زنان:سه شنبه 13 بهمن 1383 – 1 فوریه 2005

 

 

 

پرونده قتل سه زن در تهران همزمان بررسى مى شود

دوشنبه 12 بهمن 1383 – 31 ژانویه 2005

گروه اجتماعى شرق _ محمد غمخوار: با دستور بازپرس ويژه قتل تهران پرونده قتل سه زن جوان كه در ۲۰ روز گذشته در شهر تهران كشته شده اند به صورت ويژه و در كنار هم بررسى مى شود. با توجه به وجود نكات مشتركى در اين قتل ها بازپرس جنايى تهران با مطرح كردن اين احتمال كه سه قتل از سوى يك فرد انجام شده است به تيمى از ماموران دايره مبارزه با قتل پليس آگاهى ماموريت داد با تمركز بر روى اين سه پرونده احتمال سريالى بودن آنها را بررسى و در صورت صحت موضوع از ادامه آن جلوگيرى كنند.

• اولين قربانى

اولين پرونده مربوط به قتل زن جوانى در منطقه  تهرانپارس است. عصر روز ۲۱ دى ماه امسال پسر اين زن ۳۵ ساله هنگامى كه از مدرسه به خانه آمد كسى در را باز نكرد. او با احتمال اينكه مادرش براى خريد از خانه خارج شده و يا در خواب است از بالاى در وارد خانه شد. هيچ موضوع مشكوكى در خانه وجود نداشت. اين پسر به دنبال مادر شروع به جست وجوى خانه كرد كه با جسد مادر خود در اتاق خواب روبه رو شد. او سراسيمه از خانه بيرون آمد و همسايه ها را در جريان ماجرا قرار داد.

دقايقى بعد گروهى از ماموران همراه بازپرس كشيك قتل در قتلگاه اين زن حاضر شدند. پزشك متخصص قانونى پس از معاينه جسد در نظريه اوليه خود اعلام كرد اين زن ۳۵ ساله چند ساعت قبل خفه شده است كه آثارى از كبودى بر روى گردن او مشاهده مى شود. به گفته بازپرس پرونده تمام شواهد حكايت از قتل اين زن به دست يك آشنا داشت. جسد اين زن كنار تخت در اتاق خواب افتاده بود. عامل يا عاملان جنايت با اطمينان از اينكه اين زن در خانه تنهاست وارد آن خانه شده و با غافلگير كردن مقتول او را خفه كرده اند. همچنين به دليل اينكه هيچ شيئى از خانه اين زن سرقت نشده بود ماموران احتمال دادند مقتول قربانى يك انتقام كور شده است. با انتقال جسد اين زن به پزشكى قانونى تحقيقات براى دستگيرى عاملان اين جنايت آغاز شد.

• قتل در يوسف آباد

سه روز پس از اين قتل ماموران دايره مبارزه با جرايم جنايى پليس آگاهى در جريان قتل زن تنهاى ديگرى در شهر تهران قرار گرفتند. ساعت پنج بعدازظهر روز پنجشنبه ۲۴ دى ماه ساكنان آپارتمانى در خيابان ۳۳ منطقه يوسف آباد در تماس با ماموران اعلام كردند كه حدود يك هفته است كه از همسايه شان خبرى نيست و بوى تعفن از خانه او به مشام مى رسد. پس از اطلاع گروهى از ماموران تجسس كلانترى ۱۲۵ يوسف آباد در محل حاضر شده و با جسد متعفن زن صاحبخانه روبه رو شدند.

در بررسى هاى مقدماتى مشخص شد مقتول شادى نام دارد كه با لباس خود خفه شده است. عامل يا عاملان اين قتل پس از كشتن زن صاحبخانه براى اينكه همسايه ها متوجه مرگ او نشوند در ورودى آپارتمان و پنجره ها را باز گذاشته بودند كه به دليل سردى هوا جسد مقتول با تاخير متعفن شده بود. اين زن در آن خانه به تنهايى زندگى مى كرد و افراد بسيارى به خانه او رفت وآمد داشتند كه در بازرسى از خانه او مقدارى مواد مخدر كشف شد.

پزشك متخصص قانونى نيز پس از معاينه اوليه جسد اعلام كرد «مقتول خفه شده است و حدود ۱۰ روز از زمان قتل او مى گذرد.»

پس از بررسى هاى مقدماتى جسد اين زن براى تشخيص علت اصلى مرگ به پزشكى قانونى منتقل شد و گروهى از ماموران تجسس هاى خود را براى شناسايى و دستگيرى عامل يا عاملان اين جنايت آغاز كردند.

• آخرين قتل

در آخرين پرونده قتل زنان تنهاى تهران در ۲۰ روز گذشته زن جوانى به نام رويا در خانه اش در تهرانپارس به قتل رسيد. اين زن نيز پس از جدايى از همسرش به تنهايى در آن خانه زندگى مى كرد. پزشك قانونى پس از معاينه جسد اين زن علت مرگ رويا را خفگى اعلام كرد. شباهت هاى بسيارى در ميان اين سه جنايت وجود دارد كه احتمال وقوع آنها از سوى يك نفر را مطرح مى كند.

هرگاه سه قتل به يك شيوه و در يك منطقه جغرافيايى خاص و در يك بازه زمانى رخ دهد مى توان آنها را در گروه قتل هاى سريالى دسته بندى كرد. گرچه احتمال سريالى بودن اين سه جنايت بسيار پايين است اما كارآگاهان جنايى پليس آگاهى تهران بايد توجه داشته باشند كه قاتلان سريالى پس از ارتكاب چند جنايت (بيش از پنج مورد) شناسايى شده اند و گاهى پس از دستگيرى متهمان راز جنايت هاى خاموش آنها فاش شده است. مانند قاتل زنان روسپى در تهران كه پس از دستگيرى در رابطه با قتل زنى در منطقه نياوران به پنج مورد قتل ديگر اعتراف كرد. هم اكنون كارآگاهان تحقيقات خود را در رابطه با اين قتل آغاز كردند تا موضوع سريالى بودن آنها را بررسى كنند.

 

زنان معترض خيابان رز 

شیرین جزایری- رادیو آلمان: یکشنبه 11 بهمن 1383 – 30 ژانویه 2005

« نیروی حرکت اعتراضی انسان ها و نيروى عشق بر خشونت ديكتاتورها هم پیروز می گردد.» این عبارت بر روی لوحه یادبود زنان باشهامتی نوشته شده که در اوج حکومت دیکتاتوری ناسیونال سوسیالیست ها در آلمان، با حرکت اعتراضی وسیع خود درخیابان رز شهر برلین، موجب آزادی همسران و پسرانشان گردیدند.

 

در اين روزها به دليل گذشت شصتمين سالگرد آزاد سازى اردوگاه آشويتس و بزرگداشت قربانيان اين فاجعه تاريخى، مراسم متعددى در شهرهاى مختلف آلمان و ديگر كشورهاى جهان صورت گرفته و مى گيرد. همچنين به همين مناسبت نمايشگاه هاى عكس و مراسم يادبود قربانيان اين اردوگاه، كه به اردوگاه مرگ شهرت داشت، برگزار مى گردد. در اين محل بيش از يك ميليون انسان، كه اكثريت آنان را زنان و كودكان تشكيل مى دادند به طرز وحشيانه اى با محبوس شدن در اتاق هاى گاز، در كوره هاى آدم سوزى و يا  بر اثر گرسنگى و اجبار به كارهاى مشقت آور به قتل رسيدند.

 

در بررسى ابعاد دهشتناك اين فاجعه تاريخى گاه اين سوال پيش مى آيد كه معترضان در مقابل حكومت فاشيستى ناسيونال سوسياليست ها در آلمان چه اقداماتى را انجام دادند. در اين باره كتاب ها و اسناد زيادى در دست است.

مقاومت در اين زمان عليرغم فضاى فاشيستى و ترس حاكم، جريان داشت. بسيارى از گروه هاى نظامی مقاومت كه حتى در ارتش نازى ها نيز حضور داشتند، دستگير شده و به شديدترين شكلى مورد شكنجه قرار گرفتند وکشته شدند. اما در زمان تسلط این دیکتاتوری، اعتراضات مردمی نیز اتفاق افتاده است. از جمله آن ها مى توان از اقدام زنان معترض در خيابان رز شهر برلين نام برد.

درباره تعداد زنان شركت كننده در اين اعتراض نظرات گوناگونى وجود دارد. اما آنچه كه مشخص است در فوريه سال ۱۹۴۳ ميلادى بیش از ۲۰۰۰ زن آلمانى برای اعتراض نسبت به دستگیری همسران و یا پسرانشان در این خیابان اجتماع کرده و آوای مخالفت خود را بلند کردند.  همسران این زنان از یهودیان آلمانی بودند. حکومت دیکتاتوری ناسیونال سوسیالیست ها، مردان و پسران بالای چهارده سال خانواده های با ازدواج مختلط، منظور ازدواج زنان آلمانی غیر یهودی با مردان آلمانی یهودی، را وادار به بیگاری در کارخانجات مختلف و از جمله صنایع اسلحه سازی کرده بود. 

 

مسئله به این شکل آغاز گشت که در روز شنبه ۲۷ فوريه سال ۱۹۴۳ هزاران نفر يهودى كه هنوز به عنوان كارگر در صنايع اسلحه در صنايع اسلحه سازى به كار اجبارى مشغول بودند، در محل هاى كار خود دستگير شدند. آن ها مى بايست جانشين كارگران لهستانى گردند كه به عنوان نيروى كار اجبارى كارگران شرقى موسوم بودند و قرار بود به اردوگاه های مرگ فرستاده شوند. نظامیان نازی کارگران را با كاميون از مناطق مختلف جمع آورى کردند.

 

زنان آلمانى غيريهودى به اشكال مختلف از دستگيرى همسران و يا پسرانشان مطلع گشتند. آن ها در خيابانى به نام رز اجتماع کردند تا از سرنوشت عزيزان خود اطلاع حاصل كنند و يا بتوانند برای آنان آذوقه اى ارسال دارند. از اجتماع چند زن با شهامت، حركت اعتراضى صدها نفرى بوجود آمد که به مدت یک هفته ادامه یافت. حتى ورود نظاميان نيز نتوانست اين زنان را وادارد كه به اعتراض خود خاتمه دهند. بعد از يك هفته همسران و پسران زندانی زنان معترض خيابان رز آزاد شدند.

 

گفته مى شود كه گشتاپو، نيروى پليس حكومت نازی ها، در آن زمان هنوز تصميم نداشت كه يهوديان خيابان رز را به اردوگاه کار اجباری بفرستد و بازگشت آنان به دليل اعتراض زنان نبوده است.  از طرف ديگر تحليلگرانى نيز معتقدند كه اگر موج اعتراضات در حكومت نازی ها بالا بود ، اين ديكتاتورى نمی توانست در چنین ابعادی و اينطور وحشيانه دست كه كشتن انسان های بى گناه بزند.

 

خانم مارگارته فون تروتا كارگردان سینما فيلمى از حركت اعتراضى اين زنان، به نام خيابان رز تهيه كرده است. همچنین به همين مناسبت خانم اينگه بورگ هونتسيگر زن مجسمه ساز آلمانى ضمن استقرار چندين مجسمه ، لوحه یادبودی را نيز برای ستایش از شجاعت آنان، در ابتدای خیابان رز نصب کرده است.  بر روی این لوحه یادبود نوشته شده:

 

«نیروی حرکت اعتراضی انسان ها و نيروى عشق مى تواند حتى بر خشونت ديكتاتورها هم پیروز گردد.»