زنان:پنجشنبه 12 آذر ۱۳۸۳ - 2 دسامبر ۲۰۰۴‏

 

 

«حاضرم بميرم ، اما گرفتار سرنوشت خواهرانم نشوم»

چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۳ - ۱ دسامبر ۲۰۰۴‏

به گزارش خبرنگار «حوادث» خبرگزاري دانشجويان ايران او كه 15 سال بيشتر ندارد و بر اثر كتكهاي والدينش، دچار سردردهاي شديد شده، حاضر نيست حتي با ضربات شلنگ، چوب، عصاي آهني پدر و تيپاي مادر، تن به اين ازدواج دهد. او مي‌خواهد در همان فضاي تنگ و تاريك اتاق 14 متري كه خوابگاه هر 9 خواهر و برادر اوست، به زندگي طاقت‌فرسايش ادامه دهد.

«سميه» مثل ساير دختركاني كه از غم نان، به ازدواج با بيگانه اجبار مي‌شوند، شام برخي شبهايش نان خشك و آب است، اما سفره فقيرانه را به سرنوشت دو خواهرش كه حالا پس از ازدواجش با پسران جوان افغاني، سه سال از آنها بي‌خبرند، ترجيح مي‌دهد.

زندگي در حاشيه پايتخت پرهياهو، فقر و ناداري، دختر بودن، سرنوشت ازدواج اجباري و ...، يك سال بيشتر براي او حق تحصيل قائل نشده و پس از 15 سال زندگي سخت تنها خاطرات كلاس اول ابتدايي را به ياد دارد.

«سميه» با اين همه، وطنش را دوست دارد و از ادواج با بيگانه و زندگي در غربت متنفر است. او مي‌گويد: «در خانه را به رويم قفل مي‌كنند و من در تمام مدت به ديوارهاي خانه نگاه مي‌كنم ، رخت مي‌شويم و كار مي‌كنم، كتك مي‌خورم و زير بار زور نمي‌روم ، حاضر بميرم، ولي به سرنوشت خواهرانم گرفتار نشوم ...»

پدر و مادر «سميه» معتقدند: دختر حق ندارد «دلخواه» خود را انتخاب كند. «سميه» هم براي همين باور، از خدا «مرگ» مي‌خواهد و با جسم نحيفي كه در سرما، زير چادر پنهانش كرده است، از روزگار، بسختي گله مي‌كند.

پدر «سميه» كه دوره‌گرد است، يك روز به خاطر خودداري دخترش از رفتن براي خريد سيگار، آن قدر با عصاي آهني او را كتك زد كه هنوز آثار كوفتگي را بر تن خويش احساس مي‌كند.

 

حدود 50 هزار زن«خودسرپرست» در نوبت قرارگيري تحت پوشش بهزيستي هستند.

چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۳ - ۱ دسامبر ۲۰۰۴‏

محمدرضا خباز در گفت‌وگو با خبرنگار«زنان» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اشاره به آمار زنان سرپرست خانوار در استان‌هاي مختلف كشور اظهار داشت: استان خراسان با 11 هزار زن «سرپرست خانوار» در بين ساير استانها رتبه اول و استان آذربايجان شرقي با 10 هزار زن سرپرست خانوار رتبه دوم را در كشور دارد و بيش از 4 هزار زن سرپرست خانوار در استان تهران ساكن هستند.

وي در ادامه اظهارداشت: در حال حاضر 145 هزار زن «خودسرپرست» و «بدسرپرست» در كشور تحت پوشش مستقيم سازمان بهزيستي قرار دارند و 110 هزار زن «خودسرپرست» در كشور نيز به طور غيرمستقيم و غيرنقدي از سازمان بهزيستي كمك دريافت مي‌كنند.

وي با اشاره به اعتبارات سازمان بهزيستي در سال83 اظهار داشت: اعتبارات سازمان بهزيستي در سال جاري 2 هزار ميليارد ريال است كه بخش اعظم آن صرف پرداخت مستمري افراد تحت پوشش سازمان بهزيستي و از جمله معلولان مي‌شود.

معاون مشاركت‌هاي مردمي و حقوقي سازمان بهزيستي با بيان اينكه 4 درصد جمعيت ايران معلول هستند، به ايسنا گفت: هم‌اكنون2 ميليون و 400 هزار معلول در كشور وجود دارد كه از اين تعداد تنها 500 هزار نفر تحت پوشش سازمان بهزيستي هستند و اين سازمان به دليل كمبود اعتبارات قادر به تحت پوشش قراردادن همه معلولان كشور نيست.

به گفته وي سازمان بهزيستي امسال 900 واحد مسكوني در سراسر كشور براي معلولان احداث مي‌كند و تاكنون نيز 80 هزار معلول تقاضاي مسكن خود را به اين سازمان ارائه كرده‌اند.

خباز در ادامه با اشاره به وجود 70 هزار بيمار رواني مزمن در كشور به ايسنا گفت: حدود يك سوم اين بيماران رواني در مراكز تحت پوشش بهزيستي و بقيه آنها در مراكز وابسته به بخش خصوصي و با دريافت يارانه از بهزيستي نگهداري مي‌شوند.

معاون مشاركتهاي مردمي و امور حقوقي سازمان بهزيستي در پايان خاطرنشان كرد: هم‌اكنون يكهزار و 200 مركز خيريه در كشور وجود دارد كه با دريافت يارانه از سازمان بهزيستي اين سازمان را در دستيابي به اهداف خود، ياري مي‌كنند.

 

زنان آماج اصلى بيداد ايدز 

مهيندخت مصباح- رادیو آلمان: چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۳ - ۱ دسامبر ۲۰۰۴‏

افروختن نه هزارشمع قرمز به شكل آرم مبارزه با ايدز به مناسبت روز جهانى ايدز در شهر بازل سوييس 

سازمان يونيدز، ارگان امدادى سازمان ملل براى بيماران ايدزى، نگران ابتلاى هر چه بيشتر زنان و دختران بخاطر ازدواج هاى اجبارى و همخوابگى با مردان آلوده است. غالب زنان كشورهاى سنتى و عقب نگاهداشته شده بخاطر ناآگاهى و عدم آموزش كافى و نيز خشونت هاى خانگى به شدت در معرض ابتلا به ويروس اچ آى وى هستند. خطر مبتلا شدن يك زن از طريق همخوابى با يك مرد آلوده، دو برابر امكان آلوده شدن مرد به ويروس از طريق زن مبتلا به ايدز است.

از آغاز دهه هشتاد طبق برآورد سازمان يونيدز– ارگان امدادى سازمان ملل براى بيماران ايدزى – بيش از ۲۰ ميليون نفر به دليل ابتلا به اين بيمارى مرده اند و حدود پنج ميليون نفر هم ظرف سالهاى اخير به آن مبتلا شده اند. اين ركوردى است تاسف برانگيز كه عليرغم همه تلاش ها براى مهار بيمارى، از اطلاع رسانى  گرفته تا تهيه داروهاى موثر و تحقيقات براى پيشگيرى از آن، باز ايدز اينهمه قربانى ميگيرد. به گفته مدير يونيدز اعلام ۴۰ ميليون نفر مبتلا به ايدز بدان معناست كه دستاورهاى مبارزه با بيمارى ناچيز بوده اند.

در بسيارى كشورها به ويژه در صحارى جنوب آفريقا طرح معاينات مجانى ارائه شده . در عين حال هرچند داروهاى موجود براى مقابله با ايدز ميتوانند عمر كسانى را كه ويروس اچ آى وى مثبت دارند، ۲۰ سال بيشتر كنند، اما تاثير آنها زمانى واقعى خواهد بود كه تغذيه مناسب، آب آشاميدنى سالم و بالاخره شرايط بهداشتى كافى نيز براى ساكنان اين مناطق فراهم باشد كه نيست.

علاوه بر اين سازمان يونيدز از ابتلاى هر چه بيشتر زنان و دخترانى كه از طريق زناشويى مبتلا به ايدز ميشوند، نگران است. ناآگاهى، ازدواج اجبارى، خشونت ورزى و عدم آموزش كافى دلايل تعيين كننده اى در اين زمينه اند .

خانم استانكى از سازمان يونيدز ميگويد بيعدالتى و تبعيض هاى موجود در مورد زنان باعث ابتلاى بيشتر آنها به ايدز است. هنوز در تمام دنيا  امكانات آموزشى، سطح زندگى و درآمد زنان از مردان به مراتب كمتر است. امكان مالكيت، امكان  گزينش ، حق انتخاب اينكه با كه بخوابند، براى اكثر زنان وجود ندارد و آنها غالبا جزو فقير ترين افراد جامعه هستند. نيمى از زنان دنيا زير خط فقر زندگى ميكنند و تنها دو دلاردر روز درآمد دارند. بايد براى مقاله با ايدز استراتژى جديدى براى غلبه بر مشكلات موجود زنان پيدا شود.

بايد گفت امكان ابتلا يك زن از طريق همخوابگى با مردى كه مبتلا به ويروس ايدز است، دو برابر خطرى است كه مردى از طريق يك زن مبتلا به ايدز آلوده شود. از طريق همين فرمول است كه ميتوان پى برد براى چه تعداد زنان ايدزى اينقدر رو به افزايش است. موضوع عدم استقلال زنان  در انتخاب هايشان بسيار تعيين كننده است.

در گزارش اخير يونيدز روشن ميشود كه زنان جوان كشورهاى كامرون، لسوتو، سنگال، مالى و ويتنام در سنين ۱۵ تا ۲۴ ميدانند چگونه ميتوان خود را از خطرايدز محفوظ نگاهداشت. بر عكس در مولداوى،  اوكراين و ازبكستان  ۸۰  درصد زنان جوان هيچ چيز در مورد ” سكس بى خطر” نشنيده اند. در ايالت اوتارپرادش هند ۸۳ درصد زنان جوان گفته اند قبل از ازدواج كوچكترين تصورى از اين نداشته اند كه چطور ميشود از حاملگى  جلوگيري كرد و در قبال سوال هاى مربوط به پيشگيرى از باردارى و ايدز هم سكوت كرده اند.

خانم هايده مارى ويچورك سويل وزير كمكهاى عمرانى آلمان ميگويد بايد اول از همه به زنان آموزش  و آگاهى داد. وى مى افزايد كه بايست خشونت درقبال زنان را مهار كرد و به آنها ياد داد كه هنگام اعمال خشونت چگونه از خويش دفاع كنند. بايد دختران مثل پسران حق رفتن به مدرسه را داشته باشند . بيسوادى بزرگترين علت ناآگاهى زنان دنياست.

فقر بزرگترين عامل در زود شوهر دادن دختران خانواده هاى تنگدست و به مدرسه نفرستادن آنهاست. گاه اين دختران به عشرتكده ها فروخته ميشوند زيرا خودفروشى يكى از تنها راههايى است كه ميتوانند بر فقر غلبه كرده و زنده بمانند.

در جنگ ها هم خشونت و تجاوز عليه زنان ادامه دارد و در برخى كشورها هم باورى وجود دارد كه همخوابگى با يك باكره موجب مصونيت پيدا كردن در قبال ويروس ايدز ميشود و بهمين دليل دختربچه ها و حتى كودكان شش تا نه ماهه نيز از تجاوزها در امان نميمانند.  تجاوزهايى كه گاه منجر به مرگ آنها ميشود.  

 

ناهيد كشاورز/ مهاجرت زنان ايرانى با فرزندانشان به آلمان و مشكلهاى اين طيف از مهاجران

رادیو آلمان:چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۳ - ۱ دسامبر ۲۰۰۴‏

از زمان انقلاب بهمن ۱۳۵۷ تا كنون موج مهاجرت ايرانيان به كشورهاى اروپايى فروننشسته است. در حاليكه در آغاز اين موج فعالان سياسى را با خود حمل مى‌كرد، چند سالى است كه ايرانيان بيش از هر چيز زير فشارهاى اجتماعى اقدام به مهاجرت مى‌كنند. در ميان كسانى كه به آلمان مهاجرت كرده‌اند طبق مشاهدات كارشناسى چون خانم ناهيد كشاورز، مشاور امور پناهندگان در كلن آلمان، در چند سال اخير بر تعداد زنان مهاجرى افزوده شده است، كه بى‌همسر و با فرزندانشان به اين كشور آمده‌اند.

مصاحبه گر: کيواندخت قهاری

دويچه وله: خانم ناهيد کشاورز، شما در مقاله ای که در روزنامه ی اينترنتی »ايران امروز« منتشر کرده ايد ما را متوجه ی طيفی از مهاجران ايرانی و مشکل های خاصشان در آلمان می کنيد. طيف مادران مهاجری که بدون همسر با فرزند يا فرزندانشان به آلمان می آيند. آيا کميت و مشکلات اين گروه در ميان پناهندگان ايرانی خيلی چشمگير است که بعنوان يک پديده قابل درک است؟

ناهيد کشاورز: اجازه بدهيد اين سوال شما را من به اين صورت جواب بدهم که اين موضوع به اين لحاظ مورد توجه است که اولا ما اين پديده را در ميان مهاجرين کشورهای ديگر، فرضا ترکها گروه عظیمی از مهاجرين را در آلمان تشکيل می دهند، نداشته ايم. اگر خانواده يا پدر و مادرها با هم مهاجرت کرده اند، مواردی بوده است که بچه ها را نزد خانواده هايشان در ترکيه گذاشته اند. در ميان مهاجرينی که از کشورهای عربی آمده اند اين پديده بسيار کم بوده است. در ميان مهاجرينی که در سالهای ۸۰ و در واقع پناهندگان سياسی که به آلمان آمده اند نيز همين موضوع کم ديده شده است، مگر در مواردی که مردها يا در فرار بوده اند يا در زندان و زنها با بچه ها به تنهايی آمده اند. ولی اين موضوعی که من بواسطه ی کارم دنبال کرده ام در طی ۵ ـ ۴ سال اخير اتفاق افتاده است. به اين معنا زنانی که با بچه هايشان به آلمان آمده اند کمتر مشکل سياسی داشته اند و بيشتر تحت تاثير فشارهای سياسی و اجتماعی بوده اند که ايران را ترک کرده اند، و مشکلات خانوادگی بطور ويژه در اين مهاجرتها نقش عمده ای را ايفا کرده است.

دويچه وله: آيا آماری در اين مورد در دست دارید يا گفته های تان بر مبنای مشاهداتتان است؟

ناهيد کشاورز: متاسفانه آماری نيست. به اين دليل نمی تواند آماری در دست باشد، برای اينکه کسانی که به من مراجعه می کنند يا به دفتر مشاوره ی حقوقی، اجتماعی جاهای ديگر مراجعه می کنند معمولا صددرصد ساکن همان شهری نيستند که به آن محل مراجعه می کنند. يعنی اينکه بهرحال اينها از نظر حقوقی و قانونی بايد در جايی ثبت شده باشند، ولی الزاما در همان جايی که ثبت شده اند زندگی نمی کنند. بخاطر مشکلاتی که وجود دارد. و در کمپ های مختلف پناهندگی در سراسر آلمان بسيار پراکنده هستند. اين خانم ها به من يا همکاران ديگرم که فارسی زبان هستند، به خاطر مشکلات زبانی که دارند مراجعه می کنند. در نتيجه ما نمی توانيم آماری دقيقی از اينها داشته باشيم و ثبتی که در دفتر پناهنده ها يا در اداره ی مهاجرت در آلمان می شود، بر مبنای وضعيت خانوادگی اينها نيست که ما بتوانيم آماری بگيريم، بلکه به لحاظ وضعيت حقوقی و نوع اقامتشان ثبت می شوند.

دويچه وله:‌ خانم کشاورز، در زمان جنگ فرستادن کودکان و نوجوانان به آلمان پديده ای بود و علت را می شد جنگ دانست. برای پديده ای که شما توجه ما را به آن جلب می کنيد چه نقطه ی عطفی می توان در نظر گرفت؟

ناهيد کشاورز: بهرحال حتما فشارهای سياسی و اجتماعی در ايران موثر هستند. امکان برقراری رابطه ی بيشتر بین ايران و آلمان در سالهای اخير زياده بوده، هم از طريق کسانی که از آلمان به ايران رفته اند و هم از ارتباطاتی که از طريق رسانه های گروهی برقرار می شود و يا اطلاعاتی که از طريق ماهواره به ايران منتقل می شود که هميشه نيز اطلاعات درستی در مورد وضعيت زندگی انسانها در آلمان نيست، ولی به نوعی ارتباط بين داخل و خارج از کشور بيشتر شده است و شايد اين رفت و آمدها و اين ارتباطات به نوعی جذابيت زندگی در خارج از کشور را، که همانطور که گفته ام الزاما واقعيت ندارد، برای داخل کشور و بخصوص برای زنان بيشتر کرده است. و فشارهای خانوادگی که بايد توجه داشته باشيد معمولا زنانی که به اين دليل و با اين شکل به خارج از کشور آمده اند، بين مرزهای سنی ۳۰ تا ۴۰ سال بوده اند. يعنی اين زنان در زمان جنگ در شرايطی نبوده اند که بخواهند ايران را ترک کنند و از نظر سنی به پختگی و به خطی رسيده اند که بتوانند به تنهايی برای زندگی شان بطور نسبی تصميم بگيرند.

دويچه وله‌: شما بعنوان مشاور امور پناهندگان از نزديک ناظر مشکلهای اين گروه از مهاجران بوده ايد و هستيد. عمده ترين مشکل اين مهاجران چه می دانيد؟

ناهيد کشاورز: عمده ترين مشکلی که اين بانوان در وهله ی اول با آن روبرو می شوند، مسئله ی حقوقی و اجتماعی در اينجاست، و بلاتکليفی وضعيت اقامتی شان. يعنی، همانطور که اطلاع دارید، وضعيت اقامتی و گرفتن پناهندگی در آلمان بسيار مشکل شده است. بنابراين اولين سدی که اينها با آن روبرو می شوند همين مسئله است. بعد مسئله ی وضعيت زندگی و امکانات زندگی در اينجاست که عمدتا در کمپ های پناهندگی هستند که شرايط دلچسبی برای زندگی نيست. در وهله ی دوم مشکلاتی اين بانوان با آن روبرو می شوند، مسئله ی درگيری و مشکلاتی ست که بچه ها برای آنها ايجاد می کنند. به اين معنا که بهرحال بچه ها در اين محيط جديد دچار مشکلاتی می شوند که از آنجايی که مادر بعنوان تنها کسی که برای اين بچه ها هست، تمام مشکلاتشان را متوجه ی مادر می کنند. مسئله ی جديدتری که در قدمی جلوتر با آن روبرو می شوند، مسئله ی روحی ست. يعنی فشارهايی که بواسطه ی زندگی در اينجا با آن روبرو می شوند و همينطور مشکلاتی که از گذشته با خود بهمراه آورده اند، تمام اينها دست به دست همديگر می دهند و وضعيت را برای آنها گاهی از نظر روحی غيرقابل تحمل می کنند. و آنها در جايی قرار می گيرند که امکان بازگشت به ایران را ندارند و به اين دليل که اولا اين مسئله را نمی خواهند و دوما چنانچه بازگردند برايشان نوعی سرخوردگی ست و تلاشی که کرده اند قدمی را که برداشته اند می خواهند تا نهايت به آخر برسانند. آنچه را از گذشته با خود آورده اند، مشکلات زندگی زناشويی و درگيريهای خانوادگی بوده که در ايران با آن رو در رو بوده اند و امکان اينکه در ايران با اين مشکلات در رو بشوند و خودشان در حل آنها نقش داشته باشند را پيدا نکرده اند. در نتيجه مشکلی که در مرحله ی بعد با آن روبرو می شوند فشارهای روحی ست که با آنها دست به گريبان هستند.

دويچه وله:‌ شما برای انتگراسيون برای جذب اين گروه از مهاجران در جامعه ی آلمان معمولا چه کمکها و توصيه هايی می کنيد؟

ناهيد کشاورز: واقعيت اين است که دست ما برای کمک رسانی به اين گروه آنقدر باز نيست، به دليل اينکه ما امکان تصميم گيری حقوقی نداریم، ما امکانی نداريم تا بتوانيم اقامت آنها را تسريع کنيم. کاری که ما می توانيم انجام دهيم اين است که سعی کنيم از نظر روحی از آنها پشتيبانی کنيم. يعنی اگر در جايی می تواند روان ـ درمانی کمکی برای آنها باشد، اين امکان را در اختيارشان می گذاريم. با توجه به اينکه خودشان نيز آمادگی و پذيرش آن را داشته باشند. و اين پذيرش از طرف آنها نيز باشد که در واقع در اينجا نيز ما دچار مشکل می شويم، به دليل اينکه معمولا دلايلی که آنها برای پناهندگی شان ارائه می دهند، دلايل واقعی نيست. يعنی متاسفانه به اين صورت است که در آلمان برای قبول پناهندگی اينکه شما به عنوان يک زن تحت فشار باشيد، در قانون فعلی مورد قبول نيست. حتما بايد دلايلی سياسی ارائه بدهيد. چون اين روان ـ درمانی به نوعی گره می خورد با مسئله و موضوع پناهندگی آنها، که واقعيت ندارد، کار پيشبرد درمانی آنها را دچار اشکال می کند. اما با اين حال ما سعی می کنيم در گرفتن وکيل به آنها کمک کنيم، در ترجمه ی نامه های اداری شان، در نامه نگاری های اداری شان و آنجايی که مربوط به بچه ها می شود و وضعيت درسی آنها و ارتباط با مدرسه هايشان با آنها همکاری می کنيم.

 

كتاب" راهنماي زبان هاي ايراني" با سرپرستي" روديگر اشميت "مهمترين و جديدترين منبع در عرصه زبان هاي ايران است.

چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۳ - ۱ دسامبر ۲۰۰۴‏

به گزارش خبرنگارادبي خبر گزاري ايلنا؛ عسگر بهرامي يكي از مترجمين كتاب" راهنماي زبان هاي ايراني " در صد وچهل وهشتمين نشست خانه كتاب گفت: كتاب راهنماي زبان هاي ايراني توسط 17نفر ازمولفين و شرق شناساني كه يا خود زبان شناس بوده اند و يا ايران شناس بودند تاليف شده است. سرپرست اين گروه را" روديگر اشميت" بر عهد ه داشته است .

وي تصريح كرد: اين گروه بر اي نگارش اين كتاب در حدود 15 سال فعاليت كرده اند،اما با اين همه تلاش پيگير وشبانه روزي گاهي درمتن كتاب به قسمت هاي بر مي خوريم كه متن يكدست وهمسان نيست. بعضي از مواقع مولفان به دستور زبان انقدر پرداخته اند، كه ديگر جنبه هاي زبان هاي ايراني از چشم آن ها دور مانده است .

اين مترجم در ادامه با اشاره به اين نكته كه كتاب" راهنماي زبان هاي ايراني" به عنوان يك منبع مهم بايد در اختيار دانشجويان زبان هاي باستاني قرار بگيرد؛ گفت: اين كتاب نياز بسياري از محققان را كه مي خواهند در مورد زبان هاي ايراني تحقق كننده برطرف مي كند. البته مواردي هست كه از ديد اين گروه محقق و مولف دور مانده است، كه بايد به آنها پرداخت.

وي در ادامه با اشاره به اين نكته كه سرويراستار اين كتاب نقش اساسي را براي همسان كردن زبان ها و ارتباط بين فصل ها را ايفا كرده است گفت: دكتررضايي به اهميت اين كتاب واقف بوده اند و با سپردن هر بخش به مترجم مسلط ان زبان سعي كرده اند كه از مشكلات و عواقب بعدي كه ممكن بود به وجود بيايد جلوگيري كند.

دكتر عسگري بهرامي در ادامه بااشاره به اين نكته كه به دليل كمبوده هايي كه زبان فارسي با تركيب با زبان هاي ديگر در نشانه هاي فونتيكي كار با دشوارهايي روبرو بود گفت :

اما گروه فني انتشارات ققنوس با هوشمندي كه داشتند بعضي از اين علايم را طراحي و تركيب كردند . در اين بخش هم توانستيم اين كمبودها را هم برطرف سازيم.

وي در پايان افزود: اين كتاب از ارزش واهميت والايي برخوردار است و اميدواريم با نقدهايي كه محققان و مترجمان بر روي اين كتاب مي نويسند ما را براي ويراستاري و تصحيح نسخه هاي بعدي ياري كنند.

 

چرا زنان و دختران؟

چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۳ - ۱ دسامبر ۲۰۰۴‏

حدود نيمي از افرادي كه با ويروس HIV زندگي مي‌كنند را زنان و دختران تشكيل مي‌دهند و نسبت آلودگي در ميان زنان در حال افزايش است. در كشورهايي كه به شدت تحت تاثير همه گيري قرار دارند، زنان و دختران ‌١٥ تا ‌٢٤ سال حدود ‌٦٤ درصد آلوده‌شدگان را تشكيل مي‌دهند.

به گزارش سرويس «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران، وزارت بهداشت اعلام كرد: دختران و زنان به نسبت مردان و پسران بيشتر در خطر ابتلا قرار دارند. تحقيقات نشان داده احتمال ابتلاي زنان به HIV حدود ‌٥/٢ برابر بيشتر از مردان است. در كشورهاي جنوب صحراي آفريقا، زنان و دختران جوان دو برابر بيشتر از مردان در معرض ابتلا قرار دارند.

حتي در برخي مناطق،‌ تعداد زنان مبتلا شش برابر مردان است. در مناطقي از آفريقاي شرقي و جنوبي، بيش از يك سوم دختران جوان حامل HIV هستند. اين روند در برخي كشورهاي حوزه كارائيب هم قابل مشاهده است.

ساختار بدني زنان به گونه‌اي است كه خطر انتقال از يك مرد آلوده به يك زن دو و نيم برابر حالت عكس است.

با اينحال زنان براي حفاظت از خود نياز به همكاري مردان دارند. علاوه بر آن در سراسر دنيا مسائل اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي مشابهي وجود دارد كه امكان حفاظت از خود را از زنان سلب مي‌كند. راهكارهاي اصلي براي توانمند كردن زنان در مبارزه با ايدز شامل بهبود روشهاي پيشگيري، آموزش، مبارزه با خشونت، حفظ حقوق اجتماعي و كاستن از بار مراقبت بيماران مي‌شود.

كشورهايي كه بتوانند گسترش HIV در زنان را مهار كنند، گسترش اين بيماري را در كل جامعه مهار كرده‌اند.

در اولين سالهاي اپيدمي،‌ عمده افراد مبتلا به HIV را مردان تشكيل مي‌دادند. در سال ‌١٩٩٧ زنان ‌٤١ درصد آلوده شدگان را به خود اختصاص دادند و در حال حاضر نزديك به ‌٥٠ درصد افراد آلوده زنان هستند.

در روسيه با ‌٨٠٠ هزار مورد HIV مثبت، نسبت زنان آلوده به كل موارد از يك به چهار در سال ‌٢٠٠١ به نسبت يك به سه در سال ‌٢٠٠٢ افزايش يافته است.

بالاترين ميزان آلودگي در آفريقاي جنوب صحرا ديده مي‌شود. نزديك به ‌٦٠ درصد افراد آلوده در اين منطقه زنان هستند همچنين ‌٧٥ درصد موارد آلودگي سنين ‌٢٤-15 سال را دختران تشكيل مي‌دهند.

در كشورهاي جنوب و جنوب شرقي آسيا زنان كمتر از ‌٣٠ درصد موارد آلودگي را بخود اختصاص داده‌اند.

بر اساس آمار منتشر شده افزايش خفيفي نسبت به سال ‌٢٠٠١ مشهود است.

گزارش اخير از يمن نشان داده هفت درصد زناني كه مبادرت به فحشا مي‌كنند HIV مثبت هستند.

براي روشن شدن نقش دقيق فحشا در گسترش HIV در اين منطقه، نياز به مطالعات گسترده در بين اين زنان، مشتريان آنها و در مرحله بعد همسران اين مشتريان وجود دارد.

در آمريكا نيمي از ‌٤٠ هزار مورد آلودگي جديد سالانه، ‌مربوط به زنان آفريقايي، آمريكايي است و علت اصلي مرگ و مير زنان ‌٢٥ تا ‌٣٤ ساله آفريقايي - آمريكايي ابتلا به ايدزست.

بسياري از اين زنان رفتارهاي پر خطر ندارند، ولي آلودگي را از طريق روابط جنسي حفاظت نشده با هسمران خود كه به تزريق مواد مخدر يا همجنس بازي مبادرت مي‌ورزند دريافت نموده‌اند.

دختران كمتر از پسران امكان آن را دارند كه وارد مدرسه شوند. در بعضي از مناطق فقيرنشين كه امكان مالي تحصيل براي همه وجود ندارد والدين ترجيح مي‌دهند از ميان فرزندان خود پسران را انتخاب كنند. تصور بسياري از خانواده‌ها اين است كه دختران فقط بايد ازدواج كنند، تشكيل خانواده بدهند و در خانه به كار بپردازند. در بسياري از جوامع، دختران از نظر موقعيت اجتماعي در شرايط پايين‌تري قرار دارند و بار كارهاي خانه به عهده آنهاست در حالي كه دسترسي به همه منابع، حتي غذا براي آنها كمتر از پسرهاست.

بار نگهداري والدين بيمار و بچه‌هاي كوچكتر خانواده بر دوش آنها گذاشته مي‌شود و همين امر باعث مي‌شود آنها نتوانند وارد مدرسه شوند. اين مساله در مناطقي كه به شدت گرفتار ايدز شده‌اند به نحو بارزي مشهود است. در حاليكه وارد هزاره جديد شده‌ايم ‌١٠٤ ميليون نفر از كودكاني كه بايد وارد مدرسه شوند نتوانسته‌اند تحصيلات خود را شروع كنند، از مجموع اين تعداد ‌٥٧ درصد دختر هستند.

آمار نشان مي‌دهد در كشورهايي كه شيوع HIV/ ايدز بالاست ظرف دهه گذشته ورود دختران به مدرسه كمتر شده است. يكي از دلايل آن نگهداري از والدين بيمار و بچه‌هاي كوچكتر است. تحقيقات نشان داده است در رابطه با چگونگي محافظت از خود در برابر ابتلاي به اين بيماري، آگاهي دختران نسبت به پسران در سنين ‌١٥ تا ‌١٩ سالگي بسيار كمتر است.

رفتن به مدرسه محافظت كننده است و آموزش در مدارس نقش كليدي در دفاع در برابر عفونت HIV و پيامدهاي آن دارد. رفتن به مدرسه و دريافت هرگونه خدمات آموزشي باعث افزايش آگاهي و مهارت‌هاي دختران مي‌شود. هرچه طول مدت تحصيل دختران در مدرسه بيشتر باشد آموزشهاي بيشتري در رابطه با مهارت‌هاي زندگي و همچنين مسائل جنسي كسب كرده، بهتر مي‌توانند اولين تماس جنسي خود را به تاخير بيندازند. جهت اطمينان از حضور دختران در مدارس بايد به مردم آموزش دهيم كه دختران خود را به مدرسه بفرستند و اطمينان داشته باشند مدرسه محيط سالمي است كه مي‌تواند آنها را به نحو مطلوبي حفظ كرده و به آنها ياد بدهد چگونه از خود محافظت كنند.

براي اين منظور بايد تحصيل اريگان باشد. شواهد نشان مي‌دهد حتي در شرايط فقر شديد رايگان كردن تحصيل باعث مي‌شود امكان تحصيل براي قشر وسيع تري از مردم به خصوص دختران فراهم شود. اين مسئله در رابطه با تحصيلات دوره متوسطه به نحو بارزتري مشهود است. ضروري است كه مدرسه محيطي امن و خالي از خشونت و تبعيض باشد. استفاده از محرك‌هايي مثل ايجاد صندوق خيريه و توزيع غذاي رايگان در مدارس مي‌تواند در بعضي از مناطق فقير نشين موفق واقع شده. باعث افزايش تعداد دانش آموزان بخصوص دختران شود.

خشونت عليه زنان و HIV/AIDS :

خشونت عليه زنان يكي از مشكلات جهاني سلامت است و اين مساله باعث افزايش آسيب پذيري زنان مي‌شود. خشونت خانگي يكي از مهمترين دلايل آزار زنان در بيشتر كشورهاي جهان است كه طيف وسيعي از مشكلات سلامت جسمي، رواني و جنسي را بجاي مي‌گذارد. تجاوز و خشونت جنسي بر عليه زنان درجهان اخيرا افزايش يافته است. علاوه بر آن تجارت سكس و ساير اشكال سو استفاده‌هاي تجاري باعث افزايش آسيب پذيري زنان در مقابل HIV شده است. ترس از خشونت باعث مخفي كاري و در نتيجه عدم دسترسي زنان به اطلاعات، تست HIV، پيشگيري، خدمات مشاوره و درمان مي‌شود. اين مسئله عملا با انگ ناشي از HIV در ارتباط است.

بين ‌٢٠ تا ‌٤٨ درصد از دختران ‌١٠ تا ‌٢٥ ساله گزارش كرده‌اند كه اولين تماس جنسي شان به اجبار بوده است. خطر تنها به زنان جواني كه رابطه جنسي خارج از محدوده ازدواج دارند محدود نمي‌گردد.

حتي زنان جواني كه تنها با همسرانشان ارتباط جنسي دارند نيز در معرض خطر قرار دارند. استفاده از كاندوم در ارتباطات زناشويي به عنوان يك راه پيشگيري كمتر مورد توجه قرار مي‌گيرد.

در يك مطالعه در زامبيا، فقط ‌١١ درصد از زنان معتقد بودند كه مي‌توانند از همسرانشان درخواست استفاده از كاندوم بكنند، حتي اگر ثابت شده باشد كه آنان نسبت به همسران خود وفادار نبوده‌ يا HIV مثبت هستند.

طي شش سال جنگهاي داخلي كنگو نزديك به ‌٤٠ هزار زن و دختر مورد سوء استفاده جنسي قرار گرفتند.

اين در حاليست كه هر روز بر تعداد قربانيان ايدز افزوده مي‌شود. تعدادي از اين قربانيان دختران نوجوان هستند كه برخي بيش از بيست بار مورد سوء استفاده جنسي قرار گرفته‌اند.

به گزارش سي.ان.ان طي جنگ در جمهوري دموكراتيك كنگو از سال ‌٢٠٠٣ و آغاز جنگ تا كنون موارد خشونت و سوء استفاده‌هاي جنسي در اين كشور رو به افزايش بوده است.

با وجود اينكه خشونت عليه زنان ادامه دارد بهر حال برنامه‌هاي اميد بخشي براي مقابله وجود دارد.

واكنش و پاسخ فراگير در مقابل خشونت عليه زنان و HIV/ ايدز بايد شامل موارد ذيل باشد:

- هدايت برنامه مبارزه با خشونت در سطح جهاني، ‌ملي و منطقه‌اي براي ارائه عملكردي كه منجر به تغيير خشونت عليه زنان شود.

- انتشار شواهدي كه نشان دهد خشونت عليه زنان چه هزينه‌هاي اقتصادي و سلامتي را به دنبال دارد و ارتباط آن با HIV/ ايدز را مشخص نمايد.

- افزايش فعاليتهايي كه باعث بهبود و پيشرفت آموزشها و قوانين موجود مي‌شود، در سطح ملي و منطقه‌اي،

ناديده گرفتن حق مالكيت زنان و ايدز

در تمام جهان حق مالكيت در اسناد حقوقي و ملي و بين‌المللي گرامي داشته شده است اما علي‌رغم توسعه قوانين در زمينه اموال و ارثيه، حق زنان و دختران به ويژه در كشورهاي در حال توسعه ناديده گرفته مي‌شود.

در كشورهايي كه حق مالكيت زنان بر خانه و زمين رسميت ندارد، آنان با محدوديت‌هاي اقتصادي، فقر، عدم امنيت فردي و بي خانماني مواجه مي‌شوند. فقر همچنين رفتارهاي پر خطر مانند تن فروشي در مقابل غذا، مسكن و پول را در زنان تشديد مي‌كند. در بسياري كشورها ازدواج باعث تامين حقوق زنان مي‌شود ولي اگر تأهل خاتمه يابد اين حقوق هم از بين مي‌رود.

در كشورهايي كه قوانين حمايتي وجود دارد به دلايلي مانند بي سوادي و يا عدم دسترسي به وكلا زنان از حقوق خود بهره مند نمي‌گردند.

در حاليكه حق مالكيت براي زنان به طور عام اهميت دارد اما HIV / ايدز اهميت آن را دو چندان مي‌كند.

- در يك مطالعه در اوگاندا از ‌٢٩ بيوه مبتلا به ايدز ‌٩٠ درصد آنان دچار گرفتاري حقوقي براي حفظ اموالشان شده و ‌٨٨ درصد آنان در مناطق روستايي قادر به تامين نيازهاي خود بوده‌اند.

شواهد بسياري در دست است كه در صورت تقويت حق مالكيت زنان، اثرات نفي اقتصادي ايدز در آنان تخفيف خواهد يافت.

نكات كليدي براي موفقيت در اين امر عبارتند از:

‌١ - ثبت حق مالكيت زنان بر خانه و زمين و يا تضمين مالكيت استيجاري زنان در مناطق با شيوع بالاي HIV و ايدز.

‌٢ - آموزش براي ارتقاء آگاهي عموم جامعه به ويژه سياستگذاران و خيرين.

‌٣ - انجام اصلاحات لازم در قوانين

‌٤ - فراهم كردن امكانات لازم براي طرح دعاوي و دادخواهي و دسترسي بيشتر زنان به ساختار قضايي.

‌٥ - حمايت از حق مالكيت براي كودكاني كه در اثر ايدز بي سرپرست شده‌اند.

زنان و وظيفه مراقبت از بيماران

در سراسر جهان بار مسؤوليت خدمات داخل منزل و مراقبت از افراد خانواده بر دوش زنان است.

مسأله ايدز بر شدت اين بار افزوده است. فقر و كمبود سيستم‌هاي ارايه دهنده خدمات بهداشتي درماني شدت اين بار را به يك مرحله بحراني رسانده و در آينده عواقب مخرب اجتماعي، اقتصادي و بهداشتي آنرا بيشتر مشاهده خواهيم كرد.

ارزش زمان، نيرو و منابع لازم براي اين شغل بدون دستمزد و سهم آن در اقتصاد كل جامعه بر همگان شناخته شده است. طبيعي است كه اشتغال به اين فعاليت از توانايي آنان در شركت كردن در فعاليت‌هاي درآمدزا خواهد كاست. اين امر نه تنها براي خود زنان بلكه براي كل اعضا خاواده مضر خواهد بود.

ايدز باعث زنانه شدن چهره فقر گرديده است. ‌٩٠ درصد خدمات مراقبت از بيمار در داخل خانه ارائه مي‌شود. اغلب زناني كه اين مسؤوليت را بر دوش دارند نه آموزش لازم را ديده‌اند نه به ساده‌ترين وسايل حفاظتي نظير دستكش و غيره دسترسي دارند، در بسياري از موارد حتي از غذا يا هزينه آموزش فرزندان نيز برخوردار نيست. اين فشارها اغلب منجر به بي‌توجهي زنان نسبت به سلامت خود مي‌شود.

زماني كه ايدز افراد در سنين كار خانواده را بيمار مي‌كند يا از بين مي‌برد، زنان مسن مجبور به برگشت به محيط كار مي‌شوند و دختران نوجوان تحصيل خود را قرباني مراقبت از اعضا بيمار خانواده خواهند كرد.

رشد آثار مخرب اپيدمي ايدز نشان مي‌دهد كه خدمات بايد نه تنها فرد بيمار بلكه ساير اعضا خانواده را در بر گيرد. تمركز از مراقبتهاي بهداشتي بايد برداشته شده متوجه تامين بيمه، كمكهاي غذايي، هزينه تحصيل و ايجاد اشتغال براي بازماندگان و اعضا خانواده بيماران شود. بسياري از كشورها در جلب مشاركت مردان در انجام اين فعاليت‌ها موفق بوده‌اند.

بهترين اقداماتي كه مي‌توان براي مقابله با اين مشكلات انجام داد از اين قرار است:

روشن كردن گستردگي تاثيرات اقتصادي، اجتماعي ناشي از اين اشتغال بدون مزد براي خود زنان و جامعه‌اي كه در آن زندگي مي كنند.

تشويق سياستگزاران ملي و بين‌المللي، خانواده‌ها و جوامع براي تقويت و گسترش برنامه‌هاي حفاظت و حمايت از مراقبت كنندگان در سطح خانواده و جامعه.

تلاش براي تغيير فرهنگ موجود براي ايجاد برابري بين زنان و مردان در قبول مسئوليت مراقبت از بيماران.

برنامه‌هاي درماني براي بيماران

مرگ ‌٣٠ ميليون نفر و ابتلا ‌٤٠ ميليون نفر به HIV/AIDS طي دو دهه اخير، WHO و UNAIDS را بر آن داشت تا در روز جهاني ايدز سال ‌٢٠٠٣ ميلادي، جزئيات برنامه اجرايي ‌٣ تا ‌٥ را در خصوص امكان تامين درمان ضد رتروويروس براي سه ميليون نفر تا پايان سال ‌٢٠٠٥ را اعلام نمايند.

در كشورهاي فقير قريب به شش ميليون نفر آلوده به HIV/AIDS نيازمند دريافت درمان ضدرتروويروسي هستند در حالي كه تنها حدود چهارصد هزار نفر تحت پوشش اين درمان قرار گرفته‌اند. به عبارت ديگر كمتر از ‌٨ درصد نيازمندان به اين درمان، دارو دريافت مي‌كنند. زنان نزديك به نيمي از موارد نيازمند درمان را تشكيل مي‌دهند در اكثر مناطق جهان، زنان كمتر از مردان به مراقبت و درمان دسترسي دارند. مردان به دليل اشتغال، امكانات بهتري براي پرداخت هزينه‌هاي درمان و برخورداري از بيمه دارند. از طرف ديگر انگ، تبعيض و خشونت ناشي از HIV در زنان شديدتر بوده، وحشت از آن باعث مي‌شود زنان از دريافت خدمات مشاوره، تشخيص و حتي درمان پرهيز كنند.

در برخي از كشورهاي آفريقايي از هر ‌٥ نفر زني كه به درمانگاه بارداري مراجعه مي‌كنند يك نفر آلوده به HIV است. تنها در سال ‌٢٠٠٣ ميلادي، ‌٧٠٠ هزار مورد آلودگي نوزاد رخ داده كه اين رقم ‌١٤ درصد كل موارد جديد را تشكيل مي‌دهد. در حالي كه براحتي از طريق درمان مادران قابل پيشگيري بوده است.

سازمان جهاني بهداشت تاكيد خاصي روي برنامه‌هاي درمان براي زنان داشته و اعتقاد دارد زنان بايد ‌٥٠ درصد