زنان: شنبه 21 شهريور 1383 11 سپتامبر 2004

 

 

 

شادي صدر، وكيل مدافع اولياء دم دختر نكايي كه چندي پيش اعدام شد، به تشريح روند اين پرونده و وضعيت فعلي آن پرداخت.

چمعه 20 شهريور 1383 10 سپتامبر 2004

وي در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) تاكيد كرد: نكته‌اي كه در ابتداي پذيرش وكالت اولياء‌دم عاطفه براي من مهم بود صحت ادعاي آنها مبني بر 16 ساله بودن دخترشان بود كه با بررسي مدارك موجود در اين زمينه مثل شناسانامه‌ي پدر و مدارك تحصيلي خود عاطفه به اين نتيجه رسيدم كه ادعاي آنها درست بوده و عاطفه 16 سال داشته است يعني متولد سال 66 بوده و قطعا نمي‌تواند 22 سال داشته باشد.

وي با بيان اين كه طبق استشهاد و اظهارات اهالي محل، عاطفه دچار جنون ادواري و اختلال حواس نيز بوده است، اظهار داشت: اين نكته‌اي است كه خود عاطفه نيز در اعتراض به حكم دادگاه بدوي بر آن تأكيد داشته است كه مرا به پزشكي قانوني بفرستيد تا مشخص شود دچار جنون ادواري هستم كه متأسفانه اين كار هيچ‌وقت انجام نشد.

صدر درخواست خانواده‌ي عاطفه را روشن شدن حقيقت ماجرا، اخذ ديه و شكايت از قاضي بدوي صادركننده‌ي حكم برشمرد.

وي افزود: هرچند طبق قانون مجازات اسلامي، مسووليت كيفري براي دختر از سن 9 سال قمري شروع مي‌شود و ظاهرا طبق قانون، صدور حكم اعدام براي دختر 16 ساله اشكالي ندارد ولي با توجه به الحاق ايران به كنوانسيون حقوق كودك كه طبق آن اعدام افراد زير 18 سال ممنوع است، رويه‌ي قضايي تاكنون اينگونه بوده است كه حتي اگر براي افراد زير 18 سال حكم اعدام صادر مي‌شد اين حكم تا رسيدن اين فرد به 18 سال تمام اجرا نمي‌شده، بنابراين اگر مراجع قضايي اطلاع داشتند كه عاطفه 16 ساله بوده، قطعا حداقل امر اين بود كه اجراي حكم اعدام تا 18 سالگي او به تعويق بيفتد نه اين كه به سرعت اجرا شود. عاطفه در 13 ارديبهشت‌ماه 83 دستگير، در تاريخ 3 خرداد، از سوي دادگاه بدوي محكوم به اعدام و پس از اعتراض، حكم اعدام در 13 تيرماه از سوي ديوان عالي كشور تاييد و در 25 مرداد سال جاري اجرا شده است.

وي خاطرنشان كرد: دادرسي اطفال در قوانين ما مقررات ويژه‌اي دارد كه به نظر مي‌رسد چون عاطفه 22 ساله فرض مي‌شده، هيچ‌كدام از آن مقررات ويژه در مورد او اعمال و اجرا نشده است و من هم هنوز نمي‌دانم قاضي از كجا به اين نتيجه رسيده است كه او 22 سال دارد.

 

وكيل مدافع اولياء دم عاطفه با تاكيد بر اين كه فقط زناي محصنه مجازات سنگسار دارد و مجازات زناي غيرمحصنه تنها 100 ضربه شلاق است، افزود: يك ماده قانوني در قانون مجازات اسلامي وجود دارد كه اگر كسي سه بار به جرم زنا محكوم به شلاق شود اين حكم اجرا شود، بار چهارم اگر اين اتفاق بيفتد فرد اعدام مي‌شود كه قاضي پرونده به اين ماده استناد كرده اما نكته‌ي قابل توجه اين است كه ما متاسفانه به پرونده‌هاي قبلي عاطفه كه در حكم به آن اشاره شده دسترسي نداريم و در پرونده‌اي كه به قولي پرونده‌ي چهارم است با توجه به اقرار متهم، حكم اعدام صادر شده است؛ متأسفانه نه قاضي پرونده و نه ديوان عالي كشور به اين نكته توجه نكرده‌اند كه حداقل از نظر روحي، ميزان سلامت رواني متهم را توسط پزشكي قانوني تعيين كنند و بعد مشخص شود كه آيا او در سلامت رواني، اين اقرارها را انجام داده است يا همان گونه كه خودش مي‌گفته است در بسياري از مواقع سلامت رواني نداشته است، چون يكي از شرايط نافذ بودن اقرار اين است كه فرد مجنون نباشد و با اختيار و اراده و آزادي كامل اقرار كند.

صدر خاطرنشان كرد: پدر و مادر عاطفه در سنين كودكي‌ او از هم جدا شده‌اند و وقتي او 5 سال داشته مادرش فوت كرده است و عاطفه در مراحل مختلف جاهاي متعددي بوده است، مدتي با پدرش زندگي مي‌كرده، مدتي در بهزيستي خراسان نگهداري مي‌شده و پدر عاطفه جايي نداشته كه در آن زندگي كند و تنها جايي كه او به آنجا مي‌رفته است خانه خرابه‌ي پدر و مادر بزرگ عاطفه بوده است و اين شرايط قطعا اتفاقاتي براي او افتاده است كه به شهادت اهالي محل به هر صورت از نظر رواني و شعور، يك دختر عادي نبوده است.

اين وكيل دادگستري عنوان كرد: مقصر اصلي در پرونده عاطفه، عواملي است كه باعث مي‌شوند يك دختر معصوم وارد مسيري شود كه ديگر راه برگشتي نداشته باشد و در اين راه عاطفه تنها يك مورد نيست و هستند افرادي مثل او كه اصلا آنها را نمي‌بينيم و زماني مي‌بينيم كه شايد در آستانه‌ي اعدام باشند. در پرونده‌ي اعدام عاطفه، مقصر اصلي عاطفه يا امثال او نيستند بلكه مقصر اصلي سلسله عواملي است كه يك دختر معصوم را تا اين حد به اين مرزها مي‌برد.

صدر افزود: پدر عاطفه از رييس قوه قضاييه درخواست كرده كه مجددا به اين مسأله رسيدگي شود و واقعا مشخص شود كه آيا اين حكم طبق موازين شرعي و قانوني صادر شده يا خير و اگر كسي اشتباه كرده و مقصر است بايد تاوان آن را بدهد.

 

اعتبارات امور زنان در وزارت نيرو از صفر در سال ‌٧٦ به ‌٩٣١ ميليون ريال درسال ‌٨٣ رسيد.

چمعه 20 شهريور 1383 10 سپتامبر 2004

به گزارش خبرنگار سرويس زنان خبرگزاري دانشجويان ايران، دفتر امور بانوان وزارت نيرو اعلام كرد: حضور زنان در سطح صنعت آب و برق از ‌٤/٤ درصد در سال ‌٧٨ به ‌١/٧ درصد در سال ‌٨١ افزايش يافت به نحوي كه هم‌ اكنون تعداد مشاوران و نمايندگان امور زنان شركت‌هاي تابعه و وابسته به وزارت نيرو به ‌١٠٣ نفر رسيده و ‌٤ نفر از زنان شركت‌هاي مادر تخصصي وزارت نيرو به سمت مشاور مدير عامل درامور زنان منصوب شده‌اند.

همچنين آيين‌نامه اجرايي توسعه مشاركت زنان در اين وزارتخانه با هدف ارتقاي مشاركت زنان در فعاليتهاي صنعت آب و برق، تسهيل در اجراي قوانين و مقررات ابلاغ شده از سوي دولت در خصوص زنان و تدوين ساز و كارهاي مناسب جهت گسترش مشاركت زنان ابلاغ شد.

بر اساس اعلام وزارت نيرو، سال گذشته ‌٣١ ميليون ريال از اعتبارات برنامه ‌٣٠٢٢٨ در امور زنان اين وزارتخانه مورد استفاده قرار گرفت و درسال جاري نيز اعتبارات اين برنامه به منظور آموزش زنان شاغل در اين وزارتخانه درخصوص تحليل موضوعات جنسيتي و توانمندسازي زنان صرف مي‌شود.

 

ساندرا نخستين زن قاضى آمريكا

نيكى محجوب:شرق- شنبه 21 شهريور 1383 11 سپتامبر 2004

ساندرا دى اكانر نخستين زن قاضى در معتبرترين دادگاه آمريكا است. بسيارى از كارشناسان معتقدند: ريگان براى به دست آوردن آراى بيشتر دست به انتخاب او زد. اكانر وقتى به اين سمت رسيد، در نخستين گام نمودارى براى حل بحران بين دو حزب سياسى آمريكا طراحى كرد و قوانين سقط جنين را پيگيرى كرد. احزاب مخالف ريگان مدام بر او خرده گرفتند و اكانر را لايق اين سمت ندانسته و او را متهم به كم اطلاعى در مورد وضعيت حقوقى آمريكا كردند. ليبرال ها معتقدند اكانر كه به بالاترين سمت قضايى كشور آمريكا رسيده براى حقوق زنان تلاش قابل توجهى نكرده است و به اين ترتيب اكانر مجبور بود در خلال فعاليتش تمام بحران ها و بدگويى هاى اطرافش را نيز حل وفصل كند.

اكانر از زمان كودكى تا وقتى كه همگام با مردان وارد حيطه قضاوت شد هيچ گاه احساس ضعف و ناتوانى به سبب جنسيت نداشت. ساندرا دى اكانر در ۲۶ مارس ۱۹۳۰ در ال پاسوى تگزاس متولد شد.والدين او هرى و آدمايى پس از تولد دخترشان به جنوب آريزونا رفتند. اكانر تا سن هفت سالگى به سبب وضعيت خاص زندگى شان از برق و آب آشاميدنى سالم محروم بود، منطقه اى كه آنها زندگى مى كردند بسيار با شهر فاصله داشت و نزديك ترين همسايه حدود ۲۵ مايل از خانه آنها دور بود. خانواده او يك خانواده ايزوله و تنها بود. ساندرا در سن هشت سالگى صاحب خواهر و برادر شد. ساندرا براى فرار از تنهايى حيوانات مختلفى را نگهدارى مى كرد. وى از سنين پايين مهارت هاى مختلف را آموخت. در سن هفت سالگى رانندگى و در سن هشت سالگى اسب سوارى و روشن كردن آتش به سبك كابوى ها را ياد گرفت.

براى تحصيل خانواده او مجبور شدند ساندرا را به ال پاسو بفرستند تا تحصيلاتش را ادامه دهد. ساندرا در اين شهر به مدرسه خصوصى مخصوص دختران رفت و از آمادگى تا دبيرستان را در اين مدرسه آموزش ديد. ساندرا در سن ۱۶ سالگى با بهترين رتبه فارغ التحصيل شد. پس از دبيرستان اكانر به دانشگاه استانفورد رفت و در رشته اقتصاد مشغول به تحصيل شد. او در حين تحصيل به حقوق علاقه مند شد و تصميم گرفت پس از دريافت مدرك ليسانس حقوق در سال ۱۹۵۰ به مدرسه حقوق برود و در دو سال مدرك حقوقش را گرفت. اكانر همسرش جان جى اكانر را در همين سال ها ملاقات كرد. اكانر پس از فارغ التحصيلى دوران بسيار سختى را پشت سر گذاشت. هيچ كس حاضر نبود او را استخدام كند و تنها دليل آن هم جنسيت او بود.

در همين حال ويليام فرنچ اسميت به او كمك كرد تا در قسمتى از دادگاه عالى رتبه آمريكا وارد شود و در عين حال در كاليفرنيا نيز شروع به كار كرد. همسر وى يك سال پس از ساندرا فارغ التحصيل شد و ارتش به سرعت او را استخدام كرد. جان نيز همراه ساندرا سه سال به فرانكفورت رفت و ساندرا در اين كشور به عنوان وكيل شهروندى آغاز به كار كرد. وقتى آنها در سال ۱۹۵۷ به كشور بازگشتند تلاش كردند تا در فونيكس زندگى كنند و در اين سال ها صاحب سه فرزند شدند.

ساندرا پس از تولد دومين كودكش تلاش كرد فعاليت بيشترى در مجامع اجتماعى داشته باشد و در بيمارستان ايالتى آريزونا مشغول به كار شده وپس از پنج سال او مجدداً به كار خود بازگشت. در سال ۱۹۷۴ او تلاش كرد تا فعاليت قضايى را آغاز كند. رهبران جمهوريخواه در سال ۱۹۷۸ از ساندرا درخواست كردند تا براى انتخابات فعاليت كند اما او اين برنامه را رد كرد و همچنان با تمامى مخالفانش در حيطه حرفه اى خود پيش مى رود؛ هر روز قوى تر از روز گذشته.

 

آخرين گزارش آزار جنسى و جسمى كودكان اين هفته اعلام مى شود

۱۵۰۰ خانواده در يك كنفرانس

نيكى محجوب:شرق- شنبه 21 شهريور 1383 11 سپتامبر 2004

نهمين كنفرانس بين المللى خشونت خانواده از ۱۷ تا ۲۲ سپتامبر (۲۶ شهريورماه تا يكم مهرماه) در سانتاكلاريتاى آمريكا برگزار مى شود.در اين كنفرانس جمع كثيرى از كارشناسان، اساتيد، وكلاى حامى حقوق كودك و خانواده حضور دارند. آرا در خصوص تغيير وضعيت خانواده ها براى كاهش خشونت و تمامى شاخه هاى خشونت در خانواده از قبيل آزار جسمى كودك، آزار جنسى كودك، سوءاستفاده يكى از اعضا از ديگر اعضاى خانواده و ... مورد بررسى قرار مى گيرد و آخرين گزارش تشكل هاى غيردولتى و دولتى از آزار جنسى و جسمى كودكان و خانواده ها اعلام مى شود. اين كنفرانس از تمامى علاقه مندان حتى افراد عادى نيز دعوت به شركت كرده است. ميزبان كنفرانس انستيتو خشونت جنسى و خشونت خانواده (FVSAT) سان ديه گو، انستيتو بين المللى كودكان لس آنجلس و دانشگاه آلينت است.

انستيتو خشونت خانواده و خشونت جنسى كه مسئول برگزارى اين كنفرانس است در سال ۱۹۸۴ براى بررسى اين وضعيت آغاز به كار كرد. اين انستيتو در زمينه هرگونه سوءاستفاده از كودكان، والدين و سالمندان و نيز خشونت در طبقات مختلف خانواده فعاليت مى كند.اين انستيتو در تلاش است با گردآورى كارشناسان سراسر جهان، دولتمردان را با موضوع خشونت جنسى آشنا كند و در پايان هر كنفرانس برنامه عملى به آنها ارائه كند.در عين حال با ارائه برنامه هايش كلاس هاى آموزشى براى مددكاران برگزار كند تا با خانواده ها در ارتباط بيشترى باشند. در اين انستيتو محققان، روانشناسان، مددكاران اجتماعى، پرستاران، قضات، وكلا، مراكز درمانى، مراكز فيزيوتراپى و ... فعالند.دكتر رابرت جفنر موسس اين مركز در سال ۱۹۹۰ آن را به شكل خصوصى مجدداً راه اندازى كرد.در اين مركز به صورت ملى براى كودكانى كه به هر شكل مورد آزار و اذيت جسمى و جنسى قرار گرفته اند، كلاس هاى مجانى فيزيوتراپى و روان درمانى برگزار مى شود. ضمن آن براى حل مشكل روحى كودكان قربانى از طريق اينترنت تمامى نظرات و مطالب و مدارك عملى دريافت و مورد استفاده قرار مى گيرد. FVSAI همچنين هرساله بولتنى در همين زمينه به چاپ مى رساند كه براساس آموزش هاى آن دستيابى به زندگى سالم مورد بررسى و توان يابى قرار مى گيرد. اين كنفرانس همه ساله در ماه سپتامبر (شهريور) به شكل بين المللى برگزار مى شود. انستيتو خشونت خانواده تاكنون ۲۰۰۰ كنفرانس در ۲۵ كشور برگزار كرده و در حدود ۱۷۰۰ خانواده را حمايت مى كند.

مجله تخصصى

FVSAI يك مجله تخصصى در زمينه استفاده جنسى از كودكان به چاپ مى رساند كه تيم اين مجله محققان و كارشناسان سوءاستفاده جنسى از كودكان هستند و هر سه ماه يكبار در كاليفرنيا اين مجله را به چاپ مى رسانند. دفتر مركزى اين انستيتو در مدرسه تخصصى روانشناسى دانشگاه آليانت سن ديه گو در كاليفرنياست. تا ۱۰ سپتامبر (۲۰ شهريورماه) حدود ۱۵۰۰ نفر براى شركت در نهمين كنفرانس بين المللى خشونت خانواده اعلام آمادگى كرده اند.

 

امروز جمعه دهم سپتامبر برابر با بيستم شهريور ماه سالگرد درگذشت مري ولستون كرافت، نويسنده انگليسي است.

چمعه 20 شهريور 1383 10 سپتامبر 2004

به گزارش سرويس فرهنگ و انديشه خبرگزاري كار ايران، ايلنا، اين نويسنده انگليسي در 27 آوريل 1759 در لندن متولد شد و در 10 سپتامبر 1797 درگذشت. اين نويسنده انگليسي در زمينه حقوق زنان فعاليت كرده و كتاب "اثبات حقوق زن" (1792)وي يكي از مهمترين اسناد تاريخ حقوق زنان به شمار مي رود.

گفتني است مري ولستون كرافت چندين سال را در فرانسه به بررسي پيشرفت‌‏هاي اجتماعي و سياسي اين كشور گذراند و در اين خصوص كتاب "تاريخ و ديدگاه اخلاقي منابع و پيشرفت هاي انقلاب فرانسه" را در سال 1793 منتشر كرد, پس از بازگشتش به انگلستان به گروه راديكالي پيوست كه ديگر اعضاء آن بليك، پاين، فوسلي و وردز ورث بودند.

نخستن فرزند وي فاني در 1795 از همسر آمريكايي‌‏اش، گيلبرت ايملي زاده شد مري پس از جدايي از همسر اولش در 1797 با ويليام گادوين ازدواج كرد و چند روز پس از تولد دخترش كه نام وي نيز مري بود درگذشت. دخترش كه با پرسي شلي ازدواج كرد همان مري شلي نويسنده فرانكنشتاين است.

از ديگر آثار مري ولستون كرافت مي‌‏توان اثبات حقوق مردان (1790) و نظراتي پيرامون آموزش دختران (1787) را نام برد.

 

افزايش مشاركت زنان در كادر هيأت علمي دانشگاهها و برنامه‌ريزي آموزشي و فرهنگي دانشگاهها، در چهارصد و نود و چهارمين جلسه شوراي فرهنگي ـ اجتماعي زنان تصويب شد.

چمعه 20 شهريور 1383 10 سپتامبر 2004

به گزارش سرويس زنان خبرگزاري دانشجويان ايران همچنين در اين جلسه برنامه‌ريزي جامع و راهبردي در خصوص تريبت زنان متخصص و مورد نياز جامعه در راستاي توسعه و تعالي كشور، ايجاد فرصت عادلانه با تاكيد بر اصل تعهد، تخصص و شايسته‌سالاري در جذب و بهره‌گيري از توانمندي‌هاي زنان متخصص در نظام مديريتي مورد تاكيد قرار گرفت و تصويب شد.

همچنين شوراي فرهنگي اجتماعي زنان در اين جلسه ضمن محكوم كردن قانون منع حجاب در فرانسه، از اعتراضات حق‌طلبانه دنيا در دفاع از زنان محجبه حمايت كرد.

 

اولين شواليه زن ايراني

گزارش: محمد تاجيك: چمعه 20 شهريور 1383 10 سپتامبر 2004

پري صابري، كارگردان تئاتر ايران، به عنوان اولين زن هنرمند ايراني، نشان شواليه ادب وهنر فرانسه را كه عالي‌ترين نشان اين كشور در بخش فرهنگ و هنر محسوب مي شود مهرماه سال جاري در يافت خواهد كرد.
به گزارش خبرنگار هنري ايسنا، صابري، در اواخر سال گذشته با اجراي دو نمايش در فرانسه همچنين نشان ابن سينا را از سوي سازمان يونسكو دريافت كرده بود. نشان ابن سينا نيز از بزرگترين نشان هاي فرهنگي فرانسه محسوب مي شود .
در دعوتنامه اي كه روز پنج شنبه از سوي سفارت فرانسه در تهران به ايسنا ارسال شده آمده است در مراسمي كه روز 13اكتبر (22مهرماه) با حضور سفير فرانسه برگزار مي شود نشان شواليه ادب وهنر به پري صابري اهدا خواهد شد
پري صابري در گفت و گو با خبر نگار ايسنا با تاييد اين خبر گسترش فرهنگ وهنر وتلاش براي ارتقائ سطح فرهنگي جامعه را وظيفه اصلي خود به عنوان يك هنرمند عنوان كرد واعطائ اين نشان را درحقيقت اعطا به جامعه فر هنگي كشور دانست

درباره نشان شواليه
پيش از اين نيز، عباس كيارستمي كار گردان سينماي ايران نشان معتبر شواليه ادب وهنر فرانسه را در يافت كرده بود سفارت فرانسه در تهران در سال 82 با انتشار اطلاعيه اي با اشاره به كيفيت استثنايي و جنبه جهاني آثار عباس كيارستمي از او به عنوان يكي از برجسته‌ترين فيلمسازان چند دهه اخير نام برده و افزوده بود : آثار كيارستمي در فرانسه چه نزد تماشاگران و چه در محافل حرفه‌اي با استقبال قابل توجهي مواجه بوده است . اين سفارتخانه در ادا مه اظهار خرسندي كرده بود كه اين نشان شواليه ،اثباتي براي زنده بودن روابط فرهنگي فرانسه و ايران باشد .

بدون ملاحضات سياسي
محمدعلي سپانلو و رضا سيد حسيني از شاعران ومترجمان ايراني از جمله هنر منداني هستند كه نشان شواليه نخل آكادميك فرانسه را در يافت كرده اند. سپانلو پس از در يافت اين جايزه با تاكيد بر ارزشمند بودن اين نشان به خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفته بود رابطه فرهنگي ايران و فرانسه، بسيار ديرينه است؛ تا جايي كه گلستان سعدي 400 صد سال پيش به فرانسه ترجمه شده است و نكته مهم اينكه آنها نشان‌هاي فرهنگي‌شان را با ملاحظات سياسي نمي‌دهند، چراكه دولت در اين بين نقشي ندارد و مجري كار، يك آكادمي است. او در عين حال گفته بود كه دريافت نشان شواليه نخل آكادميك فرانسه، آن طور كه رسانه‌ها عنوان كرده‌اندصرفا به‌خاطر ترجمه‌هايش از آثار فرانسوي نبوده چراكه به اعتقاد سپانلو مترجمان گردن‌كلفت‌تري آثار فرانسوي را ترجمه كرده‌اند كه از اين بين مي‌توان از مهدي سحابي ياد كرد كه آثار مارسل پروست را ترجمه كرده است.
در حقيقت نشان يادشده بيشتر به‌خاطر خلاقيت و تحقيقات ادبي و ترجمه شعرهاي سپانلو به فرانسه به او اعطا شده بود و در خطابه‌اي نيز كه سفير دولت فرانسه خوانده بود آمده بود كه سپانلو شاعر تهران است و البته اشاره هم شده بود كه آپولين را سپانلو به فرانسه ترجمه كرده‌ است .

يكي از چهار نشان
رضا سيدحسيني مترجم و پژوهشگر كه چند سال پيش نيز اين نشان را دريافت كرده است، در اين باره مي گويد : اين نشان به افرادي كه به فرهنگ فرانسه خدمت كرده‌اند اعطا مي‌شود
سيدحسيني با بيان اينكه اين نشان ازسوي وزير فرانسه و با امضاي وزير فرهنگ آن كشور اعطا مي‌شود، يادآور مي شود : شواليه نخل آكادميك يكي از چهار نشان مهم دولت فرانسه است كه در زمينه هنر و ادبيات اهدا مي‌شود.
در سالهاي قبل نيز يدالله رؤيايي شاعر ايراني مقيم فرانسه به دريافت اين نشان نايل شده بود.

درباره پري صابري
پري صابري كه دوران نوجواني وجواني خود را در فرانسه گذرانده است فارغ التحصيل مدرسه عالي تكنيك وسينماتو گرافي ووژيرار پاريس است و تا كنون بيش از 20نمايش را به روي صحنه برده است
باغ وحش شيشه اي ،كرگدن ، دست كرك هويج ،مرغ دريايي ، بدي دنيا را گرفته ،سه شخصيت در جستجوي نويسنده ، امشب از خود مي سازيم ،يرما ،مرده هاي بي كفن و دفن ، آنتيگونه ،جزيره بزها ونگاهي از پل آثاري هستند كه صابري پيش از انقلاب آنها را اجرا كرده است كه همگي آنها را متون خارجي تشكيل ميدهد

هفت شهر عشق
صابري پس از انقلاب رويكردي متفاوت نسبت به قبل از انقلاب دارد نمايشهاي هفت شهر عشق، دايي وانيا ،من به باغ عرفان ، بيژن و منيژه ،رستم و سهراب ، شمس پرنده ،آنتيگونه ،رند خلوت نشين ،يوسف وزليخا ،سوگ ساوش نمايشهايي هستند كه صابري پس از انقلاب آن ها را اجرا مي كند
اين كار گردان تئاتر به گفته خودش در بعد از انقلاب با تاكيد بر فرهنگ ايراني، در كارهاي خود به سرعت رشد مي كند و هم اكنون حدود بيست سال است كه او تنها روي متون ايراني كار مي‌كند؛ متوني كه بيشتر از شعرا ي ايرانيست مانند ؛من به باغ عرفان ؛ كه در باره انديشه، افكار و زندگي سهراب سپهري است ، يا نمايش شرح عشق عطار كه صابري آن را در سعدآباد به روي صحنه برد و
مردم به راحتي با مضامين عرفاني اين نمايش‌ارتباط برقرار كردند و با اين كه نمايش شرح عشق عطار از منطق الطير عطار نيشابوري برگرفته شده بود ولي با استقبال بي‌نظيري از طرف مردم مواجه شد و آن مكان به احترام عطار ايوان عطار نام گرفت.

شمس پرنده
او سپس در تابستان 75 به سراغ فردوسي و داستان بيژن و منيژه ميرود و درسال 76 نمايش رستم و سهراب از او مي شود در سال 78 اجراي نمايش شمس پرنده توسط پري صابري با استقبال عجيبي رو برو مي گردد به طوري كه اين نمايش براي چندين بار مجددا به روي صحنه مي رود

آنتيگونه
اوتعزيه‌ي آنتيگونه را در سال 79 در تالار وحدت به روي صحنه برد.
صابري در اين سال اين نمايشنامه نوشته سوفكل را به شكل تعزيه و در قالبي كاملا سنتي اجرا كرده و در آن از آوازهاي مختلف ايراني در تمام دستگاه‌هاي ايراني استفاده مي كند .
آنتيگونه مدتي پيش از اجرا در ايران ، در تالار كو ليزه2000ايتاليا كه بعد از 1500 سال بازگشايي شده بود، همراه يك گروه 25 نفره به اجرا گذاشته مي شود كه مورد تجليل تمام روزنامه‌هاي ايتاليا قرار مي گيرد و بهترين نمايش ارزيابي مي شود . به گزارش ايسنا، در اين رويداد تنها سه كشور ايران يونان و ايتاليا شركت داشتند. بناي تاريخي "كوليزه" يكي از بزرگترين بناهاي تاريخي در رم است كه چند هزار سال قبل محل جدال بين گلادياتورها و حيوانات درنده بوده است.
در حقيقت موضوع نمايش آنتيگونه سفارش دولت ايتاليا بود و دولت ايتاليا مي‌خواست بعد از 1500 سال اين بناي تاريخي را كه سال‌ها فقط مورد استفاده توريست‌ها قرار مي‌گرفت، دوباره به روي نمايش ها باز كند و براي اين منظور سه نمايش از سوفوكل را انتخاب كرده بود كه يكي از آن‌ها به ايران پيشنهاد شد؛ ايتاليايي‌ها توصيه‌شان اين بود كه هر كار گرداني اين نمايش را در قالب سنت‌هاي نمايشي كشور خودش پياده كند و پري صابري قالب تعزيه را براي اين نمايشنامه انتخاب مي كند

مادر بزرگ تئاتر
به گفته صابري، تعزيه و نمايشهاي تخته روحوضي مادر و مادربزرگ تئاتر ايران محسوب مي شوند. او تعزيه را صرفه‌نظر از محتوا به خاطر سبك اجرايي كه دارد بسيار بديع مي داند چون در يك سكوي بسيار ساده مي‌توان همه‌ي چيزها رابيان كرد .
صابري شيوه تئاتر تعزيه را شيوه اي بسيار مدرن توصيف كرده كه در آن از موسيقي رنگ و .. به درستي استفاده مي‌شود.
او كه خودرا زائيده اطلاعات تئاتر غربي و وارث سنت‌هاي تئاتر ايراني مي داند معتقد است: الهام گرفتن از شيوه نمايش‌هاي سنتي،‌به كار او يك سبك ويژه داده است كه شاخه‌اي از آن در ايران است و شاخه‌اي ديگر در تئاتر مدرن قرني است كه صابري در آن كار مي‌كند.
پري صابري،‌ همواره اعتقاد داشته كه اگر به سنت‌هاي آئيني نمايشي خود توجه بيشتري شود ايرانيان مي توانند پرچم پر قدرتي را در تئاتر بلند كنند.او معتقد است مقلد فرهيختگان غربي بودن‌، تنها ما را به عنوان يك صنعتگر تئاتر راضي مي‌كند. اما ما چون ايراني هستيم، اين كشور زبان، فرهنگ و شكل خاص خود را دارد كه بايد به ان توجه شود

رند خلوت نشين
در شهريورماه سال 80 نمايش رند خلوت نشين با نگاهي به زندگي حافظ از اين هنرمند ايراني به روي صحنه مي‌ رود. اين نمايش به دعوت انجمن حافظ شناسان ايران از مهر ماه همين سال در محل حافظيه شيراز نيز اجرا مي شود در اين سالها پژوهشگري همانند بهاالدين خرمشاهي با اشاره به نمايشهاي صابري عنوان مي‌كند : امروزه ، اگر كسي بخواهد در كار خود توانا باشد به راحتي مي‌تواند در مضامين عرفاني و‌ آفرينشهاي كهن جستجو كند و سپس به بازآفريني يا نوپردازي بپردازد كه البته اين نوپردازي بايد با مايه يا اشاره‌اي از آثار كهن همراه باشد و به بيان امروزين و با ارزشهاي امروزين مطرح شود . به عنوان مثال، در تئاتر اخير، شمس پرنده و رند خلوت نشين از آثار پري صابري را مي‌بينيم كه برگرفته از مضامين و ادبيات كهن ماست.

شير ازل
البته در اين سال قرار ميشود كه به سفارش ستاد تكريم امام علي (ع) نمايش‌ شير ازل به كارگرداني "پري صابري اجرا شود كه گويا اجراي اين نمايش منتفي مي شود

يوسف و زليخا
پري صابري، در ميانه هاي سال 81 نمايش ‌"يوسف و زليخا" را در تالار وحدت به روي صحنه مي‌برد
او داستان يوسف و زليخا را در 18-19 سالگي و از سري كتاب‌هاي داستاني قصص قرآن خوانده بود و اين داستان ، هيچ گاه او را رها نكرد تا زماني كه آن را به روي صحنه برد .
البته ،او چند سال قبل اين قصه را همراه با داستان‌هاي "رستم و سهراب" و "شمس پرنده" به مركز هنرهاي نمايشي ارائه مي دهد ولي مركز هنرهاي نمايشي در همان سال اولويت را به رستم و سهراب مي دهد و در سالهاي بعد نيز نمايش‌هاي ديگري در اولويت قرار مي گيرند تا اينكه نوبت به اجراي يوسف و زليخا مي رسد.


سوگ سياوش
"
سوگ سياوش" برگرفته از داستان سياوش و سودابه‌ي شاهنامه است كه صابري آن را با تغييرات اندكي و همراه با گروه موسيقي زنده، همچون ديگر نمايش‌هايش در سال 82 و در تالار اصلي مجمعه تئاتر شهر به روي صحنه مي‌برد.

من از كجا عشق از كجا
پري صابري، در جديد ترين كار نمايشي خود نمايش "من از كجا عشق از كجا" را آبان ماه سال جاري در تالار اصلي تئاتر شهر به روي صحنه مي‌برد. صابري متن نمايشنامه اين نمايش را بر اساس اشعار فروغ فرخزاد نوشته است اين نمايشنامه، بر اساس اشعار فروغ فرخ‌زاد از مجموعه شعر "تولدي ديگر" تا به بعد نوشته شده است.
صابري، پيش از اين گفته بود در صورتي كه زمان محدودي به اجراي اين نمايش اختصاص دهند از اجراي آن منصرف خواهد شد.
او توضيح داده بود: نمايشي كه با زحمات فراوان و با بازيگران و امكانات و تجهيزات بسيار در طي چند ماه تمرين فشرده آماده شده را نمي‌توان تنها در زمان محدودي به روي صحنه برد.
صابري بعدها به خبرنگار ايسنا گفت: براي اجراي اين نمايش در آبان ماه 45 اجرا در نظر گرفته‌اند و سپس نمايشي از بهرام بيضايي در صورت آماده شدن به روي صحنه خواهد رفت.
وتمرينات اين نمايش از مهر ماه آغاز خواهدشد .
صابري براي اجراي اين نمايش تستي براي گزينش افراد جديد، نيروهاي جوان و ناشناخته انجام داده است .

امشب از خود مي سازيم
داستان امشب از خود مي‌سازيم اثر لوئيچي پيراندلو نويسنده ايتالياي و از نويسندگان مورد علاقه پري صابري است كه او سعي دارد با استفاده از آيين‌هاي سنتي جنوب ايران، نمايشي از اين داستان را به روي صحنه ببرد .
صابري مي گويد در حقيقت با اين نمايش مي‌خواهد نشان دهد كه تئاتر چيست و ديگر اينكه اگر امكانات لازم براي اجراي نمايش يوسف وزليخا در تالار وحدت داده شود، او اين نمايش را اجراخواهد كرد. او در ليلي و مجنون سعي دارد به طرف اپرا حركت كند و اين كار امكانات بسياري را مي‌طلبد؛ اگر چه او هميشه كارش را با حداقل امكانات به روي صحنه برده است
او معتقد است گنجينه‌هاي ادبي ايران بسيار كم نظير و فاخر هستند و نبايد خيلي فقيرانه و حقيرانه با آنان برخورد كرد.

بابا نشاط وملا نصرالدين
پري صابري همچنين در حال نگارش نمايش‌نامه بابا نشاط برگرفته از شخصيت ملانصرالدين است و قصددارد بر اساس آن تله تئاتري بسازد. او معتقد است ايراني‌ها در دو جنبه طنز و تراژدي بسيار قوي هستند.
بهترين شخصيت‌هايي كه معرف جنبه طنز ايرانيان است، بهلول و ملانصرالدين هستند كه طنز را در حد اعلايش به شما ارائه مي‌كنند.
او مي‌گويد : شخصيت ملانصرالدين، شخصيت برجسته و منحصر به فردي در ادبيات ايران است و با هوشمندي، ظرافت و عمق خاصي جامعه ايران را بررسي مي‌كند
در اين شخصيت، ويژگي بزله‌گويي ايرانيان نهفته است
صابري عنوان مي كند : اگر امكان توليد تله تئاتر آن فراهم شود ساخت آن را آغاز خواهد كرد. اگرچه من آدم دل نازكي هستم و دوست ندارم در دالان‌هاي اداري سردرگم شوم ، پس ممكن است پيچ‌ و خم‌هاي اداري من را از ساخت آن پشيمان كند!.

و باز هم يوسف وزليخا
پري صابري پيش از اين قصد داشت نمايش يوسف وزليخا را در شيراز به روي صحنه ببرد ولي باتصميم مسئولان اداره فرهنگ و ارشاد شهر شيراز، اجراي نمايش "يوسف و زليخا" را مشروط به ايجاد چند اصلاحيه در اين نمايش شد و به همين خاطر صابري از اجراي اين نمايش منصرف شد .
صابري قصدداشت نمايش "يوسف و زليخا" را در يك سالن بسكتبال و با طراحي صحنه خاصي با استفاده از سكوي تماشاگران به روي صحنه ببرد

پري صابري منتقد
انتقاد از بنياد رودكي ومديريت جديد تالار وحدت وانتقاد از تصميمات شوراي مديزيتي تئاتر شهر صابري را تبديل به كارگرداني منتقد در سالهاي اخير كرده است