زنان:جمعه 6 آذر ۱۳۸۳  - 26 نوامبر ۲۰۰۴

 

 

 

کمپين عليه خشونت /مرکز فرهنگي زنان

تريبون فمينيستي ايران: پنجشنبه ۵ آذر ۱۳۸۳  - ۲۵ نوامبر ۲۰۰۴

در حالي كه تاكيد بر تساوي و ممنوعيت تبعيض از آغاز بخشي از اعلاميه حقوق بشر بوده است، مسئله خشونت عليه زنان خيلي ديرتر و فقط در دهه گذشته وارد بحث هاي عمومي جهاني شد و هنوز هم با مقاومت و اختلاف نظر رو به رو است.

سند مهم در اين زمينه اعلاميه منع خشونت عليه زنان، سال 1993، بود، ثمره فشار زيادي كه جنبش هاي زنان آوردند و در كنفرانس وين درباره حقوق بشر به اوج خود رسيد. اعلاميه فوق براي نخستين بار تعريفي همه جا نبه از خشونت عليه زنان ارائه داد، اين تعريف كه "هرگونه عمل خشونت آميز جنس گرايي كه باعث زيان يا رنجي جسماني، جنسي يا رواني شود يا بتواند بشود، از جمله تهديد به دست زدن به چنين اعمالي، جبر به كار بردن يا خودسرانه محروم كردن زن از آزادي، خواه در زندگي عمومي و خواه در زندگي خصوصي." در همان كنفرانس وين درباره يك مسئول ويژه ناظر اجراي مفاد اعلاميه منع خشونت عليه زنان نيز تصميم گرفته شد.

در سال هاي بعدي ، مضمون خشونت عليه زنان در كنفرانس پكن تعميق يافت، و بعد در بحث كميسيون زنان سازمان ملل، كميسيون حقوق بشر، مجمع عمومي، تا مجمع پكن+5 و در كنفرانس هاي بعدي همچنان مبارزه با خشونت عليه زنان يكي از اهداف اصلي سازمان ملل شمرده مي شود. بنابراين مسئله خشونت عليه زنان همچنان موضوع بحث هاي متعدد است، خواه از زاويه حقوق بشر، خواه از زاويه اختلاف عقيده هايي كه در اين باره هست، و تا اجراي سندهاي بين المللي به نفع رفع خشونت نه تنها از زنان كه از كل جوامع بشري راه بسيار درازي در پيش است.

 

اخلاقيات فمينيستي مي گويد: حقوق همه بايد رعايت شود 

فيروزه مهاجر - تريبون فمينيستي ايران: پنجشنبه ۵ آذر ۱۳۸۳  - ۲۵ نوامبر ۲۰۰۴

در 25 نوامبر 1960 سه زن در جمهوري دومنيكن كشته مي شوند. آن ها در زمان ديكتاتوري تروخيلو و به دليل اين كه مي خواسته اند زندانيان سياسي را ملاقات كنند دزديده مي شوند، مورد تجاوز قرار مي گيرند و به قتل مي رسند. در سال 1981 و در نخستين كنفرانس امريكاي لاتيني زنان در بوگوتا ، كلمبيا، 25 نوامبر روز مبارزه با خشونت عليه زنان اعلام شد. از آن هنگام در اين روز كمپين هاي متفاوتي سازمان داده مي شود تا حسلسيت مردم را نسبت به خشونت عليه زنان در سراسر جهان برانگيزند.

امسال هم پروژه هاي ضد خشونت در نقاط مختلف جهان به اجرا در مي آيد، شامل نمايش فيلم، سخنراني، نمايشگاه عكس و...

 

زنان، خشونت و فقر

 

در طول سال ها مبارزه با خشونت، فمينيست ها كه زماني تساوي اقتصادي را براي زنان به منظور نجات آن ها از خشونت به دليل فقر و وابستگي به مردان لازم مي دانستند انگار بايد تغيير عقيده بدهند.

با توجه به افزايش فقر زنان به رغم كار بيشتر آن ها، نظامي شدن جوامع، وفور سلاح در دست افراد غير مسئول، و اين واقعيت كه مي دانيم زنان همواره بيشتر از مردان كار كرده اند – گواه آن آمار سازمان ملل كه اعلام مي كند زنان 3/2 از كارهاي دنيا را انجام مي دهند، فقط 5% از منافع اين كارها نصيب آن ها مي شود و مالك 1% از دارايي جهان هستند – قاعدتا ديگر بايد اين فكر را كه كار بيرون زن ها مي تواند كمكي به رفع خشونت از آن ها بكند فراموش كرد. در واقع زنان چندين قرن است كه بدون برخوداري از هيچ حقوقي كار كرده اند و اگر اين امر در گذشته در مسائل عاطفي و حفظ امنيت خانواده كمك شان مي كرده حالا ديگر ظاهرا اين حاصل را هم ندارد و شرايط شان بيشتر به بردگي شبيه است. چون، اگر مروري بر تاريخ برده داري كنيم مي بينيم كه چطوربردگان هم مي توانستند درآمد كارشان را براي خودشان نگه دارند و حتي گاهي پول بدهند و آزادي خود را بخرند، و آن وقت مي فهميم كه زن ها كه دوسوم كار جهان را انجام مي دهند و تنها پنج درصد از منافع آن را به دست مي آورند بدترين نوع بردگي را در دنيا تجربه مي كنند، و از قضا چون اين بردگي پنهان است و به دليل گره خوردن با مسائل عاطفي تفكيك آن از چيزهاي ديگر كار آساني نيست و در ضمن زنان بسياري را مي بينيم كه كار بيرون از منزل شان جز پايمال كردن حقوق زنان چيزي نيست. راستي هم برده در بيشتر موارد از بردگي خود خبر داشت و از حقوق بردگاني مانند خودش دفاع مي كرد، اما بردگي زنان فراستي بيشتر از آن مي خواهد كه بتوان در هاي و هوي زندگي به راحتي تشخيصش داد، بخصوص براي زناني كه عادت به تحقير شدن داشته اند هر خزفي ممكن است مرواريد جلوه كند.

بدون مثال آوردن از انواع محروميت ها، در كل محروم بودن از حقوق و درآمدي براي زندگي آبرومندانه بدترين خشونتي است كه اكثر زنان جهان دچارش هستند. اين خشونت ناشي ا ز فقر چنان بر زندگي روزمره آنان تاثير مي گذارد كه امكان دفاع شان از حقوق خود را كاهش مي دهد. آن ها وقتي فكر مي كردند كار بيرون مي تواند نجات شان دهد خود را ملزم ديدند آن را همزمان با كار خانه انجام دهند. خود را ملزم به كار بيرون ديدند چون اخلاقيات مزخرف جامعه مردسالار مدعي بود هركس صبح از خانه بيرون رفت و شب برگشت فرض بر اين است كه كار كرده و آن هم كار مفيدي براي جامعه و طبيعي است كه حقوق بيشتري دارد. اخلاقيات فمينيستي حالا كه كمي از آن خشونت را شناسايي كرده و نسبت به آثار مخرب آن مقاوم شده مي گويد كه حقوق همه بايد رعايت شود، خواه كار كنند و خواه كار نكنند و حقوق زنان بايد كاملا رعايت شود و خواه كار بيرون بكنند و خواه بچه داري را ترجيح دهند يا به دليل پيري و معلوليت قادر به كار نباشند بايد از هرگونه خشونتي دور باشند و امنيت آن ها كاملا تامين شود.

رويا طلوعى / رويكردهاى خشونت عليه زنان در استان كردستان

رادیو آلمان:پنجشنبه ۵ آذر ۱۳۸۳  - ۲۵ نوامبر ۲۰۰۴

خانم رويا طلوعى از فعالان حقوق زنان در كردستان است كه تحقيقى نيز پيرامون علل خودسوزى و آماربالاى خودكشى در ميان زنان كرد منتشر كرده است. خانم طلوعـى پزشك ، ساكن سنندج و از جمله بانيان انجمن زنان كرد مدافع حقوق بشر است.

پرسش ها: مهيندخت مصباح

دويچه وله: خانم طلوعی، گفتگوی ما مصادف است با روز جهانی ”منع خشونت عليه زنان”. اولين سوال من در زمينه ی موقعيت زنان کردستان است. رويکردهای خشونت بار در مورد آنان بطور ويژه چيست؟

 

رويا طلوعی: در مورد زنان کرد بايد بگويم که زنان کرد نيز مانند همه ی زنان دنيا مورد خشونت قرار می گيرند و اين بصورتهای جسمی، جنسی، آزار روحی و روانی ست و همينطور شامل تمام مواردی ست که در تعريف خشونت می گنجد. اما می توانم ويژگی خاصی را برای ملت کرد در نظر بگيرم که چون در اقليت ملی قرار دارد و ستم هايی را متحمل می شود، از جمله محروميت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، بالطبع آثار اين فشارها و ستم ها را مردان به زنها انتقال می دهند زيرا زنان را زيردستان خود می دانند. از اين جهت ممکن است در بعضی موارد برخوردهای خشن تری با زنان بشود. موردی که فرضا اخيرا در دهكلان پيش آمده و يک خانم جوانی تحت شکنجه قرار گرفته بود و مواردی از اين قبيل که باعث می شود فشار بر زنان بحدی شود که ناچار به خودسوزی شوند. درست است که اينجا خودشان خود را آزار می دهند، ولی چنين عکس العملی در اثر فشارها و آزار همسرانشان است. بطور کلی می توانم بگويم همسرآزاری پديده ای بسيار رايج در کردستان است.

 

دويچه وله: مورد دهكلان را بيشتر توضيح ميدهيد؟

رويا طلوعی: خانمی به اسم شریفه نوعروس ۱۴ ساله ای بوده که بخاطر معامله ای ميان پدر و پدرشوهرش مجبور به ازدواج می شود و بعدها چون حاضر نمی شود به نفع پدرشوهرش عليه پدرش شهادت بدهد به مدت ۹ ماه  در دستشويی به زنجير كشيده شده و تحت شکنجه های بسيار خشونت باری قرار ميگيرد. بعد از ۹ ماه که توسط همسايگان شکايت می شود و نيروی انتظامی موفق به نجات اين زن می شود، در وضعيت بسيار وخيمی، همراه با سوء تغديه ی شديد و آثار جراحت عميقی به پزشکی قانونی برده می شود و اکنون نيز تحت سرپرستی بهزيستی ست و پرونده اش در دادگاه در جريان است.

 

دويچه وله: حساسيت های اجتماعی در محيط نسبت به اين روشهای خشونت بار ، مثل همين مورد شريفه چگونه است؟

رويا طلوعی: می توانم بگويم اکنون زنان اجتماع و بخصوص NGO  های زنانی که نسبتا فعال هستند واکنش خوبی نسبت به اين مسايل نشان می دهند. به اين صورت که سعی می کنند با اين موارد برخورد کرده و آن را پيگيری کنند. در خانه ی سلامت که در بهزيستی قرار دارد، بهزيستی استان فارس، اين موارد پيگيری می شود، دارای وکيل هستند که اين وکلا نيز از لحاظ قضايی مسايل را پيگيری می کند. در مورد شريفه نيز اهالی دهكلان به حدی از اين موضوع ناراحت شده بودند که حتا خانم ها می خواستند دست به راهپيمايی بزنند، ولی آنها را آرام کردند و به آنها قول پيگيری مسئله داده شد. حالا همه ی ما نگران دادگاه شريفه هستيم تا ببينيم نتيجه ی آن چه می شود. چون صحبت هايی نيز شده که خانواده ی پدر و همسرش قصد دارند با همديگر مصالحه هايی بکنند تا عملا پرونده مختومه شود و اين دختر بيچاره در اين ميان فدا شود.

 

دويچه وله: آيا اساسا در کردستان نهادهای فعال در امور زنان وجود دارند و اگر آری، نوع فعاليت شان چيست؟

رويا طلوعی: در کردستان ايران تعدادی NGO  های زنان وجود دارند که مشغول به فعاليت هستند و می توانم بگويم اخيرا فعالتر شده اند. قبل از آن دوره ی رفرم خواهی NGO  های پيدا شدند که هنوز اساسنامه ی ؟؟؟؟؟ امضا می کردند و آن امکان فعاليت کاملا آزاد را نداشتند و فرضا در مقايسه با کردستان عراق ما فعاليت های آنان را نداريم. ولی اکنون خودآگاهی فمينيستى زنان تاحدودی بالاتر رفته و در مورد خشونت و ظلمهايی که به زنان می شود، بيشتر واکنش نشان می دهند.

در سنندج انجمن ورزشی بانوان بسيار فعال است. خود ما انجمن زنان كرد مدافع حقوق بشر را تاسيس کرده ایم و ارتباط خوبی با ديگر زنان کرد در مناطق داريم و همينطور با زنان فارس نيز رابطه ی خوبی برقرار کرده ايم. انجمن حمايت از حقوق زنان و همينطور شبکه ای داريم بنام شبکه ی زنان که مشغول فعاليت هستند. جديدترين برنامه ی مان در چند روزه آينده نيز سميناری خواهد بود که بمناسبت روز جهانی نفع خشونت عليه زنان برگزار می کنيم. در مجموع می توانم بگويم NGO  های زنان سعی می کنند که فعلا در رابطه با زنان اطلاع رسانی و آموزش را پيش ببرند و راجع به مشکلاتی که زنان با آن درگير هستند و همينطور نحوه ی برخورد با اين درگيری ها بپردازند. من بيشتر به آینده خوشبين هستم با اينکه هنوز فعاليت ها آنطور ايده آل نيستند.

 

دويچه وله: در مورد خودسوزی که شما در رابطه با آن تحقيقی نيز انجام داده اید، بيشتر توضيح دهيد . چون در کردستان آمار بسيار بالای از خودسوزی زنان وجود دارد.

رويا طلوعی: متاسفانه خودسوزی در کردستان زياد است و حتا استانهای کردنشين کشور مقام اول تا سوم را در اين پديده ی شوم دارا هستند. عللی که موجب خودسوزی می شود، طبق تحقيقاتی که انجام شده است، بيشتر ناشی از ناراحتی و گرفتاری های خانوادگی ست و همسر آزاری و بعد از آن ياس و فقر است. نتيجه ی تحقيقات من نهايتا اين بوده که آتش در ذهن زن كرد حضور نزديک و ملموسی دارد. زنان کرد حتا در واژه هايی که بکار می برند، خود را آماده برای مرگ و خودسوزی و حتا آماده ی فدا شدن برای اعضای مذکر خانواده نشان ميدهند. مثلا يک مادر هميشه به پسرش می گويد، الهی برايت بميرم يا مادرت بميرد و يا در مواقعی که عصبانی هستند می گويند که آنقدر ناراحتم که انگار می خواهم خود را آتش بزنم.

وقتی که اين حرفها تکرار می شود و وقتی حالتی بحرانی ايجاد می شود، انگار ضمير ناخودآگاه او را به طرف همان آتش می برد. چون هميشه در ذهنش تکرار می شود. در اين موارد نيز پرسش هايی داشتيم از خانم هايی که خودسوزی کرده بودند. فرضا اينکه چرا براى خودكشى مثلا دارو را انتخاب نكرديد؟ بعضی از آنها پاسخ می دادند که اگر قرص بخوريم، گوشه ای می افتيم و می میريم و کسی به فکر نجات ما نخواهد بود، ولی اگر خودمان را بسوزانيم کسی هست که به ما توجه كرده و آتش را خاموش کند. با توجه به اين پاسخ ها می توان گفت که اين روش نيز نوعی اعتراض است به مشکلاتی که زنان را احاطه کرده است. بهرحال اين بحث بسيار عميقی در مورد زنان کرد است و من متاسفم که آتش تا اين حد در نابودی زنان کرد حضور نزديکی دارد.

 

وزارت امور زنان افغانستان در همايشی به بهانه 25 نوامبر روز جهانی محو خشونت عليه زنان، فعاليتهای تبليغی 16 روزه ای را عليه اين پديده راه اندازی کرده است.

جمال موسوی در کابل

بی بی سی :پنجشنبه ۵ آذر ۱۳۸۳  - ۲۵ نوامبر ۲۰۰۴

همايش بزرگداشت روز جهانی مبارزه با خشونت عليه زنان با قرائت سوره ای از قرآن توسط يکی از خانمها که در آن به نکته ای در باره بازخواست سخت خداوند از ظلم و خشونت در قيامت هشدار داده شده است، آغاز شد: "آنگاه که در پهنه قيامت حاضر شوند و از دختران زنده به گور شده پرسيده شود: به کدامين گناه کشته شديد؟"

پس از افتتاح مراسم نعمت الله شهرانی يکی از معاونين حامد کرزی رييس دولت انتقالی افغانستان به ديدگاههای اسلام پيرامون زن پرداخت و گفت که بر اساس تعاليم اين دين خشونت عليه زنان مجوز ندارد.

حبيبه سرابی وزير امور زنان از ديگر سخنرانان اين کنفرانس بود.

خانم سرابی با اشاره به اينکه مشکل خشونت عليه زنان ابعاد و گستره ای جهانی دارد گفت که بايد ريشه بسياری از مشکلات امروزی مانند تروريسم، برتری طلبی، و خشونتهای اجتماعی و سياسی را در خشونتهای خانوادگی جستجو کرد.

او گفت که اولين بنيادهای تبعيض و ظلم و خشونت عليه زنان در جامعه افغانستان، از فرهنگ عدم تقسيم عادلانه محبت در ميان خانواده ها منشاء می گيرد.

خانم سرابی برای بهبود وضعيت زنان و کاهش خشونت عليه آنان در افغانستان خواهان برابری جنسی در اين کشور شد و گفت که نبايد از وجود تفاوتهای فيزيکی ميان زن و مرد سوء استفاده شود.

فوزيه امين يکی از مقامات وزارت امور زنان نيز در سخنانی در اين همايش گفت که از 530 مورد قضيه خشونت عليه زنان که اين وزارت آنها را ثبت کرده، بيشتر موارد لت و کوب زنان توسط شوهران و يا بستگان شوهرانشان بوده است.

او گفت که عامل عمده خشونت عليه زنان در نارسايی های فرهنگی است و وزارت امور زنان برای بهبود اين وضعيت و حل مسالمت آميز مناقشات تلاش کرده است.

همچنين در اين مراسم اعلام شد که وزارت امور زنان با همکاری چهار وزارتخانه ديگر و همچنين دادگاه عالی افغانستان و کمسيون مستقل حقوق بشر، کمسيون محو خشومت عليه زنان را تاسيس کرده است.

 

لزوم گفتگوى عمومى درمورد اعمال خشونت درقبال زنان

رادیو آلمان:پنجشنبه ۵ آذر ۱۳۸۳  - ۲۵ نوامبر ۲۰۰۴

چنين به نظر ميرسد كه در دنياى كنونى برابرى امرى است بديهى و جنسيت ديگر سرنوشت به شمار نميرود بلكه پرسشى است در قبال هويت فردى. اما آيا اينك حقيقتا فرصت هاى برابر براى زنان و مردان وجود دارد؟

 نگاهى گذرا به وضعيت موجود در اروپا اجازه گفتن آرى به اين پرسش را نميدهد. مثلا در طرز تفكر نوليبراليستى هزينه هاى مربوط به نيازهاى كهنسالان و بچه ها بايد شخصا پرداخت شود و بر عهده اجتماع نيست. دررابطه با حقوق زنان هم  با وجود همه فراخوان ها جهت برابريهاى اجتماعى بيشتر، باز خود آنها بايد به  تنهايى بار تلاش براى كسب مساوات را به دوش كشند.

در عين حال، در جوامعى هم كه نرمش بيشترى درمورد زنان به چشم ميخورد يا قوانين مترقيانه ترى براى تامين حقوق زنان وضع شده ، بازآمار خشونت نسبت به زن بالاست. به جوامع مختلف نگاهى مى افكنيم.

اروپاى شرقى: قاچاق و خريد و فروش زنان كشورهاى بلوك شرق سابق به اروپاى غربى آمار دهشتناكى پيدا كرده است.

اروپاى غربى:  نتيجه يكى از جديد ترين تحقيقات دولتى بيانگر اينست كه بيش از يكسوم زنان آلمانى  متحمل خشونت هاى جنسى يا بدنى در خانواده ميشوند.

كشورهاى شرقى و مذهبى : پدر سالارى بيداد ميكند و مدرنيسم بعنوان خطرى عليه سنت ها و موازين مذهبى به شمار ميرود. در اين كشورها كه دولتهاى مذهبى دارند زنان واجد هيچ حقوقـى نيستند و غالبا نيز از عرصه هاى آموزشى و حرفه اندوزى  دور نگاهداشته ميشوند.

جنوب آسيا:  زنان و كودكان قربانى هوسبازى هاى  جهانگردان خارجـى اند. مثلا در تايلند سكس توريسم پديده اى رايج است. در مالزى، فيليپين يا اندونزى هم زنان جوان با درآمدهاى بسيار نازل و مسخره مجبور به خدمتكارى يا كارهاى پست ميشوند . بطور خلاصه  دلال ها از وجود آنها در سراسر دنيا، سوءاستفاده هايى ميكنند كه دوران برده دارى و فروش كنيز را بخاطر مياورد.

كشورهاى جنگزده: موقعيت زنان در مناطقى چون بالكان، آفريقا، آمريكاى جنوبى يا كشورهاى آسيايى ناگوار است. در جنگ هم اين كه زن باشى يا مرد، نقش بازى ميكند. مردان به جبهه ميروند. اسير يا كشته ميشوند. در اين حالت زنان مجبور ميشوند بار و مرارت رسيدگي به بچه ها، مسن تر هاى فاميل يا بيماران دور و بر را به دوش كشند. آنها علاوه بر تحمل سختى هاى تامين معاش، همزمان قربانى نوع ويژه اى از خشونت ميشوند كه خشونت جنسى است.  اين چيزى نيست كه به ندرت پيش آيد بلكه تجاوزبه زنان  در جنگها بطور متوالى و استراتژيك اعمال ميشود. بعد از آنجا كه صحبت كردن در باره تجربه تلخ تجاوز براى اكثريت مطلق  زنان و دختران  تابو به شما ميرود، سكوت پيشه ميكنند و اين خود باعث ميشود كه عوارض اين زخم هاى روحى و جسمى به نسل هاى بعد انتقال يابند.

 

فهرست خشونت در قبال زنان طولانى است اما چه جسمى، چه روحى يا جنسى باشند مواردى خصوصى نيستند.  اينها بخشى از واقعيت هاى دنياى معاصرند كه بايست شناخته شوند، بايست بررسىشوند و بالاخره بايست عوض شوند.

تنها يك چيز مايه بيم است: اگر زنان بازنده بمانند، همه مى بازند.    

 

زهرا شجاعي مشاور رييس جمهوري و رييس مركز امور مشاركت زنان، عصر ديروز با فاديه سعدعبدالله السالم الصباح نايب رييس كميته امور زنان و قائم ‌مقام رييس اتحاديه انجمنهاي زنان كويت ديدار و گفت‌و‌گو كرد.

پنجشنبه ۵ آذر ۱۳۸۳  - ۲۵ نوامبر ۲۰۰۴

به گزارش خبرنگار سرويس «زنان» خبرگزاري دانشجويان ايران، در اين ديدار طرفين ضمن تاكيد بر وجوه مشترك اسلامي و مذهبي در خصوص مسايل زنان به بيان پيشرفتهاي انجام شده در كشور‌هاي خود براي ارتقاي وضعيت زنان پرداختند.

رييس مركز امور مشاركت زنان در اين ديدار با اشاره به وقوع انقلاب اسلامي به عنوان نقطه عطف مهمي در تاريخ معاصر ايران، پيشرفتهاي زنان در حوزه‌هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي‌، سياسي و... را چشمگير و قابل توجه ارزيابي كرد.

وي وضعيت زنان ايران را پس از رياست جمهوري خاتمي رو به بهبود ارزيابي كرد و توانمندي و افزايش سازمانهاي غيردولتي را مورد تاكيد قرار داد.

نايب رييس كميته امور زنان كويت نيز ضمن اشاره به تلاشها و ابتكارات دولت متبوعش براي پيشبرد وضعيت زنان، به برخي مشكلات در راه تحقق حقوق زنان مانند دستمزد نابرابر زنان و مردان كارمند در كويت، عدم حق راي زنان و مسائل و مشكلات عدم ارائه حق طلاق و مسكن به زنان اشاره كرد.

در پايان طرفين به بسط روابط فيمابين دو كشور مسلمان بخصوص در حوزه مسائل زنان تاكيد كردند.

گفتني است، نايب رئيس كميته امور زنان كويت به دعوت مركز امور مشاركت زنان از 4 تا 9 آذر ماه جاري از جمهوري اسلامي ايران ديدار مي‌كند و از نزديك با فعاليتها، تجارب و برنامه‌هاي مربوط به زنان در جمهوري اسلامي ايران از نزديك آشنا مي‌شوند.