زنان:چهار شنبه25 شهريور 1383 15 سپتامبر 2004

 

 

 

 

 بيانيه نشست اقدام جامعه مدني براي اهداف توسعه هزاره

زنان ايران:سه شنبه 24 شهريور 1383 14 سپتامبر 2004

ما سازمان هاي غيردولتي شرکت کننده در نشست " اقدام جامعه مدني براي اهداف توسعه هزاره" با در نظر گرفتن اهميت پيشرفت شاخص هاي اهداف توسعه هزاره(MDG) و نقش انکار ناپذير سازمان هاي غيردولتي در نظارت بر تحقق اين اهداف و همچنين اطلاع رساني و آگاهي بخشي در اين رابطه پيشنهاد مي کنيم:

 

سازمان هاي غيردولتي با تشکيل يک کمپين با موضوع اهداف توسعه هزاره بصورت متمرکزتر در رابطه با پيشرفت شاخص هاي MDG فعاليت کنند.

شاخص هاي در نظر گرفته شده در اهداف توسعه هزاره کاملا حداقلي است و در بعضي از آرمان هاي اهداف توسعه هزاره ايران زودتر از سال 2015 به شاخص هاي مورد نظر خواهد رسيد و از همين رو لازم است که در برخي آرمان ها نظير کودکان و زنان تجديدنظر شود و شاخص ها ي مربوطه متناسب با شرايط و موقعيت ايران ارتقا پيدا کند.

از آنجا که اعلاميه هزاره به وضوح بر نياز به مشارکت پوياي سازمان ملل و ساير نهادهاي بين المللي ، دولت ها ، بخش خصوصي وجامعه مدني به منظور دستيابي به اهداف توسعه هزاره تاکيد دارد لازم است اين همکاري سه جانبه تا حد امکان گسترش يابد.

همچنين پيشنهاد مي شود در رابطه با پيشرفت هريک از آرمان هاي هشت گانه اهداف توسعه هزاره توصيه هاي زير در نظر گرفته شود:

 

آرمان 1: ريشه کن کردن فقر شديد و گرسنگي

1. حضور مردم در برنامه ريزي براي فقر زدايي و اجراي آن، ضروري است و بايستي مردم را از حاشيه وارد متن اين برنامه کرد ،از اين رو توصيه مي شود با توانمند سازي جامعه وکمک به ردم براي بر عهده گرفتن مسئوليت در جهت مشارکت در متن برنامه هاي فقرزدايي و استفاده از توانمندي ها وپتانسيل هاي موجود تلاش شود.

2..ضرورت دارد با برنامه ريز ي جهت اشتغال پايدار ، آموزش هاي فني و حرفه اي در بخش آموزش غير رسمي ، گسترش تعاوني ها وتشکيل صندوق هاي بومي و ملي در جهت جمع کردن سرمايه و کاهش ميزان فقر برنامه ريزي شود.

3.توصيه مي شود در برنامه هاي فقرزدايي به ترويج فرهنگ عدم تراکم منابع مالي و در گردش قرار دادن آن و همچنين جلوگيري از نابودي منابع درآمد زاي بومي نيز توجه شود و همچنين شاخص هاي هشدار دهنده بومي درمورد فقر تدوين شود.

 

آرمان 2: دست يابي به آموزش ابتدايي و عمومي

4. لازم است به يادگيري پيوسته از طريق اينترنت و تلويزيون و ... ساير وسايل ارتباطي در کنار کلاس درس انديشيد و با تاکيد بر تفکر نقاد، مهارت هاي حل مساله و شيوه هاي ارتباط موثر صرفا به انتقال دانش بسنده نکرد.

5.پيشنهاد مي شود رويکردهاي نوين در آموزش ابتدايي ارائه شود ومهارت هاي زندگي به کودکان آموزش داده شود.

 

آرمان 3: ترويج و تبليغ برابري جنسيتي و توانمند سازي

6.پيشنهاد مي شود يک برنامه و مکانيزم پيگيري و نظارتي براي تحقق برابري جنسيتي و توانمند سازي تدوين شود.

7. توصيه مي شود تلاش براي ترويج نگاه برابر به زنان و مردان به ويژه در خانواده، فضا هاي آموزشي، محيط هاي کاري در دستور کار نهادهاي آموزشي و رسانه هاي جمعي قرار بگيرد و با ترويج مسئوليت و نقش برابر زن ومرد در تربيت فرزندان و اداره امور منزل پارادوکس اشتغال زنان و مسئوليت هاي خانگي از بين برود.

8.لازم است تبعيض جنسيتي مثبت به نفع زنان و براي کسب فرصت ها و پست هاي مديريتي اعمال شود وبه آموزش فني و حرفه اي زنان و تلاش براي کاهش فقر زنان بيش از پيش توجه شود

9..پيشنهاد مي شود در آموزش هاي غير رسمي ، بايستي آموزش مردان نيز در کنار آموزش زنان مورد توجه قرار بگيرد. ومحتواي آموزشي عمومي و رسمي فاقد کليشه هاي جنسيتي باشد.

10.اهداف توسعه هزاره به عنوان يک سازوکار براي رعايت حقوق زنان کافي نيست و فقط نقطه آغازي براي رفع نابرابري جنسيتي مي باشد.

 

آرمان 4: کاهش ميزان مرگ و مير کودکان

11. با توجه به اينکه شاخص هاي در نظر گرفته شده براي يان آرمان در زمره چالش هاي جدي ايران نيست، پيشنهاد مي شود شاخص هاي بيشتري براي اين آرمان در نظر گرفته شود.

12.توصيه مي شود نسبت به وضعيت کودکان در مناطق محروم توجه بيشتري گردد و انجمن هايي که در حوزه کودکان فعاليت مي کنند شورايي را براي بررسي دقيق علل مرگ ومير کودکان در مناطق محروم تشکيل دهند.

 

آرمان 5: بهبود وضعيت بهداشت مادران

13. لازم است سازمان هاي غيردولتي مرتبط با بهداشت باروري در سطح منطقه همکاري هاي خود رابيش از پيش گسترش دهند.

14. پيشنهاد مي شود راهبرد توسعه مفهوم سلامت باروري از نگاه زنانه به نگاه انساني و تحليل جنسيتي تغيير يابد.

15.توصيه مي شود حوزه نگاه توسعه اي بهداشت از مادران به دختران انتقال يابد و الگوسازي سلامت باروري بصورت پايه اي و پايدار انجام پذيرد.

 

آرمان 6: مبارزه با ايدز ، مالاريا و ساير بيماري ها

16.از آنجايي که براي مبارزه با ايدز بهترين راهکار آموزش افراد جامعه و بخصوص گروه هاي در معرض خطر است يكي از بزرگترين وظايف سازمان هاي غيردولتي ، آموزش همگاني و شناخت ايدز و بهويژه در گروههاي سني نوجوان و جوان ميباشد.

17.کمبود آگاهي سازمان هاي غيردولتي در زمينه ايدز وضعف اطلاع رساني در اين حوزه ، يکي از عوامل نپرداختن اين سازمان ها به موضوع " ايدز " مي باشد، لذا اجراي برنامه هاي مشترك در زمينه ايدز توسط سازمانهاي غيردولتي فعال در اين زمينه با ساير سازمانهايغيردولتي مي تواند به گسترش فعاليت هاي جامعه مدني در در زمنيه ايدز کمک کند.

18.با توجه به اينکه در ايران اپيدمي متمركز ايدز ناشي از اشتراك در سرنگ و سوزن در معتادان است، توصيه مي شود آموزش راه هاي پيشگيري از ايدز به معتادان به عنوان يکي از اولويت هاي سازمان هاي غيردولتي فعال در اين زمينه مورد توجه قرار بگيرد.

 

آرمان 7: تضمين پايداري محيط زيست

19. دستيابي به اهداف توسعه پايدار بدون مشارکت ذي نفعان بدست نمي آيد و اين مشارکت بايد در کليه سطوح محلي، ملي ، منطقه اي و بين المللي نهادينه شود، از اين رو براي جلب مشارکت مردم ، تنذير افکار عمومي و بالا بردن سطح آگاهي هاي زيست محيطي و تعهد عمومي براي پايداري محيط زيست لازم بنظرمي رسد

20. نگاهي به شاخص فعالت هاي سازمان هاي غيردولتي محيط زيستي نشان مي دهد که اين سازمان ها بر اقدامات دولت نظارت رسمي نداشته و دولت نيز شناختي از نقش وپتانسيل اين سازمان ها ندارد ، به همني جهت لازم است نقش نظارتي سازمان هاي غيردولتي بر فعاليت هاي دولت و بخش خصوصي در زمينه محيط زيست نهادينه شود.

21. لازم است سازمان هاي غيردولتي محيط زيست از طريق ارائه آموزش هاي مورد نياز و انتقال تجارب موجود در سطوح ملي ، منطقه اي و بين المللي توانمند شوند.

22 . توصيه مي شود يک گروه کاري براي تهيه گزارش در خصوص تضمين پايداري محيط زيست تشکيل شود و همچنين سازمان هاي غيردولتي محيط زيستي يک بانک اطلاعاتي در زمينه مشکلات و مسائل محيط زيست و منابع طبيعي طراحي کنند

 

آرمان 8: ايجاد مشارکت جهاني براي توسعه

23.لازم است كه سازمانهاي غيردولتي همكاريهاي منطقهاي را بيش از پيش افزايش دهند (نمونههمكاري در حوزة خزر) و اگر سازوكارهاي منطقهاي وجود دارد كه امكان همكاري براي سازمانهاي غيردولتي ايراني وجود دارد شناسايي شود.

24.توصيه ميشود به منظور تأثيرگذاري سازمانهاي غيردولتي بر دولت مجامع منطقهاي و بينالمللي وآژانسهاي UN در ايران و جلب همكاري آنها، مكانيسمهاي جديدي در نظر گرفته شود.

25.تقويت جامعه مدني و ايجاد محيط توانمندساز براي نهادهاي مدني از طريق آموزش، گفتوگو وهمدلي، محقق ميشود و مستلزم كار شبكهاي و همكاري ذينفعان ميباشند. از اين رو پيشنهاد مي شود سازمان هاي غيردولتي با ايجاد شبکه هاي همکاري بر توانمندي جامعه مدني ايران اهتمام ورزند.

26.با توجه به ارتباط مستقيم مسائل مربوط به حوزه اقتصاد و پيشرفت اهداف اجتماعي شرايطمناسب براي تشكيل و تقويت سازمانهاي غيردولتي كه به حوزه اقتصاد حساس هستند، فراهم شود.

27.از آنجا كه وجود بخش خصوصي قوي و قدرتمند در پيشرفت و تحقق اهداف توسعه هزاره تأثيرگذاراست مينمايد. و توانمند كردن مردم محلي به عنوان يكي از راهكارهاي رونق بخش خصوصي پيشنهادميشود.

سازمان هاي غيردولتي مشارکت کننده

 

انجمن تنظيم خانواده جمهوري اسلامي

انجمن پژوهشگران مطالعات خانواده

انجمن جوانان جاويد ايران

انجمن حمايت از کودکان سرطاني(محک)

انجمن ره پويان انديشه

انجمن مبارزه با آسيب هاي رفتاري

انجمن مطالعات خانواده در ايران

جمعيت زنان مبارزه با آلودگي محيط زيست

جمعيت مبارزه با اعتياد ابهر

جمعيت جوانان سفيد ابهر

خانه فرهنگ و توسعه پايدار

سازمان بين المللي توسعه مفاهيم مدني

سازمان دفاع از قربانيان خشونت

شبکه ارتباطي سازمان هاي غيردولت زنان

شبکه سازمان هاي غيردولتي محيط زيست و توسعه پايدار تهران

شوراي کتاب خانواده

شرکت تعاوني پژوهشي تحقيقاتي ومطالعات خانواده

کنفدراسيون صنعت ايران

گروه آزاد مطالعات خانواده

فصلنامه تخصصي خانواده

موسسه دانش پژوهان جوان

موسسه توسعه فن اوري اموزشي مدارس هوشمند،

موسسه حديث عشق

موسسه تحقيقات، بازتواني و بهبود زندگي زنان

موسسه فرهنگي هنري توسعه خلاقيت

انجمن مبارزه با آسيب هاي رفتاري

موسسه توسعه پايدار

موسسه خانواده آرايي

موسسه فرهنگي هنري خانواده

موسسه همياران غدا

انجمن تنظيم خانواده جمهوري اسلامي

انجمن پژوهشگران مطالعات خانواده

انجمن پيام آوران نظم انساني

انجمن جوانان جاويد ايران

انجمن حمايت از حقوق بشر زنان

انجمن حمايت از حقوق زنان

انجمن ره پويان انديشه

انجمن روزنامه نگاران جوان

انجمن زنان روزنامه نگار(رزا)

انجمن زنان پژوهشگر تاريخ

انجمن فيزيک دانان جوان

انجمن مطالعات خانواده در ايران

انجمن مبارزه با آسيب هاي رفتاري

انجمن همياران سلامت رواني

انجمن فرهيختگان جوان ( اردبيل)

پيک فراخوانده

پيشگامان آتيه

جمعيت ايرسا

جمعيت راه سبز.

جمعيت زنان مبارزه با آلودگي محيط زيست

جمعيت سايه روشن

چمعيت مبارزه با اعتياد

خانه بچه هاي ايران

سازمان بين المللي توسعه مفاهيم مدني

شبکه سازمان هاي غيردولتي محيط زيست و توسعه پايدار تهران

شبکه ديده بان حقوق بشر جوانان

کانون اهورا

کانون هفت

کانون هستيا انديش

کانون وکلاي استان فارس

کنفدراسيون صنعت ايران

گروه توسعه هزاره

مرکز کارورزي سازمان هاي غيردولتي

مرکز مطالعات حقوق بشر دانشگاه مفيد قم

موسسه اسلامي زنان

موسسه بنفام

موسسه دانش پژوهان جوان

موسسه توسعه فن اوري اموزشي مدارس هوشمند،

موسسه حديث عشق

موسسه گلابتون

موسسه مهرپروران جوان

و تعدادي از روزنامه نگاران ، نمايندگان آژانس هاي ملل متحد در تهران ، مقامات دولتي و علاقمندان به مباحث جامعه مدني

 

فراخوان براي كنگره‌ي بين‌المللي زنان كرد

 (فراخوان آثار و مقالات)

تريبون فمينيستي ايران: سه شنبه 24 شهريور 1383 14 سپتامبر 2004

نخستين كنگره‌ي بين‌المللي زنان كرد، آذر ماه سال جاري در دانشگاه تهران برگزار مي شود. در اين برنامه‌ي دو روزه، انديشمندان، كارشناسان و علاقه‌مندان مسائل زنان ضمن بيان نظرات خود، راهكارهاي علمي و عملي برخورد با مسايل و معضلات زنان كرد را بررسي مي‌كنند. اين برنامه در سطحي بين‌المللي از سوي كانون فرهنگي كازيوه برگزار مي‌شود. لذا كانون كازيوه از كليه‌ي اشخاص حقيقي، حقوقي (نهادهاي دولتي و غيردولتي) دعوت مي‌كند آثار خود را تا پايان مهلت تعيين شده به دبيرخانه‌ي كنگره ارسال نمايند.

محورها:

ـ سيماي زن كرد در عرصه‌هاي مختلف فرهنگي (ادبيات، سينما و ...)

ـ امنيت اجتماعي زنان كرد: خشونت خانگي، خشونت شغلي، خشونت جنسي، خشونت سياسي

ـ نگرش ديگري‌ها نسبت به زنان كرد

ـ حقوق زنان كرد: حقوق سياسي، مدني، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي

ـ زنان كرد و جنبش ملي كردها

ـ زنان كرد و جنبش فمينيستي

ـ حضور زنان كرد در عرصه‌هاي سياسي، فرهنگي، اجتماعي

ـ زن كرد در تاريخ

ـ زن كرد و هنر

ـ زن كرد و اقتصاد

ـ آينده‌ي زن كرد

 

توضيحات:

مقاله‌هاي دريافتي پس از بررسي، توسط هيات داوران و جمع‌بندي كميته‌ي علمي همايش، متشكل از متخصصان و صاحبنظران دانشگاهي و غيردانشگاهي، در 4 سطح طبقه‌بندي مي‌شوند:

1ـ مقاله‌هاي پذيرفته شده براي ارائه به صورت سخنراني و چاپ در كتاب مجموعه مقالات؛

2ـ مقاله‌هاي پذيرفته شده براي چاپ در كتاب مجموعه مقالات؛

3ـ مقاله‌هاي پذيرفته شده براي چاپ در كتاب خلاصه‌ي مقالات؛

4ـ ساير مقاله‌ها

 

توجه فرماييد كه:

1ـ مقاله‌ها حداكثر در 20 صفحه‌ي تايپ شده روي كاغذ A4 تنظيم شود.

2ـ خلاصه و اصل مقاله در نرم‌افزار word 2000/xp حروفچيني و با ديسكت و يا email ارسال شود.

3ـ خلاصه‌ي مقاله، حداكثر در 300 كلمه تهيه و همراه مقاله ارسال شود (شامل: ذكر مسأله، هدف، فرضيه، روش، داده و نتايج و واژگان كليدي).

ـ اصل و خلاصه‌ي مقاله‌هاي ارسالي به دبيرخانه، عودت داده نمي‌شوند.

آخرين مهلت ارسال مقالات: 20 آبان ماه

تلفن: 09188710566 پست الكترونيكي: kaziva_kongre@yahoo.com

آدرس پستي:

تهران، ميدان انقلاب، خيابان قدس، خيابان پورسينا، دانشگاه علوم پزشكي، دانشكده‌ي پزشكي، دفتر كانون‌هاي دانشجويي، كانون فرهنگي كازيوه.

 

انصراف مجلس ترکيه از تعيين مجازات براي زناي محصنه

بي بي سي - سه شنبه 24 شهريور 1383 14 سپتامبر 2004

دنيز بايکال، رهبر حزب جمهوري خلق ترکيه که از احزاب مخالف دولت اين کشور به شمار مي رود مي گويد که ماده مربوط به تعيين مجازات براي زناي محصنه از طرح اصلاح قانون مجازات عمومي اين کشور حذف شده است.

اين طرح امروز (چهاردهم سپتامبر) در مجلس ترکيه مطرح شده و بخشي از آن که به تعيين مجازات براي زناي محصنه (رابطه جنسي مرد يا زن متأهل با فردي غير از همسر قانوني خود) مربوط مي شود اعتراضهايي در داخل و خارج از ترکيه برانگيخته است.

حزب اسلامگراي عدالت و توسعه که اکثريت کرسيهاي مجلس ترکيه را در دست دارد هنوز رسماً کنار گذاشته شدن اين ماده قانوني را از دستور کار مجلس تأييد نکرده اما خبرنگار بي بي سي در آنکارا مي گويد که تمام شواهد از کنار گذاشته شدن اين ماده قانوني حکايت مي کند.

اصلاح قانون مجازات عمومي ترکيه در راستاي تطبيق مجازاتهاي اين کشور با معيارهاي اروپايي و گشودن راه ترکها بسوي اتحاديه اروپا انجام مي گيرد اما تعيين مجازات براي زناي محصنه که بخشي از اين اصلاحات را تشکيل مي دهد مغاير با هدف تطبيق يافتن با معيارهاي اروپايي به نظر مي رسد.

رجب طيب اردوغان، نخست وزير ترکيه هدف خود از اعمال ممنوعيت بر زناي محصنه را حمايت از زنان در برابر "فريبکاري" مردان اعلام کرده است.

ممنوعيت عمل زناي محصنه از هشت سال پيش بدين سو با رأي دادگاه قانون اساسي ترکيه لغو شده است.

از سوي ديگر، حقوقدانان معتقدند که اقدام اسلامگرايان ترکيه در غيرقانوني ساختن زناي محصنه نهاد اسلامي ديگري، يعني چندهمسري را تهديد مي کند.

قوانين ترکيه چندهمسري را به رسميت نمي شناسد اما مردي که اقدام با ازدواج با بيش از يک زن کند مادامي که يکي از همسرانش عليه او شکايتي نکند با مشکلي مواجه نمي شود.

طي هشت سالي که ممنوعيت از زناي محصنه رفع شده، امکان چندهمسري براي مردان ترکيه هم فراهم آمده چراکه هيچيک از زنان آنها نمي توانند با طرح شکايت عليه همسر خود وي را به دليل داشتن رابطه با زني غير از همسر قانوني خود تحت پيگرد قرار دهند.

طرح قانون ممنوعيت زناي محصنه همچنين نشانه اي از اختلاف آرايي است که در ترکيه بر سر نحوه تعامل با اتحاديه اروپا و پيوستن به اين اتحاديه وجود دارد.

پاره اي در ترکيه معتقدند که اين کشور براي اينکه با پيوستن به اتحاديه اروپا سعادت شهروندان خود را تأمين کند بايد از آن دسته از آموزه هاي اسلامي که ترکيه را در برابر غرب قرار مي دهد دست بردارند و پاره اي ديگر معتقدند که اين اتحاديه اروپاست که بايد خود را نهادي دربرگيرنده مذاهب مختلف بداند و با به رسميت شناختن هويت تک تک اعضاي خود سعي نکند معيارهاي اخلاقي غربي را بر جوامعي که در خود جاي داده است تحميل کند.

 

تعدادي از سازمانهاي غيردولتي زنان با صدور بيانيه‌اي نسبت به حذف عدالت جنسيتي از برنامه چهارم توسعه اقتصادي اجتماعي فرهنگي اعتراض كردند.

سه شنبه 24 شهريور 1383 14 سپتامبر 2004

به گزارش ايسنا، امضاكنندگان اين بيانيه كه نسخه‌اي از آن در اختيار خبرگزاري دانشجويان ايران قرار گرفته است، با اعتقاد به اين كه حذف عبارت عدالت جنسيتي از برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران ناشي از برداشت نامناسب بوده است، تصريح كردند: پايه اين بحث، توسعه بر مبناي دانايي است، بدين معنا كه مجريان را ملزم به آموزش و ايجاد فرصت‌هاي برابر در ابعاد حقوقي، اجتماعي، اقتصادي و اجرايي براي مردان و زنان مي‌كند تا از اين طريق به توانمندسازي و حمايت از حقوق زنان بويژه دختران اقدام و از آنان رفع محروميت كنند.

اين سازمانها با اعتقاد به اين كه تحقق حقوق انساني بدون تأمين فرصتهاي برابر امكان نخواهد داشت و به همين جهت همه جوامع توجه به اين بحث‌ها را ضروري مي‌دانند. افزوده‌اند: با اين رويكرد مي‌توان چشم‌انداز روشني از سلامت خانواده و بهبود كيفيت زندگي از طريق زمينه‌سازي جهت مشاركت فعال و همه‌جانبه شهروندان بويژه زنان فراهم آورد.

در اين بيانيه آمده است: مشاهده مي‌شود در بعضي موارد بدون توجه به اين مفاهيم روشن، و با تعابير غلط، بحث از مسير خود خارج شده و به طور ريشه‌اي و عميق مورد بي‌توجهي قرار مي‌گيرد.

نويسندگان بيانيه ، حذف مفهوم عدالت جنسيتي را محل ايراد و ابهام دانسته و افزوده‌اندك سؤال جدي آن است كه چرا پيامدها و چالش‌هاي ناشي از آن در سطح داخل و خارج از كشور ناديده گرفته شده است؟

به اعتقاد آنها حذف مفهوم عدالت جنسيتي از برنامه توسعه چهارم به كمك كساني خواهد رفت كه با بنيان‌هاي جمهوري اسلامي همخواني ندارند و تفكرات مغاير با ارزشهاي اسلامي را تبليغ مي‌كنند و روشن است چالشهايي از نوع اخير نه تنها دستاورد مبتني بر نظام جمهوري اسلامي ايران نخواهد داشت؛ بلكه بسياري از دستاوردهاي مثبت را نيز مورد تهديد قرار خواهد داد.

سازمانهاي امضا كننده بيانيه از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي خواسته‌اند اشكالات پيش آمده را با برنامه‌ريزي به شكل اصلاح لايحه برنامه توسعه چهارم يا ارائه طرحهاي مناسب يا هر راهكار قانوني ديگر تدارك ببينند؛ بطوري كه بتواند پاسخگوي سوالات جامعه زنان به عنوان نيمي از جمعيت كشور و فعالان حوزه‌هاي مربوطه باشند.

 

دادگاه دبير گروه زنان و عضو شوراي سردبيري هفته نامه "پيام مردم" كردستان برگزار شد 

سه شنبه 24 شهريور 1383 14 سپتامبر 2004

دادگاه "تونيا كبودوند " ؛ دبيرگروه زنان و "اجلال اقوامي" ؛ عضو شوراي سردبيري هفته نامه توقيف شده "پيام مردم" كردستان صبح امروز در شعبه اول دادگاه عمومي سنندج ، برگزار شد.

اجلال قوامي در گفت‌‏وگو با خبرنگار حقوقي "ايلنا" با اعلام اين مطلب ، افزود :‌‏ در پايان اين دادگاه ، رئيس شعبه اول دادگاه عمومي سنندج براي من و خانم كبودوند قرار وثيقه صادر كرد كه ما نيز به علت آنكه موارد اتهامي خود را قبول نداشتيم ، با اين قرار مخالفت كرديم . همچنين در اين دادگاه اتهامات جديدي مانند "ارتباط با گروه‌‏هاي مخالف نظام" و "انتشار شب‌‏نامه و بيانيه بر عليه نظام" را به ما تفهيم كردند.

وي افزود: ما معتقديم جرم ما يك جرم مطبوعاتي است ولي برخي‌‏ آقايان مي‌‏خواهند آن را به سمت‌‏وسوي ديگري سوق دهند .

دبير سياسي هفته نامه "پيام مردم" كردستان در پايان خاطرنشان كرد : قاضي اين پرونده به ما اعلام كرده است كه رسيدگي به اين پرونده از وي گرفته خواهد شد و به دادگستري كل استان كردستان ، ارجاع خواهد شد.

گفتني است ؛ پيش از اين ، موارد اتهامي ‌‏دبير بخش زنان هفته‌‏نامه پيام مردم كردستان ، نشر مطالب ضدمذهبي در رابطه با مسايل زنان و موارد اتهامي عضو شوراي سردبيري اين هفته‌‏نامه نيز انتشار مطالب الحادي و تبليغ از احزاب و گروه‌‏هاي منحرف ، عنوان شده بود.

 

زنان‌ ايراني‌ در مصاف‌ يك‌ انتخاب‌ به‌ سوي‌ آينده‌

اعتماد:چهار شنبه25 شهريور 1383 15 سپتامبر 2004

اخيرا به‌ همت‌ و تلاش‌ خانم‌ دكتر ژاله‌ شادي‌طلب‌ استاد دانشگاه‌ و رييس‌ مركز مطالعات‌ زنان‌ شبكه‌يي‌ با عنوان‌ شبكه‌ زنان‌ فارسي‌ زبان‌ تاسيس‌ شد كه‌ اتفاقي‌ ميمون‌ و مبارك‌ تلقي‌ مي‌شود. خانم‌ شادي‌طلب‌ در اين‌ باره‌ مي‌گويد: چند سال‌ پيش‌ در سميناري‌ در تونس‌ متوجه‌ شدم‌ كه‌ شبكه‌يي‌ به‌ نام‌ شبكه‌ زنان‌ كشورهاي‌ عرب‌ تاسيس‌ شده‌ كه‌ به‌ ارتباط‌ سازنده‌ و خلاق‌ زنان‌ عرب‌ سراسر جهان‌ كمك‌ شاياني‌ كرده‌ است‌ و از روزي‌ كه‌ به‌ ايران‌ برگشتم‌ انديشه‌ تشكيل‌ شبكه‌ زنان‌ فارسي‌ زبان‌ در ذهنم‌ نقش‌ بست‌ تا اينكه‌ اخيرا با مساعدت‌ مالي‌ بانك‌ جهاني‌ و تصويب‌ وزارت‌ اقتصاد و هيات‌ دولت‌ اين‌ شبكه‌ تاسيس‌ شد. در مورد اهداف‌ و كاركردهاي‌ اين‌ شبكه‌ با خانم‌ شادي‌طلب‌ گفت‌وگويي‌ انجام‌ داديم‌ كه‌ در پي‌ مي‌خوانيد.

خانم‌ دكتر! فكر ايجاد شبكه‌ زنان‌ فارسي‌ زبان‌ از چه‌ زماني‌ در ذهن‌ شما كليد خورد و چه‌ مراحلي‌ را براي‌ عملياتي‌ كردن‌ اين‌ ايده‌ انجام‌ داده‌ايد؟

زبان‌ فارسي‌، زباني‌ است‌ كه‌ در دوره‌هايي‌ از تاريخ‌ در خيلي‌ از مناطق‌ دنيا و ايران‌ تكلم‌ مي‌شده‌. اما فكر تشكيل‌ اين‌ شبكه‌ بيشتر از آنجا براي‌ من‌ حاصل‌ شد كه‌ من‌ مي‌ديدم‌ ايرانيهاي‌ زيادي‌ در دنيا هستند كه‌ خوشبختانه‌ همه‌ صاحب‌ علم‌ و دانش‌ هستند و در كارشان‌ موفق‌ هستند. و به‌ گونه‌يي‌ مناسب‌ است‌ كه‌ با آنها ارتباطاتي‌ برقرار شود، تا از كشوري‌ كه‌ مهاجرت‌ كردند، وصل‌ شوند. و يك‌ بخشي‌ از اين‌ اطلاعات‌ و دانش‌ در كشور خودشان‌ هزينه‌ شود. از طرف‌ ديگر زبان‌ فارسي‌ به‌ هر حال‌ در بسياري‌ از كشورهاي‌ منطقه‌ خاورميانه‌ و آسياي‌ ميانه‌ زباني‌ اصلي‌ تلقي‌ مي‌شود. مثلا در كشور كويت‌ زبان‌ فارسي‌ زبان‌ دوم‌ تلقي‌ مي‌شود بر اساس‌ تعداد افرادي‌ كه‌ به‌ اين‌ زبان‌ صحبت‌ مي‌كنند. و يا در افغانستان‌، تاجيكستان‌ و ازبكستان‌ اكثريت‌ به‌ اين‌ زبان‌ تكلم‌ مي‌كنند. بنابراين‌ يك‌ اشتراكات‌ فرهنگي‌ به‌ دليل‌ زبان‌ مشترك‌ و سابقه‌ تاريخي‌ در ميان‌ جوامعي‌ كه‌ در دنيا پراكنده‌اند وجود دارد.

اين‌ يك‌ بعد قضيه‌ است‌، بعدي‌ كه‌ زبان‌ فارسي‌ را وسيله‌يي‌ براي‌ دور هم‌ جمع‌ شدن‌ داشته‌ باشيم‌. بعد ديگر بحث‌ زنان‌ است‌. اعتقاد من‌ اين‌ است‌ كه‌ ما با ارتباط‌ با جوامعي‌ كه‌ فرهنگ‌ مشترك‌ داريم‌ و در عين‌ حال‌ ياد گرفتن‌ از جوامعي‌ كه‌ به‌ دلايلي‌ از ما جلوترند، مي‌توانيم‌ بسياري‌ از مسائل‌ زنان‌ را مطرح‌ كنيم‌ و در مورد آن‌ كار پژوهشي‌ انجام‌ دهيم‌ و خود اين‌ پژوهشها به‌ ما كمك‌ مي‌كند تا از تجربيات‌ ديگران‌ استفاده‌ كنيم‌. به‌ همين‌ دليل‌ من‌ فكر كردم‌ ما دو تا مفهوم‌ داريم‌ كه‌ اين‌ دو اگر به‌ هم‌ وصل‌ شود، شبكه‌يي‌ را ايجاد كند كه‌ اين‌ شبكه‌ باعث‌ پيشرفت‌ و حل‌ مسائل‌ زنان‌ شود.

در مورد زنان‌ صرف‌ مبادله‌ يافته‌هاي‌ علمي‌ مدنظر بوده‌ يا اينكه‌ بحث‌ احياي‌ حقوق‌ زنان‌ هم‌ مورد توجه‌ بوده‌؟

قطعا مسائل‌ حقوقي‌ هم‌ مطرح‌ است‌. مثالي‌ برايتان‌ بزنم‌ تا قضيه‌ برايتان‌ روشن‌ شود. در اين‌ زمينه‌ ما اخيرا سميناري‌ در تهران‌ برگزار كرديم‌. خانم‌هايي‌ كه‌ از افغانستان‌ آمده‌ بودند، مي‌گفتند ما در افغانستان‌ قاضي‌ زن‌ داريم‌. خود اين‌ موضوع‌ براي‌ ما كه‌ در كشورمان‌ قاضي‌ زن‌ نداريم‌ ضمن‌ اينكه‌ يك‌ خبر جديد است‌ خود اين‌ يك‌ طرح‌ سوال‌ است‌ كه‌ چرا افغانها قاضي‌ زن‌ دارند و ما نداريم‌؟ آيا اين‌ مبادلات‌ مي‌تواند به‌ ما كمك‌ كند كه‌ موانع‌ ايجاد اين‌ شغل‌ براي‌ زنان‌ چه‌ بوده‌ و چگونه‌ اين‌ موانع‌ را برطرف‌ كنيم‌. اين‌ تجربه‌ به‌ ما ياد مي‌دهد كه‌ ما در زمينه‌ مسائل‌ حقوقي‌ حتي‌ از كشورهاي‌ اطرافمان‌ مي‌توانيم‌ درس‌ بگيريم‌. همچنين‌ آنها هم‌ مي‌توانند از تجربيات‌ ما بهره‌مند شوند. به‌ همين‌ دليل‌ من‌ فكر كردم‌ اگر ما بتوانيم‌ بين‌ زنان‌ و آنهايي‌ كه‌ زبان‌ فارسي‌ در ميانشان‌ مشترك‌ است‌ شبكه‌يي‌ را ايجاد كنيم‌ كه‌ از اين‌ طريق‌ با هم‌ گفت‌وگو و تبادل‌ اطلاعات‌ كنيم‌ اين‌ جريان‌ براي‌ همه‌ ما سودمند خواهد بود.

از سوي‌ ديگر اين‌ واقعيت‌ را هم‌ بپذيريم‌ كه‌ وقتي‌ ما در كنفرانسهاي‌ بين‌المللي‌ از ايران‌ به‌ عنوان‌ نمايندگان‌ دولت‌ و يا سازمانهاي‌ غيردولتي‌ حضور پيدا مي‌كنيم‌ اگر ما تبادل‌ اطلاعات‌ را در ميان‌ خود از قبل‌ داشته‌ باشيم‌، آن‌ وقت‌ آنجا مي‌توانيم‌ يك‌ صداي‌ واحد را به‌ گوش‌ ديگران‌ برسانيم‌. در واقع‌ به‌ شكلي‌ اشتراك‌ اطلاعات‌ به‌ ما كمك‌ مي‌ كند كه‌ آنجا اگر قرار است‌ بر سر موضوعي‌ راي‌گيري‌ شود، غير از ما ده‌ كشور ديگر كه‌ در اين‌ شبكه‌هاي‌ قبلي‌ گفت‌وگو كرديم‌ ده‌ راي‌ به‌ كمك‌ ما بيايند و به‌ نفع‌ ما راي‌ دهند.

يعني‌ به‌ نوعي‌ قدرت‌ چانه‌زني‌ ما را در مجامع‌ بين‌المللي‌ بالا مي‌برد؟

قطعا همينطور است‌. قدرت‌ چانه‌زني‌ زنان‌ تاجيكستان‌ و زنان‌ ايراني‌ كه‌ در هلند و فرانسه‌ و غيره‌ زندگي‌ مي‌كنند را هم‌ بالا مي‌برد.

آيا قبل‌ از ايجاد اين‌ شبكه‌ در بين‌ زنان‌ فارسي‌ زبان‌، چنين‌ شبكه‌يي‌ بين‌ زنان‌ ايران‌ و يا ساير نقاط‌ ايجاد نشده‌ بود و به‌ نوعي‌ اين‌ اولين‌ الگو در اين‌ زمينه‌ تلقي‌ مي‌شود؟

من‌ چند سال‌ پيش‌ به‌ واسطه‌ حضور در يك‌ كنفرانس‌ كه‌ در تونس‌ برگزار شد، مطلع‌ شدم‌ زنان‌ عرب‌ حدود 4 سالي‌ است‌ كه‌ چنين‌ شبكه‌يي‌ را دارند و من‌ در آن‌ كنفرانس‌ از نزديك‌ ديدم‌ كه‌ چقدر اين‌ شبكه‌ باعث‌ نزديكي‌ زنان‌ عرب‌زبان‌ به‌ يكديگر شده‌ است‌. آنها اخيرا هم‌ در اين‌ زمينه‌ يك‌ كار تحقيقاتي‌ گسترده‌ را در مورد وضعيت‌ دختران‌ جوان‌ در كشورهاي‌ عربي‌ انجام‌ داده‌اند. و يا تحقيقات‌ ديگري‌ در مورد نقش‌ زنان‌ در ساختار قدرت‌ كشورهاي‌ عربي‌ انجام‌ شده‌ بود كه‌ نظر مرا به‌ خود جلب‌ كرد. مجموعه‌ اين‌ اقدامات‌ هم‌ توليد علم‌ محسوب‌ مي‌شود و هم‌ به‌ سياستگذاران‌ كمك‌ خواهد كرد و هم‌ جوانان‌ را كمك‌ خواهد كرد كه‌ در مورد كشورهاي‌ خود اطلاعاتي‌ كسب‌ كنند و تفاوت‌ خود را با ساير كشورهاي‌ دنيا درك‌ كنند. به‌ نظر من‌ اين‌ يك‌ برنامه‌ بلندمدت‌ است‌ كه‌ در آينده‌ نتايج‌ مثبت‌ آن‌ روشن‌تر خواهد شد.

هم‌اكنون‌ يك‌ شبكه‌ زنان‌ عرب‌ زبان‌ وجود دارد و يك‌ شبكه‌ زنان‌ فارسي‌ زبان‌ هم‌ اخيرا شكل‌ گرفته‌. من‌ معتقدم‌ خود تبادل‌ اطلاعات‌ بين‌ اين‌ دو شبكه‌ كه‌ اكثرا هم‌ مسلمان‌ هستند بسيار مفيد و سودمند خواهد بود. بنابراين‌ علت‌ شروع‌ شبكه‌ اين‌ بود كه‌ ما راهي‌ را پيدا كنيم‌ كه‌ ضمن‌ زنده‌نگه‌ داشتن‌ زبان‌ فارسي‌، زنان‌ با يك‌ وجه‌ مشترك‌ فرهنگي‌ دور هم‌ جمع‌ شوند و از يكديگر اطلاعات‌ كسب‌ كنند.

براي‌ اينكه‌ اين‌ فكر بطور عملي‌ پياده‌ شود چه‌ مراحلي‌ را طي‌ كرديد؟

موقعي‌ كه‌ اين‌ فكر به‌ ذهن‌ من‌ رسيد براي‌ اولين‌بار حدود 3سال‌ پيش‌ بود. من‌ متوجه‌ شدم‌ كه‌ شبكه‌ زنان‌ عرب‌ را بانك‌ جهاني‌ حمايت‌ مي‌كند. حمايت‌ مالي‌ نه‌ به‌ شكل‌ وام‌، بلكه‌ يك‌ كمك‌ بلاعوض‌ بود. در همين‌ راستا ما با بانك‌ جهاني‌ وارد مذاكره‌ شديم‌. آنها براي‌ بررسي‌ طرح‌ ما به‌ ايران‌ سفر كردند. اين‌ را هم‌ بگويم‌ كه‌ بانك‌ جهاني‌، دنيا را به‌ حوزه‌هايي‌ تقسيم‌ كرده‌ كه‌ براساس‌ ملاك‌هايي‌ است‌ كه‌ مورد نظر خودشان‌ است‌. طبق‌ تقسيم‌بندي‌ آنها ما در خاورميانه‌ قرار داريم‌ و جزو كشورهاي‌ خاورميانه‌ و شمال‌ آفريقا به‌ حساب‌ مي‌ آييم‌. ولي‌ ما تنها كشوري‌ هستيم‌ كه‌ درخاورميانه‌ عرب‌ زبان‌ نيستيم‌. بنابراين‌ اگر بانك‌ جهاني‌ مي‌خواست‌ ما را كمك‌ كند بايد اين‌ مرزهاي‌ خود را به‌ شكلي‌ تغيير مي‌داد كه‌ افغانستان‌ و آسياي‌ ميانه‌ وارد اين‌ حوزه‌ شود كه‌ خوشبختانه‌ اين‌ كار را كردند. چون‌ اهميت‌ قضيه‌ آنقدر برايشان‌ بخوبي‌ جا افتاد كه‌ قبول‌ كردند كه‌ بخش‌هاي‌ ديگر از بانك‌ جهاني‌ را به‌ يك‌ پروژه‌ مشترك‌ دعوت‌ كنند. بعد از طي‌ اين‌ مراحل‌ همانطور كه‌ مي‌دانيد در ايران‌ هر پروژه‌يي‌ كه‌ بخواهد با بانك‌ جهاني‌ جلو رود بايد از طريق‌ وزارت‌ اقتصاد انجام‌ شود و در نهايت‌ به‌ تصويب‌ هيات‌ دولت‌ برسد. ما هم‌ براي‌ اينكه‌ طرح‌ شبكه‌ زنان‌ فارسي‌

زبان‌ به‌ وزارت‌ اقتصاد و هيات‌دولت‌ برود وقت‌ زيادي‌ گذاشتيم‌ و انرژي‌ زيادي‌ از كل‌ مملكت‌ هزينه‌ شد تا در نهايت‌ اين‌ طرح‌ در هيات‌دولت‌ تصويب‌ شد و به‌ ما براي‌ اجرا ابلاغ‌ شد.

آيا كاناليزه‌شدن‌ اين‌ طرح‌ از سوي‌ دولت‌ به‌ دولتي‌شدن‌ پروژه‌ در آينده‌ منجر نخواهد شد؟

اولا يادمان‌ نرود كه‌ دولت‌ها درحال‌ يادگيري‌ هستند كه‌ خيلي‌ در امور سازمان‌هاي‌ غيردولتي‌ دخالت‌ نكنند. حمايت‌ با دخالت‌ فرق‌ دارد. من‌ صادقانه‌ بگويم‌ در تمام‌ مدتي‌ كه‌ اين‌ طرح‌ در وزارت‌ اقتصاد و هيات‌ دولت‌ مورد بررسي‌ قرار مي‌گرفت‌،نه‌ تنها يك‌ كلمه‌ هم‌ تغيير در آن‌ صورت‌ نگرفت‌، بلكه‌ هم‌ وزارت‌ علوم‌، هم‌ دانشگاه‌ و هم‌ وزارت‌ اقتصاد به‌ ميزان‌ خيلي‌ خوبي‌ حمايت‌ كردند و حتي‌ در موقع‌ تشكيل‌ كنفرانس‌ من‌ به‌ چند تا از دوستان‌ گفتم‌ من‌ اخيرا فهميدم‌ كه‌ در چين‌ 20 ميليون‌ فارسي‌ صحبت‌ مي‌ كنند. اولين‌ چيزي‌ كه‌ به‌ من‌ گفتند اين‌ بود كه‌ چرا آنها را دعوت‌ نمي‌كنيد؟ من‌ گفتم‌:چون‌ در ابتداي‌ راه‌ هستيم‌ و بودجه‌ كافي‌ براي‌ اين‌ كار نداريم‌. ببينيد ايران‌ هم‌اكنون‌ پايگاه‌ اصلي‌ اين‌ شبكه‌ شده‌ است‌ از چندنظر اين‌ اتفاق‌ براي‌ دولت‌ ايران‌ هم‌ خوب‌ است‌. دنيا بعد از انقلاب‌ تصوير خوب‌ و مناسبي‌ از وضعيت‌ زنان‌ ايراني‌ نداشته‌ است‌. و يك‌ تصوير سياهي‌ از سوي‌ رسانه‌هاي‌ خارجي‌ ارايه‌ شده‌ است‌.درحالي‌كه‌ هم‌اكنون‌ وقتي‌ خود آنها از رسانه‌ ها به‌ ايران‌ مي‌آيند و مي‌بينند كه‌ نقش‌ زنان‌ چه‌ تحول‌ عميقي‌ پيدا كرده‌، حداقل‌ خواهند گفت‌ وضعيت‌ به‌ آن‌ سياهي‌ كه‌ ما فكر مي‌كرديم‌،نيست‌. من‌ صادقانه‌ خدمتتان‌ عرض‌كنم‌ وقتي‌ ما مي‌ خواستيم‌ فصلنامه‌ زنان‌ را به‌ زبان‌ انگليسي‌ دربياوريم‌ بخوبي‌ مي‌ دانستيم‌ كه‌ هيات‌ تحريريه‌ ما بايد از دانشگاه‌ هاي‌ خارج‌ از ايران‌ هم‌ باشند، وگرنه‌ اگر فقط‌ مختص‌ داخل‌ ايران‌ باشند بين‌المللي‌ شناخته‌ نمي‌شود. بر همين‌ اساس‌ من‌ با خانم‌هاي‌ ايراني‌ مقيم‌ خارج‌ از كشور شخصا تماس‌ گرفتم‌ و از آنها خواستم‌ كه‌ اسمشان‌ را در تحريريه‌ مجله‌ بگذاريم‌، اكثريت‌ قريب‌ به‌ اتفاق‌ با تعجب‌ مي‌گفتند:ايران‌ مي‌خواهد يك‌ فصلنامه‌ درباره‌ زنان‌ به‌ زبان‌ انگليسي‌ چاپ‌ كند. و حرف‌ مرا باور نمي‌كردند. به‌ نظر من‌ روشن‌ كردن‌ ذهن‌ ايراني‌هايي‌ كه‌ در خارج‌ از مرزهاي‌ اين‌ كشور زندگي‌ مي‌كنند حداقل‌ خدمتي‌ است‌ كه‌ اين‌ شبكه‌ مي‌تواند بكند. علاوه‌ بر اين‌ ما توانايي‌ اين‌ را داريم‌ آنها را به‌ كشور دعوت‌ كنيم‌ هزينه‌هايشان‌ را پرداخت‌ كنيم‌ و از توانايي‌هاي‌ علمي‌،پژوهشي‌ آنها در كشور بهره‌ ببريم‌.

خانم‌ دكتر! آيا شبكه‌ فقط‌ در ارتباط‌ با تعاملات‌ حوزه‌ دانشگاهي‌ مطرح‌ است‌ چون‌ من‌ فكر مي‌كنم‌ در حوزه‌هاي‌ گوناگون‌ فرهنگي‌ ما افراد مختلفي‌ را داريم‌ كه‌ قابليت‌هاي‌ بالايي‌ براي‌ سوددهي‌ به‌ كشور دارند. مثلا ارتباطي‌ بين‌ هنرمندان‌ ايراني‌ مقيم‌ خارج‌ با هنرمندان‌ داخلي‌ فراهم‌ شود و يا در ساير حوزه‌ها... آيا در اين‌ مورد هم‌ انديشه‌يي‌ شده‌ است‌؟

در بروشور اين‌ شبكه‌ نوشته‌ شده‌ است‌ كه‌ سازمان‌هاي‌ غيردولتي‌، رسانه‌ها،فعالين‌ در حوزه‌ زنان‌،گروه‌هاي‌ جوانان‌،حتي‌ كساني‌ كه‌ كارهاي‌ توسعه‌يي‌ مي‌كنند ولي‌ عضو جايي‌ نيستند. يعني‌ عضو ما مي‌تواند يك‌ فرد يا يك‌ نهاد باشد، اگر فردي‌ محقق‌ و پژوهشگر است‌ و براي‌ خودش‌ بطور شخصي‌ كار مي‌كند، مي‌تواند عضو اين‌ شبكه‌ بشود. اين‌ شبكه‌ با محققين‌ شروع‌ شده‌ براي‌ اينكه‌ مبدا تاسيس‌ آن‌ دانشگاه‌ بود ولي‌ گستره‌ عضوگيري‌ آن‌ فراتر از اينهاست‌.ما در انگليسي‌ كلمه‌ Gender را داريم‌ كه‌ معادل‌ آن‌ زنان‌ نيست‌، معادلش‌ جنسيت‌ است‌ چون‌ اعتقاد ما بر اين‌ است‌ كه‌ نمي‌توانيم‌ حساب‌ زنان‌ را از مردان‌ جدا كنيم‌. وقتي‌ مشكل‌ ما حل‌ مي‌شود كه‌ مردان‌ ما همزبان‌ شوند. بر همين‌ اساس‌ در انگليس‌ از جنسيت‌ استفاده‌ شد منتها واقعيت‌ اين‌ است‌ كه‌ در زبان‌ فارسي‌ هنوز معادل‌ مناسبي‌ براي‌ جنسيت‌ نداريم‌. لذا بالاجبار در زبان‌ فارسي‌ از واژه‌ زنان‌ استفاده‌ كرديم‌. ولي‌ در كنفرانس‌ اخير ما مردان‌ بسياري‌ را دعوت‌ كرديم‌ كه‌ مقالات‌ جالبي‌ ارايه‌ داده‌ بودند.

نحوه‌ عضوگيري‌ و پذيرش‌ در شبكه‌ به‌ چه‌ صورت‌ است‌؟

در شروع‌ كار غير از شناسايي‌هاي‌ خود ما چاره‌يي‌ نداشتيم‌ جز اينكه‌ از عده‌يي‌ بپرسيم‌ از سازمانهاي‌ غيردولتي‌ زنان‌ كدام‌ را فعال‌ و برجسته‌ مي‌بينيد؟ ما در اين‌ زمينه‌ اعلان‌ عمومي‌ نكرديم‌، بلكه‌ از ديگران‌ پرسيديم‌. علاوه‌ بر اين‌ ما يك‌ فصلنامه‌ پژوهشي‌ زنان‌ به‌ زبان‌ فارسي‌ داريم‌ كه‌ 2 سال‌ است‌ منتشر مي‌شود. در اين‌ مدت‌ بسياري‌ از سازمانهاي‌ غيردولتي‌ عضو اين‌ فصلنامه‌ شدند. بر همين‌ اساس‌ برخي‌ از اين‌ گروهها از طريق‌ خودمان‌ شناسايي‌ و پذيرش‌ شدند.

در ارتباط‌ با فارسي‌ زبانان‌ ساير كشورها مثل‌ افغانستان‌ از خود خانمهاي‌ افغاني‌ كه‌ در ايران‌ زندگي‌ مي‌كنند، سوال‌ كرديم‌ و از سازمانهاي‌ غيردولتي‌ كه‌ با افغانستان‌ كار مي‌كردند پرس‌وجو كرديم‌.

همچنين‌ با سازمانهاي‌ بين‌المللي‌ كه‌ در افغانستان‌ حضور داشتند، ارتباط‌ برقرار كرديم‌ كه‌ آنها هم‌ در اين‌ راستا به‌ ما بسيار كمك‌ كردند.

برنامه‌هاي‌ بعدي‌ ما اين‌ است‌ كه‌ حوزه‌ شناسايي‌ها را گسترش‌ دهيم‌ و تا جايي‌ كه‌ ممكن‌ است‌ تعداد اعضاي‌ شبكه‌ را افزايش‌ دهيم‌. در اين‌ راستا در حال‌ حاضر مشغول‌ شناسايي‌ دانشگاه‌هايي‌ در دنيا هستيم‌ كه‌ كرسي‌ زبان‌ فارسي‌ دارند و يا انجمنهايي‌ كه‌ در دنيا بر روي‌ زبان‌ فارسي‌ كار مي‌كنند را شناسايي‌ و با آنها ارتباط‌ برقرار مي‌كنيم‌.

در مورد اين‌ كنفرانس‌ اخير در تهران‌ و نتايج‌ آن‌ صحبت‌ كنيد. چه‌ تصميماتي‌ براي‌ آينده‌ در اين‌ سمينار گرفته‌ شد؟

در اين‌ سمينار در يك‌ بيان‌ كلي‌ اين‌ نتيجه‌ به‌ دست‌ آمد كه‌ هدف‌ از ايجاد اين‌ شبكه‌ توانمندسازي‌ زنان‌ جوامع‌ فارسي‌ زبان‌ است‌ و استراتژي‌ دستيابي‌ به‌ اين‌ هدف‌ هم‌ با برگزاري‌ دوره‌هاي‌ آموزشي‌ و فعاليتهاي‌ تحقيقاتي‌ ممكن‌ و ميسر خواهد بود.

روي‌ چه‌ موضوعاتي‌ بيشتر متمركز شديد؟

خانمها در آن‌ جلسات‌ گفتند كه‌ ما با توجه‌ به‌ شرايطي‌ كه‌ داريم‌ بايد به‌ مساله‌ اشتغال‌ زنان‌ اولويت‌ دهيم‌. اگر اشتغال‌ زنان‌ مرتفع‌ شود در پي‌ آن‌ استقلال‌ اقتصادي‌ و افزايش‌ توليد ناخالص‌ داخلي‌ كشورها به‌ دست‌ خواهد آمد. به‌ تعبير ديگر اولويت‌ اساسي‌ ما به‌ نقش‌ زنان‌ در اقتصاد خلاصه‌ مي‌شود. در اين‌ سمينار خانمهاي‌ افغان‌ در همين‌ زمينه‌ اشاره‌يي‌ داشتند كه‌ به‌ نظر من‌ بسيار جالب‌ بود. آنها مي‌گفتند اخيرا در دانشگاه‌ كابل‌ تحقيقاتي‌ انجام‌ شده‌ و مشخص‌ شده‌ كه‌ 70 درصد توليد ناخالص‌ داخلي‌ افغانستان‌ نتيجه‌ كار زنان‌ است‌. اين‌ نكته‌يي‌ بود كه‌ در اين‌ سمينار مطرح‌ شد و تعجب‌ و شگفتي‌ همه‌ حاضران‌ را برانگيخت‌. و يا خانم‌هاي‌ تاجيكستان‌ اشاره‌ داشتند كه‌ در اين‌ كشور سقف‌ سواد زنان‌ بسيار بالاست‌. تقريبا همه‌ زنان‌ تاجيكي‌ به‌ دانشگاه‌ مي‌روند و در اين‌ زمينه‌ گوي‌ سبقت‌ را از آقايان‌ ربوده‌اند. اما در زمينه‌ اشتغال‌، زنان‌ تاجيكي‌ با موانع‌ روبرو هستند.

پس‌ به‌ تعبيري‌ مي‌توان‌ گفت‌ در كشورهاي‌ فارسي‌ زبان‌ به‌ جز افغانستان‌ نظام‌ آموزشي‌ رشد خوبي‌ داشته‌ اما به‌ موازات‌ آن‌ نظام‌ اشتغال‌ رشد نكرده‌؟

بله‌ دقيقا همينطور است‌. در همين‌ مورد خانمهاي‌ افغان‌ مي‌گفتند ما سقف‌ بيسوادي‌مان‌ حدود 80 درصد است‌. اما همان‌ 20 درصد باسواد هم‌ شغل‌ مناسبي‌ ندارند و تكليفشان‌ روشن‌ نيست‌. اما خانمهاي‌ تاجيكي‌ مي‌گفتند ما اصلا بيسواد نداريم‌، اما شغل‌ و كار مناسب‌ نداريم‌. خانمهاي‌ ايراني‌ هم‌ دچار همين‌ معضل‌ هستند. يعني‌ فارغ‌التحصيلان‌ دانشگاهها نمي‌توانند شغل‌ مناسبي‌ پيدا كنند. بر همين‌ اساس‌ همه‌ تصميم‌ گرفتند بر روي‌ كارآفريني‌ زنان‌ متمركز شوند. چون‌ دولتها در اين‌ كشورها قادر به‌ جذب‌ اين‌ نيروها نيستند پس‌ ما مجبوريم‌ براي‌ خودمان‌ كار ايجاد كنيم‌. اين‌ يكي‌ از نتايج‌ سمينار بود كه‌ به‌ تصويب‌ رسيد و قرار شد طرح‌ آن‌ در هر سه‌ كشور نوشته‌ شود و با كمك‌ و مساعدت‌ مالي‌ بانك‌ جهاني‌ هزينه‌اش‌ پرداخت‌ شود و در سمينار بعدي‌ نتيجه‌ مطالعات‌ در مورد كارآفريني‌ زنان‌ به‌ بحث‌ و بررسي‌ گذاشته‌ شود.

از نتايج‌ ديگر اين‌ كنفرانس‌ اين‌ بود كه‌ قرار شد ارتباط‌ بين‌ دانشگاهها و موسسات‌ آموزش‌ عالي‌ اين‌ كشورها برقرار شود بر همين‌ اساس‌ دانشگاه‌ تهران‌ متعهد شد عده‌يي‌ از دختران‌ افغان‌ را بورس‌ تحصيلي‌ بدهد تا آنها به‌ كشور ما بيايند و در رشته‌هاي‌ مختلف‌ درس‌ بخوانند. يكي‌ ديگر از دستاوردهاي‌ اين‌ كنفرانس‌ اين‌ بود كه‌ عده‌يي‌ از زنان‌ تاجيكي‌ اعلام‌ كردند ما در اين‌ كشور روزنامه‌ خصوصي‌ نداريم‌. قرار بر اين‌ شد كه‌ يك‌ دوره‌ كلاس‌ روزنامه‌نگاري‌ براي‌ زنان‌ تاجيكي‌ گذاشته‌ شود.

در مجموع‌ من‌ از نتايج‌ اين‌ كنفرانس‌ بسيار راضي‌ هستم‌ و اميدوارم‌ در آينده‌ بتوانند زنان‌ فارسي‌ زبان‌ دنيا به‌ يك‌ ائتلافي‌ تبديل‌ شوند كه‌ در مجامع‌ بين‌المللي‌ از هم‌ حمايت‌ كنند و اين‌ تبادلات‌ فرهنگي‌ بخصوص‌ زنان‌ ايران‌ را توانمندتر كند.

 

زنان كويتى، بازيچه بازى سياستمداران

حيا عبدالرحمن المغنى، جامعه شناس كويتى و نويسنده كتاب زنان در كويت: سياست مبتنى بر جنسيت گرايى

منبع: ديلى استار

ترجمه: على عبدالمحمدى- شرق: چهار شنبه25 شهريور 1383 15 سپتامبر 2004

در ماه مه ،۲۰۰۴ كابينه كويت لايحه اى را تقديم پارلمان آن كشور كرد كه در متن آن پيشنهاد تجديد نظر در قانون انتخاباتى سال ۱۹۶۲ با هدف اعطاى حق راى به زنان و نيز حق انتخاب شدن براى تكيه زدن بر مناصب حكومتى به آنان ارائه شده بود. در نوامبر ،۱۹۹۹ در بحبوحه جنجالى ترين مباحثات عمومى داخلى در تاريخ كويت، پارلمان اين كشور با اختلاف راى ناچيزى اقدام به رد يك فرمان صادر شده از جانب امير جابر الصباح با محتواى اعطاى حقوق سياسى كامل به زنان كرد. پارلمان كويت، چند ماه بعد، بار ديگر به لايحه مشابهى در اين زمينه راى منفى داد. از آنجايى كه قانون فعلى تاكنون مخالفت هاى عمومى نسبتاً كمى را در سطح جامعه كويت برانگيخته است، لذا چشم انداز تصويب لايحه اى جديد در اين زمينه در مقايسه با سال هاى دورتر تا حدى روشن تر به نظر مى رسد. با اين حال، تصويب لايحه اى جديد لزوماً تاثير عميقى را بر روى وضعيت زنان، آن گونه كه برخى انتظار آن را دارند، نخواهد گذاشت.

برخى ناظران در گمانه زنى هاى خود اين حدس را مطرح كرده اند كه رهبرى كويت انتظار دارد پارلمان اين كشور كه اكثريت كرسى هاى آن را اسلامگرايان در اختيار دارند لايحه پيشنهادى جديد را رد كند، اما در عين حال اميدوار است كه با طرح عملى اين لايحه توانسته باشد نوعى مقبوليت بين المللى ظاهرى را براى خود خريدارى نمايد. بنابراين، دولت كويت، ژوئن گذشته، زمانى كه جنبش قانونگذارى اسلامى گروه پيشروى اسلامگرايان سنى كويت دست از مخالفت سنتى خويش با اعطاى حق راى به زنان برداشت و حمايت قطعى خود را از تصويب لايحه جديد اعلام كرد، دچار شوك عجيبى شد. اين اقدام باعث افزايش اين احتمال مى شود كه نمايندگان اسلامگراى مجلس در موعد راى گيرى قانونى كه قرار است پس از پايان يافتن تعطيلات تابستانى مجلس در ماه اكتبر برگزار شود به نفع لايحه مذكور راى دهند. نمايندگان ليبرال و شيعه مجلس نيز به احتمال قريب به يقين از تصويب لايحه پيشنهادى مذكور حمايت به عمل خواهند آورند سرنوشت لايحه اعطاى حق راى به زنان بيش از هر چيز به سرنوشت طرح پيشنهادى و مجادله بر انگيز بازنگرى در نحوه تعيين حوزه هاى انتخاباتى كه تكليف آن نيز همانند لايحه اول در كشاكش مجادلات نمايندگان پارلمان كويت نامعلوم باقى مانده است بستگى دارد. بر اساس لايحه اخير كه از حمايت اعضاى ليبرال و شيعه مجلس كويت برخوردار است، حوزه هاى ۲۵ گانه انتخاباتى فعلى كويت كه ارقامى بين ۱۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ راى دهنده را در تركيب خود جاى داده اند، به ۱۰ حوزه با ارقام جمعيتى يكسان تغيير شكل خواهند داد. لازم به ذكر است كه سيستم فعلى حوزه هاى انتخاباتى كويت عمدتاً مطلوب نظر نامزدهاى طرفدار حكومت آن كشور است. به همين دليل كابينه كويت (طى چند ماه اخير) به شدت در تلاش بوده است تا زمينه را براى مخالفت با تصويب اين لايحه فراهم سازد. با اين حال، چنانچه لايحه مربوط به تغيير سيستم حوزه هاى انتخاباتى فعلى از تصويب نمايندگان مجلس كويت بگذرد، در آن صورت به نظر مى رسد كه حكومت اين كشور فشار بى امانى را براى تصويب لايحه مبتنى بر اعطاى حق راى به زنان وارد آورد، زيرا حكومت كويت به موضوع اعطاى حقوق مدنى به زنان به عنوان وسيله اى براى تخفيف تبعات بى ثبات كننده اى مى نگرد كه هر گونه تغيير در سيستم حوزه هاى انتخاباتى فعلى بر چشم انداز پيچيده سياسى كويت تحميل خواهد كرد. آن گونه كه از شواهد بر مى آيد، حكومت كويت پيش بينى مى كند كه زنان در آينده در صورت مسلح شدن به حق راى دادن در انتخابات، نيروى معتدل و ميانه رويى را پايه گذارى خواهند كرد كه در مجموع در عرصه سياست داخلى طرفدار موضع حكومت خواهد بود. نظير اين انگيزه را در جريان عادى سازى روابط و اعطاى حقوق مدنى به تعداد زيادى از اعراب باديه نشين در سال ۱۹۸۱ در رفتار حكومت شاهد بوديم كه طبق پيش بينى ها وفادارى طيف جمعيتى مذكور را به پايه هاى حكومت كويت در پى داشت. اما تصويب احتمالى لايحه پيشنهادى اعطاى حق راى به زنان چه تاثيرى بر زندگى آنان خواهد داشت؟ گروه هاى اسلامگرا و ليبرال زنان در كويت اصولاً توقعات و انتظارات بسيار متفاوتى دارند. فعالان اسلامگراى حقوق زنان برخوردارى از حق راى دادن را به عنوان وسيله اى براى قدرت گرفتن خويش براى ايجاد جامعه اى اخلاقى و قانونمند مى بينند كه در آن زنان و مردان كويتى داراى مسئوليت هاى متفاوت (و نه يكسان و برابرى) خواهند بود. آنان با همتايان مذكرشان در هدف دستيابى به يك جامعه اسلامى كه شالوده آن بر مبناى تعاليم و هنجارهاى مذهبى پى ريزى شده باشد سهيم اند. در چنين جامعه اى، زنان كويتى با حفظ حجاب و متانت خويش قادر به پرستش خدا و انجام وظايف دشوار خانوادگى و اجتماعى خويش خواهند بود. در مقابل، زنان ليبرال كويتى، برخوردارى از حق راى دادن در انتخابات را به مثابه ابزارى براى دستيابى به تساوى جنسى در جامعه مردسالار كويت مى نگرند. آنان از مدت ها پيش اعلام كرده اند كه اعطاى حق راى به زنان اين امكان را در اختيار اين قشر از جمعيت ۳/۱ ميليونى كويت قرار خواهد داد تا گام بلندى را به سوى دستيابى به حقوق اجتماعى و مدنى شان بردارند؛ حقوقى از قبيل امتيازات رفاهى يكسان و حقوق استخدامى برابر با مردان و حق برابرى قانونى با آنها در بسيارى از جنبه هاى مربوط به ازدواج كه به دلايل مختلف تاكنون از آنها محروم بوده اند. با اين حال، حق برابرى جنسى كه دستيابى به آن شديداً مورد توجه زنان ليبرال كويتى قرار گرفته است، هرگز تفكر عميق ترى را كه در قوانين كويت ريشه دوانيده و زنان را اصولاً متفاوت از مردان و نيازمند حمايت از سوى آنان مى داند به چالش نمى طلبد. چنين قوانينى زنان را مجاب مى سازد كه موافقت پدرانشان را براى ازدواج با مردان مورد علاقه خويش كسب كنند و در صورت ازدواج با مردان غير كويتى اجازه كسب اقامت دائم براى شوهران و فرزندانشان را نداشته باشند.