زنان - سه شنبه 20 مرداد 1383 10 اوت 2004

 

 

 

زنان مدل های موضوعی آثار هنری بوده اند

دوشنبه 19 مرداد 1383 9 اوت 2004

آيدين آغداشلو سخنران اولين روز همايش زن و هنرهای تجسمی ، با انتقاد از استفاده ابزاری از زنان گفت : در تاريخ هنرهای تجسمی از زنان به عنوان مدل هايی برای نقاشی استفاده می شد و به آنان اجازه فعاليت خلاقه داده نمی شد .

به گزارش خبرنگار تجسمی "مهر" ،همايش سه روزه زن و هنرهای تجسمی به عنوان بخش جنبی نمايشگاه پيشگامان هنر نوگرای ايران : بهجت صدر و منصوره حسينی ، عصر روز گذشته در موزه هنرهای معاصر تهران افتتاح شد . در اولين روز اين همايش پس از نمايش فيلم مستند بهجت صدر ، جواد مجابی ، بهنام کامرانی و آيدين آغداشلو سخنرانی کردند .

فيلم مستند بهجت صدر توسط فريبا فراهانی کارگردانی شده و با تدوين بهمن کيارستمی در سينما تک موزه هنرهای معاصر تهران نمايش داده شد که با استقبال گسترده هنر دوستان حاضر در اين همايش  روبرو شد. در اين فيلم بهجت صدر با استفاده از کاردک و رنگ روغن بر روی يک تخته شيشه ای نقاشی می کرد و دوربين کليه حرکات دست و کاردک وی را از پشت اين شيشه ضبط کرده و به اين ترتيب شيوه و روش کار وی برای مخاطبان آشکار شد .

بداهه پردازی و تلاش مستمر برای خلق يک اثر هنری نکته بسيار قابل توجه ای  است که در شيوه کارکردن بهجت صدر مشهود بود . وی برای خلق يک اثر نقاشی در اين فيلم مستند ، بارها و بارها تصوير نقاشی شده را در هم ريخت و دوباره به رنگ آميزی و نقاشی مشغول شد .

جواد مجابی در سخنرانی خود با اشاره به عدم وجود جريانهای فرهنگی هنری قوی در کشور به قدرت توانايی و نبوغ انفرادی هنری بهجت صدر اشاره کرد و وی را يک نقاش انقلابی دانست .

بهنام کامرانی نيزدراين همايش ، با نشان دادن اسلايدهايی از آثار هنرمندان مختلف جهان  به بررسی و نمايش رفتار و نحوه کار هنرمندان زن درکشور های حاشيه ای پرداخت .

آيدين آغداشلو آخرين سخنران اين همايش در روز نخست آن بود که ضمن تاکيد بر اين نکته که قصد بررسی و بيان مطالبی پيرامون فيمنيسم ندارد به ذکر اين موضوع پرداخت که حتی در پيشينه تاريخی هنر ايران نيز زنان در طول تاريخ در حاشيه هنر نگهداری شدند و هيچگاه به آنها اجازه داده نشد تا  به عنوان يک خالق عرض اندام کنند . در واقع زنان در هنر نقاشی جهان همواره مدل هايی بوده اند که از آنان به عنوان موضوع اثر هنری استفاده می شد . تنها در دوره مدرنيسم بود که به تدريج شخصيت هنرمندان زن به رسميت شناخته شد .

برنامه های اين همايش امروز وفردا نيز ادامه دارد .

 

 

سرگذشت‌ دختري‌ با دستبند فولادي‌

اعتماد - سه شنبه 20 مرداد 1383 10 اوت 2004

شبنم‌ دختري‌ شانزده‌ ساله‌ است‌ كه‌ در فرار از جهنم‌ خانگي‌، همه‌ نوجواني‌اش‌، چون‌ قاصدكي‌ در بحر بادهاي‌ هرزه‌ و مسموم‌ به‌ تاراج‌ رفته‌ است‌، دختري‌ است‌ فريب‌خورده‌ و رها شده‌ كه‌ صبح‌ ديروز با دستبندي‌ بر مچ‌ دست‌هاي‌ نحيفش‌، همراه‌ دو زن‌ نگهبان‌ وارد دادگاه‌ ويژه‌ اطفال‌ بزهكار در كرج‌ شد و در برابر قاضي‌ نشست‌. مرتب‌ گريه‌ مي‌كرد و چادر گلدارش‌ را بر روي‌ دستبند فولادي‌ دست‌هايش‌ مي‌انداخت‌ تا كسي‌ متوجه‌ آن‌ نشود.

دخترجان‌ خودت‌ را معرفي‌كن‌ و از وضعيت‌ زندگي‌ات‌ بگو.

در ميان‌ هق‌هق‌ گريه‌هايش‌، بريده‌بريده‌ گفت‌: شبنم‌ هستم‌ و 16 سال‌ دارم‌. دختري‌ شش‌ ساله‌ بودم‌ كه‌ پدر و مادرم‌ از هم‌ طلاق‌ گرفتند و بدبختي‌هايم‌ از همان‌ زمان‌ شروع‌ شد. مادرم‌ زن‌ ناسازگاري‌ بود و اصلا علاقه‌يي‌ به‌ پدرم‌ نداشت‌. بخاطر بيماري‌اش‌ به‌ توصيه‌ دوستانش‌ به‌ ترياك‌ پناه‌ برد تا دردش‌ را تسكين‌ بدهد. وقتي‌ در مرداب‌ اعتياد فرو رفت‌، هرچه‌ به‌ دست‌ مي‌آورد خرج‌ اعتيادش‌ مي‌كرد و حتي‌ وسايل‌ خانه‌ را مي‌فروخت‌ تا مواد بخرد. اين‌ زن‌ نامهربان‌ پس‌ از جدايي‌ از پدرم‌، مرا تنها گذاشت‌ و رفت‌. بعد هم‌ با مردي‌ ازدواج‌ كرد كه‌ ديگر او را نديدم‌. بعد از رفتنش‌، اخلاق‌ پدرم‌ بدتر شد و هر روز به‌ بهانه‌يي‌ كتكم‌ مي‌زد. چهارده‌ سال‌ بيشتر نداشتم‌ كه‌ با پسري‌ به‌ نام‌ سعيد آشنا شدم‌ و تصميم‌ به‌ ازدواج‌ گرفتيم‌. سعيد چندبار به‌ خواستگاري‌ام‌ آمد ولي‌ پدرم‌ او را با بداخلاقي‌ و ناسزا بيرون‌ كرد. سعيد هم‌ با چنين‌ رفتاري‌ قيد ازدواج‌ با من‌ را زد و براي‌ هميشه‌ از محل‌ ما رفت‌. چند ماه‌ بعد هم‌ فهميدم‌ كه‌ با دختري‌ ازدواج‌ كرده‌ است‌.شرايط‌ بدي‌ داشتم‌. پدرم‌ به‌ بهانه‌هاي‌ مختلف‌ كتكم‌ مي‌زد و رفت‌وآمدهايم‌ را بشدت‌ كنترل‌ مي‌كرد. براي‌ نجات‌ از دست‌ پدر، پنج‌ماه‌ پيش‌ تصميم‌ گرفتم‌ از خانه‌ فرار كنم‌ و ديگر بر نگردم‌.

آن‌ روز مقداري‌ پول‌ برداشتم‌ و به‌ دنبال‌ سرنوشتي‌ نامعلوم‌ رفتم‌. پس‌ از پرسه‌ زدن‌ در كوچه‌ و خيابان‌ سوار قطار مترو شدم‌ و از تهران‌ به‌ كرج‌ آمدم‌. در اين‌ سرگشتگي‌ با پسري‌ به‌ نام‌ وحيد آشنا شدم‌ تا شب‌ با هم‌ در خيابان‌ها گشت‌ زديم‌ و وقتي‌ فهميد از خانه‌ فرار كرده‌ام‌ ، گفت‌: چند روزي‌ است‌ خانواده‌ام‌، به‌ مسافرت‌ رفته‌اند و تا آخر هفته‌ بر نمي‌گردند. اگر مايل‌ باشي‌ مي‌تواني‌ اين‌ چند روزه‌ در خانه‌ ما بماني‌ تا جاي‌ مناسبي‌ پيدا كني‌. من‌ هم‌ از ناچاري‌ به‌ اين‌ پسر اعتماد كردم‌ و به‌ منزل‌شان‌ رفتم‌. همان‌ شب‌ اول‌، وحيد به‌ من‌ تعرض‌ كرد و ديگر اميد به‌ بازگشت‌ به‌ خانه‌ پدري‌ را از دست‌ دادم‌. وحيد قول‌ داد مرا به‌ عقد خودش‌ در بياورد اما پس‌ از يك‌ هفته‌ به‌ من‌ گفت‌: پدر و مادرم‌ دو روز ديگر از سفر بر مي‌گردند. بهتر است‌ تو با پسرخاله‌ام‌ به‌ تهران‌ بروي‌. چند روز ديگر خودم‌ به‌ دنبالت‌ مي‌آيم‌. من‌ هم‌ قبول‌ كردم‌ و شبانه‌ با پسرخاله‌ وحيد روانه‌ تهران‌ شديم‌. در ميانه‌ راه‌ اين‌ پسرخاله‌ ناجوانمرد قصد تعرض‌ به‌ من‌ را داشت‌ كه‌ از چنگش‌ فرار كردم‌. دوباره‌ به‌ كرج‌ برگشتم‌ و در داخل‌ پارك‌ پنهان‌ شدم‌ تا صبح‌ به‌ ديدن‌ وحيد بروم‌ كه‌ پليس‌ دستگيرم‌ كرد.

چندروزي‌ در بازداشت‌ بودم‌ تا اينكه‌ پدرم‌ به‌ سراغم‌ آمد و بعد از دادن‌ تعهد مرا به‌ خانه‌ برد. آزار و شكنجه‌هاي‌ پدرم‌ از نو شروع‌ شد و به‌ زور مي‌خواست‌ مرا به‌ عقد پسري‌ در آورد اما من‌ دوباره‌ از خانه‌ فرار كردم‌ و به‌ كرج‌ آمدم‌ و در خيابان‌ها سرگردان‌ شدم‌. در اين‌ پرسه‌زدن‌ها، راننده‌ يك‌ اتومبيل‌ پژو كه‌ پسرجواني‌ بود جلوي‌ پايم‌ ترمز كرد و از من‌ خواست‌ تا سوار شوم‌. اول‌ قبول‌ نكردم‌ ولي‌ ديگر جايي‌ نداشتم‌ كه‌ پناه‌ ببرم‌. سوار اتومبيلش‌ شدم‌ و راه‌ افتاديم‌ تا اينكه‌ در خياباني‌ پليس‌ به‌ ما شك‌ كرد و دستگير شديم‌. شبنم‌ وقتي‌ فهميد قاضي‌ تصميم‌ دارد او را به‌ خانه‌ پدرش‌ برگرداند با گريه‌ و زاري‌ گفت‌: جناب‌ قاضي‌ خواهش‌ مي‌كنم‌ مرا پيش‌ پدرم‌ نفرستيد چون‌ باز فرار مي‌كنم‌. التماس‌ مي‌كنم‌ من‌ را به‌ بهزيستي‌ بفرستيد. قاضي‌ شعبه‌ 122ويژه‌ اطفال‌ اين‌ دختر نوجوان‌ را روانه‌ بهزيستي‌ كرد تا درباره‌ او تصميم‌ بگيرد.

 

طومار مساجد تهران در اعتراض به بدحجابی، برهنگی و فساد در اماکن و معابر

جمهوری اسلامی- يكشنبه 18 مرداد 1383 8 اوت 2004

بخش خبري : ده ها مسجد تهران با امضا طوماري ضمن هشدار به متوليان و مسئولان فرهنگي جامعه به خاطر بي توجهي به پديده شوم بدحجابي , برهنگي و فساد در اماكن و معابر عمومي , آمادگي مساجد تهران براي آغاز نهضت مبارزه با مفاسد اجتماعي را اعلام كردند.

 

در اين طومار كه به امضاي بيش از 60 مسجد تهران رسيده , آمده است . پديده شوم بدحجابي و برهنگي و فساد در اماكن و معابر عمومي در سالهاي اخير به يك معضل بزرگ اجتماعي تبديل شده و امنيت اخلاقي و رواني ام القراي اسلام را مخدوش نموده است و اگر اقدامي عاجل و شايسته صورت نپذيرد به ترك يكي از ضروريات اسلام منجر خواهد شد. به خصوص كه بي توجهي نسبت به ترويج فرهنگ و معارف اسلام و بي تفاوتي نسبت به اين موضوع در سازمانهاي فرهنگي و نهادهاي مسئول كشور موجب توسعه روزافزون اين معضل شده است .

امضا كنندگان اين طومار با اشاره به مفاد اصل هشتم , بند اول اصل سوم , اصول 20 , 21 , 40 و 10 قانون اساسي و تبصره ماده 638 قانون مجازات اسلامي از نمايندگان مجلس , هيات دولت , قوه قضاييه , مجلس خبرگان رهبري , سازمان صدا و سيما , سازمان تبليغات اسلامي , شوراي شهر و شهرداري تهران , نيروي انتظامي و ديگر دستگاههاي مسئول , خواستار تشكيل يك جبهه فرهنگي متحد و همه جانبه و مردمي جهت مبارزه با اين معضل و تحقق فريضه الهي امر به معروف و نهي از منكر و انجام وظايف مربوطه شده اند.

در اين طومار ابراز اميدواري شده است كه مراجع عظام تقليد , حوزه هاي علميه , ائمه جماعات با رهبري خود اين حركت مردمي را سازماندهي و هدايت كنند.

 

نويسندگان طومار از نمايندگان خود و همچنين همه نمايندگان ملت در مجلس هفتم خواسته اند هرچه زودتر به وظيفه خود در راستاي نهادينه و اجرائي كردن اصل هشتم قانون اساسي مبني بر همگاني كردن امر به معروف و نهي از منكر اقدام نمايند و مطالبات ملت را از نهادهاي ذكر شده در ذيل مصرانه خواستار شوند.

در اين طومار آمده است : از نيروي انتظامي خواستار حضور در اماكن عمومي جهت برخورد با بدحجابي و سائر مفاسد مي باشيم , چرا كه اين نيرو جهت اجراي خاص امر به معروف و نهي از منكر تشكيل شده و به نظر مي رسد مسئول مستقيم مبارزه با اين مفاسد اجتماعي است لذا نيروي انتظامي به راحتي مي تواند همچون ديگر امور از عهده اين وظيفه نيز موفق بيرون آيد و فضا را جهت امر و نهي عمومي فراهم سازد.

در اين طومار خاطرنشان شده است : از صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران خواستار رفع هرگونه مظاهر بدحجابي و عدم عفت بيان و رفتار در برنامه هاي توليدي بوده و بلكه خواستار معرفي جايگاه حجاب در اسلام و ترويج صحيح فرهنگ اسلامي مي باشيم .

ائمه جماعات , روحانيون , نمازگزاران و هياتهاي امناي مساجد تهران از رئيس جمهور و هيئت دولت بويژه وزارت ارشاد و آموزش و پرورش , همچنين شوراي شهر و شهرداري تهران و سازمان تبليغات اسلامي خواستار ترويج فضاي فرهنگ اسلامي و مبارزه با مفاسد در سطح جامعه و خود سازمان هاي مربوطه شده اند.

 

 

يك سوم معلولان مشهد زن هستند

دوشنبه 19 مرداد 1383 9 اوت 2004

خبرگزاري فارس:رئيس هيات مديره جامعه معلولان مشهد گفت: براساس داده هاي آماري يك سوم معلولان عضو اين جامعه را زنان تشكيل مي‌دهد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي شهرداري مشهد محمد تقي عباسعلي پور در جمع زنان معلول شهرداري مشهد افزود: بيكاري، ازدواج و نبود مسكن مهمترين دغدغه زنان معلول مي‌باشد.

وي گفت: به عنوان مثال زنان معلول براي ازدواج با مشكل رو به رو هستند و تعصبات خانوادگي مانع بزرگي بر سر راه ازدواج اين افراد مي‌باشد.

وي افزود: در جامعه ما پسران سالم كمتر به ازدواج با دختران معلول تن مي‌دهند اين در حاليست كه دختران سالم حاضر به ازدواج با پسران معلول هستند و موارد متعددي را ازاين ازدواج‌ها شاهد بوديم.

وي ادامه داد:بررسي‌ها نشان داده كه بسياري از دختران معلول كه با پسران سالم ازدواج كرده اند زندگي مناسبي دارند.

وي گفت: در زمان حاضر دو هزار و 500 نفر معلول عضو فعال جامعه معلولان مشهد هستند كه كمتر از ده درصد متاهل مي‌باشند.

رئيس هيات مديره جامعه معلولان مشهد از عدم مناسب سازي ساختمانهاي اداري مشهد انتقاد كرد و افزود: جايگاههاي عبور معلولان بايد داراي شيب پنج درصد باشد كه در زمان حاضرايم شيب بيش از سي درصد مي‌باشد.

 

 

ميزگرد جنبش زنان و عمل اجتماعي از جشنواره فرهنگي سياسي پلي تكنيك

جلوه جواهري - تريبون فمينيستي ايران: يكشنبه 18 مرداد 1383 8 اوت 2004

روز سه شنبه از سومين هفته فستيوال فرهنگي پلي تكنيك با نام هفته زنان، ميزگردي با عنوان زنان و عمل اجتماعي برگزار شد. انجمن اسلامي پلي تكنيك برگزار كننده اين فستيوال مي باشد. و البته جاي خوشحالي است كه چرخشي را در جهت توجه به مسائل زنان داشته اند كه گويا اضافه شدن دختراني به اين انجمن بي ربط به ماجرا نمي باشد. به هر حال اين ميز گرد كه قرار بود با حضور نوشين احمدي خراساني، فاطمه حقيقت جو، زيبا جلالي، فريبا داودي مهاجر و در برخي پوسترها مريم خراساني برگزار شود تنها با حضور زيبا جلالي و فريبا داودي آغاز شد. و جالب اينجاست كه گويا از نوشين احمدي خراساني نيز كه نامش در ليست سخنرانان بود هيچ‏گونه دعوتي به عمل نيامده بود. شايد اين راه جديدي شده تا مخاطبانمان را افزايش دهيم و زياد هم مهم نباشد كه افراد در اين گرماي تابستان و با مشغله هاي فراوان براي شنيدن صحبت هاي اشخاص معيني بيايند و جاي آنها را خالي ببينند. جمعيتي كه در اين چند روز سخنراني و ميز گرد مشاهده شد بسيار كم بود كه در آخرين ميز گرد به 20 نفر هم نمي رسيد. شايد بتوان گرماي هوا، تعطيلي دانشگاه و البته سردي جو موجود سياسي و اجتماعي را از دلايل كم توجهي به اين مسئله دانست.

 

ميزگرد با مقدمه اي از يكي از اعضاي انجمن اسلامي آغاز شد. وي در اين مقدمه يادآور شد كه پويش زنان در ايران به استناد پيش بيني صاحب نظران يكي از چالش هاي مهم در آينده نه چندان دور جامعه ما خواهد بود و در اين ميان بازانديشي و تعريف مفاهيم كليدي از آن جهت ضروري است كه خطر ضعف هاي جنبش زنان را در آينده رفع خواهد كرد. او در ادامه افزود در كنار آن بررسي و تحليل مسائل زنان هم‏چون مشاركت و عمل اجتماعي و آسيب شناسي جنبش زنان و ... با ديدگاهي برابر و مبتني بر انديشه هاي فمينيستي به اصلاح و پيشرفت اين جنبش ياري خواهد رساند.

 

سپس زيبا جلالي در مورد فمينيسم و عمل اجتماعي به سخنراني پرداخت. به اعتقاد او اين فرض متعارف در امر اجتماعي هميشه وجود داشته كه چنانچه شهروندان امكان انتخاب نمايندگان خود را داشته باشند، در پي آن از يك جامعه دموكراتيك برخوردار خواهند بود، يعني جامعه اي كه در آن آرمان عدالتخواهي بر اساس مفاهيم برابري و حقوق بنيادين، از اصول پيش برنده آن خواهد بود. وي افزود اين درحالي است كه واقعيت هاي جهان امروز خلاف اين فرضيه ها را آشكار مي كند. روشن است كه براي شكل گيري يك جامعه دموكراتيك، بايد در بطن نظام سياسي، امر پاسخگويي به مردم از سوي كساني كه در قدرت هستند ايجاد شود. زيبا جلالي افزود: از سوي ديگر مفهوم مشاركت سياسي مردم صرفا از مشاركت در انتخابات فراتر رفته است و اكنون شهروندان، نقش گسترده تري از شركت در انتخابات و يا حتي شركت در تظاهرات دارند. هرچند حضور در انتخابات، تظاهرات يا تحصن جايگاه خود را دارد، اما ساختن جامعه اي عادلانه و دموكراتيك نيازمند به مشاركت پوياتر يعني بيان مطالبات و خواست تغيير از سوي شهروندان است. مشاركت در عرصه عمومي الزاما به معني تشكيل و يا پيوستن به حزب يا انجمن هاي مختلف نيست. او اضافه كرد: اشكال مختلفي از مشاركت فردي را مي توان برشمرد كه جوهره مشترك آن را ميتوان رساندن صداهاي مختلف از طرق گوناگون دانست، شكل هاي مختلفي مانند نامه نگاري به نمايندگان، نوشتن مقاله، جمع كردن امضا و طومار و ... .

 

زيبا جلالي براي ارائه تعريفي تئوريك از عمل اجتماعي از ماكس وبر مثالي آورد. ماكس وبر جامعه شناسي را دانشي فراگير و جامع از عمل اجتماعي مي داند. و تمركز اوليه آن بر معناي دروني و ذهني است كه مردم براي اعمالشان در تعامل با يكديگر و در متن معين اجتماعي دارند. نظريه جامعه شناسي ماكس وبر با انگيزه هاي فردي براي عمل اجتماعي آغاز مي شود. در سطح خرد در جامعه مدرن رفتار اجتماعي مبتني بر استفاده كارآمد از ابزارها براي رسيدن به اهداف از مهم‏ترين رفتار اجتماعي است و بر رفتارهاي ديگر ارجحيت دارد. براي درك دقيق و درست از عمل اجتماعي بايد تحليلي از معناي دروني عمل اجتماعي ارائه دهيم. اين تحليل معمولا با روش شناخت تجربي ميسر است؛ يعني بايد بتوان پرسش آنچه كه هست را جايگزين پرسش ارزشي آنچه كه بايد باشد، كرد. در نتيجه اگر ما روش آنچه كه هست را به كار ببريم درواقع وقايع تجربي را مد نظر قرار مي دهيم كه آن وقايع تجربي همان عمل اجتماعي را در برمي گيرد. ولي به معناي انگيزه هاي دروني عمل اجتماعي نيست. مي توان گفت عمل اجتماعي صرفا يك واكنش مكانيكي نيست. عمل اجتماعي پويايي عقايد و منافعي است كه در واقع به فاعل اجتماعي معناي آگاهانه يا ناخودآگاه از زندگي و جهان را مي دهد. يعني فاعل اجتماعي در روند فعل اجتماعي كه انجام مي دهد به معنا و مفهومي از زندگي و جهان هستي دست مييابد. زيبا جلالي گفت: در عين حال اگر بخواهيم عمل اجتماعي را از ديد جامعه شناسانه بررسي كنيم تعريفي كه ميتوان از آن ارائه داد چنين است: عمل مستقيم براي رساندن صداي كساني كه به هر دليلي مورد تبعيض و بي عدالتي قرار گرفته اند تا با اقدام عملي خودشان بر سياست عمومي تاثير گذارند؛ و مشكلات و اعتراض‏شان را به حوزه توجه سياست مداران و نيزافكار عمومي بكشانند.

 

زيباجلالي در ادامه اين سوال را مطرح كرد كه براي تحقق يك عمل اجتماعي در زمينه زنان به چه چيز نياز داريم؟ به اعتقاد وي، حركت‏هاي فردي و پراكنده معمولا بر روند تغييرات اجتماعي تاثير كمي ميگذارند. درحاليكه هدف عمل اجتماعي در يك حوزه و چارچوب مشخص و معين اجتماعي، رسيدن به يك تغيير اجتماعي است. وي سپس بيان داشت اولين مشخصه يك عمل اجتماعي براي ايجاد تغيير چه در حوزه زنان چه حوزه هاي ديگر اجتماعي، سازماندهي است. يعني به بيان ايشان سازمان‏دهي اولين شرط اساسي در يك عمل اجتماعي است. دوم استمرار در فعاليت و برخورد متشكل در برابر مشكلي كه ديده مي شود. اعتراض اگر سازماندهي شده نباشد و برخورد اگر متشكل نباشد به صورت يك غرولند تمام مي شود در صورتي كه اگر اعتراض متشكل باشد شايد به يك تغيير اجتماعي منتج شود. اگر ما صحبت از عمل اجتماعي مي كنيم در واقع فراتر از حضور اجتماعي است. سال‏هاي اخير بحث درباره حضور اجتماعي زنان زياد مي كنيم، در مورد حضوري كه فعال است اما بهنظر ميرسد عمل اجتماعي نباشد. حضور اجتماعي اهميت خود را دارد ولي كافي نيست. در واقع اين عمل اجتماعي است كه در دستيابي به نقش واقعي فاعل اجتماعي كمك مي كند. يعني تك تك فاعلان اجتماعي با حركت و دست زدن به عمل اجتماعي نقش و توان واقعي خود را پيدا مي كنند.

 

زيبا جلالي در ادامه افزود با مطالعه تاريخ فمينيسم در غرب، مي توان درك كرد كه در گرايش به عمل اجتماعي چه رخ مي دهد. وقتي آن تاريخ را نگاه ميكنيم ميبينيم كه گرايش به عمل اجتماعي در فمينيسم در غرب تحت تاثير بحران ديني ايجاد مي شود يعني مسيحيان ليبرال كه دچار شك و ترديد مي شوند به كار و فعاليت در بطن جامعه و براي اهداف مشخص و معين رو مي آورند. يعني در واقع آنها بهمنظور رهايي از اين شك و ترديد، به كار در حيطه اجتماعي ميپردازند. در اثر اين گرايش به كار، فمينيسم اجتماعي بوجود مي آيد و تاكيد آن نيز بر نيازهاي واقعي زنان در اجتماع است. فمينيست هاي اجتماعي پرداختن به مسائل حقوقي را ارجحيت نمي دادند. يعني بيشتر بر Social Work يا Social Action توجه داشتند. و همين كارهاي مشخص اجتماعي در حيطه اجتماعي ـ مانند خواست تامين اجتماعي و ارائه خدمات اجتماعي از طريق زنان ـ يك راه حل سكولار را در اختيار زنان مي گذاشت تا زنان بتوانند وارد فضاي عمومي بشوند. در واقع قدرت فمينيسم اجتماعي توانايي روبه رو شدن با نيازهاي فوري زنان و تلاش براي اصلاحات عملي را داشت. و در اين پروسه، زنان به قدرت شخصي از طريق عمل اجتماعي دست پيدا مي كردند.

 

در ادامه ميزگرد فريبا داودي مهاجر در ارتباط با جنبش زنان در ايران به سخنراني پرداخت. وي اذعان داشت كه هابرماس پس از بازگشت از ايران پس از جلسات متعددي كه با صاحب‏نظران و اساتيد داشت در پاسخ به خبرنگار روزنامه پرتيراژ ايتاليايي كه در باره آينده تحولات ايران پرسيده بود، گفت كه اگر واقعا خواهان اين هستي كه بداني آينده سياسي-اجتماعي ايران چه خواهد شد و آيا ايران مي تواند به سمت تحولات عميق اجتماعي پيش رود بهتر است كه جواب سوال خود را در اذهان زنان ايراني جستجو كني. بايد ببيني كه مطالبات آن‏ها از خود، جامعه و حاكميت‏شان چيست؟ بايد ببيني كه زنان ايران در حوزه فكر و در حوزه عمل چه مطالباتي دارند. جواب هابرماس بهترين جواب براي كساني است كه در گفتگوها بيان مي كنند كه جنبش زنان فرع بر دموكراسي و فرع بر مردم سالاري و اصلاح طلبي است. به اعتقاد آن‏ها چنانچه مطالبات اساسي مردم محقق شود، قطعا مطالبات زنان، مطالبات لائيك ها، مطالبات حاشيه‏نشينان شهري و همه گروه هاي مختلف برآورده مي شود. فريبا داوودي گفت به فرعي و اصلي كردن مطالبات چندان عقيده اي ندارد و نمي داند كه برخي چه طوري و با چه سليقه اي مطالبات مختلف اقشار مختلف اجتماع را اصلي فرعي مي كنند و پشت اين اصلي فرعي كردن ها چه اهدافي وجود دارد. وي در اينباره افزودنه تنها هابرماس بلكه تمام نظريه پردازان توسعه به اين امر توجه كرده اند كه چنانچه ما نتوانيم شكاف‏هاي اجتماعي درون هر جامعه اي را فعال كنيم قطعا به انسداد خواهيم رسيد. چنانچه اصلاحات نتواند خرده جنبش ها ي اجتماعي ايران را فعال بكند قطعا به انسداد خواهد رسيد و يا رسيده است. اين حرف كه لوكوموتيو اصلاحات هميشه در حركت است حرف بيهوده اي است و فاقد بنيان تئوريك و قوي است. و مي توان گفت همين فقدان تئوريك در جنبش اصلاحات باعث خطاي استراتژيك اصلاح طلبان در پيشبرد اصلاحات شد. زيرا اين‏ها فكر مي كردند خرده جنبش هاي اجتماعي يا بايد در آن‏ها حل و جذب شوند و يا كاملا حذف شوند. نگاه اين چند سال اصلاح طلبان به جنبش دانشجويي نيز همينطور بود. آنها ميگفتند يا بايد با ما باشيد يا بايد حذف شويد.

 

فريبا داودي در ادامه بيان داشت كه اگر جامعه را به يك هرم تشبيه بكنيد در صدر آن هرم، شكاف‏هاي كلان اجتماعي قرار دارد. شكاف‏هاي كلان اجتماعي معمولا با گفتمان سياسي همراه است و بر يك تبعيض آشكار استوار است. مثلا جنبش اخير اصلاحات بر روي گفتمان مردم سالاري استوار بود و تبعيضي كه در آن وجود داشت تقسيم كردن اقشار مختلف مردم به خودي و غير خودي بود. و در پايين اين هرم جنبش هاي اجتماعي خرد قرار دارند. جنبش زنان در ايرا ن به شكل يك خرده جنبش فعال غيرآشكار عمل گرا وجود دارد. زماني‏كه ما قادر باشيم اين جنبش هاي اجتماعي را بصورت متقاطع فعال كنيم مي توانيم ادعا داشته باشيم كه موتور و سوخت جنبش مادر و يا جنبش كلان اجتماعي را تقويت كرده ايم. به اعتقاد وي تمام كساني كه جنبش زنان را به حاشيه مي رانند و از حاشيه به متن نمي آورند به هر دليلي و با هر عنواني در واقع مطالبات اساسي جامعه و يا مطالبات گروه خود را با انسداد مواجه مي كنند و به همين دليل است كه شايد ما با واژه جديدي روبرو هستيم تحت عنوان انسداد جنسيتي در جامعه .

 

خانم داودي وجود تبعيض، ايجاد شبكه ها، و وجه اعتراضي را سه خصوصيات يك جنبش اجتماعي برشمردند. به اعتقاد وي زنان در چهار حوزه اساسي قدرت، ثروت، منزلت و اطلاعات داراي نابرابري اساسي با مردان هستند. كه به خصوص دو عنصر قدرت و ثروت زنان را از دستيابي به سازماندهي براي رفتن به سمت عمل اجتماعي دور نگه مي دارد. وي درباره شبكه ها به عنوان دومين خصوصيات جنبش اجتماعي بيان داشت كه خرده جنبش هاي اجتماعي ـ خرده جنبش ها به شكل مدرن نه متعارف ـ داراي خصوصيات خاصي هستند. در شبكه ها يكي از آن‏ها قابل مشاهده است يعني اين‏كه مجموعه اي از گروه ها، احزاب، سازمان‏ها، سايت‏ها و روزنامه‏ها ميبايست فعال شوند تا بتوانند مطالبات زنان را در بزرگراه‏هاي اطلاعاتي به سمت يك عمل اجتماعي قرار دهند و گرنه ما هرگز قادر نخواهيم بود كه به سمت آن عمل پيش رويم. به اعتقاد فريبا داودي، اظهار نظر جلايي پور مبني بر اينكه به دليل عدم وجود ارتباط منطقي NGO ها با هم، جنبش اجتماعي نيستند از آنجا ناشي مي شود كه ايشان جنبش اجتماعي را از نوع متعارف و كلاسيك مي بينند نه از نوع مدرن. در ادامه وي در توضيح ويژگي سوم يعني وجه اعتراضي گفت كه بدون آن نمي توان به سمت عمل اجتماعي رفت. داودي افزود: ولي آيا وجه اعتراضي جنبش هاي سياسي با اجتماعي يكي است؟ مثلا اگر آقاي جلايي پور نقد مي كند و مي گويد كه شما جنبش اجتماعي نداريد به دليل اين‏كه وجه اعتراضي نداريد آيا وجه اعتراضي زنان بايد اين گونه باشد كه زندان بروند؟ وجه اعتراضي را بسياري در مورد مسئله زنان يا خرده جنبش هايي مثل جوانان و .. به اشكال ديگري مطرح مي كنند. يعني حتي مثلا آمار بالاي طلاق را وجه اعتراضي مي بينند. زماني كه حقوق و قوانين پاسخگوي مطالبات زنان نباشد، اتفاقي كه مي افتد آمار بالاي طلاق يا خودكشي و يا فرار دختران است و درست همين ميتواند وجه اعتراضي تلقي شود كه البته بقيه وجوه اعتراضي هم مانند چيزهايي كه خانم جلالي نام بردند مي تواند در اين قسمت قرار بگيرد. فريبا داودي افزود معمولا به دليل اين‏كه در ايران ما براي هر اعتراض مدني نياز به مجوزهاي كتبي داريم ـ مانند حركت اخير در پارك لاله براي مخالفت با خشونت زنان كه ممنوع شد ـ اعتراضات متوقف مي شوند. و چون فعالان اجتماعي معمولا در تعريف NGO خود را داراي بعد اجتماعي تعريف مي كنند كمتر مي توانند به سمت عمل اجتماعي متعارف بدون برداشت هاي سياسي حركت بكنند. زيرا يكي از مشكلاتي كه زنان ما در عمل اجتماعي دارند اين است كه خواست‏هاي اجتماعي زنان متوقف بر خواست سياسي مردان شده است. چون زنان همان‏طوري كه مي توانند حول شكاف اجتماعي زنان و مردان قرار بگيرند اما در شكاف‏هاي اجتماعي ديگر هم فعالند. وقتي آنان در تبعيض بين زن و مرد اين شكاف را فعال مي كنند به يك هويت جمعي و به يك كنش جمعي مي رسند. كنش جمعي از شاخصه‏هاي جنبش جديد زنان و بقيه جنبش ها در دنياست. فريبا داودي سپس به اين مسئله اشاره كرد كه گفتمان مرسوم جامعه ما پدرسالاري است و صحبت از پدرسالاري فراتر از جنس مرد است يعني در فرهنگ اقتدار و فرهنگ توسعه و در استبداد شرقي كه سال‏ها در ايران حاكميت خود را نشان داده، نهفته است. يعني زماني كه با قدرت واحدي در طول تاريخ مقابله كرده ايم قدرت واحد ديگري را جاي آن نشانده ايم. اين گفتمان در جنبش هاي اجتماعي ما رد خود را بر جاي گذاشته و فعاليت هاي زنان و عمل اجتماعي‏شان را متاثر ساخته به شكلي كه وقتي گروه‏هاي اجتماعي مختلف را به دور هم جمع مي كنيم گاهي اوقات مي بينيم كه باز نگاه مرجعيت طلب و تصدي‏معابانه اي وجود دارد. مثلا پريروز شما در يكي از روزنامه ها اين را ديديد. يكي از گروه هاي NGO زنان به نام شبكه ارتباطي زنان مي گفت كه ما برنامه مشخصي براي عملكرد باقي گروه‏هاي زنان تدوين كنيم. فريبا در اعتراض افزود: مگر چنين چيزي ممكن است كه گروهي حتي اگر مقبوليت هم داشته باشد برنامه اي را براي همه با همه مدل هاي فكري و با همه مرزبندي ها مشخص كند؟

 

زيبا جلالي در ادامه صحبت هاي فريبا داودي مهاجر به ارتباط ميان عمل اجتماعي و جنبش زنان اشاره كرد. به نظر او هر جنبشي نياز به پشتوانه تئوريك دارد. جنبش اصلاحات، متاسفانه خالي از اين پشتوانه تئوريك بود. علاوه بر آن يك جنبش اجتماعي نياز به يك برنامه مشخص دارد و جنبش اصلاحات فاقد برنامه مشخص سياسي و اقتصادي نيز بود. در عين حال عمل اجتماعي زير مجموعه و به نوعي متدولوژي رسيدن به آن برنامه ها و پشتوانه تئوريكي است كه يك جنبش مي خواهد. وي ارتباط منطقي عمل اجتماعي با جنبش اجتماعي را اين‏چنين عنوان كرد كه عمل اجتماعي مي تواند خلا تئوريك و خلا برنامه يك جنبش را پر كند. اكنون در ايران بحث سر اين است كه زنان مسلما از عرصه هاي قدرت و ثروت و اطلاعات و ... حذف شده اند. در ايران و بسياري از كشورهاي ديگر شاهد اين حذف شدگي هستيم و در واقع حذف شدگي يكي از انگيزه هاي هر جنبش اجتماعي مي تواند تلقي شود. امروز بايد به ايجاد پيوند با فاعلان بالقوه اجتماعي بپردازيم. يعني از نظريه پردازان و دست اندركاران امور انتظار مي رود اولا به ايجاد يك برنامه مشخص و مدون بپردازند و در واقع با ايجاد پيوند به فاعلان اجتماعي، برنامه مشخص اجتماعي براي آن جنبش بوجود آورد.

 

در ادامه اين سخنرانيها يكي از حاضرين از فريبا داودي مهاجر سوال كرد كه يكي از نشانه هاي موفقيت در عملكرد جنبش هاي فمينيستي زنان در غرب، نهادينه كردن حقوق زن در خانواده است . اين‏كه نقش زنان در زير مجموعه نقش پدر خانواده بلكه كاملا برابر و مكمل آن در نظر گرفته مي شود. خانواده اصلي ترين ريشه يك جامعه است و نهادينه شدن ارزش ها در آن به نهادينه شدن آن ارزش ها در جامعه مي انجامد. چرا جنبش زنان در ايران در اين زمينه تا كنون موفق نبوده و چرا بسياري زنان حتي تحصيلكرده ما از اين‏كه در خانواده جنس دوم هستند احساس نا خشنودي نمي كنند، بلكه بي شرمانه از آن دفاع هم مي كنند به نظر شما چه راه حلي براي اين مشكل وجود دارد؟

 

فريبا داودي در جواب گفت كه زن از روز اول زن زاده نمي شود بلكه تربيت مي شود. زنان جامعه ما مانند زنان بسياري از جوامع تربيت مي شوند تا پدرسالاري را بپذيرند. گيدنز هم به اين مسئله اشاره مي كند مي گويد كه نكته محوري در مسئله زنان اين است كه جنس مرد و زن هر دو پدرسالاري را پذيرفتند و به سنت ها تن مي دهند. وبر هم به اين مسئله اشاره مي كند و مي گويد كه اين سنت گرايي كه در خانواده ها وجود دارد در واقع تن دادن به يك رويه رفتاري روزمره و عادي و پذيرفته شده است مثل همه نهادهاي اجتماعي ديگر كه نقش هاي خودشان را مي پذيرند. قدرت گاهي اوقات تنبيهي گاهي تشويقي و گاهي شرطي اعمال مي شود. در ايران گفتمان مردسالاري وجود دارد به دليل اينكه با قدرت تنبيهي از هرگونه تغيير اجتماعي و يا هر فكر ديگري براي تغيير جلوگيري مي كنند. مثلا در قوانين، حمايت تلويحي قانون از خشونت عليه زنان ديده مي شود. وقتي كه در قانون براي اثبات خشونتي كه روي زني اعمال مي شود هم بايد شهادت شهود و هم اقرار مرد وجود داشته باشد و هم پزشك قانوني نظر دهد و زماني كه قوانين تشديد كننده اي براي مرداني كه دست به خشونت عليه زنان مي زنند وضع و اجرا نشود، خشونت ادامه پيدا مي كند. قتل هايي تحت عنوان ناموسي در مناطق حاشيه اي كشور مي بينيد كه برادر يا پدر مجازات نمي شوند در اين صورت قدرت تنبيهي افزايش مي يابد. براي تغيير در خانواده نياز به تغيير در ساخت، سازمان، قوانين، الگوهاي فرهنگي، روحيات، اخلاقيات، طبقاتف پايگاه ها و قشر بندي هاي اجتماعي است، تغييراتي مداوم مستمر عميق و پايدار. ما چه طور مي توانيم بگوييم كه مي خواهيم در خانواده تغيير ايجاد كنيم در صورتي‏كه نه ابزارش و نه كارگزارانش در اختيار ما هستند.

سپس از زيبا جلالي سوال شد كه چطور مي شود پيوند بين عمل اجتماعي با جنبش اجتماعي را به وجود آورد؟ در ادامه نيز سوال هاي ديگري از سخنرانان مطرح شدو بحث در حدود ساعت 9 به پايان رسيد.

اگر به دنبال اين حركت، حركت هاي مشابه از سوي دانشگاه هاي ديگر صورت گيرد شايد تابوي فمينيسم حداقل ميان دانشجويان و اساتيد شكسته شود. البته ضعفي كه دانشگاهيان دارند اين است كه به جاي دعوت از فعالين؛ اغلب از افراد دانشگاهي دعوت مي كنند. در صورتي كه دانشجويان با اساتيد دانشگاه به اندازه كافي تبادل و گفتگو دارند و از اينرو شايد بهتر باشد براي شناخت بيشتر از تجربيات عملي اكتيويست‏ها نيز از آنان دعوت بهعمل آيد تا چنين مباحثي در حوزه عملي براي دانشجويان ملموستر شود.

 

گزارشي از مراسم بزرگداشت آنکه دلش زنده شده به عشق

سپيده پورموسي - تريبون فمينيستي ايران: يكشنبه 18 مرداد 1383 8 اوت 2004

پنجشنبه 15 مرداد روز بزرگداشت قمر بود. در و ديوار خانه با تابلوي عكس هاي قمر تزئين شده بود و چشمت به هر گوشه از ديوار خانه مي‌افتاد, نوشته‌اي درباره‌ي قمر مي‌ديدي:

ـ قمر انسانيت و موسيقي را همراه كرد.

ـ قمر در تصنيف‌هايي كه اجرا مي‌كرد از اختلاف طبقاتي, حقوق اجتماعي, محروميت جوانان, آزادي زنان و صلح سخن مي‌گفت.

ـ موسيقي قمر سرشار از حيات, پويايي, مبارزه و جاودانگي بود.

- قمر با فروش اولين صفحه‌اش به يك كمپاني انگليسي تعدادي از بچه‌هاي بي‌سرپرست را زير پوشش مالي قرار داد.

ـ قمر انساني هنرمند, بخشنده, مردم‌دوست و دلير بود.

ـ ز بلبلان غزل‌خوان باغ آزادي, ز صد هزار يكي چون قمر نخواهد بود.

قمر, هنرش, عشق‌اش بود و عشق‌اش هنرش, اين عشق است كه خلاقيت و ارزش مي‌آفريند و جاودانه مي‌شود.

ـ درخواست قمرالملوك وزيري براي سنگ قبرش: "هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق/ثبت است بر جريده‌ عالم دوام ما".

فضاي خانه با طراوت, گرم و صميمي بود و گل‌‌آرايي روي ستون ها و جاي جاي خانه چشمانت را نوازش مي داد. در بدو ورود به خانه نوشته‌اي 2 صفحه‌اي درباره قمر كه به همت جهانشاه صارمي تهيه شده بود, در اختيارت قرار مي گرفت. اشرف شهرزاد, برگزاركننده اين مراسم به همراه همسرش با خوشامدگويي به مهمانان براي پذيرايي از آنان در تكاپو بود.

عشق به قمر را مي‌شد از برق چشمان مهمان ها, اشتياقشان براي شروع مراسم و لبخند چهره‌هايشان به خوبي حس كرد.

در بين مهمان ها مي‌توانستي هنرمنداني همچون صديق تعريف (استاد آواز), فريبا هدايتي (نوازنده تار و سه تار), استاد جنگوك (نوازنده تار و سه تار و محقق موسيقي محلي ايران), منيژه حكمت (كارگردان), آقاي پناهي (محقق در ادبيات), فرحناز شريفي (كارگردان), استاد فرج‌پوري (نوازنده كمانچه), چند نفر از طرف كانون نويسندگان را ببيني. همچنين, چند تن از خانواده‌هاي شهدا و همسر دو تن از زندانيان فعلي را در جمع مشاهده مي كردي.

بالاخره مراسم آغاز شد و در ابتداي برنامه خانم شاه‌كرمي ـ مجري جلسه ـ شرح مختصري از زندگي قمر, دوران كودكي و محيط پرورش او, همت بلند او براي پرورش استعداد ذاتي‌اش و برخورد او با شخصيت هاي هنري زمان خود, منش, ويژگي هاي روحي, شخصيتي و اخلاقي قمر را براي مهمانان بيان كرد:

" نمي‌توان درباره قمر گفت و علاوه بر صدايش, از انسانيت او ياد نكرد.

بينش اجتماعي, مردم‌دوستي, سخاوت و فروتني را تمامي معاصران او از صفات قمر دانسته‌اند.

هرگز به هنرش خيانت نكرد و آنرا نه تنها بنده دينار و درهم نكرد بلكه از آن در راه تحقق بخشيدن به آرزوهاي ملي و ميهني خود استفاده كرد."

پس از آن, حضّار, به دعوت خانم شاه‌كرمي, و به ياد و احترام قمر, به پاخاستند و يك دقيقه سكوت كردند.

آقاي پناهي سخنران بعدي, گفت كه در سال 1338 يكبار قمر را در يكي از كافه‌هاي منيريه ديده كه آواز مي‌خواند. صدايش صداي گذشته نبود و ميخواره‌هاي پست آنجا مسخره‌اش مي كردند.

هيچيك از شخصيت هايي كه او را مي‌شناختند و حتي دركش مي‌كردند, در اواخر عمر به سراغش نيامدند و او در تنهايي و فقر مرد. همچنين ايشان اشاره كردند كه قمر بخاطر زيبايي و تيپ خوبي كه داشت از زن هاي نمونه اواخر دوره قاجار بود!

آقاي پناهي پس از آن به ياد قمر, 2 شعر از ايرج ميرزا و ملك‌الشعراي بهار خواند.

منصوره شجاعي, سخنران بعدي بود كه به شرح مختصري درباره محدوديت هاي زنان براي بزرگداشت قمر و همچنين فروغ فرخزاد بر سر مزار آنها در گورستان ظهيرالدوله از سال 73 پرداخت و آرزو كرد كه اقبال بيشتر مردم براي زنده كردن ياد اين دو زن هنرمند تاريخ كشورمان در مزار آنها (در 24 آذر و 13 مرداد هر سال) محدوديت هايي كه بطور سليقه‌اي از طرف افراد فاقد صلاحيت با ظاهري مقدس‌مآبانه اعمال مي‌شود را از بين ببرد. خانم شجاعي, پس از آن, به ارائه مطلبي با ديدگاه جنسيتي ـ اجتماعي درباره شخصيت فردي و اجتماعي قمر پرداخت و يادآوري كرد آنچه كه قمر را بي‌مرگ و جاودان مي‌سازد, پيوند هنرمندانه‌اي است كه ميان هويت مبارزاتي, جنسيتي, عاطفي و هنري خويش ايجاد كرد. او زني بود كه هرگز اجازه نداد تا جنسيت, استقلال,‌هنر, آوازه و عواطفش توسط مردان مصادره شود.

برنامه بعد به پخش فيلم صداي ماه به كارگرداني فرحناز شريفي اختصاص داشت كه مستندگونه‌اي از زندگي قمر بود.پيش از پخش فيلم, آقاي صديق تعريف (تهيه‌كننده فيلم) گفت كه چند سال پيش از طرف دانشگاه سوره, درسي به ايشان پيشنهاد شد با عنوان "موسيقي اصيل ايراني و ارتباط آن با نمايش هاي درام" و همين رخداد, منجر به آشنايي ايشان با فرحناز شريفي شد. ايشان توضيح دادند كه ساخت فيلم 3 سال به طول انجاميده و تاكنون در چند جشنواره پخش گرديده است. فرحناز شريفي هم با صحبتي كوتاه, حضار را به ديدن فيلم مهمان كردند. فيلم صداي ماه كه آميخته بود با صداي قمر, آوازهاي او, تصاوير زيبايي از زندگي او و بيان خاطرات چند تن از هنرمندان درباره او, احساسات حضار را برانگيخته بود. پس از پخش فيلم مجري جلسه از تمامي مهمانان دعوت كرد كه در صورتيكه مايل به ارائه هنر خود در هر شاخه از موسيقي هستند, مي‌توانند با استفاده از انواع سازهايي كه در منزل ميزبان آماده شده است به اجراي هنر خود بپردازند. اين دعوت به گرمي از سوي مهمانان مجلس بويژه دختران جوان مجلس مورد استقبال قرار گرفت.

اشرف شهرزاد ميزبان و برگزاركننده اين مراسم كه با عشق, صميميت و گرمي, منزل شخصي خود را به بزرگداشت قمر اختصاص داده بود, خواهان تشكيل كميته برگزاري چنين مراسمي از سوي مراكز هنري و فرهنگي كشورمان بود تا بجاي 230 نفر امسال, جمع بيشتري از علاقمندان به قمر بتوانند در بزرگداشت ياد اين هنرمند گرانقدر تاريخ كشورمان, شركت كنند.

 

 

معرفت زنانه(2)

منبع : سخنراني محمد كرمي در كانون انديشه جوان

دوشنبه 19 مرداد 1383 9 اوت 2004

خبر گزاري فارس : فمينيست هاي پست مدرن معتقدند كه از آنجاييكه عقلانيت هاي خاص وجود دارد و ظلم و ستم بر زنان در مكان هاي مختلف فرق مي كند لذا مي توان گرايش هاي فمينيستي مختلف داشت مثلا فمينيسم آفريقايي، فمينيسم آسيايي، فمينيسم غربي، فمينيسم اسلامي و ... كه هركدام از اين گرايش ها ويژگي هاي مختص به خود را دارد.

متن حاضر دومين جلسه از سلسله جلساتي است كه تحت همين عنوان در محل كانون انديشه جوان در تاريخ 30/4/1383 برگزار شده است.

موضوعي كه در اين جلسه مورد بررسي قرار مي‌دهيم، گرايش‌هاي فمنيستي مي‌باشد. براي بررسي اين موضوع لازم است بدانيم، فمينيسم چرا به وجود آمده و چگونه رشد كرده است. اگر به تاريخ موج اول فمينيسم نگاهي گذرا داشته باشيم، مي‌بينيم علل و عواملي كه ريشه‌ي اجتماعي داشته‌اند موجب به وجود آمدن موج اول فمينيسم شدند. در ادامه، بين سال‌هاي 1920 تا 1960 شاهد فراز و نشيب‌هايي در بحث فمينيسم بوديم كه مي‌توان به پديد آمدن موضوعي به نام فرويديسم اشاره كرد. فرويد كه روانشناس اتريشي الاصل بود توانست از سال 1913 نظرات خود را منتشر كند. اين آراء از دهه‌ي 20 ميلادي توانست به لحاظ وضعيت جامعه‌ي غربي، تفكرات فمينيستي و مخالف را به انزوا بكشد. البته در كنار فرويديسم مباحث ديگري مانند، نازيسم و كمونيسم كه در آلمان و ايتاليا وجود داشتند نيز نظراتي مخالف با فمينيسم مطرح نمودند. تفكر نازيسم به لحاظ ريشه‌ي اقتدارگراي خود و اينكه اقتدار و قدرت را مخصوص مردان مي‌دانست، توانست در آن سال‌ها تفكر فمينيسم را تا حد زيادي كمرنگ كند. در خصوص كمونيست‌ها بايد گفت آنها به صورت مستقيم تأثير منفي بر تفكر فمينيستي نداشتند اما عملكردشان باعث افول فمينيسم در جامعه غربي گرديد.

 

كمونيست‌ها كه از سال 1917 در شوروي سابق حاكم شدند، اعتقاد داشتند كه هر كس در مقابل انجام كاري بايد مزد دريافت نمايد و زن و مرد نيز نسبت به خانواده تعهد يكساني دارند، يعني هم مرد در مقابل خدمات خود مزد بگيرد و هم زن در مقابل كارهاي خانه و نگهداري از فرزندان مزد دريافت نمايد. اين نوع عملكرد و خط‌مشي چون با اهداف و تفكر فمينيسم همخواني داشت سريعاً مورد توجه فمينيست‌هاي غرب قرار گرفت. از طرفي ديگر، چون در جوامع غربي خصوصاً در حوزه‌ي سياست مخالفت شديد و بنيادي بين سياسيون و رجال غرب با كمونيست‌ها وجود داشت، همين موضوع باعث شد فمينيست‌ها به لحاظ نزديكي و قبول كردن نظرات كمونيست‌ها در زمينه‌ي حقوق زنان، مورد غضب جوامع غربي قرار گرفته و حدود چهل سال در انزوا قرار گيرند.

البته بعد از اين چهل سال شرايطي پيش آمد كه فمينيسم مجدداً در جوامع غربي، با گرايش‌ها و بحث‌هاي مختلف مطرح گرديد كه مي‌توان به گرايش‌هاي ليبرالي، ماركسيستي، راديكال، پست مدرن و سوسيال اشاره كرد كه سعي مي‌كنيم در خصوص هر كدام از اين گرايش‌ها فمينيستي توضيحاتي ارايه نماييم.

 

1. فمينيست هاي ليبرال در تفكر خود معتقدند در جامعه دو جنس به عنوان انسان وجود دارد كه به واسطه‌ي طبيعت خود داراي حقوقي طبيعي مي‌باشند و اگر آموزش و حقوق برابر طبق طبيعت زنان به آنها داده شود زنان نيز در جامعه به جايگاه يكسان با مردان دست مي‌يابند. پس در اصل مي‌توان گفت: شعار فمينيسم ليبرال كه يكي از قديمي‌ترين گرايش‌هاي فمينيستي مي‌باشد، وجود جامعه‌ي برابر براي هر دو جنس زن و مرد مي‌باشد.

 

2. همان طور كه از نام فمينيسم ماركسيستي پيدا است، اين گرايش سعي مي‌كند با ايده‌هاي ماركس، فرادستي مردان را از بين برده و سعي نمايد راه رسيدن زنان به حقوق برابر با مردان در جامعه را هموار كند. نكته‌اي كه در اين گرايش وجود دارد، اين است كه اين تفكر فرودستي زنان را از منظر جنسيتي تحليل نمي‌كند، بلكه معقتد است سيستم طبقه‌ي فرادست، تابعي است از ستم نظام سرمايه‌داري بر عليه طبقه‌ي فرودست يا طبقه‌ي كارگري.

 

3. فمينيست‌هاي راديكال معتقدند، ظلم و ستم بر عليه زنان معلول نظامي به نام نظام مردسالاري مي‌باشد. در توضيح‌ اين نظام مي گويند: تمام اجزا در يك جامعه مردسالار در مسيري عليه زنان حركت مي‌كنند بطوريكه زنان يك جامعه‌ي مردسالار نيز اجبارا در اين مسير قرار مي گيرند. يعني شرايط جامعه به شكلي پيش مي‌رود كه نظام سلطه مردسالاري كه تبعيض و ظلم و ستم عليه زنان را در بطن خود دارد، بر جامعه حاكم مي‌شود. فمينيست‌هاي راديكال براي برون رفت از اين شرايط دو راهكار ارايه مي‌دهند؛ اول قهر از جامعه مردان و ديگري مبارزه با نظام مردسالار. آنها معتقدند زنان بايد به شكلي زندگي كنند كه به هيچ وجه در ارتباط با مردان نباشند، چرا كه نظام سلطه مردسالار در خصوصي‌ترين روابط دو جنس وجود دارد و عقلاني نيست كه زنان در يك بخش از زندگي، نظام سلطه را قبول كنند و در ديگر مسايل اجتماعي به مخالفت بپردازند. در راهكار مبارزه نيز مسايلي چون راه‌اندازي جنبش‌ها، اعتصابات و تشكيل احزاب جهت مخالفت با نظام مردسالار را مطرح مي كنند.

 

4. فمينيسم سوسيال را مي‌توان تركيبي از فمينيسم راديكال و م فمينيسم ماركسيستي دانست. فمينيست هاي سوسيال معتقدند زنان همزمان از طرف دو نظام تحت فشار هستند، يكي نظام سرمايه‌داري و ديگري نظام مردسالاري. شايد بتوان گفت تفكرات فمينيستي موجود در جامعه‌ي نيز تا حدودي تأثير گرفته از تفكرات فمينيست هاي سوسيال ‌باشد.

 

***

 

كلمه‌ي پست‌مدرن را همه شنيده‌ايم و مي‌دانيم اين كلمه داراي چند اصطلاح مي‌باشد كه به چند مورد از آن اشاره مي‌كنيم.

1. واژه پست مدرن در يك معنا به مرحله و تاريخي از تمدن غرب گفته مي شود كه از حدود سال 1890 شروع شده و تا به حال ادامه پيدا كرده است.

2. در معناي ديگر و در حوزه ادبيات، به دوره‌اي از ادبيات غرب گفته مي شود كه از دهه چهل در كشور اسپانيا شروع شده و هنوز ادامه دارد.

3. در معناي سوم و در حوزه معماري غرب به نوعي از هنر معماري گفته مي شود كه در ساخت برخي ساختمان‌هاي جديد استفاده مي‌شود.

پست‌مدرنيست ها در حوزه فلسفه نظراتي در مقابل انديشمندان عصر مدرن همچون دكارت، كانت و هگل مطرح مي كنند. به عنوان مثال انديشه سوبژكتيويتيويسم را (كه قائل است انسان از جهان بيرون است و از بيرون، جهان را مورد تفسير قرار مي‌دهد و مي‌تواند با توجه به تفسيري كه از جهان صورت مي‌دهد، آن را به همان شكل بسازد) نقد مي كنند.

تفكر مدرن اصالت عقل، شمول عقل و فرآيند تكامل عقل را مورد توجه قرار مي‌دهد. در اين تفكر وجه غالب انسان و عالم عقل مي‌باشد كه اين ها با يكديگر در ارتباط مي‌باشد. در توضيح شمول عقل، مدرنيست ها مي گويند: عقل شامل تمام عالم بوده و براي تمام افراد قابل فهم مي‌باشد. مورد سومي كه در تفكر مدرن مطرح مي‌شود فرآيند تكامل عقل است. تفكر مدرن معتقد است با قرار گرفتن انسان در يك سير تاريخي، عقل انساني نيز در اين سير قرار مي گيرد و به طرف تكامل پيش مي‌رود.

در فاصله‌ي جنگ جهاني اول تا جنگ جهاني دوم، افرادي با تفكرات اگزيستانسياليستي ظهور كردند و اعلام كردند كه با رابطه‌ي سوبژه و ابژه مخالفند و قائلند رابطه‌ي انسان و عالم رابطه انسان در جهان است، چرا كه انسان در جهان وجود دارد و با جهان در حال كنش و واكنش مي‌باشد و همين موضوع باعث شناخت انسان از خود مي‌شود.

در اين تفكر اصل در انسان عقل نبوده بلكه احساسات، عواطف و كنش‌ها بخش هاي اساسي انسان مي‌باشند و همين مؤلفه‌ها به انسان كمك مي‌كنند، تا هم خود را بشناسد و هم بتواند جامعه را بسازد. از طرفي در بحث شمول عقل معتقدند كه عقل انسان در يك مجموعه قرار دارد و متأثر از شرايط جغرافيايي و تاريخي مي باشد. از اين رو عقل يك فرد در آفريقا با عقل فردي ديگر در اروپا يكسان نبوده و انسان‌ها نمي‌توانند داراي عقلانيت يكسان باشند.

فمينيست هاي پست مدرن با توجه به چنين نگاهي اعلام داشتند كه از آنجاييكه عقلانيت هاي خاص وجود دارد و ظلم و ستم بر زنان در مكان هاي مختلف فرق مي كند لذا مي توان گرايش هاي فمينيستي مختلف داشت مثلا فمينيسم آفريقايي، فمينيسم آسيايي، فمينيسم غربي، فمينيسم اسلامي و ... كه هركدام از اين گرايش ها ويژگي هاي مختص به خود را دارد.