زنان: سه شنبه 3 شهريور 1383 24 اوت 2004

 

 

 

 

اولين هنرستان هوانوردي دختران در شهر تهران افتتاح شد 

يكشنبه اول شهريور 1383 22 اوت 2004

اولين هنرستان هوانوردي دختران در شهر تهران افتتاح شد.

به گزارش ايلنا, به نقل روابط عمومي سازمان آموزش و پرورش شهر تهران , به منظور آشنايي دانش‌‏آموزان دختر با رشته "هوانوردي " اولين هنرستان هوانوردي دختران در شهر تهران افتتاح شد.

گفتني است, اين هنرستان در رشته هوانوردي هنرجو مي‌‏پذيرد.

 

نقض حقوق زنان و تبعيض‌هاي جنسيتي و نابرابري، با حذف بند "عدالت جنسيتي" در برنامه‌ي چهارم حمايت شده است

 دوشنبه 2 شهريور 1383 23 اوت 2004

يك حقوقدان با اظهار تاسف از حذف يكي از بندهاي برنامه‌ي چهارم توسعه كه به استناد آن قوه‌ي قضاييه مكلف به تامين عدالت جنسيتي مي‌شد، اين امر را موجب تضييع حقوق زنان بيش از پيش عنوان كرد.

حسين عسگري‌راد، وكيل دادگستري و مدرس دانشگاه با بيان اين‌ كه برخورداري از عدالت يكسان حق تمامي انسان‌هاست به خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: پس از جنگ جهاني جهاني دوم، حقوق بشر به يكي از ارگان اساسي زندگي اجتماعي مردم تبديل شده است؛ در اين ميان بحث تساوي حقوق ميان زن و مرد بشر، بيش از هر موضوعي مورد توجه قرار گرفته است. به گونه‌اي كه در اولين ماده‌ي اعلاميه‌ي جهاني حقوق بشر به تساوي حقوق زن و مرد و آزادي افراد بشر مورد تصريح قرار گرفته است.

اين حقوقدان به برخي از اسناد بين‌المللي كه دولت ايران نيز به آن ملحق شده است، اشاره كرد و گفت: دولت ايران به ميثاق‌هاي حقوق اقتصادي و اجتماعي و مدني و سياسي پيوسته است براساس اين ميثاق، دولت‌ها مكلف به رفع تبعيض جنسيتي شده‌اند اما متاسفانه نقض حقوق زنان در كشور و تبعيض‌هاي جنسيتي و نابرابري در اعمال حقوق به لحاظ تفاوت‌هاي جنسيتي، با حذف اين بند برنامه‌ي چهارم به نوعي مورد حمايت قرار گرفت.

وي در ادامه افزود: مخالفت و حذف اين ماده از برنامه‌ي چهارم توسعه در شرايطي صورت گرفته كه تمام فعاليت‌ها و اعمال دولت ايران زير ذره‌بين قرار گرفته است و برخي از دولتمردان، بي‌توجه به آثار و تبعات رفتارهايشان، تصميماتي اتخاذ مي‌كنند كه به تبع آن تصميمات بايد در برابر افكار عمومي جهاني پاسخگو شويم.

اين مدرس دانشگاه برابري افراد بدون توجه به ويژگي‌هاي جنسيتي را يك اصل پذيرفته شده در تمام جوامع بشري عنوان و به افزايش سطح مطالبات زنان در دو دهه اخير اشاره كرد و گفت: رشد سياسي و اجتماعي زنان در سال‌هاي اخير خصوصا حضور بالاي اين قشر در مراكز علمي و دانشگاهي واقعيتي انكارناپذير است كه نمي‌توان بي‌توجه به اين موضوعات از كنار اين مقوله عبور كرد؛ تجربه نشان داده كه مطالبات به جا مانده‌ي اجتماعي و مدني واكنش‌هاي تند اجتماعي در پي دارد.

عسگري‌راد به تعهد دولت ايران در قبال معاهدات بين‌المللي اشاره كرد و گفت: طبق حقوق بين‌المللي دولت‌ها موظف به اجراي تعهدات بين‌المللي خود در مرزهاي داخلي‌شان هستند؛ نمي‌توان از يك‌سو معاهدات بين‌المللي را پذيرفت و از ديگر سو، بي‌تفاوت به تعهدات الزام‌آور در جهت عكس آن حركت كرد.

 

مردي‌ نيمه‌ شب‌ دختر بزرگش‌ را كشت‌

اعتماد - دوشنبه 2 شهريور 1383 23 اوت 2004

گروه‌ حوادث‌: پدري‌ نيمه‌ شب‌ در يكي‌ از خانه‌هاي‌ منطقه‌ شهرري‌ يكي‌ از دخترانش‌ را با ضربه‌هاي‌ چاقو به‌ قتل‌ رساند و دختر ديگرش‌ را هم‌ بشدت‌ مجروح‌ كرد.

اين‌ دو دختر 26 ساله‌ و 24 ساله‌ در خانه‌ پدري‌ زندگي‌ مي‌كردند.

به‌ گزارش‌ پليس‌، اين‌ مرد نيمه‌ شب‌ با چاقو به‌ جان‌ دختر بزرگش‌ افتاد و پس‌ از كشتن‌ او به‌ سوي‌ دختر كوچكتر هجوم‌ برد. اين‌ دختر كه‌ با چند ضربه‌ چاقوي‌ پدر مجروح‌ شده‌ بود، توانست‌ از دستش‌ فرار كند و با تني‌ مجروح‌ به‌ خيابان‌ بدود تا از مردم‌ كمك‌ بخواهد. همسايه‌ ها به‌ ياري‌ اين‌ دختر شتافتند و او را به‌ بيمارستان‌ انتقال‌ دادند كه‌ تحت‌ عمل‌ جراحي‌ قرار گرفت‌.

ماموران‌ و بازپرس‌ تحقيق‌ از پرداختن‌ به‌ جزييات‌ اين‌ حادثه‌ خودداري‌ كردند.

گفته‌ مي‌شود كه‌ ضارب‌، انگيزه‌ خود را براي‌ كشتن‌ دخترانش‌ مسائل‌ اخلاقي‌ آنها عنوان‌ كرده‌ است‌.

دختر 26 ساله‌يي‌ كه‌ به‌ دست‌ پدرش‌ به‌ قتل‌ رسيد، چندي‌ پيش‌ از همسرش‌ جدا شده‌ بود و در خانه‌ پدري‌ زندگي‌ مي‌كرد.

مرد جواني‌ خواهرش‌ را به‌ قتل‌ رساند

بازپرس‌ دادسراي‌ جنايي‌ تهران‌ براي‌ مرد جواني‌ كه‌ خواهرش‌ را به‌ قتل‌ رسانده‌ بود، از دادگاه‌ تقاضاي‌ مجازات‌ قصاص‌ كرد.

مقتول‌، زن‌ 30 ساله‌يي‌ بود كه‌ جسدش‌ روز 30 بهمن‌ماه‌ سال‌ گذشته‌ در خانه‌شان‌ واقع‌ در منطقه‌ كلانتري‌ 108 تهران‌ پيدا شد.

پزشكي‌ قانوني‌ پس‌ از معاينه‌ جسد تشخيص‌ داد كه‌ اين‌ زن‌ را خفه‌ كرده‌اند. ماموران‌ با حضور در صحنه‌ جنايت‌، مقداري‌ مواد مخدر و بطري‌ خالي‌ مشروب‌ را در كنار جسد مقتوله‌ پيدا كردند و ماموران‌ ضمن‌ تحقيق‌ پي‌ بردند كه‌ اين‌ زن‌ بطور موقت‌ با مردي‌ ازدواج‌ كرده‌ بود.

برادر اين‌ زن‌ توسط‌ پليس‌ دستگير شد و او ضمن‌ اعتراف‌ به‌ قتل‌ گفت‌: از اوضاع‌ و احوال‌ خواهرم‌، از روابطش‌ با افراد متعدد و ازدواج‌هاي‌ پياپي‌اش‌ با خبر بودم‌ و به‌ همين‌ دليل‌ تصميم‌ به‌ كشتن‌ او گرفتم‌.

متهم‌ گفت‌: با دستمالي‌ خفه‌اش‌ كردم‌ و از خانه‌اش‌ بيرون‌ آمدم‌ تا اينكه‌ دو روز پس‌ از قتل‌، جنازه‌اش‌ را پيدا كردند.

 

زنان مطيع و فرمانبر، بردگان جديد، از آسيا، آفريقا و شرق اروپا

راديو آلمان -  يكشنبه اول شهريور 1383 22 اوت 2004

طبق بررسيهاى وزارت امور زنان در جمهورى فدرال آلمان، هر سال تقريبا ۳۵۰ هزار مرد براى بكار گرفتن خدمات زنان خودفروش به كشورهاى آسيائى، آفريقائى و اخيرآ همچنين شرق اروپا سفر ميكنند.

خانم دكتر لئا آكرمن كارمند دفترى امور بانكى، دارنده مدرك دكترا در رشته تعليم و تربيت، يك خواهر روحانى پر جرات و موسس انجمن همبستگى با زنان تحت فشار كه ۶۸ سال دارد، سالهاست كه، براى احقاق حقوق زنان خارجى در آلمان مبارزه ميكند. زنانى كه از لحاظ اقتصادى در موقعيت ضعيفى قرار دارند و به اميد رفاه بيشتر به اينجا آمده اند، بهاى ازدواج با مردانى را ميپردازند كه آنها را بخوبى نميشناسند و اغلب به زحمت ميتوانند با آنان حرف بزنند. دكتر آكرمن در اين مورد توضيح ميدهد:من فكر ميكنم بسيارى از اين مردان با زنان آلمانى كه ميخواهند يار و همپاى آنها باشند، كنار نميآيند و روياى يك زن آسيائى را در سر دارند كه دائمآ لبخند ميزند، يا زنان خارجى را كه بخوبى ميدانند بايد چه خدمتى را  براى مرد خود انجام دهند.

تنها در موارد انگشت شمارى از اين پيوندهاى حساب شده، يك عشق واقعى پديد ميآيد اما در بسيارى از موارد، روياى خوشبختى نوين به تحت فشار بودن، خشونت و گاهى نيز گونه اى از برده دارى منتهى ميگردد.

اگر چه  انجمن همبستگى با زنان تحت فشار كه به اختصار Solwodi خوانده ميشود، در سراسر كشور آلمان، يك شبكه مشورتى را ارائه ميدهد اما، اينگونه زنان نه تنها اين امكانات را نميشناسند بلكه همچنين، نميتوانند از آنها استفاده كنند. زيرا اغلب آنها از صبح تا شب در خانه محبوس ميباشند. به همين دليل، اكثر مواقع اينطور است كه، اين همسايه ها هستند كه كاركنان انجمن  Solwodi را به كمك ميخوانند.
دكتر آكر من در توصيف ميگويد:بعضى اوقات اين زنان همسايه هستند كه، به ما خبر ميدهند: اينجا يك خبرى هست! و ما اعلاميه هاى كوچكى داريم كه به ۹ يا ۱۲ زبان مختلف  تنها بر روى آنها نوشته شده، اگر شما مشكلى داريد، به ما تلفن كنيد. و در آنجا شماره تلفن ما قيد شده است. همسايه ها سعى ميكنند، زمانى كه اين زنان تنها هستند، اين اعلاميه را به دست آنها برسانند. به همين دليل برخى از اوقات اين زنها، با همسايه خود نزد ما ميآيند.

لئا آكرمن در اين ميان به يك كارشناس خريد و فروش بين المللى زنان، فحشاى اجبارى و معاملات در زمينه ازدواج، تبديل شده است. او با انجمن Solwodi براى زنانى كه در موقعيتى سخت قرار دارند، به كمكهاى مشورتى پرداخته و حتى به آنها در خانه هاى امن در سراسر آلمان پناه ميدهد، براى زنانى كه تصور آنها از مرد مورد اطمينان آلمانى، ۳۶۰ درجه تغيير كرده، زيرا او آنها را محبوس كرده مورد ضرب و شتم قرار داده و تحقير كرده است.

دكتر آكرمن در اينباره توضيح ميدهد: اگر آنها بصورت غير قانونى وارد كشور شده باشند، ما سعى ميكنيم، از نظر قانونى در اين زمينه به آنها كمك كنيم. يا اينكه اگر آنها بسيار جوان و مايل به شركت در دوره هاى آموزشى و كارآموزى باشند، ما تمامى سعى خود را خواهيم كرد، كه آنها از اين امكانات برخوردار گردند. اگر آنها بخواهند كه به كشورشان برگردند و يا مجبور به بازگشت شوند، زيرا آنها ميبينند كه در اينجا هيچ شانسى ندارند، ما براى اين افراد پروژه ديگرى را تدارك ديده ايم.

اين انجمن، به زنان متقاضى وام پرداخت ميكند، تا موجوديتى براى خود فراهم آورند، درآلمان و يا در ميهن خود، يعنى جائى كه، اغلب آنها، ديگر امكان بازگشت به آن را ندارند زيرا، زنانى كه به ميهن خود باز ميگردند، در اكثر موارد مورد تحقير و در انزوا قرار ميگيرند. لازم به تذكر است كه، هر ساله  Solwodi براى تقريبآ ۶۰۰ زن از  ۸۰ كشور مختلف دنيا، يك چشم انداز جديد را فراهم ميآورد.

 

اگه گفتيد اينجا كجاست؟!

تريبون فمينيستي ايران: يكشنبه اول شهريور 1383 22 اوت 2004

ماشين ها نگه مي دارند و دخترها و پسرها از آنها پياده مي شوند. در دست بعضي از دختران كيسه هايي ديده مي شود و در دست بعضي ديگر چادر و بقيه هم با زيپ كيف هايشان ور مي روند . اما همه يك هدف دارند. اينجا بايد همه چادر بر سر شوند وگرنه ورود ممنوع است. عده اي از دختران آرايش دارند اما به در حراست كه مي رسند مقنعه ها جلو مي آيد و روها كيپ گرفته مي شود و با سرعت از جلوي مأموران در خواهران رد مي شوند.

از ورودي خواهران كه مي خواهم وارد شوم اول چادرم را كمي جلوتر مي کشم چون مي دانم كه هر تار مويي باعث اخطار خواهد شد.

در اتاقك حراست خواهران اما چشمم به دختري مي خورد كه گريه مي کند و التماس كه كارت دانشجويي اش را بگيرد.

به صورتش نگاه مي کنم، خط سياهي از چشمانش تا روي گونه ها امتداد دارد و ته مانده رژ لبي كه سعي مي كند با دستمال از صورتش پاك كند. موهايش اما كمي بيرون است.

بالاخره با خواهش مي تواند كارت دانشجويي اش را از حراست بگيرد. دل من هم كمي آرام مي گيرد. چون من هم مثل او مي دانم كه اگر كار به دفتر حراست دانشگاه برسد، دانشجو بايد خود را براي حضور در كميته انضباطي آماده كند.

پشت سر دختر وارد مي شوم بدون هيچ تذكر و اخطاري. همزمان با ورود من چند دختر مي خواهند از دانشگاه خارج شوند. البته همه آرايش هاي كاملي بر صورت دارند. توالت هاي دانشگاه سرتاسرآينه دارد و اغلب دانشجوها بعد از گذشتن از سد حراست به آنجا پناه مي برند تا يك بازآفريني انجام دهند.

دختران از در حراست كه رد مي شوند، كش هاي چادرها به دور گردن مي افتد و چادرها به روي شانه و مقنعه ها دوباره سر جاي خود برمي گردد. موها بيرون مي زند هركدام رنگي . بنفش، قرمز، طلايي، استخواني و حتي يك بار مويي ديدم كه آبي بود. وارد محوطه دانشگاه كه مي شويم چادرها ديگر به كمرها رسيده. يعني همه ي چادر ها از بالا و پايين جمع شده و حالا مي توان انواع مد مانتو را ديد . كوتاه، تنگ، چسبان با آستين هاي بالازده و شلوارهاي كوتاه كه ساق هاي بدون جوراب دختران را به نمايش مي گذارد. خب اين شجاعت ها فقط تا وقتي دوام دارد كه رئيس کميته انضباطي آن دور و برها نباشد.

حکايت چادرها هم بماند که هميشه بسيار دست و پا گير است و بارها ديده ام كه در روي پله ها چادري زير پاي دختري گير كرده و او را به زمين انداخته و اسباب خنده شده. سر كلاس ها هم كه ديگر مصيبت است با چادرهايي كه به راحتي نمي شود جمعش كرد سر كلاس نشستن. كلاس هاي مختلطي كه در آن هيچگاه يك دختر و پسر در كنار هم ديده نمي شوند. هميشه سمت راست جاي دخترها و سمت چپ جاي پسرهاست و حتي اگر گاهي اين قانون توسط دانشجوي ناآگاهي نقض شود به سرعت توسط استاد محترم كه خود مي ترسد كارش به كميته انضباطي كشيده شود، تذكر داده مي شود.

در اين كلاس ها هيچوقت يك دختر نمي تواند ايراد درسي اش را از پسري بپرسد و يا بالعكس. چون به سرعت توسط انتظامات شناخته مي شوند و تذكر مي گيرند. غذاخوري خواهران هم از برادران جدا است. يعني، اي خواهران و برادران عزيز، شما در هيچ كجاي اينجا نبايد با جنس مخالف صحبت كنيد. حتي در سالن هاي تمرين بچه هاي نمايش هميشه عضوي از حراست حضور دارد كه مراقب اعمال دختران و پسران باشد. باز خدا را شكر كه حداقل مي گذارند بچه ها با هم نمايش داشته باشند وگرنه مانند عهد قاجار مي بايست نقش زنان را در نمايش ها هم به عهده جوانان گذاشت كه هنوز صاحب ريش و سبيل نشده اند....

وارد راهروي شريف شدم و به طرف پلكان رفتم. طبقه سوم اينجا، دفتر گروه هنر است و تنها جايي كه در اين دانشگاه دانشجويان دختر و پسر مي توانند با هم صحبت كنند.

و حراست ها كه حرص مي خورد چون نمي تواند به راحتي با دانشجوهاي هنر برخورد كند. سري به مدير گروه مي زنم خيلي عصبي است علت را مي پرسم. مي نالد از كساني كه سعي مي كنند به اسم اسلام آبروي او را ببرند. تعريف مي كند: كلي برنامه ريزي كرده ام كه آقاي بيضايي را براي جلسه به اينجا دعوت كنم و ايشان هم بالاخره قبول كردند اما نمي دانم كدام استاد رفته پيش حراست و گفته اين آقا بهايي است، بي دين است و ... حالا حراست مي خواهد برنامه را به هم بزند.

مدتي پيش او مي مانم و او كم كم عصبانيتش را آرام مي كند از او راجع به اجراي نمايش مكبث مي پرسم. حالش دوباره گرفته مي شود. آخر ديروز درست اواسط اجراي تئاتر دانشجويي مكبث نمايش را به دليل اينكه هنرپيشه ها بيشتر از حد شرعي به هم نزديك شده اند، تعطيل كرده بودند. دانشجوها هم اعتصاب كردند و سالن را خالي نكردند و دست آخر هم با دخالت مدير گروه توانستند از اين مخمصه خلاص شوند.

از استاد خداحافظي مي كنم و از پله ها پايين مي آيم. در راهروي طبقه اول چشمم به [...] مي افتد. اين اسم را دانشجوها بر روي دو مأمور انتظامات كه هميشه با هم حركت مي كنند، گذاشته اند. يكي از آنها لاغر است و بلند و ديگري چاق و كوتاه. اين دو هميشه در دانشگاه با هم قدم مي زنند و هر كجا كه دو دانشجو را در حال صحبت كردن ببينند به آرامي جلو مي روند و كارت هايشان را مي گيرند و آنها را به دفتر حراست حواله مي دهند.

از در شريف كه بيرون مي آيم، در سمت راستم دو مأمور ديگر انتظامات را مي بينم كه به دختري گير داده اند. دختر مي گويد كه دانشجو نيست و درسش تمام شده و براي گرفتن حكم تسويه آمده ولي آنها معتقدند كه هيچ فرقي نمي كند الان داخل اينجا هستي چرا آرايش داري، چرا موهايت بيرون است، چرا شلوارت كوتاه است، چرا جورابت كوتاه است.

و دختر در كمال شجاعت مي گويد مگر اسلام نگفته كه نبايد به نامحرم نگاه كرد چرا شما آنقدر با دقت به ما نگاه مي كنيد و دست آخر هم همراه آنها به دفتر حراست مي رود.

خلاصه اگر پايتان به اينجا برسد مي فهميد که در اينجا خنده ممنوع! گريه ممنوع! صحبت با صداي بلند ممنوع! نشستن در كنار جنس مخالف حتي در صندلي هاي جدا ممنوع! زندگي ممنوع! آزادي ممنوع! دختر بودن ممنوع! است.

خب حالا شما بگوييد كه فكر مي كنيد اينجا كجاست؟! اشتباه كرديد اينجا حوزه علميه قم نيست. دانشگاه آزاد واحد اراك است.

 

چه فرق مي کند عاطفه 16 ساله باشد يا 22 ساله؟

تريبون فمينيستي ايران: يكشنبه اول شهريور 1383 22 اوت 2004

حکم اعدام باز هم جان فرد ديگري را گرفت. چه فرق مي کند که عاطفه 16 ساله باشد يا 22 ساله؟ هر چه هست حکايت خشونت قانوني است که هر ازگاهي بر سر زنان ما آوار مي شود. اعتماد نوشت : در پرونده‌ اتهامي‌ عاطفه‌ آمده‌ كه‌ حاج‌آقا رضايي‌ به‌عنوان‌ قاضي‌ شعبه‌ اول‌ دادگاه‌ در راي‌ صادره‌ چنين‌ آورده‌ است‌: در اين‌ پرونده‌ عاطفه‌ 22 ساله‌ كه‌ مجرد مي‌باشد داراي‌ چندين‌ فقره‌ سابقه‌ كيفري‌ (به‌ حد جلد) و با توجه‌ به‌ اقرار خود متهم‌ براي‌ بار چهارم‌ به‌ انجام‌ زناي‌ محصنه‌ دستگير گرديده‌ و با توجه‌ به‌ محتويات‌ پرونده‌ و اقرار اربعه‌، جرم‌ وي‌ محرز و محكوم‌ به‌ اعدام‌ مي‌شود كه‌ جهت‌ حفظ‌ نظم‌ و ارتداع‌ ديگران‌ و صيانت‌ از حقوق‌ اجتماع‌ اعدام‌ و به‌ نحو علني‌ در نقطه‌ مناسبي‌ از شهر نكا اجرا مي‌گردد...?

و حکم در مناسب ترين شکل خود صادر شد. مي گويند قاضى دادگاه شخصا طناب دار را به گردن اين دختر انداخته است. مي گويند اين دختر از سلامت رواني برخوردار نبوده است . مي گويند او را به مدت 45 دقيقه در ملا عام بالاي دار آويزان نگه داشته اندو... خبر اعدام عاطفه در مدت کوتاهي که از پخش آن مي گذرد چنان افکار عمومي را از خود متاثر ساخته است که همه جا از اعدام او سخن مي رود و با شنيدن همه اين خبرها تنها پاسخي که داده شده است اين بوده که عاطفه 16 سال نبوده که 22 سال داشته است. اما اين پاسخ به کداميک از سوالاتي که از تصور اين واقعه در ذهن مي نشيند پاسخ مي دهد؟

همزمان با پخش خبر اعدام عاطفه , روزنامه اعتماد از فاش شدن راز قتل‌ زن‌ جواني‌ خبرداد كه‌ جسد شكنجه‌ شده‌ او را در يكي‌ از خانه‌هاي‌ آمل‌ پيدا كرده‌ بودند، زن جوان را پدرش کشته بود.

پدر اين دختر گفته بود :دخترم‌ سپيده‌ انحراف‌ اخلاقي‌ پيدا كرده‌، آن‌ روز در مرخصي‌ بودم‌ و با كليدي‌ كه‌ داشتم‌ وارد منزل‌ دخترم‌ شدم‌. اول‌ با سپيده‌ مشاجره‌ كردم‌ و او را به‌ زنجير بستم‌ و شكنجه‌اش‌ دادم‌. بعد يك‌ پيك‌نيكي‌ را از آشپزخانه‌ برداشتم‌ و بر سرش‌ كوبيدم‌ كه‌ به‌ زمين‌ افتاد، كمربند پارچه‌يي‌ را دور گردنش‌ پيچيدم‌ و خفه‌اش‌ كردم‌. سپيده هم که حکم مرگش از جانب پدرش ضادرشده بود هنگام مرگ 23 سال داشت.

مرگ آسان اين زنان جوان در جامعه ما چه توجيهي دارد؟ اعدام عاطفه ها درس عبرتي خواهد بود براي عاطفه ها يا علامت سوال بزرگي براي آنان که در پي پاسخ نيستند و بي پاسخ قدرت اجراي هر حکمي را در اختيار دارند؟ و يا راه حلی برای اقدامات از پيش تعيين شده در اعمال فشار بيشتر برزنان؟

ماجراي‌ اعدام‌ يك‌ زن‌ جوان‌ در نكا يك‌ مسوول‌ قضايي‌: وي‌ دختري‌ 16 ساله‌ نبود بلكه‌ 22 سال‌ داشت‌

يكشنبه اول شهريور 1383 22 اوت 2004

يك‌ مقام‌ قوه‌ قضاييه‌ درباره‌ اعدام‌ يك‌ زن‌ جوان‌ در شهرستان‌ نكا به‌ خبرنگار ما گفت‌: برخلاف‌ شايعات‌، فرد اعدام‌ شده‌ يك‌ دختر شانزده‌ ساله‌ نبود، بلكه‌ زني‌ 22 ساله‌ بود كه‌ از سوي‌ دادگاه‌ به‌ عنوان‌ مفسدفي‌الارض‌ شناخته‌ شده‌ و قاضي‌ مجازات‌ اعدام‌ براي‌ او در نظر گرفته‌ بود كه‌ پس‌ از تاييد حكم‌ در ديوان‌عالي‌ كشور چند روز پيش‌ وي‌ در ملاعام‌ به‌ دار آويخته‌ شد. به‌ گفته‌ مسوول‌ قضايي‌، اين‌ زن‌ جوان‌ به‌ اتهام‌ داير كردن‌ مركز فساد دستگير شده‌ بود.

در برخي‌ از سايت‌هاي‌ خبري‌ عنوان‌ شده‌ بود كه‌ روز يكشنبه‌ 25 مردادماه‌ يك‌ دختر 16 ساله‌ به‌ نام‌ عاطفه‌ رجبي‌ به‌جرم‌ انجام‌ اعمال‌ منافي‌ عفت‌ در شهرستان‌ نكا در استان‌ مازندران‌، در خيابان‌ 30 متري‌ واقع‌ در خيابان‌ راه‌آهن‌ اعدام‌ شده‌ است‌.

بنابراين‌ گزارش‌ها، حكم‌ اعدام‌ بنا به‌ درخواست‌ شخص‌ رييس‌ دادگستري‌ نكا و تاييد ديوان‌عالي‌ كشور و موافقت‌ رييس‌ قوه‌ قضاييه‌ انجام‌ گرفت‌.

در يكي‌ از اين‌ منابع‌ غيرموثق‌ ادعا شده‌ كه‌ محكوم‌ به‌ اعدام‌ براساس‌ شناسنامه‌اش‌ 16 سال‌ داشت‌ ولي‌ دادگستري‌ شهرستان‌ نكا سن‌ او را 22 سال‌ اعلام‌ كرده‌ است‌. بنابر اين‌ گزارش‌ مردي‌ كه‌ همراه‌ اين‌ دختر دستگير شده‌ بود تنها به‌ 100 ضربه‌ شلاق‌ محكوم‌ شده‌ است‌.

حاج‌آقارضايي‌ قاضي‌ دادگاه‌ محكوم‌ كننده‌ كه‌ رييس‌ دادگستري‌ شهرستان‌ نكا هم‌ هست‌ در گفت‌وگويي‌ با يك‌ خبرنگار محلي‌ درباره‌ اين‌ ماجرا گفته‌ است‌: اوايل‌ امسال‌ گزارش‌هايي‌ بي‌ امضا از طرف‌ چند تن‌ از ساكنان‌ محله‌يي‌ در نكا رسيده‌ بود كه‌ خانم‌ عاطفه‌.س‌ رابطه‌ نامشروع‌ با افراد دارد...

حاج‌آقا رضايي‌ مي‌افزايد: بخاطر رفتار و اعمال‌ ناپسند اين‌ دختر و چند بار بازداشت‌، تحقيقاتي‌ انجام‌ گرفت‌ و پرونده‌ وي‌ به‌ اتهام‌ ارتباط‌ نامشروع‌ در شعبه‌ اول‌ دادگاه‌ نكا )با قضاوت‌ خود حاج‌ آقا رضايي‌( مطرح‌ شد.

به‌ گزارش‌ رسيده‌، اين‌ دختر دستگير شد و در اين‌ رابطه‌ مرد جواني‌ به‌ نام‌ علي‌ هم‌ به‌ اتهام‌ داشتن‌ رابطه‌ نامشروع‌ با عاطفه‌ بازداشت‌ شد.

در پرونده‌ اتهامي‌ عاطفه‌ آمده‌ كه‌ حاج‌آقا رضايي‌ به‌عنوان‌ قاضي‌ شعبه‌ اول‌ دادگاه‌ در راي‌ صادره‌ چنين‌ آورده‌ است‌: در اين‌ پرونده‌ عاطفه‌ 22 ساله‌ كه‌ مجرد مي‌باشد داراي‌ چندين‌ فقره‌ سابقه‌ كيفري‌ )به‌ حد جلد( و با توجه‌ به‌ اقرار خود متهم‌ براي‌ بار چهارم‌ به‌ انجام‌ زناي‌ محصنه‌ دستگير گرديده‌ و با توجه‌ به‌ محتويات‌ پرونده‌ و اقرار اربعه‌، جرم‌ وي‌ محرز و محكوم‌ به‌ اعدام‌ مي‌شود كه‌ جهت‌ حفظ‌ نظم‌ و ارتداع‌ ديگران‌ و صيانت‌ از حقوق‌ اجتماع‌ اعدام‌ و به‌ نحو علني‌ در نقطه‌ مناسبي‌ از شهر نكا اجرا مي‌گردد...

 

تلاش براى بازگشت برابرى جنسيتى

شرق:دوشنبه 2 شهريور 1383 23 اوت 2004

گروه اجتماعى: هيات ايرانى زنان كشور پس از امضاى تفاهم نامه همكارى با كميسيون برابرى جنسيت آفريقاى جنوبى و مذاكرات تخصصى براى توانمندسازى زنان به كشور بازگشت. برابرى جنسيت در آخرين اقدام دولت با گنجاندن برخى مواد در لايحه برنامه چهارم توسعه تعقيب مى شد اما درست همزمان با امضاى سند همكارى زنان دو كشور در پروتوريا مجلس هفتم واژه عدالت جنسيتى را از برنامه چهارم توسعه حذف كرد و زنان مجلس هفتم در برابر پيشنهاد حذف عبارت رفع تبعيض جنسيتى از زنان سكوت كردند و حتى يكى از زنان نماينده به عنوان مخالف پيشنهاد حذف سخن نگفت.

 

اما در عين حال به نظر مى رسد زنان دولت اين مهم را در شكل هاى ديگرى پيگيرى مى كنند كه امضاى سند همكارى با آفريقاى جنوبى در پنج محور تحكيم خانواده، توانمندسازى سازمان هاى غيردولتى، كارآفرينى، پژوهش و آموزش و همكارى هاى فرهنگى _ هنرى نخستين گام بين المللى در اين زمينه به شمار مى رود. براساس توافقات طرفين، عمليات اجرايى پس از معرفى نمايندگان دو كشور آغاز مى شود تا با استفاده از تجربيات موفق دو كشور شرايط بهترى براى توانمندسازى زنان فراهم آيد.

اين بار قرار است برابرى و عدالت جنسيتى با امضاى تفاهم نامه زنان ايران و آفريقاى جنوبى پيگيرى شود. كميسيون برابرى جنسيت اولين تفاهم نامه رسمى خود را با كشور ايران امضا كرده است. زهرا شجاعى، مشاور رئيس جمهور و رئيس مركز امور مشاركت زنان به دعوت جويس سرو رئيس كميسيون برابرى جنسيت آفريقاى جنوبى روز دوشنبه به اين كشور سفر و با رئيس و اعضاى اين كميسيون ملاقات و گفت وگو كرد. نمايندگان زن ايرانى در حالى در ماه زنان در آفريقاى جنوبى به اين كشور خوانده شدند تا با بهره گيرى از تجربيات يكديگر توسعه مشاركت همه جانبه زنان و بهبود وضعيت آنان براساس عدالت اجتماعى را مورد بازنگرى قرار داده و راهكارهاى عملياتى را تعريف كنند.

در جلسه اى كه مسئولان كميسيون برابرى جنسيتى آفريقاى جنوبى، كميسيون ها و محققان با زنان ايرانى داشتند خانم مائيتسه يكى از كميسيونر هاى حاضر در جلسه در توضيح فعاليت هاى اين كميسيون، گفت: اين كميسيون كه براساس اصل ۱۰۸ قانون اساسى تشكيل شده احترام به برابرى جنسيتى و توسعه امور جنسيتى و تحقق برابرى است. او همچنين وضعيت كميسيون را نظارت قانونى، بررسى قوانين حقوقى مربوط به برابرى جنسيتى، ساماندهى پژوهش هاى مربوط به برابرى، آگاه سازى عمومى و آموزش و توانمندسازى زنان دانست. مدير اجرايى كميسيون خانم ماجكه نيز با اشاره به اينكه كميسيون در ۵ استان از ۹ استان كشور دفتر دارد و در ساير استان ها از سوى نهادهاى مدنى برنامه هاى خود را پيگيرى مى كند، گفت: پارلمان اجازه ارتباط و همكارى با بخش هاى مختلف را به كميسيون داده است كه با حفظ استقلال، اين تعامل وجود دارد.

 

كومالو معاون كميسيون نيز گفت: در بخش دولتى مشكل ما كمتر است ولى بخش خصوصى هنوز آمادگى لازم براى تحقق برابرى جنسيتى را پيدا نكرده است. سپس مسئول بخش حقوقى كميسيون در مورد چارچوب قانونى خوب و موثر و كارا در كشورش توضيح داد و تاكيد كرد مواردى كه به دادگاه ارجاع مى دهيم معمولاً به نتيجه مى رسد. در بخش ديگرى از اين جلسه شجاعى رئيس مركز امور مشاركت زنان با اشاره به قانون اساسى كشورمان و توجهى كه در آن به حقوق زنان شده است، هدف اصلى مركز را پيگيرى حقوق زنان و نيز توسعه مشاركت همه جانبه و بهبود وضعيت آنان براساس عدالت اجتماعى و سياست مركز را توانمندسازى زنان ذكر كرد.

محتشمى پور مديركل دفتر امور بانوان نيز توضيحاتى در مورد تشكيلات اين دفتر و حوزه هاى استانى داد و اهداف و برنامه هاى اين دفتر را تشريح كرد و طرح ملى كارآفرين زنان، تربيت مربيان سازمان هاى غيردولتى و خانواده سالم و طرح مشاركت سياسى زنان به عنوان نمونه مطرح شد. به دنبال آن نيز فيروزه صابر موضوع كارآفرينى زنان و طرح ملى اجرا شده را شرح داد كه مورد استقبال حاضران قرار گرفت و در پايان به سئوالاتى درباره نحوه تخصيص اعتبارات مربوط به زنان و علت افزايش سواد زنان و رشد دانش آموختگى آنان، پاسخ داده شد.

زندان زنان آفريقاى جنوبى

بخش زندان شماره ۴ آفريقاى جنوبى، اختصاص به زنان دارد زنانى كه به دلايلى مختلف بايد بخشى از زندگى خود را در حصار بلند اين زندان سر كنند. شجاعى و هيات همراه او براى بازديد از دادگاه قانون اساسى در محوطه اين زندان جمع شدند تا با مسئولان اين زندان گفت وگو كنند ساكس (Sachs) رئيس زندان و نيز تعدادى از قضات اين دادگاه با هيات نماينده ايرانى ملاقات كردند.

در اين ديدار قاضى ساكس كه خود از مبارزان و جانبازان آفريقاى جنوبى است، توضيحاتى در مورد دادگاه قانون اساسى داد و گفت: كميسيون برابرى جنسيتى هرگونه تخطى را از فصل ۹ قانون اساسى كه مربوط به زنان است به اين دادگاه گزارش مى كند و قضات روشنفكر اين دادگاه كه دو تن از آنها زن هستند به اين موارد رسيدگى مى كنند. وى در ادامه نحوه مشاركت و مداخله زنان را در نوشتن قانون اساسى و جريان سازى جنسيت در قوانين موجود كشورش را توضيح داد و اعمال سهميه بندى جنسيتى در حزب ANC را يك موفقيت بزرگ دانست كه البته براى مبارزين هنوز راضى كننده نيست.

همچنين دو قاضى زن حاضر در جلسه با شرح موقعيت خود و تجارب شخصى شان براى رسيدن به برابرى نمونه هايى از تلاش هاى صورت گرفته براى تحقق حقوق زنان را نشان دادند.

با وزارت زنان مخالفيم

۳۳ درصد از اعضاى پارلمان آفريقاى جنوبى را زنان تشكيل مى دهند اين تعامل و مشاركت زنان و ورود اين تعداد از زنان با تجربه آنان در تشكل هاى غيردولتى به طور جدى مورد پيگيرى آنان بوده است. پهد (Pahad) وزير رياست جمهورى آفريقاى جنوبى در ديدار با هيات ايرانى حضور پر رنگ زنان در پارلمان را يكى از مفاظر اين كشور دانسته و گفت: حضور ۳۳ درصدى زنان در پارلمان آفريقاى جنوبى به دليل اعمال سهميه بندى جنسيتى از سوى حزب ANC است. وى افزود: به طور قطع اگر ديگر احزاب هم از اين سياست پيروى مى كردند، تعداد بيشترى از زنان به پارلمان راه پيدا مى كردند.

 

وزير آفريقاى جنوبى سياست هاى دولت را براى تحقق برابرى جنسيتى تشريح كرد و گفت: در حال حاضر نزديك به نيمى از وزيران و معاونان آنان زن هستند و اين اقدامى است كه رئيس جمهور بر مبناى سياست هاى حزب كنگره ملى و آفريقا بر آن مبادرت كرده است. اگرچه فعاليت تشكل هاى غيردولتى موجب مشاركت بيشتر زنان و اجراى عدالت جنسيتى در اين كشور آفريقايى شده است به طورى كه حدود ۴۵ درصد وزيران و معاونان آن و سه چهارم هيات رئيسه مجلس را زنان تشكيل مى دهند اما اين كشور با ايجاد تشكل يا حتى وزارتخانه اى به نام وزارت زنان و با خط كشيدن ميان زنان و مردان مخالف است. رئيس دفتر مقام زنان آفريقاى جنوبى در ديدار با هيات ايرانى در اين مورد مى گويد: ما با ايجاد وزارتخانه زنان مخالفيم كه بايد همه بخش ها در امر جارى سازى جنسيتى و عمده سازى مباحث جنسيت سهم داشته باشند.

خانم كارنگى در ملاقات و گفت وگو با هيات ايرانى فاصله ايجاد شده ميان نسل ها را با توجه به تحولات اجتماعى و سرعت ارتباطات در جامعه اطلاعاتى قابل توجه دانست.

وى توضيحاتى در مورد نقش دفتر مقام زنان داد و گفت: اين دفتر علاوه بر پيگيرى مباحث جنسيتى در دو حوزه حقوق كودك و معلولان هم فعاليت دارد و علاوه بر ارائه برنامه به دواير دولتى و نظارت بر فعاليت هاى آنها، در حوزه هاى بهداشت و آموزش براى حل مشكلات برنامه ريزى مى كند و نيز فعاليت هايى در حوزه بين الملل دارد. وى در ادامه افزود: در برنامه ريزى ها توجه به جوهره انسانى زن فارغ از نقش هاى متفاوت اوست هر چند كه در جوامع روستايى و در ميان بوميان براى نقش خانوادگى زن ارزش زيادى قائل شده اند اما ما بر اين اعتقاديم كه خدمات براى زنان و مردان بايد يكسان باشد چه در خانواده چه در اجتماع.

وى تاكيد كرد: اين دفتر نقش نظارتى خود را هر دو هفته يكبار كه مديران وزارتخانه ها براى بررسى اقدامات دولت دور هم جمع مى شوند، با بررسى اين فعاليت ها از منظر جنسيتى به رئيس جمهور گزارش مى دهد.

هيات ايرانى كه به دعوت كميسيون مقام زن به كشور آفريقاى جنوبى سفر كرده اند به همراه تعدادى از مقامات سفارت ايران در پروتوريا با مقامات حزب زنان كنگره ملى آفريقا ديدار و گفت وگو كردند. در اين ديدار ابتدا معاون حزب توضيحاتى در مورد چگونگى شكل گيرى حزب زنان داد و مبارزه زنان آفريقاى جنوبى عليه آپارتايد و تلاش هاى جانفرساى آنان را براى دستيابى به آزادى و برابرى شرح داد و گفت نتيجه نهضت رهايى بخش زنان حق راى يافتن زنان سياهپوست و سفيدپوست بود، وى تشكيل ديگر زنان در حزب ANC را در سال ۱۹۱۳ آغاز فعاليت تشكيلاتى براى پيگيرى احقاق حقوق زنان دانست و همچنين يكى از دستاوردهاى تشكيل فدراسيون زنان آفريقا را تصويب منشور زنان ذكر كرد.

 

در اين ديدار مشاور رئيس جمهور با تشكر از كميسيون برابرى جنسيت كه مقدمات اين سفر و ملاقات ها را فراهم آورده است مبارزات زنان و مردان آفريقاى جنوبى را قابل توجه و به يادماندنى ذكر كرد و گفت مشاركت سياسى زنان در ايران از مردان بيشتر است اما در مشاركت خاص هنوز نياز به كار بيشترى است تا زنان بيشترى به پارلمان راه يابند. فخرالسادات محتشمى پور نيز در مورد وضعيت زنان در ايران و روند پيشرفت آنان در حوزه هاى مختلف اجتماعى توضيحاتى داد كه ضمن آن به توجه دولت نسبت به توسعه مشاركت سياسى زنان و جلب همكارى بيشتر آنان در حوزه هاى برنامه ريزى، سياستگذارى و تصميم گيرى اشاره كرد. وى حمايت دولت از احزاب سياسى در قالب پرداخت يارانه و كمك به تشكيل خانه احزاب و تلاش براى تسهيل دريافت مجوز حزب از سوى متقاضيان، به ويژه زنان را در راستاى اين سياست دانست و گفت: بعضى احزاب ايرانى درصددند با اتخاذ مكانيسم هاى رايج در سطح بين الملل تعداد زنان در اركان مختلف و به ويژه در كادر رهبرى حزب را افزايش دهند كه اين امر نشاندهنده قرار گرفتن آنها در روند توسعه است.

 

در اين جلسه همچنين هر يك از كميسيون ها به شرح فعاليت هاى خود پرداخته و ارتباط كارى خود را با كميسيون برابرى جنسيت و مسائل مربوط به اين موضوع بيان كردند. رئيس كميسيون حقوق بشر آفريقاى جنوبى گفت، اهميت كار ما اين است كه بر اساس قانون اساسى و به انتخاب پارلمان كارمان را در كمال استقلال انجام مى دهيم. در كنار دولت به همكارى با آن مى پردازيم ولى هر جا اشكالى باشد نقد مى كنيم و اين نقادى موجب آن نمى شود كه بودجه ما كاهش يابد و يا كارمان دچار خدشه شود.

هيات ايرانى در اين سفر با تعدادى از مراكز و نهادهاى غيردولتى فعال در حوزه زنان ديدار و گفت وگو كرد. در اين ملاقات كه توسط كميسيون برابرى جنسيت ترتيب داده شده بود، ابتدا شجاعى توضيحاتى در مورد برنامه جريان سازى جنسيت در ايران دادند و پس از آن گزارش مديرعامل خانه پژوهش نوانديش در ارتباط با كارآفرينى زنان در ايران ارائه شد و به درخواست حاضران تصاويرى از نحوه فعاليت زنان كارآفرين ايرانى به نمايش درآمد كه مورد توجه حاضران قرار گرفت. سپس سازمان هاى غيردولتى آفريقاى جنوبى به تشريح فعاليت هاى پژوهشى، آموزشى و ترويجى و اطلاع رسانى خود پرداختند.

در ادامه يكى از اعضاى كميسيون با تاكيد بر اينكه حاضران در اين جلسه بخشى از شبكه جنسيت آفريقاى جنوبى هستند، ابراز اميدوارى كرد كه تجربيات دو كشور بتواند در انجام برنامه هاى مشترك مورد استفاده قرار گيرد.وى در ادامه افزود: در اينجا نگاه به ايران و زنان ايرانى نگاه واقع بينانه اى نيست و حضور هيات ايرانى در اين كشور و تصاويرى كه از تلاش هاى زنان در عرصه هاى مختلف فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى و سياسى و به ويژه كارآفرين ارائه شد، مى تواند موجب اصلاح نگرش ها باشد و زمينه ارتباطات مستحكم بين دو كشور را فراهم كند. لازم به ذكر است موضوع كار و مطالعه بيشتر سازمان هاى غيردولتى در آفريقاى جنوبى بحث خشونت و آزارهاى جنسى و HIV است كه براى كنترل آن برنامه هاى پيشگيرى را از طريق ارائه آموزش هاى لازم و اطلاع رسانى عمومى انجام مى دهند.

 

اخلاق، جنسيت و زندگى روزمره

شرق:دوشنبه 2 شهريور 1383 23 اوت 2004

آنچه مى خوانيد گزارشى است از سخنرانى افشين جهانديده در جشنواره تابستانه پلى تكنيك.

افشين جهانديده را مى توان از آن دست جوانانى دانست كه آستين بالا زده تا در نهضت ترجمه نقشى داشته باشد. او را بيشتر با ترجمه آثار فوكو مى توان شناخت. جوان تر از آن بود كه فكر مى كردم. نشسته بود تا نه متكلم وحده بلكه در زمينه اى فكرى با ديگرانى كه كمتر از ۶۰ نفر بودند سخن بگويد. آن هم در جايى كه كمتر استاد با سابقه و شناخته شده اى حاضر است در آن حضور يابد. از پله هاى اضطرارى بالا آمده و در تالار فرهنگ نشسته است.

جهانديده مسئله جنسيت را از اين جا آغاز كرد كه ترجمه sextuality به جنسيت كاملاً غلط است. يكى از معانى آن ناظر به جنس فرد است. اما معانى ديگرى از جمله ميل جنسى، غريزه جنسى و حتى هويت جنسى را نيز شامل مى شود. من نمى دانم چه معادل مناسبى براى sextuality مى توان انتخاب كرد كه دربرگيرنده نكات اصلى اين بحث باشد، اما به هر حال جنسيت معادل مناسبى كه بتواند تمام معنى واژه (sextuality) را بيان كند، نيست.

خيلى زود رفت سراغ فوكو و گفت: البته فوكو چيزى فراتر از اين مسائل را از واژه جنسيت مراد مى كند. جنسيت از ديد فوكو يك داده طبيعى نيست كه دانش به بررسى آن بپردازد و قدرت نيز آن را سركوب كند. به زعم او جنسيت يك سامانه تاريخى است؛ يعنى آن سازوكارى است كه كمك مى كند تا ما خود و ديگران را بشناسيم و به اين شناخت سامان بخشيم و در دايره اين شناخت به سامان گفتمانى (discoursive) دست يابيم.

 

جهانديده نكته مهم ديگر را نظريه سركوب جنسيت و مخالفت فوكو با آن دانست و توضيح داد كه فوكو بحث خود را چنين بيان مى كند كه نظريه اى متداول مى گويد، تا قرن ۱۷ ميلادى رابطه مبتنى بر جنس بسيار در غرب آزاد بود، اما از اين پس و در واقع با حركت بورژوازى با سركوب مواجه شده است. جهانديده اضافه كرد: به زعم وى ما نه تنها با سركوب جنسيت مواجه نمى شويم كه برعكس حتى با نوعى انفجار گفتمان هاى جنسى مواجه مى شويم. اما همه حق ندارند درباره اين موضوع بحث كنند بلكه عده اى خاص چنين حق و صلاحيتى را دارند. به زعم فوكو تا يك زمان وظيفه و صلاحيت اين امر بر عهده كشيشان بود. وى با به چالش كشيدن سنت قديمى اعتراف نزد كشيشان آن را در دوران بورژوازى بر عهده روانكاوان مى بيند. او از اين منظر روانكاوى را نيز زير سئوال مى برد. همان طور كه مى دانيد فرويد سركوب جنسيت را مطرح مى كند و فوكو نيز آن را نقد مى كند و روانكاو را جايگزين كشيشان مى داند. از اين منظر وارد فصل اساسى مباحث فوكو كه همان قدرت است مى شويم. او پرسيد كه چرا جنسيت تا اين اندازه مهم و بحث برانگيز است؟ و بى آنكه منتظر پاسخ بچه ها باشد خود گفت: در واقع جنسيت آدمى حقيقت آدمى را بيان مى كند. در واقع ما با بازنمايى جنسيت خود حقيقت خود را به تصوير مى كشيم و كسى در اين ميان وجود دارد كه صلاحيت شنيدن اين ماجرا را خواهد داشت و وى مى تواند با دانستن جنسيت هاى روزمره ما به حقيقت ما پى برده و آن را براى ما بازگو كند. البته فراموش نكنيم كه حقيقت آن چيز استعلايى كه در تاريخ فلسفه متداول شده نيست بلكه افقى نظام مند است. حقيقت نظامى است كه در چارچوب آن مى توان صدق و كذب را تعيين كرد. اين موضوع كه بيان جنسيت بيان حقيقت فرد است محور اصلى و بحث برانگيزترين موضوع براى بخش گفت وگو بود. حتى با اين كه جهانديده تصريح كرده بود كه در واقع اهميت جنسيت بعد از اين بازنمايى حقيقت آدمى در جايى ديگر نيز مهم است و آن گذار از مرگ به زندگى است. زيرا اصولاً در تاريخ بشر مرگ همواره در مركز بوده و از اهميت محورى برخوردار بوده است. اما در واقع از اين پس زندگى مهم مى شود و آن هم نه مفهوم زندگى بلكه زندگى روزمره افراد در مقام فرد. اين آن چيزى است كه بورژوازى و سرمايه دارى به آن نياز دارد و در اين ميان جنسيت نقش اساسى دارد. در بستر گفتمان جنسى است كه جمعيت زندگى و مرگ و سامان خانواده و رفتارهاى اجتماعى را رقم مى زند. با اين وصف است كه فوكو مى گويد قدرت كه لاجرم با زندگى مردم سروكار دارد نمى تواند و نبايد جنسيت را سركوب كند. بلكه بايد بيش از پيش نيز به آن بپردازد. قدرت به تجربه جنسيتى ما مجال بروز مى دهد اما در اين ميان عده اى را واجد صلاحيت مى داند تا از آن مطلع باشد. از اين مجرا جنسيت كاناليزه مى شود تا در شبكه قدرت منطبق با اهداف گفتمانى قدرت حركت كند. وى براى اين كه اهميت گفتمان را مشخص كرده باشد تاكيد كرد: در واقع ما نمى توانيم خارج از گفتمان نفس بكشيم. اخلاق جنسيت و زندگى روزمره ما تنها در قالب گفتمان هاى مختلف ممكن مى شود و مى توان آن را درك كرد. سوژه و ابژه در زندگى روزمره به واقع تنها در فضاى گفتمانى قابل بازشناسى است. اگر چه لحظات اندكى وجود دارد كه ما بيرون از فضاى گفتمان هستيم اما به واقع ما عادت كرده ايم كه به اين گسست هاى گفتمانى نيز به صورت گفتمانى نظر كنيم.

جهانديده مثال زد: ما با درد و لذت و تجربه روزمره خود رابطه بى واسطه استعلايى نداريم، بلكه در چارچوب گفتمان به درك و شناخت اين مسائل مى پردازيم. مثلاً درك ما از درد تنها در قالب گفتمان مطرح مى شود. از اين منظر اهميت جنسيت اهميت گفتمانى است بدين معنى كه در نظام گفتمانى چه معنايى دارد و چگونه سامان مى يابد. البته فيلتر گفتمان يك ساختار فراگير نيست. گفتمان يك امر منسجم نيست، بلكه اصولاً گفتارهاى متضاد را در خود جذب مى كند، به آن دامن مى زند و حتى آن را پرورش مى دهد. جهانديده از اين منظر موضوع قدرت را محور بحث قرار داد و ادامه داد: در واقع اين گفتمان بورژوازى است كه تكثر جنسيتى را دامن مى زند و با اين وصف سركوب جنسيت كاملاً اشتباه است. زيرا وجود و تكثر جنسيت مى تواند به بقاى گفتمان بورژوازى كمك كند. از اين به بعد بحث بيشتر به صورت گفت وگو بود و شايد مهمترين محور مباحث نيز همان آشكارگى حقيقت به واسطه بيان جنسيت بود.