زنان - سه شنبه 30 تير 1383 20 ژوئيه 2004

 

 

 

سالانه ۷۲ هزار جرم جنسى در ايران

سه شنبه 30 تير 1383 20 ژوئيه 2004

گروه اجتماعى شرق: استان قم با ميانگين رخداد بيش از ۱۷۴ مورد جرائم جنسى در هر صد هزار نفر جمعيت، بالاترين ميانگين جرائم جنسى كشور را به خود اختصاص داده است. براساس آمار هاى موجود به طور ميانگين استان قم هر ساله شاهد وقوع بيش از يك هزار و ۵۵۶ مورد جرم جنسى است. همچنين استان لرستان، از پايين ترين آمار تجاوز هاى جنسى در سراسر كشور برخوردار بوده است. به ميزان هر صدهزار نفر جمعيت اين استان تنها ۱۳ مورد جرم جنسى رخ داده است. آمار هاى ارائه شده تنها موارد گزارش شده به دادگاه ها و نيرو هاى انتظامى را تحت پوشش قرار داده است. به گفته يك منبع آگاه در وزارت كشور ارقام واقعى بدون شك فراتر از گزارش هاى ارائه شده وزارت كشور است.

اين كارشناس مسائل اجتماعى ترس از بى آبرويى و خانوادگى بودن برخى از جرائم را مهم ترين موانع ارائه گزارش به مراجع مسئول از سوى قربانيان عنوان كرد. استان قم در سال ۸۱ در حالى بالاترين آمار جرائم جنسى كشور را به خود اختصاص داده است كه در سال ۷۸ اين استان يكى از امن ترين استان ها از نظر وقوع جرائم جنسى محسوب مى شده است. روند وقوع جرايم جنسى در استان قم در سال هاى اخير همواره از سير نزولى برخوردار بوده است. رشد رخداد جرم جنسى در اين استان در عرض ۴ سال ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۱ بيش از ۸۵ درصد بوده است.

اين در حالى است كه تهران در همين مدت زمان كاهشى حدود ۸۵ درصدى را در اين جرم تجربه كرده است. به طور ميانگين در تهران هر سال يك هزار و ۶۵۰ جرم جنسى رخ مى دهد. نزديكى آمار رخداد جرائم جنسى در استان تهران و قم در حالى است كه جمعيت تهران حدود ۱۰ برابر جمعيت استان قم را تشكيل مى دهد. افزايش امكانات تفريحى، رفاهى در سطح شهر تهران در سال هاى اخير يكى از مهم ترين علت هاى كاهش وقوع جرم جنسى عنوان مى شود.

در حالى كه استان تهران در سال ۷۸ شاهد وقوع ۲۱ هزار و ۲۳۰ مورد جرم جنسى بوده است، در سال ۸۱ اين رقم با يك كاهش ۱۵ هزار مورد به پنج هزار و ۵۰۰ مورد رسيد كه اين مسئله حكايت از كنترل اجتماعى حاكم بر روابط شهروندان تهران مى كند. با اين وجود تهران همچنان دومين رتبه پرخطرترين استان كشور از نظر وقوع جرائم جنسى را به خود اختصاص داده است.

استان خراسان و مازندران به طور مشترك پله سوم اين جايگاه را به خود اختصاص داده اند.

در هر صد هزار نفر جمعيت اين دو استان متوسط ۱۳۰ مورد جرم جنسى رخ مى دهد كه اين درصد در زبان ارقام به ترتيب ۶ هزار ۸۰۰ مورد براى خراسان و بيش از دو هزار و ۷۰۰ مورد براى استان مازندران است.

استان هاى گيلان، مركزى، همدان، يزد، چهارمحال و بختيارى، فارس و زنجان نيز به ترتيب با وقوع بيش ۹۳ ، ۸۳ ، ۸۶ ، ۷۶ ، ۷۲ ، ۷۷ و ۷۱ مورد جرم جنسى در هر صد هزار نفر جمعيت شهر خود بيشترين آمار ها را به خود اختصاص داده اند. براساس تحقيقات پايگاه داده هاى اجتماعى وزارت كشور ميانگين رخداد جرم جنسى در خلال سال هاى ۷۵ تا ۸۱ در سراسر كشور ۴۲/۸۱ در هر صد هزار نفر جمعيت كشور بوده است كه با توجه به اين اطلاعات به طور ميانگين هر ساله در كشور بيش از ۷۲ هزار مورد جرم جنسى رخ مى دهد كه از اين نظر ايران يكى از پرآمارترين كشور ها در اين زمينه محسوب مى شود.

 

مشاور استاندار چهارمحال و بختياري، آمار دختران فراري كشور در سال گذشته را بر اساس آمار سازمان بهزيستي، 60 هزار 150 تن اعلام كرد.

دو شنبه 29 تير 1383 19 ژوئيه 2004

به گزارش خبرنگار حوادث ايسنا، سلطاني اعلام كرد: دختران كتك خورده از سوي خانواده، بيشترين آمار دختران فراري را به خود اختصاص داده‌اند.

وي در جلسه كارگروه اجتماعي استانداري چهارمحال و بختياري، همچنين اظهار كرد: همايشي با عنوان خشونت عليه زنان در آينده نزديك و در محورهاي زنان و خشونت رواني، ‌زنان و خشونت جنسي، خشونت عليه زنان در جوامع سنتي و پيشرفته، خشونت عليه زنان و مواد مخدر، خشونت عليه زنان و موارد ملي و بين‌المللي و نقش سازمان‌ها و تشكل‌هاي غيردولتي در مورد خشونت عليه زنان برگزار خواهد شد.

سميع‌آذر، مديركل امور اجتماعي و انتخابات چهارمحال و بختياري نيز در اين جلسه از تشكيل كميته‌هاي دائمي با حضور كارشناسان مربوطه جهت پيگيري مسايل مربوط به خشونت عليه زنان خبر داد و افزود: آسيب‌پذيري جامعه به علت خشونت عليه زنان باعث مسايلي چون فرار دختران از منزل شده است.

 

زنان مصرى دولت سايه تشكيل مى دهند

سه شنبه 30 تير 1383 20 ژوئيه 2004

شرق: زنان مصرى از تركيب دولت جديد اين كشور به رهبرى احمد نظيف ناراضى هستند. چون تنها دو وزير كابينه وى به دوران گذشته تعلق داشته و وى هيچ چهره جديدى را از بين زنان برنگزيده است. به گزارش شبكه خبرى الجزيره بعضى از زنان مصرى تصميم گرفته اند حكومت در سايه با تركيب زنان تشكيل دهند و تنها پست هاى حاشيه اى را به مردان بدهند. تعدادى از جنبش هاى زنان مصرى دكتر ميرفت التلاوى را براى نخست وزيرى در اين دولت در سايه تعيين كرده اند. وى پيش از اين در دولت عاطف عبيد _ نخست وزير پيشين مصر _ وزير امور اجتماعى بود.

 

طرح حمايت از زنان تاجر

دو شنبه 29 تير 1383 19 ژوئيه 2004

كليات طرح حمايت از زنان تاجر در جلسه كميته تخصصي كارگروه توسعه صادرات غيرنفتي استانداري تهران تصويب شد.

زهرا نژادبهرام، معاون فرماندار تهران در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس زنان خبرگزاري دانشجويان ايران با اعلام اين مطلب اظهار داشت: اين طرح در سه بخش حساس‌سازي، اطلاع‌رساني و الگوسازي طراحي شده و اهداف مؤثري همچون ترغيب زنان و دختران علاقه‌مند به سوي اين فعاليت اقتصادي، تشويق و ترغيب جامعه به پديده تجارت به عنوان يك رويكرد جديد در عرصه اقتصاد غيرنفتي، شكستن حصارهاي پيشين تجارت كه محدود به گروههاي خاص خانوادگي و طبقه‌اي تعريف شده بود، توجه به ارتقاي توليد ناخالص ملي در حوزه بازرگاني داخلي و خارجي، آشنا كردن تاجران زن با امكانات موجود در بخش دولتي و تجارت، جامه عمل پوشاندن به برنامه سوم توسعه در راستاي به گردش درآوردن سرمايه‌ها، توسعه اشتغال، رفع بيكاري و بهره‌گيري از سرمايه‌هاي منفعل جامعه كه در اختيار بخشي از زنان قرار دارد را مورد توجه قرار داده است.

وي تاكيد كرد: هدف از اجراي اين طرح استفاده از فضاهاي خالي موجود جهت تسريع در گردش چرخ‌هاي توليد جامعه و تلاش در جهت نمود بيشتر نقاط ضعف پنهان مانده از نگاه برنامه‌ريزان اجتماعي و حتي مردم است.

به گفته وي در مرحله حساس‌سازي، آشنايي مديران برنامه‌ريز با موضوع زنان تاجر، اشتغال، برنامه‌ريزي براي وضع قوانين، ايجاد بانك اطلاعات با هدف انتقال اطلاعات نشست‌ها و كنفرانس‌هاي زنان در عرصه تجارت و ... مورد توجه قرار مي‌گيرد.

معاون فرماندار تهران در امور بانوان تصريح كرد: بخش الگوسازي كه براي عملياتي شدن طرح فوق طراحي شده است، ترغيب زنان براي ورود به عرصه تجارت، معرفي الگوهاي موفق زنان تاجر ايراني و مسلمان به جامعه، بهره‌گيري از امكانات رسانه‌اي در راستاي ارايه الگوهاي اقتصادي از فعاليت زنان را در اولويت قرار مي‌دهد.

نژادبهرام با بيان اين كه هم اكنون تقسيم كار جنسيتي در جامعه، حوزه سياست و تجارت را مردانه و زنان را ناخودآگاه از اين فضاها دور كرده است، افزود: شكستن اين فضا نيازمند الگويي جامع است.

نژادبهرام خاطرنشان كرد: حمايت از زنان تاجر در سه بخش حساس‌سازي، اطلاع‌رساني و الگوسازي براي هر يك از دستگاههايي كه به نوعي درگير طرح هستند، شرح وظايفي تعريف كرده است كه از آن جمله مي‌توان به تاليف دايره‌المعارف زن تاجر ايران توسط كارگروه تحقيق و پژوهش اشاره كرد.

معاون فرماندار تهران، همچنين از بررسي دستاوردهاي نشست جهاني زنان عرب در قاهره در خرداد ماه امسال كه در آن يازده زن تاجر ايراني به صورت آزاد و يا با حمايت وزارت بازرگاني شركت كرده بودند، خبر داد و گفت: هيات ايراني شركت كننده در اين نشست، كمرنگ بودن نگاه توسعه‌اي را از دغدغه‌هاي موجود دانسته و پيشنهاد دادند كه به اين منظور فراخواني براي زنان جهت شكل‌گيري تشكل تجاري زنان منتشر شود.

 

 

فريبا داودى مهاجر / در يك جبهه دمكراسى خواهى و حتى در قدرت، نيروهاى لائيك هم جاى دارند!

راديو آلمان - دو شنبه 29 تير 1383 19 ژوئيه 2004

اينكه چرا زنان محافظه كار نماينده در مجلس هفتم شوراى اسلامى تمامى اهرم هاى تصميم گيرى را به دست مردان داده اند و حتى براى برون رفت از معضلات اجتماعى چندهمسرى براى مردان را پيشنهاد مى كنند، نمى خواهند فراكسيون زنان را در مجلس تشكيل دهند، رغبتى به عضويت در هيئت رئيس مجلس ندارند و مخالف پيوستن ايران به كنوانسيون بين المللى زنان هستند، و اينكه آيا نيروهاى سياسى لائيك نيز در يك جبهه دمكراسى خواهى جاى دارند يا خير، خانم فريبا داودى مهاجر، دبيركل و بنيانگذار حزب زنان ايران در گفتگو با صداى آلمان توضيحاتى داد.

مصاحبه گر: داود خدابخش

دويچه وله: خانم فريبا داودى مهاجر، چندى پيش خانم فاطمه آليا، از نمايندگان مجلس هفتم گفت، كه بايد چند همسرى را قانونى كرد. البته منظور ايشان چند همسرى براى مردان است و نه زنان. به نظر شما اين پيشنهاد ايشان ناشى از چه تفكرى ست؟

فريبا داودى مهاجر: من اعتقادم اين است، كه در حال حاضر موضوع مردان و زنان ايرانى و دغدغه ى آنها تعدد زوجات نيست و اين آدرس اشتباهى ست كه جناح راست مى دهد، كه مردم به جاى طرح مطالبات اساسى شان به مسايل بى اهميتى بپردازند. البته اگر براى خانم آليا مسئله ى اساسى تعدد زوجات مى باشد، ايشان مى توانند مسايل شخصى شان را در جاى ديگرى پيگيرى كنند و در هرحال مجلس محل طرح مسايل و دغدغه هاى شخصى افراد نيست. به نظر من اين دغدغه ى شخصى ايشان است.

دويچه وله: خانم داودى مهاجر، تمام زنان دنيا، چه مذهبى و چه غيرمذهبى، از يك روحيه ى ويژه ى خاص زنانه ى خود برخوردارند. مى توانيد براى ما توضيح بدهيد، كه چگونه يك زن مى تواند خود  پيشقدم و داوطلب بشود كه همسرش زنان ديگرى را اختيار كند؟ فكر مى كنم چنين نمونه اى در هيچ جاى دنيا، به غير از نزد برخى از زنان محافظه كار، پيدا نشود!

فريبا داودى مهاجر: البته صرفنظر از اينكه در بعضى از مناطق حاشيه اى، فرضا در مناطق عشيره اى، اين موضوع به شكل يك سنت درآمده است، كه حتا در آنجاها هم پذيرفته شده نيست. من خانم آليا را از نزديك نديده ام تا به جنبه هاى شخصيتى ايشان را پى ببرم، اما يك مسئله اى را مى دانم و آن اين است كه قدرت و حفظ قدرت گاهى اوقات باعث مى شود كه انسان مسايلى را مطرح كند كه حتا از زنانگى هم آنطرف تر است.

ولى من فكر مى كنم به خاطر بودن در جايى و حفظ قدرت يا حفظ ارتباطات چندان ارزشى ندارد كه انسان مسايلى را مطرح كند كه جامعه نمى پذيرد. به نظر من دغدغه، دغدغه ى دين نيست. اگر دغدغه ى  باشد انسان مى تواند به انحاى گوناگون مسايل ديگرى را مطرح كند. به نظر من در حال حاضر و تا حدى جامعه به گونه اى شده است كه گاهى اوقات ميل به داشتن قدرت و حفظ قدرت باعث مى شود كه انسان از همان گفتمان مردسالار استفاده كند، رفتارهاى زنانگى را از خود بروز ندهد و حتا فكر مى كنم، چنانچه رفتار زنانگى هم نباشد، طرح اين مسايل به مصلحت جامعه نيست. همانطور كه قبلا هم گفته ام، طرح اين مسايل شبيه همان آدرس اشتباهى ست. يعنى با مطرح شدن اين گونه مسايل همه ى ما فقط سرگرم پاسخ دادن به آن مى شويم.

دويچه وله: البته به بيان ديگر و در چارچوب استدلال شما، مردسالارى در ايران به حدى قدرت گرفته و گسترش يافته، كه برخى زنان به فرودستى خود باور كرده اند.

فريبا داودى مهاجر: اين مسئله خاص ايران نيست، بلكه در همه جاى دنيا يافت مى شود. يعنى زنان براى بودن خود و براى اثبات خود در محيط هاى سياسى، اقتصادى گاهى اوقات بايد در زير چترهاى مردانه، رفتارهاى مردانه، قدرت هاى مردانه قرار بگيرند، تا بتوانند وجود داشته باشند و اگر اين كارها را نكنند حذف مى شوند. من هميشه گفته ام بودن زنان در سايه ى مردان. يعنى در سايه ى مردان رشد مى كنند، در سايه ى مردان پست سياسى مى گيرند، در سايه ى مردان مشاور يا معاون مى شوند و براى حفظ اين موقعيت ها حاضرند منافع مردانه را بازتوليد كنند.

ببينيد، حدود مطالبات زنان نبايد به جايى برسد كه مردان آن را تعريف كنند. يعنى در حال حاضر خط قرمزهاى مطالبات زنان تبديل به خطوط قرمزى شده كه تمام مردان آن را تعريف كرده اند. حالا هركدام با سبك و سياق خود. اگر ما بتوانيم اين خط قرمز را بشكنيم، يعنى خودمان را منحصر به مطالبات سياسى مردان نكنيم، آن موقع است كه مى توانيم مطالبات صنفى خود را محقق كنيم. فرضا به ما مى گويند، صحبت از زن و قدرت سياسى نكنيد. چرا؟ چون به فرض اين آقاى رييس جمهور مى گويد، كه من حاضر نيستم ريسكى بكنم و آن آقاى رييس جمهور مى گويد، كه زنان توانمند نيستند و آن ديگرى هم يك دليل ديگر مى آورد. در واقع به خاطر ارتباطاتمان با اين يا آن قدرت سياسى، مطالباتمان را هم منحصر به مطالبات مردان مى كنيم. به همين دليل اولين گامى كه خانمها بايد بردارند، اين است كه خود را از زير سايه ى مردسالارانه ى جامعه  و گفتمان آنها دور كنند. از نظر من اولين راه باز خواهد شد، زمانى كه خانمها بتوانند حركت كنند.

دويچه وله: حالا يك سوال عامتر. بعضى از نيروهاى سياسى از جمله از جبهه ى مشاركت تا جامعه ى زنان انقلاب اسلامى و نهضت آزادى و ديگر شخصيت ها، خواستار ايجاد جبهه ى دمكراسى خواهى هستند. نظر شما در اين باره چيست؟
 
فريبا داودى مهاجر: دمكراسى خواهى بعد از شكست پروژه ى اصلاحات و تحقق مطالبات مردم از طريق اصلاحات شكل گرفت. بهرحال، زمانى كه جناحى با تمام قوا، آراى منتبهه ى اصلاحات را مسدود كرد، همه هشدار مى دادند كه در صورت انسداد در پروژه ى اصلاح طلبى مطالبات مردم از طرق ديگرى پيگيرى مى شود. من گاهى اوقات فكر مى كنم كه اگر قرار باشد يك روزى به خاطر تشكيل جبهه ى دمكراسى خواهى از بعضى ها سوال و جواب كنند، ابتدا بايد تئورى پردازان جناح راست را كه با تمام قوا به مقابله با اصلاحات از درون برخاسته اند، محاكمه شوند و آنها هستند كه بايد سوال و جواب پس بدهند. چرا؟ براى اينكه آنها به قيمت از دست ندادن قدرت، مسايل خودشان را با مسايل نظام يكى كردند و گفتند كه هركسى ما را نمى خواهد يعنى نظام را نمى خواهد. اين تعبير خيانتى بود كه آنها در حق جمهورى اسلامى كردند. چرا؟ براى اينكه فرضا اگر فردى شخصى را براى مقامى محق نداند، لزوما به معناى مخالفت با كل نظام نيست. اما آنها همين كار را كردند.

نكته ى دوم اينكه دمكراسى و ساختار دمكراتيك در جامعه، اول نيازمند انسانهايى با درون دمكراتيك است، انسانهايى كه در واقع ساز و كار يك نظام دمكراتيك را قبول داشته باشند، آن را بپذيرند و به آن تن بدهند. فرضا تغيير شكل ظاهرى حكومتها كه نمى تواند موجب دمكراسى شود. بايد اين دمكراسى در ساختارها، نهادهاى مدنى و لايه هاى اجتماعى درونى شود. هم در اعتقاد و هم در عمل. شما فكر كنيد حتا ممكن است در نظامى كه ظاهرى دمكراتيك دارد، شخص ديكتاتورى سركار بيايد و قانون را به سيلقه ى خود تفسير و اجرا كند. بنابراين من فكر مى كنم تعبير دكتر سروش، تعبير زيبايى بود، كه ما قبل از آنكه جامعه ى مدنى داشته باشيم، نيازمند به جامعه اى اخلاقى هستيم. جامعه اى كه به ساز و كارهاى مدنيت تن در دهد. امروز ما با فروپاشى اخلاق، اقتصاد، سياست و فرهنگ روبه رو هستيم و اين يك فاجعه است و شما در مسايلى سياسى هم مشاهده مى كنيد كه ضوابط حكم فرما نيست، روابط است، فرصت طلبى است، خالى كردن زيرپاى همديگر است تا حدى كه تبديل به آفت حركتهاى جمعى شده است. به لحاظ اقتصادى و اخلاقى هم همين طور است.

در روابط اقتصادى حتا شما مشاهده مى كنيد، كه كار به جايى رسيده است كه آقاى خامنه اى مى گويد، با فساد اقتصادى مقابله كنيد. بنابراين، من فكر مى كنم، جبهه ى دمكراسى خواهى يك موج نيست كه دوباره عده اى بر آن سوار بشوند تا به قدرت و مسندى برسند. دمكراسى ملزم به صفات و خصوصياتى ست كه جايى براى فرصت طلبان، نان به نرخ روز خورها، كسانى كه تنها به قدرت براى منافع شخصى خود مى انديشند، وجود ندارد. اگر داشته باشد، جبهه ى دمكراسى خواهى نيست. چرا؟ براى اينكه قدرت در دمكراسى متكثر است. پس ابتدا بايد افراد به قدرت متكثر معتقد باشند، حالا در هر حزب يا گروهى كه هستند. آن موقع است كه اين حركت دمكراسى خواهى شكل خواهد گرفت. من فكر مى كنم در مورد دمكراسى خواهى كمى بايد عميق تر بحث كرد و واقعا ساز و كار اين جبهه ى دمكراسى خواهى را به واقع بررسى كرد. نه اينكه تنها به ظواهر يك موضوع پرداخت.

دويچه وله: البته آنچه كه شما از آقاى سروش نقل كرده ايد، يكسرى اصول انسانى، اخلاقى ست، كه به نظر مى آيد تنها مى توان در پروسه اى درازمدت به آن دست پيدا يافت و لازمه ى دست پيداكردن به آن اخلاق هم رعايت يكسرى موازين كلى دمكراتيك است. من فكر مى كنم اين گونه كه به نظر مى رسد، اين نيروهاى سياسى خواستار چنين دمكراسى يى، يعنى اصول اوليه ى دمكراسى، هستند و همچنين تشكيل جبهه اى براى دفاع از اين اصول دمكراتيك.

فريبا داودى مهاجر: درست است. رابطه اى متقابل با هم دارند. من نمى گويم كه همه منتظر بنشينيم و اول شرايط اخلاقى آن را كاملا و صددرصد فراهم كنيم و بعد يك جبهه تشكيل بدهيم. بلكه اين دو بايد همديگر و در كنار هم شكل بگيرد و گام به گام جلو برود. اما من مى خواهم بر اين تاكيد كنم، كه جبهه ى دمكراسى خواهى واقعى زمانى شكل مى گيرد، كه ما در ساختار، در لايه هاى اجتماعى و حتا در رفتار شخصى مان به اصول و مناسبتات و ساز و كار آن معتقد باشيم. وگرنه دوباره حركتى اتفاق مى افتد و متاسفانه با شكست و انسداد مواجه مى شود. به خاطر اينكه افرادى كه درگير آن هستند، آن مناسبات را نمى شناسند. حتا من فكر مى كنم، كه بخشى از دلايلى كه منجر به شكست اصلاح طلبى شد، همين بود. يعنى فقط بخشى از آن مقابل جناح مقابل بود، بخش ديگرش اين بود كه افرادى كه در جناح اصلاح طلب بودند، شايد همگى آنها فى الواقع اصلاح طلب نبودند. اگر بودند، حتما به شكل ديگرى رفتار مى كردند.

دويچه وله:خانم مهاجر در آن جبهه ى دمكراسى خواهى كه مورد نظر شماست، با آن معيارهايى كه شما مى گوييد، آيا نيروهاى لائيك هم جايى دارند؟

فريبا داودى مهاجر: به هرحال در حكومتى كه دمكراسى هست، و حتا به نظر من، چنانچه تعريف درستى از جمهورى اسلامى بدهيم، لائيك ها هم جايى دارند. به خاطر اينكه به هرحال آنها هم بايد حق صحبت كردن، حق اظهارنظركردن، حق مشاركت در قدرت، مشاركت در تصميم گيريها را بايد داشته باشند. آنها هم بخشى از نيروهاى يك جامعه هستند. اين انديشه كه فقط كسانى كه مانند ما فكر مى كنند از ما هستند، انديشه اى است كه در هرحال شكست خواهد خورد. منظور اين است كه همه ى نيروهاى اجتماعى و سياسى بايد در تصميم گيريهاى سياسى شركت داشته باشند، در غير اين صورت خود آن نظام سياسى با بحران رو به رو خواهد شد. نبايد نگاهى يكسوانديشى داشته باشند و حتا در جمهورى اسلامى هم اگر نگاهى يكسويه و تماميت خواهانه اى نبود، قطعا نيروهاى لاييك مى توانستند حرف خود را بزنند و در تصميم گيريهاى سياسى مشاركت داشته باشند.

دويچه وله: خانم داودى مهاجر خيلى متشكرم از وقتى كه در اختيار ما گذاشتيد.

داودى مهاجر: خواهش مى كنم. موفق باشيد.