۰۰۵

مجازات جايگزين موضوعى است كه اخيراً در محافل حقوقى و روانشناسى به جد مطرح مى شود. در همين زمينه با شهلا معظمى پژوهشگر و جرم شناس گفت وگويى كرده ايم كه مى خوانيد.

در حال حاضر بحثى به نام مجازات هاى جايگزين از طرف برخى حقوقدانان، جرم شناسان و روانشناسان مطرح مى شود، به خصوص اين مسئله در مورد زنان و كودكان بيشتر مطرح مى شود، به عنوان يك جرم شناس در اين مورد چه نظرى داريد؟

جايگزين مجازات حبس، به معنى اين نيست كه كسى كه مرتكب مجازات قتل شده  است را به جاى اينكه به زندان بفرستند، مجازات جايگزين براى او تعيين كنند. البته در بعضى از كشور ها اين افراد در خانه هايى با وسايل الكتريكى كنترل و نگهدارى مى شوند ولى به طور كلى، مجازات جايگزين در مورد قتل و تجاوز به عنف، معنا و مفهومى ندارد. هنوز براى اين اعمال مجرمانه مجازات زندان مطرح است.

در سال هاى ۸۰ - ۷۹ به دليل كار تحقيقاتى كه داشتم مرتباً به بند زنان زندان اوين مى رفتم، همچنين به زندان كرج، زندان شيراز، زندان هرمزگان و سنندج رفتم، چيزى كه در اين زندان ها ديدم، حداقل سنى بود كه زنان زندانى داشتند كه ۲۵ سال بود. سال گذشته خيلى سعى كردم به خاطر طرح مجازات هاى جايگزين به اوين بروم كه متاسفانه موفق نمى شدم، بالاخره يك روز كه موفق شدم به زندان وارد شوم، اولين چيزى كه بسيار چشمگير بود، احساس كردم به جاى زندان به يك دبيرستان دخترانه رفته ام. با حدود ۲۰ دخترى كه صحبت كردم بدون اغراق ۱۸ يا ۱۹ ساله بودند. تمام اينها در خانه فساد دستگير شده بودند. در حالى كه مواد مخدر نيز حمل مى كردند. وقتى پرسيدم چه كسى شما را به اين كار واداشته است، گفتند: پدرمان. با اين دختر ها كه صحبت مى كردم مى گفتند ما اشتباه مى كرديم كه تنهايى كار مى كرديم، در اين بندى كه هستيم، دخترها به ما مى گويند، اينها يك سرپرستى دارند، خانمى هست كه آنها را حمايت مى كند، چه درآمد زيادى دارند يا آنها را به كشور هاى خارجى مى فرستند. فكر مى كنم خيلى از اين دختر ها، خود مقصر بوده اند، فرار كرده اند، شايد يك تعداد زيادى از آنها گول خورده باشند. شايد تعداد زيادى از آنها را بتوان توانبخشى كرد، مى توان با يك سرى كلاس هاى آموزشى آنها را توانمند كرد و به جامعه برگرداند. اگر روزى قرار باشد كه اينها مادر شوند ما فردا چه آينده اى خواهيم داشت، لذا چون زنان و كودكان يك وضعيت ويژه دارند، خوب است كه جرايم آنها را تفكيك كنند، دختران فرارى را تفكيك كنند چون خاص سنى آنها است. روسپى گرى دختران را تفكيك كنند، تا آنجايى كه امكان دارد حتى آنها را به كانون هم نفرستند. آنها را در مكان هاى خاصى نگهدارى كنند.

مثلاً در چه جاهايى نگهدارى كنند؟

مى توان آنها را در خانه هايى كوچك تر با حضور مربى و به صورت گروهى تربيت كرد، به هر حال هر انسانى استعدادى دارد كه مى توان بر روى آنها كار كرد و با توجه به قابليت هايى كه دارند، آنها را توانمند كرد تا در جامعه آنها را بپذيرند. زمانى كه مردى مرتكب جرم مى شود، خانواده دوباره او را مى پذيرد ولى زمانى كه يك دختر مرتكب خطا مى شود، خانواده هم پذيراى او نيست. همين عدم پذيرش باعث مى شود كه سر از بيغوله هاى كلان شهر ها در بياورند. من خودم زمانى كه نتوانستم پرسشنامه هايم را پر كنم، به همراه چند نفر به ميدان شوش رفتم. با حدود چهل، پنجاه نفر از خانم هايى صحبت كردم كه فراوان اعمال مجرمانه داشتند و از خانواده طرد شده بودند و در كنار بقيه معتادان زندگى مى كردند. به هر كارى دست مى زدند تا بتوانند زنده باشند.

در حال حاضر جايگزين هايى را كه مى توان استفاده كرد، مثل نگه داشتن آنها در خانه، اينها مواردى است كه خيلى از مردم نمى دانند و رسانه ها بايد جامعه را نسبت به اين شيوه ها آگاه سازند. البته اين شيوه ها مستلزم هزينه هاى زياد و نيازمند افراد تعليم ديده است ولى به هر ترتيب اين شيوه ها وجود دارد. سازمان تعليق مجازات، آزادى مشروط و مدد كار هاى اجتماعى و پليسى كه احتمالاً مسئوليتش صرفاً نگهدارى از اينها است. شايد در كوتاه مدت نتوانيم به اين ابزار ها دست پيدا كنيم ولى در مورد جرايم كوچك بايد به اين موضوعات فكر كنيم. يكى از همكارانم مى گفت در كانادا با خانمى در زندان صحبت مى كردم كه تمام مناطق آلوده را خوب مى شناخت، تمام كسانى را كه كار مى كردند و تمام شگرد هاى مجرمان را خوب مى شناخت، از او سئوال كردم، چگونه اين اطلاعات را كسب كرده اى گفت: من خودم يكى از آنها بودم و همكارم مى گفت آن زن مشاور وزير جوانان شده بود. ببينيد، تا كسى خودش در بطن ماجرا نباشد اشراف لازم به اين قضايا ندارد و در آنجا پليس مى آيد از خود آنها استفاده مى كند، يا بسيارى از اين بچه هاى مجرم را مى آورند آموزش مى دهند. يك پليس فوق العاده خوب از آنها مى سازند، به هر ترتيب پيشنهاد من، مجازات هاى جايگزين، تجديد نظر در قانون مجازات و اصلاح افراد مجرم است.

در بازديدى كه از برخى زندان ها داشته ايد، آيا طبقه بندى جرايم صورت گرفته بود؟

از نظر نوع جرم طبقه بندى شده اند، مثلاً قاتلان در يك بند، روسپى ها در يك بند و سارقان در يك بند هستند، ولى اين طبقه بندى مشكل را حل نمى كند، زيرا كسى كه در تصادف يك نفر را كشته با كسى كه مرتكب قتل عمد شده در يك بند هستند به هر حال آن تالى فاسد را دارد. يا مجرمان مواد مخدر حرفه اى در كنار افراد آماتورى كه به دليل كمك به خانواده شان يا به هر دليل ديگرى مواد مخدر حمل كرده اند در يك بند نگه دارى مى شوند و آن مشكلى كه بايد باشد، همچنان وجود دارد. مشكل جدى ديگرى كه در زندان ها وجود دارد، نبود كار و حرفه براى زندانيان است. در زندان ساعت ها و دقايق به كندى مى گذرد، در نتيجه افراد نيازمند اين هستند كه شغل داشته باشند، اگر زندانى را تشويق كنند، انگيزه دهند، دستمزد خوب به آنها بدهند، شايد خيلى از مشكلاتى را كه در آينده خواهند داشت، ديگر حل خواهد شد.

در مورد طبقه زندانيان، نكته جديدى به نظرتان مى رسد؟

اگر بتوانند در داخل جرايم هم طبقه بندى داشته باشند، افراد حرفه اى را از مجرمان تازه كار جدا كنند، بسيار مطلوب است. من با برخى از زنان جوان در زندان كه صحبت مى كردم مى گفتند، در زندان كلى آدرس و خانم به ما معرفى شدند كه اگر بيرون بياييم بى پناه نيستيم و به آنها مراجعه خواهيم كرد و ما را به خارج هم مى فرستند و كار خواهيم داشت.

عده اى بر اين اعتقادند كه مجازات هاى جايگزين باعث افزايش جرم و بزه خواهد شد. آيا به نظر شما اين نظر مى تواند درست باشد؟

ببينيد تعيين مجازات هاى جايگزين به معناى رها كردن فرد مجرم نيست، به هر حال تشكيلاتى هست، آن تشكيلات بايد مراقبت از آنها را برعهده گيرد.

اين تشكيلات در ايران شكل گرفته است؟

در حال حاضر تا حدودى اين قضيه شكل گرفته است، مددكار داريم ولى تعدادشان كم است كه به صورت فراگير نمى توان آن را گسترش داد. من با مددكارى صحبت كردم كه ۱۲۰ مددجوى زندانى را پوشش داده بود كه اين رقم خيلى زياد است.

در كشور هاى خارجى تشكيلات عريض و طويلى در مورد آزادى مشروط وجود دارد. حتى وقتى از زندان آزاد مى شوند، آنها را مى برند در مكانى كه همه آنها در مرحله آزادى مشروط هستند، يك گروه از زندانيان به دانشگاه مى روند، گروه ديگر كار مى كنند و شب كه به آن مكان مى آيند، كنترل مى شوند حتى در طى روز آنها را تعقيب مى كنند، تا مطمئن شوند كه اينها ديگر اقدام به عمل مجرمانه نمى كنند سپس در جامعه رهايشان مى كنند. در كشور ما در مورد جوان ها و كودكان، خيلى از قضات، روى مجازات هاى جايگزين كار مى كنند و حكم صادر مى كنند. در حال حاضر كانون خانه هايى را ايجاد كرده كه اين خانه ها به صورت آپارتمان است و در مورد كودكان و نوجوانانى است كه خانواده فاسدى دارند، اين بچه ها با تعداد ۵ نفر صبح به مدرسه و سركار مى روند و شب در اين خانه زندگى مى كنند ولى اين پديده بايد هم به لحاظ كيفى و هم به لحاظ كمى گسترده شود.