زنان:چهار شنبه 5 اسفند 1383 23 فوریه 2005

 

 

 

دولت اصولگرايان هرگز نگرش فمينيستي نسبت به زنان را برنمي‌تابد.

سه شنبه 4 اسفند 1383 22 فوریه 2005

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، جواد آرين‌منش در پاسخ به وضعيت حضور زنان در صحنه‌هاي اجتماعي، اظهار داشت: نگاه دولت اصولگرايان به وضعيت زنان نگاهي كاملا منطبق با معيارهاي اسلامي است كه هرگز نگرش و تفكر فمينيستي نسبت به زنان را برنمي‌تابد.

وي تصريح كرد: در حال حاضر زنان نماينده‌ي مجلس در زمره‌ي توانمندترين و پركارترين نمايندگان محسوب مي‌شوند كه شايستگي‌هاي خود را به خوبي نشان داده‌اند. زمان آن رسيده است كه در مديريت‌هاي عالي از توانايي زنان بهره‌گيري بيشتري شود. به ويژه در مديريت‌هايي كه ارتباط مستقيم با مسائل و نيازهاي زنان دارد چرا كه تاكنون مديران زن نشان داده‌اند كه قادرند تمامي نقش‌هاي اجتماعي و خانوادگي خود را در كنار هم به خوبي ايفا كنند و ضمن پاسداري از كيان خانواده و تلاش در جهت استواري آن انجام وظيفه كنند كه البته با توجه به افزايش سهم زنان و دانش آموختگان و متخصصين دانشگاهي جايگاه زنان در مديريت‌هاي مرتبط با شرايط و توانايي آنان نيز ارتقاء يافته است.

نايب رييس كميسيون فرهنگي مجلس، درباره‌ي نحوه‌ي حضور زنان به عنوان كانديداي رياست جمهوري، اظهار داشت: اگر چه ما امروزه مشكلي تحت عنوان زن بودن رييس جمهور نداريم اما اساسا زنان شايسته و مدير و متعهد ما هم چنين ادعايي ندارند و برابر قانون اساسي استفاده از زنان شايسته و توانا در مديريت‌هاي عالي حتي در رده‌هاي وزارت و معاونت‌هاي رياست جمهوري بلامانع است و هيچ محدوديتي وجود ندارد.

وي اضافه كرد: برابر قانون اساسي رييس جمهور بايستي رجال مذهبي و سياسي كه داراي حسن سابقه، امانت و تقوي و مديريت هستند برگزيده شود و تاكنون تغييراتي كه زنان را شامل شود از سوي شوراي نگهبان كه تنها مفسر اصول قانون اساسي ارائه نشده است.

 

امپراطوري ژاپن به زنان مي‌رسد

سه شنبه 4 اسفند 1383 22 فوریه 2005

بعد از آنكه كميته‌ي مسوول رسيدگي به بحران جانشين براي امپراطور ژاپن اعلام كرد، مي‌تواند قانون را براي جانشيني دختر وليعهد به عنوان امپراطور، تغيير دهد، ژاپن به نظر خود را براي سلطنت ملكه آماده مي‌كند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از خبرگزاري رويتر، اين سوال كه چه كسي جانشين تاج و تخت امپراطوري 2600 ساله‌ي ژاپن مي‌شود، باعث بروز اختلاف نظرهايي شده بود؛ زيرا بر اساس قوانين تنها مردان مي‌توانند وارث اين تاج و تخت باشند و اين در حالي است كه طي دهه‌هاي گذشته هيچ فرزند پسري در خاندان سلطنتي ژاپن به دنيا نيامده است.

خبرگزاري كيودو به نقل از يك منبع دولتي كه خواست نامش فاش نشود، اعلام كرد: پادشاهي به شاهزاده آيكو مي‌رسد.

شاهزاده ناروهيتو پدر آيكو، نيز جانشين پدرش آكيهيتو 71 ساله‌ي خواهد شد.

آيكو سه ساله تنها فرزند ناروهيتو است كه فردا 45 ساله مي‌شود.

از سال 1965 و به دنيا آمدن آكيشينو، برادر كوچكتر ناروهيتو، هيچ فرزند پسري در خاندان سلطنتي ژاپن به دنيا نيامده است.

هيات مشورتي جونيشيرو كوايزومي، نخست وزير ژاپن درباره‌ي مساله‌ي جانشيني امپراطور، در حال بحث درباره‌ي پيشنهاد تغيير قانون داخلي خاندان سلطنتي مي‌باشد.

بعد از آنكه حزب ليبرال دموكرات پيشنهادي را ارايه داد مبني بر بازنگري حقوقي در قانون خاندان پادشاهي، اين كميته 10 نفره تشكيل شد.

كارشناسان مي‌گويند: تغيير در قانون خاندان سلطنتي منادي تغيير نمادين در جامعه‌ي مرد سالار ژاپن است.

 

تظاهرات در باميان افغانستان در اعتراض به انتخاب استاندار زن

سه شنبه 4 اسفند 1383 22 فوریه 2005

مردم استان باميان افغانستان در اعتراض به انتخاب يك زن به عنوان استاندار باميان، در حمايت از استاندار قبلي راهپيمايي كردند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از آژانس خبري پژواك، وابسته به مجاهدين اسلامي افغانستان، پس از معرفي خانم حبيبه سرابي، از سوي رييس جمهور به عنوان استاندار جديد استان باميان تعيين شد، هزار نفر از مردم به طرفداري محمد رحيم علي‌يار، استاندار قبلي باميان در مقابل دفاتر كميسيون مستقل حقوق بشر و ساختمان استانداري با دادن شعار دست به راهپيمايي زدند.

غلام بني محمدي، سازمان‌دهنده‌ي اين راهپيمايي اظهار داشت: اين راهپيمايي مردمي است و ما خواهان بازگشت استاندار و عبدالرحمن شيدايي، رييس پليس سابق هستيم.

يكي از شركت كنندگان اين راهپيمايي نيز با اشاره به رواج قتل و غارت در ساير استان‌ها تصريح كرد: در استان باميان به دليل كارهاي انجام گرفته از سوي استاندار و رييس پليس قبلي، مشكل امنيتي نداريم كه اگر آنها از اينجا بروند، امنيت از بين مي‌رود.

در مقابل عده‌اي از مردم باميان به خصوص زنان از احتمال حضور يك زن به عنوان استاندار باميان استقبال كرده و آنرا عاملي جهت احقاق حقوق پايمال شده‌ي زنان خواندند.

حبيبه سرابي كه در دوره‌ي دولت انتقالي تا انتخابات اخير رياست جمهوري به عنوان وزير امور زنان ايفاي وظيفه كرده است، اكنون نيز اظهار داشته كه حاضر است با قبول تمام مشكلات در صورت تعيين شدن به عنوان استاندار باميان بدون خانواده و به تنهايي به باميان برود.

باميان يكي از استان‌هاي مركزي افغانستان است كه عمدتا شيعه نشين مي‌باشد.

 

سنت‌، نهاد خانواده‌ و زنان‌

اعتماد:سه شنبه 4 اسفند 1383 22 فوریه 2005

دختران‌ ايراني‌ هويت‌ خود را نه‌ از طريق‌ فعاليت‌ها و توانايي‌هاي‌ فردي‌ بلكه‌ فقط‌ از طريق‌ ازدواج‌ و تشكيل‌ خانواده‌ و ايفاي‌ نقش‌ همسري‌ و مادري‌ كسب‌ مي‌كنند. پافشاري‌ بر ابقاي‌ روابط‌ اقتدارگرايانه‌ در خانواده‌ مانع‌ رشد و شكوفايي‌ افراد در جامعه‌ و مانع‌ تشكيل‌ خانواده‌ مشاركتي‌ و مانع‌ جدي‌ در راه‌ تشكيل‌ جامعه‌ مدني‌ است‌ .

تا زماني‌ كه‌ زنان‌ ايراني‌ موجوداتي‌ مستقل‌ به‌ ذات‌ تلقي‌ نشوند و نقش‌ آنان‌ در خانواده‌ صرفا انجام‌ كارهاي‌ خانه‌ و بچه‌داري‌ و نقش‌ مرد رياست‌ بر خانواده‌ است‌ مساله‌ زنان‌ يك‌ معضل‌ اجتماعي‌ خواهد بود.

بنا به‌ اعتقاد و نظريه‌ بسياري‌ از جامعه‌شناسان‌ توجه‌ و تكامل‌ نهاد خانواده‌ بر ساير نهادهاي‌ اجتماعي‌ مقدم‌ است‌ و خانواده‌ به‌ عنوان‌ اولين‌ نهاد اجتماعي‌ و از زمان‌ غارنشيني‌ و در پي‌ بقاي‌ نسل‌ پديد آمد و در زمانها و مكانهاي‌ مختلف‌ و در طي‌ اعصار گوناگون‌ الگوهاي‌ متفاوتي‌ را تجربه‌ كرده‌است‌.

بررسي‌ ويژگي‌هاي‌ خانواده‌ در جامعه‌ شكارچي‌ با دوران‌ باغداري‌ و كشاورزي‌ و حتي‌ دوره‌ صنعتي‌ و فرا صنعتي‌ و به‌ اصطلاح‌ مدرن‌ متفاوت‌ بوده‌ است‌ و تاريخ‌ جوامع‌ انساني‌ به‌ كرات‌ شاهد مديريت‌ مرد و زن‌ بر اين‌ نهاد بوده‌ و اين‌ مديريت‌ به‌ نسبت‌ مشخصه‌هاي‌ اجتماعي‌ متغير بوده‌است‌.

در طول‌ مدت‌ درازي‌ از تاريخ‌ نوع‌ بشر، تمام‌ جمعيت‌ انساني‌ در جوامع‌ متكي‌ بر شكار و گردآوري‌ خوراك‌ بوده‌است‌.

آنچه‌ از شواهد تاريخي‌ بر مي‌آيد اين‌ است‌ كه‌ تا هفت‌ هزار سال‌ پيش‌ از ميلاد، شكار و گردآوري‌ خوراك‌ پيشرفته‌ترين‌ تكنولوژي‌ بشر بوده‌است‌ .

در اين‌ دوره‌ شكار وظيفه‌ مردان‌ و گردآوري‌ و شيوه‌ نگهداري‌ مواد غذايي‌ به‌ عهده‌ زنان‌ بوده‌ است‌.

همزمان‌ با تراكم‌ جمعيت‌ و بيشتر شدن‌ اطلاعات‌ نوع‌ بشر در مورد كشت‌ گياهان‌ و اهلي‌ كردن‌ حيوانات‌، انسان‌ از عصر شكار به‌ دوره‌ باغداري‌ مي‌رسد. در اين‌ دوره‌ بشر فرصت‌ گردآوريي‌ شخصي‌ بيشتري‌ مي‌يابد و نابرابري‌هايي‌ در زمينه‌ حيثيت‌ و اعتبار اجتماعي‌ در ميان‌ ابناي‌ بشر به‌وجود آمده‌ است‌.

از ويژگي‌هاي‌ متمايز اين‌ دوره‌ در نظام‌ خويشاوندي‌ توجه‌ به‌ خويشاوندان‌ مادري‌ است‌ و اين‌ الگوي‌ غيرعادي‌ ناشي‌ از نقشي‌ است‌ كه‌ زنان‌ جامعه‌ باغدار در تامين‌ معاش‌ خانواده‌ به‌عهده‌ دارند. ويژگي‌هاي‌ اين‌ عصر اسكان‌ گروههاي‌ انساني‌، گسترش‌ سريع‌ حرفه‌ها و بازرگاني‌، رشد دولت‌ و توسعه‌ اقتصاد روستايي‌ است‌.

دراين‌ دوره‌ خانواده‌ دهقاني‌ به‌ طرز تغيير ناپذيري‌ يك‌ واحد كار محسوب‌ مي‌شده‌ و محل‌ كار و محل‌ سكونت‌ معمولا يك‌ جا بوده‌است‌ و تمامي‌ اعضاي‌ خانواده‌ از جمله‌ كودكان‌ در تمامي‌ كارهاي‌ مرتبط‌ با خانواده‌ شراكت‌ داشته‌اند.

در اين‌ جامعه‌ ازدواج‌ و تشكيل‌ نهاد جديد خانواده‌ به‌ ياري‌ واسطه‌ها و با دخالت‌ پدر و مادر به‌انجام‌ مي‌رسيد و والدين‌ در هر وصلت‌ بيش‌ از هرچيزي‌ به‌نتايج‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ اين‌ ازدواج‌ مي‌انديشيده‌اند.

داماد بايستي‌ به‌ والدين‌ عروس‌ شيربها بپردازد و پدر و مادر عروس‌ موظف‌ بوده‌اند براي‌ دخترشان‌ جهيزيه‌ تهيه‌ كنند.

از جمله‌ مشخصه‌هاي‌ نظام‌ خانواده‌ در اين‌ دوره‌ تاكيد مفرط‌ بر باروري‌ انساني‌ و توليد مثل‌ و همچنين‌ مالكيت‌ بزرگ‌ اراضي‌ با در اختيار داشتن‌ شمار زيادي‌ از بردگان‌ است‌.

در اين‌ دوره‌ اربابان‌ بر مال‌ و جان‌ و ناموس‌ بردگان‌ مسلط‌ بوده‌اند بطوري‌ كه‌ بسياري‌ از خانواده‌ها در صورتي‌ كه‌ ميل‌ يا منافع‌ اربابانشان‌ ايجاب‌ مي‌كرد از هم‌ پاشيده‌ مي‌شد و دهقانان‌ اغلب‌ قدرت‌ آن‌ را نداشتند كه‌ زنان‌ و دختران‌ خود را در برابر هوس‌هاي‌ گروه‌ حاكم‌ محفوظ‌ بدارند. در جامعه‌ صنعتي‌ بسياري‌ از عملكردهاي‌ سنتي‌ خانواده‌ از بين‌ رفته‌ و يا كم‌ رنگ‌ شد، در اين‌ دوره‌ خانواده‌ ديگر يك‌ واحد توليدي‌ نبوده‌ و خويشاوند گرايي‌ ديگر به‌ عنوان‌ يك‌ امر عادي‌ پذيرفته‌شده‌ نيست‌ و آموزشگاه‌هاي‌ عمومي‌، گروههاي‌ مذهبي‌ و سازمان‌هاي‌ فعال‌ غيردولتي‌، بخشي‌ از وظايف‌ سنتي‌ نهاد خانواده‌ را ايفا مي‌كنند. در اين‌ جامعه‌ پدر خانواده‌ ديگر همان‌ رييس‌ مرسوم‌ در جوامع‌ كشاورزي‌ و سنتي‌ نيست‌ و والدين‌ قادر نيستند همان‌ نظارت‌ تنگاتنگ‌ و سخت‌ گيرانه‌ را بر رفتار فرزندان‌ خود داشته‌ باشند و نفوذ گروه‌ همسالان‌ و رسانه‌هاي‌ جمعي‌ باعث‌ كاهش‌ تاؤير خانواده‌ مي‌شود.

در اين‌ عصر بسياري‌ از پدران‌ و مادران‌ شاغل‌، در تمام‌ طول‌ روز به‌ دور از خانه‌ بسر مي‌برند و اين‌ مساله‌ باعث‌ افت‌ اقتدار خانواده‌ مي‌شود و افراد بيشتر بر حقوق‌ فردي‌ تاكيد مي‌كنند تا بر حقوق‌ خانواده‌، و تشكيل‌ زندگي‌ بيشتر نه‌ به‌ عنوان‌ يك‌ ضرورت‌ بلكه‌ به‌ شكل‌ نوعي‌ انتخاب‌ براي‌ كامروايي‌ و آسايش‌ نگريسته‌ مي‌شود.

افزايش‌ طلاق‌، تنظيم‌ بارداري‌، بالا رفتن‌ سن‌ ازدواج‌ و تحول‌ نقش‌ مشاركت‌ زنان‌ در فعاليت‌هاي‌ اجتماعي‌ از جمله‌ ويژگي‌هاي‌ عصر صنعتي‌ است‌. برخي‌ نظريه‌پردازان‌ در اين‌ دوره‌ نسبت‌ به‌ مرگ‌ خانواده‌ هشدار داده‌اند.

براساس‌ نظريه‌ الوين‌ تافلر آينده‌ شناس‌ و جامعه‌شناس‌ معروف‌ امريكايي‌ در كتاب‌ ضربه‌ آينده‌ بسياري‌ از محققان‌ اعتقاد دارند در آينده‌، نهاد خانواده‌ عملا بيشتر از يك‌ يا دو سال‌ و آن‌ هم‌ در سال‌هاي‌ نخستين‌ تولد كودك‌ دوام‌ و معنايي‌ ندارد.

چشمگيرترين‌ تحول‌ مدرن‌ در خانواده‌ فردا كه‌ طليعه‌ آن‌ نيز كماكان‌ در خانواده‌هاي‌ امروزي‌ مشهود است‌ انزوا، تنهايي‌، كمتر شدن‌ تعداد فرزندان‌ و تك‌ افتادگي‌ والدين‌ در ميانسالي‌ است‌.

 

زن‌ هم‌ مي‌تواند قاضي‌ باشد؟

اعتماد:سه شنبه 4 اسفند 1383 22 فوریه 2005

گاهي‌ اوقات‌ حاكميت‌ مردسالاري‌ ايراني‌ تا كجاها سرك‌ مي‌كشد كه‌ حتي‌ اقتضائات‌ دنياي‌ مدرن‌ قادر به‌ بازسازي‌ آن‌ نخواهد بود.

بحث‌ ورود زنان‌ به‌ عرصه‌ قضاوت‌ از جمله‌ مباحثي‌ است‌ كه‌ در دهه‌هاي‌ اخير مطرح‌ بوده‌ است‌ و امروزه‌ با توجه‌ به‌ ازدياد مشكلات‌ زنان‌ كه‌ لزوم‌ شكل‌گيري‌ كلانتري‌ مختا آنان‌ را مهم‌ دانسته‌ ضرورت‌ ورود زنان‌ به‌ دستگاه‌ قضاوت‌ نيز مفيد جلوه‌ مي‌نمايد.

با اين‌ ذهنيت‌ به‌ گفت‌وگو با عابدين‌ مومني‌ يكي‌ از اساتيد دانشگاه‌ فقه‌ و مذاهب‌ اسلامي‌ كه‌ معتقد است‌ ادله‌يي‌ جهت‌ نفي‌ صلاحيت‌ زن‌ براي‌ ورود به‌ عرصه‌ قضاوت‌ وجود ندارد نشسته‌ايم‌:

در جامعه‌ ايراني‌ حاكميت‌ تفكر سنتي‌ مردسالار همواره‌ سبب‌ گرديده‌ تا زنان‌ از ورود به‌ برخي‌ عرصه‌ها محروم‌ بمانند، از جمله‌ ورود به‌ دستگاه‌ قضايي‌، لذا همواره‌ اين‌ سوال‌ براي‌ زن‌ ايراني‌ وجود دارد كه‌ چرا او نمي‌تواند به‌ عنوان‌ قاضي‌ در مسند قضاوت‌ بنشيند?!

در ابتدا مي‌خواهم‌ بگويم‌ كه‌ من‌ نوع‌ نگاه‌ جنسيتي‌ شما را نمي‌پذيرم‌، زماني‌ كه‌ شما واژه‌ مردسالار را به‌ كار مي‌بريد حاكي‌ از نوعي‌ نگاه‌ جنسيتي‌ است‌.

به‌ نظر من‌ جامعه‌ ايراني‌ چنين‌ نگاه‌ و تفكري‌ را مي‌طلبد و پذيراي‌ آن‌ است‌!

ولي‌ به‌ نظر من‌ نگاه‌ مردسالار و زن‌سالار مذموم‌ است‌ و اصلا نبايد نگاه‌ مبني‌ بر جنسيت‌ باشدأ بلكه‌ بايد نگاه‌ انساني‌ جايگزين‌ شود. البته‌ لازم‌ به‌ ذكر است‌ اگر اظهار كردند كه‌ در جامعه‌يي‌ زن‌ نمي‌تواند قاضي‌ باشد و يا رييس‌ جمهور بايد مرد باشد نمي‌توان‌ گفت‌ آن‌ جامعه‌ مردسالار است‌ بلكه‌ جامعه‌ مردسالار مولفه‌هاي‌ بسياري‌ دارد كه‌ اين‌ امر جاي‌ بحث‌ دارد.

ولي‌ اين‌ موضوع‌ مي‌تواند يكي‌ از مولفه‌ها باشد.

خب‌ به‌ هر حال‌ اگر اين‌ يكي‌ از مولفه‌ها باشد تمام‌ مولفه‌ها كه‌ نيست‌ و اين‌ مساله‌ مي‌تواند خودش‌ از توجيهي‌ برخوردار باشد كه‌ از مولفه‌ مردسالاري‌ خارج‌ باشد. لذا من‌ اين‌ نوع‌ نگاه‌ را نگاه‌ درست‌ و صحيحي‌ نمي‌بينم‌. اما مي‌توان‌ در اين‌ مورد بحث‌ كرد كه‌ زن‌ مي‌تواند قاضي‌ باشد يا خير.

خب‌ منظور من‌ هم‌ بحث‌ پيرامون‌ همين‌ موضوع‌ است‌.

زماني‌ ما نگاه‌ ديني‌ خودمان‌ را پيرامون‌ موضوعي‌ مطرح‌ مي‌كنيم‌ و گاهي‌ نگاهي‌ روانشناختي‌ داريم‌ مبني‌ بر اينكه‌ زن‌ يا مرد از چه‌ ظرفيت‌هاي‌ وجودي‌ برخوردارند كه‌ اين‌ نگاه‌ دوم‌ بحثي‌ علمي‌ است‌ كه‌ با تجربه‌، تاييد يا تكذيب‌ مي‌شود. اما بحث‌ ديني‌ به‌ تجربه‌ نياز ندارد، بلكه‌ مباحث‌ ديني‌ بر آموزه‌هاي‌ وحياني‌ استوار است‌ و تصديق‌ و تكذيب‌ آنان‌ بر ادله‌ شرعيه‌ مستند است‌. بنابراين‌ ما هيچ‌ امري‌ را بدون‌ حكم‌ شرعي‌ اؤبات‌ و نفي‌ نمي‌كنيم‌، لذا به‌ مستند قابل‌ قبول‌ شرعي‌ براي‌ اؤبات‌ يا رد هر امري‌ نيازمنديم‌.

پس‌ اين‌ نوع‌ نگاه‌ و تفكري‌ كه‌ در جامعه‌ وجود دارد مبني‌ بر اينكه‌ زن‌ نمي‌تواند قاضي‌ شود به‌ مباني‌ ديني‌ باز مي‌گردد?

نظري‌ كه‌ بنده‌ در اين‌ مورد داده‌ام‌ بحث‌ و بررسي‌ در ادله‌هايي‌ بوده‌ كه‌ بر اساس‌ آن‌ صلاحيت‌ زن‌ در قضاوت‌ اؤبات‌ مي‌شود يا خيرأ از مجموع‌ بررسي‌هايي‌ كه‌ كردم‌ ادله‌يي‌ را كه‌ به‌ صورت‌ قطعي‌ و يقيني‌ نفي‌ صلاحيت‌ قاضي‌ شدن‌ زن‌ را ؤابت‌ كرده‌ باشد نيافتم‌ و به‌ نظر من‌ ادله‌يي‌ كه‌ مطرح‌ شده‌ از جهاتي‌ قابل‌ نقد و تفسيرهايي‌ است‌ كه‌ با آن‌ تفاسير نمي‌توان‌ به‌ صورت‌ قطع‌ و جزم‌ گفت‌ زن‌ صلاحيت‌ قضاوت‌ را ندارد.

مي‌توانيد در مورد ادله‌يي‌ كه‌ به‌ آنها اشاره‌ كرديد به‌ صورت‌ مختصر توضيح‌ دهيد?

بعضي‌ از فقها گفته‌اند زن‌ صلاحيت‌ قضاوت‌ را ندارد ولي‌ برخي‌ از فقها اظهار كرده‌اند كه‌ اين‌ ادله‌ نفي‌ صلاحيت‌ زن‌ براي‌ قضاوت‌ اؤبات‌ نمي‌شود و البته‌ در طول‌ تاريخ‌ هم‌ شاهد اين‌ امر بوده‌ايم‌. اما ادله‌يي‌ كه‌ مطرح‌ شده‌ مبني‌ بر رواياتي‌ است‌، به‌ عنوان‌ مثال‌ در برخي‌ روايات‌ آمده‌ قومي‌ كه‌ در آن‌ زنان‌ صاحب‌ ولايت‌ باشند رستگار نمي‌شوندأ خب‌ برخي‌ از آقايان‌ به‌ اين‌ روايت‌ استناد كرده‌اند و البته‌ بعضي‌ها در مورد اعتبار سند اين‌ روايت‌ ترديد كرده‌ند و همچنين‌ برخي‌ در مورد دلالت‌ اين‌ روايت‌ نيز ترديد كرده‌اند. لذا در بعضي‌ موارد آقايان‌ به‌ اين‌ اجماع‌ رسيده‌اند كه‌ زن‌ صلاحيت‌ قضاوت‌ ندارد كه‌ اين‌ اجماع‌ مخدوش‌ است‌ زيرا در طول‌ تاريخ‌ آراي‌ فقهي‌ وجود داشته‌ است‌ مبني‌ بر اينكه‌ زن‌ هم‌ مي‌تواند قاضي‌ شود به‌ هر حال‌ بحث‌ در مورد ادله‌ است‌، اما دليلي‌ كه‌ بر نفي‌ صلاحيت‌ قضاوت‌ زن‌ وجود داشته‌ باشد به‌ صورت‌ قطعي‌ نيست‌ و به‌ همين‌ جهت‌ اختلافاتي‌ شكل‌ گرفته‌ است‌.

پس‌ شما تصور نمي‌كنيد منع‌ قاضي‌ شدن‌ زن‌ كه‌ در جامعه‌ ما حاكم‌ است‌ در بين‌ فقها عرفي‌ شده‌ و از ادله‌ فقهي‌ خارج‌ شده‌ است‌! همچنين‌ لازم‌ به‌ ذكر است‌ كه‌ با وجود فقه‌ پويا چرا ما به‌ سمتي‌ حركت‌ نمي‌كنيم‌ كه‌ زنان‌ حداقل‌ در اموري‌ كه‌ مربوط‌ به‌ خودشان‌ است‌ فضاوت‌ را بر عهده‌ بگيرند?

در فقه‌ حنفيه‌ اين‌ قضيه‌ مطرح‌ شده‌ و همواره‌ در طول‌ تاريخ‌ نيز عنوان‌ شده‌ كه‌ زن‌ در امور مربوط‌ به‌ زنان‌ از صلاحيت‌ قاضي‌ شدن‌ برخوردار است‌ بنابراين‌ اينگونه‌ نيست‌ كه‌ اين‌ نظريات‌ تاكنون‌ مطرح‌ نبوده‌ و فقه‌ پويا اكنون‌ بخواهد به‌ ارايه‌ چنين‌ نظري‌ بپردازد، لذا اين‌ تئوري‌ از ريشه‌ تاريخي‌ بسيار كهني‌ برخوردار است‌. اما آنچه‌ وجود دارد اينكه‌ فقها معتقدند بر مبناي‌ ادله‌يي‌ كه‌ وجود دارد سخن‌ بگويند، يك‌ فقيه‌ تا زماني‌ كه‌ از دليل‌، فتوايي‌ را استنباط‌ نكرده‌ به‌ صورت‌ قطع‌ و جزم‌ فتوا نمي‌دهد. البته‌ گاهي‌ اوقات‌ ادله‌ براي‌ فقيه‌ قابل‌ قبول‌ نيست‌ ولي‌ از آنجا كه‌ يك‌ فتوا شهرت‌ قابل‌ قبولي‌ يافته‌ است‌ و فقهاي‌ برجسته‌يي‌ آن‌ فتوا را اعلام‌ كرده‌اند او عدم‌ مخالفت‌ با آن‌ فقهاي‌ برجسته‌ را روا نديده‌ است‌ و احتياط‌ كرده‌ بر اينكه‌ اگر زن‌ بتواند قاضي‌ شود و قضاوت‌ وي‌ نيز مشروع‌ باشد بطور يقين‌ اجباري‌ در اين‌ كار نيست‌أ بنابراين‌ اگر زن‌ وارد دستگاه‌ قضاوت‌ نشود گناهي‌ صورت‌ نپذيرفته‌ است‌.

پس‌ اكنون‌ ما در فضاي‌ احتياط‌ بسر مي‌بريم‌.

براي‌ برخي‌ از فقها فضاي‌ احتياط‌ است‌، زيرا بعضي‌ از فقها اين‌ ادله‌ را كافي‌ و قانع‌كننده‌ مي‌دانند، اما برخي‌ از فقها ادله‌ را كافي‌ نمي‌دانند ولي‌ مخالفت‌ با مشهور را روا نمي‌دانند و معتقدند كه‌ مقتضاي‌ احتياط‌ است‌ كه‌ زن‌ وارد خاستگاه‌ قضايي‌ نشود.

آيا به‌ نظر شما شرايط‌ جامعه‌ ما اين‌ فضاي‌ احتياط‌ را مي‌پذيرد، زيرا اكنون‌ بنا به‌ نيازهاي‌ شرايط‌ دنياي‌ مدرن‌ بايد در برخي‌ از مباني‌ فقهي‌ تغييراتي‌ را به‌ وجود آورد. آيا اين‌ موضوع‌ در عرصه‌ احكام‌ اوليه‌ گنجانده‌ شده‌ است‌?

اين‌ جزو احكام‌ اوليه‌ است‌، بدين‌ معنا كه‌ آيا در حكم‌ اوليه‌ زن‌ مجاز است‌ كه‌ قاضي‌ بشود يا خير، كه‌ بنده‌ معتقدم‌ آن‌ ادله‌يي‌ كه‌ وجود دارد به‌ صورت‌ قطعي‌ نفي‌ صلاحيت‌ قضاوت‌ زن‌ را نكرده‌است‌ و زن‌ مي‌تواند قاضي‌ باشد.

خب‌ آيا جزو احكام‌ ؤانويه‌ قرارمي‌گيرد?

بله‌أ احكام‌ ؤانويه‌ در شرايط‌ زمان‌ ومكان‌ به‌ وجود مي‌آيد، در اين‌ مورد حكم‌ ؤانويه‌ مبني‌ بر اين‌ است‌ كه‌ اگر مردان‌ قاضي‌ به‌ اندازه‌ كافي‌ وجود نداشت‌ و جامعه‌ مجبور به‌ استفاده‌ از قاضي‌ زن‌ بود در اينجا مي‌توان‌ زنان‌ را به‌ عنوان‌ قاضي‌ وارد دستگاه‌ قضاوت‌ كرد.

اما من‌ فكر مي‌كنم‌ آن‌ حكمي‌ كه‌ شكل‌ گرفته‌ بنا به‌ شرايط‌ زماني‌ خودش‌ بوده‌ و اكنون‌ شرايط‌ بسيار فرق‌ كرده‌ و لذا بايد در برخي‌ از مباني‌ تغييراتي‌ به‌ وجود آيد.

من‌ معتقدم‌ كه‌ شرايط‌ فرق‌ نكرده‌است‌.

ولي‌ اكنون‌ اقتضاي‌ جامعه‌ است‌ كه‌ زنان‌ وارد دستگاه‌ قضاوت‌ نشوند?

خير، همان‌ شرايطي‌ كه‌ بوده‌ اكنون‌ هم‌ هست‌، به‌ عنوان‌ مثال‌ شما بفرماييد چه‌ شرطي‌ تغيير كرده‌. من‌ مي‌گويم‌ در بيش‌ از هزاران‌ سال‌ پيش‌ فقهاي‌ حتمي‌ چنين‌ نظري‌ داشته‌اند.

خب‌ چرا فقهاي‌ اماميه‌ اين‌ نظر را ادامه‌ مي‌دهند. به‌ نظر شما چه‌ منعي‌ در اين‌ مورد وجود دارد?

البته‌ من‌ دلايل‌ ديگري‌ را ذكر مي‌كنم‌. يكي‌ از دلايل‌ اين‌ است‌ كه‌ قاضي‌ شدن‌ زن‌ مستلزم‌ اختلاط‌ زن‌ با مرد است‌ كه‌ از نظر من‌ قابل‌ قبول‌ نيست‌، زيرا اگر اين‌ ادله‌ مطرح‌ باشد، زن‌ حق‌ احراز هيچگونه‌ مسووليتي‌ را ندارد و اين‌ درحالي‌ است‌ كه‌ در طول‌ تاريخ‌ نيز اين‌ امري‌ پسنديده‌ نبوده‌است‌.

بنابراين‌ شرط‌ خاصي‌ در هيچ‌ زماني‌ وجود نداشته‌ كه‌ مانع‌ قاضي‌ شدن‌ زن‌ باشد.

ببينيد آقاي‌ دكتر، چند روز پيش‌ كه‌ من‌ روزنامه‌ها را مي‌خواندم‌ به‌ خبري‌ برخوردم‌ كه‌ از افتتاح‌ كلانتري‌ مخصوص‌ زنان‌ در مشهد صحبت‌ مي‌كرد و اين‌ بيانگر اين‌ است‌ كه‌ آنقدر جرم‌ زنان‌ زياد شده‌ كه‌ رسيدگي‌ آن‌ به‌ زنان‌ ارجاع‌ شده‌ است‌ يا زنان‌ سرپرست‌ خانوار زيادي‌ را مي‌شناسم‌ كه‌ معتقدند هنگام‌ مراجعه‌ به‌ دستگاه‌ قضاوت‌ براي‌ كسب‌ حقوقشان‌ قاضي‌هاي‌ مرد شرايط‌ دشوار آنان‌ را درك‌ نمي‌كنند.پس‌ آيا واضح‌تر از اين‌ امر شرطي‌ وجود دارد كه‌ ما زنان‌ قاضي‌ داشته‌باشيم‌?

اين‌ شرط‌ مي‌تواند در همه‌ زمان‌ها وجود داشته‌ باشد. به‌ نظر من‌ اگر در همه‌ زمان‌ها در خدمت‌ دهي‌ تناسب‌ جنسي‌ رعايت‌ شود بسيار خوب‌ است‌.

پس‌ اگر بخواهيد اينگونه‌ قضاوت‌ كنيد به‌ اين‌ نتيجه‌ مي‌رسيد كه‌ اين‌ مساله‌ در شرايط‌ مختلف‌ رعايت‌ شده‌ است‌.البته‌ لازم‌ به‌ ذكر است‌ كه‌ امروزه‌ زنان‌ در شرايط‌ امروزي‌ در كسب‌ صلاحيت‌ به‌ رقابت‌ با مردها مي‌پردازند و لذا مي‌توانند در عرصه‌هاي‌ مختلف‌ به‌ ابراز وجود بپردازند.

بنابراين‌ مي‌توانيم‌ بگوييم‌ كه‌ اگر زن‌ يا مرد صلاحيت‌ و تخصا در امري‌ را دارا باشند مي‌توانند به‌ آن‌ عرصه‌ وارد نشوند.

خب‌ پس‌ شما معتقديد ما در جامعه‌ ايران‌ داراي‌ زنان‌ با صلاحيت‌ در اين‌ زمينه‌ هستيم‌ اما چگونه‌ مي‌توانيم‌ بسترهاي‌ لازم‌ براي‌ ورود آنان‌ به‌ اين‌ عرصه‌ را فراهم‌ كنيم‌?

البته‌ من‌ فكر مي‌كنم‌ شما بايد به‌ اين‌ نكته‌ توجه‌ كنيد كه‌ چه‌ كاري‌ براي‌ زنان‌ رجحان‌ داردأ زيرا ما خواهان‌ جامعه‌يي‌ سعادتمند هستيم‌.پس‌ به‌ نظر شما آيا يك‌ زن‌ مادر نمونه‌ باشد بهتر است‌ يا يك‌ قاضي‌?

مي‌تواند هر دو مسووليت‌ را در كنار يكديگر بپذيرد.

اگر امكان‌ هر دو وجود نداشت‌، چي‌!

اين‌ امر قابل‌ تصور نيست‌.

اما تجربه‌ اين‌ امر را به‌ ما ؤابت‌ كرده‌است‌.

چرا همواره‌ حساسيت‌هايي‌ از جانب‌ مردان‌ نسبت‌ به‌ غريزه‌ مادري‌ زن‌ است‌?

اما حساسيتي‌ روي‌ اين‌ موضوع‌ ندارم‌.منظورم‌ اين‌ است‌ اگر اولويت‌ اين‌ شغل‌ براي‌ زن‌ احراز نشود بهتر است‌ او به‌ كاري‌ كه‌ براي‌ او از اولويت‌ برخوردار است‌ بپردازد.

من‌ فكر مي‌ كنم‌ نگاه‌ شما به‌ مانند ديدگاه‌ قدما است‌، در حالي‌ كه‌ من‌ تصور مي‌كنم‌ لزومي‌ ندارد حتما يك‌ زن‌ مادري‌ نمونه‌ باشد بلكه‌ مي‌تواند يك‌ مادر نمونه‌ در كنار يك‌ قاضي‌ نمونه‌ باشد.بنابراين‌ با توجه‌ به‌ شرايط‌ حاكم‌ بر جامعه‌ ما كه‌ بيش‌ از نيمي‌ از جمعيت‌ آن‌ را جوانان‌ تشكيل‌ مي‌دهند، احساس‌ مي‌كنم‌ اگر زنان‌ بتوانند در فضاهاي‌ تخصصي‌ خود به‌ فعاليت‌ بپردازند اين‌ جامعه‌ به‌ سوي‌ همان‌ جامعه‌ سعادتمندي‌ كه‌ شما به‌ آن‌ اشاره‌ كرديد حركت‌ خواهد كرد.

ابتدا به‌ اين‌ نكته‌ اشاره‌ مي‌كنم‌ كه‌ هر حرف‌ قديمي‌ دليل‌ بربطلان‌ آن‌ نيست‌ و من‌ هرگز به‌ اين‌ معتقد نيستم‌ كه‌ زن‌ وارد اين‌ عرصه‌ها نشود و شما مرا به‌ كهنه‌انديشي‌ متهم‌ كرديد.

خب‌ به‌ اين‌ دليل‌ است‌ كه‌ شما بر حرف‌ خودتان‌ پافشاري‌ مي‌كنيد و ناخودآگاه‌ اين‌ تفكر در ذهن‌ آدمي‌ شكل‌ مي‌گيرد.

نه‌، من‌ حرفم‌ اين‌ بود كه‌ زن‌ بايد دست‌ به‌ انتخاب‌ بزند و اولويت‌ها را در نظر بگيرد ولي‌ ديدگاه‌ من‌ مبني‌ بر ايجاد مانعي‌ براي‌ ورود زن‌ به‌ اين‌ عرصه‌ها نيست‌ و از نظر اسلام‌ هم‌ هيچ‌ مانعي‌ در مقابل‌ زن‌ وجود ندارد.

اما شما هنوز به‌ سوال‌ اصلي‌ من‌ پاسخ‌ نداديد. ببينيد من‌ به‌ عنوان‌ يك‌ زن‌ ايراني‌ مي‌خواهم‌ قاضي‌ شوم‌ اما بسترهاي‌ آن‌ فراهم‌ نيست‌، آيا بايد خودم‌ زمينه‌ لازم‌ را ايجاد كنم‌أ البته‌ اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ با تلاش‌هاي‌ متعدد در اين‌ جهت‌ به‌ بن‌بست‌ خورده‌ام‌!

خب‌ اين‌ تفكر فقهي‌ در طول‌ تاريخ‌ مطرح‌ بوده‌ ولي‌ اكنون‌ اين‌ تفكر نيز وجود دارد كه‌ موانع‌ پيش‌ روي‌ زنان‌ در اين‌ عرصه‌ برداشته‌ شود، زيرا اكنون‌ روند زندگي‌ اجتماعي‌ اين‌ مساله‌ را مي‌طلبد.پس‌ با توجه‌ به‌ تغيير شرايط‌ اجتماعي‌ و براساس‌ برخي‌ تفكرات‌ فقهي‌ كه‌ حضور زن‌ در اين‌ عرصه‌ را مي‌پذيرد مي‌توان‌ قوانيني‌ را در اين‌ زمينه‌ وضع‌ كرد.

 

فقر، عامل اصلى مشكلات زنان در افغانستان 

شیرین جزایری- رادیو آلمان:سه شنبه 4 اسفند 1383 22 فوریه 2005

اگرچه قوانين زيادى به نفع زنان در افغانستان تغييركرده و نسبت به دوران طالبان آنان از حقوق بسیار بيشترى برخوردارند، اما همچنان مشكلات زنان در جامعه و خانواده بسيارند. ازدواج اجبارى در سنين پايين براى دختران، قتل هاى ناموسى واقدام به خود سوزى آنان از درد ناچاری، حوادثى تكرارى و روزمره اند. اما مشکلات عمده زنان افغانستان را خانم فوزيه نورى، گرداننده و مسئول بخش زنان راديوى افغانستان دركابل، به گونه دیگری می بیند. آزادی به تعبیر او، حمایت از زنانی است که برای بدست آورن کمی دارو و آب، کیلومترها راه را باید پیاده طی کنند.

خانم فوزیه نوری كه روزنامه نگار با تجربه ايست داراى چهار فرزند است و در دوران طالبان چند سالى را در پاكستان سپرى كرده. او در گفتگویی با ما در باره وضعيت فعلى زنان افغانستان ومقايسه شرايط فعلى آنان با دوران طالبان مى گويد:

فعلا مشكلات زنان افغانستان مانند زمان سابق، بطور مثال، در دوره طالبان نيست. يعنى زن مى تواند مشكلات خود را از هر نگاه، از هر طريقى كه خودش بخواهد، به يك جايى برساند. فرضا در افغانستان بخش‌هاى مختلفى ايجاد شده است. سازمان‌هاى مختلف، وزارت زنان و ان جى او ها  كه زن‌ها مى توانند به این مراکز مراجعه کنند و مشكلات خود را آنجا بازگو كنند و اين راه حل تا جائى كه ما ديديم بسيار مثبت بوده است.

مشكل اصلى در افغانستان مشكل فقر و بيكارى است. به دنبال اين مشكل است كه زنان در فشار مضاعفى در خانواده و جامعه قرار دارند. خانم نورى نیز این مشکل را مهمترین درد زنان می خواند:

راه حل اين مشكلات اين است كه ما پول كافى يا امكانات در اختیار داشتیم. كارخانه‌هاى مختلف مى داشتيم كه زن، مرد، پير وجوان در آنجا مى توانستند مشغول كار شوند.  چرا كه اينها بى سواد هستند. اين امكانات فعلا در افغانستان بسيار كم است و ما به بسيارى چيزها احتياج داريم. ما حتى توان توليد بسيارى چيزهاى جزئى را ما در كشورمان نداريم. هر چيزى كه ما در افغانستان داريم از طريق خارج، يا از طريق پاكستان يا از طريق ايران يا كشورهاى ديگر است. خود ما اين توليدات را نداريم. اگر اين توليدات بهتر شود، براى زن و مرد من فكر مى كنم بسيار را‌ه‌‌گشا خواهد بود.

 

مفهوم آزادى براى زنان را خانم نورى به گونه اى ديگر و در ارتباط با وضع اقتصادى آنان مى بيند:

بسیاری از زنان در نقاط دوردست افغانستان دسترسى به دوا و دكتر ندارند. اين را ما نمى توانيم قبول كنيم كه فرضا زن تنها بيايد پشت ميز بنشيند. به لباس خود توجه كند. از شرق و غرب اروپا صحبت كند و يا اينكه خود را نمايش بدهد. اين را ما نمى توانيم آزادى زن بناميم. آزادی، حمایت از زنانی است که برای بدست آورن کمی دارو و آب کیلومترها راه را باید پیاده طی کنند.

شركت در انتخابات رياست جمهورى در افغانستان براى زنان اين كشور اولين تجربه در اين زمينه بود. عليرغم اينكه به نظر برخى، انتخابات به درستى برگزار نشده، اما موضوع اصلى و داراى اهميت شايد كسب اولين تجربه و دانستن اين مسئله بود كه آراء انسان ها  داراى اهميت اند.  خانم فوزيه نورى مى گويد:

 

شايد شما از طريق رسانه‌هاى گروهى، تلويزيون يا راديو، ديده يا شنيده باشيد كه زن‌هايى كه من اصلا تصورش را نداشتم كه بسيار بيسواد و سطح پايين بودند، اينها خودشان با يك علاقه‌اى بسيار خاص رفتند پاى صندوق‌هاى راى و به نفع شخصى كه مورد نظر خودشان بود، كارت راى خود را به صندوق انداختند. كه اين يكى از خاطرات خوب در برداشتن اولین قدم ها برای استقرار دمكراسى در افغانستان است.

با سرنگونى حكومت طالبان دوباره دختران اجازه رفتن به مدرسه را دارند و زنان حق ادامه تحصيل در دانشگاه ها را دریافت کرده اند.

زن اگر بسيار بطور مشخص برايتان بگويم، دختران و زنان در همه رشته‌ها مشغول كار، تدريس، درس‌ و آموزش هستند. من كه در راديو و تلويزيون هستم به چشم خود شاهدم كه زنان در تمام عرصه‌ها شركت مى كنند. در بخش تعلیم و تربیت مى بينم كه دختران بسيار جوان با علاقه خاص مى روند. اين تغييرات كم كم رخ مى دهند. ما تقريبا به مدت سه دهه جنگ در كشورمان داشتيم. بنابراين نمى توانيم خيلى تند بدويم . چون ممكن است بيفتيم. بايد استوارانه گام برداريم. مى بينيم كه در طول اين سه سال تغييرات و تحولات بسياری ايجاد شده است. زن‌ها بخصوص دختران به مكتب مى روند. مكتب‌ها فعال شدند. دروازه‌هاى مكتب كاملا باز است و من در دخترهاى ما بسيار شوق و خوشى مى بينم.

عليرغم امكاناتى كه در نتيجه تصويب قوانين جديد به نفع زنان بوجود آمده و يا تأسيس وزارت خانه زنان و سازمان هاى غير دولتى كه در اين كشور باكمك گروهاى مددكار زنان خارجى و افغانى اداره مى شوند، سنت ها و اعتقادات دست و پا گير و محدود كننده همچنان در اين جامعه عمل می كنند:

ما مسائل قومى را ما نمى توانيم دامن بزنيم و يا از طريق راديو يا رسانه های گروهی ديگر در مورد آن‌ها چيزى بگوييم. كه مثلا اين كار خلاف است يا اظهار نظر ديگرى در این موارد بكنيم. اين مسائل برخى شخصى و فاميلى است و در مواردى خودشان از ما مى پرسيدند  كه شما چطور ارزيابى مى كنيد؟ فرضا دختر يا پسرى كه بالغ مى شود، از نگاه فرهنگ‌هاى ديگرى ما مى بينيم خودشان صلاحيت انتخاب را دارند و تا جائى كه ديديم آنها امکان زندگى بسيار خوب را دارند. در دوره‌هاى سياه اين‌ها تحت اجبار قرار گرفتند، فرضا بزور زر يا بزور تفنگ. اين كارها صورت گرفته است. ما دراين مورد نمى توانيم بطور مستقیم کاری کنیم.

با توجه به وضعيت موجود زنان، بالا بردن و در اختيار قرار دادن امكانات آموزشى و سوادآموزى براى آنان و آشنايى شان با حقوق خود را، خانم نوری،  از مهمترين وظايف سازمان هاى زنان اين كشور می داند:

بايد زن‌هايى را كه بى سواد هستند، تشويق كنيم كه بياموزند. زنى كه نمى داند دكتر يا داروخانه كجاست، لااقل بايد بتواند قدرت تميز راه و چاه را داشته باشد. ما بايد به اين خاطر تلاش و مبارزه كنيم.