زنان:چهار شنبه 11 شهريور 1383 اول سپتامبر 2004

 

 

 

 

مقايسه آماري بين نمرات دروس رشته رياضي فيزيك دختران و پسران مقطع متوسطه در سال تحصيلي 81 ــ80 نشان دهنده بالا بودن سطح نمرات دانش‌آموزان دختر است.

سه شنبه 10 شهريور 1383 31 اوت 2004

به گزارش سرويس زنان خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، آمارها نشان مي‌دهد: ميانگين نمرات دختران در كليه دروس تخصصي رشته رياضي و فيزيك يك نمره بالاتر از پسران بوده و درصد قبولي دختران 6 تا 11 درصد بالاتر از پسران است.

بالا بودن سطح نمرات دختران بيانگر آنست كه آنها انگيزه بالاي پيشرفت تحصيلي خود را نشان داده‌اند و از سوي ديگر بنابر نظر صاحبنظران تعليم و تربيت رابطه انگيزه با پيشرفت تحصيلي مهمتر از رابطه هوش با پيشرفت تحصيلي است.

 

دستور العمل ناجا در باره نحوه فروش لباس زیر زنان

سه شنبه 10 شهريور 1383 31 اوت 2004

بامداد : پس از روی کار آمدن مجلس آبادگر و سخنان راه یافتگان آبادگر در مورد نحوه پوشش زنان وبه ویژه پس از گزارش روزنامه جمهوری اسلامی در باره لباس زیر بانوان تهرانی به نظر می آمد که فعالیت هائی در این زمینه در حال انجام است.

در این زمینه اداره اماکن ناجا طی بخش نامه ای در باره نحوه فروش لباس های زیر بانوان دستور العمل خود را صادر کرد.

در این دستور العمل آمده است که فروشندگان البسه زير زنانه بايد از در معرض ديد قرار دادن اين گونه لباس‌ها به نحوي كه از بيرون مغازه و خيابان قابل رويت باشد، جلوگيري كنند و فروش البسه زير زنانه توسط آقايان ممنوع است.

استفاده از مانكن زن كه برجستگي‌هاي بدن و سر و صورت بدون حجاب آن مشخص باشد در هر صورت ممنوع است و موجب لغو پروانه فعاليت مي‌شود.

 

عضو شوراي اسلامي شهر مشهد: 98 درصد زنان بزهكار مشهد بي‌سواد هستند

سه شنبه 10 شهريور 1383 31 اوت 2004

خبرگزاري فارس: يك عضو شوراي اسلامي شهر مشهد گفت: براساس بررسيهاي كارشناسي در بخش آسيب‌هاي اجتماعي زنان، 98 درصد زنان بزهكار مشهد بي‌سواد هستند.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي شهرداري مشهد، صديقه قنادي افزود: آسيب‌ پذيري اجتماعي زنان دامنه‌اي گسترده داشته و با سطح تحصيلات رابطه مستقيم دارد.

وي با بيان اينكه از مجموع بزهكاران زن 68 درصد وضع اقتصادي بسيار بد دارند، گفت:انحرافات و آسيب‌هاي اجتماعي زنان با وضع اقتصادي آنان رابطه مستقيم دارد، بطوري كه نبود عدالت اجتماعي و تبعيض مالي و اقتصادي زنان را به سوي قانون شكني سوق داده است.

قنادي اظهار داشت: وسايل ارتباط جمعي با وجود دامنه گسترده آن به دليل برخي از برنامه‌هاي مخرب در افزايش انحراف زنان موثر بوده است.

عضو شوراي اسلامي شهر مشهد، طلاق، مرگ همسر، دختران فراري، قتل عمد و غير عمد، مواد مخدر و سرقت را از عواملي دانست كه آسيب‌هاي اجتماعي زنان را افزايش مي‌دهد.

وي همچنين گفت: انتظارات بي‌اندازه از روابط زن‌ و شوهر، وجود مشكلات جنسي، دخالت اطرفيان در زندگي زناشويي، اعتياد به مواد مخدر، و فقدان حمايت خانوادگي از جمله دليل اصلي طلاق مي‌باشد.

عضو شوراي اسلامي شهر مشهد افزود: براساس داده‌هاي آماري ميزان طلاق در روستاها بسيار كمتر از شهرها بوده بطوري كه در برخي از روستا به صفر رسيده است.

قنادي به پديده شوم مواد مخدر اشاره كرد و گفت: سن زنان مجرم مواد مخدر بين 20 تا 40 سال بوده و اكثرا متاهل و بي‌سواد هستند.

وي در خصوص سرقت زنان گفت: سن سارقان زن بين 20 تا 50 سال مي‌باشد كه 98 درصد آنان متاهل و بي‌سواد هستند.

قنادي پيشنهاد كرد، از آنجا كه فقر اقتصادي نقش عمده‌اي در بروز آسيبهاي اجتماعي داشته، عدالت اجتماعي و رفع تبعيض از شاخص‌هاي توسعه پايدار در جلوگيري از افزايش آسيب‌هاي اجتماعي زنان محسوب شود.

وي فرهنگ سازي و ارتقاء سطح سواد زنان را مهمترين راه‌حل پيشگيري از بحرانهاي اجتماعي دامنگير زنان برشمرد.

 

 

سه زن عراقي كه در پايگاه نظاميان امريكايي در موصل كار مي كردند كشته شدند

سه شنبه 10 شهريور 1383 31 اوت 2004

خبرگزاري فارس:‌سه زن عراقي كه در پايگاه نظاميان امريكايي كار مي كردند در تيراندازي مهاجمان مسلح ناشناس در شهر موصل، در شمال عراق كشته شدند.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه از موصل، ‌يك مقام پليس عراق در شهر موصل با تاييد اين خبر گفت :‌مهاجمان مسلح ناشناس امروز يك دستگاه خودرو حامل چهار زن و يك مرد را در منطقه "‌الكرانه "‌ در شرق موصل هدف تيراندازي قرار دادند .

به گفته اين مقام پليس عراقي، در اين حمله سه زن كشته و راننده مرد و يك زن ديگر نيز به شدت زخمي شدند.

دكتر " وليد جاسم "‌، ‌پزشك بيمارستاني در موصل حال مجروحين اين حادثه را وخيم گزارش كرد.

دكتر جاسم گفت: ‌راننده خودرو از ناحيه سينه و سر هدف گلوله قرار گرفته و در شرايط وخيمي به سر مي برد.

 

من‌ يك‌ دختر بي‌ سرپناهم‌

چهار شنبه 11 شهريور 1383 اول سپتامبر 2004

اعتماد - چهره‌ زرد و رنگ‌ پريده‌ اش‌ از رنج‌ ها و سختي‌ هايي‌ كه‌ در طول‌ 17 سال‌ زندگي‌اش‌ كشيده‌، حكايت‌ دارد. اسمش‌ نازيلا است‌، خودش‌ مي‌ گويد كه‌ پدر و مادري‌ ندارد. به‌ جرم‌ ولگردي‌ دستگير و به‌ دادسراي‌ نوجوانان‌ آورده‌ شده‌ است‌.

وقتي‌ از او مي‌ پرسم‌ چرا از خانه‌ فرار كردي‌، مي‌ گويد: من‌ اصلا خانه‌يي‌ ندارم‌ كه‌ بخواهم‌ فرار كنم‌. من‌ يك‌ خيابان‌ خواب‌ هستم‌ . پدرم‌ پيش‌ از تولدم‌ مرد و 7 ساله‌ بودم‌ كه‌ مادرم‌ هم‌ جان‌ خودش‌ را از دست‌ داد از آن‌ موقع‌، آواره‌ كوچه‌ و خيابان‌ ها شدم‌.

نازيلا درباره‌ زندگي‌اش‌ به‌ خبرنگار سايت‌ دانا مي‌ گويد: بعد از مرگ‌ مادرم‌ 3 سال‌ در خيابان‌ ها زندگي‌ مي‌ كردم‌ و از طريق‌ گدايي‌ روزگارم‌ را مي‌ گذراندم‌ تا اينكه‌ دستگير شدم‌ و مرا به‌ بهزيستي‌ فرستادند اما نمي‌ توانستم‌ شرايط‌ آنجا را تحمل‌ كنم‌. در آنجا با چند نفر ديگر دوست‌ شده‌ بودم‌ و بعد از مدتي‌ با هم‌ تصميم‌ گرفتيم‌ از بهزيستي‌ فرار كنيم‌ اما اين‌ بار با لباس‌ پسرانه‌ در خيابان‌ها مي‌ گشتم‌ تا كسي‌ به‌ من‌ مشكوك‌ نشود ولي‌ فايده‌ يي‌ نداشت‌ و بعد از 2 ماه‌ دوباره‌ دستگير شدم‌ و باز هم‌ مرا به‌ بهزيستي‌ فرستادند.

نازيلا همانطور كه‌ روي‌ نيمكت‌ راهرو دادگاه‌ نشسته‌ است‌ با لحن‌ خاص‌ خودش‌ مي‌ گويد: اين‌ دفعه‌ هم‌ در بهزيستي‌ طاقت‌ نياوردم‌ و دوباره‌ فرار كردم‌ البته‌ چند ماهي‌ را آنجا بودم‌ اما نتوانستم‌ اوضاع‌ را تحمل‌ كنم‌. به‌ اين‌ ترتيب‌ دوباره‌ در خيابان‌ها سرگردان‌ وآواره‌ شدم‌، نه‌ سواد داشتم‌ نه‌ سرپناهي‌. مدتي‌ كه‌ در بهزيستي‌ بودم‌ چيزهايي‌ به‌ من‌ ياد داده‌ بودند اما هنوز نمي‌ توانستم‌ خوب‌ بخوانم‌ و بنويسم‌. تصميم‌ گرفتم‌ يك‌ پيرزن‌ تنها را پيدا كنم‌ ودر عوض‌ مراقبت‌ از او، جاي‌ خواب‌ و غذا بگيرم‌ اما هيچ‌ كس‌ حاضر نبود به‌ من‌ كمك‌ كند از طرفي‌ ذات‌ من‌ خراب‌ نيست‌ كه‌ بخواهم‌ هر كار را انجام‌ بدهم‌. براي‌ همين‌ به‌ ناچار به‌ همان‌ زندگي‌ قبلي‌ام‌ برگشتم‌ تا اينكه‌ اين‌ دفعه‌ هم‌ دستگيرم‌ كردند.

نازيلا مي‌ گويد: الان‌ چيز خاصي‌ نمي‌ خواهم‌ ولي‌ آرزو داشتم‌ من‌ هم‌ مثل‌ دخترهاي‌ ديگر درس‌ بخوانم‌، لباس‌هاي‌ مرتب‌ بپوشم‌، غذاي‌ خوب‌ بخورم‌ و... اما اين‌ آرزوهاي‌ من‌ محال‌ است‌ چون‌ من‌ يك‌ خيابان‌ خواب‌ هستم‌.

 

گزارش يا پاسخي به واکنش عليه يک اعدام؟ 

تريبون فمينيستي ايران: سه شنبه 10 شهريور 1383 31 اوت 2004

روزنامه ايران در گزارشي از ساري درباره عاطفه نوشته است: عاطفه معروف به ماسوها هندى با شكايت همسايه ها و پدربزرگش دستگير شده بود. طبق اين گزارش عاطفه دختري معرفي شده است که اهالي منطقه قصد داشته اند به خاطر رفتار او خانه اش را به آتش بکشند. و لابد بايد خانه قاضي را هم به خاطر حکمي که داده است گل باران مي کردند! طبق اين گزارش عاطفه وکيل تسخيري هم داشته است!

نوشته زير را بخوانيد, همه چيز مهياست براي آن که ما هم حکم اعدام مجدد عاطفه را صادر کنيم, به نظر شما اين يک گزارش است يا پاسخي به واکنش عليه يک اعدام؟

 

روزنامه ايران (8 شهريور):

جونيان ـ خبرنگار ايران در سارى: اين دختر كه عاطفه معروف به ماسوها هندى بود، با شكايت همسايه ها و پدربزرگش دستگير شده بود.۵ ارديبهشت ماه سال جارى عده اى از اهالى خيابان راه آهن و نارنج باغ در نامه اى به نيروى انتظامى اعلام كردند دختر جوانى از مدتى قبل در اين منطقه اقدام به فساد و فحشا كرده و با عده اى روابط غيراخلاقى دارد. كارهاى او باعث آبروريزى شده است و ما هم جديداً متوجه شده ايم كه او سر راه مدارس دخترانه قرار مى گيرد وپس از فريب دادن آنها، آنان را با خود در كارهاى فساد همراه مى كند.مأموران پس از دريافت اين گزارش با دستور قضايى به تحقيق پرداختند و متوجه شدند اهالى منطقه در دفاع از دختران خود و مبارزه با عاطفه ـ دختر ۲۲ ساله ـ قصد دارند تا خانه وى را به آتش بكشند.در حالى كه تحقيقات در اين مورد انجام مى شد پيرمردى ۹۰ ساله با مراجعه به دادگسترى از نوه اش شكايت كرد و گفت: من يك پيرمرد هستم و ديگر از دست نوه ام خسته شده ام. پدرش او را به من سپرده است ولى من و همسرم به علت كهولت سن و بيمارى قادر به كنترل او نيستيم و او از چند سال پيش با افراد فاسد و خلافكار ارتباط پيدا كرده است.وى اضافه كرد: هر از گاهى او دستگير مى شود، شلاق اش مى زنند و بعد از اينكه مدتى در زندان مى ماند آزاد مى شود، ولى دست از خلاف بر نمى دارد. او با افراد مختلفى ارتباط دارد من در بين مردم آبرو ندارم و خودم هم توان برخورد با او را ندارم.پيرمرد با ناراحتى گفت: جديداً دخترى را هم با خودش به خانه آورده است و وقاحت را به جايى رسانده است كه افراد خلافكار به راحتى و به دور از هر گونه شرمى به صورت علنى پا به خانه من مى گذارند.با اين شكايت عاطفه در خانه اش دستگير شد و مأموران با دستور قضايى به بازرسى از خانه او پرداختند.دختر جوان ديگرى نيز به همراه وى در خانه اش دستگير و هر دو در شعبه اول دادگاه عمومى نكا به رياست قاضى رضايى حاضر مى شوند.عاطفه در برابر قاضى رضايى در مورد زندگى اش مى گويد: سن ام كم بود كه مادرم فوت كرد بعد از مرگ مادرم، در خانه پدر بزرگ و مادربزرگم بزرگ شدم و در همين زمان بود كه به علت حرف ها و رفتارهايى كه يكى از نزديكانم به من آموخت به فساد كشيده شدم.

 

پدر بزرگ عاطفه در مورد شكايت از نوه اش مى گويد: تا قبل از اينكه مادرش فوت كند او دختر خوبى بود وهيچ مشكلى نداشت و خوب زندگى مى كرديم ولى بعد از مرگ مادرش پدرش او را به ما سپرد و ازدواج كرد و من و همسرم ناچار شديم تا از او نگهدارى كنيم.ولى او به جاى اينكه بفهمد با روى آوردن به فساد آبروى ما را برد و ما را جلوى مردم سر شكسته كرد.وى گفت: از مردى كه نوه ام را اغفال كرده هم شكايت دارم.عاطفه در مورد انگيزه اش از ارتكاب فساد گفت: خودم هم نمى دانم چرا به اين كار كشيده شده ام و هيچ حرفى ندارم.دختر جوانى كه به همراه عاطفه دستگير شده بود در مورد نحوه آشنايى اش با او گفت: من با عاطفه در زندان بهشهر آشنا شدم، ۲۰ روز پيش بود كه از شهرستان خودمان به نكا آمدم و پيش عاطفه رفتم. عاطفه به ماسوهاهندى معروف بود و خيلى از دختران و زنان جوان با او آشنا شده بودند و با او رفت و آمد داشتند.عاطفه در بازجويى ها در دادگاه به زنا با افراد متعددى اقرار كرد و در چهار جلسه از دادگاه اقرار به زنا كرد.به دستور قاضى رضايى سوابق عاطفه از زندان بهشهر استعلام شد. اين سوابق نشان مى داد كه او از سال ۷۹ به جرم فساد در زندان به سر برده است. در اين رابطه دو مرد كه بنا به گفته عاطفه با او رابطه داشته اند دستگير و تحت بازجويى قرار گرفتند.عاطفه ـ دختر دستگير شده ـ در تمام مراحل بازجويى نزد قاضى رضايى و در جلسات محاكمه كه در حضور وكيل تسخيرى اش برگزار مى شد به پنج بار زناى غيرمحصنه اقرار كرد.قاضى دادگاه با توجه به محكوميت هاى سابق اين دختر ـ ۴ بار ـ به ۱۰۰ ضربه تازيانه و اقرارهاى ديگر وى در آخرين جلسه محاكمه، او را بر اساس مواد قانون مدنى و همچنين علم قاضى ـ مواد ۱۰۵ و ۱۲۰ قانون مجازات اسلامى ـ به اعدام و ساير متهمان پرونده را نيز پس از محاكمه به شلاق محكوم كرد.با اعتراض عاطفه و وكيلش به حكم صادره پرونده به شعبه ۳۲ ديوانعالى كشور ارجاع شد كه قضات اين شعبه حكم صادر شده را تأييد كردند.

قبل از اعدام

با تأييد حكم صبح روز يكشنبه ۲۵ مردادماه در سى مترى نارنج باغ عاطفه خود را در ميان جمعيت زيادى ديد. نگاهش به چوبه دار افتاد. اين آخرين لحظاتى بود كه زنده بود. پرونده زندگى اش چقدر زود بسته مى شد.دلش مى خواست كارى كند، دلش مى خواست خوب باشد ولى هيچ وقت نتوانسته بود، وصيت كرد تمام اموال و پول هايش را به دو دختر بى سرپرست بدهند. مراسم اجراى حكم اعدام عاطفه زياد طول نكشيد و زندگى او در برابر نگاه هاى مردم نكا به پايان رسيد.