زنان:شنبه 28 آذر ۱۳۸۳ - 18 دسامبر ۲۰۰۴‏

 

 

 

تسهيلات براي كارگران زن در هند

جمعه 27 آذر ۱۳۸۳ - 17 دسامبر ۲۰۰۴‏

كارگران زن هندي به دليل سختي كار و شرايط كار نامناسب ، اعانه و تسهيلات دريافت خواهند كرد.

به گزارش بخش بين‌‏الملل گروه كارگري ايلنا , به نقل از "اينديا نيوز" , شوراي مركزي اتحاديه‌‏هاي كارگري هند ، از كميسيون دولتي زنان درخواست كرد تا به دولت اين كشور ، نسبت به پرداخت اعانه و تسهيلات به كارگران زن لطمه ديده از شرايط كاري سخت در چند سال اخير هشدار دهد.

 

دکتر رييس دانا: تن‌‏فروشي زنان، به دليل برنامه‌‏هاي مديران فرهنگي گذشته است

جمعه 27 آذر ۱۳۸۳ - 17 دسامبر ۲۰۰۴‏

يك آسيب شناس اجتماعي، گفت: ريشه بيشتر آسيب‌‏هاي اجتماعي در ايران، فقر اقتصادي است.

به گزارش خبرنگار ايلنا، دكتر فريبرز رييس‌‏دانا, جامعه شناس، در همايش ريشه‌‏يابي آسيب‌‏هاي اجتماعي، با بيان اين مطلب، افزود: بي‌‏كاري و غناي زودرس (نوكيسگي)، از دلايل ديگر آسيب‌‏هاي اجتماعي است كه غناي زودرس يا همان نوكيسگي باعث ايجاد فقر مي‌‏شود.

اين پژوهشگر, با اشاره به اين كه فقر اقتصادي در كشورهاي پيشرفته در حال افزايش است, گفت: در كشورهاي پيشرفته، فقر نسبي در حال افزايش است، در حالي كه در جوامعي مانند ايران كه وابسته به مدار امپرياليستي هستند، فقر مطلق در حال افزايش است.

عضو انجمن اقتصاددانان ايران, در ادامه افزود: در جوامع پيشرفته، معتادان قرباني تبعيض هستند، در حالي كه در ايران، معتادان قرباني فقر اقتصادي هستند.

رييس‌‏دانا, تصريح كرد: در ايران شهرهايي كه فقر مطلق در آن حاكم است، آسيب‌‏هاي اجتماعي هم بيشتر هستند به طوري كه بم, پاكدشت, علي‌‏آباد گلستان و شيرآباد زاهدان در فقر و تباهي به سر مي‌‏برند.

وي، افزود: البته نوكيسگان كه از هيچ و پوچ به ثروت زيادي دست يافته‌‏اند نيز دچار آسيب‌‏هاي اجتماعي از جمله اعتياد هستند و تبديل به منقل‌‏نشيناني شده‌‏اند كه پاي منقل ميليون‌‏ها تومان پول را با تلفن جابه‌‏جا مي‌‏كنند.

اين استاد دانشگاه، دلايل ديگر آسيب‌‏هاي اجتماعي را آموزش, تربيت، فقر فرهنگي و اخلاقي عنوان كرد و گفت: دليل اعتياد تنها 20 درصد از معتادان، آموزش، تربيت و فقر فرهنگي و اخلاقي است و اين در حالي است كه فقر فرهنگي و اخلاقي، ناشي از فقر اقتصادي است.

وي، در ادامه افزود: در گذشته، بسياري از ناهنجاري‌‏ها و مشكلات خانوادگي با نظارت پدرها, پدربزرگ‌‏ها, اقوام و آشنايان رفع مي‌‏شد، در حالي كه هم‌‏اكنون پدرها و حتي پدربزرگ‌‏ها به خاطر تامين معاش خانواده مجبور به كار كردن در تمامي روز هستند و اقوام و آشنايان به همين دليل، نمي‌‏توانند براي رفع ناهنجاري‌‏ها و مشكلات، كاري انجام دهند و به اين ترتيب اتوكنترل‌‏ها از بين رفته است.

اين پژوهشگر, تصريح كرد: خانواده‌‏هايي كه اتوكنترل‌‏هاي خود را به طور كامل از دست داده‌‏اند، آسيب‌‏پذيرتر و آسيب ديده‌‏تر هستند.

عضو انجمن اقتصاددانان, فساد اداري و مالي را ناشي از كمي درآمد, نابساماني حقوقي كارمندان و رشوه‌‏خواري مقام داران و ثروتمندان در سمت‌‏هاي بالاي سازمان‌‏ها دانست و افزود: هنگامي كه افراد در پست‌‏هاي بالا به پشتوانه ثروت و مقام خود رشوه‌‏خواري مي‌‏كنند، فرهنگ رشوه‌‏خواري در بين كارمندان رواج مي‌‏يابد.

وي، با اشاره به اين كه برخي از افراد دليل وجود تن‌‏فروشي زنان را زياده‌‏خواهي آنان عنوان مي‌‏كنند, گفت: هنگامي كه زني طلاق گرفته از شهرستان به تهران پناه مي‌‏آورد و هر روز بنا به بهانه‌‏هاي مختلف از سوي نهادها به خانه‌‏اش مي‌‏آيند، او از فقر و نداري چاره‌‏اي جز تن‌‏فروشي ندارد.

اين كارشناس اجتماعي، تصريح كرد: تن‌‏فروشي زنان روسپي، به دليل برنامه‌‏هاي همان افرادي است كه در گذشته مديران فرهنگي جامعه بوده‌‏اند و امروز همان‌‏ها زياده‌‏خواهي را به آنان نسبت مي‌‏دهند.

رييس‌‏دانا، با بيان اين كه علت فرار دختران از خانه، به دلايل سياسي, اجتماعي و اخلاقي است, گفت: وجود عوامل اجتماعي و اخلاقي، ناشي از فقر اقتصادي است؛ زيرا اگر جامعه‌‏اي عادلانه داشتيم و ثروت‌‏ها به طور عادلانه در جامعه توزيع مي‌‏شد، اخلاق اجتماعي در جامعه گسترش مي‌‏يافت.

اين پژوهشگر، تصريح كرد: امروزه تمام جامعه‌‏شناسان جهان، اعتياد به مواد مخدر و عده زيادي از جامعه‌‏شناسان، خودكشي را آسيب‌ اجتماعي مي‌‏دانند؛ اما آسيب بودن طلاق هنوز مشخص نيست.

وي، آسيب‌‏هاي اجتماعي در جامعه را مسري عنوان كرد و گفت: انحراف‌‏ها و آسيب‌‏هاي اجتماعي از طريق ايجاد الگوهاي تقليدي در جامعه سرايت مي‌‏كند؛ بنابراين در جايي كه مواد مخدر بيشتر وجود دارد، اعتياد بيشتر است.

وي، تصريح كرد: كشت خشخاش در ايران موجب ضايع كردن ارزش‌‏هاي اجتماعي و گسترش اعتياد در جامعه مي‌‏شود و پشت پرده كشت خشخاش هيچ‌‏چيز نيست جز سودهاي مالي.

اين كارشناس اقتصادي، با بيان اين كه جلوگيري از كشت خشخاش نياز به كارشناسان شجاع دارد, كه به دولت بگويند: اين سياست غلط است,‌‏ گفت: براي جلوگيري سريع از كشت خشخاش بايد كارشناسان شجاعانه در مقابل بلديزرهايي كه مي‌‏خواهند مزارع را خراب كنند و به جاي آن خشخاش بكارند, بخوابند.

وي، اين راه‌‏حل را راه‌‏حلي كوتاه‌‏مدت دانست و افزود: تمام راه‌‏حل‌‏هاي كوتاه‌‏مدت نياز به كارشناسان شجاع دارد كه در مقابل دولت بايستند و بگويند كه سياست‌‏هاي او غلط است.

رييس‌‏دانا, راه‌‏حل‌‏هايي كه از سوي مجموعه حاكميت براي جلوگيري از افزايش آسيب‌‏هاي اجتماعي اجرا مي‌‏شود را راديكالي عنوان كرد و تصريح كرد: نظام حكومتي نظام سرمايه‌‏داري و غير دموكراتيك است كه پاسخگوي نظام اجتماعي نيست و روح حاكميت در آن وجود ندارد.

 

ويكتوريا آزاد/ زنان و گفتمان رفراندوم تغييرقانون اساسى

بحث برگزارى رفراندوم به منظور تغيير قانون اساسى وارد چهارمين هفته خود شد اما آيا اساسا اين بحث عموميت يافته و مثلا زنان ايرانى كه متحمل فشارهاى فزاينده اى در جامعه هستند، در اين گفت و گوها شركت فعال دارند ؟

ويكتوريا آزاد از همكاران سازمان عفو بين الملل در سوئد ،از فعالان عرصه سياست و حقوق بشر و زن و از مدافعان برگزارى رفراندوم تغيير قانون اساسى است. با توجه به عضويت خانم آزاد در كميسيون زنان اتحاد جمهوريخواهان سوال هاى نخست اين مصاحبه به مسائل زنان پرداخته اند.

پرسش ها: مهيندخت مصباح - رادیو آلمان:پنج شنبه 26 آذر ۱۳۸۳ - 16 دسامبر ۲۰۰۴‏

دويچه وله: خانم آزاد، چرا ما در بحث رفراندوم تغيير قانون اساسی علی رغم آنکه اين قانون بسختی حقوق زنان ايران را پايمال کرده است، مشارکت وسيع کمی يا نظری آنان را شاهد نيستيم؟

ويكتوريا آزاد: اساسا زنان ما در ایران مشکلی جدی دارند و آن اين است که آنها هرگز در سياست دخالت داده نشده اند، و اصولا اين شانس برايشان فراهم نشده که بتوانند در عرصه های اجتماعی و سياسی حضور فعال داشته باشند. در نتيجه وقتی حضور زنان در عرصه سياست کمرنگ است، در عرصه های نظری نيز حضور آنان کمرنگتر خواهد بود. آنها نیاموخته اند که در پلميک های سياسی حضور فعال و عينی داشته باشند. اما زنان در عرصه هاى عملى  از خود پتانسيل قابل توجهی در کشور نشان داده اند که از نظر من بايد اين فعاليت ها را پررنگ کرد. چون در آنجايی که بايد اقدام به عمل نمود، زنان حضور دارند.

متاسفانه نيروهای سياسی ما، بخصوص در خارج از کشور بسيار درگير عرصه های نظر و تئورى هستند. در داخل نيز مشاهده می کنيم که نيروهای اصلاح طلب موسوم به «دوم خرداد» دچار همين مشکل بوده اند. يعنی فرهنگ نخبه پروری و در کاغذها و عرصه های نظری غوطه ور شدن موجب شده بود که از عرصه ی پراگماتيسم سياسی غافل شوند و نتوانند طرحهای عملی برای پيشبرد امر دمکراسی در ايران را ارائه دهند تا به دنبال خودشان بتوانند نيروهای مردمی را جلب کنند. هرآنگاه که طرحهای عملی برای پيشبرد دمکراسی در ایران ارائه شود، من به شما قول می دهم که در آن جبهه و در آن صفوف زنان حضور خود را قطعا نشان بدهند. کما اينکه وقتی من به امضاها نگاه می کنم، در صفحه ی «۶۰ ميليون دات کام» می بينيم بسياری از امضاکنندگان زنان هستند. اتفاقا زنان ايران از منظر اينکه قانون اساسی ايران همواره حقوق آنان را بشدت تضعيف کرده است، در صف اول حمايت از تغيير اين قانون و به تبع آن، تغيير ساختار نظام جمهوری اسلامی هستند. من بسياری از گفتگوهای زنان را در موارد مختلف شنيده ام و فکر می کنم در اين بحث زنان جای ويژه ی خود را دارند.

 

دويچه وله: با اينهمه، آيا جای تلاش بيشتر برای سامان دادن به اين نارضايتی ها و در مسيرانداختن اراده ی زنان برای کسب حقوق خودشان خالی نيست؟ مثلا همين «کميسيون زنان اتحاد جمهوريخواهان» در اين مورد چه کار کرده است؟

ويكتوريا آزاد: «کميسيون زنان اتحاد جمهوريخواهان» يکی از پرکارترين کميسيونهای تشکل اتحاد جمهوریخواهان ايران بوده و بزودی گزارش کار ما نيز داده خواهد شد و خواهيد ديد چه حرکت هايی صورت گرفته است. متاسفانه بايد بگويم ميزان کاری که ما به شکل عملی انجام می دهيم، برخاسته از ميزان نيروهايی ست که داريم و عليرغم نيروى كم ، کارهای بزرگی انجام شده است. مانامه های عديده ای به مقامات سازمان ملل متحد، سازمان عفو بين الملل، سازمان ديده بان حقوق بشر و مقامات جمهوری اسلامی در خصوص اعدام زنان، تضعيف حقوق زنان، خشونت عليه زنان نوشته ايم.بااين حد از نيرويی که داشته ايم، فکر می کنم کميسيون زنان بسيار تلاش کرده اما بسيار مهم است که بتوانيم سازماندهی منظم تری داشته باشيم و زنان بيشتری را جلب کنيم.

از طرف ديگر من معتقدم که زنان ما در داخل کشور کار ارزشمندی انجام می دهند. اتفاقا در خصوص رفراندوم نيز مقاله ی زيبای خانم نوشین احمدی خراسانی را خوانده ام که فوق العاده ارزشمند است. چون از منظر يک زن نگاه بسيار زيرکانه ای در امر سياست داشته اند.

 

دويچه وله: خانم آزاد، پرواضح است كه اين مقاله ارزشمند است، ولی آيا بايد در اين عرصه به همين مقاله يا يکى دو مقاله ی ديگر اکتفا کرد؟

ويكتوريا آزاد: صحبت شما کاملا درست است و من نيز فکر می کنم که دنيایی از کار مقابلمان است. قطعا دوستان زن خوب ايرانی ما شبانه روز در تلاش هستند اما بسياری از تلاشهای آنها حتى قابل رويت نيستند، زيرا ما زنان چندان در معرفی کارهای خود کوشا نيستيم  و زنان ايرانى عادت ندارند از خود و كارهاى اجتماعى خود حرف بزنند. من فکر می کنم حرکت اين جنبش مدتهاست كه آغاز شده و گلهای بسياری به بار آورده است . همينطور اميد بسيار دارم که بزودی ما در صحنه ی سياست نيز زنان فوق العاده معقولی را مشاهده کنيم. کمااينکه هم اکنون شاهد آن هستيم از خانم شيرين عبادی گرفته تا خانم مهرانگيز کار عزيز و خانم نوشين احمدی خراسانى.  به نظر من حرکات مثبت ديگری که قطعا نشاندهنده نيروی بيش از اينهاست و هنوز پنهان است، وجود دارد که شايد فرصتی برای بروز پيدا نکرده است.

 

دويچه وله: خانم آزاد اين كه شما معتقديد مرزهاى ايدئولوژيك سياسى بسيارى نحله هاى فكرى در پيوست به جنبش رفراندوم خواهند شكست، گفته اى بسيار كلى است. آيا مثال هاى مشخصى براى اين برداشت خود داريد؟

ويكتوريا آزاد:  اگر به امضاها‌ى موجود نگاه كنيد و نوع مقالاتي را كه نوشته شده اند و برخوردهاى داخل كشور با طرح رفراندوم را تعقيب كرده باشيد، مى بينيد كه نيروهاى گوناگونى همراه شده اند. براى مثال ما ميتوانيم از مليون و طرفداران جبهه ملى، ملى مذهبى ها تا نيروهاى چپ مانند سازمان فداييان اكثريت و ساير نيروهايى كه شايد به صورت جبهه اى كار ميكنند و  بعد  اتحاد جمهوريخواهان را در زمره حاميان ببينيم. در ميان منفردين هم مى بينيم نيروهاى مختلف با پايگاههاى نظرى گوناگون به اين پروژه جلب شده اند .

جالب اينجاست كه ما حضور حمايتى نيروهاى مشروطه خواه را هم مى بينيم هر چند بند هايى از فراخوان با نظرهاى آنها همخوانـى نداشته باشد.  اين نخستين بار است كه چنين اتفاقى در صحنه سياسى ايران افتاده كه توانسته نيروهاى چپ تا راست را حول محور يك موضوع معين گرد هم آورد.

اشاره من به اينست كه نيروهائي كه در برنامه خود مبارزه با استبدادز طرفدارى از آزادى و دمكگراسى براى ايران را در صدر برنامه خود قرار داده اند، حول توافق بر سر برگزارى رفراندوم و مضامين آن به يك همسويى و همكارى قابل توجه خواهند رسيد.

 

دويچه وله: اتفاقا بحث اصلى همين است كه چه استدلالى ميتوان كرد كه اين توافق هاى ذهنى لزوما به توافق بر اتخاد روش هاى مشترك عملى برسند؟

ويكتوريا آزاد: ببينيد ما اصولاانديشه هاى پريشان زيادى در راستاى تغيير ساختارهاى نظام داريم. مخالفان اين طرح از جمله  راست هاى افراطى يعنى سلطنت طلبان شاه اللهى هستند كه ميگويند پروژه رفراندوم باعث ميشود از مسئله اصلى كه سرنگونى آنى جمهورى اسلامى است منحرف شويم . چپ هاى افراطى هم از منظر ديگرى با فراخوان رفراندوم مخالفند. نقطه تلاقى هر دو نظر اينست كه اول و آخر  ميخواهند رژيم را با حركتهاى خشونت آميز سرنگون كنند.

در ميان نيروهاى سياسى همسو با طرح رفراندوم هم  تفاوتهاى زيادى درنوع نگاه و برنامه سياسى آتى  وجود دارد اما مسئله بر سر اينست كه نيروهاى سياسى تعقل گرا توانسته اند حول محور خواست عاجل مردم ايران كه به اعتقاد من همان رفراندوم است همصدا شوند. همكارى مربوط به بعد ميشود.

به اعتقاد من اين حركت پژواك صداى مردم ايران است. واقعيت اين است كه پتانسيل نهفته اى در كشور ما هست. مردم ديگر نه به اصلاح طلبان و نه به كليت نظام باور دارند. آنها خواستار تغيير اساسى ساختار سياسى كشورند و به چيزهاى كوچك كه اين و آن قانون تغيير كند، قانع نيستند. در عين حال به نظر من علت اين كه اين پتانسيل خفته هنوز مبدل به يك نيروى واقعى نشده، مربوط به فقدان رهبرى است.

زنان، جنگ و بازسازی

ياسمن عامری- بی بی سی: جمعه 27 آذر ۱۳۸۳ - 17 دسامبر ۲۰۰۴‏

به تازگی کتابی باعنوان "اين جنگ ما نبود: زنان بوسنيائی خواهان صلح" در باره تجربه زنان بوسنی پس از جنگ، به قلم سوانی هانت در آمريکا منتشر شده است.

سوانی هانت که بعد از سالها همکاری با بنياد های غير دولتی، آشنائی زيادی با نقش زنان در جوامع پساکمونيستی دارد، دراين کتاب تجربه ٢٦ زن بوسنيائی را در تلاش برای بازسازی کشورشان روايت می کند.

اين کتاب که با پيشگفتاری از بيل کلينتون، رئيس جمهور سابق آمريکا، منتشر شده، به نقش ويران کننده جنگ در زندگی اين زنان می پردازد. زنان در روايت هائی دلخراش و شجاعانه از مبارزه برای زنده ماندن و حفظ خانه و فرزندانشان می گويند و از تلاشی سخت برای بازسازی زندگی و جامعه شان.

سوانی هانت در باره اين زنان می گويد: "آنها از نقاط مختلف بوسنی و با زمينه های متفاوت قومی و فرهنگی می آيند اما با همه تفاوت هايشان، وجه مشترکشان اين است که همگی بعد از جنگ آنقدر توانائی روحی داشته اند که کشورشان را بازسازی کنند."

او تجربه اش را در نوشتن اين کتاب چنين بيان می کند: "طی حدود هفت سال، من بارها با هرکدام از اين زن ها گفتگو کردم و به مرور يک نوع ساختار روائی برای ربط دادن داستان هايشان ايجاد کردم که امکان گفتگو را بين آنها فراهم می کرد."

"در اين روايت ها، آنها از تجربه خود را از زندگی در يک جامعه پويا و چند فرهنگی تعريف می کنند که موجی از خشونت يکباره آن را از هم می پاشد."

"به دنبال اين فروپاشی، بعضی از اين زنان از اردوگاه ها سر در می آورند، بعضی ديگر زخمی می شوند يا اعضای خانواده شان به قتل می رسند و عده زيادی از آنها خانه و زندگی خود را از دست می دهند."

خانم هانت يکی از اين زنان را به خاطر می آورد: "من به خصوص هميشه به ياد 'انسودا' هستم که می گفت کاش می توانستم بنشينم و داستانم را از اول تا آخر تعريف کنم اما فرصتش را ندارم. من با اين کتاب سعی کردم داستان 'انسودا' را تعريف کنم و می دانم که اين کتاب تنها در باره بوسنی نيست بلکه درباره شجاعت زن هاست در در همه جای دنيا در دورانی درگيری جريان دارد."

بنيانگذار "زنان در پی صلح"

سوانی هانت همچنين بانی موسسه "زنان در پی صلح"، (Women Waging Peace)- موسسه ای غير دولتی است که برای شرکت دادن زنان در روند صلحجوئی و صلحسازی در جهان تلاش می کند. اين موسسه در سال ١٩٩٩ با سرمايه بنياد هانت ايجاد شده که هدفش حمايت از اقدامات ابتکارآميز و فراگير برای ايجاد تغيير در جوامع مختلف جهان است.

از دستاورد های سازمان "زنان در پی صلح" ايجاد شبکه ای از زنان در نقاط جنگ زده جهان است که به نحوی به کار برقراری صلح و حفظ آن مشغولند.

ايجاد ارتباط بين اين زنان، آشنا کردن آنها با عملکرد سازمان های دولتی و غير دولتی بين المللی، ارائه کارآموزی های لازم و تشکيل گردهمائی و شرکت دادن آنان در روند برنامه ريزی و تصميم گيری برای بازسازی کشورشان، از فعاليت های ديگر اين سازمان است.

"زنان در پی صلح"، همچنين در انجام پژوهشهای گسترده در زمينه فعاليت های زنان در جهت پيش گيری از وقوع درگيری، نقش آنان در مذاکرات دوران جنگ و همچنين در روند بازسازی پس از پايان جنگ فعال است.

مشارکت زنان در تصميم گيری

صنم اندرلينی مدير کميسيون برنامه ريزی "زنان در پی صلح" می گويد اين سازمان با احتمال شروع جنگ در هر گوشه ای از دنيا سعی می کند با زنانی که در آن منطقه فعال هستند آشنا شود، به احتياجات آنان، از قبيل آشنائی با سيستم های بين المللی، پاسخ گويد و پلی بين اين زنان و سازمان هائی که برای برقراری صلح و کمک به افراد جامعه در دوران جنگ تلاش می کنند ايجاد کند.

به گفته او "کار صلح جوئی و صلح سازی را زنان انجام می دهند اما همه جا از شرکت در تصميم گيری ها محروم شده اند در حالی که آنها می توانند بيانگر احتياجات گروه های مختلف جامعه باشند و با شرکت در تصميم گيری ها، به برقراری و دوام صلح کمک کنند."

صنم اندرلينی می گويد از فعاليت های ديگر سازمان "زنان در پی صلح" تحقيق در باره نوع فعاليت های زنان در زمينه برقراری صلح است. او می گويد "ما در اين چند سال اخير گزارش هائی از ممالک مختلف تهيه کرده ايم که بتوانيم در باره کاری که زن ها واقعا دارند می کنند حرف بزنيم و مردم را آگاه کنيم."

خانم اندرلينی می گويد بعد از پايان جنگ در سيرالئون، واقع در آفريقای غربی، پنجاه درصد سربازان دولت بچه بودند و وقتی اين بچه ها، دختر و پسر، به خانه بر می گردند، اين زن ها هستند که اين ها را در خانه قبول می کنند، غذا می دهند، به مدرسه می فرستند، بچه های اين بچه ها را - که بدون تقصير در اين مدت بچه دار شده اند- در خانه نگه می دارند و تلاش می کنند که آنها را به جامعه برگردانند و برايشان آسايش بيشتری ايجاد کنند.

او اضافه می کند: "حرف ما اين است که وقتی سيستم های بين المللی، اعم از بانک جهانی يا سازمان ملل وارد قضيه می شوند، معمولاً دو تا سه سال کار می کنند و پول می ريزند. اما پولی که خرج می کنند و برنامه هائی که می ريزند، به مردمی که واقعا احتياج دارند نمی رسد. نه فقط مردمی که لازم دارند بلکه مردمی که دارند کار اساسی را می کنند هم به اين پول يا اين سياست دسترسی ندارند."

تجربه افغانستان

خانم اندرلينی در باره تجربه يک زن افغان از همکارانش که به دنبال شروع حملات آمريکا به افغانستان برای همکاری با سازمان ملل به کشورش برگشته می گويد چون اين خانم افغان بود و سيستم افغانستان و جامعه اين کشور را می شناخت و با سيستم بين المللی هم آشنا بود توانست به نحوی کمک کند که برای زنان اين کشور قابل قبول باشد.

او می گويد که در حدود شصت در صد جمعيت افغانستان زن هستند و در خانواده بسياری از اين زنان ديگر مردی نمانده و آنها مسئول زندگی مسن تر ها و بچه ها هستند. اما در اين جامعه، زنان نمی توانند با مردان خارجی يا مردان غريبه تماس داشته باشند. به همين دليل، يکی از مشکلات اين است که وقتی سازمان ملل، بانک جهانی و يا دولت آمريکا نماينده می فرستند، اگر تنها مرد بفرستند، اين آقايان هيچگاه نمی توانند با زن ها تماس واقعی داشته باشند و نظريات و خواست های زنان جامعه افغانستان را بشنوند.

به گفته خانم اندرلينی در نتيجه دو نکته مهم بايد رعايت شود: "يکی اين که زن های خارجی در بين اين هيئت ها وجود داشته باشند تا با زنان محلی مستقيما تماس برقرار کنند. ديگر اين که اين سازمان ها هنگام برنامه ريزی و تعيين بودجه به هر صورتی که هست با زنان آن جامعه تماس داشته باشند."

تجربه عراق

خانم اندرلينی که پيش و پس از جنگ عراق با زنان اين کشور در تماس بوده، در باره مشکلات کار با آنان می گويد: "پيش از جنگ، زنانی که با ما در تماس بودند می خواستند که آمريکا صدام حسين را برکنار کند اما تصوری از ميزان خرابی که به بار آمد، لزوم بازسازی گسترده و يا تجربه ای در اين زمينه نداشتند. ما سعی کرديم اين زنان را با گروه های مختلفی که در عراق کار می کردند آشنا کنيم تا از ابتدا، مسائل زنان در برنامه ريزی ها گنجانده شود."

او در باره تاثير نبود امنيت در عراق بر زندگی زنان اين کشور می گويد: "با نا امن بودن خيابان ها، زن ها و دخترهای کمتری می توانند به مدرسه بروند اما از طرف ديگر می بينيم که زن ها تلاش زيادی می کنند و از راه های مختلف با هم در تماس هستند و برنامه ريزی می کنند. وقتی قوانينی وضع می شد که ضد زن بود، زنان عراقی با نمايندگان آمريکا و نمايندگان دولت موقت اين کشور تماس بر قرار کردند و توانستند تغييراتی به وجود بياورند.

"زنان در پی صلح" همچنين با بسياری از زنانی که برای بهبود شرايط زنان در جامعه ايران تلاش می کنند همکاری می کند.

 

رييس دانشگاه شيراز نسبت به افزايش دختران در دانشگاه‌ها هشدار داد        

جمعه 27 آذر ۱۳۸۳ - 17 دسامبر ۲۰۰۴‏

رييس دانشگاه شيراز گفت: كمبود بودجه، كمبود امكانات رفاهي، كمبود فضاي آموزشي و افزايش وروديهاي دختر مهمترين مشكلات دانشگاه شيراز است.

دكتر مجيد ارشاد در گفت‌وگو با خبرنگار صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، منطقه فارس، خاطر نشان كرد: دانشگاهي كه در مقاطع فوق ليسانس و دكترا فعال است نيازمند آزمايشگاه مجهز و نشريات روز دنيا و لوازم آزمايشگاهي كافي است، اما با اين اعتبارات محدود چنين چيزهايي غيرممكن است.

وي نسبت به افزايش ورودي دختران به دانشگاه‌ها هشدار داد و گفت: از سه سال پيش تاكنون بيش از 60 درصد ورودي دختران داريم كه اين دانشجويان نيازمند امكانات رفاهي خاص خود مثل خوابگاه و فضاي وزرشي، رفاهي هستند.

وي تصريح كرد: دانشجويي كه از امكانات رفاهي كافي برخوردار نباشد نمي‌تواند براي تاثيرگذاري خود را آماده كند.

دكتر ارشاد به مسوولان نظام براي پذيرايي از فارغ‌التحصيلان دختر آماده باش داد و گفت: نظام بايد خود را براي آينده آماده سازد كه دچار مشكل نشويم و راهكارهاي مختلف براي ورود دختران فارغ‌التحصيل به جامعه را بررسي كند.

دكتر ارشاد در بخش ديگري از سخنان خود به مشكلات دانشجويان در فعاليتهاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي اشاره كرد و گفت: فعاليتهاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي دانشجويان همچنان با مشكلاتي روبروست كه نيازمند حمايت‌هاي بيشتري است.

 

ابتلاي60 درصد زنان ايراني به كم‌خوني

جمعه 27 آذر ۱۳۸۳ - 17 دسامبر ۲۰۰۴‏

رييس انجمن تغذيه ايران گفت: تقريبا 20 درصد افراد كشور به علت ناتواني مالي قادر به تامين حداقل نيازهاي تغذيه‌ا‌ي خود نيستند.

دكتر سيد ضياالدين مظهري در گفت‌وگو با خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران، با تاكيد بر اين كه فقر غذايي در كشور بايد از ابعاد مختلف مورد كنكاش قرار گيرد، تصريح كرد: فقر غذايي را نه از بعد «كميت» بلكه از بعد «كيفيت» بايد مورد توجه قرار داد زيرا بسياري از افراد در عين سير بودن و يا بيش از نياز به غذا خوردن دچار فقر غذايي ناشي از عدم تامين ريزمغذيها هستند كه متاسفانه به صورت گسترده نه تنها گروههاي فقير جامعه را در برگرفته بلكه عده بي‌شماري از افراد مرفه هم از اين كمبود رنج مي‌برند.

وي مسئله فقر غذايي در رابطه با ريزمغذيها را مهم ارزيابي كرد و افزود: اين مسئله مي‌تواند نسلي را تهديد و قدرت، مقاومت، ‌تفكر و انديشه را از انسان بگيرد و بر اطلاعات ژنتيكي تاثير بگذارد.

دكتر مظهري توضيح داد: متاسفانه آنچه كه افراد جامعه از فقر غذايي برداشت مي‌كنند اين است كه فردي به علت شدت گرسنگي دچار ناتواني جسمي و حركتي مي‌شود.

وي با بيان اين كه تعداد محدودي از افراد بشري دچار فقر غذايي ناشي از گرسنگي حاد در اثر حوادث طبيعي يا جنگ مي‌شوند، ادامه داد: ‌هر چند كه اين مسأله براي جامعه بشري دردناك است، از بين رفتن قدرت بدني و لاغري مفرط مهمترين عارضه اين نوع فقر غذايي است كه از طريق كمكهاي داخلي و خارجي قابل حل است، ولي گرسنگي سلولي يا پنهاني جامعه بشري را در بر گرفته است؛ اثرات زيانبار كه از بعد اقتصادي يا اجتماعي، فرهنگي و آموزشي بوجود آورده كه قابل مقايسه با گرسنگي حاد نيست.

اين متخصص تغذيه با اشاره به اين كه 40 درصد افراد جامعه به پرخوري و بد خوري مبتلا هستند، افزود: در اين گروه از افراد جامعه نيز شاهد گرسنگي سلولي هستيم.

وي با بيان اين كه هدف ما براي سلامت تغذيه در جامعه اين است كه مواد مغذي را از سبد به سفره و از سفره به تك‌تك افراد خانوار برسانيم، خاطرنشان كرد:‌ براي دستيابي به سيري سلولي به فاكتورهاي متعددي نيازست؛ توان حال افراد در جهت تامين نيازهاي سبد غذايي، قيمت كالاها، دسترسي فيزيكي براي تهيه مواد توصيه شده فرهنگ صحيح تغذيه مهمترين عوامل دستيابي به سيري سلولي در جامعه است.

وي با بيان اين كه با فرهنگ‌سازي بايد آگاهي جامعه را ارتقاء دهيم، به ايسنا گفت: هر فردي با هر درآمد اقتصادي با فرهنگ‌سازي و آموزش مي‌تواند از ارزش و تنوع دادن به تغذيه آگاهي يابد و با انتخاب اصلح خود آن مقادير بودجه‌ كه جهت تامين نياز تغذيه خانواده در نظر گرفته است، خانواده خود را از كمبودهاي احتمالي محفوظ نگه دارد.

دكتر مظهري مهمترين مشكل تغذيه كشور را فقر اطلاعاتي دانست و افزود: متاسفانه تقليد كوركورانه در استفاده از غذاها در كشور شيوع پيدا كرده كه با دادن اطلاعات و آموزش مي‌توانيم منجر به تغيير رفتار شويم.

وي با بيان اين كه تهاجم فرهنگي غرب در جوامع شرقي تحول بزرگي را در مصرف مواد غذايي ايجاد كرده است، افزود: در گذشته خانواده‌ها در غذاهاي خود تلفيقي از غلات، حبوبات، منابع پروتيئن حيواني و گياهي، ماست، دوغ و سبزيجات تازه استفاده مي‌كردند ولي متاسفانه امروزه با گرايش افراد به كنسروها و غذاهاي آماده (fast food) روبرو هستيم.

وي اعتقاد دارد: اگرچه مسئله اقتصادي براي دستيابي به يك سبد غذايي مناسب لازم است ولي كافي نيست زيرا بايد به موازات ايمني مواد غذايي امنيت آن براي جامعه تضمين و تثبيت و توجه مسؤولان به كنترل دائمي مواد عرضه شده به علت عدم امكان توانايي تشخيص ايمني مواد غذايي توسط مصرف‌كنندگان ضروريست.

اين متخصص تغذيه ادامه داد: از بين رفتن تنوع تغذيه‌اي و از طرفي گسترش شهرنشيني و مكانيزه شدن كارها سبب افزايش بيماريهاي مختلف شده است به طوري كه نسل جوان را درگير مشكلاتي كرده كه آثار زيانبار آن به صورت عدم توانمندي، تمركز چاقي مفرط، خرابي دندانها و بيماريهاي قلبي ـ عروقي كه در سنين پايين اتفاق مي‌افتد را شاهد هستيم.

رييس انجمن تغذيه ايران با بيان اين كه در راستاي رفع كمبود ريزمغذيها و مواد مغذي لازم در جهت ارتقاء‌ كيفيت تغذيه با گروههاي مختلف سني روبرو هستيم، اظهار كرد: ولي با توجه به اين كه كودكان در حال رشد و نمو هستند و دوران غير قابل برگشت را طي مي‌كنند، نيازمنديهاي بيشتري به مواد مغذي متنوع و متعادل دارند.

دكتر مظهري با اشاره به اين كه گسترده‌ترين سوءتغذيه در گروههاي سني 6 ماه تا زير 5 سال تهديد مي‌كند، افزود: از آنجايي كه اكثر كودكان تا 6 ماهگي از شير مادر استفاده مي‌كنند با كمبود و مشكلي روبرو نيستند، ولي به محض استفاده از غذاهاي تكميلي به علت فقر مادي، عدم آگاهي و رعايت بهداشت موجبات سوء تغذيه و كاهش روند رشد براي كودكان فراهم مي‌شود.

وي با بيان كه اين كودكان نه تنها با كاهش قد و وزن بلكه با كاهش توان مغزي نيز مواجه مي‌شوند، تصريح كرد: با گذر فرصت گرانبهاي تولد تا 5 سالگي نوبت به دوران بلوغ كه آخرين جهش رشد قد فرد است، مي‌رسد. متاسفانه در اين دوران جوانان به خصوص دختران با سوء تغذيه گسترده‌اي روبرو هستند كه با پيروي از رژيم‌هاي نادرست و كم خوردن مانع جهش رشد لازم خود مي‌شوند.

وي با بيان اين كه عوارض سوء تغذيه نه تنها به يك نسل معطوف نمي‌شود، اظهار كرد: با توجه به اين كه نسل امروز آينده‌سازان نسل فردا هستند، هر نوع كمبودي مي‌تواند نسل آينده را نيز دچار مخاطره ‌كند بنابراين توجه خانواده‌ها به تغذيه و برطرف كردن نيازهاي روحي آنها ضروريست.

دكتر مظهري كم خوني حاصل از فقر آهن را گسترده‌ترين كمبود ريزمغذي در كشور دانست و به ايسنا گفت: اين كمبود در زنان بيش از مردان پديدار‌شده است.

وي ادامه داد: متاسفانه از زماني كه جوش شيرين در پروسه توليد نان وارد شد گستردگي فقر آهن در حال گسترش است و حتي در بعضي استانها تا 60 درصد زنان دچار كم خوني فقر آهن شده‌اند.

وي كمبود كلسيم را يكي ديگر از كمبود ريزمغذيها در كشور عنوان و تصريح كرد: علت اصلي اين كمبود عدم استفاده نسل جوان و ميانسال از شير، لبنيات و همچنين عدم تحرك و عدم استفاده از تابش مستقيم نور خورشيد از هواي تميز به پوست است كه به دنبال آن فرد در سنين پايين دچار پوكي استخوان مي‌شود كه با دردهاي زانو، كمر تجلي مي‌يابد.

رييس انجمن تغذيه ايران، كمبود روي، ويتامين‌ها به خصوص ويتامين B، E ،C را از ديگر كمبود ريزمغذيها در كشور اعلام كرد و افزود: كمبود روي بر رشد و نمو و ذائقه، انتقال پيام‌هاي ژنتيكي و در كاهش روند رشد كودكان تاثيرگذارست.

اين متخصص تغذيه گفت: خوشبختانه با غني‌سازي نمك طعام تا حد زيادي مشكلات كمبود يد در كشور حل شده است.

وي تصريح كرد: اگرچه نمك طعام عنصر بسيار حياتي و لازم براي بدن است ولي استفاده زياد از حد اين ماده حياتي مي‌تواند به صورت سم در بدن تاثير گذارد كه بارزترين آن ابتلا به فشارخون است.

دكتر مظهري آبزيان را بهترين منبع تامين يد در كنار آن ساير مواد معدني، پروتئين و حتي اسيدهاي چرب امگا 3 دانست و افزود: مصرف ماهي‌ها علاوه بر تامين يد بدن در جلوگيري از آلزايمر و توانمندي براي يادگيري و همچنين در جلوگيري و تكرار حمله‌هاي قلبي بسيار اثرگذارست.

وي با اشاره به كاهش مصرف سرانه ماهي در كشور گفت: متاسفانه مصرف سرانه ماهي در كشور 5 كيلوگرم است اين در حاليست كه در دنيا 23 كيلوگرم در كشورهاي پيشرفته تا 35 كيلوگرم است.

دكتر مظهري مهمترين علت پايين بودن سرانه مصرف ماهي در كشور را بالا بودن قيمت آن نسبت به توان اقتصادي جامعه و همچنين نداشتن فرهنگ استفاده از آبزيان در كشور دانست.

اين متخصص تغذيه اقدامات بنيادين در سياست‌گذاريهاي توليد، فرآوري‌ صنايع غذايي و همچنين تجديد نظر در يارانه‌هاي غير هدفمند را مهمترين اقدام در جهت برطرف كردن نيازهاي تغذيه‌اي جامعه به خصوص در تامين ريزمغذيها و ساير مواد حياتي دانست و افزود: اختصاص بودجه به مواد مغذي مانند شير، لبنيات و آبزيان كه در جهت تصريح روند رشد، نمو و تثبيت سلامت مؤثرست، مي‌تواند تا حدي ريشه مشكلات تغذيه از بين ببرد.

وي با بيان اين كه نبايد با ارزان بودن نان موجب بالا رفتن ضايعات آن شويم، به ايسنا گفت: بايد به جاي پخت نانهاي لواش، تافتون كه بالاترين رقم ضايعات و كمترين مواد مغذي را براي بدن دارند به طرف توليد نانهاي حجيمي كه ضايعات ناچيزي دارند، برويم.

وي با تاكيد بر اقدامات جدي و بنيادين در بكار بردن تهيه جوش‌شيرين در تهيه نان گفت:‌ نان قسمت اعظم تامين انرژي و پروتئين جامعه را برعهده دارد و به عنوان قوت غالب اكثر خانواده‌ها تلقي مي‌گردد؛ بنابراين هر نوع افت كيفيت آن به منزله به خطر انداختن سلامتي مصرف‌كنندگان است.

دكتر مظهري با بيان اين كه هيچ ماده غذايي به اندازه نان نمي‌تواند حاوي مواد مغذي با كمترين قيمت باشد افزود: نان بهترين منبع انرژي، پروتئين، مواد معدني و ويتامين‌ها كه با ارزان‌ترين قيمت در اختيار افراد قرار مي‌گيرد؛ به عنوان مثال در هر 100 گرم نان 240 تا 250 كيلوگرم انرژي و حدود 4 تا 8 درصد پروتئين بدن را تامين مي‌كند.

رييس انجمن تغذيه ايران با بيان اين كه اگر در خمير نان از خمير ترش و مخمرها استفاده شود نه تنها با فعال شدن فيتاز، اسيد فيتيك موجود در خمير تجزيه و از تركيب فيتاتهاي كلسيم، منيزيم، آهن و روي جلوگيري مي‌كند به علت فعاليت‌هاي تخميري تركيبات مفيد در خمير ايجاد و در ماندگاري رنگ و طعم تاثيرگذارست.

وي افزود: دولت‌هايي كه در حال حاضر حرف اول در اقتصاد را مي‌زنند اولين سرمايه‌گذاري خود در را در راستاي بهبود كيفيت تغذيه افراد جامعه برنامه‌ريزي مي‌كنند.

دكتر مظهري اظهار كرد: اگر خواهان نسلي پويا، متفكر و انديشمند هستيم بايد با بهترين، ساده‌ترين و ارزان‌ترين برنامه‌ها براي تامين تغذيه مناسب، متعادل و متنوع سرمايه‌گذاري كنيم.

رييس انجمن تغذيه ايران با بيان اين كه براي به وجود آمدن تغييرات بنيادين، نيازمند توجه به دو اصل هستيم خاطرنشان كرد: تجديد نظر در سيستم آموزشي، اطلاع‌رساني، بازنگري در امر تهيه، توليد و فرآوري، هدفمند كردن يارانه‌هاي تغذيه‌اي، سرمايه‌گذاري براي محصولات كشاورزي از توليد تا فرآوري مي‌تواند در حفظ سلامت و بهبود تغذيه بسيار مؤثر باشد.