زنان:دو شنبه 9 شهريور 1383 30 اوت 2004

 

 

 

تبعيض جنسيتی عامل افزايش ايدز در زنان

يك شنبه 8 شهريور 1383 29 اوت 2004

بر اساس اعلام سازمان جهانی بهداشت، تبعيض جنسيتی ايدز در زنان را افزايش می دهد .

به گزارش خبرگزاری مهر و به نقل از" خبرنامه ايدز" هم اکنون نزديک به 50 درصد موارد ابتلا به HIV و ايدز در سراسر جهان را زنان تشکيل می دهند و طی بيست سال اخير، با شيوع همه گيری ايدز، اين درصد به شدت رو به افزايش بوده است.

بر اساس اين گزارش علت اين امر آسيب پذيری بيشتر زنان نسبت به مردان از لحاظ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زيست شناختی است و عواملی مانند وابستگی اقتصادی بسياری از زنان به مردان، سوء استفاده جسمی و جنسی برخی زنان توسط شريک جنسی شان و قابل قبول بودن تعدد شرکای جنسی برای مردان در برخی از کشورها جنبه های مختلف تبعيض جنسيتی هستند که بايد در اپيدمی ايدز در نظر گرفته شوند.

همچنين در بسياری از نقاط جهان زنان، حقوق کمتری نسبت به مردان دارند و دسترسی آنان به آموزش، تعليم و کار محدودتر است . هنچنين تبعيض های جنسيتی در بسياری از مناطق دنيا باعث می شود که زنان اطلاعات کمتری در مورد ايدز داشته باشند و قادر به استفاده از راه های ايمن در ارتباطات جنسی نباشند.

بر اساس اين گزارش ايدز به ويژه بر روی زنان آفريقايی تاثير مخربی داشته و چنين به نظر می رسد که در اين منطقه زنان بيش از مردان توسط ويروس ايدز آلوده شده اند به گونه ای که زنان جوان بين 15 تا 24 سال دو و نيم برابر بيش از مردان همان گروه سنی احتمال آلوده شدن را دارند.

 

مهمترين‌ علت‌ فرار دختران‌

اعتماد:يك شنبه 8 شهريور 1383 29 اوت 2004

فرهنگ‌ مردسالارانه‌ و بخصوص‌ فشار برادران‌ متعصب‌ در خانواده‌ها از مهمترين‌ علل‌ فرار دختران‌ جوان‌ است‌.

مريم‌ فيروزي‌، دبير همايش‌ آسيب‌ شناسي‌ اجتماعي‌ دختران‌ فراري‌ كه‌ در اراك‌ برگزار شد با تاكيد بر اينكه‌ فرهنگ‌ مردسالارانه‌ مهمترين‌ علل‌ فرار دختران‌ جوان‌ از خانه‌ است‌، گفت‌:فقر مالي‌ خانواده‌ها، پايين‌ بودن‌ سطح‌ سواد، تعدد زوجات‌، عدم‌ آشنايي‌ نوجوانان‌ و والدين‌ آنها به‌ حقوق‌ خود، عدم‌ درك‌ فرزندان‌ توسط‌ والدين‌ و بيماري‌رواني‌ پنهان‌ و آشكار والدين‌ كه‌ منجر به‌ آزار جسمي‌ و روحي‌ فرزندان‌ مي‌شود از ديگر علل‌ فرار دختران‌ است‌.

وي‌ با بيان‌ اينكه‌ شخصيت‌ افراد درخانواده‌ شكل‌ مي‌گيرد و خانواده‌ بيشترين‌ تاثير را بر جوانان‌ دارد، افزود: اعتماد به‌ نفس‌، انديشيدن‌ وارتباط‌ با ديگران‌ از جمله‌ مواردي‌ است‌ كه‌ نوجوانان‌ از خانواده‌ مي‌ آموزند پس‌ نمي‌توان‌ از نوجوانان‌ و جوانان‌ انتظار داشت‌ مسائلي‌ را كه‌ به‌ آنها آموزش‌ داده‌ نشده‌ در رفتارهاي‌ خود به‌كاربندند.

به‌ گفته‌ فيروزي‌ اقدامات‌ بسياري‌ براي‌ كاستن‌ از نقش‌ خانواده‌ در فرار دختران‌ مي‌توان‌ انجام‌ داد كه‌ وي‌ به‌ مواردي‌ چون‌ مشاوره‌ پيش‌ از ازدواج‌ زوجين‌، تنش‌ زدايي‌ در خانواده‌،بالابردن‌ اطلاعات‌ جوانان‌ در نحوه‌ تربيت‌ فرزندان‌ در دوران‌ بارداري‌ و همچنين‌ ايجاد پرونده‌هاي‌ سلامت‌ رواني‌ از بدو تولد تا بزرگسالي‌ اشاره‌ كرد.

وي‌ افزود: گسترش‌ مشاوره‌ خانواده‌ درمدارس‌ توسط‌ متخصصين‌، هماهنگي‌ تربيتي‌ از سوي‌ اولياي‌ مدارس‌ و والدين‌ و واكسينه‌ كردن‌ دختران‌ در رويارويي‌ با بحران‌ هاي‌ اجتماعي‌ نيز از جمله‌ راهكارهاي‌ پيشگيري‌ آسيب‌هاي‌ اجتماعي‌ ناشي‌ از فرار دختران‌ است‌.

وي‌ همكاري‌ نهادهاي‌ غير دولتي‌ را براي‌ ايجاد بسترهاي‌ مناسب‌ جهت‌ پرورش‌ و ارتقاي‌ سطح‌ فرهنگ‌ خانواده‌ها ضروري‌ دانست‌.

منيژه‌ حكمت‌ كارگردان‌ فيلم‌ سينمايي‌ زندان‌ زنان‌ در ادامه‌ همايش‌ دو روزه‌ آسيب‌شناسي‌ اجتماعي‌ دختران‌ پناهجو در اراك‌ ضمن‌ انتقاد از نداشتن‌ تعريف‌ درست‌ از قانون‌،جوانان‌ و خواسته‌هاي‌ آنها در جامعه‌ گفت‌: دختر فراري‌ دختر من‌ است‌، دختر شماست‌ و دختر ايران‌ است‌أ دختر فراري‌ از جاي‌ ديگر نيامده‌ پس‌ نبايد به‌ او به‌ چشم‌ يك‌ معضل‌ لاينحل‌ اجتماعي‌ نگريست‌.

وي‌ در مورد محدوديت‌هايي‌ كه‌ خانواده‌ ها براي‌ جوانان‌ ايجاد مي‌كنند، افزود: جواني‌ مال‌ جوان‌ است‌ و نبايد جلوي‌ جوان‌ را گرفت‌ بلكه‌ بايد آنها را راهنمايي‌ كرد.

حكمت‌ كه‌ در جمع‌ جوانان‌ و اعضاي‌ تشكل‌ هاي‌ جوانان‌ سخن‌ مي‌گفت‌، تصريح‌ كرد نقش‌ تشكل‌ هاي‌ مردمي‌ ايفاي‌ مطالبات‌ جوانان‌ و مردم‌ است‌ و نهادهاي‌ مردمي‌ بايد تلاش‌ كنند به‌ خرد جمعي‌ رسيده‌ و يادبگيرند نظرات‌ يكديگر را پذيرفته‌ و در كنار هم‌ خواسته‌ ها و مطالباتشان‌ را بخواهند.

فاطمه‌ زندي‌، نقش‌ جامعه‌ را در فرار دختران‌ مورد بررسي‌ قرارداد و نيز در ادامه‌ اين‌ همايش‌ تاكيدكرد نبودحقوق‌ زنان‌ از جمله‌ دلايل‌ فرار دختران‌ از خانه‌ است‌.

وي‌ راهكارهاي‌ پيشنهادي‌ جوانان‌ جهت‌ حل‌ اين‌ مشكل‌ را ايجاد نوآوري‌ و تحول‌ در آموزش‌ جوانان‌ عنوان‌ كرد و افزود: بخشي‌ از شخصيت‌جوانان‌ و نوجوانان‌ در آموزش‌ و پرورش‌ شكل‌ مي‌گيرد كه‌ با ارايه‌ شيوه‌ هاي‌ جديد و ايجاد نوآوري‌ و خلاقيت‌ در آموزش‌ و ايجاد توانايي‌ جهت‌ حل‌ مسائل‌ به‌ آنان‌،نحوه‌ رويارويي‌ با مشكلات‌ را بايد به‌ آنان‌ آموخت‌ تا آنها فرار را تنها راه‌ حل‌ مساله‌ ندانند.

وي‌ ايجاد مراكز تخصصي‌ مشاوره‌ رايگان‌ جهت‌ حل‌ وبررسي‌ مشكلات‌ خانوادگي‌ جوانان‌ را از ديگر راهكارهاي‌ برخورد با اين‌ آسيب‌ اجتماعي‌ عنوان‌ كرد.

وحيده‌ نظري‌، دبير پانل‌ نقش‌ مذهب‌ در فرار دختران‌ با ارايه‌ تعريف‌ لغوي‌ مذهب‌ مبني‌ بر اينكه‌ عاملي‌ براي‌ ترقي‌ ورشد انسان‌ و پيشگيري‌ و كنترل‌ ناهنجاري‌هاي‌ اجتماعي‌ است‌، گفت‌:بايد با ارايه‌ تعريف‌ درست‌ از مذهب‌ و ارايه‌ نمودهاي‌ عملي‌، از مذهب‌ به‌ عنوان‌ ابزاري‌ در جهت‌ پيشگيري‌ از آسيب‌ هاي‌ اجتماعي‌ استفاده‌ كرد.

به‌ گفته‌ نظري‌ مذهب‌ از سياست‌، علم‌ و هنر نبايد جدا باشد زيرا در صورت‌ فراگير بودن‌ در تمام‌ جنبه‌هاي‌ اجتماعي‌ مي‌ تواند مفيد باشد و اين‌ درحالي‌ است‌ كه‌ پرهيز از گرايش‌ سنتي‌ در ارايه‌ آموزه‌هاي‌ مذهبي‌ در جهت‌ پذيرش‌ مذهب‌ از سوي‌ جوانان‌ لازم‌ است‌.

اعظم‌ مرزبان‌،دبيرگروه‌ مسائل‌ حقوقي‌ فرار دختران‌ با ابراز تاسف‌ به‌ دليل‌ فقدان‌ قوانين‌ كيفري‌ و جزايي‌ خاص‌ در زمينه‌ دختران‌ فراري‌ گفت‌: تا به‌ حال‌ اين‌ مساله‌ را با برچسب‌ دختران‌ فراري‌ بررسي‌ كرده‌ ايم‌ و در صورتي‌ كه‌ فرار زنان‌ نمود بيشتري‌ دارد.

در قانون‌ براي‌ زنان‌ متاهل‌ حقوقي‌ تعريف‌ شده‌ است‌ اما براي‌ دختران‌ اين‌گونه‌ نيست‌. براساس‌ اظهارات‌ وي‌ به‌ عنوان‌ مثال‌، ماده‌ 1130 قانون‌ مدني‌ در مورد ضرب‌ و شتم‌ امكان‌ پيگيري‌ به‌ زنان‌ متاهل‌ را داده‌ است‌ اما در مورد فرزندان‌ اين‌ قانون‌ جاري‌ نبوده‌ و براي‌ احياي‌ حقوق‌ خود با مشكل‌ روبروهستند، گفت‌: بايد والدين‌ را با حقوق‌ فرزندانشان‌ آشنا كنيم‌.

وي‌ با بيان‌ اينكه‌ دختران‌ ازحقوق‌ اوليه‌ تعريف‌ شده‌ در قانون‌ برخوردار نبوده‌ و براي‌ احياي‌ حقوق‌ خود با مشكل‌ روبرو هستند، گفت‌: بايد والدين‌ را با حقوق‌ فرزندانشان‌ آشنا كنيم‌.

به‌ گفته‌ مرزبان‌ ازدواج‌ اجباري‌ از سوي‌ پدر مهمترين‌ علل‌ فرار دختران‌ است‌ كه‌ براي‌ هيچ‌ راهكار قانوني‌ پيش‌بيني‌ نشده‌ است‌. وي‌ اظهار داشت‌: دختران‌ فراري‌ مجرم‌ نيستند بلكه‌ آنان‌ بيماران‌ اجتماعي‌ هستند كه‌ بايد قضات‌ به‌ جاي‌ ديدگاه‌ قضايي‌ با ديدن‌ روانشناسانه‌ به‌ اين‌ مقوله‌ بنگرند و طبق‌ ماده‌ 25 قانون‌ مجازات‌ اسلامي‌ با قرار تعليق‌ امكان‌ درمان‌ و مددكاري‌ اين‌ دختران‌ را ايجاد كنند.