زنان:پنج شنبه 17 دی1383 – 6 ژانویه 2005

 

 

 

گزارش نهايي وضعيت زنان ايران براي ارائه به «كميسيون جهاني مقام زن» تا پايان امسال تهيه مي‌شود 

چهار شنبه 16 دی ۱۳۸۳ – 5 ژانویه 2005

ايسنا:سومين و آخرين نشست كميته ملي آماده‌سازي اجلاس 2005 «پكن+10» در قالب كارگاهي با حضور نمايندگان و كارشناسان دستگاههاي دولتي و برخي نمايندگان سازمانهاي غيردولتي زنان برگزار شد.

به گزارش خبرنگار «زنان» خبرگزاري دانشجويان ايران در اين نشست و كارگاه يكروزه، محتواي گزارش ملي وضعيت زنان كشورمان 10 سال پس از اجلاس پكن، مورد بحث و تبادل نظر، اصلاح و تكميل قرار گرفت تا مركز امور مشاركت زنان بر اساس گزارشهاي دريافتي از عملكرد دستگاههاي دولتي، گزارش نهايي وضعيت زنان در جمهوري اسلامي ايران را تا پايان سال براي ارائه به اجلاس چهل و نهم كميسيون مقام زن تهيه كند.

به گزارش ايسنا موضوع گزارش كارگاه كميته ملي آماده سازي پكن +10 بررسي اقدامات ايران در مورد 12 محور نگران‌كننده كارپايه پكن و سند بيست و سومين اجلاس مجمع عمومي است.

گفتني است در اين نشست، نمايندگاني از وزارتخانه‌ها و نهادهاي دولتي مرتبط و همچنين نمايندگاني از سازمانهاي غيردولتي زنان، وزارتخانه‌ها و سازمانهاي دولتي و نيز صندوق جمعيت ملل متحد شركت داشتند.

 

پرونده افسانه نوروزی بين کيش و بندرعباس در حرکت است 

چهار شنبه 16 دی ۱۳۸۳ – 5 ژانویه 2005

اعتماد: سجادي‌، رييس‌ دادگستري‌ جزيره‌ كيش‌ گفت‌: مسوولان‌ دستگاه‌ قضايي‌، مادر سرهنگ‌ بهزاد.م‌(مقتول)را به‌ كيش‌ احضار كردند و پس‌ از چند ساعت‌ صحبت‌ و مصالحه‌ از او خواستند تا از خون‌ پسرش‌ بگذرد و رضايت‌ دهد تا افسانه‌ نوروزي‌ از مجازات‌ نجات‌ پيدا كند.

البته‌ قاضي‌ دادگاه‌ معتقد است‌ كه‌ افسانه‌ نوروزي‌ در دفاع‌ از ناموس‌ خود بهزاد را كشته‌ و تمام‌ اعترافات‌ افسانه‌ در دادگاه‌ اين‌ موضوع‌ را ؤابت‌ مي‌كند.

رييس‌ دادگستري‌ كيش‌ افزود: پرونده‌ افسانه‌ نوروزي‌ را براي‌ تمديد قرار بازداشت‌ به‌ بندر عباس‌ فرستاديم‌، چند روز پيش‌ هم‌ پس‌ از تمديد قرار، پرونده‌ بار ديگر به‌ شعبه‌ 101 دادگستري‌ كيش‌ برگردانده‌ شد.

در حال‌ حاضر هم‌ مقدمات‌ مصالحه‌ و رضايت‌ مادر بهزاد فراهم‌ شده‌ و احتمالا اين‌ زن‌ از افسانه‌ نوروزي‌ گذشت‌ خواهد كرد.

مادر مقتول‌ در دادگاه‌ تلويحا از بخشش‌ افسانه‌ نوروزي‌ سخن‌ گفته‌ و تاكيد كرده‌ بود افسانه‌ قاتل‌ فرزندش‌ نيست‌.

خرمشاهي‌، وكيل‌ افسانه‌ نورزي‌ درباره‌ وضعيت‌ پرونده‌ موكلش‌ گفته است ‌: من‌ اطلاعاتي‌ در خصوص‌ پرونده‌ افسانه‌ ندارم‌. فقط‌ مي‌دانم‌ كه‌ پرونده‌ از بندرعباس‌ به‌ كيش‌ برگردانده‌ شده‌ و براي‌ كسب‌ اطلاعات‌ بيشتر بايد به‌ كيش‌ سفر كنم.

 

يك زن، نخست وزير آينده اوكراين

چهار شنبه 16 دی ۱۳۸۳ – 5 ژانویه 2005

ايسنا: يكى از رهبران مخالف اوكراين گفت انتظار مى رود كه وى نخست وزير آينده كشور باشد و از ويكتور يوشچنكو قاطعانه حمايت مى كند. به گزارش خبرگزارى آسوشيتدپرس خانم يوليا تيموشنكو يكى از رهبران مخالفان اوكراين اظهار داشت: زمانى كه من به ائتلاف ويكتور يوشچنكو پيروز انتخابات رياست جمهورى اوكراين پيوستم قرارداد كتبى را امضا كرديم مبنى بر اين كه بعد از پيروزى يوشچنكو من نخست وزير شوم. تيموشنكو بيان داشت: به عقيده من ويكتور يوشچنكو از توافقمان پيروى خواهد كرد.

وى در پاسخ به سئوالى مبنى بر اين كه آيا فرد ديگرى مى تواند نخست وزير اوكراين شود گفت: جايگزين هاى ديگرى وجود ندارد. اين در حالى است كه يوشچنكو هنوز اعلام نكرده چه كسى نخست وزير بعدى اوكراين خواهد شد. تيموشنكو كه در «انقلاب نارنجى» شانه به شانه يوشچنكو حركت مى كرد، به چهره اين انقلاب تبديل شده است. برخى منتقدين معتقدند معرفى تيموشنكو به عنوان نخست وزير آينده اوكراين به تعميق شكاف ميان غرب و شرق اوكراين منجر مى شود چرا كه تيموشنكو از حاميان غرب است.

 

زنان؛ چهره هاى جديد سياست مكزيك، وكراسى فداى فمينيسم

جينجر تامپسون- منبع: NewYork Times

ترجمه: على فولادى- شرق: پنج شنبه 17 دی1383 – 6 ژانویه 2005

وقتى مشخص شد هيلارى كلينتون در راه رسيدن به قدرت قدم برمى دارد، خيلى ها در آمريكا اعتراض كردند كه او با سوءاستفاده از شهرت و موقعيت همسرش قصد چنين كارى دارد. اين انتقادها هنوز هم شنيده مى شوند، اما يقيناً به هيچ وجه به شدت صداى اعتراض مكزيكى هايى نيست كه با شرايط بسيار پيچيده ترى روبه رو هستند. مارتا ساهاگان دوفاكس همسر رئيس جمهور ويسنته فاكس يكى از همان زنانى است كه فكر سياست به سرش زده. دورخيز خانم فاكس براى مناصب دولتى در حالى است كه تا پنج سال پيش همسران دولتمردان بيشتر به دكور شباهت داشتند نه بيشتر اما حالا اوضاع خيلى تغيير كرده و بلندپروازى هايشان با نگرانى خيلى ها همراه شده است.

در چند ماه گذشته زنان مكزيكى خط قرمزهاى قديمى را زير پا گذاشته اند و ديگر به خانه دارى اكتفا نمى كنند. آنها فعاليت هاى گسترده اى را شروع كرده اند تا پست هاى مهم محلى و ايالتى را به دست آورند. درصد زيادى از آنان فعاليت هاى خود را متمركز بر پست هايى كرده اند كه همسرانشان در حال حاضر آن را بر عهده دارند. آنها خود را پيشگامان موج فمينيسم جديدى مى دانند كه در طلب فرصتى هستند تا شغل هاى رسمى را هم تجربه كنند.

با اين وجود همين چند سردمدار نسل جديد مجبورند دائماً زير سايه سنگين شوهرانشان حركت كنند و به خانواده وفادار بمانند. در اين جمع جدا از خانم فاكس ماريال دل كارمن راميرس گارسيا، همسر فرماندار ايالت تلاكسكالا هم جزء چهره هاى فعالى است كه به تازگى توانسته در يك دعواى قانونى، حزب انقلابى دموكراتيك (DRP) را شكست دهد. اين حزب تلاش زيادى كرد تا مجوز كانديداتورى اش براى حضور در انتخابات فرماندارى ايالت تلاكسكالا باطل شود كه البته موفق نشد. اما در ميان نسل نو زنان مكزيك هيچ كدام مانند مارتا الناگارسيا دواچه واريا كه بانوى اول ايالت ناياريت است، جنجال ساز نبوده.

ناياريت منطقه اى پر از صخره است كه ميان سه رشته كوه محاصره شده و دامدارى و كشاورزى كار اصلى مردمانش به شمار مى رود. خانم اچه واريا در اين باره مى گويد: «فعاليت هاى سياسى من فقط براى دل خودم نيست. مردم اينجا مرا صدا مى زنند و من نمى توانم خواسته شان را برآورده نكنم.» اين يكى دو جمله كوتاه را زمانى بر زبان آورد كه بين برنامه هاى فشرده كارى اش، وقت استراحتى براى خودش دست و پا كرده بود. لابه لاى جملاتش هم اشاره اى داشت به آنچه در قبال خانواده اش وظيفه دارد. براى اين كه منظورش را بهتر برساند به يك طرف صندلى اش تكيه مى دهد و مى گويد: «فكر مى كنيد من از اين كه بايد مراقب بچه ها و شوهرم باشم، راضى نيستم؟!» معلوم است كه راضى نيست. هر كسى يك روز كنارش باشد متوجه اين نكته مى شود. او در خانه  بى قرار است. از همان روز اولى كه رئيس موسسه بهزيستى سراسر ايالت شد تا به امروز سرگرم پروژه هاى مختلفى بوده، مرمت پارك ها، تقويت برنامه هاى بورسيه اى دانشجويان و نيز افتتاح صدها باشگاه اجتماعى براى مراقبت از سالمندان و كودكان يتيمى كه فراموش شده اند، در زمره فعاليت هايى بوده كه به محبوبيت اش كمك بسيارى كرده. چندى پيش هم نمايشگاه پر سروصدايى از نتايج پروژه هاى خانم اچه واريا در ايالت ناياريت بر پا شد كه جايگاهش را بين مردم محكم تر كرد. حضور مردم در اين نمايشگاه چنان بود كه فرضيه انتقال انگيزه و انرژى خانم اچه واريا به سايرين قوت گرفت! چه آنهايى كه با كمك مالى موسسه، كارگاه هاى كوچكى براى نجارى و كارهاى الكتريكى تدارك ديده بودند و چه معلولينى كه با وسايل اهدايى موسسه امور خدماتى منازل را آموخته بودند، همگى با شور و اشتياق در نمايشگاه شركت كردند و چهره مثبتى از عملكرد موسسه تحت امر اچه واريا نشان دادند. حالا محبوبيت اش به حدى است كه در جريان يكى از برنامه هاى تبليغاتى هفت روزه در مركز شهر تپيك، استقبال از اچه واريا تا آنجا پيش رفت كه در جريان مراسم به گريه افتاد و با چشمانى گريان برگه هاى تبليغاتى را به طرفدارانش مى داد. يكى از آن طرفداران اريبر تومايورگن سگوندو بود كه مى گفت: «آقاى فرماندار با يك زن ازدواج نكرده بلكه با يك فرشته وصلت كرده است.»

در آن بحبوحه يكى از آقايانى كه جزء هوادارهاى خانم اچه واريا بود، خودش را به او رساند و به آرامى پرسيد: «پس كى فعاليت هاى انتخاباتى تان را رسماً شروع مى كنيد؟ ما خيلى وقت است كه منتظريم.» همسر فرماندار هم در جواب مودبانه لبخند زد: «به زودى آقا. داريم در همين مسير قدم برمى داريم.»

اين كه زنان براى ايفاى نقش پررنگ ترى در مكزيك تلاش مى كنند، از ديد برخى حركت جالب توجهى است، اما اكثراً مى ترسند به مقام رسيدن همسران سياسيون ضربه اى به پيكره دموكراسى نوپاى مكزيك باشد و قدرت را محدود به خانواده هاى بزرگ كند. مسئله اى كه مكزيكى ها پس از انقلاب به شدت تلاش كردند دوباره در دام آن گرفتار نشوند. راه فرارشان از ديكتاتورى وضع قوانينى بود كه اجازه نمى داد شخص رئيس جمهور يا فرماندار براى بار دوم در انتخابات شركت كند.در عين حال اين قانون اشاره اى به كانديداتورى همسرانشان نكرده. خانم سارا سفچوويچ پيرامون حضور اين زنان طالب قدرت تحقيقات بسيارى كرده است: «كار آنها غيرقانونى نيست، ولى غيراخلاقى است. دموكراسى فقط چند خط قانون نوشته شده نيست، بلكه پايبندى به آرمان هاى اخلاقى را هم دربرمى گيرد.»

علاوه بر سفچوويچ، روزانا فوئنتس برين، يكى از تحليلگران سياسى و سردبير مجله Foreign Affairs en Espagnol با بدبينى به بحث روز سياست مكزيك مى نگرد :اين جريان، جريان فمينيسم نيست. نپوتيسم (تبارگمارى) است. حقيقت قضيه اين است كه انتقال قدرت به همسر، كار بسيار ساده اى است.»

در حقيقت اين مواردى كه مخالفان به قدرت رسيدن زنان در مكزيك مطرح كرده اند، موجب شده مردم با بدبينى بيشترى به همسران دولتمردان نگاه كنند. چنانكه عاقبت خانم ساهاگان دوفاكس كه به «اويتاى مكزيك» معروف است،  مجبور شد اعلام كند كه براى انتخابات رياست جمهورى سال ،۲۰۰۶ شركت نخواهد كرد. حتى اين عقب نشينى محسوس هم مخالفان را كاملاً آرام نكرد. آنها ادعا مى كردند ساهاگان دوفاكس براى به دست گرفتن پستى كمتر از رياست جمهورى تلاش مى كند و بعد دوباره برخواهد گشت اين مخالف خوانى ها اما عليه مارتا اچه واريا در ايالت ناياريت كمتر شنيده مى شود. دغدغه اصلى اش به جاى آنكه اظهارنظر كارشناس ها و بدبينى مردم باشد، رقباى درون حزبى و دوستان شوهرش در حزب National Action Party PAN است. اين حزب تلاش مى كند مانع از نامزدى او براى انتخابات فرماندارى ايالت شود. امرى كه مشاور خانم اچه واريا، كواتموك ناوارته را خشمگين كرده. «مشكل حزب اين است كه كسى را به اندازه محبوبيت مارتا النا ندارد، به همين دليل نمى توانند او را حذف كنند.» مارتا النا گارسيا دواچه واريا برخلاف بسيارى از زنان مكزيك، دوران كودكى بسيار مرفهى داشت. درس هاى دبيرستان را در خانه اش خواند و به خاطر ترس پدر از بيرون رفتن دخترانش، به مدرسه نرفت. شايد همان سخت گيرى هاى پدر باعث شد امروز دخترش از خانه دارى و حضور مستمر از خانه كنار خانواده اش بيزار باشد.

خانواده اى كه مثل خانواده پدر ثروتمند است و ثروت آن بيشتر از آنكه مربوط به دوران فرماندارى شوهرش، آنتونيوچه واريا دومينگز باشد، به پيش از آن برمى گردد كه آقاى اچه واريا به لطف سرمايه اى كه داشت، توزيع گسترده محصولات كوكاكولا را برعهده گرفت. به هر حال مارتا النا هر چند هرگز طعم فقر را در زندگى نچشيده، اما در اين مدت مدام كوشيده بيشتر به طبقه فقير جامعه نزديك شود و با اتكا به آنها قدرت را به چنگ آورد. مى گويد فاصله اش با توده مردم شايد نمره منفى در كارنامه اش باشد، ولى اين نقيصه با توجه به اينكه راه و رسم سياست دولت مدارى را مى داند، جبران خواهد شد. به هر جهت سال ها زندگى در كنار شوهر فرماندارش چنين تجربه اى به او داده. مارتا النا مى گويد: «فكر نمى كنم مدرسه اى باشد كه آنجا ياد بدهند چگونه مى توان فرماندار شد. البته اگر چنين مدرسه اى هم وجود داشت، هرگز آنجا نمى رفتم.»

خانم اچه واريا به لطف همين تجربه و محبوبيتى كه نزد مردم دارد، مى خواهد وارد سياست شود و در اين راه هم از سياسيون سرشناسى كه مخالفش هستند، ابايى ندارد، نه تنها از آنها بلكه از كارشناسانى كه مى گويند ورود آنها به سطح اول سياست كشور، بازگشت مكزيك به دوران ديكتاتورى است. مارتا النا هميشه براى اين گوشه و كنايه ها، جواب خوبى دارد: «اگر مردم مرا به عنوان طرفدار بپذيرند، به من راى مى دهند. در غير اين صورت راى نمى دهند. اين دموكراسى نيست؟»