زنان:سه شنبه 10 آذر ۱۳۸۳  - 30 نوامبر ۲۰۰۴

 

 

 

زنان‌ بازرگان‌ سعودي‌ صاحب‌ راي‌ شدند

اعتماد:سه شنبه 10 آذر ۱۳۸۳  - 30 نوامبر ۲۰۰۴

زنان‌ بازرگان‌ در عربستان‌ سعودي‌ براي‌ اولين‌ بار اين‌ امكان‌ را مي‌يابند تا در انتخابات‌ اتاق‌ بازرگاني‌ها به‌ صورت‌ مستقيم‌ شركت‌ كنند.

به‌ گزارش‌ سينا و به‌ نقل‌ از روزنامه‌ ديلي‌ استار لبنان‌ پيش‌ از اين‌ زنان‌ تنها در معيت‌ مردان‌ مي‌توانستند راي‌ بدهند.شاهزاده‌ هيلا الفرهان‌، رييس‌ بخش‌ زنان‌ اتاق‌ بازرگاني‌ گفت‌ از روز دوشنبه‌2750 زن‌ عضو مي‌توانند خود راسا آرايشان‌ را به‌ صندوق‌ راي‌ بريزند.اگرچه‌ اين‌ مهم‌ خود تحولي‌ در خور توجه‌ در عربستان‌ سعودي‌ به‌ شمار مي‌رود اما زنان‌ بازرگان‌ كماكان‌ از حضور در رده‌هاي‌ مديريتي‌ مانند هيات‌ مديره‌ محروم‌ هستند و آنها تنها مي‌توانند به‌ كانديداهاي‌ مرد راي‌ بدهند.

 

فريبا داودي‌ مهاجر به‌ دادگاه‌ احضار شد

اعتماد:سه شنبه 10 آذر ۱۳۸۳  - 30 نوامبر ۲۰۰۴

يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ اين‌ روزنامه‌ نگار و فعال‌ امور زنان‌ ضمن‌ اعلام‌ اين‌ خبر به‌ خبرنگار زنان‌ ايران‌ گفت‌: در احضاريه‌ دليل‌ احضار ذكر نشده‌ است‌ و به‌ دليل‌ اينكه‌ ايشان‌ هم‌ اكنون‌ در ايران‌ نيست‌، نتوانسته‌ در موعد مقرر در كلانتري‌ حاضر شود.گفتني‌ است‌ احضاريه‌ روز دوشنبه‌ گذشته‌ به‌ خانواده‌ داودي‌ مهاجر ابلاغ‌ شده‌ است‌.

 

يك خبرنگار زن فلسطيني مستقر در بيت‌المقدس تمايلش را براي شركت در رقابت انتخاباتي تعيين رياست تشكيلات خودگردان اعلام كرد.

دوشنبه 9 آذر ۱۳۸۳  - 29 نوامبر ۲۰۰۴

 

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از خبرگزاري فرانسه، مجيده البتش، خبرنگار زن فلسطيني اظهار داشت، وي مي‌خواهد دولت فلسطين توجه بيشتري به احتياحات حدود 220 هزار ساكن شرق بيت‌المقدس از خود نشان دهد.

البتش اظهار داشت: من تمايلم را براي نامزد شدن در انتخابات تعيين رياست تشكيلات خودگردان اعلام كرده‌ام، من اين اقدام را به عنوان يك فلسطيني از بيت‌المقدس و يك زن به منظور استفاده از حقوق دموكراتيكم به انجام مي‌رسانم.

البتش افزود، وي تاكنون دو سوم از 5000 امضاي مورد نياز براي نامزد شدنش را جمع آوري كرده است.

وي ادامه داد: اين امضاها از بيت‌المقدس، غزه، نابلس، جنين و طولكرم جمع آوري شده است.

رژيم صهيونيستي اعلام كرد كه اجازه‌ي مشاركت ساكنان شرق بيت‌المقدس را در اين انتخابات مي‌دهد. احتمال دارد اين مشاركت از طريق انتخابات پستي باشد.

البتش خاطرنشان كرد: بيت‌المقدس به شعاري مورد استفاده توسط سياستمداران تبديل شده كه اغلب بي‌معناست. مذاكره كنندگاه فلسطيني نيز نسبت به اين مساله مهم بي‌اعتنا هستند.

 

تنها 4 درصد زنان سرپرست خانوار تحت پوشش بيمه بازنشستگي هستند

دوشنبه 9 آذر ۱۳۸۳  - 29 نوامبر ۲۰۰۴

آخرين وضعيت تأهل زنان سرپرست خانوار در كشور حاكيست ‌٤٣/٨١ درصد آنها همسر خود را بر اثر فوت از دست داده، ‌٨/١١ درصد داراي همسر بوده،‌٧٢/٤ درصد همسر خود را بر اثر طلاق از دست داده و ‌٧٧/٢ درصد نيز هرگز ازدواج نكرده‌اند.

به گزارش خبرنگار «زنان» خبرگزاري دانشجويان ايران، آخرين آمار در خصوص ويژگيهاي اقتصادي اجتماعي خانواده در ايران نشان مي‌دهد از مجموع زنان سرپرست خانوار،‌ ‌٨/٦٥ درصد تحت پوشش بيمه خدمات درماني و تنها ‌٢٣/٤ درصد آنها داراي بيمه بازنشستگي هستند.

بر اساس آمار متوسط هزينه سالانه خانواده‌هاي داراي سرپرست زن نيز ‌٢٠ ميليون و ‌٥١٦ هزار و ‌٧٣٢ ريال برآورد شده كه از اين رقم ‌٦٥/٣٥ درصد صرف هزينه مسكن، ‌٥٦/٢٧ درصد هزينه تهيه مواد خوراكي و دخاني،‌٤٣/٩ درصد هزينه حمل و نقل و ارتباطات،‌٦٢/٨ درصد نيز صرف كالاها و خدمات متفرقه،‌٦٢/٦ درصد صرف هزينه‌هاي بهداشتي و درماني، ‌٢١/٦ درصد صرف خريداري پوشاك و كفش، ‌٧٩/٣ درصد صرف خريداري لوازم، وسايل و خدمات مورد نياز خانوار و‌١٢/٢ درصد نيز هزينه تفريحات و سرگرمي‌ها و خدمات فرهنگي خانواده مي‌شود.

به گزارش ايسنا، بر اساس اين آمار ‌٨١ درصد زنان سرپرست خانوار در گروههاي اقتصادي مختلف فعاليت مي‌كنند، ‌١٥/٧٢ درصد آنها داراي درآمد بدون كار، ‌٥٢/٢٠ درصد شاغل و‌٥٢/٦ درصد آنها نيز خانه‌دار هستند.

از سوي ديگر با فرض مكفي بودن ميزان درآمد زنان سرپرست خانوار شاغل و عدم نياز آنها به حمايت مالي و با فرض ثابت بودن هزينه سالانه خانواده‌ها و تعداد آنها سالانه بايد ‌٢٢ هزار و ‌٨١٤ ميليارد و ‌٩٠٤ ميليون ريال بودجه به حمايت خانواده‌هاي داراي سرپرست زن اختصاص يابد.

همچنين از مجموع ‌٥ هزار و ‌٩٤٤ خانواده مورد مطالعه ‌٦١٤ خانواده و به عبارت ديگر ‌٣٢/١٠ درصد خانواده‌ها داراي سرپرست «زن» هستند.

 

شبكه‌سازي‌ در سايه‌ مبارزه‌ زنان‌

اعتماد:سه شنبه 10 آذر ۱۳۸۳  - 30 نوامبر ۲۰۰۴

فريبا داودي‌ مهاجر: مهمترين‌ مساله‌ زنان‌، آموزش‌، آموزش‌، آموزش‌ است‌. به‌ نظر من‌ در تمام‌ جوامع‌ توجه‌ به‌ اين‌ مهم‌ مي‌تواند مشكل‌گشاي‌ مسائل‌ زنان‌ باشد. اگر ما آموزش‌ را از مقطع‌ ابتدايي‌ شروع‌ كنيم‌أ ديگر با فقر، خشونت‌ و عدم‌ آگاهي‌ زنان‌ روبرو نخواهيم‌ بود.در تركيه‌ شبكه‌ زنان‌ وجود دارد. اين‌ شبكه‌ در جريان‌ مبارزه‌ زنان‌ براي‌ تغيير قوانين‌ شكل‌ گرفته‌ چرا كه‌ مبارزه‌ انسان‌ را متحد مي‌ كند و زنان‌ متوجه‌ مي‌شوند كه‌ به‌ تنهايي‌ نمي‌توانند كاري‌ انجام‌ دهند.

 

افسا كورنو، تحصيلاتش‌ را در رشته‌ تاريخ‌ و فلسفه‌ به‌ پايان‌ رسانده‌ و هم‌ اكنون‌ در سازمان‌هاي‌ غيردولتي‌ در تركيه‌ فعاليت‌ مي‌كند. سي‌و هفت‌ سال‌ دارد و دغدغه‌ اصلي‌اش‌ بهبود وضعيت‌ زنان‌ و دختران‌ جوان‌ در مناطقي‌ است‌ كه‌ امكان‌ رشد و ترقي‌ براي‌ آنان‌ وجود ندارد.

وي‌ 4 سال‌ است‌ كه‌ در كنار فعاليت‌هاي‌ ديگرش‌ بر روي‌ حقوق‌ زنان‌ و تغييرات‌ در قانون‌ كار مي‌كند و دورترين‌ منطقه‌ در آناتولي‌ شرقي‌ يعني‌ در كنار مرزهاي‌ سوريه‌ و عراق‌ را براي‌ فعاليت‌ انتخاب‌ كرده‌ است‌. منطقه‌يي‌ كه‌ محل‌ زندگي‌ كردها است‌ و آداب‌ و رسوم‌ به‌ جاي‌ قانون‌ حاكميت‌ دارد. وي‌ از طرف‌ مركز كنشگران‌ داوطلب‌ براي‌ سمينار زنان‌ «جنوب‌،جنوب‌» دعوت‌ شده‌ بود.

افسا اگر ممكن‌ است‌ كمي‌ راجع‌ به‌ سازمان‌ خودتان‌ توضيح‌ بدهيد؟

اين‌ انجمن‌ يكي‌ از اولين‌ سازمان‌هاي‌ غيردولتي‌ است‌ كه‌ مسائل‌ مربوط‌ به‌ قتل‌هاي‌ ناموسي‌ را در تركيه‌ مطرح‌ و نسبت‌ به‌ اين‌ مساله‌ روشنگري‌ كرد. شايد باور نكنيد اما ما در منطقه‌يي‌ فعاليت‌ مي‌كنيم‌ كه‌ در آنجا دختران‌ به‌ مدرسه‌ نمي‌روند و خانواده‌ها به‌ دليل‌ نداشتن‌ توانايي‌ مالي‌ و پرجمعيت‌ بودن‌ تنها پسران‌ را به‌ مدرسه‌ مي‌فرستند و به‌ همين‌ دليل‌ دختران‌ را در عنفوان‌ جواني‌ وادار به‌ ازدواج‌ مي‌كنند.

ازدواج‌هايي‌ اجباري‌ كه‌ دختر هيچ‌ نقشي‌ در آن‌ ندارد. و به‌ همين‌ دليل‌ ما «پروژه‌ تحصيل‌ دختر بچه‌ها» را آغاز كرديم‌ و پيگيرانه‌ روي‌ آن‌ كار مي‌كنيم‌ و پنج‌ سال‌ است‌ كه‌ با آگاهي‌ بخشي‌، لابي‌ و كار فرهنگي‌ زمينه‌ تحصيل‌ را براي‌ دختربچه‌ها فراهم‌ كرده‌ايم‌ و البته‌ هنوز راه‌ سختي‌ براي‌ فراگيري‌ پروژه‌ در دست‌ داريم‌.

منابع‌ مالي‌ اين‌ پروژه‌ را چگونه‌ فراهم‌ كرده‌ايد؟

ما با يك‌ شركت‌ توليد موبايل‌ صحبت‌ كرده‌ايم‌ و آنها را توجيه‌ نموده‌ايم‌ كه‌ توجه‌ به‌ مردم‌ محروم‌ جنوب‌ شرقي‌ آناتولي‌ مي‌تواند چه‌ دستاوردهايي‌ داشته‌ باشد و اين‌ شركت‌ هم‌ با كمك‌هاي‌ مالي‌ زمينه‌ آموزش‌ و تحصيل‌ دختران‌ را فراهم‌ مي‌كند.

به‌ هر حال‌ آموزش‌ دختر بچه‌ها يك‌ مشكل‌ است‌ و ما در مورد آموزش‌ همگاني‌ مشكل‌ داريم‌. حتي‌ معلمان‌ حاضر نمي‌شوند در اين‌ مناطق‌ مرزي‌ كار كنند و ما به‌ همين‌ دليل‌ اين‌ منطقه‌ را انتخاب‌ كرده‌ايم‌. زيرا فعاليت‌ در شهرهاي‌ بزرگ‌ نمي‌تواند مشكل‌ همه‌ زنان‌ و دختران‌ جوان‌ كشور را حل‌ كند و بايد سازمان‌هاي‌ غيردولتي‌ در تمام‌ كشور فعاليت‌ كنند.

در اين‌ منطقه‌ زنان‌ بدون‌ اجازه‌ مردان‌ حتي‌ نمي‌توانند از خانه‌ خارج‌ شوند و بدون‌ اجازه‌ كاري‌ انجام‌ دهند به‌ همين‌ دليل‌ ما با گرفتن‌ جشن‌ و فستيوال‌ و مراسم‌ مخصوص‌ زنان‌ آنها را از خانه‌ بيرون‌ مي‌آوريم‌ و در همان‌ جشن‌ها به‌ شكل‌ غيرمستقيم‌ از حقوق‌ آنها صحبت‌ مي‌كنيم‌ و راجع‌ به‌ ضرورت‌ سوادآموزي‌ و بهداشت‌ توضيح‌ مي‌دهيم‌. حتي‌ ما روز 8 مارس‌ را از همين‌ طريق‌ معرفي‌ كرده‌ايم‌ و آنها اين‌ روز را مي‌شناسند.

اما دولت‌ تركيه‌ يك‌ دولت‌ لاييك‌ است‌. چگونه‌ با وضع‌ قوانين‌ نتوانسته‌ قوانيني‌ وضع‌ كند كه‌ دختران‌ را اجباري‌ به‌ مدرسه‌ بفرستد؟

آنچه‌ در جامعه‌ تركيه‌ و در مناطق‌ روستايي‌ اتفاق‌ مي‌افتد با قانون‌ اساسي‌ و قوانين‌ عادي‌ فرق‌ دارد. جامعه‌ داراي‌ تضادهاي‌ بي‌شمار و متفاوتي‌ است‌. دولت‌ عقد غيررسمي‌ را غيرقانوني‌ اعلام‌ كرده‌ است‌ اما در آنجا وجود دارد. تحصيل‌ همگان‌ هم‌ قانون‌ است‌ اما وجود ندارد. حتي‌ در مباحث‌ ديني‌ هم‌ هيچ‌ دولتي‌ نمي‌تواند عقايد ديني‌ را عوض‌ كند. روسري‌ در كشور ما خلاف‌ است‌ اما مردمي‌ كه‌ باور ديني‌ دارند روسري‌ سر مي‌كنند. من‌ در ج‌.پ.ج ديگري‌ در اين‌ منطقه‌ كار مي‌كنم‌ كه‌ ده‌ سال‌ سابقه‌ فعاليت‌ دارد و ما روي‌ حقوق‌ بشر زنان‌ كار مي‌كنيم‌ و هيچ‌ ارتباطي‌ هم‌ با خارجي‌ها و تجدد نداريم‌.

يك‌ سازمان‌ كاملا ترك‌ و محلي‌ است‌ كه‌ در سطح‌ محلي‌ و منطقه‌يي‌ روي‌ آموزش‌ زنان‌ تمركز كرده‌ايم‌. 500 زن‌ آموزش‌ حقوق‌ بشر زنان‌ ديده‌اند. آن‌ هم‌ در اين‌ منطقه‌ محروم‌. از خلال‌ صحبت‌ با آنها كمبودها و نواقص‌ در قانون‌ را ريشه‌يابي‌ كرده‌ايم‌ و از سال‌ 1998 تاكنون‌ با گروه‌ مربوطه‌ دولتي‌ كه‌ خدمات‌ اجتماعي‌ دولت‌ را انجام‌ مي‌دهد روي‌ اين‌ نواقص‌ و كمبودها گفت‌وگو مي‌كنيم‌، حتي‌ دولت‌ تركيه‌ روي‌ اين‌ آموزش‌ها به‌ ما كمك‌ مي‌كند و اين‌ مستمرترين‌ برنامه‌ آموزش‌ زنان‌ است‌ كه‌ هنوز در اين‌ منطقه‌ حتي‌ در سطح‌ ملي‌ ادامه‌ دارد.

شما همواره‌ بر روي‌ مساله‌ آموزش‌ تاكيد مي‌كنيد. در تركيه‌ بعد از آموزش‌ مهمترين‌ مشكل‌ زنان‌ چيست‌؟

مهمترين‌ مشكل‌ مساله‌ آموزش‌ و آموزش‌ و آموزش‌ است‌. به‌ نظر من‌ در تمام‌ جوامع‌ آموزش‌ مي‌تواند راهگشاي‌ مشكلات‌ ديگر باشد. بله‌ فقر و وابستگي‌ اقتصادي‌ مشكل‌ است‌. خشونت‌ عليه‌ زنان‌ مشكل‌ است‌. عدم‌ آشنايي‌ زنان‌ با حقوق‌ خودشان‌ مشكل‌ است‌ ولي‌ همه‌ اينها در سايه‌ آموزش‌ حل‌ مي‌شود. اگر ما آموزش‌ را از مقطع‌ ابتدايي‌ شروع‌ كنيم‌، قطعا با چنين‌ مسائلي‌ در بزرگسالي‌ روبرو نخواهيم‌ بود.

شما از خشونت‌ صحبت‌ كرديد. در تركيه‌ زنان‌ با خشونت‌ روبرو هستند؟

فراوان‌، فروان‌ وجود دارد. ما يك‌ برنامه‌ آموزش‌ 4 ماهه‌ داريم‌ و زنان‌ را هفته‌يي‌ يك‌ بار، در گروههاي‌ 30 تا 35 نفره‌ در مراكز اجتماعي‌ كه‌ به‌ وسيله‌ خدمات‌ اجتماعي‌ دولت‌ به‌ وجود آمده‌ جمع‌ مي‌كنيم‌ و در آنجا با زنان‌ درباره‌ راههاي‌ مقابله‌ با خشونت‌ و راههاي‌ قانوني‌ كه‌ وجود دارد صحبت‌ مي‌كنيم‌. و توضيح‌ مي‌دهيم‌ كه‌ خشونت‌ تنها جسمي‌ نيست‌ و خشونت‌هاي‌ جنسي‌ و رواني‌ هم‌ از جمله‌ خشونت‌هايي‌ است‌ كه‌ مي‌تواند زنان‌ را مورد هجوم‌ و آسيب‌ قرار دهد. در اين‌ رابطه‌، سمينارها و كنفرانس‌هايي‌ برگزار مي‌كنيم‌ كه‌ عمومي‌تر است‌ و حالت‌ كمپيني‌ دارد و يا نشست‌هايي‌ كه‌ زنان‌ بتوانند تجربيات‌ خود را مبادله‌ كنند.

دولت‌ چه‌ راهكارهايي‌ براي‌ مقابله‌ با خشونت‌ تعريف‌ كرده‌ است‌؟

زنان‌ مي‌توانند تنها با دادن‌ يك‌ اظهارنامه‌ دولت‌ را موظف‌ كنند كه‌ مرد را از خانه‌ دور كنند. تنها نفس‌ اظهارنامه‌ كفايت‌ مي‌كند. حتي‌ روند شكايت‌ و درخواست‌ طلاق‌ براي‌ زن‌، روند بسيار ساده‌يي‌ است‌.

يعني‌ چه‌؟ مرد را چگونه‌ از خانه‌ دور مي‌كنند؟

پليس‌ دخالت‌ مي‌كند و فورا مرد را از خانه‌ دور مي‌كند. و زن‌ در خانه‌ مي‌ماند زيرا خروج‌ زن‌ از منزل‌ تبعاتي‌ دارد كه‌ ممكن‌ است‌ به‌ صلاح‌ خودش‌ و جامعه‌ نباشد.

در منطقه‌ آناتولي‌ شرقي‌ خانه‌ امن‌ وجود دارد؟

خانه‌ امن‌ وجود ندارد. افسوس‌ كه‌ نيست‌. قبلا وجود داشت‌ و وابسته‌ به‌ شهرداري‌ فعاليت‌ مي‌كرد. اما بعدها بسته‌ شد و ما هم‌ اكنون‌ در حال‌ لابي‌ هستيم‌ تا اين‌ خانه‌ها باز شود. ما جديدا يك‌ ظرفيت‌ خوب‌ قانوني‌ پيدا كرده‌ايم‌ كه‌ كشف‌ نشده‌ بود.

قانون‌ مي‌گويد هر بلديه‌ )شهرداري‌( موظف‌ است‌ در هر ناحيه‌ شهرداري‌ خانه‌ امن‌ تاسيس‌ كند. البته‌ هرگز كسي‌ از بيرون‌ نمي‌آيد تا براي‌ احداث‌ خانه‌هاي‌ امن‌ تلاش‌ كند. اين‌ بستگي‌ به‌ زنان‌ دارد كه‌ با تلاش‌ و فعاليت‌ مستمر و پيگيري‌هاي‌ خود اين‌ ظرفيت‌ قانوني‌ را از بالقوه‌ به‌ بالفعل‌ تبديل‌ كنند و اگر نه‌ كسي‌ از بيرون‌ نمي‌آيد اين‌ كارها را براي‌ ما انجام‌ دهد و ما سعي‌ مي‌كنيم‌ زنان‌ با آگاهي‌ به‌ قانون‌، قانونيت‌ ببخشند.

ما شنيده‌ايم‌ در تركيه‌ هم‌ قتل‌هاي‌ ناموسي‌ وجود دارد؟

بله‌ وجود دارد. در مناطق‌ حاشيه‌يي‌ و بخصوص‌ در مناطق‌ مهاجرنشين‌ بيشتر ديده‌ مي‌شود و به‌ دليل‌ اينكه‌ مهاجرت‌ در كل‌ كشور وجود دارد مي‌ توان‌ گفت‌ قتل‌هاي‌ ناموسي‌ به‌ جاي‌ كنترل‌، تسري‌ پيدا كرده‌ است‌.

قانون‌ درباره‌ قتل‌هاي‌ ناموسي‌ چه‌ مي‌گويد؟

در گذشته‌ يك‌ تخفيف‌هايي‌ براي‌ قتل‌هاي‌ ناموسي‌ در نظر مي‌گرفتند. مردهايي‌ كه‌ مي‌گفتند قتل‌ را بخاطر حفظ‌ ناموس‌ انجام‌ داده‌اند تنها به‌ 2 سال‌ حبس‌ محكوم‌ مي‌شدند و تخفيف‌هايي‌ هم‌ براي‌ نوجواناني‌ بود كه‌ دست‌ به‌ اين‌ عمل‌ مي‌زدند اما در قانون‌ جديد ديگر هيچ‌ تخفيفي‌ نيست‌. با فعاليت‌هاي‌ سازمان‌هاي‌ غيردولتي‌ زنان‌ قوانين‌ جديد اصلاح‌ شده‌ و اين‌ قتل‌ها با عنوان‌ جنايت‌ مربوط‌ به‌ رسوم‌ قبيله‌يي‌ مطرح‌ شده‌ است‌.

البته‌ ما مايل‌ بوديم‌ عنوان‌ جنايات‌ ناموسي‌ باشد اما موفق‌ نشديم‌. امروز ديگر مخففه‌هاي‌ ديگري‌ وجود ندارد. الان‌ اين‌ قانون‌ جرم‌ عليه‌ شخص‌ محسوب‌ مي‌شود نه‌ جرم‌ عليه‌ جامعه‌.

حق‌ طلاق‌ در تركيه‌ چگونه‌ است‌؟

برابر است‌. قبلا هم‌ برابر بوده‌ و بعد از طلاق‌ كليه‌ اموال‌ تقسيم‌ مي‌شود. ارث‌ هم‌ برابر بوده‌ و قبلا هم‌ برابر بوده‌ است‌ و سرپرستي‌ بچه‌ها به‌ زن‌ مي‌رسد مگر در صورتي‌ كه‌ زن‌ معتاد يا الكلي‌ باشد. اينها حقوقي‌ است‌ كه‌ زنان‌ براي‌ آن‌ مبارزه‌ نكرده‌اند و در قانون‌ اساسي‌ آمده‌ است‌.

اجازه‌ مسافرت‌؟

زنها خودشان‌ تصميم‌ مي‌گيرند و براي‌ مسافرت‌ نيازي‌ به‌ اجازه‌ مردان‌ نيست‌.

آيا فعالان‌ زن‌ در تركيه‌ موفق‌ به‌ شبكه‌سازي‌ شده‌اند؟

شبكه‌ وجود دارد. هم‌ ملي‌ و هم‌ بين‌المللي‌. و اين‌ شبكه‌ در جريان‌ مبارزه‌ زنان‌ براي‌ تغيير قوانين‌ به‌ وجود آمده‌ است‌. مبارزه‌ انسان‌ها را متحد مي‌كند و زنان‌ متوجه‌ مي‌ شوند كه‌ به‌ تنهايي‌ نمي‌توان‌ كاري‌ انجام‌ داد.

شما از لابي‌ با دولت‌ هم‌ استفاده‌ كرديد؟

ما همواره‌ با مجلس‌ و دولت‌ گفت‌وگو مي‌كرديم‌ و سعي‌ مي‌كرديم‌ كه‌ آنها را تحت‌ تاثير قرار بدهيم‌. هيچ‌ كار متفرقه‌يي‌ وجود نداشت‌.هر اتفاق‌ و تحولي‌ كه‌ در قوانين‌ جزايي‌ اتفاق‌ افتاد، همه‌ به‌ همت‌ زنان‌ بود. عموم‌ كار نكرد، شبكه‌ زنان‌ فعاليت‌ كردند.

آيا دولت‌ به‌ شما كمك‌ مالي‌ مي‌كند؟

به‌ هيچ‌وجه‌. دولت‌ هيچ‌ وقت‌ به‌ سازمان‌ها كمك‌ نمي‌كند. البته‌ از كمك‌هاي‌ خارجي‌ استفاده‌ مي‌كنيم‌. پروژه‌ مي‌دهيم‌ و آنها به‌ ما براي‌ بهبود وضعيت‌ زنان‌ كمك‌ مي‌كنند.

دولت‌ روي‌ كمك‌هاي‌ خارجي‌ حساس‌ نيست‌؟

به‌ هيچ‌ وجه‌. اين‌ يك‌ روند پذيرفته‌ شده‌ در دنيا است‌. در كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ و بسياري‌ از كشورها پروژه‌هاي‌ مختلف‌ آموزشي‌، ترويجي‌ تعريف‌ و پياده‌ مي‌شود.

در تركيه‌ تشكيلات‌ دولتي‌ براي‌ زنان‌ وجود دارد؟

مركزي‌ است‌ كه‌ وزيري‌ هم‌ دارد. دو سازمان‌ هم‌ داريم‌. اما افسوس‌ كه‌ آن‌ طور كه‌ بايد كار نمي‌ كنند. من‌ فكر مي‌ كنم‌ اگر مسوولان‌ اين‌ نهادها مردها بودند، بيشتر به‌ ما كمك‌ مي‌كردند. در همين‌ اصلاح‌ قوانين‌ جزايي‌، زنان‌ دولتي‌ مقابل‌ ما مقاومت‌ مي‌كردند.

وضعيت‌ زنان‌ ايراني‌ را چگونه‌ ارزيابي‌ مي‌كنيد؟

قبل‌ از اينكه‌ به‌ ايران‌ بيايم‌، فكر مي‌كردم‌ وضعيت‌ زنان‌ در ايران‌ ترحم‌ برانگيز است‌ اما در حيرت‌ مانده‌ام‌ كه‌ اين‌ زنان‌ با محدوديت‌ امكانات‌ چگونه‌ توانسته‌اند اينگونه‌ فعاليت‌ كنند. در شيوه‌ مبارزه‌ آنها هم‌ در حيرتم‌. مبارزه‌ براي‌ احيا و اصلاح‌ حقوق‌ و آموزش‌ بالاي‌ آنها و توانمندي‌ و شايستگي‌ كه‌ در چنين‌ شرايطي‌ به‌ دست‌ آورده‌اند. آموزش‌ زنان‌ عالي‌ واقعا عالي‌ است‌.

دولت‌ هم‌ مايل‌ است‌ كه‌ زنان‌ باسواد شوند و كمك‌ هم‌ مي‌كند و مايل‌ است‌ كه‌ وضعيت‌ بهداشت‌ عمومي‌ ارتقا پيدا كند و زنان‌ هم‌ از اين‌ موقعيت‌ها حداكثر استفاده‌ را كرده‌اند.

خوشحالم‌ كه‌ براي‌ سمينار زنان‌ «جنوب‌، جنوب‌» به‌ ايران‌ سفر كرده‌ايد و اميدوارم‌ كه‌ باز هم‌ شما را در ايران‌ ببينم‌.

 

یک هفته حوادث زنان؛ زنان بیشتر قربانی بودند تا مجرم

سایت زنان ایران: دوشنبه 9 آذر ۱۳۸۳  - 29 نوامبر ۲۰۰۴

هفته گذشته يكي از هفته هاي از هفته هاي پر افت و خيز براي مجرمان و قربايان زن بود. اما بيشتر از مجرم بودن آن ها قربانيان خشونت بودند و خبرهاي غم انگيزي را هم ساختند مروري مي كنيم بر حوادث شنبه تا پنجشنبه گذشته.

شنبه (30 آبان)بهروز مرد 30 ساله صحنه جنايت خانوادگي را بازسازي كرد.او كه مدعي است عاشق همسرش بوده.مي گويد:چون خانواده ام همسر و فرزندانم را اذيت مي كردند ،مستانه همسرم و 3 فرزندم را با چاقو به قتل رساندم.همسرم را بسيار دوست داشتم و عاشقش بودم.

دو خواهر رمال كه هر دو ليسانسه بودند،با وسايل مخصوص جادوگري،براي زنان و دختران جوان فالگيري مي كردند .آن ها با 38شاكي دستگير شدند.

يك شنبه( اول آذر) سارا دختر 20 ساله به خاطر نحوه سرقتش تيتر بسياري از صفحات را به خود اختصاص داد. او كه 6 ماه پيش از خانه اش فرار كرده بود. براي گذران زندگي سوار ماشين مردان ثروتمند مي شد. طرح دوستي با آن ها مي ريخت.ساراي 20 ساله وقتي مرد راننده را براي خريد آبميوه از ماشين پياده مي كرد،در فرصتي مناسب ماشين را سرقت مي كرد.او 4پرايد و يك پژو را به همين شيوه سرقت كرده است.

پرحادثه ترين روز هفته

دوشنبه (دوم آذر)حوادث اتفاق افتاده متعلق به زنان بود،مهم ترين حادثه اين روز خودكشي 3هوو به خاطر كفش 400هزارتوماني بود،اين 3زن كه همسران صاحب يكي از بزرگترين كارخانه هاي تهران هستند به خاطر كفش 400هزار توماني كه يكي از آنها خريداري كرده بود ،دعوا كردند و دست به خودكشي زدند ،درست در همين روز به قاضي كشيك جنايي تهران خبر دادند زني به نام فاطمه به خاطر فقر مالي شديد و اعتياد همسرش خودكشي كرده است. هرچند شكايت 4 فرزند اين زن عليه پدرشان به جايي نرسيد اما آنها به قاضي گفتند : مادرمان به خاطر فقر شديدي كه داشتيم كار مي كرد، اما پدر او را به شدت كتك مي زد و پول هايش را مي گرفت. مادر قبل از اين چهار بار خودكشي كرده بود. او اين بار خودش را دار زد.

سومين زن خبر ساز اين روز پيرزن شجاعي بود كه متوجه شد 2 پسر كيف قاپ در كمين او هستند آنقدر بر سر و صورتش كوبيد و فرياد زد كه همسايه ها آمدند آنها را دستگير كردند.

محاكمه دكتر فيزيك قلابي آخرين خبر اين روز است. او كه در يكي از آموزشگاه هاي مشهور شهر تهران با مدارك قلابي تدريس مي كرد 5 دختر 17 تا 19 ساله را فريب داده و به بهانه اين كه آنها را بدون كنكور به دانشگاه خواهد فرستاد به آنها تعرض كرده بود. هرچند او منكر همه اعترافاتش در شعبه 79 دادگاه كيفري شد اما مدارك موجود در پرونده خلاف اين ادعا را ثابت مي كند.

تيغ زن و وحشت بين شاكيان زن

سه شنبه (سوم آذر) همم روز پر حادثه بود. سيما دختر 27 ساله با همدستي مردي، اقدام به اخاذي از مردان مي كرد. او از طريق همدستش مردان ثروتمند را شناسايي مي كرد و به اين اقدام به اخاذي از مردان مي كرد. او از طريق همدستش مردان ثروتمند را شناسايي مي كرد و به اين بهانه كه مستاجر است و پولي ندارد از آنها مبالغ هنگفتي پول مي گرفت. او اكنون در بازداشت به سر مي برد.

نقشه عجيب كبري دختر 19ساله هم از خبر هاي خواندني روز سه شنبه بود. اين دختر مشهدي بعد از اينكه در ترمينال جنوب به همراه خانواده اش از اتوبوس پياده شد، با پسري آشنا شد. او كه به اين پسر علاقه مند شده بود، به دور از چشم خانواده با او فرار كرد. كبري و پسر مورد علاقه اش با هم نقشه اي طراحي كردند تا بتوانند هزينه عروسيشان را تامين كنند. آنها با خانواده كبري تماس گرفتند تو گفتند كبري ربوده شده و براي آزادي وي 5 ميليون تومان پول مي خواهيم. اين دو نفر وقتي توسط پليس دستگير شدند و به نقشه خود اعتراف كردند.

شعبه 76 دادگاه كيفري استان هم در اين روز براي دومين بار حكم اعدام مرد جواني را كه از زنان شوهردار اخاذي مي كرد، صادر كرد. اين پسر 22 ساله كه محمود نام دارد، با زنان شوهر دار جوان تماس مي گرفت و به آنها مي گفت كه مداركي دارد كه مي تواند ثابت كند آنها با مردي رابطه دارند و با اين روش از آنها اخاذي مي كرد. او به اين روش از آنها اخاذي مي كرد و به 2 زن نيز با اين شيوه تعرض كرده بودند.

چهارشنبه (چهارم آذر) روزي بود كه 18 زن جوان 7 سال در انتظار آن بودند اسماعيل افتخاري معروف به اسمال تيغ زن، رئيس كميته ناحيه 12 تهران در اين روز آخرين دفاعيات خود را انجام داد. اسمال تيغ زن از سال 58 نا 69 18 دختر و زن جوان را ربود و پس از آنان تعرض كرد. او به بهانه هاي مختلفي مانند بدحجابي، ارتباط با منافقين و رابطه نامشروع آنها را بازداشت مي كرد. اسمال تيغ زن 4 فقره قتل نيز در اين سال ها انجام داده است. بسياري از كساني كه توسط اسمال تيغ زن مورد تعرض قرار گرفته اند از مواجه حضوري با وي هراس دارند و مي گويند بعد از گذشت سال ها همچنان توسط عوامل وي تهديد مي شوند. اين مرد هزار چهره 138 شاكي دارد كه اكثرا زن هستند.

راز مرگ زن 22 ساله نيز بعد از 28 سال در اين روز گشوده شد. اين زن كه خديجه نام داشت. 28 سال پيش به خاطر آتش سوزي عمدي كه در خانه اش اتفاق اتاده بود فوت كرد. اين زن درپاياني زندگي اش به شوهرش گفته بود ، مردي مرتب مزاحم او مي شده است. سرانجام بعد از 28 سال اين مرد دستگير شد. او گفت : " چون خديجه شبيه دختر مورد علاقه ام بود، مي خواستم او را وادار كنم از شوهرش جدا شود و با او ازدواج كنم . چون اين كار را نكرد، خانه اش را به آتش كشيدم.

زندگي غم انگيز مليكاي 3 ساله

پنج شنبه ( پنجم آذر ) حميد رضا خواستگار قلابي كه 20 دختر جوان را به بهانه خواستگاري فريب داده بود، مخفي گاه همدست خود كه سعيده نام دارد و يك دختر فراري است به پليس معرفي كرد. او با همدستي سعيده يك كودك 4 ساله به نام مهران را نيز به قتل رسانده است.

اما داستان زندگي مليكاي 3 ساله غم انگيز ترين خبر اين روز بود. او بعد از تولد توسط مادرش به خانواده اي ثروتمند فروخته شد. اما درست در روز تولد 3 سالگي اش پدر واقعي اين دختر به خانواده اي كه مليكا نگهداري مي كنند مراجعه مي كنند مراجعه كرد و خواستار دخترش شد. اين پرونده همچنان در حال رسيدگي است.

 

صداي‌ زن‌ افغان‌ شنيده‌ نمي‌شود

اعتماد:دوشنبه 9 آذر ۱۳۸۳  - 29 نوامبر ۲۰۰۴

فريبا داودي‌ مهاجر : اورزلا اشرف‌ در سال‌ 1356 در شهر كابل‌ متولد شد و تحصيلات‌ ابتدايي‌اش‌ را در همان‌ شهر به‌ اتمام‌ رساند. اورزلا مانند زناني‌ ديگر از ديارش‌ در سال‌ 1368 در اثر جنگ‌هاي‌ خانمانسوز مجبور به‌ مهاجرت‌ شد و تا سه‌ سال‌ پيش‌ در اردوگاه‌هاي‌ مهاجرين‌ پاكستاني‌ زندگي‌ كرد در اين‌ سال‌ها در كمپ‌هاي‌ مهاجرين‌ به‌ تدريس‌ مشغول‌ بود و بالاخره‌ در سال‌ 1376 اقدام‌ به‌ تاسيس‌ موسسه‌ امداد انساني‌ براي‌ زنان‌ و كودكان‌ )هاكا( كرد و از طريق‌ اين‌ انجمن‌ به‌ كمك‌ و حمايت‌ از جوانان‌ افغان‌ در شهر پيشاور پرداخت‌.

 

وي‌ از آن‌ سال‌ تا امروز مشغول‌ فعاليت‌ در زمينه‌هايي‌ چون‌ كلاس‌هاي‌ سوادآموزي‌ براي‌ زنان‌ و دختران‌، ايجاد مدارس‌ ابتدايي‌ در روستاهاي‌ دوردست‌ كشور،ايجاد مراكز رايگان‌ آموزش‌ زبان‌ و كامپيوتر بخصوص‌ براي‌ دختران‌ و پسراني‌ كه‌ توان‌ مالي‌ ندارند و ارتقاي‌ آگاهي‌ زنان‌ در جهت‌ موضوعاتي‌ چون‌ حقوق‌ بشر، حقوق‌ زنان‌، صلح‌ و بهداشت‌ بوده‌ است‌.

اورزلا بخاطر كار و فعاليت‌هايش‌ در اين‌ موسسه‌ موفق‌ به‌ دريافت‌ چندين‌ جايزه‌ و مدال‌ افتخار شده‌ است‌. از آن‌ جمله‌ مي‌توان‌ به‌ مدال‌ سازمان‌ عفو بين‌الملل‌ و جايزه‌ «ايزابل‌ فيور» براي‌ تلاش‌ در امر سوادآموزي‌ زنان‌ اشاره‌ كرد.

درحال‌ حاضر موسسه‌ «هاكا» زنان‌ افغاني‌ را براي‌ شركت‌ در پروسه‌ بازسازي‌ و توسعه‌ كشور تشويق‌ و ترغيب‌ مي‌كند.

شما مهمترين‌ مشكلات‌ زنان‌ افغاني‌ قبل‌ و بعد از حمله‌ امريكا را چه‌ مي‌دانيد؟

فقر، خشونت‌، سطح‌ نازل‌ آموزش‌ و محدوديت‌ در زمينه‌ تحصيلات‌ ابتدايي‌، قوانين‌ خانواده‌ و مسائل‌ مربوط‌ به‌ بهداشت‌ همه‌ پديده‌هايي‌ هستند كه‌ زنان‌ افغاني‌ را رنج‌ مي‌دهند. پديده‌هايي‌ كه‌ با هم‌ در پيوند هستند و درحقيقت‌ در شرايط‌ اختناق‌ و جنگ‌ خود را بر جامعه‌ تحميل‌ كرده‌اند. دو دهه‌ جنگ‌ اعم‌ از مناقشات‌ داخلي‌ و جنگ‌هاي‌ ضد اشغالگران‌ روسي‌ زمينه‌ مساعدي‌ براي‌ بروز اين‌ مشكلات‌ بوده‌ است‌.

زنان‌ قبل‌ از تحولات‌ اخير و سقوط‌ رژيم‌ طالبان‌ در افغانستان‌ از اساسي‌ترين‌ حقوق‌ خويش‌ محروم‌ بوده‌اند وبه‌ علت‌ سطح‌ نازل‌ آگاهي‌ ، خشونت‌ عليه‌ زنان‌ در ابعاد وسيعي‌ اعمال‌ مي‌شد و نظر به‌ وضعيت‌ سنتي‌ و حاكميت‌ مردسالاري‌، زنان‌ بيش‌ از مردان‌ دچار مشكلات‌ بوده‌اند و با تاسف‌ بايد گفت‌ كه‌ در طول‌ سال‌هاي‌ جنگ‌ كشور ما بدترين‌، تكان‌دهنده‌ترين‌ و بي‌مثال‌ترين‌ نوع‌ از تخلفات‌ حقوق‌ بشري‌ و حقوق‌ زنان‌ را تجربه‌ كرده‌ است‌ و زنان‌ كشور ما شاهد انواع‌ و اقسام‌ شكنجه‌ ها در اين‌ سال‌ ها بوده‌ اند و صداي‌ آن‌ دوره‌ اسفناك‌ تا امروز در سطح‌ جهان‌ شنيده‌ نشده‌ و مسكوت‌ مانده‌ است‌.

بعد از سقوط‌ طالبان‌ وضعيت‌ زنان‌ در افغانستان‌ چگونه‌ بوده‌ است‌؟

بدون‌ شك‌ ما شاهد يكسري‌ تغييرات‌ و بهبود در شرايط‌ عمومي‌ كشور بوده‌ايم‌ ولي‌ مشكلات‌ زنان‌ افغاني‌ به‌ اندازه‌يي‌ زياد است‌ كه‌ هنوز ما را در ابتداي‌ راه‌ قرار داده‌ است‌. عدم‌ امنيت‌ و حاكميت‌ سلاح‌ و جنگ‌سالاران‌، فقر گسترده‌ و نبود فرصت‌ براي‌ كار و توليد بي‌سابقه‌ مواد مخدر و نبود زمينه‌ لازم‌ براي‌ آموزش‌ و تعليم‌ و تربيت‌ همگاني‌ از چالش‌هايي‌ است‌ كه‌ دولت‌ انتقالي‌ افغانستان‌ با آن‌ دست‌وپنجه‌ نرم‌ مي‌كند.

پس‌ شما معتقديد كه‌ بدون‌ صلح‌ و امنيت‌ راه‌ به‌ جايي‌ نخواهيد برد؟

بله‌ امروز به‌ علت‌ عدم‌ تحقق‌ صلح‌ سراسري‌ زنان‌ نمي‌توانند مسير رشد را طي‌ كنند. زنان‌ بيشتر از نيم‌ نفوس‌ كشور را تشكيل‌ مي‌ دهند. نقش‌ آنها در پروسه‌ صلح‌ قابل‌ ملاحظه‌ است‌ و تاثير چشمگيري‌ دارد. بهبود شرايط‌ زندگي‌ زنان‌ در كشور در صورت‌ حاكميت‌ صلح‌ و امنيت‌ معني‌ پيدا مي‌كند.

امنيت‌ از بنيادي‌ترين‌ تضمين‌ها براي‌ انكشاف‌ و توسعه‌ يك‌ مملكت‌ شمرده‌ مي‌شود. بطور مثال‌ تنها در شرايط‌ صلح‌ مي‌توان‌ در راستاي‌ آموزش‌ و بهداشت‌ گام‌ برداشت‌. هنوز در كشور ما از هر هزار زن‌ 165 نفر به‌ علت‌ امراض‌ ساده‌ جانشان‌ را از دست‌ مي‌دهند و تنها در صورت‌ شرايط‌ بهتر پزشكان‌ مي‌توانند به‌ روستاهاي‌ دوردست‌ بروند و از وقوع‌ چنين‌ حوادثي‌ پيشگيري‌ كنند.

چه‌ آينده‌يي‌ براي‌ زنان‌ افغاني‌ ترسيم‌ مي‌كنيد؟

آينده‌ زنان‌ افغان‌ مستقيما به‌ تعهد، اراده‌ و عزم‌ راسخ‌ خود آنها بستگي‌ دارد. زنان‌ افغان‌ بايد آگاه‌ باشند كه‌ تنها امروز، جامعه‌ جهاني‌ فرصت‌هاي‌ مناسبي‌ در اختيار ما قرار داده‌ است‌ و ما بايد از اين‌ فرصت‌ها درست‌ و بموقع‌ و به‌ شكل‌ صحيح‌ استفاده‌ كنيم‌. از سويي‌ ديگر زنان‌ كشور ما بايد در راستاي‌ انكشاف‌ و توسعه‌ و رفع‌ خشونت‌ در كشور و رفع‌ دهها مشكل‌ دامنگير زنان‌ با مبارزه‌يي‌ خستگي‌ناپذير تلاش‌ كنند.

من‌ شخصا در بدترين‌ شرايط‌ حاكم‌ بر كشور افغانستان‌ احساس‌ نااميدي‌ نكرده‌ام‌ و همواره‌ به‌ خودم‌، به‌ ملتم‌ و به‌ زنان‌ كشور اعتماد قوي‌ دارم‌ و معتقدم‌ كه‌ اگر اين‌ مردم‌ توانسته‌اند اژدهايي‌ به‌ بزرگي‌ شوروي‌ سابق‌ را از پاي‌ درآورند و اگر توانسته‌اند به‌ حاكميت‌ سياه‌ طالبان‌ تاريك‌انديش‌ خاتمه‌ دهند، بدون‌ شك‌ قادرند يك‌ افغانستان‌ آزاد، مستقل‌ و دموكرات‌ را دوشادوش‌ هم‌ بسازند.

در طول‌ اين‌ سال‌ها ميليون‌ها زن‌ افغاني‌ در ايران‌ زندگي‌ كرده‌اند كه‌ مشكلاتي‌ خاص‌ داشته‌اند. شما مهمترين‌ اين‌ مشكلات‌ را چه‌ مي‌دانيد؟

ما در طول‌ دو دهه‌ جنگ‌ بالاتر از 5 ميليون‌ پناهنده‌ در خارج‌ از كشور داشتيم‌ كه‌ اكثريت‌ آنها در كشورهاي‌ همجوار چون‌ ايران‌ و پاكستان‌ متمركز بودند. وقتي‌ يك‌ انسان‌ از خانه‌ و كاشانه‌اش‌ دور مي‌شود آن‌هم‌ نه‌ به‌ دلخواه‌ خويش‌ بلكه‌ به‌ علت‌ شرايط‌ ناهنجار حاكم‌ در وطن‌ آبا واجدادي‌اش‌، به‌ نظر من‌ اين‌ مساله‌ ساده‌يي‌ نيست‌. به‌ هرحال‌ به‌ علت‌ جنگ‌، مردم‌ افغانستان‌ به‌ شكل‌ خانوادگي‌ به‌ مهاجرت‌ پرداختند و راهي‌ دياري‌ شدند كه‌ هيچ‌ تصور قبلي‌ از آن‌ نداشتند به‌ شكلي‌ كه‌ وقتي‌ به‌ كشورهاي‌ همسايه‌ مي‌رسيدند، تجاربي‌ غيرقابل‌ انتظار در مقابل‌ آنها قرار مي‌گرفت‌.

اگر چه‌ من‌ خودم‌ تجربه‌ مستقيم‌ از مهاجر بودن‌ در كشور ايران‌ ندارم‌ ولي‌ تا حدي‌ كه‌ شنيده‌ام‌ زنان‌ افغان‌ مشكلات‌ و محدوديت‌هاي‌ فراواني‌ در طول‌ سال‌هاي‌ مهاجرت‌ در ايران‌ داشته‌اند، البته‌ زماني‌ كه‌ از مشكلات‌ مي‌گوييم‌ اين‌ نه‌ بدان‌ معناست‌ كه‌ خوبي‌هاي‌ ملت‌ ايران‌ را نسبت‌ به‌ مهاجرين‌ ناديده‌ گرفت‌ ولي‌ به‌ صورت‌ عموم‌ مهاجرين‌ افغان‌ محدوديت‌هاي‌ قانوني‌ فراواني‌ داشته‌اند كه‌ زنان‌ نيز بخشي‌ از آنان‌ بوده‌ و ايشان‌ نيز از اين‌ محدوديت‌هاي‌ متضرر شده‌اند. بطور مثال‌ به‌ علت‌ نداشتن‌ سندي‌ كه‌ دال‌ بر مهاجرت‌شان‌ كند، حق‌ تحصيل‌ نداشتندأ حق‌ بهداشت‌ يعني‌ سهولتي‌ براي‌ حمايت‌ ايشان‌ وجود نداشته‌ است‌، موضوعات‌ حقوقي‌ شان‌ شنيده‌ نمي‌شده‌ و عموما يكجانبه‌ قضاوت‌ صورت‌ مي‌گرفته‌ است‌ يا اينكه‌ متاسفانه‌ امروز با درنظر داشتن‌ اينكه‌ هنوز وضعيت‌ افغانستان‌ آماده‌ پذيرش‌ مهاجرين‌ افغان‌ به‌ يكبارگي‌ نيست‌، مي‌شنويم‌ كه‌ براي‌ ايشان‌ مدت‌ خيلي‌ كوتاهي‌ درنظر گرفته‌ شده‌ است‌ كه‌ بايد ايران‌ را ترك‌ كنند يا اينكه‌ مهاجران‌ افغان‌ اجازه‌ تحصيل‌ و ايجاد مراكز فرهنگي‌ و غيره‌ را ندارند. اين‌ موضوعات‌ پيوسته‌ نياز به‌ حمايت‌ وسيع‌ جامعه‌ مدني‌ ايران‌ از پناهندگان‌ افغان‌ دارد و انتظار من‌ به‌ عنوان‌ يك‌ فعال‌ حقوق‌ بشر حقوق‌ زنان‌ در كشورم‌ از كشور ايران‌ اين‌ است‌ كه‌ بين‌ برخورد ايشان‌ با پناهندگان‌ افغان‌ و پاليسي‌هاي‌ ملي‌، منطقه‌ يي‌ و بين‌المللي‌ هر دو كشور يك‌ تفاوت‌ جدي‌ قايل‌ شده‌ و با پناهندگان‌ افغان‌ با احترام‌ به‌ كرامت‌ انساني‌ آنان‌ برخورد كنند.

شما از سازمان‌هاي‌ غير دولتي‌ صحبت‌ كرديد. كمي‌ راجع‌ به‌ وضعيت‌ اين‌ سازمان‌ها و چگونگي‌ فعاليت‌ آنها بگوييد؟

زنان‌ هم‌ اكنون‌ نقش‌ نسبتا فعالي‌ در سازمان‌هاي‌ غير دولتي‌ دارند. البته‌ متفاوت‌ از كشور ايران‌، عمر سازمان‌هاي‌ غير دولتي‌ در افغانستان‌ و كارنامه‌ فعاليت‌هاي‌ انكشافي‌، رفاهي‌ و اجتماعي‌ ايشان‌ به‌ مراتب‌ بيشتر از عمر دولت‌ سه‌ ساله‌ كشور ما است‌. بناي‌ نقش‌ سازمان‌هاي‌ غيردولتي‌ و بخصوص‌ فعالان‌ زن‌ اين‌ سازمان‌ها در پروسه‌ انكشاف‌ و بازسازي‌ كشور حايز اهميت‌ والايي‌ است‌.

فعالان‌ زن‌ حقوق‌ بشر در افغانستان‌ در طول‌ سال‌هاي‌ جنگ‌ و بعد از جنگ‌ پيوسته‌ وظيفه‌ ملي‌ و وجداني‌ خويش‌ را انجام‌ داده‌اند و به‌ جاي‌ شركت‌ در جنگ‌هاي‌ غيرعادلانه‌ و مسلحانه‌ مخالفت‌ و مقاومت‌شان‌ نسبت‌ به‌ شرايط‌ حاكم‌ را در راه‌هاي‌ غير خشونت‌آميز و راه‌هايي‌ كه‌ باعث‌ رشد و توسعه‌ كشور مي‌شود پيش‌ گرفته‌اند.

فعاليت‌هاي‌ زنان‌ در تشكلات‌ مختلفي‌ شامل‌ فعاليت‌ها در زمينه‌ تعليم‌ و تربيت‌ زنان‌ و دختران‌،آموزش‌هاي‌ مدني‌ و حقوقي‌ و محيط‌ زيستي‌، حمايت‌هاي‌ حقوقي‌ از زنان‌ و ارتقاي‌ ظرفيت‌ زنان‌ در سطوح‌ تصميم‌ گيري‌ و رهبري‌ است‌.

به‌ علاوه‌ زنان‌ فعال‌ در عرصه‌هاي‌ فوق‌ در پروسه‌ تصويب‌ قانون‌ اساسي‌ و نيز در پروسه‌ انتخابات‌ نقش‌ فعالي‌ داشته‌اند كه‌ دستاورد حضور و نقش‌ ايشان‌ منتج‌ به‌ داشتن‌ قانون‌ اساسي‌يي‌ شده‌ كه‌ در آن‌ از حقوق‌ مساوي‌ زن‌ و مرد صحبت‌ به‌ ميان‌ آمده‌ است‌.

ما شنيده‌ايم‌ كه‌ زنان‌ افغاني‌ موفق‌ به‌ كسب‌ حقوق‌ مناسبي‌ در قانون‌ اساسي‌ افغانستان‌ شده‌اند. آيا اين‌طور است‌؟

چنانكه‌ قبلا تذكر دادم‌، زنان‌ كشور ما در پروسه‌ تصويب‌ قانون‌ اساسي‌ با شجاعت‌ تمام‌ بي‌توجه‌ به‌ تمامي‌ تهديدها و كارشكني‌ها از سوي‌ نيروهاي‌ ضد زن‌ شركت‌ فعالي‌ داشتند.قابل‌ يادآوري‌ است‌ كه‌ علاوه‌ بر شركت‌ در لويه‌ جرگه‌ قانون‌ اساسي‌ برنامه‌ها و گروه‌هاي‌ كاري‌ قبلا نيز تاسيس‌ يافته‌ بود تا بطور سيستماتيك‌ برمواد قانون‌ اساسي‌ كاركنند. من‌ نيز عضو يكي‌ از گروه‌ها بودم‌ كه‌ به‌ نام‌ گروه‌ كاري‌ قانون‌ و جندر )Gender( ياد مي‌شد. اين‌ گروه‌ شامل‌ متخصصين‌،

كارشناسان‌ و عده‌يي‌ از مقامات‌ قوه‌ قضاييه‌ كشور بودند كه‌ مشتركا بر تك‌ تك‌ از مواد قانون‌ از ديدگاه‌ جنسيتي‌ )جندر( ملاحظه‌ كردند و يكسري‌ پيشنهاداتي‌ را ارايه‌ داشتند. البته‌ اين‌ گروه‌ علاوه‌ بر مطالعه‌ قانون‌ اساسي‌ افغانستان‌، قوانين‌ ساير كشورهاي‌ اسلامي‌ منطقه‌ را نيز مطالعه‌ كرده‌ و به‌ نتايجي‌ رسيدند.

البته‌ با كاستي‌ها و كمي‌ها در قانون‌ اساسي‌، بازهم‌ دستاورد زنان‌ در اين‌ پروسه‌ به‌ قرار ذيل‌اند:

زنان‌ موفق‌ شدند با شركت‌ فعال‌شان‌ در پروسه‌ آن‌ ديد قرون‌ وسطايي‌ را كه‌ زنان‌ را ناقص‌العقل‌ و كمتر از مرد مي‌دانستند تغيير دهند.

زنان‌ افغان‌ يگانه‌ شركت‌كنندگاني‌ در لويه‌ جرگه‌ قانون‌ اساسي‌ بودند كه‌ توانستند از حضور جنگ‌ سالاران‌ و نظاميان‌ غيرمسوول‌ دراين‌ پروسه‌ به‌ صراحت‌ انتقاد كنند.

زنان‌ افغان‌ موفق‌ شدند تا بدون‌ در نظر داشتن‌ تعصبات‌ مذهبي‌، مليتي‌ و قومي‌ موضوع‌ تساوي‌ حقوق‌ اجتماعي‌ زن‌ و مرد را مطرح‌ كنند.

آيا زنان‌ افغاني‌ حق‌ قضاوت‌ يا رياست‌ جمهوري‌ را دارند؟

قانون‌ اساسي‌ افغانستان‌ به‌ هر شهروند افغان‌ اعم‌ از زن‌ و مرد حق‌ قضاوت‌ و يا رياست‌ جمهوري‌ را داده‌است‌. مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ قوانين‌ حاضر ما به‌ صورت‌ عموم‌ تا حدود زيادي‌ شاهد تفرقه‌ جنسيتي‌ نبوده‌ است‌. ولي‌ فراموش‌ نكنيم‌ كه‌ افغانستان‌ در طول‌ تاريخ‌ و بخصوص‌ دو دهه‌ اخير داراي‌ وضعيتي‌ بوده‌ است‌ كه‌ زنان‌ بدترين‌ وضعيت‌ ممكن‌ را تجربه‌ كرده‌اند، در ديار ما با تاسف‌، سنن‌ و رسوم‌ ناپسند گره‌ محكمي‌ با مسائل‌ مذهبي‌ خورده‌اند، به‌ علت‌ نازل‌ بودن‌ سطح‌ آموزش‌ عده‌ زيادي‌ از مردم‌ سنن‌ و رسوم‌ را با دين‌ و مذهب‌ به‌ مغالطه‌ مي‌گيرند و اين‌ خود باعث‌ ايجاد اشكال‌ براي‌ شركت‌ زنان‌ در پروسه‌هاي‌ مختلف‌ مي‌شود كه‌ برنامه‌هاي‌ دراز مدت‌ جهت‌ رفع‌ چنين‌ رسوم‌ و تخلفاتي‌ از حقوق‌ بنيادي‌ زن‌ را ايجاب‌ مي‌كند. بنابر اساس‌ قانون‌، ما فعلامشكلي‌ نداريم‌ ولي‌ به‌ علت‌ عقب‌ماندگي‌ و مسائل‌ فوق‌الذكر ممكن‌ است‌ كمي‌ زود باشد اگر انتظار يك‌ رييس‌ جمهور زن‌ را داشته‌ باشيم‌ زيرا به‌ نظر من‌ قبل‌ از اينكه‌ به‌ جنسيت‌ يك‌ رييس‌ جمهور فكر كرد، بايد به‌ شايستگي‌، ظرفيت‌ و توانمندي‌ يك‌ انسان‌ توجه‌ كرد. مهم‌ اين‌ نيست‌ كه‌ حتما بايد يك‌ زن‌ در راس‌ دولت‌ قرارداشته‌ باشد كه‌ بتواند حقوق‌ زنان‌ را در كشورش‌ تامين‌ كند، بلكه‌ مهم‌ اين‌ است‌ كه‌ زن‌ و يا مردي‌ كه‌ در راس‌ يك‌ دولت‌ قرار مي‌گيرد، يك‌ طرز ديد سالم‌ و درستي‌ نسبت‌ به‌ مشاركت‌ مساوي‌ زنان‌ و مردان‌ در دولتش‌ داشته‌ باشد.

خانم‌ اورزلااشرف‌، شما از سنت‌ها صحبت‌ كرديد. مساله‌يي‌ كه‌ در بسياري‌ از كشورهاي‌ منطقه‌ به‌ عنوان‌ مشكل‌ مطرح‌ است‌. من‌ دوست‌ دارم‌ بدانم‌ شما و جامعه‌ چگونه‌ توانستيد با اين‌ سنت‌ها مقابله‌ كنيد يا كنار بياييد و قوانين‌ مربوط‌ به‌ زنان‌ در تعارض‌ با اين‌ سنت‌ها چه‌ كرده‌ است‌؟

در مورد قوانين‌ وسنن‌ چنان‌كه‌ قبلا توضيح‌ داده‌ام‌، يكي‌ از بزرگترين‌ چالش‌ها نسبت‌ به‌ وضعيت‌ زن‌ در افغانستان‌ حاكميت‌ سنن‌ و رسوم‌ ناپسنديده‌ حاكم‌ است‌. بطور مثال‌ ازدواج‌ اجباري‌ زنان‌، خريد وفروش‌ زنان‌، ازدواج‌ دختران‌ كم‌سن‌وسال‌، خشونت‌ خانوادگي‌،بد )وقتي‌ بين‌ دو خانواده‌ قتل‌ صورت‌ مي‌گيرد، خانواده‌ قاتل‌ در بدل‌ مقتول‌ يكي‌ از خواهران‌ قاتل‌ را به‌ آنان‌ مي‌دهد( و امثال‌ اين‌.

قبل‌ از همه‌ كوشيده‌ايم‌ برنامه‌هاي‌ آگاهي‌ جنسيت‌ )جندر( را در ساعات‌ مختلف‌ عملي‌ سازيم‌،البته‌ توجه‌ خاصي‌ نسبت‌ به‌ بالابردن‌ آگاهي‌ مردان‌ جامعه‌ از اين‌ موضوع‌ الزامي‌ است‌. در عين‌ حال‌ كارگاه‌هاي‌ مختلفي‌ تنظيم‌ كرده‌ايم‌ تا آگاهي‌ مردم‌ را نسبت‌ به‌ حقوق‌ زنان‌ در اسلام‌ تقويت‌ كند و به‌ اين‌ صورت‌ مردم‌ ما البته‌ در دراز مدت‌ مي‌توانند آن‌ تفاوت‌ بين‌ سنن‌ ناپسنديده‌ و مذهب‌ را به‌ خودي‌ خود درك‌ كرده‌ و رعايت‌ كنند.

از شما براي‌ شركت‌ در اين‌ مصاحبه‌ متشكريم‌. اميدواريم‌ كه‌ در سمينارهاي‌ آتي‌ در ايران‌ شما را ببينيم‌ و شما درباره‌ وضعيت‌ زنان‌ افغان‌ نويدهاي‌ خوشحال‌ كننده‌يي‌ به‌ ما بدهيد.

 

"مهرانگیز شریفیان" برنده جایزه گلشیری : حکایت زن مهاجر را نوشته ام

زنان ایران: یکشنبه 8 آذر ۱۳۸۳  - 28 نوامبر ۲۰۰۴

فرزانه ابراهيم زاده

FEbrahimzade@gmail.com

خوش حالم كه توانستم جايزه هوشنگ گلشيري را بگیرم. اما تعجب كردم چون مي دانم زن هاي نويسنده زيادي در ايران فعاليت مي كنند. پيش از اين فكر مي كردم خانم هاي بيشتري جايزه را بگيرند .

چه كسي باور مي كند رستم، حكايت زني است كه به خارج از ايران مهاجرت كرده است و در غربت به مرور خاطرات كودكي خود مي پردازد. اين رمان نخستين رمان چاپ شده مهرانگيز شريفيان تنها برنده زن چهارمين جايزه هوشنگ گلشيري است . وي در حاشيه دريافت جايزه گفت:از اين كه اين جايزه را در ايران دريافت كردم خيلي خوشحالم. اين جايزه نشان مي دهد كه مسئله ادبيات مهاجرت جدي گرفته شده است.

وي در خصوص شخصيت اول داستانش كه يك زن ايراني است كه در خارج از كشور زندگي مي كند گفت: اگرچه اين داستان كاملا خيالي است و شخصيت اصلي هيچ شباهتي به من ندارد اما من درباره موضوعي نوشتم كه خوب مي شناسم و با آن از نظر روحی آشنا هستم. يعني حكايت زنان مهاجر .

شريفيان كه در زمينه روانشناسي كودك تحصيل كرده است گفت:كارهاي قبلي من درباره روانشناسي بوده است. اما اين رمان را خيلي دوست دارم. چند سالي روي اين رمان كار كردم.

وي با اشاره به حضور گسترده زنان داستان نويس در عرصه ادبيات ايران افزود:به نظر من نكته مهم نوشتن است. زن و مرد فرق نمي كند . من به انسان فكر مي كنم . نمي توانم تفاوت قائل بشوم. البته بین حس زنانگی و (مردانگی )تفاوت وجود دارد اما نمي توانم (از نظر انسانی بین آنها) فرق بگذارم.

گفتني است در بين نامزدهاي چهارمين دوره جايزه هوشنگ گلشيري نام زنان نويسنده اي چون شهرنوش پارسي پور، مهرنوش مزارعي، فريده لاشايي به چشم مي خورد. چهارمين دوره جايزه هوشنگ گلشيري 6 آذر ماه در فرهنگسراي نياوران به برترين آثار در حوزه ادبيات داستاني در سال 82 اهدا شد.