زنان:شنبه 21 آذر ۱۳۸۳ - 11 دسامبر ۲۰۰۴‏

 

 

 

کارشناس ارشد جنسيت و اشتغال ILO : نگران نابرابري جنسيتي در اشتغال ايران هستيم

جمعه 20 آذر ۱۳۸۳ - 10 دسامبر ۲۰۰۴‏

مهمترين معضل و مشكل در كشورهاي آسيايي و ايران ، تبعيض جنسيتي در اشتغال است.

به گزارش خبرنگار گروه كارگري ايلنا , خانم " ماري كاوار" كارشناس ارشد جنسيت و اشتغال دفتر ژنو ILO ، با اعلام مطلب بالا گفت: در سازمان بين‌‏المللي كار سياست‌‏هاي اشتغال‌‏زا را دنبال كرده و به صورت تخصصي در زمينه اشتغال جوانان و مباحث تبعيض جنسي تلاش مي‌‏كنم.

وي افزود: تبعيض‌‏هاي جنسيتي در زمينه اشتغال به خصوص در بين جوانان ، از دغدغه‌‏هاي ILO است ، به همين جهت به ايران سفر كرديم و در اين رابطه با نمايندگان كارفرما, كارگر و دولت به گفت و گو و بحث مي‌‏پردازيم.

كاوار گفت: براي اولين بار است كه به ايران سفر مي‌‏كنم. بنابراين اطمينان ندارم كه شناخت ايرانيان از ILO چقدر بوده و تا چه حد در استيفاي حقوق كارگران ، سازمان بين‌‏المللي كار را موثر مي‌‏دانند.

وي كه در جمع نمايندگان كارگري تشكيلات مركزي خانه كارگر سخن مي‌‏گفت, افزود: هدف از سفر به ايران ، تدوين طرحي است تا به اشتغال در اين كشور كمك كرده و موانع موجود در خصوص بيكاري را مرتفع كند.

كاوار در پايان از نمايندگان كارگري حاضر در جلسه خانه كارگر خواست تا راهكارهاي لازم را در خصوص مسائل و مشكلات اشتغال و تبعيض در ايران ارائه دهند كه پس از آن سئوالاتي را نيز مطرح نمود ، كه از سوي حاضرين پاسخ داده شد.

 

تنها چهار منطقه تهران فضاي ورزشي خاص بانوان دارند

جمعه 20 آذر ۱۳۸۳ - 10 دسامبر ۲۰۰۴‏

رييس كميسيون فرهنگي و اجتماعي شوراي شهر تهران, گفت: به بحث احداث فضاهاي تفريحي و ورزشي ويژه بانوان كم‌‏توجهي شده و تنها 4 منطقه از ابرشهر تهران، فضاي ورزشي خاص بانوان دارند.

به گزارش خبرنگار ايلنا, رسول خادم, رييس كميسيون فرهنگي و اجتماعي شوراي اسلامي شهر تهران, در يكصد و سيزدهمين جلسه علني شوراي اسلامي شهر تهران, گفت: فضاي اختصاص يافته به ورزش بانوان، نسبت به تراكم جمعيتي درست توزيع نشده است و براساس بررسي‌‏هاي صورت گرفته، مناطق 12 و 22 به ترتيب داراي بدترين و بهترين سرانه فضاي ورزشي با توجه به تراكم جمعيتي هستند.

رييس كميسيون فرهنگي و اجتماعي شوراي شهر تهران, گفت: ميانگين جهاني سرانه فضاي ورزشي براي هر فردي, چهار متر مربع است و اين در حالي است كه سرانه فضاي ورزشي در ابرشهر تهران 4/0 متر مربع است.

در اين جلسه, پس از نحث‌‏هاي صورت گرفته، يك فوريت طرح چگونگي مشاركت شهرداري تهران براي كمك به توسعه و ساماندهي فضاهاي ورزشي در شهر تهران به تصويب رسيد.

در ادامه اين جلسه، طرح‌‏هاي كالبدي روستاهاي سعيد‌‏آباد, خادم‌‏آباد, گلشهر, ماه‌‏شهر, چهاردانگه, حسين‌‏آباد مفرح, شاتره, صالح‌‏آباد و رسالت, مرتضي‌‏گرد و خلاريز با 13 راي موافق به تصويب رسيد.

براساس اين مصوبه, انواع مالكيت‌‏ها و نحوه اقدام شهرداري منطقه, ضوابط تعيين و تثبيت عرض گذرها, تفكيك در املاك و اراضي با كاربري مسكوني, تسهيلات تجميع املاك و اراضي, هر گونه واگذاري‌ مازاد تراكم مسكوني, ضوابط تامين خدمات تجاري محلي و تامين پاركينگ و تثبيت محدوده بافت و ايجاد كمربند سبز، ساماندهي مي شود.

در اين جلسه همچنين از دو كارگر شهرداري تهران به دليل باز گرداندن مبلغ 100 ميليون تومان به صاحب آن، با ارائه لوح تقدير قدرداني شد و نيز مقرر شد تا بخشي از بهاي مسكن دو كارگر مذكور پرداخته شود.

رسول خادم, دو سفر حج عمره براي اين دو كارگر از طرف شورا اهداء كرد و مقرر شد تا زمينه استخدام رسمي اين دو نفر در شهرداري تهران فراهم شود.

در اين جلسه همچنين مقرر شد؛ تا خياباني حد فاصل بلوار آزادگان و بزرگراه كردستان به نام خيابان "ايران شناسي" نامگذاري شود.

 

نسبت به كل كشور آمار زنان مبتلا به ايدز در شهرري بيشتر است

جمعه 20 آذر ۱۳۸۳ - 10 دسامبر ۲۰۰۴‏

مدير شبكه بهداشت و درمان شهرري، اعلام كرد: بر اساس نمودارها از سال 65 تا كنون، بيماري ايدز در كشور رشدي 400 برابر داشته است.

به گزارش خبرنگار ايلنا، دكتر سعيد تاملي، مدير شبكه بهداشت و درمان شهرري، در همايش تقدير از رابطين بهداشتي، گفت: ايران هنوز نتوانسته بسياري از مبتلايان به ايدز را شناسايي كند و بر اساس تخمين‌‏ها و برآوردها اعلام مي‌‏كنيم كه حدود 40 هزار بيمار ايدزي در كشور داريم.

وي افزود: بر اساس آمارها در كشور ايران، 9 درصد از افراد از طريق روابط جنسي به بيماري ايدز مبتلا شده‌‏اند، اما اين عدد واقعي نيست و ايران نيز درگير گسترش بيماري ايدز از طريق تماس‌‏هاي جنسي شده است.

به گفته تاملي، اگر تا ديروز آمار مبتلايان به ايدز از طريق اعتياد تزريقي بالا بود، امروز آمار ايدزي‌‏ها از راه آميزش‌‏هاي جنسي رشدي تصاعدي يافته است.

وي خاطر نشان كرد: براساس آمارها، در كشور 6 هزار و 424 نفر به ويروس HIV و 237 نفر به بيماري ايدز مبتلا هستند و درمان هر كدام از آن‌‏ها در ماه، هزار دلار برآورده مي‌‏شود.

مدير شبكه بهداشت و درمان شهرري با اشاره به آمار مبتلايان ايدز در شهر ري، گفت: طبق برآوردها 47 مورد بيماري ايدز در شهرري وجود دارد كه 44 نفر آن‌‏ها مرد و 3 نفر از آن‌‏ها زن هستند.

وي افزود: ميزان ابتلاي زنان به ايدز در شهرري نسبت به كل كشور، بيشتر است.

تاملي در خصوص سن افراد مبتلا به ايدز، گفت: 80 درصد افراد مبتلا به ايدز در شهرري در سنين 15 تا 45 سال هستند و تاكنون 7 نفر از آن‌‏ها نيز فوت كرده‌‏اند.

وي تصريح كرد: از سال 77 تا كنون، روند بيماري ايدز در كشور رشد تصاعدي داشته و ميزان ابتلاي افراد از طريق روابط جنسي نيز افزايش يافته است.

تاملي در خصوص نحوه انتقال ايدز در شهرري، گفت: 34 نفر از مبتلايان از طريق اعتياد تزريقي، 9 نفر بر اثر آميزش جنسي، 2 نفر از طريق خون و فرآورده‌‏هاي خوني و بقيه نيز به صورت نامعلومي به بيماري ايدز، مبتلا شده‌‏اند.

 

زنان مشروطه خواه

گفت وگو با محمدحسين خسروپناه

كبوتر ارشدى- شرق: شنبه 21 آذر ۱۳۸۳ - 11 دسامبر ۲۰۰۴‏

محمدحسين خسروپناه متولد ۱۳۴۲ در كرمانشاه، تحصيلكرده رشته علوم سياسى است. وى در زمينه تاريخ احزاب سياسى و جنبش زنان در ايران پژوهش مى كند و تا به حال نتيجه تاملات خود را در موارد مذكور در كتاب هايى با عناوين هدف ها و مبارزه زن ايرانى، نقش ارامنه در سوسيال دموكراسى ايران و سازمان افسران حزب توده به چاپ رسانده است.در حال حاضر كارهايى كه در دست انجام دارد عبارتند از: تاريخچه فرقه اجتماعيون و عاميون ايران از كروژك ها تا ساكا كه به سال هاى ۱۳۲۳ تا ۱۳۵۰ مربوط مى شود و همچنين بيژن جزنى و كمونيسم ايران كه هر سه كار مراحل پايانى خود را مى گذرانند. همچنين در حوزه زنان، تاريخچه جمعيت نسوان وطن خواه و نيز زندگينامه صديقه دولت آبادى از ايشان به زودى آماده چاپ مى شود.

 

نقش زنان را در امر توليد و حيات اجتماعى در سال هاى آغازين انقلاب مشروطه چگونه ارزيابى مى كنيد؟

به طور كلى در كشورهاى غرب آسيا يعنى كشورهاى مسلمان، زنان حضور چندانى در حيات اجتماعى نداشته اند. يعنى عمدتاً در فضاى بسته خانه  ها به سر مى بردند. اما اين به اين معنا نيست كه در همين جوامع زنان در امر توليد نقشى نداشته اند. در برخى از بخش هاى توليد زنان نقش عمده داشتند. در روستاها و ايلات و عشاير اين مسئله به خوبى ديده مى شود. اما درون شهرها اين مسئله، يعنى مشاغلى كه زنان را جذب كرده باشد، بسيار اندك و كم شمار بوده است. يكى از بحث هايى كه در همان ماه   هاى اول بعد از مشروطيت و تشكيل مجلس شوراى ملى و آزادى مطبوعات، در روزنامه ها مطرح مى شود حذف خانم هايى است كه تا حدى به مسايل و مبانى حقوق زنان پى برده اند و چنين عنوان مى كنند كه: خوش به حال زنان روستايى ما كه اين امكان را دارند كه بتوانند در زمينه كار و همكارى با مردان در امر توليد نقش داشته باشند.

آنچه مطرح مى شود در واقع نطفه جنبش زنان در ايران است؟

لازم است يادآورى كنم در آن سال ها بايد با قيد احتياط اصطلاح جنبش زنان را به كار برد.

يعنى دقيقاً در چه سال  هايى؟

يعنى در سال هاى ۱۲۹۰ _ ،۱۲۸۵ در واقع ما تا سال هاى ۱۳۲۳ با جنبش زنان به معنى يك امر اجتماعى سازمان يافته روبه رو نبوده ايم. عده  اى فعال حقوق زنان بوده اند و هدف  هايى را دنبال كرده اند و براى زنان جامعه ما در پى به دست آوردن يكسرى حق و حقوق و آزادى هايى بوده اند. اما اين مسئله با جامعه پيوند پيدا نمى كند و به يك جنبش اجتماعى به مفهومى كه جامعه يا دست كم بخشى از جامعه درگير آن شود، نيست. اينها همان حركت هاى آغازينى بوده است كه تعدادى فعال حقوق زنان تلاش كرده اند در همان طبقه يا قشر خودشان يكسرى روشنگرى هايى انجام دهند. براى نمونه، عمده تشكل هايى كه ما بعد از مشروطه شاهد آن هستيم، در پى تاسيس مدارس، بهبود وضع خانه و خانواده، ازدواج و اين قبيل موضوعات بوده اند و اين كه طرحى نو براى مناسبات زن و مرد ارائه دهند. اين عمده محور فعاليت اين تشكل ها در آن سال ها است: گسترش سوادآموزى، آگاهى به زنان، حق تحصيل براى زنان،...

در كنگره اول و دوم نسوان شرق هم عمده مسايلى كه مطرح مى شود، مى توان گفت كه حول همين محور است. اما نكته اى كه اين جا جالب به نظر مى رسد اين است: در آن سال ها در ايران يكى از طرفداران زنان، شخصى به نام بروجردى، نامه اى خطاب به جمعيت نسوان وطن خواه مى نويسد و از آن مى خواهد كه بايد از قشرى كه با آن ارتباط داريد، فراتر برويد و با زنان لايه ها و اقشار مختلف جامعه به طور گسترده پيوند برقرار كنيد و مسايل زنان كل جامعه را دنبال كنيد تا اين نيروى عظيم را بتوانيد به حركت واداريد. نه اين كه تنها فعاليت خود را منوط به زنان رجال و اشراف جامعه كنيد! و از آنان مى خواهد كه هدف هاى خود را براساس خواست و نيازهاى زنان در كل جامعه تعيين كنند.

به نظر شما پيدايى جنبش زنان در آن سال ها در تاثير از فعاليت احزاب سياسى بوده است؟

تا آن جا كه من مطالعه كرده ام، در كشورهاى شرقى، به ويژه در خاورميانه و همچنين در شمال آفريقا، اين امر عمدتاً در تاثير آشنايى با مدنيت جديد غربى است.

يعنى اروپا به طور مشخص؟

بله، يعنى اروپا. ببينيد وقتى كه انقلاب مشروطه رخ مى دهد و زنان پيرو مسائل و خواست هاى اجتماعى شان شروع به فعاليت مى كنند، يكسرى تشكل ها در همان دوره مجلس اول ايجاد مى شود كه نمونه بارز آن اتحاديه غيبى نسوان است، بايد توجه داشت كه در همان دوره اول مجلس شوراى ملى در ايران، تعداد و شمار زنانى كه فعال هستند در حيطه مسائل حقوقى، بسيار كم است. ما با خيل عظيمى روبه رو نبوده ايم. شمار اندكى از آنها هدف هاى سياسى و تساوى طلبى زن و مرد را دنبال مى كردند و شمار بيشترى در پى تغيير روابط و مناسبات فرهنگى در جامعه بودند و همچنين ايجاد مدارس دخترانه، كه اين به معنى به چالش كشيدن فرهنگ مردسالار در جامعه بوده است.

اين فعالان زن بيشتر از تحصيلكرده هاى اروپا بوده اند؟

نه، از دهه ۱۲۹۰ به بعد است كه برخى زنان براى تحصيل به اروپا رفته اند كه تعدادشان هم بسيار اندك است. آن كسانى كه در تهران بوده اند و تحصيل مى كنند، مانند خانم كحال كه دكتر چشم پزشك بودند، بيشتر در مدارس آمريكايى تهران است كه تحصيل كرده اند. اما آثارى از طريق ترجمه به دست اين زنان و مردان در ايران مى رسد، يعنى افراد تجددطلب ايرانى در واقع از درون همين خانواده ها پرورش مى يابند. ابتداى امر مى بينيم كه پيشروان فعالان حقوق زن در ايران، مردان هستند و زنان فعال در اين زمينه هم دقيقاً از درون خانواده هايى بيرون مى آيند كه مردان آن در زمينه مسائل سياسى يا فرهنگى جامعه فعاليت مى كرده اند.

آزادى هاى سياسى و اجتماعى كه در دوره مجلس اول در ايران شاهدش هستيم، اين امكان را فراهم مى كند كه از طريق مطبوعات عام، يعنى مطبوعاتى كه اختصاص به زنان ندارد _ مانند حبل المتين تهران، صوراصرافيل، تمدن _ مسائل حقوقى زنان مطرح شود. همان طور كه پيش از اين هم روزنامه هاى اپوزيسيون _ خارج از كشور مانند اختر، ثريا، حبل المتين كلكته _ مقاله ها و مطالبى پيرامون حقوق زنان به چاپ مى رساندند. همچنين اخبار فعاليت هاى سياسى و اجتماعى و فرهنگى زنان در كشورهاى اروپايى و آمريكا از طريق همين نشريات به طبع مى رسيد. نمونه هايى موجود است دال بر اين كه اين مطالب خوانده مى شده و زنان براى اين نشريات نامه مى نوشتند و نظر خود را اعلام مى داشتند. گرچه مى توان شك كرد كه آيا آنان به واقع زن بوده اند؟ يا به نام زنان اين موارد مطرح مى شده است. اما به هر حال تاثير اين مطالب در خانواده هاى ايران غيرقابل انكار است.

طبق پژوهش هايى كه شما در اين راستا انجام داده ايد، آيا جنبش تساوى طلبى زنان را، جنبش مستقلى مى دانيد؟

مستقل يعنى چه؟

زمينه پيدايى اين جنبش را مستقل از احزاب سياسى مى دانيد؟

ببينيد، در يك سرى مقاطع احزاب سياسى به طور مشخص فعاليتى براى سازماندهى زنان نمى كنند. به طور عمده، مثلاً سوسيال دموكرات هاى ما حقوق برابر و مسئله تساوى طلبى را عنوان مى كنند. اما تلاشى براى سازماندهى مشخص زنان به خرج نمى دهند. از تشكيل حزب كمونيست ايران، يعنى از خرداد ماه ۱۲۹۹ به بعد بنابر سنت هايى كه در اين قبيل احزاب وجود دارد و انديشه اى كه ماركس در زمينه تساوى حقوق انسانى مطرح مى كند، بر جنبش زنان تاكيد خاص مى شود. البته پيش از اين هم، در فرقه اجتماعيون و عاميون، برخى اسناد كه از اين حزب منتشر شده _ يعنى در دوره فعاليت اين حزب در سال هاى (۱۲۸۷- ۱۲۸۵) با اين مسئله روبه رو نيستيم. اما در همان اسناد كه به زبان روسى ترجمه شده، حق راى براى زن و مرد مطرح شده در صورتى كه در متن هاى فارسى اين اسناد چنين چيزى عنوان نشده است، ولى در كل بعيد مى دانم _براساس پژوهشى كه در فقه اجتماعيون و عاميون انجام داده ام _ اين حزب در زمينه تساوى طلبى زن و مرد فعاليتى انجام داده باشد. البته برابرى زن و مرد در تحصيل و حقوق اجتماعى طرح مى شود. ولى پى گيرى صورت نمى گيرد. هنگامى كه نمايندگان تبريز در مجلس شوراى ملى مى خواهند به تهران بيايند، به علت وضعيت نابسامان جاده  هاى بين شهرى و ضعف راه هاى ارتباطى، ناگزير مى شوند از تبريز به تفليس حركت كنند و از تفليس به انزلى و از انزلى به رشت و از رشت به تهران برسند. در تفليس اين نمايندگان با گروهى از فرقه اجتماعيون و عاميون ديدار مى كنند و طرح و برنامه  اى به اينان داده مى شود از طرف فرقه، كه در آن مسئله تساوى طلبى زن و مرد، به صورت ابتدايى _ در زمينه سوادآموزى و برخى مصاديقى از اين دست _ عنوان مى شود. به واقع از دوره حزب _كمونيست است كه اين بحث مطرح مى شود، از سال ۱۲۹۹ به بعد يعنى جولاى ۱۹۲۰ ميلادى. در كنگره حزب كمونيست كه در انزلى تشكيل مى شود، برنامه اى كه تصويب مى شود شامل تساوى طلبى حقوق زن و مرد هم بوده است. كه از آن به بعد در جهت سازماندهى زنان فعاليت مى شود. در واقع فعالان زن در رشت، اگر دقت كنيد، مى بينيد كه خواهران يا همسران اعضاى حزب كمونيست ايران بوده اند. مثلاً، خواهر روستا، همسر حسابى و سايرين. اما به علت اين كه اين حزب، يك حزب مخفى بوده است، نمى تواند يك سازمان زنان به شكل جدى پديد آورد. تعدادى از اعضاى زن حزب كمونيست در طول فعاليت  كوتاه خود دستگير و زندانى مى  شوند _ سال ۱۳۱۰ _ اما تشكيل يك سازمان فراگير زنان در ايران با تشكيل سازمان زنان حزب توده و از آن مهمتر، سازمان جوانان اين حزب است كه پديد مى آيد، اين حزب دختران و پسران جوان را دعوت به فعاليت مى كند و خواستار حق راى براى زنان و تساوى حقوق آنان مى شود. نيروهايى كه عضو اين حزب مى شوند و در تظاهرات شركت مى كنند، سازماندهى مى شوند و فعاليت مى كنند، اينها همه تمرينى است براى ايجاد سازماندهى و انتقال انديشه و حركت اجتماعى در بين زنان جامعه ما، در شوراى متحده هم كه مربوط به كارگران بود نه فقط كارگران مرد، كه كارگر زن هم در آن زمان داشتيم كه برخى از آنان عضو حزب توده مى شوند، برخى هم فقط براى كارهاى صنفى در اتحاديه باقى مى  مانند. اين يك سوى ماجرا است، سوى ديگر به دهه ۲۰ تا ۳۲ مى رسد. يعنى ۱۲ سال؛ در اين سال ها ديگر تنها حزب توده نيست كه سازمان زنان دارد. ما مى بينيم كه حزب زنان در اين دوره تشكيل مى شود. اين مسئله را نبايد فراموش كرد. بعد كه خليل ملكى و يارانش از حزب انشعاب مى كنند و تشكل خود را با بقايى و سپس به طور مستقل، نيروى سوم را به وجود مى آورند، سازمان زنان هم تشكيل مى دهند و مجله خود را به نام زنان پيشرو منتشر مى كنند. حزب توده هم كه مجله هاى بيدارى ما و جهان زنان را منتشر مى كرده است.در حالى كه پيش از شهريور ،۲۰ طولانى ترين عمر يك سازمان زنان مربوط به جمعيت نسوان وطن خواه بوده است كه تقريباً ۱۰ سال به طول مى كشد كه البته فقط در يك لايه و قشر خاصى فعاليت داشته است.

در سال ۱۳۱۱ اين سازمان چيزى نزديك به ۲۰۰ نفر نيرو داشته كه اسامى آنها موجود است.

فعاليت جمعيت نسوان وطن خواه بيشتر پيرو جريان منورالفكرى و تجددطلبى آن سال ها بوده است.

بله، انديشه اى كه از اروپا به عنوان مدرنيته وارد ايران شد و شناختى كه به جامعه ايران از زندگى زنان اروپا منتقل شده _ از طريق ترجمه، مسافرانى كه آمد و شد داشتند و خانم هايى كه همراه هيات هاى سفرا به ايران مى آمدند،..._ در فعاليت اين زنان تاثير داشته است. چون اغلب هم از دل زنان اشراف و رجال است كه اين جمعيت شكل مى گيرد. اما فراگير نمى شود تاكيد مى كنم، بعد از شهريور ۲۰ است كه جنبش زنان گسترش پيدا مى كند. اما آنچه كه مطرح است، بعد از شهريور ۲۰ تشكل زنان حول يك برنامه سياسى شكل مى گيرد و بخش ويژه مربوط به زنان محدود است كه با اين حال تاثير مثبتى در جهت تجربه سازمان دهى و فعاليت زنان به حساب مى آيد.

بله، اما دور دوم كه نشريه زنان حزب توده در سال ۱۳۳۰ با عنوان جهان زنان منتشر مى شود، وقتى كه شماره هاى پى درپى اين نشريه را مطالعه كنيد متوجه مى شويد كه با وجود تاثير مثبت فرهنگى، به وضوح در رفتار سياسى متاثر از حزب توده بوده است. نشريه جهان زنان در واقع يك ارگان سياسى است. به ويژه در راستاى مواضعى كه پيرامون مسائل سياسى روز اتخاذ مى كند اين مسئله كاملاً آشكار است.

شما بايد توجه كنيد كه اين سازمان، سازمان زنان حزب توده است، يعنى بخشى از يك حزب است، بيدارى ما هم نشريه اى است متعلق به يك حزب سياسى. در واقع اين تشكل ها برنامه حزب توده را دنبال مى كنند. اين تشكل زنان، در حوزه مسائل زنان با همان برنامه سياسى حزبى فعاليت مى كرده است.

ما در همان سال ها، حزبى داريم به نام حزب زنان كه فاطمه سياح و ديگران آن را اداره مى كنند. اينها يك جريان مستقل هستند. درست است كه با تشكيلات زنان حزب توده متحد مى شوند و جبهه تشكيل مى دهند، اما داراى تشخص خودشان هستند.

انجمن غيبى نسوان چه سرنوشتى پيدا مى كند؟

خب اين انجمن عملاً منحل مى شود، چون در مجلس اول به بن بست مى رسد. در مجلس اول، حق راى به زنان داده نمى شود. در مجلس دوم هم همين طور.

كمى بعد از انقلاب كبير فرانسه _ سال ۱۸۳۸ _ يعنى كمى پيش از تدوين مانيفست حزب كمونيست، واژه فمينيسم وارد زبان فرانسه مى شود و اين گونه معنى مى شود: آئينى كه طرفدار گسترش حقوق و نقش زن در جامعه است. جنبش زنان در اروپا و به ويژه در فرانسه به جايى مى رسد كه واژه فمينيسم كاربرد معنايى خاص خودش را در جامعه پيدا مى كند و وارد فرهنگ نامه مى شود. اگر يك بررسى تطبيقى بسيار مختصر انجام بدهيد، آن سال ها را در ايران چگونه مى بينيد؟

در واقع ۱۸۳۸ ما دوره سلطنت احمدشاه بوده است. در اينجا زنان ما در همان محدوده شرع و سنت، يكسرى وظايف محدود و مشخص داشتند چنانكه مردان هم. آنچه كه در آن مقطع در اروپا ديده مى شود، حاصل روند تمدن خودشان بوده، حاصل روند تمدن ما به گونه ديگرى است.

براى اولين بار ورود واژه فمينيسم به زبان فارسى در سال ۱۲۹۹ در روزنامه تجدد است. تقى رفعت و دكتر امين با اسامى فمينا و فمينيست مقاله هايى را منتشر مى كنند. در روزنامه هاى آن دوره _ از مجلس اول به بعد _ كه گرايش به سوسيال دموكراسى يا دموكراسى داشته اند، ستون هايى پيرو مسائل حقوق زنان به چشم مى خورد. مثلاً روزنامه ايران نو، مقاله هايى درباره زنان و به قلم زنان درج مى كرده است. براى نمونه مى توانيم از زنى به نام عصمت تهرانى با اسم مستعار طائره ياد كنيم كه مقاله هايى در زمينه  حق و حقوق زنان، حق طلاق، مسئله ازدواج و از اين قبيل موارد مى نوشته است. در روزنامه هاى مختلف اين مسائل ديده مى شده، روزنامه تجدد هم چنين ستونى را داشته است كه در آن تقى رفعت و دكتر امين هم، به طرح مسائل فرهنگى و حقوقى زنان مى پرداختند. آنان براى اولين بار در سال ۱۲۹۹ اصطلاح فمينيسم را به كار مى برند و آن را توضيح مى دهند و به دو دسته جعلى و واقعى تقسيم مى كنند. بعد از آن از اين اصطلاح به ندرت استفاده مى شود اما همچنان باقى مى ماند كه بعدها در مجله نامه فرنگستان اين اصطلاح به عنوان نسوان نوازى به كار مى رود.

 

يك هفته با حوادث زنان

زنان ایران؛ مرجان لقایی

17/آذر/83

اول هفته و سارا خرگوش

شنبه 7 آذر روز پرتنشي براي زنان نبود. در اينروز فقط سارا خرگوش بود كه اجازه نداد حوادث ايران يك روز بدون زن سپري كند. اين دختر 20 ساله به سرقت 4 اتومبيل ديگر اعتراف كرد. هفته گذشته گفتيم كه اين دختر پس از ايجاد رابطه دوستي با مردان از آنها تقاضاي آب ميوه مي كرد و بعد وقتي مرد راننده از ماشين پياده مي شد آن را سرقت مي كرد. سارا 6 پرايد و 2 پژو 405 سرقت كرده است.

تازه داماد ها براي همسرانشان ماشين دزديند

يكشنبه 8 آذر 2 تازه داماد براي راضي كردن همسرانشان اقدام به سرقت كردند. اين 2 بعد از اينكه پژو 206 دزديدند، ادعا كردند چون همسرانشان اصرار داشتند مراسم عروسي با ماشن خودشان برگزار شود دست به اين كار زدند.

خودكشي دختر 20 ساله اي كه مورد تعرض قرار گرفته بود

دوشنبه 9 آذر بود كه خبر خودكشي دختر 20 ساله در روزنامه ها منتشر شد. هرچند هيچ روزنامه اي ننوشت كه فاطمه مورد تعرض قرار گرفته بود و به همين خاطر و اقدام به خودكشي با قرص اعصاب كرد. خانواده اين دختر كه با در يافت آباد تهران زندگي مي كنند، از اين موضوع اظهار بي اطلاعي كردند.

اما مينا ساعت 5/9 شب بود كه موفق با زيركي از دست خواستگار سمج فرار كند. پسري كه ادعا مي كند مينا را دوست دارد وقتي از طرف او جواب رد شنيد دختر را دزديد. از شانس بد آقاي خواستگار او در ترافيك گير كرد و مينا موقف به فرار شد.

جنايتكاران زن 6 ماه گذشته

سه شنبه 10 آذر باز هم دختري 15 ساله به خاطر اذيت و آزار هاي پدرش دست به خودكشي زد. اين دختر شب قبل از حادثه وقتي كه از سوي پدرش مورد ضرب و جرح قرار گرفت عصباني شد و براي پايان دادن به زندگي اش خود را از بالاي پشت بام مدرسه به پايين پرت كرد. اين دختر هميشه توسط پدرش كتك مي خورد.

اما در اين روز خبر اخاذي خانم پرستار قلابي هم توجه خبرنگاران را به خود جلب كرد. زن جواني كه با همدستي 2 مرد اقدام به سرقت از خانه هاي مردان ثروتمند مي كرد، دستگير شد. منيژه از طريق آگهي روزنامه آمادگي خود را نسبت به نگهداري بچه ها اعلام مي كرد و با همدستي 2 مرد خانه را مورد سرقت قرار مي داد. منيژه تا كنون به 4 فقره سرقت اعتراف كرده است.

روزهاي سه شنبه و چهارشنبه جنايتكارترين زن 66 ماه گذشته در دادگاه كيفري محاكمه شد. اعظم زن 24 ساله كرجي در دادگاه كيفري محاكمه و محكوم شد. اين زن ارديبهشت امسال جاري با همدستي مسلم فاميل و خواستگار قبلي اش و روح الله دوست مسلم نقشه قتل شوهرش را با قرص خواب آور و تزريق هرويين كشيد. اين زن به 2 قاتل گفته بود كه حاضر است در قبال به قتل رسانيدن شوهرش 20 ميليون تومان پول دهد. اعظم در دادگاه گفت: شوهرم متوجه سردي من نسبت به خودش نمي شد. من او را دوست نداشته اما پدر فرزندم بود و به همين خاطر از اينكار پشيمانم. شوهرم من را اذيت نمي كرد اما نمي دانم چرا او را به قتل رساندم. من پشيمانم و مقصر مرگ شوهرم.

اعظم سه شنبه محاكمه شد و چهارشنبه به اتهام معاوتن در قتل شوهرش و رابطه نامشروع با مسلم به 15 سال حبس و 99 ضربه شلاق محكوم شد.

اما محاكمه پسري كه به دختران تعرض مي كرد و بعد از فيلم برداري از اين تعرض از آنها اخاذي مي كرد هم يكي از خبرهاي مهم اين روز بود. 4 دختر جوان شاكي اين پرونده بودند.

7 فرزندو 12 نوه هوا خواه مادربزرگ

پنج شنبه 12 آذر 5 پس و 2 دختر زني به همراه 12 نوه او به هواخواهي اين زن عليه پدربزرگ ( شوهر اين زن) شكايت كردند. پدر بزرگ 67 ساله به خاطر ارثيه 5/3 ميليون توماني اين زن بارها زن 58 ساله را مورد ضرب و جرح قرار داد. آخرين بار پنج شنبه پيرمرد با هاون چندين ضربه بر سر همسرش كوبيد و او را بيهوش كرد. اين زن نيمه جان به بيمارستان رسانيده شد. به خاطر خشونت هايي كه اين مرد عليه همسرش داشت، هفت فرزند و 12 نوه او از دستش شكايت كردند.

جمعه 13 آذر روز آرامي براي زنان بود.