زنان - پنج شنبه 25 تير 1383- 15 ژوئيه 2004

 

 

انتقاد نماينده اصفهان از وضعيت حجاب

پنج شنبه 25 تير 1383- 15 ژوئيه 2004

شرق: محمدتقى رهبر نماينده اصفهان و عضو فراكسيون اكثريت مجلس از وضعيت فرهنگى و نحوه حجاب زنان در كشور انتقاد كرد.روز گذشته در راهروهاى مجلس مقاله اى از مجله پاسدار اسلام به نام كشف حجاب با نام حجاب اسلامى در راهروهاى مجلس و ميان خبرنگاران پارلمانى توزيع شد كه نوشته حجت الاسلام محمدتقى رهبر نماينده اصفهان است.وى در ابتداى اين مقاله آورده است: ساده انگارى است آنچه را امروز در سطح جامعه مى گذرد و نوع پوشش زنان و دختران و آرايش هاى مشترى جمع كن را بدحجابى بناميم.

وى افزوده است: اين وضع تكرارى است از ماجراى ننگين هفده دى و كشف حجاب آن روز. وى با اشاره به اينكه كشف حجاب به نام حجاب اسلامى بار ديگر در حال رخ دادن است، مى افزايد: مشروعيت مسئولان و دست اندركاران امور به خاطر اين است كه از اسلام و قوانين آن حمايت كنند نه فقط حرف آن را بزنند اما متأسفانه در چنين شرايطى هر چند سخن از كشف حجاب نيست اما كشف حجاب عملاً به اجرا درآمده و در فضايى از بى تفاوتى و ترس، با سرعت رو به گسترش است و از سوى عناصرى در درون نظام غيرمستقيم حمايت مى شود.

رهبر در بخشى ديگر از مقاله خود ضمن انتقاد از تصويب الحاق ايران به كنوانسيون بين المللى رفع تبعيض از زنان و استقبال برخى مقامات از شيرين عبادى برنده جايزه صلح نوبل هنگام ورود به ايران مى افزايد: اينها حكايت از نوعى خودباختگى و مرعوبيت در برابر هجمه فرهنگى و تبليغات گمراه كننده بيگانه دارد كه عده اى سعى مى كنند براى اينكه از قافله تمدن عقب نمانند به اينگونه اظهارنظرها دست يازند.

وى مى افزايد: لباس پوشيدن عده اى از زنان و دختران شكل زشت و رسوايى به خود گرفته، آرايش غليظ و وقيحانه شگفتى همگان را برانگيخته كه اين همه امنيت و آزادى با كدام معيار شرعى وفق مى دهد، كسى جرأت امر و نهى ندارد، اگر يك مسلمان بخواهد نهى از منكر كند، يك چيزى هم بدهكار مى شود.وى رواج اين نوع از پوشش را خنديدن به همه ارزش ها توصيف كرده و آورده است: راستى غيرت دينى كجاست؟ چرا ندايى به اعتراض از سينه اى برنمى خيزد و بى تفاوتى و كرخى بر فضاى كشور سايه افكن شده است؟

رهبر در بخشى ديگر از مقاله خود آورده است: برخى خانواده ها با بردن ماهواره ها و نوارهاى مستهجن به خانه هاى خود كمك به بى بند و بارى فرزندان و خانواده هايشان كرده و طراحان مد و لباس و شلوار كوتاه و آستين كوتاه و لباس بدنى و چسبان كه رقاصه هاى هاليوود از پوشيدنش شرم مى كنند، سفارش مى دهند و اگر از سوى نيروى انتظامى طرح ممانعت از آن عنوان شود، روشنفكران و برخى نمايندگان غوغاسالار، غوغا به راه مى اندازند.نماينده اصفهان با اشاره به اينكه بدحجابى حتى به حرمين شريفين نيز كشيده، آورده است: بعيد نيست، توطئه اى در كار باشد كه عده اى زنان بدحجاب را هم با اهداف تبليغاتى روانه كنند كه با آرايش و لباس مبتذل در حرمين ظاهر شوند و انقلاب اسلامى را بدنام كنند.

رهبر در پايان نتيجه گرفته است: امروز مسئوليت متوجه عاملان دين، اربابان فضل، صاحبان خطابه و منبر و قلم و نگارش است و از سوى ديگر مسئولين قضايى و اجرايى كه به فكر اسلام باشند، به فكر جوانان و نسل هاى بعد هستند، اين انقلابى كه خون بهاى صدها هزار شهيد است چه آسان بازيچه قرار گرفته و گرد خاموشى بر همه جا پاشيده اند.

 

برخورد پليس با دختراني که شلوارهاي کوتاه مي پوشند آغاز شد.

چهارشنبه 24 تير 1383- 14 ژوئيه 2004

به گزارش خبرنگار زنان ايران عصر امروز، نيروهاي يگان ويژه دور تا دور ميدان ونک را مستقر شدند و تعداد زيادي از دختراني را که شلوار کوتاه پوشيده بودند سوار بر ماشينهاي پاترول و پيکان با آرم نيروي انتظامي کردند.

به موجب همين گزارش، خيابانهاي منتهي به ميدان ونک پر از زناني بود که توسط مردمي که از ميدان ونک مي آمدند از ورود به ميدان برحذر داشته مي شدند. مشاهدات خبرنگار ما حاکي از آن است که حتي مردمي با ظاهري مذهبي به زنان مي گفتند: از آن طرف نرويد، دارند دخترها را مي گيرند!

در همين حال گروهي از نيروهايي با يونيفورم، در حالي که کارت انتظامات به دست داشتند، وارد مغازه هاي پاساژ ونک مي شدند و به بازرسي لباسهاي آنها مي پرداختند. يکي از مغازه داران در گفت و گو با خبرنگار زنان ايران گفت: آنها از ما خواستند شلوارهاي کوتاه و مانتوهايي که سر آستين آنها جمع مي شود و بلوزهاي حرير را جمع کنيم.

در بين اين گروه بازرسي چند دختر جوان نيز ديده مي شود که مانتو وشلوار و مقنعه پوشيده بودند.

مغازه دار ديگري که ويترينش تقريبا خالي شده بود نيز به خبرنگار ما گفت: من فقط لباس شب مي فروشم. به من دستور دادند هرچه لباس شب رنگي دارم از توي ويترين بردارم.

همچنين بوتيکها از ورود زناني که شلوار کوتاه پوشيده بودند به مغازه شان جلوگيري مي کردند و مي گفتند: اگر شما را داخل مغازه ببينند اينجا را پلمب مي کنند. براي سيگار کشيدن دختران در کافي شاپها نيز از سوي اداره کنندگان اين اماکن محدوديتهايي ايجاد شده است.

گفته مي شود دوشنبه اين هفته نيز با مغازه داران بازار قائم در تجريش نيز برخوردهايي مشابه شده است.

اين برخوردها در حالي صورت مي گيرد که روزنامه رسالت، ارگان جمعيت موتلفه اسلامي در شماره ديروز خود صراحتا نوشت: هرگونه برخورد حکومتي با مساله بي حجابي و بدحجابي محکوم به شکست است.

 

عاملي‌ براي‌ اشاعه‌ قاچاق‌ زنان‌

اعتماد - پنج شنبه 25 تير 1383- 15 ژوئيه 2004

قاچاق‌ انسان‌ به‌ تجارتي‌ جهاني‌ تبديل‌ شده‌ كه‌ تقريباص تمامي‌ كشورهاي‌ جهان‌ را به‌ خود مشغول‌ داشته‌ و منافعي‌ در خور توجه‌ براي‌ قاچاقچيان‌ و واسطه‌ها و كارچاق‌كن‌هاي‌ آنان‌ در بر دارد. قاچاق‌ انسان‌ پديده‌ جديدي‌ نيست‌، آنچه‌ در اين‌ ميان‌ نوظهور به‌ نظر مي‌رسد گستردگي‌ و پيچيدگي‌ دوران‌ جديد قاچاق‌ انسان‌ بويژه‌ قاچاق‌ زنان‌ و كودكان‌ است‌.

در مورد تعداد زنان‌ و كودكاني‌ كه‌ هر ساله‌ قاچاق‌ مي‌شوند اتفاق‌نظر وجود ندارد. سازمان‌ ملل‌ تخمين‌ مي‌زند كه‌ هر ساله‌ چهار ميليون‌ زن‌ در داخل‌ كشور يا در سطح‌ بين‌المللي‌ قاچاق‌ مي‌شوند. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ وزارت‌ امور خارجه‌ امريكا تعداد زناني‌ كه‌ هر ساله‌ براي‌ به‌ خدمت‌ گرفته‌ شدن‌ دربرده‌داري‌ جنسي‌ و به‌ كارگيري‌ آنها در مشاغل‌ سخت‌ قاچاق‌ مي‌شوند را هفتصدهزار نفر تخمين‌ مي‌زند كه‌ حداقل‌ 50 هزار تن‌ از اين‌ افراد به‌ داخل‌ امريكا قاچاق‌ مي‌شوند.

دستيابي‌ به‌ آماري‌ دقيق‌ و قابل‌ قبول‌ در اين‌ حيطه‌ تقريباص ناممكن‌ است‌ اما تخمين‌هاي‌ آماري‌ در مورد درآمدهاي‌ ناشي‌ از قاچاق‌ انسان‌ امكان‌ تخمين‌ تعداد تقريبي‌ افرادي‌ كه‌ در سطح‌ جهان‌ قاچاق‌ مي‌شوند را فراهم‌ آورده‌ است‌.

به‌ گزارش‌ دفتر مبارزه‌ با قاچاق‌ انسان‌ سازمان‌ ملل‌ متحد، قاچاق‌ انسان‌ صنعتي‌ گسترده‌ است‌ كه‌ عوايد سالانه‌ آن‌ به‌ پنج‌ تا هفت‌ ميليارد دلار بالغ‌ مي‌شود. يكي‌ از دلايل‌ اشاعه‌ و شكوفايي‌ اين‌ صنعت‌ اين‌ است‌ كه‌ بر خلاف‌ مجازات‌هاي‌ سنگين‌ كه‌ براي‌ قاچاق‌ مواد مخدر و سلاح‌ در اكثر كشورهاي‌ جهان‌ وضع‌ شده‌ مجازات‌ در نظر گرفته‌ شده‌ براي‌ قاچاق‌ انسان‌ بسيار ناچيز است‌.

دلايل‌ تاكيد بر قاچاق‌ بردگان‌ جنسي‌

قاچاق‌ زنان‌ و كودكان‌ براي‌ به‌ خدمت‌ گرفتن‌ آنان‌ در خانه‌هاي‌ فساد، توريسم‌ جنسي‌ و عروسي‌هاي‌ سفارشي‌ مهمترين‌ و شايع‌ترين‌ اشكال‌ قاچاق‌ بردگان‌ جنسي‌ هستند. به‌ همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ تقريباص نود درصد افرادي‌ كه‌ در عرصه‌ بين‌الملل‌ قاچاق‌ مي‌شوند زنان‌ و كودكان‌ هستند و سهم‌ مردان‌ در اين‌ صنعت‌ دهشتناك‌ بسيار ناچيز است‌ كه‌ براي‌ به‌ خدمت‌ گرفته‌ شدن‌ در كارخانجات‌ و مزارع‌ ربوده‌ شده‌ و به‌ فروش‌ مي‌رسند.

برخي‌ نهادهاي‌ دست‌اندركار مبارزه‌ با قاچاق‌ زنان‌ سعي‌ دارند به‌ كارگرفتن‌ آنان‌ به‌ عنوان‌ كارگر اجباري‌ را به‌ مثابه‌ بزرگترين‌ خطري‌ كه‌ متوجه‌ قربانيان‌ تجارت‌ برده‌ است‌، به‌ تصوير بكشند.

استدلال‌ اين‌ گروه‌ها اين‌ است‌ كه‌ قاچاق‌ برده‌ مغاير با اساسي‌ترين‌ حقوق‌ انسان‌ها و براي‌ سلامت‌ و حمايت‌ آنان‌ مضراست‌ و از اين‌ رهگذر تلاش‌ مي‌كنند تجارت‌ بردگان‌ جنسي‌ را ناچيز و كم‌اهميت‌ توصيف‌ كنند. آنچه‌ در اين‌ ضمن‌ به‌ فراموشي‌ سپرده‌ مي‌شود اينكه‌ زناني‌ كه‌ براي‌ انجام‌ كارهاي‌ اجباري‌ قاچاق‌ شده‌ و به‌فروش‌ مي‌رسند اكثراص مورد تعرض‌ مالكان‌ خود و ساير افراد قرار مي‌گيرند و ظلمي‌ مضاعف‌ را متحمل‌ مي‌شوند.

دلايل‌ بي‌شماري‌ براي‌ اشاعه‌ قاچاق‌ زنان‌ عنوان‌ مي‌شود كه‌ مهمترين‌ آنها افزايش‌ تقاضا در جوامع‌، فقر مفرط‌ خانواده‌ها، سياست‌هاي‌ جهاني‌سازي‌ كه‌ موجب‌ شده‌ دولتي‌ ناچار به‌ كاستن‌ از سطح‌ خدمات‌ اجتماعي‌ رايگان‌ شده‌ و عملكرد خود را به‌ عنوان‌ منبع‌ اصلي‌ تامين‌ شغل‌ براي‌ افراد جامعه‌ منقطع‌ كند، اشاعه‌ بيكاري‌ و... ذكر مي‌كند كه‌ هر يك‌ به‌ نوعي‌ به‌ فراهم‌ آمدن‌ بستر مناسب‌ براي‌ قاچاق‌ انسان‌ كمك‌ مي‌كنند. يكي‌ از مشكلات‌ جدي‌ بر سر راه‌ مبارزه‌ با قاچاق‌ انسان‌ بي‌توجهي‌ اكثر جوامع‌ غربي‌ به‌ مساله‌ فساد اخلاقي‌ در جامعه‌ است‌. جهاني‌ شدن‌ صنعت‌ قاچاق‌ بردگان‌ جنسي‌ معضلي‌ است‌ كه‌ بدون‌ پرداختن‌ به‌ مساله‌ فحشا در جامعه‌ امكان‌ مقابله‌ با آن‌ وجود ندارد.

ارتباط‌ بنياديني‌ بين‌ رسميت‌ شناختن‌ فحشا به‌ عنوان‌ يك‌ شغل‌ رسمي‌ در جامعه‌ و قانونمند كردن‌ فحشا با افزايش‌ ميزان‌ قاچاق‌ زنان‌ وجود دارد.

بيشترين‌ تعداد زنان‌ قاچاق‌ شده‌ مربوط‌ به‌ كشورهاي‌ اروپاي‌ شرقي‌ سابق‌ و جمهوري‌هاي‌ سابق‌ شوروي‌ هستند تا آنجا كه‌ تنها در هلند 70 درصد از زناني‌ كه‌ در اماكن‌ فحشا به‌ خدمت‌ گرفته‌ شده‌اند از اتباع‌ اين‌ كشورها هستند.

يكي‌ از مشكلات‌ جديد در زمينه‌ قاچاق‌ انسان‌، پيوند اين‌ صنعت‌ با قاچاق‌ سلاح‌ و آزار مقرون‌ به‌ صدمه‌ جسماني‌ و مرگ‌ است‌. علاوه‌ بر اين‌ كشورهاي‌ غربي‌ به‌ رغم‌ آنكه‌ خود از مهمترين‌ بسترهاي‌ افزايش‌ قاچاق‌ انسان‌ هستند آن‌ را يكي‌ از نتايج‌ فعاليت‌ گروه‌هاي‌ تروريستي‌ معرفي‌ مي‌كنند و در تلاشند زمينه‌ اجراي‌ معاهدات‌ بين‌المللي‌ مبارزه‌ با قاچاق‌ انسان‌ از جمله‌ معاهده‌ بين‌المللي‌ مبارزه‌ با قاچاق‌ انسان‌ مصوب‌ دسامبر سال‌ 2002ميلادي‌ را فراهم‌ آورند.

براساس‌ اين‌ معاهده‌ هيچ‌ كشور محق‌ به‌ قانوني‌ اعلام‌ كردن‌ فحشا نيست‌. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ برخي‌ از متحدان‌ نزديك‌ اين‌ كشور در اروپا از جمله‌ آلمان‌ و هلند فحشا را امري‌ قانوني‌ يا لااقل‌ اقداماتي‌ كه‌ مغاير با اصول‌ قانوني‌ نيست‌، قلمداد كرده‌اند.

گواهي‌ كه‌ از سوي‌ نهادهاي‌ بين‌المللي‌ در مورد لزوم‌ ممنوعيت‌ فحشا در سطح‌ كشورها مطرح‌ مي‌شود اشاره‌ به‌ نرخ‌ بالاي‌ قاچاق‌ زنان‌ و كودكان‌ به‌ كشورهايي‌ است‌ كه‌ داير كردن‌ اماكن‌ فساد روسپيگري‌ در آنها قانوني‌ شمرده‌ شده‌ است‌.

ديده‌بان‌ حقوق‌ بشر اوايل‌ سال‌ جاري‌ ميلادي‌ با انتشار گزارشي‌ شمايلي‌ كامل‌ و جامع‌ از روند قاچاق‌ انسان‌، بويژه‌ قاچاق‌ زنان‌ و كودكان‌ را به‌ تصوير كشيد كه‌ در آن‌ به‌ كارگيري‌ شيوه‌هايي‌ چون‌ اغفال‌ طعمه‌ها، تهديد و به‌ كارگيري‌ نيروي‌ فيزيكي‌ براي‌ واداشتن‌ قربانيان‌ صنعت‌ برده‌داري‌ جنسي‌ براي‌ متابعت‌ از دست‌اندركاران‌ اين‌ صنعت‌ اختصاص‌ يافته‌ است‌.

در برخي‌ موارد چون‌ كشورهاي‌ حوزه‌ بالكان‌ مقامات‌ فاسد دولتي‌ در تسهيل‌ روند قاچاق‌ زنان‌ و اشاعه‌ آن‌ نقشي‌ در خور توجه‌ ايفا مي‌كنند اگرچه‌ برخورد قضايي‌ با قربانيان‌ در كشورهاي‌ مقصد نيز در تداوم‌ قاچاق‌ انسان‌ بي‌تاثير نيست‌.

در اكثر اين‌ كشورها با قربانيان‌ به‌ عنوان‌ مهاجر غيرقانوني‌ برخورد مي‌شود و بي‌آنكه‌ به‌ آنچه‌ بر آنها روا داشته‌ شده‌ توجه‌ شود بردگان‌ جنسي‌ پس‌ از شناسايي‌ و دستگيري‌ اخراج‌ مي‌شوند.

 

غيردولتى ها براى توضيح احضار شدند

پنج شنبه 25 تير 1383- 15 ژوئيه 2004

گروه اجتماعى شرق، ثمانه قدرخان: عضو هيأت اجرايى همايش آسياپاسيفيك به محض بازگشت به تهران احضار شد. ۱۲ نفر از زنان نماينده تشكل هاى غيردولتى ايرانى براى شركت در همايش آسياپاسيفيك كه پيش از كنفرانس جهانى پكن +۱۰ برگزار شده، به تايلند سفر كرده بودند، پس از اتمام اين كنفرانس ده روزه در بدو ورود به فرودگاه مهرآباد با استقبال مأموران اطلاعاتى _ امنيتى روبه رو شدند. محبوبه عباسقلى زاده پس از عبور از آخرين بخش گمرك مهرآباد موظف شد در كوتاه ترين مدت براى پاره اى توضيحات در مورد اين سفر، خود را به بخش امنيتى وزارت امور خارجه معرفى كرده و در مورد مباحث مطرح شده در اين كنفرانس گزارش دهد.

عباسقلى زاده كه به عنوان تسهيلگر در اين گروه اعزامى در كنفرانس پكن +۱۰ شركت كرده بود پس از ارائه توضيحات به مقامات مسئول دولتى ايران در پاسخ به شرق مبنى بر رفع مشكل به وجود آمده، گفت: اطلاع ندارم ابهامات موجود براى مقامات مسئول ايرانى رفع شده يا نه ولى اميدوارم از حساسيت موجود بر فعاليت سازمان هاى غيردولتى در ايران كاسته شود. وى همچنين افزود: در شرايطى كه خلأهاى قانونى بسيارى در حوزه فعاليت هاى NGOها وجود دارد، اين طبيعى است كه دستگاه هاى امنيتى كشور نگران فعاليت هاى خارجى NGOها باشند.

سئوالاتى هم كه در اين بازجويى از من شد تقريباً در رابطه با شفاف شدن همين نگرانى ها بود اما با توجه به شفافيت فعاليت NGOهاى حرفه اى مثل ما مى توان از روش هاى بهترى هم استفاده كرد. با توجه به اينكه بالاخره ما هم به طور برابرى در جريان خطوط قرمز و خطوط اصولى منافع ملى هستيم، خيلى هم درست نيست از قواى قاهره نظير احضار و به قول خودشان مصاحبه يكطرفه استفاده كرد.

اين روش اصولاً با معيارهاى اخلاق NGOها نظير شفافيت و پاسخگويى صلح طلبى و غيرسياسى بودن مغاير بوده و موجب ايجاد اضطراب نگرانى در فضاهاى فعاليت هاى اجتماعى مى شود، اگر آقايان مايلند كه بدانند واقعاً ما چه فعاليت ها، نقطه نظرات و اهدافى داريم، مى توانند در كارگاه ها و سخنرانى هاى NGOها كه روزانه به تعداد زياد در سطح كشور برگزار مى شود، شركت كنند.

هر چند در حال حاضر به تعداد NGOها، سايت و خبرنامه هاى اطلاع رسانى وجود داشته و روزانه ده ها كارگاه و سمينار در خصوص فعاليت NGOها برگزار مى شود و همه اين موارد امكان دسترسى شفاف به اطلاعات موجود را براى همه شهروندان ايجاد كرده است، چه رسد به دستگاه هايى كه بر اين نوع امور متمركزند. عباسقلى زاده در توضيح سئوالات ردوبدل شده در اين ديدار گفت: تمركز سئوالات بر ابهام از فعاليت NGOهاى ايرانى در خارج از كشور بود و گفتند ممكن است تهديدهايى در برابر شما باشد كه از آن مطلع نيستيد و ما بايد به شما تذكر بدهيم.

رئيس مركز كارورزى تشكل هاى غيردولتى در ادامه صحبت هاى خود همچنين افزود: وزارت خارجه به جاى ايجاد چنين فضايى براى فعالان زنان بهتر است چالش اصلى در مورد موضوعات زنان را براى NGOهايى كه در چنين همايش هايى شركت مى كنند يا در ايران فعال هستند، تشريح كند تا تشكل ها و فعالان امور زنان در جهت مواضع ملى حركت كنند. اعضاى شركت كننده در همايش آسياپاسيفيك كه ديروز در يك جلسه با خبرنگاران به مباحث مطروحه در اين همايش پرداختند، حضور زنان ايرانى با عقايد متفاوت در اين همايش را به عنوان نقطه عطفى در شناخت دنيا از ايران عنوان كردند.

 

دومين نشست زن و مطبوعات 

ميترا شجاعي - تريبون فمينيستي ايران: چهارشنبه 24 تير 1383- 14 ژوئيه 2004

دومين نشست چگونگي بازتاب مسائل زنان در مطبوعات و رسانه ها 3شنبه 23 تيرماه درمحل انجمن صنفي روزنامه نگاران برگزار شد. نشست نخست به دعوت دفتر امورزنان وزارت كشور برگزار شده بود.

در ابتداي جلسه محتشمي مسئول دفتر امور زنان وزارت كشور در پاسخ به پرسش تريبون فمينيستي كه دليل توجه وزارت كشور را به اين موضوع پرسيده بود گفت: به اين علت كه ما مي خواهيم مسئله زنان، مسئله كل جامعه باشد و نه فقط مسائل خود زنان. ما مي خواهيم اقداماتي كه بخش دولتي در اين راستا انجام مي دهد منعكس شود هرچند نگاه ها به مسائل زنان ممكن است با نگاه شما متفاوت باشد. ما معتقديم مطبوعات بايد ابتدا با طرح مسائل زنان و سپس با تحليل آن به اين قضيه كمك كنند.

وي سپس با اشاره به متقف شدن تعطيلي دفارامورزنان وزارتخانه ها ، اين توقف را حاصل تلاش هاي مطبوعات و فعالان امور زنان دانست.

مباحث اصلي اين جلسه، همچون جلسه نخست، بيشتر براين موضوع متمركز بود كه آيا براي طرح مسائل زنان در مطبوعات بايد فضاي جداگانه اي اختصاص داد يا اين كه نگاه جنسيتي در كليه مباحث جاري باشد. شادي صدر مدير مسئول سايت زنان ايران، در اين حوزه روزنامه نگاران را در دودسته جاي داد و گفت: يك گروه دغدغه اصلي شان مسائلزنان است و از روزنامه نگاري به عنوان وسيله استفاده مي كنند و گروه ديگر به هرموضوعي كه جذابيت داشته باشدعلاقه مند هستند. به نظر من كار ما بايد اين باشد كه گروه دوم را جزو كساني كنيم كه دغدغه مسائل زنان را دارند. روزنامه نگاران ما احتياج به آموزش روزنامه نگاري ندارند ، بايد ياد بگيرند كه در كليه مسائل نگاه جنسيتي داشته باشند.

جعفري از سايت رويداد نيز توجه به مخاطبان مرد را در طرح مسائل زنان مهم دانست و گفت: به عقيده من مشكل بزرگ ما اين است كه صفحات زنان روزنامه ها را فقط براي زنان مي نويسيم حال آن كه ما بايد بيشتر روي مردان كار كنيم چرا كه اكثريت مردان جامعه ما متوجه ظلمي كه به زنان مي كند نيستند و آن را حق طبيعي خود مي دانند. ما بايد مردان را هم وارد ميدان كنيم.

 

ميترا شجاعى/ پرونده قتل لاله سحرخيزان و زنان قربانى

راديو آلمان - چهارشنبه 24 تير 1383- 14 ژوئيه 2004

شهلا جاهد به دليل ارتكاب قتل لاله سحرخيزان به اعدام محكوم شد اما هنوز بسيارى از جوانب پرونده اين قتل در هاله ابهام است. نقش ناصر محمد خانى، صاحبان خانه مجردى خيابان ظفر، نفوذ محمد خانى در دستگاه قضايى، تبانى او با شهلا براى به عهده گرفتن مسئوليت اين جنايت، همه مواردى هستند كه در دادگاه از آنها عبور شد. خانم ميترا شجاعى روزنامه نگار و فعال امور زنان كه اخيرا مقاله اى در بررسى وضعيت شهلا جاهد نوشته، در گفتگويى تلفنى به پرسش هاى صداى آلمان در اينمورد پاسخ ميدهد.

گفت و گو: مهيندخت مصباح

دويچه وله: خانم شجاعى، آيا شما به عنوان يك گزارشگر در دادگاه شهلا جاهد حضور داشتيد؟ اگر آرى، فضا را چگونه ديديد؟

ميترا شجاعى: متاسفانه من نتوانستم در جلسات دادگاه حضور يابم. علت آن هم اين بود كه بخاطر اينكه من خبرنگار رسمى نيسيتم و خبرنگار آزاد هستم،نتوانستم مجوز بگيرم. البته موضوع را پيگيرى مى كردم. نتيجه اى كه  از توضيحات دوستان و همكارانم و همينطور خواندن گزارشات جلسات دادگاه به دست آوردم، اين بود كه فضاى دادگاه كاملا دست خانم جاهد بود و تمام كسانى كه در دادگاه حضور داشتند بر اين عقيده بودند كه خانم جاهد حتا بسيار بهتر از يك وكيل مجرب توانست حرفهاى خود را بزند. آن چيزى كه براى ما، به عنوان كسانى كه در امور زنان فعال هستند بسيار جالب بود، اين بودكه يك زن، زنى كه نه سابقه ى فعاليت اجتماعى داشته  و به لحاظ طبقاتى هم زنى نبوده كه آزاد باشد، تا اين حد زيبا بتواند از خود در برابر رئيس دادگاه كه يك مرد است از خود دفاع كند.

دويچه وله: به نظر مى رسد موضوع اين قتل بيشتر با استنباط هاى عاطفى، مانند قربانى شدن در راه عشق، عشق ناب زنانه و از اين قبيل توام شده باشد. اما مسئله ى ناصر محمدخانى ومناسباتش با نيروهاى داراى نفوذ در دستگاههاى اجرايى و قضايى كمتر مورد بحث قرار گرفته است. افكار عمومى و روزنامه نگاران در اين مورد چه حساسيت هايى نشان داده اند؟

ميترا شجاعى: متاسفانه تعداد نشريات و مطبوعاتى كه به معناى واقعى آينه ى افكار عمومى محسوب شوند، در جامعه ما، بسيار كم است. بودند كسانى كه خواستند به مسايل پشت پرده وارد بشوند، بسيارى سعى كردند كه مردم را آگاه كنند، كه اين دادگاه سعى در پوشش گذاشتن بر يكسرى مسايل دارد، منتها چون تعداد اين مطبوعات بسيار كم است، چندان موفق نبودند. در مقابل آنها به قول ما روزنامه نگاران يكسرى نشريات به اصطلاح زرد  داريم. آنها فقط تمايل دارند كه موضوعى جنجالى بيابند و از آن سوژه اى بسازند و تيراژشان را بالا ببرند. همه چيز در اختيار آنها بود. يك وزرشكار معروف، يك زن صيغه اى يا معشوقه و يك زنى كه مقتول بود. آنها روى اين نكته دست گذاشتند كه زنى بوده، قربانى شده و گول خورده است. بعضى از آنها از اين زاويه به آن پرداختند و نتيجه گيرى اخلاقى كردند، كه اين نتيجه ى آنست كه آدم وارد زندگى ديگرى بشود. بعضى ها هم روى عشق تكيه كردند كه اين قدرت عشق بوده  و حتا خيلى از آنها در جمله بندى هاى خود به استعاره نقل مى كردند كه خيلى از مردها غبطه ى ناصر محمدخانى را  خورده اند كه زنى تا اين حد عاشق اوست. متاسفانه همانطور كه  شما هم در سوال خود به آن اشاره كرديد، به دليل اينكه مطبوعات سنگين ما تعداد بسيار كمى هستند، كمتر به اين موضوع پرداخته شد، كه شايد اصل ماجرا چيز ديگرى بوده است.

افكار عمومى هم دقيقا به همين گونه متفاوت بود. آنها هم در حقيقت دو دسته بودند. متسفانه چون نشريات زرد تعداد بيشترى را در جامعه مطبوعات ما تشكيل مى دهند و تيراژ بيشترى هم دارند و حتا در مواردى امكانات بيشترى از نشريات سنگين ما دارند، بالطبع افكار عمومى را بيشتر به سمت خود جلب كردند. خود من زمانى كه با مردم كوچه و بازار و يا با خانم ها صحبت مى كردم، مى ديدم كه متاسفانه فقط به همان نتيجه گيرى هاى اخلاقى كه هميشه وجود داشته، مى پرداختند. فرضا اينكه شهلا جاهد حقش بوده است و لاله ى سحرخيزان هم زنى بوده قربانى، مظلوم و بيگناه.  شهلا مجاهد زن لكاته اى است كه زندگى اينها را به هم ريخته و در آخر هم او را كشته است. هيچكس هم به اين فكر نكرد كه اصلا معلوم نيست كه شهلا قاتل باشد. با اينكه حكم اعدام شهلا صادر شده است، هنوز هم واقعا ثابت نشده است كه او قاتل است. حتا وكيل خود شهلا جاهد هم مى گويد كه مطمئن نيست كه او اين كار را انجام داده باشد.

دويچه وله: من جواب اين سوال خود را هنوز نگرفتم، كه آن دسته اى از روزنامه نگاران كه  مانند شما فكر مى كردند، چه تلاشى داشتند براى پوشش دادن به نقش خود ناصر محمدخانى و يا روشن كردن زواياى تاريك حضورافراد يا فردى كه گفته مى شود داراى نفوذ در دستگاه اجرايى يا قضايى ست.

ميترا شجاعى: شما حتما خود مى دانيد كه كار ما چقدر سخت است. هر يك كلمه اى كه مى خواهيد بنويسيد بايد يك ساعت درباره ى آن فكر كنيد. هر كلمه ى ما مى تواند بار حقوقى داشته باشد، هر كلمه ى ما مى تواند به ضرر ما تمام بشود. با اين همه  يكى از روزنامه هاى ما يكى از جلسات دادگاه را تيتر اول خود كرد.اين شايد بى سابقه بود در جامعه ما كه روزنامه اى كه شهرت به صبغه ى سياسى دارد و روزنامه اى كاملا سياسى ست، يكباره يك دادگاه كاملا جنايى را تيتر اول خود كند. تمام اينها نشان مى داد كه مى خواهند به مردم بگويند كه قضيه چيز ديگرى ست. ولى واقعا تلاش خوبى بود.

دويچه وله: در اين پرونده مسايلى مانند خانه هاى مجردى براى خلوت كردن آقايان، خيانت مرد به خانواده و زنش يا غيرمنزه بودن يك قهرمان ورزشى هم مطرح شده كه عملا فصل جديدى را در گفتگوهاى اجتماعى باز كرده است. سوال اينجاست كه واكنش جامعه يا واكنش نهادهاى فعال در امور زنان در مورد اين مباحث چه بوده است؟

ميترا شجاعى: مسئله ى خانه ى مجردى داشتن يا مسئله ى معشوقه داشتن آقايان اينها مسايلى هميشگى بوده و مسئله ى جديدى نيست. من فكر مى كنم از نگاه كسانى كه لااقل همفكرهاى ما هستند، اينها  بالاخره زندگى خصوصى يك آدم است. حتا سايت  ايفتريبون هم در دو سه مقاله خود به اين موضوع پرداخت  كه خيلى ها اين كارها را مى كنند و چرا فقط كار اين فرد آنقدر برجسته شده است. بعلاوه در اين رسوايى اخلاقى بين ورزشكاران ما آقاى محمدخانى، اولين كسى نبوده كه اين مسئله را داشت. قبل از ايشان هم بسيارى از ورزشكارهاى معروف ما، نه با يك زن بلكه با چندين زن در خانه ها دستگير شده بودند. بنابراين اين موضوع جديدى نيست و ما سعى كرديم اين وجه قضيه را بزرگ نكنيم. مسئله اين است، كه دو زن قربانى شده اند و اين آقا خانه ى مجردى داشته، خيانت به همسرش كرده، در كار قاچاق بوده و خنده دارترين حكم در موردش صادر مى شود كه شامل ۷۴ ضربه شلاق و ۵۰ هزارتومان جريمه نقدى ست. اين خنده دار است. بالاخره مردى هم در اين جريان شركت داشته است. از اين دو زن، يكى كه كشته شد، ديگرى هم زير فشار تبليغاتى و فشار زندان است.

 شما فكر كنيد كه شهلا دو  سالى ست كه در زندان  با اين همه فشار تبليغاتى است . ما دو قربانى زن داريم با اين عاقبت. بعد يك مردى كه اين وسط بوده و از هر دو طرف گناهكار بوده . يعنى هم از يكطرف خيانت به زندگى زناشويى اش كرده و هم از طرف ديگر اين زن را وارد يكسرى جرياناتى كرده  كه اصلا بويى هم از آن نبرده بوده است. حالا حكم اين مرد بايد ۵۰ هزارتومان جريمه نقدى و ۷۴ ضربه شلاق باشد.

 اين مرد راست راست براى خودش مى گردد، چون وزرشكار است و براى عده اى الگو بوده است. الان كه كار به اينجا رسيده است، تا چه حد تاوان اعمال ناهنجارش را پس مى دهد. به عقيده ى ما هيچ. ما مى خواستيم اين را بگوييم. متاسفانه افكار عمومى جامعه ى بسيار به ضرر شهلا بود. به خصوص روزهاى اول، يعنى اولين بارى كه شهلا اعتراف كرد، همه گفتند كه او زن ناصر محمدخانى را تكه تكه كرده است و معشوقه ى او بوده است. ولى حتا يك نفر هم نگفت، كه ناصر محمدخانى هم بالاخره مرد منحرفى بوده است. اگر كار شهلا خلاف است، كار ناصر محمدخانى هم خلاف است. حداقل شهلا شوهر نداشته است، ولى او كه زن و بچه هم داشته است.

دويچه وله: خانم شجاعى در گزارشها طورى از هوش و حضور ذهن شهلا جاهد  سخن گفته مى شود، كه گويى لزوما هر زن صيغه شده يا معشوقه اى بايد خنگ، بى شخصيت و بى سواد باشد. شما از چنين كليشه اى چه برداشتى داريد؟

ميترا شجاعى: شهلا جاهد زن باهوشى ست و با هوشش همه را منكوب خود كرده است. چرا منكوب خودش كرده است؟ چون توانسته آن را نشان بدهد. شايد خيلى از زنان ما باهوش تر از او باشند، ولى برايشان موقعيتى پيش نيامده كه هوش خود را در معرض ارزيابى صدها يا هزاران نفر بگذارند. هزاران نفر غيرمستقيم از طريق خواندن روزنامه ها، از طريق دنبال كردن جلسات دادگاه تحت تاثير هوش اين زن قرار گرفته اند. منكوب اين شده اند كه چگونه حتا قاضى را بازى مى داد. علت اينكه اين مسئله به چشم آمده همين بوده است. وگرنه هر زنى مى تواند باهوش تر از او باشد. مسئله نه بخاطر اين بود كه او زن صيغه اى يا معشوقه بود، بلكه به اين خاطر بود اينكه او توانست بسيار زيبا جلسات دادگاه را بچرخاند.

خيلى بعيد به نظر ميرسيد كه شهلا با توجه به طبقه اى كه در آن رشد كرده، در دادگاه چنين واكنشى نشان دهد. او دريك خانواده ى بسيار معمولى، از نظر مالى بسيار سطح پايين، شامل ۱۱ خواهر و برادر بزرگ شده است، بدون اينكه مطالعه ى اجتماعى داشته باشد. اين از مهمترين نكات دادگاه بود كه يك زن بسيار معمولى به اين حد هوشمندانه و بسيار زيبا بتواند همه را در دادگاه بازى دهد. بلد باشد كه زيركانه و طورى كه به ضررش تمام نشود، به سوالها جواب بدهد وضمنا اين گونه بى پروا از عشقش حرف بزند. شما مى دانيد كه در جامعه ى ما مرد بسيار راحت اظهار عشق مى كند، ولى زن مجبور است عشق خود را پنهان كند. و اگر هم چيزى بگويد، مى گويند كه چقدر بى حيا ست. شهلا بدون توجه به چنين جامعه اى و  طبقه اى كه در آن بزرگ شده، در دادگاه راحت از عشق خود مى گويد. آخرين دفاعيه ى او شعرى ست كه از عشق خود مى گويد. اين مسايل انسان را منكوب مى كند، و آدم مى فهمد كه چقدر قدرت بيان دارد. پرداختن به هوش شهلا ربطى به مسئله ى زن صيغه اى يا معشوقه نداشت..

دويچه وله: مثلا خود شما در مقاله ى تان نوشته ايد، كه اين همه هوش و قدرت بيان شهلا منجر به آن نشد كه معشوق را عاشق كند. منظورتان  چيست؟

ميترا شجاعى: اين عشق، عشقى ست يكطرفه. يعنى تا آن حدى كه شهلا عاشق ناصر است، ناصر شايد يكهزارم آن عاشق شهلا نباشد و من مى خواستم اين را بگويم كه متاسفانه جامعه ى ما، فرهنگ ما، سنت ما و از همه مهمتر قوانين ما طورى ست كه حتا زنى با اين درايت و با اين هوش كه مى توانست زنى بسيار موفق و خوشبخت در زندگى خصوصى و اجتماعى خود باشد، نتوانست  يك مرد را مانند ناصر محمدخانى به تمام و كمال عاشق خود كند. شهلا مى گويد اين به من مى گفت تو برو، من از تو متنفرم. يعنى اين آدمى كه توانسته به نحوى افكار عمومى را به سوى خود برگرداند، نتوانسته يك مرد را عاشق خودش بكند. جامعه ى ما متاسفانه اين قدرت را به مرد داده است، كه پيش خودش بگويد: تو كى هستى، صدتا مثل تو عبيد من هستند. من اصلا تو را مى خواهم چكار؟ به خصوص اگر آن مرد ناصر محمدخانى باشد، يعنى يك بازيكن سرشناس با روابط بسيار بالا. من خواسته ام بگويم شهلا قربانى يك چنين مناسباتى است.