بازگشت به صفحه اصلی

 

زنان - دوشنبه 26 مرداد 1383 16 اوت 2004

 

 

 

نرخ اشتغال زنان در كشورهاي اروپايي بيش از 4 برابر زنان ايراني است

يكشنبه 25 مرداد 1383 15 اوت 2004

عضو انجمن جامعه‌شناسي ايران در هفدهمين جلسه كميته اشتغال دفتر امور بانوان وزارت كشور نرخ اشتغال زنان در ايران را حدود 12 درصد عنوان كرد.

به گزارش خبرنگار سرويس زنان خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اعظم خاتم اظهار داشت: نرخ اشتغال زنان در كشور تركيه 25 درصد، در كشورهاي اروپايي بين 40 تا 60 درصد و در كشورهاي آسياي جنوب شرقي 30 تا 40 درصد اعلام شده است.

وي با اشاره به اين كه اشتغال غيررسمي پديده‌اي جهاني است و زنان به دلايل مختلف از جمله موانع فرهنگي بيشتر در معرض آن قرار مي‌گيرند، خاطرنشان كرد: ميزان بيكاري زنان به دلايل مختلف از جمله عوامل فرهنگي ــ اجتماعي و اقتصادي و افزايش سن ازدواج، بالا رفته است كه اين امر نشان‌دهنده افزايش تقاضاي كار در ميان زنان است.

 

نقش زنان و دختران در توليد آثار هنري جدّي است

يكشنبه 25 مرداد 1383 15 اوت 2004

خبرگزاري فارس: اسفنديار رحيم‌مشايي گفت: زنان و دختران سراسر كشور با مشاركت در توليد آثار فرهنگي و هنري به ميزان قابل توجهي ايفاي نقش مي‌كنند.

به گزارش خبرگزاري فارس، مشايي كه شب گذشته در مراسم اختتاميه چهارمين جشنواره تئاتر بانوان كوثر سخن مي‌گفت با بيان اين مطلب افزود: با تشكيل اداره كل بانوان در تهران تلاش شده است تا در مسير توسعه و رشد فرهنگي بانوان گام‌هاي عملي برداشته شده و اين راه هموارتر شود.

رحيم‌مشايي اضافه كرد: بانوان در توليد و بعد نرم افزاري از چهره‌هاي اثربخش جامعه هستند و با تكيه بر هوش و استعدادهاي بالقوه مي‌توانند خلاءهاي موجود را پر كنند.

همچنين در ادامه اين برنامه، نماينده‌اي از طرف رئيس سازمان صدا و سيما در پيام كوتاهي گفت: راز جاوادنگي هر پيام در آميختن با اكسير هنر است.

سليمي، رئيس دفتر امور زنان صدا و سيما كه پيام ضرغامي را قرائت مي‌كرد اظهار داشت: در مكتبي كه در آن هر كس با تقواي خود اصالت مي‌يابد، چه فرق است ميان زن و مرد!

گفتني است در آغاز اين مراسم اعظم بروجردي گزارش مفصلي از روند برگزاري جشنواره ارايه داد و سپس بيانيه هيأت داوران قرائت و به نفرات برگزيده جوايزي اعطا شد.

مشروح اسامي برگزيدگان روز گذشته در سايت خبرگزاري فارس درج شد.

 

دختران آلماني در مدرسه از پسران پيشي گرفته‌اند

يكشنبه 25 مرداد 1383 15 اوت 2004

بر اساس مطالعات انجام شده در آلمان دختران در مدرسه نمرات بهتري مي‌گيرند و از آينده‌ي شغلي بهتري هم برخوردار هستند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) از برلين، بر اساس مطالعاتي كه توسط اتاق صنايع و بازرگاني آلمان انجام شده است، رفته رفته پسران در بازار كار به حاشيه رانده مي‌شوند.

بر اساس اين مطالعات، دختران در مقايسه با پسران نمرات بهتري در مدرسه دريافت مي‌كنند. هم‌چنين شمار كساني كه موفق به پايان تحصيلات مدرسه‌يي مي‌شوند، در ميان دختران بيش از پسران است. شمار مردودي‌ها هم در ميان دختران كمتر است. بر اساس اين مطالعات دختران در مقايسه با پسران بيشتر شرايط لازم را براي ورود به دانشگاه كسب مي‌كنند.

بدين ترتيب پسران در بازار كار با موقعيت دشواري روبرو خواهند شد. هم اكنون نيز پديده‌ي بيكاري در ميان جوانان، بيشتر دامنگير پسران است تا دختران. يكي از مسوولان اتاق صنايع و بازرگاني آلمان بر اين عقيده است كه بايد با حمايت هدف‌مند از پسران، به آنها كمك كرد تا از حاشيه خارج شوند.

از سوي ديگر افزايش شمار زناني كه داراي تحصيلات دانشگاهي هستند، به نوعي براي اين گروه از زنان مشكلاتي را در پي دارد، به طوري‌ كه زنان تحصيل كرده، هرگز مادر نمي‌شوند يا اينكه خيلي دير فرزندي به دنيا مي‌آورند. آنها معمولا پس از 30 سالگي و پس از آنكه تحصيلات دانشگاهي خود را به پايان برده و مشغول به كار شدند، به زندگي خانوادگي خود مي‌پردازند. اين در حالي است كه در سراسر جهان رفته رفته بر شمار زناني كه داراي تحصيلات دانشگاهي هستند، افزوده مي‌شود.

 

15 درصد دانشجويان دانشگاه كابل را دختران تشكيل مي‌دهند

يكشنبه 25 مرداد 1383 15 اوت 2004

 

مسوول آموزش وزارت آموزش عالي افغانستان اعلام كرد: 15 درصد از شاغلان به تحصيل دانشگاه كابل را دختران تشكيل مي‌دهند.

به گزارش بخش دانشگاهي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از شبكه‌ اطلاع‌رساني افغان پي‌پر، اين مسوول آموزشي افغانستان گفت:‌ بيش از يك هزار و 383 دانشجو در دانشگاه كابل مشغول به تحصيل هستند كه 15 درصد آنها را دانشجويان دختر تشكيل داده‌اند.

وي در پايان از ايجاد رشته‌هاي زمين شناسي، دامپزشكي، زراعت و رشته‌هاي مختلف ديگر در اين دانشگاه خبر داد.

 

وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي اعلام كرد: سالانه حداقل 585 هزار مادر در دنيا به دليل عوارض دوران بارداري و زايمان جان مي‌سپارند.

يكشنبه 25 مرداد 1383 15 اوت 2004

به گزارش خبرنگار بهداشت و درمان خبرگزاري دانشجويان ايران، وزارت بهداشت همچنين تاكيد كرد: در بسياري از كشورهاي در حال توسعه، مرگ مادران 25 تا 33 درصد كل مرگها را تشكيل مي‌دهد.

بيش از يك چهارم كل زنان بالغ در كشورهاي در حال توسعه از بيماريها و صدمات ناشي از بارداري و زايمان رنج مي‌برند. زنان سالانه بيش از 50 ميليون از اين مشكلات بهداشتي را تجربه مي‌كنند.

وزارت بهداشت در ادامه تصريح كرده است: در كشورهاي در حال توسعه، با اصلاح وضعيت تغذيه مادران و بهبود كيفيت مراقبت‌هاي بهداشتي مي‌توان از وقوع سه چهارم از مرگ و ميرهاي پيش از زايمان (از هفته 28 بارداري تا يك هفته پس از زايمان) جلوگيري كرد.

مرگ مادران باردار فقط يك مخاطره بهداشتي نيست، بلكه آسيب اجتماعي است. سياستگذاران بايد اطمينان حاصل كنند كه نظام‌هاي سياسي، بهداشتي و قانوني به صورت هماهنگ در رفع علل كاستي‌هاي بهداشتي مادران فعال هستند.

تبعيض جنسيتي مانع از ارائه به موقع مراقبت‌هاي ضروري به زنان مي‌شود و در مرگ و بيماري آنان تاثير فراوان دارد، سياستگذاران و مديران مي‌بايست به ايجاد تغييرات قانوني لازم و بسيج جامعه براي كمك به زنان در درك بهتر نيازهاي بهداشتي خود و بيان آن و نيز دريافت خدمات بدون هيچگونه تاخيري مبادرت ورزند.

كسب اطمينان از حضور يك كارمند بهداشت مسلط به امور مامايي در كنار مادر به هنگام زايمان و همچنين امكان انتقال مادر به مراكز مجهزتر در مواقع اضطراري، لازم است. توجه به اين موارد مؤثرترين راه براي كاهش مرگ و مير مادران به حساب مي‌آيد.

برنامه‌ها و سياست‌هاي بهداشتي كشور مي‌بايد بر آموزش كارمندان بهداشت به تعداد كافي، توزيع عادلانه آن، تامين وسايل و تجهيزات مورد نياز آنان و حصول اطمينان از دسترسي افراد فقير و جوامع روستايي به آنان، تاكيد خاص داشته باشد.

به گزارش ايسنا، وزارت بهداشت با بيان اين كه اندازه‌گيري ميزان مرگ و مير مادران بسيار مشكل است، خاطرنشان كرده است: بنابراين، سياستگذاران و مديران ملي بايد اطمينان حاصل كنند كه برخورداري و استفاده مادران از مراقبت‌هاي مورد نياز به طور فعال پايش و از نتايج آن براي بهبود كيفيت خدمات و تقويت برنامه‌هاي آينده استفاده مي‌شود.

زماني يك مادر به دليل عوارض دوران بارداري و زايمان فوت مي‌كند يا دچار معلوليت مي‌شود اقتصاد كلي جامعه، افراد جامعه، خانواده‌ها و به ويژه كودكان از يك ضايعه بزرگ و غيرقابل جبران متضرر مي‌شوند.

بهبود مراقبت‌هاي اوليه مادران و نوزادان در كشورهاي در حال توسعه نياز به يك سرمايه‌گذاري بزرگ دارد اين خدمات به طور متوسط در ازاي هر فرد سالانه 3 دلار آمريكا هزينه برمي‌دارد.

 

مراسم اختتاميه‌ي چهارمين جشنواره‌ي تئاتر بانوان (كوثر) شامگاه ديروز با حضور هنرمندان پيشكسوتي چون مهري مهرنيا، محبوبه بيات، فهيمه راستكار و جمعي از مردم در فرهنگسراي بهمن برگزار شد.

يكشنبه 25 مرداد 1383 15 اوت 2004

به گزارش خبرنگار هنري ايسنا، در اين مراسم، اعظم بروجردي، دبير جشنواره ضمن ارائه گزارش كار جشنواره گفت: اين جشنواره با مهر آغاز شد، شكل گرفت و به آخر نرسيد كه عشق هرگز پاياني ندارد.

وي افزود: به شما نويد آساني راه را نمي‌دهيم كه بسيار دشوار است و دور و تاريك.

به گفته وي علاوه بر پرداخت كمك هزينه به تمام گروه‌هاي اجرايي، شرايطي فراهم مي‌شود كه نمايش‌هاي برگزيده در فرهنگسراهاي تهران به اجراي عمومي در‌آيند.

وي از جمله محاسن برگزاري اين جشنواره را رايزني‌هاي جهت رفع مشكلات فرهنگسراها، تجهيز واحدهاي آكسسوار و مشاركت نهادها و NGOهاي گوناگون ناميد و تصريح كرد: گستردگي فرهنگسراها شرايطي فراهم آورد تا شهروندان به راحتي بتوانند نمايش‌ها را ببينند.

بنابراين گزارش هدايايي توسط زهرا شجاعي، مشاور رئيس جمهوري در امور زنان و نيز هديه‌اي از سوي عزت‌الله ضرغامي، رئيس سازمان صدا و سيما به يكي از نمايش‌هاي برگزيده اهدا شد. مركز هنرهاي نمايشي نيز هدايايي را تقديم تمام برگزيدگان جشنواره كرد. بروجردي در پايان اظهار اميدواري كرد دبيرخانه دائمي جشنواره بانوان تشكيل شود.

در ادامه فيلمي از روند طي‌شدن جشنواره پخش و پس از آن نيز قطعاتي موسيقي توسط دو هنرمند مرد اجرا شد.

سپس اسفنديار رحيم مشايي، رئيس سازمان فرهنگي هنري شهرداي با تقدير و تشكر از تمام نهادها و افرادي كه در برگزاري اين جشنواره سهيم بودند، گفت: در هنر و مسائل فرهنگي كه نرم‌افزار آن بر سخت‌افزار چيرگي دارد، زنان نقش بيشتري از مردان دارند.

وي افزود: انتظار ما حضور گسترده‌تر خانم‌ها در برنامه‌هاي فرهنگي و هنري است كه در سازمان فرهنگي هنري شهرداري نيز با تاسيس اداره كل امور بانوان، مسير زنان و دختران ايراني براي حضور در اين عرصه هموارتر كرده‌ايم.به گزارش ايسنا،سپس نماينده عزت‌الله ضرغامي به بيان پيام وي پرداخت. در بخي از اين پيام آمده است: راز جاودانگي هر پيام در آميختن آن با اكسير هنر است و اگر هنر زن مسلمان را تشويق مي‌كنيم به خاطر تفكيك جنسيت نيست بلكه درصدد ستايش و تجليل استقلال زن هنرمند هستيم.

در ادامه مراسم برنامه پانتوميم با عنوان پرستاري از بچه در منزل توسط يك هنرمند مرد اجرا شد.

قرار بود در اين مراسم، نمايش راز هستي با موضوع حضرت زهرا (س) اجرا شود كه به دليل پاره‌اي از مشكلات اين امر ميسر نشد همچنانكه در روز اختتاميه نيز اين موضوع منتفي شده بود. البته اظهار اميدواري شد كه شرايط اجراي عمومي اين نمايش فراهم شود.

 

ميترا دختر 28 ساله‌يي‌ است‌ كه‌ از 10 سال‌ پيش‌ به‌ جرم‌ كشتن‌ نامادري‌اش‌ در زندان‌ اوين‌ )بند زنان‌( بسر مي‌برد.

اعتماد: دوشنبه 26 مرداد 1383 16 اوت 2004

اين‌ دختر جوان‌ هر روز بر ديوارهاي‌ زندان‌ خطي‌ مي‌كشد و هفته‌ها، ماه‌ها و سال‌ها را شمارش‌ مي‌ كند تا فاصله‌ خود با روز آزادي‌ را بسنجد، در حالي‌ كه‌ هر روز صبح‌ وقتي‌ به‌ آينه‌ نگاه‌ مي‌كند، تارهاي‌ سفيد بيشتري‌ را بر موهايش‌ مي‌بيند.

وقتي‌ براي‌ شنيدن‌ ماجراي‌ زندگي‌اش‌ وارد سلول‌ شدم‌ و در برابرش‌ نشستم‌، با تكيه‌ بر ديوار، زانوهايش‌ را در بغل‌ گرفت‌ و اشك‌در چشم‌هاي‌ بي‌روحش‌ موج‌ زد. سرش‌ را به‌ گوشه‌يي‌ چرخاند و با گوشه‌ روسري‌ خاكستري‌، اشك‌هايش‌ را پاك‌ كرد و لبخند تلخي‌ بر روي‌ لبانش‌ نقش‌ بست‌، آهي‌ كشيد و گفت‌: مادرم‌ در نوجواني‌ به‌ پسر يكي‌ از اقوامش‌ دل‌بسته‌ بود، اما وقتي‌ خانواده‌اش‌ متوجه‌ اين‌ قضيه‌ شدند، آن‌ قدر او را آزار دادند تا آخر مجبور شد فكر آن‌ پسر را از ذهن‌ و قلبش‌ دور كند.

شرايط‌ برايش‌ بسختي‌ مي‌گذشت‌ تا اينكه‌ در سن‌ 18 سالگي‌ به‌ زور خانواده‌ تن‌ به‌ يك‌ ازدواج‌ تحميلي‌ داد. در همان‌ سال‌ اول‌ ناخواسته‌ صاحب‌ دو پسر دوقلو شد. سه‌ سال‌ بعد هم‌ من‌ به‌ دنيا آمدم‌.

مادرم‌ چنان‌ از شوهرش‌ بيزار شده‌ بود كه‌ قيد زندگي‌ را زد و به‌ بي‌خيالي‌ روي‌ آورد. براي‌ اينكه‌ طلاق‌ بگيرد، اسير اعتياد شد ولي‌ پدرم‌ حاضر به‌ جدايي‌ نبود.

مادرم‌ وقتي‌ ديد پدر واكنشي‌ نشان‌ نمي‌دهد، با چند زن‌ بيوه‌ آشنا شد و به‌ ميهماني‌هاي‌ شبانه‌ آنها پاگذاشت‌. پس‌ از چند ماه‌ چنان‌ زن‌ خوشگذراني‌ شده‌ بود كه‌ انگار نه‌ فرزنداني‌ دارد و نه‌ شوهري‌.

او زني‌ سنگدل‌ و بي‌تفاوت‌ شده‌ بود ، اما پدرم‌ براي‌ حفظ‌ آبرو دم‌ نمي‌زد، يك‌ روز پدرم‌ وقتي‌ از اداره‌ به‌ خانه‌ برگشت‌، مادر را با مردي‌ در خيابان‌ ديد. با ديدن‌ اين‌ صحنه‌ همانجا قلبش‌ گرفت‌ و راهي‌ بيمارستان‌ شد.

يك‌ ماه‌ بعد كه‌ از بيمارستان‌ مرخصش‌ كردند، مادرمان‌ را طلاق‌ داد، خانه‌مان‌ را فروخت‌ تا براي‌ زندگي‌ به‌ منطقه‌يي‌ ديگر از شهر برويم‌، پس‌ از آن‌ روزهاي‌ سختي‌ داشتيم‌. هر روز ظهر كه‌ از مدرسه‌ برمي‌گشتم‌، مجبور بودم‌ به‌ كارهاي‌ منزل‌ برسم‌ و براي‌ اعضاي‌ خانواده‌ پخت‌ و پز كنم‌.

با سن‌ كمي‌ كه‌ داشتم‌، مسووليت‌ سختي‌ بر دوشم‌ گذاشته‌ شده‌ بود.

بالاخره‌ با اصرار مادربزرگم‌، پدرم‌ بار ديگر تصميم‌ به‌ ازدواج‌ گرفت‌. نامادري‌ام‌ زن‌ بيوه‌يي‌ بود كه‌ شوهرش‌ را در تصادف‌ از دست‌ داده‌ بود و در خانه‌ مادري‌اش‌ زندگي‌ مي‌كرد.

بعد از چندماه‌ او به‌ خانه‌مان‌ پا گذاشت‌ و مي‌بايست‌ من‌ و برادرانم‌ او را مادر بناميم‌. از همان‌ روز اول‌ از اين‌ نامادري‌ بدم‌ آمده‌ بود و حس‌ نفرتي‌ نسبت‌ به‌ او داشتم‌. هر روز با هم‌ مشاجره‌ داشتيم‌. مرا مجبور مي‌كرد كه‌ كارهاي‌ خانه‌ را انجام‌ بدهم‌ و خودش‌ به‌ خوشگذراني‌ با دوستانش‌ مي‌پرداخت‌. وقتي‌ هم‌ پدرم‌ به‌ منزل‌ مي‌آمد طوري‌ وانمود مي‌كرد كه‌ انگار يك‌تنه‌ بار زندگي‌ را بر دوش‌ مي‌كشد. اين‌ زن‌ مرتب‌ از من‌ پيش‌ پدرم‌ بد مي‌گفت‌ و او را به‌ جانم‌ مي‌انداخت‌. انگار در آن‌ خانه‌ فقط‌ من‌ اضافي‌ بودم‌ و بايد كتك‌ها و بدرفتاري‌هاي‌ پدر و نامادري‌ را تحمل‌ مي‌كردم‌. اين‌ زن‌ بدجنس‌ مرتب‌ كتكم‌ مي‌زد و تهديدم‌ مي‌كرد، اگر حرفي‌ به‌ پدرم‌ بزنم‌ روزگارم‌ را سياه‌ مي‌كند. من‌ را دختر هر جايي‌ مي‌دانست‌ و مي‌گفت‌: تو هم‌ مثل‌ مادرت‌ بي‌آبرو هستي‌ و مايه‌ ننگ‌ اين‌ خانواده‌يي‌ و بايد يا خودت‌ اين‌ خانه‌ را ترك‌ كني‌ يا آخر تو را مي‌كشم‌. آن‌ روز تازه‌ از مدرسه‌ به‌ خانه‌ آمده‌ بودم‌، هنوز مقنعه‌ام‌ را از سرم‌ در نياورده‌ بودم‌ كه‌ فحش‌ و ناسزاگويي‌هايش‌ شروع‌ شد. بعد با جارو تنم‌ را سياه‌ و كبود كرد و با مشت‌ولگد به‌ جانم‌ افتاد. چشمانم‌ سياهي‌ رفت‌ و در گوشه‌يي‌ افتادم‌. دقايقي‌ بعد كه‌ به‌ هوش‌ آمدم‌، به‌ يك‌باره‌ تصميم‌ گرفتم‌ او را هر طوري‌ كه‌ شده‌ از سر راه‌ زندگي‌ام‌ بردارم‌.

در آشپزخانه‌ مشغول‌ پاك‌ كردن‌ سبزي‌ بود. آرام‌ خودم‌ را به‌ آشپزخانه‌ رساندم‌. صدايش‌ كردم‌، سرش‌ را كه‌ برگرداند به‌ يك‌باره‌ به‌ جانش‌ افتادم‌ و با دستانم‌ گلويش‌ را محكم‌ فشار دادم‌. صورتش‌ كبود شده‌ بود و دست‌ و پا مي‌زد. در آن‌ لحظه‌ تمام‌ بدبختي‌هايي‌ كه‌ بر سرم‌ آورده‌ بود در مقابل‌ چشمانم‌ رژه‌ مي‌رفت‌ و ديوانه‌ام‌ مي‌كرد. يك‌دفعه‌ صداي‌ زنگ‌ در خانه‌ بلند شد، او را رها كردم‌ و چند دقيقه‌يي‌ در گوشه‌يي‌ نشستم‌. نفسم‌ به‌ شماره‌ افتاده‌ بود. از جايم‌ بلند شدم‌ و چاقويي‌ را كه‌ كنار سبزي‌ها بود برداشتم‌ و به‌ جانش‌ افتادم‌ و چند ضربه‌ به‌ بدنش‌ زدم‌. بعد كنار جسدش‌ شروع‌ به‌ گريه‌ كردم‌. چند بار صداي‌ زنگ‌ در بلند شد اما توجهي‌ نكردم‌. ساعتي‌ كه‌ گذشت‌ با صداي‌ چرخيدن‌ قفل‌ اتاق‌ به‌ خود آمدم‌، پدرم‌ بود. هرچه‌ صدا زد پاسخي‌ ندادم‌، به‌ سمت‌ آشپزخانه‌ آمد و مرا با دست‌هاي‌ خونين‌ در كنار جنازه‌ همسر دومش‌ ديد، زبانش‌ بند آمد و بيهوش‌ شد و ديگر چيزي‌ نفهميدم‌ تا اينكه‌ خودم‌ را در اداره‌ پليس‌ ديدم‌.

حالا از اين‌ حادثه‌ 10سال‌ مي‌گذرد، خانواده‌ نامادري‌ام‌ به‌ شرط‌ ديه‌ رضايت‌ دادند و من‌ به‌ 18سال‌ زندان‌ و پرداخت‌ ديه‌ محكوم‌ شدم‌.حالا كسي‌ را ندارم‌ تا مرا از اين‌ مردابي‌ كه‌ در آن‌ فرو رفته‌ام‌، نجات‌ بدهد. من‌ مانده‌ام‌ در اين‌ قفس‌ تنهايي‌ و 8سال‌ ديگر بايد روياهاي‌ جواني‌ام‌ را كه‌ در اينجا به‌ تاراج‌ رفته‌ ببينم‌ و به‌ آينده‌ شوم‌ خود بسپارم‌.

 

مزاياي‌ زن‌ بودن‌ نگاهي‌ به‌ ديدگاه‌هاي‌ فمينيستي‌ امروز در جهان‌

ترجمه‌: بابك‌ هاشمي‌ - اعتماد: دوشنبه 26 مرداد 1383 16 اوت 2004

فمينيسم‌ و هنر فمينيست‌ در اواخر دهه‌ شصت‌ ميلادي‌ به‌ اوج‌ خود رسيد. در اين‌ دوران‌ بيش‌ از هر زمان‌ ديگر،هنرمندان‌ زن‌ تمايل‌ خود را براي‌ متفاوت‌بودن‌ از مردان‌ نشان‌ دادند. آثار زنان‌ هنرمند اين‌ دهه‌ بخصوص‌ در امريكا و انگلستان‌ وآلمان‌ از عمق‌ گرايشات‌ آنها به‌ فمينيسم‌ و طرفداري‌ از حقوق‌ زنان‌ خبر مي‌داد. هرچند تعدد انگيزه‌هاي‌ متفاوت‌ براي‌ گرايش‌ به‌ اين‌ جنبش‌ آنقدر زياد بود كه‌ بلافاصله‌ هنر فمينيست‌ را به‌ شاخه‌هاي‌ متعددي‌ تقسيم‌ كرد )از سال‌ 1970 به‌ بعد تقريبا هر فرهنگي‌ در هر كجاي‌ جهان‌ تعريفي‌ متفاوت‌ براي‌ فمينيست‌ دارد(.

شايد مهمترين‌ جنبه‌ هنر فمينيست‌ و وجه‌ مشترك‌ آن‌ در اكثر فرهنگ‌ها زدودن‌ نقش‌ مردسالاري‌ و پدر سالاري‌ از چهره‌ جامعه‌ و بخصوص‌ هنر است‌ )هر چند كه‌ اين‌ موضوع‌ اصل‌ اوليه‌ و بنيادي‌ در نظر هنرمندان‌ پيشرو اين‌ جنبش‌ به‌ شمار نمي‌ آمده‌أ اما تاريخ‌ هنر فمينيست‌ را نمي‌توان‌ بدون‌ درنظرگرفتن‌ اين‌ موضوع‌ كامل‌ دانست‌(.

بسياري‌ از هنرمندان‌ زن‌ معاصر معتقدند ميراث‌ هنري‌ باقيمانده‌ براي‌ ما از اين‌ جهت‌ اغلب‌ توسط‌ مردان‌ خلق‌ شده‌ است‌ كه‌ بنا به‌ ضرورت‌ جوامع‌ سنتي‌، نقش‌ زنان‌ به‌جز در عرصه‌هاي‌ خانه‌داري‌ و تربيت‌ كودكان‌ ناديده‌ گرفته‌ مي‌شد و طبيعتا آثار هنري‌ خلق‌ شده‌ توسط‌ آنها نيز كه‌ قطعا شمارش‌ بيش‌ از آن‌ چيزي‌ است‌ كه‌ باقيمانده‌ مورد بي‌توجهي‌ قرار مي‌گرفت‌ و ازبين‌ مي‌رفت‌. از ديدگاه‌ فمينيست‌ها هنر تحت‌ سيطره‌ مردان‌ در نهايت‌ به‌ ترويج‌ مردسالاري‌ و تضييع‌ حقوق‌ زنان‌ مي‌انجامد. هرچند كه‌ هنرمندان‌ مرد مقاصد اينچنيني‌ نداشته‌ باشند. بنابراين‌ به‌ موازات‌ تحولاتي‌ كه‌ در جوامع‌ بشري‌ براي‌ يكسان‌سازي‌ ارزش‌ زن‌ و مرد ايجاد مي‌شود در هنر نيز جنبش‌هاي‌ فمينيستي‌ مي‌تواند حقوق‌ ضايع‌ شده‌ زنان‌ هنرمند را به‌ آنها بازگرداند.

در مقابل‌ ديدگاه‌ سنتي‌ و غيرمنصفانه‌ مردان‌ در دور نگه‌داشتن‌ زنها از عرصه‌هاي‌ هنري‌ و گالري‌ها و بي‌توجهي‌ به‌ آثار آنها و حتي‌ جلوگيري‌ از ورود زنها به‌ كالج‌ها و استوديوهاي‌ هنري‌ هنوز هم‌ در برخي‌ نقاط‌ دنيا رواج‌ دارد و حتي‌ دركشورهاي‌ تراز اول‌ جهان‌ نيز آثار زنان‌ به‌ قيمت‌هايي‌ پايين‌تر از قيمت‌ آثار مردان‌ به‌فروش‌ مي‌رسد و منتقدين‌ كمتر به‌ نقد آثار هنرمندان‌ زن‌ مي‌پردازند )هرچند كه‌ طي‌ دو دهه‌ اخير از ميزان‌ اين‌ بي‌توجهي‌ها به‌ مقدار زيادي‌ كاسته‌ شده‌ است‌(.

يكي‌ از جالب‌ترين‌ اقداماتي‌ كه‌ تاكنون‌ جنبش‌هاي‌ فمينيستي‌ براي‌ جلوگيري‌ از روند جاري‌ گالري‌داري‌ و فروش‌ آثار هنري‌ مردان‌ وبرتري‌ بخشيدن‌ به‌ اين‌ آثار كرده‌اند پخش‌ آگهي‌ هاي‌ گروه‌ فمينيستي‌ لف‌گ‌غپ ضف‌ف‌غگ‌ظمپ است‌ كه‌ متشكل‌ از زنان‌ عكاس‌، نويسنده‌، كارگردان‌، نقاش‌ و ... است‌ و طي‌ آن‌ اصول‌ زير تذكر داده‌ شده‌:

مزاياي‌ زن‌بودن‌ در عالم‌ هنر

1 كاركردن‌ بدون‌ فشارهاي‌ رواني‌ كه‌ بر هنرمندان‌ مرد براي‌ به‌ شهرت‌رسيدن‌ وموفقيت‌ وارد مي‌شود.

2 عدم‌ اجبار به‌ برگزاري‌ نمايشگاه‌هاي‌ جمعي‌ با مردان‌.

3 فرار از سبك‌هاي‌ اجباري‌ و حركت‌ در يك‌ مسير مشخص‌.

4 اطمينان‌ به‌ اينكه‌ در صد سال‌ آينده‌ جايگاه‌ زنان‌ آنقدر محكم‌ خواهد شد كه‌ ممكن‌ است‌ آثار به‌جامانده‌ و مورد توجه‌ قرار نگرفته‌ زنان‌ به‌ شاهكارهاي‌ روز بدل‌ شوند.

5 اطمينان‌ به‌ اينكه‌ مردها در هر حال‌ كار هنرمندان‌ زن‌ را فمينيستي‌ خواهند خواند و سبكبالي‌ ناشي‌ از آن‌.

6 عدم‌ اجبار به‌ يافتن‌ شاگرد و آموزش‌ ديگران‌.

7 يافتن‌ ايده‌هاي‌ زنانه‌ و متفاوت‌ درآثار مرداني‌ كه‌ ضد جنبش‌هاي‌ فمينيستي‌ هستند و لذت‌ ناشي‌ از آن‌.

8 داشتن‌ حق‌ انتخاب‌ ميان‌ مادربودن‌ يا هنرمندشدن‌ و برگزيدن‌ يكي‌ يا هردو.

9 عدم‌ اجبار به‌ نشستن‌ در مكان‌هاي‌ هنري‌ و حاضرشدن‌ درمحافل‌ روشنفكري‌ كه‌ از دود سيگار پرشده‌ است‌.

10داشتن‌ زمان‌ بيشتر براي‌ پرداختن‌ به‌ هنر هنگامي‌ كه‌ شوهرها به‌ اميد يافتن‌ زنهاي‌ جوانتر شما را ترك‌ مي‌كنند.

11اتصال‌ به‌ آن‌ بخش‌ از تاريخ‌ هنر كه‌ در دوران‌ سياه‌ مردسالاري‌ مرموز و جست‌وجو نشده‌ باقي‌ مي‌ماند.

12 فراغ‌ بال‌ و آسايش‌ كامل‌ و اطمينان‌ به‌ آنكه‌ هيچ‌ مردي‌ شما را نابغه‌ هنر نخواهد خواند )طبيعتا به‌ واسطه‌ حسودي‌ ذاتي‌ مردها!(.

همه‌ ديدگاه‌هاي‌ فمينيستي‌ طبيعتا به‌ تلخي‌ ديدگاه‌ ذكر شده‌ نيست‌. در بسياري‌ از كشورها زنان‌ هنرمند اساسي‌ترين‌ سوال‌ خود را اينگونه‌ مطرح‌ مي‌كنند: چرا هرگز به‌ زنها اجازه‌ خلق‌ آثار بهتر و بيشتر در طول‌ تاريخ‌ هنر داده‌ نشده‌ است‌؟ آنها خواهان‌ برابري‌ حقوق‌ زنان‌ با مردان‌ هستند و خواستار ورود زنها در تمام‌ كشورها به‌ استوديوها و دانشگاه‌هاي‌ هنري‌ و استفاده‌ برابر از تسهيلات‌ اين‌ مكان‌ها در جهت‌ خلق‌ آثار بهتر. همچنين‌ فمينيست‌ها به‌ ارزش‌گذاري‌ آثار به‌ شيوه‌هاي‌ رايج‌ نيز اعتراض‌ داشته‌ و در پي‌ ايجاد عدالت‌ در نحوه‌ ديد، خريد و پرداخت‌ پول‌ براي‌ آثار هنري‌ كه‌ توسط‌ هر دو جنس‌ خلق‌ مي‌شود هستند.

گروهي‌ ديگر نيز فقط‌ در پي‌ يك‌ ايده‌ اصلي‌ هستند كه‌ آن‌ عدم‌ توجه‌ به‌ جنسيت‌ هنرمند است‌ و معتقدند آثاري‌ كه‌ توسط‌ زنها خلق‌ مي‌شود بايد بلافاصله‌ از همان‌ ديدگاهي‌ كه‌ آثار مردها در طول‌ تاريخ‌ نقد شده‌ و مي‌شود مورد توجه‌ قرار گيرند. به‌ هر حال‌ جنبشي‌ كه‌ تحت‌ عنوان‌ فمينيست‌ آرت‌ در دهه‌ شصت‌ شكل‌گرفت‌ و بنيان‌ آن‌ در امريكا بود با سرعت‌ به‌ تمام‌ نقاط‌ جهان‌ نفوذ كرد و همانطور كه‌ تحولات‌ اجتماعي‌ در امريكا از جمله‌ جنگ‌ ويتنام‌، ترور جان‌ اف‌كندي‌، بهسازي‌ وضعيت‌ كليساهاي‌ كاتوليكي‌ و تغييرات‌ مذهبي‌ در آن‌ كشور موجب‌ اتحاد زنان‌ هنرمندي‌ شد كه‌ خواهان‌ بازپس‌گرفتن‌ حقوق‌ ضايع‌ شده‌ خود در طول‌ تاريخ‌ هنر بودند در كشورهاي‌ ديگر نيز بنابه‌ شرايط‌ اجتماعي‌ خود و تحولات‌ سريع‌ نيمه‌ دوم‌ قرن‌ بيستم‌ جنبش‌ فمينيست‌ها شكل‌ گرفته‌ و رفته‌رفته‌ قدرت‌ يافت‌ تا آنجا كه‌ در بيانيه‌هاي‌ سياسي‌ برخي‌ از كشورها نيز اصولي‌ در راستاي‌ برابر سازي‌ حقوق‌ مردان‌ و زنان‌ در همه‌ عرصه‌ها از جمله‌ هنر مورد تصويب‌ قرار گرفته‌ و مي‌گيرد. هرچند كه‌ فمينيست‌ها در بسياري‌ موارد خود بشدت‌ به‌ جنسيت‌ اهميت‌ داده‌ و خواستار جداسازي‌ و آشكاركردن‌ تفاوت‌هاي‌ جنسي‌ زن‌ و مرد هستند. اما هر زمان‌ كه‌ اين‌ جداسازي‌ها در مواردي‌ به‌جز جنسيت‌

و مسائل‌ مستقيم‌ جنسي‌ بوده‌ است‌ عرصه‌ جديدي‌ را براي‌ بحث‌هاي‌ ريشه‌يي‌ و قوانين‌ جديد فراهم‌ آورده‌ است‌.

هنر فمينيست‌ در پاره‌يي‌ موارد سوال‌هاي‌ پيچيده‌يي‌ را در پيش‌ روي‌ مردم‌ قرار داده‌ است‌ كه‌ از جمله‌اند:

1 كدام‌ ارگان‌ يا سيستمي‌ در ابتدا توانست‌ وقاحت‌ و زشتي‌ سوءاستفاده‌ از زنان‌ در آثار سينمايي‌ و تلويزيوني‌ و بخصوص‌ موارد خاص‌... را ناديده‌ بگيرد؟ آيا اين‌ تضييع‌ حقوق‌ زنان‌ در قرني‌ كه‌ همه‌ دم‌ از برابري‌ جنسيت‌ها مي‌زنند نيست‌؟

2 جايگاه‌ آثار و قبح‌ امروزي‌ بخصوص‌ در عرصه‌هاي‌ ذكر شده‌ كجاي‌ تاريخ‌ هنر است‌ و آيا زنهاي‌ مورد سوءاستفاده‌ قرارگرفته‌ در اين‌ آثار جايي‌ در اين‌ تاريخ‌ دارند؟

3 آيا نگاه‌ مرد به‌ زن‌ با نگاه‌ زن‌ به‌ مرد تفاوت‌ كرده‌ است‌ و اگر جواب‌ مثبت‌ است‌ چگونه‌ و بازده‌ آن‌ چيست‌؟

در نهايت‌ جالب‌ است‌ بدانيد با آنكه‌ بسياري‌ از هنرمندان‌ زن‌ امروز جهان‌ به‌ نقاشي‌ وطراحي‌ از فيگور و اندام‌هاي‌ انساني‌ چه‌ مرد و چه‌ زن‌ توجه‌ نشان‌ مي‌دهند اما عده‌ بسيار اندكي‌ ازآنها ديد وقيح‌ مردها را به‌ انسان‌ امروزي‌ از زاويه‌هاي‌ جنسي‌ تجربه‌ كرده‌اند و بطوركلي‌ زن‌هاي‌ هنرمند و فمينيست‌ خواستار اصلاح‌ وضعيت‌ هنري‌ امروز جهان‌ بويژه‌ در سينما و تلويزيون‌ هستند.

 

زنان در سراسر کشور داوطلب عضويت در هيات منصفه مطبوعات شوند

زنان ايران: يكشنبه 25 مرداد 1383 15 اوت 2004

به زودي ثبت نام از داوطلبان براي حضور در هيات منصفه مطبوعات آغاز خواهد شد.

براساس آيين نامه اجرايي قانون هيات منصفه که در روزنامه رسمي 7 مرداد ماه به چاپ رسيده است، تقاضاهاي عضويت در هيات منصفه از اول تا پانزدهم شهريور هر سال پذيرفته خواهد شد. شرط عضويت در هيات منصفه داشتن حداقل سي سال سن و مدرک تحصيلي ديپلم است و اعضاي هيات منصفه از ميان عموم اصناف، گروههاي مختلف اجتماعي، روحانيون ، اساتيد دانشگاه، دانشجويان، پزشکان ، مهندسان ، کارگران ،کشاورزان، نـويسندگان، روزنامه نگاران ، معلمـان، وکلاي دادگستري ، کارمندان، هنرمندان، پيشه وران و تجار و ساير اقشار جامعه انتخاب خواهند شد. در ضمن هر استان نيز هيات منصفه اي جداگانه خواهد داشت.

به نظر مي رسد ثبت نام زنان براي عضويت در هيات منصفه دادگاههاي مطبوعاتي از اهميت فراوان برخوردار باشد. به همين دليل متن کامل آيين نامه جهت اطلاع بيشتر در ادامه آمده است:

آئين نامه اجرايي قانون هيئت منصفه

 

فصل اول: کليات

ماده 1ـ در اين آيين نامه منظور از واژه هاي قانون قانون هيئت منصفه ـ مصوب1382ـ، هيئت هيئت منصفه، اعضاء اعضاي هيئت منصفه و دادگاه دادگاه کيفري استان است.

ماده 2ـ امور اجرايي تشکيل هيئت هر استان زير نظر رييس قوه قضاييه يا نماينده منصوب رييس قوه قضاييه و باحضور رييس شوراي اسلامي استان و دو نفر از نمايندگان استان به انتخاب مجلس شوراي اسلامي به عنوان ناظر انجام مي شود.

ماده 3ـ انتخابات هيئت در هر استان بايد به نحوي انجام شود که حداقل يک ماه قبل از اتمام دوره هيئت، اعضاء هيئت هر استان معين شده باشند.

فصل دوم: نحوه انتخاب اعضاء هيئت در هر استان

ماده 4ـ به منظور دعوت از متقاضيان عضويت در هيئت در مردادماه سال پاياني دوره هيئت، اعلان و آگهي ثبت نام داوطلبان عضويت در دوره بعدي هيئت از طريق وسايل ارتباط جمعي از جمله روزنامه رسمي، صدا و سيما و حداقل دو روزنامه کثيرالانتشار انجام مي شود و از اول شهريورماه لغايت پانزدهم شهريورماه، تقاضاهاي عضويت پذيرفته مي شود.

تبصره ـ انجام مراحل اجرايي انتخاب اولين هيئت منصفه ظرف پانزده روز پس از ابلاغ اين آيين نامه آغاز و ظرف يک ماه پايان مي يابد.

ماده 5 ـ چنانچه در فاصله نه (9) ماه مانده به پايان دوره هيئت، تعداد اعضاء هيئت با لحاظ اعضاء علي البدل به کمتر از نصف تقليل يابد، انتخابات ميان دوره اي براي تکميل اعضاء هيئت انجام خواهد شد.

ماده 6ـ متقاضيان عضويت در هيئت هر استان ظرف مهلت مقرر در آگهي منتشره توسط قوه قضاييه که متن آن به شرح کاربرگ شماره يک پيوست مي باشد، ثبت نام و مدارک ذيل را تحويل خواهند داد:

الف ـ کاربرگ تکميل و امضاء شده ثبت نام (مطابق پيوست شماره 2).

ب ـ تصوير کليه صفحات شناسنامه (دو فقره).

ج ـ تصوير آخرين مدرک تحصيلي يا گواهي صادره از حوزه علميه درخصوص روحانيون.

تبصره ـ براي تحقق بند (5) ماده (4) قانون، استعلام از سوابق متقاضيان از دادگستري انجام و چنانچه دادگستري ظرف يک ماه از تاريخ استعلام اعلام نظر نکند، به منزله عدم سوء پيشينه خواهد بود.

ماده 7ـ شرايط متقاضيان عضويت در هيئت توسط رييس قوه قضاييه يا نماينده وي و با حضور رييس شوراي اسلامي استان و دو نفر از نمايندگان آن استان به انتخاب مجلس با شرايط مندرج در ماده (4) قانون و (6) اين آيين نامه تطبيق داده شده و مراتب پذيرش اعلام و درصورت عدم تطبيق مراتب به ذي نفع ابلاغ خواهد شد.

ماده 8 ـ متقاضيان پذيرفته نشده پس از ابلاغ نتيجه حق دارند ظرف پنج روز اعتراض خود را به نماينده رييس قوه قضاييه در استان تسليم کنند. اعتراضات وارده در جلسه موضوع ماده (3) قانون بررسي و درصورت نرسيدن پاسخ ظرف پنج روز متقاضي مي تواند به ديوان عدالت اداري شکايت کند. رسيدگي به اينگونه شکايت ها در ديوان عدالت اداري، خارج از نوبت خواهد بود.

ماده 9ـ پس از تهيه فهرست متقاضيان واجد شرايط مقرر در ماده (4) قانون، براي تعيين اعضاء هيئت مراتب از طريق رسانه هاي جمعي آگهي و در يکي از سالنهاي عمومي شهر، جلسه قرعه کشي تشکيل خواهد شد. پس از انتخاب کليه اعضاء، قرعه کشي براي تعيين اعضاي اصلي و علي البدل مجددا انجام خواهد شد.

ماده 10ـ تعداد اعضاء اصلي و علي البدل هيئت هر استان مطابق ماده (5) قانون بر اساس جمعيت هر استان طبق آخرين سرشماري مرکز آمار ايران، تعيين مي گردد. تعداد اعضاء هيئت استان تهران پانصدنفر است که دوسوم (3/2) آن اعضاء اصلي و يک سوم (3/1) آن اعضاي علي البدل مي باشند.

ماده 11ـ تعداد متقاضيان عضويت در هيئت در مرحله اول قرعه کشي بايد ده درصد (10%) بيشتر از نصاب لازم (جمع اعضاي اصلي و علي البدل) باشد و چنانچه تعداد متقاضيان در مرحله اول به نصاب لازم نرسد در مرحله دوم چنانچه تعداد متقاضيان برابر تعداد اعضاي اصلي هيئت باشد بدون قرعه کشي متقاضيان مزبور، اعضاء هيئت منصفه به حساب خواهند آمد.

ماده 12ـ قرعه کشي به نحوي انجام مي شود که حتي المقدور سهم هريک از اقشار در هيئت مساوي باشد.

ماده 13ـ حضور حداقل دو نفر از ناظرين موضوع ماده (3) قانون در مراسم قرعه کشي الزامي است. درصورت عدم حضور، مراتب به دستگاه متبوع ناظر براي اقدام مقتضي اعلام خواهد شد.

ماده 14ـ صورتجلسه نتيجه قرعه کشي و اسامي اعضاء هيئت پس از مشخص شدن اعضاء اصلي و علي البدل از طريق رسانه هاي مذکور در ماده (4) اين آيين نامه طبق کاربرگ شماره (3) به اطلاع عموم مي رسد.

فصل سوم: تشکيل هيئت و استقرار آن

ماده 15ـ پس از انتخاب اعضاء هيئت، اولين جلسه هيئت در هر استان بنا به دعوت نماينده رييس قوه قضاييه و باحضور رييس شوراي اسلامي استان و دو نفر از نمايندگان استان در مجلس شوراي اسلامي و با حضور دوسوم (3/2) اعضاي هيئت، رسميت يافته و تصميمات آن با اکثريت مطلق آراء اعضاء حاضر هيئت معتبر است.

ماده 16ـ هيئت هر استان در اولين جلسه خود يکي از اعضاء خود را براي مدت دو سال به عنوان دبير انتخاب مي کند.

ماده 17ـ دبير هيئت، رييس دبيرخانه هيئت است و مسئوليت کليه امور اداري و مالي هيئت را برعهده دارد.

ماده 18ـ دبير هيئت درخصوص اموال هيئت امين محسوب و درصورت تعدي و تفريط مسئول خسارات وارده به هيئت مي باشد.

ماده 19ـ کليه مکاتبات رسمي، دعوتنامه ها و اسناد و اوراق مالي با امضاء دبير و مهر هيئت معتبر است.

ماده20ـ کمکهاي اهدايي به هيئت تحويل دبيرخانه هيئت خواهد شد و براساس دستور و حواله دبير هزينه خواهد شد. قبل از انتخاب دبير هيئت، موقتا کمکهاي اهدايي در اختيار نماينده رييس قوه قضاييه قرار خواهد گرفت که پس از انتخاب دبير تحويل وي مي شود.

ماده 21ـ تا تهيه مکان مناسب براي هيئت، استانداري محل مناسبي را در اختيار دبيرخانه هيئت هر استان قرار خواهد داد.

ماده 22ـ اعضاء هيئت در اولين جلسه و پس از رسميت آن مراسم تحليف را به جاي مي آورند. براي اجراي مراسم سوگند، کليه اعضاء قيام و عبارات سوگند را که توسط يکي از اعضاء با صداي بلند قرائت مي شود تکرار مي کنند. در پايان نسخه اي از سوگندنامه به امضاء هريک از اعضاء مي رسد و دردبيرخانه هيئت نگهداري مي شود.

اعضايي که در جلسه اول حضور ندارند در اولين فرصت ممکن مراسم فوق را درحضور دبير هيئت به جاي مي آورند.

متن سوگند به شرح ذيل است:

اکنون که اينجانب به عضويت هيئت منصفه انتخاب شده ام در برابر قرآن مجيد به خداوند قادر متعادل سوگند ياد کرده و با تکيه بر شرف انساني خويش تعهد مي کنم که در انجام وظايف در هيئت منصفه جانب عدالت و انصاف را نگاه دارم و بدون درنظر گرفتن گرايش هاي شخصي و گروهي و با رعايت صداقت و تقوي امانتي را که از طرف عموم به من اعطاء شده را محترم شمارم و خداوند را در همه حال ناظر و شاهد اعمال خود بدانم و در اجراي اين وظيفه خطير در احقاق حق و ابطال باطل بکوشم.

فصل چهارم: نحوه حضور هيئت در دادگاه و چگونگي اتخاذ تصميم در آن

ماده 23ـ تعداد اعضاء هيئت هر محاکمه در تهران بيست و يک نفر و در ساير مراکز استانها چهارده نفر است که بر اساس قرعه کشي از ميان اعضاء هيئت هر استان انتخاب مي شوند.

ماده 24ـ رييس دادگاه مربوط موظف است پانزده روز قبل از تشکيل جلسه دادگاه مراتب را براي تعيين اعضاء هيئت به دبير هيئت هر استان ابلاغ کند. دبير هيئت موظف است در موعد مقرر توسط قاضي، اعضاء هيئت را معرفي کند به نحوي که ده روز قبل از برگزاري جلسه دادگاه اعضاء هيئت مشخص شده باشند، در موارد فوري رعايت اين موعد لازم نيست.

ماده 25ـ دبير هيئت هر استان با دعوت از نمايندگان دادگستري و شوراي شهر مرکز استان و وکيل يا نماينده متهم و شاکي، قرعه کشي براي انتخاب اعضاء هيئت دادگاه را انجام مي دهد.

تبصره ـ حضور نمايندگان دادگستري و شوراي شهر در مراسم قرعه کشي الزامي است و مراتب عدم حضور اين افراد براي اقدام مقتضي به دستگاه ذيربط اعلام مي گردد.

ماده 26ـ قرعه کشي به نحوي انجام مي شود که ترکيب هيئت هر دادگاه متنوع باشند و باحضور اقشار مختلف تشکيل شود و از هر صنف نبايد بيش از دو نفر عضويت داشته باشد.

ماده 27ـ نصاب رسميت جلسه هيئت در دادگاههاي تهران يازده(11) نفر و در استانها نه (9) نفر است و تصميمات هيئت با اکثريت مطلق آراء اعضاء حاضر معتبر است.

ماده 28ـ اعضاء هيئت در هر محاکمه ثابت بوده و موظف هستند تا پايان جلسات دادگاهها حضور داشته باشند.

ماده29ـ اعضاء هيئت موظف به حضور در جلسات دادگاه هستند. غيبت اعضاء جز در موارد مقرر در ماده (116) قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور کيفري ـ مصوب 1378ـ غيرموجه تلقي و چهار جلسه غيبت متوالي يا شش جلسه متناوب با حکم دادگاه مربوط منجر به دو سال محروميت از عضويت در هيئت مي شود.

ماده 30ـ در موارد موجه، عضو هيئت موظف است دو روز قبل از تشکيل جلسه دادگاه مراتب معذوريت خود از حضور در دادگاه را به طور کتبي و مستدل به استحضار دادگاه برساند. در مواردي که سبب عذر در اين دو روز اتفاق بيفتد در اولين فرصت ممکن بايد مراتب به اطلاع دادگاه رسانده شود. در غيراين صورت عذر وي غيرموجه محسوب مي شود.

ماده31ـ باتوجه به ماده (11) قانون و ماده (46) قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور کيفري ـ مصوب1378ـ اعضاء هيئت در موارد زير بايد از عضويت در هيئت دادگاه امتناع کنند و طرفين پرونده هم مي توانند آنان را رد کنند:

الف ـ وجود قرابت نسبي يا سببي تا درجه سوم از هر طبقه بين عضو هيئت با يکي از طرفين دعوا يا اشخاصي که به نحوي در امر جزايي دخالت دارند.

ب ـ عضو هيئت قيم يا مخدوم يکي از طرفين باشد يا يکي از طرفين مباشر يا متکفل امور عضو هيئت يا همسر وي باشد.

ج ـ عضو هيئت يا همسر يا فرزندان وي وارث يکي از اشخاصي باشد که در امر جزايي دخالت دارند.

د ـ عضو هيئت در همان پرونده جزايي قبلا اظهارنظر ماهوي کرده يا شاهد يکي از طرفين باشد.

هـ ـ بـيـن عضـو هيئـت يـا همسـر يـا فـرزنـدان وي و يکـي ازطـرفيـن دعـوي حقوقي وجزايي مطرح باشد يا در سابق مطرح بوده و از تاريخ صدور حکم قطعي دو سال نگذشته باشد.

و ـ عضو هيئت يا همسر و فرزندان وي نفع شخصي در موضوع مطروحه داشته باشند.

ماده 32ـ سوالات اعضاء هيئت در دادگاه براي طرح به رييس دادگاه تسليم مي شود.

ماده33ـ بلافاصله پس از اعلام ختم دادرسي توسط رييس دادگاه، اعضاء هيئت به صورت محرمانه و منحصرا با حضور اعضاي هيئت وارد شور شده و درخصوص بزهکاري يا عدم بزهکاري و استحقاق تخفيف يا عدم استحقاق تخفيف در مجازات متهم اتخاذ تصميم نموده و نظر کتبي خود را به رييس دادگاه تسليم مي نمايند. صورتجلسه اتخاذ تصميم هيئت هر دادگاه به امضاء حاضرين اعم از موافق و مخالف مي رسد.

تبصره ـ درصورت تشخيص هيئت دعوت از قاضي دادگاه جهت مشورت بلامانع است.

ماده 34ـ در مواردي که عضو هيئت منصفه دادگاه کارمند دولت باشد حضور او در ساعات اداري در جلسات دادگاه در حکم حضور در محل کار تلقي مي گردد.

معاون اول رئيس جمهور ـ محمدرضا عارف

کار برگ شماره يک

آگهي دعوت براي عضويت در هيات منصفه مطبوعات

در اجراي ماده 2 قانون هيات منصفه مطبوعات و ماده ........... آيين نامه ............. بدينوسيله از عموم اصناف ـ گروههاي مختلف اجتماعي، روحانيون ـ اساتيد دانشگاه ـ دانشجويان ـ پزشکان ـ مهندسان ـ کارگران ـ کشاورزان ـ نـويسندگان، روزنامه نگاران ـ معلمـان ـ وکلاي دادگستري ـ کارمندان ـ هنرمندان ـ پيشه وران و تجار و ساير اقشار جامعه که داوطلب حضور در هيات منصفه مطبوعات و داراي شرايط زير مي باشند دعوت مي شود که از تاريخ ................ الي ..................... با تحويل مدارک خود به پست محل ثبت نام به عمل آورند.

الف: شرايط ثبت نام کنندگان:

1 ـ تابعيت جمهوري اسلامي ايران.

2 ـ مسلمان بودن.

3 ـ التزام عملي به قانون اساسي.

4 ـ حداقل سي سال سن.

5 ـ داشتن حداقل مدارک ديپلم متوسطه يا معادل آن در علوم حوزوي.

ب: تعداد اعضاء هيات منصفه استان ............ نفر خواهد بود.

ج: انتخاب هيات منصفه از طريق قرعه کشي و در تاريخ .............. انجام خواهد شد.

د: مدارک داوطلبان عضويت توسط نماينده قوه قضائيه و با حضور رئيس شوراي استان و دو نفر از نمايندگان مجلس تطبيق داده خواهد شد و فهرست واجدين شرايط به زودي در رسانه ها آگهي خواهد گرديد.