زنان - سه شنبه 6 مرداد 1383 27 ژوئيه 2004

 

 

كميسيون زنان شوراي ملي مقاومت ايران سازمانها ومدافعان حقوق زنان رابه اعتراض عليه دادگاه نمايشي پرونده قتل زهرا كاظمي فرا خواند

كميسيون زنان شوراي ملي مقاومت ايران- 4 مرداد1383 (25 ژوئيه 2004)

بدنبال تبرئه تنها متهم پرونده قتل خانم زهرا كاظمي و حكم مسخره دژخيمان قضائيه آخوندي به پرداخت ديه مقتول از بيت المال كميسيون زنان شوراي ملي مقاومت ايران سازمانها, مجامع و مدافع حقوق زنان درس را به اعتراض عليه اين قتل جنايتكارانه و سرپوش گذاشتن برآن توسط سردمداران ديكتاتوري زن ستيز آخوندي فرا خواند.

در ادامه اطلاعيه كميسيون زنان شوراي ملي مقاومت آمده است: بستن اين پرونده در حاليست كه همه مي دانند عاملان و آمران اين جنايت سردژخيماني مانند آخوند شاهرودي و آخوند يونسي و عوامل آنها مي باشند.

قتل فجيع زهرا كاظمي و در بردن عاملان و آمران اين جنايت علاوه بر اين كه دشمني آخوندها را با دمكراسي و آزادي بيان, نشان مي دهد, بطور مضاعف مبين زن ستيزي افسارگسيخته آنها و پايمال نمودن حقوق زنان در تمامي عرصه هاي سياسي و حقوقي, مي باشد.

اين همان رژيمي است كه تاكنون دهها هزار زن مجاهد و مبارز را اعدام كرده و به فتواي خميني دختران زنداني را قبل از اعدام مورد تجاوز قرار داده و زنان باردار را نيز اعدام كرده است. مجازاتهاي وحشيانه و تبعيضات ضدانساني عليه زنان بخشي از قوانين جزاء مدني اين رژيم بشمار مي رود.

قتل خانم زهرا كاظمي و حكم صادر شده از سوي دستگاه قضائيه رژيم آخوندي, بار ديگر پرونده قطور جنايات وحشيانه و تبعيضات ضد انساني اين رژيم عليه مردم ايران بويژه زنان را در برابر قضاوت بين المللي قرار مي دهد.

كميسيون زنان شوراي ملي مقاومت ايران از تمامي فعالان حقوق زنان در سراسر جهان مي خواهد كه صداي اعتراض خود را عليه اين سركوب و تبعيض وحشيانه عليه زنان ايران بلند كنند و خواستار محكوميت رژيم زن ستيز آخوندي در اجلاس آتي مجمع عمومي ملل متحد شوند.

 

مردى مقابل چشم فرزند گلوى همسرش را بريد

محمد غمخوار:شرق -  دوشنبه 5 مرداد 1383 26 ژوئيه 2004

در تازه ترين جنايت خانوادگى در اصفهان مردى با چاقو گلوى همسرش را بريد.

طبق اعلام على فروغ نيا، رئيس مركز اطلاع رسانى فرماندهى انتظامى اصفهان متهم پس از دستگيرى در بازجويى ها اعتراف كرد كه به خاطر انحراف اخلاقى همسرش مرتكب اين جنايت شده است.

قتل با چاقو

نوجوان 16 ساله اى به نام اسماعيل كه از اتباع افغانستان است هفته گذشته با مراجعه به كلانترى نجف آباد ماموران را در جريان قتل خواهر ۲۳ ساله اش قرار داد.

وى گفت: عصر كه از سر كار به خانه آمدم متوجه غيبت خواهرم شدم، به دليل اينكه او بدون اطلاع از خانه خارج نمى شد به موضوع مشكوك شدم و در خانه به دنبال او گشتم. در يكى از اتاق ها با جنازه غرق در خون خواهرم روبه رو شدم.

ماموران پس از اطلاع در قتلگاه زن جوان حاضر شدند و در بررسى هاى اوليه مشخص شد مقتول گوهر نام داشته كه سه ماه قبل در پى اختلاف با همسرش از او جدا شده بود و به خانه پدرش آمده بود.

همچنين براساس گزارش پزشكى قانونى عامل يا عاملان احتمالى جنايت با چاقو اقدام به بريدن گلوى مقتول كرده بود. ماموران در ادامه در بازجويى از خانواده مقتول متوجه شدند همسر مقتول تاكنون چند بار گوهر را به مرگ تهديد كرده بود.

با به دست آمدن اين سرنخ ماموران تحقيقات براى شناسايى مخفيگاه همسر مقتول را آغاز كردند و متوجه شدند متهم كه برات نام دارد پس از اين جنايت به شيراز فرار كرده است. كارآگاهان كه احتمال مى دادند قاتل پس از چند روز دوباره به خانه اش برمى گردد آنجا را زير نظر گرفتند تا اينكه ديروز هنگامى كه برات به خانه اش در نجف آباد برگشت از سوى ماموران كلانترى ۱۱ نجف آباد دستگير شد.

عامل جنايت در بازجويى هاى اوليه با اعتراف به قتل همسرش در مورد انگيزه اش از اين جنايت گفت چند ماه قبل متوجه رابطه همسرم با مردى شدم و او را طلاق دادم. چند ماه پس از اين ماجرا پيش گوهر رفتم و خواستم فرزندانم را به من بدهد. اما او مخالفت كرد و با هم درگير شديم. خيلى عصبانى بودم از آشپزخانه چاقويى برداشتم و با آن سر گوهر را بريدم و به شيراز فرار كردم.

پس از اعترافات اين مرد، يكى از فرزندان او با مراجعه به ماموران با تائيد گفته هاى پدرش اظهار داشت كه شاهد قتل مادرش بوده است.

متهم پس از تكميل تحقيقات مقدماتى براى محاكمه تحويل دادگسترى نجف آباد شد.

۹۶ قتل در يك سال در اصفهان

براساس آمار پليس آگاهى اصفهان، در سال ۸۲، ۹۶ مورد قتل در اين استان به وقوع پيوسته است كه ماموران دايره جنايى اين استان موفق به كشف راز ۸۴ مورد از اين قتل ها شده اند كه عامل يا عاملان اين جنايت ها دستگير شده و پس از تكميل تحقيقات متهمان با پرونده هاى خود تحويل دستگاه قضايى شدند.

همچنين بررسى آمار قتل هاى سال ۸۲ نسبت به سال ۸۱ حكايت از افزايش ۱۴ درصدى وقوع قتل در اين استان دارد.

سرهنگ حسنعلى ولى، معاون آگاهى فرماندهى انتظامى اصفهان با اشاره به افزايش ۳۰ درصدى كشفيات قتل در يك سال گذشته نسبت به سال ۸۱ به شرق گفت: ۲۰ تا ۳۰ درصد قتل هاى سال گذشته را افغان ها مرتكب شده اند كه بيشتر آنها مربوط به تسويه حساب در مورد اختلافات قومى و سياسى در كشور خودشان بوده كه قتل در كشور ما اتفاق افتاده است. مسائل ناموسى، اختلافات خانوادگى و سرقت از ديگر انگيزه هاى قتل در بين تبعه هاى افغانى در استان است.

وى در ادامه افزود: نكته مهم در خصوص قتل هاى استان در سال گذشته اين است كه شش فقره از قتل ها مربوط به داشتن رابطه نامشروع زنان با مردان غريبه بوده است. در اين شش مورد كه از قتل هاى پيچيده استان در سال گذشته بود زنان با همكارى مرد ديگرى مرتكب قتل همسر خود شده بودند.

 

چهار زن عراقي در جنوب اين كشور كشته و زخمي شدند

دوشنبه 5 مرداد 1383 26 ژوئيه 2004

پليس اعلام كرد: مهاجمان با آتش گشودن به روي خودروي حامل زنان عراقي كه در حال حركت به سوي محل كارشان در جنوب عراق بودند، دو زن كشته و دو تن ديگر زخمي شدند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس، علي كاظم از مقامات پليس بصره، اظهار داشت: مهاجمان كه سوار بر خودرويي بودند، در كنار خودروي حامل اين زنان كه صبح امروز (دوشنبه) در حال حركت به سوي فرودگاه بصره و محل كارشان با نيروهاي انگليسي بودند، شليك كردند. وي به آسوشيتدپرس گفت كه دو تن از اين زنان كشته شدند.

افراد مسلح در عراق دو زن را كشته و دو زن ديگر را زخمي كردند

دوشنبه 5 مرداد 1383 26 ژوئيه 2004

خبرگزاري فارس: افراد مسلح، دو زن عراقي را كه در فرودگاه تحت كنترل نيروهاي انگليسي در "بصره" كار مي‌كردند، كشته و دو زن عراقي ديگر را زخمي كردند.

به گزارش خبرگزاري فرانسه از بصره،‌ دو زن عراقي كه در فرودگاه بصره واقع در جنوب عراق كار مي‌كردند امروز توسط افراد مسلح كشته و دو زن ديگر نيز زخمي شدند.

يك پزشك در بيمارستان آموزشي صدر گفت: دو زن در حمله افراد مسلح به خودرو حامل آنها در منطقه "مشراق" كشته و دو زن ديگر نيز زخمي شدند.

پنج زن كه براي يك شركت خصوصي كار مي‌كردند، طبق قرار داد اين شركت به سمت محل كار خود در فرودگاه بصره در حركت بودند كه خودروي آنها هدف حمله افراد مسلح قرار گرفت.

اين افراد مسلح قصد متوقف كردن خودرو آنها را داشتند. منابع بيمارستاني گفتند كه افراد مسلح اقدام به گلوله باران اين خودرو كردند.

انگيزه‌هاي اين اقدام هنوز مشخص نيست، ولي افراد مسلح بارها عراقي‌هايي را كه متهم به همكاري با نيروهاي خارجي شده‌اند را هدف قرار داده‌اند.

 

تعداد زنان مدير در سال ‌٧٦ بالغ بر ‌٧٢٦ نفر بوده است گفت: اين رقم در سال‌٨٢ به يكهزار و‌١٨٦ نفر رسيد

دوشنبه 5 مرداد 1383 26 ژوئيه 2004

رييس مركز امور مشاركت زنان با بيان اينكه تعداد زنان مدير در سال ‌٧٦ بالغ بر ‌٧٢٦ نفر بوده است گفت: اين رقم در سال‌٨٢ به يكهزار و‌١٨٦ نفر رسيده كه اين مساله نشان دهنده رشد ‌٦٣ درصدي حضور زنان در عرصه‌هاي مديريتي كشور است.

به گزارش خبرنگار سرويس زنان خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، زهرا شجاعي مشاور رييس جمهوري روز دوشنبه افزود: تعداد تعاوني‌هاي زنان طي سالهاي اخير ‌٢٥٣ درصد رشد داشته است.

وي در ادامه در خصوص تعداد تشكلهاي غيردولتي زنان گفت: پس از پيروي انقلاب اسلامي تا سال ‌٧٦ تنها ‌٦٧ تشكل غيردولتي زنان در كشور وجود داشت كه اين آمار با رشد ‌٤٣ درصدي به ‌٣٣ هزار و ‌٧٢٠ تشكل غيردولتي رسيده است.

رييس مركز امور مشاركت زنان با بيان اين كه تعداد زنان مؤلف در ‌٧ سال اخير ‌٢٢٦ درصد و تعداد زنان مترجم طي همين سالها ‌٢٣١ درصد رشد داشته است، خاطرنشان كرد: تعداد ورزشكاران حرفه‌اي زن در ‌٧ سال گذشته يكهزار و ‌٢٣٠ درصد رشد داشته است.

وي با اشاره به افزايش آمار اشتغال دانش‌آموختگي زنان و تقاضاي كار آنها اظهار داشت: در شرايط فعلي با نرخ ‌٢/٢٠ درصد بيكاري زنان مواجه هستيم و اين در حاليست كه درصد زنان فعال طبق آمار بانك جهاني ‌٨/١٤ درصد و طبق آمار مركز آمار ايران ‌٧/١١ درصد است.

به گفته رييس مركز امور مشاركت زنان ‌٦٤ درصد شركت كنندگان آزمون استخدام ادواري سال جاري را زنان تشكيل دادند، همچنين سازمان مديريت نيز طي گزارشي اعلام كرد درصد كاركنان زن در بخش دولتي ‌٤ درصد يعني از ‌٣٠ درصد به ‌٣٤ درصد افزايش يافته است.

مشاور رييس جمهوري تصريح كرد: مركز امور مشاركت زنان طي سال‌هاي ‌٧٩ تا ‌٨٢ از ‌٣٧٠ طرح كه از سوي تشكلهاي غيردولتي زنان مطرح شده حمايت كرده كه ‌٩٤ طرح آن مربوط به اشتغال و كارآفريني زنان بوده است.

وي تاكيد كرد: طبق آمار موجود تعداد زنان خانه‌دار كشور حدود ‌١٢ ميليون، تعداد زنان روستايي نيز ‌١٢ ميليون، تعداد دختران دانش‌آموز حدود ‌١١ ميليون نفر و تعداد زنان آسيب‌ديده آسيب‌پذير و سرپرست خانوار حدودا بين ‌١ تا ‌٥/١ ميليون نفر است.

شجاعي در ادامه اظهار داشت: در حوزه آموزش و تحصيلات زنان كه از درخشان‌ترين عرصه‌هاي فعاليت زنان است ما در سال گذشته شاهد ورود ‌٦٢ درصدي دانشجويان دختر به دانشگاهها بوديم و امسال نيز ‌٥٦ درصدداوطلبان آزمون ورودي دانشگاهها را دختران تشكيل داده‌اند.

وي با اشاره به پوشش تحصيلي ‌٩٣ درصدي دختران در سال ‌٧٦ اين آماررا در سال گذشته ‌٩٧ درصد اعلام كرد.

رييس مركز امور مشاركت زنان خاطر نشان كرد: در سال ‌٧٦ تنها ‌٤١ مركز آموزشي فني حرفه‌اي دختران در كشور وجود داشت كه اين آمار در سال ‌٨٢ با ‌٣٨٠ درصد رشد به ‌١٦٦مركز رسيده است.

وي با كند توصيف كردن رشد كادر آموزشي زنان اعضاي هيأت علمي دانشگاهها افزود: شمار اين افراد از ‌٨٢/١٧ درصد به ‌٧٨/١٨ درصد رسيده كه نشانگر رشد ‌٦ درصدي حضور زنان در كادر هيأت علمي دانشگاههاست.

شجاعي در ادامه در خصوص روند مشاركت زنان در عرصه‌هاي سياسي يادآور شد: در سال ‌٧٦ تنها ‌٣٥١ كانديداي زن در انتخابات مجلس شركت كردند كه اين آمار به ‌٥٠٤ نفر در سال ‌٨٢ رسيد. همچنين طبق آمار وزارت كشور ‌٦٥ درصد زنان در انتخابات مجلس شوراي اسلامي شركت كرده‌اند.

وي در پايان با اشاره به تهيه مقدمات تدوين سند جامع برنامه مشاركت زنان اظهار داشت: منتظر تصويب نهايي برنامه چهارم توسعه از سوي مجلس شوراي اسلامي هستيم.

 

" نقش زن در موسيقي مناطق ايران" منتشر شد

دوشنبه 5 مرداد 1383 26 ژوئيه 2004

کتاب " نقش زن در موسيقي مناطق ايران" نوشته هوشنگ جاويد توسط مرکز موسيقي حوزه هنري منتشر شد.

به گزارش خبرنگار موسيقي " مهر" دفتر اول کتاب " نقش زن در موسيقي مناطق ايران"، " نگاه مردم شناسانه " نام دارد و پيرامون نخستين جشنواره پژوهش موسيقي محلي زنان ايران که درشهريورماه گذشته برگزار شد، نگاشته شده است.

 اين کتاب  9 فصل دارد و موضوعاتي  چون" نشانه يابي ايمان و باورهاي ديني در آوازها و نغمات زنان ايراني"،" موسيقي آئيني مذهبي زنان ايراني"،" گفت و گو با آشنايان به موسيقي زنان در نواحي ايران" و" موسيقي آوازي زنان ايران و مساله زبان مادري" را دربر دارد.

در پشت جلد اين کتاب ذکر شده است: " آنچه در اين کتاب آمده است، شرح مختصر و اوليه اي است، از يک دايره المعارف شفاهي موسيقي در بين زنان ايران. سخني است درباره روش بکارگيري کلام آهنگين و ترانه که هدف معيني را دنبال مي کرده، از سوي مادراني که به طور بداهه با بکارگيري حافظه تاريخي خود و با تکيه برذوق فردي، به اقتضاي زمان، مکان، جغرافياي زيست و نوع معيشت، موسيقي و ادب را به گوش جان ما مي خواندند و بدينگونه بازخواني ديگري را از بخاطر سپرده ها انجام مي دادند، اگر بخواهيم معاني و اشارات و تعبيرات نهفته در نغمه هاي مادران ايراني را حال از هر قوم و قبيله اي که باشند به تحليل و تفسير بنشينيم، کتاب ها بايد نوشته شود و اين کتاب نخست ، از مجموعه اي در حال تهيه است."

نقش زن در موسيقي مناطق ايران توسط هوشنگ جاويد محقق و پژوهشگرموسيقي نوشته است. جاويد که خود دبيري اولين جشنواره موسيقي زنان نواحي ايران را به عهده داشت ، تا به حال کتاب هاي بسياري را در زمينه موسيقي نواحي نگاشته است که از جمله آنها مي توان به " آواز باران در ايران " و" لالايي هاي ايران" اشاره کرد.

،اين کتاب 175 صفحه اي به تازگي توسط نشر سوره مهر  با قيمت 1100 تومان  در 2200 نسخه منتشر شده است.

 

معرفت زنانه(1)

سخنراني محمد كرمي - منبع:كانون انديشه جوان: دوشنبه 5 مرداد 1383 26 ژوئيه 2004

خبرگزاري فارس:اشاره:متن حاضر اولين جلسه از سلسله جلساتي است كه تحت همين عنوان در محل كانون انديشه جوان در تاريخ 23/4/1383 برگزار شده است.

واژه فمينيسم يا به تعبيري مؤنث‌گراييِ در دو جا، مورد استفاده قرار مي‌گيرد؛ گاهي فمينيسم به معناي يك نقطه نظر يا يك دكترين سياسي، فرهنگي و اجتماعي در جامعه مي‌باشد و گاهي فمينيسم به گروه يا جنبشي گفته مي‌شود كه مي‌خواهد جرياني را كه در جايي اتفاق افتاده، مورد بررسي قرار دهد.

براي اينكه واژه فمينيسم كمي ملموس‌تر و قابل فهم‌تر باشد، مختصري از تاريخچه‌ي آن را بيان مي‌كنيم. فمينيسم به عنوان يك ايده يا يك محصول در جهان غرب در دوره‌ي روشنگري بين سال‌هاي 1750 ـ 1800 شكل گرفت كه اين دوره همراه بود با انقلاب صنعتي و انقلاب فرانسه.

 

اگر بخواهيم وضعيت زن را در جوامع غربي يا شرقي مورد بررسي قرار دهيم، مي‌بينيم در تمام جوامع، زن به عنوان طبقه‌ي فرودست و مرد به عنوان طبقه‌ي فرادست مطرح بوده است. البته تفاوتي كه بين فرودستي زنان در غرب با ساير جوامع وجود دارد، اين است كه فرودستي زنان در غرب يك فرودستي رفتاري نمي‌باشد بلكه يك فرودستي ايدئولوژيك يا نهادينه شده است. به طور مثال، در فلسفه‌ي يونان باستان موضوع انسان بودن يا نبودن زن مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرد و نظريات مختلفي بيان مي‌كنند كه زن موجود ناقصي است يا حيواني است كه به شكل انسان خلق شده است و با ناقص بودن زن اين نتيجه را مي‌گيرند كه زن نمي‌تواند در يك سير تكاملي قرار گيرد و هيچ حقي را در زندگي ندارد؛ چرا كه اصولاً زن براي پيشرفت و به هدف رسيدن مردان خلق شده است.

در قرون وسطي هم با موضوع فرودستي زنان مواجه مي‌شويم به طوري كه در ابتداي تورات بيان‌ مي‌شود؛ بعد از اينكه خداوند آدم و حوا را در بهشت قرار داد، حوا در كنار مار، آدم را فريب داد و باعث خروج آدم از بهشت شد.

در دوران تجدد و دوره‌ي رنسانس تغييري در وضعيت زنان ايجاد گرديد كه اين تغيير ابتدا در شهر فلورانس ايتاليا و بعد فرانسه و انگليس شكل گرفت. يعني موجودي كه تا آن زمان قابليت حضور در جامعه را نداشت و غايب بود به يك‌باره مورد توجه قرار گرفت و در ادبيات و رمان تجلي يافت، اما اساساً اين توجه فقط به ويژگي‌هاي زنانه و جذابيت‌هاي جنسيتي مربوط مي‌شد.

موضوع فرودستي زنان بعد از ورود به دوران روشنگري نيز وجود دارد، يعني در اين دوره نيز زنان حق ارث، مالكيت، رأي و حق مشاركت در مسائل سياسي و اجتماعي را ندارند و از بسياري حقوق حداقلي محروم مي‌باشند.

 

در اينجا سؤال پيش مي‌آيد كه چرا زنان به اين وضعيت در دوره‌هاي قبل از روشنگري هيچ اعتراضي نداشتند؟

در پاسخ به اين سؤال بايد گفت، تا وقتي انسان در مقابل اعمال فشار مقاومت مي‌كند و آن را تحمل مي‌كند، هيچ اعتراضي صورت نمي‌گيرد، يعني اين فضا و فشار قابل تحمل و زندگي است. علت عدم اعتراض زنان به وضعيت موجود در دوره‌هاي قبل از روشنگري نيز برمي‌گردد به ايجاد حداقل فضاي زندگي براي زنان در جامعه سنتي مسيحي در غرب كه فضا را براي زنان قابل تحمل مي‌كرد.

اما در دوره‌ي روشنگري اتفاقي رخ داد كه زنان اين شرايط و فضا را ديگر تحمل نكردند. تا قبل از انقلاب صنعتي يا قبل از دوره‌ي روشنگري اقتصاد جوامع، اقتصاد كشاورزي بود. در اقتصاد كشاورزي سپهر خصوصي داراي اهميت ويژه‌اي نسبت به سپهر عمومي بود. سپهر خصوصي يا حوزه‌ي خصوصي يعني خانواده و قلمرو خانواده و سپهر عمومي يعني حوزه سياست، حكومت و اجتماع. در يك تقسيم‌بندي كه از قديم‌الايام انجام شده بود سپهر خصوصي متعلق به زنان و سپهر عمومي متعلق به مردان ‌بود.

حال با توجه به اينكه قلمرو خانواده مربوط به زنان بوده و از اهميت بيشتري برخوردار بوده است، مشخص مي‌شود كه با اقتصاد كشاورزي و وجود معادلات پاياپاي و نظارت مستقيم قلمرو خصوصي بر مخارج خانواده، نقش قلمرو عمومي كمرنگ‌تر ‌شده و همين موضوع و عدم دخالت مستقيم مردان در قلمرو خصوصي باعث ايجاد روحيه‌ي تحمل در زنان مي‌شده است. اما بعد از انقلاب صنعتي ديگر هدف اقتصاد برآورده كردن نيازهاي خانواده نمي‌باشد، بلكه هدف اقتصاد توليد سرمايه و انباشت پول مي‌باشد.

 

عصر روشنگري داراي سه ويژگي مهم مي‌باشد كه براي درك بهتر مفهوم فمينيسم ضروري است آنها را بدانيم. 1ـ اقتصاد 2ـ مباني نظري 3ـ ساختار سياسي. در دوره‌ي روشنگري اتفاقاتي رخ داد كه هر سه ويژگي‌ به يك باره عوض شد و زمينه‌ساز ايجاد جنبش زنان در غرب گرديد. اتفاقي كه در عصر روشنگري در زمينه‌ي اقتصاد رخ داد، انقلاب صنعتي بود كه به اختصار بيان شد. در زمينه‌ي مباني نظري نيز به طور كلي تعريف انسان از انسان تغيير كرد. يعني قبل از روشنگري وظيفه‌ي انسان شناخت قوانين عالم بود، ولي در دوره‌ي بعد از روشنگري وظيفه‌ي انسان ساخت عالم شد به صورتي كه انسان بتواند، عالم و قوانين آن را به تصرف خود در بياورد كه نتيجه‌ي اين تفكر در غرب به وجود آمدن مكاتبي نظير:

1ـ فردگرايي 2ـ عقل‌گرايي 3ـ انسان‌محوري و 4ـ سكولاريسم بود.

در كتب فمينيستي اين نكته به صورت برجسته مورد توجه قرار گرفته است كه با شروع اقتصاد سرمايه‌داري ادامه زندگي براي زنان جامعه غربي غيرممكن گرديد؛ چرا كه در اين دوره قلمرو خصوصي و قلمرو عمومي از يكديگر تفكيك شد و قلمرو عمومي داراي اهميت ويژه‌اي شد. در اين حالت بود كه زنان با اينكه در محيط خانه و جامعه زندگي مي‌كردند، اما از حق ارث، مالكيت و غيره محروم بودند و به عنوان موجوداتي تزئيني و انگل‌هاي محترم در جامعه فردي مورد تكريم قرار مي‌گرفتند.

ساختار سياسي نيز در دوره‌ي روشنگري كمك مي‌كرد تا مباني نظري در جامعه پياده شود و همگان قبول كنند كه زن و مرد با هم تفاوت دارند، يعني در اصل مرد نسبت به زن از برتري چشمگيري برخوردار مي‌باشد.

بعد از انقلاب صنعتي كه آغاز فمينيسم نيز در اين دوره قرار داشت (1920 ـ 1750) مسائلي همچون فعاليت كارخانه‌ها و حضور زنان در كارخانه‌ها، حق رأي و غيره مطرح گرديد. البته مسأله اصلي كه در انقلاب فرانسه وجود داشت بحث حضور زنان و مشاركت زنان در انقلاب بود كه براي اولين بار در تاريخ غرب، زنان در سپهر عمومي وارد مي‌شدند. بعد از انقلاب فرانسه به سرعت پارلمان فرانسه تشكيل گرديد و اعلاميه‌اي با نام حقوق بشر صادر كرد كه بعدها همين اعلاميه در سازمان ملل به عنوان منشور ملل متحد با يك تغيير مطرح گرديد. با صادر شدن اين منشور، شُك شديدي بر جامعه زنان فرانسه وارد شد؛ چرا كه در اين منشور تصريح شده بود كه حق رأي و حق نمايندگي در پارلمان، مخصوص مردان است و زنان همچنان از بعضي از حقوقشان محروم مي‌باشند. با صدور اين اعلاميه در فرانسه خانمي به نام خانم المپ دگوژ در واكنشي به اين مورد، اعلاميه‌اي به نام حقوق بشر زنان در دفاع از حقوق زنان صادر كرده و جهت تصويب به صورت لايحه به پارلمان فرانسه تحويل نمود كه پارلمان نيز با رأي قاطع، اين لايحه را رد ‌كرد. بعد از رد اين لايحه، درگيري‌هايي در فرانسه شروع ‌شد كه با رسيدن اخبار اين درگيري‌ها به انگليس، خانمي به نام خانم ماري ولستون كرافت كه در واقع مادر فمينيسم مي‌باشد، كتابي به نام استيفاي حقوق زنان را ‌نوشت كه اين كتاب به انجيل فمينيستي تبديل شد. اين خانم بنابر مسايل شخصي و خانوادگي بعد از مدتي به فرانسه نقل مكان كرده و نظريات خود را در فرانسه پيگيري ‌كرد. البته علي‌رغم اينكه خانم ماري ولستون كرافت در قرن 18 و اوايل قرن 19 زندگي مي‌كرد، عقايد و نظريات ايشان در قرن 20 مطرح و دوباره زنده شد.

 

در فمينيسم موضوع جنس و جنسيت توسط جامعه‌شناسان مورد تفكيك قرار گرفته است كه در تعريف اين دو مي‌گويند: جنس يعني مجموعه‌اي از ويژگي‌ها و مشخصات فرد كه ريشه در طبيعت و زيست او دارد و جنسيت: مجموعه‌اي از ويژگي‌ها و كنش‌هاي شخصيتي كه ريشه در زيست ندارد، بلكه ريشه در اجتماع و تربيت دارد كه به اولي، جنس (Sex) و به دومي جنسيت (Gender) مي‌گويند.

در توضيح اين موضوع بايد عرض كرد كه اگر يك زن و مرد را در نظر بگيريم، تفاوت‌هايي مانند ظواهر جسمي در آنها مي‌بينيم كه اين تفاوت ريشه در زيست و طبيعت دارد، يا به تعبيري وقتي نوزادي به دنيا مي‌آيد براساس اندام خود داراي هويت مي‌شود كه به او پسر يا دختر مي‌گويند.

فمينيست‌ها با پيروي از خانم ولستون كرافت اعتقاد داشتند كه زنان به واسطه‌ي جنسشان مورد ستم قرار نمي‌گيرند، بلكه نقش آنها واسطه‌ي ظلم و ستم بر آنان است و ادعا مي‌كنند كه وقتي يك نفر را آناليز مي‌كنيم دو مورد، جنس و نقش را در او مي‌بينيم كه هيچ ارتباطي با يكديگر ندارند. البته روانشناسان و زيست‌شناسان در رد اين موضوع بيان مي‌كنند كه اگر هرموني كه در بدن زنان وجود دارد به بدن يك مرد تزريق شود، فرد احساساتي مي‌شود و اگر هرموني كه در بدن مرد وجود دارد به بدن يك زن تزريق شود، زن سنگدل و خشن مي‌شود كه با اين نظريه نمي‌توان گفت كه هيچ ارتباطي بين جنس و نقش يك فرد وجود ندارد.

مطالب ذكر شده كه مربوط به آغاز جنبش فمينيسم مي‌باشد، تا سال 1920 ادامه يافت و به نام موج اول شناخته شد. اين موج براساس دو ركن اصلي يعني: 1ـ آموزش 2ـ برابري حقوقي، نظريات خود را بيان مي‌كرد و اعتقاد داشت كه علت فرودستي زنان، عدم آموزش زنان مي‌باشد كه با حل شدن مسأله‌ي آموزش، زنان ديگر فقط به برابري حقوقي، يعني حق مالكيت، حق رأي، حق ارث و نياز دارند. بعد از اينكه تا سال 1920 اكثر كشورهاي غربي با درخواست زنان در زمينه‌ي آزادي بيان، حق رأي و موافقت كردند، از سال 1920 تا 1960 دوران افول جنبش فمينيست به جهت آغاز جنگ جهاني اول و دوم رخ داد كه اين جنگ‌ها و تأثيرات پس از آن، به علت اصلي خاموشي 40 ساله فمينيسم تبديل شد. چرا كه با شروع جنگ و كشته شدن حدود 40 ميليون مرد به خودي خود مردان ارزشمند شدند و تناسب بين جمعيت مردان و زنان در غرب نامتعادل گرديد و با اين شرايط و سردرگمي زنان در مسايلي چون شغل، ازدواج و زمينه براي آغاز موج دوم در سال‌هاي بعد از

1960فراهم گرديد.

 

در سال 1960 در جامعه‌ي غرب براي زنان اين سؤال اساسي مطرح گرديد كه چرا علي‌رغم به دست آوردن آزادي و برابري حقوقي كه از شعارهاي اصلي فمينيسم بوده، هنوز زنان داراي وضعيت مساوي با مردان در جامعه نمي‌باشند؟ در اينجا مشخص مي‌شود كه علت اصلي فرودستي زنان در غرب تنها برابري حقوقي و آزادي بيان نبوده، بلكه اين موضوع ريشه در مسايلي ديگر داشته است. خانم سيمون دوبوار در كتاب جنس دوم اين سؤال را دوباره مطرح كرد و با سوابق و شواهد بسياري علت آن را وابستگي هويتي زنان به هويت مستقل مردان عنوان مي‌كند؛ چرا كه با بررسي‌هايي كه انجام مي‌دهد، به اين نتيجه مي‌رسد كه در طول تاريخ علي‌رغم دستيابي به آموزش و آزادي، زنان نتوانسته‌اند هويت مستقلي داشته باشند و خود را مطرح نمايند. بعد از مشخص شدن اين موضوع ايشان سعي مي‌كند راه برون رفت از هويت وابسته را ارايه دهد و اين مساله با آغاز موج دوم فمينيسم در اروپاي قاره‌اي (كشورهاي اروپايي به جز انگليس) بين سال‌هاي 1960 تا 1980 همراه بود كه مي‌توان گفت اكثر گرايش‌هاي فمينيستي در اين دوره‌ 20 ساله ظهور كردند.