زنان:سه شنبه 22 دی1383 11 ژانویه 2005

 

 

 

كاربران زن در عربستان سعودي با سوء استفاده‌هاي صاحبان شركت‌هاي تعمير رايانه مواجه‌اند

دوشنبه 21 دی1383 10 ژانویه 2005

در عربستان سعودي كاربران زن كه رايانه‌هاي شخصي خود را براي تعمير در اختيار شركت‌هاي رايانه‌يي قرار مي‌دهند اغلب از سوي صاحبان اين شركت‌ها با مزاحمت‌ها و سوء رفتارهاي اخلاقي مواجه مي‌شوند.

به گزارش سرويس بين‌الملل ايسنا، خبرگزاري فرانسه به نقل از روزنامه‌ي الشرق الاوسط در اين باره اعلام كرد كه در رياض زناني كه براي تعمير رايانه‌هاي خود به اين شركت‌ها مراجعه مي‌كنند، اغلب با مشكل دستبرد زدن به فايل‌هاي ذخيره شده بر روي هارد رايانه از سوي صاحبان اين شركت‌ها برخورد مي‌كنند.

در چندين مورد گزارش شده است كه اين افراد اطلاعات و عكس‌هاي مربوط به زناني را كه در سيستم ذخيره شده بدون اطلاع صاحب رايانه بر مي‌دارند و پس از آن با كاربر تماس گرفته و از وي مي‌خواهند كه آدرس و مشخصات زنان را در اختيار آن‌ها قرار دهد.

به اين ترتيب اين اطلاعات محرمانه به طور غيرقانوني در اختيار اين افراد متخلف قرار مي‌گيرد. ظاهرا راه اندازي فروشگاه‌ها و شركت‌هايي كه امنيت لازم را در اين خصوص براي زنان اين كشور به وجود آورد امري مشكل شده است.

بعلاوه در حال حاضر علوم رايانه‌يي در دانشگاه‌هاي اين كشور براي زنان ارايه نمي‌شوند.

 

نظر ديوان عالي كشور درباره‌ي حكم صادره براي شهلا جاهد(متهم به قتل همسر ناصر محمدخاني) به وكيل وي ابلاغ شد.

دوشنبه 21 دی1383 10 ژانویه 2005

عبدالصمد خرمشاهي وكيل مدافع شهلا جاهد در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) با اعلام اين مطلب كه نظر ديوان عالي كشور درباره‌ي حكم صادره براي موكلم مبني بر تاييد حكم، امروز به بنده ابلاغ شد، اظهار داشت: قانونا طي يك ماه فرصت داريم كه اعتراض خود را به اين نظر اعلام كنيم؛ اما گويا موكلم تمايلي به اعتراض به نظر ديوان عالي كشور ندارد.

وي ادامه داد: بناست بنده در اين زمينه با وي صحبت كنم كه در صورت موافقت موكلم با اعتراض، طي يك ماه اين كار صورت مي‌پذيرد و حكم صادره مجددا در يكي از شعب تشخيص ديوان مورد رسيدگي قرار مي‌گيرد، اما در صورت عدم موافقت موكلم با اعتراض و گذشت از حق قانوني، ساير مراحل پرونده طي خواهد شد.

 

بيش از 270 آتش‌نشان زن فعاليت خود را قبل از پايان سال آغاز مي‌كنند

دوشنبه 21 دی1383 10 ژانویه 2005

مديرعامل سازمان آتش‌نشاني و خدمات ايمني شهرداري تهران با بيان اين كه تا كنون 2 هزار زن براي جذب در آتش‌نشاني ثبت نام كرده‌اند، گفت: تا پايان امسال 270 زن فعاليت خود را به عنوان مأمور آتش‌نشاني آغاز مي‌كنند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران احمد ضيائي، داشتن روحيه لازم براي آتش‌نشاني، ميل به نوعدوستي ، آمادگي جسماني و در حد امكان ورزشكار بودن و بويژه آگاهي با فوريتهاي پزشكي را از مهمترين ملاكهاي گزينش آتش‌نشانان زن دانست و تصريح كرد: آتش‌نشانان زن از ميان سه رشته ليسانس پرستاري، فوق ديپلم هوشبري و ديپلم تجربي گزينش و پس از تاييد صلاحيت، در مجموعه آتش‌نشاني جذب خواهند شد.

وي تأكيد كرد: در صورت موفقيت‌آميز بودن فعاليت اين گروه احتمالا سال آينده تا 4 برابر اين تعداد به مجموع آتش‌نشان زن اضافه خواهد شد.

مديرعامل سازمان آتش‌نشاني در خصوص نحوه فعاليت زنان آتش‌نشان تأكيد كرد: اين گروه در ايستگاههاي آتش نشاني محل مستقلي داشته و حتي سالن غذاخوري، محل ورزش و استراحت آنها نيز كاملا مجزا از آتش‌نشانان مرد خواهد بود.

همچنين آتش‌نشانان زن خودروهايي شبيه به آمبولانس دارند كه در داخل آنها علاوه بر وسايل امدادرساني و كمكهاي اوليه، وسايل اطفاي حريق نيز تعبيه شده است.

 

مبارزات‌ مدني‌ زنان‌

سهيلا وحدتي‌ :اعتماد- سه شنبه 22 دی1383 11 ژانویه 2005

جمله‌ معروف‌ هر امر خصوصي‌ يك‌ امر سياسي‌ است‌ از دل‌ مبارزات‌ مردم‌ امريكا براي‌ كسب‌ حقوق‌ مدني‌ در دهه‌ 1960 بيرون‌ آمد. اين‌ شعار به‌ زبان‌ ساده‌ به‌ مشكلات‌ جاري‌ و روزمره‌ كساني‌ كه‌ در حاشيه‌ جامعه‌ قرار گرفته‌اند، اشاره‌ دارد و اينكه‌ اين‌ مشكلات‌ گرچه‌ در زندگي‌ خصوصي‌ احساس‌ مي‌شوند اما در واقع‌ مشكلات‌ اجتماعي‌ هستند. بدين‌ معنا كه‌ مسائلي‌ كه‌ در تجربه‌ زندگي‌ شخصي‌ و در چارچوب‌ زندگي‌ فردي‌ احساس‌ مي‌شوند مانند بيكاري‌، فقر، نبود چشم‌ انداز مناسب‌ براي‌ زندگي‌ بهتر و ... در واقع‌ ناشي‌ از فشارها، تبعيض‌ها و نارسايي‌ هاي‌ سيستماتيك‌ اجتماعي‌ هستند كه‌ بر اين‌ افراد مي‌رود و راه‌حل‌ اين‌ مشكلات‌ نيز در تغييرات‌ سيستماتيك‌ اجتماعي‌ نهفته‌ است‌.

از آنجايي‌ كه‌ حكومت‌ مسووليت‌ مديريت‌ اجتماعي‌ را به‌ عهده‌ دارد، قوانين‌ حاكم‌ و عملكرد حاكمان‌ را مي‌توان‌ نه‌ فقط‌ مسوول‌ وضعيت‌ موجود بلكه‌ مهمتر از آن‌ مسوول‌ تغيير وضعيت‌ موجود به‌ شمار آورد. براي‌ نمونه‌ مشكل‌ خصوصي‌ زني‌ كه‌ از شوهرش‌ كتك‌ مي‌خورد در واقع‌ يك‌ مساله‌ خصوصي‌ نيست‌ بلكه‌ يك‌ مساله‌ اجتماعي‌ است‌ و برمي‌گردد به‌ سيستمي‌ كه‌ قوانيني‌ براي‌ حمايت‌ از زن‌ ندارد، مرد را بخاطر اعمال‌ خشونت‌ مجازات‌ نمي‌ كند، پناهگاهي‌ براي‌ فرزندان‌ اين‌ خانواده‌ ندارد، آموزش‌ اجتماعي‌ لازم‌ را براي‌ تقبيح‌ خشونت‌ فراهم‌ نمي‌كند، زن‌ را از حقوق‌ خودش‌ آگاه‌ نمي‌سازد و از همين‌ رو فرهنگ‌ اجتماعي‌ كه‌ زن‌ متاؤر از آن‌ است‌، زن‌ را موظف‌ مي‌داند كه‌ بخاطر بچه‌ هايش‌ بسوزد و بسازد. پس‌ مساله‌ كتك‌ خوردن‌ در چارچوب‌ خانه‌ يك‌ امر خصوصي‌ نيست‌ بلكه‌ يك‌ امر عمومي‌ و حتي‌ سياسي‌ است‌ و سيستم‌ قانونگذاري‌ بايد لوايح‌ لازم‌ را در اين‌ زمينه‌ به‌ تصويب‌ برساند و دولت‌ موظف‌ است‌ اقدامات‌ لازم‌ را جهت‌ حمايت‌ از زن‌ قرباني‌ خشونت‌ و مجازات‌ مرد عامل‌ خشونت‌ و حمايت‌ از فرزندان‌ انجام‌ دهد.

به‌ اين‌ ترتيب‌، هر مشكل‌ خصوصي‌ گرچه‌ در ظاهر شخصي‌ و خصوصي‌ مي‌نمايد و براي‌ حفظ‌ آبرو محرمانه‌ نگاه‌ داشته‌ مي‌شود چرا كه‌ تصور مي‌ رود حاصل‌ شرايط‌ خاص‌ زندگي‌ شخصي‌ و توانايي‌ ها و ناتواني‌هاي‌ فردي‌ و بخت‌ و ... است‌ اما در حقيقت‌ محصول‌ سياست‌هاي‌ اجتماعي‌ و فرهنگي‌ و اقتصادي‌ است‌ كه‌ اجرا مي‌شود و با اجراي‌ سياست‌ هاي‌ درست‌، اين‌ مساله‌ خصوصي‌ و شخصي‌ قابل‌ حل‌ است‌. پس‌ هر مساله‌ شخصي‌ داراي‌ يك‌ بس‌عد سياسي‌ است‌ و راه‌ حل‌ مشكل‌ خصوصي‌ با سياستگذاري‌هاي‌ مناسب‌ امكان‌ پذير است‌ كه‌ مي‌تواند زمينه‌ بهبود شرايط‌ اجتماعي‌ را فراهم‌ آورده‌ و رشد و پيشرفت‌ فردي‌ را ممكن‌ سازد.

زندگي‌ خصوصي‌ در بستر اجتماعي‌ مفهوم‌ مي‌ يابد و اين‌ بستر اجتماعي‌ با سياست‌ هاي‌ حاكم‌ بر جامعه‌ تعريف‌ مي‌شود. در مورد مسائل‌ زنان‌ بويژه‌ مي‌توان‌ ديد كه‌ هر امر خصوصي‌ يك‌ امر عمومي‌ است‌ بدين‌ معنا كه‌ شيوه‌ مديريت‌ كنوني‌ اجتماع‌ كه‌ با قانونگذاري‌ و اجراي‌ قوانين‌ تعريف‌ مي‌شود، مسائل‌ زنان‌ را به‌ شكل‌ حاضر آن‌ تثبيت‌ مي‌كند.

بدين‌ ترتيب‌، مبارزه‌ سياسي‌ به‌ مفهوم‌ تغيير قوانين‌ و عملكردهاي‌ حاكم‌ بر جامعه‌ لازم‌ است‌ تا مسائل‌ زنان‌ حل‌ شود. با اين‌ تعريف‌ از سياست‌ مشاهده‌ مي‌كنيم‌ پيشبرد حقوق‌ زنان‌ يك‌ امر سياسي‌ است‌، همچنان‌ كه‌ مبارزه‌ آنان‌ براي‌ به‌ دست‌ آوردن‌ حقوق‌ مدني‌ بيشتر نيز يك‌ مبارزه‌ سياسي‌ است‌.

به‌ جاست‌ گفته‌ شود كه‌ شعار هر امر خصوصي‌ يك‌ امر سياسي‌ است‌ بس‌عد ديگري‌ نيز به‌ خود گرفته‌ و آن‌ اين‌ است‌ كه‌ هر حركت‌ شخصي‌ داراي‌ يك‌ تاؤير سياسي‌ نيز هست‌. بطور نمونه‌، اينكه‌ زني‌ تصميم‌ بگيرد به‌ دانشگاه‌ برود يا نرود، ازدواج‌ كند يا نكند، بچه‌ دار بشود يا نشود، طلاق‌ بگيرد يا نگيرد، ظاهرا تصميم‌ هاي‌ شخصي‌ است‌ اما همين‌ تصميم‌ هاي‌ شخصي‌ تاؤيرات‌ گسترده‌ يي‌ بر ساختاراجتماعي‌ و روند حركت‌ جامعه‌ دارد و از اين‌ رو داراي‌ ابعاد سياسي‌ است‌. امروزه‌ امور شخصي‌ و سياسي‌ بيش‌ از پيش‌ در هم‌ تنيده‌ شده‌ و بسختي‌ قابل‌ تفكيك‌ است‌.

اگر واژه‌ سياست‌ را به‌ معناي‌ فعاليت‌ درراستاي‌ به‌ قدرت‌ رسيدن‌ يك‌ نيروي‌ خاص‌ سياسي‌ و واژه‌ سياسي‌ را به‌ مفهوم‌ جهت‌ گيري‌ در راستاي‌ اهداف‌ خاص‌ يك‌ گروه‌ سياسي‌ يا ضديت‌ با يك‌ گروه‌ سياسي‌ ديگر كه‌ مثلا در حاكميت‌ است‌ معنا كنيم‌ آنگاه‌ به‌ تعريف‌ متفاوتي‌ مي‌ رسيم‌.

سياسي‌ شدن‌ مبارزات‌ مدني‌، بويژه‌ مبارزات‌ زنان‌ به‌ اين‌ مفهوم‌ نادرست‌ است‌ زيرا كه‌ حقوق‌ اجتماعي‌ و انساني‌ زنان‌ صرف‌ نظر از آنكه‌ چه‌ كسي‌ در قدرت‌ باشد يا نباشد، حقوقي‌ است‌ كه‌ از آنان‌ سلب‌ نمي‌شود.اساسي‌ ترين‌ خواسته‌ هاي‌ زنان‌ حقوق‌ مدني‌ است‌ كه‌ بسياربنيادي‌ تر از آن‌ است‌ كه‌ رنگ‌ سياسي‌ بپذيرد. اين‌ طبيعي‌ است‌ كه‌ گروه‌ هاي‌ سياسي‌ بخواهند به‌ خواسته‌هاي‌ زنان‌ رنگ‌ سياسي‌ بدهند و از نيروي‌ عظيم‌ زنان‌ براي‌ تقويت‌ موقعيت‌ خود استفاده‌ كنند. البته‌ حمايت‌ هر نيرويي‌ از خواسته‌هاي‌ زنان‌ يك‌ امر مثبت‌ است‌ اما حركت‌ زنان‌ را به‌ خدمت‌ اهداف‌ سياسي‌ گرفتن‌ مثبت‌ نيست‌. انحصاري‌ كردن‌ خواسته‌هاي‌ زنان‌ توسط‌ يك‌ گروه‌ سياسي‌ و به‌ گروگان‌ گرفتن‌ آنها در چارچوب‌ يكسري‌ اهداف‌ سياسي‌ نادرست‌ است‌.

كسي‌ منكر اين‌ نيست‌ كه‌ برخي‌ گروه‌هاي‌ سياسي‌ شايد برنامه‌ مترقي‌تري‌ براي‌ زنان‌ داشته‌ باشند و در صورت‌ قدرت‌ گرفتن‌ بخش‌ عمده‌يي‌ از حقوق‌ مدني‌ زنان‌ را تحقق‌ بخشند. زنان‌ نيز بايد در كنار مردان‌ به‌ فعاليت‌هاي‌ سياسي‌ روي‌ آورند همچنان‌ كه‌ اميد است‌ در همه‌ زمينه‌ها دوشادوش‌ نيمه‌ ديگر جامعه‌ كوشا باشند اما در اينجا مساله‌ حق‌ فعاليت‌ سياسي‌ براي‌ زنان‌ نيست‌، مساله‌ اين‌ نيست‌ كه‌ آيا مبارزات‌ سياسي‌ مي‌ تواند مدافع‌ حقوق‌ زنان‌ باشد، بلكه‌ مساله‌ اصلي‌ اين‌ است‌ كه‌ آيا مبارزات‌ مدني‌ زنان‌ مي‌ تواند رنگ‌ سياسي‌ بپذيرد?

آيا زنان‌ سياسي‌ و غير سياسي‌، مذهبي‌ و غيرمذهبي‌، خواسته‌ هاي‌ مشترك‌ در زمينه‌ حقوق‌ مدني‌ زنان‌ دارند يا ندارند? آيا ما عليرغم‌ تفاوت‌ هاي‌ عقيدتي‌ و تعلقات‌ سياسي‌ خود مي‌ توانيم‌ براي‌ به‌ دست‌ آوردن‌ حقوق‌ زن‌ به‌ عنوان‌ يك‌ انسان‌ و يك‌ شهروند جامعه‌ در كنار هم‌ بايستيم‌ و مبارزه‌ كنيم‌? آيا واقعا تلاش‌ براي‌ حقوق‌ بشر ما زنان‌ فقط‌ در يك‌ چارچوب‌ خاص‌ سياسي‌ امكان‌ پذير است‌? و آيا بايد براي‌ كسب‌ حقوق‌ مدني‌ خود اول‌ رژيم‌ سياسي‌ را تغيير دهيم‌? باور داريم‌ كه‌ صرف‌ نظر از ماهيت‌ سياسي‌ حاكم‌، زنان‌ بايد براي‌ به‌ دست‌ آوردن‌ حقوق‌ مدني‌ خود مبارزه‌ كنند. به‌ دست‌ آوردن‌ حقوق‌ مدني‌، مبارزه‌يي‌ مدني‌ مي‌طلبد كه‌ البته‌ امري‌ سياسي‌ به‌ مفهوم‌ ايجاد تغييرات‌ كلان‌ در سطح‌ جامعه‌ است‌ ولي‌ نه‌ لزوما سياسي‌ به‌ مفهوم‌ دوم‌ آن‌، يعني‌ موضع‌گيري‌ به‌ نفع‌ يا عليه‌ يك‌ گروه‌ سياسي‌.

 

زناني‌ كه‌ تنها راه‌ را انتخاب‌ مي‌كنند

اعتماد:سه شنبه 22 دی1383 11 ژانویه 2005

فريبا داودي‌ مهاجر: 250 زن‌ در ايلام‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌ كردند. اين‌ خبر كه‌ توسط‌ يكي‌ از مقامات‌ رسمي‌ اين‌ استان‌ اعلام‌ شد، خبري‌ تكان‌ دهنده‌ و مهمتر از آن‌ نشانگر مسائل‌ و مشكلات‌ زنان‌ اين‌ استان‌ است‌ كه‌ يا مورد بي‌توجهي‌ قرار گرفته‌ يا اساسا داراي‌ اهميت‌ چنداني‌ نبوده‌ كه‌ مسوولان‌ ذي‌ربط‌ به‌ آن‌ بپردازند. يكي‌ از مسوولان‌ بيمارستان‌ مصطفي‌ خميني‌ مي‌گويد: بدترين‌ نوع‌ خودكشي‌، خودسوزي‌ است‌ كه‌ متاسفانه‌ ما هر ماه‌ با تعداد زيادي‌ از زنان‌ و دختران‌ جوان‌ روبرو هستيم‌ كه‌ بدترين‌ راه‌ را براي‌ مرگ‌ خود رقم‌ مي‌زنند و دردناك‌ترين‌ مسير را، براي‌ پيمودن‌ مسير آخر بر مي‌گزينند. زناني‌ كه‌ از سر ناچاري‌ يا نااميدي‌ و ناملايمات‌ زندگي‌ كه‌ نمي‌توانند بر آن‌ فايق‌ آيند آسان‌ترين‌ راه‌ يعني‌ مرگ‌ را مي‌پذيرند و شايد همين‌ انتخاب‌ نشان‌ دهنده‌ زندگي‌ محنت‌بار آنان‌ باشد.

فريبا زني‌ است‌ كه‌ با نفت‌ خود را آتش‌ زد. 21 ساله‌ كه‌ يك‌ پسر و يك‌ دختر داشت‌. زني‌ زيبا و جوان‌ كه‌ بارها به‌ وسيله‌ همسرش‌ تهديد به‌ مرگ‌ شده‌ و تا سرحد مرگ‌ كتك‌ خورده‌ بود. زن‌بارگي‌ همسرش‌ بيش‌ از پيش‌ او را زجر مي‌داد. و آن‌ شب‌ كه‌ مرد او را از خانه‌ بيرون‌ كرد تا خرخره‌ مشروب‌ خورده‌ بود.

به‌ خانه‌ مادرش‌ پناه‌ برد، اما مادر از ترس‌ فريادها و بي‌آبرويي‌هاي‌ دامادش‌ او را راه‌ نداد و او شبانه‌ به‌ پاركينگ‌ خانه‌ پناه‌ برد. زن‌ همسايه‌ او را ديد و نيشخندي‌ نثارش‌ كرد.

فريبا چاره‌يي‌ نداشت‌. بالا رفت‌. آرام‌ در زد. اما مرد در را باز نكرد. دوباره‌ در زد و پاسخي‌ نشنيد. فريبا به‌ پاركينگ‌ بازگشت‌. از كنار انباري‌ بانكه‌ نفت‌ را برداشت‌ و قلپ‌ قلپ‌ نفت‌ را روي‌ سرش‌ خالي‌ كرد. كبريت‌ را كشيد. تحمل‌ چنين‌ حقارتي‌ را نداشت‌ مگر مادرش‌ نگفته‌ بود كه‌ بايد با لباس‌ سفيد برگردد. پس‌ چاره‌يي‌ برايش‌ نمانده‌ بود. آتش‌ به‌ دستهايش‌ سرايت‌ كرد و در يك‌ چشم‌ به‌ هم‌ زدن‌ بدن‌ زيباي‌ دختر جوان‌ را در آغوش‌ كشيد. فريبا در آتش‌ مرگ‌ مي‌رقصيد.

ياد شب‌ عروسي‌اش‌ افتاد. و ياد روزي‌ كه‌ اولين‌ بچه‌اش‌ را در بغل‌ گرفته‌ بود و ياد كتك‌ها و ناسزاها و ياد همه‌ چيز. فريبا فرياد كشيد. فريادهاي‌ ممتد و دلخراش‌. و بعد تلاش‌هاي‌ نافرجام‌ آنهايي‌ كه‌ مي‌خواستند خاموشش‌ كنند. قبل‌ از آنكه‌ پتو را بر روي‌ صورتش‌ بياندازند آخرين‌ چهره‌يي‌ را كه‌ ديد صورت‌ معصوم‌ دختر 5 ساله‌اش‌ بود كه‌ او را با چشم‌هايي‌ وحشتزده‌ نگاه‌ مي‌كرد.

فريبا نمي‌دانست‌ كه‌ چند زن‌ بعد از او به‌ عنوان‌ مادر به‌ خانه‌ مرد خواهند آمد. فريبا مرد ولي‌ داستانش‌ را دختر 18 ساله‌اش‌ مينا براي‌ من‌ تعريف‌ كرد. خدا مي‌داند كه‌ چه‌ داستانهايي‌ امروز با خاك‌ هم‌ آغوش‌ و زير خروارها خاك‌ دفن‌ شده‌اند.

آمارها نشان‌ مي‌ دهد كه‌ در كشور ما روزانه‌ 7 مورد خودكشي‌ منجر به‌ مرگ‌ رخ‌ مي‌ دهد و ايلام‌ و كرمانشاه‌ بالاترين‌ آمار خودكشي‌ در ميان‌ زنان‌ را به‌ خود اختصاص‌ داده‌ است‌.

روانشناسان‌ معتقدند فقر، نابساماني‌ خانوادگي‌، تعارضات‌ فرهنگي‌، ترس‌ از خشونت‌ همسر، برادر و يا پدر و محدوديت‌هاي‌ خانوادگي‌ از جمله‌ دلايلي‌ است‌ كه‌ زنان‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌ مي‌كنند و البته‌ دلايلي‌ چون‌ الكل‌، اعتياد، فحشا، بيماري‌هاي‌ رواني‌ و اختلالات‌ خلقي‌ مي‌تواند فرد را در مسير خودكشي‌ قرار دهد.

معمولا زنان‌ از روش‌هايي‌ چون‌ سم‌، دارو و خودسوزي‌ براي‌ خودكشي‌ استفاده‌ مي‌كنند و استفاده‌ از نمادهايي‌ چون‌ آتش‌ براي‌ جلب‌ ترحم‌ يا پشيماني‌ افرادي‌ كه‌ باعث‌ اين‌ خودكشي‌ بوده‌اند بيشتر مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد. گاهي‌ در بعضي‌ از مناطق‌ استفاده‌ از يك‌ شيوه‌ براي‌ مدتي‌ از زمان‌ رايج‌ مي‌شود و بعد شيوه‌يي‌ ديگر جاي‌ آن‌ را مي‌گيرد و مهمتر از آن‌ اينكه‌ معمولا خودسوزي‌ در ميان‌ جوان‌ها بيشتر رواج‌ دارد.

دكتر فرجام‌ در مصاحبه‌ با سايت‌ خبرگزاري‌ ايسنا مي‌گويد: مهمترين‌ آمار در زمينه‌ خودسوزي‌ مربوط‌ مي‌شود به‌ خودسوزي‌ در اهواز كه‌ از 178 مورد خودسوزي‌ منجر به‌ فوت‌ در فاصله‌ زماني‌ يك‌ ساله‌ 84 درصد موارد زن‌ و فقط‌ 27 درصد مرد بوده‌اند و اين‌ امر نشانگر آن‌ است‌ كه‌ شيوع‌ خودسوزي‌ در زنان‌ بيش‌ از 5\5 برابر مردان‌ است‌.

57 درصد افراد سوخته‌ شده‌ متاهل‌ بوده‌اند و بيشترين‌ خودسوزي‌ كه‌ حدود 50 درصد را تشكيل‌ مي‌دهد مربوط‌ مي‌شود به‌ گروه‌ سني‌ 11 تا 20 سال‌.

از نظر سطح‌ تحصيلات‌ بيشترين‌ مورد خودسوزي‌ كه‌ 66 درصد بوده‌ در افراد بي‌سواد ديده‌ شده‌ و از لحاظ‌ شغل‌ اكثريت‌ افراد خانه‌دار بوده‌اند. افراد بيكار با 19\1 درصد، محصل‌ با 7\8 درصد و شاغل‌ با 3\9 درصد در رده‌هاي‌ بعدي‌ قرار گرفته‌اند. از نظر محل‌ سكونت‌ محل‌ اقامت‌ بيشتر افرادي‌ كه‌ خودسوزي‌ كرده‌اند اهواز بوده‌ و تحقيقات‌ نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ 35 درصد موارد بيماري‌ شناخته‌ شده‌ رواني‌ داشته‌ اند. تمام‌ خودسوزي‌ها در منزل‌ رخ‌ داده‌ و هيچ‌ مورد خارج‌ از منزل‌ گزارش‌ نشده‌ است‌. در 162 مورد يا حدود بيش‌ از 90 درصد نفت‌ به‌ عنوان‌ ماده‌ ايجاد كننده‌ احتراق‌ مورد استفاده‌ قرار گرفته‌ است‌.)1(

پروين‌ 45 ساله‌ بود كه‌ در زيرزمين‌ خانه‌، 5\6 صبح‌ روز جمعه‌ خودسوزي‌ كرد. او در عرض‌ يك‌ سال‌ پسر و دخترش‌ را راهي‌ خانه‌ بخت‌ كرده‌ بود و هنوز 4 فرزند ديگر در خانه‌ داشت‌.

روز قبل‌ از خودسوزي‌ به‌ من‌ تلفن‌ زد و گفت‌ كه‌ حالش‌ خيلي‌ بد است‌. دچار اضطراب‌ و افسردگي‌ شديد بود. يك‌ ساعت‌ پاي‌ تلفن‌ گريه‌ كرد. از دست‌ دامادش‌ ناراضي‌ بود.

تمام‌ آرزوهايش‌ را براي‌ يكي‌ يكدانه‌ دختر خانواده‌ بر باد رفته‌ مي‌ديد. دخترش‌ به‌ شهرستان‌ دور رفته‌ بود و پروين‌ شديدا احساس‌ دلتنگي‌ مي‌كرد. همسرش‌ مرد بسيار خوبي‌ بود ولي‌ آنقدر در كار غرق‌ بود و براي‌ امرار معاش‌ خانواده‌ تلاش‌ مي‌كرد كه‌ بيماري‌ همسرش‌، دور چشم‌ كبود او، بي‌اشتهايي‌ و خستگي‌اش‌ و حتي‌ لاغري‌ مفرطش‌ را نمي‌ ديد. پروين‌ صبح‌ روز جمعه‌، فرداي‌ آن‌ مكالمه‌ تلفني‌ خودش‌ را مقابل‌ چشم‌ پسر هفت‌ساله‌اش‌ به‌ آتش‌ كشيد و به‌ خاكستر تبديل‌ شد. و در حالي‌ كه‌ همه‌ خانواده‌ فكر مي‌كردند او اتفاقي‌ دچار سوختگي‌ شده‌ است‌ با بدني‌ سرخ‌ شده‌ و تاول‌ زده‌ به‌ خاك‌ رفت‌. يكي‌ از مشكلات‌ عمده‌ زنان‌ ايراني‌ ديده‌ نشدن‌ و فراموش‌ شدن‌ در ميان‌ خواست‌هاي‌ فرزندان‌ يا احتياجات‌ خانواده‌ و مشكلات‌ آن‌ است‌.

خانواده‌هايي‌ كه‌ دچار مشكلات‌ اقتصادي‌ يا تعداد زياد فرزندان‌ هستند. مادر در ميان‌ گرفتاري‌هاي‌ صبح‌ تا شام‌ در حاشيه‌ قرار مي‌گيرد و حتي‌ پدر هم‌ فرصت‌ فكر كردن‌ به‌ مادر را از دست‌ مي‌دهد.

و زماني‌ مي‌رسد كه‌ مادر با احساس‌ نااميدي‌ يا افسردگي‌ و اضطراب‌ درگير شده‌ اما فرصت‌ پيدا نمي‌كند كه‌ به‌ خود بيانديشد. در بسياري‌ از خانواده‌ها كه‌ ناراحتي‌هاي‌ اعصاب‌ براي‌ عروس‌ ننگ‌ شمرده‌ مي‌شود، زن‌ سعي‌ مي‌كند كه‌ از آشكار شدن‌ آن‌ جلوگيري‌ كرده‌ و با آن‌ بسازد. در حالي‌ كه‌ بيماري‌ اعصاب‌ از درون‌ زن‌ را فرسوده‌ و دچار مرگ‌ تدريجي‌ مي‌كند.

پروين‌ در همين‌ تهران‌ زندگي‌ مي‌كرد. شايد اگر دسترسي‌ به‌ خطوط‌ تلفن‌ Hotline‌ داشت‌ يا سيستمي‌ براي‌ مشاوره‌هاي‌ اينچنيني‌ براي‌ زنان‌ فراهم‌ بود يا مراكز بهداشتي‌ ما به‌ چنين‌ موضوعاتي‌ حساس‌ بودند و دهها شايد ديگر، پروين‌ ديگر امروز زنده‌ بود.

يا اگر خانواده‌ها در معرض‌ اطلاعات‌ و آموزش‌هاي‌ لازم‌ قرار مي‌گرفتند از بسياري‌ از اتفاقاتي‌ كه‌ در شهر پر هياهوي‌ تهران‌ اتفاق‌ مي‌افتاد جلوگيري‌ مي‌شد.

مينا.ح‌ چندي‌ پيش‌ در مقابل‌ چشمان‌ حيرت‌ زده‌ پدر و مادرش‌ خود را ساعت‌ 30\4 صبح‌ روز پنجشنبه‌ در منطقه‌ تهران‌پارس‌، از طبقه‌ پنجم‌ خانه‌شان‌ به‌ پايين‌ پرتاب‌ كرد و خانواده‌اش‌ بعد از بازجويي‌ اظهار داشتند كه‌ او دختري‌ عصبي‌ بوده‌ است‌. اما نگفتند كه‌ در مقابل‌ عصبيت‌ اين‌ دختر 20 ساله‌ دست‌ به‌ چه‌ اقدامات‌ پيشگيرانه‌يي‌ زده‌اند.

ما تنها اين‌ قبيل‌ اخبار را بدون‌ ارزيابي‌ و تحقيقات‌ در صفحات‌ مختلف‌ حوادث‌ مي‌خوانيم‌. اما مسوولان‌ مربوطه‌ هرگز به‌ اين‌ مساله‌ فكر نكرده‌اند كه‌ با چه‌ تمهيداتي‌ مي‌توان‌ در تهران‌ و ديگر نقاط‌ كشور از خودكشي‌ زنان‌ و دختران‌ جوان‌ جلوگيري‌ كرد و حداقل‌ با اعلام‌ منطقه‌ بحران‌ در استان‌هايي‌ مانند ايلام‌ و خوزستان‌ و... به‌ حل‌ مشكلات‌ و ريشه‌يابي‌ پديده‌هاي‌ اجتماعي‌ از اين‌ دست‌ كمك‌ نمود.

به‌ نظر مي‌رسد آمار بالاي‌ طلاق‌ و تعداد رو به‌ افزايش‌ زنان‌ خود سرپرست‌ و عدم‌ توانمندي‌ آنان‌ در مقابله‌ با تبعات‌ چنين‌ مسائلي‌ مي‌تواند آمار نااميدي‌ و خودكشي‌ در ميان‌ زنان‌ را افزايش‌ دهد.

سيدهادي‌ معتمدي‌ در گفت‌وگو با خبرگزاري‌ فارس‌ اظهار كرد: از مجموع‌ 600 هزار ازدواج‌ ؤبت‌ شده‌ در سال‌ 82 حدود 70 هزار مورد به‌ طلاق‌ منجر شده‌ است‌ كه‌ 5\13 درصد از كل‌ ازدواج‌هاي‌ ؤبت‌ شده‌ است‌. وي‌ استفاده‌ از تسهيلات‌ اشتغالزايي‌ و حمايت‌ از زنان‌ خودسرپرست‌ را در اين‌ رابطه‌ ضروري‌ دانست‌.

و اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ علي‌ نوذريور معاون‌ امور دهياري‌ هاي‌ سازمان‌ شهرداري‌ها و دهياري‌ها گفته‌ است‌ كه‌ 18 درصد شهرنشينان‌ و 22 درصد روستاييان‌ كشور زير خط‌ فقر زندگي‌ مي‌ كنند و تحقيقات‌ نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ سطح‌ اميد به‌ زندگي‌ در روستاييان‌ 59 سال‌ در شهرنشينان‌ 69 سال‌ ارزيابي‌ شده‌ است‌ و به‌ دليل‌ نبود امكانات‌ كافي‌ از هر هزار روستايي‌ 75 نفر مي‌ميرند. وي‌ از شكاف‌ عميق‌ ميان‌ روستاييان‌ و شهرنشينان‌ خبر داد و به‌ وجود اختلاف‌ طبقاتي‌ گسترده‌ اشاره‌ كرد.

مقايسه‌ اين‌ آمارها نشان‌ مي‌دهد كه‌ زنان‌ در كشور ما تا چه‌ ميزان‌ در معرض‌ بحران‌هاي‌ اجتماعي‌ قرار دارند.

و چنانچه‌ دولتمردان‌ به‌ حل‌ بحران‌هاي‌ اجتماعي‌ توجه‌ لازم‌ را نكنند، زنان‌ به‌ دليل‌ عدم‌ توانمندي‌ بيش‌ از اقشار ديگر اجتماع‌ شكننده‌ خواهند بود و در مقابل‌ فشارهاي‌ اجتماعي‌ عقب‌نشيني‌ خواهند كرد.

جامعه‌شناسان‌ معتقدند توانمندي‌ زنان‌ از بسياري‌ از خطرات‌ احتمالي‌ جلوگيري‌ مي‌كند و حتي‌ مي‌ تواند جامعه‌ را در مسير توسعه‌ قرار دهد.

معيارهاي‌ برابري‌ جنسيتي‌ براي‌ حركت‌ به‌ سمت‌ توانمندي‌ 5 محور اساسي‌ دارد.

محور اول‌، رفاه‌ است‌. زنان‌ بايد در مواردي‌ چون‌ بهداشت‌، تغذيه‌، درآمد با مردان‌ برابر باشند.

محور دوم‌ همان‌ دسترسي‌ است‌. يعني‌ زنان‌ بايد حق‌ دستيابي‌ به‌ منابع‌ و ابزار لازم‌ جهت‌ رشد و ترقي‌ را داشته‌ باشند. منابعي‌ چون‌ سرمايه‌، مهارت‌ كاري‌، زمين‌، آموزش‌ و همچنين‌ قوانيني‌ كه‌ اين‌ منابع‌ را در اختيار زنان‌ قرار نمي‌دهد نيز اصلاح‌ و تغيير پيدا كند.

محور سوم‌ آگاهي‌ است‌ و چهارمين‌ محور حق‌ مشاركت‌ و در نهايت‌ كنترل‌ مي‌تواند توازن‌ لازم‌ بين‌ قدرت‌ زنان‌ و مردان‌ را ايجاد كند.

ما نمي‌توانيم‌ با خشونت‌ عليه‌ زنان‌، با خودكشي‌ در ميان‌ زنان‌، با فقر با تبعيض‌ مقابله‌ كنيم‌ تا زماني‌ كه‌ در پنج‌ مرحله‌ فوق‌ گام‌ بر نداريم‌.

زن‌ زيردست‌، در مواجهه‌ با مشكلات‌ قدرت‌ تغيير نخواهد داشت‌ و تنها راه‌ انتخابي‌ او مرگ‌ است‌. يا مرگ‌ خود يا مرگ‌ مسبب‌ مشكلاتي‌ كه‌ او تحمل‌ مي‌كند.

اگر چه‌ امروز بسياري‌ از افراد مطالبات‌ حق‌طلبانه‌ زنان‌ را با انگ‌هاي‌ ضخيم‌ يا دوبال‌ تحقق‌ خاورميانه‌ بزرگ‌ يا حتي‌ مقابله‌ با دين‌ تلقي‌ مي‌كنند اما بايد بدانند كه‌ تفكر آنها و حذف‌ افرادي‌ كه‌ دغدغه‌ مساله‌ زنان‌ را دارند صورت‌ مساله‌ را پاك‌ نخواهد كرد و مشكلات‌ گريبانگير زنان‌ ايران‌ همچنان‌ باقي‌ خواهد ماند و زماني‌ كه‌ مشكلات‌ موجب‌ بحران‌هاي‌ سهمگين‌ در نظام‌ شود ديگر هيچ‌ مسكن‌ يا درمان‌ سريعي‌ نمي‌تواند جوابگوي‌ معضلات‌ اجتماعي‌ باشد.

پي‌نوشت‌:

1( وقايع‌ اتفاقيه‌. بيتا مهدوي‌. مقاله‌ زناني‌ كه‌ مرگ‌ را جست‌وجو مي‌كنند.