زنان:چهار شنبه 6 آبان 1383- 27 اكتبر  2004

 

 

 

 

به كارگيري كارگران زن براي مشاغل سخت توسط يكي از كارخانجات شرق تهران

دوشنبه 4 آبان 1383 25 اكتبر  2004

يكي از كارخانجات شرق تهران از زنان كارگر ، جهت اموري چون تراشكاري و كار با دستگاه پرس استفاده مي كند.

" مهدي مجيدي " ، دبير اجرايي خانه كارگر شرق تهران ، در گفت و گو با خبرنگار سرويس كارگري ايلنا ، ضمن اعلام اين خبر افزود : اين كارخانه از بانوان كارگري كه به نوعي نان آور خانواده هستند ، جهت كارهاي سخت استفاده مي كند و اين زنان نيز به دليل شرايط خاص وفقر ، حاضر به هيچ گونه اعتراضي نسبت به نحوه عملكرد صاحبان كارخانه نيستند.

وي در ادامه گفت : بيشتر اين كارگران نيز در انتهاي سال اخراج شده و نفرات جديدي جايگزين آن ها مي شوند ؛ در حالي كه اين زنان به نوعي نان آور خانواده محسوب شده و اخراج آنان باعث قطع منبع درآمد خانواده آنان مي گردد.

مجيدي در خاتمه تصريح كرد : در اين كارخانه ، آسيب ديدگي كارگران بسيار اتفاق مي افتد ؛ ولي به دليل شرايط خاص ، كارگران زن هيچ گونه اعتراضي نمي كنند.

 

براي تنها متهم پرونده قتل زهرا کاظمي قرار منع پيگرد صادر شد‏ 

سه شنبه 5 آبان 1383- 26 اكتبر  2004

در حالي که اعضاي خانواده زهرا کاظمي، خبرنگار عکاس ايراني کانادايي که در زندان اوين به قتل رسيد، ‏منتظر تشکيل دادگاه تجديد نظر هستند، براي تنها متهم اين پرونده قرار منع پيگرد صادر شد. محمد سيف زاده، ‏يکي از وکيلان پرونده زهرا کاظمي، در مصاحبه با راديوفردا مي گويد اين متهم که مامور وزارت اطلاعات است، ‏چون هيچ دليلي در پرونده وجود نداشت که ايشان مرتکب قتل شده، به درستي از طرف دادگاه تبرئه شد و اين ‏حکم هم درست بود، اما به قتل عمد خانم زهرا کاظمي به هيچ وجه تا به حال رسيدگي نشده است. وي مي ‏افزايد ما دو اعتراض داريم، يکي نسبت به قتل عمد، که قتل عمد را بررسي نکردند، و قسمت دوم هم جرايم ‏ديگري است که در پرونده اتفاق افتاده، مانند جرح، بازداشت غير قانوني، شکنجه، ايراد ضرب و توقيف غير قانوني ‏و مسائل ديگر، که اينها هيچکدام تا به حال به ما ابلاغ نشده است. 

نازي عظيما (راديو فردا): در حالي که اعضاي خانواده زهرا کاظمي، خبرنگار عکاس ايراني کانادايي که در ‏زندان اوين به قتل رسيد، منتظر تشکيل دادگاه تجديد نظر هستند، براي تنها متهم اين پرونده قرار منع پيگرد صادر ‏شد. امروز جمال کريمي راد سخنگوي قوه قضاييه گفت: بازپرس پرونده زهرا کاظمي قرار منع پيگرد اين متهم را ‏صادر کرده که هنوز به او ابلاغ نشده است. شيرين فاميلي اين موضوع را با محمد سيف زاده، يکي از وکيلان ‏پرونده زهرا کاظمي در ميان مي گذارد. ‏

محمد سيف زاده (يکي از وکيلان پرونده زهرا کاظمي): تنها متهم پرونده را بازپرس قرار منع پيگرد نداده، ‏اگر سخنگوي قوه قضاييه چنين چيزي گفته اشتباه کرده. بازپرس قرار مجرميت داد، بر مبناي آن آقاي دادستان ‏هم کيفرخواست داد. اين متهم که مامور وزارت اطلاعات است، چون هيچ دليلي در پرونده وجود نداشت که ‏ايشان مرتکب قتل شده، به درستي از طرف دادگاه تبرئه شد و اين حکم هم درست بود، اما قتل عمد خانم زهرا ‏کاظمي به هيچ وجه تا به حال رسيدگي نشده. ‏

شيرين فاميلي (راديو فردا): آقاي سيف زاده، پس اين که گفته مي شود شما و ديگر وکلاي خانواده ‏زهرا کاظمي به دنبال ابلاغ حکم به متهم هستيد، در ارتباط با کدام بخش از اعتراضهاي شما است؟

محمد سيف زاده: اعتراض ما مشتمل بر دو قسمت است. يک قسمت اعتراض ما مربوط به اين است که قتل ‏عمد است و قتل عمد را اينها بررسي نکردند. تمام دلايل پرونده نشان مي دهد که خانم زهرا کاظمي به نحو ‏عمد به قتل رسيده در زندان اوين. قسمت دوم ايراد ما جرايم ديگري است که در پرونده اتفاق افتاده، از قبيل ‏جرح، بازداشت غير قانوني، شکنجه، ايراد ضرب و توقيف غير قانوني و مسائل ديگر. اينها هيچکدام به ما ابلاغ ‏نشده تا به حال و عرض کنم که از زماني که به ما ابلاغ بشود ما اقدام قانوني خودمان را انجام خواهيم داد. ‏

ش . ف: قرار بود پرونده به دادگاه تجديد نظر ارجاع شود. آيا اين کار انجام شده و تاريخ دادگاه روشن ‏است؟

محمد سيف زاده: امروز من به دادگاههاي تجديد نظر رفتم، به واحد کامپيوتر شماره دادم، ديدم که پرونده قتل ‏زهرا کاظمي هنوز به آنجا نرسيده. حدود يک ماه پيش هم همين کار را کردم و گفتند که در دفتر کل است. به ‏دفتر کل رفتم، گفتند بله پرونده اينجا است و هنوز ارجاع به شعبه نشده. ولي امروز با کمال تعجب مدير کل دفتر ‏دادگاههاي تجديد نظر از هرگونه صحبت با من خودداري کرد و گفت که اگر مي خواهيد بايد برويد پيش آقاي ‏طباطبايي. آنجا هم رفتم، ايشان حضور نداشتند و بنابراين من نمي دانم پرونده به چه سرنوشتي دچار شده، ‏ولي به هر حال شکايت ما قتل عمد است، اينها مکلف به رسيدگي به قتل عمد هستند و همچنين جرايم ديگر.‏

 

يك چهارم زنان تحصيلكرده تهراني وضعيت زناشويي وخيمي دارند

سه شنبه 5 آبان 1383- 26 اكتبر  2004

نتايج يك پژوهش درباره ميزان رضايت زنان تحصيل‌كرده تهران از زندگي زناشويي نشان داد كه تقريبا يك چهارم زنان داراي تحصيلات عالي و نيز يك سوم زنان ديپلمه وضعيت زناشويي وخيم و بسيار وخيمي داشته و نيازمند زوج درماني جدي هستند.

به گزارش سرويس پژوهش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، براساس نتايج پژوهش دكتر اشرف‌السادات موسوي، زنان ديپلمه نسبت به زنان تحصيلكرده رضايت زناشويي كمتري دارند؛ به نحوي كه 40 درصد زنان تحصيلكرده، و تقريبا نيمي از زنان ديپلمه نمونه 400 نفري تحقيق مورد نظر، وضعيت ازدواج خود را ضعيف، بد، وخيم و بسيار وخيم ارزيابي كرده‌اند.

نتايج اين پژوهش همچنين بيانگر رضايت زنان تحصيل كرده از نقش‌هاي مساوات‌طلبانه در خانواده است؛ زيرا مردان در اين خانواده‌ها مسؤوليت خانه را منصفانه تقسيم مي‌كنند؛ بنابراين تحصيلات تاثير مناسبي بر ساختار خانواده دارد، به نحوي كه خانواده هم‌اكنون به سوي تقسيم منصفانه كارها در اداره امور منزل و همپوشي نقش‌هاي زوجين توسط يكديگر پيش رفته است.

براساس نتايج اين پژوهش بين رضايت زناشويي و تحصيلات رابطه مثبت وجود دارد به نحوي كه رضايت زناشويي در زنان تحصيلكرده بيش از زنان ديپلمه است و اين زنان از خصوصيات همسر خود رضايت بيشتري دارند.

همچنين بيش از سه چهارم همسران زنان ديپلمه مورد بررسي داراي تحصيلات دانشگاهي هستند كه اين مساله بيانگر كم توجهي جامعه به هماهنگي تحصيلات زن و مرد است.

در بخشي از اين پژوهش آمده است: در گذشته مسؤوليت امرار معاش درخانواده زنان ديپلمه و تحصيلكرده عمدتا برعهده مرد بود اما هم‌اكنون اين نسبت در خانواده‌هاي زنان تحصيلكرده درحال تغييراست به نحوي كه در يك دهم از اين خانواده‌ها درآمد زن براي اداره خانواده مساوي و يا بيشتر از مرد است.

گفتني است، نمونه آماري اين پژوهش شامل 200 نفر از زنان متاهل تحصيل‌كرده(داراي تحصيلات عالي) و 200 نفر از زنان متاهل ديپلمه شهر تهران بوده‌اند كه به صورت پراكنده از مناطق مختلف شهر انتخاب شده‌اند.

 

تركيه‌ صاحب‌ مفتي‌ زن‌ شد

اعتماد:چهار شنبه 6 آبان 1383- 27 اكتبر  2004

گروه‌ بين‌الملل‌:به‌ گزارش‌ منابع‌ خبري‌ پروفسور علي‌ بارداك‌اوغلو رييس‌ اداره‌ امور مذهبي‌ تركيه‌ دستورالعملي‌ را براي‌ تعيين‌ 30 زن‌ در سمت‌هاي‌ مفتي‌ و معاون‌ مفتي‌ در تعدادي‌ از استان‌هاي‌ تركيه‌ صادر كرد.براساس‌ اطلاعات‌ منتشر شده‌ در مطبوعات‌ عربي‌ وي‌ در اين‌ دستورالعمل‌ ضمن‌ اشاره‌ به‌ نقش‌ محوري‌ زنان‌ در زندگي‌ اجتماعي‌ ابراز اميدواري‌ كرد تعيين‌ اين‌ زنان‌ در چنين‌ پست‌هايي‌ بتواند زنان‌ را در سرتاسر تركيه‌ تشويق‌ كند و آنان‌ توجه‌ بيشتري‌ به‌ امور ديني‌ خود در چارچوب‌هاي‌ صحيح‌ آن‌ داشته‌ باشند.اداره‌ امور مذهبي‌ تركيه‌ شرايط‌ تصدي‌ اين‌ پست‌ را فارغ‌التحصيلي‌ زنان‌ از دانشكده‌ شريعت‌ و تسلط‌ بر يك‌ زبان‌ خارجي‌ به‌ جز عربي‌ اعلام‌ كرده‌ است‌.

 

فغان زنان افغان:كميساريا مي‌گويد وضعيت ما‎ ‎هم مثل پناهندگان است

گزارش از:ناهيد جعفري- تريبون فمينيستي ايران: دوشنبه 4 آبان 1383 25 اكتبر  2004

در پي بسته شدن مدارس خودگردان افغاني و اعتراض افعانيان به اين ‏موضوع، جمعي از مهاجرين افغاني در مقابل ساختمان امور پناهندگان ‏سازمان ملل گرد آمده بودند و به اين سياست اعتراض داشتند. دانش‌آموزان ‏مدرسه‌ي افغاني شهرك كاروان، افغاني‌هاي مقيم شهرستانها ايران اصفهان، ‏مشهد، همدان، تهران و .... اعتراض خود را فرياد مي‌زدند. يكي از ‏دانش‌آموزان شهرك كاروان تهران با يكي از مسئولان اين سازمان كه براي ‏پاسخگويي به سئوالات مهاجران به بيرون از ساختمان آمده بود، بگو مگو ‏مي‌كرد و با صداي بلند درخواست بازشدن مدرسه‌اش را مي‌كرد. آقاي ‏پاسخگو به جاي ملاطفت و ملايمت در گفتار با دانش‌آموز مهاجر كه سال ها ‏طعم تلخ مهاجرت را چشيده و به حق از سته شدن مدرسه‌اش عصباني ‏است، سر او داد و فرياد مي‌زد و با عصبانيتي بيش از حد درخواست مؤدب ‏بودن از دانش‌آموز را داشت.

يكي از افغاني‌ها هم با دوربين فيلمبرداري مشغول فيلم گرفتن بود كه ‏مأمورين حافظ ‏UN‏ دوربين را از او گرفتند و اجازه‌ي فيلمبرداري ندادند.

بالاخره از بين مهاجريني كه در آنجا جمع شده بودند چند نفر انتخاب شدند ‏كه به عنوان نماينده به درون ساختمان بروند و با كميسارياي عالي پناهندگان ‏ملاقات كنند شايد با دست پر برگردند و جواب‌هاي قانع كننده‌تري براي بقيه ‏داشته باشند، چون پاسخ هاي تكراري نماينده‌ي ‏UN‏ براي افغان ها تكرار ‏مكررات بود.

ـ ببخشيد اسمت چيه؟ 

مي‌خواي چيكار؟

ـ مي‌خواستم ازت بپرسم براي چي اومدي اينجا؟ 

‏-اومدم بگم كه مي‌خوام درس بخونم، براي درس خوندن هم بايد به مدرسه ‏برم. ولي حالا مدرسه‌ام رو تعطيل كردن.

ـ براي چي؟

‏- براي اينكه برم افغانستان. من اصلا" اونجا رو نمي‌شناسم. اصلا" نمي‌دونم ‏افغانستان چه‌جوريه. من چشم باز كردم تو شهرك كاروان بودم تا حالا.

ـ الان چي بهت گفتن؟

‏- هيچي. ميگن 260000 تومن بده براي دو ماه برو مدرسه بعد هم برو ‏افغانستان.

ـ تو چي مي‌خواي از كميساريا؟ هيچي. چيز زيادي نمي‌خوام. مدرسه‌ام رو ‏مي‌خوام. - مي‌خوام درس بخونم. امسال سوم راهنمايي‌ام تا حالا همش ‏نمره‌هام خوب بوده.

***

ـ ببخشيد شما براي چي اومديد اينجا؟

‏-براي روشن كردن تكليف بچه‌هامان كه محصل‌اند.

ـ اسم شما چيه؟

‏- زكيه. ص

ـ زكيه خانم چند ساله ايران زندگي مي كنيد؟ 

‏-25 ساله ايران زندگي مي‌كنم. يك ساله بودم كه پدر و مادرم به ايران ‏مهاجرت كردند. 14 سالگي منو به زور شوهر دادند. از 18 سالگي بدليل ‏اعتياد شوهرم به دنبال حكم طلاق بودم تا 23 سالگي. 5 سال با يك بچه ‏دوندگي كردم تا تانستم طلاقم را بگيرم. الان هم با خياطي و گلدوزي امرار ‏معاش مي‌كنم. امروز از همدان آمدم اينجا.

ـ خانم زكيه ديدم كه به عنوان نماينده‌‌ي اين جمع انتخاب شديد كه با ‏كميساريا ملاقات كنيد. چه گفتيد و چه شنيديد؟

‏- گفتيم: چرا مدارس ما را تعطيل كرده‌ايد؟ دانش‌آموزي كه امسال ‏پيش‌دانشگاهي است يا دبيرستاني است چرا بايد مدرسه‌اش تعطيل شود؟

گفتند: قبلا" كميساريا هزينه‌اي بابت هر افغاني به دولت ايران پرداخت ‏مي‌كرد ولي حالا ديگر اين هزينه را پرداخت نمي‌كند و شما مجبوريد خودتان ‏پول تحصيل فرزندانتان را بدهيد. براي مقطع دبستان 150000 تومان، ‏راهنمايي 260000 تومان و دبيرستان و پيش‌دانشگاهي مبالغي خيلي بيشتر ‏از اينها. ضمنا" بعد از پرداخت اين هزينه‌ها به استانداري، بايد فرم بازگشت را ‏امضا كنيم و دو ماه فرصت داريم كه به افغانستان برگرديم!!

گفتيم: يعني اين همه پول تحصيل بدهيم و دو ماه ديگر هم برويم؟ مهاجرين ‏افغاني كه به كشورهاي ديگر پناه برده‌اند اكثرا" تحصيل‌كرده و باسواد هستند ‏و شغل هاي خوبي دارند و درآمد كافي هم دارند به اين وضعيت دچار ‏نشده‌اند كه پناهندگان افغاني در ايران گرفتارند. در صورتي كه پناهندگان ‏افغاني در ايران فقط به كارگري و عملگي و كارهاي سخت و كم‌درآمد ‏مشغولند، چطور مي‌توانند اين همه پول بدهند آن هم براي دو ماه.

پدران ما به خاطر اينكه ايران كشور مسلماني است به اينجا پناهنده شده‌اند. ‏فكر مي‌كردند اگر به كشور مسلمان پناه ببرند حداقل فرزندانشان در آسايش ‏زندگي خواهند كرد. مگر قوانين حقوق بشر در كشورهاي مختلف متفاوت ‏است؟ مگر پناهنده‌ي افغاني كه مثلا" در كانادا زندگي مي‌كند هم اين ‏مشكلات را دارد؟ مگر .....

گفتند: ما قبلا" به شما هشدار داده بوديم كه ايران را ترك كنيد

گفتيم: در هيچ كجاي دنيا مهاجر به دنبال حقوق پناهندگي خود نمي‌رود اين ‏وظيفه‌ي اداره‌ي امور اتباع خارجي و كميسارياي بين‌الملل است.

گفتند: ولي حالا ديگر دست ما نيست، دست دولت ايران است.

گفتيم: دولت ايران هم كه مي‌گويد اگر نرويد با نيروي انتظامي طرفيد، آنها ‏وسايل شما را با كاميون به خارج از مرز ايران مي‌برند و رها مي‌كنند!! عجب ‏پناه‌دهي

ـ خانم زكيه جواب كميساريا چه بود؟

‏-كميساريا مي‌گويد: ما هيچ كاره‌ايم. وضعيت ما هم مثل پناهندگان است! ‏دولت ايران بايد تصميم بگيرد نه ما!!!!

‏- از افرادي كه اخيرا" به افغانستان برگشته‌اند خبر داريد؟ اوضاع آنجا چگونه ‏است؟

‏-بله يكي از خواهرهايم كه پارسال به افغانستان برگشت، هربار كه تلفن ‏مي‌زند، مي‌گويد: امنيت نداريم. هنوز هم زنها به حساب نمي‌آيند. اگر ‏برگردي مجبوري در خانه بماني و بپوسي. مخصوصا" به خاطر اينكه ‏مطلقه‌اي!! ضمنا" روزي 2 ساعت برق داريم و چون شغل تو خياطي است و ‏با برق سروكار داري نمي‌تواني خرج خود و بچه‌ات را دربياوري. كمبود مسكن، ‏بهداشت، كار، كشاورزي و ... وحشتناك است. حتي امنيت جاني نداريم.

***

ـ ببخشيد اسم شما چيه؟

‏- شهناز

ـ شما براي چي اومدي؟ از كجا اومدي؟

‏- از همدان آمدم. دوسال پيش شوهرم تصادف كرده و در خانه افتاده. سه تا ‏بچه دارم. دوتاشان محصلن. از دوسال پيش چند بار به كميته امداد و اداره ‏امور اتباع خارجه مراجعه كردم كه به من كمك كنند. هيچ كس كمكم نكرد با ‏بدبختي زندگي مي‌كنم و حالا هم بايد هزينه‌ي تحصيل دو بچه‌ام را كه ‏محصل‌اند را تقبل كنم، اونم برا دو ماه؟!

‏25 ساله كه ايران زندگي مي‌كنم، بچه‌هام متولد ايران هستند، با اينحال ‏حاضرم برگردم افغانستان ولي بايد در آنجا شرايطي باشد كه من با شوهر ‏مريض و سه تا بچه بتانم زندگي كنم.

دو سال پيش از طرف كميساريا دستور دادند كه تمام افغاني‌هاي مقيم ايران ‏انگشت‌نگاري بشن و مشخص بشه كه چند خانوار افغاني توي ايران هست. ‏حتي مبلغي هم از ما پول گرفتن و كارت اقامت آبي رنگي كه داشتيم را از ما ‏گرفتند و يك برگه دادند و گفتند هركسي كه مي‌خواد به كشور ديگه‌اي بره يا ‏به افغانستان برگرده و يا بمونه توي ايران اين برگه را پر كنه. بعد از مدتي ‏كارتهاي اقامت موقت به ما دادند كه زير آن نوشته شده بود قابل تمديد!!. ‏كارتهاي آبي را كه از ما گرفته بودند را به ايراني‌ها دادند تا به كانادا مهاجرت ‏كنند (كانادا اعلام كرده بود كه مهاجر مي‌پذيرد) در واقع ايراني‌ها با كارت هاي ‏افغاني به كانادا رفتند و الان بهترين زندگي و تحصيلات را دارند. نمي‌دانم ‏دست چه كسي توي اين كار بود. بهرحال حق مهاجر افغاني بود كه از اين ‏امكان استفاده كند. البته موضوع برملا شد و دولت كانادا چند نفرشان را ‏برگرداند ولي مسئله مسكوت ماند.

***

ـ اسم شما چيه؟ كلاس چندمي؟

‏- علي. از دو هفته پيش مدرسه‌امان را بسته‌اند. صبح‌ها بيدار مي‌شوم به ‏هواي مدرسه، بعد يادم مي‌افته كه مدرسه تعطيله. كلاس اول دبيرستان ‏هستم و فقط سه سال مونده تا ديپلم بگيرم. اينجا متولد شدم. هيچ تصوري ‏از افغانستان ندارم. ولي با اين حال اگه با ديپلم برگردم شايد يه راهي پيدا ‏كنم براي زندگي.

ـ تا حالا مشكلي نداشتي براي مدرسه رفتن؟

‏- اون اوايل خيلي بهتر بود حتي كتاب و دفتر هم بهمان مي‌دادند ولي دو سه ‏سال هست كه خودمان كتاب و دفتر و ... تهيه مي‌كنيم. امسال هم كه ‏مدرسه پولي شده و اخطار كردن تا دو ماه ديگه بايد بريم. نميدانم.....

***

ـ خانم زكيه خواسته‌هاي شما از دولت ايران چيه؟

‏- اول: باز شدن مدارس و تحصيل دانش‌آموزان مهاجر

دوم: كارت هايي كه كميساريا تا آخر سال 84 مي‌خواهد تمديد كند، دولت ‏ايران نبايد حق مهاجرين را ضايع كند و اين زمان را كوتاه كند.

سوم: مشكلات افراد را در نظر بگيرند و طبق آن براي بازگشت تاريخ بگذارند

چهارم: زنان بي‌سرپرست مهاجر نبايد مجبور به بازگشت شوند به خصوص كه ‏فرزندانشان در ايران متولد شده باشند.

ـ خانم شهناز خواسته‌هاي شما از دولت افغانستان چيه؟

‏- ايجاد امنيت جاني، شغلي، اجتماعي و ..... . مسكن كه مهمترين مشكل ‏ما خواهد بود. زمين‌هاي كشاورزي را كه در جنگ سوختاندند بايد آباد كنند. ‏افغاني‌هايي كه از ديگر كشورها مي‌روند بازهم فرهنگ بهتري دارند، ولي آنها ‏كه در افغانستان بوده‌اند خيلي فرهنگ عقب‌مانده‌اي دارند. مخصوصا" براي ‏زنان خيلي مشكل است زندگي كردن در افغانستان. ما افتخار مي‌كنيم كه ‏افغاني هستيم. كشورمان را دوست داريم. ولي با شرايط فعلي نمي‌توانيم ‏برگرديم. حتي آنها كه سرمايه‌اي داشتند و رفتند الان پشيمانند. يكي از اقوام ‏من تلفني به من گفت حتي اگر بچه‌ها بيسواد هم بار آمدند بهتر است كه ‏بماني و به افغانستان نيايي.

ـ اميدواريم كه قوانين حقوق بشر سرلوحه‌ي عمل همه‌ي كشورها باشد. ‏متشكرم