زنان - شنبه 3 مرداد 1383 24 ژوئيه 2004

 

 

دختري‌ كه‌ نمي‌خواست‌ تن‌ به‌ ازدواج‌ اجباري‌ بدهد، به‌ دست‌ پدرش‌ كشته‌ شد

اعتماد - شنبه 3 مرداد 1383 24 ژوئيه 2004

بر اثر خشونت‌هاي‌ خانوادگي‌، يك‌ زن‌ و يك‌ دختر جوان‌ در كرمانشاه‌، با شليك‌ گلوله‌ به‌ قتل‌ رسيدند و چند تن‌ ديگر مجروح‌ شدند.

دختري‌ كه‌ قرباني‌ خشم‌ خانوادگي‌ شده‌، بيست‌ سال‌ داشت‌ و به‌ دست‌ پدرش‌ به‌ قتل‌ رسيده‌ است‌.

اين‌ مرد 50 ساله‌ كه‌ در روستاي‌ دوريسان‌شهرستان‌ پاوه‌ سكونت‌ دارد، تصميم‌ داشت‌ دختر بيست‌ ساله‌اش‌ را به‌ عقد جوان‌ مورد نظر خود درآورد اما دختر جوان‌ حاضر به‌ اين‌ ازدواج‌ اجباري‌ نبود. پدر پنجاه‌ ساله‌ وقتي‌ با مخالفت‌ دخترش‌ روبرو شد، به‌ خشم‌ آمد و با سلاح‌ كمري‌ شخصي‌ او را با شليك‌ گلوله‌ كشت‌ و در اوج‌ عصبانيت‌، دو فرزند ديگرش‌ را هم‌ زخمي‌ كرد.

در حادثه‌يي‌ ديگر، داماد جوان‌، مادرزنش‌ را هدف‌ قرار داد و او را با چند گلوله‌ به‌ قتل‌ رساند. قاتل‌ جوان‌ كه‌ ساكن‌ روستاي‌ دره‌بيان‌ است‌، از مدت‌ها قبل‌ با همسرش‌ اختلاف‌ داشت‌ كه‌ زن‌ مجبور به‌ طلاق‌ شد. اين‌ مرد جوان‌ روز حادثه‌ به‌ خانه‌ مادرزنش‌ رفت‌ تا همسرش‌ را به‌ خانه‌ برگرداند ولي‌ با مخالفت‌ ما درزن‌ روبرو شد. داماد خشمگين‌ كه‌ يك‌ سلاح‌ كمري‌ همراه‌ داشت‌، اين‌ زن‌ را هدف‌ گلوله‌ قرار داد و سپس‌ به‌ سوي‌ دو تن‌ از اقوام‌ او هم‌ تيراندازي‌ كرد. مادرزن‌ و دو مجروح‌ ديگر را به‌ بيمارستان‌ رساندند اما اين‌ زن‌ ميانسال‌ بر اثر خونريزي‌ شديد جان‌ سپرد.

آنطور كه‌ از پدر و مادرم‌ شنيده‌ام‌، هر دو در نوجواني‌ به‌ اجبار خانواده‌هاي‌شان‌ تن‌ به‌ ازدواج‌ داده‌ بودند

آزاده‌ دختر بيست‌ساله‌يي‌ است‌ كه‌ يك‌ ماه‌ قبل‌ او را در يك‌ خانه‌ فساد دستگير كرده‌اند و به‌ كانون‌ اصلاح‌ و تربيت‌ انتقال‌ داده‌اند. آزاده‌ ماجراي‌ زندگي‌اش‌ را چنين‌ تعريف‌ مي‌كند: آنطور كه‌ از پدر و مادرم‌ شنيده‌ام‌، هر دو در نوجواني‌ به‌ اجبار خانواده‌هاي‌شان‌ تن‌ به‌ ازدواج‌ داده‌ بودند،البته‌ با مشكلات‌ زيادي‌ درگير نبودند ولي‌ مادرم‌ هرگز به‌ پدرم‌ علاقه‌ نداشت‌. همه‌ فاميل‌ مي‌دانستند كه‌ مادرم‌ قبل‌ از ازدواج‌ به‌ پسر عمويش‌ علاقه‌مند بود و حتي‌ بعد از دنيا آمدن‌ من‌ و برادرم‌، او دور از چشم‌ پدرم‌ به‌ ديدن‌ مادرم‌ مي‌آمد. پدرم‌ مردي‌ تحصيلكرده‌ است‌ كه‌ در يك‌ شركت‌ مهندسي‌ كار مي‌كند و برتري‌هاي‌ زيادي‌ نسبت‌ به‌ احمد دارد ولي‌ متاسفانه‌ مادرم‌ شوهر و بچه‌هايش‌ را فداي‌ عشقش‌ كرده‌ بود. رفتارهاي‌ او باعث‌ شد كه‌ بالاخره‌ پدرم‌ به‌ دادگاه‌ مراجعه‌ كند و درخواست‌ طلاق‌ بدهد. مادرم‌ پس‌ از جدايي‌ با پسرعمويش‌ احمد ازدواج‌ كرد و حتي‌ حاضر نشد يكبار فرزندانش‌ را ببيند. من‌ و برادرم‌ پيش‌ پدرم‌ زندگي‌ مي‌كرديم‌. چند ماه‌ بعد پدرم‌ هم‌ ازدواج‌ كرد و همسرش‌ از همان‌ روز اول‌ به‌ دشمني‌ با من‌ پرداخت‌. نامادري‌ حتي‌ اجازه‌ نمي‌داد به‌ مدرسه‌ بروم‌. چون‌ عقيده‌ داشت‌ كه‌ كسي‌ نبايد نان‌ مفت‌ بخورد و بايد كار كند . دختري‌ 16 ساله‌ بودم‌ كه‌ مرا به‌ فاميل‌ نامادري‌ام‌ دادند. شوهرم‌ بيكار بود و من‌ بايد خرج‌ او را مي‌دادم‌. شوهرم‌ آدم‌ كثيفي‌ بود و با زن‌هاي‌ ديگر ارتباط‌ داشت‌. حدود 6 ماه‌ با هم‌ زندگي‌ كرديم‌ تا بالاخره‌ به‌ هر بدبختي‌ كه‌ بود طلاق‌ گرفتم‌ و به‌ خانه‌ پدرم‌ برگشتم‌. اذيت‌ و آزار نامادري‌ كينه‌جويم‌ دوباره‌ شروع‌ شد تا اينكه‌ از اين‌ وضعيت‌ خسته‌ شدم‌ و از خانه‌ فرار كردم‌ اما جايي‌ براي‌ رفتن‌ نداشتم‌ به‌ دنبال‌ كسي‌ بودم‌ كه‌ پناهم‌ بدهد. در خيابان‌ با زن‌ ميانسالي‌ آشنا شدم‌ و با وعده‌هاي‌ فريبنده‌اش‌ به‌ خانه‌ او رفتم‌ اما آن‌ زن‌ مجبورم‌ مي‌كرد كه‌ خودفروشي‌ كنم‌. هر شب‌ به‌ ميهماني‌ و پارتي‌ مي‌رفتيم‌ و به‌ زور به‌ من‌ مشروب‌ و قرص‌هاي‌ اكس‌ مي‌دادند تا لجنزاري‌ كه‌ در آن‌ افتاده‌ بودم‌ را فراموش‌ كنم‌. يك‌ شب‌ كه‌ در يك‌ ميهماني‌ شركت‌ داشتيم‌ ماموران‌ به‌ آنجا ريختند و ما را دستگير كردند. حالا حدود يك‌ ماه‌ است‌ كه‌ اينجا هستم‌. پدر و مادرها همه‌ آمدند و بچه‌هايشان‌ را بردند، به‌جز پدر و مادر من‌. بارها التماس‌ كردم‌ كه‌ مرا بپذيرند ولي‌ قبول‌ نكردند تا بالاخره‌ به‌ اين‌ مصيبت‌ گرفتار شدم‌. آيا شما مرا مقصر مي‌دانيد؟ من‌ قرباني‌ بي‌مهري‌ خانواده‌ام‌ هستم‌.

 

چند همسري ؛ بستري براي يك خانواده جرم خيز 

جمعه 2 مرداد 1383 23 ژوئيه 2004

"آزاده افشاريان"

پرونده قتل همسر ناصر محمد خاني, يكي از جنجالي‌‏ترين پرونده‌‏هاي سال 83 بود كه توانست روزها تمام صفحات حوادث روزنامه‌‏ها را به خود اختصاص دهد، چهره خديجه جاهد معروف به شهلا هر روز با حالتي متفاوت از روز قبل همچون بازيگران معروف سينما كه اين بار در بازي زندگي به شهري نه چندان خوشايند رسيده بود, بر صفحه اول بسياري از روزنامه‌‏ها حك مي‌‏شد.

اين بار مي‌‏خواهيم بدون نگاه به عمل قبيح قتل و بدون توجه به گناهكار بودن به پديده‌‏اي بپردازيم كه مي‌‏تواند اين چنين حادثه‌‏هايي را رقم بزند.

از ميليون‌‏ها سال پيش و از زمان زندگي انسان‌‏هاي اوليه پديده چند همسري در تاريخ بشريت به ثبت رسيده است.

در كشورهايي چون تبت ,‌‏سيلان، نپال و جزاير ماركسيز پديده چند همسري به شكل چند شوهري و در كشورهاي شرقي و اسلامي اين امر به شكل چند زني رخ نموده است ؛ اما امروزه با صنعتي شدن و پيشرفت جوامع اين امر رو به زوال مي‌‏رود و از نظر هنجارهاي اجتماعي تبديل به عملي قبيح و زشت مي‌‏شود.

اما در اين ميان ناگهان رسانه‌‏اي همه گير چون صدا و سيما با پخش سريال خانوادگي و با اتكا به نقطه عاطفي جامعه اين امر را چون پديده‌‏اي تبليغ مي‌‏كند.

امان الله قرايي مقدم, جامعه شناس و آسيب شناس اجتماعي در اين باره مي‌‏گويد: تبليغ چنين پديده‌‏اي در شرايط كنوني بسيار اشتباه و براي سلامت جامعه مضر است ؛ چرا كه اين امر خانواده را متشنج و جرم خيز مي كند.

وي, با اشاره به آسيب‌‏هاي اجتماعي چون فرار ، اعتياد و ... اين عوامل را ناشي از خانواده‌‏هاي متزلزلي مي‌‏داند كه پدر در آن ، متعهد نبوده است.

اين استاد دانشگاه مي‌‏گويد: بچه‌‏ها در اين خانواده‌‏ها به دليل وجود نفاق به نوعي بدبيني و عقده دچار مي‌‏شوند و به گونه‌‏اي مي‌‏خواهند از اجتماع انتقام بگيرند.

وي مي افزايد: آمارها نشان مي‌‏دهد بيشتر زندانيان در خانواده‌‏هاي از هم گسيخته و يا پرتنش بوده‌‏اند.

مقدم , با اشاره به اينكه در گذشته به دليل مسايل اقتصادي تقسيم زمين، نوع كار و غيره اين پديده وجود داشته است, مي‌‏گويد: در شرايط كنوني و با توجه به مشكلات خانواده‌‏ها تبليغ براي شيوع چنين پديده‌‏اي از نظر جامعه شناسي يك نوع بازگشت به عقيم و روند قهقهرايي است.

وي, درخصوص ريشه‌‏هاي شكل‌‏گيري اين پديده در قرن 2004 و در شرايطي كه ميزان سواد در كل جامعه بالاي 80 درصد است, مي‌‏گويد: در حال حاضر در جامعه با تورم دختر مواجه هستيم, تعداد دختران 2 ميليون بيشتر از پسرهاست و اين امر از آفات جنگ است.

عواقب جنگ كه نه در همان لحظه ؛ بلكه در سال هاي بعد جامعه با آن دست به گريبان مي‌‏ماند, معضلاتي چون فقر ، بيكاري، رشوه خواري، دزدي و ... و از آن مهمتر به هم خوردن تعادل بين تعداد دختران و پسران در جامعه و تبعات آن كه گسترش انواع فساد اخلاقي است.

شايان ذكر است, در حال حاضر نسبت دختران به پسران 50 به 50 است كه معمولا اين نسبت بايد 2/48 به 8/51 باشد.

قرايي مقدم, ايجاد شكاف در نسبت جنسي را عامل بسياري مهم فسادهاي اخلاقي مي‌‏داند و مي‌‏گويد: براي حل اين مشكل راه‌‏هاي بسيار معقولي وجود دارد, تا پيش از اين شاهد فسادهاي اخلاقي نباشيم.

وي, با اشاره به اينكه چندي پيش براي حل معضلات و مشكلاتي كه از اين شكاف ايجاد شده بود, عده‌‏اي طرح خانه عفاف را مطرح كردند, مي‌‏گويد: كساني كه اين مساله را مطرح كردند خائن به مملكت و هنجارهاي ديني، ملي و اخلاقي هستند.

انتخاب كلمه عفاف براي چنين مكاني توهين مستقيم به مقدسات است ؛ چرا كه در تمام دنيا زنان مطهر و نجيب را با صفت عفيف مي‌‏شناخته‌‏اند و ما نمي‌‏توانيم با ايجاد مكاني براي زنان نامي اين چنين مقدس را بر آنها بگذاريم.

وي, درخصوص چگونگي حل اين معضل مي‌‏گويد: ايجاد محله‌‏اي خاص براي زنان ويژه تنها راه حل منطقي به مي رسد.

محل هايي كه وزارت بهداشت بر آن كاملا نظارت داشته باشد, تا بتواند حداقل جلوي پيشرفت آن را بگيرند سلامت جامعه را تضمين مي‌‏كند.

وي, در پايان با اشاره به خانواده‌‏هايي كه با معضل چند همسري دست و پنجه نرم مي‌‏كنند,مي‌‏گويد: بايد باور كنيم اين پديده در جامعه ما كه در حال گذر و صنعتي شدن است, مي‌‏تواند عواقب غيرقابل جبراني بر جاي بگذارد.

 

تجاوز جنسى به زنان سودانى، حربه اى جنگى 

شيرين جزايرى - راديو آلمان: جمعه 2 مرداد 1383 23 ژوئيه 2004

هزاران زن و دختر جوان از هفده ماه پيش بطور وحشيانه اى قربانى خشونت بى رحمانه و تجاوز جنسى شبه نظاميان مسلمان عرب موسوم به جان جاويد، در منطقه دارفور در غرب سودان قرارگرفته اند. از خشونت جنسى و انجام عمل تجاوز به زنان و دختران جوان به عنوان يك حربه جنگى براى درهم شكستن نيروى مقاومت ساكنان اين منطقه، استفاده شده است. سازمان عفو بين الملل در گزارش اخير خود كه در روز دوشنبه گذشته در نايروبى پايتخت كنيا منتشر شده، از ابعاد فاجعه آميز اين حوادث، با استناد به مدارك و شواهد موجود و همينطور انجام صدها مصاحبه با قربانيان آن ، خبر مى دهد. تا بحال سى هزار نفر كشته شده اند و يك ميليون و دويست هزار انسان فرارى هستند.

 

از طرف سازمان ملل متحد حوادث  چند ماه اخير در سودان به عنوان يكى از وحشتناك ترين فجايع  بشريت نام برده شده است. سازمان عفو بين الملل حكومت سودان را محكوم مى كند كه براى جلوگيرى از  اين حملات  اقدامات لازم را به عمل نياورده است.  سربازان سودانى اغلب خود فعالانه در عمليات دست داشته و يا ناظر بر آنها بوده اند. مصاحبه هاى مورد استناد  در گزارش سازمان عفو بين الملل از طرف فرستادگان ويژه اين سازمان، از جمله  خانم پوايانا تروسكات و عمدتا  در اردوگاه هاى فراريان تهيه شده اند. قربانيان اين حوادث خبر از حملات وحشيانه و بى رحمانه مهاجمان  به دهكده هاى خود مى دهند. شبه نظاميان عرب جان جاويد زنان را در مقابل خويشاوندانشان مورد تجاوز قرار مى دهند تا قدرت مقاومت آن ها را درهم شكنند. قربانيان آن ها اغلب سياهپوستان محلى هستند. دهقانان ساكن اين منطقه  براى استقلال و تأمين خواست هاى خود مبارزه مى كنند.

 

اغلب اتفاق مى افتد كه نيروى هوايى ارتش سودان منطقه را بمباران مى كند و شبه نظاميان جان جاويد همرا با نيروى زمينى كه مورد حمايت سربازان سودانى است، وارد منطقه مى گردند. اين حملات عمدتا از قبل تدارك ديده هستند. در گزارش سازمان عفو بين الملل از مصاحبه با زن سى ساله اى كه مورد تجاوز و ضرب و شتم قرار گرفته نقل مى شود كه: شبه نظاميان عرب با اتومبيل، اسب و شتر وارد منطقه شدند. وقتى آن ها عمليات قتل و غارت خود را شروع كردند،  سربازان ارتش در خارج از محوطه  ناظر بر حوادث بودند. در ده ما تقريبا پانزده زن و دختر جوان بطور پى درپى در حضور ديگران مورد تجاوز قرار گرفتند. بعد از آن،  عرب ها پاهايشان را شكستند تا آن ها نتوانند فرار كنند.

 

شاهدان ديگر از زنان حامله اى سخن مى گويند كه در ابتدا مورد آزار جنسى قرارگرفته و سپس با چاقو شكمشان دريده شده است. در گزارش بعدى از دختربچه هشت ساله اى سخن گفته شده كه مورد تجاوز پنج تا شش مرد قرارگرفته است. زن ۲۳ ساله اى كه او هم قربانى تجاوز بوده در اردوگاه فراريان تعريف مى كند كه بعد از اين عمليات شوهرم نمى توانست مرا ببخشد و مرا از خانه بيرون راند.

 

بايد گفت كه تجاوز به  زن در اين منطقه يك تابوست. درست همين مسئله مورد سوء استفاده شبه نظاميان جان جاويد قرار مى گيرد تا به اين وسيله نيروى مقاومت محلى را، از درون درهم بكوبند و ساختار اجتماعى زندگى در دهات منطقه را از هم بپاشند.زنان زيادى مورد تجاوز در معرض عموم قرار مى گيرند تا نشان داده شود كه مردها به عنوان حاميان و همسران آن ها نتوانسته اند وظيفه خود را به انجام رسانند و به اين وسيله نقش سنتى خود را به عنوان حامى زن از دست بدهند. زنان مورد تجاوز قرارگرفته  با بى مهرى اطرافيان و خويشاوندان خود  مواجه مى شوند، با درد خود تنها مى مانند و اغلب از خانواده طرد مى گردند.

 

موقعيت اين زنان  بخصوص زمانى دردناكتر مى گردد كه آنها بر اثر تجاوز جنسى  باردار مى شوند. بسيارى از دختران جوان و زنان نه فقط مورد تجاوز قرار مى گيرند بلكه ربوده  شده  و به شكل بردگان جنسى مورد سوء استفاده قرار مى گيرند. بيش از يكسال رژيم سودان از ورود سازمان هاى كمك رسانى بين المللى به اين منطقه جلوگيرى به عمل آورده است.  جامعه بين المللى مى بايست عكس العمل بيشترى نشان دهد تا جان و زندگى انسان هاى ساكن در اين منطقه مورد حمايت قرار گيرد و مجرمان به دادگاه هاى بين المللى كشيده شوند.    

 

امكان تحقق ارجاع پرونده قتل زهرا كاظمى به دادگاه بين المللى 

كيواندخت قهارى- راديو آلمان: جمعه 2 مرداد 1383 23 ژوئيه 2004

دادگاه رسيدگى به پرونده قتل زهرا كاظمى ژورناليست ايرانى كانادايى تعطيل شد. اين واقعه براى كسانى كه بويژه جريان قتلهاى سازمان داده شده ى سياسى موسوم به قتلهاى زنجيره اى را دنبال كرده اند تعجب انگيز نبود، چون در آن مورد نيز تلاش شده بود كه پرونده ى قتل ها بسته شود. براى خانواده ى خانم كاظمى اما پرونده ى قتل بسته نشده و نبايد بسته شود. موضوع ارجاع اين پرونده به دادگاههاى بين المللى مطرح است. اما آيا اين خواست تا چه اندازه تحقق پذير است؟

 

تنها فرزند خانم كاظمى، آقاى استفان هاشمى، كه شهروند كانادايى ست به ارزيابى جريان دادگاه پرداخت. آقاى حسين ماهوتيها، هماهنگ كننده ى فعاليتهاى شبكه ى فعالين دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريكاى شمالى، همزمان گفته هاى او را براى ما ترجمه كرد:

 

بسيار مضحك بود و يك اهانت بزرگى به دولت كانادا بود. در هر صورت من متعجب نشدم از آن چيزى كه اتفاق افتاد و اضافه مى كنم كه هدف اين دادگاه براى پوشاندن آن افرادى بود كه در اين قتل شركت كرده بودند و نقش اصلى را داشتند.

 

پس از مختوم اعلام كردن دادگاه، بيش از هميشه لزوم ارجاع اين پرونده به محافل دادگسترى بين المللى مطرح گرديد. استفان هاشمى گام بعدى خود را براى رسيدن به حق براى ما شرح مى دهد:

 

با توجه به اينكه به دولت كانادا بسيار اهانت شده است، با توجه به امكانات موجود ما تمام نيروى خود را در پيگيرى اين پرونده خواهيم گذاشت. از جمله و در مرحله ى اول با مراجعه به دادگاه جنايى بين المللى، تلاش ما اين است كه جسد خانم زهرا كاظمى را تحويل بگيريم. من مصرا مى خواهم كه دولت كانادا اين موضوع را دنبال كند. و از جمله با فرستادن نمايندگانش به دادگاه لاهه، كه در آنجا دولتها و كشورهاى ديگر را هم تعقيب قضايى مى كنند، در اين دادگاه حضور يابد و از ايران شكايت كند و تمام كوشش  خود را براى بازگرداندن جسد مادرم به من بكند.

 

براى اينكه بدانيم آيا خواست استفان هاشمى تا چه حد تحقق پذير است و براى آنها چه شرايطى بايد برقرار باشد، نظرى كارشناسانه را جويا شديم. دكتر عبدالكريم لاهيجى حقوقدان، رييس جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران، در اين مورد گفت:

 

تحقق خواسته ى استفان هاشمى موكل به تصميم دولت كاناداست. به خاطر اينكه تنها دادگاهى كه مى تواند به اختلاف دو كشور، ايران و كانادا، رسيدگى كند ديوان بين المللى دادگسترى ست كه مقر آن در لاهه است. به لحاظ اينكه يك شهروند كانادايى كه ضمنا تابعيت ايرانى هم داشته توسط ماموران حكومت جمهورى اسلامى به قتل رسيده است، متاسفانه دادگسترى اين كشور به قضيه به صورتى كه بايد و شايد در چارچوب مقررات بين المللى حقوق بشر و اصل برخوردارى از محاكمه ى عادلانه رسيدگى نكرده است، فرزند اين خانم كه او هم شهروند كانادا است مى تواند از دولت كانادا درخواست كند تا از ديوان بين المللى دادگسترى خواسته بشود كه بين دو كشور يك نوع حكميتى بكند و بگويد كه آيا جمهورى اسلامى به مسئوليت هاى خودش در ارتباط با اين پرونده عمل كرده است يا خير.

 

گذشته از نمونه هاى بسيار در تاريخ، اخيرا نيز ديوان بين المللى دادگسترى در ارتباط با ديوارى كه دولت اسراييل ميان سرزمين هاى اشغالى فلسطين و اسراييل مى كشد، حكمى داد و دولت اسراييل را خطاكار شناخت. اما حكمى كه اين دادگاه صادر مى كند تنها به منزله ى تشخيصى ست حقوقى. دكتر لاهيجى در اين باره مى گويد:

 

اين حكم ضمانت اجرايى به آن صورت كه بعد بتوان براساس آن از سازمان ملل فرضا خواست كه جمهورى اسلامى را ناگزير به رعايت آن حكم بكند، ندارد و بيشتر جنبه ى مشورتى دارد. ولى به عقيده ى ما همين اندازه كه يك مقام بين المللى بگويد كه جمهورى اسلامى به مسئوليت هاى حقوقى _ قانونيش عمل نكرده است، در كشف حقيقت موثر خواهد بود.

موضوع پرونده ى قتل زهرا كاظمى هنوز تا مدتها و تا كنار رفتن پرده هاى سكوت و ابهام از مبرم ترين موضوعهايى خواهد بود كه سازمانهاى مدافع حقوق بشر به آن خواهند پرداخت.