زنان - يكشنبه 4 مرداد 1383 25 ژوئيه 2004

 

 

 

فهرست كتاب هاي حوزه مطالعات زنان در سه ماهه اول سال 1383

نرگس طيبات -  تريبون فمينيستي ايران: شنبه 3 مرداد 1383 24 ژوئيه 2004

1.اشتغال زنان در ايران: درآمدي بر عوامل مؤثر بر اشتغال زنان در چهل سال گذشته. شهلا باقري. تهران: شوراي فرهنگي اجتماعي زنان، 120 ص. 7000 ريال. چ اول.

2. حقوق زن در كشاكش سنت و تجدد: تاملي بر مبادي هرمنوتيك حقوق زن، محمد حكيم پور. تهران: نغمه نوانديش، 494 ص. 29000 ريال،چ اول.

3. مسيح مادر: نشان زن در زندگاني و آثار احمد شاملو. پوران فرخزاد. تهران: ايران جام، 236 ص. 15000 ريال، چ اول.

4. زنان ايراني و راه و رسم زندگي آنان: سفرنامه كلارا كوليورايس. ترجمه ي اسدالله آزاد. تهران: كتابدار، 248 ص. 20000 ريال، چ اول.

5. فمينيسم و جنبش ماركسيستي: آيا سرنوشت زن را ساختار بدنش تعيين مي كند؟ ماري آليس واترز، ايولين ريد. ترجمه ي مسعود صابري. تهران: طلايه پرسو، 120 ص. 11000 ريال، چ اول.

6. زن از ديدگاه فلسفه سياسي غرب. سوزان مولر آكين. ترجمه ن. نوري زاده. تهران: قصيده سرا، روشنگران و مطالعات زنان، 328 ص. 25000 ريال، چ اول.

7. بررسي آسيب هاي اجتماعي زنان در دهه (80- 1370). زهرا محمدي. تهران: روابط عمومي شوراي فرهنگي اجتماعي زنان، 320 ص. 16000 ريال، چ اول.

8. زن در ايران عصر مغول. شيرين (اسلامي ندوشن) بياني. تهران: دانشگاه تهران، 180 ص. 11000 ريال، چ دوم.

 

اين تکه پارچه پرچم است

تريبون فمينيستي ايران: شنبه 3 مرداد 1383 24 ژوئيه 2004

هفته نامه يالثارات در شماره اخير خود (چهارشنبه 31 تير) مصاحبه اي يک صفحه اي درباره حجاب با سيد محمد قائم مقامي محقق و مدرس حوزه داشته است که به قول اين رسانه بسيار جالب و شنيدني است.

وي درباره فسفه و ضرورت حجاب گفته است که پوشش زن دستور جميع انبيا الهي بوده و براي تببين اين مسئله به وجود دو نگاه به زن در فرهنگ ها اشاره کرده است: يکي در فرهنگ چاهلي که زن موجودي زيبا و جذاب است و بايد عرضه شود نه آن که پوشيده ماند و يکي نگاه انبيا که زن موجودي زيبا است و با طبيعت تفاوت هاي دارد. از نظر او زيبايي زن: امر وصلت و نزديکي دو جنس ارتباط دارد و نزديکي دو جنس هم مقدمه توليد مثل است و از آنجايي که توليد مثل بايد ضابطه مند باشد خداوند متعال هم تمام مراحل و مقدمات توليد مثل را ضابطه مند کرده است. نگاه به زن مقدمه امر نکاح است به همين دليل است که از ديدگاه انبيا نظر به زيبايي جايز است ولي به ضابطه آن و ضابطه آن نيز همان محروميت است. در اينجاست که نظر به اين زيبايي جايز و حتي مستحب مي شود که زن خودش را براي شوهر زيبا مي کند و مي تواند براي همسرش جلوه گري داشته باشد نه در عام و خيابان...

وي درباره رابطه شرعي بودن حجاب با قانوني بودن آن نيز گفته است:...بحث قانوني بودن حجاب به ضرورت نهي از منکر و در حکومت اسلامي باز مي گردد چون در اين کشور اسلام حاکم شده است و علما قدرت دارند پس اين حکومت از باب نهي از منکر وارد مي شود و اعلام مي کند در منطقه من ,چه کسي معتقد باشد و چه کسي معتقد نباشد, بايد قانون و حرمت آن را رعايت کند. او بر مبناي اين استدلال در اجبار کردن کساني که از خارج وارد ايران مي شو ندگفته است: جايي که اسلام و دين قدرت داشته باشد حرم ناميده مي شود و ورود به حرم هم آداب دارد..نبايد به برخي نادانان داخلي توجه کرد. اين مسئله درعرف جهاني هم پذيرفته شده است.ورود به هر کجا يک ضابطه اي دارد

وي همچنين کارکرد حجاب را "نهادينه کردن نظم در اعماق جامعه" دانسته و درباره نقش آن در خارج از مرزها با اشاره به منتقدان حجاب گفته است: آن برادراني که راجع به حجاب بحث دارند...نگويند حجاب يک تکه پارچه است که عقب و جلو بودن آن خيلي مهم نيست...اگر روسري يک پارچه است, اين تکه پارچه پرچم است...اين نماد است. حجاب پرچم حاکميت خداوند است..

وي در اين باره که گفته مي شود پرداختن به حجاب با توجه به مسائل مهم تر موضوعيتي ندارد با اشاره به مسائل مربوط به حجاب در فرانسه گفته است: ...بعضي از برادران ما بايد اهميت حجاب را از شيراک بياموزند. او سر قضيه را مي داند و قدرت حجاب را درک کرده است.حجاب در جامعه فقط يک معلول نيست بلکه جنبه علتي دارد

وي در بخشي ديگر از مصاحبه اش ضمن رد کردن عرفي بودن حجاب, حضور نيروها و به ويژه حزب الله را در صجنه ضروري دانسته و تشويق کرده است: مومنين بايد بشتر وارد صحنه شوند...اصلا در خيابان نماز بخوانند و تظاهر کنند. ما نبايد فقط در جامعه رژه خانم هاي بد حجاب را ببينيم. بايد رژه مبارک خانم هاي چادري را هم ببينيم...چرا نيروي انتظامي تذکر نمي دهد ...چرا سپاه و بسيج سکوت مي کنند؟ انجا نوبت حزب الله است تا هوش خودش را نشان دهد. نيروي حزب اللهي يک هوش مخصوص دارد که من به آن هوش اسماني مي گويم...هوشمندان ما روشنفکران اصلاحي ما نيستند. اين ها بي هوشان جامعه ما هستند...

 

کنگره هفتم جبهه مشارکت با انکار زنان گشايش يافت

زنان ايران - شنبه 3 مرداد 1383 24 ژوئيه 2004

سهيلا وحدتي، 1 مرداد ماه: soheila@womeniniran.org

همگان از شکست مرحله اي اصلاح طلبان در پايان کار مجلس ششم آگاهند، اما هنوز بسياري از ما نمي دانيم که در گذر از اين شکست براي آينده چه برنامه اي دارند. گاه اخبار و گفتگوها را که مي خوانيم، نشاني از واقع بيني و درس گرفتن از شکست ها در آن ديده مي شود که مايه دلخوشي به وجود توان لازم براي عملکرد واقع گرايانه در راستاي پيشبرد اهداف اصلاحات است. از جمله آقاي سعيد حجاريان در گفتگويي با وقايع اتفاقيه در 27 تيرماه در انتقاد از عملکرد جبهه اصلاحات چنين گفت که "نخبگان فكر كردند كه همه مسائل را خودشان در حلقه‌هاي بسته چانه‌زني مي‌توانند بدون اينكه فشار و حمايت اجتماعي پشتيبانشان باشد حل كنند." و من اميدوار شدم که از اين پس اصلاح طلبان جبهه مشارکت بدنبال جلب حمايت اجتماعي خواهند بود. و همچنين ايشان در همين مصاحبه بيان داشت که "اصلاحات نو بايد اصلاحات طبقه‌گرا باشد. ما بايد اعلام كنيم كه بدنبال مطالبات طبقه فلان هستيم." و من باز اميدوار شدم که ديگر شاهد اعلام کردن مطالبات زنان بصورت مشخص و واضح از سوي اصلاح طلبان جبهه مشارکت خواهيم بود.

من اميدوار بودم؛ تا اينکه امروز متن سخنراني آقاي محمدرضا خاتمي را به عنوان دبير کل در گشايش کنگره هفتم جبهه مشارکت خواندم، و باورم نشد! باورم نشد که ايشان حتي يک بار هم به زنان اشاره اي نکرده است. متن سخنراني ايشان را دوباره خط به خط خواندم، و اينکه ايشان از دمکراسي و مردمسالاري سخن بگويد، از معيارهاي دمکراسي صحبت کند، شرايط برقراري مردمسالاري را برشمارد، جهت مبارزات آينده جبهه مشارکت را براي تحقق دمکراسي بيان کند، از آزادي و حقوق مردم سخن بگويد، اما حتي يک جمله از زنان و درباره فشارهاي موجود بر آنان و تضييق حقوق ايشان و عدم آزادي آنان و پايمال شدن حقوق اين بزرگترين قشر اجتماعي تحت فشار و تحت شديدترين فشار - در ايران بر زبان نياورد، برايم باورنکردني نمود.

سخنراني آقاي محمدرضا خاتمي نه تنها اميد زنده شده از ديگر اخبار و گفتگو ها را برايم به ياس تبديل کرد، بلکه اين تصور را براي من پيش آورد که سياست جبهه مشارکت ادامه همان سياست پيشين است، فقط حيطه چانه زني تغيير يافته است! دبير کل جبهه مشارکت هنوز به فشار از پايين باور ندارد و جلب حمايت زنان، يعني نيمي از جمعيت ايران، هنوز مورد توجه ايشان قرار نگرفته است. ايشان هنوز مطالبات مردان سياسي را بيان مي دارد و هنوز از اصلاحات طبقه گرا خبري نيست و مطالبات نيمي از شهروندان هرگز در گفتار ايشان بازتاب نمي يابد.

 

آقاي محمد رضا خاتمي از نيروي انساني به عنوان يکي از سه رکن اصلي توسعه نام مي برد، اما اهميت فعال کردن نيروي زنان را در توسعه انساني ناديده مي گيرد و نگران مهاجرت نيروي انساني عمدتا مذکر است، اما نگران بلااستفاده ماندن نيروي انساني مونث در جامعه نيست.

آقاي محمد رضا خاتمي دمکراسي را به معناي " محدود كردن قدرت، مشروعيت بخشيدن به قدرت با آراي مردم و ايجاد چارچوبي شفاف براي تعيين نسبت حكومت و حاكمان با مردم" تعريف مي کند و نيز تاکيد مي نمايد که " دموكراسي امري نسبي است و داراي يك معيار و شاخص قابل قبول همگان براي اندازه‌گيري نيست" و اين واقعيت را ناديده مي گيرد که امروزه ميزان مشارکت زنان در جامعه مهمترين شاخص و معيار سنجش ميزان تحقق دمکراسي است و تضمين آزادي ها فردي و حقوق شهروندي زنان را در تعريف دمکراسي جا مي اندازد.

 

آقاي محمد رضا خاتمي مشکل مهم امروز را "تحميل و خودسانسوري بر مطبوعات و رسانه ها" بر مي شمارد و مي بايد از ايشان پرسيد که اين مشکل کدام دايره محدود از جامعه است؟ دايره اي که ايشان و همکاران ايشان و بخشي از روشنفکران و خبرنگاران و نخبگان جامعه را در بر مي گيرد. ما زنان با همه کثرت جمعيت مان از ديد ايشان نامرئي هستيم، خود سوزي ها و خودکشي ها و قتل هاي زنان در صفحه حوادث مي ماند و به صفحه سياسي روزنامه ها راه نمي يابد که خوانده شود، همه بي عدالتي ها و سانسورها، همه خشونت ها، همه تبعيض ها، همه مسائل اجتماعي و حقوقي و اقتصادي و فرهنگي ما ما که نصف اين کشور را مي سازيم حتما مشکل مهم امروز نيست! خدا مي داند که مشکل ما زنان چه زماني از جانب جبهه مشارکت مهم تلقي خواهد شد و تازه آنگاه، به جاي امروز به کدام روز موکول مي شود.

آقاي محمدرضا خاتمي همچنين از آزادي اجتماعات سخن گفت، از روند دمکراسي نيز سخن گفت ... و گفت که " اقتدار كشور نيز در دو كلمه خلاصه مي‌شود 1- قوت مردم‌سالاري 2- اقتصاد قوي" اما مردمسالاري به تعريف ايشان گويا در چارچوب مردسالاري در نظر گرفته مي شود و اين تعريف زنان را ناديده مي گيرد.

آقاي محمدرضا خاتمي گفت که " مردم‌سالاري و رعايت آزادي‌هاي قانوني و مشروع نيمي از مشكل را حل خواهد كرد" اما نگفت که آزادي هاي زنان و حقوق بشر زنان در کشور ما قانوني نيست و مشروع شمرده نمي شود و مشکل نيمي از جامعه به اين ترتيب حل نمي شود.

در پايان سخنراني، آقاي محمدرضا خاتمي تاکيد کرد که " ما خود را موظف مي‌دانيم راهي را انتخاب كنيم كه به رغم همه‌ي كاستي‌ها و عليرغم طولاني بودن، نه تخيلي بلكه واقع‌گرايانه باشد و ما را به سر منزل مقصود برساند" و از همين رو جاي بس نگراني است زيرا پرسش اين است که سياستمداري چون ايشان، چگونه بدون واقع بيني ديدن واقعيت زنان مي تواند واقع گرا باشد؟

و جبهه مشارکت چگونه مي خواهد بدون جلب حمايت نيمي از مردم جامعه به سرمنزل مقصود برسد؟

 

 

جبهه ي مشاركت، زنان مشاركتي

مهدي موسوي -  تريبون فمينيستي ايران: جمعه 2 مرداد 1383 23 ژوئيه 2004

سيلويا والبي نشان مي دهد كه در جامعه شناسي سياسي چهارنوع رويكرد به مسائل جنسيت وجود دارد. ديدگاهي كه زنان را با سياست بي ارتباط مي داند، رويكردي كه شيوه هاي غيرواقعي نشان دادن زنان را نقد مي كند، رويكرد مطالعات فمينيستي در مورد فعاليت سياسي زنان و در نهايت رويكرد تحليهاي به عمل آمده از سياست جنسي شده. هركدام از رويكردهاي فوق جاي تأمل بسيار دارند كه بحثي جدا را مي طلبد.

اما هدف نگارش مقاله ي حاضر بررسي حضور زنان در فراگيرترين حزب سياسي فعال در جامعه ي امروز ايران است. جبهه ي مشاركت ايران اسلامي كه چند روز پيش هفتمين كنگره ي خود را برگزار كرد، يكي از احزابي است كه در شرايط يأس و نااميدي كنوني به ادامه ي فعاليت مي پردازد كه از اين نظر بايد به آن دست مريزاد گفت. اين حزب در جاي خالي تحزب در كشور با برقراري جلسات هفتگي حزبي و تشكيلاتي و برقراري كميته هاي مختلف درون حزبي، گامي هرچند كوچك را در راه تحزب برمي دارد و از اين نظر با ساير احزاب فعال در حيات سياسي امروز كشور، قابل مقايسه نيست. در كنگره ي اخير اين حزب كه 31 تا دوم مردادماه جاري در تهران برگزار شد، بيلبوردي نصب شده بود با عنوان مشاركت سياسي زنان؛ ضامن تحقق دموكراسي. اينكه چرا در بين معضلات بي شمار جامعه ي امروز ايران اين شعار به عنوان تنها شعار نصب شده از سوي جبهه ي مشاركت در محل تشكيل كنگره انتخاب شده بود محل تأمل بسيار دارد.

البته اين امر را بايد به فال نيك گرفت كه بالاخره جبهه ي مشاركت به عنوان فراگيرترين حزب اصلاح طلب داخل كشور اهميت و ضرورت اين امر را درك كرده است و به آن عمل مي كند، اما با نگاهي به ساختار تشكيلاتي اين حزب و زنان فعال در آن، اميدواري فوق به تأس فراگير مبدل مي شود. نمي توان از كنار اين مسئله به آساني گذشت كه جبهه ي مشاركت حزبي به غايت مردانه است و نقش زنان در آن نقش حاشيه اي و نمايشي است. اين امر از كنگره ي اخير حزب كه بزرگترين نمايش تشكيلاتي آن در سالهاي اخير بود به آساني مشاهده مي شد. از 700 عضو دعوت شده از اعضاي اين حزب در شهرستانها، زنان، شماري كمتر از انگشتان يك دست را به خود اختصاص مي دادند. فضاي كنگره كاملاً مردانه بود و زناني هم كه حضور داشتند اكثراً از حوزه ي تهران بودند.

به غير از كميت اعضاي شركت كننده، كيفيت آن نيز قابل بررسي است. گفتيم كه اكثر زنان فعال اين حزب از حوزه ي تهران هستند. با بررسي سابقه و فعاليتهاي اين زنان درمي يابيم كه اميدواري نسبت به نفوذ زنان در يك حزب فراگير چندان پايدار نيست زيرا اعضاي زن اين حزب عمدتاً از نزديكان و منسوبان نزديك مردان اين حزب به شمار مي روند. اگر از فاطمه راكعي و الهه كولايي بگذريم، ساير زنان فعال اين حزب به نحوي كه آورده مي شود از نزديكان مردان اين حزب هستند.

الهه مجردي از زنان فعال عضو دفتر سياسي همسر محسن ميردامادي معاون دبيركل اين حزب است. فخرالسادات محتشمي پور از ديگر زنان برجسته ي جبهه ي مشاركت همسر مصطفي تاج زاده است. زهره آقاجري نيز خواهر هاشم آقاجري عضو برجسته ي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي است. فريده ماشيني عضو دفتر سياسي جبهه ي مشاركت همسر رحيم عبادي رئيس سازمان ملي جوانان و عضو جبهه ي مشاركت است. فريبا داوودي مهاجر از ديگر زنان فعال در مطبوعات دوم خردادي نيز همسر آقاي بختيار از افراد متنفذ نزديك به اصلاح طلبان است.

با بررسي سابقه ي ساير زنان برجسته ي اين حزب نيز به مطالبي مشابه برمي خوريم كه از ذكر آن در اينجا خودداري مي كنم. البته ذكر اين نكته ناقض صلاحيت و شايستگي آنان نيست، چه هر يك در كار خود از زنان فعال در حوزه زنان به شمار مي روند اما اگر بخواهيم اميدوار باشيم كه اين زنان به شكلي قدرتمند در درون اين حزب قد علم مي كنند و در برابر تفكرات مردسالارانه همسرانشان مي ايستند، خيالي واهي را در سر پرورانده ايم.

ممكن است مردان جبهه ي مشاركت اين امر را به ناتواني زنان در مشاركت سياسي و يا عدم استقبال آنها از سياست نسبت دهند بي آنكه به تأثير حوزه ي شخصي بر رفتار سياسي مردان نگاهي بيفكنند، در واقع اين افراد فرصتهايي پديد آورده اند منطبق با عقايد پيش پنداشته خودشان در مورد رفتار سياسي زنان. بايد به تئوريسينهاي جبهه ي مشاركت يادآور شد كه اين حزب از انعكاس علائق و خواسته هاي بسياري از زنان به دور است و اين است علل ناموفق بودن اين حزب در جذب زنان غير خودي!

در واقع به نظر مي رسد روابط در درون اين حزب سلطه ي روابط مردسالارانه را حفظ مي كند در حالي كه هدف جنبش زنان در ايران رهايي از قيد قدرت مردان و سلطه مردسالارانه در هر دو شكل فردي و ساختاري است.

در مجموع به نظر مي رسد جبهه ي مشاركت در برزخي به نام مسئله ي زن گرفتار آمده است كه نه راه خروج دارد و نه اراده ي اين امر كه زنان را در نقشي كاملاً برابر با مردان ببيند.

 

تشكيل شبكه زنان فارسى زبان

شرق: شنبه 3 مرداد 1383 24 ژوئيه 2004

اميد معماريان: هم انديشى سه روزه شبكه زنان جوامع فارسى زبان، از سوى مركز مطالعات زنان دانشگاه تهران، جمعى از سازمان هاى غيردولتى ايرانى و با حمايت مالى بانك جهانى و مركز امور مشاركت زنان برگزار شد. هدف نهايى اين هم انديشى توانمندسازى زنان فارسى زبان در سطح ملى و بين المللى ذكر شد. طى اين سه روز زنان ايران كوشيدند در كنار همسايه هاى همزبان خود به اين سئوال پاسخ دهند كه چنين شبكه اى چه ويژگى هايى دارد و اساساً امكان تشكيل شبكه زنان فارسى زبان وجود دارد يا روياى شيرينى است كه به وجود آوردنش ناشى از ناآگاهى به زمينه ها و شرايط منطقه اى و همچنين تجربه هاى متعدد شبكه سازى در داخل كشور است؟

 

روز اول، روز سخنرانان

در روز اول اين هم انديشى كه در مركز همايش هاى وزارت خارجه انجام شد، ژاله شادى طلب، رئيس مركز مطالعات زنان دانشگاه تهران پيش از هر چيز از اهميت شبكه سازى گفت و اينكه مراكز تحقيقاتى و سازمان هاى زنان ، زنان كارآفرين و دولت به عنوان اضلاع همكارى جامعه زنان براى پيشبرد اهدافشان به شمار مى روند. شادى طلب گفت كه اگرچه منابع مالى اوليه اين طرح از سوى بانك جهانى تامين شده است اما اميدوار است تا در سال هاى بعد منابع ديگرى نيز براى آن جست وجو كنند. رئيس مركز مطالعات زنان هدف از شكل دهى به چنين شبكه اى را نيز پل زدن به موضوعات جنسيتى و سياست هاى عمومى در مورد زنان دانست.

كريستين پورتمن معاون بانك جهانى در امور خاورميانه نيز در سخنانى كوتاه از اينكه پس از شكل گيرى شبكه زنان عرب زبان، شبكه اى از زنان فارسى زبان نيز تشكيل مى شود اظهار خشنودى كرد. اما جوزف سبا مدير بخش خاورميانه در بانك جهانى گفت كه زنان ايرانى در سال هاى گذشته يكى از بالاترين نرخ هاى رشد را در كشورهاى خاورميانه و شمال آفريقا به خود اختصاص داده اند. سبا با اعلام عدد ۶۵-۶۳ درصد ورود زنان ايرانى به دانشگاه اضافه كرد كه اين زنان به صورت فزاينده اى وارد رشته هايى مى شوند كه تا پيش از اين مردانه به شمار مى رفت. با اين وجود وقتى به مشاركت و اشتغال زنان در بخش كارگرى نگاه مى كنيم طبق مطالعاتى كه بانك جهانى انجام داده است مى بينيم كه زنان تنها نيمى از ظرفيت هاى خود را مورد استفاده قرار مى دهند.

درصد اين اشتغال طبق آمارهاى دولتى ۱۶ و طبق آمارهاى ILO ، ۳۰درصد است. با اين حال طبق هر آمارى كه نگاه كنيم اين تعداد براى ايران بسيار اندك است. اشرف بروجردى معاون وزير كشور ديگر سخنران اين هم انديشى وجود فرهنگ جاهلى در كشور را فرهنگى ضدزن دانست و گفت زنان به عنوان مادران فرزندان جامعه، بايد براى رشد و استفاده از توانايى هايشان، خود را باور كنند. بروجردى تاكيد كرد زنان در جامعه ما به دنبال برابرى نيستند بلكه به دنبال رسيدن به جايگاه انسانى خود هستند. معاون وزير كشور البته به اين كه رسيدن به اين جايگاه چگونه محقق مى شود اشاره اى نكرد. بروجردى در ادامه گفت كه زبان فارسى مى تواند محور تعامل بين كشورهاى منطقه قرار گيرد. ژاله آموزگار استاد برجسته دانشگاه هم در مقاله اى به اين موضوع پرداخت كه چرا زبان فارسى را زبانى شيرين مى دانيم.

 

زنان تحصيلكرده ، بيكارى و درآمد

نادره شاملو مشاور عالى ايرانى الاصل بانك جهانى با ارائه گزارشى از وضعيت اقتصادى زنان در كشورهاى خاورميانه و به خصوص ايران گفت: يكى از مسائلى كه در كشورهايى مانند ايران وجود دارد اين است كه گمان مى كنند اگر زنان تحصيل كنند مشكلاتشان كاهش پيدا مى كند. اما بايد عوامل ديگرى را هم در نظر گرفت. در حال حاضر زنان توانسته اند در خاورميانه و به خصوص در ايران از نظر ورود به دانشگاه و تحصيلات رتبه هايى همانند مردان بيابند، اما مى بينيم كه سهم مشاركت آنها در بازار كار بسيار اندك است و تنها نزديك به ۵۰ درصد از ظرفيت آنها مورد استفاده قرار مى گيرد. شاملو افزود: استفاده نكردن از ظرفيت جامعه زنان ايرانى، در رشد اقتصادى كشور اثر نامطلوبى گذاشته است. به خصوص بيكارى زنان تحصيلكرده نسبت به زنان تحصيل نكرده يكى از چالش هاى كشور را تشكيل خواهد داد.

 

اين مشاور عالى بانك جهانى افزود: براساس شاخص هاى متعددى از جمله ميزان بارورى، ساختار جمعيتى و رشد تحصيلات كه در نظر گرفته ايم، سنجش كرديم كه در ۱۰ كشور خاورميانه و شمال آفريقا به خاطر اين ضعف، رشد اقتصادى ضعيف تر از حد معمول و مورد انتظار بوده است. مشكل كجا بوده است؟ بررسى هاى ما نشان مى دهد كه با توجه به ظرفيت هاى موجود، رشد درآمد سرانه در كشور مى توانسته ۸/۲ درصد باشد در حالى كه ۹/۱ درصد بوده است. اين هم به اين معنى است كه به خاطر موانعى كه برسر راه زنان گذاشته ايم، چنين رشد درآمدى را از دست داده ايم. اين در حالى است كه كشورهاى ديگر براى افزايش يك دهم درصد درآمد سرانه تلاش بسيارى مى كنند.

نادره شاملو افزود: اين كم بودن درآمد سرانه نيز بايد به نحوى جبران شود. يا نفت بيشترى به فروش برسد، يا صادرات بيشترى داشته باشيم و يا خدمات بيشترى به مردم عرضه شود. مشاور عالى بانك جهانى سپس به نقد اين رويكرد پرداخت كه معتقد است با كار كردن زنان در جامعه كار مردان كم مى شود. شاملو گفت: اين باور اشتباهى است كه با ورود زنان به بازار كار، مردان با بحران كار مواجه مى شوند.

چرا كه تحقيقات نشان مى دهد در كشورهايى كه نرخ مشاركت اقتصادى زنان بيشتر است، نرخ بيكارى كمتر است. مثلاً در اروپا تحقيقى انجام و مشاهده شده است. در كشور پرتغال كه نرخ مشاركت زنان ۵۰ درصد است نرخ بيكارى ۱۵درصد است. اما در نروژ كه نرخ مشاركت زنان ۸۰ درصد است نرخ بيكارى ۵ درصد است. چرا؟ چون زنى كه در خانه مى نشيند، همه كارهاى خود از آشپزى و خياطى و... را خودش انجام مى دهد ولى وقتى مى آيد بيرون كار كند، همه آن كارها را آماده مى خرد. اين به معناى ايجاد و تكثير اشتغال است.

 

روز دوم: ارائه تجربيات

در روز دوم اين هم انديشى ابتدا با ارائه مقالاتى ويژگى هاى زبان فارسى مورد بررسى قرار گرفت. پايگاه زنان در جوامع فارسى زبان محور ديگرى بود كه در اين روز مورد توجه شركت كنندگان قرار گرفت. الهه كولايى در مقاله اى به وضعيت زنان در عرصه عمومى و جامعه مدنى پرداخت. معطر خيدرووا از سازمان جامعه و حقوق تاجيكستان نيز به حقوق و برابرى زنان در تاجيكستان پرداخت. وضعيت كنونى زنان افغان نيز توسط دكتر ثريا رحيم صبح معاون وزير امور زنان افغانستان مورد بررسى قرار گفت. بحث سوم نشست اين روز به توانمند سازى زنان اختصاص داشت و با نگاهى به چالش هاى مشترك زنان براى افزايش مشاركت اقتصادى در جوامع فارسى زبان خاتمه يافت.

 

روز سوم: چگونه بسازيم

روز سوم اختصاص داشت به بحث پيرامون نحوه شبكه سازى زنان. فاطمه فرهنگ خواه با بيان تجربه شوراى هماهنگى تشكل هاى غيردولتى وزارت كشور به سرانجام ناخوشايند اين شبكه پرداخت و گفت كه به دليل دخالت هاى دولت و عمل نكردن به وعده هاى اوليه و همچنين فقدان عامل نمايندگى اين شبكه نتوانست به پايدارى برسد. دكتر سهراب رزاقى مدير موسسه كنشگران داوطلب و استاد دانشگاه نيز با بيان ويژگى ها و پيش شرط هاى موفقيت يك شبكه موفق گفت:شبكه نبايد بدون مطالعه شكل بگيرد. همچنين منابع شبكه ها بايد متنوع باشند. وى همچنين جستن پايگاه هاى مستحكم اجتماعى در ميان جوامع محلى را از ديگر ويژگى هاى چنين شبكه اى برشمرد. دكتر رزاقى همچنين در خصوص شبكه زنان فارسى زبان گفت :درست است كه محور زبان فارسى است.

اما همين زنان فارسى زبان از تنوع و چندگانگى فرهنگى و هويتى برخوردار هستند كه بايد به رسميت شناخته شود. به همين جهت بايد از شوونيسم و ملى گرايى و تكيه بر ايرانى يا تاجيك و يا افغان بودن جلوگيرى كرد. دورى جستن از نخبه گرايى و همچنين طراحى شبكه اى منعطف، باز، مشاركتى و دموكراتيك نيز موضوع مهم ديگرى است كه مى تواند در دستور كار شبكه قرار گيرد. اين استاد دانشگاه علامه طباطبايى زنان شركت كننده را از بلندپروازى و تاب زدگى برحذر داشت و به آنان توصيه كرد پيش از هر چيز به برنامه عمل و يك استراتژى فكر كنند. شركت كنندگان تاجيك و افغان هم به ارائه گزارشى از وضعيت انجمن هاى زنان در كشورهايشان پرداختند و البته اظهار داشتند كه در اين زمينه تازه در حال كسب تجربه هستند.

 

يك روز پس از همايش

همايش سه روز تشكيل شبكه زنان فارسى زبان در حالى پايان يافت كه تا پايان نيز معلوم نشد مكانيسم هاى تشكيل آن چگونه خواهد بود و مشاركت اعضا از چه روندى تبعيت مى كند. با توجه به ناكامى هاى نسبى زنان ايرانى در سال هاى گذشته در خصوص شبكه سازى در جامعه مدنى، استفاده از تجربه هاى موجود و بررسى موانعى كه همكارى زنان را در قالب شبكه ها امكان پذير مى كند مى توانست مسير روشن ترى را پيش رو بگذارد كه مورد توجه برگزاركنندگان قرار نگرفت. برخى از شركت كنندگان نيز تا پايان همايش از اينكه قرار است آخر كار چه برون دادى داشته باشند، بى اطلاع بودند. به همين خاطر تا پايان روز سوم اصل موضوع كه تشكيل شبكه زنان فارسى زبان بود در حاشيه قرار داشت و بررسى مدل ها و رويه هايى كه مى تواند به ايجاد شبكه بينجامد به جلسات ديگرى موكول شد.

 

نمايشنامه هايى كه زنان مى نويسند

شنبه 3 مرداد 1383 24 ژوئيه 2004

شرق: جشنواره تئاتر بانوان در روز شانزدهم ماه جارى آغاز به كار مى كند. بنا بر گفته اعظم بروجردى؛ دبير اين جشنواره نمايش هاى راه يافته به مرحله نهايى در هفت فرهنگسراى خاوران، ابن سينا، بهمن، انديشه، هنر، دانشجو و بانو اجرا خواهند شد. بنا براين گفته ۲۱۵ متن براى جشنواره ارسال شده كه از اين ميان تعداد ۵۷ نمايشنامه به مرحله بازبينى راه يافته اند و در نهايت ۲۰ متن به مرحله نهايى رسيده اند. بنا بر اين گفته ۳۰ درصد از متن هاى ارسالى مربوط به شهرستان ها بوده است. در اين جلسه فهيمه راستكار يكى از اعضاى هيأت بازخوانى در مورد متون بررسى شده گفت: در بين متون ارسالى، نمايشنامه هاى ضعيف كم داشتيم ولى اهداف جشنواره را برخى از نمايشنامه ها در برنمى گرفتند چون بايستى اين متون يا توسط زن نوشته مى شد يا اينكه در نگارش توسط مردان، نقش زن به عنوان نقش محورى بررسى مى شد. كل نمايشنامه ها برگرفته از موقعيت اجتماعى زن يا دختر ايرانى بود كه بسيارى مثبت و بسيارى آينه تمام نماى جامعه بود اما آنچه در مسير اين جشنواره مهم است توجه به هنر تئاتر در جهت بالا بردن تأثيرپذيرى و توجه به نقش زن است. جشنواره به موضوعى حول محور زنان توجه داشت ولى متن هاى مردان در مورد خانم هاى خيلى محو بود در حالى كه زنان چون جنس خود را مى شناختند خيلى بيشتر به اين مقوله پرداخته بودند. گاهى كه مسئوليت بازخوانى را بر عهده داشت اصلاً اهل شعار دادن نبود. چون ثابت شده است كه با شعار هيچ چيزى به دست نمى آيد و ما قصد داريم تا از طريق هنر مردم را وادار به انديشيدن كنيم. چيستا يثربى از ديگر اعضاى هيأت بازبينى گفت: اين جشنواره جزء معدود جشنواره هايى است كه هدفمندى خود را از كاربرد و كارآيى اجتماعى مى گيرد و در عين حال به كيفيت هنرى كارهاى راه يافته به بخش مسابقه توجه دارد و از طرفى به اين نكته هم توجه كرده است كه از طريق تئاتر هم مى توانيم سطح توقعاتمان را از جامعه بالا ببريم. وى اضافه كرد: ما در بازخوانى متون توجه اصلى خود را معطوف به هدف جشنواره كرديم. زيرا نمى خواستيم به آسيب شناسى اجتماعى و روانى جامعه بپردازيم. بلكه بر روى توانايى هاى افراد تمركز داشتيم.

 

 

عشق ورزي داغ اينترنتي

صفار ساعد- كانادا  -   تريبون فمينيستي ايران: شنبه 3 مرداد 1383 24 ژوئيه 2004

saffaars@hotmail.com

دنياي ماشين هاست اکنون. همه چيز بايد سريع باشد. بايد سريع فکر کني, سريع عشق بورزي, سريع عاطفه سازي کني و.... اما آيا مي تواني سريعا يک زندگي بهتر کسب کني ؟ آيا مي تواني روابط عاشقانه پايدار را سريعا بدست آوري ؟ آيا مي تواني عاطفه را سريعا بنا نمايي ؟ همه اين ها سئوالاتي است که پاسخ مي طلبند.

کمي از داغي سرعت زمانه بکاهيم. آيا عشق و عاطفه توليدات هرروزه انساني است؟ در اين زمان که دنياي ماشين هاست و توليدات با سرعت اعجاب انگيزي شکل مي گيرند, مي توان از توليدات سريع عشق سخني به ميان آورد ؟

کمي از داغي سرعت زمانه بکاهيم و عشق را در واقعيت خودش ببينيم. براي ايجاد عشق, براي عشق ورزي بايد بطئي عمل کرد, چرا که عاطفه که پايه اوليه هر عشقي است, در يک فعل وانفعال کند است که معنا مي يابد. عاطفه و عشق توليد نمي شوند, بلکه ايجاد مي گردند و اين ايجاد, در يک پروسه واقعا طولاني شکل مي گيرد. عاطفه و عشق قطعات کوچک و بزرگ يک دستگاه ماشيني نيست که بر روي تسمه نقاله به هم وصل شده و توليد يک دستگاه جديد کند. عشق توليد نمي شود, ايجاد مي گردد, چرا که از روح ماده سرچشمه مي گيرد. عشق ورزي هم در يک پروسه آرام است که شکل مي گيرد, و اين پروسه آرام است که ارتباطات انساني را سبب مي گردد. آيا يک ماشين بنام کامپيوتر مي تواند جايگزين هر آنچه که گفتيم بشود؟

در اين دنياي ماشين ها, کامپيوتر پيشرفت هاي واقعا چشم گيري کرده است. يک ايده جديد پا به عرصه نهاده است. اين ايده, عشق ورزيدن از طريق کامپيوتر است. اين ايده مي گويد که کامپيوتر مي تواند احساسات را بيان کند و سپس آن را منتقل نمايد. همه اين ها را هم مي توان بسيار سريع انجام داد, بدون هيچگونه قيد و زحمتي. تو ديگر نبايستي حتما در قيد لباس باشي, احتياج به چنان وسايل آرايشي نداري, مجبور نيستي در محلي قرار ملاقات بگذاري, احتياج نداري که زحمت گرما و سرما را بخودت راه بدهي, از اينکه کسي ديرتر و يا زودتر سر قرار حاضر شود, دغدغه بدل راه نمي دهي, جاي قرار ملاقات را عوضي نمي گيري. همه اين نشانه ها را در قرار ملاقات ها و آشنايي هاي اينترنتي و کامپيوتري نمي يابي. انسان جايي در خانه اش مي نشيند. چند دگمه را فشار مي دهد. چند کلمه اي را تايپ مي کند و سپس همه چيز در اختيارش است. مي تواني به اطاق هاي مختلف گپ زدن سرک بکشي. اگر نخواهي هيچکس چهره ات را نمي بيند. روح انساني و همچنين ارتباطات انساني, در خطوطي چند و دگمه هايي چند خلاصه مي شوند. اين چنين ارتباطاتي که به آن سايبر کاميوني کي شن مي گويند, در حال شيوع است.

طبق نظر روان شناسان, اعتراف کردن بر روي سيم هاي داغ خطوط اينترنت, موجي که مي گويند زندگي واقعي ما را در آينده رقم خواهد زد, مي تواند ما را به ناکجا آباد رهنمون باشد. با آنکه تراپيست ها به مراجعان خود مي گويند که عشق هاي کامپيوتري چون سراب اند, اما با اين وجود ميليون ها انسان, که تعدادشان هر روز در حال افزايش است, در شبکه هاي جهاني کامپيوتر به دنبال گمشده اي مي گردند تا راضي شان کند, تا به آن بچسبند و از اين چسبيدن لذت ببرند. اين کعبه آمال, چنان حالت رفتاري را در انسان ها سبب شده است که اطاق هاي گپ زدن بخشي جدايي ناپذير از زندگي روزانه شان گرديده است. چرا که در سايه آن حالت خود ارضايي حس مي کنند. استفاده کنندگان اين شبکه ها, راهنمايي ها و توضيحاتي براي هم مي دهند. جملاتي چند را تايپ مي کنند. با همديگر لاس مي زنند وسپس حتي عمل سکس را هم انجام مي دهند در حاليکه همسرانشان در اطاق بغلي خوابيده اند.

آيا انسان ها آسان گرا شده اند؟ آيا ديگر طريقه هاي عشق ورزي غير کامپيوتري دارد کهنه مي شود؟ آيا عشق ورزي از طرق اينترنت با زندگي جديد و سريع ماشيني مطابقت دارد؟ آيا سليقه هاي عشقي دارد شکل و قالب جديدي بخود مي گيرند؟ آيا انسان ها وقتي براي عاشق شدن و شکوفايي عاطفه ندارند؟ آيا اين تجربه که ديده مي بيند, قلب مرتعش مي شود و مغر فرمان مي دهد, دارد به چيزي کهنه بدل مي شود؟

 

هر چه که مي خواهد باشد اما متخصصين روانپزشکي و روان شناسي و از جمله دکتر کريستينا جونز, روان شناس و استاد دانشگاه تورنتو مي گويد : " من بر اساس تجربه و ديده هاي خود صحبت مي کنم. نمونه هايي از بيماراني دارم که به اطاق گپ زدن در کامپيوتر معتاد شده بودند و مي خواستند که عشق ايده آل شان را بر روي سيم هاي داغ بيابند, اما سرخورده شدند و اينک تحت مداوا قرار دارند. عشق هاي کامپيوتري در مجموع سراب اند. شما اگر بخواهيد به هر آنچه که شخص مورد نظر شما در مورد خودش نوشته اعتماد کنيد, واقعا ساده لوح هستيد. مجموع تصاوير داده شده شخصي بر روي کابل هاي کامپيوتري , با واقعيات تطابق ندارند. شما بر روي خطوط کامپيوتري با آدم هايي برخورد مي کنيد که کلاهبرداراني بيش نيستند, وقيح اند, خود آزار دهنده و ديگر آزاردهنده اند, آدم هايي چند چهره اند, پاتولوژي جنسي آنها فقط براي فريب در شبکه کامپيوتري شکل گرفته اند. مسائل مهم را نمي توان در چند خط تايپ شده و از طريق چند دگمه, مورد مشاهده قرار داد."

فکر مي کنم باز گويي زندگي واقعي افرادي که خود عشق هاي کامپيوتري را آزموده اند, کمک فراواني به روشن شدن آنچه که دکتر کريستينا جونز معتقد است, مي نمايد. از اين جهت سه شرح زندگي را که از مشاهدات دکتر کريستينا جونز است, برايتان بازگو مي کنم. افرادي که در اينجا از خود سخن مي گويند, همگي واقعي اند و نمونه هاي آن در همين جامعه فراوان يافت مي شوند.

 

مشاهده شماره يک : تجاوز جنسي واقعي

نيکول , 19 ساله, دانشجوي دانشکده فيلم

جک , 28 ساله, طراح شبکه کامپيوتري

نيکول مي گويد " ارتباطات از طريق اينترنت, آنچنان اعتياد آور است که به تله هايي که در پيش پايت نهاده اند, توجه چنداني نمي کني . تو مي خواهي عاشق شوي, تو مي خواهي زندگي همراه با عشق داشته باشي, اين حق توست." نيکول سپس مي گويد: " بر روي خط اينترنت و در بخش اطاق گپ زدن, به سه مردي که مورد توجه ام قرار گرفته بودند, بر مي خورم و به سرعت به آنها آدرس پست الکترونيکي خودم را مي دهم. اين مسئله در يکي از شب هاي اواخر ماه اکتبر پيش آمد. داشتم براي يک پروژه درسي تحقيق مي کردم. تصميم گرفتم بخودم تنفسي بدهم و تفريحي بنمايم. به اطاق گپ زدن رفتم. يک اسم قلابي زنانه براي خود اختيار کردم. در ميان هزاران اطاق گپ زدن يکي را انتخاب کردم. در همان دقايق اول, سه کازانوا علاقه فراواني نشان دادند که با من ارتباط برقرار کنند. فکر مي کردم مسئله بسيار عادي است."

يک هفته بعد نيکول قلبش را به يکي از خاطر خواهانش بنام جک مي بازد. جک خود را طراح شبکه هاي کامپيوتري معرفي کرده بود. آنها بزودي درياقتند که علايق مشترکي به هنر دارند. در اينجا بود که جرقه هاي عشق ساطع گرديد.

 

نيکول مي گويد : " او مرا با کلمات شيرنش به دنياي ديگري مي برد. به دنيايي که تابحال در زندگي ام با آن مواجه نشده بودم. او به من گرما مي بخشيد. من هم دلم ميخواست که کسي در آغوشم بگيرد. مرا ببوسد. در گوشم زمزمه هاي عشق جاري کند. تخيلات مرا به پرواز درآورد. مرا به موجودي با احساس گرم مبدل سازد. احساس مي کردم که مي توانم به او تکيه کنم. قصه هاي << شاه و پريان >> وي وجودم را آتش مي زد. او اين موضوع را دريافته بود. پس از چندي, وي به من پيشنهاد سکس بر روي خطوط اينترنت مي کند. از اين ببعد بود که جک برايم تصاوير زناني را مي فرستاد که دست هايشان بسته و در حال تجاوز جنسي قرار گرفتن, بودند. در همين زمان بود که گفت مزدوج است. احساس مي کردم که اغوا شده ام و به من خيانت شده است. در واقع احساس ترس فراواني به من دست داده بود. برايش نوشتم که ديگر پست الکترونيکي براي او نخواهم فرستاد. مي دانيد چه کرد؟ او تصوير زني را که به زنجير کشيده شده بود و آشکارا مورد تجاوز قرار گرفته بود, برايم پست کرد و در پايين آن نوشت که نفر بعدي من هستم."

نيکول سپس ادامه مي دهد: " از حماقتم خجالت مي کشم. در ابتدا فکر مي کردم که اطاق گپ زدن محل امني است که مي توان در آن فقط مردان نازنين را جستجو کرد. من سه ماه به سيم هاي داغ اينترنت معتاد شدم. نتيجه آن از دست دادن اعتماد بنفسم بود. اکنون تحت نظر تراپيست هستم تا بتوانم آنچه را که از دست داده ام, دوباره باز يابم."

دکتر جونز در مورد نيکول مي گويد : " او واقعا به صميميت ها فکر مي کرد. تخيل علايق مشترک مستش کرده بود. جک از اين علاقه نيکول سوء استفاده کرد و وي را به دام دروغ هايش انداخت. در اين جا بايد اين شيپور خطر را به صدا در آورد که آيا جک واقعا يک بيمار رواني است و يا اينکه با لاس زدن خشونت آميز ارضايش مي کرده است."

 

مشاهده شماره دوم : عشق بازي بر روي شبکه

لارا, 39 ساله, خانه دار

آرتور, 38 ساله , دندان پزشک

اسکات , 42 ساله, دلال بازار بورس

لارا مي گويد : " فکر مي کردم ارتباطات کامپيوتري چيز خوبي است. انسان مي تواند با درون اشخاص هم صحبت کند. من و آرتور بدليل شباهت هاي زيادي که با هم داشتيم, بآساني مي توانستيم با يکديگر ارتباط برقرار کنيم. آرتور يک دندان پزشک بود. ما سه الي پبج بار در روز با هم تماس مي گرفتيم و هر چه در دل داشتيم براي همديگر بيان مي کرديم. علايق مشترک ما در سفرکردن و خواندن کتاب هاي اسرار آميز بود. اين تماس هيجده ماه طول کشيد و من احساس مي کردم که عاشق آرتور شده ام."

 

اسکات, شوهر لارا در ابتدا فکر مي کرد که اين مسئله جنبه شوخي دارد. اما وقتي ديد که لارا همه شب تا سه بعد از نيمه شب مي نشيند که پيغام بفرستد و پيغام بگيرد, خطر از هم پاشيدن زندگي مشترک شان را احساس نمود. زندگي مشترکي که ده سال از عمرش مي گذشت. اسکات مي گويد : " گيج شده بودم. احساس حسادت مي کردم. دلم مي خواست مي زدم کامپيوترش را داغان مي کردم. بخصوص زماني که لارا اعلام کرد که مي خواهد مرا ترک گويد تا با آرتور زندگي مشترکي را آغاز نمايد."

 

لارا مي گويد: " فکر مي کردم که آدم هاي بر روي خط اينترنت, آدم هايي هستند که من آنها را حس مي کنم. آدم هايي که مثل همه آدم ها زنده اند. نفس مي کشند. بچه دارند. قسط خانه مي پردازند و...... در همين خيالات بودم که به آرتور تقاضاي ازدواج دادم. اما وي نپذيرفت و ارتباطش را با من قطع کرد. موقعي که من ارتباط کامپيوتري ام با آرتور بهم خورد, برايش احساس دلتنگي مي کردم و حتي در جلوي مونيتور کامپيوتر براي وي گريسته ام."

اسکات, همسر لارا پس از اين تجربه به لارا مي گويد که دوستش مي دارد و نمي خواهد که زندگي مشترک شان داغان شود. وي قول مي دهد که از ساعت کاري اش بکاهد و با لارا اوقات آرام رومانتيک داشته باشد.

دکتر جونز در اين مورد مي گويد : " اين تجربه, يکي از نادر مواردي است که مي تواند در عشق هاي اينترنتي پيش آيد. مطمئن هستم که اگر لارا و آرتور با هم سکس مي داشتند, لارا بيشتر به طرف آرتور کشانده مي شد و از اسکات جدا مي شد. اين که سرنوشت بعدي لارا چه مي شد و آرتور چه مي کرد, سئوالات بي جواب مانده اند."

مشاهده شماره سوم : کمين کردن بر روي شبکه اينترنت

سارا, 25 ساله , طراح دکوراتور داخلي

کيل, 43 ساله , تجزيه و تحليل گر بازار

سارا زندگي اش را اين چنين توصيف مي کند : " يک کامپيوتر لپ تاپ از والدينم بعنوان هديه فارغ التحصيلي دريافت کردم. مي دانستم از اين کامپيوتر مي توانم استفاده کنم تا مرداني بيابم. من يک دختر خجالتي هستم. هرگز يک دوست پسر دائمي نداشتم. فکر ميکنم بخشي از هيجانم به خاطر آن بود که مجبور نبودم از مرداني که در اينترنت با آنها آشنا مي شوم, خجالت بکشم و مي توانم خود را آزادانه بيان کنم. سري به اطاق گپ زدن زدم. مردي به نام کيل را ملاقات کردم. او به من گفت که 25 ساله است. همان سن و سالي که من بودم. موافقت کردم که آدرس پست الکترونيکي خود را به او بدهم. اولين پيامي که از او دريافت کردم, قطعه شعري عاشقانه بود از ديلان توماس, شاعري که دوستش مي داشتم. کيل به وسيله اين شعر در قلبم جا گرفت. هميشه با عجله بخانه مي آمدم تا پست الکترونيکي خود را بازديد کنم. ساعت ها با کامپيوترم در رختخوابم وقت مي گذراندم. رابطه من و کيل تنگ و تنگ تر مي شد. بعد از شش ماه که با هم تماس داشتيم , من را متقاعد کرد که خانه والدينم را به مقصد او ترک کنم و به کاليفرنيا, جايي که وي زندگي مي کرد, بروم. در همان هفته يک بليط يک طرفه به لوس آنجلس گرفتم. من از خوشحالي مست شده و در پوست خود نمي گنجيدم."

 

سارا ادامه مي دهد : " پس از اين دعوت بود که کيل برخي از ناگفته ها را, بر روي سيم هاي داغ اينترنت, بازگو کرد. دوست دختر سابقش از وي آبستن بود . وي اعتراف کرد که 25 ساله نبوده و 30 ساله است, سني که سپس تا 43 سالگي, که سن حقيقي وي بود, بالا رفت. کيل عکس پسرش را به جاي عکس خود برايم فرستاد. داشتم شاخ در مي آوردم. تصميم رفتن به کاليفرنيا را بهم زدم و بخودم گفتم که بايد با اين ديوانه کمين کرده اينترنتي زندگي کنم؟ نه , هيچگاه."

 

دکتر جونز معتقد است که افرادي مانند سارا سريع تر قابل درمان هستند.

آيا هنوز هوس عشق ورزي به وسيله دگمه هاي کامپيوتر را داريد؟ چرا؟