زنان:یکشنبه 11 بهمن 1383 – 30 ژانویه 2005

 

 

 

به بهانه صرف هزینه های آنچنانی ، فرصت ها را از زنان نگیریم

شنبه 10 بهمن 1383 – 29 ژانویه 2005

مراسم اختتامیه نخستین دوره بازی های زنان پایتخت های کشورهای اسلامی و آسیایی با حضور جمعی از مسولین شهرداری تهران و شورای اسلامی این شهر ، صبح امروز در هتل شهر تهران برگزار شد تا این بازی ها رسما به کار خود پایان دهد.

به گزارش خبرنگار"مهر" در مراسم اختتامیه و پس از تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید و اجرای سرود غدیر، مهین فرهادی زاد، دبیر کل بازیها به ارایه گزارش پایانی بازی ها پرداخت. وی گفت: در نخستین دوره بازیهای زنان پایتخت های اسلامی و آسیایی 205 مدال توزیع شد که با حضور 700 ورزشکار ، 200 داورداخلی و 5 داور خارجی از کشورهای امارات ، پاکستان ، اردن ، همراه بود. 3 ناظر از اردن ، عمان و کانادا نیز بطور مستمر ، در جریان امور فنی بازی ها بودند که باعث افزایش کیفیت مسابقات شدند. پس از ارایه گزارش فرهادی زاد، معتمدی ، عضو شورای اسلامی شهر تهران نیز با تقدیراز برگزاری مطلوب بازیها و تلاش های پیگیر شهرداری تهران ، این اقدام را در سطح بین المللی ستود و آن را به عنوان الگوی زن مسلمان برشمرد. سخنرانی اسفندیار رحیم مشایی ، رییس ستاد بازیها و معاون اجتماعی شهرداری تهران نیز پایان بخش مراسم اختتامیه بود که گرمی خاصی به این مراسم بخشیده بود. رییس ستاد بازی ها خاطرنشان کرد: مانمی توانیم به بهانه صرف هزینه های آنچنانی مانع رشد و اعتلای ورزش بانوان شویم که افزون بر حذف مناسبات فرهنگی ، فرصت ها را از زنان سلب می کند. وی افزود: زن مسلمان می تواند با حفظ حجاب و پوشش مذهبی که بر اصالت فرهنگی دلالت دارد ، پشت به همه ناملایمات کند و با حجاب ، حتی بر سکوهای بین المللی قرار بگیرد. این یک واقعیت است که امروز در جامعه ما زنان به لحاظ ورزش در جایگاه و موقعیت مناسبی نیستند و انتظار می رود که همه دستگاهها و ارگانها دست به دست هم دهند و در اعتلای ورزش بانوان کشور بکوشند. در پایان یادبود نخستین دوره بازیهای زنان پایتخت های کشورهای اسلامی و آسیایی به سرپرستان تیم های شرکت کننده اهداء و تندیس و کاپ قهرمانی با تشویق مدعوین به تیم های برتر اهدا شد. خانم "منال طاها" نیز به نمایندگی از سازمان ورزش متبوعش ، تندیسی به رسم یادبود به بانیان و مسوولین بازیها اهدا نمود.

 

زنانى كه به سربازى مى رفتند

فرشته فرزانه- شرق: پنج شنبه 8 بهمن 1383 – 27 ژانویه 2005

۱۹ مهرماه سال ۱۳۰۵ براساس دستور رضاخان ميرپنج، انجام خدمت عمومى سربازى براى عناصر ذكور جامعه به عنوان يك «قانون اجبارى» مطرح شد و در آبان ماه همان سال، اين قانون به اجرا درآمد.۴۱ سال بعد محمدرضا پهلوى، پسر همان پدر، در ۶ بهمن ۱۳۴۶ با صدور فرمان انقلاب شاه و ملت كه بعدها به نام انقلاب سفيد شهرت يافت، به نوعى زنان را نيز مشمول خدمت وظيفه كرد.زنان داوطلب در قالب «سپاهيان بهداشت» و «سپاهيان دانش» دوران ۴ ماهه اى را به عنوان دوران آموزشى گذرانده و سپس براى تدريس يا انجام فعاليت هاى امدادى و درمانى راهى روستاها و مناطق دورافتاده مى شدند.علاوه بر «سپاه دانش» و «سپاه بهداشت» كه از بين زنان و مردان داوطلب مى پذيرفت، «سپاه ترويج آبادانى» نيز در همين دوران تشكيل شد. اين «سپاه» فقط از بين مردان داوطلب مى پذيرد و زنان حق عضويت در آن را نداشتند.زنانى كه براى عضويت در «سپاه دانش» داوطلب مى شدند، اكثراً از كسانى بودند كه با اخذ مدرك ديپلم در دانشگاه ها پذيرفته نشده و از آنجايى كه عضويت در «سپاه دانش» آينده شغلى شان را به عنوان آموزگار تامين مى كرده راهى اين مجموعه مى شدند.

اعضاى سپاه «دانش» و «بهداشت» موظف به گذراندن دورانى ۴ ماهه بودند.دوشنبه و چهارشنبه هر هفته «سپاهيان دانش» و «سپاهيان بهداشت» در پادگان هاى بزرگ شهر، تعليم تيراندازى مى ديدند. در اين سفر زنان عضو سپاه «دانش» و «بهداشت» مانند مردان، رفتارى نظامى داشتند، رژه مى رفتند و تمرينات تيراندازى مى كردند. در ساير روزها نيز اساتيد دانشگاه به سپاهيان دانش نحوه تدريس در ۵ پايه را آموزش مى دادند.سپاهيان «دانش و بهداشت» سه دست لباس مختلف داشتند، «بلوز و دامن»، «كت و دامن» و «كت و شلوار» كه بايد در كلاس ها با لباس فرم حاضر مى شدند و بسته به هر موقعيتى از لباس فرمى خاص استفاده مى كردند.لباس هاى كار بلوز و شلوار آجرى رنگ بود و لباس هاى فرم را كه با آن رژه رفته و در جشن ها شركت مى كردند، لباس هايى بود به رنگ لباس هاى مردان نظامى و با همان كلاه ها.زنان سرباز كه در قالب «سپاهيان دانش» و «سپاهيان بهداشت» فعاليت داشتند، در دوران آموزشى ۴ ماهه، ماهيانه ۲۰۰ تومان به عنوان حقوق دريافت مى كردند. در دوران آموزشى همگى درجه نظامى گروهبان سومى داشتند و پس از طى اين دوران و كسب معدل بود كه به گروهبان اول يا دومى ارتقاى درجه مى يافتند.حقوق گروهبان ها نيز متفاوت بوده و به عنوان مثال گروهبان يك سپاه دانش يك هزار و ۵۰۰ تومان دريافت مى كرده است.پس از پايان دوران ۴ ماهه آموزشى، زنان سرباز براى تدريس عازم روستاهاى دوردست مى شدند تا به كودكان روستايى درس بدهند. تعداد سپاهيان در هر روستا، بستگى به جمعيت آن داشته است. در هر يك از دفاتر آموزش و پرورش نيز اتاقى با نام «سپاه دانش» براى اين «سپاهيان» در نظر گرفته مى شد.سپاهيان دانش در هر روستا موظف به شركت در جشن ها همراه با كدخدا، فرماندار و بخشدار منطقه بودند و در كارهاى عمرانى و آبادى روستا مانند آسفالت و مدرسه سازى نيز شركت داشته اند. به مجرد اتمام دوران خدمت دو ساله شان، اعضاى سپاه دانش به عنوان آموزگار جذب آموزش و پرورش مى شدند. هم اكنون نيز اكثر آموزگارانى كه با مدرك ديپلم مشغول تدريس در مدارس هستند، همان سپاهيان دانش سابق هستند.مركز آموزش اعضاى زن سپاه دانش جداى از مركز مردان بوده و آموزش هاى نظامى در روزهاى دوشنبه و چهارشنبه هر هفته توسط يك افسر وظيفه مرد به آنان ارائه مى شده است.سپاه دانش هر ۶ ماه يك بار اقدام به عضوگيرى مى كرد و از زمان آغاز فعاليتش تا زمان انقلاب- كه به طور كامل فعاليتش متوقف شد- ۲۱ دوره عضوگيرى كرد. عضويت در اين «سپاه» داوطلبى بوده و گزينشى نيز براى ورود به آن انجام نمى شده است.اسلحه هايى كه براى آموزش اعضاى سپاهيان دانش و بهداشت در دوران آموزشى ۴ ماهه به كار مى رفته، اسلحه هاى M1 بوده و دو سال زندگى آنان در «سپاه» در مراكز شبانه روزى سپرى مى شد.آموزش هاى نظامى، رژه، آشنايى با انواع اسلحه، آموزش تيراندازى، روش تدريس و اجراى مراسم سان در مقابل مسئولين كشور، از جمله مواردى بوده كه زنان سرباز بايد آن را فرا مى گرفتند. داوطلبان عضويت در سپاه دانش براى ثبت نام بايد به آموزش و پرورش رجوع مى كردند.كسانى كه موفق به پايان دوره ۲ ساله آموزشى در سپاه دانش با معدل عالى مى شدند، مى توانستند وارد «دانشگاه سپاهيان انقلاب» شوند، دانشگاهى كه شرط ورود به آن، معدل و عضويت در سپاه هاى مختلف بهداشت، دانش و آبادانى بود.اكثر افرادى كه به صورت داوطلبانه عضو سپاه دانش مى شدند، انگيزه شان تضمين شغلى بوده كه بعد از دوره دو ساله براى آنان ايجاد مى شد. آنان بلافاصله بعد از پايان دوره آموزش دو ساله خود به استخدام وزارت فرهنگ آن دوران در مى آمدند.البته بنا به اعتقاد عده اى از صاحب نظران و محققان، هرچند سپاهيان دانش براى افزايش سطح سواد روستاييان عازم اين مناطق مى شدند ولى آنان در انتقال يك تفسير سياسى جديد از مذهب نقش موثرى داشتند و به عبارت ديگر آنها بروز دگرگونى در اسلام را به خانواده، دوستان و نيز اهالى روستاها انتقال داده و در واقع نتيجه فعاليت اين سپاهيان درست عكس منظورى بود كه شاه از ايجاد آنان داشت.اين روزها باز هم سروصداى ايجاد چنين دوره هايى براى زنان به گوش مى رسد، اخيراً يكى از مسئولان نظام وظيفه عمومى اعلام كرده است كه «مى توان براى خانم ها نيز مدتى را به عنوان خدمت ضرورى يا اجبارى درنظر گرفت. منتها اين مسئله كه خانم ها موظف باشند، خدمتى را به جامعه ارائه كنند، بايد در قالب هاى ديگرى غير از نيروهاى مسلح ديده شود. به اين نحو كه خانم ها در مراكز بهداشتى، آموزش و پرورش و فرهنگى به كار گرفته شوند.»اين مسئول همچنين عنوان كرده كه «مطابق قانون وظيفه عمومى، فقط افراد مذكور جامعه بايد به خدمت بروند و در قانون فعلى و آينده وظيفه عمومى، مسئله رفتن خانم ها به سربازى پيش بينى نشده است، اما مى توان يك دوره خدمت اجبارى براى آنها درنظر گرفت.»