زنان - جمعه 16 مرداد 1383 6 اوت 2004

 

 

 

واتيكان‌ و كژانديشي‌ هاي‌ فمينيستي‌

اعتماد - پنج شنبه 15 مرداد 1383 5 اوت 2004

واتيكان‌ خواست‌ هاي‌ جنبش‌ هاي‌ فمينيستي‌ را بشدت‌ مورد انتقاد قرار داد. در يك‌ سند پايه‌ كه‌ روز شنبه‌ گذشته‌ در واتيكان‌ انتشار يافت‌ تاكيد شده‌ آنان‌ كه‌ قصد مخدوش‌ كردن‌ تفاوت‌ ميان‌ مرد و زن‌ را دارند، در نهايت‌ نهاد خانواده‌ را نابود مي‌كنند. بدين‌ جهت‌ واتيكان‌ همگان‌ را فراخوانده‌ با تبعيص‌ جنسي‌ مبارزه‌ كنند و از حرمت‌ برابر زن‌ و مرد دفاع‌ شود.

كاردينال‌ كارل‌ لمان‌، رييس‌ كنفرانس‌ اسقف‌ هاي‌ آلمان‌ اين‌ سند واتيكان‌ را به‌ عنوان‌ مكتوب‌ با اهميت‌ ارزيابي‌ كرد و برخي‌ جوانب‌ آن‌ را داراي‌ سرشتي‌ عميق‌ دانست‌ ولي‌ اين‌ موضعگيري‌ واتيكان‌ مورد انتقاد گروه‌ هاي‌ اصلاح‌ طلب‌ كليسا و حزب‌ دموكرات‌ ليبرال‌ آلمان‌ و حزب‌ سبزها قرار گرفت‌.

عنوان‌ متن‌ چهل‌ صفحه‌يي‌ مكتوبي‌ به‌ اسقف‌ هاي‌ كليساي‌ كاتوليك‌ درباره‌ همكاري‌ ميان‌ مرد و زن‌ در كليسا و جهان‌ است‌. اين‌ مكتوب‌ كه‌ امضاي‌ كاردينال‌ يوزف‌ راتسينگر را دارد از سوي‌ پاپ‌ ژان‌ پل‌ دوم‌ به‌ تصريح‌ مورد تاييد قرار گرفته‌ است‌.

برخلاف‌ آنچه‌ كه‌ در آغاز رسانه‌هاي‌ خبري‌ مدعي‌ شدند مساله‌ بر سر يك‌ برخورد عمومي‌ با فمينيسم‌ يا اعلام‌ جنگ‌ با جنبش‌ هاي‌ آزادي‌ زنان‌ نيست‌. در اين‌ سند واتيكان‌ از دولت‌ ها خواستار وضع‌ قوانيني‌ شده‌ كه‌ تلفيق‌ ميان‌ شغل‌ و خانواده‌ را براي‌ زنان‌ آسان‌ تر كند.

در اين‌ سند به‌ تصريح‌ آمده‌ انديشه‌يي‌ كه‌ مبارزه‌ دو جنس‌ برسر قدرت‌ را عزيمت‌گاه‌ خود قرار داده‌ به‌ گمراهي‌ در تصوير انسان‌ مي‌ انجامد. بر اساس‌ همين‌ كژانديشي‌ بايد كوشيد از دستيازي‌ به‌ هر نوع‌ امكان‌ تفوق‌ يك‌ جنس‌ بر جنس‌ ديگر پرهيز كرد.

به‌ همين‌ جهت‌ برخي‌ تلاش‌ مي‌كنند تفاوت‌ هاي‌ بيولوژيك‌ و زيست‌ شناختي‌ ميان‌ مرد و زن‌ را به‌ حداقل‌ برسانند. از نظر واتيكان‌، اين‌ امر به‌ گونه‌ يي‌ است‌ كه‌ در پايان‌ به‌ انزواي‌ مطلق‌ و خودمحوري‌ فرد مي‌ انجامد كه‌ از يك‌ درك‌ گمراه‌ كننده‌ از آزادي‌ تغذيه‌ مي‌ كند.

در اين‌ بيانيه‌ يكبار ديگر بر آموزه‌ كاتوليك‌ كه‌ بر اساس‌ آن‌ اين‌ تنها مردان‌ هستند كه‌ مي‌ توانند به‌عنوان‌ كشيش‌ غسل‌ داده‌ شوند، تاكيد مي‌ شود و همزمان‌ تصريح‌ دارد در زندگي‌ كليسايي‌ نقش‌ مهمي‌ متوجه‌ زنان‌ است‌.

از نظر كاردينال‌ لمان‌ نگاهي‌ عميق‌ تر به‌ اين‌ بيانيه‌ انسان‌ را متوجه‌ عناصر بسيار قابل‌ تفكيك‌ و پيشبرنده‌ آن‌ مي‌ كند. لمان‌ در ارتباط‌ با برخورد اين‌ سند با فمينيسم‌ و به‌ اصطلاح‌ پژوهش‌هاي‌ جنسي‌ معتقد است‌، اين‌ سند مي‌تواند همچون‌ يك‌ چالش‌ كار پايه‌يي‌ باشد و نبايد بي‌ تفاوت‌ از كنار آن‌ گذشت‌ و آن‌ را ناديده‌ گرفت‌. لمان‌ معتقد است‌ اين‌ مكتوب‌ امكان‌ همكاري‌ مرد و زن‌ را شكوفا كرده‌ است‌.

در پي‌ انتشار اين‌ مكتوب‌، جامعه‌ زنان‌ كاتوليك‌ آلمان‌ از اين‌ سند استقبال‌ كرده‌ و آن‌ را برخورد بحق‌ نسبت‌ به‌ معضل‌ زنان‌ خواند. ولي‌ مارگرت‌ دهان‌، سخنگوي‌ جامعه‌ زنان‌ كاتوليك‌ در گفت‌وگويي‌ با يك‌ روزنامه‌ چاپ‌ كلن‌ در آلمان‌، واتيكان‌ را فراخواند تا امكان‌ راه‌ يافتن‌ زنان‌ به‌ مقامات‌ رهبري‌ در كليسا را فراهم‌ سازد.

نهاد كليسا از پايين‌ به‌ انتقاد از اين‌ سند اعلام‌ داشت‌، واتيكان‌ زنان‌ را تحقير كرده‌ و نقش‌ آنان‌ را بار ديگر به‌ سطح‌ زنان‌ خدمتكار تنزل‌ داده‌ است‌. فولكر بك‌ از حزب‌ سبزها اعلام‌ داشت‌ : كليساي‌ كاتوليك‌ هنوز قادر نيست‌، برابري‌ دو جنس‌ را به‌ رسميت‌ بشناسد. اينا لنكه‌ از حزب‌ ليبرال‌ دموكرات‌ آلمان‌ در گفت‌وگويي‌ با رونامه‌ برلينر تسايتونگ‌ واتيكان‌ را متهم‌ به‌ واقعيت‌ گريزي‌ از مد افتاده‌ كرد.

 

مشكل‌ قاچاق‌ زنان‌ در تاجيكستان‌

اعتماد - پنج شنبه 15 مرداد 1383 5 اوت 2004

مقامات‌ دولت‌ تاجيكستان‌ قاچاق‌ انسان‌ را جرمي‌ جديد تلقي‌ مي‌كنند. بر اساس‌ آمار رسمي‌ 80 تا 90 زن‌ تاجيك‌ به‌ عنوان‌ افراد قاچاق‌ شده‌ در كشورهاي‌ خارجي‌ بسر مي‌برند اما گزارشهاي‌ غيررسمي‌ حاكي‌ است‌ كه‌ شمار زنان‌ قاچاق‌ شده‌ به‌ مراتب‌ بيشتر از آمار رسمي‌ است‌.

هرچند آمار رسمي‌ درباره‌ اتباع‌ تاجيكي‌ كه‌ در سالهاي‌ اخير به‌ بيرون‌ از تاجيكستان‌ قاچاق‌ شده‌ اند با شمار واقعي‌ افراد قاچاق‌ شده‌ تناقص‌ دارد ولي‌ طوري‌ كه‌ قربانعلي‌ نظراف‌، رييس‌ بخش‌ مبارزه‌ با جنايات‌ سنگين‌ وزارت‌ كشور تاجيكستان‌ مي‌ گويد در حال‌ حاضر رسما از 80 تا 90 نفر از دختران‌ و زنان‌ تاجيك‌ در كشورهاي‌ خارجي‌ بسر مي‌ برند كه‌ برخي‌ از آنان‌ را گروههاي‌ تبهكار از راه‌ فريب‌ به‌ آن‌ كشورها برده‌ اند. نظر اف‌ معتقد است‌: بيشتر دختران‌ و زنان‌ قاچاق‌ شده‌ در كشورهاي‌ شرقي‌ بسر

مي‌ برند و اكثر آنها به‌ تن‌ فروشي‌ مشغولند. اكثرا زنان‌ و دختران‌ از تاجيكستان‌ به‌ جز از كشورهاي‌ شرقي‌ يعني‌ امارات‌ متحده‌ عربي‌ و تركيه‌، در روسيه‌ و اسپانيا نيز هستند. در ميان‌ اين‌ زنان‌ البته‌ زنان‌ روس‌ تبار و ازبك‌ شهروند تاجيكستان‌ نيز هستند.

نظر اف‌ مي‌ گويد: قاچاق‌ انسان‌ از جمله‌ جرايم‌ جديدي‌ است‌ كه‌ در ده‌ سال‌ اخير رواج‌ يافته‌ است‌. وي‌ در مورد نحوه‌ برده‌ شدن‌ برخي‌ از افراد قاچاق‌ شده‌ به‌ كشورهاي‌ خارجي‌ مي‌گويد: بسياري‌ از زنان‌ و دختران‌ را با راه‌ فريب‌ به‌ بيرون‌ انتقال‌ مي‌ دهند. براي‌ مثال‌ گروههاي‌ تبهكار به‌ دختران‌ وعده‌ مي‌ دهند كه‌ جاي‌ كار مناسب‌ پيدا مي‌ كنند. بليت‌ و مصرف‌ راه‌ را براي‌ آنها فراهم‌ مي‌ سازند ولي‌ چون‌ به‌ خارج‌ رسيدند، اين‌ زنان‌ و دختران‌ را به‌ فحشا مجبور مي‌ كنند.گزارشهاي‌ غيررسمي‌ حاكي‌ از آن‌ است‌ كه‌ در حال‌ حاضر در كشورهاي‌ خارجي‌ شمار بيشتري‌ از افراد قاچاق‌ شده‌ بسر مي‌ برند كه‌ برخي‌ از آنها به‌ فحشا و عده‌يي‌ هم‌ به‌ عنوان‌ برده‌ كار و زندگي‌ مي‌ كنند.نخستين‌ بانگ‌ خطر درباره‌ افراد قاچاق‌ شده‌ به‌ برخي‌ از كشورهاي‌ خارجي‌ از تاجيكستان‌ از سوي‌ سازمان‌هاي‌ بين‌المللي‌ و سازمان‌هاي‌ غيردولتي‌ در امور زنان‌ در اوايل‌ سال‌ 1998 ميلادي‌ بلند شد. در آن‌ سال‌ها، يونيفم‌ يا صندوق‌ حمايت‌ از زنان‌ سازمان‌ ملل‌ متحد و سازمان‌ غيردولتي‌ موسوم‌ به‌ مادر برنامه‌هاي‌ ويژه‌يي‌ را در باره‌ قاچاق‌ زنان‌ و دختران‌ در نواحي‌ مختلف‌ تاجيكستان‌ راه‌ اندازي‌ كردند.

اما چرا نخستين‌ موارد قاچاق‌ انسان‌ در تاجيكستان‌ به‌ سالهاي‌ 1995 و 1997 برمي‌ گردد؟ به‌ گفته‌ برخي‌ از جامعه‌ شناسان‌ سبب‌ اصلي‌ سر زدن‌ اين‌ حوادث‌ در تاجيكستان‌ فقر و نابساماني‌هاي‌ آن‌ سالها بود.اين‌ كارشناسان‌ معتقدند هرچند عده‌يي‌ از اين‌ افراد بويژه‌ زنان‌ و دختران‌ بطور اجباري‌ به‌ كشورهاي‌ خارجي‌ اعزام‌ شده‌ اند، برخي‌ هم‌ با خواست‌ خود تاجيكستان‌ را ترك‌ مي‌ كنند و با مشكل‌ پيدا كردن‌ شغل‌ مواجه‌ مي‌ شوند و در نهايت‌

تن‌ فروشي‌ را اختيار مي‌كنند.

طوري‌ كه‌ قربانعلي‌ نظر اف‌ مي‌ گويد بيشتر دست‌ اندركاران‌ قاچاق‌ زنان‌ در تاجيكستان‌ در شهرهاي‌ دوشنبه‌ و خجند فعال‌ هستند. بيشتر افراد قاچاق‌ شده‌ را نيز سكنه‌ اين‌ شهرها و حومه‌ آنها تشكيل‌ مي‌ دهند.چندي‌ پيش‌ دو خبرنگار تاجيك‌ براي‌ تحقيق‌ موارد قاچاق‌ زنان‌ و دختران‌ تاجيك‌ به‌ امارات‌ متحده‌ عربي‌ به‌ شهر دوبي‌ سفر كردند.

نجم‌الدين‌ شاهنباد، يكي‌ از اين‌ روزنامه‌ نگاران‌ بعد از بازگشت‌ خود به‌ شهر خجند در يك‌ گفت‌وگو با خبرنگار بي‌ بي‌ سي‌ در اين‌ شهر مشاهدات‌ خود را چنين‌ شرح‌ داد: ما در رستورانها و جاي‌هاي‌ تجمع‌ مردم‌ از جمله‌ در شش‌ هتل‌ نظارت‌ كرديم‌ و حتي‌ عكسبرداري‌ كرديم‌. هرچند بعدا كارمندان‌ امنيت‌ عكسبرداري‌ را ممنوع‌ كردند. ما به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيديم‌ كه‌ شهروندان‌ تاجيك‌ در اين‌ كشور بيشتر از شهرهاي‌ دوشنبه‌ و ناحيه‌ وحدت‌ و استان‌ سغد مي‌ آيند. بيشتر از 600 دختر و زن‌ از تاجيكستان‌ در اين‌ كشور بسر مي‌ برند كه‌ 34 نفر از آنها با شهروندان‌ دوبي‌ ازدواج‌ كرده‌ اند و باقي‌ مانده‌ آنها به‌ تجارت‌ و نيز عده‌يي‌ به‌ فحشا مشغولند.

دولت‌ تاجيكستان‌ با پيشنهاد برخي‌ از سازمانهاي‌ غيردولتي‌ در امور زنان‌ و حقوق‌ بشر اين‌ كشور تغييراتي‌ در بند قانون‌ كيفري‌ تاجيكستان‌ وارد كرد، كه‌ بر اساس‌ آن‌ افراد مجرم‌ به‌ قاچاق‌ انسان‌ را مجازات‌ سنگيني‌ در انتظار است‌.

به‌ گفته‌ يك‌ مقام‌ وزارت‌ كشور تاجيكستان‌ اخيرا نيروهاي‌ انتظامي‌ اين‌ كشور چند گروه‌ سازمان‌ يافته‌ جنايي‌ را كه‌ در قاچاق‌ انسان‌ دست‌ داشتند، بازداشت‌ كرده‌ اند. اين‌ مقام‌ پليس‌ همچنين‌ گفته‌ است‌ افراد مظنون‌ ديگري‌ نيز مد نظر هستند كه‌ در آينده‌ نزديك‌ به‌ مجازات‌ مي‌رسند.نماز اميراف‌، معاون‌ رييس‌ دادگاه‌ شهر دوشنبه‌ مي‌گويد: جنايت‌ قاچاق‌ انسان‌ براي‌ شهروندان‌ تاجيك‌ يكي‌ از جنايات‌ ننگ‌ آور است‌ وبراي‌ كشور ما خطرناك‌ است‌. دادگاه‌ شهر دوشنبه‌ با توجه‌ به‌ اين‌ نكته‌ مجازات‌ عليه‌ خواهر و برادر خال‌ اف‌ ها را بي‌ تغيير گذاشت‌ و آنها را روانه‌ زندان‌ كرد.

به‌ گفته‌ اين‌ منبع‌، در دادگاه‌ شهر دوشنبه‌ و برخي‌ ديگر از دادگاههاي‌ تاجيكستان‌ محاكمه‌ افراد متهم‌ به‌ جرم‌ قاچاق‌ انسان‌ برگزار شده‌ و اين‌ افراد به‌ مدتهاي‌ مختلف‌ در زندان‌ محكوم‌ شده‌ اند.

در همين‌ حال‌، طوري‌ كه‌ قربانعلي‌ نظراف‌، رييس‌ بخش‌ مبارزه‌ با جنايات‌ سنگين‌ وزارت‌ كشور تاجيكستان‌ مي‌گويد بتازگي‌ در اين‌ وزارت‌ بخش‌ ويژه‌يي‌ براي‌ مقابله‌ با جرايم‌ مربوط‌ به‌ قاچاق‌ انسان‌ افتتاح‌ شده‌ است‌.

در كنار مبارزه‌ مقامات‌ دولتي‌ با قاچاق‌ انسان‌ و متهمين‌ آن‌ در حال‌ حاضر نمايندگي‌ سازمان‌ بين‌ المللي‌ مهاجرت‌ در تاجيكستان‌ نيز برنامه‌ هايي‌ را در رابطه‌ با پخش‌ اطلاعات‌ در مورد قاچاق‌ انسان‌ و عواقب‌ آن‌ و نيز براي‌ بازپس‌ آوردن‌ عده‌يي‌ از افراد قاچاق‌ شده‌ از كشورهاي‌ خارجي‌ راه‌ اندازي‌ مي‌ كنند.نگينه‌ محمدجانوا، هماهنگ‌ساز برنامه‌ مربوط‌ به‌ قاچاق‌ انسان‌ در اين‌ سازمان‌ مي‌ گويد: هدف‌ اصلي‌ اين‌ برنامه‌ جلوگيري‌ از انتقال‌ شهروندان‌ تاجيكستان‌ به‌ كشورهاي‌ خارجي‌ و سوء استفاده‌ از اين‌ افراد به‌ عنوان‌ برده‌ است‌.

نگينه‌ بانو مي‌ گويد: سازمان‌ مهاجرت‌ براي‌ پيدا كردن‌ افرادي‌ كه‌ بطور فريب‌ از تاجيكستان‌ به‌ كشورهاي‌ خارجي‌ برده‌ شده‌ اند و به‌ مشكلات‌ مختلفي‌ روبرو هستند، تلفنهاي‌ مشاوره‌ تاسيس‌ داده‌ است‌. وي‌ افزود: به‌ اين‌ شيوه‌ اين‌ سازمان‌ 600 مورد استفاده‌ از مهاجران‌ تاجيك‌ به‌ عنوان‌ برده‌ در كشورهاي‌ خارجي‌ را در سال‌ 2003 ميلادي‌ مشخص‌ كرده‌ است‌.نگينه‌ افزود: تشخيص‌ اسامي‌ و هويت‌ دختران‌ و زنان‌ قاچاق‌ شده‌ از مشكلات‌ عمده‌يي‌ بوده‌ است‌ كه‌ كارمندان‌ سازمان‌ مهاجرت‌ در تاجيكستان‌ بيشتر مواجه‌ شده‌ اند. مشكل‌ اصلي‌ ما ندانستن‌ نام‌ آن‌ افرادي‌ است‌ كه‌ به‌ خارج‌ از تاجيكستان‌ برده‌ شده‌ اند. زيرا در دوبي‌ و ساير شهرها نام‌ و نام‌ پدر اين‌ افراد عوض‌ مي‌ شود و حتي‌ مادر و پدران‌ آنها از اين‌ نامگذاري‌ها بي‌ خبرند.

 

گزارش تکان دهنده از وضعيت زنان در افغانستان

داود خدابخش- راديو آلمان - چهارشنبه 14 مرداد 1383 4 اوت 2004

بنا به اطلاع سازمان امداد و مدافع حقوق زنان مديكا موندياله، زنان افغانستان بشدت تحت ستم فقر از يكسو و خشونت از سوى ديگر بسر مى برند.

خانم مونيكا هاوزر، مدير عامل اين سازمان، دوشنبه گذشته در شهر كلن، آلمان گفت: سراسر افغانستان همچون يك زندان بزرگ است. او افزود، دختران جوان افغانى بطرز وحشتناك و گسترده اى به ازدواج اجبارى كشانده مى شوند. گرسنگى براى زنان و كودكان افغانستان يكى از عوامل تسليم آنها در برابر مردان است. و اين وضعيت در حالى بر زنان و مردم افغانستان حاكم است كه اخيرا كنسرن آمريكايى مواد غذايى بورگر كينگ اولين شعبه رستوران خود را در كابل داير كرده است.

به گزارش خبرگزارى كاتوليك، در خيابان هاى شهر كابل شمار بنيادگرايان اسلامى به سنت طالبان رو به فزونى است. هنوز بسيارى دختران را بعنوان ماشين زاد و ولد به زور مى فروشند، تا يك نان خور كمتر بر سر سفره خانه بنشيند. خانم هاوزر مى افزايد كه او خود دو سال پيش نسبت به دگرگونى ها در افغانستان بسيار خوشبين بوده، ولى با مشاهده اين ستم ها عليه زنان، از جمله كتك هايى كه آنها هر روزه از مردان مى خورند، ديگر جايى براى اين خوشبينى نمى گذارد.

بازگشت مردانى كه در تبعيد بوده اند، بر وخامت اوضاع افزوده است. اين مردان بدون رعايت هر نوع موازين اخلاقى فكر مى كنند ديگر بخت به آنان روى آورده و هر تعداد دخترى كه بخواهند بعنوان زن دوم و سوم مى توانند در اختيار مى گيرند، و اين دختران را نيز مجبور مى كنند، به اين وضعيت تمكين كنند.

به گزارش خبرگزارى آنگليكان به نقل از خانم هاوزر، هم اكنون دختران را در سن هفت سالگى به خانه مرد مى فرستند و حاملگى و وضع حمل در سن دوازده سالگى موارد نادرى نيستند. از سوى ديگر، امكانات آموزشى براى اين دختران برابر با صفر است. از نظر خانم هاوزر، روند دگرگونى و اصلاحات در افغانستان بسيار كند است.

به گفته خانم هاوزر، بسيارى زنان افغانى حتا غذاى روزانه خود و فرزندانشان را ندارند. اين زنان آنقدر در فكر سير كردن شكم كودكان و خود هستند كه ديگر فرصت فكر كردن به خشونتى كه عليه شان روا داشته مى شود را ندارند. اين زنان هر اندازه كه فشارهاى روانى را پس مى زنند و نمى خواهند آن را ببينند، به همان اندازه بيشتر به بيمارى هاى گوناگون دچار مى شوند. سازمان مدافع حقوق زنان مديكا موندياله medica mondiale پروژه هايى را براى دفاع از زنان و دخترانى در نظر دارد كه در افغانستان دچار روان پريشى شده اند. اين سازمان گزارشى مبسوط پيرامون ازدواج هاى اجبارى ارائه داده است و بزودى برنامه هاى عملى خود در اين زمينه را آغاز خواهد كرد.

حدود سى نفر از همكاران اين سازمان بين المللى دفاع از حقوق زنان، افغانى هستند. اين سازمان در كنار مشاوره و كمك به زنان دچار بيمارى هاى روحى، به زنان زندانى نيز كمك هاى حقوقى مى دهد.

هنوز اميدوارى هايى وجود دارد كه برگزارى انتخابات پارلمانى در اوايل سال آينده ميلادى، بر نقش زنان در سياست و جامعه افزوده شود. به گفته خانم هاوزر، ستمى كه در زمان حكومت طالبان بر دختران و زنان رفت، بويژه خارج از حيطه شهر كابل به كمبود زنان جوان آموزش ديده انجاميده است و بار ديگر بايد ظرفيت هايى از پايين جامعه رشد كنند.

و اين وضعيت در حالى بر زنان و مردم افغانستان حاكم است كه اخيرا كنسرن آمريكايى مواد غذايى بورگر كينگ اولين شعبه رستوران خود را در كابل افتتاح كرده است.

 

گفتگو با تنها راننده زن جرثقيل

چهارشنبه 14 مرداد 1383 4 اوت 2004

خبرگزاري مهر: تنها راننده زن جرثقيل مي گويد : با وجود اينکه اجتماع ما برخي فعاليتها را براي زنان مناسب نمي داند اما در صورتيکه که زنان نسبت به کار خود علاقه داشته باشند و با تلاش به فعاليت خود ادامه مي دهند احساس رضايت بيشتري نسب به زندگي خود خواهند داشت .

تنها زن راننده جرثقيل در گفتگو با خبرنگار اجتماعي خبرگزاري مهر با بيان اين مطلب افزود : با توجه به اينکه انسان يک موجود اجتماعي است بنابراين حضور در اجتماع زن و يا مرد ندارد و زنان مي تواند براي هر نوع فعاليت اجتماعي هم پاي مردان تلاش کنند .

ناهيد نوري در ادامه افزود : تجربه نشان داده است که زنان در انجام برخي فعاليتها در جامعه حتي بهتر از مردان خود را نشان داده اند ، اما برخي مردان به دليل هراس از اينکه زنان جاي آنها را بگيرند ، در کار آنها اخلال مي کنند ، اما آنها بدانند زنان بنا ندارند جاي آنها را بگيرند .

وي افزود : در جامعه کنوني فعاليت يک زن به عنوان راننده جرثقيل براي مردم و به خصوص مردان قابل پذيرش نيست اما بايد به جامع قبولاند که برخي فعاليتها تنها مختص به مردان نيست و زنان حتي در انجام برخي امور مي توانند موفق تر عمل نمايند .

نوري تصريح کرد : کسي که به دنبال فعاليت مفيد در جامعه است و خواهان حضور در جامعه است نوع کار نبايد براي او مهم باشد و چنين ذهنيتي که برخي فعاليتها تنها مختص به مردان است بايد پاک شود .

گفتني است ناهيد نوري متولد سال 1340 متاهل و داراي دو فرزند پسر است و در گذشته به فعاليتهاي همچون خياطي، آرايشگري ، تزريقات مشغول بوده است . وي داراي مدرک بين المللي بدنسازي است و در حال حاضر علاوه بر اداره يک گل فروشي حدود 1 سال است که به عنوان راننده جرثقيل به صورت 24 ساعته فعاليت مي کند .

 

صداي زنان ، اجازه مردان

تريبون فمينيستي ايران: دوشنبه 12 مرداد 1383 دوم اوت 2004

يادي از قمرالملوک وزيري در سالمرگ او: منصوره شجاعي

"وقتي کسي کنيزي مي خرد ودرمي يابد که او از قينات (1 ) است وظيفه دارد اورا پس دهد" (2)

"شهادت زناني که ندبه ميکننديا آواز مي خوانند مجاز نيست زيرا آن ها مرتکب اعمال منع شده گشته اند."(3)

"طبري درتاريخ خود نوشته است: دودختر خواننده به نامهاي ثبحه الحضرميه و هند بنت يامين به اين ترتيب موردمجازات قرارگرفتند که دستهاشان را بريدند و دندان هايشان راکشيدند که نه بخوانند و نه بنوازند."(4)

" عمر آواز کنيزکاني را مي شنود که دف هاي خودرا مي نواختند و مي خواندندکه : " زندگاني براي شادي ساخته شده است " خليفه آنهارابه خاطر اين کار ملامت و توبيخ ميکند."(5)

ميزان شگفتي و اعجابي که دراثر آگاهي از حضور چنين محدوديت ها يي درتاريخ موسيقي خاورزمين به دست مي آيد آنگاه بيشتر مي شود که با زناني مواجه مي شويم که شهرت بي مرگ و جاويدانشان بر صحنه تاريخ موسيقي اين ديار سايه اي سترگ افکنده است. باري موسيقي شکوفاي نکيسايي به سبب استمرار حملات و تهاجمات مختلف هر آينه در تهديد انهدام و اضمحلال به سر مي برد و هرازگاهي نيز همچون دوره صفويان و قاجاريان به لودگي هاي عمله جات طرب تبديل مي شد که درباريان را به ويژه از آن فيضي عظيم بود.

درهمين دوره خوانندگان زن که تحت عنوان "دسته هاي مطرب زنانه" معروف بودند هرچند خوش الحان و نيک آوا اما تنها در مجالس عروسي و ميهماني هاي بزرگ رجال حضور مي يافتند و حق الزحمه اي نيز دريافت ميکردند و کارشان فراهم آوردن انبساط خاطر درباريان و ميهمانان دربار بوده است. " يکي از اين خواننده ها بلوچ خان خانم است او در کاخ گلستان در حضور ناصرالدين شاه آواز مي خوانده است . مي گويند صداي اين زن آويزه هاي لاله ها را تکان مي داده و از مسافت بسيار دور شنيده مي شده است. (6) همين !

اما در اواخر دوره قاجار نشان از زني داريم که از تبار قينات است و از کنيه مراثي خوانان . زني که اوج تاريخ موسيقي ملي اين سرزمين بانام وي ثبت شده است. آري پررنگ ترين حضورزنانه در تاريخ موسيقي آوازي ايران متعلق به قمرالملوک وزيري است که با صداي "مخمل گونه اش " به تيمار آوازهاي زخم خورده تاريخ زنان نشست. و اين تيمارداري و آن مخمل گونگي را نه ارزان و راحت که بس گران و سخت به تحقق نشاند.

"چندسالي در قزوين بودم و در خلال اين مدت آوازه خوان معروفي شده بودم. مخالفت هاي شوهر و گرفتاري هاي محيط خرافاتي هيچکدام نمي توانست سد راه مقصود شود"(7)

روحي که دربدن نمي گنجد سرانجام راه به پرواز مي گشايد و بدينگونه در پاسخ به پيشنهاد استاد ني داوود براي حضور درجلسات تمرين ومشق موسيقي ، شوريده سر راه سفر پيش مي گيردتا که آواز مرغ سحر سردهد و هم صدا با عارف و عشقي و درويش خان تصنيف هاي وطني بخواند ودر گراند هتل با شمايلي دگرگونه و جديد به صحنه بيايد و حضورش را ، حضور مستقل زنانه و هنرمند ش را جسورانه اعلام کند.

" دراولين کنسرتي که داد به کلانتري جلب شد وبه او تاکيدکردند و التزام گرفتند که بي حجاب ظاهر نشود وبدون اجازه شهرباني صفحه ضبط نکند."(8)

خود نيز دراين باره چنين مي گويد:"پس از خاتمه کنسرت ترس مرموزي بر من مستولي شد. حدود چندهزار نفر در خيابان لاله زار جمع شده بودند. در بازگشت بيم آن داشتم که عده اي قصدجان مرا داشته باشند چون اخباري از اين قبيل به من رسيده بود وبيشتر مرا به توهم مي انداخت."(9)

جلال ميزبان نيز مي گويد:" شبي که ميخواست با سر باز جلو مردم بخواند، عده اي قصد کشتن او را داشتند." (10) آري درزماني که تنها مردان را راهي به کنسرت و موسيقي بود وتنها نوحه خواني و مرثيه سرايي کار زنان محسوب مي شد "دختر چهارده ساله اي که گيسوان طلاييش را به روي سينه اش افشان ميکرد، روزها دم پنجره اتاق مي ايستاد و آواز مي خواند."(11)

او همان دختري بود که از اوان کودکي با مادربزرگي که پس از مرگ مادر سرپرستي اورابه عهده داشت و روضه خوان دربار ناصرالدين شاه بود ، به مجالس روضه و مولودي خواني مي رفت و بي پروا از جمع بزرگان و به تقليد از مادربزگ و گاه حتي دوصدايي با او مي خواند وحضور شيرينش شور مجالس را افزون مي ساخت . واين بي ترديد خود پايه صداسازي وآواز خواني وي شد.

به تدريج و با هشياري تفاوت ها را شناخت و به جاي خواندن درمحافل دوستان و اقوام با نگاهي جدي به موسيقي و با حضور مستقل و جسورانه خويش به عنوان زن آوازه خوان در عرصه موسيقي چهره نمود. واين در زماني اتفاق مي افتاد که حتي "در موقع گردش وتفريح، يک طرف خيابان اختصاص به مردان داشت و طرف ديکر مخصوص زنان بود"(12).

صفحات تاريخ موسيقي ما لبريز است از سلوک و عادات مردمي و تکنيک ها و ظرافت هاي هنرمندانه آواز قمر. ليک افزون براين بايد به خاطر سپارد که آنچه قمر را بي مرگ و جاودان مي سازد، پيوند هنرمندانه اي است که ميان هويت مبارزاتي ، جنسيتي،عاطفي و هنري خويش ايجاد مي کند. آنجا که در جواب به تيمورتاش که پيغام فرستاده بود تا به خانه اش برود وبراي ميهمانانش آواز بخواند مي گويد : به او بگوييد که من خودم تيمورتاشم. (13) و آنجا که رييس شهرباني کرمانشاه پيغام مي دهد که شرط اجازه کنسرت اين است که به خانه ما بيايي و آواز بخواني ، قهرمانانه تمرد مي کند و همان دم به روي بالکن هتل محل اقامتش مي رود و شروع مي کند براي مردم به آواز خواندن و مي گويد : اين همان کنسرت من است. (14) و آنجا که در همدان به ملاقا ت عارف مي رود که مغضوب دولت وقت است و با خود به کنسرت مي آوردش و در پايان گلدان نقره اهدايي شاهزاده نيرالدوله را به اين هنرمند در تبعيد تقديم مي کند، (15) وآنجا که محبوبيتش در خواندن تصنيف هاي وطني عمال حکومت رضاخان را وا مي دارد که صفحه مرغ سحر را توقيف کنند واز بازار جمع کنند چون تشويق به انقلاب و شکستن ستمکار مي کند (16) ،و آنجاکه با تاج گل زيبايي بر گيسوان زيباي طلايي به صحنه گراند هتل مي رود (17) ، و آنجا که شخصا به ملاقات کلنل وزيري مي رود تا نام فاميل خويش را مستقلانه وبه دليل احترامش به کلنل از نام وي وام بگيرد و در شناسنامه اش بنويسد، (18) و آنجا که جسورانه از شوهر نادلخواه خويش جدا مي شود و شناسنامه اش را از نام وي پاک ميکند (19)، وآنجا که عاشق ميشود ، گريه ميکند ، در عروسي مردم فرودست مي رقصد و پايکوبي ميکند و آواز سرمي دهد ، در تمامي اين لحظات تنها وتنها زن هنرمند آزاده را به نمايش مي گذارد. زني که هرگز اجازه نداد تا جنسيت، استقلال، هنر، آوازه و عواطفش " توسط مردان مصادره شود."(20)

 

1- قينات : درروزگار بت پرستي در عربستان به دختران خواننده "قينات" يا "قيان" گفته ميشد.

2- هنري جورج فارمر. تاريخ موسيقي خاورزمين (ايران بزرگ وسرزمين هاي مجاور) ترجمه بهزادباشي . تهران :آگاه / 1366.

3- همان. ص. 75

4- همان.ص.90

5- همان.ص. 92

6- منصوره شجاعي . چهارده مردادخاموش 79. در "جنس دوم" ش. 8 . تهران : نشر توسعه/1379.

7- زهره خالقي . آواي مهرباني : (يادواره قمرالملوک وزيري ) تهران : دنياي مادر/ 1373. ص. 86.

8- همان.ص. 85

9- همان. .

10- همان. ص. 86.

11- شاپور بهروزي . چهره هاي موسيقي ايران . تهران: کتاب سرا / 1376.ص 194.

12-19٣. آواي مهرباني

20- اين عبارت را از فيروزه مهاجر وام گرفته ام.

 

 

گزارش سفر به بانکوک: احساس شادي نمي توانست بدون اندوه باشد

تريبون فمينيستي ايران:دوشنبه 12 مرداد 1383 دوم اوت 2004

فيروزه مهاجر

همايش پكن+10 سازمان هاي غير دولتي آسيا-اقيانوسيه

30 ژوئن 3 ژوييه 2004

تريبون فمينيستي ايران:

همايش 4 روزه سازمان هاي غير دولتي آسيا و اقيانوسيه تريبوني براي بحث و تبادل نظر درباره 12 محور نگران كننده در برنامه براي عمل تصويبي كنفرانس زنان پكن (1995) بود كه از 10 تا 13 تيرماه در بانكوك برگزار شد. يك همايش منطقه اي كه قرار بود حداكثر 700 نفر را در بر گيرد و در پايان فروم معلوم شد كه حدود 800 نفر بوده ايم. صبح روز اول و در تماشاي جنب و جوش و ازدحام زناني كه تازه براي اسم نويسي مي آمدند احساس شادي نمي توانست بدون اندوه باشد: اين همه زن فعال با يك دنيا تجربه كار اجتماعي و فرصتي چنين كم براي هم صحبتي. آيا واقعا اعلام همبستگي هاي كلي كافي است؟

امكان آشنايي با انديشه ها در خنكي ساختمان رياست دانشگاه و آفتاب درخشان محوطه سبز و پر گل بيرون خيلي بتدريج و به شيوه هاي مختلف پيش آمد. اول سخنراني ها بود. همه كوتاه و در ارتباط با كنفرانس پكن، پلاتفرم آن و برنامه همايش بانكوك. رياست همايش با دكتر پاتريسيا ليكوانا از فيليپين بود. دكتر ليكوانا درباره تلاش هايي صحبت كرد كه او و بسياري مانند او تا روي كاغذ آمدن "برنامه براي عمل" در كنفرانس زنان پكن با برگزاري بيش از 5000 كارگاه آموزشي انجام دادند و پس از آن تلاش بي وقفه براي اجراي اين برنامه و شبكه سازي سازمان هاي غيردولتي زنان تا اين همايش آسيايي كه مي توان طي آن دستاوردها را ستود و كم و كاستي ها را كه زياد هم هست تشخيص داد و نقشه مقابله با مسائل نوظهور را در سطح محلي، منطقه اي و جهاني كشيد. او روي اين مسئله تاكيد كرد كه جهان به سرعت در حال تغيير است و ما بايد به تلاش هامان سرعت بخشيم.

 

سخت كوش، خندان و صبور

يك نكته ديگر در بحث او و ساير سخنرانان تا روز آخر تغييرات جدي اي است كه در اثر لابي كردن در نگرش دولت ها ايجاد شده و بنابراين تاكيد روي اهميت صبوري نشان دادن در ادامه اين كار. وقتي يك زن آسياي جنوبشرقي اين حرف ها را مي زند بايد باور كرد. زن هاي دستفروش يا آشپز خياباني سخت كوش، خندان و صبوري كه با تماشاي آن ها و شنيدن حرف هاشان تمام عقده هايم سر باز مي كنند: سخت كوش، خندان و صبور در فيلم كوتاهي كه قبل از صحبت هاي خانم ليكوانا از زنان شرق آسيا و كارشان نمايش داده شد و سخت كوش، خندان و صبور در خيابان هاي بانكوك، كه از روز قبل ديده بودم. در بانكوك هميشه حق با مشتري است. ظاهرا حتي در طول جنگ عراق هم بانكوك استراحتگاه و تفريحگاه افسران و سربازان امريكايي بوده روي اينترنت مي توانيد گزارشات متعددي در اين باره بيابيد، بخصوص هر وقت بحثAPEC (سازمان همكاري تجاري آسيا اقيانوسيه) و WTO (سازمان تجارت جهاني) در ميان است و خصوصي سازي تمام نشدني زخم هاي كهنه را تازه مي كند و زبان ها را در سرزنش عوامل اين همه بدبختي تيزتر. از طرف ديگر مسئله سوء استفاده جنسي از زنان شرق دور مطرح است زخم ديگري كه مدام سر باز مي كند و همه اين زن ها تايلندي نيستند. به هر جهت مسئله قاچاق زنان و روسپيگري از محورهاي همايش بود و در اين مورد اطلاعات بسيار مفصلي داده شد. مفصل تر و دقيق تر همراه با شرح تلاش ها و ناكامي ها براي يافتن راه هايي واقعا عملي پايان دادن به مشكلات زنان آسيايي.

 

سهمي از خرد سحرانگيز

در طول همايش اطلاعات و ارتباطات از چند طريق شكل گرفتند. وقتي سخنراني ها تمام شد به تماشاي رقص دعوت شديم و آشنايي با گوشه اي ديگر از فرهنگ تايلندي. رقصي به اسم "شكوه خرد". در پايان رقص از روي پله هاي دو طرف سالن روي سر همه ماها برگ گل ريختند، تا لابد ما هم سهمي از اين خرد سحرانگيز ببريم! و بعد، وقت نهار هم دو رقص ديگر، يكي براي آرامش روح جنگجو و ديگري براي فراخواندن آن. رقص ها شبيه به اعمال جادويي بودند و در فضايي كوچك انجام شدند: نظير غذاها و صنايع دستي تايلندي ظريف و پيچيده.

در ساعت دو بعد از ظهر فستيوال فيلمي سه روزه شروع شد، شامل 21 فيلم كه دو تاي اول آن در همان سالن دانشگاه ماهيدول به نمايش در آمد و بقيه در هتل محل اقامتم.

 

13حوزه نيازمند توجه ويژه براي سازمان هاي غيردولتي

همزمان با نمايش فيلم البته كارگاه هاي آموزشي هم كارشان را شروع كردند. اسم بردن از همه آن ها ممكن نيست، سعي مي كنم دسته بندي شان كنم. در مجموع 57 كارگاه آموزشي و سمينار برگزار شد كه اكثرا حول همان 12 حوزه باعث نگراني كه در پلاتفرم نهايي كنفرانس پكن مطرح شده بود مي چرخيد، مثل حقوق بشر زنان كه تا حقوق مادري و حق شير دهي امتداد مي يافت. به طور كلي مبناي همه بحث ها حقوق بشر زنان بود. مثلا، گروه مدافع حق شيردهي زنان هم اين بحث را كه زن بايد اختيار تن خود را داشته باشد مطرح مي كردند، هم اين مسئله پيچيده را كه چطور با سكسي محسوب كردن پستان زن اتفاقي كه مربوط به همين 70-80 سال اخير است- و بتدريج نقاط ديگر تن او مدام عرصه را بر زنان تنگ تر كرده اند، و هم اين كه اگر قرار است زن هر زني كه بخواهد بتواند بچه اش را شير بدهد حقوق مادري بايد محترم شمرده شود، و مهم تر از همه برخورداري از مراقبت هاي پزشكي حين بارداري و در 6 ماه اول زندگي كودك، تغذيه مناسب، امنيت. يعني جنگ بي جنگ، چون يكي از مسائل مهم زنان خشونت هاي خانگي است كه جنگ و مسلح بودن افراد آن را تشديد مي كند. و در ضمن جنگ و شرايط بعد از آن ايمني كل جامعه را به خطر مي اندازد.

 

زن و غذا، يك كارگاه آموزشي ديگر، درباره نقش زن به عنوان تغذيه كننده و شرايطي كه جهاني شدن نوليبرالي يا اقتصادي از يك طرف با خصوصي سازي كذايي اش و از طرف ديگر با مهندسي ژنتيك كردن بذرها، و از همه مضحك تر حقوق انحصاري خواستن براي بذرهاي تغيير ژنتيكي يافته به وجود آورده است. كارگاه هاي آموزشي و سمينارها در باره موقعيت اقتصادي زنان روستايي در نقش تغذيه كنندگان خانواده به اين ترتيب با جهاني شدن اقتصادي ربط مستقيم مي يافتند. قاچاق زنان هم به جهاني شدن اقتصادي ربط پيدا مي كرد، هم به عدم امنيت قانوني، مهاجرت، جنگ، آموزش.

به اين ترتيب به هر طرف مي چرخيدي با آمار و تجربيات در مورد تاثيرات مخرب نظامي گري، جهاني شدن و بنيادگرايي مواجه مي شدي. من مي توانم13حوزه مهم نيازمند توجه ويژه براي سازمان هاي غير دولتي را به ترتيب و بر حسب تعداد برنامه هايي كه به آن ها اختصاص داشت از هم تفكيك كنم كه البته با 12 محور نگران كننده پلاتفرم پكن منطبق نيست، اما ربط دارد.

1. كار رسمي و غير رسمي زنان روستايي و شهري در شرايط مختلف 2. استراتژي هاي فمينيستي و مسائل مربوط به جنبش زنان 3. خشونت عليه زنان 4. حقوق زنان 5. وضعيت زنان و شرايط جنگي و بعد از جنگ 6. بهداشت و بيماري 7. زنان و فقر ناشي از جهاني شدن نو ليبرالي 8. ارتباط سازمان هاي غير دولتي زنان با دولت و سازمان هاي دولتي 9. نقش زنان در تصميم گيري هاي محلي، منطقه اي، جهاني 10. زنان و رسانه ها 11.آموزش 12. محيط زيست 13. سازمان هاي غير دولتي زنان.

 

نشست هاي عمومي

در فاصله اين برنامه ها اتفاق هاي ديگر برنامه ريزي شده و نشده هم مي افتاد. صبح روزهاي دوم و سوم نشست هاي عمومي برگزار شد كه در اول ژوييه شامل دو گروه سخنراني، اولي تحت عنوان "بزرگداشت دستاوردهاي زنان... رويارويي با مسائل زنان" با 5 سخنران كه اصلي پاتريسيا ليكوانا از فيليپين بود. دومي "زنان آسيايي در جوامع اسلامي: چشم اندازها و مبارزات" كه از ميان آن ها سخنراني فريدا شهيد را ترجمه كرده ام كه سخنران اصلي بود و جزو اين مجموعه گزارش هست. اين جا هم سخنران ها 5 نفر بودند.

در نشست هاي عمومي صبح روز سوم باز دو گروه 5 نفري شركت داشتند. موضوع گروه اول "جنبش هاي فراملي زنان: چالش ها و سياست آتي در عصر جهاني شدن و جنگ" و موضوع گروه دوم "حقوق زنان، دمكراسي و چالش براي توسعه پايدار" بود كه سخنران اصلي كامالا چانداركرانا از اندونزي بود و 4 زن ديگر بحث هاي حاشيه اي را مطرح مي كردند. در سخنراني گروه اول روبي كني دختر جواني اهل گينه نو پاپوا، عضو جوان فروم آسيا-اقيانوسيه به فراموش شدن مسئله همجنس گرايان در همايش اعتراض كرد. و جييجي، هماهنگ كننده برنامه ها به سرعت اتاق و ساعتي براي بحث درباره اين موضوع تعيين كرد تا هر كه مايل است شركت كند.

 

كارگاه هاي مهارت آموزي

صبح آخرين روز همايش به جمع بندي يا در واقع كارگاه هاي مهارت آموزي بر اساس بحث هاي انجام شده اختصاص داشت. مهمترين مهارت ها 1) شبكه سازي سازمان هاي غير دولتي؛ 2) استفاده از اطلاعات و ارتباطات براي ارتقا موقعيت و زندگي زنان؛ 3) استفاده از فراگرد گزارش دهي سيدو (كنوانسيون رفع همه اشكال تبعيض عليه زنان) يا در واقع تهيه shadow reports؛ 4) برخورد با حقوق بشر از زاويه جنسيتي؛ 5) افزايش ظرفيت زنان محلي براي حل مناقشات كه در آسياي شرقي خيلي زياد است- بود و در نهايت چند نشست بزرگ تر يعني پر جمعيت تر براي تصميم گيري نهايي و تعيين استراتژي ها و تهيه سند همايش. در كل، سازمان هاي غير دولتي مدافع حقوق زنان از ميان 12 محور برنامه براي عمل كنفرانس زنان پكن روي آن هايي كار مي كنند كه مبتلابه شان است. در تايلند انتخاب ها به اين ترتيب بود 1. مسئله زنان و فقر؛ 2. اهميت حضور زنان در تصميم گيري هاي جامعه؛ 3. خشونت عليه زنان؛ 4. زنان و حقوق بشر؛ 5. زنان و رسانه ها؛ 6. دختران. مسئله تامين غذا، كه حالا با از بين رفتن محيط زيست به دليل سياست هاي مخرب مختلف به شدت آسيب ديده در آسيا خيلي مهم شده است حوزه اي است كه بايد اضافه شود. پاكستاني ها افزودن زنان معلول و توجه ويژه اي را كه مي طلبند مطرح كردند، فريبا داودي، روزنامه نگار ايراني، مسئله زنان و بلاياي طبيعي را مطرح كرد. يك گروه ژاپني درخواست افزودن 5 حوزه ديگر را در سايت خودش دارد كه متاسفانه به ژاپني است.

 

كتاب كوچك خيلي جالبي چاپ نپال در 2004 از انتشارات Beyond Beijing Committee شامل آمار و ارقام و اطلاعات كامل اولويت هاي 12 محور نگران كننده را براي چهار منطقه مركزي، شرقي، غرب دور و ميانه، و غربي و بعد براي كل كشور مشخص و در مورد هريك جداگانه بحث مي كند. و توصيه هاي عالي ارائه مي دهد. از جمله مثل قانون به رسميت شناختن كنوانسيون مربوط به مقام پناهندگان (1951) و پروتكل الحاقي (1967) براي محفوظ ماندن حقوق پناهندگان، بخصوص زنان و كودكان.

 

شهادت هاي شخصي

يك رديف برنامه هاي ديگر كه در روزهاي دوم و سوم همايش اما آخر وقت، بين 5 تا 7 برگزار شد شهادت هاي شخصي بود. شهادت شخصي آن قدر با شرح حال شخصي متفاوت هست كه بگمانم در فارسي هم بتوان فرق آن دو را تشخيص داد و گرچه سابقه تاريخي دقيق شهادت شخصي را نمي دانم اما مي دانم كه جنبش فمينيستي از آغاز خيلي به آن معتقد بوده و بر شرح حال شخصي ترجيحش مي داده و در امريكاي لاتين سابقه طولاني دارد.(در فرهنگ نظريه هاي فمينيستي كه نوشين و فرخ و من ترجمه كرديم مدخلي درباره اش هست گرچه مختصر.) در هر حال اين شهادت هاي شخصي كه هر بار 4 مورد بودند جز در يك مورد كه تعريف خاطره هاي شخصي فمينيست هاي فعال آسياي شرقي از يايوري ماتسويي و جسارت هاي او بود، مشتمل بر شهادت زنان درباره موارد نقض حقوق بشر در كشورشان، يا خشونت نظامي و پليسي در جامعه و زندان يا به دست قاچاقچيان آدم افتادن و خلاصه شهادت بر زندگي هاي خود و واقعيت هاي كريه زيستن در ديكتاتوري هاي كوچك مردسالاري كه با گرايش هاي بنيادگرايي، نظامي گري و نوليبرالي. يا يك مورد مبتلا به ايدز كه از جزيياتش خبر ندارم.

 

برگزاري برنامه هاي از پيش تعيين نشده

در حاشيه اين برنامه هاي رسمي برنامه هاي اعلام نشده اي هم برگزار شد، براي من مسائل مربوط به پناهندگي و مهاجرت و جهاني شدن اقتصادي مهم بود و آن چه در كارگاه آموزشي مربوط به مهاجرت آموختم اين بود كه در چارچوب جهاني شدن غير اقتصادي بايد حق كار براي همه مردم جهان در همه جا رسميت داشته باشد تا اشخاص زن يا مرد مجبور به تن دادن به كارهاي سياه و غير رسمي نشوند. البته چون يكي از عوامل مهاجرت هاي اجباري كمبود كار در محل زندگي است اين دفاع از حق كار دفاع از حقي است كه در قوانين تمام كشورها هست اما انگار بايد براي اثبات اين حق مبارزه كرد. پس اولين گام تلاش براي اجراي قوانين و به كرسي نشاندن حقوق زنان است با ملاك قرار دادن حقوق بشر. حقوق بشري ها متشكل از چند سازمان و ديده بان علاوه بر كارگاه آموزشي و ميزگرد و ميزي كه براي توزيع بروشور و نشريات داشتند همان روز اول درخواست حضوري دسته جمعي در مقابل ساختمان در فاصله نهار و برنامه هاي بعد از ظهر را كردند كه با سخنراني هايي همراه بود. سخنراني هاي روز اول بر محور همبستگي و رد خشونت نسبت به زنان بود. و در اعلاميه اي كه منتشر كردند تاكيدشان روي اين مسئله بود كه "مبناي نگرش همه ما همواره و در هر شرايطي بايد حقوق بشر باشد". روز دوم من ترجيح دادم به سراغ ميزهاي توزيع بروشور و فروش كتاب بروم.

 

مات از كم كاري مان

ميزان كار كاغذي انجام شده قابل تحسين بود. روز اول از بي رنگ و رويي لباس هامان در مقابل آن همه رنگ و تشخصي كه لباس هاي محلي آسياي شرقي دارد مات ماندم و روز دوم از كم كاري مان. واقعا فهميدم كه وقتي آسيايي بودن ما را خيلي به رسميت نمي شناسند و مي گويند خاورميانه اي هستيد منظورشان چيست. همه خيلي كار كرده بودند، همه پر از تحرك و فعاليت بودند. زنان نپالي نصف شان قربانيان قاچاق زن بودند كه موفق به بازگشت به كشورشان و تشكيل شبكه اي براي حمايت از زناني كه به دليل نياز به كار گول قاچاقچيان را مي خورند شده اند. و چه آوازهاي زيبايي در بازگشت به هتل و در اتوبوس مي خواندند، آوازهايي نرم و سخت از رنج هاي زن آسيايي و اميدش به آينده، چرا كه هميشه كودكي هست كه به تو يادآوري كند فردايي هم وجود دارد كه بذر آن امروز كاشته مي شود. اما آن خاكي كه بايد زير و رو شود از ديروز به جاي مانده.

 

Comfort Women و برخورد درست زن ژاپني باموضوع شرمساري اش

براي من بخصوص شناخت بيشتر موضوعي كه قبلا كمي با آن اشنا بودم خيلي مهم بود. موضوع (Comfort Women) يعني زناني كه ژاپن در جنگ جهاني دوم به زور يا به اسم استخدام در ارتش به كار فحشا در حاشيه اردوگاه هاي نظامي كشاند. اين زن ها بنا به جزوه اي كه در همايش پخش مي شد 200000 بودند و اكثرا آسيايي و تعدادي هم اروپايي با رده سني از 8 سال تا 28 سال كه خيلي ها در همان طول جنگ مردند يا دست به خودكشي زدند يا موفق به فرار شدند و از بقيه نصفي را ارتش در عقب نشيني كشت و نصف ديگر همان جايي كه بودند رها شدند.تلاش براي احقاق حق در اين مورد خيلي زود شروع شد اما به نتيجه نرسيد، چون ارتش ژاپن هيچوقت مسئوليت اين كار را به عهده نگرفت. اما شكايت هاي پراكنده اي كه اين زن ها ، اكثرا بيمار و منزوي، كردند باعث آگاهي يافتن زنان ژاپني از اين مسئله شد. و آن ها از دهه هفتاد كه جنبش فمينيستي ژاپن با حضور يايوري ماتسويي و كيم سونگ داك كه اولي در سال 2003 و دومي روز قبل از همايش از جهان رفتند و زنان ديگر شكل فعالي به خود گرفت يكي از مسائلي كه به درستي مي دانستند براي حفظ عزت نفس خود بايد دنبالش را بگيرند همين مسئله توهين علني به زنان بود كه حكومت ژاپن در پيش گرفته بود. در حالي كه من قبلا آن ها را براي با چنين جديت پرداختن به مسئله كه مستقيما به زنان ژاپني ربط ندارد من اين طور فكر مي كردم و موضوعي مربوط به 50 سال پيش و صرف اين همه وقت و هزينه براي جمع آوري مدارك و تشكيل دادگاه در توكيو كه به نتيجه نرسيد و بعد در هلند و لاهه به صورت يك تريبون بين المللي زنان و محكوم كردن مقامات عاليرتبه و حتي امپراتور ژاپن تحسين مي كردم، در طول همايش دريافتم كه مسئله اين نيست. اهانتي كه ارتش و حكومت ژاپن به زنان كره اي و غيره در 50 سال پيش كرده خيلي به رفتار امروز آن ها با زنان ژاپني و آن هايي كه از تايلند و فيليپين و برمه و... براي كار به ژاپن مي روند و حالا با داستان جهاني شدن اقتصادي و افزايش بيكاري جز فحشا راهي ندارند ربط دارد. از سوي ديگر زن ژاپني بايد با اين ضايعه روحي ناشي از خودشيفتگي مردان نسل قبلي حساب خود را تسويه مي كرد و تنها راه درستش به جاي "نشان دادن" اين كه زني متفاوت است و نمي شود خريد و فروختش، اين بود كه بتواند با موضوع شرمساري اش درست رو به رو شود، بخصوص كه اين نسل زنان هم شرمسار جنگي احمقانه و رذيلانه بود - و نه فقط بخاطر بمباران هيروشيما و ناكازاكي - و هم شرمساررفتاري كه با زنان شده بود، و هم شرمسار از بازي كردن نقش قرباني. و بعد، متوجه شدم نمي توانيم از گذشته فقط آن بخش هايي را كه دوست داريم انتخاب كنيم و اسمش را تاريخ زنان بگذاريم. يعني، مي توانيم اما نتيجه اش همين هست كه هست. گمانم اين طرز تفكر است كه از سازمان هاي غير دولتي ژاپني قوي ترين و مؤثرترين سازمان ها را ساخته. آن ها متعدد بودند و فعال. بيشترين انتشارات منظم را داشتند و بهترين ابتكار عمل ها را براي كمك به زنان منطقه، بخصوص در مورد قاچاق زنان و كار غير رسمي.

 

از بردگي جنسي در برمه، تا نسل كشي در ميانمار

موضوع بقيه كتاب ها و جزوه ها از بردگي جنسي در برمه، تا نسل كشي در ميانمار كه دامن قوم را كايينگ را گرفته و ممنوعيت فرهنگ و ادبيات را كايينگ و بدتر از آن اجبار دختران آن ها به ازدواج با نظاميان ميانماري و اجبار پسران آن ها به خدمت در ارتش و در صورت تمرد زندان و شكنجه را در بر مي گرفت، از اعلام همبستگي ها از جمله عضو پذيرفتن The Girls Go Global Project براي رمز زدايي از واژه فمينيسم و پيوندي تعهد برانگيز و مثبت بر قرار كردن با اين واژه (براي اطلاعات بيشتر : girlsgoglobal.org www. يا suzette@girlsgoglobal.org ) تا اعلام آمادگي به تبادل آرا درباره مزد كار در خانه و بازنشستگي براي زنان خانه دار (براي اطلاعات بيشتر: www.womencentre.org.hk يا homemaker@womencentre.org.hk

بين همه سازمان ها بحث بردگي جنسي داغ تر بود. اين مشكلي است كه هنوز راه حلي نيافته. GAATW موضوع را در سطحي جهاني بررسي مي كند. آسيا فقيرترين زنان را دارد و اين فقيرترين زنان آرزوي كار و زندگي بهتر را دارند، اما برعكس مدام در معرض تبعيض جنسيتي و ساير اشكال تبعيض اجتماعي هستند. خانواده ها از هم پاشيده اند. تحميل زياد است به ويژه از جانب حكومت و همواره تحت نام سنت و فرهنگ و مذهب. بنابراين زنان كه دلبستگي اي نسبت به جامعه خود ندارند و به كار هم احتياج دارند به راحتي حاضر به مهاجرت مي شوند و همين در مقابل قاچاقچيان آسيب پذيرشان مي كند.. و از آن طرف هم خريد و فروش زنان كم خطر است و پر درآمد. در يك كلام، ارزش اجتماعي چنداني به دختران داده نمي شود و اين به قاچاقچيان كمك مي كند، چون دختران فرصت هاي شغلي زيادي هم ندارند. در ضمن، سنديكاهاي جنايتكاران، مانند Yakuza در ژاپن و Triadsدر چين چنان قوي اند كه به سختي مي توان با آن ها مقابله كرد و تازه تنها نيستند و افراد محلي هم هستند كه در خيلي از موارد با قرباني نسبت دارند. يك تحقيق جديد در فيليپين نشان مي دهد كه 85% از قربانيان مورد مصاحبه را يك نفر كه نزديك به آن ها بود قاچاق كرده است.

اما اگر 1) سياست هاي ضد مهاجرت متوقف شود؛ 2ٌ) دخالت مقامات مرزي و اداره مهاجرت در قاچاق كه گزارش NGO ها و قربانيان حاكي از آن است قطع شود؛ 3) اختلاف سطح شديد شمال و جنوب نه تنها از حيث اقتصادي بلكه از حيث امكانات ارتباطي و زير ساخت اجتماعي كاهش يابد شايد بتوان تا حدي جلوي قاچاق زنان را گرفت.

 

نشريه اي مربوط به يك سازمان ژاپني ديگر از اين صحبت مي كند كه در نوامبر 2000 سازمان ملل پروتكل مربوط به قاچاق انسان را كه بعد از كنوانسيون 1949 كه در مورد به فحشا واداشتن ماده اي داشت - اولين مورد پرداختن به اين مسئله بود تصويب كرد. اين پروتكل تفسير پذير است و در تدوين آن محكم كاري نشده. اين نحوه نگرش دولت ها را مي رساند. آن ها فكر مي كنند محدود كردن سفر دختران پاسخگوي قضيه است حال آن كه اين يعني نقض بيشتر حقوق آن ها و در ضمن بيشتر به دام قاچاقچيان انداختن دختران. بنابراين بايد در اين مورد هشدار داد كه دامنه تجاوزات به حقوق بشر زنان و آزارهايي كه به زنان كارگر مهاجر رسانده مي شود صرفا با بحث قاچاق قابل توصيف نيست. در ضمن تا به حال نگرش هاي ضد قاچاق زنان و متوقف كردن سوء استفاده هايي كه در جريان مهاجرت از زنان مي شود اغلب به قوانين سركوب گر و سياست ها و توافق هاي جهاني بدتر و مزخرف تر منجر شده است. نشريه اي مربوط به مهاجرت درباره اهميت افشاگري و لابي كردن دولت در مورد قاچاق زنان و كودكان، معتقد است اول از همه پليس بايد بپذيرد كه اين زنان قرباني هستند و نه همدست جنايتكاران و بعد طرز برخورد صحيح با آن ها را بياموزد. غير از نگرش خاص يا شايد به واسطه آن بحث (الف) مكانيزم هاي حمايتي و (ب) خدمات مشورتي و (ج) امكان اسكان سريع زنان مطرح است. براي اين كار عده اي بايد تربيت شوند. روش هاي بازجويي جديدي آموخته شود تا به روح قرباني كمترين لطمه را بزند. نويسنده ضمنا از قول يكي از افسران پليس مي گويد اين يك بازار عرضه و تقاضاست و بايد به اين مسئله تقاضا به طور جدي پرداخت. بدون مبارزه با اين وجه قضيه نه پليس و نه گروه هاي حمايتي زنان كاري از پيش نخواهند برد. كشورهايي كه در آن ها روسپيگري قانوني است نمي توانند با اين تقاضا بجنگند، بقيه اين شانس را دارند به شرطي كه فساد مقامات اجازه دهد. بنابراين نويسنده براين عقيده است كه فمينيست ها بايد يك بار ديگر به طور جدي به مسئله فحشا بپردازند. در واقع هم اگر قرارداد جنسي مي توان بست حتي تلويحا، چطور مي توان مثلا آزار جنسي در محل كار را محكوم كرد؟ و در ضمن بر خلاف نظر آن گروه از فمينيست هايي كه فاحشگي را انتخاب زن مي دانند اين انتخاب گروه زن نيست، گروه مشتري است كه انتخاب مي كند. به يك دليل ساده و آن اين كه شرايط كار براي زن ها مدام سخت تر مي شود و براي گروه مشتري دسترسي به سكس ارزان تر و راحت تر.

از طريق اين بحث ها و بروشورها و تصاوير و لبخندهاي همبستگي و در كنار هم نهار و چاي و قهوه خوردن با زنان نپالي، برمه اي، و از طريق كارگاه هاي آموزشي و انتشارت با زنان ژاپني، و استراليايي آشنا شدم، با زنان بنگلادشي از طريق فستيوال فيلم.

 

ما آن وسط پاستوريزه بوديم: خانم هاي متشخص و نگاه از بالا!

دو فيلم اول را در همان سالن اجلاس عمومي نمايش دادند. اولي فيلم سينمايي زندان زنان منيژه حكمت بود. بعدي ويدوگرافي از زندگي زنان روسپي در بنگلادش. در جزوه اي كه آني، مسئول و مبتكر فستيوال فيلم تهيه كرده ضمن توضيح درباره فرمات هاي مختلف از 16 ميليمتري تا ويديو گراف و ژانرهاي مختلف از تجربي كوتاه، مستند تا فيلم سينمايي و نام بردن از كشورهاي تهيه كننده كره، ژاپن، چين، تايوان، سري لانكا، نپال، فيليپين، هند، لائوس، بنگلادش، ايران، تاجيكستان، پاكستان، و قرقيزستان يك پيشوند ميني هم به اين فستيوال چسبانده. شايد در مقايسه با 57 كارگاه و سمينار نمايش 21 فيلم به نظر كار كوچكي مي آمد. اما بهترين فيلم هاي مستند منطقه در ارتباط با مسائل زنان انتخاب شده بودند.

 

تا فيلم بنگلادشي به نمايش در نيامده بود فكر مي كردم اين همه زني كه آن جا حضور دارند همه كم و بيش مثل ماها هستند، گروه ايراني، كه البته واقعا گروه نبوديم و از طرق مختلف به همايش دعوت شده بوديم. يعني زن هاي طبقه متوسط، با همان مشكلات عمومي زنان در جوامع مردسالار، و با عرض معذرت به نوعي بدرد نخور، تماشاچي و نماينده خود گماشته زنان ايراني كه پر از تنوع اند. اما طبق ضرب المثلي ژاپني كه مي گويد هر تصويري به قدر 1000 كلمه مي ارزد نمايش دو فيلم "زندان زنان" و بعد فيلمي كه زن هاي خياباني بنگلادشي تهيه كرده بودند و مقايسه دو فيلم متوجهم كرد كه ما خيلي آن وسط پاستوريزه هستيم: خانم هاي متشخص و نگاه از بالا. بعد هم، نه كسي ما را قاچاق كرده، نه زن خياباني بوده ايم و نه حتي روسپي محترم، نه هيچ كدام گرايش جنسي ناگفتني اي داريم و نه هيچ اعتيادي، نه سرپرست خانوار هستيم و نه بچه مادري كه با مشقت خرج خانواده را در آورده. يعني هيچ تجربه شخصي از مصائب زنان نداريم. خلاصه زن هاي خيلي معمولي و پاستوريزه. به عنوان فعالان اجتماعي هم ما نه فيلم مستندي شامل حتي مصاحبه با زن هاي محروم و تحت فشار داشتيم كه نشان بدهيم در مملكت ما اقلا فقر يا فحشا دو مشكل اصلي زنان تمامي كشورهاي جهان- چه چهره اي دارد و نه گزارشي مكتوب. ما را هر كسي مي ديد فكر مي كرد به اين مسائل علاقمند هستيم. اما آن جا خود آن همه زني كه حاضر بودند چنين تصوري بر نمي انگيختند. خيلي زود مي فهميدي كه آن ها به موضوعاتي مي پردازند كه با پوست و گوشت خودشان لمس كرده اند، اولويت هاشان را واقعيت هاي اجتماعي تعيين كرده. هرچه مي گويند واقعا مسئله شان است.

 

تصاويري از مسائل زنان

با زنان بنگلادشي از طريق فيلم شان آشنا شدم، فيلم دوم فستيوال كه ويديوگرافي بود به نام When We Walk the Streets (وقت خيابان گز كردن ما) تهيه شده با مشاركت Global Alliance Against Traffic in Women عليه خشونت پليس نسبت به زنان خياباني كه توسط خود اين زنان برداشته شده بود و نمايانگرخشونتي كه پليس داكا نسبت به زنان خياباني اعمال مي كند. فيلم برداراني كه حاضر بودند روي صحنه رفتند و از اين كه شكنجه، تهديد و تجاوز دسته جمعي و آزار و سوء استفاده كار پليس مشكلي است همگاني صحبت كردند و گفتند كه گرچه فيلم را براي وارد گفتگو شدن با پليس و يافتن راه حل تهيه كرده ايم جرات نشان دادن آن را نداريم چون ممكن است عواقب بدي براي خودمان داشته باشد. اين حرف ها بحث هاي زيادي برانگيخت. آن ها درباره دو فيلم ديگر همين مجموعه هم صحبت كردند كه We Are Women Too را اتحاديه زنان خياباني كامبوج ساخته بود و A Peep into the Silence را فروم كارگران جنسي ( (Sex Workers Forum كرالا، هند. آن ها گفتند كه هنگام نهيه اين فيلم ها خيلي نگران پرستيژ كشورشان بوده اند و اين كه مبادا فرصت ديگري براي تحقير مردم كشورشان به دست غربي هاي "توسعه يافته" بدهند. تماس ها از طريق اي ميل و جستجو در اينترنت نشان داد كه اين پديده خشونت پليس جهاني است و هر جا بهبود يافته به يمن حركت سازمان يافته خود زنان خياباني بوده است. فهميدند كه از 15 مارس 1997 يك روز جهاني عليه خشونت پليس تشكيل شذه كه 50 گروه در 14 كشور جهان آن را برگزار مي كنند. و همچنين از سال گذشته 17 دسامبر روز جهاني پايان دادن به خشونت عليه كارگران جنسي اعلام شده و گروه هاي خودياري در ايالات متحد و انگلستان براي حمايت از قربانيان تشكيل شده است.

 

يك فيلم موفق ديگرUnlimited Girls ويديوگراف فمينيست هنديParomita Vohra بود. فيلم نگرشي شاد و پست مدرن به بحث جنبش هاي زنان داشت و اين كه چطور زنان جوان با يا بدون برچسب هاي معمول (فمينيسم، لزبينيسم) در همه جنبش هاي متفاوت امروزي حضور دارند. فيلم ديگر جالب توجه Say I Do بود نوشته و ساخته Arlene Ami . مستندي فيليپيني-كانادايي در مورد عروس پستي. برخلاف عروس پستي هاي ايراني فيليپيني ها براي رهايي از فقر به اين شيوه ازدواج رو مي آورند و شوهر عمدتا مردي خارجي است. فيلم سعي مي كرد اين نجات دهنده ها از فقر و فلاكت را و توهم درباره آن ها را به تصوير كشد و اين بحث را مطرح مي كرد كه صنعت عروس پستي با جهاني شدن اقتصادي و ازدياد سايت هايي كه كارشان قاچاق زن است رو به گسترش است.

 

مسائل ديگري كه در فيلم ها مطرح بود قاچاق زنان و عبور دادن آن ها از مرز و به امان خود رها كردن اين شكم هاي اضافي در Their Corner of Sky محصول لائوس بود و زندگي كارگران خانگي در سرزمين هاي بيگانه در Made in Singapore يك فيلم فيليپيني عالي. بعضي از فيلم سازها حضور داشتند و امكان سؤال بود. براي مثال، حضور كمرنگ زنان در خبر رساني بعد از نمايش Running with the media in Japan را Asuka Tomaru و Sally Mclean از دانشگاه ريتسوميكان ژاپن مورد بحث قرار دادند. فيلم ساز سريلانكايي Anoma Rajakaruna درباره دو فيلم خودش Yet Another Five و Out of Shadows كه هر دو درباره تجاوز به حقوق زنان بود صحبت كرد. Hui li چيني-استراليايي هم بود تا درباره تعقيب و آزار هواداران فالون گونگ در چين موضوع فيلم مستندش به نام سه زن - صحبت كند. يكي از خود زنان هم حاضر بود تا از تجربه هاي خود بگويد.

 

به نوعي اين فيلم ها با 12 محور نگران كننده عنوان شده در برنامه براي عمل كنفرانس پكن مربوط بود. فيلم The Business of Selling درباره قاچاق انسان كه مي گويند سومين منبع درآمد هاي عظيم براي باندهاي تبهكار در سراسر جهان است با حمايت مالي دانشكده خبرنگاري دانشگاه كالفرنيا-بركلي تهيه شده بود. فيلم با طرح اين بحث كه عمدتا زنان و كودكان طعمه قاچاق مي شوند و اكثرا هم فيليپيني هستند به ماجراي دو زن روستايي مي پردازد كه شوهر همسايه قديمي شان به هواي اين كه برايشان كار پيدا كرده آن ها را مي برد و در الجزاير به عنوان روسپي مي فروشد. اما دو زن بالاخره موفق مي شوند كه به هر مشقتي كه شده به روستاي خود برگردند و براي اجراي عدالت وارد مبارزه اي شوند كه نتيجه اش هنوز معلوم نيست. داستان اين زنان هم گسترش قاچاق را نشان مي دهد و هم ضعف قوانين در حمايت از زناني را كه به بردگي فروخته مي شوند.

From Dream to Reality هم درباره زنان روستايي است، اما كاملا چيز ديگري است و نشان مي دهد كه چطور در تاجيكستان زنان روستايي شركت كننده در پروژه جنسيت و فقر در نواحي زراعي سازمان زنان ژاپن WID))، استفاده از اعتبار مالي آن براي اشتغال، نقش بسيار مثبتي در خانواده و جامعه خود يافته اند و احترام شان افزايش يافته.

 

بقيه فيلم ها هم همين موضوع هاي مشكل كاريابي زنان فقير و قاچاق زنان را مطرح مي كردند. در اين ميان فيلمي پاكستاني به نام Search for Freedom درباره 4 زن برجسته ي تاريخ افغانستان، شاهزاده شفيقه سراج خواهر امان اله محبوب و ترقيخواه (1929- 1919 )؛ ميرمان پروين اولين خواننده زن راديو افغان؛ موشينه بيوه روستايي جواني كه خودش و دو كودكش از قتل عام طالبان جان سالم به در برده اند؛ و سهيلا دانشجوي پزشكي تبعيدي كه مدرسه هاي زيرزميني راوا Revolutionary Association of Afghan Women را در دوران حكومت طالبان اداره مي كرد به نوعي متفاوت بود. اين فيلم را پاكستان تهيه كرده و تصور باطلي را كه درباره زن افغان رواج دارد به هم مي ريزد.

 

Sharing the Light درباره زنان مسيحي و هندو و مشتركات ديني آن ها است و Silk & Iron درباره زنان كارگر و تلاش آن ها براي سازماندهي و تغيير روابط جنيستي و مقاومت در برابر جهاني شدن شركتي. عنوان اين فيلم هم نقش هاي مادران، خواهران، همسران، و دختران را نشان مي دهد كه در اين جهان مردان به عنوان نان آوران فعال بايد مثل ابريشم نرم باشند و مثل آهن قوي. فيلم ها اكثرا محصول دو سال اخير بود. فيلم هندي Tails of the Night Fairies درباره پنج روسپي 4 زن و 1 مرد است كه همراه با فيلم ساز درباره اهميت داشتن تشكل بحث مي كنند. و Women Opening Doors: Voices of Japanese Women Temporal and part time Workers درباره موقعيت نيمي از كارگران زن در ژاپن است كه كارگر موقتي محسوب مي شوند يعني يا نيمه وقت يا قراردادي و تحت شرايط ناامني كار مي كنند.

 

مراسم پاياني

نمي دانم تا چه حد تماشاي يك فيلم مي تواند به معني آشنايي با مسئله اي كه در آن مطرح مي شود تلقي شود. اما مراسم پاياني همايش هم حالا مثل يك فيلم به ذهنم مي آيد.

پايان فروم با تشريفات خاص رقص و آواز و پذيرايي مفصل از مهمانان و صدور بيانيه اي انجام شد كه ترجمه اش را در زير مي خوانيد و در ضمن ارزيابي از پيشرفت كار اجراي برنامه براي عمل پكن گرچه در طول فروم انجام شد و در روز آخر مكتوب و خوانده شد و اصلاحاتي در آن صورت گرفت، اما در 3 اوت بايد روي اينترنت بيايد تا هر كس مي خواهد درباره اش اظهار نظر كند و بعد به صورت كتاب ارغواني چاپ خواهد شد. كتاب ارغواني نخستين حاصل اين فروم تلقي مي شود. مرحله بعدي استفاده از استراتژي لابي كردن، بحث درباره اتخاذ روش هاي تاثيرگذاري روي تصميمات محلي، منطقه اي و جهاني است و پس از موفقيت در اين امر مرحله سوم طبق برنامه پيش بيني شده در بروشور همايش انتشار خبرنامه ها و جزواتي است كه تجربه هاي مثبت هر گروه را به ديگران منتقل كند.

 

با اين حساب بيانيه اي كه منتشر شد براي تاكيد بر اين بود كه ما دستاوردهاي كنفرانس پكن را پاس مي داريم و از آن عقب نشيني نخواهيم كرد. به همين دليل هم بنا به گفته فريدا شهيد گرچه بعضي ها خواهان برپايي يك كنفرانس زنان پنجم بودند اما اكثر سازمان هاي غير دولتي و گروه هاي زنان ترجيح دادند به جاي كنفرانسي جديد بر تثبيت نتايج قبلي پاي فشاري كنند. در واقع بيانيه حاكي از همين موضع است و با توجه به آن همه تلاش و بحث در طول همايش ناقص به نظر مي رسد. مقاله فريدا شهيد كه ترجمه اش در سايت مي آيد شايد بيانيه را كامل كند. (ترجمه سخنراني فريدا شهيد در بخش کوک مخرب آمده است)

 

 

بيانيه همايش سازمان هاي غير دولتي آسيا-اقيانوسيه براي پكن+10

30 ژوئن -3 ژوييه

 

در ميان ناآرامي، عدم امنيت، و بحران هاي رو به رشدي كه محصول جهاني شدن نوليبرالي، جنگ، نظامي گري ها و افراط گرايي هاست، و در حالي كه همه اين ها بر مردسالاري همچنان پايدار تاثير مي گذارند و از آن تاثير مي پذيرند، ما ، بيش از 700 زن از جنبش هاي مختلف زنان آسيا-اقيانوسيه كه در سالايا، ناكورپناتوم، تايلند گرد آمده ايم قويا بر تعهد خود به ضرورت اجراي محورهاي نگران كننده ي مندرج در برنامه براي عمل پكن تاكيد مي ورزيم.

 

ما برنامه براي عمل پكن را سندي استراتژيك براي توانمند سازي زنان، حقوق بشر، و توسعه مي دانيم كه ياور زنان در سازماندهي، عمل و جستجوي بديل ها ست. با اين برنامه، جنبش هاي زنان درك خود را تعميق بخشيده اند، به شناخت خود گسترش داده اند، و تعارف، چشم اندازها و استراتژي هايي را براي حقوق بشر، توانمند سازي زنان، و توسعه، همچنين شبكه سازي و همبستگي فرا ملي بسط داده اند.

به هر جهت، ما به چالش هاي عظيم و پيچيده اي كه هنوز زنان در منطقه آسيا اقيانوسيه با آن مواجهند واقفيم. از اين ميان: دستاوردهاي نامساوي ناشي از تفسير و اجراي ضد و نقيض پلاتفرم پكن، سند نهايي پكن+5، برنامه كنفرانس جهاني جمعيت و توسعه در قاهره و كنوانسيون رفع همه اشكال تبعيض عليه زنان، به دليل كم بودن رغبت سياسي و تعهد دولت ها، نهادها و ساير تصميم گيرندگان؛ پيامدهاي واكنش منفي عمومي عليه گزينش ها و استقلال زنان و تساوي جنسيتي؛ تغييرات در عرصه كلان كه به طور نظام مند موقعيت زنان را تحليل برده، آن ها و خانواده هاشان را در فقري مزمن نگه داشته و فضاي اتخاذ روش لازم براي دولت ها به منظور انجام كاري مؤثر در جهت عملي كردن تساوي، توسعه و صلح در سطحي جهاني را محدود مي كند.

 

در سطح جهاني ما به شدت نگران نيروها و منابع هستيم، از خود برنامه گرفته تا چارچوب تنگ اهداف توسعه هزاره (MDGs) ، كه كسب آن ها در واقع منوط است به توانمندي يافتن زنان و تساوي جنسيتي.

ما غلبه سياست هاي يك جانبه، نو محافظه كاري، و قدرت شركتي را در اداره جهان، نهادها، و فراگردها محكوم مي كنيم. ما تداوم خشونت دولتي به نام امنيت ملي و جهاني را و در برخي كشورها، جنايت تلقي كردن نارضايتي سياسي را محكوم مي كنيم. ما اين واقعيت را كه در هر گوشه اين منطقه، جان اعضاي جنبش هاي اجتماعي و سازمان هاي غير دولتي زنان مدافع حقوق بشر به واسطه اشكال قديم و جديد نيروهاي تندرو و بنيادگرا در خطر است محكوم مي كنيم. اين نيروها از هويت هاي قومي، جمعي، كاستي و ديني سوء استفاده مي كنند و مي كوشند فضاهاي دمكراتيك، تكثرگرايي ها و صداهاي مخالف را حذف كنند.

 

ما نحوه عملكرد عوامل مذكور را در جهت سركوب احساس جنسي زنان، حقوق توليد مثل و اختيار بر تن شان محكوم مي كنيم. ما كشاندن زنان به شركت در چنين پروژه هاي سياسي را كه هدف از آن ها تاديب اجتماعي و كنترل است محكوم مي كنيم.

 

ده سال پس از پكن در اين همايش و در ميان اين چالش هاي عمده، ما تصميم مان را مبني بر دنبال كردن همان روحيه و تحقق بخشيدن به قصد پكن و گرامي داشتن دستاوردهاي ده سال گذشته مان براي حمايت از يك ديگر در مقام مدافعان حقوق بشر زنان و صلح، و عرض وجود چونان شركاي مساوي در ايجاد جهاني عادل، دمكرات، انساني و صلح آميز اعلام مي كنيم.

ما تلاش هاي دولت ها و سازمان ملل را براي تحقق بخشيدن به اهداف برنامه براي عمل پكن قدر مي شناسيم. ما قويا آن ها را به حفاظت از اين دستاوردها، پاي بندي به تعهدات خود، و تضمين اجراي كامل و مؤثر آن ها فرا مي خوانيم.

ما نيز متقابلا تلاش هاي خود را افزايش مي دهيم، به بهره بردن از تجربه ها و خلاقيت هاي متفاوت يك ديگر، مبارزات و اميدهامان، بحث هاي سازنده مان ادامه مي دهيم. همبسته با گروه هاي به حاشيه رانده شده، خود را متعهد به كار با ساير جنبش هاي اجتماعي در جهت بسط دادن به مبارزه مان براي جهاني بهتر براي نسل هاي آينده مي دانيم.

سالايا، ناكورنپاتوم، تايلند

3 ژوييه 2004

كتابچه ارغواني بعدا چاپ خواهد شد. آدرس هايي كه مي توانيد موضوع را دنبال كنيد از اين قرار هستند:

 

www.worldsocialforum.org

www.forosocialmundial.org

www.isiswomen.org

fd-meet@isiswomen.org

 

آدرس كميته فستيوال فيلم :

 

Terry Hermano thermano@yahoo.com