زنان:پنج شنبه 24 دی1383 – 13 ژانویه 2005

 

 

 

 

تكليف زنان به استفاده از چادر

شرق:پنج شنبه 24 دی1383 – 13 ژانویه 2005

سينا: تنها زن اصلاح طلب مجلس شوراى اسلامى از فعاليت چند نماينده براى پيشنهاد طرحى خبر داد كه براساس آن زنان ايرانى مكلف به استفاده از چادر به عنوان پوشش ملى مى شوند. اين چادر آستين دار و شبيه به چادرهاى عربى خواهد بود. «مهرانگيز مروتى» گفت: «فاطمه آجرلو» «نماينده مردم تهران در پى ارائه طرح» عفاف «به مجلس است و عفت شريعتى» ديگر نماينده تهران و رئيس فراكسيون زنان با جمع آورى امضا تلاش دارند تا اين طرح هرچه سريع تر به هيات رئيسه تقديم و مورد بررسى قرار گيرد.

«حسين نوش آبادى» نماينده مردم ورامين در اين خصوص اظهار داشت: اگرچه حجاب برتر استفاده از چادر است اما نبايد اين حجاب را براى تمام بانوان اجبارى كرد. وى با اشاره به فرمايشات مراجع تقليد و امام (ره) افزود: حجاب برتر استفاده از چادر است و اين امر مورد تاكيد مراجع تقليد، امام (ره) بوده و مقام رهبرى نيز در استفتائات خود بدان اشاره داشته اند اما الزامى در استفاده از چادر براى بانوان ايجاد نكردند و هر كسى كه بخواهد بالاتر از نظر دينى، اسلامى و فقهى تقليد عمل كند، افراط كرده است. به گفته نوش آبادى حدود و صدور حجاب حاكم به جامعه در منابع فقهى موجود است و علما و مراجع تقليد آن را تاكيد كرده اند پس بايد اين حجاب را تبليغ كرد نه آنكه آن را اجبار كرد. وى معتقد است كه طرح برخى از موضوعات به بهانه عفاف توسط برخى از اشخاص در مجلس اصولگرايان ناشى از تفكر شخصى آنها است كه در جمهورى اسلامى جايگاهى ندارد و به اين گونه طرح ها بايد به عنوان ديدگاه شخصى پرداخته شود نه ديدگاه حكومتى.نماينده مردم ورامين تصريح كرد: خواهان جامعه اسلامى با رعايت موازين شرعى و فقهى هستيم و هر كس بالاتر از شرع و فقه سخن بگويد مورد حمايت قرار نخواهد گرفت. نوش آبادى اظهار داشت: در خبرها آمده بود كه سفارش چادر براى بانوان به كشور ژاپن داده خواهد شد تا بانوان به پوشيدن چادر مبادرت ورزند، اين امر قطعاً مورد توجه مسئولان جمهورى اسلامى و علماى دينى قرار نخواهد گرفت. نماينده ورامين تاكيد كرد: ما بايد با فرهنگ سازى، تبليغات درست و اطلاع رسانى مناسب براى رعايت حجاب اسلامى در بين بانوان تلاش كنيم و بايد بدانيم با سخنرانى، پخش بخشنامه، اجبار و اكراه كار فرهنگى راه به هيچ جايى نخواهد برد. بايد فرهنگى دينى در وجود افراد و افكار جامعه ترويج پيدا كند.

«شاپور مرحبا» نماينده مردم تهران در مجلس و عضو كميسيون اجتماعى نيز تاكيد كرد: اين گونه طرح ها در مجلس راه به جايى نمى برد. وى با بيان اين جمله از امام جعفر (ص) كه «آهاى تندروها به ما برگرديد و آهاى كندروها به ما ملحق شويد» گفت: مطرح كردن طرح هايى چون طرح عفاف به مصلحت نظام نيست. به گفته وى اسلام حدود پوشش بانوان را مشخص كرده است و همه در كشور اسلامى بدان واقف هستند. همه ما مى دانيم كه در اسلام زنان دوشادوش مردان در جامعه حركت مى كنند و در چارچوب قوانين اسلامى حركت آنها تداوم بيشتر مى يابد. مرحبا اظهار داشت: پوشش زنان از نظر اسلام مشخص است و نبايد با اين گونه طرح ها وقت مجلس را هدر بدهيم. «فاطمه آليا» نماينده مردم تهران و عضو فراكسيون زنان مجلس شوراى اسلامى  با تائيد اينكه اين طرح در مجلس مطرح شده است، اظهار داشت: اين طرح از سوى شوراى زنان به مجلس ارائه شده است. وى از تشكيل جلسه مشترك شوراى عالى فرهنگى زنان و فراكسيون زنان مجلس خبر داد و گفت: مسايل مختلفى در اين جلسه مطرح شده است كه از آن جمله تاكيد بر همكارى بيشتر زنان با يكديگر براى مرتفع ساختن موضوعاتى كه مرتبط با زنان در بخش فرهنگى و اجتماعى و قانون مدنى است بود. آليا اظهار داشت: شوراى عالى زنان طرحى را كه منشور حقوق و مسئوليت هاى زنان را بررسى و به تصويب رسانده بود و طرح توسعه فرهنگ عفاف نيز چند سال پيش توسط شوراى انقلاب فرهنگى به تصويب رسيد و پس از آن شوراى عالى فرهنگى زنان مقرر كرد تا فراكسيون زنان مجلس براى به اجرا درآمدن طرح توسعه عفاف يك كميته مشترك تشكيل دهد تا اين موضوع به تصويب مجلس برسد.

 

اولين وزير اقتصاد زن در امارات و دوستى بيل گيتس

شرق:پنج شنبه 24 دی1383 – 13 ژانویه 2005

حدود دو ماه است كه براى اولين بار در تاريخ كشور امارات متحده عربى يك زن سمت رياست وزارت اقتصاد آن را برعهده دارد. وزير جديد اقتصاد امارات بااعتبارترين و قوى ترين وزير زن در جنوب خليج فارس هم دانسته مى شود.او كه «لبنى القاسمى» نام دارد فارغ التحصيل رشته انفورماتيك از دانشگاه كاليفرنيا است. وى حتى در دهه هشتاد كه تعداد زنان كاملاً ماهر در زمينه فناورى اطلاعات در آمريكا كم بود، يك كارشناس برجسته در اين زمينه در ايالات متحده به حساب مى آمد. حضور وى در مقام وزير اقتصاد امارات وقتى جالب تر به نظر مى رسد كه بدانيم در امارات آزادى هاى شغلى زنان بسيار محدود است. بنابر قانون مردان در اين كشور مى توانند جلوى كار همسران خود را بگيرند.شايد به همين دليل هم هست كه خانم القاسمى تاكنون ازدواج نكرده است. البته طى مصاحبه اى از اينكه صاحب بچه نيست اظهار تاسف كرده است. براى جبران اين خلاء عاطفى بخش قابل توجهى از تعطيلات خويش را با برادرزاده ها و خواهرزاده هايش كه تعداد آنها ۱۵ نفر است، مى گذراند. در دوران كودكى همواره شاگرد ممتاز مدرسه بود و در ۱۳ سالگى انگليسى را روان صحبت مى كرد. مى گويند او علاقه زيادى به بيل گيتس دارد. در تصوير هم او را در كنارش مى بينيد. طى روزهاى آينده مطلب مفصلى را پيرامون خانم القاسمى در همين صفحه بخوانيد. در پايان بد نيست بدانيد «القاسمى» قبيله اى بزرگ از اعرابند كه اعضاى آن در دو سوى خليج فارس سكونت گزيده اند. بخش قابل توجهى از آنها در ايران و در شهرهاى بندرعباس و بندر لنگه نيز سكونت دارند. وزير اقتصاد امارات از همين قبيله است. اختلاف بر سر جزاير سه گانه ايرانى نيز ميان ايران و امارات به قبيله مذكور برمى گردد.

 

یک چهارم مجلس آینده عراق در قبضه زنان این کشور

سه شنبه 22 دی1383 – 11 ژانویه 2005

زنان عراقی که بیش از نیمی از جمعیت این کشور را تشکیل می دهند با شرکت در انتخابات سراسری می توانند به حدود یک چهارم کرسی های پارلمان 275 نفره این کشور دست پیدا کنند.

به گزارش خبرگزاری مهر، در آستانه برگزاری انتخابات مجلس ملی عراق که قرار است 11 بهمن ماه آینده برگزار شود نقش زنان این کشور برجسته تر می شود.

بر اساس قانون اداره عراق در دوران انتقالی موسوم به قانون اساسی موقت، حداقل 25 درصد از مجموع 275 کرسی مجلس ملی عراق به زنان این کشور اختصاص خواهد یافت در این انتخابات 7747 نفر نامزد شده اند که در میان آنها 2580 کاندیدای زن حضور دارند.

رضا جواد تقی رئیس دفتر سیاسی مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق در مصاحبه با شبکه العالم بر نقش مهم زنان در صحنه سیاسی و اجتماعی آینده این کشور تاکید کرد.

وی با اشاره به اینکه 20 درصد نمایندگان مجلس ملی عراق را زنان تشکیل خواهند داد،‌گفت : بر اساس قانون موقت عراق که هیات عالی مستقل انتخابات به آن عمل کرده است سومین اسم هر فهرست انتخاباتی احزاب این کشور باید نام یکی از نامزدهای زن باشد.

وی تصریح کرد: قانون موقت عراق تاکید می کند که هیچ فهرست انتخاباتی پذیرفته نخواهد شد مگر اینکه از سه نامزد معرفی شده یکی زن باشد بنابراین زنان عراقی در انتخابات آینده مجلس ملی این کشور بیش از 25 درصد یعنی نزدیک به یک سوم کرسی های مجلس را بدست خواهند آورد.

رضا جواد تقی با اشاره به ظلم وستمی که درزمان رژیم صدام به زنان روا شد، گفت : زنان بیش از نیمی از جامعه عراق را تشکیل می دهند زیرا بر اثر جنگ های صدام بسیاری از مردان این کشور کشته شدند به طوری که برخی سرشماری ها نشان می دهد که تعداد زنان عرقا بین 55 و 60 درصد جمعیت کل این کشور را تشکیل می دهند.

وی افزود: یک ماه پس از سقوط رژیم صدام پرونده هایی در سازمان امنیت بغداد مشاهده کردم که در آن دستور اعدام بیش از صدهزار زن صادر شده بود، همچنین پرونده هایی را مشاهده کردم که دستور اعدام هزاران زن بین 16 تا 62 ساله صادر شده بود که جرم آنها داشتن نسبت فامیلی با یکی از مخالفان رژیم بود.

مسئول دفتر سیاسی مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق با اشاره به صلاحیت وشایستگی زنان عراقی در بدست گرفتن مسئولیت های سیاسی واجتماعی از کسانی که نسبت به این شایستگی ها تردید دارند،‌ بشدت انتقاد کرد.

خانم فاطمه مقدادی عضو شورای استان بغداد در این زمینه گفت : شرکت زنان در انتخابات آینده عراق بازتاب گسترده ای در این کشور و جهان خواهد داشت.

وی با اشاره به اینکه زنان عراقی پست های مهمی در داخل وخارج در سطح سفیر بدست گرفته اند، افزود: سختی هایی که زنان در زمان رژیم سابق عراق متحمل شدند باعث شده است که آنها برای بدست گرفتن پست های سیاسی و اجتماعی آمادگی کامل داشته باشند.

 

گزارش سالانه سازمان يونيسف در باره وضعيت كودكان در جهان

چهار شنبه 23 دی1383 – 12 ژانویه 2005

سازمان كمك به كودكان يونيسف، كه سازمانى است وابسته به سازمان ملل متحد، برآورد مى‌كند كه بيش از يك ميليارد دختر و پسر در جهان در فقر مى‌زيند. طبق گزارش سالانه يونيسف در باره وضعيت كودكان در جهان تقريبا از هر دو كودك در اين دنيا يك كودك محروم از وسايل پايه‌اى زندگى است، محروم است از آب پاكيزه، غذاى كافى و مراقبتهاى پزشكى.

 

در گزارش سالانه يونيسف آمده است كه كودكى ميليونها كودك در حال رشد چپاول مى‌شود، چون اين كودكان از خشونتى كه بر آنها اعمال مى‌شود  يا از ابتلا به بيماريهاى كشنده‌اى چون ايدز در رنج‌اند. نه تنها در كشورهاى فقير، بلكه در كشورهاى صنعتى غنى نيز فقر در ميان كودكان گسترش يافته است. يونيسف در جمع‌بند خود از وضعيت كودكان در سال ۲۰۰۴ ميلادى نشان مى‌دهد كه چگونه فقر، جنگ و ايدز به طور متقابل يكديگر را تقويت كرده، آينده كودكان را به تباهى‌ مى‌كشانند.

 

در سراسر جهان بيش از ۶۴۰ ميليون كودك بدون سقفى درست بالاى سرشان زندگى مى‌كنند. بيش از ۵۰۰ ميليون دختر و پسر محروم از داشتن  حمام و توالت‌اند و ۴۰۰ ميليون كودك دسترسى به آب پاكيزه ندارند. ديتر گارليشز، مدير شاخه آلمان سازمان يونيسف در باره تاثير اين همه بر زندگى كودكان مى‌گويد: ”كودكانى كه از اين آثار فقر رنج مى‌كشند بيشتر در معرض ابتلا به بيماريها هستند و ميزان مرگ و مير در ميانشان بيشتر است. همچنين اين كودكان هستند كه در معرض غارت و چپاول‌اند، چه از طريق كارى كه از راه آن پول درمياورند، چه به لحاظ جنسى. كودكان فقير بيشتر از مدرسه غيبت مى‌كنند و بيشتر به ايدز مبتلا مى‌شوند.“

 

به گزارش سازمان يونيسف بسيارى از كودكان در مناطق جنگى قربانى عمليات تروريستى مى‌شوند. نمونه آن در سپتامبر سال گذشته ميلادى گروگان‌گيرى دانش‌آموزان در مدرسه‌اى در شهر بسلان، واقع در جمهورى خودمختار اوستياى روسيه بود كه موجب مرگ بيش از ۳۳۰ نفر در آن مدرسه شد. نمونه ديگر استان آچه در اندونزى است كه در آن در سال ۲۰۰۳ حين درگيريهايى كه ميان نيروهاى نظامى دولتى و شورشيان وجود داشت، ۴۶۰ مدرسه در آتش سوختند.

 

كول گاتام، معاون مدير اجرايى سازمان يونيسف، از هزاران مورد كودك‌ربايى به دست گروههاى مسلح ياد مى‌كند كه با هجوم به مدارس كودكان را به زور به سربازى مى‌گيرند. اين تجربه‌اى است كه او از جمله از وطن خود نپال دارد، و البته كودك‌ربايى به اين شكل در كشور كنگو نيز رواج دارد. به گفته گاتام يكى ديگر از مشكلهايى كه بسيارى از كودكان با آن مواجه‌اند تاثيرات واگيرى بيمارى ايدز است: ”در سال پيش در مجموع حدود ۳ ميليون نفر بر اثر بيمارى ايدز جان خود را از دست دادند. در ميان اين عده نيم ميليون كودك زير ۱۸ سال بودند. شمار كودكانى هم كه پدر و مادرشان بر اثر ايدز درگذشتند، به ۱۵ ميليون نفر رسيده است، يعنى به تعداد مجموع كودكانى كه در آلمان وجود دارند.“

 

به گزارش يونيسف به دليل رشد تفاوتهاى اجتماعى ميان كشورهاى شمال و جنوب و نيز رشد اين تفاوتها در درون خود اين كشورها فقر در ميان كودكان جهان گسترش يافته است. از جمله در جمهوريهاى سابق شوروى و اروپاى شرقى از هر سه كودك يك نفر در فقر به سر مى‌برد. لانگ لانگ پيانونوازى است جوان اهل كشور چين. وى به تازگى همكارى خود را با يونيسف آغاز كرده است. لانگ كه سه ماه پيش در كشور تانزانيا بوده است، در مورد وضعيت كودكان اين كشور مى‌گويد: ”بچه‌هاى زيبا و باهوش زيادى را ديدم كه متاسفانه مبتلا به مالاريا و ايدز و ديگر بيماريهاى زجرآور و كشنده بودند. به سختى مى‌توان تصورش را كرد كه خانواده‌اى شش نفره فقط با ۶۰۰ يورو در ماه زندگى كند. و البته روشن است كه اين پول نمى‌تواند كفاف خريد مواد غذايى، خرج زندگى و تحصيل كودكان را بدهد.“

 

در سراسر دنيا بيش از ۱۲۰ ميليون كودك در سنين دبستانى هستند كه به مدرسه نمى‌روند. به ويژه اين اكثرا دختران‌اند كه محروم از آموزش‌اند. اينكه تا چه حد آموزش مجانى مى‌تواند تاثير مثبتى براى كودكان داشته باشد را مورد كنيا به روشنى نشان مى‌دهد. در كنيا در طول مدتى بسيار كوتاه يك ميليون و سيصد هزار كودك به مدرسه رفتند، اگر چه اين كار در آغاز براى دستگاه آموزشى كنيا بار سنگينى بود. در كشورهاى ثروتمند نيز مدام بر شمار كودكانى كه در فقر به سر مى‌برند افزوده مى‌شود. تنها در آلمان، طبق آمار يونيسف، تعداد كودكان فقير در فاصله سالهاى ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ ميلادى از ۴ درصد به ۹ درصد رسيد. هم اكنون در آلمان حدود يك ميليون دختر و پسر هستند كه با كمك اجتماعى دولت زندگى مى‌كنند.

 

خواننده مشهور امريكايى هارى بلافونته، كه از جمله نمايندگان بين‌المللى سازمان يونيسف است، در مصاحبه‌‌اي مطبوعاتى در آلمان  با نظر به بسيجى كه در سطح جهان براى مبارزه عليه تروريسم وجود دارد، به انتقاد گفت: ”در حقيقت بزرگترين عمل تروريستى فقر و نادانى است.“ بلافونته در پيامى از همه دولتهاى جهان خواست كه از خود اراده سياسى نشان دهند و وسايل مالى لازم را در اختيار بگذارند تا بتوان با ترورى مقابله كرد كه از سوى فقر و نادانى مردم دنيا را تهديد مى‌كند. بلافونته به ويژه از شهروندان آلمانى خواست كه بيش از اين از سازمان يونيسف پشتيبانى كنند. وى گفت: ”مى‌خواهم فقط يك مقايسه را پيش روى مردم آلمان بگذارم: تنها به اين فكر كنيد كه ۱۵ ميليون كودك يتيم در جهان وجود دارند كه پدر يا مادرشان بر اثر بيمارى ايدز مرده‌اند و اينكه تعداد كل كودكان خردسال در آلمان هم درست به همين اندازه است.“ بلافونته اشاره كرد به اينكه اگر چه آلمان سومين قدرت ثروتمند جهان است، اما در فهرست كشورهاى كمك‌كننده به يونيسف در مقام شانزدهم قرار دارد.

 

كول گاتام، معاون مدير اجرايى سازمان يونيسف، نيز از آلمان خواست رهبرى مبارزه با فقر كودكان در سطح جهان را بر عهده گيرد. گاتام معتقد است كه آلمان قادر به رهبرى اين مبارزه است چون پس از جنگ جهانى دوم نشان داد مى‌تواند تواناييها و انرژيهاى انسانى را به درستى بسيج و سازماندهى كند، براى همين آلمانيها توانستند به سرعت خرابيهاى كشورشان را آباد كنند. به نظر گاتام آلمانيها مى‌توانند با طرحى مشابه وضع كودكان را در جهان سامان ببخشند.

 

با وجود پيمان‌نامه‌هاى بين‌المللى‌اى چون كنوانسيون حقوق كودك سازمان ملل متحد هيچگاه كودكى انسانها به اندازه روزگار كنونى مورد تهديد نبوده است. در اين ميان طول عمر بسيارى از كودكان كوتاهتر از طول عمر پدران و مادران و اجدادشان شده است. از اين رو يونيسف تاكيد مى‌كند بر اينكه اهداف سازمان ملل متحد در جهت بهبود وضعيت كودكان بايد متحقق شوند. طبق اين اهداف، هر دولتى بايد تا سال ۲۰۱۵ ميلادى در مجموع هفت دهم درصد درآمد ناخالص ملى خود را براى كمكهاى عمرانى به كشورهاى در حال رشد در اختيار سازمان ملل قرار دهد. به منظور بهبود بخشيدن به وضعيت كودكان در سراسر جهان نياز به ۴۰ تا ۷۰ ميليارد دلار در سال وجود دارد. بايد همه كودكان به آب پاكيزه دسترسى داشته باشند، بايد همه آنان مصون از بيمارى ايدز باشند، و اين در مقايسه با اينكه سالانه در جهان ۹۵۶ ميليارد دلار خرج خريد اسلحه مى‌شود، چيزى نيست.

 

 

رشد و گسترش ادبيات زنان و توهم جهاني شدن

بهزاد کشميري‌پور، گزارشگر راديو صداي آلمان در تهران

چهار شنبه 23 دی1383 – 12 ژانویه 2005

داستان‌نويسي ايران در چند دهه‌ي گذشته رشد چشمگيري داشته و سهم زنان نويسنده در اين روتق قابل چشم‌پوشي نيست. در چهار پنج سال گذشته که جايزه‌هاي ادبي در ايران رواج پيدا کرده‌اند کمتر جايزه‌اي است که در ميان کتابهاي به مرحله‌ي نهايي راه يافته و برگزيدگانش نام و اثر زنان به چشم نخورد. در پي دريافتن چند و چون اين تحول با مژده دقيقي، روزنامه‌نگار و مترجم گفتگويي داشتيم.

 

مژده دقيقي: نوشتن کار خيلي دشواري نيست ولي بازگو کردن درونيات در يک جامعه‌ي سنتي کار به هيچ‌وجه اساني نيست. يعني شما بايد خيلي قيد و بندها را بشکنيد، خيلي چيزها را زيرپا بگذاريد، با خيلي از مسائل خانوادگي مبارزه بکنيد تا بتوانيد از درون خود و از نفس خود بنويسيد. و اين نکته بارزي است که در کار داستان‌نويسان زن امروز مي‌بينيم. ديگر فقط راجع به مسائل اجتماعي نمي‌نويسند، راجع به دنياي بيرون نمي‌نويسند. از خودشان مي‌نويسند.

ما در اين سالها و به‌خصوص در اين بيست ساله‌ي اخير شاهد بوده‌ايم که هر چه زنان را محدودتر کردند زنان فعالتر شدند. و هرچه مردها در جامعه منفعل‌تر شدند، انگار زنها انگيزه‌ي بيشتري براي کار و تلاش پيدا کرده‌اند.

 

مژده دقيقي که اکنون دبير سرويس ادبي مجله «زنان» است در مورد ترجمه‌هايش مي‌گويد:

 

«من مترجم زياد پرکاري نيستم. اخيرا و آخرين کتابي که ترجمه کردم مجموعه داستاني بود از «ايزاک بشويک سينگر» نويسنده‌ي لهستاني‌تبار آمريکايي، به اسم «يک ميمهاني، يک رقص». قبل از آن هم دو سه مجموعه داستان از داستانهاي برگزيده‌ي جهان، داستانهاي معاصر، را ترجمه کردم. دو مجموعه از اينها درآمده؛ يکي به اسم «مشقتهاي عشق» و قبل از آن، مجموعه‌ي اول به اسم «اينجا همه آدمها اينجوريند» يک کتاب از کازو ايشي‌گورو ترجمه کردم به اسم وقتي يتيم بوديم» که فکر مي‌کنم هنوز هم آخرين رمان ايشان باشد و بعد از آن کار ديگري نداشته باشد. يک اثر از خانم لاهيري ترجمه کردم به اسم «ترجمان دردها» که همان مجموعه‌اي از ايشان بود که جايزه‌ي پوليتزر را گرفت. و مجموعه‌اي هم از داستانهاي شرلوک هلمز را ترجمه کردم که پنج جلد است. من به داستان کارآگاهي خيلي علاقه دارم.»

 

دقيقي گسترش داستان‌نويسي در ميان زنان را چنين ارزيابي مي‌کند:

 

«نويسندگان زن ما، اگر توجه داشته باشيم، در دوره‌هاي قبل و بخصوص قبل از انقلاب، نويسندگاني هستند که از طبقات ممتاز جامعه بيرون آمده‌اند. و نويسندگان امروز تقريبا به همه‌ي اقشار اجتماعي متعلق هستند. و اين نشانه‌ي يک تحول است، يعني نويسندگاني داريم که از خيلي چيزها و به‌طور گسترده مي‌توانند بنويسند. فقط حکايت يک طبقه نيست و از يک نگاه روايت نمي‌شود. اين قضيه خيلي مهم است و اين تحول خيلي بزرگي است. تعداد زياد آنها هم به همين دليل است. يعني زنها، در همه‌ي عرصه‌ها، از همه‌ي قشرهاي اجتماعي احساس مي‌کنند که مي‌توانند بنويسند. و اين جوشش نوشتن در آنها وجود دارد.»

 

به دلايل و با انگيزه‌هاي گوناگون، حضور زنان در صحنه‌ي اجتماع گسنرده‌تر شده است. حتا در ميان دانشجوياني که در اين سالها به دانشگاه راه يافته‌اند درصد تعداد دختران از پسران بيشتر بوده، آيا نوشتن هم يکي از راههايي است که زنان از طريق آن حضور مشخص و موثرتري در جامعه پيدا مي‌کنند؟

 

«طبعا همين‌طور است. نوشتن زاييده‌ي يک سري مسائلي است که در اجتماع به وجود آمده. يکيش شايد رسيدن زنان، تا حدي، به تامين مالي و استقلال اجتماعي است. نوشتن کار خيلي دشواري نيست ولي بازگو کردن درونيات در يک جامعه‌ي چنين سنتي کار به هيچ‌وجه اساني نيست. يعني شما بايد خيلي قيد و بندها را بشکنيد، خيلي چيزها را زيرپا بگذاريد، با خيلي از مسائل خانوادگي مبارزه بکنيد تا بتوانيد از درون خود و از نفس خود بنويسيد. و اين نکته بارزي است که در کار داستان‌نويسان زن امروز مي‌بينيم. ديگر فقط راجع به مسائل اجتماعي نمي‌نويسند، راجع به دنياي بيرون نمي‌نويسند. از خودشان مي‌نويسند. گويي که مي‌خواهند هويت خودشان را بشناسند و وجود و جايگاه خودشان را در اين جامعه پيدا کنند. اين خيلي جاي اميدواري است.»

 

آيا بين اين نياز، براي بيان درون خود، و فشارها و محدوديتهاي تحميل شده به زنان ارتباطي وجود دارد؟ يا نوشتن راهي براي برون رفتن از محدوده‌ها نيز هست؟

 

«ما در اين سالهاي اخير و به‌خصوص در اين بيست ساله‌ي اخير شاهد بوده‌ايم که هر چه زنان را محدودتر کردند زنان فعالتر شدند. و هرچه مردها در جامعه منفعل‌تر شدند، انگار زنها انگيزه‌ي بيشتري براي کار و تلاش پيدا کرده‌اند. همان‌طور که گفتيد ما اين را در دانشگاهها مي‌بينيم، در آمار قبولي دخترها و شرکتشان در تحصيلات عالي، در عرصه‌هاي مديريت و در عرصه‌هاي اقتصادي مي‌بينيم. زنهاي بسيار موفقي را در عرصه‌هاي توليد و اقتصاد مي‌بينيم که قبلا نمونه نظيرشان را نداشتيم و تعدادشان هم کم نيست. مثل اين که يک قابليتهاي سرکوب شده‌اي در زنها بوده که يکهو جوشش پيدا کرده و اينها با انگيزه‌هاي خيلي زيادي دارند تلاش مي‌کنند تا در عرصه‌ي اجتماع حضور داشته باشند. نوشتن هم يکي از آنهاست. من نوشتن را براي زنها در اين مرحله به اين صورت مي‌بينم.»

 

نوشتن با چنين انگيزهايي تاثيري در کيفيت آثار زنان به وجود نمي‌آورد و ارزش ادبي کار آنها را تقليل نمي‌دهد؟

 

«مسلما نوشتن زنها در اين حالت يک جريان نو است. ما چه در کل ادبياتمان، و چه به طور مشخص در داستان‌نويسي زنان از نظر کيفي با ضعفهاي خيلي عمده مواجه هستيم. تا حدي که خيلي مشکل مي‌شود کتابي را،  رمان يا مجموعه داستاني را، عاري از ضعف پيدا کرد. عاري از ضعفهاي عمده. چه زنان داستان‌نويس و چه مردان داستان‌نويس همه بايد الان براي اين که يک جايگاه و براي طرح در سطح جهان پيدا کنند به کيفيت کارشان توجه کنند. با تعريف کردن چيزي حل نمي‌شود، ما نمي‌توانيم با تعريف کردن از خودمان عيبهايمان را بپوشانيم. اين عيب وجود دارد. الان ادبيات جهان در ايران کم عرضه نمي‌شود. و تفاوت عمده را ما مي‌بينيم، خيلي زياد است. فاصله‌ي ما با ادبيات داستاني دنيا خيلي زياد است.»

 

به اين ترتيب، و گرچه تلاش زنان داستان‌نويس در سطح ملي از ارزش بسيار برخوردار است و کيفيت رو به رشد قابل توجهي دارد، صحبتهايي که در مورد جهاني شدن ادبيات ما مطرح است را به چه بايد تعبير کرد؟

 

«صحبت از توهمي است که وجود دارد. ما نه جايگاه خودمان را در دنيا مي‌شناسيم و نه به‌طور کامل تصوري از ادبيات دنيا داريم. اگر داشتيم الان اين صحبتها را نمي‌کرديم. يا در چارچوب ديگري مي‌کرديم. در جايگاه خودمان اين صحبت را مي‌کرديم. وقتي شما از جهاني شدن در ادبيات بايد صحبت کنيد که چه از نظر کيفي و چه از نظر کمي، به‌خصوص الان منظورم تعداد نويسنده‌هاست، يک تعداد زيادي اثر براي ارائه دادن داشته باشيد. آيا داريم؟ همچين چيزي نيست. ما غير از تعداد انگشت‌شماري نويسنده .... حتا اون تعداد انگشت‌شمار هم يک اثر يا دو اثرشان را مي‌توانيم به عنوان طرح در ادبيات جهاني ارائه کنيم. بيشتر نه. و خيلي زود است براي اين که همچين بحثي در ادبيات ما مطرح بشود.»

 

مي‌توان گفت که ما به رغم اين گسترش هنوز چيز چنداني براي عرضه به ادبيات جهان نداريم؟

 

«چرا! من هم نظرم صريحا همين است که ما فعلا به آن‌صورت کار قابل عرضه شدن در سطح جهان نداريم.»