زنان:یکشنبه 10 آبان 1383- 31 اكتبر  2004

 

 

 

 

پست‌هاي‌ مديريتي‌ را به‌ زنان‌ نمي‌ سپرند

اعتماد:یکشنبه 10 آبان 1383- 31 اكتبر  2004

به‌ رغم‌ توانمندي‌ زنان‌ و بالا رفتن‌ سطح‌ دانش‌ و آگاهي‌ آنها هنوز سهم‌ زنان‌ در پست‌هاي‌ مديريتي‌ كشور بسيار اندك‌ است‌، بطوري‌ كه‌ 97 درصد پست‌هاي‌ مديريتي‌ را مردان‌ و فقط‌ 3 درصد را زنان‌ برعهده‌ دارند. صاحبنظران‌ معتقدند نگرش‌ مردسالارنه‌ حاكم‌ بر جامعه‌ شايد مانع‌ اصلي‌ حضور زنان‌ در پست‌هاي‌ مديريتي‌ كشور است‌.مشاور استاندار تهران‌ درامور زنان‌در گفت‌وگو با مهر در اين‌ خصوص‌ گفت‌ : در حال‌ حاضر تنها 34 هزار زن‌ در دستگاه‌هاي‌ اجراي‌ كشورشاغل‌ هستند كه‌ از اين‌ تعداد كمتر از 1000 زن‌ در پست‌هاي‌ مديريتي‌ فعاليت‌ مي‌كنند.

 

دختران‌ فراري‌ در بيشتر موارد به‌ زنان‌ خياباني‌ تبديل‌ مي‌ شوند

اعتماد:شنبه 9 آبان 1383- 30 اكتبر  2004

بر اساس‌ يافته‌ هاي‌ كارشناسان‌ 60 درصد و در برخي‌ ديگر 80 درصد دختران‌ فراري‌ در صورتي‌ كه‌ توسط‌ نيروي‌ انتظامي‌ و يا گشت‌ سيار بهزيستي‌ جمع‌ آوري‌ نشوند، به‌ زنان‌ خياباني‌ آينده‌ تبديل‌ خواهند شد. دكتر سيد حسن‌ علم‌ الهدايي‌ با بيان‌ اين‌ مطلب‌ در گفت‌وگو با مهراظهار داشت‌:بسيار ديده‌ مي‌ شود كه‌دختر نوجواني‌ بر سر يك‌ بگو مگوي‌ كوچك‌ خانه‌ را ترك‌ مي‌ كند وفرصت‌طلبان‌ پس‌ از شناسايي‌،به‌ دختر نوجوان‌ پناه‌ داده‌ و تقاضاي‌رفتارهاي‌ غيرمشروع‌را از او دارند.

وي‌ در ادامه‌ گفت‌: تنها وظيفه‌ قانوني‌ بهزيستي‌ خدمات‌ دهي‌ و نگهداري‌ دختران‌ فراري‌ بوده‌ و شناسايي‌ و جمع‌ آوري‌ دختران‌ فراري‌ بر عهده‌ نيروي‌ انتظامي‌ است‌ كه‌ در اين‌ راستا بهزيستي‌ در قالب‌ گشت‌ هاي‌ سيار و ستاد مستقر در پايانه‌ها با نيروي‌ انتظامي‌ همكاري‌ مي‌ كند.

وي‌با بيان‌ اينكه‌ جمع‌ آوري‌ امنيتي‌، پليسي‌ وضربتي‌ زنان‌ خياباني‌ مشكلي‌ را حل‌ نمي‌ كند، تصريح‌ كرد: تا زماني‌ كه‌ سرچشمه‌و علل‌ تكثيرآنها درجامعه‌ شناسايي‌ نشود، هيچ‌ مشكلي‌حل‌ نخواهد شد،چرا كه‌ آن‌ تعدادازاين‌ زنان‌ كه‌در خيابانها مشهود هستندويا توسط‌ نيروي‌ انتظامي‌ جمع‌ آوري‌ مي‌ شوند تنها بخشي‌ از تعداد واقعي‌ زنان‌ خياباني‌ بوده‌و بسياري‌ ازآنهاتحت‌ پوشش‌ و در قالب‌ تجارت‌ و خريد و فروش‌ جنس‌ به‌ برقراري‌ رابطه‌ جنسي‌ براي‌ كسب‌ درآمد مبادرت‌ مي‌ ورزند .

علم‌ الهدايي‌ معضل‌ فرار از خانه‌ را در دختران‌ بسيار شايع‌ تر از پسران‌ دانست‌ و تصريح‌ كرد: در حال‌ حاضر عده‌ فراواني‌ فرار دختران‌ از خانه‌در سنين‌ بين‌ 15 تا 24 سال‌ است‌، اما متاسفانه‌ در سالهاي‌ اخير نمونه‌ هايي‌ از فرار دختران‌ 12 تا 13 ساله‌ نيز ديده‌ شده‌ است‌و از آنجا كه‌ فرار دختران‌ رابطه‌ مستقيمي‌ با ساير آسيب‌ هاي‌ اجتماعي‌ همچون‌ معضل‌ زنان‌ خياباني‌ دارد اين‌ مساله‌ مي‌ تواند نگراني‌ كاهش‌ سن‌ آسيب‌ هاي‌ اجتماعي‌ را نيز در جامعه‌افزايش‌ دهد .

 

فقر ، مهمترين‌ عامل‌ روسپيگري‌

اعتماد:یکشنبه 10 آبان 1383- 31 اكتبر  2004

روسپيگري‌ و انحرافات‌ جنسي‌ از با سابقه‌ ترين‌ انحرافات‌ و كج‌ روي‌هاي‌ بشري‌ است‌ كه‌ مضرات‌ آن‌ در دوره‌هاي‌ مختلف‌ تاريخي‌ و بنا به‌ مقتضيات‌ زماني‌ با اوج‌ و فرودهايي‌ همواره‌ محسوس‌ بوده‌ است‌.

روسپيگري‌ موجب‌ افزايش‌ تعداد بيماران‌ مقاربتي‌،كم‌ شدن‌ آمار ازدواج‌ و رشد نرخ‌ طلاق‌،افزايش‌ سقط‌ جنين‌هاي‌ غيرقانوني‌ و تولد كودكان‌ خياباني‌ مي‌شود.

همچنين‌ روسپيگري‌ در كنار اعتياد تزريقي‌ يكي‌ از مهمترين‌ دلايل‌ انتقال‌ ويروس‌ دة‌پ‌ و ابتلا به‌ بيماري‌ ايدز است‌.

براساس‌ اطلاعات‌ موجود روسپيگري‌ تعداد كودكان‌ فاقد شناسنامه‌ را افزايش‌ مي‌دهد و در پي‌ آن‌ اين‌ كودكان‌ به‌ دليل‌ قرار گرفتن‌ در بسترهاي‌ ناسالم‌ خانوادگي‌ به‌ مشكلات‌ روحي‌ و رواني‌ بسياري‌ دچار مي‌شوند و بسرعت‌ به‌ سمت‌ بزهكاري‌ كشيده‌ مي‌شوند.

مريم‌ محمدنبي‌ محقق‌ و جامعه‌ شناس‌ نيز در پژوهشي‌ به‌ نام‌ بررسي‌ عوامل‌ اجتماعي‌ موثر بر انحرافات‌ زنان‌ به‌ نتايجي‌ آماري‌ دست‌ يافته‌ است‌. جامعه‌ آماري‌ مورد بررسي‌ اين‌ محقق‌ 154 نفر زنداني‌ زن‌ بوده‌ كه‌ مرتكب‌ جرايم‌ مختلفي‌ ازجمله‌ موادمخدر، روابط‌ نامشروع‌، سرقت‌ و قتل‌ شده‌ بودند.

محمدنبي‌ در زمينه‌ نتايج‌ حاصل‌ از اين‌ تحقيق‌ مي‌گويد: در ميان‌ مجرمين‌ زن‌ در زمينه‌ مواد مخدر 34 درصد،روابط‌ نامشروع‌ 36 درصد، سرقت‌ 10 درصد، قتل‌ 9 درصد 66 درصد از آنان‌ بدون‌ سابقه‌ بوده‌اند.

وي‌ ميانگين‌ سن‌ ارتكاب‌ جرم‌ اين‌ افراد را 25 سال‌ به‌ دست‌ آورده‌ است‌ و سن‌ شروع‌ به‌ جرم‌ 10 سال‌ بوده‌ كه‌ با توجه‌ به‌ فراواني‌ مجرمين‌ 56 درصد از آنها بين‌ 10 تا 25 سال‌ بوده‌اند.

اين‌ تحقيقات‌ نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ ميانگين‌ سن‌ سرقت‌ با 22 سال‌ ازساير جرايم‌ پايين‌ تر بوده‌ است‌. در اين‌ راستا دفتر مطالعات‌ و پيشگيري‌ از وقوع‌ جرم‌ نيز تحقيقاتي‌ انجام‌ داده‌ است‌.

اين‌ تحقيقات‌ كه‌ بر روي‌ 33 زن‌ و 48 دختر كه‌ زنان‌ عمدتا بين‌ 20 تا 30 سال‌ و دختران‌ 15 تا 25 سال‌ سن‌ داشته‌ اند و جرم‌ آنه‌ روابط‌ نامشروع‌ بوده‌،انجام‌ شده‌ نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ حدود يك‌ سوم‌ از زنان‌ مجرم‌ تحصيلات‌ ابتدايي‌ داشته‌ اند.

همچنين‌ اين‌ تحقيقات‌ نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ بيش‌ از 60 درصد دختران‌ داراي‌ تحصيلات‌ دبيرستاني‌ بوده‌ اند و بيش‌ از 65 درصد زنان‌ داراي‌ يك‌ تا دوفرزند يا بي‌ فرزند و داراي‌ وضعيت‌ اقتصادي‌ نامناسب‌ بوده‌اند.

براساس‌ اين‌ تحقيقات‌ حدود يك‌ سوم‌ از زنان‌ بزهكار نيز مطلقه‌ بوده‌ اند.

در نتيجه‌ اين‌ تحقيقات‌ مهمترين‌ علل‌ موثر بر ايجاد روابط‌ نامشروع‌، ضعف‌ اقتصادي‌ يا فقر و بيكاري‌،تمايلات‌ جنسي‌، عدم‌ نظارت‌ والدين‌ بر تردد دختران‌، عدم‌ حضور ولي‌ در خانواده‌، اختلاف‌ با والدين‌، بالا بودن‌ سن‌ و نياز جنسي‌، فرار از منزل‌، اغفال‌، طرد از منزل‌، اعتياد والدين‌ به‌ مواد مخدر بوده‌ است‌.

بهروز معبوديان‌ جامعه‌ شناس‌ در اين‌ زمينه‌ مي‌گويد: جرم‌ زنا در ميان‌ جرايم‌ جنسي‌ از ويژگي‌ خاصي‌ برخوردار است‌.چنانكه‌ گسترش‌ دامنه‌ آن‌ در روابط‌ خانوادگي‌ اجتماعي‌، بنيان‌ خانواده‌ و نظام‌ اجتماعي‌ را از هم‌ مي‌پاشد.

وي‌ مي‌افزايد: مشكل‌ فحشا از جمله‌ آسيب‌هاي‌ اجتماعي‌ داراي‌ پيشينه‌ دردوره‌هاي‌ مختلف‌ تاريخي‌ است‌ و از ديرباز جوامع‌ مختلف‌ بشري‌ با چهره‌ اين‌ عنصر ضداخلاقي‌ و اجتماعي‌ آشنا بوده‌اند.

معبوديان‌ تصريح‌ مي‌كند: عوامل‌ متعددي‌ در گرايش‌ افراد به‌ روسپيگري‌ وجود دارد كه‌ فراهم‌ بودن‌ بسترهاي‌ آسيب‌زايي‌ در جامعه‌ و مهمترين‌ آنها عامل‌ فقر است‌.

وي‌ همچنين‌ معتقد است‌ كه‌ پيچيدگي‌ روابط‌ اجتماعي‌ و به‌ هم‌ ريختگي‌ ساختار آن‌ و بسترهاي‌ نويني‌ كه‌ در عرصه‌ داخلي‌ بين‌ المللي‌ به‌ وجود آمده‌ بر اهميت‌ اشكال‌ جرم‌ زنا و تاثيرات‌ مخرب‌ آن‌ افزوده‌ است‌.

 

سميناري به مناسبت افتتاح كانون مطالعاتي حقوق زنان در دانشگاه زنجان

سميه ميناخاني  - تريبون فمينيستي ايران: شنبه 9 آبان 1383- 30 اكتبر  2004

جمعيت اسلامي دانشجويان دانشگاه زنجان، يكشنبه شب، منتظر افتتاح كانوني بود كه به نام كانون مطالعاتي حقوق زنان ناميده شد و بيشتر از آن، دختران دانشجويي جلب توجه مي‌كردند كه منتظر بودند تا در اين روز سرد سال و در اين شب تاريك، پذيراي زهرا ارزني، وكيل پايه يك دادگستري شوند و او كه مدافع حقوق زنان است با آنها در مورد ناديده گرفتن حقوق زنان در جامعه صحبت كند.

روي سن مجموعه‌اي از خار و خاشاك به استقبال اين زن مي‌رود تا او را متوجه قفسي سازد كه در وسط آن خارزار قرار داشته و گلهاي زيادي در داخلش زنداني شده‌اند و شمع سياه روشني كه هواي داخل قفس را گرم مي‌كرد و شايد اين شمع به ياد همه بياورد كه زنان امروز، كساني هستند كه در زندان عقايد كور اطرافيان خود محصور شده و آنان كه آزادند، همواره پاي در خارزاري گذاشته‌اند كه گذشتن از آن، برايشان گران تمام خواهد شد و كليپي كه براي همين منظور در ابتداي مراسم نمايش داده مي‌شود، بر اين موضوع تاكيد مي‌كند كه خشونت عليه زنان يك حادثه نيست و براي بسياري از آنان، خشونت از خانه پدري آغاز مي‌شود، از هر 100 زن آزار ديده، 81 نفر در اولين سال ازدواج آزار ديده‌اند، از هر 100 زن خشونت ديده، 90 زن دچار افسردگي روحي شده‌اند، براي بسياري از زنان، خودسوزي آخرين فرياد است و هر ماه در ايلام، فقط 10 دختر خود را به آتش مي‌كشد، همه اين آمار واقعي است.

تقي‌زاده، دبير جمعيت اسلامي دانشگاه زنجان با تكيه بر اهميت بحث در مورد حقوق زنان ايران، به تصويب قوانيني راجع به زن اشاره مي‌كند كه سبب ايجاد تنش در بين قانون‌گذاران و گاهي منجر به درگيري لفظي در بين اقشار روشنفكر جامعه مي‌شود.

وي در آغاز سخنان خود پژوهش در باره حقوق زنان را خواست و نياز زنان جامعه عنوان كرده و مي‌گويد: با پژوهشگران حقوق زن، به گونه‌اي برخورد مي‌شود كه گويا فعالان حقوق زن، خواستار تقابل زن و مرد هستند و سعي در برافروزي آتش جنسيتي دارند تا بنياد خانواده‌ها را متزلزل كنند ولي اگر دايره تحقيقات و مطالعات زنان توسعه يابد و آنان با مسائل مرتبط با جنسيت خود آگاهانه و عقلاني برخورد كنند، درمي‌يابند كه قوانين، محصول شرايط خاص سياسي ـ اجتماعي عصري است كه در آن تدوين يافته و تصريح شده است.

در حالي كه هر لحظه بر تعداد جمعيت حاضر در سالن آمفي تئاتر دانشگاه افزوده مي‌شد، معصومه رحيم‌زاده، دبير كانون بر بالاي سن رفته و سخنان خود را آغاز مي‌كند: سكوت در من شكستهاي پياپي بود، سكوت در من گرفتار شدن در مرگي هزار ساله بود، سالها ماندن در سرزميني كه مال من نيست، مام من نيست. مرا امروز به ياد آباداني‌هاي كاشانه‌ام انداخته‌اند، آنجا كه هر سكوت فريادي است، امروز گردهم آمده‌ايم تا هم‌صدا شويم و فرياد زنيم حقوق زن، حقوق بشر است.

سخنان او كه با تشويق‌هاي حاضران همراه بود اين چنين ادامه داشت: در دوره سرمايه‌داري، زنان فقط متعلق به عرصه خصوصي هستند، عرصه عمومي محل حضور مردان است، در اين دوره، مفاهيم جديد برابري، آزادي، برادري، عام‌گرايي و فردگرايي و انسان‌گرايي تعريف مي‌شود، براساس نيازهاي سرمايه‌داري، زنان وارد فعاليتهاي اقتصادي مي‌شوند ولي از مفاهيم تعريف شده در اين قلمرو عمومي مثل برابري هيچ سودي نمي‌برند، و اين تعارضات باعث خودآگاهي زن مي‌شود.

وي با بيان اين نكته كه اميدوار است اين مركز، حداقل پاسخ دغدغه‌هاي ذهني زنان باشد مي‌گويد: شايد با اين جنبش كوچك، شاهد تساوي در جامعه باشيم.

مهمان بعدي زهرا ارزني است تا به روي سن برود و از زني تجليل كند كه سرپرست گروه موسيقي مهرگان بوده و چند هفته پيش هنر زنان زنجان را به نمايش گذاشته بود تا همه زنان بدانند كه مي‌توانند و بايد خود را باور كنند.

ارزني بعد از اهداي لوح تقدير، پشت ميكروفن مي‌رود و با گفتن اين جمله كه آمدن به اينجا نشان از دغدغه‌هاي شماست، به ياد اولين حضور خود در سال 80 در دانشگاه زنجان ‌افتاد، همان سالي كه روز هشتم مارس (روز جهاني زن) آنان را دور هم جمع كرده بود.

او در همان ابتدا به موضوع سخنراني خود اشاره مي‌كند كه دانشجويان از وي خواسته بودند در مورد موانع حقوق زنان صحبت كند و وي در پاسخ به آنان گفته بود: مگر جايي هست كه در آن مانع نباشد، اگر هست من هم خوشحال خواهم شد.

اين مدافع حقوق زنان كه خود نيز بر اين موضوع تاكيد مي‌كند، با اشاره به تبعيضات مطرح در جامعه مي‌گويد: ما زنان با اين موضوع غريب نيستيم، اين جزئي از وجود ماست و ما آن را از بچگي ياد گرفته‌ايم.

وي ادامه مي‌دهد: هيچ‌وقت فعال حقوق زنان موافق مردستيزي نيست و اگر ما حقوق برابر مي‌خواهيم به اين دليل است كه ما هم انسانيم، انساني كه هم معايبي دارد و هم محاسني و ما خواستار همان قدرت و امكاناتي هستيم كه مردان دارند، حقوق بشر به معناي حقوق برابر است و تدوين آن در سال 1948 تنها براي مردان نبوده، اين قانون براي انسان نوشته شده، انساني كه از مرد و زن تشكيل يافته است.

ارزني همچنين به مطلبي در روزنامه شرق با عنوان سفر حق هر انساني است اشاره كرده و مي‌افزايد: در اين مطلب به ممنوع‌الخروج بودن تعدادي از آقايان اشاره شده و با استناد به ماده 16 و 17 قانون گذرنامه، سفر را حق هر انساني دانسته بود در حالي كه از ذكر ماده 18 غافل مانده بود، ماده‌اي كه طبق آن گرفتن گذرنامه براي زني كه ازدواج كرده، به اجازه شوهر است و اگر وي اجازه ندهد، ممنوع‌الخروج خواهد بود.

وي خواسته زنان را داشتن حقوقي برابر و مشابه با مردان عنوان مي‌كند كه در كشور ما به زنان حقوق مساوي با مردان داده شده نه حقوق مشابه.

وكيل پايه يك دادگستري ادامه مي‌دهد: وقتي كه زني تقاضاي نفقه و مهريه مي‌كند، پس بايد بپذيرد كه رياست خانواده با مرد باشد ولي فراموش نكنيم كه اگر مردان، بسياري از نيازهاي مادي زن را برطرف مي‌كنند، در عوض بسياري از اختيارات وي را از او مي‌گيرند.

وي تبعيضات را سقف شيشه‌اي تشبيه مي‌كند و تاكيد مي‌كند: اگر ما سرمان را بالا بگيريم، مي‌بينيم كه سقف شيشه‌اي ما چند طبقه است، از تبعيض قانوني گرفته تا تبعيض فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي كه فكري به حالش نمي‌شود ولي در دو سال اخير كه مهريه‌هاي سنگين مد روز شده، مسئولين جامعه را به فكر واداشته. رئيس قوه قضائيه گفته‌اند كه بايد فكري به حال مهريه‌هاي سنگين شود، مطمئن باشيد كاري مي‌كنند كه مهريه‌هاي سنگين هم مشكلي بر سر راه مردان ايجاد نكند.

ارزني با اشاره به شرايط حاضر كه 70 درصد دانشجويان كشور را دختران تشكيل مي‌دهند، اظهار مي‌دارد: حداقل بحث شايسته‌سالاري را در مورد استخدام‌ها رعايت كنند، بسياري از كشورهاي ديگر نيز در حال اجراي قانون تبعيض مثبت هستند كه كارفرمايان را موظف به استخدام 40 يا 50 درصد زنان در موقعيت‌هاي شغلي كرده است و اگر در جامعه ما نيز اين آمادگي وجود ندارد مي‌توان از اين قانون تبعيت كرد كه عده‌اي مي‌گفتند عدالت جنسيتي در برنامه چهارم توسعه مي‌توانست چنين ره‌آوردي داشته باشد ولي حذف شد و تنها حمايت‌هايش باقي ماند.

وي با اشاره به قانوني كه در ظاهر مدافع حقوق زنان است ولي در نهايت به قوانين ضد زن تبديل مي‌‌شود، ادامه مي‌دهد: طبق قانون زنان نبايد كار سنگين بكنند يا شيفت شب نداشته باشند ولي دولت اين كارها را از كارفرمايي مي‌خواهد كه قصد دارد با هزينه اندك به سود كلان دست پيدا كند به همين دليل استخدام زنان را حذف مي‌كند تا چنين مشكلاتي نداشته باشد و براي اجرايي شدن چنين قوانيني دولت بايد اعتباراتي به كارفرما بدهد تا وي حاضر به اين كار شود.

ارزني، همچنين در بخشي از سخنان خود به موضوع وزير بودن يك زن اشاره كرده و مي‌گويد: تا كنون به چند زن پيشنهاد وزارت داده شد كه آنها قبول نكرده‌اند، حتي زناني هم كه در سمت مديران مياني در وزارت كشور كار مي‌كنند، همگي خواهر يا زن فلان مسئول عالي‌رتبه كشوري هستند كه شايد هيچ تخصصي در كار خود ندارند.

اين مدافع حقوق زنان با بيان اين مطلب كه من مخالف مهريه‌هاي سبك هستم مي‌افزايد: تا زماني كه زنان حق طلاق ندارند، مهريه سنگين اهرم فشاري است كه در اختيار زنان مي‌باشد در حالي كه بحثي با عنوان طلاق خلعي در اسلام، به زنان حق مي‌دهد تا با بذل تمام مهريه خود، طلاق بگيرند ولي در ايران اين امر نيز به عهده مرد گذاشته شده و زن حتي اگر تمام مهريه خود را ببخشد، بدون اجازه همسر خود، حق طلاق ندارد.

وي اظهار مي‌دارد: وقتي كه ما دم از حقوق انساني مي‌زنيم و مي‌گوييم روح انسان‌ها نبايد محدود شود، چگونه توقع داريم كه زني مجبور به ادامه زندگي با مردي شود كه او را نمي‌خواهد، بياييد اعتراض كنيم، اين اصلا عادلانه نيست و اگر مردان ما نگرش صدسال گذشته را داشته باشند بايد متاسف باشيم، كساني كه از مدرنيته صحبت مي‌كنند بايد به مسائلي احترام بگذارند ولي اينكه ما زندگي سنتي را همراه با مدرن بخواهيم اين انصاف نيست. حقوق زنان دادني نيست، گرفتني است كه در گرفتن آن نبايد به دنبال سودهاي آني بود.

ارزني براي نمونه به كشور مالزي اشاره مي‌كند كه زنان آن براي تصويب يك قانون دو ماده‌اي درباره خشونت خانگي، 14 سال كار كردند و 17 NGO با دو هزار نفر عضو تشكيل دادند تا سرانجام در سال 1994 اين قانون را به تصويب رسانده و دو سال نيز عده‌اي مانع از اجراي آن شدند تا اينكه قانون به اجرا درآمد.

وي از اعضاي كانون مطالعاتي حقوق زنان مي‌خواهد كه براي گرفتن حق زنان تلاش كنند و مثل قصه اصلاحات، به دنبال سودهاي آني نباشند چون هيچ فرهنگي در عرض يكي دو سال عوض نمي‌شود و تلاش در اين راه را نيز بر عهده افراد نخبه‌گرا نگذاريد بلكه فشار از پايه و اصلاح از پايين صورت بگيرد.

وقتي سخنراني ارزني پايان يافت، تعدادي از دانشجويان سؤالاتي از وي پرسيدند كه وي در واكنش به سؤالي مبني بر اينكه آيا حقوق بيش از حد باعث فساد نمي‌شود؟ با خشم جواب داد: حقوق بيش از حد يعني چه؟ وقتي كه من مي‌خواهم حق طلاق داشته باشم آيا اين حقوق بيش از حد است؟

اين جواب ارزني حضار را به تشويق واداشت و وي در پاسخ به سؤال ديگري عنوان كرد: بحثهاي مختلفي در اسلام وجود دارد، عده‌اي از فقها نظرات متفاوتي در مورد حدود قصاص دارند از جمله آيت‌الله صانعي به برابري زن و مرد در قصاص و ديه معتقدند.

در اين قسمت از سخنان ارزني، دانشجويان شروع به گفتگو با يكديگر كردند كه ارزني ادامه داد: در اين مورد حتي امام خميني در كتاب صحيفه نور اظهار نظر كرده و فرموده‌اند: اگر مصلحت حكومت ايجاب كند در بعضي مواقع، واجبات را هم مي‌توان تعطيل كرد.

ما هم الان از حكومت اسلامي مي‌خواهيم كه بر اساس مصلحت جامعه، كارهايي انجام دهد، اگر آن موقع مي‌شد، الان هم در مورد بعضي از مسائل مي‌توان اين كار را كرد.

در ميان حاضرين تعدادي مرد نيز حضور داشتند كه اغلب با دقت به سخنان ارزني گوش مي‌دادند و گاه با تشويق‌هاي خود او را همراهي مي‌كردند، تا اينكه به دليل كمبود وقت سؤالات دانشجويان بي‌جواب ماند و مستي جليلوند، با وجود كهولت سن، با پشتي خميده و عينكي بر چشم، به كمك دبير كانون به روي سن رفت و اشعاري در مورد زن خواند كه مورد تشويق حاضرين قرار گرفت.

با پايين آمدن او از روي سن، مراسم افتتاحيه تمام شد، تا اعضاي كانون مطالعاتي حقوق زنان، در مورد سخنان ارزني تامل بيشتري كنند و نتيجه آن زماني معلوم خواهد شد كه در مقابل ناملايمات جامعه مقاومت كنند و همچون زنان مالزي، بتوانند لااقل يك قانون دو ماده‌اي را به تصويب برسانند.

 

مادر جواني‌ در يك‌ بحران‌ رواني‌ دختركش‌ را كشت‌

اعتماد:شنبه 9 آبان 1383- 30 اكتبر  2004

زن‌ جواني‌ كه‌ با كتك‌هاي‌ شديد باعث‌ مرگ‌ دختر بچه‌ 2 ساله‌ خود شده‌ بود، سرانجام‌ بعد از چهارماه‌ به‌ قتل‌ وي‌ اعتراف‌ كرد.

روز 28 تيرماه‌ امسال‌ اين‌ زن‌ جوان‌ به‌ نام‌ سحر، دختربچه‌ 2 ساله‌اش‌ هديه‌ را كه‌ در حال‌ اغما بود، به‌ بيمارستان‌ لقمان‌ برد و ادعا كرد دخترش‌ ترياك‌ خورده‌ و مسموم‌ شده‌ است‌. سحر گفت‌: من‌ به‌ علت‌ ناراحتي‌ قلبي‌ مجبورم‌ روزانه‌ مقداري‌ ترياك‌ بخورم‌، ديروز هم‌ داشتم‌ از داخل‌ كمد ترياك‌ را بيرون‌ مي‌آوردم‌ كه‌ تكه‌يي‌ به‌ زمين‌ افتاد و دخترم‌ هديه‌ آن‌ را برداشت‌ و در دهان‌ گذاشت‌. براي‌ اينكه‌ ترياك‌ را بيرون‌ بيندازد، مجبور شدم‌ او را كتك‌ بزنم‌. اول‌ كمي‌ گريه‌ كرد ولي‌ بعد از چند ساعت‌ به‌ حالت‌ نيمه‌ بيهوش‌ درآمد. فكر كردم‌ خوابش‌ مي‌آيد، ولي‌ امروز هر كاري‌ كردم‌ از خواب‌ بيدار نشده‌، ترسيدم‌ و او را به‌ بيمارستان‌ آوردم‌...

بعد از دو روز هديه‌ در بيمارستان‌ جان‌ سپرد و پزشكان‌ جسد او را براي‌ معاينه‌ به‌ پزشكي‌ قانوني‌ فرستادند تا علت‌ مرگش‌ را مشخص‌ كنند.

سرانجام‌ بعد از گذشت‌ چهارماه‌ پزشكان‌ علت‌ مرگ‌ هديه‌ 2 ساله‌ را ضربه‌ مغزي‌ عنوان‌ كردند، نه‌ مسموميت‌ با ترياك‌. بدين‌ ترتيب‌ بازپرس‌ حسيني‌ رييس‌ شعبه‌ هفتم‌ بازپرسي‌ دادسراي‌ جنايي‌ تهران‌ سحر را احضار كرد و به‌ بازجويي‌ از او پرداخت‌ و بالاخره‌ وي‌ روز پنجشنبه‌ اعتراف‌ كرد: در حالت‌ عصبي‌ ضربه‌هاي‌ شديدي‌ به‌ سر و صورت‌ دختركم‌ زدم‌ و وقتي‌ به‌ خود آمدم‌ ديدم‌ بيهوش‌ بر زمين‌ افتاده‌ است‌. اين‌ زن‌ گفت‌: چند ماه‌ قبل‌ از شوهرم‌ جدا شدم‌ و به‌ تنهايي‌ مسووليت‌ زندگي‌ و نگهداري‌ از بچه‌ام‌ را به‌ گردن‌ گرفتم‌. به‌ هر جا كه‌ مي‌رفتم‌، نمي‌توانستم‌ كاري‌ پيدا كنم‌. زني‌ بي‌سرپرست‌ بودم‌ كه‌ در فقر و بدبختي‌ دست‌ و پا مي‌ زدم‌، بخاطر فشار زندگي‌ بيماري‌ قلبي‌ پيدا كردم‌ و دچار مشكلات‌ عصبي‌ شدم‌ بطوري‌ كه‌ هر بار هديه‌ گريه‌ مي‌كرد يا بهانه‌ مي‌گرفت‌، او را بشدت‌ كتك‌ مي‌زدم‌. آن‌ روز هم‌ وقتي‌ هديه‌ ترياك‌ را از زمين‌ برداشت‌ و مي‌خواست‌ به‌ دهانش‌ بگذارد، آنقدر عصباني‌ شدم‌ كه‌ كنترل‌ خودم‌ را از دست‌ دادم‌ و او را زير مشت‌ و لگد گرفتم‌،آنقدر كتكش‌ زدم‌ كه‌ از حال‌ رفت‌... پس‌ از اعترافات‌ هديه‌، بازپرس‌ حسيني‌، وي‌ را بازداشت‌ كرد تا به‌ اتهام‌ قتل‌ فرزندش‌ محاكمه‌ شود.

گروه‌ حوادث‌: براساس‌ آنچه‌ كه‌ آمار گواهي‌ مي‌دهد، بيش‌ از 3 ميليون‌ زن‌ بيوه‌ در كشور زندگي‌ مي‌كنند و هر سال‌ بر تعداد اين‌ بيوه‌هاي‌ پير و جوان‌ افزوده‌ مي‌شود. سه‌ عامل‌ عمده‌ سبب‌ افزايش‌ اين‌گونه‌ زنان‌ مي‌شودأ يكي‌ از اين‌ عوامل‌، فراواني‌ آمار طلاق‌ است‌. براساس‌ آمار سازمان‌ ثبت‌ احوال‌ كشور هر سال‌ 60 هزار زن‌ بر اثر طلاق‌ به‌ جمع‌ بيوه‌ها مي‌پيوندند.

عامل‌ دوم‌ افزوني‌ مرگ‌ و مير شوهران‌ نسبت‌ به‌ خانم‌ها است‌. به‌ گفته‌ كارشناسان‌، مردان‌ به‌ علت‌ درگيري‌ در عرصه‌هاي‌ اجتماعي‌، بيش‌ از زنان‌ در معرض‌ حوادث‌ و آسيب‌هاي‌ مختلف‌ جسمي‌ و رواني‌ قرار مي‌گيرند و براساس‌ آمار پزشكي‌ قانوني‌، مرگ‌ و مير شوهران‌ بر اثر سكته‌هاي‌ مغزي‌ و قلبي‌ و يا حوادث‌ گوناگون‌ چند بار بيشتر از زنان‌ است‌.

سومين‌ عاملي‌ كه‌ سبب‌ افزايش‌ تعداد زنان‌ بيوه‌ مي‌شود، شانس‌ اندك‌ آنان‌ در ازدواج‌ مجدد است‌.

مرداني‌ كه‌ به‌ علت‌ جدايي‌ يا مرگ‌ همسر، به‌ تنهايي‌ مي‌رسند، تقريبا در همه‌ گروه‌هاي‌ سني‌، موقعيت‌ ازدواج‌ مجدد را پيدا مي‌كنند اما شانس‌ زنان‌ بيوه‌ )با وجود جواني‌( براي‌ تشكيل‌ زندگي‌ مشترك‌ بسيار اندك‌ است‌ و برخي‌ از آنان‌ بخاطر اينكه‌ نان‌آوري‌ داشته‌ باشند، تن‌ به‌ ازدواج‌هاي‌ ناخواسته‌ و يا صيغه‌ مي‌دهند و همين‌ ازدواج‌ها اغلب‌ به‌ حوادث‌ ناگواري‌ مي‌انجامد.امروزه‌ با بيش‌ از يك‌ ميليون‌ زن‌ بي‌سرپرست‌ روبرو هستيم‌ كه‌ نيازمند حمايت‌ از سوي‌ نهادهاي‌ اجتماعي‌ هستند و در اثر فشار زندگي‌ ممكن‌ است‌ بر اثر فشارهاي‌ عصبي‌، سرنوشتي‌ چون‌ سحر پيدا كنند.